﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:06.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:07.600 --> 00:00:09.000
قسمت چهل و هفتم

00:00:15.630 --> 00:00:18.970
به نظر میاد با خانواده‌های همسرشون کنار میان

00:00:30.300 --> 00:00:33.200
[قراداد کتبی حضانت مشترک]

00:00:37.600 --> 00:00:41.600
دستار آن، لیست رو برای مکان درس یه نقطه ای
پرینت گرفتین؟

00:00:43.000 --> 00:00:45.200
بله، انجام دادم، امروز صبح گذاشتم روی میزتون

00:00:49.200 --> 00:00:53.100
من یه پرینت از سه تا مکان که هم داخلی و خارجی هستن چاپ کردم، فقط باید بررسی و تائیدشون کنین

00:00:54.800 --> 00:00:58.000
بازم برنامه ی استاد کیم و چک میکنم

00:01:02.600 --> 00:01:05.200
لیست وی‌آی‌پی رو پرینت کردی؟

00:01:05.200 --> 00:01:07.800
قبلاً آماده شده، فقط کافیه ورق بزنین

00:01:09.600 --> 00:01:11.400
اوه، همین‌جاست

00:01:14.100 --> 00:01:16.800
برمی‌گردم، می‌رم به فروشگاه توی جم‌شیل

00:01:16.800 --> 00:01:18.000
باشه

00:01:31.800 --> 00:01:34.800
سرپرست تیم، می‌تونم مستقیماً از فروشگاه برم خونه، درسته؟

00:01:34.800 --> 00:01:36.900
آره، می‌تونی

00:01:42.600 --> 00:01:46.100
دستیار آن چشه؟

00:01:47.600 --> 00:01:50.400
وقتی تو جلسه‌ی مدیران تیم بودم، اتفاقی افتاده؟

00:01:50.400 --> 00:01:53.600
حتی وقتی به سختی اومده بود سرکار، رو مود خوبی نبود

00:01:55.000 --> 00:01:58.200
به نظر من اون از خونه باید چنین مودی رو داشته باشه

00:01:58.200 --> 00:02:01.100
سرپرست تیم، شما دوتا با هم دعوا کردین؟

00:02:03.400 --> 00:02:06.600
دعوا؟ نه! ما چنین کاری نمی‌کنیم

00:02:28.210 --> 00:02:31.300
[گروه چت]
مشکل چیه؟ عصبانی هستی؟-

00:02:52.510 --> 00:02:54.790
آره، عصبانی‌ام

00:02:55.800 --> 00:03:00.000
کل دیشب عصبانی بودم، الان فهمیدی؟

00:03:06.970 --> 00:03:10.870
می‌خوام درمورد لباس جدید بی نی درست و حسابی حرف بزنیم

00:03:12.800 --> 00:03:15.700
فکر کنم به خاطر بچه‌ها با هم دعوا کردن

00:03:19.100 --> 00:03:21.200
در مورد این بهت چیزی نگفته بودم عزیزم

00:03:21.200 --> 00:03:26.200
ولی رفته بودم خونه‌ی خانواده‌ی همسر و به مادرزن گفتم نباید این‌کار رو انجام بده

00:03:26.200 --> 00:03:31.500
برای اولین‌بار رفتم پیش‌شون و برای همین توسط پدرزن سرزنش هم شدم

00:03:32.200 --> 00:03:36.000
عصبانی نباش، درباره‌ی جزئیات وقتی برسیم خونه حرف می‌زنیم

00:03:36.000 --> 00:03:39.100
به خاطرش متاسفم و عاشقتم

00:03:45.800 --> 00:03:47.900
حالا هر چی

00:03:53.400 --> 00:03:56.700
متاسفم که صحبت‌تون رو قطع می‌کنم

00:03:57.760 --> 00:04:01.010
ولی اینجا گروه چت بخش بازاریابیه

00:04:03.800 --> 00:04:05.600
گفته بودین که از دعوای عاشقانه خبری نیست

00:04:05.600 --> 00:04:07.800
ولی به نظر می‌رسه شما دوتا با هم دعوا کردین

00:04:07.800 --> 00:04:10.900
مدیر تیم، به نظر می‌رسه دستیار آن بد جوری گرفتارتون کرده

00:04:13.000 --> 00:04:15.900
برمی‌گردم، می‌رم دفتر رئیس

00:04:29.800 --> 00:04:31.600
کجایی؟

00:04:31.600 --> 00:04:34.000
فقط همون‌جا بمون

00:04:41.600 --> 00:04:44.800
به نظر می‌رسه سرپرست تیم هنوز با خانواده‌ی همسر سابقش درگیره

00:04:44.830 --> 00:04:46.980
به نظر نمی‌رسه که خانواده‌ها دارن تو کارشون دخالت می‌کنن؟

00:04:47.000 --> 00:04:49.400
وقتی با دستیار آن بیرون رفته بودم شنیدمش

00:04:49.400 --> 00:04:52.500
خانواده‌ی همسر سرپرست تیم به همون مجتمع آپارتمانی نقل مکان کردن

00:04:53.300 --> 00:04:56.400
خیلی خوشحالم که بی‌خیال مدیر تیمم شدم

00:04:56.400 --> 00:04:59.800
ولی به نظرتون می‌تونن مدام با هم تو یه بخش کار کنن؟

00:04:59.800 --> 00:05:04.000
تو شرکت‌مون کارمندای زیادی با هم ازدواج کردن و قرار می‌ذارن، ولی این اولین باره که یه زوج تو یه بخش کار می‌کنن

00:05:04.000 --> 00:05:07.200
معنیش این نیست که بالادستیا درموردش حرف نمی‌زنن، فقط فعلاً بهشون اجازه‌ی چنین کاری دادن، همین

00:05:07.200 --> 00:05:11.500
به هر حال وقتی سرپرست تیم، مدیر بشه از هم جدا می‌شن

00:05:17.600 --> 00:05:20.400
!اینجا رو ببین دستیار آن

00:05:25.500 --> 00:05:27.200
منظورم اینه که، اینجا رو ببین

00:05:28.400 --> 00:05:30.000
عزیزم

00:05:32.200 --> 00:05:34.300
مشکلت چیه؟

00:05:35.800 --> 00:05:39.400
بهت گفتم که با خانواده‌ی همسر راجع بهش حرف زدم

00:05:39.400 --> 00:05:43.000
واقعاً انجامش دادم، حتی به خاطرش با پدر زنم هم دعوا کردم

00:05:43.000 --> 00:05:46.700
فکر نکنم بشه بهش دعوا گفت، بیشتر سرزنشت کردن

00:05:48.600 --> 00:05:50.400
درسته ولی بازم

00:05:50.400 --> 00:05:53.400
در مورد مسائل مربوط به لباس بی نی، من انجامش می‌دم

00:05:53.400 --> 00:05:55.600
چطور می‌خوای انجامش بدی؟

00:05:56.400 --> 00:06:00.200
می‌خوام همه چیز رو زیر و رو کنم

00:06:02.600 --> 00:06:06.000
...چطور می‌خوای همه چیز رو زیر و رو کنی؟ منظورم اینه که

00:06:06.000 --> 00:06:08.400
منظورم اینه که... دیگه چیزی به تولد بی نی نمونده

00:06:08.400 --> 00:06:11.000
بیا سعی کنیم مسالمت‌آمیز پیش بریم-
سلام سرپرست تیم-
بله، قربان-

00:06:11.000 --> 00:06:14.100
در مورد نمایش مد هفته‌ی گذشته-
بله، قربان-

00:06:15.400 --> 00:06:17.200
از غذاتون لذت ببرین

00:06:17.200 --> 00:06:19.800
خیلی ممنون-
خواهش می‌کنم-

00:06:19.800 --> 00:06:24.800
چی شد که خواستی ما رو هم به تولد بی نی دعوت کنی؟

00:06:25.600 --> 00:06:32.200
بعد از اون تماس از طرف شما، مدام می‌گفت باید بیایم بهتون سر بزنیم، به خاطر همینه که اینجام

00:06:32.200 --> 00:06:37.000
درمورد چیزی که تو آخرین ملاقات‌مون گفتین، حق با شماست

00:06:37.570 --> 00:06:41.760
شما پسر و خانواده‌ام رو تو مدتی که باهاتون تو یه خونه زندگی می‌کردن فراری دادین

00:06:41.760 --> 00:06:46.510
احساس بدی راجع به اینکه چرا فکر نکردم که شما قبلاً چقدر ناامید و ناراحت بودین، دارم

00:06:46.510 --> 00:06:50.190
ما هم وقت برگزاری جشن تو خونه‌مون یکم بی‌فکر عمل کردیم

00:06:50.200 --> 00:06:53.800
کاملاً درسته، باید زودتر این‌کار رو می‌کردین

00:06:53.800 --> 00:06:55.800
خانم، شما هم دیگه نباید این‌طوری رفتار کنین

00:06:55.800 --> 00:06:59.000
اگه خودمونم نمی‌گفتیم که می‌خوایم تو مراسم جشن شرکت کنیم

00:06:59.000 --> 00:07:02.400
اون‌وقت شما باید دعوت‌مون می‌کردین خانم

00:07:02.400 --> 00:07:08.200
به خاطر همینه که این دفعه شما رو تولد بی نی دعوت می‌کنیم

00:07:08.200 --> 00:07:11.800
خانم، لطفاً دیگه نا امید نباشین

00:07:11.800 --> 00:07:16.800
ببینین، این ازدواج مجدد عروس‌تونه، پس اونم باید تصمیم قطعی بگیره

00:07:16.800 --> 00:07:20.200
خانم، شما گفتین ما کسی هستیم که باید تغییر کنه

00:07:20.200 --> 00:07:23.800
ولی عروس‌تون هم باید خودش رو تغییر بده

00:07:24.700 --> 00:07:27.000
دامادم همسرش رو به خاطر مرگش از دست داد

00:07:27.000 --> 00:07:31.200
پس این، یکم با وقتی که بعد از طلاق نتونه همسرش رو ببینه متفاوت نیست؟

00:07:31.200 --> 00:07:34.300
این چیزیه که همسرم می‌خواد بگه، آره، درسته

00:07:35.100 --> 00:07:38.800
...خب...ولی... برای تولد بی نی

00:07:38.800 --> 00:07:43.400
این ایده‌ی نامادریشه که می‌خواد ما رو هم به تولد دعوت کنه؟

00:07:45.990 --> 00:07:52.000
خانم، فکر نمی‌کنین به کار بردن کلمه‌ی "نامادری" یکم بی‌احترامیه؟

00:07:52.000 --> 00:07:58.600
...بچه‌ها ممکنه اینو بشنون و بدتر می‌شه اگه غریبه‌ها هم بشنونش، فقط باید بهش بگین مادر بچه‌ها

00:07:58.600 --> 00:08:00.800
جین یونگ مادر بچه‌هاییه که شما می‌شناسین

00:08:00.800 --> 00:08:04.000
درسته، اون فقط یه نامادریه

00:08:04.800 --> 00:08:10.400
به نظر می‌رسه برادر بزرگِ تائه یون دوباره ازدواج کرده

00:08:10.400 --> 00:08:13.600
دعوت کردن شما به تولد بی نی

00:08:13.630 --> 00:08:18.220
ایده‌ی عروس جدیدمه

00:08:18.220 --> 00:08:21.430
با پسرم درباره‌ش صحبت کردم و اونم مشکلی نداشت

00:08:21.430 --> 00:08:29.800
فکر کنم با اینکه به زبون نیاوردن ولی هردوشون درموردش احساس بدی داشتن

00:08:29.800 --> 00:08:35.600
اوه خدای من، فکر کنم اونا با دامادشون تو یه آپارتمان زندگی می‌کنن

00:08:35.600 --> 00:08:40.000
واقعاً؟ خیلی عجیبه مگه نه؟

00:08:40.000 --> 00:08:45.000
به نظر میاد بعد از اون سرزنش به خودشون اومدن، درسته؟

00:08:46.000 --> 00:08:49.000
سرزنش؟ در مورد چی حرف می‌زنین؟

00:08:49.000 --> 00:08:53.800
دیگه کی می‌تونه باشه؟ معلومه که در مورد مادر جدید بچه‌هاست، روز قبل باهاش مفصل حرف زدم

00:08:53.800 --> 00:08:58.000
داشت یه سری چیزا در مورد اینکه بچه‌ها چراغ رو خاموش نمی‌کنن می‌گفت، حتی مجبورشون می‌کنه کارای خونه رو انجام بدن

00:08:58.000 --> 00:09:01.200
اون حتی برای بی نی لباسم نخرید

00:09:01.200 --> 00:09:04.200
پس خودم مجبور شدم برم براش بخرم

00:09:04.200 --> 00:09:08.000
حتماً دلیلی داشته که براش لباس نخریده

00:09:08.000 --> 00:09:11.600
چطور می‌تونی براش بخری وقتی حتی عروسم هم نتونست براش بخره؟

00:09:11.600 --> 00:09:16.400
خانم، نباید این‌قدر پشت عروس جدیدتون رو بگیرین

00:09:16.400 --> 00:09:21.600
ما باید مراقب علایق بچه‌ هم باشیم که اون این‌قدر باهاش از رو بی‌فکری رفتار نکنه

00:09:21.600 --> 00:09:26.400
می‌گن، وقتی یه پدر دوباره ازدواج می‌کنه، بالافاصله به یه پدر جدید تبدیل می‌شه

00:09:26.400 --> 00:09:31.800
این حرف ما نیست، کل دنیا همینو می‌گن

00:09:32.700 --> 00:09:36.200
می‌گن وقتی یه پدر ازدواج می‌کنه، دیگه با یه پدر جدید تفاوت چندانی نداره

00:09:36.200 --> 00:09:43.000
پدر که فقط به فکر مادر جدیده، مادر جدیدم که فقط از بچه‌های خودش مراقبت می‌کنه، پس کی به فکر بچه‌های ما باشه؟

00:09:43.000 --> 00:09:46.800
شماها خیلی نسبت به بچه‌های ما بی‌اهمیتین و فقط پشتِ عروس جدیدتون رو می‌گیرین

00:09:46.800 --> 00:09:50.600
پس ما باید هوشیار باشیم و به فکر نوه‌هامون باشیم

00:09:50.600 --> 00:09:54.800
به هر حال، تنها کاری که باید انجام بدین اینه که برای جشن تولد بی نی بیاین خونه‌مون

00:09:54.800 --> 00:09:58.000
آره، در واقع اینجاییم که در این مورد حرف بزنیم

00:09:58.000 --> 00:10:01.400
...می‌دونین، برای تولد بی نی

00:10:01.400 --> 00:10:03.800
داشتم فکر می‌کردم یعنی می‌تونیم یه جایی بیرون جشن بگیریم

00:10:03.800 --> 00:10:08.800
یه جایی مثل رستوران خانوادگی، می‌دونین، بچه‌ها واقعاً اون رو دوست دارن

00:10:08.810 --> 00:10:11.580
بی نی عزیز من

00:10:11.600 --> 00:10:15.300
خیلی ناراحت بوده، چون پدرش ازدواج مجدد داشته

00:10:15.300 --> 00:10:17.800
پس، خوب می‌شه اگه برای یه چنین جشنی ترتیب بدیم، درسته؟

00:10:17.800 --> 00:10:23.300
می‌تونن همه‌ی دوستاشون رو هم دعوت کنن، نظر شما چیه؟ بی نی دوستش داره، مگه نه؟

00:10:25.200 --> 00:10:29.650
اصلاً چرا تو این گرما می‌خواین این همه غذا آماده کنین؟

00:10:29.650 --> 00:10:31.600
بیاین فقط بیرون غذا بخوریم

00:10:31.600 --> 00:10:35.600
درسته می‌گه، هوا به قدری گرمه که احتمال مسمویت غذایی برای هر کسی وجود داره

00:10:35.600 --> 00:10:40.400
بیاین یه جایی بیرون غذا بخوریم، راحت‌تره، از لحاظ هزینه هم، نگران نباشین، ما پرداخت می‌کنیم

00:10:40.400 --> 00:10:44.000
آره، ما پرداختش می‌کنیم

00:10:44.800 --> 00:10:48.800
می‌دونین، وقتی حرف از بی نی باشه، چیزی کم نمی‌ذاریم

00:10:49.800 --> 00:10:56.200
ببینین، بیاین این دفعه رو تو خونه‌ی خودمون انجامش بدیم

00:10:56.200 --> 00:11:01.400
همسر و عروس جدیدم غذاهایی که بی نی دوست داره رو درست می‌کنن

00:11:01.400 --> 00:11:08.000
و می‌تونیم همگی دور هم جمع بشیم و یه مهمونی ساده داشته باشیم

00:11:08.000 --> 00:11:14.200
مهمونی‌های خونگی همه‌شون مثل همن، غذاهای تکراری، مخلفات تکراری، تو بهترین حالت ممکنه یکم سوپ جلبک دریایی‌ام درست کنین

00:11:14.200 --> 00:11:20.200
اون چیزی که مهمه، فکر و تلاشیه که پشتشه، برای عروس جدیدم مهمه که برای بی نی غذا درست کنه

00:11:20.200 --> 00:11:23.800
و این‌طوری، بی نی نسبت به مادر جدیدش احساس قدردانی و تشکر پیدا می‌کنه

00:11:23.800 --> 00:11:28.100
اون‌وقت با مادر جدیدش صمیمی‌تر می‌شه و این چیز خوبیه

00:11:28.100 --> 00:11:33.200
خانم، یعنی دارین می‌گین پشت مهمونی تو رستوران هیچ فکر و تلاشی نیست؟

00:11:33.200 --> 00:11:38.600
اون‌وقت معنیش اینه که اونایی که بیرون از خونه جشن تولد می‌گیرن، بی‌فکرن، درسته؟

00:11:52.760 --> 00:11:54.280
وقتی از نزدیک می‌بینم‌شون

00:11:54.280 --> 00:11:58.530
به نظر نمیاد خانواده‌ی همسر ما خیلی تحصیل‌کرده باشن، درسته؟

00:11:58.530 --> 00:12:02.300
به خاطر همینه که می‌گم خانواده‌ی همسر آینده، از اهمیت بیشتری برخورداره

00:12:02.300 --> 00:12:07.740
شاید بعد از ازدواج مهم به نظر نرسه، ولی زندگی این‌طوری نیست

00:12:10.140 --> 00:12:14.100
پول همه چیز نیست، ولی چیزی هست که از اون بهتر باشه؟

00:12:14.100 --> 00:12:16.490
چی می‌تونه از پول قدرتمندتر باشه، مگه نه عزیزم؟

00:12:16.490 --> 00:12:21.410
البته! تنها چیزی که پول نمی‌تونه جلوش رو بگیره گوز و عطسه‌ست

00:12:22.220 --> 00:12:26.770
درسته، با پول نمی‌شه شادی رو خرید

00:12:26.770 --> 00:12:30.380
هنوزم، وقتی چیزی برای گریه کردن وجود داره، به جای پرسه زدن تو خیابونا

00:12:30.380 --> 00:12:34.030
بهتره تو ماشینی که راننده‌ات هدایتش می‌کنه گریه کنی

00:12:34.030 --> 00:12:35.280
مگه نه، راننده پارک؟

00:12:35.280 --> 00:12:37.190
بله، درسته

00:12:37.190 --> 00:12:39.560
راستی، چرا این‌قدر خوب می‌دونی؟
مگه تا حالا تو خیابون گریه کردی؟

00:12:39.560 --> 00:12:41.490
نه، هیچ‌وقت

00:12:56.060 --> 00:12:58.780
واقعاً گرمه، مگه نه؟

00:12:59.640 --> 00:13:00.880
...این هوا

00:13:00.880 --> 00:13:02.200
!عزیزم

00:13:02.200 --> 00:13:05.740
فکر کنم جین جو این روزا با ماشینش رانندگی نمی‌کنه

00:13:05.740 --> 00:13:10.130
منم همین‌فکر رو می‌کنم، تو یه خونه زندگی می‌کنیم ولی نمی‌تونیم حتی یه بار ببینیمش

00:13:10.130 --> 00:13:14.590
و به نظر می‌رسه از ماشینشم استفاده نمی‌کنه، این روزا اوضاع احوالش چطوره؟

00:13:14.590 --> 00:13:16.900
خیلی‌وقته ندیدمش

00:13:16.900 --> 00:13:20.140
احتمالاً اون‌طور که دلش می‌خواد خوب زندگی می‌کنه

00:13:22.380 --> 00:13:23.980
تو... کجا داری می‌ری؟

00:13:23.980 --> 00:13:25.760
می‌رم سرکار

00:13:25.760 --> 00:13:28.370
با ماشین نمی‌ری؟

00:13:28.370 --> 00:13:33.620
مامان، بابا، شما هیچ علاقه‌ای به من ندارین، درسته؟ فقط به سو و بین اهمیت می‌دین

00:13:33.620 --> 00:13:37.390
!از آخرین پول تو جیبیم سه ماه می‌گذره

00:13:39.300 --> 00:13:43.480
اگه همین‌طور ادامه بدین، ممکنه یه روز صبح از خواب که پا شدین من رفته باشم

00:13:43.480 --> 00:13:47.660
مثلاً اگه بری، کجا می‌ری؟ غیر از اینه که می‌ری خونه‌ی همسر یون ته؟

00:13:47.660 --> 00:13:50.760
نه! هر جایی ممکنه برم

00:13:50.760 --> 00:13:56.740
من این حلقه رو پوشیدم و شما علاقه‌ای نشون نمی‌دین، مگه نه؟

00:13:56.740 --> 00:14:00.540
می‌رم بدون اطلا‌ع‌تون ازدواج کنم که ازتون انتقام بگیرم

00:14:00.540 --> 00:14:05.700
هی، اگه اینکار رو بکنی فقط خودت ضرر می‌کنی

00:14:05.700 --> 00:14:08.800
هر کاری دلت می‌خواد بکن، برو، برو

00:14:11.500 --> 00:14:15.310
چطور می‌تونم ازدواج کنم؟
!مامان ته مین حتی دوستم نداره

00:14:17.600 --> 00:14:22.670
هنوزم... والدین ته مین تربیت خوبی داشتن، درسته؟

00:14:25.340 --> 00:14:31.620
بعد از دیدن اون دو نفر، حالا می‌فهمم که چرا ته مین این‌قدر بچه‌ی خوب و معصومیه

00:14:31.620 --> 00:14:36.930
ولی، اینکه بدون گفتن به بچه‌ها رفتیم دیدن‌شون یکم آزارم می‌ده

00:14:36.930 --> 00:14:39.790
پس بیا فقط بین خودمون نگهش داریم

00:14:39.790 --> 00:14:43.360
عزیزم، بیا کارای ازدواج سانگ مین رو سری‌تر انجام بدیم

00:14:43.360 --> 00:14:48.420
بعد از دیدن اون خانواده‌ی همسر، به نظرم منطقیه که عروسی رو جلو بندازیم

00:14:48.420 --> 00:14:53.440
پس ته مین چطور؟
از جوونی‌شون می‌خواستن با هم مراسم عروسی بگیرن

00:14:53.440 --> 00:14:55.620
!مزخرف نگو

00:14:55.620 --> 00:15:01.040
!با هم عروسی بگیرن؟ خیلی ناپخته به نظر میاد، وقتی جوون بودن فقط با هم شوخی می‌کردن

00:15:01.040 --> 00:15:04.810
از اونجایی که سانگ‌مین پسر بزرگ‌تره، پس بیا اول به ازدواج اون برسیم

00:15:10.110 --> 00:15:13.920
چرا هنوز داره زنگ می‌زنه؟

00:15:15.960 --> 00:15:18.140
بله جین جو

00:15:19.210 --> 00:15:24.350
مادرجون، حال‌تون چطوره؟
منم جین جو، ناهار خوب خوردین؟

00:15:25.230 --> 00:15:32.660
اوه، آره خوردم، ولی علاقه‌مندی که بدونی؟

00:15:32.660 --> 00:15:37.180
البته که هستم، می‌خواستم بدونم خوب می‌تونین غذا بخورین؟ از اونجایی که هوا خیلی گرمه

00:15:37.180 --> 00:15:43.000
هی، چرا مدام "مادرجون" صدام می‌زنی، گفته بودم نمی‌خوام این رو بشنوم

00:15:43.000 --> 00:15:47.510
اگه "آجوما" صداتون بزنم، اون‌وقت ناراحت می‌شین مادرجون

00:15:50.420 --> 00:15:53.370
مادرجون، می‌خواین این هفته با من بریم تئاتر ببینیم؟

00:15:53.370 --> 00:15:55.700
یکی خوبش رو پیدا کردم

00:15:55.700 --> 00:15:57.910
من به تئاتر علاقه ندارم جین جو

00:15:57.910 --> 00:16:01.180
فیلم چطور؟

00:16:01.180 --> 00:16:03.590
به فیلمم علاقه ندارم

00:16:03.590 --> 00:16:05.450
برنامه‌ی موسیقی چطور؟

00:16:05.450 --> 00:16:08.840
این چیزیه که بیشتر از همه ازش متنفرم

00:16:08.840 --> 00:16:14.270
جین جو، چرا همه‌ی اینا رو با دوستات نمی‌بینی؟ هیچ دوستی نداری؟

00:16:14.270 --> 00:16:19.580
دوست که دارم، ولی دلم می‌خواد با شما ببینم‌شون

00:16:19.580 --> 00:16:24.500
هی، دوست داری اونا رو با من ببینی؟

00:16:26.550 --> 00:16:29.120
حالا دیگه من رو مسخره می‌کنی؟

00:16:29.120 --> 00:16:32.970
بهت گفته بودم ازت خوشم نمیاد، چرا مدام بهم زنگ می‌زنی؟

00:16:32.970 --> 00:16:36.270
...دلم نمی‌خواد این‌جوری باشم، ولی

00:16:36.270 --> 00:16:43.520
چون می‌خوام با ته مین ازدواج کنم، بهتر نیست با هم کنار بیایم؟

00:16:44.450 --> 00:16:47.360
به ته مین نگفته بودی باهاش ازدواج نمی‌کنی؟

00:16:47.360 --> 00:16:51.470
به خاطر این بود که نمی‌تونستم بهش بگم شما ازم خوش‌تون نمیاد

00:16:51.470 --> 00:16:54.660
!واقعاً می‌خوام با ته مین ازدواج کنم

00:16:55.720 --> 00:17:01.530
خیلی خب، جین جو، واقعاً ممنونم که ته مین رو این‌قدر دوست داری

00:17:01.530 --> 00:17:03.540
پس، باهام برای دیدن تئاتر میاین؟

00:17:03.540 --> 00:17:07.310
نه، نمی‌خوام، الان قطع می‌کنم، باشه؟

00:17:16.880 --> 00:17:21.220
بابا و مامان بهم علاقه ندارن

00:17:21.220 --> 00:17:24.150
و مامان ته مینم که ازم خوشش نمیاد

00:17:25.120 --> 00:17:29.250
تو کل دنیا، ته مین تنها کسیه که دوستم داره

00:17:43.340 --> 00:17:45.230
!هوا خیلی خوبه

00:17:45.230 --> 00:17:47.170
یکم گرممه

00:17:50.180 --> 00:17:56.220
منظورت چیه که گرمه؟ الان می‌تونیم دوتایی بریم پیک‌نیک

00:17:56.220 --> 00:18:01.440
باشه، راستی، این چیه دستت؟

00:18:01.440 --> 00:18:04.350
اوه این؟ چیز خاصی نیست

00:18:04.350 --> 00:18:09.990
نباید در مورد چیزایی که مردم حمل می‌کنن خیلی کنجکاو باشی، فقط دنبالم بیا

00:18:12.640 --> 00:18:16.100
...این چیه

00:18:16.100 --> 00:18:18.170
این ظرف ناهاریه که خودم درست کردم

00:18:19.930 --> 00:18:22.220
سانگ مین، تو ظرف ناهار درست کردی؟

00:18:22.220 --> 00:18:26.880
آره! از صبح زود عین خدمتکارا کار کردم

00:18:26.880 --> 00:18:28.880
!خیلی خوشگله

00:18:28.880 --> 00:18:32.520
غش نکنی

00:18:39.690 --> 00:18:42.780
!واقعاً خیلی خوش‌مزه‌ست

00:18:42.780 --> 00:18:47.450
این روزا آشپزیم داره بهتر و بهتر می‌شه، نه تنها این، بلکه مهارتای خانه‌داریم هم به سطح خوبی رسیده

00:18:47.450 --> 00:18:50.820
حتی اگه بخوام بازی گلف رو کنار بذارم، می‌تونم به عنوان خدمتکار مشغول به کار بشم

00:18:50.820 --> 00:18:54.980
!اگه بتونی کارای خونه رو خوب انجام بدی خیلی خوبه، عالیه

00:18:58.060 --> 00:19:00.860
عالیه" تنها چیزیه که می‌تونی بگی؟"

00:19:00.860 --> 00:19:02.710
پس چی؟

00:19:03.650 --> 00:19:09.610
ببین، چرا یه دفعه باید بخوام کار خونه‌ای که سی سال انجام نداده بودم رو انجام بدم؟

00:19:09.610 --> 00:19:13.620
به خاطر توئه یون دو، که وقتی باهام ازدواج کردی راحت باشی

00:19:13.620 --> 00:19:18.870
جز شستن صورتت، وقتی ازدواج کردیم، اجازه نمی‌دم زنم به یه قطره آب دست بزنه! همه رو خودم انجام می‌دم

00:19:18.870 --> 00:19:22.340
!برنج می‌پزم و خونه رو تمیز می‌کنم، همه‌ی کارا به عهده‌ی خودم

00:19:22.340 --> 00:19:23.900
مزخرفه

00:19:23.900 --> 00:19:26.940
می‌گن همه‌ی مردا قبل از ازدواج از این حرفا می‌زنن

00:19:26.940 --> 00:19:30.080
بابام همین رو به مامانم گفته بود

00:19:32.110 --> 00:19:36.710
من با همه‌ی مردای بیرون فرق دارم

00:19:36.710 --> 00:19:40.290
حرف بی‌اساس نمی‌زنم، وقتی ازدواج کنیم  باهات خوب رفتار می‌کنم

00:19:40.290 --> 00:19:45.310
اون‌قدر باهات خوب رفتار می‌کنم که کل زن‌های دنیا بهت حسادت کنن

00:19:45.310 --> 00:19:48.970
بابام کل عمرش با مامانم مثل یه پرنسس رفتار کرد

00:19:48.970 --> 00:19:53.020
البته که مامانم هم، همین رفتار رو با بابام داشت

00:19:53.020 --> 00:19:55.750
این‌طوری دیدن پدر و مادرم، باعث شد دلم بخواد در آینده مثل اونا زندگی کنم

00:19:55.750 --> 00:19:58.140
به خاطر همین همیشه این‌طوری فکر می‌کردم

00:19:58.140 --> 00:20:02.760
سانگ مین، فکر کردم قراره بعداً به ازدواج فکر کنیم

00:20:02.760 --> 00:20:06.370
یکم زیادی من رو تحت فشار نمی‌ذاری؟

00:20:07.480 --> 00:20:11.200
تحت فشار؟ گرچه ممکنه چنین حسی داشته باشی ولی واقعاً این‌طور نیست

00:20:11.200 --> 00:20:16.430
مامانم در مورد زودتر ازدواج کردن با من بهت چی گفت؟ لازم نیست اصلاً نگرانش باشی

00:20:18.720 --> 00:20:22.640
به خاطر تحت فشار بودنت بعداً من رو با بهونه آوردن برای ازدواج‌مون غافلگیر نکن، باشه؟

00:20:22.640 --> 00:20:26.710
به همدیگه قول دادیم فقط ده بار قرار بذاریم، درسته؟

00:20:26.710 --> 00:20:28.820
درسته

00:20:28.820 --> 00:20:31.210
زود باش بخور

00:20:46.560 --> 00:20:48.040
آره مادرجون

00:20:48.040 --> 00:20:53.650
هی، راستی، یادم رفت یه چیزی بهت بگم

00:20:53.650 --> 00:20:57.030
اینکه می‌خوام جشن تولد بی نی رو تو خونه‌ی خودمون برگزار کنم

00:20:57.030 --> 00:21:00.260
گفتنش بهت یکم معذب‌کننده‌ست

00:21:00.260 --> 00:21:05.030
ولی نباید از خانواده‌ی همسرت غافل بشی

00:21:05.030 --> 00:21:08.720
اونا به دنیای بچه‌ها فکر می‌کنن

00:21:08.720 --> 00:21:12.380
به خاطر همینه که می‌خواستم دعوت‌شون کنم

00:21:13.320 --> 00:21:17.790
واقعاً انجامش می‌دی؟ به نظر مشکلی نداره؟
باید همزمان کارم بکنی

00:21:17.790 --> 00:21:21.540
با پدرشون آماده‌ش می‌کنم، نگران نباشین

00:21:21.540 --> 00:21:27.440
پای تلفن بهشون گفتیم بدون مشورت باهات تو خونه‌مون برگزارش می‌کنیم

00:21:27.440 --> 00:21:30.610
بهشون می‌گم مادر جون

00:21:30.610 --> 00:21:36.740
هی، هی، ول‌شون کن، سریع برو خونه، حتماً کارای زیادی برای انجام دادن داری، فقط برو

00:21:49.120 --> 00:21:52.030
می‌خوام همه چی رو زیر و رو کنم

00:21:54.090 --> 00:21:56.630
منظورش چی بود؟

00:21:56.630 --> 00:22:00.360
آن می جانگ وقتی عصبانی می‌شه خیلی ترسناک می‌شه

00:22:01.430 --> 00:22:04.780
...فکر می‌کردم این اواخر یکم آرومه ولی

00:22:11.690 --> 00:22:13.990
!هی... دستیار آن، نه، عزیزم

00:22:16.220 --> 00:22:18.200
عزیزم، واقعاً داری می‌ری باهاشون دعوا کنی؟

00:22:18.200 --> 00:22:20.520
چرا که نه؟

00:22:20.520 --> 00:22:23.750
اگه دعوا کردن بهمت می‌ریزه
چرا فقط با صحبت حلش نکنی؟

00:22:23.750 --> 00:22:26.580
اگه فقط حرف زدن عمل می‌کرد قبلاً انجامش داده بودم

00:22:26.580 --> 00:22:29.390
واقعاً می‌خوای بری به خاک و خون بکشی‌شون؟

00:22:29.390 --> 00:22:32.680
...نه

00:22:40.030 --> 00:22:42.320
چی شما دو تا رو به اینجا کشونده؟

00:22:42.320 --> 00:22:45.970
باید باهاتون حرف بزنم

00:22:48.250 --> 00:22:50.200
بیا داخل

00:23:02.290 --> 00:23:04.990
چرا نمیای تو؟

00:23:04.990 --> 00:23:07.130
اون چشه؟

00:23:07.130 --> 00:23:08.990
لطفاً برین داخل

00:23:13.220 --> 00:23:16.330
لطفاً بنوشین، یکم چای بنوشین داماد لی

00:23:16.330 --> 00:23:18.970
ب-بله پدرجون

00:23:18.970 --> 00:23:23.590
خب... چرا می‌خواستی من رو ببینی؟

00:23:23.590 --> 00:23:26.560
می‌خواستم در مورد بی نی باهاتون حرف بزنم

00:23:26.560 --> 00:23:28.790
نه... می‌تونی اون رو با من در میون بذاری

00:23:28.790 --> 00:23:30.910
تولد بی نی

00:23:32.680 --> 00:23:34.580
می‌خوایم تو خونه‌مون جشن بگیریم

00:23:34.580 --> 00:23:39.320
لطفاً بیاین بالا و باهامون شام بخورین

00:23:39.320 --> 00:23:42.770
می‌خوای بگی مشکلی نیست بیایم بالا؟

00:23:42.770 --> 00:23:46.190
بهتر از بیرون جشن گرفتنه

00:23:48.650 --> 00:23:54.720
ولی شنیدیم که خانواده‌ی پدری بی نی مسئول تولدشن

00:23:54.720 --> 00:23:59.360
این اولین تولدش بعد از ازدواج‌مونه، می‌خوام خودم به عهده‌اش بگیرم

00:23:59.360 --> 00:24:03.200
اینکه برای خونه‌ی جدید نتونستم دعوت‌تون کنم آزارم می‌داد

00:24:03.200 --> 00:24:08.420
اون‌موقع چون تازه ازدواج کرده بودم و سرم شلوغ بود نمی‌تونستم درست بهتون فکر کنم

00:24:10.550 --> 00:24:15.770
خانواده‌ی مادری بی نی بهترین هدیه برای تولدشن، البته که باید بیاین

00:24:17.240 --> 00:24:23.990
اون‌قدر ممنونم که نمی‌دونم باید چیکار کنم، خیلی ممنون، حتماً میایم بالا

00:24:26.920 --> 00:24:31.870
ممنون، فکر کردم می‌خوای به خاطر آخرین بار که براش لباس خریدیم باهامون دعوا کنی

00:24:31.870 --> 00:24:36.730
کی میدونست همچین حرف مهربانانه ای میزنی

00:24:36.730 --> 00:24:39.270
...با این حال-
بله؟-

00:24:40.400 --> 00:24:45.350
قبل از اینکه این کار و کنیم، میخوام
یه توافقنامه رو پر کنین

00:25:04.240 --> 00:25:06.710
اینا دیگه چیه؟

00:25:07.480 --> 00:25:11.490
قرارداد حضانت مشترک

00:25:12.740 --> 00:25:16.460
فرد اصلی آن می جانگ و فرد تابع مادربزرگِ سو

00:25:16.460 --> 00:25:19.660
اون فرد تابعه؟

00:25:19.660 --> 00:25:24.610
ما تا حالا فرد تابع نبودیم

00:25:24.610 --> 00:25:30.810
وقتی یه ساختمون میخریم یا قرارداد مینویسیم
همیشه فرد اصلی هستیم

00:25:30.810 --> 00:25:35.370
هیچ معنایی پشتش نیست
از اونجایی که من نوشتمش، خودم و فرد اصلی قرار دادم

00:25:36.340 --> 00:25:38.340
پس که اینطور؟

00:25:41.180 --> 00:25:42.260
<i>عمدی، اکیدا</i>

00:25:42.260 --> 00:25:43.220
<i>تعادل</i>

00:25:43.220 --> 00:25:44.210
<i>احتیاط، نقض قرارداد</i>

00:25:44.210 --> 00:25:45.000
<i>تعمدی</i>

00:25:45.000 --> 00:25:45.690
<i>مراقبِ اصلی</i>

00:25:45.690 --> 00:25:46.400
<i>عدم تایید</i>

00:25:50.320 --> 00:25:54.110
اینا دیگه چیه؟ تو هیچ کدوم و میفهمی؟

00:25:55.080 --> 00:25:58.710
برِین. برِین-
بله؟-

00:25:58.710 --> 00:26:00.350
بله؟

00:26:02.130 --> 00:26:05.100
میتونی این و توضیح بدی؟

00:26:08.320 --> 00:26:13.400
میگه که شما باید به رسمیت بشناسین و احترام بذارین به اینکه

00:26:13.400 --> 00:26:16.290
نامادریِ سو حضانت اشتراکی برای بزرگ کردن سو و بین داره

00:26:16.290 --> 00:26:21.480
چی شد؟ درست بگو ببینم دقیقا یعنی چی

00:26:22.700 --> 00:26:26.270
یعنی باهاش مثل مادرِ بچه ها رفتار کنین

00:26:26.270 --> 00:26:28.810
خب... بعدش چی؟

00:26:28.810 --> 00:26:33.920
یه بند هست که میگه وقتی برای بچه ها چیزی میخرین
باید درباره ش با نامادریِ سو صحبت کنین

00:26:33.920 --> 00:26:36.650
ها؟ ادامه بده ادامه بده

00:26:36.650 --> 00:26:41.950
اگه برای بیشتر از ده بار این قوانین رو رعایت نکنین

00:26:42.930 --> 00:26:46.250
اونا به یه جای دور افتاده نقل مکان میکنن

00:26:46.250 --> 00:26:49.860
چ-چ-چی؟

00:26:49.860 --> 00:26:54.900
نقل مکان میکنی؟ این دیگه زیاده رویه
مگه نه داماد گلم؟

00:26:54.900 --> 00:26:57.840
بله
...اینطور به نظر میاد ولی

00:26:57.840 --> 00:27:01.880
شما دو نفر یواشکی نقل مکان کردین طبقه پایین

00:27:01.880 --> 00:27:04.410
از نظر ما، اینم زیاده روی بود

00:27:04.410 --> 00:27:06.390
ممکنه خشن به نظر بیاد

00:27:06.390 --> 00:27:10.620
اگه ما این قوانین و مشخص نکنیم، حس میکنم
به اشتباه کردن در برابر همدیگه ادامه میدیم

00:27:10.620 --> 00:27:15.720
از همه مهمتر، این توافقنامه برای این نیست که همدیگه رو تنبیه کنیم

00:27:15.720 --> 00:27:19.740
برای اینه که بهمون کمک کنه برای مدت طولانی باهمدیگه کنار بیاییم

00:27:20.520 --> 00:27:26.560
با این حال... این زیادی ناعادلانه ست

00:27:26.560 --> 00:27:28.550
نه تنها ناعادلانه ست

00:27:28.550 --> 00:27:32.600
بلکه ما برای تولد بچه ها هم به اجازه نیاز داریم

00:27:32.600 --> 00:27:37.470
وای اگه قوانین و حسابی رعایت کنین، ما به شما
به عنوان خانواده مون نگاه میکنیم

00:27:37.470 --> 00:27:41.830
مادربزرگ و پدربزرگِ سو، این و همین الان بهتون قول میدم

00:27:45.390 --> 00:27:47.840
...ولی این

00:27:47.840 --> 00:27:52.190
...اگه اینطوره...پس

00:27:52.190 --> 00:27:56.580
میتونی اینجا برامون بنویسیش؟

00:27:57.980 --> 00:27:59.020
چی رو؟

00:27:59.020 --> 00:28:01.980
...که ما مادربزرگ و پدربزرگ مادریِ

00:28:01.980 --> 00:28:07.410
...سو و بین هستیم...مثل همون

00:28:07.410 --> 00:28:10.810
چی بود گفتی؟ مثل همون باهمون رفتار کنین

00:28:10.810 --> 00:28:11.720
برابری بود خانوم جان

00:28:11.720 --> 00:28:13.930
آره درسته

00:28:13.930 --> 00:28:17.640
باهمون برابر رفتار میکنین
لطفا این و بنویس

00:28:17.640 --> 00:28:24.190
باهمون همونجوری رفتار میکنین
خانواده ی مادری و پدری باهم برابرن

00:28:24.190 --> 00:28:27.120
بله متوجه شدم، مینویسمش

00:28:32.010 --> 00:28:33.950
اونا برابرن

00:28:37.750 --> 00:28:41.020
خب
دیگه میتونین امضا کنین

00:28:42.110 --> 00:28:44.710
باید انجامش بدم، مادربزرگِ سو

00:28:46.180 --> 00:28:48.340
<i>به عنوان فرد اصلی امضاش کن، فرد اصلی</i>

00:28:48.364 --> 00:28:50.434
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:28:57.500 --> 00:29:03.060
حتما مامان خیلی یون ته رو دوست داره
برای عروسی دل تو دلش نیست

00:29:03.060 --> 00:29:07.840
واقعا؟ حتما مامانت خیلی یون ته رو دوست داره

00:29:07.840 --> 00:29:12.690
آره. منم درک میکنم
هیونگم واقعا آدم خوبیه

00:29:12.690 --> 00:29:18.190
ولی خیلی با پول و زندگی خوب نیست
برای همینم به مراقبت زیادی نیاز داره

00:29:18.190 --> 00:29:23.190
از اونجایی که یون ته خیلی حواسش جمعه
چیزی برای نگرانی وجود نداره

00:29:23.190 --> 00:29:27.200
خیلی ذوق زده بود که بزرگترین عروس میشه

00:29:27.200 --> 00:29:29.810
که اینطور

00:29:29.810 --> 00:29:35.410
درک میکنم ولی راستش حس خوبی درباره ش ندارم

00:29:35.410 --> 00:29:37.170
چرا؟

00:29:37.170 --> 00:29:41.780
چون هیونگ بزرگترین پسره، مامان بهش میگه زودی به یون ته ازدواج کنه

00:29:41.780 --> 00:29:44.890
ولی به من میگه آروم آروم پیش برم

00:29:44.890 --> 00:29:48.880
تازه، هیونگ و یون ته نمیخوان فعلا ازدواج کنن

00:29:48.880 --> 00:29:52.750
حتی درست حسابی گوش نمیده
مثل بولدوزر میمونه

00:29:52.750 --> 00:29:54.700
درواقع، مامان اینجوریه

00:29:54.700 --> 00:30:01.320
وقتی یه تصمیمی بگیره، حتما باید عملیش کنه
شخصیتش دقیقا مثل برادر بزرگمه

00:30:09.310 --> 00:30:14.890
جین جو، میشه نظرت و درباره اینکه بعدا ازدواج کنیم عوض کنی؟

00:30:14.890 --> 00:30:18.250
مامانم به اندازه ی یون ته دوستت داره

00:30:18.250 --> 00:30:22.140
اگه نظرت و عوض کنی، میتونم برای عروسیمون بهش فشار بیارم

00:30:24.270 --> 00:30:29.350
فقط لبخند نزن
باید سبک سنگین کنی. باشه؟

00:30:32.250 --> 00:30:34.350
بستگی به رفتارت داره

00:30:39.040 --> 00:30:40.600
برو تو

00:30:40.600 --> 00:30:43.490
تا ایستگاه اتوبوس برسونمت؟

00:30:43.490 --> 00:30:46.250
نه، اینجوری منم باید تا اینجا برسونمت

00:30:46.250 --> 00:30:47.230
نمیخوای؟

00:30:47.230 --> 00:30:53.420
نه، اینجوری نیست که نخوام
تو دو جا کار میکنی و حسابی خسته ای. نمیتونم اینکار و کنم

00:30:53.420 --> 00:30:57.230
باشه پس از همینجا نگاهت میکنم

00:30:57.230 --> 00:31:00.060
باشه
من میرم

00:31:05.850 --> 00:31:07.690
دارم میرم

00:31:07.690 --> 00:31:09.870
خدافظ

00:31:19.640 --> 00:31:26.290
معلومه که مامانت عاشقِ یون ته ست

00:31:26.290 --> 00:31:31.710
این روزا دیگه از کجا میتونی یکی مثل یون ته رو پیدا کنی؟ معلومه که دوسش داره

00:31:32.420 --> 00:31:37.390
درک میکنم
...درک میکنم ولی

00:31:41.000 --> 00:31:42.980
خیلی ناراحتم

00:31:43.940 --> 00:31:47.810
چرا مامانت فقط یون ته رو دوست داره؟

00:31:51.250 --> 00:31:54.330
دیگه برو خودم بقیه ش رو میرم

00:31:55.620 --> 00:32:00.000
!نخیر
کی می‌دونه رو این پله ها چی ممکنه بشه؟

00:32:04.100 --> 00:32:07.110
خیلی خب
همینجا میمونم

00:32:07.110 --> 00:32:11.670
هول نشو و برو
تا وقتی نبینم تا آخر رفتی حس خوبی ندارم

00:32:11.670 --> 00:32:14.010
برو
من همینجام

00:32:21.020 --> 00:32:22.940
برو

00:32:28.450 --> 00:32:29.830
چرا میای دنبالم پس؟

00:32:40.010 --> 00:32:42.040
خب رسیدیم

00:32:43.630 --> 00:32:45.920
دیگه جدنی باید بری

00:32:45.920 --> 00:32:50.910
چرا برای اینکه بفرستیم خونه انقدر بی قراری
اونم وقتی واقعا همچین حسی نداری؟

00:32:52.520 --> 00:32:56.190
تو جدیدا من و با احساسات صادقانه ت شوکه کردی

00:32:56.190 --> 00:32:59.720
حالا چطوره احساسات صادقانه‌ت رو بهم نشون بدی؟

00:33:00.560 --> 00:33:04.780
راستش، دلم میخواد کل شب صورتت و ببینم

00:33:04.780 --> 00:33:09.870
ولی باید تا فردا راهمون و جدا کنیم
به سلامت برو خونه، سانگ مین

00:33:09.870 --> 00:33:11.850
همین و میخواستم

00:33:11.850 --> 00:33:18.420
ولی یون دو، یه راهی هست که وقتی بخواب کل شب من و ببینی

00:33:18.420 --> 00:33:23.590
راهی که خیلی معقول و مناسبه... ازدواج

00:33:23.590 --> 00:33:25.960
باز شروع کردی

00:33:25.960 --> 00:33:29.380
نه فقط دارم میگم یه راه هست، همین
پس هول نشو

00:33:29.380 --> 00:33:31.860
تصمیم گرفتیم فعلا تو دوران نامزدی باشیم، مگه نه؟

00:33:31.860 --> 00:33:34.360
ناامید شدی

00:33:34.360 --> 00:33:37.730
دیگه جدنی میرم تو، پس خداحافظ

00:33:37.730 --> 00:33:40.270
باشه

00:33:45.300 --> 00:33:46.960
<i>کیه؟</i>

00:33:46.960 --> 00:33:48.800
!سلام مادر جان، کیم سانگ مینم

00:33:48.800 --> 00:33:52.490
!با یون ته شام خوردیم و صحیح و سالم رسوندمش خونه

00:33:52.490 --> 00:33:56.080
<i>ای خدا! چه گُل پسری. ممنونم</i>

00:33:56.080 --> 00:33:57.330
!خواهش میکنم

00:33:57.330 --> 00:33:59.820
چرا همچین میکنی؟

00:33:59.820 --> 00:34:02.470
برو تو و تخت بگیر بخواب

00:34:02.470 --> 00:34:05.230
به سلامت بری

00:34:06.370 --> 00:34:09.460
تو هم خوب بخوابی

00:34:26.580 --> 00:34:28.560
دنبالم بیا پشت بوم

00:34:28.560 --> 00:34:30.500
پشت بوم چرا؟

00:34:30.500 --> 00:34:34.590
پس میخوای تو خونه جلوی مادربزرگ بچه ها دعوا کنیم؟

00:34:45.770 --> 00:34:48.170
من اول میگم

00:34:49.500 --> 00:34:53.530
اولا، مسئله ی بین تقصیر من بود

00:34:56.080 --> 00:35:02.740
حق با تو بود برای اینکه بین کار اشتباهی کرد که رفت طبقه پایین تا چیزی که تو نخریده بودی رو بخره و تقصیر من بود که بخاطر این کار سرزنشش نکردم

00:35:02.740 --> 00:35:05.970
بخاطر چیزایی که میگم "نه" یا چیزایی که در آینده نمیتونم برای بین بخرم

00:35:05.970 --> 00:35:08.310
اون سعی میکنه با طبقه دوم رفتن حلش کنه

00:35:08.310 --> 00:35:10.390
اگه بین این کار و کنه، سو هم انجامش میده

00:35:10.390 --> 00:35:13.260
اگه این اتفاق بیفته، رابطه ی بین بچه ها و من

00:35:13.260 --> 00:35:16.420
معلومه دیگه، نه؟

00:35:16.430 --> 00:35:20.890
منم میدونم
ولی دلایل خودم و دارم

00:35:20.890 --> 00:35:23.320
اونوقت اون دلیل چیه؟

00:35:23.320 --> 00:35:26.100
نمیتونی اون دلیل و بهم بگی؟!

00:35:26.100 --> 00:35:30.510
لباسایی که برای بین خریدم هنوز توی کمده

00:35:30.510 --> 00:35:33.050
چون جنابعالی مثل مادر بین باهام رفتار نمیکنی

00:35:33.050 --> 00:35:37.560
چطور ممکنه بین یا حتی طبقه دومی ها من و به عنوان مادر ببینن؟

00:35:39.600 --> 00:35:43.840
فهمیدم. بیا بریم خونه. همه چی رو برات توضیح میدم

00:35:43.840 --> 00:35:46.580
همینجا بگو
نمیخوام جلوی بچه ها دعوا کنم

00:35:46.580 --> 00:35:49.550
گفتم باید یه چیزی رو تو خونه نشونت بدم

00:35:49.550 --> 00:35:51.290
حالا چرا عصبانی میشی؟

00:35:51.290 --> 00:35:55.740
تو کل روز باعث شدی ناراحت باشم و سر کار رو مخم بودی

00:35:55.740 --> 00:35:57.540
رو مخ بودم؟-
بله-

00:35:57.540 --> 00:36:00.940
و اون موقع، چه مسئله ای برای اون قرارداد یا سند بود

00:36:00.940 --> 00:36:04.260
که از قبل بهم نگفتی تا عصبانی شم

00:36:05.850 --> 00:36:09.710
بریم خونه
باید یه چیزی نشونت بدم

00:36:09.710 --> 00:36:15.090
به علاوه، مگه قلدری چیزی هستی؟ چرا باید رو پشت بوم ببینمت؟!

00:36:22.150 --> 00:36:24.960
یون ته از یه متخصص پرسیده

00:36:24.960 --> 00:36:27.490
ممکنه یه چیز زودگذر باشه

00:36:27.490 --> 00:36:33.820
با اینحال... یعنی میتونه یه چیز زودگذر باشه، یا اینکه میتونه نباشه

00:36:33.820 --> 00:36:35.770
اگه طولانی بشه چی؟

00:36:35.770 --> 00:36:41.940
هعی! برای همینه که باید راهنماییش کنیم، اینجوری دیگه نمیشه. به نظر میاد مشکل سو و وو یونگ حل شده

00:36:41.940 --> 00:36:48.140
ولی من نگران بین هستم
اون نمیتونه تو این سن هرچی بهش میگیم و درک کنه

00:36:54.180 --> 00:36:55.350
بله بین چی شده؟

00:36:55.350 --> 00:36:58.310
بابا، لباسایی که مامان بزرگ برام خریده بود کجاست؟

00:36:58.310 --> 00:37:02.480
عا، عام... اینا چیه؟

00:37:02.480 --> 00:37:06.020
...عام اینا

00:37:06.020 --> 00:37:08.030
بیا

00:37:17.780 --> 00:37:22.020
برای این بود که نتونستی سرزنشش کنی چون براش ناراحت بودی؟

00:37:22.950 --> 00:37:26.840
لباسایی که براش خریدی رو بهش نمیدی؟

00:37:38.740 --> 00:37:43.460
داری لباسات و مرتب میکنی؟ کمک میخوای؟

00:37:44.660 --> 00:37:48.000
راستش میخوام یه چیزی بهت بدم، بین

00:37:51.020 --> 00:37:53.770
!جاجانگ-
!وای-

00:37:53.770 --> 00:37:58.760
این همون لباسیه که میخواستم بخرم

00:38:00.780 --> 00:38:04.130
دفعه ی بعد برای تو هم میخرم وو ری، باشه؟

00:38:04.130 --> 00:38:07.090
باشه

00:38:07.090 --> 00:38:11.410
وقتی رفتم با مامان بزرگ بخرمش نبود

00:38:11.410 --> 00:38:15.640
واقعا؟ حدس میزنم یه نفر زودتر خریده بودش

00:38:18.430 --> 00:38:22.060
چرا خریدیش؟

00:38:22.060 --> 00:38:28.100
راستش، خریدمش چون یاد بچگیام افتادم

00:38:29.210 --> 00:38:37.330
منم مثل تو عاشق لباسای خوشگل بودم، ولی مادربزرگم همیشه لباس کهنه های دختر عموم و بهم میداد. برای همینم کلی شکایت میکردم

00:38:37.330 --> 00:38:42.340
آرزو میکردم یه روزی مثل پرنسس ها لباس بپوشم

00:38:42.340 --> 00:38:46.550
بعدش فکر میکردم واقعا خوشحال میشم

00:38:46.550 --> 00:38:52.620
با اینکه تو مثل من نیستی که لباس زیادی نداشته باشی، ولی از ته دل این لباس و میخواستی، مگه نه؟

00:38:52.620 --> 00:38:57.920
"برای همینم "آرزو میکنم بین با پوشیدن این لباس خوشگل خوشحال شه

00:38:57.920 --> 00:39:00.820
با همچین فکری خریدمش

00:39:03.190 --> 00:39:10.390
بین جان. من همیشه باید درمورد پول صرفه جویی میکردم

00:39:10.390 --> 00:39:13.480
برای همینم این لباس به نظرم خیلی گرون بود

00:39:13.480 --> 00:39:18.320
و برای همینم ازت خواستم فقط یه لباس بخری تا صرفه جویی کنیم

00:39:18.320 --> 00:39:20.600
وو ری هم یه لباس دیگه میخواست

00:39:20.600 --> 00:39:25.420
ولی ناراحتم چون براش فقط یه لباس خریدم

00:39:25.420 --> 00:39:27.730
متاسفم وو ری

00:39:27.730 --> 00:39:30.020
فراموشش کن

00:39:33.300 --> 00:39:38.240
بین. درک میکنی چه حسی دارم؟

00:39:39.380 --> 00:39:43.890
این و برای هدیه ی تولدت خریدم، پس حسابی ازش لذت ببر

00:39:44.770 --> 00:39:49.660
واقعا واقعا این لباس و میخواستی، مگه نه؟
نمیخوای تشکر کنی؟

00:39:51.430 --> 00:39:54.020
میشه لطفا بهم بگی "ممنونم"؟

00:39:55.380 --> 00:39:58.440
باشه اگه نمیخوای بگی مجبور نیستی

00:40:01.190 --> 00:40:04.270
بین! بیا امروز با بابا بریم پشت بوم کمپ کنیم

00:40:04.270 --> 00:40:05.980
واقعا؟! فقط من؟!

00:40:05.980 --> 00:40:08.760
عام
امروز فقط ما دوتا

00:40:08.760 --> 00:40:12.910
آجوشی، نمیشه منم باهاتون بیام کمپ روی پشت بوم؟

00:40:12.910 --> 00:40:16.950
آه~ بذار امروز فقط بین باشه
دفعه ی بعد با هم بریم

00:40:16.950 --> 00:40:20.740
به جاش من و تو میتونیم امشب تو اتاق من تخت بگیریم بخوابیم

00:40:20.740 --> 00:40:25.990
واقعا؟ امشب میتونم پیشت بخوابم؟ خوابیدن پیش شما رو بیشتر از کمپ کردن دوست دارم

00:40:25.990 --> 00:40:28.360
منم دوست دارم

00:40:32.190 --> 00:40:39.130
هی برادر. بیا زودتر سرنوشت های پیچیده مون رو برای دوست دختر هامون آشکار کنیم

00:40:39.130 --> 00:40:44.660
مامان جفت دوست دخترامون و دیده و حتی شماره شونم داره

00:40:44.660 --> 00:40:50.160
و از اونجایی که ما له هرحال باید ازدواج کنیم، بیا بهشون بگیم که مامان دوست نداره خانواده ها با ازدواج درگیر بشن

00:40:50.160 --> 00:40:53.200
قبل از اینکه مامان بفهمه و وقتی داریم از سرمون بازش میکنیم غش کنه

00:40:53.200 --> 00:40:55.450
زودتر حقیقت و به دوست دخترت بگو

00:40:55.450 --> 00:40:59.110
من قبلا به جین جو گفتم که برادرم با یون ته قرار میذاره

00:40:59.110 --> 00:41:01.350
عه؟ بهش گفتی؟

00:41:01.350 --> 00:41:03.110
کِی؟ اون چی گفت؟

00:41:03.110 --> 00:41:05.510
فقط تعجب کرد

00:41:06.210 --> 00:41:08.140
همین؟

00:41:08.140 --> 00:41:10.610
پس چی؟ باید کار دیگه ای هم میکرد؟

00:41:10.610 --> 00:41:15.080
بهش گفتی که برادرت ستاره ی گلف کیم سانگ مینه؟

00:41:15.080 --> 00:41:18.020
آها
نه این و هنوز بهش نگفتم

00:41:18.020 --> 00:41:21.460
هی! اول از همه باید این حقیقت مهم و بهش میگفتی

00:41:21.460 --> 00:41:24.780
بعد از اینکه همو دیدین بهش میگم

00:41:24.780 --> 00:41:26.070
مگه چیه که انقدر مهمه؟

00:41:26.070 --> 00:41:28.760
باید همون اول بهش میگفتی

00:41:28.760 --> 00:41:33.830
هی! مگه ازم خجالت میکشی؟ چرا همیشه هویتم قایم میکنی؟

00:41:33.830 --> 00:41:36.160
...خیلی عجیبی

00:41:46.190 --> 00:41:52.760
<i>مسئله اینه که... باید این حقیقت و که ما باهم قرار می ذاشتیم به گور ببری</i>

00:41:52.760 --> 00:41:55.980
<i>احیانا، اگه خدایی نکرده یه وقتی بهم برخوردیم</i>

00:41:55.980 --> 00:41:59.570
<i>با همدیگه غریبه ایم. مهم نیست چی بشه، برای اولین باره همدیگه رو میبینیم</i>

00:41:59.570 --> 00:42:03.650
<i>به هیچ وجه نباید از دیدنم خوشحال شی یا جوری رفتار کنی که من و میشناسی، باشه؟</i>

00:42:05.100 --> 00:42:09.380
چه با یون ته قرار بذاری یا نه، چرا باید یه جوری رفتار کنم که انگار نمیشناسمت؟

00:42:09.380 --> 00:42:14.580
اینجوری نیست که من و اون غلطِ خاصی کرده باشیم که

00:42:14.580 --> 00:42:20.670
چیزی درباره ش نگفتن که عجیب تره... موضوع چیه مگه...؟

00:42:23.490 --> 00:42:27.140
بیشتر نگران اینم که مامان ته مین ازم خوشش نیاد

00:42:33.090 --> 00:42:36.220
خب، درباره چی میخواستی حرف بزنی؟

00:42:36.220 --> 00:42:41.180
پس چرا بعد از اینکه کل خانواده رو برای صحبت جمع کردی هیچی نمیگی؟

00:42:43.190 --> 00:42:47.530
...دارم به اینکه ازدواج کنم فکر میکنم

00:42:47.530 --> 00:42:48.890
ازدواج؟!

00:42:48.890 --> 00:42:53.250
حرفی توش نیست که
ما از خدامونه ازدواج کنی

00:42:53.250 --> 00:42:55.920
من والدینِ سانگ مین و دیدم

00:42:55.920 --> 00:43:00.550
خیلی آدمای خوبی به نظر میومدن و باهام مهربون بودن

00:43:00.550 --> 00:43:04.120
--میخوام برای ازدواج وقت بذارم

00:43:04.120 --> 00:43:06.370
نظرت و عوض کردی، مگه نه؟

00:43:06.370 --> 00:43:10.060
این درسته که دلم میخواد ازدواج کنم

00:43:10.060 --> 00:43:14.310
برنامه داشتم برای اینکه واسه ازدواج آماده شم پولام و پس انداز کنم

00:43:14.310 --> 00:43:17.480
...ولی بهم گفتن نیاز نیست هیچی جز خودم و بیارم

00:43:17.480 --> 00:43:24.150
برای همین میخواستم بپرسم بقیه خانواده چه فکری درباره ی ازدواجم دارن

00:43:24.150 --> 00:43:27.480
بچه جون
مگه دیگه فکریم باقی میمونه؟

00:43:27.480 --> 00:43:30.470
معلومه که من موافق ازدواجتم

00:43:30.470 --> 00:43:34.240
من موافقم، صد بارم موافقم

00:43:34.240 --> 00:43:36.690
تو هم همین نظر و داری، مگه نه؟

00:43:39.030 --> 00:43:44.160
چی شده؟ پدر شما دوست ندارین آگاشی ازدواج کنه؟

00:43:45.370 --> 00:43:53.090
یون ته. معلومه که من دوست دارم با خانواده ای ازدواج کنی که بهت اهمیت میدن

00:43:53.090 --> 00:44:00.430
ولی نمیخوام برای ازدواج عجله کنی
اینجوری نیست که از سن ازدواجت گذشته باشه

00:44:00.430 --> 00:44:04.980
یکم دیگه هم معلم بمون و پولات و پس انداز کن

00:44:04.980 --> 00:44:10.660
به نظرم اینجوری بهتره که چیزایی که میخوای و برای ازدواج با خودت ببری

00:44:10.660 --> 00:44:15.470
حتی اگه اونا بگن فقط خودت و بیار، همه ش تعارفه

00:44:15.470 --> 00:44:20.380
احتمالا اون خانواده برای همه ی مسئولیت هاشون آماده شدن

00:44:20.380 --> 00:44:24.980
من نمیخوام تو تنهایی ازدواج کنی

00:44:25.810 --> 00:44:31.540
پس... یه رای برای "بله" و یه رای برای "نه" داریم

00:44:31.540 --> 00:44:33.590
منم باهاش مخالفم

00:44:33.590 --> 00:44:35.580
چرا؟

00:44:35.580 --> 00:44:39.010
یون ته، ازدواج واقعیته

00:44:39.010 --> 00:44:43.970
تو باید از وقتی که تو بیست سالگی داری با کسی که عاشقشی لذت ببری

00:44:43.970 --> 00:44:46.860
چرا باید خودت و محدود کنی؟

00:44:46.860 --> 00:44:52.250
...به علاوه، به گفته ی یه پیشگویی

00:44:52.250 --> 00:44:57.970
تو سال دو هزار و بیست و چهار، رسم ازدواج کردن از بین میره

00:44:58.850 --> 00:45:04.670
حالا دیگه خودِ ازدواج یه چیز قدیمی میشه

00:45:04.670 --> 00:45:07.650
!کوفت! کمتر چرت و پلا بگو

00:45:07.650 --> 00:45:10.060
حتی اگه همین فردا کره ی زمین نابود بشه هم

00:45:10.060 --> 00:45:14.510
زندگی کردن با کسی که مثل خانواده ت عاشقشی چیز خوبیه

00:45:14.510 --> 00:45:18.690
سون یونگ! موافق نیستی؟

00:45:18.700 --> 00:45:19.800
حق با منه؟

00:45:20.000 --> 00:45:26.700
بهتر نیست بعد از زندگی مجردی با خانواده زندگی کنی؟

00:45:27.970 --> 00:45:29.990
بله حق با شماست مادر شوهر

00:45:29.990 --> 00:45:33.750
آگاشی! منم موافق ازدواجتم

00:45:33.750 --> 00:45:40.350
اوپا به ازدواج میگه محدودیت، ولی یه آهنگی هست که بهش میگه "محدودیتِ زیبا"، مگه نه؟

00:45:40.350 --> 00:45:46.140
معلومه که بخش های منفی ای هم تو ازدواج هست، ولی بخش های مثبتش خیلی بیشترن

00:45:47.490 --> 00:45:53.540
سون یونگ جان امیدوارم برات سوءتفاهم نشده باشه
من فقط حرف دیگران و نقل قول کردم

00:45:53.540 --> 00:45:57.890
به هرحال
دو تا رای برای "بله" و دو تا رای برای "نه" شد

00:45:57.890 --> 00:46:01.240
حتما دو به شک شدی یو نه. حسابی با دقت بهش فکر من

00:46:01.240 --> 00:46:07.080
نظر اطرافیانت مهم نیست، تصمیم خودته که مهمه

00:46:17.700 --> 00:46:23.470
<i>بابا، یکم پیش بهت زنگ زدم. چرا جواب ندادی؟</i>

00:46:29.720 --> 00:46:32.240
<i>سرم شلوغ بود برای همین نتونستم جواب بدم</i>

00:46:32.240 --> 00:46:36.630
<i>دفعه دیگه فوری جواب میدم وو ری. عاشقتم</i>

00:46:45.150 --> 00:46:46.340
سو یونگ

00:46:46.340 --> 00:46:50.660
چرا برگه های طلاق و بهم نمیدی؟ تنها کاری که باید بکنی امضا کردنه

00:46:55.540 --> 00:46:56.890
سو یونگ

00:46:56.890 --> 00:47:01.480
اسمم و نگو
حتی نمیخوام صدات و بشنوم

00:47:04.170 --> 00:47:10.380
واقعا میخوای ازم جدا شی؟ از ته دل؟

00:47:12.720 --> 00:47:19.310
سو یونگ، بیا طلاق نگیریم

00:47:20.150 --> 00:47:26.120
وقتی ازدواج کردیم، همه با انگشت بهمون اشاره کردن، بهمون بد و بیراه گفتن و گفتن ما با هم رابطه داشتیم

00:47:26.120 --> 00:47:30.990
اگه اینجوری از هم جدا شیم، اونوقت دیگه هیچی نیستیم

00:47:31.820 --> 00:47:36.200
فقط میشیم یه موضوعی که دیگران درباره ش چرت و پرت بگن

00:47:37.460 --> 00:47:44.190
برای همینه که پشیمونم
چرا باید کاری و انجام بدم که بقیه تحقیرش میکنن؟

00:47:44.190 --> 00:47:46.250
مثل چی پشیمونم

00:47:46.250 --> 00:47:53.820
ولی ما عاشق همیم
این واقعیه

00:47:55.110 --> 00:47:59.870
سو یونگ، من نمیخوام ازت طلاق بگیرم

00:48:01.330 --> 00:48:04.050
پس میخوای چیکار کنم؟

00:48:04.050 --> 00:48:10.300
تو بچه نمیخوای. طلاق نمیخوای. وقتی تو نمیخوای من باید چیکار کنم؟

00:48:10.300 --> 00:48:14.820
من باید تنها کسی باشم که بی دلیل صبوره و همه چیز و تحمل میکنه؟ این چیزیه که میگی؟

00:48:14.820 --> 00:48:18.820
من یه عمل دارم، سو یونگ

00:48:26.610 --> 00:48:29.770
چرا الان داری میگی؟

00:48:30.750 --> 00:48:35.510
چطور میتونی جونم و به لب بیاری؟

00:49:00.690 --> 00:49:06.940
چرا دوباره داری گریه میکنی؟ گریه نکن. مگه اینکه مسئله ی مرگ و زندگی باشه، نیازی به گریه کردن نیست

00:49:06.940 --> 00:49:09.600
چیزی نیست

00:49:10.270 --> 00:49:13.480
مامان، این چول گفت جراحی داره

00:49:13.480 --> 00:49:17.730
واقعا؟ پس قراره خوب شه

00:49:17.730 --> 00:49:23.340
نمیدونم. هرچی بشه من ازش متنفرم
در حد مرگ ازش متنفرم

00:49:25.020 --> 00:49:28.370
دامادم تصمیم بزرگی گرفته

00:49:28.370 --> 00:49:32.700
همین یه بار و بذار کارش و کنه
شما رابطه ی خوبی باهم دارین

00:49:32.700 --> 00:49:38.650
فکر میکنی بعد از اینکه طلاق بگیری فرقی میکنه؟
برای همه ی زوج‌های ازدواج کرده هم همینه

00:49:38.650 --> 00:49:43.750
ممکنه تاریک باشه یا بارون بیاد. بعدش روزایی میاد که روشن و آفتابیه

00:49:43.750 --> 00:49:48.810
گاهی هم روزایی میاد که رنگین کمانیه
زندگی همینه

00:49:49.590 --> 00:49:53.160
وقتی دامادم میگه جراحی داره

00:49:53.160 --> 00:49:56.180
فقط قبولش کن. هوم؟

00:50:03.110 --> 00:50:08.200
بوی مامان
از آخرین باری که پیشت خوابیدم خیلی میگذره برای همین جدنی خوشحالم

00:50:08.200 --> 00:50:13.940
واقعا؟ از وقتی انقدر محکم بغلت کردم خیلی میگذره برای همین جدنی خوشحالم

00:50:13.940 --> 00:50:19.230
ولی مامان، الان که اینجام، دارم به وو جو و وو یونگ فکر میکنم

00:50:19.230 --> 00:50:22.380
میشه مثل قبلنا تو اتاق نشیمن کمپ بزنیم؟

00:50:22.380 --> 00:50:26.820
کمپ؟ شما ها که تو تعطیلات تابستونی این

00:50:26.820 --> 00:50:28.940
!عالیه

00:50:30.430 --> 00:50:35.150
!اوپا!اوپا! کمپ داریم! امروز قراره کمپ بزنیم

00:50:35.150 --> 00:50:38.020
پتوت و بردار زود بیا بیرون

00:50:38.020 --> 00:50:42.700
مادربزرگ! شمام باید بیای بیرون
امروز قراره کمپ بزنیم

00:50:42.700 --> 00:50:44.090
کمپ داریم

00:50:44.090 --> 00:50:45.690
هی، هروز کمپ میزنیم

00:50:45.690 --> 00:50:46.990
چی هست؟

00:50:46.990 --> 00:50:49.660
یه چیزی هست دیگه

00:50:49.660 --> 00:50:52.300
پتوت و بردار و بیا بیرون

00:50:56.480 --> 00:50:58.640
سو، چه حسی داری؟

00:50:58.640 --> 00:51:01.690
اولین باره رو زمین میخوابی؟

00:51:01.690 --> 00:51:03.720
بله

00:51:03.720 --> 00:51:09.010
اگه همه مون باهم رو زمین بخوابیم، انگار خونه نیستیم بلکه رفتیم یه جای دور مسافرت. برای همین خیلی خوش میگذره

00:51:09.010 --> 00:51:12.010
درسته
انگار رفتیم کمپینگ

00:51:13.750 --> 00:51:15.010
اَه کی بود؟

00:51:15.010 --> 00:51:17.820
کی باد ول داد؟

00:51:17.820 --> 00:51:19.670
اَه، بو میده

00:51:19.670 --> 00:51:22.420
هی، لی سو
تو بودی؟

00:51:22.420 --> 00:51:25.050
بوش مثل سوعه

00:51:25.050 --> 00:51:28.580
من نبودم
چون اول تو گفتی پس خودت بودی، نه؟

00:51:28.580 --> 00:51:29.680
!من نبودم

00:51:29.680 --> 00:51:32.590
منم نبودم
پس کی بود؟

00:51:32.590 --> 00:51:34.090
آجوما هم اینجاست

00:51:34.090 --> 00:51:36.710
من نبودم! خدایا، زیاده روی کردین

00:51:36.710 --> 00:51:39.710
مجبورین کسی که بوده رو پیدا کنین؟

00:51:39.710 --> 00:51:42.000
پس، شاید، مامان بزرگ باد ول داده؟

00:51:42.000 --> 00:51:47.790
نه، حس می کنم در حقم ظلم شده. به خدای هفت آسمون قسم میخورم که من نبودم

00:51:47.790 --> 00:51:50.890
مامان بزرگ نبوده

00:51:50.890 --> 00:51:53.020
اَه! حالم بهم خورد

00:51:53.020 --> 00:51:55.250
...حقیقت اینه که

00:51:55.250 --> 00:51:56.270
...من

00:51:56.270 --> 00:51:59.960
!من بودم که باد ول دادم

00:51:59.960 --> 00:52:02.300
!هی

00:52:02.300 --> 00:52:03.820
!نه

00:52:03.820 --> 00:52:05.720
دور شو-
بوی بد میاد-

00:52:05.720 --> 00:52:07.290
!وو جو باد ول داد

00:52:07.290 --> 00:52:09.370
!گوزو

00:52:11.750 --> 00:52:19.220
یادم میاد وقتی بین به دنیا اومد انگار همین دیروز بود

00:52:19.220 --> 00:52:20.770
یادت میاد؟

00:52:20.770 --> 00:52:25.240
معلومه. تو یه روز داغ تابستونی به دنیا اومدی

00:52:25.240 --> 00:52:29.660
بین کوچولو رو تو بغلم گرفتم و مثل بچه ها زدم زیر گریه

00:52:29.660 --> 00:52:31.730
گریه میکردم و آب دماغم مثل آبشار میومد

00:52:31.730 --> 00:52:35.480
نمیدونی مامانت چه قدر بهم خندید چون داشتم گریه میکردم

00:52:35.480 --> 00:52:37.080
چرا گریه کردی؟

00:52:37.080 --> 00:52:39.350
چون خیلی خوشحال بودم

00:52:40.060 --> 00:52:43.910
از ته دل یه دختر میخواستم

00:52:43.910 --> 00:52:47.320
ولی وقتی یه دختر خوشگل مثل تو داشتم

00:52:47.320 --> 00:52:51.430
انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم و خوشحال شدم که زدم زیر گریه

00:52:51.430 --> 00:52:55.990
بابا، یعنی وقتی به دنیا اومدم انقدر خوشحال شدی؟

00:52:55.990 --> 00:53:00.350
معلومه
انقدر خوشحال بودم که انگار کل دنیا رو بهم دادن

00:53:00.350 --> 00:53:04.500
تو خیلی ارزشمند بودی
از همون روز اولی که دیدمت

00:53:04.500 --> 00:53:08.350
هروقت به این فکر میکنم که قراره یه روزی ازدواج کنی، قلبم به درد میاد

00:53:11.600 --> 00:53:20.410
بین. جدیدا خیلی پیش اومد که بخاطر من آسیب ببینی؟

00:53:21.650 --> 00:53:23.910
آره

00:53:23.910 --> 00:53:25.960
درسته

00:53:25.960 --> 00:53:32.200
خیلی بهش فکر کردم. من اشتباه باهات رفتار کردم

00:53:32.200 --> 00:53:38.020
برای همینه که حتما حس خیلی بدی داشتی

00:53:38.020 --> 00:53:39.780
متاسفم

00:53:43.270 --> 00:53:48.080
تمام تلاشم و میکنم تا پدر بهتری باشم

00:53:48.080 --> 00:53:52.180
میدونی که چه قدر عاشقتم، مگه نه؟

00:53:52.180 --> 00:53:56.040
از روزی که به دنیا اومدی تا الان

00:53:56.040 --> 00:53:59.750
خیلی خیلی دوستت دارم

00:54:28.760 --> 00:54:32.100
مادرِ سانگ مین

00:54:32.810 --> 00:54:36.200
بله، مادر شوهر
سلام

00:54:36.200 --> 00:54:39.760
بله من حالم خوب بوده
شما چطور؟

00:54:39.760 --> 00:54:45.080
خوبم یون ته شب
کنجکاو بودم که به هنر علاقه داری یا نه

00:54:45.080 --> 00:54:47.080
هنر؟

00:54:51.010 --> 00:54:57.950
بیا بریم نمایشگاه هنری.  نمایشی از آثار هنری فریدا کالو هست. میخوای با هم ببینیمش؟

00:54:57.950 --> 00:55:00.210
بله، خیلی خوب به نظر میاد
بیایین باهم بریم

00:55:00.210 --> 00:55:04.120
منم میخواستم ببینمتون مادر جون

00:55:05.390 --> 00:55:09.750
بله، پس میبینمتون مادر جون. بله

00:55:14.510 --> 00:55:16.680
مادر سانگ مین شی بود

00:55:16.680 --> 00:55:18.880
مامان من؟ مامانم چی شده؟

00:55:18.880 --> 00:55:21.480
میخواستن باهم بریم نمایشگاه هنری

00:55:21.480 --> 00:55:25.030
اوه، واقعا؟

00:55:26.020 --> 00:55:27.430
مشکل چیه؟

00:55:27.430 --> 00:55:29.280
درباره ی سخنرانی ویژه تو تعطیلات تابستانیه

00:55:29.280 --> 00:55:33.180
میشه شماره تلفن معلم علوم خلاق رو بدی؟
باید یه چیزی ازش بپرسم

00:55:33.180 --> 00:55:35.480
آها، یه لحظه صبر کن
باید داشته باشمش

00:55:38.940 --> 00:55:45.570
هیونگ‌نیم، منم
شنیدم فردا تولد بینه

00:55:45.570 --> 00:55:51.880
بله، مادر شوهر گفت گوشت میار شما دیگه گوشت نخرین

00:55:51.880 --> 00:55:56.930
بله. چون مادر جون گوشت و میاره، پس منم چابچه درست کنم؟

00:55:58.050 --> 00:56:02.240
واقعا؟ خیلی عالی میشه

00:56:02.240 --> 00:56:05.770
باشه
پس ما راس ساعت اونجاییم

00:56:05.770 --> 00:56:07.880
باشه

00:56:07.880 --> 00:56:10.880
سون یونگ گفت چابچه درست میکنه

00:56:10.880 --> 00:56:12.860
پس لازم نیست نودل شیشه ای بخریم

00:56:12.860 --> 00:56:15.410
هویج و قارچم نمیخواییم دیگه

00:56:15.410 --> 00:56:19.680
در ضمن، مادر جونم گفته گوشت از رستوران میاره پس اونم نیاز نیست بخریم. کلی پول نگه داشتیم

00:56:22.310 --> 00:56:24.360
یه لحظه

00:56:26.900 --> 00:56:31.290
بله، مادربزرگِ سو
مامان وو یونگه

00:56:32.180 --> 00:56:37.540
فردا که دارین میایین میشه کیک تولد بینم بخرین؟

00:56:41.400 --> 00:56:43.210
!عزیزم! عزیزم، عزیزم

00:56:43.210 --> 00:56:44.870
ها؟ چیه؟

00:56:44.870 --> 00:56:49.660
نامادریِ بین ازمون خواست کیک تولدش و بخریم

00:56:49.660 --> 00:56:53.960
حتما الان دیگه بهمون به چشم یه خانواده نگاه میکنن؟

00:56:53.960 --> 00:56:57.340
واقعا روشن فکره و آدم خوبیه

00:56:57.340 --> 00:57:02.080
یه لحظه صبر کن
چند نفر قراره تو مهمونی فردا باشن؟

00:57:02.080 --> 00:57:05.660
اگه خانواده ی اونا و خانواده ی ما رو اضافه کنی

00:57:05.660 --> 00:57:10.420
بالای بیست نفر میشه
عزیزم باید کیک سه طبقه سفارش بدیم؟

00:57:10.420 --> 00:57:13.270
زود باش به قنادی زنگ بزن
یه کیک یه طبقه سفارش بده

00:57:13.270 --> 00:57:15.940
مطمئن شو که اسم بین و گنده اون وسط بنویسن

00:57:15.940 --> 00:57:18.650
قنادی

00:57:20.310 --> 00:57:26.260
چون مقدار غذا خیلی زیاده، حدس زدن چاشنیش سخته. نمیدونم طعمش چطور شده

00:57:26.260 --> 00:57:32.320
من همه رو مزه کردم
خیلی خوشمزه شدن

00:57:32.320 --> 00:57:36.080
مزه ش باید برای مادربزرگ و پدربزرگِ سو هم خوب باشه

00:57:36.080 --> 00:57:39.290
داماد لی
من همچین حسی دارم

00:57:39.290 --> 00:57:42.850
اگه به طبقه بالا و پایین زندگی کردن تا ابد فکر کنم

00:57:42.850 --> 00:57:48.500
اونم با خانواده مادری بین و سو، آینده تیره و تار به نظر میاد

00:57:48.500 --> 00:57:54.530
ممکن است کار درستی به نظر برسه. ولی برای می جونگ انگار دو جفت مادر شوهر و پدر شوهر داره

00:57:55.650 --> 00:57:57.530
متاسفم مادربزرگ

00:57:57.530 --> 00:58:02.250
من مشکلی ندارم مامان بزرگ. به هرحال، یکم پیش همه چی رو سر و سامان دادم

00:58:02.250 --> 00:58:04.190
سر و سامان دادی؟ چی رو؟

00:58:04.190 --> 00:58:07.410
مامان-
بابا-
آجوما-
مامان بزرگ-

00:58:07.410 --> 00:58:08.960
بابا

00:58:08.960 --> 00:58:09.910
وای

00:58:09.910 --> 00:58:11.920
خیلی خوشمزه به نظر میاد

00:58:11.920 --> 00:58:14.240
مادربزرگ میشه فقط یه گاز بزنم؟

00:58:14.240 --> 00:58:18.020
چرا که نشه؟ بیشتر از یه گاز میتونی بزنی

00:58:18.020 --> 00:58:20.470
مادربزرگ منم میخوام، منم میخوام

00:58:20.470 --> 00:58:22.560
اینطوریه؟

00:58:34.780 --> 00:58:39.070
بلاخره رسیدیم به خود نگاره ی فریدا کالو. نظرت چیه؟

00:58:39.070 --> 00:58:43.350
به نظرت تفاوتی با زیبایی ای که تصور میکرد داره؟

00:58:44.170 --> 00:58:49.340
تو خود نگاره ش، چشماش غمگین به نظر میاد

00:58:50.850 --> 00:58:56.310
یه تصادف ماشین داشت. درد جسمیش شدید بوده

00:58:59.280 --> 00:59:05.920
♬ تولدت مبارک! تولدت مبارک

00:59:05.920 --> 00:59:13.500
♬ تولدت مبارک، بی نی عزیز! تولدت مبارک

00:59:23.010 --> 00:59:25.050
همگی تا میتونین بخورین

00:59:26.770 --> 00:59:27.910
!نوش جان

00:59:27.910 --> 00:59:29.150
!ممنون بابت غذا

00:59:29.150 --> 00:59:31.670
ممنونم! مرسی بابت غذا

00:59:31.670 --> 00:59:33.970
بفرمایید

00:59:34.880 --> 00:59:36.790
بفرمایید

00:59:37.850 --> 00:59:42.600
برادر شوهر، خیلی خوش اخلاق شدین و انگار دیگه کدبانویی شدین واسه خودتون

00:59:42.600 --> 00:59:46.520
چطور شدم؟ یکم خوش اخلاقم

00:59:49.210 --> 00:59:53.030
اگه من و اوپا بچه دار بشیم، نمیدونم اونم مثل شما میشه یا نه

00:59:53.030 --> 00:59:55.500
با اینکه برادرن ولی خیلی باهم فرق دارن

00:59:55.500 --> 01:00:00.880
از وقتی به دنیا اومدن، هرچی دوست داشتن و دوست نداشتن باهم فرق میکرد

01:00:00.880 --> 01:00:05.870
درسته. وقتی رفتن ارتش، هو ته تمام پولی که میفرستادیم و خرج میکرد

01:00:05.870 --> 01:00:10.060
ولی سانگ ته، اون حقوق ناچیز ارتش رو

01:00:10.060 --> 01:00:13.520
پس انداز میکرد تا بلاخره از ارتش مرخص شد

01:00:13.520 --> 01:00:19.790
حتی موقع استراحتشم، پسر بزرگمون با دوستاش نمیرفت بیرون. میموند و تو نودل فروشی کمک میکرد

01:00:19.790 --> 01:00:22.620
روز تولدم داشت تو کارگاه سختمونی کار میکرد

01:00:22.620 --> 01:00:26.690
و با اون پولی که با جون کندن به دست آورده بود برام یه گردنبند خرید

01:00:26.690 --> 01:00:30.660
پسر بزرگمون همچین آدمیه

01:00:30.660 --> 01:00:32.550
ای بابا،مامان
چی داری میگی؟

01:00:33.790 --> 01:00:39.660
مامان باید به فکر آبروی اون یکی پسرتم باشی
زیادی ضایع نیستی؟

01:00:39.660 --> 01:00:44.280
راست میگه
هو ته از همون بچگیش

01:00:45.310 --> 01:00:49.190
قد بلند و خوشتیپ بود

01:00:49.190 --> 01:00:53.350
با توجه به اینکه من پدرشم، چطور تونست انقدر قد بلند شه؟

01:00:53.350 --> 01:00:54.540
واقعا معجزه ایه برای خودش

01:00:57.850 --> 01:01:01.580
درسته
خواهر برادر ها مثل هم نیستن

01:01:01.580 --> 01:01:04.860
جین یونگ و جین جوی ما هم همینجوری بودن

01:01:10.390 --> 01:01:11.540
مامان

01:01:11.540 --> 01:01:15.300
چیه؟ یادت نمیاد؟

01:01:15.300 --> 01:01:20.720
وقتی اونا بچه بودن، زندگی خوبی نداشتیم، برای همین اونا یه مدت کوتاهی با برادر بزرگترم زندگی کردن

01:01:20.720 --> 01:01:23.140
همه ش بخاطر جین جو بهمون زنگ میزدن

01:01:28.210 --> 01:01:33.280
جین یونگ خیلی آروم بود و تو کارای خونه کمک میکرد

01:01:33.280 --> 01:01:37.850
حتی مدلی که صحبت میکرد هم جذاب بود

01:01:41.090 --> 01:01:43.250
مگه نه داماد؟

01:01:44.210 --> 01:01:46.330
بله، خب، حدس میزنم

01:01:46.330 --> 01:01:50.740
جین یونگ ما خیلی خوشگل بود

01:01:51.650 --> 01:01:57.380
چیه؟ تو حتی نصف خواهرتم خوب نیستی

01:01:58.520 --> 01:02:00.870
بس کنین

01:02:03.130 --> 01:02:07.370
<i>گوش نمیده یا خودش زده به نشنیدن؟</i>

01:02:07.370 --> 01:02:10.370
<i>الان عصبانیه</i>

01:02:15.310 --> 01:02:19.060
چرا تو خونه ی ما پُزِ دخترتون و میدین؟

01:02:28.960 --> 01:02:33.930
یون ته ی ما قراره ازدواج کنه

01:02:33.930 --> 01:02:35.720
ها؟

01:02:36.540 --> 01:02:39.390
یون ته دوست پسر داشته؟

01:02:41.520 --> 01:02:44.710
تو هم خبر داشتی؟

01:02:49.670 --> 01:02:52.500
چرا زودتر بهمون نگفتی؟

01:02:52.500 --> 01:02:56.280
با همچین خبر خوبی، باید فوری بهمون زنگ میزدین

01:02:56.280 --> 01:02:58.930
یون ته هنوز تصمیم نگرفته

01:02:58.930 --> 01:03:01.930
نه برادر شوهر، اون تصمیمش و گرفته

01:03:01.930 --> 01:03:04.090
من مخالفت کردم
پدرم همینطور

01:03:04.090 --> 01:03:10.310
مخالفتی نیست
همین الانم که ازدواج نمیکنه، بعدا میخواد ازدواج کنه

01:03:10.310 --> 01:03:13.520
پسر خوبی به نظر میاد

01:03:13.520 --> 01:03:17.170
تو کار خیر که نباید صبر کرد
باید زودتر بفرستیش خونه بخت

01:03:17.170 --> 01:03:20.850
اون حلقه گرفته

01:03:20.850 --> 01:03:22.480
ها؟

01:03:26.890 --> 01:03:32.150
فامیل جان، جین وو هم حلقه گرفته

01:03:32.150 --> 01:03:35.230
ببینین، ببینین

01:03:35.230 --> 01:03:39.340
تو هم حلقه ی خیلی خوبی گرفتی

01:03:40.670 --> 01:03:46.340
<i>چیکار کنیم؟ اشکالی نداره بدونن دارن با دو تا برادر قرار میذارن؟</i>

01:03:47.220 --> 01:03:50.100
<i>نمیدونم. فکر نکنم خوب باشه</i>

01:03:50.100 --> 01:03:53.090
<i>باید زودتر بهشون میگفتی/<i>

01:03:53.090 --> 01:03:57.030
<i>نمیدونی قراره ازدواج کنن یا نه که. پس چرا باید بهشون چیزی بگم؟</i>

01:03:57.030 --> 01:04:00.550
<i>جفتشون گفتن میخوان ازدواج کنن</i>

01:04:04.490 --> 01:04:07.350
حلقه مهم نیست

01:04:07.350 --> 01:04:12.760
اون پسره خیلی عالیه
فقط و فقط چشمش به یون ته ست

01:04:12.760 --> 01:04:15.590
دوست پسرِ جین جوی ما هم همینطوره

01:04:15.590 --> 01:04:18.990
راستش و بخوای، اولش ازش خوشمون نمیومد

01:04:18.990 --> 01:04:23.730
ولی وقتی گفت نمیتونه بدون جین جو زندگی کنه، ما قبول کردیم

01:04:23.730 --> 01:04:26.990
ولی اون همون جواهر پنهان که میگن بود

01:04:26.990 --> 01:04:33.800
معلومه
اون صادق، قد بلند و خیلی خوش قیافه ست

01:04:33.800 --> 01:04:36.360
آره اون خوشگله پسره
خوشگله پسر

01:04:36.360 --> 01:04:39.550
<i>گمونم مسابقه ی دامادِ برتره</i>

01:04:40.470 --> 01:04:43.160
<i>خانواده ی ما برنده میشن</i>

01:04:43.160 --> 01:04:46.860
داماد ما هم خیلی جذابه

01:04:46.860 --> 01:04:51.150
شبیه اون بازیگره، گریگوری پکه

01:04:51.150 --> 01:04:52.460
چی چی پک؟-
پک؟-

01:04:52.460 --> 01:04:58.750
یه بازیگر شبیهش بود. تو فیلم "تعطیلات رومی" بود

01:04:58.750 --> 01:05:00.910
ما که سر در نمیاریم والا

01:05:00.910 --> 01:05:05.770
به هرحال، بابای دوست پسرش استاد دانشگاه بوده

01:05:05.770 --> 01:05:10.130
الان بازنشسته شده و تو گانگ‌هوا دو زندگی میکنه

01:05:10.130 --> 01:05:14.130
انقدر زمین اونجاها داره که

01:05:14.130 --> 01:05:17.410
میگه یه استراحتگاه یا یه چیزی تو اون مایه ها میخواد بسازه

01:05:18.760 --> 01:05:24.500
مردی که یون ته قراره باهاش ازدواج کنه یه بازیکن خیلی معروف گلفه

01:05:24.500 --> 01:05:27.790
از اونجایی که شما گلف بازی میکنین حتما باید بشناسیدش

01:05:27.790 --> 01:05:32.500
اون ورزشکار کیم سانگ مینه

01:05:32.500 --> 01:05:33.920
کیم سانگ مین؟

01:05:33.920 --> 01:05:35.520
کیم سانگ مین؟

01:05:35.520 --> 01:05:40.660
بله. اخیرا تو یه مسابقه مهم برنده شده

01:05:40.660 --> 01:05:44.520
درباره مسابقات گلفی که تو شرکت سانگ ته بود صحبت میکنین؟

01:05:44.520 --> 01:05:50.500
پس اون چراغ سبز یا هر کوفت دیگه ای داشت درباره یون ته حرف میزد؟

01:05:50.500 --> 01:05:51.850
بله

01:05:51.850 --> 01:05:54.690
به نظر میاد شما هم خیلی خوب میشناسینش

01:05:54.690 --> 01:05:57.480
بله بله. میشناسیمش

01:05:57.480 --> 01:06:01.060
هی، تو باهمدیگه جفتشون کردی؟

01:06:01.980 --> 01:06:03.480
نه پدر جان، من نبودم

01:06:03.480 --> 01:06:08.540
اونا یه جوری همو دیدن
شوهر خواهر کاری نکرده

01:06:11.350 --> 01:06:14.780
عزیزم، میشه... یه لحظه؟

01:06:14.780 --> 01:06:16.320
آره

01:06:17.870 --> 01:06:22.280
جالب انگیزه
یون ته حتی نمیدونه چطوری گلف بازی کنه

01:06:22.280 --> 01:06:25.650
پس چطوری کیم سانگ مین و دیده؟

01:06:29.020 --> 01:06:31.260
الانم نباید بهشون بگیم؟

01:06:31.260 --> 01:06:35.780
که دوست پسر یون ته و دوست پسر جین جو باهم برادرن

01:06:39.120 --> 01:06:49.350
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:06:59.590 --> 01:07:01.810
<i>قسمت آینده پنج بچه</i>

01:07:01.810 --> 01:07:03.580
اون تو سطل آشغال بود

01:07:03.580 --> 01:07:05.790
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟

01:07:05.790 --> 01:07:08.300
انگشتر و سمتت پرت کرد و دیگه خبری ازش نشد؟

01:07:08.300 --> 01:07:11.060
بیا خانواده ش رو ببینیم و درباره ازدواج صحبت کنیم
زود باش ازدواج کن

01:07:11.060 --> 01:07:13.750
اگه خانواده ت هیچ مخالفتی ندارن، فکر کنم ازدواج مون و قبول کردن

01:07:13.750 --> 01:07:17.930
داری میگی آدم بزرگا رو گول بزنیم؟ انقدر دلت واسه بابات تنگ شده؟

01:07:17.930 --> 01:07:22.750
حتی اگه تو و بابا جدا شده باشین، اون هنوز پدر منه

01:07:22.750 --> 01:07:26.640
چرا داری سعی میکنی کیوت رفتار کنی؟ میتونی فقط بهم بزنی

01:07:26.640 --> 01:07:28.720
از الان فقط به چیزی که میگم گوش بده

01:07:28.720 --> 01:07:32.050
نه جوابم و بده نه چیز دیگه ای