﻿WEBVTT

00:00:02.760 --> 00:00:04.480
!بالاخره پیداتون کردیم

00:00:04.480 --> 00:00:07.310
!از اوتارو دنبالتیم

00:00:08.280 --> 00:00:09.320
دنبال من؟

00:00:11.410 --> 00:00:14.860
.یه شکارچی آینو رو اون طرف دیدیم و ازش سوال پرسیدیم

00:00:17.170 --> 00:00:20.380
هی، یه دختر آینو رو ندیدین؟

00:00:21.540 --> 00:00:25.460
.باید همراه یه مرد ژاپنی که روی صورتش زخم داره باشه

00:00:26.610 --> 00:00:29.250
اوه، همونی که الان دیدیم؟

00:00:30.710 --> 00:00:34.660
!کفشون بریده بود که تا اینجا پیش اومدین

00:00:34.660 --> 00:00:37.370
!خواستن بریم به کوتانشون و بهشون سر بزنیم

00:00:37.370 --> 00:00:38.890
!یه خرس شکار کردن

00:00:38.890 --> 00:00:40.210
!بزن بریم، آشیرپا

00:00:40.210 --> 00:00:41.590
!بزن بریم، سوگیموتو

00:00:41.590 --> 00:00:43.430
!کباب خرس منتظرمونه

00:00:43.430 --> 00:00:48.150
!من که ترجیح می‌دم با اینکارمات چان برم به بارهای محلی

00:00:48.800 --> 00:00:52.530
!نمی‌شه! اینکارمات جزئی از خانواده‌ی منه

00:00:53.430 --> 00:00:54.600
خانواده؟

00:00:54.600 --> 00:00:58.820
آره! اگه به سینه‌هاش دست بزنم عصبانی نمی‌شه

00:00:58.820 --> 00:01:01.160
.و تانیگاکی نیشپا هم ژیگولوشه

00:01:01.580 --> 00:01:02.790
.درسته

00:01:05.560 --> 00:01:06.980
اونا اینجا چیکار دارن؟

00:01:09.620 --> 00:01:10.760
...ژیگولو

00:01:10.760 --> 00:01:12.360
...نه، اومم

00:01:12.410 --> 00:01:22.410
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:22.490 --> 00:01:25.020
کامویی طلایی

00:02:44.810 --> 00:02:49.660
قسمت نوزده
کامویی هوپونیره

00:02:57.030 --> 00:02:59.350
اوه، پیداشون کردید؟

00:02:59.350 --> 00:03:00.490
!خوش اومدید

00:03:00.490 --> 00:03:03.540
.کامویی هوپورین الانه که شروع بشه

00:03:03.540 --> 00:03:04.840
.خوش بگذره

00:03:05.990 --> 00:03:10.160
".کامویی هوپورین یعنی "بدرقه کردن خدایان
.یه مراسمه

00:03:10.160 --> 00:03:12.830
.خرس شکار شده رو بدرقه می‌کنن

00:03:13.590 --> 00:03:15.460
این مراسم با ایومانته که

00:03:15.460 --> 00:03:18.050
.خرسی که در قفس بوده رو بدرقه می‌کنن، قرق داره

00:03:29.320 --> 00:03:31.380
.به اون فریاد می‌گن اوکوکوسه

00:03:31.380 --> 00:03:35.150
.برای اینه که به خدای آتش بگیم یه خرس شکار شده

00:03:35.470 --> 00:03:38.850
کامویی چیزهاییه که در توان انسان نیست

00:03:38.850 --> 00:03:41.910
.چیزهایی که یا بهمون کمک می‌کنن یا فاجعه به بار میارن

00:03:43.030 --> 00:03:45.810
.آتش جزئی حیاتی از زندگی ماست

00:03:45.810 --> 00:03:49.090
.تیغ‌ها چیزهایی رو می‌برن که ما نمی‌تونیم ببریم

00:03:49.090 --> 00:03:50.750
.پس درونشون کامویی دارن

00:03:50.750 --> 00:03:53.350
.درخت‌ها کامویی‌هایی هستن که ساکن کوهستانن

00:03:53.350 --> 00:03:57.010
آب و هوای بد و طاعون در کنترل انسان نیستن

00:03:57.010 --> 00:03:57.960
.پس اونا هم کامویی هستن

00:03:59.090 --> 00:04:03.650
.ولی اونا خیلی هم از انسان‌ها برتر نیستن

00:04:03.650 --> 00:04:06.140
.ما اونا رو به چشم برابر می‌بینیم

00:04:06.650 --> 00:04:09.760
همیشه باور داشتیم که وقتی شکار می‌کنیم

00:04:09.760 --> 00:04:13.380
شکار رو با تیرمون نمی‌زنیم
.بلکه کامویی برای ما می‌ره داخلشون

00:04:14.120 --> 00:04:18.180
ما اونا رو به دنیامون دعوت می‌کنیم و در ازای گوشت و پوستشون

00:04:18.180 --> 00:04:22.620
.درخواست ساکی و تنباکو می‌کنن که فقط ما می‌تونیم درست کنیم

00:04:22.620 --> 00:04:25.780
بعد کامویی رو با مراسم خوبی بدرقه می‌کنیم

00:04:26.220 --> 00:04:31.040
.تا به باقی کامویی‌ها خبر بدن که دنیای انسان‌ها جای خوبیه

00:04:31.780 --> 00:04:35.640
.اگه باهاشون برخورد خوبی نداشته باشیم به دنیامون برنمی‌گردن

00:04:36.850 --> 00:04:41.800
اینائو: عصای تزئین شده‌ای برای عبادت به درگاه عالم روحانی در باورهای آینو

00:04:36.850 --> 00:04:41.800
بعدش سر خرس به یه محراب که با اینائو
.تزئین شده، برده می‌شه

00:04:42.310 --> 00:04:46.950
.اینائو عصائیه که به عنوان هدیه به کامویی داده می‌شه

00:04:48.200 --> 00:04:53.020
وقتی یه کامویی کلی اینائو داشته باشه
.وجهه‌اش در دنیای خودش بهتر می‌شه

00:04:53.370 --> 00:04:56.780
گفته شده اینائویی که ما بهشون می‌دیم تبدیل به طلا و نقره می‌شن

00:04:56.780 --> 00:04:59.270
.و تبدیل به گنج ارزشمندی برای اونا می‌شن

00:04:59.270 --> 00:05:02.800
پس حتی تو اون دنیا هم طلا با ارزشه

00:05:02.800 --> 00:05:06.200
و اگه کلی ازش داشته باشی، شاد خواهی بود، هان؟

00:05:32.180 --> 00:05:34.850
اون چیرونوپ تو چه فکریه؟

00:05:35.320 --> 00:05:36.370
...آشیرپا

00:05:37.970 --> 00:05:40.010
.باید چیز مهمی رو بهت بگم

00:05:40.450 --> 00:05:42.690
.اومدم تا درمورد هوچی بهت بگم

00:05:59.000 --> 00:06:00.010
...هوچی

00:06:03.250 --> 00:06:08.930
این همه راه رو از اوتارو اومدی تا این رو بهش بگی، تانیگاکی؟

00:06:08.930 --> 00:06:10.410
...اوگاتا

00:06:10.950 --> 00:06:15.020
راستش اینه که ستوان سورومی تو رو
فرستاده تا مراقب من باشی، درسته؟

00:06:15.020 --> 00:06:18.810
.نه... من دیگه کاری با ارتش ندارم

00:06:18.810 --> 00:06:22.910
اون پیرزن بهم کلی کمک کرد، پس منم
.نوه‌اش رو به سلامت برمی‌گردونم پیشش

00:06:22.910 --> 00:06:24.440
.این وظیفه‌امه

00:06:24.790 --> 00:06:26.780
.نمی‌تونم باورت کنم

00:06:26.780 --> 00:06:31.740
.حسابی به ستوان سورومی باور داشتی
.سه نفر رو در کوهستان کشتی

00:06:33.450 --> 00:06:34.370
در کوهستان؟

00:06:34.850 --> 00:06:37.700
منظورت اون سه نفرین که همراه تانیگاکی بودن؟

00:06:37.700 --> 00:06:39.960
.یه خرس اونا رو کشت

00:06:40.380 --> 00:06:43.710
.خودم اونجا بودم. پس از این بابت مطمئنم

00:06:44.280 --> 00:06:45.670
یک خرس؟

00:06:47.830 --> 00:06:51.640
پیرزنه خوابی دیده که دیگه نوه‌اش رو نمی‌بینه؟

00:06:52.060 --> 00:06:53.900
.فقط یه خوابه

00:06:53.900 --> 00:06:55.720
.یه نامه بفرست

00:06:56.210 --> 00:07:01.530
ما آینوها همیشه باور داشتیم رویا چیزیه که کامویی وقتی بخواد چیزی رو

00:07:01.530 --> 00:07:03.540
.بهمون نشون بده برامون می‌فرسته

00:07:03.540 --> 00:07:08.070
.من خیلی بهش باور ندارم، ولی هوچی یه آینوی سنتیه

00:07:08.770 --> 00:07:13.030
...و خیلی وقت پیش خوابی دیده بود

00:07:14.500 --> 00:07:18.500
تو اون خواب، دخترش، توسط خرس‌ها محاصره شده بود

00:07:18.500 --> 00:07:20.180
.و اونا داشتن به دنیای پس از مرگ می‌فرستادنش

00:07:21.770 --> 00:07:27.210
.مدت کوتاهی بعد از اون مادرم بیمار شد و مرد

00:07:27.640 --> 00:07:31.280
.به‌خاطر همین اینقدر به خواب و رویا باور داره

00:07:31.280 --> 00:07:34.340
آشیرپا سان، می‌خوای برگردی؟

00:07:35.090 --> 00:07:36.680
اگه حتی فقط یه بار قیافه‌ات رو ببینه

00:07:36.680 --> 00:07:40.660
این جوری دیگه خوابش نمی‌تونه به پیشبینی باشه، درسته؟

00:07:41.160 --> 00:07:42.600
.حالش بهتر می‌شه

00:07:45.320 --> 00:07:47.230
.لازم نیست خودت رو مجبور به موندن در اینجا کنی

00:07:51.090 --> 00:07:53.320
.باهام مثل یه بچه رفتار نکن سوگیموتو

00:07:53.730 --> 00:07:57.060
.چیزی هست که می‌خوام هر طور که شده بفهمم

00:07:57.060 --> 00:08:01.450
چیزی که باید بدونم رو می‌فهمم
.و به‌خاطر رویای خودم به پیش می‌رم

00:08:21.290 --> 00:08:23.690
.هی، تانیگاکی نیشپا

00:08:23.690 --> 00:08:26.940
.اون تفنگ موراتا فکرم رو مشغول کرده

00:08:26.940 --> 00:08:28.890
اون متعلق به نیهی تتسورو نبوده؟

00:08:29.960 --> 00:08:31.360
نیهی رو می‌شناختی؟

00:08:31.760 --> 00:08:35.120
.ده سال پیش با هم خرس شکار می‌کردیم

00:08:35.120 --> 00:08:39.280
اونقدر کارش خوب بود که فکر می‌کردم
.دیگه خرسی تو این منطقه باقی نمی‌مونه

00:08:41.320 --> 00:08:43.240
.نیهی در کوهستان مرد

00:08:43.670 --> 00:08:45.790
.تفنگ رو از جسدش برداشتم

00:08:45.790 --> 00:08:47.670
.که اینطور

00:08:47.670 --> 00:08:51.860
.ولی حتما استفاده از همچین تفنگ قدیمی‌ای سخته

00:08:51.860 --> 00:08:56.010
نیهی تتسورو من رو از یه سرباز
.دوباره به یه شکارچی تبدیل کرد

00:08:56.820 --> 00:09:02.020
تصمیم گرفتم حملش کنم تا فراموش نکنم
.وقتی به شکارم شلیک می‌کنم باید چه حسی داشته باشم

00:09:02.470 --> 00:09:05.980
همیشه نبرد رو با یک گلوله تموم کن"؟"

00:09:08.440 --> 00:09:12.330
اون هفت خط کوچیک رو بدنه‌اش رو می‌بینی؟

00:09:13.400 --> 00:09:15.570
.نیهی معنیش رو بهم گفت

00:09:17.650 --> 00:09:22.330
.بچه زیاد دارم، ولی فقط یکیشون پسره

00:09:23.000 --> 00:09:26.790
.این تفنگیه که ازش تو جنگ اول چین و ژاپن استفاده کرد

00:09:27.210 --> 00:09:29.610
یکی از دوستانش بهم دادش

00:09:29.610 --> 00:09:33.990
و بهم گفت هر خط رو وقتی به یه دشمن
.شلیک کرده اضاف کرده

00:09:35.090 --> 00:09:38.090
شاید بعد از هفتمی دیگه نشمرده

00:09:38.090 --> 00:09:40.870
.یا شاید بعدش مرده

00:09:41.480 --> 00:09:44.980
در هر صورت آدمی نبود که از
.شلیک کردن به انسان‌های دیگه لذت ببره

00:09:44.980 --> 00:09:48.550
ولی همچین ادم نازک نارنجی‌ای که بعد از کشتن کسی احساس گناه می‌کنه

00:09:48.550 --> 00:09:50.190
.نباید بره طرف سرباز شدن

00:09:50.190 --> 00:09:53.570
.باید خونه می‌مونه و همراه من به خرس‌ها شلیک می‌کرد

00:10:02.740 --> 00:10:04.450
خ-خودتی ریو؟

00:10:08.310 --> 00:10:09.120
ریو!؟

00:10:09.940 --> 00:10:12.090
!ریوئه

00:10:12.460 --> 00:10:15.320
سگ نیهی اینجا چیکار داره؟

00:10:15.750 --> 00:10:17.380
تو آوردیش؟

00:10:17.380 --> 00:10:18.430
...نه

00:10:20.050 --> 00:10:22.890
...ریو، تو

00:10:23.650 --> 00:10:27.890
چون تفنگ نیهی دست تانیگاکی بود
تمام مدت داشتی تعقیبش می‌کردی!؟

00:10:37.880 --> 00:10:39.530
.چه سگ خوبی

00:10:39.530 --> 00:10:42.990
!آی آی آی آی

00:10:44.310 --> 00:10:45.620
!درد داره حیوون احمق

00:10:45.620 --> 00:10:47.010
!گم شو

00:10:47.010 --> 00:10:48.960
.ریو سگ وفاداریه

00:10:48.960 --> 00:10:52.290
.دشمن اربابش رو فراموش نمی‌کنه

00:11:02.870 --> 00:11:04.890
حالا چیکار می‌کنی تانیگاکی؟

00:11:06.600 --> 00:11:10.560
.تا وقتی آشیرپا به هدفش برسه، همراهتون میام

00:11:11.880 --> 00:11:13.060
.که اینطور

00:11:13.400 --> 00:11:17.190
.آشیرپا، وقتی به شهر رسیدیم یه تلگراف به هوچی می‌فرستم

00:11:18.610 --> 00:11:19.610
!باشه

00:11:21.610 --> 00:11:25.620
!خب، پیش به سوی آباشیری، آشیرپا سان

00:11:27.300 --> 00:11:28.070
!باشه

00:11:34.170 --> 00:11:37.000
کامویی طلایی

00:11:40.040 --> 00:11:42.470
!ستوان سورومی دعوام می‌کنه

00:11:42.790 --> 00:11:45.170
وقتی شنید که گذاشتم شیرایشی یوشیتاکه در بره

00:11:45.170 --> 00:11:47.260
!حتما حسابی به هم ریخته

00:11:47.770 --> 00:11:49.350
چطور به نظر می‌رسید؟

00:11:50.600 --> 00:11:56.390
گروهبان سوکیشیما، ستوان سورومی چیزی درموردم نگفت؟

00:11:57.720 --> 00:12:00.240
!نمی‌خواد بهم بگی
!خودم می‌دونم سوکیشیما

00:12:00.240 --> 00:12:02.110
...من

00:12:02.110 --> 00:12:06.310
!من رو می‌فرستن به آباشیری تا مراقب اینودو شیروسکه باشم

00:12:08.150 --> 00:12:10.460
.ستوان دوم کویتو، آروم باش

00:12:10.460 --> 00:12:13.770
.ببین. عکسی که خواستی رو آوردم

00:12:15.830 --> 00:12:18.590
!عالیه سوکیشیما

00:12:19.050 --> 00:12:21.690
زخمی روی صورتش نیست پس باید مال

00:12:21.690 --> 00:12:23.970
!قبل از نبرد موکدن باشه

00:12:26.760 --> 00:12:29.350
.بهت حسودیم می‌شه گروهبان سوکیشیما

00:12:30.730 --> 00:12:36.290
اگه فقط یه خورده زودتر به دنیا می‌اومدم
.می‌تونستم همراه اون بجنگم

00:12:39.010 --> 00:12:41.080
!این عالیه

00:12:41.970 --> 00:12:44.740
سوکیشیما، یه خورده برنج له کن
!تا به عنوان چسب استفاده کنم

00:12:45.120 --> 00:12:46.450
.نه

00:12:47.480 --> 00:12:49.930
!نمی‌دونستم اینجایی، ستوان دوم کویتو

00:12:52.690 --> 00:12:54.920
.هی

00:12:54.920 --> 00:12:58.170
!سانموهان! اویگا توبورنکاتا ده شیرایشی وو هینیگاشیته شیمایماشیتا

00:12:58.170 --> 00:13:00.260
.جادون ایرزومی داکه وا جیزن اوتسوچویموشیتا

00:13:00.260 --> 00:13:02.050
!جاچیتن یوروساروی واکه جا آیموهاندون

00:13:02.490 --> 00:13:04.070
.آروم بگیر

00:13:04.070 --> 00:13:07.150
.لهجه‌ی ساتسومایی سریع رو نمی‌تونم بفهمم

00:13:07.150 --> 00:13:08.510
.نفس عمیق بکش

00:13:11.880 --> 00:13:15.060
هینیگاشیته شیمایموشیتا دون شیرایشین
.ایرزومی ها اوتسوچیچویموشیتا

00:13:15.060 --> 00:13:16.270
!نمی‌فهمم چی می‌گی

00:13:16.270 --> 00:13:17.650
!سوکیشیما

00:13:17.970 --> 00:13:21.780
.بگو شیرایشی فرار کرد، ولی یه کپی از خالکوبیش گرفتم

00:13:23.090 --> 00:13:25.480
.می‌گه خالکوبی شیرایشی رو کپی کرده

00:13:25.480 --> 00:13:30.200
چرا فقط با من با لهجه‌ی ساتسومایی سریع صحبت می‌کنی ستوان دوم کویتو؟

00:13:30.580 --> 00:13:35.930
بهت دستور ندادم شیرایشی رو نکشی
.چون فکر می‌کردم اون با ارزشه

00:13:35.930 --> 00:13:39.090
...ولی گذاشتی بیفته تو دست دشمن

00:13:39.090 --> 00:13:41.590
.ازت ناامید شدم ستوان دوم کویتو

00:13:56.290 --> 00:13:58.340
!خیلی بهت میاد

00:13:58.340 --> 00:14:01.520
اون پوست زندانی‌ایه که وانمود می‌کرد ایندوئه، درسته؟

00:14:01.520 --> 00:14:04.760
.سوغاتی غیر منتظره‌ایه

00:14:04.760 --> 00:14:06.400
طبق چیزهایی که فهمیدیم

00:14:06.400 --> 00:14:11.530
می‌شه گفت این خالکوبی متعلق به
.سوزوکاوا کیوهیروی کلاهبردار بوده

00:14:11.530 --> 00:14:13.450
.آفرین، ستوان دوم کویتو

00:14:14.200 --> 00:14:15.370
...ولی

00:14:16.180 --> 00:14:17.870
.خطوطش خیلی درست نیستن

00:14:19.330 --> 00:14:21.140
!سانموهان! سانموهان

00:14:21.140 --> 00:14:23.840
.همین رو می‌گم، ستوان دوم کویتو

00:14:21.140 --> 00:14:26.210
!سانموهان! سانموهان

00:14:25.250 --> 00:14:27.970
.تو رو از ماموریت آساهیکاوا برمی‌دارم

00:14:31.330 --> 00:14:32.650
...از این به بعد

00:14:34.570 --> 00:14:37.810
.بهم در شکار زندانیان کمک می‌کنی

00:14:45.890 --> 00:14:48.190
".می‌گه "تمام تلاشم رو می‌کنم

00:14:49.540 --> 00:14:51.450
.چه دردسری

00:14:51.450 --> 00:14:56.250
مطمئنی اونی که همراه شیرایشی و سوگیموتو سوار کشتی هوایی بود

00:14:56.250 --> 00:14:59.410
اوگاتا هیاکونوسکه بود؟

00:15:00.340 --> 00:15:01.330
".بله"

00:15:02.370 --> 00:15:05.590
اون مرگ با افتخار پدر خودش"
هانازاوا کوجیرو، فرمانده‌ی سابق لشکر 7ام

00:15:05.590 --> 00:15:09.590
".رو لکه دار کرده

00:15:10.870 --> 00:15:14.070
حتی پدر من هم نسبت به مرکز فرماندهی به‌خاطر این که"

00:15:14.070 --> 00:15:19.020
".خودکشی سپهبد هانازاوا رو انداختن گردن لشکر 7ام، بی‌اعتماده

00:15:19.020 --> 00:15:21.190
"خب اوگاتا چه فکری پیش خودش کرده؟"

00:15:21.190 --> 00:15:26.550
پدر ستوان دوم کوبتو هم مثل سپهبد هانازاوا متولد ساتسوماست

00:15:26.550 --> 00:15:28.930
و اونا با هم دوست بودن، درسته؟

00:15:30.490 --> 00:15:33.960
علت خودکشی این بود که فرماندهی مرکزی

00:15:33.960 --> 00:15:38.870
تقصیر تلفات بالای تپه‌ی 203 رو کاملا
.انداخت گردن سگهبد هانازاوا

00:15:38.870 --> 00:15:42.880
و البته باور داشتم اوگاها هیاکونوسکه

00:15:42.880 --> 00:15:48.120
...برای افتخار پدرش و لشکر 7ام می‌جنگه، ولی

00:15:52.690 --> 00:15:58.970
.اون زمان، پدرم سرهنگ دوم هنگ اول گارد سلطنتی بود

00:15:59.370 --> 00:16:00.960
با توجه به جایگاهش

00:16:00.960 --> 00:16:05.650
لابد این که یه گیشای آساکوسایی
.بچه‌اش رو به دنیا آورده بود، اذیتش می‌کرد

00:16:06.290 --> 00:16:09.370
مادربزرگم برام تعریف کرده که

00:16:09.370 --> 00:16:13.660
.وقتی پسر همسرش به دنیا اومد، دیگه اصلا سر نزد

00:16:14.120 --> 00:16:17.000
وقتی هنوز یه بچه بودم، مادربزرگم من و مادرم رو برداشت

00:16:17.000 --> 00:16:19.660
.و برد به خونه‌ی خودش در ایباراکی

00:16:20.340 --> 00:16:23.700
.مادرم عادت داشت خورشت پلیدماهی درست کنه

00:16:23.700 --> 00:16:26.840
.می‌گن فوگو مال غربه و پلیدماهی مال شرق

00:16:27.150 --> 00:16:29.750
.یه غذای محلی برای قشر ضعیف بود

00:16:29.750 --> 00:16:31.700
.دوستش داشتم. خیلی می‌خوردم

00:16:32.660 --> 00:16:36.340
.ولی هر روز می‌خوردم

00:16:36.850 --> 00:16:41.270
...در زمستون، هر روز مامانم

00:16:42.070 --> 00:16:44.730
.خورشت پلیدماهی درست می‌کرد ...

00:16:45.450 --> 00:16:50.640
پدرم گفته بود دوستش داره، به‌خاطر همین
.فکر می‌کرد ممکنه برای خوردنش برگرده

00:16:50.640 --> 00:16:53.410
...هر روز خدا

00:16:54.400 --> 00:16:57.370
.دیوونه شده بود

00:17:01.720 --> 00:17:06.650
یه تفنگ قدیمی که مال پدربزرگم بود رو
.برداشتم و رفتم باهاش یه پرنده رو زدم

00:17:11.330 --> 00:17:16.230
با خودم فکر کردم اگه ببرمش خونه
.ممکنه مامانم دیگه خورشت پلیدماهی درست نکنه

00:17:18.070 --> 00:17:24.250
ولی هر چقدر پرنده شکار می‌کردم
.بازم فقط پلیدماهی درست می‌کرد

00:17:26.230 --> 00:17:27.970
...به‌خاطر همینم من

00:17:29.230 --> 00:17:31.940
وقتی مادربزرگم نبود

00:17:32.390 --> 00:17:36.420
.مرگ موش ریختم تو خورشت پلیدماهی و به خوردش دادم

00:17:40.230 --> 00:17:46.750
فکر می‌کردم اگه در وجود پدرم عشقی نسبت به مادرم باقی
.مونده بود باید به مراسم ختمش می‌اومد

00:17:47.700 --> 00:17:52.410
.در نهایت می‌تونست مردی که عاشقش بود رو ببینه

00:17:55.330 --> 00:17:56.380
...ولی

00:17:59.160 --> 00:18:01.350
.هرگز نیومدی

00:18:01.850 --> 00:18:06.450
نکنه این به‌خاطر نفرت از من بابت رها کردنتونه؟

00:18:08.050 --> 00:18:11.920
دلت به حال مادر مجنونت سوخت

00:18:11.920 --> 00:18:13.940
.ولی خودم ازش خسته شده بودی

00:18:14.530 --> 00:18:16.860
!درست مثل من

00:18:17.250 --> 00:18:20.630
.بچه‌ها نمی‌تونن والدینشون رو انتخاب کنن

00:18:21.210 --> 00:18:26.590
.عشق" هم مثل "خدا" مفهوم مبهمیه"

00:18:26.590 --> 00:18:31.750
ولی اگه نسبت به مادرم عشقی داشتی
.اون جوری ولش نمی‌کردی

00:18:32.810 --> 00:18:36.630
...شاید بچه‌ای که بین والدین بدون عشق به دنیا بیاد

00:18:37.260 --> 00:18:41.080
.آخرش یه چیزی کم داشته باشه ...

00:18:41.080 --> 00:18:44.180
.دیگه مهم نیست پدرش چه منزلت و جایگاهی داشته باشه

00:18:45.960 --> 00:18:49.190
این موضوع که ستوان دوم هانازاوا یوساکو

00:18:49.970 --> 00:18:55.650
همون بچه‌ایکه از همسرت داشتی
.یه نجیبزاده شد، حرفم رو ثابت می‌کنه

00:18:56.130 --> 00:18:58.400
بعد از این که به ارتش ملحق شدم دیدمش

00:18:58.400 --> 00:19:00.070
.و نمی‌دونستم باید چطور واکنش نشون بدم

00:19:00.850 --> 00:19:07.160
هر چقدر بهش می‌گفتم که درجه‌اش از من
.بالاتره، بازم بهم می‌گفت خان داداش

00:19:07.520 --> 00:19:13.290
.اصلا دست از سرم برنمی‌داشت
.می‌گفت همیشه دلش یه برادر می‌خواست

00:19:14.250 --> 00:19:16.490
...اون لبخند معصوم

00:19:19.190 --> 00:19:23.340
...باعث شد بفهمم اون پسری بود که

00:19:24.220 --> 00:19:27.220
.با عشق والدینش بزرگ شده ...

00:19:27.770 --> 00:19:33.400
راستی، امکان نداشت پدرش این حقیقت رو بفهمه که

00:19:34.490 --> 00:19:38.440
.ستوان دوم هانازاوا یوساکو واقعا چطور در تپه‌ی 203 مرد

00:19:46.410 --> 00:19:49.770
.من از پشت به سرش شلیک کردم

00:19:51.030 --> 00:19:54.270
نه از سر حسادت

00:19:54.270 --> 00:19:58.760
.یا حتی از سر این که بخوام پدرش رو زجر بدم

00:19:59.490 --> 00:20:03.090
...فقط می‌خواستم یه چیزی رو آزمایش کنم

00:20:03.650 --> 00:20:10.180
،وقتی پدرش درمورد مرگ یوساکو سان بشنوه
به فکر من می‌افته

00:20:11.010 --> 00:20:16.900
یا یهو به پسر دیگه‌اش که از یه معشوقه بوده
اهمیت بیش‌تری نشون می‌ده؟

00:20:21.650 --> 00:20:25.940
اصلا شانسی برای خوشحالی من وجود داشت؟

00:20:34.250 --> 00:20:36.380
...حق با توئه

00:20:37.330 --> 00:20:41.880
.تو یه چیزی کم داری
!به عنوان یه پسر مایه‌ی سرافکندگی هستی

00:20:43.940 --> 00:20:45.540
!نفرین بهت

00:21:08.980 --> 00:21:14.790
.کله گنده‌ها خودکشی اون رو میندازن گردن لشکر 7ام

00:21:14.790 --> 00:21:19.250
.اوقات سختی رو می‌گذرونیم، ولی باید تحمل کنی

00:21:19.700 --> 00:21:24.370
با وجود یک دشمن خارجی
!لشکر 7ام متحدتر می‌شه

00:21:24.370 --> 00:21:30.470
لشکر 7ام تنها پسر بازمانده‌ی سپهبد هانازاوا رو
.به یک قهرمان تبدیل می‌کنه

00:21:30.470 --> 00:21:34.350
!اونا خدای جنگی که از دست دادن رو در تو می‌بینن

00:21:34.350 --> 00:21:38.440
.آفرین، اوگاتا هیاکونوسکه

00:21:41.730 --> 00:21:44.150
.آفرین

00:21:46.740 --> 00:21:48.570
.مرتیکه‌ی حقه‌باز

00:21:48.590 --> 00:22:03.690
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:23:35.100 --> 00:23:40.250
قسمت بعد
چشمان آبی

00:23:35.990 --> 00:23:39.330
".قسمت بعد: "چشمان آبی
