﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:04.920
‫هلک و بردار کوچیکش بعد از اینکه خونوادشون
‫توسط هیولاها کشته شدن...

00:00:04.920 --> 00:00:07.040
‫در سنین جوانی یتیم شدن.

00:00:07.040 --> 00:00:11.000
‫از اونجایی که اونا در فقر زندگی میکردن و با آزار و
‫اذیت دائمی اشراف روبرو بودن،

00:00:11.000 --> 00:00:13.290
‫هلک سخت کار میکرد تا حال کلس خوب باشه.

00:00:13.290 --> 00:00:17.000
‫با گذشت سال‌ها،
‫کلس به یه قهرمان ثابت قدم تبدیل شد،

00:00:17.000 --> 00:00:18.830
‫و در آخر باید پایتخت رو...

00:00:18.830 --> 00:00:22.290
‫بعد از اینکه وظیفه رهبری یه سفر شکار هیولا رو
‫بر عهده گرفت ترک میکرد.

00:00:22.750 --> 00:00:26.500
‫وقتی برگردم، واقعاً دوس دارم یکم از اون غذاهای
‫خونگیت بخورم.

00:00:26.500 --> 00:00:27.460
‫اطاعت میشه!

00:00:27.460 --> 00:00:30.210
‫پس میتونی روی یکی از وعده‌های غذایی تقویت استقامت ویژه من...

00:00:30.210 --> 00:00:31.960
‫که روی میز برات حاضره حساب باز کنی!

00:00:32.420 --> 00:00:34.040
‫مطمئن شو که زنده میای!

00:00:34.040 --> 00:00:35.000
‫حتماً!

00:00:35.020 --> 00:00:42.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:54.500 --> 00:00:57.040
‫Aa, touzen mitai ni tsuyosa kazashite

00:00:57.040 --> 00:00:59.210
‫Noudo mashiteku rettoukanjou

00:00:59.210 --> 00:01:01.170
‫Umareta toki kara

00:01:01.170 --> 00:01:03.380
‫Kimatterutte oshietoite yo

00:01:03.380 --> 00:01:05.130
‫Risoukyou no otonari san

00:01:05.130 --> 00:01:07.330
‫Zetsubou ga sa hora "konnichiwa"

00:01:07.330 --> 00:01:09.380
‫Daremo kizukanai no wa

00:01:09.380 --> 00:01:11.540
‫Kou ka fukou ka?

00:01:11.540 --> 00:01:14.750
‫Nando mezamete mo

00:01:14.750 --> 00:01:17.880
‫Akumu no you dana

00:01:17.880 --> 00:01:21.250
‫Kurushii dake nara

00:01:21.580 --> 00:01:23.380
‫Kamisama douka boku o tsukurikaete kuranai ka

00:01:23.380 --> 00:01:27.290
‫Kamisama douka boku o tsukurikaete kuranai ka

00:01:27.290 --> 00:01:29.420
‫Aa, nanmannen mo bokura wa

00:01:29.420 --> 00:01:32.000
‫Mirai ni kibou idakinagara

00:01:32.000 --> 00:01:33.880
‫Douse otozureru ketsumatsu ni

00:01:33.880 --> 00:01:36.170
‫Aragou to surun da

00:01:36.170 --> 00:01:37.830
‫Nankai me no inori da

00:01:37.830 --> 00:01:40.170
‫Kokoro karada kawari hatete

00:01:40.170 --> 00:01:44.630
‫Magamono datte nan datte shinjitakute

00:01:44.750 --> 00:01:48.130
‫Are, boku wa ima ikiteru no?

00:01:48.130 --> 00:01:50.880
‫Mou wake wakannai ya

00:01:50.880 --> 00:01:52.880
‫Helck me tasukete yo

00:02:06.040 --> 00:02:10.960
‫مزدوران

00:02:11.420 --> 00:02:14.960
‫بعد از فقط ۲ هفته که کلس برای سفرش رفت،

00:02:16.130 --> 00:02:19.420
‫هیولاها شروع به ظاهر شدن در تعداد زیادتر از همیشه کردن.

00:02:19.420 --> 00:02:23.630
‫و برای مبارزه با اونا،
‫امپراطوری طرح نظامی رو تصویب کرد.

00:02:23.920 --> 00:02:26.670
‫درست مثل کلس، منم به ۱ گروه شکار هیولا واگذار شدم...

00:02:26.670 --> 00:02:29.290
‫و باید پایتخت رو برای مدتی ترک میکردم.

00:02:32.790 --> 00:02:33.830
‫عقب نشینی!

00:02:33.830 --> 00:02:35.170
‫فرار کنین!

00:02:37.040 --> 00:02:40.540
- ‫m265.7 197.9 l 327.1 197.9 328.5
259.7 267.8 259.7 - ‫پسر شخصی مهم - ‫ادیل

00:02:38.540 --> 00:02:40.330
‫هی، رفیق!
‫باید بلند بشی!

00:02:43.830 --> 00:02:45.710
‫زود باش! داریم فرار میکنیم!

00:02:46.130 --> 00:02:48.710
‫این نجاست چیه دیگه؟!

00:02:48.880 --> 00:02:53.670
‫هیولایی که اونروز باهاش روبرو شدیم اصلاً
‫شبیه اونایی که دیده بودیم نبود.

00:02:54.170 --> 00:02:56.420
‫حتماً داره در مورد یه شکل زندگی دنیای جدید حرف میزنه!

00:02:56.540 --> 00:02:59.040
‫اونا بعضی وقتا در جاهایی ظاهر میشن که سم خیلی قویه.

00:02:59.040 --> 00:03:01.670
‫با وجود اینکه ظاهرشون یکیه،
‫کاملاً با هیولاهای معمولی فرق دارن!

00:03:02.750 --> 00:03:03.830
‫حالا میفهمم!

00:03:03.830 --> 00:03:06.130
‫این باید زمانی باشه که هلک برای اولین بار باهاشون روبرو شده!

00:03:06.130 --> 00:03:07.960
‫اون واقعاً ترسناک بود.

00:03:07.960 --> 00:03:10.580
‫من حتی فکر سعی به مبارزه کردن باهاش رو هم نکردم.

00:03:10.580 --> 00:03:13.170
‫تمام کاری که میخواستم بکنم این بود که از اونجا فرار کنم.

00:03:13.500 --> 00:03:14.750
‫قابل درکه.

00:03:14.750 --> 00:03:18.670
‫فکر مبارزه کردن با اون موجودا حتی برای جنگجوهای
‫امپراطوری هم دلهره‌آوره.

00:03:18.670 --> 00:03:21.460
‫ولی از اونجایی که هنوز هم رزمام زنده بودن،

00:03:21.460 --> 00:03:23.790
‫نمیتونستم فقط فرار کنم و توی دفاع کردن از خودشون تنها بذارم.

00:03:24.710 --> 00:03:28.290
‫پس با هیولا روبرو شدم،
‫با اینکه خوب میدونستم که ممکنه منو بکشه.

00:03:28.580 --> 00:03:29.920
‫چقدر احمقانه.

00:03:31.380 --> 00:03:34.330
‫هیولا مشت محکمی زد که خیلی قوی‌تر از چیزی بود که تصورش میکردم.

00:03:34.330 --> 00:03:35.380
‫واقعاً درد داشت.

00:03:35.380 --> 00:03:37.880
‫تنها چیزی که لازم بود فقط یه ضربه بود تا منو بیهوش کنه.

00:03:39.630 --> 00:03:40.880
‫زود باشین از اینجا فرار کنین!

00:03:45.040 --> 00:03:47.540
‫واقعاً داره خودش در برابر اون هیولا ایستادگی میکنه!

00:03:47.540 --> 00:03:50.130
‫من فقط سعی میکردم که برای اینکه همه فرار کنن زمان بخرم.

00:03:50.130 --> 00:03:52.460
‫بنابراین تا زمانی که میتونستم روی تحمل ضربه حملاتش تمرکز کردم.

00:03:53.500 --> 00:03:55.290
‫بعد ناگهانی منو زد.

00:03:56.460 --> 00:03:58.630
‫داشتم بهتر از چیزی که توقع داشتم ایستادگی میکردم.

00:03:59.210 --> 00:04:01.830
‫پس تصمیم گرفتم تغییر کنم و سعی کنم ضد حمله بزنم.

00:04:03.420 --> 00:04:04.420
‫اون منو میزد.

00:04:04.750 --> 00:04:05.920
‫و منم اونو میزدم.

00:04:06.170 --> 00:04:09.000
‫بارها و بارها همدیگه رو زدیم.

00:04:09.460 --> 00:04:12.170
‫اصلاً نمیدونستم که چطور درست باید مبارزه کنم.

00:04:12.170 --> 00:04:14.500
‫پس فقط تصادفی مشتام رو سمتش پرتاب میکردم.

00:04:15.790 --> 00:04:17.830
‫و بلأخره، پیروز شدم.

00:04:18.670 --> 00:04:20.460
‫حتماً قدرتای قهرمانیش بوده.

00:04:20.460 --> 00:04:24.170
‫یا در واقع، فکر میکنم هلک فقط
‫یه جورایی فرق داره.

00:04:24.750 --> 00:04:27.830
‫افسر فرمانده و کاپیتان ما هر ۲ مردن.

00:04:27.830 --> 00:04:30.170
‫ما سربازای عادی فقط باقی موندیم.

00:04:30.630 --> 00:04:34.460
‫لرد ادیل، متأسفم، ولی هیچ چیز دیگه‌ای نیست
‫که بتونیم انجام بدیم...

00:04:34.460 --> 00:04:39.130
‫گروه ما اول وظیفه داشت که شهر ادیل رو از
‫حمله هیولاها نجات بده.

00:04:39.960 --> 00:04:41.790
‫چیزیه که شده.

00:04:42.960 --> 00:04:45.210
‫اون پسر شخص مهم شهر بود.

00:04:45.210 --> 00:04:47.460
‫سربازهای مستقر در اونجا داشتن از پا در میومدن،

00:04:47.460 --> 00:04:52.130
‫پس اون به پایتخت سفر کرد تا درخواست بده که ۱
‫گروه شکار هیولا به اونجا برای کمک اعزام بشه.

00:04:54.460 --> 00:04:55.460
‫لعنتی...

00:04:55.460 --> 00:04:57.170
‫حالا باید چیکار کنم؟

00:05:02.170 --> 00:05:03.250
‫آقای هلک!

00:05:05.080 --> 00:05:08.750
‫من نمیتونم به اندازه یه گروه کامل نظامی کاری بکنم،

00:05:09.040 --> 00:05:13.790
‫ولی اگه میخواین بمونم،
‫پس تا شهرتون باهاتون میام.

00:05:14.460 --> 00:05:19.080
‫اگه فرصتی باشه که بتونم زندگی‌ای رو نجات بدم،
‫پس با کمال میل اونکارو میکنم.

00:05:19.080 --> 00:05:20.330
‫آقای هلک!

00:05:21.130 --> 00:05:22.580
‫ممنونم!

00:05:23.580 --> 00:05:28.040
‫بجای برگشتن به پایتخت، با ادیل به شهرش سفر کردم.

00:05:29.170 --> 00:05:30.580
‫۳ روز بعد...

00:05:31.000 --> 00:05:32.170
‫وای خدا!

00:05:32.170 --> 00:05:35.080
‫شهرم! داره آتش میگیره!

00:05:36.630 --> 00:05:38.250
‫خیلی دیر کردیم.

00:05:38.250 --> 00:05:40.080
‫نمیتونستن بیشتر دومم بیارن!

00:05:40.080 --> 00:05:43.580
‫لعنتی! اون هیولاهای جهنمی!
‫همشون برن به جهنم!

00:05:43.580 --> 00:05:45.500
‫ادیل! هنوز فرصت هست!

00:05:45.710 --> 00:05:48.330
‫بنظر نمیرسه که شهر هنوز کاملاً به تاراج رفته باشه!

00:05:48.330 --> 00:05:51.960
‫حاضرم شرط ببندم که خیلی وقت نیستش که هیولاها
‫به داخل دیوارا نفوذ کردن!

00:05:51.960 --> 00:05:54.330
‫ادیل! بلند شو!
‫و آماده مبارزه شو!

00:05:54.330 --> 00:05:56.170
‫باید از شهر محافظت کنیم!

00:06:01.420 --> 00:06:03.880
‫اهای! کسی زندس؟!

00:06:07.960 --> 00:06:10.290
‫کثافتای شیطان صفت!
‫تاوان اینو میدین!

00:06:10.290 --> 00:06:11.630
‫وایسا، ادیل!

00:06:12.540 --> 00:06:14.000
‫یه بازمانده میبینم!

00:06:16.210 --> 00:06:17.670
‫انگار تیر کمون جواب نمیده.

00:06:17.920 --> 00:06:20.250
‫حرومزاده‌های مزاحم.

00:06:21.290 --> 00:06:22.210
‫باشه پس.

00:06:22.210 --> 00:06:23.920
‫بذار ببینم چطور با یه شمشیر مقدس کنار میاین!

00:06:34.170 --> 00:06:36.380
‫عالیه...
‫اون یکی از نگهبانای شهره؟

00:06:36.380 --> 00:06:38.380
‫نه، ما هیچ سرباز خانمی نداریم.

00:06:41.830 --> 00:06:43.080
‫من هلکم.

00:06:43.080 --> 00:06:45.500
‫یه سرباز که برای دفاع کردن از حمله هیولاها اینجاس.

00:06:45.500 --> 00:06:46.750
‫یه سرباز؟

00:06:46.750 --> 00:06:48.380
‫یا خدا! چرا لباس نداری؟!

00:06:49.250 --> 00:06:50.880
‫خب حالا هرچی.

00:06:51.130 --> 00:06:54.000
‫همین الان داشتم فکر میکردم که تنهایی تموم کردن
‫این قراره سخت باشه.

00:06:54.000 --> 00:06:56.330
‫بهم کمک کنین از شر این هیولاها خلاص بشم، میشه؟

00:07:06.330 --> 00:07:07.290
‫باور نکردنیه.

00:07:07.290 --> 00:07:09.750
‫خیلیاشون رو فقط با یه مشت شکست دادی...

00:07:09.750 --> 00:07:11.750
‫خوبه! انگار کارمون اینجا تمومه.

00:07:11.750 --> 00:07:14.500
‫آقای سرباز لخت!
‫یه لحظه وایسا!

00:07:14.500 --> 00:07:16.420
‫هی، اونجا کارت خوب بود!

00:07:16.420 --> 00:07:18.420
‫دقیقاً چطوری اون کارو انجام دادی؟!

00:07:18.420 --> 00:07:19.210
‫هان؟

00:07:19.210 --> 00:07:20.750
‫واقعاً شنیدم که مشتت صدای "بــــوم" بده؟!

00:07:20.750 --> 00:07:23.080
‫و دقیقاً چطوری اون هیولاها رو انقد راحت از بین بردی؟!

00:07:23.080 --> 00:07:24.290
‫عادی نیست!

00:07:24.290 --> 00:07:25.290
‫عه؟

00:07:25.290 --> 00:07:27.380
‫خب، خودتم داشتی کلکشون رو میکندی!

00:07:27.380 --> 00:07:29.000
‫اون واقعاً شمشیرزنی عالی‌ای بود!

00:07:29.000 --> 00:07:32.170
‫آره، خیلی به کنترل کردن یه شمشیرِ خودم اعتماد دارم.

00:07:32.170 --> 00:07:35.630
‫ولی تو این حالت، احتمالاً شمشیرمه که
‫بیشترین تفاوت رو رقم میزنه.

00:07:36.750 --> 00:07:39.540
‫من شمشیر مقدسی دارم که طی نسل‌ها داخل
‫خونوادم چرخیده.

00:07:39.540 --> 00:07:43.460
‫تیغش با یه جادوی خاص پر شده که خیلی
‫در برابر هیولاها کارسازه.

00:07:43.460 --> 00:07:44.580
‫نه بابا؟

00:07:44.580 --> 00:07:46.670
‫انگار واقعاً یه سلاح خاصه.

00:07:46.670 --> 00:07:47.580
‫دقیقاً.

00:07:47.580 --> 00:07:49.750
‫هیچ شمشیر دیگه‌ای مثلش داخل دنیا نیست.

00:07:49.750 --> 00:07:52.250
‫و داخل دستای کسی با سطح مهارت‌های من،

00:07:52.250 --> 00:07:55.170
‫به قدرتی تبدیل میشه که از هر سرباز معمولی‌ای قوی‌تره.

00:07:55.290 --> 00:07:58.380
‫ولی تو الان ۲ برابر تعدادی که هیولا کشتم رو کشتی!

00:07:58.380 --> 00:08:01.080
‫بعلاوه سریعتر انجامش دادی!
‫و با دستای خالی!

00:08:01.080 --> 00:08:02.250
‫دیوونه کنندس!

00:08:02.250 --> 00:08:04.250
‫یه نوع شیء افسانه‌ای چیزی داری؟!

00:08:04.250 --> 00:08:06.710
‫باید بهم بگی!
‫واقعاً تو کی هستی؟!

00:08:06.830 --> 00:08:07.880
‫هلکِ سرباز!

00:08:07.880 --> 00:08:09.420
‫آره، اونو گفتی!

00:08:09.630 --> 00:08:11.830
‫در واقع، یه کارگر ساختمون توی قلعه بودم.

00:08:11.830 --> 00:08:12.710
‫باشه.

00:08:12.710 --> 00:08:15.460
‫پس داری خودتو میزنی به اون راه، نه؟

00:08:15.460 --> 00:08:18.210
‫هی! کاپیتان!

00:08:18.790 --> 00:08:20.500
‫لرد ادیل!

00:08:21.080 --> 00:08:23.130
‫خداروشکر! پس بازمانده‌ها هستن!

00:08:23.630 --> 00:08:26.290
‫این جنگجوهای جوان ما رو نجات دادن!

00:08:26.290 --> 00:08:29.250
‫بیشتر مردم شهر به داخل عمارت تخلیه شدن.

00:08:29.500 --> 00:08:30.500
‫اوه، که اینطور.

00:08:30.500 --> 00:08:32.540
‫پس شما باید یه گروه مزدور باشین.

00:08:32.540 --> 00:08:33.710
‫درسته.

00:08:33.710 --> 00:08:36.290
‫داشتیم از اینجا رد میشدیم وقتی متوجه دود شدیم.

00:08:36.290 --> 00:08:37.880
‫و قبل از اینکه بدونیم شروع به مبارزه کردیم.

00:08:38.170 --> 00:08:40.830
‫هیولاها اون زمان دلیل خیلی از دردسرها بودن،

00:08:40.830 --> 00:08:42.330
‫که باعث به وجود اومدن...

00:08:42.330 --> 00:08:45.460
‫چندین گروه مزدور شدن که داخل از بین بردن اونا
‫برای پول تخصص داشتن.

00:08:45.710 --> 00:08:48.380
‫دختر جوانی که باهاش آشنا شدیم سردسته
‫یکی از اون گروه‌ها بود،

00:08:48.380 --> 00:08:50.290
‫که بهمون گفت اسمش آلیشائه.

00:08:49.540 --> 00:08:55.330
- ‫m264.3 184.9 l 320 185.6 318.1
245 267.7 247.1 - ‫سردسته مزدوران - ‫آلیشا

00:08:50.290 --> 00:08:53.250
‫در حالت عادی، ما قبل از مبارزه کردن قرارداد میبندیم.

00:08:53.250 --> 00:08:55.380
‫ولی شما میتونین این یکی رو مجانی درنظر بگیرین.

00:08:55.380 --> 00:08:58.330
‫خانم آلیشا، نمیتونم به اندازه کافی برای کاری
‫که انجام دادین تشکر کنم.

00:08:58.830 --> 00:09:02.130
‫ممکنه که یه بار دیگه بهمون کمک کنین؟

00:09:02.130 --> 00:09:04.380
‫هیولاها دوباره حمله میکنن.

00:09:04.380 --> 00:09:06.330
‫ما به سربازای بیشتری اینجا نیاز داریم!

00:09:07.710 --> 00:09:10.330
‫درحال حاضر طغیان هیولاها درحال وقوعه.

00:09:10.330 --> 00:09:14.460
‫راستش رو بخوای، پیشنهاد میکنم که این شهرو ترک کنین
‫و مردمت رو به جایی امن‌تر ببری.

00:09:15.670 --> 00:09:16.790
‫اگرچه...

00:09:17.380 --> 00:09:19.040
‫آقای سرباز لخت.

00:09:19.040 --> 00:09:23.170
‫اگه قبول کنی که کمک کنی، اونموقع ممکنه که
‫انقد قوی باشیم که هیولاها رو دور کنیم.

00:09:23.290 --> 00:09:26.080
‫شکست دادن هیولاها تمام دلیله که من اینجام!

00:09:26.080 --> 00:09:28.080
‫با کمال میل به شما کمک میکنم.

00:09:28.080 --> 00:09:30.130
‫هر دستوری که بهم بدین اجرا میکنم.

00:09:30.500 --> 00:09:31.750
‫آقای هلک...

00:09:32.580 --> 00:09:34.920
‫باشه! کار تمومه.

00:09:34.920 --> 00:09:36.130
‫وقت طلاس.

00:09:36.130 --> 00:09:38.000
‫باید سریعاً شروع به ریختن استراتژی کنیم.

00:09:38.250 --> 00:09:39.380
‫همکاری باهاتون باعث افتخاره!

00:09:39.380 --> 00:09:40.290
‫برای منم باعث افتخاره!

00:09:40.290 --> 00:09:41.580
‫خوش اومدی، پسر!

00:09:41.580 --> 00:09:42.630
‫خوشحالیم که داریمت.

00:09:42.630 --> 00:09:46.380
‫و اونجوری بود که روزای مبارزه کردن من بعنوان
‫یه مزدور شروع شد.

00:09:51.630 --> 00:09:53.960
‫اونجا رو باش، ادیل!
‫چه بزرگن!

00:09:53.960 --> 00:09:55.460
‫چه برداشت پرباری.

00:09:55.830 --> 00:09:56.920
‫هلک!

00:09:57.500 --> 00:09:59.250
‫حمله هیولاها!
‫آماده مبارزه شو!

00:09:59.250 --> 00:09:59.960
‫باشه!

00:09:59.960 --> 00:10:01.330
‫منم ملحق میشم!

00:10:01.330 --> 00:10:03.540
‫تو فقط به برداشت سیبا ادامه بده، ادیل!

00:10:03.540 --> 00:10:05.500
‫وگرنه تا پایان روز تمومش نمیکنیم!

00:10:05.500 --> 00:10:06.710
‫باشه!

00:10:06.710 --> 00:10:09.330
‫هیولاها بدون اخطار ظاهر میشدن.

00:10:09.540 --> 00:10:12.210
‫عالیه! فقط زغالی شدنشون رو ببین!

00:10:12.210 --> 00:10:13.960
‫چه بوی خوبی میده.

00:10:14.130 --> 00:10:16.250
‫هلک! دوباره هیولاها! باید بریم!

00:10:16.250 --> 00:10:16.790
‫حله!

00:10:16.790 --> 00:10:17.960
‫منم میام!

00:10:18.130 --> 00:10:20.170
‫امکان نداره!
‫گوشت کلاً میسوزه!

00:10:20.170 --> 00:10:21.540
‫بجای من بچرخون‌شون!

00:10:21.540 --> 00:10:22.630
‫باشه.

00:10:22.830 --> 00:10:25.380
‫اونا وقتی داشتیم روی مزرعه کار میکردیم میومدن،

00:10:25.380 --> 00:10:27.420
‫یا وقتی وسط آماده کردن غذا بودیم.

00:10:27.710 --> 00:10:29.380
‫مهم نبود روزه یا شب.

00:10:29.630 --> 00:10:31.500
‫حمله هیولاها! تجهیزات‌تون رو بردارین!

00:10:32.420 --> 00:10:33.630
‫حمله هیولاها!

00:10:34.790 --> 00:10:37.210
‫داخل اون روزا هیچ وقت آزادی برای ما نبود.

00:10:38.710 --> 00:10:41.080
‫همم...برای من که اینجور بنظر نمیرسه.

00:10:41.880 --> 00:10:42.960
‫ولی حقیقت داره!

00:10:42.960 --> 00:10:44.790
‫همه همیشه نگران بودن.

00:10:44.790 --> 00:10:45.920
‫منطقیه.

00:10:45.920 --> 00:10:48.750
‫منطقی بنظر میرسه.
‫بلأخره زندگیتون توی خطر بوده.

00:10:49.250 --> 00:10:51.790
‫تعداد هیولاهایی که باهاشون روبرو شدیم بی‌شمار بود.

00:10:51.790 --> 00:10:54.830
‫بعضیاشون خیلی خطرناک بودن،
‫ولی هیچکس از مبارزه فرار نمیکرد.

00:10:55.250 --> 00:10:58.170
‫مزدورانی که جلوی هجوم هیولاها رو گرفتن...

00:10:58.170 --> 00:11:01.130
‫اگرچه بعضی اوقات شکایت میکردن، گروهی
‫شاد و باهوش بودن.

00:11:01.540 --> 00:11:05.420
‫ادیل منبع انگیزه برای همه بود،
‫همیشه نهایت تلاشش رو میکرد،

00:11:05.420 --> 00:11:08.210
‫و امنیت دوستاش و مردم رو اول درنظر میگرفت.

00:11:08.710 --> 00:11:10.250
‫و بعد آلیشا بود،

00:11:10.250 --> 00:11:12.580
‫یه جنگجوی با استعداد که ما رو از چند موقعیت
‫سخت درآورد...

00:11:12.580 --> 00:11:15.630
‫و به هر بدی‌ای که شرایط پیش میرفت ناامید نمیشد.

00:11:16.210 --> 00:11:18.250
‫اگرچه اون زمانا نحس بودن،

00:11:18.250 --> 00:11:20.460
‫بودن با افرادی مثل اونا لبخند روی صورتم میاورد.

00:11:21.040 --> 00:11:22.750
‫منو سرشار از خوشبینی میکرد،

00:11:22.750 --> 00:11:25.790
‫که باعث میشد که بدون اینکه احساسات منفی
‫بهم غلبه بشن مبارزه کنم.

00:11:26.500 --> 00:11:28.380
‫اونا بهترین هم رزمایی بودن که کسی میتونست آرزو کنه.

00:11:32.130 --> 00:11:34.710
‫اونم یه نبرد سخت دیگه بود، نه؟

00:11:34.710 --> 00:11:35.830
‫آره.

00:11:36.040 --> 00:11:38.290
‫ترتیب ۱۰ تا از لونه‌هاشونو دادیم.

00:11:38.290 --> 00:11:40.000
‫فقط ۳تا مونده.

00:11:40.000 --> 00:11:41.830
‫فقط باید به همین مسیر ادامه بدیم.

00:11:41.830 --> 00:11:45.210
‫ولی باید بگم که، تو واقعاً به معنای کلمه قوی‌ای.

00:11:45.210 --> 00:11:48.750
‫زخمات توی زمان خیلی کمی خوب میشن.
‫اون اصلاً چطوری کار میکنه؟

00:11:48.750 --> 00:11:51.790
‫نمیدونم.
‫همیشه براش استعداد داشتم.

00:11:51.790 --> 00:11:53.960
‫اون واقعاً چیزیه که میتونی داخلش استعداد داشته باشی؟

00:11:54.580 --> 00:11:57.920
‫میدونی این شغل داخل خونوادم جریان داره.
‫پدرم هم یه مزدور بود.

00:11:58.540 --> 00:12:02.080
‫و در گذشته، خیلی زمان قبل از اینکه این امپراطوری
‫تأسیس بشه،

00:12:02.080 --> 00:12:06.380
‫میگن که پدربزرگم یه قهرمان بود که مقابل
‫شیاطین مبارزه میکرد.

00:12:06.380 --> 00:12:08.170
‫اگرچه، مطمئنم نیستم باورش کنم.

00:12:08.170 --> 00:12:10.210
‫قهرمانا و شیاطین، هان؟

00:12:10.210 --> 00:12:14.210
‫میدونی، هیچوقت واقعاً نشنیدم کسی اون کلماتو
‫غیر از داخل قصه‌ها ازشون استفاده کنه.

00:12:14.210 --> 00:12:18.250
‫بهرحال، نکته اینه که،
‫من از خونواده‌ای پر از جنگجوها میام.

00:12:18.250 --> 00:12:19.960
‫خیلی به استعدادم توی مبارزه باور داشتم،

00:12:19.960 --> 00:12:22.880
‫که فکر میکردم هیچکس نمیتونه ازم بهتر باشه.

00:12:23.420 --> 00:12:26.420
‫ولی حالا...فهمیدم که هیچ محدودیتی توی
‫بی‌نقص و عالی بودن نیست.

00:12:26.420 --> 00:12:28.420
‫تو انقد قوی‌ای که دیوونه کنندس.

00:12:28.420 --> 00:12:29.130
‫هان؟

00:12:29.130 --> 00:12:31.630
‫در واقع اعتماد به نفسمو پایین آورده.

00:12:31.630 --> 00:12:33.040
‫وای خدا! اینو نگو!

00:12:33.040 --> 00:12:35.130
‫من فقط توی از قدرتم سوء استفاده کردن خوبم!

00:12:35.130 --> 00:12:37.040
‫حتی مهارت استفاده از کمان یا شمشیرو هم ندارم!

00:12:37.040 --> 00:12:38.960
‫سلاح بخشی از این بحث نیست!

00:12:39.170 --> 00:12:42.170
‫فقط ناامید کنندس که بهترین من هنوزم در برابر
‫تو ضعیفه!

00:12:42.830 --> 00:12:46.000
‫درضمن، طرزی که مبارزه میکنی رو دیدم.

00:12:46.000 --> 00:12:49.460
‫انقد به راحتی انجامش میدی که میتونی حواست
‫به بقیه هم باشه.

00:12:50.710 --> 00:12:54.960
‫برای منم کل تمرکزم نیازه که فقط هیولاهای
‫جلوم رو شکست بدم.

00:12:54.960 --> 00:12:56.250
‫هر چقد که تلاش کنم،

00:12:56.250 --> 00:12:58.750
‫هیچوقت نمیتونم توی میدون نبرد حامی‌ای مثل تو باشم.

00:12:58.960 --> 00:13:03.330
‫راستش رو بخوای، از زمانی که باهات
‫آشنا شدم غرورم پاره پاره شده.

00:13:03.330 --> 00:13:04.960
‫خیلی ناامیدکنندس.

00:13:06.250 --> 00:13:07.880
‫آلیشا...

00:13:07.880 --> 00:13:10.210
‫حالا هرچی! اون به کنار...

00:13:11.080 --> 00:13:13.040
‫تو واقعاً فوق‌العاده‌ای!

00:13:13.040 --> 00:13:16.330
‫فقط میدونم که توان اینو داری که حتی تعداد بیشتری
‫از مردم رو نجات بدی.

00:13:17.130 --> 00:13:20.420
‫قدرت و قلب مهربونت منو ازش مطمئن کرد.

00:13:22.130 --> 00:13:23.670
‫حتی به قدرتمندی‌ای که هستم،

00:13:23.670 --> 00:13:26.960
‫هنوزم بعضیا بودن که نتونستم نجاتشون بدم.

00:13:27.460 --> 00:13:31.080
‫ولی تو فرق داری،
‫میدونم میتونی همه رو نجات بدی.

00:13:32.040 --> 00:13:35.500
‫باند کوچیک مزدوری ما بدون تو به اینجا نمیرسید.

00:13:35.500 --> 00:13:38.580
‫تقریباً مطمئنم که همه توی این مسیر میمردن.

00:13:38.580 --> 00:13:41.250
‫پس نمیتونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم، هلک.

00:13:41.960 --> 00:13:43.630
‫بعد از اینکه شهر امن شد،

00:13:43.630 --> 00:13:46.960
‫باید بدونی که نمیذارم برگردی به کارگر ساختمونی
‫یا سرباز بودن!

00:13:49.500 --> 00:13:52.040
‫امیدوارم که به مبارزه در کنارمون ادامه بدی!

00:13:54.290 --> 00:13:56.250
‫دریافت شد! کاپیتان!

00:13:58.500 --> 00:14:00.330
‫هی. هلک؟

00:14:01.170 --> 00:14:03.630
‫ببخشید. فقط حواسم پرت شد.

00:14:06.170 --> 00:14:07.500
‫در آخر،

00:14:07.500 --> 00:14:11.420
‫بعد از اون من به شکار کردن هیولاها در کنار
‫آلیشا و مزدورانش ادامه دادم.

00:14:12.080 --> 00:14:13.630
‫تقریباً برای ۴ سال اینکارو میکردم.

00:14:13.630 --> 00:14:15.790
‫ما بی‌امان به مبارزه ادامه میدادیم.

00:14:16.460 --> 00:14:19.460
‫ولی با وجود اون، تعداد هیولاها هیچوقت کمتر نمیشد.

00:14:19.460 --> 00:14:21.330
‫اونا فقط به درست کردن دردسرهای بیشتر ادامه میدن.

00:14:21.920 --> 00:14:23.750
‫بین این دوره تاریک،

00:14:23.750 --> 00:14:28.540
‫امپراطوری چیزی رو اعلام کرد که کمی امید به
‫زندگی مردم برگردوند.

00:14:29.710 --> 00:14:32.830
‫سرزمین مرگی در غرب هست معروف به "قلمروی شیاطین"!

00:14:32.830 --> 00:14:33.960
‫مأموریتی اخیر به اونجا...

00:14:33.960 --> 00:14:37.330
‫مکان قلعه خدای شیاطین رو مشخص کرده
‫که در متون باستانی ازش صحبت شده!

00:14:37.500 --> 00:14:39.960
‫خدای شیاطین ریشه تمام اهریمنه!

00:14:39.960 --> 00:14:42.080
‫ما میتونیم با شکست دادن اون دردسر هیولاها رو تموم کنیم!

00:14:42.290 --> 00:14:43.540
‫اعلام میکنم که...

00:14:43.540 --> 00:14:45.960
‫نیروهایی رو اعزام میکنیم که بکشنش!

00:14:47.670 --> 00:14:48.750
‫اون اشتباهه.

00:14:48.750 --> 00:14:50.250
‫ما مسئول ظاهر شدن هیولاها...

00:14:50.250 --> 00:14:53.500
‫و فرستادن‌شون به قلمروی انسانا نبودیم.

00:14:53.500 --> 00:14:58.040
‫مدتی خیلی کم بعدش، پادشاه انسانا ۱ جنگجو رو
‫برای کامل کردن اون مأموریت احضار کرد.

00:14:58.670 --> 00:15:03.880
‫هیچکس با قدرت کافی برای شکست دادن خدای شیاطین
‫ثور جز تو نیست.

00:15:03.880 --> 00:15:06.750
‫شکست ممکن نیست.
‫تو باید خدای شیاطین رو بکشی.

00:15:07.000 --> 00:15:09.460
‫برو کارشو بساز!
‫کلسِ قهرمان!

00:15:09.460 --> 00:15:11.920
‫آرامش رو به دنیا برگردون!

00:15:12.380 --> 00:15:16.210
‫و بنابراین، کلس به سفری برای شکست دادن
‫خدای شیاطین رفت.

00:15:17.630 --> 00:15:18.540
‫آقای هلک.

00:15:18.540 --> 00:15:21.040
‫مطمئنی نمیخوای بری برادرت رو ببینی؟

00:15:21.750 --> 00:15:22.630
‫آره.

00:15:23.130 --> 00:15:25.960
‫اولویت اصلی من امن نگه داشتن این منطقس.

00:15:26.080 --> 00:15:28.210
‫حتماً باید نگران برادر کوچیکت باشی.

00:15:28.210 --> 00:15:30.750
‫منظورم اینه که، قراره با چیزی خیلی بدتر از
‫هیولاها مبارزه کنه.

00:15:30.750 --> 00:15:33.080
‫پادشاه هیولاهاس،
‫خدای شیاطین خودش!

00:15:33.540 --> 00:15:35.830
‫آره، ولی داریم درباره کلس قهرمان حرف میزنیم!

00:15:35.830 --> 00:15:39.250
‫انقد قویه که مردم بهش میگن دومین قهرمان افسانه‌ای!

00:15:39.250 --> 00:15:40.210
‫باید مثل آب خوردن باشه!

00:15:40.210 --> 00:15:43.210
‫با این تفاوت که من مطمئنم فقط رسیدن به خدای
‫شیاطین مصیبت خودشو داره.

00:15:43.210 --> 00:15:46.710
‫اون توی یه قلعه نفوذ ناپذیره که توسط
‫هزاران شیطان محافظت میشه.

00:15:46.710 --> 00:15:50.580
‫غیر از اینکه، خدای شیاطین باید به اندازه‌ای که
‫قهرمان افسانه‌ای قوی بود، قوی باشه.

00:15:50.580 --> 00:15:51.670
‫واقعاً میتونیم پیروز بشیم؟

00:15:53.580 --> 00:15:56.790
‫کلس توسط فرمانده پیاده نظام سنگین، زروجیون،

00:15:56.790 --> 00:15:58.500
‫حکیم بزرگ، میکاروس،

00:15:58.500 --> 00:16:01.920
‫و تعدادی از جنگجویان سرسخت نبرد دیگه همراهی میشه.

00:16:01.920 --> 00:16:06.040
‫بعلاوه، شنیدم که نیرویی متشکل از ۵هزار سرباز
‫بسیار آموزش دیده رو در قلعه جمع آوری کردن.

00:16:06.210 --> 00:16:09.580
‫خب، اگه همچین تیمی نتونه پیروز بشه،
‫پس بشریت به فناس.

00:16:09.580 --> 00:16:10.580
- ‫حتماً.
- ‫اه!

00:16:11.500 --> 00:16:13.830
‫شماها نمیدونین کی دهنتونو ببندین؟!

00:16:13.830 --> 00:16:15.790
‫یکم دلسوز باشین، لعنتیا!

00:16:19.040 --> 00:16:20.210
‫ببخشید رفیق.

00:16:20.210 --> 00:16:22.500
‫میدونم که زندگی برادر کوچیکت روی همه اینا سواره...

00:16:22.500 --> 00:16:23.920
‫اشکالی نداره، معذرت خواهی نکن.

00:16:24.380 --> 00:16:26.380
‫کلس قراره پیروز بشه.

00:16:26.380 --> 00:16:27.960
‫ازش مطمئنم.

00:16:29.080 --> 00:16:32.330
‫کلس قطعاً توانش رو داره که خدای شیاطین رو
‫شکست بده...

00:16:32.330 --> 00:16:34.920
‫و آرامش رو برامون به دنیا بیاره.

00:16:39.170 --> 00:16:44.540
‫۳ هفته بعد بود که خبری شنیدیم که کلس واقعاً
‫خدای شیاطین رو شکست داده.

00:16:48.170 --> 00:16:49.460
‫بعد از یه مبارزه مرگبار،

00:16:49.460 --> 00:16:52.210
‫کلس تونست شمشیرش رو در پیشونی خدای شیاطین فرو کنه،

00:16:52.210 --> 00:16:53.960
‫و برای همیشه نابودش کنه.

00:16:54.750 --> 00:16:57.250
‫داستان حماسیش مثل آتش بین مردم پخش شد.

00:16:58.330 --> 00:17:00.460
‫دوران جدیدی از صلح آغاز شده بود.

00:17:01.250 --> 00:17:04.040
‫مردم راه‌های روستاها و شهرا رو با خوشحالی پر کردن.

00:17:04.920 --> 00:17:06.000
‫اگرچه،

00:17:06.000 --> 00:17:08.920
‫من در موقعیت جشن گرفتن نبودم.

00:17:09.580 --> 00:17:10.580
‫چون...

00:17:10.830 --> 00:17:12.040
‫کلس!

00:17:12.580 --> 00:17:13.670
‫هلک.

00:17:18.500 --> 00:17:20.960
‫اون تونسته از بدترینش جون سالم به در ببره،

00:17:20.960 --> 00:17:23.580
‫ولی متأسفم که میگم، اون هنوز در شرایط
‫بحرانی قرار داره.

00:17:26.500 --> 00:17:27.540
‫کلس...

00:17:28.130 --> 00:17:29.630
‫کارت عالی بود.

00:17:29.630 --> 00:17:31.540
‫ولی الان نمیتونی بمیری.

00:17:31.540 --> 00:17:33.040
‫بعنوان برادر بزرگت،

00:17:33.040 --> 00:17:35.210
‫فقط نمیتونم تحملش کنم، باشه؟

00:17:40.040 --> 00:17:41.420
‫هلک...

00:17:43.040 --> 00:17:45.290
‫اشکالی نداره. گریه نکن.

00:17:45.500 --> 00:17:47.750
‫کلس خیلی سریع دوباره میاد روی پاهاش.

00:17:48.000 --> 00:17:51.290
‫نبرد با خدای شیاطین به شدت کلس رو مجروح کرده،

00:17:51.290 --> 00:17:54.420
‫و بدنش رو با سمی از منشأای نامعلوم نابود کرده.

00:17:54.420 --> 00:17:55.540
‫هلک.

00:17:55.540 --> 00:17:57.960
‫منو به خاطر میاری؟

00:17:59.380 --> 00:18:01.290
‫تو دکتری هستی که بهمون کمک کرد!

00:18:01.880 --> 00:18:03.460
‫به سختی شناختمت.

00:18:03.460 --> 00:18:06.250
‫دیگه اون پسر کوچیکی که باهاش آشنا شدم نیستی،
‫بلکه یه جنگجوی بلند بالای نیرومندی.

00:18:06.250 --> 00:18:08.380
‫این میکاروس حکیم بزرگه.

00:18:08.380 --> 00:18:11.960
‫اون یکی از افرادیه که در کنار کلس در مأموریت
‫اخیرش مبارزه کرده.

00:18:11.960 --> 00:18:14.540
‫اصلاً نمیدونستم که شما حکیم بزرگین، قربان.

00:18:14.920 --> 00:18:16.960
‫چیزی جز یه عنوان نیست.

00:18:16.960 --> 00:18:18.790
‫اگرچه به مأموریت ملحق شدم،

00:18:18.790 --> 00:18:21.380
‫وقتی زمان شکست دادن خدای شیاطین رسید
‫عملاً بی‌فایده بودم.

00:18:22.040 --> 00:18:25.670
‫نبرد اونا وحشیانه‌تر از چیزی بود که تصورش میکردم.

00:18:25.670 --> 00:18:28.830
‫اونا در سطحی مبارزه میکردن که خیلی فراتر از
‫چیزی بود که بقیه ما میتونستیم.

00:18:28.830 --> 00:18:33.710
‫بهترین کاری که میتونستیم بکنیم این بود که خودمونو
‫امن نگه داریم تا جلوی کلس رو نگیریم.

00:18:34.210 --> 00:18:35.420
‫متأسفم.

00:18:35.420 --> 00:18:39.540
‫کلس انقد بد مجروح نمیشد اگه فقط یکم قوی‌تر بودیم.

00:18:39.790 --> 00:18:43.630
‫به هر ترتیب، کلس هیچوقت زنده برنمیگشت
‫اگه کمک اونا نبود.

00:18:43.630 --> 00:18:45.420
‫لطفاً از اونا کینه به دل نگیر.

00:18:45.420 --> 00:18:48.000
‫البته.
‫هیچوقت همچین کاری نمیکنم.

00:18:48.210 --> 00:18:52.580
‫کلس آخرین نیروی خودشو مصرف کرد و خدای
‫شیاطینو برامون شکست داد.

00:18:52.580 --> 00:18:55.710
‫تلاش‌های شجاعانه اون برای همه ما آینده رو تضمین کرد.

00:18:56.000 --> 00:18:58.290
‫اجازه دادن مرگ اون غیر ممکنه.

00:18:58.290 --> 00:18:59.750
‫من قبلاً یه بار درمانش کردم.

00:18:59.750 --> 00:19:01.710
‫و تضمین میدم که یه راه پیدا میکنم تا دوباره انجامش بدم.

00:19:02.210 --> 00:19:03.670
‫روی حرفم حساب کن.

00:19:04.460 --> 00:19:07.210
‫لطفاً و ممنونم.

00:19:09.580 --> 00:19:11.710
‫همگی اون بیرون دارن کلی خوش میگذرونن.

00:19:11.710 --> 00:19:14.630
‫با وجود اینکه قهرمانی که امپراطوری رو نجات داده
‫داخل همچین وضعیت متزلزلیه...

00:19:14.630 --> 00:19:15.880
‫اصلاً نمیتونی اونا رو مقصر بدونی.

00:19:15.880 --> 00:19:18.250
‫بعد از کلی رنج بلأخره صلح اومده.

00:19:18.250 --> 00:19:20.000
‫واقعاً اینطور فکر میکنی؟

00:19:20.000 --> 00:19:22.880
‫منظورم اینه که، هیولاها هنوزم مثل قبل ظاهر میشن.

00:19:22.880 --> 00:19:25.420
‫راستیش اصلاً حس نمیکنم چیزی برای من تغییر کرده باشه.

00:19:25.420 --> 00:19:28.000
‫احتمالاً فقط چنتا بازمانده هستن که توی
‫لونه‌ها جا موندن.

00:19:28.000 --> 00:19:29.380
‫در زمان مناسب از بین میرن.

00:19:29.630 --> 00:19:31.420
‫امیدوارم همش اینطور باشه...

00:19:32.330 --> 00:19:34.710
‫ای بابا، کاپیتان!
‫باید مثبت باشی!

00:19:34.710 --> 00:19:35.790
‫آره!

00:19:35.790 --> 00:19:37.960
‫ببخشید! درست میگین!

00:19:37.960 --> 00:19:41.210
‫متأسفانه، مشخص شد که نگرانی‌های آلیشا
‫دقیقاً درست بود.

00:19:44.750 --> 00:19:47.210
‫هی، بیدار شو!
‫یه مشکلی هست!

00:19:47.210 --> 00:19:50.290
‫هـ-هیولاها دارن میان!
‫یه گله عظیم ازشون!

00:19:50.290 --> 00:19:52.750
‫بـ-باید به پایتخت خبر بدیم!

00:19:55.210 --> 00:19:57.250
‫همگی تخلیه کنین!
‫برین به قلعه!

00:19:57.250 --> 00:19:58.710
‫چه خبر شده؟!

00:19:58.710 --> 00:20:00.210
‫ازمون در برابر هیولاها محافظت کنین!

00:20:00.420 --> 00:20:01.830
‫اونا چه‌شون شده؟

00:20:01.830 --> 00:20:04.000
‫حمله هیولاها همه رو شوکه کرده،

00:20:04.000 --> 00:20:06.170
‫چون اونا مطمئن بودن که مبارزه تموم شده.

00:20:06.170 --> 00:20:08.420
‫فکر میکردم شما خدای شیاطینو کشتین!

00:20:08.420 --> 00:20:11.000
‫حقیقتو بگین!
‫فقط ازش فرار کردین، نه؟!

00:20:11.000 --> 00:20:12.250
‫مراقب حرف زدنت باش!

00:20:12.250 --> 00:20:14.210
‫خودم با چشمام دیدم که خدای شیاطین نابود شد!

00:20:14.210 --> 00:20:16.210
‫پس چرا هنوز هیولاها دارن بهمون حمله میکنن؟!

00:20:16.210 --> 00:20:18.170
‫انقد بهمون دروغ نگین!

00:20:19.170 --> 00:20:21.920
‫خیلی طولی نمیکشه تا هیولاها از دیوارای قلعه رد بشن!

00:20:21.920 --> 00:20:23.210
‫آقای کلس!

00:20:23.210 --> 00:20:25.040
‫کلس کجاس؟!
‫کلس بیا بیرون!

00:20:25.040 --> 00:20:27.540
‫اون غیر ممکنه!
‫کلس به شدت مجروح شده!

00:20:27.540 --> 00:20:29.210
‫اصلاً در شرایطی نیست که مبارزه کنه!

00:20:29.210 --> 00:20:31.420
‫همش دروغه!
‫ترسوهای لعنتی!

00:20:31.420 --> 00:20:33.040
‫قهرمان دیگه به چه درد میخوره؟!

00:20:33.040 --> 00:20:34.540
‫بیا اینجا، کلس!

00:20:34.540 --> 00:20:36.750
‫نمیتونی فقط بذاری که اینجا بمیریم!

00:20:36.750 --> 00:20:39.000
‫آقای کلس! لطفاً نجاتمون بده!

00:20:39.000 --> 00:20:40.960
‫بیا مبارزه کن، ترسوی آشغال!

00:20:41.880 --> 00:20:43.750
‫باور نمیکنم که دارم همچین چیزی میشنوم.

00:20:43.750 --> 00:20:46.330
‫چطور میتونن اینطور رفتار کنن وقتی میدونن
‫که آقای کلس مجروحه؟

00:20:46.580 --> 00:20:47.630
‫هلک.

00:20:47.630 --> 00:20:49.830
‫مطمئنم وسوسه شدی که بهشون چیزی بگی،

00:20:49.830 --> 00:20:51.330
‫ولی باید از پایتخت محافظت کنیم.

00:20:51.330 --> 00:20:53.540
‫اگه اینجا بدست هیولاها بیفته به طرز فاجعه
‫باری بد میشه.

00:20:53.540 --> 00:20:54.670
‫آلیشا.

00:20:54.670 --> 00:20:57.000
‫گفتی گله هیولاها دارن از سمت قلعه...

00:20:57.000 --> 00:20:58.420
‫خدای شیاطین میان، درسته؟

00:20:58.420 --> 00:21:00.000
‫آه، آره.

00:21:00.000 --> 00:21:02.670
‫فکر نمیکنم که اونا دروغ بگن.

00:21:02.670 --> 00:21:04.330
‫خدای شیاطین قدرتمنده.

00:21:04.330 --> 00:21:07.790
‫کاملاً ممکنه که یه راهی پیدا کرده که بعد از
‫اینکه کشته شده دوباره زنده بشه.

00:21:07.960 --> 00:21:09.080
‫وایسا یه لحظه!

00:21:09.380 --> 00:21:11.080
‫فکرای احمقانه نزنه به سرت!

00:21:12.920 --> 00:21:15.880
‫قراره برم خدای شیاطینو شکست بدم.

00:21:15.900 --> 00:21:22.900
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:24.250 --> 00:21:27.880
‫Nee, bokura ga egaiteita yume wa nandakke

00:21:27.880 --> 00:21:31.080
‫Nee, bokura ga egaiteita yume wa nandakke

00:21:31.710 --> 00:21:35.670
‫Chiisakute doro darake demo daiji na omoide

00:21:35.670 --> 00:21:39.080
‫Chiisakute doro darake demo daiji na omoide

00:21:39.830 --> 00:21:43.540
‫Migi mo hidari mo wakaranai bukakkou na boku no

00:21:43.540 --> 00:21:46.630
‫Migi mo hidari mo wakaranai bukakkou na boku no

00:21:47.580 --> 00:21:54.500
‫Te o hiite tasukete kureta suzushii manazashi

00:21:55.580 --> 00:21:59.460
‫Daijoubu daijoubutte iinagara

00:21:59.460 --> 00:22:03.380
‫Kimi wa nando mo boku o dakishimeta

00:22:03.380 --> 00:22:06.750
‫Atatakai kono te o kondo wa boku ga nigirunda

00:22:06.750 --> 00:22:09.960
‫Atatakai kono te o kondo wa boku ga nigirunda

00:22:11.210 --> 00:22:18.380
‫Kimi no namae o sakenda sekai wa waratta

00:22:18.670 --> 00:22:22.630
‫Tsunagi tomeru sono kotoba ga nani yori toutoi

00:22:22.630 --> 00:22:25.750
‫Tsunagi tomeru sono kotoba ga nani yori toutoi

00:22:26.880 --> 00:22:34.080
‫Kore ga bokura no unmei naraba nurikaeyou

00:22:34.330 --> 00:22:38.330
‫Kurayami no sono mukou gawa

00:22:38.330 --> 00:22:45.330
‫Tomo ni tsukamaeru hikari

00:22:46.040 --> 00:22:50.830
- ‫قسمت بعد - ‫قدرت قهرمانان

00:22:46.830 --> 00:22:49.750
‫دفعه بعد: "قدرت قهرمانان".