﻿WEBVTT

00:00:02.040 --> 00:00:05.330
‫بعد از اینکه متوجه شد که به اندازه‌ای قویه که
‫میتونه پا به پای هیولاها پیش بره،

00:00:05.330 --> 00:00:08.210
‫هلک با ملحق شدن به گروه مزدوران به رهبری
‫آلیشا موافقت کرد.

00:00:08.420 --> 00:00:09.500
‫در همین حین،

00:00:09.500 --> 00:00:12.580
‫کلس به شدت در نتیجه سفری برای کشتن
‫خدای شیاطین مجروح شده.

00:00:13.540 --> 00:00:17.580
‫مرگ خدای شیاطین باعث شد که مردم فکر کنن
‫که بلأخره صلح رسیده.

00:00:17.580 --> 00:00:21.750
‫ولی مدتی بعد، خبر یه حمله هیولاهای دیگه
‫به پایتخت سلطنتی رسید.

00:00:21.920 --> 00:00:23.080
‫وایسا ببینم!

00:00:23.080 --> 00:00:24.500
‫فکرای احمقانه نزنه به سرت!

00:00:25.790 --> 00:00:28.580
‫قراره برم خدای شیاطینو شکست بدم.

00:00:28.600 --> 00:00:32.600
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:32.630 --> 00:00:36.630
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:47.500 --> 00:00:50.040
‫Ah, displaying strength like it was totally natural

00:00:50.040 --> 00:00:52.210
‫Feelings of inferiority growing deeper

00:00:52.210 --> 00:00:54.170
‫From the moment of birth

00:00:54.170 --> 00:00:56.330
‫Let them know that it's a done deal

00:00:56.330 --> 00:00:58.080
‫The neighbor to utopia

00:00:58.080 --> 00:01:00.290
‫Despair is saying "hello," ya see

00:01:00.290 --> 00:01:02.330
‫The fact that nobody notices

00:01:02.330 --> 00:01:04.540
‫Is it for better or worse?

00:01:04.540 --> 00:01:07.750
‫No matter how many times I wake up

00:01:07.750 --> 00:01:10.880
‫It's like I'm in a nightmare

00:01:10.880 --> 00:01:14.250
‫If suffering is all there is

00:01:14.580 --> 00:01:16.380
‫Then God could you please

00:01:16.380 --> 00:01:20.290
‫Consider remaking me from scratch?

00:01:20.290 --> 00:01:22.420
‫Ah, for many thousands of years we have

00:01:22.420 --> 00:01:25.000
‫Been holding out hope for the future

00:01:25.000 --> 00:01:26.880
‫The end is bound to come no matter what

00:01:26.880 --> 00:01:29.170
‫And we try to resist it

00:01:29.170 --> 00:01:30.830
‫How many prayers is this now?

00:01:30.830 --> 00:01:33.170
‫Body and soul completely transformed

00:01:33.170 --> 00:01:37.580
‫Just wanting to believe in something even if it's fake

00:01:37.710 --> 00:01:41.080
‫Huh? Am I alive right now?

00:01:41.080 --> 00:01:43.830
‫I don't even know anymore

00:01:43.830 --> 00:01:45.880
‫Help me, I need to be saved

00:01:59.080 --> 00:02:04.000
‫قدرت قهرمانان

00:02:08.210 --> 00:02:11.500
‫اون باید...قلعه خدای شیاطین باشه.

00:02:20.710 --> 00:02:22.080
‫اینجا کاملاً متروکه هست؟

00:02:30.830 --> 00:02:32.040
‫اینا...

00:02:32.630 --> 00:02:35.170
‫مانکن‌هایی هستن که شبیه سربازان پادشاهی ساخته شدن؟

00:02:35.170 --> 00:02:37.460
‫ولی برای چی میتونن باشن؟

00:02:38.210 --> 00:02:40.880
‫یکی اینجاس.
‫خیلی قدرتمنده.

00:02:41.540 --> 00:02:43.330
‫خدای شیاطینه؟

00:02:46.420 --> 00:02:49.250
‫هر کی که هست، اونم باید متوجه من شده باشه.

00:02:56.710 --> 00:02:58.580
‫اون باید خدای شیاطین باشه!

00:02:59.040 --> 00:03:00.000
‫آروم!

00:03:00.000 --> 00:03:01.960
‫شدیداً پیشنهاد میکنم که نزدیک‌تر نیای.

00:03:01.960 --> 00:03:03.290
‫هی، بهم گوش کن!

00:03:07.330 --> 00:03:08.830
‫سعی کردم بهش هشدار بدم.

00:03:08.830 --> 00:03:10.670
‫با وجود اینکه الان توی بهترین وضعم هم نیستم،

00:03:10.670 --> 00:03:12.830
‫تله‌هایی که کار گذاشتم خیلی مخربن.

00:03:31.790 --> 00:03:32.830
‫فقط تسلیم شو!

00:03:32.830 --> 00:03:34.710
‫شانس شکست دادن منو نداری!

00:03:41.790 --> 00:03:44.250
‫چرا به فرستادن هیولاها به پادشاهی ما ادامه میدین؟!

00:03:44.250 --> 00:03:45.630
‫ما اصلاً چیکارتون کردیم؟!

00:03:46.080 --> 00:03:47.960
‫سعی دارین چیکار کنین؟!

00:03:49.880 --> 00:03:51.630
‫سوال عجیبیه که میپرسی.

00:03:52.130 --> 00:03:54.790
‫چون مسئول ظاهر شدن اون هیولاها ما نیستیم.

00:03:54.790 --> 00:03:55.960
‫اونا از خود زمین میان.

00:03:57.960 --> 00:04:00.580
‫ولی لرد ثور باید همه اینا رو به شما گفته باشه،

00:04:00.580 --> 00:04:02.130
‫قهرمان قلمروی انسانا.

00:04:03.000 --> 00:04:04.080
‫هان؟

00:04:04.250 --> 00:04:06.540
‫داری میگی که تو خدای شیاطین نیستی؟

00:04:06.710 --> 00:04:07.880
‫وایسا ببینم.

00:04:07.880 --> 00:04:10.750
‫تو قهرمانی نیستی که لرد ثور رو شکست داده؟

00:04:12.630 --> 00:04:14.420
‫من هلک مزدورم!

00:04:14.710 --> 00:04:17.670
‫اونی که با خدای شیاطین مبارزه کرد برادر
‫کوچیک بود، کلس!

00:04:17.880 --> 00:04:19.580
‫کلس قهرمان!

00:04:24.290 --> 00:04:27.170
‫من یکی از ۴ خدای نخبه امپراطوری هستم، آزدورا.

00:04:27.170 --> 00:04:29.210
‫چی؟ یه امپراطوری شیاطین هست؟

00:04:29.210 --> 00:04:30.210
‫درسته.

00:04:30.210 --> 00:04:34.080
‫قلعه لرد ثور که الان داخلشیم فقط یه تکه
‫کوچیک از یه امپراطوری خیلی وسیعه.

00:04:34.080 --> 00:04:36.540
‫و من یکی از ۴ خدای نخبه‌ای هستم که برای
‫اداره کردنش کمک میکنم.

00:04:36.540 --> 00:04:38.170
‫"اداره کردنش"؟!

00:04:38.170 --> 00:04:40.330
‫یعنی تو از خدای شیاطین اختیار بیشتری داری؟!

00:04:40.330 --> 00:04:41.210
‫بله.

00:04:41.210 --> 00:04:43.000
‫ولی نیاز نیست نگران باشی.

00:04:43.000 --> 00:04:46.460
‫مردم ما هیچ قصد شروع جنگی با شما انسانا ندارن.

00:04:46.580 --> 00:04:47.920
‫منظورت ازش چیه؟

00:04:47.920 --> 00:04:51.420
‫پادشاهی ما همین الان توسط تعداد خیلی زیادی
‫از هیولاها مورد حمله قرار گرفته!

00:04:52.130 --> 00:04:55.960
‫میتونم توضیح بدم که چرا هیولاهای داخل قلمروی
‫انسانا افزایش پیدا کرده.

00:04:55.960 --> 00:04:59.380
‫همش بخشی از پیامدهای محاصره شدن این
‫قلعه توسط مردم شما هست.

00:05:00.330 --> 00:05:03.210
‫این مکان به منظور جلوگیری از گسترش خرابی...

00:05:03.210 --> 00:05:06.290
‫ساخته شده بود و قدرت جلوگیری از ظاهر شدن
‫هیولاها رو داشت.

00:05:06.290 --> 00:05:08.500
‫امکان نداره! جدی میگی!

00:05:08.500 --> 00:05:11.000
‫تعجب نمیکنم که باورش برات سخت باشه.

00:05:11.000 --> 00:05:14.580
‫انسانا صدها سال ما رو بعنوان خطر میشناسن،

00:05:14.580 --> 00:05:17.380
‫چون دائماً این حقیقت به خوردشون داده شده
‫که ما اهریمنیم.

00:05:17.380 --> 00:05:18.500
‫اگه اون درست باشه،

00:05:18.500 --> 00:05:20.960
‫پس تو اینجا دقیقاً چیکار میکنی؟

00:05:22.080 --> 00:05:24.960
‫خب، بیا تا نشونت بدم.

00:05:28.420 --> 00:05:29.750
‫اینا چین؟

00:05:29.750 --> 00:05:33.580
‫محل دفنی برای هم رزم‌های من که داخل جنگی
‫که شما حمله کردین کشته شدن.

00:05:33.580 --> 00:05:35.000
‫میدونم اونا قبرای خیلی خوبی نیستن،

00:05:35.000 --> 00:05:37.500
‫ولی فکر کردم این بهتر از اینه که فقط اونا
‫داخل هوای آزاد رها بشن.

00:05:37.500 --> 00:05:39.670
‫همه اینکارا رو خودت کردی؟

00:05:39.790 --> 00:05:42.290
‫یکم کمک از این ریشه‌های درخت داشتم.

00:05:42.290 --> 00:05:46.210
‫بخاطر کشتن دوستات از انسانا متنفر نیستی؟

00:05:46.210 --> 00:05:47.920
‫البته که هستم.

00:05:47.920 --> 00:05:50.460
‫چیزی که اتفاق افتاده ناراحت کننده و خشم آوره.

00:05:50.460 --> 00:05:51.750
‫اگرچه،

00:05:51.750 --> 00:05:55.710
‫همه وقتی پست‌شون رو برمیداشتن از خطری
‫که وجود داشت با خبر بودن.

00:05:55.710 --> 00:05:57.000
‫نمیفهمم.

00:05:57.630 --> 00:06:01.830
‫امپراطوری شما باید قدرت خیلی زیادی برای نابود
‫کردن پادشاهی ما داشته باشه.

00:06:01.830 --> 00:06:03.420
‫پس چرا ما رو نابود نکردین؟

00:06:03.420 --> 00:06:05.960
‫خب، میتونم چنتا دلیل بهت بگم.

00:06:05.960 --> 00:06:07.830
‫ولی شاید مهم‌ترین اونا...

00:06:08.250 --> 00:06:13.290
‫این باشه که یه روز، امیدواریم دوستی‌ای که زمانی
‫با انسانا داشتیم رو دوباره داشته باشیم.

00:06:14.500 --> 00:06:18.380
‫انقد شوک‌آور بود که حس کردم صاعقه بهم برخورد کرده.

00:06:19.580 --> 00:06:22.460
‫من و آزدورا بعد از اون مدتی به حرف زدن ادامه دادیم.

00:06:22.460 --> 00:06:25.210
‫اون بهم درباره گذشته خیلی دور وقتی که شیاطین، یا همون...

00:06:25.210 --> 00:06:29.750
‫وقتی مردم امپراطوری درواقع درکنار هم با انسانا
‫با آرامش زندگی میکردن.

00:06:29.750 --> 00:06:33.290
‫ولی همینطور که قلمروی انسانا از سقوط و تولد
‫دوباره سلطنت‌های مختلف گذشت،

00:06:33.290 --> 00:06:36.710
‫وجود امپراطوری به تدریج فراموش شد.

00:06:36.710 --> 00:06:40.000
‫و بی‌ربط گفتن که شیاطین ریشه تمام اهریمن
‫شناخته میشن،

00:06:40.000 --> 00:06:42.630
‫که منجر به حملات متعددی به امپراطوری شد.

00:06:42.630 --> 00:06:44.710
‫تلاش‌های زیادی برای برقراری صلح انجام شد،

00:06:44.880 --> 00:06:46.500
‫ولی همشون شکست خوردن.

00:06:48.040 --> 00:06:52.290
‫فکر میکنی لرد ثور به کلس پیشنهاد یه پایان
‫صلح‌آمیز رو داده؟

00:06:52.290 --> 00:06:53.460
‫مطمئنم که داده.

00:06:53.460 --> 00:06:54.880
‫اون بزرگترین صلح طلب...

00:06:54.880 --> 00:06:57.170
‫مستقر میان همه کسایی بود که در مناطق جنوبی بودن.

00:06:57.170 --> 00:06:59.540
‫مردم بهش میگفتن "ثور صلح‌آور".

00:07:00.460 --> 00:07:01.750
‫که اینطور.

00:07:01.750 --> 00:07:06.460
‫کلس یه قهرمان فوق‌العاده قویه،
‫ولی درواقع دوس نداره مبارزه کنه.

00:07:06.630 --> 00:07:08.580
‫اصلاً نمیدونم چرا بعد از شنیدن چیزی که مردمت...

00:07:08.580 --> 00:07:10.920
‫گفتن به مبارزه ادامه داده.

00:07:11.130 --> 00:07:12.750
‫اصلاً چیزی نیست که اون انجامش بده.

00:07:12.750 --> 00:07:15.420
‫خودت با کلس حرف نزدی؟

00:07:15.420 --> 00:07:17.250
‫مبارزه با خدای شیاطین...

00:07:17.250 --> 00:07:19.830
‫اونو به شدت مجروح و بیهوش کرده.

00:07:19.830 --> 00:07:21.790
‫و هنوزم به هوش نیومده.

00:07:22.500 --> 00:07:23.790
‫مایه تأسفه.

00:07:24.250 --> 00:07:25.290
‫آزدورا.

00:07:25.290 --> 00:07:26.210
‫همم؟

00:07:26.210 --> 00:07:28.040
‫شانسی هست که...

00:07:28.040 --> 00:07:30.920
‫هنوزم بتونیم باهم صلح برقرار کنیم؟

00:07:31.920 --> 00:07:33.170
‫بله.

00:07:33.170 --> 00:07:34.630
‫باشه.

00:07:34.630 --> 00:07:36.000
‫پس من برمیگردم.

00:07:36.000 --> 00:07:39.000
‫میخوام مردمم هر چه سریع‌تر حقیقت درباره اینو بدونن.

00:07:39.000 --> 00:07:40.130
‫هلک.

00:07:40.920 --> 00:07:42.920
‫وقتی که داخل عمیق‌ترین قسمت قلعه بودم،

00:07:42.920 --> 00:07:44.830
‫یه شبه مانع درست کردم.

00:07:44.830 --> 00:07:47.830
‫کمک میکنه فعلاً تعداد هیولاهایی که ظاهر میشن
‫رو محدود کنه،

00:07:47.830 --> 00:07:49.630
‫ولی اون بیرون مراقب باش.

00:07:49.630 --> 00:07:53.250
‫وقتی که یه خدای شیاطین جدید ظهور کنه و این
‫قلعه همه عملکردهای خودشو بازسازی کنه،

00:07:53.250 --> 00:07:55.750
‫شرایط خیلی بهتر از چیزی که الانه میشه.

00:07:55.750 --> 00:07:57.000
‫یه خدای شیاطین جدید؟

00:07:57.000 --> 00:08:00.130
‫درسته، ما بزودی یه مسابقه برای انتخاب کردن
‫خدای شیاطین جدید برگزار میکنیم.

00:08:00.420 --> 00:08:02.040
‫اونجا میتونی منو پیدا کنی.

00:08:02.040 --> 00:08:04.210
‫اگه چیزی پیش اومد، یه سر بهم بزن.

00:08:04.210 --> 00:08:05.330
‫ممنونم.

00:08:08.630 --> 00:08:10.250
‫پس اون اتفاقیه که افتاده.

00:08:10.250 --> 00:08:12.250
‫حالا دلیلی رو میفهمم که چرا آزدورا...

00:08:12.250 --> 00:08:15.250
‫مقدار عجیبی از اعتماد رو روی کسی مثل هلک داشت.

00:08:15.250 --> 00:08:16.750
‫مدت کمی بعد...

00:08:17.580 --> 00:08:20.580
‫صدای فریاد وصف ناپذیری رو از داخل قلعه شنیدم.

00:08:20.580 --> 00:08:25.000
‫نتونستم بفهمم چی میگه،
‫ولی مطمئنم که صدای آزدورا بود.

00:08:25.290 --> 00:08:27.040
‫حالا که بهش فکر میکنم،

00:08:27.250 --> 00:08:30.540
‫ممکنه برای این بوده باشه که منو خوشحال کنه.

00:08:30.540 --> 00:08:31.330
‫نه.

00:08:31.330 --> 00:08:33.130
‫اون فریاد از اشتباه بی‌دقتش بود.

00:08:35.500 --> 00:08:38.330
‫با وجود اینکه مشکل هیولاها حل نشده بود،

00:08:38.330 --> 00:08:41.880
‫یکم آرومتر شدم که شیاطینی که انقد ازشون میترسیدیم...

00:08:41.880 --> 00:08:44.000
‫دشمن ما نبودن.

00:08:44.130 --> 00:08:45.290
‫ولی...

00:08:45.290 --> 00:08:49.170
‫برای اینکه برم به شروندان پادشاهی بگم یا نه تردید داشتم.

00:08:49.330 --> 00:08:51.250
‫حرفای من ممکنه قانع کننده نباشن.

00:08:51.250 --> 00:08:53.540
‫بهتر بود بجاش، یکی با...

00:08:53.540 --> 00:08:55.170
‫نفوذ واقعی به نوعی اظهار نظر کنه.

00:08:55.290 --> 00:08:57.670
‫در این صورت، اون تنها انتخاب منه...

00:09:13.040 --> 00:09:14.710
‫خدای من...

00:09:14.710 --> 00:09:17.580
‫چطور اوضاع داخل خط دفاع انقد بد شده؟!

00:09:17.830 --> 00:09:19.630
‫چه اتفاقی برای دوستام افتاده؟

00:09:19.630 --> 00:09:20.460
‫نگو که...

00:09:21.500 --> 00:09:24.750
‫برای یه لحظه، چیزی بهم غلبه کرد که قبلاً هرگز
‫اونو حس نکرده بودم.

00:09:24.750 --> 00:09:27.380
‫سردی وحشتناکی از یه پیشبینی بد بود.

00:09:28.710 --> 00:09:29.960
‫لطفاً درو باز کنین!

00:09:30.710 --> 00:09:32.790
‫یه بازمانده‌ای؟ یه لحظه وایسا!

00:09:35.880 --> 00:09:37.420
‫لطفاً حالتون خوب باشه...

00:09:37.420 --> 00:09:38.500
‫بچه‌ها!

00:09:38.500 --> 00:09:39.500
‫اوه!

00:09:40.170 --> 00:09:41.040
- ‫هلکه!
- ‫چطوری!

00:09:41.540 --> 00:09:42.250
‫هلک!

00:09:42.250 --> 00:09:43.460
‫حالت خوبه، هلک؟

00:09:43.460 --> 00:09:44.960
‫هی، خوش اومدی.

00:09:45.250 --> 00:09:47.210
‫اوه...ممنونم.

00:09:47.460 --> 00:09:49.580
‫دیدی! بهت گفتم هلک حالش خوبه.

00:09:49.580 --> 00:09:52.920
‫امکان نداره یه سفر به قلعه خدای شیاطین
‫کار اونو تموم کنه!

00:09:52.920 --> 00:09:55.170
‫کی اصلاً گفت که نگران مردن اونه؟

00:09:55.170 --> 00:09:56.000
‫آره!

00:09:56.000 --> 00:09:58.040
‫فکر کردم جوری پیداش میشه انگار که هیچی نشده.

00:09:58.040 --> 00:10:00.670
‫کاپیتان تنها کسی بود که سر و صدای زیادی به پا کرد.

00:10:00.670 --> 00:10:02.960
‫بابا، احمق!
‫همه میدونیم دلیل اون چی بود!

00:10:02.960 --> 00:10:04.670
‫همه حالشون خوبه؟!

00:10:04.670 --> 00:10:07.540
‫توی راه برگشت با نتیجه یه مبارزه واقعاً وحشتناک
‫روبرو شدم...

00:10:07.540 --> 00:10:09.290
‫یه جوری زنده موندیم.

00:10:09.290 --> 00:10:11.460
‫ولی یه موقعیت خیلی سخت بود.

00:10:11.460 --> 00:10:12.830
‫همه وضع‌شون خراب بود.

00:10:12.830 --> 00:10:14.290
‫من که تا استخوان کار کردم!

00:10:14.290 --> 00:10:15.500
‫حتی چنتا هم شکوندی!

00:10:17.210 --> 00:10:18.790
‫برای شما غیر عادیه.

00:10:18.920 --> 00:10:21.540
‫چرا وقتی شرایط انقد بد بوده به مبارزه
‫ادامه دادین؟

00:10:21.540 --> 00:10:23.920
‫همش بخاطر اون اشرافی‌های احمق بود!

00:10:24.580 --> 00:10:28.170
‫مسئولان اینجا نمیدونن چطوری بدون کلس مدیریت کنن.

00:10:28.170 --> 00:10:30.130
‫وقتی امروز شرایط بد شد،

00:10:30.130 --> 00:10:32.250
‫جا زدن و درها رو رومون بستن.

00:10:33.210 --> 00:10:37.460
‫همونطور که میتونی تصور کنی، ما رو مجبور به
‫مبارزه‌ای کرد که نمیتونستیم ازش عقب بکشیم.

00:10:41.540 --> 00:10:44.210
‫ادیل و کاپیتان خیلی زیاد مبارزه کردن.

00:10:44.210 --> 00:10:46.540
‫و با چنتا معجزه، دووم آوردیم.

00:10:46.540 --> 00:10:48.670
‫ولی سربازا و مزدورای دیگه...

00:10:48.670 --> 00:10:50.460
‫هیچ بازمانده دیگه‌ای نبود.

00:10:51.380 --> 00:10:53.750
‫چرا در رو باز نکردین؟!

00:10:53.750 --> 00:10:56.250
‫چون مشخصاً در موقعیت نابرابری بودین!

00:10:56.250 --> 00:10:59.130
‫ما اشرافی‌ها مسئولیت داریم که هر طور شده
‫پایتخت رو امن نگه داریم!

00:10:59.290 --> 00:11:01.830
‫بی‌کفایتی شما باعث این فاجعه شد!

00:11:01.830 --> 00:11:03.630
‫پاتو از گلیمت دراز نکن.

00:11:03.630 --> 00:11:06.330
‫زندگی اشرافی‌ها ارزش خیلی بیشتری نسبت به شما معمولی‌ها...

00:11:06.330 --> 00:11:08.290
‫اون به هیچ جای کسی نیست!

00:11:08.290 --> 00:11:10.830
‫آروم باش!
‫کمک به بازمانده‌ها مهم‌تره!

00:11:10.830 --> 00:11:12.250
‫اوه اوه، داره دردسر میشه!

00:11:12.250 --> 00:11:14.330
‫ول کن، کاپیتان!

00:11:14.500 --> 00:11:16.750
‫اون وحشی‌ترین خط دفاعی‌ای بود که دیده بودم.

00:11:16.750 --> 00:11:18.750
‫عمدتاً از نظر مراقبت از کاپیتان.

00:11:18.750 --> 00:11:22.250
‫ولی در آخر، اون فرمانده بی‌شعور اصلاً مقصر
‫اتفاقی که افتاد نشد.

00:11:22.250 --> 00:11:24.130
‫هنوزم قراره دفعه بعد مسئول باشه.

00:11:24.130 --> 00:11:26.250
‫شک دارم کاری غیر از نجات دادن خودش بکنه.

00:11:26.250 --> 00:11:29.920
‫بهرحال، وقتی خبرای اون رسید، این بار ادیل بود
‫که عصبانی شد.

00:11:29.920 --> 00:11:32.330
‫اون میخواست تأکید که چقد به روحیش آسیب رسیده،

00:11:32.330 --> 00:11:34.080
‫و با کاپیتان رفت...

00:11:34.080 --> 00:11:36.630
‫تا بخواد که فرمانده با عواقب کارش مواجه بشه.

00:11:36.630 --> 00:11:38.330
‫خب، من که میگم برن به درک.

00:11:38.330 --> 00:11:42.080
‫بیاین همه این خودخواهای پایتخت رو فراموش کنیم
‫و برگردیم به بیرون از شهر.

00:11:42.080 --> 00:11:44.750
‫ای بابا، کل پادشاهی از هم میپاشه اگه به پایتخت تجاوز بشه!

00:11:44.750 --> 00:11:47.670
‫خب، بهرحال نمیتونیم با همه این صدمه‌ها هم مبارزه کنیم.

00:11:48.000 --> 00:11:49.420
‫هلک.

00:11:49.420 --> 00:11:52.000
‫میشه بخاطر ما بری یه سر به اون ۲تا بزنی؟

00:11:52.000 --> 00:11:53.540
‫اونا الان داخل قلعه هستن.

00:11:54.250 --> 00:11:57.130
‫با وجود اینکه حالشون از ما بهتره،
‫هنوزم مجروحن.

00:11:57.130 --> 00:11:58.540
‫و درضمن،

00:11:58.540 --> 00:12:01.080
‫منتظر بودن برای بازگشتت براشون سخت بود.

00:12:01.080 --> 00:12:03.500
‫پس برو خیالشون رو راحت کن، میشه؟

00:12:04.500 --> 00:12:06.330
‫لعنت به اون اشرافی‌های نادون.

00:12:06.330 --> 00:12:07.580
‫به چه جرئتی...

00:12:07.880 --> 00:12:10.540
‫نمیتونن طوری رفتار کنن که انگار زندگی دوستای
‫من بی‌ارزش هست.

00:12:11.670 --> 00:12:15.290
‫این اتفاق هیچوقت قبل اینکه کلس مجروح بشه
‫پیش نیومده بود.

00:12:15.790 --> 00:12:17.210
‫کلس...

00:12:17.210 --> 00:12:20.880
‫پادشاهی بهت نیاز داره،
‫حالا بیشتر از همیشه.

00:12:21.330 --> 00:12:23.670
‫زود باش!
‫اونا چنتا شیطان گرفتن!

00:12:23.670 --> 00:12:24.960
‫چی؟ واقعاً؟!

00:12:24.960 --> 00:12:26.250
‫شنیدم بازمانده‌های مبارزه خدای شیاطین...

00:12:26.250 --> 00:12:29.130
‫رو جمع کردن و با خودشون به پایتخت آوردن!

00:12:41.540 --> 00:12:43.710
‫بمیر، شیطان نجس!

00:12:45.210 --> 00:12:46.500
‫برو به جهنم!

00:12:50.420 --> 00:12:51.710
‫این اشتباهه.

00:12:51.710 --> 00:12:54.380
‫مهم نیست که اونا شیطان هستن یا نه!

00:12:54.380 --> 00:12:57.960
‫هیچکس مستحق این رفتار نیست،
‫مخصوصاً وقتی اونا بیچاره هستن و بسته شدن!

00:12:57.960 --> 00:13:00.080
‫اینا چطوری با خودشون زندگی میکنن؟!

00:13:08.540 --> 00:13:12.000
‫میدونستم حرفام سنگینی کافی‌ای رو نداره ولی مهم نبود.

00:13:12.000 --> 00:13:14.080
‫دیدن بد رفتاری شدن با اون شیاطین،

00:13:14.080 --> 00:13:16.290
‫باعث شد حس کنم باید یه چیزی بگم.

00:13:16.790 --> 00:13:18.250
‫لطفاً وایسین!

00:13:18.250 --> 00:13:21.710
‫انسانای شایسته هیچوقت نباید اینطوری ظلم کنن!

00:13:24.250 --> 00:13:25.130
‫همگی!

00:13:25.130 --> 00:13:26.250
‫کی اهمیت میده تو چی فکر میکنی!

00:13:26.250 --> 00:13:27.210
‫لعنت بهشون!

00:13:27.210 --> 00:13:29.170
‫اون شیاطین دارن زندگی ما رو خراب میکنن!

00:13:29.170 --> 00:13:30.170
‫آشغالا رو بکشین!

00:13:30.170 --> 00:13:31.250
‫شیاطین اهریمن خالصن!

00:13:31.250 --> 00:13:33.170
‫هر کی سمت اونا رو بگیره همون اندازه بد هست!

00:13:33.170 --> 00:13:34.250
‫برو خودتو خفه کن!

00:13:34.250 --> 00:13:36.330
‫لطفاً‌ گوش کنین، شیاطین نمیخواستن با ما مبارزه کنن!

00:13:36.330 --> 00:13:38.040
‫تمام چیزی که میخواستن صلح بود!

00:13:38.880 --> 00:13:39.960
‫همش مزخرفه!

00:13:39.960 --> 00:13:41.130
‫دهنتو ببند!

00:13:41.790 --> 00:13:43.000
‫توی جهنم بسوز، بی‌دین!

00:13:43.000 --> 00:13:44.130
‫سرشو بزنین!

00:13:44.330 --> 00:13:46.290
‫بعد از اینکه سمت شیاطینو گرفتم،

00:13:46.710 --> 00:13:49.960
‫مردم فقط منو بعنوان یه متجاوز میدیدن.

00:13:49.960 --> 00:13:53.380
‫نفرت اونا خیلی شدید بود.
‫تقریباً غیر طبیعی بود.

00:13:53.380 --> 00:13:56.380
‫واقعاً ترس تمام چیزیه که باعث میشه
‫مردم اینجوری واکنش نشون بدن؟

00:13:56.750 --> 00:13:59.630
‫یا فقط سرشت واقعی انسانا هست؟

00:13:59.790 --> 00:14:02.500
‫تو منو یاد اون قهرمان میندازی...

00:14:02.790 --> 00:14:05.540
‫انگار...
‫انسانای دیگه‌ای هم مثل اون هستن...

00:14:05.540 --> 00:14:06.710
‫لطفا...

00:14:06.710 --> 00:14:09.580
‫باید با لرد آزدورا....
‫حرف بزنی....

00:14:09.920 --> 00:14:11.380
‫میان انسانا...

00:14:11.670 --> 00:14:15.080
‫قدرت دنیای جدید در کمینه...

00:14:15.830 --> 00:14:18.460
‫داشتم فکر میکردم چی باعث همچین غوغایی شده.

00:14:18.460 --> 00:14:19.670
‫هلک.

00:14:19.830 --> 00:14:21.130
‫تو بودی؟

00:14:21.830 --> 00:14:23.130
‫آقای رافائد!

00:14:23.540 --> 00:14:26.580
‫میبینم که سلامت از قلعه خدای شیاطین برگشتی.

00:14:26.580 --> 00:14:30.250
‫همونطور که شک داشتم،
‫تو چیزی بیشتر از یه انسان عادی هستی.

00:14:30.250 --> 00:14:32.290
‫آقای رافائد...درواقع،‌من...

00:14:32.290 --> 00:14:33.880
‫خودتو گول نزن.

00:14:33.880 --> 00:14:36.380
‫شیاطین حیله‌گر و حقیر هستن.

00:14:36.380 --> 00:14:38.380
‫مشخصاً اونا از قلب مهربونت سوءاستفاده کردن...

00:14:38.380 --> 00:14:40.830
‫تا سعی کنن ما رو علیه همدیگه کنن.

00:14:40.830 --> 00:14:42.830
‫خوب به این ۳تا نگا کن.

00:14:45.040 --> 00:14:48.540
‫حواست باشه...اون مرد...!

00:14:49.670 --> 00:14:50.710
‫چی...

00:14:53.670 --> 00:14:56.580
‫این شکل واقعی شیاطینه!

00:15:03.790 --> 00:15:04.920
‫یه هیولاس!

00:15:04.920 --> 00:15:07.580
‫هلک، هیچوقت نباید یادت بره.

00:15:12.670 --> 00:15:14.670
‫اونا تأمین کننده مرگ و نابودی هستن.

00:15:15.500 --> 00:15:18.290
‫موجوداتی از اهریمن خالص که فقط در خدمت
‫هرج و مرج در سراسر جهان هستن.

00:15:23.830 --> 00:15:25.540
‫اون چیزیه که شیاطین هستن!

00:15:26.540 --> 00:15:27.750
‫آزدورا!

00:15:27.750 --> 00:15:29.790
‫همه چیزی که بهم گفتی دروغ بود؟!

00:15:51.540 --> 00:15:52.670
‫فوق‌العادس.

00:15:52.960 --> 00:15:55.500
‫فکر نمیکردم هیچ جنگجویی همتراز با کلس وجود داشته باشه.

00:15:55.500 --> 00:15:59.880
‫اون افراد بهشون نعمت قدرت قهرمانا داده شده،
‫درست مثل کلس.

00:15:59.880 --> 00:16:00.710
‫یاخدا!

00:16:00.710 --> 00:16:02.080
‫بخاطرشون شکرگزار باشین.

00:16:02.080 --> 00:16:04.210
‫قدرت قهرمانا؟

00:16:04.750 --> 00:16:05.750
‫هلک!

00:16:06.750 --> 00:16:08.460
‫آلیشا! ادیل!

00:16:08.460 --> 00:16:11.290
‫شنیدیم که اینجا هیولاهایی بودن.

00:16:11.290 --> 00:16:14.040
‫ولی انگار یکم دیر اومدیم برای کمک.

00:16:14.330 --> 00:16:15.960
‫نه، درواقع...

00:16:15.960 --> 00:16:17.130
‫خیالم راحت شد!

00:16:17.130 --> 00:16:19.080
‫خوشحالم که سالم برگشتی.

00:16:19.080 --> 00:16:20.080
‫ممنون.

00:16:20.710 --> 00:16:21.920
‫آقای رافائد!

00:16:21.920 --> 00:16:22.710
‫درباره شیاطین...

00:16:22.710 --> 00:16:26.130
‫اونا فقط مشکل ما نیستن.
‫اونا خطری برای کل جهان هستن.

00:16:26.290 --> 00:16:27.420
‫گوش کن، هلک.

00:16:27.420 --> 00:16:29.540
‫نذار به بیراهه بکشنت.

00:16:29.540 --> 00:16:31.080
‫بهم باور داشته باش.

00:16:34.250 --> 00:16:37.250
‫روز بعد،
‫پادشاهی چیزی رو اعلام کرد...

00:16:37.250 --> 00:16:40.130
‫که در عین حال ناامیدی و پرتوی امیدی به همراه داشت.

00:16:40.130 --> 00:16:42.210
‫با وجود اینکه ما خدای شیاطینو شکست دادیم،

00:16:42.210 --> 00:16:46.580
‫مشخص شده که اون فقط قسمت کوچیکی از یه
‫اهریمن قدرتمند بوده که قلمروی شیاطین رو اداره میکنه!

00:16:48.080 --> 00:16:49.040
‫اگرچه!

00:16:49.040 --> 00:16:51.380
‫ما یه سلاح مخفی داریم!

00:16:51.380 --> 00:16:53.250
‫معروف به "بیداری"!

00:16:53.250 --> 00:16:56.580
‫همه انسانا یه قدرت ذاتی دارن که به طور معمول
‫نمیشه از اون استفاده کرد!

00:16:56.880 --> 00:17:00.420
‫ولی ما با موفقیت تکنیکی رو پرورش دادیم که
‫میتونه ما رو با...

00:17:00.420 --> 00:17:03.000
‫مصنوعی بیدار کردن اون قدرت، قوی‌تر کنه!

00:17:03.000 --> 00:17:04.130
‫من تو عمل اونا رو دیدم!

00:17:04.130 --> 00:17:07.380
‫اون جنگجوها چنتا از شیاطین وحشی رو راحت کشتن!

00:17:07.380 --> 00:17:08.250
‫منم دیدم!

00:17:08.540 --> 00:17:10.000
‫رسماً به شما قسم میدم،

00:17:10.000 --> 00:17:14.080
‫ما از این قدرت تازه کشف شده برای پاک کردن آخرین
‫شیطان از روی زمین استفاده میکنیم!

00:17:14.080 --> 00:17:16.710
‫و بعد دوره صلح واقعی رو شروع میکنیم!

00:17:17.920 --> 00:17:21.170
‫پادشاهی آشکارا اعلام کرد که با شیاطین مبارزه میکنه.

00:17:21.500 --> 00:17:23.580
‫در روزهای بعد از اون،

00:17:23.580 --> 00:17:26.210
‫تعداد بی‌شماری از شیاطین به پایتخت حمله کردن.

00:17:26.210 --> 00:17:27.290
‫ولی حالا،

00:17:27.290 --> 00:17:30.710
‫ما جنگجوهای بیدار شده‌ای در سمت خودمون داشتیم
‫که هیچ مشکلی در کشتن اونا نداشتن.

00:17:31.250 --> 00:17:34.830
‫اونا تونستن بدون تلفات خط دفاعی رو حفظ کنن.

00:17:35.420 --> 00:17:36.830
‫تعداد قربانیان شروع به کاهش کرد،

00:17:36.830 --> 00:17:38.920
‫هم در پایتخت سلطنتی و هم در کل پادشاهی.

00:17:38.920 --> 00:17:42.250
‫و همه داشتن میدیدن که شرایط قطعاً داره پیشرفت میکنه.

00:17:44.380 --> 00:17:47.630
‫من هنوز مطمئن نیستم که شیاطین واقعاً دشمن ما هستن.

00:17:47.920 --> 00:17:52.040
‫اصلاً نمیتونم خودمو راضی کنم که همه چیزایی
‫که آزدورا گفت دروغ بود.

00:17:52.040 --> 00:17:54.130
‫هلک! یکم قهوه درست کردم!

00:17:54.500 --> 00:17:57.790
‫تا اون موقع، به هیچکدوم از دوستام درباره مکالمه‌ای
‫که با آزدورا داشتم نگفته بودم.

00:17:57.790 --> 00:18:01.960
‫یکم میترسیدم، چون اصلاً نمیدونستم چه
‫وانکشی بهش نشون میدن.

00:18:03.290 --> 00:18:06.880
‫مدت کمی قبل، بدون استراحت داشتیم مبارزه میکردیم.

00:18:06.880 --> 00:18:09.420
‫پس حالا حس عجیبی داره که اینجوری ریلکس کنی، میدونی؟

00:18:09.420 --> 00:18:11.540
‫بعد از اینکه اون سربازای بیدار شده پیداشون شد،

00:18:11.540 --> 00:18:13.290
‫یهویی کلی زمان آزاد گیرمون اومد.

00:18:13.290 --> 00:18:15.750
‫اوضاع به تدریج در اطراف شهر هم سرزنده‌تر شده.

00:18:15.750 --> 00:18:18.960
‫اوه، اون منو یاد این میندازه که بلأخره اون یدونه
‫رستوران دوباره باز شده!

00:18:18.960 --> 00:18:22.290
‫ایول! همه میگن اونجا بهترین پاستایی داره که میخورین!

00:18:22.290 --> 00:18:23.790
‫و داخل شبم هوای خنکی داره،

00:18:23.790 --> 00:18:26.250
‫که باعث عالی بودن برای قرار گذاشتن زوج‌ها میشه.

00:18:26.750 --> 00:18:29.040
‫خب، من اونروز ۲تا کوپن گرفتم!

00:18:29.040 --> 00:18:30.920
‫جدی؟
‫کسی رو داری که ببری؟

00:18:30.920 --> 00:18:33.080
‫متأسفانه نه.
‫میخوای‌شون؟

00:18:34.000 --> 00:18:35.330
‫نه، منم سینگل به گورم!

00:18:36.630 --> 00:18:38.170
‫اوه، هی کاپیتان!

00:18:38.170 --> 00:18:40.330
‫چطوره تو و هلک ازشون استفاده کنین تا برین برای شام؟

00:18:41.960 --> 00:18:43.880
‫من؟! با هلـ-هان؟!

00:18:43.880 --> 00:18:45.290
‫این چه مزخرفی بود گفتی؟!

00:18:45.290 --> 00:18:46.330
‫چرا که نه؟

00:18:47.130 --> 00:18:49.250
‫شما ۲تا باید برین،
‫موقعیت خیلی خوبیه!

00:18:49.250 --> 00:18:50.170
‫هان؟!

00:18:50.170 --> 00:18:53.040
‫خب، هیچوقت نمیدونی که شرایط کی دوباره
‫قراره برامون پرکار بشه.

00:18:53.040 --> 00:18:54.250
‫اون خارج از بحثه!

00:18:54.250 --> 00:18:55.830
‫چرا ما باید تنها بریم؟!

00:18:55.830 --> 00:18:58.170
‫آره. چطوره همه باهم بریم؟

00:18:58.170 --> 00:19:00.710
‫متأسفانه، بقیه ما امروز برنامه داریم!

00:19:00.710 --> 00:19:01.790
‫همینی که گفت.

00:19:01.790 --> 00:19:03.920
‫ما مشغول چیزایی مثل توانبخشی و تمرین هستیم.

00:19:03.920 --> 00:19:05.130
‫بعدم، من گشنم نیست.

00:19:05.130 --> 00:19:06.630
‫اوه! تمرین، هان؟

00:19:06.630 --> 00:19:09.000
‫بنظر خوب میاد! باشه، رو منم حساب باز کنین!

00:19:09.000 --> 00:19:10.250
‫پسر! فکرمونو بخون!

00:19:10.250 --> 00:19:10.880
‫فقط برو!

00:19:10.880 --> 00:19:11.960
‫ای کله پوک!

00:19:11.960 --> 00:19:14.210
‫تمرین آخرین چیزیه که تو بهش نیاز داری!

00:19:14.210 --> 00:19:16.750
‫باید بفهمی که داریم اینجا برات یه کار معرکه میکنیم.

00:19:18.000 --> 00:19:19.130
‫اوه، که اینطور.

00:19:19.130 --> 00:19:21.920
‫حتماً فهمیدن که یه چیزی داره اذیتم میکنه.

00:19:21.920 --> 00:19:23.580
‫و بجای حرف زدن با بقیه،

00:19:23.580 --> 00:19:26.960
‫دارن بهم یه فرصت میدن که دربارش با کاپیتان
‫تنها صحبت کنم.

00:19:26.960 --> 00:19:29.040
‫فقط برو و باهاش خوش بگذرون، کله خر!

00:19:29.040 --> 00:19:30.330
‫بیا، من کوپن‌هامو بهت میدم!

00:19:30.330 --> 00:19:33.290
‫بگیر دیگه! زود باش!
‫هوا عاشقونه شده!

00:19:34.460 --> 00:19:36.130
‫بسه دیگه!
‫خفه شین!

00:19:36.130 --> 00:19:38.380
‫نفر بعدی‌ای که حرف بزن شمشیرمو میکنم تو حلقش!

00:19:38.380 --> 00:19:40.250
‫ای وای! کاپیتان آتشی شد!

00:19:41.250 --> 00:19:42.880
‫فرار کنین!

00:19:44.210 --> 00:19:46.420
‫خاک تو سرم، بعضی وقتا واقعاً احمقم.

00:19:46.420 --> 00:19:48.880
‫البته که اینا افرادی هستن که میتونم بهشون اعتماد کنم!

00:19:49.420 --> 00:19:50.960
‫فقط باید بهشون بگم.

00:19:51.750 --> 00:19:53.460
‫خدایا! باور نمیکنم!

00:19:53.460 --> 00:19:54.460
‫آلیشا.

00:19:55.330 --> 00:19:57.790
‫مشتاقی که توی اون رستوران بهم ملحق بشی؟

00:19:58.880 --> 00:20:00.880
‫آم، خب...

00:20:00.880 --> 00:20:03.710
‫مـ-مطمئنی که میخوای من باهات بیام؟

00:20:03.710 --> 00:20:04.830
‫البته.

00:20:07.040 --> 00:20:08.710
‫عـ-عه جدی؟

00:20:09.540 --> 00:20:11.790
‫پس...حتماً.

00:20:11.790 --> 00:20:13.080
‫بیا بریم.

00:20:13.670 --> 00:20:14.750
‫ممنونم.

00:20:16.380 --> 00:20:18.750
‫خـ-خب، میرم لباسمو عوض کنم!

00:20:18.750 --> 00:20:20.460
‫عجیبه که با این لباس برم بیرون!

00:20:20.460 --> 00:20:21.920
‫فقط یکم وایسا!

00:20:21.920 --> 00:20:23.000
‫اوه راستی!

00:20:23.000 --> 00:20:24.960
‫باید پیرهنی چیزی تنت کنی، باشه؟

00:20:24.960 --> 00:20:27.290
‫ممکنه جلوی در راهمون ندن بخاطر شنل نیمه برهنه تو!

00:20:27.290 --> 00:20:28.880
‫حله! بنظر خوب میاد!

00:20:28.880 --> 00:20:30.040
‫وای.

00:20:30.040 --> 00:20:33.080
‫فکر نمیکنم تا حالا همچین لبخندی رو روی صورت
‫آلیشا دیده باشم.

00:20:33.080 --> 00:20:36.170
‫زمان خوبیه.
‫باید از این فرصت استفاده کنم تا به ادیل هم بگم.

00:20:36.170 --> 00:20:37.040
- ‫ادیل.
- ‫بله؟

00:20:37.960 --> 00:20:39.960
‫اگه پایه باشی،
‫دوس دارم بهمون ملحق بشی.

00:20:41.580 --> 00:20:43.750
‫بهت نمیاد ترسو باشی.

00:20:43.750 --> 00:20:44.790
‫هان؟

00:20:44.790 --> 00:20:47.170
‫حتماً از پسش بر میای!
‫نگرانش نباش!

00:20:47.330 --> 00:20:48.960
‫آه، باشه پس...

00:20:48.960 --> 00:20:50.880
‫شاید اون کار دیگه‌ای داره.

00:20:53.670 --> 00:20:54.670
‫من میشناسمت.

00:20:54.670 --> 00:20:56.880
‫تو یکی از جنگجوهایی هستی که در کنار کلس مبارزه میکرد.

00:20:56.880 --> 00:20:58.670
‫شما ۲تا اینجا تنها هستین؟

00:20:58.670 --> 00:21:01.290
‫نه. کاپیتان‌مون هم اتاق بغلیه.

00:21:01.290 --> 00:21:03.080
‫منظورت اون زن شمشیرزنه؟

00:21:03.080 --> 00:21:04.460
‫خب، بیا تو.

00:21:04.460 --> 00:21:05.750
‫ممنون.

00:21:08.580 --> 00:21:09.420
‫هلک...

00:21:10.130 --> 00:21:13.170
‫لطفاً، واقعاً به کمکت نیاز دارم.

00:21:13.190 --> 00:21:20.190
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:20.220 --> 00:21:24.220
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:21:24.330 --> 00:21:27.960
‫Hey, what was that dream

00:21:27.960 --> 00:21:31.170
‫We used to fantasize about?

00:21:31.790 --> 00:21:35.750
‫A treasured memory even if it's small

00:21:35.750 --> 00:21:39.170
‫And covered in mud

00:21:39.920 --> 00:21:43.630
‫I was so clumsy that

00:21:43.630 --> 00:21:46.710
‫I couldn't even tell left from right

00:21:47.670 --> 00:21:54.580
‫When those clear eyes took my hand and saved me

00:21:55.670 --> 00:21:59.540
‫It's okay, it's okay, you kept saying

00:21:59.540 --> 00:22:03.460
‫As you hugged me tightly over and over

00:22:03.460 --> 00:22:06.830
‫This time I will be the one to grab ahold

00:22:06.830 --> 00:22:10.040
‫Of your warm hand

00:22:11.290 --> 00:22:18.460
‫I shouted your name and the world laughed

00:22:18.750 --> 00:22:22.710
‫Those words that hold us together

00:22:22.710 --> 00:22:25.830
‫Are the most precious of all

00:22:26.960 --> 00:22:34.170
‫If this is going to be our fate, then let's change it

00:22:34.420 --> 00:22:38.420
‫On the other side of the darkness

00:22:38.420 --> 00:22:45.420
‫We shall seize the light together

00:22:46.130 --> 00:22:50.920
- ‫قسمت بعد - ‫حقیقت پشت بیداری
- ‫دفعه بعد: "حقیقت پشت بیداری"