﻿WEBVTT

00:00:01.790 --> 00:00:05.420
‫شوالیه‌های بالدار حمله‌های پی در پی به قلعه ثور کردن...

00:00:05.420 --> 00:00:06.920
‫درحالی که هیورا و بقیه شیاطین...

00:00:06.920 --> 00:00:09.670
‫سخت مبارزه کردن که اونا رو داخل یه چرخه بی‌پایان دفع کنن.

00:00:10.080 --> 00:00:11.290
‫در همین حین...

00:00:11.290 --> 00:00:14.130
‫ورمیلیو و دوستانش از میان یه بیابان برهوت رد میشن.

00:00:14.130 --> 00:00:16.500
‫یک شب، هلک شمشیرش رو به ورمیلیو پیشنهاد میده...

00:00:16.500 --> 00:00:19.580
‫نشون میده که ماهیت واقعی اون بعنوان سلاح
‫"قاتل قهرمان" هست.

00:00:20.750 --> 00:00:24.960
‫گوش کن، میخوام درباره گذشته‌ام بهت بگم،
‫قدرت قهرمانا...

00:00:24.960 --> 00:00:29.210
‫و همه چیز دیگه‌ای که توی قلمروی انسانا اتفاق افتاد.

00:00:29.420 --> 00:00:33.750
‫پس داستان رو که شنیدی،
‫ازت میخوام به انجام اینکار برای من فکر کنی.

00:00:33.770 --> 00:00:40.770
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:53.500 --> 00:00:56.040
‫Ah, displaying strength like it was totally natural

00:00:56.040 --> 00:00:58.210
‫Feelings of inferiority growing deeper

00:00:58.210 --> 00:01:00.170
‫From the moment of birth

00:01:00.170 --> 00:01:02.330
‫Let them know that it's a done deal

00:01:02.330 --> 00:01:04.130
‫The neighbor to utopia

00:01:04.130 --> 00:01:06.330
‫Despair is saying "hello," ya see

00:01:06.330 --> 00:01:08.380
‫The fact that nobody notices

00:01:08.380 --> 00:01:10.540
‫Is it for better or worse?

00:01:10.540 --> 00:01:13.750
‫No matter how many times I wake up

00:01:13.750 --> 00:01:16.880
‫It's like I'm in a nightmare

00:01:16.880 --> 00:01:20.250
‫If suffering is all there is

00:01:20.580 --> 00:01:22.380
‫Then God could you please

00:01:22.380 --> 00:01:26.290
‫Consider remaking me from scratch?

00:01:26.290 --> 00:01:28.420
‫Ah, for many thousands of years we have

00:01:28.420 --> 00:01:31.000
‫Been holding out hope for the future

00:01:31.000 --> 00:01:32.880
‫The end is bound to come no matter what

00:01:32.880 --> 00:01:35.170
‫And we try to resist it

00:01:35.170 --> 00:01:36.830
‫How many prayers is this now?

00:01:36.830 --> 00:01:39.170
‫Body and soul completely transformed

00:01:39.170 --> 00:01:43.580
‫Just wanting to believe in something even if it's fake

00:01:43.710 --> 00:01:47.130
‫Huh? Am I alive right now?

00:01:47.130 --> 00:01:49.880
‫I don't even know anymore

00:01:49.880 --> 00:01:51.880
‫Help me, I need to be saved

00:02:10.580 --> 00:02:12.290
‫بیا. سهم امروز.

00:02:12.540 --> 00:02:14.500
‫چی؟ فقط یکم نون؟

00:02:14.500 --> 00:02:16.580
‫ولی خیلی سخت کار کردم...

00:02:16.880 --> 00:02:18.710
‫زمونه برای همه سخت شده، بچه!

00:02:18.710 --> 00:02:20.080
‫لطفاً، باید بهم کمک کنین!

00:02:20.080 --> 00:02:21.130
‫دهنتو ببند!

00:02:21.130 --> 00:02:23.460
‫اگه فقط میخوای ناله کنی اصلاً برنگرد!

00:02:23.460 --> 00:02:24.920
‫ببخشید...

00:02:28.080 --> 00:02:29.960
‫نه! لطفاً بس کنین!

00:02:29.960 --> 00:02:31.540
‫درد میگیره!

00:02:34.250 --> 00:02:35.500
‫به خودت بیا!

00:02:35.500 --> 00:02:38.130
‫بهتره از اون استفاده کنی که مانعم بشی مگر
‫اینکه میخوای بمیری!

00:02:39.540 --> 00:02:40.500
‫آی!

00:02:40.500 --> 00:02:41.710
‫زود باش!

00:02:41.710 --> 00:02:44.210
‫بگیرش! بگیر!

00:02:45.500 --> 00:02:46.710
‫لطفاً دست بردارین!

00:02:46.710 --> 00:02:47.670
‫انی‌چان!

00:02:48.580 --> 00:02:49.880
‫ببین کی اینجاس.

00:02:49.880 --> 00:02:53.040
‫چیه؟ میخوای حالا از دستوراتمون سرپیچی کنی؟

00:02:53.630 --> 00:02:55.080
‫امکان نداره اون اتفاق بیفته.

00:02:55.080 --> 00:02:57.380
‫آره، هیچکس جرئت نداره جواب ما رو بده!

00:02:57.380 --> 00:02:59.000
‫همین فکرو میکردم.

00:02:59.000 --> 00:03:01.130
‫سمت بد اشرافی مثل ما باشی...

00:03:01.130 --> 00:03:02.710
‫مطمئن میشیم...

00:03:02.710 --> 00:03:05.750
‫که تو و بقیه آدمای آشغالی که اینجا هستن
‫انقد کتک میخورن تا خمیر خونی بشن.

00:03:06.170 --> 00:03:07.540
‫ازتون سرپیچی نمیکنم.

00:03:08.500 --> 00:03:11.830
‫ولی اگه میخواین کسیو بزنین،
‫پس لطفاً منو بزنین.

00:03:11.830 --> 00:03:13.500
‫عه، اینطوره؟

00:03:13.500 --> 00:03:15.080
‫پس اگه زدم ناراحت نشو.

00:03:16.170 --> 00:03:17.380
‫انی‌چان!

00:03:19.580 --> 00:03:20.670
‫ضعیف!

00:03:21.170 --> 00:03:22.330
‫اینو بچش!

00:03:22.920 --> 00:03:24.170
‫انی‌چان...

00:03:24.710 --> 00:03:27.290
‫من و برادر کوچیکم یتیم بزرگ شدیم.

00:03:29.920 --> 00:03:33.830
‫وقتی ۶ سالم بود،
‫یه هیولا ناگهانی توی روستامون ظاهر شد...

00:03:33.830 --> 00:03:36.380
‫و زندگی پدر و مادرمو گرفت.

00:03:37.130 --> 00:03:41.420
‫روستا ویران شده بود.
‫امیدی برای بازسازی اون نبود.

00:03:44.540 --> 00:03:47.170
‫کلس، ما هنوز زنده‌ایم.

00:03:47.170 --> 00:03:48.380
‫و هر اتفاقی که بیفته...

00:03:48.380 --> 00:03:50.880
‫قراره بخاطر مامان و بابا به زندگی ادامه بدیم.

00:03:51.330 --> 00:03:53.710
‫بابا...مامان...!

00:03:53.710 --> 00:03:55.080
‫اشکال نداره.

00:03:55.290 --> 00:03:57.170
‫من پیشت هستم، باشه؟

00:03:57.170 --> 00:03:59.790
‫قراره ازت مراقبت کنم!

00:04:01.750 --> 00:04:03.710
‫ما به پایتخت سلطنتی رفتیم.

00:04:03.960 --> 00:04:05.500
‫چون فکر کردیم...

00:04:05.500 --> 00:04:09.080
‫اگه جایی باشه که حتی بچه‌ها هم بتونن کار
‫کنن، اونجا باید باشه.

00:04:11.710 --> 00:04:12.710
‫بگیر، بدبخت!

00:04:12.710 --> 00:04:13.750
‫ولی مشخص شد که...

00:04:13.750 --> 00:04:16.750
‫پایتخت سلطنتی از سرزمین مقدسی که ما
‫تصورشو میکردیم خیلی فرق داشت.

00:04:17.040 --> 00:04:18.920
‫نابرابری اقتصادی به شدت درحال افزایش بود...

00:04:18.920 --> 00:04:23.210
‫و اونایی که فقیر بودن توسط ثروتمندا و افراد مرفه
‫بدتر از دام‌ها باهاشون رفتار میشد.

00:04:23.880 --> 00:04:26.880
‫ولی با وجود همه اینا،
‫هر دوی ما تصمیم گرفتیم اونجا زندگی کنیم.

00:04:26.880 --> 00:04:30.040
‫خونه ما در حومه پایتخت بود،
‫داخل محله‌های فقیرنشین.

00:04:30.460 --> 00:04:32.000
‫جای بد و کثیفی بود...

00:04:32.000 --> 00:04:34.960
‫که حتی یکم غذا هم هیچ جا پیدا نمیشد.

00:04:35.290 --> 00:04:38.000
‫ولی در مقایسه با زندگی کردن با خطر مورد حمله
‫قرار گرفتن توسط هیولاها...

00:04:38.000 --> 00:04:39.750
‫انگار خیلی انتخاب بهتری بود.

00:04:39.750 --> 00:04:40.710
‫آها!

00:04:42.750 --> 00:04:44.830
‫لعنتی، چه پشکل سفتیه.

00:04:44.830 --> 00:04:46.920
‫شمشیر چوبیم واقعاً ۲ تیکه شد.

00:04:46.920 --> 00:04:48.250
‫بیا بریم یه جا دیگه.

00:04:48.250 --> 00:04:50.210
‫نمیخوام کثافت‌شون روی لباسم بیفته.

00:04:50.210 --> 00:04:50.830
‫باشه.

00:04:50.960 --> 00:04:52.750
‫بعداً میبینمت، کرم کوچولو!

00:04:53.540 --> 00:04:54.580
‫انی‌چان!

00:04:54.580 --> 00:04:57.500
‫مورد تعرض افراد اشرافی قرار گرفتن جزوی
‫از زندگی هرروز بود.

00:04:57.500 --> 00:04:59.460
‫ولی من تا زمانی که کلس امن بود اهمیت نمیدادم.

00:04:59.460 --> 00:05:02.460
‫میذاشتم تمام روز منو مسخره کنن و هرچی
‫میخوان بزنن.

00:05:02.460 --> 00:05:04.040
‫حالت خوبه، انی چان؟

00:05:04.040 --> 00:05:05.920
‫آره. نگران من نباش.

00:05:07.630 --> 00:05:09.670
‫متأسفم، انی‌چان!

00:05:09.670 --> 00:05:12.460
‫هیچوقت نباید توی چشم‌شون نگا میکردم!

00:05:12.460 --> 00:05:14.960
‫گریه کردن کافیه. باید مرد باشی، کلس.

00:05:15.380 --> 00:05:18.170
‫مهم نبود چه اتفاقی میفته من از کلس مراقبت میکردم.

00:05:18.170 --> 00:05:19.960
‫اون چیزی بود که به خودم قول داده بودم.

00:05:19.960 --> 00:05:23.080
‫ولی بخاطر من خونی و کتک خورده‌ای...

00:05:23.080 --> 00:05:25.290
‫خب، درباره خودتم میتونی بگی.

00:05:25.290 --> 00:05:27.920
‫تو داخل وضعیت بدتری از منی!

00:05:27.920 --> 00:05:31.460
‫بهت گفتم نگران نباش!
‫میدونی من خیلی سفتم، نه؟

00:05:31.580 --> 00:05:33.290
‫زود باش. خوب نگا کن.

00:05:34.670 --> 00:05:35.960
‫حالت ریکاوری فوق‌العاده.

00:05:35.960 --> 00:05:37.920
‫یاخدا، تو عالی هستی، انی‌چان!

00:05:38.880 --> 00:05:39.920
‫یه لحظه وایسا ببینم!

00:05:39.920 --> 00:05:41.830
‫وقتی فقط یه بچه بودی میتونستی اونکارو بکنی؟!

00:05:41.830 --> 00:05:43.330
‫بله! طبیعی بهم رسید.

00:05:43.330 --> 00:05:47.040
‫وایسا، اون باید به این معنی باشه که تو قبلاً
‫قدرت‌های قهرمانیت رو بیدار کرده بودی!

00:05:47.040 --> 00:05:49.500
‫حالا که بهش فکر میکنم، احتمالاً درست میگی.

00:05:49.670 --> 00:05:51.040
‫ولی اونموقع...

00:05:51.040 --> 00:05:54.250
‫فقط فکر میکردم یکم بیشتر از بقیه استقامت دارم.

00:05:55.500 --> 00:05:57.460
‫مشتاقم بدونم کی اتفاق افتاد...

00:05:57.460 --> 00:06:01.170
‫واقعاً هیچی یادم نمیاد که کی برای اولین بار
‫قدرت‌هامو بیدار کردم.

00:06:01.290 --> 00:06:04.460
‫این معنی رو نمیده که وقتی هنوز یه بچه بوده بیدار شده؟

00:06:04.460 --> 00:06:07.380
‫در اون صورت، اون بدون هیچ محدودیت معمولی انسانا...

00:06:07.380 --> 00:06:09.080
‫پیشرفت کرده و بزرگ شده.

00:06:09.080 --> 00:06:11.130
‫عجیب نیست که خیلی قویه.

00:06:13.000 --> 00:06:14.960
‫بابت اون ببخشید. لطفاً ادامه بده.

00:06:14.960 --> 00:06:17.040
‫باشه، ولی اول یکم شکلات داغ بیشتر میخوای؟

00:06:17.040 --> 00:06:18.790
‫اوه...آره، لطفاً.

00:06:20.040 --> 00:06:22.210
‫بعد از اون به آزار دادن ما ادامه دادن.

00:06:23.670 --> 00:06:26.380
‫بعضی وقتا غذامون داخل رودخونه میفتاد.

00:06:26.380 --> 00:06:29.670
‫و خونه‌مون غارت میشد یا آتش میگرفت.

00:06:29.790 --> 00:06:32.920
‫حتی زمانایی بود که آزار از اشراف مست انقد بد بود که...

00:06:32.920 --> 00:06:34.130
‫فکر میکردم منو میکشن.

00:06:34.290 --> 00:06:35.750
‫و بعضی روزا...

00:06:35.750 --> 00:06:38.790
‫دستمزد ناچیزی که از کار کردن بدست میاوردم
‫ازم گرفته میشد.

00:06:38.790 --> 00:06:43.000
‫با وجود همه اونا، ترک کردن پایتخت سلطنتی
‫برامون انتخابی نبود.

00:06:43.420 --> 00:06:46.380
‫هیولاها بیرون از شهر در تعداد زیاد تولید مثل میکردن...

00:06:46.380 --> 00:06:49.210
‫و هرج و مرج و مرگ با خودشون به ارمغان میاوردن.

00:06:49.210 --> 00:06:54.830
‫پس مهم نبود که چقد تجاوز بده،
‫ما انتخاب دیگه‌ای جز موندن توی پایتخت نداشتیم.

00:06:56.580 --> 00:06:59.710
‫با اینحال، دیدگاه ما همیشه خوشبینانه بود.

00:06:59.710 --> 00:07:01.710
‫کلس! خبرای بد!

00:07:01.710 --> 00:07:03.670
‫امروز فقط بعنوان حقوق نون گیرم اومد!

00:07:03.790 --> 00:07:05.500
‫ولی داخلش پر از پنیره!

00:07:05.500 --> 00:07:06.420
‫هورا!

00:07:06.420 --> 00:07:09.130
‫این همش نیست!
‫تونستم برای چنتا تخم مرغم معاوضه انجام بدم!

00:07:09.130 --> 00:07:11.380
‫وای، تو خیلی توی معاوضه خوبی!

00:07:11.380 --> 00:07:13.630
‫چه بچه‌های پر سر و صدایی.

00:07:15.460 --> 00:07:18.290
‫نمیخواستم با غمگین بودن حال و هوا رو بد کنم.

00:07:19.290 --> 00:07:22.290
‫کلس، روزی میرسه که هیولاهای کمتری اطرافن...

00:07:22.290 --> 00:07:23.580
‫و اون زمانیه که ما میریم.

00:07:23.580 --> 00:07:25.330
‫هر دوی ما یه ماجراجویی رو شروع میکنیم.

00:07:25.330 --> 00:07:26.420
‫یه ماجراجویی؟

00:07:26.420 --> 00:07:27.500
‫آره.

00:07:27.880 --> 00:07:30.250
‫دنیا رو سفر میکنیم تا یه جای آرامش بخش پیدا کنیم...

00:07:30.250 --> 00:07:32.710
‫که میتونیم داخلش بدون تعرض هر کسی زندگی کنیم.

00:07:34.420 --> 00:07:35.670
‫باشه!

00:07:35.670 --> 00:07:39.750
‫من یه زندگی ثروتمند و پر زرق و برقم نمیخواستم.
‫فقط میخواستم با کلس باشم.

00:07:39.750 --> 00:07:42.710
‫تا زمانی که میتونستیم خوشحال زندگی کنیم،
‫پس اون خیلی برامم زیاد بود.

00:07:43.210 --> 00:07:47.580
‫ولی متأسفانه، یه اتفاق فاجعه بار دیگه همون
‫اطراف منتظر ما بود.

00:07:48.630 --> 00:07:50.500
‫انگار سیستم ایمنی برادرت بخاطر سوء تغذیه
‫تو وضعیت بدی بوده.

00:07:50.500 --> 00:07:53.040
‫کلس! طاقت بیار، کلس!
‫انگار سیستم ایمنی برادرت بخاطر سوء تغذیه تو وضعیت بدی بوده.

00:07:53.040 --> 00:07:53.460
- ‫کلس! طاقت بیار، کلس!
- ‫کلس! طاقت بیار، کلس! ‫خیلی کوچیکه که از همچین مریضی‌ای جون سالم به در ببره.

00:07:54.040 --> 00:07:55.920
‫خیلی کوچیکه که از همچین مریضی‌ای جون سالم به در ببره.

00:07:55.920 --> 00:07:57.000
‫کلس!

00:07:57.000 --> 00:07:58.960
‫امشبو طاقت نمیاره.

00:07:59.210 --> 00:08:01.420
‫امکان نداره!
‫باید یه چیزی باشه که بتونی انجام بدی!

00:08:01.420 --> 00:08:05.040
‫به من نگا نکن.
‫من حتی دکترم نیستم، بچه.

00:08:05.790 --> 00:08:09.670
‫این تقصیر منه.
‫باید بیشتر کار میکردم که گرسنه نباشه!

00:08:09.670 --> 00:08:11.330
‫اونوقت حالش خوب میبود!

00:08:11.330 --> 00:08:15.210
‫خودتو سرزنش نکن.
‫زندگی این اطراف همینطوریه.

00:08:15.460 --> 00:08:17.330
‫اون تنها کس نیست، میدونی.

00:08:17.330 --> 00:08:19.750
‫فقط باید به سرنوشت بسپاریش و ادامه بدی.

00:08:20.210 --> 00:08:21.500
‫سرنوشت بره به درک!

00:08:21.500 --> 00:08:23.920
‫من قبول نمیکنم!
‫نمیذارم کلس بمیره!

00:08:24.420 --> 00:08:27.330
‫سفت بچسب، کلس.
‫قراره خیلی سریع برات یه دکتر بیارم!

00:08:27.710 --> 00:08:28.920
‫وقتت رو تلف نکن!

00:08:28.920 --> 00:08:31.330
‫منظورم اینه که امیدواری بدون پول چیکار کنی؟

00:08:31.330 --> 00:08:34.000
‫یکم برای زمانی که آماده رفتن بودیم ذخیره کردم.

00:08:36.000 --> 00:08:38.710
‫وایسا! نباید امیدوار باشی!

00:08:38.710 --> 00:08:41.170
‫هیچکس قرار نیست برای انسانای آشغالی مثل ما تلاشی بکنه!

00:08:41.170 --> 00:08:44.460
‫مخصوصاً که خیلیاشون فکر میکنن بهتره که
‫توی یه گودال بمیریم!

00:08:44.460 --> 00:08:46.420
‫برگرد!
‫بیخیال شو!

00:08:48.380 --> 00:08:50.420
‫میدونستم که پیرمرد منظوری داشت.

00:08:50.420 --> 00:08:51.460
‫ولی بازم با اون اوصاف...

00:08:51.460 --> 00:08:54.790
‫هیچ راهی وجود نداشت که فقط یه جا وایسم
‫و جون دادن کلس رو ببینم.

00:08:54.790 --> 00:08:55.540
‫من خونه به خونه رفتم.

00:08:55.540 --> 00:08:57.040
‫ببخشید! لطفاً باز کنین!
‫من خونه به خونه رفتم.

00:08:57.040 --> 00:08:58.250
‫برادر کوچیکم مریضه!

00:08:58.420 --> 00:08:58.920
‫برام مهم نیست. گمشو!

00:08:58.920 --> 00:09:00.250
‫همه درا رو زدم.
‫برام مهم نیست. گمشو!

00:09:00.250 --> 00:09:01.130
‫برو گمشو!

00:09:01.130 --> 00:09:03.080
‫بارها برای کمک التماس کردم.
‫هرچی افراد ولگرد که توی محله‌های فقیر نشین جمع شدن کمتر بشن، بهتره!

00:09:03.080 --> 00:09:04.500
‫هرچی افراد ولگرد که توی محله‌های فقیر نشین جمع شدن کمتر بشن، بهتره!

00:09:04.500 --> 00:09:05.420
‫ولی...

00:09:05.420 --> 00:09:06.710
‫اگه پول میخواین، یکم دارم!

00:09:06.710 --> 00:09:09.830
‫و اگه کافی نیست، به جونم قسم میخورم
‫که توی ۱ یا ۲ روز میارم!

00:09:09.830 --> 00:09:12.540
‫ازتون التماس میکنم!
‫فقط یه نگا به برادرم بندازین!

00:09:13.040 --> 00:09:15.750
‫هی بچه. چطوری اون همه پولو داری؟

00:09:15.750 --> 00:09:16.920
‫هان؟

00:09:17.080 --> 00:09:20.000
‫امکان نداره که یه ولگرد از فقیر نشینا همچین
‫پولی داشته باشه.

00:09:20.000 --> 00:09:21.630
‫از کجا دزدیدیش؟!

00:09:21.630 --> 00:09:22.790
‫و-ولی ندزدیدم!

00:09:22.790 --> 00:09:24.500
‫روز به روز جمعش کردم...

00:09:24.500 --> 00:09:26.250
‫هی! نگهبانا رو خبر کن!

00:09:26.250 --> 00:09:27.420
‫یه دزد اینجا داریم!

00:09:27.420 --> 00:09:28.420
‫نه...

00:09:28.420 --> 00:09:29.670
‫نه!

00:09:34.670 --> 00:09:36.580
‫من به تلاش کردن ادامه دادم.

00:09:36.580 --> 00:09:38.540
‫نمیخواستم تسلیم بشم.

00:09:38.670 --> 00:09:39.670
‫انی‌چان...

00:09:39.670 --> 00:09:41.790
‫بابت این متأسفم، کلس.

00:09:41.790 --> 00:09:43.710
‫فقط یکم دیگه دووم بیار.

00:09:43.960 --> 00:09:46.630
‫متأسفم...انی‌چان...

00:09:46.630 --> 00:09:48.880
‫همیشه برات دردسر درست میکنم...

00:09:49.580 --> 00:09:50.880
‫دیوونه نشو.

00:09:50.880 --> 00:09:54.080
‫اصلا برام دردسر درست نکردی.
‫حتی یه بار.

00:09:54.250 --> 00:09:55.500
‫امیدوار باش.

00:09:55.500 --> 00:09:58.000
‫حتماً برات یه دکتر پیدا میکنم، باشه؟

00:09:58.000 --> 00:09:59.330
‫باش...

00:10:00.000 --> 00:10:02.670
‫نظرت چیه بعد از اینکه هوا گرم شد از اینجا بریم؟

00:10:03.130 --> 00:10:06.380
‫خیلی سخته که این روزا دستمون به غذا برسه.

00:10:06.580 --> 00:10:08.920
‫و از اونجایی همش مورد آزار و اذیت قرار میگیریم...

00:10:08.920 --> 00:10:12.420
‫اوضاع ممکنه واقعاً بهتر باشه اگه سعی کنیم
‫با هیولاها زندگی کنیم!

00:10:16.250 --> 00:10:17.670
‫یادته قبلاً بهت چی گفتم؟

00:10:17.670 --> 00:10:20.000
‫درباره اینکه چطور سفر میکنیم و یه جای
‫آرامش بخشو پیدا میکنیم؟

00:10:20.000 --> 00:10:21.750
‫اونجا زندگی میکنیم.

00:10:21.750 --> 00:10:25.540
‫میدونم که راهزنا و هیولاها ترسناکن،
‫ولی مشکلی پیش نمیاد!

00:10:25.540 --> 00:10:28.210
‫تا زمانی که به اندازه کافی قوی هستم که شکست‌شون
‫بدم به زور تلاش میکنم...

00:10:28.210 --> 00:10:29.920
‫و همشونو دست به سر میکنم!

00:10:30.540 --> 00:10:31.630
‫انی‌چان...

00:10:31.630 --> 00:10:34.830
‫همیشه قراره ازت مراقبت کنم، باشه؟

00:10:37.880 --> 00:10:39.080
‫کلس؟

00:10:45.080 --> 00:10:48.000
‫باهام بمون!
‫نمیتونی همچین جایی بمیری!

00:10:48.000 --> 00:10:49.750
‫دیوانه‌وار شروع به دویدن کردم.

00:10:49.750 --> 00:10:51.830
‫و از هر کسی که میدیدم تقاضای کمک میکردم.

00:10:52.330 --> 00:10:55.380
‫یکی کمک کنه! لطفاً، به کمک نیاز دارم!

00:10:55.380 --> 00:10:57.210
‫برادر کوچیکم مریضه!

00:10:57.420 --> 00:11:00.500
‫یکم پول دارم!
‫لطفاً منو به دکتر ببرین!

00:11:00.500 --> 00:11:01.420
‫ازتون التماس میکنم!

00:11:01.420 --> 00:11:04.210
‫برادرم به کمک نیاز داره!
‫لطفاً یکی کلس رو نجات بده!

00:11:05.420 --> 00:11:07.420
‫فقیر موذی لعنتی!

00:11:07.880 --> 00:11:09.710
‫مریضیتو اینجا پخش نکن!

00:11:09.710 --> 00:11:11.500
‫برو همونجایی که ازش اومدی!

00:11:11.790 --> 00:11:13.210
‫لطفاً کمک کنین...

00:11:14.750 --> 00:11:17.540
‫لطفاً...به کلس کمک کنین...

00:11:18.540 --> 00:11:20.960
‫لعنتی! لعنتی....

00:11:21.920 --> 00:11:24.630
‫هی، کوچولو. چی شده؟

00:11:35.330 --> 00:11:36.710
‫چی شده؟

00:11:36.880 --> 00:11:38.040
‫یه اشرافی...

00:11:38.420 --> 00:11:41.540
‫داشتی همین الان داد میزدی.
‫چه خبره؟

00:11:42.080 --> 00:11:44.670
‫برادر کوچیکم بخاطر مریضی نزدیک به مردنه.

00:11:44.670 --> 00:11:46.630
‫به کمک نیاز دارم! لطفاً!

00:11:46.630 --> 00:11:48.040
‫برادرمو نجات بده...

00:11:52.420 --> 00:11:54.670
‫فقط میخواستم اذیتم کنه...

00:11:54.670 --> 00:11:57.040
‫لعنتی...لعنتی!

00:11:57.580 --> 00:12:00.460
‫هی، بابا! گوش کن! اضطراریه!

00:12:00.460 --> 00:12:03.750
‫یه بچه کثیف و ژنده پوش اونجاس که الان میمیره!

00:12:04.920 --> 00:12:08.380
‫هوف، واقعاً باید بهت یاد بدم که یکم بیشتر
‫توی عموم نزاکت داشته باشی...

00:12:08.380 --> 00:12:11.040
‫زود باش! الان میمیره!

00:12:16.210 --> 00:12:18.330
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

00:12:23.250 --> 00:12:25.500
‫بچه خیلی لاغر شده.

00:12:25.500 --> 00:12:27.790
‫بیاین سریع به دکتر ببریمش.

00:12:28.460 --> 00:12:29.830
‫کالسکه رو آماده کن!

00:12:29.830 --> 00:12:32.040
‫ولی، قربان، اون باعث میشه برای جشن دیر برسین...

00:12:32.040 --> 00:12:33.880
‫فقط بهشون بگو که امشب شرکت نمیکنم.

00:12:33.880 --> 00:12:34.960
‫هرطور میل‌تونه.

00:12:40.080 --> 00:12:42.630
‫کلس به سختی از شب جون سالم به در برد.

00:12:42.630 --> 00:12:45.460
‫انقد نزدیک بود که یکم دیرتر میشد اون میمرد.

00:12:47.710 --> 00:12:50.290
‫مردی که نجاتمون داد اشرافی بود.

00:12:50.290 --> 00:12:53.880
‫عضوی از همون بلند رتبه‌هایی که زندگی ما رو جهنم کرده بودن.

00:12:54.040 --> 00:12:55.210
‫ممنونم، آقا!‌
‫خیلی ممنونم!

00:12:55.210 --> 00:12:58.500
‫ولی اون لحظه، هیچکدومش برام مهم نبود.
‫ممنونم، آقا! خیلی ممنونم!

00:12:58.960 --> 00:13:01.330
‫سپاسگزاری تنها جیزی بود که حس میکردم.
‫نمیتونم به اندازه کافی ازتون تشکر کنم!

00:13:02.130 --> 00:13:05.880
‫خیلی ممنونم! خیلی ممنونم!

00:13:07.580 --> 00:13:09.540
‫از اون روزی که با اون اشرافی‌ها آشنا شدیم،
‫آینده‌مون کاملاً شروع به تغییر کرد.

00:13:09.540 --> 00:13:11.830
‫خیلی ممونم...
‫از اون روزی که با اون اشرافی‌ها آشنا شدیم، آینده‌مون کاملاً شروع به تغییر کرد.

00:13:11.830 --> 00:13:12.880
‫از اون روزی که با اون اشرافی‌ها آشنا شدیم،
‫آینده‌مون کاملاً شروع به تغییر کرد.

00:13:24.830 --> 00:13:26.250
‫بیشتر از این نمیتونیم خط رو نگه داریم!

00:13:26.250 --> 00:13:27.040
‫دستور عقب نشینی بده!

00:13:27.040 --> 00:13:28.080
‫احمق نباش!

00:13:28.080 --> 00:13:30.210
‫اگه از اینجا رد بشن جایی نمیمونه که بهش بریم!

00:13:30.210 --> 00:13:31.130
‫میدونم!

00:13:31.130 --> 00:13:34.130
‫ولی با نیرویی که داریم غیر ممکنه که این
‫هیولاها رو شکست بدیم!

00:13:34.130 --> 00:13:35.460
‫عقب نشینی یه انتخاب نیست!

00:13:35.460 --> 00:13:38.460
‫حالا مثل یه سرباز رفتار کن و تا آخرین نفر
‫به مبارزه ادامه بده!

00:13:41.040 --> 00:13:43.710
‫نـ-نه! نمیخوام بمیرم!

00:13:43.710 --> 00:13:44.880
‫نترسین!

00:13:55.080 --> 00:13:56.630
‫با یه ضربه انداختش...

00:14:00.330 --> 00:14:02.380
‫نجات پیدا کردیم! کلسه!

00:14:02.960 --> 00:14:05.790
‫کاپیتان کلس از دسته پیاده نظام سوم اینجاس!

00:14:16.670 --> 00:14:18.330
‫ما از این موقعیت دفاع میکنیم!

00:14:21.000 --> 00:14:22.420
‫پشتمونو پوشش بده.

00:14:22.960 --> 00:14:23.750
‫بلهِ قربان!

00:14:23.750 --> 00:14:25.040
‫آ-آه...

00:14:25.670 --> 00:14:26.920
‫بله قربان!

00:14:28.920 --> 00:14:30.670
‫هیچ هیولایی رو جا نندازین!

00:14:30.670 --> 00:14:33.170
‫دسته پیاده نظام سوم!
‫دنبال من بیاین!

00:14:35.420 --> 00:14:37.170
‫ما هم به حمله ملحق میشیم!

00:14:45.920 --> 00:14:47.290
‫کاپیتان کلس!

00:14:49.250 --> 00:14:51.080
‫عاشقتیم!

00:15:02.250 --> 00:15:06.500
‫اشرافی‌ای که کلس رو نجات داد عضوی از خونواده
‫رافائد با اعتبار بود...

00:15:06.500 --> 00:15:08.920
‫که از زمان ساخت امپراطوری از خونواده سلطنتی
‫حمایت میکرد.

00:15:09.710 --> 00:15:11.500
‫روزی که کمک خواستم...

00:15:11.500 --> 00:15:15.330
‫تنها کسی که صدای منو شنید دختر بزرگشون بود...

00:15:15.330 --> 00:15:16.460
‫شالامی.

00:15:16.830 --> 00:15:17.670
‫هی!

00:15:19.000 --> 00:15:21.040
‫میخواین باهام بازی کنین؟
‫به هر دلیلی که بود حتی بعد از خوب شدن کلس اون به ما سر میزد.

00:15:21.040 --> 00:15:22.460
‫آره، بنظر خوب میاد.
‫به هر دلیلی که بود حتی بعد از خوب شدن کلس اون به ما سر میزد.

00:15:22.460 --> 00:15:24.130
‫میخواین باهام بازی کنین؟
‫و همبازی ما شد.

00:15:24.540 --> 00:15:25.920
‫اون آدم عجیبی بود...

00:15:25.920 --> 00:15:29.330
‫که هیچوقت علیه مردم فقیر نشین تبعیض قائل نشد
‫و با ما عادی رفتار میکرد.

00:15:29.330 --> 00:15:30.580
‫بیاین مسابقه بدیم!

00:15:31.960 --> 00:15:34.250
‫بعد از اینکه شروع به صرف کردن زمان بیشتری باهاش کردیم...

00:15:34.250 --> 00:15:37.130
‫تعداد اشرافی‌هایی که ما رو اذیت میکردن خیلی کم شدن.

00:15:37.460 --> 00:15:39.670
‫حتماً فکر میکردن که دوستای شالامی هستیم...

00:15:39.670 --> 00:15:43.380
‫یا درواقع، خدمتکارایی که داشتیم در خدمتش کار میکردیم.

00:15:43.380 --> 00:15:46.580
‫هرچیزی که بود،
‫واقعاً برای من آرامش بخش بود.

00:15:49.420 --> 00:15:52.130
‫ولی چهره‌ای غمگین رو روی صورت کلس گذاشت.

00:15:53.580 --> 00:15:57.170
‫افرادی دیگه‌ای که از محله‌های فقیر نشین میشناختیم
‫هنوز با سختی‌های وحشتناکی روبرو بودن.

00:15:57.170 --> 00:15:59.170
‫اون واقعیت کلس رو ناآروم میکرد...

00:15:59.170 --> 00:16:02.290
‫و باعث میشد که نتونه هیچ لذتی از وضعیت جدیدمون ببره.

00:16:02.670 --> 00:16:04.500
‫یادته که پیرمرده چی میگفت؟

00:16:04.710 --> 00:16:06.710
‫تا زمانی که هیولاها امپراطوری رو آزار بدن...

00:16:06.710 --> 00:16:08.880
‫مردم پایتخت همیشه مضطرب میمونن.

00:16:08.880 --> 00:16:09.750
‫درسته.

00:16:09.750 --> 00:16:11.880
‫و بدون هیچ فضایی برای نفس کشیدن...

00:16:11.880 --> 00:16:13.920
‫همه روی زندگی‌های خودشون تمرکز میکنن...

00:16:13.920 --> 00:16:16.710
‫پس حتی اگه کسی بخواد جنبشی رو علیه پایان
‫به تبعیض شروع کنه...

00:16:16.710 --> 00:16:18.460
‫هیچکس بهش ملحق نمیشه.

00:16:19.380 --> 00:16:20.500
‫درسته.

00:16:20.500 --> 00:16:24.540
‫وقتی که خطر هیولاها از بین بره،
‫و فشار توی امپراطوری کمتر بشه...

00:16:24.540 --> 00:16:26.750
‫اونوقت پایتخت یه جای خیلی بهتر میشه!

00:16:27.000 --> 00:16:28.040
‫آره.

00:16:30.000 --> 00:16:33.170
‫انی‌چان، میخوام یه روزی یه سرباز بشم!

00:16:33.170 --> 00:16:33.790
‫هان؟!

00:16:33.790 --> 00:16:37.040
‫قراره تمرین کنم که مثل پدر شالامی یه جنگجوی شرافتمند باشم!

00:16:37.040 --> 00:16:39.330
‫و همه رو از ترس هیولاها نجات بدم!

00:16:39.830 --> 00:16:40.880
‫خیله خب!

00:16:40.880 --> 00:16:45.500
‫توی ۵ سالگی، کلس شروع به رفتن راهی کرد
‫که خودش انتخاب کرده بود.

00:16:49.920 --> 00:16:54.920
‫و از اون لحظه به بعد، هرروز بلااستثنا بدنش رو تمرین میداد.

00:16:59.500 --> 00:17:02.080
‫توی ۱۶ سالگی به ارتش پیوست...

00:17:02.080 --> 00:17:06.250
‫و زمانی که ۱۸ ساله شد اون به مقام کاپیتانی رسیده بود.

00:17:11.210 --> 00:17:14.040
‫وای. از اینجا چه منظره‌ایه.

00:17:14.960 --> 00:17:17.170
‫اوه سلام! خوشحالم میبینمتون آقای رافائد!

00:17:17.170 --> 00:17:18.670
‫سلام، هلک.

00:17:18.920 --> 00:17:21.580
‫همینطور که رد میشدم دیدمت.

00:17:21.580 --> 00:17:22.880
‫حالت خوبه؟

00:17:22.880 --> 00:17:23.880
‫بله!

00:17:25.540 --> 00:17:29.080
‫انگار کلس واقعاً این بار اسمی برای خودش دست و پا کرده.

00:17:29.750 --> 00:17:31.670
‫هروقت اون به میدون جنگ میره...

00:17:31.670 --> 00:17:34.130
‫حس میکنم که امپراطوری یکم روشن‌تر میشه.

00:17:35.080 --> 00:17:37.630
‫درواقع، خیلی بیشتر از یه احساسه.

00:17:37.630 --> 00:17:41.830
‫مردم امپراطوری کاملاً توسط گیرایی اون جذب شدن.

00:17:42.000 --> 00:17:45.210
‫اون بچه کوچیک از اون سالا به جنگجویی تبدیل شده که...

00:17:45.210 --> 00:17:48.960
‫میتونه به راحتی هیولاهایی رو شکست بده که
‫سربازهای عادی دربرابرش دست و پا میزنن.

00:17:49.630 --> 00:17:53.210
‫اصلاً، فکر نمیکنم تو این وضعیت بتونم باهاش رقابت کنم.

00:17:53.210 --> 00:17:56.000
‫غیر ممکنه.
‫خیلی دارین بهش اعتبار میدین!

00:17:56.960 --> 00:17:58.880
‫لازم نیست شوخی کنم.

00:17:59.130 --> 00:18:01.670
‫کلس پتانسیل اینو داره که قوی‌تر بشه.

00:18:01.670 --> 00:18:03.830
‫و هیچ شکی ندارم که میشه.

00:18:04.670 --> 00:18:10.420
‫حتی به این اندازه میگم که ممکنه کلس نجات دهنده
‫این امپراطوری بشه.

00:18:10.750 --> 00:18:12.960
‫نجات دهنده، واقعاً اینطور فکر میکنین؟

00:18:14.170 --> 00:18:15.830
‫اون ایده خیلی نیاز به فکر داره!

00:18:15.830 --> 00:18:18.080
‫هلک! کدوم گوری غیبت زد؟!

00:18:18.080 --> 00:18:18.960
‫بهتره دست از تنبلی برداره!

00:18:18.960 --> 00:18:20.080
‫اوه.
‫بهتره دست از تنبلی برداره!

00:18:20.080 --> 00:18:21.710
‫باید برگردم به کار.

00:18:22.540 --> 00:18:24.380
‫ببخشید که وقتت رو گرفتم.

00:18:26.960 --> 00:18:28.500
‫درضمن، هلک.

00:18:28.500 --> 00:18:29.790
‫بله؟

00:18:30.000 --> 00:18:34.580
‫یه چیز خاص درباره تو هم هست.
‫میتونم یه قدرت غیر قابل توصیف رو درونت حس کنم.

00:18:34.580 --> 00:18:38.250
‫البته که ممکنه فقط از تصورم باشه.

00:18:38.630 --> 00:18:43.250
‫ولی حاضرم شرط ببندم که به اندازه کلس قوی‌ای.

00:18:43.250 --> 00:18:44.630
‫بیخیال!

00:18:44.630 --> 00:18:48.330
‫من فقط بخاطر همه کارایی که انجام دادم یه آدم سفت هستم.

00:18:49.380 --> 00:18:52.920
‫و درضمن، شمشیرزنی من به گرد پای کلس هم نمیرسه.

00:18:52.920 --> 00:18:55.210
‫وقتی بحث مبارزه میشه من یه آماتور مطلقم.

00:18:56.670 --> 00:18:59.330
‫تلفات ناشی از حملات هیولاها اخیراً افزایش پیدا کرده.

00:18:59.330 --> 00:19:03.080
‫اگه یه مرد قوی دیگه هم مثل کلس داشتیم
‫خیلی چیزی برای نگرانی نبود.

00:19:03.080 --> 00:19:04.880
‫فقط فکریه که داشتم.

00:19:04.880 --> 00:19:06.080
‫متأسفم.

00:19:06.080 --> 00:19:08.080
‫ولی انگار من بیشتر مناسب...

00:19:08.080 --> 00:19:10.580
‫کارای ساخت و ساز و تعمیر کردن هستم مثل الان.

00:19:10.580 --> 00:19:11.830
‫منطقیه.

00:19:12.130 --> 00:19:14.420
‫اونم خودش شغل مهمیه.

00:19:14.420 --> 00:19:15.880
‫ادامه بده!

00:19:16.380 --> 00:19:17.920
‫حالا که بهش فکر میکنم...

00:19:17.920 --> 00:19:20.920
‫اون مرد احتمالاً متوجه قدرت‌های قهرمانی من شده بود...

00:19:20.920 --> 00:19:23.170
‫با وجود اینکه خودم هنوز متوجهش نشده بودم.

00:19:30.210 --> 00:19:32.040
‫اون کلس و شالامی هستن؟

00:19:32.790 --> 00:19:33.880
‫یا خدا.

00:19:34.830 --> 00:19:36.330
‫یا خود خدا!

00:19:37.380 --> 00:19:40.750
‫ممکنه دیوونه کننده باشه ولی فکر میکنم گل‌های عشق شکفتن.

00:19:41.830 --> 00:19:44.540
‫اون ۲تا ممکنه واقعاً بیشتر از دوست باشن.

00:19:44.540 --> 00:19:46.250
‫ولی وایسا، از کی تا حالا؟

00:19:46.420 --> 00:19:50.670
‫اون از یه خونواده اشرافی محترمه.
‫پس قراره یه راه سخت براشون باشه.

00:19:51.750 --> 00:19:55.210
‫ولی بعنوان برادر بزرگش،
‫قراره تمام تلاشمو برای کلس بکنم!

00:19:55.710 --> 00:19:56.920
‫هی، کلس؟

00:19:56.920 --> 00:19:59.580
‫برادرت با یه پوزخند بزرگ خودش تنها اینجا وایساده.

00:19:59.580 --> 00:20:01.630
‫لبخند برادر من همیشگیه.

00:20:01.630 --> 00:20:04.710
‫شما ۲تا همیشه سرحال هستن، نه؟

00:20:05.670 --> 00:20:07.330
‫سلــام! شالامی و کلس!

00:20:07.330 --> 00:20:10.250
‫ممنونم که صبر کردی.
‫توی راه اینجا به شالامی برخورد کردم.

00:20:10.250 --> 00:20:10.500
‫قراره به جشن‌تون ملحق بشم!

00:20:10.500 --> 00:20:11.920
‫شرایط من و کلس رو مجبور به جدا زندگی کردن کرده بود.
‫قراره به جشن‌تون ملحق بشم!

00:20:11.920 --> 00:20:12.460
- ‫شرایط من و کلس رو مجبور به جدا زندگی کردن کرده بود. ‫هرچی بیشتر بهتر!
- ‫از زمانی که اون عضوی از ارتش شده بود. ‫هرچی بیشتر بهتر!

00:20:13.250 --> 00:20:14.830
‫از زمانی که اون عضوی از ارتش شده بود.
‫بیا بریم همون جای همیشگی هلک.

00:20:14.830 --> 00:20:15.460
‫حتماً!

00:20:15.460 --> 00:20:17.540
‫با وجود اینکه خیلی همدیگه رو نمیدیدیم...

00:20:17.540 --> 00:20:21.460
‫بعضی اوقات یکم وقت پیدا میکردیم که همو ببینیم
‫و باهم شام بخوریم.

00:20:21.460 --> 00:20:22.790
‫به سلامتی!

00:20:23.040 --> 00:20:25.080
‫روزایی که هر ۳ ما باهم گذروندیم...

00:20:25.080 --> 00:20:27.170
‫لذت بخش‌ترین چیزایی هستن که یادمه.

00:20:29.080 --> 00:20:33.960
‫هلک، قراره پس فردا پایتخت رو برای یه سفر دیگه ترک کنم.

00:20:34.790 --> 00:20:37.750
‫هیولاهایی که بهمون محول شده خیلی دردسرسازن...

00:20:37.750 --> 00:20:40.330
‫پس ممکنه یه مدت نتونم برگردم.

00:20:40.750 --> 00:20:42.000
‫عه، واقعاً؟

00:20:42.000 --> 00:20:43.580
‫خب من نگران نیستم.

00:20:43.580 --> 00:20:46.330
‫میدونم به اندازه‌ای مهارت داری که هر هیولایی رو شکست بدی.

00:20:46.330 --> 00:20:47.920
‫فقط مراقب باش که زیاده‌روی نکنی.

00:20:47.920 --> 00:20:51.540
‫اگه اتفاقی بیفته، من تنها کسی نیستم که
‫برای از دست دادنت سوگواری میکنم.

00:20:51.540 --> 00:20:52.380
‫هان؟

00:20:52.380 --> 00:20:53.710
‫اوه، البته.

00:20:55.710 --> 00:20:59.420
‫وقتی برگردم، واقعاً دوس دارم یکم از اون غذاهای
‫خونگیت بخورم.

00:20:59.420 --> 00:21:00.460
‫اطاعت میشه!

00:21:00.460 --> 00:21:03.130
‫پس میتونی روی یکی از وعده‌های غذایی تقویت استقامت ویژه من...

00:21:03.130 --> 00:21:04.790
‫که روی میز برات حاضره حساب باز کنی!

00:21:05.420 --> 00:21:07.080
‫مطمئن شو که زنده میای!

00:21:07.080 --> 00:21:08.040
‫آره!

00:21:09.080 --> 00:21:10.250
‫اگرچه...

00:21:10.250 --> 00:21:13.540
‫هیچوقت نتونستیم فرصت اون جشن بازگشت
‫رو داشته باشیم....

00:21:13.540 --> 00:21:15.170
‫چون من نتونستم بمونم.

00:21:15.190 --> 00:21:22.190
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:24.210 --> 00:21:27.830
‫Hey, what was that dream

00:21:27.830 --> 00:21:31.040
‫We used to fantasize about?

00:21:31.670 --> 00:21:35.630
‫A treasured memory even if it's small

00:21:35.630 --> 00:21:39.040
‫And covered in mud

00:21:39.790 --> 00:21:43.500
‫I was so clumsy that

00:21:43.500 --> 00:21:46.580
‫I couldn't even tell left from right

00:21:47.540 --> 00:21:54.460
‫When those clear eyes took my hand and saved me

00:21:55.540 --> 00:21:59.420
‫It's okay, it's okay, you kept saying

00:21:59.420 --> 00:22:03.330
‫As you hugged me tightly over and over

00:22:03.330 --> 00:22:06.710
‫This time I will be the one to grab ahold

00:22:06.710 --> 00:22:09.920
‫Of your warm hand

00:22:11.170 --> 00:22:18.330
‫I shouted your name and the world laughed

00:22:18.630 --> 00:22:22.580
‫Those words that hold us together

00:22:22.580 --> 00:22:25.710
‫Are the most precious of all

00:22:26.830 --> 00:22:34.040
‫If this is going to be our fate, then let's change it

00:22:34.290 --> 00:22:38.290
‫On the other side of the darkness

00:22:38.290 --> 00:22:45.290
‫We shall seize the light together

00:22:46.880 --> 00:22:49.460
‫دفعه بعد: "مزدوران".

00:02:05.040 --> 00:02:09.960
‫همراه با برادر کوچکتر

00:13:15.710 --> 00:13:19.040
- ‫m163.2 119.3 l 216.7 117.5
215.7 169.1 166.6 169.6 - ‫۱۵ سال بعد

00:02:14.170 --> 00:02:16.830
- ‫m288.3 199.6 l 350.4 199.6
350.7 247.6 288.9 246.4 - ‫هلک (۸ ساله)

00:02:33.630 --> 00:02:35.960
- ‫m288.3 209.4 l 354.9 208.5
353.8 259.7 291.1 256.9 - ‫کلس (۴ ساله)

00:14:16.080 --> 00:14:19.580
- ‫m35.3 136.2 l 106.3 136.7
105.9 191.5 36 188.8 - ‫کلس (۱۸ ساله)

00:14:58.380 --> 00:15:01.460
- ‫m44.9 213 l 104.2 210.7 104.2
255.5 45.3 255.5 - ‫هلک (۲۲ ساله)

00:15:12.830 --> 00:15:15.790
- ‫m44.2 202.2 l 91 203.2 91
251.5 43.7 252.2 - ‫دختر اشرافی - ‫شالامی

00:22:46.000 --> 00:22:50.790
- ‫قسمت بعد - ‫مزدوران