﻿WEBVTT

00:00:00.-430 --> 00:00:06.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:06.220 --> 00:00:07.290
<i> - قسمت 32 - </i>

00:00:07.290 --> 00:00:13.990
بهم بگو ، اینو به پسرمم گفتی؟
که میخوای ازدواج کنی؟

00:00:13.990 --> 00:00:15.750
نه

00:00:18.130 --> 00:00:26.800
که اینطور،تو هنوز بهش نگفتی.اون هنوز
نمیدونه قصد تو اینه درسته؟

00:00:26.800 --> 00:00:32.390
راستش ، بچه ها هم هنوز نمیدونن و این خیلی سخته

00:00:33.540 --> 00:00:35.720
...ولی مادر، اگه شما

00:00:35.720 --> 00:00:39.450
منظورت از مادر چیه؟ لطفاً منو اینطوری صدا نکن

00:00:39.450 --> 00:00:42.590
من اصلاً قصد ندارم با تو مثل عروسم رفتار کنم

00:00:42.590 --> 00:00:48.310
حتی اگه آسمونم به زمین بیاد من تو رو به عنوان
عروسم قبول ندارم ، این نظر و حرف خودته

00:00:48.310 --> 00:00:52.410
راستش رو بخوای این خیلی سخته، چرا دنبال چیزی
به این سختی میری؟

00:00:52.410 --> 00:00:58.330
و بیخیال راهای خوب دیگه میشی، من
فقط این حرفتو نشنیده میگیرم

00:00:58.460 --> 00:01:03.389
لطفاً هیچ وقت اینو به پسرم نگو، اون کسی
نیست که روی حرف من حرف بزنه

00:01:03.390 --> 00:01:06.790
اون از وقتی بچه بوده ، هیچ وقت کاری
خلاف نظر پدر مادرش نکرده

00:01:06.790 --> 00:01:13.490
اون از اون پسرایی نیست که تو رو به مادرش
ترجیح بده ، اونم مادری که تو رو رد کرده

00:01:13.490 --> 00:01:20.130
دستیار آن ، تو باید اینو خوب بدونی
و دوباره خوب فکر کنی

00:01:23.200 --> 00:01:24.520
شروع

00:01:34.140 --> 00:01:35.150
!درسته

00:01:37.050 --> 00:01:37.889
درسته

00:01:37.890 --> 00:01:40.400
برنده

00:02:02.160 --> 00:02:04.360
برنده

00:02:23.250 --> 00:02:25.870
چی شده وو یونگ مچ پات خوبه؟

00:02:25.870 --> 00:02:28.100
من خوبم

00:02:28.100 --> 00:02:32.140
آجوشی واست چکش میکنه، دراز بکش

00:02:33.380 --> 00:02:35.750
همین جاست

00:02:43.110 --> 00:02:47.400
قوزک پات ورو کرده. چرا؟ به خاطر مسابقه ی الانه؟

00:02:47.400 --> 00:02:51.680
اون موقعی که خواستم ضربه نخورم فکر کنم یه کم پیچ خورد

00:02:51.680 --> 00:02:56.670
اینطوری نمیشه ، باید بری بیمارستان اگه
همینطوری بذاریش بدتر میشه

00:02:56.670 --> 00:02:59.530
نه، میتونم برم برای مرحله ی بعد

00:02:59.530 --> 00:03:02.290
نه نمیتونی ، تو الان درد داری

00:03:02.290 --> 00:03:06.670
این یه مسابقه ی واقعی نیست و فقط یه بازیه، باید
از انجام دادنش لذت ببری،نمیتونی زیاده روی کنی

00:03:06.670 --> 00:03:10.000
این خطرناکه ، باهام بیا بیمارستان
بیا روی کولم

00:03:10.000 --> 00:03:12.830
بابا من چی؟ یه کم دیگه مسابقه ی منه

00:03:12.830 --> 00:03:16.380
تو هم باید باهام بیای
دوستت درد داره

00:03:16.380 --> 00:03:17.620
باشه

00:03:17.620 --> 00:03:19.330
بریم، بیا روی کولم

00:03:19.330 --> 00:03:21.960
نه، احتیاجی نیست آجوشی

00:03:21.960 --> 00:03:24.170
پس آجوشی بغلت میکنه و می بردت

00:03:24.170 --> 00:03:26.160
بپر بالا

00:03:28.150 --> 00:03:29.960
مراقب باش

00:03:30.820 --> 00:03:32.750
!آهااا

00:03:38.570 --> 00:03:41.710
ولی آجوشی ، خودم میتونم راه برم

00:03:41.710 --> 00:03:44.510
میدونم که میتونی

00:03:44.510 --> 00:03:49.130
ولی اگه به خودت فشار بیاری این ممکنه بدتر بشه
به خاطر همین کولت کردم

00:03:49.130 --> 00:03:50.490
من سنگینم ، درسته؟

00:03:50.490 --> 00:03:53.540
نه، اصلاً هم سنگین نیستی

00:03:57.480 --> 00:04:02.670
تو بهم گفتی چون یه بار ازدواج کردی
دیگه تمایلی به ازدواج مجدد نداری

00:04:02.670 --> 00:04:08.040
با اینکه با اجازه و رضایت خونوادت بدون هیچ مشکلی
ازدواج کردی ولی شکست خوردی

00:04:08.040 --> 00:04:15.600
با اینکه نمیدونم تقصیر کی بوده ولی این ازدواج
صد مرتبه سخت تر از ازدواج قبلیته

00:04:15.600 --> 00:04:18.610
پنج تا بچه که با هم رابطه ی خونی ندارن و والدینی که مخالف هستن

00:04:18.610 --> 00:04:23.090
چطور انتظار داری که نتیجه اش یه ازدواج شاد باشه؟

00:04:23.090 --> 00:04:28.820
واسه خاطر همین نیست که به پسرم نمیگی میخوای
ازدواج کنی، چون اینو میدونی؟

00:04:31.520 --> 00:04:34.680
شما کاملاً درست میگین خانوم

00:04:36.570 --> 00:04:38.520
من متأسفم

00:04:40.550 --> 00:04:45.050
میدونم منظورتون چیه

00:04:45.050 --> 00:04:51.050
واسه خاطر همین هم هستش که هیچ وقت
نتونستم تصور کنم که ازدواج بکنم

00:04:51.050 --> 00:04:58.960
ولی، هیچ وقت تصور نمیکردم که
مردی به خوبی سر گروه رو ببینم

00:04:58.960 --> 00:05:05.680
زندگی من انقدر سخت گذشته که هیچ وقت فکر نمیکردم
بتونم کسی به خوبی اون رو داشته باشم

00:05:05.680 --> 00:05:12.160
ولی کسی مثل اونو دیدم ، اتفاقی که
هیچ وقت فکرشو نمیکردم افتاد

00:05:13.800 --> 00:05:19.460
از وقتی که سر گروه خواستگاری کرده
من به این فکر میکنم

00:05:19.460 --> 00:05:27.860
اگه اون همون آدمی باشه ، که هر وقت آشفته ام ازم حمایت کنه"

00:05:27.860 --> 00:05:34.490
اگه اونه، هر چقدرم که اوضاع سخت بشه ، میتونم
"بهش تکیه کنم و محکم بهش بچسبم

00:05:34.490 --> 00:05:40.210
"منم ميتونم بچه هام رو خوب بزرگ کنم"
من همش به این چیزا فکر میکنم

00:05:42.490 --> 00:05:50.300
نمیشه به این ازدواج رضایت بدین؟

00:06:01.700 --> 00:06:04.120
قورک پات خیلی ورم کرده

00:06:04.120 --> 00:06:11.390
باید از جلو با آتل ببندیمش
یه کمی درد میکنه

00:06:11.390 --> 00:06:13.300
من خوب میتونم دردم رو تحمل کنم

00:06:13.300 --> 00:06:15.090
باشه

00:06:19.890 --> 00:06:24.870
وو یونگ اگه دردت میاد میتونی گریه کنی، اگه
خیلی تو خودت بریزی بدتر هم میشه

00:06:24.870 --> 00:06:30.420
پس خیلی توی خودت نگه ندار، میتونی گریه کنی
آجوشی اینجا کنارت میمونه

00:06:31.360 --> 00:06:36.630
<i>وو یونگ قبل تر یکی یه چیزی بهم گفت</i>

00:06:36.630 --> 00:06:43.080
<i>اگه درد داری میتونی گریه کنی ، اگه خیلی بریزی توی
خودت اونوقت مریض میشی ، پس تو هم گریه کن</i>

00:06:43.080 --> 00:06:49.140
<i>اگه سخته میتونی داد و بیداد کنی
مامان همه رو قبول میکنه</i>

00:06:49.140 --> 00:06:55.320
مامانمم قبلاً همینو بهم گفت

00:06:55.320 --> 00:07:01.560
شما اینو به مامانم گفته بودید آجوشی؟

00:07:06.090 --> 00:07:13.120
آره ، من اونو به مامانت گفتم

00:07:13.120 --> 00:07:19.700
راستش، منو مامانت یه جورایی به هم نزدیکیم

00:07:19.700 --> 00:07:24.270
آجوشی و مامانت توی یه شرکت کار میکنن
ما قبلاً اینو بهت گفتیم ، درسته؟

00:07:24.270 --> 00:07:26.330
آره

00:07:26.330 --> 00:07:31.040
هر وقت مامانت زمان سختی داره ، آجوشی اینو بهش میگه

00:07:32.650 --> 00:07:33.380
درد میکنه

00:07:33.380 --> 00:07:35.410
فقط یه کم تحمل کن

00:07:43.220 --> 00:07:49.400
اگه شما موافقت کنین و مراقبمون باشین منم همه ی
تلاشمو میکنم تا برای سر گروه و بچه ها خوب باشم

00:07:49.400 --> 00:07:53.970
یه لحظه صبر کن، من وانمود میکنم که این مطلبُ نشنیدم

00:07:53.970 --> 00:07:58.300
دستیار آن منم یه دختر دارم

00:07:58.300 --> 00:08:03.160
منم احساساتت رو به عنوان یه زن درک میکنم

00:08:03.160 --> 00:08:08.810
اما جواب من هنوز نه هست. هر وقت صحبت
از قلب میشه همیشه همه چیز آشفته ست

00:08:08.810 --> 00:08:13.750
حتی اگه کسی خیلی هم مصمم باشه، هیچکس نمیدونه چی پیش میاد

00:08:13.750 --> 00:08:19.490
لطفاً بهم نگو که میخوای ازدواج کنی

00:08:19.490 --> 00:08:23.470
ازت خواهش میکنم. تو اینو بهم
قول میدی ، درسته؟

00:08:26.920 --> 00:08:31.990
بله. همین کارو میکنم

00:08:31.990 --> 00:08:37.050
پس من به گفته ات اعتماد میکنم و میرم

00:08:56.530 --> 00:08:58.510
داری گریه میکنی؟

00:08:59.840 --> 00:09:01.110
اون زن کجاست؟

00:09:01.110 --> 00:09:02.860
فرستادمش بره چون ازش خوشم نیومد

00:09:02.860 --> 00:09:05.370
چرا؟ تو که گفتی خوشگله

00:09:05.370 --> 00:09:11.040
تو گفتی اون خوشتیپه و دوتایی تون سلیقه ی مشترکی دارین ، پس چرا
بعد از اینکه این همه ازش تعریف کردی فرستادیش بره؟

00:09:11.040 --> 00:09:13.550
خودت چی؟ تو چرا اومدی؟

00:09:16.160 --> 00:09:22.590
ناگفته نمونه که لباس خیلی زیبایی پوشیدی،آرایشت هم خوشگله
هرچند واسه اینکه گریه کردی یه کمی خرابش کردی

00:09:22.590 --> 00:09:26.710
اگه اینقدر لباس قشنگ پوشیدی و تموم راه رو
تا اینجا اومدی، چرا گریه می کردی؟

00:09:26.710 --> 00:09:30.410
آه، اول من باید اینو بپرسم

00:09:30.410 --> 00:09:34.300
تو دفعه ی پیش اومدی اینجا درسته؟

00:09:35.400 --> 00:09:37.520
آره؟

00:09:37.520 --> 00:09:43.330
اونو ولش کن و بهم بگو چرا فرستادیش بره
اونم وقتی که گفتی خودم بیام چکش کنم؟

00:09:44.990 --> 00:09:47.080
تو منو دوست داری؟

00:09:47.080 --> 00:09:48.260
نه

00:09:48.260 --> 00:09:51.090
من فرستادمش بره چون تو رو دوست دارم

00:09:51.090 --> 00:09:51.720
چی؟

00:09:51.720 --> 00:09:55.200
این اولین باری نیست که گفتم دوست
دارم ، چرا دوباره تعجب کردی؟

00:09:55.200 --> 00:09:57.880
وقتی اینطوری یه دفعه ایی میگی
واقعی نظر نمیاد

00:09:57.880 --> 00:10:00.100
چون اگه حرفمو با منظور بگم تو متوجه نمیشی

00:10:00.100 --> 00:10:01.650
پس چرا رفتی سر قرار از پیش تعیین شده؟

00:10:01.650 --> 00:10:05.900
من سر قرار از پیش تعیین شده نرفتم، من
اون روز منتظر تو بودم

00:10:05.900 --> 00:10:12.450
همین الان اون کارکُنه بهم گفت با یه خانوم
بودی و باهاش رفتی

00:10:12.450 --> 00:10:16.060
پس تو اون روزم گریه کردی؟

00:10:16.060 --> 00:10:19.590
بهم بگو وقتی باهم دیگه رفتین چیکار کردین؟

00:10:19.590 --> 00:10:24.720
تا اونجایی که یادمه با هم رفتیم نوشیدنی خوردیم و یکمی
هم باهمدیگه بیلیارد بازی کردیم؟

00:10:24.720 --> 00:10:29.630
پس اون دفعه که بهم زنگ زدی باهاش
!بودی؟ اونم تا اون ساعت؟

00:10:29.630 --> 00:10:33.190
واو ، تو ملزومات قرار گذاشتن رو میدونی

00:10:33.190 --> 00:10:36.150
تو هم وقتی که حسودی میکنی و هم وقتی که
بحث میکنی خیلی کیوت و بانمک میشی

00:10:36.150 --> 00:10:39.350
حس میکنم الان داریم باهم دعوای عشقولانه میکنیم

00:10:39.350 --> 00:10:40.660
نه خیرم،هیچم اینطور نیست

00:10:40.660 --> 00:10:44.700
خودتو ببین، ما حتی باهمدیگه قرار نمیذاریم ولی
تو الان عصبانی شدی و حسودیت شده

00:10:44.700 --> 00:10:46.880
گفتم اینجور نیست

00:10:48.100 --> 00:10:49.950
بیا باهم دیگه قرار بذاریم

00:10:50.960 --> 00:10:56.960
من تو رو دست دارم ، تو هم منو، هیچ شک و شبهه ایی
هم توش نیست ، پس بیا از امروز باهم قرار بذاریم

00:11:01.940 --> 00:11:06.349
از اونجایی که تو خیلی خجالتی هستی اگه تا سه ثانیه ی دیگه
منو رد نکنی ، من اینطور برداشت میکنم که قبول کردی

00:11:06.350 --> 00:11:08.260
!یا خود خدا ، اون چیه؟

00:11:14.430 --> 00:11:17.310
یک ، دو ، سه

00:11:18.590 --> 00:11:23.550
سه ثانیه گذشت از اونجایی که تو منو رد نکردی من اینطور
در نظر میگیرم که ما از امروز به بعد قرار میذاریم

00:11:26.590 --> 00:11:32.190
بیا بریم یه چیزی بخوریم، چی دوست داری؟
من هرچی که بخوای بخوری رو،برات میخرم

00:11:38.470 --> 00:11:43.380
اون گفتش که اینکارو نمیکنه و
قصد ازدواج مجدد رو هم نداره

00:11:43.380 --> 00:11:48.890
پسر بزرگم نباید از این موضوع مطلع بشه

00:12:36.610 --> 00:12:38.819
یون دو یه لحظه صبر کن!، یون دو

00:12:38.820 --> 00:12:42.010
چیزی که دوست داشتی بخوری نودل این رستورانه بود؟

00:12:42.010 --> 00:12:43.530
چرا؟ تو دوست نداری؟

00:12:43.530 --> 00:12:47.950
البته که نه ،هرچی که تو دوست
داشته باشی منم دوست دارم

00:12:47.950 --> 00:12:51.470
به هر حال ، این قرار اولمونه ، درسته؟

00:12:51.470 --> 00:12:54.350
حتی اگه استیک فروشی این محل خوب باشه

00:12:54.350 --> 00:12:57.480
بیا دفعه ی بعد بیایم

00:12:57.480 --> 00:13:00.380
نمیخوام ، من نودل های اونا رو دوست دارم

00:13:00.380 --> 00:13:05.000
بیا دفعه ی بعد برگردیم. من واسه خاطر تو
بهترین استیک جمهوری کره رو میخرم

00:13:06.870 --> 00:13:10.980
آی، هی، هی، یون دو
!آیگو، یون دو

00:13:10.980 --> 00:13:15.480
واو، ميدونی امروز چه اتفاق تاريخی و بزرگيه؟

00:13:15.480 --> 00:13:19.270
ما میخوایم خاطره ایی بسازیم که تا یه عمر موندگار باشه

00:13:19.270 --> 00:13:21.260
<i>اون</i> لازمه که حتماً توی
رستورانه غذا بخوریم؟

00:13:21.260 --> 00:13:24.170
تو میخوای که نودل بخوری و بیخیال استیک بشی؟

00:13:24.170 --> 00:13:26.440
و تازشم باید تو همچین محله ایی باشه؟

00:13:34.590 --> 00:13:38.830
به نظر میاد که یون دوی من نودل اینجا رو دوست داره

00:13:41.570 --> 00:13:44.050
پدر

00:13:44.050 --> 00:13:46.680
چی شده که اومدی اینجا؟

00:13:46.680 --> 00:13:49.820
لطفاً دو تا کاسه نودل برامون آماده کنین

00:13:54.900 --> 00:13:57.400
چطورین ، پدر؟

00:13:57.400 --> 00:14:01.200
چی باعث شده که بیاین اینجا آقای کیم سانگ مین؟

00:14:01.200 --> 00:14:03.420
...خُب...آه

00:14:03.420 --> 00:14:09.060
یون دو گفتش که شما نودل های خوشمزه ایی رو درست
میکنین واسه خاطر همین اومدم تا امتحانش کنم

00:14:09.060 --> 00:14:11.300
اوه،‌که اینطور

00:14:11.300 --> 00:14:13.240
بشینید ،بشنین

00:14:13.240 --> 00:14:15.230
باشه پدر

00:14:17.070 --> 00:14:19.200
برو اونجا لطفاً

00:14:35.300 --> 00:14:37.810
...قلبم

00:14:37.810 --> 00:14:42.310
باید بهم میگفتی که این رستوران پدرته

00:14:44.030 --> 00:14:49.470
واو! تو خیلی ناقلایی، چطور به فکرت رسید توی
قرار اولمون منُ بیاری درست پیش پدرت؟

00:14:49.470 --> 00:14:51.810
انقدر منو دوست داری؟

00:14:51.810 --> 00:14:54.150
هیچم اینطور نیست

00:14:54.150 --> 00:14:57.000
تو ازم پرسیدی چی دوست دارم بخورم

00:14:57.000 --> 00:14:59.600
واسه خاطر همین من بهت چیزیُ که
از همه بیشتر دوست داشتمو گفتم

00:14:59.600 --> 00:15:03.470
ولش کن، من خیلی متاٰثر شدم ، پس جوابمو نده

00:15:03.490 --> 00:15:06.730
راستی مامانت اینجا نیست؟

00:15:06.730 --> 00:15:09.220
فکر نکنم این دورُ بَر باشه

00:15:09.220 --> 00:15:12.470
اونا معمولاً دوتایی باهم کار میکنن
ولی اون امروز اینجا نیستش

00:15:16.630 --> 00:15:18.490
!لطفاً بفرمایین

00:15:18.490 --> 00:15:20.000
!بله بفرمایین تو

00:15:24.660 --> 00:15:28.550
اول واستون آب میارم

00:15:34.630 --> 00:15:36.750
<i>میخواین سفارش بدین؟</i>

00:15:36.750 --> 00:15:40.430
حتماً شنیدین که استیک های ما به
حدی خوبه که میمیرین واسش

00:15:40.430 --> 00:15:44.390
شما از کارکنای اینجا هستین؟ فکر نکنم

00:15:44.390 --> 00:15:47.020
آه...من داماد آینده شون هستم

00:15:47.020 --> 00:15:50.570
مردی که توی آشپزخونه ست قراره پدرزنم بشه

00:15:50.570 --> 00:15:53.530
و اونی که اونجا وایستاده دوست دخترمه

00:15:53.530 --> 00:15:57.340
احیاناً شما گلف باز حرفه ایی کیم سانگ مین نیستین؟

00:15:57.340 --> 00:15:58.850
- درسته؟ &lt;br&gt; - چی؟

00:15:58.850 --> 00:16:01.570
<i>اون بازیکن گلف کیم سانگ مینه</i>

00:16:06.960 --> 00:16:09.900
سوو ، امروز معلم زبانت میاد پس تو زودتر برو خونه

00:16:09.900 --> 00:16:12.390
من بعد از اینکه وو یونگ رو بردم میام خونه

00:16:12.390 --> 00:16:16.340
باشه پدر، داداش یون وو یونگ امیدوارم پات بهتر بشه

00:16:16.340 --> 00:16:19.190
- خدافظ &lt;br&gt; - تو مدرسه می بینمت

00:16:22.860 --> 00:16:24.940
من خونه ام

00:16:24.940 --> 00:16:28.930
آیگو، سوو اینجاست. مسابقه رو بردی؟

00:16:28.930 --> 00:16:31.810
نه نتونستم تموم کنم

00:16:31.810 --> 00:16:35.440
اوه نه، چطور اومدی؟ چرا
تنهایی اومدی؟ پدرت کجاست؟

00:16:35.440 --> 00:16:40.480
وو یونگ امروز سر مسابقه ی تکواندو مچ پاش آسیب دید

00:16:40.480 --> 00:16:43.600
واسه خاطر همین هم رفتیم بیمارستان
و نتونستم مسابقه رو تموم کنم

00:16:43.600 --> 00:16:46.690
آه، من مطمئن بودم که اول میشم

00:16:48.180 --> 00:16:50.330
به هر حال چطور که با بابات نیومدی؟

00:16:50.330 --> 00:16:53.580
بعد اینکه وو یونگ رو ببره خونه ، میادش

00:16:53.580 --> 00:16:55.550
آه، پس اینطوری شده

00:16:55.550 --> 00:16:59.170
زود باش، برو بالا ، دست و صورتت رو بشور و لباساتو
عوض کن معلم انگلیسیت به زودی میاد

00:16:59.170 --> 00:17:01.110
باشه

00:17:05.800 --> 00:17:09.360
حالا ، حتی نقش پدر اونو بازی میکنه

00:17:09.360 --> 00:17:13.390
به هر حال، اون بچه آسیب دیده ولی چرا
نذاشته سوو توی مسابقه شرکت کنه؟

00:17:13.390 --> 00:17:17.080
میخواد واسه خاطر اون بچه، آینده ی سوو
رو خراب کنه؟

00:17:17.080 --> 00:17:21.050
این فقط یه مسابقه ی تکواندوئه ، این
جلوی آینده ی سوو رو نمیگیره

00:17:21.050 --> 00:17:25.120
آیگو شاید، این فقط یه مسابقه ی تکواندو بوده باشه ولی

00:17:25.120 --> 00:17:28.590
ما نمیدونیم که در آینده اون دست به چه کاری میزنه

00:17:28.590 --> 00:17:30.780
فقط به این فکر کن که امروز چی شد

00:17:30.780 --> 00:17:34.630
اگه اونا ازدواج کنن، سوو و بین ممکنه همیشه
این مشکل واسشون پیش بیاد

00:17:34.630 --> 00:17:37.470
اونا واسه خاطر اون بچه کنار زده میشن

00:17:37.470 --> 00:17:40.060
اونا فقط پنج نفر هستن

00:17:40.060 --> 00:17:44.220
سوو و بین با بزرگ شدن با اون بچه ها با
چه عشق و توجهی بزرگ میشن؟

00:17:44.220 --> 00:17:45.790
بهش که فکر کنی،می بینی تعداد بچه ها زیاده

00:17:46.390 --> 00:17:50.570
...آیگو...وو یونگ

00:17:50.570 --> 00:17:54.010
از این طرف بیاین ، بفرمایین تو

00:17:54.010 --> 00:17:56.430
بفرما

00:17:56.430 --> 00:18:00.280
آیگو! چی شده؟

00:18:00.280 --> 00:18:05.820
وو یونگ توی مسابقه ی تکواندو پاش آسیب دیده ، ما
الان داریم از بیمارستان میایم

00:18:05.820 --> 00:18:09.230
خیلی صدمه دیدی؟ نمیتونی راه بری؟

00:18:09.230 --> 00:18:11.950
نه مامان بزرگ، میتونم راه برم، ولی

00:18:11.950 --> 00:18:15.440
آجوشی منو کول کرد تا بتونم زودتر خوب بشم

00:18:15.440 --> 00:18:19.380
من فقط پام پیچ خورده
خوبم

00:18:19.380 --> 00:18:21.930
من برمیگردم ، باید برم دست شویی

00:18:29.670 --> 00:18:34.110
سر گروه ، شما چرا وو یونگ رو کول کردی آوردی خونه؟

00:18:34.110 --> 00:18:37.620
پسرم و وو یونگ هر دو توی یه مسابقه تکواندو بودن

00:18:38.400 --> 00:18:43.930
مادربزرگ...میشه یه لحظه حرف بزنیم؟

00:18:50.360 --> 00:18:53.900
به خاطر اتفاقی که اون روز افتاد متأسفم

00:18:53.900 --> 00:18:57.480
پیش خودم فکر کردم که شخصاً
باید ازتون عذرخواهی کنم

00:18:57.480 --> 00:19:04.720
مادر و مادرزنم اشتباه بزرگی رو کردن
من به جای اونا عذرخواهی میکنم

00:19:04.720 --> 00:19:10.500
آیگو... کاری نیست که آدم واسه خاطر بچه اش نکنه، این
چیزی نیست که بخوای ازش شرمنده باشی

00:19:10.500 --> 00:19:13.730
با این حال، بزرگترا نباید اینطوری رفتار کنن

00:19:15.160 --> 00:19:17.240
اون دوتا نباید میومدن خونه ی من

00:19:17.240 --> 00:19:21.460
منی که تنها بودم رو اذیت میکردن، نباید اون کارو میکردن

00:19:21.460 --> 00:19:24.460
درست میفرمایین ، متأسفم

00:19:24.460 --> 00:19:27.280
منم کار خوبی نکردم

00:19:27.280 --> 00:19:29.860
باید فقط ساکت میموندم

00:19:33.860 --> 00:19:43.030
مادربزرگ، راستش من از دستیار آن خواستم
که باهام ازدواج کنه

00:19:44.050 --> 00:19:48.150
!این واقعیت داره؟ خدای من

00:19:48.150 --> 00:19:53.360
چطور می جونگ درباره ی این، چیزی بهم نگفته؟

00:19:53.360 --> 00:19:56.420
احتمالاً میخواسته که بهم جواب منفی بده

00:19:56.420 --> 00:19:58.770
اون قبلاً یه بار اینکارو کرده

00:19:58.770 --> 00:20:02.430
ولی من قصد ندارم دستیار آن رو ول کنم

00:20:03.370 --> 00:20:07.250
مادر بزرگ میشه یه کم بهم کمک کنین؟

00:20:07.250 --> 00:20:12.220
چطور یه پیرزن مثل من میتونه بهت کمک کنه؟

00:20:12.220 --> 00:20:15.610
من حتی نمیدونستم شما دوتا به چه فکری میکنین

00:20:15.610 --> 00:20:20.670
من به اون دوتا چه چیزایی که نگفتم....حالا چیکار کنم؟

00:20:20.670 --> 00:20:22.800
...آه...چطور میتونم

00:20:22.800 --> 00:20:26.070
مشکلی نیست، من حواسم به این مسئله هست

00:20:26.070 --> 00:20:30.690
لطفاً به دستیار آن کمک کنین تا نظرشو عوض کنه

00:20:32.010 --> 00:20:39.570
پس تو درباره ی ازدواج با می جونگ ، تصمیمت قطعیه؟

00:20:39.570 --> 00:20:44.080
بله، من هیچ وقت تصمیم رو عوض نمیکنم

00:20:56.120 --> 00:21:00.670
آیگو ، به این زودی رسیدیم

00:21:00.670 --> 00:21:02.080
همینُ بگو

00:21:02.080 --> 00:21:03.700
توام احساس بدی داری ، درسته؟

00:21:03.700 --> 00:21:06.420
...شاید

00:21:06.420 --> 00:21:09.860
درسته. خودم میدونم چه احساسی داری
نمیخواد چیزی بگی

00:21:09.860 --> 00:21:14.550
روز به سرعت گذشت، دلم میخواست که عصرم با تو باشم

00:21:14.550 --> 00:21:17.810
من امروز خیلی سرم شلوغه ، چون باید
به زودی برم سر زمین تمرین

00:21:17.810 --> 00:21:21.910
تو آخر هفته ها هم تمرین میکنی؟

00:21:21.910 --> 00:21:25.140
راستش فقط چند روز تا مسابقات مونده

00:21:25.140 --> 00:21:29.400
من از اونایی هستم که نمیذارن موقع
مسابقات حواسشون پرت بشه

00:21:29.400 --> 00:21:33.920
این دفعه به لطف یه نفر سرم یه کم شلوغ بود

00:21:35.410 --> 00:21:39.190
پس...میخوای چیکار کنی؟ مطمئنی
که میتونی خوب انجامش بدی؟

00:21:39.190 --> 00:21:43.890
البته. من همیشه خوب عمل میکنم این دفعه حتی
!فکر میکنم که کارم بهترم باشه

00:21:43.890 --> 00:21:48.140
دوست دخترم تشویقم میکنه، پخش زنده ی
مسابقه رو میبینی دیگه ، درسته؟

00:21:48.140 --> 00:21:51.200
باشه...نگاه میکنم

00:21:52.530 --> 00:21:58.260
وقتی دارم برای مسابقه آماده میشم یه مدتی منو
نمی بینی ، فکر میکنی بتونی اینو تحمل کنی؟

00:21:58.260 --> 00:21:59.340
...آره

00:21:59.340 --> 00:22:03.490
هی، هی ولی حالت صورتت یه چیز دیگه میگه

00:22:03.490 --> 00:22:09.240
آیگو...یون دوی من چیزای زیادی هست که نمیدونه
باید خیلی چیزا یادت بدم

00:22:09.240 --> 00:22:12.480
وقتی رسیدی خونه اول از همه تقویمت رو دربیار

00:22:12.480 --> 00:22:15.010
و امروز رو به عنوان بهترین روز علامت بزن

00:22:15.010 --> 00:22:18.000
چون امروز اولین قرارمونو داشتیم

00:22:18.000 --> 00:22:21.300
تا صدمین روز همه روزا رو علامت بزن
و چشم انتظار باش

00:22:21.300 --> 00:22:24.180
همینطور که هر روز میگذره به این
فکر کن که چقدر قراره خوشحال باشی

00:22:24.180 --> 00:22:28.300
من حتی از چیزی که آرزو کردی
هم بیشتر خوشحالت میکنم

00:22:29.310 --> 00:22:34.830
اگه دلت برام تنگ شد بهم زنگ بزن، اگه
فایده ای نداشت بدو بیا پیشم

00:22:34.830 --> 00:22:37.550
چیزی که میخوای بگی رو، رک بگو

00:22:37.550 --> 00:22:41.030
اگه چیز خوشمزه ایی واسه خوردن هست یا کار جالبی
برای انجام دادنه هست بیا همه رو با هم انجام بدیم

00:22:41.030 --> 00:22:46.030
و...اون چیه؟

00:22:51.180 --> 00:22:54.990
اگه خواستی اینکارو بکنی، اول اینکارو بکن
هروقت که خواستی

00:22:54.990 --> 00:23:00.840
به این میگن قرار گذاشتن ، ما قراره با هم قرار بذاریم
میتونی هر کاری رو که میخوای بکنی

00:23:00.840 --> 00:23:03.350
من همه چی رو قبول میکنم

00:23:03.350 --> 00:23:10.750
و عشق اول قدیمیت رو فراموش کن
از امروز من عشق اولتم

00:23:12.670 --> 00:23:14.750
خب، من دیگه میرم

00:23:15.690 --> 00:23:17.900
ها؟

00:23:17.900 --> 00:23:20.040
خدافظ

00:23:20.040 --> 00:23:22.010
من میرم

00:24:03.300 --> 00:24:04.000
<c.yellow>[دوست دخترم]</c>

00:24:37.000 --> 00:24:40.360
<c.color00CC66><i>مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
...لطفاً پس از شنیدن صدای بوق</i></c>

00:24:59.520 --> 00:25:04.680
<i>حالا که بهش فکر میکنم بعد از دیدنت
دستیار آن، فکر نمیکنم دیگه به اینجا اومده باشم</i>

00:25:05.530 --> 00:25:10.110
<i>منم سر گروه از وقتی که تو رو دیدم دیگه
به رودخونه ی هان نرفتم</i>

00:25:11.070 --> 00:25:14.550
<i>دیگه هیچ وقت تنهایی نرو رود خونه ی هان</i>

00:25:15.490 --> 00:25:20.710
<i>دیگه هیچ وقت تنهایی هم نباید بیای اینجا</i>

00:26:13.670 --> 00:26:15.370
پس شما دوتا الان باهمید؟

00:26:15.370 --> 00:26:17.210
جدی میگی؟

00:26:18.300 --> 00:26:22.990
وای برادر، من واقعاً بهت احترام میذارم تو پسر باحالی هستی

00:26:22.990 --> 00:26:27.340
آره، این که چیز جدیدی نیست من همیشه اینجور آدم باحالی بودم

00:26:27.340 --> 00:26:34.420
پس اون کدو تنبل حلوایی ات بالاخره اون عشق
یه طرفه ی هفت ساله شو فراموش کرد؟

00:26:34.420 --> 00:26:39.750
اون دیگه مهم نیست ، فکر میکنم انقدری آرومم که
 اگه اون پسرو ببینم، براش یه نوشیدنی هم بخرم

00:26:39.750 --> 00:26:42.080
واقعاً؟ انقدر آرومی؟

00:26:42.080 --> 00:26:44.960
البته در واقع من ازش ممنونم

00:26:44.960 --> 00:26:50.470
چون اون نقدر خنگ بوده که الماسی مثل یون دو رو تشخیص نده
واسه خاطر همین اون الان دوست دختر منه

00:26:50.470 --> 00:26:52.570
!من خیلی ازش ممنونم

00:26:52.570 --> 00:26:55.620
ولی بازم هرچی باشه؟، اون پسرهه رو
واسه هفت سال دوست داشته

00:26:55.620 --> 00:26:59.810
اونا یه جا کار میکنن به خاطر همین نمیدونم
اون واقعاً با این مشکلی داره یا نه

00:26:59.810 --> 00:27:03.980
اوه راستی، گفتی اون کدو حلوایی
شیرین کجا کار مکینه؟

00:27:03.980 --> 00:27:07.800
چطور میتونی اینطوری با بی احترامی اونو کدو حلوایی
صدا کنی؟ باید اونو زن داداش گرامی صدا کنی

00:27:07.800 --> 00:27:13.480
فکر میکنم که خیلی زوده که اینطوری صداش کنم،پس من فقط
خانومه کدو حلوایی شیرین صداش میکنم. خانوم کدو حلوایی

00:27:14.570 --> 00:27:20.790
اوه راستی بین تو و اون دختره که رفت سر قرار از پیش تعیین
شده ، چی شد؟ باهاش همه چی رو تموم کردی؟

00:27:22.130 --> 00:27:26.960
نه ، بینمون همه چی تموم نشده
تموم کردن باهاش آسون نیست

00:27:27.770 --> 00:27:31.430
نمیدونستم جدا شدن میتونه اینقدر سخت باشه

00:27:31.430 --> 00:27:38.290
ببین ، حتی اگه واست سخت هم باشه بهتر از اونه که واسه خاطر
یه دختر عیجب غریبی مثل اون بخوای زندگیتو خراب کنی

00:27:38.290 --> 00:27:44.660
فقط چشاتو ببند و همه چیز رو تحمل کن
اون حتی بهت زنگ هم نمیزنه ، درسته؟

00:27:44.660 --> 00:27:46.060
آره

00:27:46.060 --> 00:27:51.070
بهت چی گفتم؟ اون تو رو فراموش کرده
و داره زندگیشو میکنه

00:27:52.130 --> 00:27:56.540
این ساعتی پنج هزار وونه؟ ولی حداقل دستمزد
فعلی 6030 وونه

00:27:56.540 --> 00:28:00.430
فکر میکنم تو اینو نمیدونی چون هنوز
نمیدونی توی دنیای واقعی چه خبره

00:28:00.430 --> 00:28:07.120
ولی توی زندگی پول همه چی نیست ، میدونی
مهمترین چیز برای جوونا چیه؟

00:28:07.120 --> 00:28:09.740
تجربه ست

00:28:09.740 --> 00:28:14.840
تو باید طرز نگاهت جوری باشه که چیزای مهمتر از پول
برات مهم باشه تا بتونی به آرزوت برسی

00:28:14.840 --> 00:28:17.510
اینطوری میتونی مهارت هات رو بیشتر کنی

00:28:17.510 --> 00:28:19.750
جوونی یعنی تحمل درد، اینو نمیدونی؟

00:28:19.750 --> 00:28:25.830
قربان ، تجربه و پیشرفت چیز خوبیه اما این
حرفا رو وقتی که دستمزد طرف رو دادی باید بگی

00:28:25.830 --> 00:28:28.880
فقط واسه خاطر اینکه من جوونم باعث نمیشه یه پری باشم که
برای زنده موندن فقط به رؤیا و آرزو احتیاج داشته باشم

00:28:28.880 --> 00:28:31.700
و قانون حداقل دستمزد رو که بیخودی نذاشتن

00:28:31.700 --> 00:28:35.420
این قانون رو کشور واسه تثبیت
معیشت کارگرا وضع کرده

00:28:35.420 --> 00:28:38.230
و حداقل دستمزد در اصل تعریفش همینه

00:28:38.230 --> 00:28:41.680
کم ترین و حداقل ترین معنیش اینه که
جنابعالی حق کم کردنش رو نداری

00:28:41.680 --> 00:28:46.930
اگه اینجوری با پررویی حرف بزنی
هیچ جا نمیتونی کار پاره وقت پیدا کنی

00:28:46.930 --> 00:28:52.090
این طرز برخوردت اصلاً توی
زندگی کمکی بهت نمیکنه

00:28:52.090 --> 00:28:58.910
به نظر من ، فارغ از طرز برخورد من،از شخصی مثل
جنابعالی من هیچ چیزی یاد نمیگیرم

00:28:58.910 --> 00:29:00.960
خدافظ

00:29:12.250 --> 00:29:16.690
من همه ی خرجی ایی که پدرم
بهم داده رو خرج کردم

00:29:16.690 --> 00:29:22.910
الان کاملاً بی پول شدم. من با یه
بیکار بی پول هیچ فرقی ندارم

00:29:27.650 --> 00:29:30.960
باید فقط اینو بفروشم؟

00:29:30.960 --> 00:29:37.280
نه نمیتونم اینکارو بکنم ، این ماشین منه ولی واقعاً
مال خودمم نیست ،بابام صاحب واقعی این ماشینه

00:29:38.010 --> 00:29:42.250
اینم ماشین بابائه ، اینم خونه ی بابائه

00:29:43.150 --> 00:29:46.590
!بابا همه چی داره! بهش حسودیم میشه

00:29:47.770 --> 00:29:48.740
!خاله

00:29:48.740 --> 00:29:50.330
جین جوو، تو خونه ایی

00:29:50.330 --> 00:29:51.720
اون چادر واسه چیه؟

00:29:51.720 --> 00:29:56.380
خونواده ی دوستم ، بابا و من میخوایم بریم کمپ بزنیم
واسه خاطر همین زودتر داریم تمرین میکنیم

00:29:58.360 --> 00:30:00.750
امشب میخوایم اینجا بخوابیم

00:30:00.750 --> 00:30:04.690
خوبه. تو خوش شانسی که همچین پدر فوق العاده ایی داری

00:30:04.690 --> 00:30:08.540
موضوع چیه جین جوو؟ بیرون که بودی
اتفاقی افتاده؟

00:30:08.540 --> 00:30:15.170
همیشه واسه من یه اتفاقی میفته، من میرم داخل، شب
به خیر شوهر خواهر ، بچه ها شب شما هم بخیر

00:30:15.170 --> 00:30:17.360
!شب به خیر خاله
!شب به خیر خاله

00:30:21.060 --> 00:30:26.500
اون مچ پاش پیچ خورده ولی اینجوری که
خودش میگه آسیب جدی ایی ندیده

00:30:26.500 --> 00:30:32.910
سر گروه وو یونگ رو کول کرده بود و آوردش تا اینجا ، اون
گفت وو یونگ نباید راه بره چون پاش ممکنه بدتر بشه

00:30:33.800 --> 00:30:38.460
فکر کنم مُسکن اثر کرده ، چون بدون
اینکه شام بخوره خوابش برد

00:30:38.460 --> 00:30:41.430
به نظرت بیدارش کنم و بهش شام بدم مادربزرگ؟

00:30:41.430 --> 00:30:43.950
بذار بخوابه

00:31:00.900 --> 00:31:02.870
بشین

00:31:07.020 --> 00:31:14.120
سر گروه ازت نخواسته باهاش ازدواج کنی؟
چرا اینو به من نگفتی؟

00:31:14.120 --> 00:31:18.660
فایده ایی نداره که بهتون بگم چون بهم
میگید که باهاش ازدواج کنم

00:31:18.660 --> 00:31:22.380
اون بهم گفت تویی که نمیخوای
باهاش ازدواج کنی، ولی چرا؟

00:31:22.380 --> 00:31:26.260
به خاطر اینه که مادر و مادربزرگش مخالفن؟

00:31:27.590 --> 00:31:32.040
برای بچه ها ناراحتم ، بچه ها باید با داشتن
ناپدری کنار بیان

00:31:32.040 --> 00:31:36.130
اینطوری هم نیست که پدر خودشون زنده نباشه و اینجوری
هم نیست که اونا همدیگه رو نمی بینین

00:31:36.130 --> 00:31:42.180
بچه ها چطور می تونن همچین چیز درهم برهمی رو
قبول کنن؟ اونا تازه درباره ی طلاق من مطلع شدن

00:31:42.180 --> 00:31:46.330
مگه اون عوضی به عنوان پدر بچه ها براشون چیکار کرده؟

00:31:46.330 --> 00:31:52.940
سر گروه هم همینطور ، بچه هاش دارن
بدون هیچ مشکلی زندگیشونو میکنن

00:31:52.940 --> 00:31:59.680
پس تصور کن اگه اون یه دفعه ایی ازدواج کنه بچه هاش چه احساسی پیدا میکنن ،‌اونا
باید توی یه محیط جدید زندگی کنن و از هرچی که داشتن بگذرن

00:31:59.680 --> 00:32:03.730
چطور میتونم از بچه ها بخوام واسه
جاه طلبی من این چیزا رو تحمل کنن؟

00:32:03.730 --> 00:32:07.350
و فکر میکنی سر گروه با دیدن همچین
چیزی میتونه راحت زندگی کنه؟

00:32:07.350 --> 00:32:09.210
ولی تو دوست داری که باهاش ازدواج کنی

00:32:09.210 --> 00:32:14.270
ولی من یه مادرم

00:32:14.270 --> 00:32:21.180
مگه احساس من حالا چقدر مهمه؟ این واقعاً برام اهمیتی نداره

00:32:21.180 --> 00:32:27.090
تازه شم، تموم این مدت به خوبی زندگی کردیم

00:32:27.090 --> 00:32:33.260
چرا میگی که زندگی خوبی داشتی؟ تو همیشه
قبل اینکه بخوابی نوشیدنی میخوردی

00:32:34.330 --> 00:32:36.570
فکر کردی من هرگز متوجه نمیشم؟

00:32:36.570 --> 00:32:44.630
هروقت کشوی میزت رو باز میکردم هر دفعه یه
بطری جدید بود، بعد از اینکه اینو فهمیدم

00:32:44.630 --> 00:32:49.230
هر وقت می دیدم لبخند میزنی احساس میکردم
قلبم داره میترکه

00:32:50.740 --> 00:32:56.930
به خودم گفتم "اون فقط وانمود به خندیدن میکنه" ولی
از درون داغونه

00:32:58.460 --> 00:33:07.680
هر شب چک میکردم و می دیدم که نوشیدنی توی شیشه کمتر
میشه ، میدونی هر وقت اونو میدیم چه احساسی داشتم؟

00:33:07.680 --> 00:33:13.540
!اونوقت من باید چیکار کنم؟
!!همه مخالف این ازدواجن

00:33:13.540 --> 00:33:17.840
!!حتی اگه بزرگترا اجازه بدن من هنوزم باید با بچه ها کنار بیام

00:33:17.840 --> 00:33:20.630
!!مادربزرگ،چرا با من اینکارو میکنی؟

00:33:21.500 --> 00:33:24.030
فقط بخاطر همین باهاش بهم میزنی؟

00:33:24.030 --> 00:33:28.730
وقتی اینقدر همدیگه رو دوست دارین
برات راحته که باهاش به هم بزنی؟

00:33:30.220 --> 00:33:32.560
فقط بهش بگو که میخوای باهاش ازدواج کنی

00:33:33.350 --> 00:33:39.630
وقتی یه مرد از میخواد باهاش ازدواج کنی تو باید
بدون اینکه پشت سرت رو نگاه کنی دنبالش بری

00:33:39.630 --> 00:33:45.960
آخه چطور میتونم اینکارو بکنم؟
مگه مامانُ مادرزنشو ندیدی؟

00:33:45.960 --> 00:33:49.520
با این تفاسیر آخه چطوری میتونم از
سر گروه بخوام باهام ازدواج کنه؟

00:33:51.860 --> 00:33:54.000
میخوام باهاش بهم بزنم

00:33:56.880 --> 00:33:59.560
فقط همین کارو میتونم بکنم

00:34:01.060 --> 00:34:03.670
فقط تنهام بذار ، مامان بزرگ

00:34:03.670 --> 00:34:06.550
من واقعاً روزای سختی رو دارم سپری میکنم

00:34:30.210 --> 00:34:31.779
<i>داری در مورد چی حرف میزنی خواهر شوهر؟</i>

00:34:31.780 --> 00:34:35.920
<i>ما هم وقتی همه دختر و پسرات
 ازدواج کردن هدیه ی ازدواج گرفتیم</i>

00:34:35.920 --> 00:34:41.170
<i>...حتی پسر عمو، اسمش چی بود؟ اوه آره ، یونگ ته</i>

00:34:41.170 --> 00:34:46.090
حتی وقتی یونگ ته ازدواج کرد ما هدیه ی ازدواج
گرفتیم، پس چطور میتونم اینو نادیده بگیرم؟

00:34:47.090 --> 00:34:52.820
سوون یونگ اینجا رو ببین ،اینو ببین، شاید ماهم
باید این نوع ژست رو تمرین کنیم، درسته؟

00:34:52.820 --> 00:34:56.580
اوپا مشکل الان این نیست

00:34:56.580 --> 00:35:00.570
تو درباره ی جهیزیه و هدیه های ازدواج با مادرت حرف نزدی؟

00:35:00.570 --> 00:35:03.550
من هنوز درباره ی این باهاش حرف نزدم

00:35:03.550 --> 00:35:06.280
قبل از اینکه بخوایم بریم به ماه عسل باید اول
با مامانت در این مورد حرف بزنی

00:35:06.280 --> 00:35:11.840
من شنیدم که مادرت داشت با عمه بزرگت
در مورد هدیه های ازدواج حرف میزد

00:35:11.840 --> 00:35:15.410
گرفتن تموم هدیه های عروسی چقدر هزینه داره؟

00:35:17.400 --> 00:35:19.910
پدرت چند تا خواهر و برادر داره؟

00:35:19.910 --> 00:35:23.540
فکر میکنم حداقل باید 500 هزار وون داشته باشیم

00:35:23.540 --> 00:35:26.990
نمیتونم بی خیال هدیه ی ازدواج خواهر و برادرتم بشم

00:35:26.990 --> 00:35:29.800
در ضمن مامانت داشت در مورد اثاثیه هم حرف میزد

00:35:29.800 --> 00:35:34.650
فکر کنم به جای 500 هزار وون ، حداقل
به یه میلیون وون احتیاج داریم

00:35:36.230 --> 00:35:39.030
فقط همین جا بمون،میرم باهاش حرف بزنم

00:35:43.150 --> 00:35:46.750
مشکل بزرگی داریم، یک ، دو ، سه

00:35:46.750 --> 00:35:50.780
فکر نکنم بتونم جبران زحمتات رو بدم

00:35:50.780 --> 00:35:55.450
خیلی ممنونم،سلامت باشی

00:35:57.180 --> 00:35:58.630
مامان

00:35:59.760 --> 00:36:04.090
چرا اینطوری صدام میکنی؟ من سرم شلوغه
پس برو سر اصل مطلب

00:36:04.090 --> 00:36:09.520
ما حتی قرار نیست عروسی بگیریم و
میخوایم یه ماه عسل ساده بگیریم

00:36:09.520 --> 00:36:12.750
پس واجبه که حتماً جهیزیه و هدایای ازدواج رو بخریم؟

00:36:12.750 --> 00:36:15.010
مگه من جلوتونو گرفتم که عروسی نکنین؟

00:36:15.010 --> 00:36:18.660
حداقل باید هدایای عروسی رو بگیرین تا مردم
بدونن که شما دو نفر ازدواج کردین

00:36:18.660 --> 00:36:22.380
فکر میکنی بقیه عروسیشون رو الکی
با بزرگترای فامیل میگیرن؟

00:36:22.380 --> 00:36:26.120
فرض کنیم با سوون یونگ برین یه مراسم خونوادگی

00:36:26.120 --> 00:36:31.300
اونا همشون میخوان بپرسن اون کیه، باید به همه زنگ بزنم
و بگم اوه ، اونا قرار نیست عروسی بگیرن

00:36:31.300 --> 00:36:34.890
و فقط گواهی ازدواجشونو گرفتن، من
نمیتونم اینکارو بکنم ، درسته؟

00:36:34.890 --> 00:36:40.950
خوبه که کارایی رو انجام بدی که راحت و دَر خور هستن، اما
همیشه باید کاری رو که درسته انجام بدی. بهش ميگن مسئولیت

00:36:42.020 --> 00:36:45.540
ولی تو میدونی که سوون یونگ هیچ پولی نداره

00:36:45.540 --> 00:36:49.780
منم هیچی ندارم که بهش کمک کنم

00:36:49.780 --> 00:36:54.020
چطوری توی این وضعیت میتونم به سوون یونگ
بگیم که هدیه ی ازدواج بگیره؟

00:36:54.020 --> 00:36:57.070
چطور میتونم این کارو نکنیم وقتی
همیشه گرفتیم؟

00:36:57.070 --> 00:37:00.820
ما از خونواده ی عمه و عموت هدیه ی ازدواج گرفتیم

00:37:00.820 --> 00:37:05.330
تو و پدر گرفتین ، اینطور نیست که
سوون یونگ گرفته باشه

00:37:05.330 --> 00:37:07.790
پس شما و پدر باید براشون جبران کنین

00:37:07.790 --> 00:37:11.140
چرا به سوون یونگ میگین جبران کنه؟
در ضمن مگه ما اینکارو نکردیم؟

00:37:11.140 --> 00:37:15.050
ما همه ی اینکارا رو برای عروسی داداش کردیم
همین بسه، منم باید اینکارو بکنم؟

00:37:15.050 --> 00:37:18.410
نمیخواین هیچ تخت و کمدی تو اتاق خوابتون بذارین؟

00:37:18.410 --> 00:37:22.390
میخواین همین جوری با چند تا پتو و بالشت سر کنین؟

00:37:22.390 --> 00:37:27.320
من میخوام خودم پول در بیارم و اون چیزا رو بخرم

00:37:28.560 --> 00:37:32.100
گمشو! تو رو خدا ببین چه بلبل زبونی هم میکنه

00:37:32.100 --> 00:37:33.530
ای بابا ، مامان

00:37:33.530 --> 00:37:36.940
!!گمشو
باشه، باشه

00:37:36.940 --> 00:37:40.090
مامان ، من خیلی واضح همه چی رو بهت گفتم ، باشه؟

00:37:40.090 --> 00:37:42.350
پس سعی نکن از سوون یونگ هدیه ی ازدواج
!بگیری، اونو نگیر

00:37:46.170 --> 00:37:52.200
سیب از درختش دور نمیافته ، هر دوتا پسرام درست
مثل پدرشون خیلی به زناشون اهمیت میدن

00:37:53.070 --> 00:37:57.630
همه مون شبیه هم هستیم چون منم همه ی عمرم
با همچین مردی زندگی کردم

00:38:01.080 --> 00:38:06.820
<i>اگه با کسی مثل اون باشم هروقت که زمان سختی
دارم و متزلزل میشم میتونه منو سرپا نگه داره</i>

00:38:06.820 --> 00:38:13.450
<i>اگه با کسی مثل اون باشم میتونم هرچقدرم که شرایط
سخت شد به اون تکیه کنم و همه چی رو تحمل کنم</i>

00:38:13.450 --> 00:38:18.920
<i>میتونیم بچه هامونم خوب بزرگ کنیم، من
فقط به این چیزا فکر میکنم</i>

00:38:19.640 --> 00:38:24.450
اون درست میگه ، پسرم انقدر قوی هست که اونا میتونن
به همه ی مشکلات غلبه کنن و خوب زندگی کنن

00:38:24.450 --> 00:38:32.220
میدونم که اون واست یه چیز دیگه ست ، دلم برای
اون دختر میسوزه

00:38:34.460 --> 00:38:37.640
!خدای من. من نمیتونم اینجوری ضعیف باشم اوه می سوک

00:38:37.640 --> 00:38:41.810
!به خودت بیا اون پنج تا بچه داره، فهمیدی؟

00:38:47.580 --> 00:38:49.320
!هی

00:38:50.290 --> 00:38:55.800
بینی به یکی از همکلاسیاش خیلی نزدیکه، احیاناً
اونو میشناسی؟

00:38:55.800 --> 00:38:58.260
منظورتون وو ریه؟
اسمش وو ریه؟

00:38:58.260 --> 00:39:00.740
آره ، اسمش یون وو ریه، مگه چی شده؟

00:39:00.740 --> 00:39:07.120
فقط اینکه طبق چیزی که مادرزن سانگ ته
میگه، اون خیلی بدجنسه

00:39:07.120 --> 00:39:12.590
نه مامان ، اون یه کم بلند پروازه ولی خیلی باهوشه

00:39:12.590 --> 00:39:16.590
مادرزن سانگ ته میگفت که اون روی بین اثر منفی داره
پس اینطور نیست؟

00:39:16.590 --> 00:39:21.810
نه مامان ، به نظر من اون روی بین اثر مثبتی داره

00:39:21.810 --> 00:39:24.670
من فکر میکنم این بینه که مشکل داره

00:39:24.670 --> 00:39:27.760
اون چه مشکلی داره؟

00:39:27.760 --> 00:39:31.000
اگه بهت بگم میخوای بری پیش مادرزن داداش و
بهش چیزای بد میگی

00:39:31.000 --> 00:39:35.250
فقط بهم بگو، بین چه مشکلی داره؟

00:39:35.250 --> 00:39:38.790
بین نسبت به بچه های دیگه خیلی لوسه

00:39:38.790 --> 00:39:42.370
بینی خیلی نمیتونه کاراشو خودش خوب انجام بده
چون توی خونه خیلی لوسش میکنن

00:39:42.370 --> 00:39:46.090
اون مثل یه بچه ی لوس خیلی ادا در میاره

00:39:46.090 --> 00:39:50.090
وو ری مثل بچه های همسن و سال خودش نیست و
خیلی بلند پروازه و نسبت به سنش خیلی پخته ست

00:39:50.090 --> 00:39:54.800
اینطوری که به نظر میاد وو ری دختر زنیه
که داداشت الان باهاش قرار میذاره

00:39:54.800 --> 00:39:57.350
اوه واقعاً؟ اون دوتا دوستای جون جونی هستن

00:39:57.350 --> 00:40:00.380
سوو هم با برادر بزرگه ی وو ری
دوستای صمیم ایی هستن

00:40:00.380 --> 00:40:03.600
اوه درسته، چند وقت پیش یه اتفاقی افتاد

00:40:03.600 --> 00:40:07.560
و میدونی که معلمه سو دوست منه ، دوستم
نمیدونه سو برادرزاده ی منه

00:40:07.560 --> 00:40:11.260
چند وقت پیش مادرزنِ داداش رو ، واسه خاطر طرز
حرف زدن سوو با همکلاسی هاش خواسته بودنش مدرسه

00:40:11.260 --> 00:40:17.000
اونا فقط بلدن چطوری لوس بارشون بیارن به جای
اینکه اونا رو با اخلاق خوب بزرگ کنن

00:40:17.000 --> 00:40:22.310
برادرت همین الانش هم باید از اون خونه بیاد بیرون
ولی من بیشتر نگرانم که با اون زنه ازدواج کنه

00:40:22.310 --> 00:40:25.860
ولی داداش واقعاً با اون ازدواج میکنه؟
...ولی راستش رو بخوای این یه کم

00:40:25.860 --> 00:40:29.050
اون زن هم میخواد با داداشت ازدواج کنه

00:40:29.050 --> 00:40:31.070
تو دوباره اونو دیدی؟

00:40:31.070 --> 00:40:34.390
اون گفت که اگه بهش اجازه بدیم، دوست داره
فرصتی واسه زندگی کردن باهاش داشته باشه

00:40:34.390 --> 00:40:36.880
همین چند وقت پیش زل زد توی چشای منو گفت که

00:40:36.880 --> 00:40:40.220
حتی خیال ازدواج باهاش رو نداره و اصلاً نمیخواد
باهاش ازدواج کنه

00:40:40.220 --> 00:40:45.840
اون اصلاً سر حرفایی که میزنه نمیمونه
اون زن جوونیه و رفتارش اینطوریه

00:40:45.840 --> 00:40:48.490
خب تو بهش چی گفتی مامان؟

00:40:48.490 --> 00:40:52.560
البته که بهش گفتم که اینو به برادرت نگه

00:40:52.560 --> 00:40:56.990
مامان، واقعاً تو میخوای داداش تا آخر عمرش
همینطوری تنهایی زندگی کنه؟

00:40:56.990 --> 00:41:00.660
البته که نه، منم میخوام اون دوباره ازدواج کنه

00:41:00.660 --> 00:41:06.140
تو خب خبر داری که من اینو واسه برادرت میخواستم
ولی چیکار کنم؟ اون واسه برادرت مناسب نیست

00:41:13.320 --> 00:41:16.590
بابا ، این واقعاً باعث میشه احساس کنم رفتم کمپ

00:41:16.590 --> 00:41:20.720
راست میگی، اگه این بیرون یه کم نودل درست میکردیم
واقعاً مثل این بود که رفتیم کمپ

00:41:20.720 --> 00:41:24.130
اوه راستی بابا ، هفته ی دیگه که از طرف مدرسه بریم گردش

00:41:24.130 --> 00:41:26.800
وو ری گفت که مامانش، برای منم کیمباپ درست میکنه

00:41:26.800 --> 00:41:31.030
وو ری گفت به مامانش میگه برای منم درست کنه چون من
گفتم اونایی که از مغازه میخریم دوست ندارم

00:41:31.030 --> 00:41:34.080
واقعاً؟ وو ری دختر خیلی خوبیه

00:41:34.080 --> 00:41:38.730
فکر کنم باید به مامان وو ری زنگ بزنم و ازش
تشکر کنم، تو هم باید ازش تشکر کنی ، باشه؟

00:41:38.730 --> 00:41:40.930
باشه بابا، تشکر میکنم

00:41:41.920 --> 00:41:46.850
...آه ، بچه ها

00:41:46.850 --> 00:41:49.430
راستش

00:41:49.430 --> 00:41:55.740
من امشب میخوام یه چیز مهمی رو بهتون بگم واسه
خاطر همین ازتون خواستم اینجوری پیش من بخوابین

00:41:57.300 --> 00:41:59.640
چند شب پیش من

00:42:01.470 --> 00:42:05.570
ازتون پرسیذم اگه بابا کسی رو داشته باشه که
بهش علاقه داشته باشه ، نظرتون چیه؟

00:42:06.860 --> 00:42:12.530
اون موقع این یه راز بود ولی راستش

00:42:13.620 --> 00:42:18.160
میخوام بهتون بگم که باباتون یه دوست دختر خیلی خوب داره

00:42:18.160 --> 00:42:20.390
واقعاً؟
واقعاً؟

00:42:20.390 --> 00:42:21.820
آره، دارم جدی میگم

00:42:21.820 --> 00:42:25.870
کجا دیدیش؟ کجا؟

00:42:27.640 --> 00:42:29.170
سرکار

00:42:29.170 --> 00:42:34.890
بابا باورم نمیشه که دوست دختر داری؟
پدر اونو بوسیدی؟

00:42:34.890 --> 00:42:37.930
!چی؟! این یه رازه

00:42:38.700 --> 00:42:41.840
واقعاً اون خانوم رو دوست داری؟

00:42:46.200 --> 00:42:50.620
آره ، واقعاً اون خیلی خوبه

00:42:50.620 --> 00:42:55.150
ولی اگه کسی رو دوست داشته باشی
مگه نباید باهاش ازدواج کنی؟

00:42:55.150 --> 00:42:59.110
وقتی تو ازدواج کنی ما چی میشیم بابا؟

00:42:59.110 --> 00:43:05.030
همچین فکری نکنین، من هر کاری بخوام
بکنم با شما بچه ها مشورت میکنم

00:43:05.030 --> 00:43:08.550
و باهم تصمیم میگیریم ، پس احتیاجی
نیست نگران این چیزا باشید

00:43:08.550 --> 00:43:12.490
فعلاً همینو باید بدونین

00:43:12.490 --> 00:43:17.340
که پدرتون کسی رو داره که خیلی بهش علاقه داره

00:43:18.890 --> 00:43:21.790
بابا، توی مدرسه یه بچه ایی هست که با یکی دیگه
از بچه های مدرسمون قرار میذاره

00:43:21.790 --> 00:43:23.660
.آه واقعاً
یه کلاس دومی؟

00:43:23.660 --> 00:43:29.030
اینو نگو، یه کلاس دومی نمیتونه با کسی قرار بذاره؟
نماینده ی کلاسمون که اسمش دامینه قرار میذاره

00:43:29.030 --> 00:43:31.960
اوه واقعاً؟ از دست بچه های امروزی

00:43:31.960 --> 00:43:36.290
بقیه ی بچه ها مسخرشون میکنن چون دست
همو میگیرن و میرن خونه

00:43:36.990 --> 00:43:42.690
میگم بابا، مامان بزرگ و پدربزرگ میدونن که
دوست دختر داری؟

00:43:42.690 --> 00:43:48.030
آره میدونن، با این حال خیلی از این قضیه
خوشحال نیستن

00:43:53.460 --> 00:43:55.600
<i>هر وقت دلت برام تنگ شد بهم زنگ بزن</i>

00:44:07.390 --> 00:44:09.799
<i>به سلامت ، رفتی خونه؟</i>

00:44:09.800 --> 00:44:14.160
<i>یه دفعه ایی دلم برات تنگ شد</i>

00:44:14.160 --> 00:44:19.090
فکر نکنم بتونم اینو بفرستم ، وقتی مست نیستم
چطور میتونم همچین پیامی رو بفرستم؟

00:44:19.090 --> 00:44:23.420
من نمیتونم اینکارو بکنم، من اصلاً نمیتونم

00:44:26.720 --> 00:44:29.890
این لی یون دو اصلاً چیزی درباره ی
قرار گذاشتن نمیدونه

00:44:29.890 --> 00:44:32.230
اگه دلت برام تنگ شده فقط باید بهم پیام بدی

00:44:32.230 --> 00:44:34.460
من قدم اولو برداشتم تا تو خجالت نکشی

00:44:34.460 --> 00:44:38.830
پس میتونی فقط یه پیام بهم بدی که خوشحالم کنه

00:44:40.590 --> 00:44:45.930
باشه، پس من اینو میفرستم

00:44:55.790 --> 00:44:58.640
<i>شب داره ژرف تر میشه و من نمیتونم به
تو فکر نکنم یون دوی عزیزم</i>

00:44:58.640 --> 00:45:03.560
<i>من نگرانم که چطوری تا پایان تورنمت ها بدون دیدنت سر کنم</i>

00:45:03.560 --> 00:45:06.760
<i>شب به خیر لی یون دو، خواب
منو ببین ، باشه؟</i>

00:45:07.820 --> 00:45:11.880
اوه خدای من. امکان نداره! ، چطور میتونه
همچین چیز شرینی رو بگه؟

00:45:24.040 --> 00:45:28.130
وو ری و وو جو شما میدونین که داداشتون پاش
آسیب دیده، درسته؟ آره

00:45:28.130 --> 00:45:31.080
ولی اون موقع بازی تکواندو پاش آسیب دیده، درسته؟
آره

00:45:31.100 --> 00:45:35.720
فعلاً، وو ری تو مسئول تموم کارایی میشی
که داداشت انجام میداد، باشه؟

00:45:35.720 --> 00:45:40.730
میدونی فردا روزیه که باید زباله ها برای بازیافت جدا بشن، درسته؟
آره

00:45:40.730 --> 00:45:44.570
آخه وو ری چطور میتونه اینکارو بکنه؟
من خودم انجام میدم

00:45:44.570 --> 00:45:48.490
نه مامان بزرگ، وو ری تو به
داداشت کمک میکنی، باشه؟

00:45:48.490 --> 00:45:51.710
خواهر و برادرا باید به هم کمک کنن
باشه مامان

00:45:51.710 --> 00:45:56.680
مامان پس من باید برای اوپا چیکار کنم؟
کمکش کنم لباس بپوشه؟

00:45:56.680 --> 00:46:01.230
وو جوو میتونه...مثلاً دختر خوبی باشه و مثل همیشه
به حرفای برادر و خواهرش گوش کنه

00:46:01.230 --> 00:46:03.230
!باشه مامان

00:46:03.230 --> 00:46:05.850
اوه و این

00:46:05.850 --> 00:46:07.370
این چیه؟

00:46:07.370 --> 00:46:10.800
فکر کنم بابای سو تحقیق کرده که کدوم محل کمپ بهتره

00:46:10.800 --> 00:46:14.370
مامان باهاتون نمیاد پس تو با وو ری دربارش حرف
بزن و یه جا رو انتخاب کنین

00:46:14.370 --> 00:46:19.920
اوه... من قراره بابا رو ببینم ، اینو بهش
نشون میدم

00:46:23.590 --> 00:46:26.420
این چیه؟

00:46:26.420 --> 00:46:30.050
این لیست محل کمپیه هستش که وو یونگ آورده
اون میخواد من یکی رو انتخاب کنم

00:46:30.050 --> 00:46:34.080
وو یونگ همه ی اینا رو پیدا کرده؟
اون خیلی دقیقه

00:46:34.080 --> 00:46:37.540
این کار وو یونگ نبوده، فکر میکنم که بابای
دوستش اینو بهش داده

00:46:37.540 --> 00:46:44.030
واقعاً؟ اون خیلی باملاحظه ست ، پس اون باید یه مرد
خونواده دوست باشه، درسته؟

00:46:44.030 --> 00:46:47.210
من حتی نمیدونستم وو یونگ پاش آسیب دیده

00:46:48.300 --> 00:46:52.420
روز افتتاحیه ی کافه، مامان وو یونگ با من تماس گرفت

00:46:52.420 --> 00:46:55.170
فکر میکنم که اون روز مسابقه ی تکواندو داشت

00:46:56.720 --> 00:47:00.020
وو یونگ با ، بابای دوستش رفته بیمارستان

00:47:02.080 --> 00:47:05.630
پس، تو به خاطر این ناراحتی؟

00:47:08.340 --> 00:47:14.330
من میتونم برای کمپ رفتنتون یه مقدار غذا درست کنم

00:47:14.330 --> 00:47:16.940
تو حتی نمیتونی آشپزی کنی

00:47:16.940 --> 00:47:19.630
من مامانمو واسه اینکار دارم

00:47:19.630 --> 00:47:24.970
بیا به مامانم بگیم یه کم گوشت ادویه دار درست کنه، بچه ها
از گوشت کبابی خوششون میاد ، درسته؟

00:47:24.970 --> 00:47:27.040
!مامان

00:47:27.990 --> 00:47:31.310
مامان تو بلدی چطور گوشت کبابی رو ادویه
دار کنی، درسته؟

00:47:31.310 --> 00:47:32.610
برای چی؟

00:47:32.610 --> 00:47:35.760
این چول و بچه هاش قراره برن کمپ

00:47:35.760 --> 00:47:37.410
!خودت اینکارو بکن

00:47:37.410 --> 00:47:41.050
اون شوهر توئه و اونام بچه های اونن

00:47:46.320 --> 00:47:53.550
...اوه ته مین

00:47:53.550 --> 00:47:55.470
...آه ته مین

00:47:55.470 --> 00:47:57.830
!خاله

00:47:57.830 --> 00:48:01.870
چیه، چی میخوای سوو؟

00:48:01.870 --> 00:48:05.160
میشه دفتر منو نگاه کنی؟

00:48:05.160 --> 00:48:08.540
خاله ات الان خیلی ناراحته

00:48:08.540 --> 00:48:13.260
واسه خاطر همین خاله ات نمیخواد دفترت رو بخونه

00:48:16.610 --> 00:48:22.620
خاله اینو نگاه کن ، معلم منم دلش میخواد تو بهتر
بشی، خاله قوی باش

00:48:27.490 --> 00:48:30.870
لی سوو، اسم معلمت چیه؟

00:48:30.870 --> 00:48:35.090
معلم من؟! اسمش کیم ته مینه، چطور؟

00:48:35.090 --> 00:48:39.250
!چرا باید الان اینو بهم بگی؟

00:48:41.590 --> 00:48:44.350
امیدوارم خاله ات هر چه زودتر خوب بشه

00:48:44.350 --> 00:48:48.110
سوو، تو باید تا اونجایی که میتونی خاله ات رو آروم کنی

00:48:48.110 --> 00:48:51.970
تو ، توی دفترت که امروز چیزی ننوشتی، درسته؟

00:48:51.970 --> 00:48:53.630
آره

00:48:56.490 --> 00:49:01.430
خاله الان خیلی مریضه ، اون تموم روز چیزی نخورده
و فقط توی تختش دراز کشیده

00:49:01.430 --> 00:49:03.560
من واسه خاله ام خیلی ناراحتم

00:49:03.560 --> 00:49:07.610
خاله ام گفت که از نظر جسمی حالش خوب
نیست اما اون بیشتر قلبش درد میکنه

00:49:07.610 --> 00:49:10.930
فکر میکنم خاله ام اون مرد رو خیلی دوست داشته

00:49:10.930 --> 00:49:15.670
وقتی بزرگ شدم منم میخوام زنی رو ببینم که فقط منو
دوست داشته باشه و به من اهمیت بده

00:49:21.290 --> 00:49:22.420
<c.color00CC66>[مُهر زده شده]</c>

00:49:27.440 --> 00:49:31.130
منم خیلی نگرانم که خاله ات مریضه

00:49:31.130 --> 00:49:34.190
امیدوارم خاله ات هر چه زودتر حالش خوب بشه

00:49:38.350 --> 00:49:41.140
سوو، من بهت میگم که امروز چی توی دفترت بنویسی

00:49:41.140 --> 00:49:45.290
خاله ، میشه امروز درباره ی فوتبال بنویسم؟
آخه من امروز گل زدم

00:49:45.290 --> 00:49:47.210
!نه خیر

00:49:50.650 --> 00:49:54.620
خاله گفت که به ماشین و کارت اعتباریش احتیاجی نداره

00:49:54.620 --> 00:49:58.950
اون گفت حتی دیگه نمیخواد خرجی بگیره و پولشو
با کارکردن به دست میاره

00:49:58.950 --> 00:50:01.920
خاله از دیروز کار پاره وقتش رو شروع کرده

00:50:01.920 --> 00:50:04.850
جایی که روبروی ورودی دانشگاه کره توی
خیابون جونگ رو هست

00:50:04.850 --> 00:50:07.360
توی یه رستوران اسنک بار به اسم کیک برنجی تند رؤیا هست

00:50:07.360 --> 00:50:11.440
اون هر دوشنبه ها،چهارشنبه ها و جمعه ها از
ساعت 3 تا 7 عصر اونجا کار میکنه

00:50:11.440 --> 00:50:14.990
اینکه می بینم خاله ام انقدر تلاش میکنه خوبه

00:50:24.600 --> 00:50:26.350
<c.color00CC66>[کیک برنجی تند رؤیا]</c>

00:50:33.680 --> 00:50:35.890
!دو تا سفارش واسه کیک برنجی تند لطفاً

00:50:35.890 --> 00:50:37.620
!باشه

00:50:43.380 --> 00:50:47.750
جایی که شرکت کننده ها توی مسابقه استفاده میکنن
طبق برنامه رزرو شده ، درسته؟

00:50:47.750 --> 00:50:49.740
چرا انقدر به این چیزا اهمیت میدید،قربان؟

00:50:49.740 --> 00:50:52.930
من امروز صبح همه چی رو چک کردم

00:50:52.930 --> 00:50:56.810
توی مسابقه ی قبلی چون مجبور شدیم برای برداشتن جام
مسابقه که جا گذاشته بودیم برگردیم سئول،خیلی غوغا شد

00:50:56.810 --> 00:51:01.300
بله قربان، من مطمئن میشم که کت و جام پیروزی رو برداریم

00:51:01.300 --> 00:51:03.820
ولی چطوره که دستیار آن رو اینجا نمی بینم؟

00:51:03.820 --> 00:51:07.970
اون گفت که یه کار شخصی داره و سه ساعت مرخصی گرفته

00:51:11.470 --> 00:51:14.620
من مطلع ام قراره یه تورنمنت برگزار بشه که
اسپانسرش شرکت کریستال مده

00:51:14.620 --> 00:51:16.680
آماده سازی ها واسه اون خوب پیش میره؟

00:51:16.680 --> 00:51:20.700
بله ما همه چی رو آماده کردیم و فقط باید مسابقه رو
با موفقیت تموم کنیم

00:51:21.510 --> 00:51:23.690
با دیدن موفقیت هاتون

00:51:23.690 --> 00:51:28.500
شما برای مسئولیت سر گروهی تیم مناسب هستین

00:51:28.500 --> 00:51:31.250
ممنونم قربان

00:51:31.250 --> 00:51:35.050
ولی فکر میکنم مشکل سر گروه شما، لی سانگ ته هست

00:51:35.050 --> 00:51:40.120
سر گروه شما بهم گفت که خیلی از اینکه شما رو
بفرسته شرکت ما راضی نیست

00:51:40.880 --> 00:51:45.610
این شایستگی منو ثابت نمیکنه؟

00:51:45.610 --> 00:51:47.480
من واسه داشتن شما روز شماری میکنم

00:51:47.480 --> 00:51:50.560
ولی ما یه مصاحبه ی نهایی داریم ، این مصاحبه
با تیم مدیراست

00:51:50.560 --> 00:51:54.700
این فقط فرمالیته هست پس لازم نیست زیاد قضیه
رو سخت بگیرین

00:51:54.700 --> 00:51:56.500
بله قربان ، خیلی مچکرم

00:51:56.500 --> 00:51:58.640
بله ، پس با اجازتون

00:52:13.140 --> 00:52:15.779
من تصمیم گرفتم بهت زنگ بزنم چون باید یه
تصمیم سخت بگیرم

00:52:15.780 --> 00:52:21.790
یکی از هم تیمی هات به اسم آن می جونگ الان
با من مصاحبه ی کاری انجام داده

00:52:54.030 --> 00:52:56.600
مصاحبه خوب پیش رفت؟

00:52:58.070 --> 00:53:00.920
شندیم فقط مصاحبه با تیم مدیرا مونده

00:53:02.800 --> 00:53:04.600
آره

00:53:04.600 --> 00:53:06.590
فکر میکنی موفق میشی کارو بگیری؟

00:53:06.590 --> 00:53:11.660
شنیدم که مصاحبه ی نهائی فرمالیته هستش

00:53:11.660 --> 00:53:14.680
اگه نتونی به مصاحبه برسی داستان متفاوت میشه

00:53:14.680 --> 00:53:19.040
اون روز خیلی سرمون شلوغه واسه خاطر همینم
وقت نمیکنی که بری

00:53:19.040 --> 00:53:21.780
ولی اون آخرین روز تورنمنته

00:53:21.780 --> 00:53:25.590
میتونی بهم سخت نگیری

00:53:25.590 --> 00:53:29.650
چرا باید اینکارو بکنم؟
دلم نمیخواد

00:53:40.020 --> 00:53:42.950
<c.yellow>[دوازدهمین فانتوم کلاسیک سالیانه ی 2016]</c>

00:53:43.480 --> 00:53:44.349
سلام

00:53:44.350 --> 00:53:46.680
از مسابقه لذت ببرین
خدافظ

00:53:54.410 --> 00:53:57.410
.خبرنگار چویی/- سلام/- عکسای اخیرتون واقعاً عالی به نظر میرسه

00:53:57.410 --> 00:54:01.090
عکسای کیم سانگ مین مثل عکسای
تبلیغاتی افتاده بود

00:54:01.090 --> 00:54:03.010
اون خیلی قد بلند و خوش هیکله

00:54:03.010 --> 00:54:06.240
ایندفعه شرایط کیم سانگ مین خوب به نظر میاد؟

00:54:06.240 --> 00:54:08.930
اونا حتی دارن پیش بینی میکنن که چون این دفعه
شرایطش خوب نیست ممکنه مسابقه به وقت اضافه بکشه

00:54:08.930 --> 00:54:11.620
ولی باید تا الان کیم سانگ مین رو شناخته باشین

00:54:11.620 --> 00:54:15.180
وقتی میفته روی دور بردن هیچ کس نمیتونه
به پاش برسه

00:54:15.180 --> 00:54:18.200
درسته ، پس اون احتمالاً دوباره میبره؟

00:54:21.040 --> 00:54:22.960
<c.colorFF3300>[۹-کیم سانگ مین]</c>
<c.color00CC99>[۷-سو دونگ وون]</c>
<c.color0066FF>[۶-جونگ کانگ شیک]</c>

00:54:40.930 --> 00:54:43.650
توپ داره توی آسمون پرواز میکنه

00:54:44.600 --> 00:54:46.320
داره خیلی دور میره
توپ جای خیلی خوبی میفته

00:54:50.040 --> 00:54:52.230
چطور درست افتاد اونجا؟

00:54:52.230 --> 00:54:55.820
اون کیم سانگ مین نیست؟
خودشه

00:54:55.820 --> 00:54:58.120
هرچی بیشتر می بینمش دلم نمیخواد اونو
با کسی عوض کنم

00:54:58.120 --> 00:55:02.670
این مسابقه برای شرکت دامادمونه ، اگه جین جوو
رو با خودمون میبردیمش اونجا خیلی خوب میشد

00:55:02.670 --> 00:55:06.290
اون جین جووی خنگ خوشش میاد لگد به بختش بزنه

00:55:06.290 --> 00:55:10.260
اون خیلی خوش قیافه ست، خیلی خوش تیپه

00:55:10.260 --> 00:55:14.690
اون نه تنها خوش تیپه ، بلکه داره پیروز هم میشه

00:55:14.690 --> 00:55:18.240
خدای من، کل جایزه ی نقدیش چقدر میشه؟

00:55:18.240 --> 00:55:22.040
خدای من،نمیدونم کی اون توپه خوش شانسی رو میگیره

00:55:38.120 --> 00:55:41.160
اون حرکت خیلی خطرناکی بود

00:55:41.160 --> 00:55:44.590
توپ افتاد قسمت چپ زمین

00:55:45.650 --> 00:55:48.420
اون خیلی با اعتماد به نفس بود و کارشم واقعاً خوبه

00:55:48.420 --> 00:55:53.680
از منظر کیم سانگ مین بخوام بگم، اون فقط میخواد از
 شکاف کوچیک به نفع خودش استفاده کنه

00:55:53.680 --> 00:55:56.680
این حرکت خیلی خوبی از اون بود

00:55:57.670 --> 00:56:00.220
<i>...این </i>

00:56:24.960 --> 00:56:26.890
بریم

00:56:41.460 --> 00:56:42.400
!باشه

00:56:42.400 --> 00:56:45.560
<i>این چیزیه که برد رو واسه کیم سانگ مین رقم میزنه</i>

00:56:45.560 --> 00:56:46.120
!آره

00:56:46.120 --> 00:56:48.230
!اون برد

00:57:09.680 --> 00:57:11.320
حالا لطفاً آماده بشین

00:57:11.320 --> 00:57:12.580
بله،تو خیلی زحمت کشیدی

00:57:12.580 --> 00:57:14.010
بله

00:57:25.390 --> 00:57:29.760
مصاحبه با آقای کیم سانگ مین ده دقیقه ی
دیگه شروع میشه

00:57:29.760 --> 00:57:33.190
همه لطفاً بشینین

00:57:36.730 --> 00:57:39.350
واو، این واقعاً اندازمه

00:57:39.350 --> 00:57:42.070
فکر کردی دروغ میگم؟

00:57:44.020 --> 00:57:45.810
مچکرم

00:57:48.840 --> 00:57:51.110
داری اینو به من میگی؟

00:57:51.110 --> 00:57:55.020
به غیر تو کس دیگه ایی اینجا هست؟

00:57:55.990 --> 00:58:00.120
تو تموم این مدت با دردسر درست کردن های من
کنار اومدی و من واسه خاطر این ازت ممنونم

00:58:01.610 --> 00:58:07.810
تو چت شده بازیکن کیم؟ وقتی کسی میبره، اخلاقشم عوض میشه؟

00:58:08.920 --> 00:58:11.350
دستیار مدیر آن ، مصاحبه داره شروع میشه

00:58:11.350 --> 00:58:14.400
!باشه، فهمیدم الان میایم بیرون

00:58:14.400 --> 00:58:19.190
از صمیم قلب بهت تبریک میگم! وقتی اینجوری به
توپ ضربه زدی

00:58:19.190 --> 00:58:21.770
من یه بار دیگه عاشقت شدم

00:58:21.770 --> 00:58:24.790
من یه ذره فوق العاده ام، اینجوری نیست؟

00:58:28.750 --> 00:58:33.290
<i>کیم سانگ مین کاپ پیروزی 2016 رو برنده میشه</i>

00:58:36.160 --> 00:58:37.560
از شدت سر و صدا دارم میمیرم

00:58:37.560 --> 00:58:39.880
من یه ذره گرسنمه ، چرا یه کمی سیب زمینی شیرین درست نمیکنی؟

00:58:39.880 --> 00:58:46.760
باشه
از کی از گلف خوشت اومده که داری نگاه میکنی؟

00:58:46.760 --> 00:58:48.740
توی تموم مسابقات اون از خودش جسارت نشون داد

00:58:48.740 --> 00:58:53.200
عزیزم، اون همون پسر جوونه ست که بهش ظرفای غذا رو دادیم
!خودشه

00:58:53.200 --> 00:58:54.130
دقیقاً، راست میگی

00:58:54.130 --> 00:58:59.639
اون سرانجام تونست پیروز بشه، لطفاً
در مورد احساستون بهمون بگین

00:58:59.640 --> 00:59:02.120
<i>بازیکن کیم سانگ مین، میخوایم نظر شما رو بدونیم</i>

00:59:02.120 --> 00:59:04.530
تلویزیون داره چیز خوبی نشون میده؟

00:59:04.530 --> 00:59:07.310
<i>راستش وقتی داشتم برای این مسابقه آماده میشدم</i>

00:59:07.310 --> 00:59:09.100
این یارو خون دماغیه ست

00:59:09.100 --> 00:59:15.990
اون، اون مرد جوون توی مسابقه ی گلف برنده شده

00:59:15.990 --> 00:59:17.560
بیا باهم نگاه کنیم اوپا

00:59:17.560 --> 00:59:22.780
اون مسابقه ی گلف رو شرکت سانگ ته تدارک دیده، درسته؟

00:59:22.780 --> 00:59:27.230
پس...داداش حتماً اون پسره رو خوب میشناسه

00:59:27.230 --> 00:59:31.000
ساکت باش، بذار ببنیم چی میگه

00:59:35.380 --> 00:59:39.510
من واقعاً زمین "سبز روشن" رو دوست دارم

00:59:39.510 --> 00:59:44.430
و یون دو کسی که بیرون از زمین "سبز روشن" بهم
الهام داد تا برنده بشم

00:59:44.430 --> 00:59:50.690
آخرین کسی که دوست دارم ازش تشکر کنم کسیه
که تموم زندگی منو "سبز روشن" کرد

00:59:52.640 --> 00:59:57.900
شرط میبندم اون "سبز روشن" یی که ازش حرف زد،درباره ی دوست دخترشه
درسته؟ این يه جورايی مثل صحبت های رمزيه تا دوست دخترش بشنوه

00:59:57.900 --> 01:00:03.820
اون توی مصاحبه اش از کسی به اسم
یون دو" اسم برد ، یعنی اون کی میتونه باشه؟"
...با دیدن اینکه اونجوری چندبار اون رو گفتش

01:00:03.820 --> 01:00:09.570
اون یون دوئی که داره ازش حرف میزنه یون ته نیست؟

01:00:09.570 --> 01:00:12.790
<i>من یه دوستم، یه دوست، دوست لی یون دو هستم</i>

01:00:12.790 --> 01:00:13.950
آره

01:00:13.950 --> 01:00:19.610
درسته، اون شبی که یون ته رو کول کرده بود آورده بودش خونه

01:00:19.610 --> 01:00:23.200
به یون ته گفت ، یون دو

01:00:23.200 --> 01:00:27.050
اون یون دو ، تویی درسته؟

01:00:27.050 --> 01:00:29.130
درسته؟

01:00:29.130 --> 01:00:30.260
...آره فکر کنم

01:00:30.260 --> 01:00:33.820
اوه خدای من ، چی شده؟
!باور نکردنیه

01:00:33.820 --> 01:00:38.070
با اون یارو داری قرار میذاری؟

01:00:38.070 --> 01:00:39.890
واقعاً؟

01:00:40.070 --> 01:00:41.889
اوه خدای من! این خیلی خوبه که حقیقت داره

01:00:41.890 --> 01:00:45.940
!نه! نه! نه

01:00:46.740 --> 01:00:48.210
!نه

01:00:48.210 --> 01:00:54.260
عزیزم ، چیز آخری که گفت درباره ی جین جو نیست؟

01:00:54.260 --> 01:01:00.820
دیگه کی ممکنه باشه؟ اون گفت دوست دختر نداره ، جین جوو
اولین کسی بوده که اون دیده، ممکنه کس دیگه ایی باشه؟

01:01:00.820 --> 01:01:07.090
خدای من، بازیکن کیم اگه داره اینو اینطوری رسمی
میگه حتماً جین جوو رو خیلی دوست داره

01:01:07.090 --> 01:01:10.570
جین جوو یه کمی نابالغ و شیطونه ولی

01:01:10.570 --> 01:01:13.590
اون خوشگل و بانمکه ، اونجوری هم نیست که
مردا ازش ، خوششون نیاد

01:01:13.590 --> 01:01:18.680
میدونم، درسته؟ چطوره که اون همونقدری که خوش
قیافه ست ، همونقدرم خوب حرف میزنه؟

01:01:18.680 --> 01:01:22.110
"اون کسی که همه ی زندگی منو سبز روشن کرد"

01:01:22.110 --> 01:01:25.150
!جین جوو خیلی خوش شانسه ، چیکار کنم؟

01:01:25.150 --> 01:01:28.250
!نه تنها جین جو، بلکه ما هم خوش شانسیم

01:01:28.250 --> 01:01:34.550
فکر میکنم ما توی داماد شانس داریم،ما دومادی مثل
سانگ ته رو داریم و الانم کیم سانگ مینم رو داریم

01:01:34.550 --> 01:01:35.640
بازیکن کیم؟

01:01:35.640 --> 01:01:40.850
آره بازیکن کیم، اون به عنوان نماینده ی بهترین
بازیکنه گلف کره ست

01:01:40.850 --> 01:01:42.870
و حالا داماد مائه
!اوه خدای من

01:01:46.030 --> 01:01:50.760
چطوری باید جین جوو رو راضی کنیم نظرشو عوض کنه؟

01:01:50.760 --> 01:01:56.390
بازیکن کیم عزیز ما خودش اینو عوض میکنه، اون حتی رسماً اینو
اینطوری اعلام کرده،پس فکر کردی همینطوری راحت میکشه کنار؟

01:01:56.390 --> 01:01:58.500
بازیکن کیم محبوب ما اینکارو میکنه؟

01:01:58.500 --> 01:02:00.930
!درسته

01:02:00.930 --> 01:02:03.870
به زودی می بینمت ، داماد کیم

01:02:06.500 --> 01:02:08.850
از این طرف

01:02:08.850 --> 01:02:15.180
سر گروه من اول میرم

01:02:17.420 --> 01:02:23.750
واقعاً میخوای بری به یه شرکت دیگه؟
 واقعاً نمیتونی به من اعتماد کنی؟

01:02:23.750 --> 01:02:28.560
آره... فکر نکنم بتونم اینطوری ادامه بدم
چون یه کم معذبم

01:02:28.560 --> 01:02:31.740
لطفاً بزار برم سر گروه

01:02:31.740 --> 01:02:38.330
واسه من فرصت خوبیه ، میدونی که ترفیع گرفتن
از این پُست به سمت سر گروه تیم رفتن خیلی سخته

01:02:38.330 --> 01:02:41.750
پس، تو گردنبند رو دور انداختی؟

01:02:42.980 --> 01:02:44.860
آره

01:02:48.700 --> 01:02:50.160
هر کاری میخوای بکن

01:02:50.160 --> 01:02:56.830
ما هر دوتامون هر غلطی دلمون میخواد میکنیم
ولی به زودی یکی از ما باید کوتاه بیاد

01:02:56.830 --> 01:03:01.060
ولی احتمالاً اون من نیستم دستیار آن

01:03:10.910 --> 01:03:14.830
خوبه که این بعد از تورنمنت اتفاق افتاد
اگه توی تورنمنت اتفاق میافتاد بد میشد

01:03:14.830 --> 01:03:17.970
همینو بگو، یه کم قبل همه چی خوب بود
چی شد که همه چی یه دفعه ایی ریخت؟

01:03:17.970 --> 01:03:19.500
خیلی صدمه دید، درسته؟
آره

01:03:19.500 --> 01:03:22.880
فکر کنم اونا از بخش تیم بازاریابی بودن

01:03:22.880 --> 01:03:24.370
داری درباره ی چی حرف میزنی؟

01:03:24.370 --> 01:03:29.070
اون وقتی داشت وسایل رو مرتب میکرد صدمه دید
نمیدونستی؟

01:03:29.070 --> 01:03:30.990
کی؟

01:03:36.200 --> 01:03:38.200
!دستیار مدیر آن

01:03:39.470 --> 01:03:42.750
چرا اینطوری شده؟ چی شده؟

01:03:42.750 --> 01:03:48.950
این وقتی اتفاق افتاد که داشتن اونجا رو مرتب
میکردن و سر گروه داشت کمک میکرد

01:03:48.950 --> 01:03:52.420
خب، سر گروه چی شد؟ سر گروه کجاست؟

01:03:52.420 --> 01:03:57.900
الان توی آمبولانسه!! اون به ما گفت بمونیم
!ولی هی سونگ باهاش رفت

01:04:00.340 --> 01:04:01.150
<i>!دستیار مدیر آن</i>

01:04:01.150 --> 01:04:06.130
الان کجایین؟ کدوم بیمارستانین؟
سرگروه خیلی صدمه دیده؟

01:04:06.130 --> 01:04:08.590
منم تو راه اورژانسم

01:04:08.590 --> 01:04:11.890
دکتر الان کدوم بیمارستان میریم؟

01:04:16.660 --> 01:04:17.850
سونبه

01:04:17.850 --> 01:04:19.470
سر گروه، سر گروه کجاست؟

01:04:19.470 --> 01:04:21.760
اون الان توی اورژانسه

01:04:23.270 --> 01:04:27.320
<c.blue><i>مرکز اورژانس</i></c>

01:04:54.960 --> 01:04:57.020
سر گروه

01:04:59.060 --> 01:05:05.200
انگاری واسه مصاحبه نرفتی، پس به این زودی از
اینکه بخوای هرکاری بکنی ، کوتاه اومدی؟

01:05:06.200 --> 01:05:12.890
!!!چطور میتونم برم؟ تو صدمه دیدی

01:05:45.950 --> 01:05:56.890
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:05:56.890 --> 01:05:59.910
<c.blue>♬<i> چون عاشقتم </i>♬</c>

01:05:59.910 --> 01:06:03.260
<c.blue>♬<i> میخوام بشناسمت </i>♬</c>

01:06:03.260 --> 01:06:09.930
<c.blue>♬این عشقیه که توی اعماق قلبمه♬</c>

01:06:09.930 --> 01:06:12.590
<c.blue>♬عشق مثل تابش آفتابه بهاریه♬</c>

01:06:12.590 --> 01:06:15.330
<c.color009900><i> امیدوارم که ویرایش این قسمت تونسته باشه
 رضایت شما دوستان رو کسب کرده باشه  </i></c>

01:06:15.330 --> 01:06:17.430
<font color="##FF2920"> هفته ی بعد منتظر ویرایش قسمت 3۳ باشین </c>

01:06:39.730 --> 01:06:42.070
<c.blue>♬تو داری وارد قلبم میشی.♬</c>