﻿WEBVTT

00:00:03.740 --> 00:00:05.140
.برگرد خونه

00:00:05.140 --> 00:00:07.670
،نمی‌تونی بیشتر از این اینجا بمونی
متوجه‌ای دیگه، نه؟

00:00:07.670 --> 00:00:08.940
!نه

00:00:09.770 --> 00:00:12.630
.هنوز... آمادگی برگشتن ندارم

00:00:12.880 --> 00:00:15.260
تا کی می‌خوای مثل بچه‌ها رفتار کنی؟

00:00:16.120 --> 00:00:19.500
،بدون این که چیزی بهم بگی
...پا شدی این‌همه راه رو تا اینجا اومدی

00:00:19.500 --> 00:00:22.620
،اگه یه نفر با نیت شوم
تو خونه‌اش راه‌ـت می‌داد چی؟

00:00:22.620 --> 00:00:23.760
...خب

00:00:24.570 --> 00:00:27.230
.یوشیدا سان... آدم خوبی‌ـه

00:00:30.040 --> 00:00:34.950
،سایو، آدم بزرگ‌ها برخلاف بچه‌ها
.می‌تونند خیلی راحت ادای آدم خوب‌ها رو دربیارند

00:00:34.950 --> 00:00:36.820
!یوشیدا سان همچین آدمی نیست

00:00:38.070 --> 00:00:42.040
،واسه مشکلی که با من داری
!پای یوشیدا سان رو وسط نکش

00:00:40.260 --> 00:01:05.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:05.000 --> 00:01:07.600
.شکست عشقی خوردم

00:01:05.000 --> 00:01:07.600
 .و بعد یه دختر دبیرستانی فراری رو آوردم خونه

00:01:05.000 --> 00:01:07.600
 اصلاح کردم

00:02:12.970 --> 00:02:15.710
.بله، خیلی شرمنده‌ام

00:02:15.880 --> 00:02:20.890
[گذشته]

00:02:17.260 --> 00:02:22.540
.ببخشید که منتظر شدید
.امروز رو مرخصی گرفتم، پس دربست در خدمتم

00:02:23.240 --> 00:02:25.000
.شرمنده که اسباب زحمت شدم

00:02:26.060 --> 00:02:27.340
...محض احتیاط می‌پرسم

00:02:27.340 --> 00:02:29.520
 شما دو تا رابطه‌ی غیرشرعی‌ای با هم دارید؟

00:02:29.520 --> 00:02:30.690
.نداریم

00:02:29.520 --> 00:02:30.690
!به هیچ‌ وجه

00:02:31.800 --> 00:02:32.920
.که اینطور

00:02:33.640 --> 00:02:39.200
،در این صورت، قبل از هر چیزی لازمه بگم
.بابت اینکه در طول این مدت مواظب سایو بودین، خیلی متشکرم

00:02:40.360 --> 00:02:41.200
...نه

00:02:41.930 --> 00:02:46.690
.نگران این بودم که سر از چه‌جور جائی درمیاره

00:02:46.690 --> 00:02:48.200
.درک می‌کنم

00:02:48.830 --> 00:02:51.730
.سایو... مامان نگران‌ـته

00:02:51.730 --> 00:02:54.880
دروغ‌ـه! امکان نداره
!مامان نگران من بشه

00:02:54.880 --> 00:02:57.430
اون بود که ازم خواست
.دنبال‌ـت بگردم

00:02:57.430 --> 00:02:59.950
!امکان نداره اون زن همچین کاری بکنه

00:03:01.270 --> 00:03:04.140
.دلیل واقعی‌ـش رو... بگم بگو

00:03:06.620 --> 00:03:11.540
از وقتی که تو رفتی، چندین بار از مدرسه
.اومدن خونه و جویای وضعیت‌ـت شدند

00:03:11.540 --> 00:03:14.100
...مامان هم که از دردسر خوش‌ـش نمیاد

00:03:14.100 --> 00:03:17.970
،بارها این بهونه رو آورد که
.«دخترم خودش رو تو اتاق‌ـش حبس کرده»

00:03:17.970 --> 00:03:23.860
،نتیجه‌اش این شد که مدرسه به مادر مشکوک شد
.که نکنه خودش دخترش رو تو خونه حبس کرده

00:03:23.860 --> 00:03:26.900
پس ازم می‌خواد برگردم
که صرفاً اون سوءتفاهم برطرف بشه، نه؟

00:03:28.940 --> 00:03:31.910
پس نگران دهن مردم
 ...و وجهه‌ی اجتماعی‌ـشه

00:03:31.910 --> 00:03:34.630
و به احساس سایو اهمیتی نمیده، درسته؟

00:03:34.910 --> 00:03:36.830
.فکر نمی‌کنم اینطور باشه

00:03:36.830 --> 00:03:40.590
گرچه نمی‌تونم با قطعیت بگم
.ذهن‌ـش تمام و کمال درگیر این قضیه‌‌ـست

00:03:42.280 --> 00:03:44.770
،وقتی چیزی به ذهن مادرمون برسه
.به هیچ وجه بیخیال‌ـش نمیشه

00:03:44.770 --> 00:03:47.950
با این وضع، فرار کردن
.واسه‌‌ـت خیلی سخت میشه

00:03:49.460 --> 00:03:53.270
نمیشه حداقل چند روزی وقت بدید؟

00:03:53.960 --> 00:03:55.020
وقت بدم؟

00:03:55.440 --> 00:03:57.460
.فقط یه چند روز کافیه

00:03:57.460 --> 00:03:58.980
می‌تونید این لطف رو بکنید؟

00:03:59.530 --> 00:04:03.500
به نظرم سایو وقت بیشتری
.واسه فکر کردن، لازم داره

00:04:07.940 --> 00:04:11.160
اشکالی نداره که چند لحظه
تنهایی با سایو صحبت کنم؟

00:04:11.740 --> 00:04:14.650
.قول میدم با خودم نمی‌برمش

00:04:15.210 --> 00:04:16.320
.فهمیدم

00:04:16.980 --> 00:04:18.350
تو هم مشکلی نداری، سایو؟

00:04:19.000 --> 00:04:19.920


00:04:22.940 --> 00:04:24.100
.شرمنده

00:04:24.100 --> 00:04:26.840
حتماً شکه شدی
که یهویی پیداش شد، نه؟

00:04:27.220 --> 00:04:29.310
خب تو هم مثل من شکه شدی، درسته؟

00:04:29.910 --> 00:04:33.150
خیال می‌کردم وقت برگشتن‌ـت
...که برسه، آماده شدی

00:04:33.150 --> 00:04:35.390
.با میل خودت به خونه بر‌می‌گردی

00:04:36.060 --> 00:04:36.880
.آره

00:04:37.270 --> 00:04:41.630
ولی به نظر میاد فهمیدیم
.که به این سادگی‌ها هم نیست

00:04:42.080 --> 00:04:43.500
!یوشیدا سان

00:04:44.760 --> 00:04:45.760
چی شده؟

00:04:46.260 --> 00:04:48.110
.یکم... می‌ترسم

00:04:48.110 --> 00:04:50.850
فکرش رو می‌کردم
...که یه روز باید برگردم خونه

00:04:50.850 --> 00:04:53.760
...ولی الان که اون روز، یهویی رسیده

00:04:53.760 --> 00:04:56.570
.من واقعاً خیلی ضعیف‌ـم

00:04:57.350 --> 00:04:59.670
.من هم مثل تو ترسیدم

00:05:00.220 --> 00:05:02.630
.واسه همین... نگران نباش

00:05:06.070 --> 00:05:09.240
،یوشیدا سان، وقتی پیش تواَم
.احساس آرامش می‌کنم

00:05:10.920 --> 00:05:13.660
!ممنون
.میرم با نی سان حرف بزنم

00:05:14.100 --> 00:05:16.360
!آره! برو که رفتی

00:05:28.820 --> 00:05:30.490
خوب شد، مگه نه؟

00:05:31.490 --> 00:05:35.450
،هر چی نباشه، هدف‌ـم از همون اول
برگشتن سایو به خونه بود، غیر از اینه؟

00:05:36.840 --> 00:05:37.660
...با این حال

00:05:42.190 --> 00:05:46.880
آدم بزرگ‌های زیادی پیدا نمی‌شند که
.با نیت خیر یه بچه‌ رو راه بدن خونه‌ـشون

00:05:47.770 --> 00:05:49.720
.درسته

00:05:49.720 --> 00:05:53.140
تمام مدت نگران بودم
...که چی ممکنه به سرت بیاد، ولی

00:05:53.540 --> 00:05:55.310
.یه خورده خیالم راحت شد

00:05:56.260 --> 00:05:59.960
به نظر میاد اون مرد واقعاً نگران توئه، نه؟

00:06:01.100 --> 00:06:01.920
.آره

00:06:05.730 --> 00:06:11.780
مامان هر روز زنگ می‌زنه
.و می‌پرسه که پیدات کردم یا نه،‌

00:06:10.220 --> 00:06:11.780


00:06:11.780 --> 00:06:13.080
.که اینطور

00:06:13.590 --> 00:06:17.900
،بعد از اتفاقی که افتاد
.مامان خیلی ضعیف و دمدمی مزاج شد

00:06:17.900 --> 00:06:20.520
.از وقتی که تو از خونه فرار کردی، بدتر هم شده

00:06:21.860 --> 00:06:23.750
.پس بهتره که همین الان برگردی

00:06:24.600 --> 00:06:26.650
،من هم تا جائی که بتونم
 .ازت حمایت می‌کنم

00:06:28.230 --> 00:06:31.970
.من... اولش چون برام دردناک بود، فرار کردم

00:06:32.500 --> 00:06:36.400
،ولی هر چقدر هم که فرار کردم
.باز هم اون درد باهام بود

00:06:37.020 --> 00:06:39.930
با خودم گفتم
.«هرجا که برم، بازم تنهام»

00:06:41.830 --> 00:06:44.090
.بعدش یوشیدا سان رو دیدم

00:06:44.090 --> 00:06:51.110
،اون بهم فهموند که چقدر احمق بودم
.و چه چیز‌های مهمی رو پشت سرم ول کردم و اومدم اینجا

00:06:52.580 --> 00:06:58.730
واسه همین به خودم گفتم... باید خودم
.برای خودم فکر کنم که ببینم می‌خوام چی باشم

00:06:59.460 --> 00:07:05.090
«این همه راه اومدی، که چی با خودت ببری خونه؟»
...نمی‌خوام تا وقتی به جواب این سؤال نرسم

00:07:05.550 --> 00:07:06.800
!برگردم خونه

00:07:12.260 --> 00:07:13.370
.که اینطور

00:07:14.010 --> 00:07:15.980
.تو هم یکم‌ـی عوض شدی، ها

00:07:17.450 --> 00:07:20.390
.نسبت به قبل، رُک‌تر حرف دل‌ـت رو می‌زنی

00:07:23.080 --> 00:07:25.390
.آره. ممکنه

00:07:26.370 --> 00:07:33.320
.نهایت‌ِـش بتونم یه هفته وقت بخرم
.تو این یه هفته بهش دروغ میگم،که هنوز پیدات نکردم

00:07:33.860 --> 00:07:35.020
منظورت... ؟

00:07:36.490 --> 00:07:39.750
دارم میگم «یه هفته وقت داری
.«که تا دلت می‌خواد فکر کنی

00:07:44.140 --> 00:07:45.440
.ممنون

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
امروز

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
سلام، بیداری؟

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
.آره

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
چیزی شده؟

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
می‌تونی همین الان بیای خونه‌ی یوشیدا سان؟
.هرچه سریع تر بهتر. می‌خوام باهات صحبت کنم

00:07:46.460 --> 00:07:50.420
.حله

00:07:48.050 --> 00:07:50.420
.تا نیم ساعت دیگه اونجام

00:07:49.550 --> 00:07:50.420
ممنون

00:07:59.080 --> 00:08:04.590
.پس قضیه از این قراره
باید یه هفته دیگه برگردی خونه‌ات، ها؟

00:08:04.590 --> 00:08:05.440
.آره

00:08:06.100 --> 00:08:09.120
.که اینطور
.دلم حسابی واست تنگ میشه

00:08:10.220 --> 00:08:14.490
به نظر میاد برادرت بیشتر از چیزی که
 .فکرش رو می کردم، به تصمیم‌ـت احترام گذاشت

00:08:14.900 --> 00:08:16.490
.اینطور به نظر میاد

00:08:16.490 --> 00:08:20.170
.فقط یه هفته
.بهتره خوب ازش واسه فکر کردن استفاده کنی

00:08:20.700 --> 00:08:21.660


00:08:23.450 --> 00:08:28.330
...واسه همین می‌خوام شما دو تا به حرف‌هام گوش بدین
.که تا الان چه اتفاقاتی واسم افتاده

00:08:28.950 --> 00:08:32.210
باشه. دوستم می‌خواد
 ...با گذشته‌اش روبه‌رو بشه

00:08:32.210 --> 00:08:34.210
اگه حمایت‌ـش نکنم
!که نمیشه بهم گفت دوست

00:08:34.210 --> 00:08:35.130
...آره

00:08:35.130 --> 00:08:38.300
عه؟ یوشیدا چی، دستپاچه شدی؟

00:08:38.300 --> 00:08:39.100
!خفه

00:08:42.680 --> 00:08:44.280
.خب پس، شروع می‌کنم

00:08:45.760 --> 00:08:49.580
.من هیچ‌وقت رابطه‌ی خوبی با مادرم نداشتم

00:08:50.340 --> 00:08:53.490
و این یکی از دلایلی بود که
...وقتی وارد دبیرستان شدم

00:08:53.490 --> 00:08:56.220
هیچوقت حس اینکه بخوام
...برای چیزی تلاش کنم رو نداشتم

00:08:56.220 --> 00:08:58.780
،نه درس خوندن
...نه دوستام و نه هیچی

00:08:59.230 --> 00:09:00.960
.هیچ‌کدومشون واسم مهم نبودن

00:09:01.740 --> 00:09:05.050
،وقتی همه دور و برم رو خالی کردند
.«با خودم گفتم «خیلی هم عالی

00:09:06.360 --> 00:09:07.280
...اما

00:09:08.180 --> 00:09:10.670
سایو چان، میشه با هم ناهار بخوریم؟

00:09:10.670 --> 00:09:13.610
...آره، حتماً

00:09:18.520 --> 00:09:21.010
خب... چیزی شده، یوکو؟

00:09:21.530 --> 00:09:24.670
.واقعاً نیمرخ خیلی باحالی داری، سایو چان

00:09:24.670 --> 00:09:26.900
ا... این چه حرفی بود؟

00:09:26.900 --> 00:09:28.650
چرا انقدر باحالی؟

00:09:28.930 --> 00:09:31.230
«چرا؟»

00:09:32.950 --> 00:09:36.830
...یوکو هم مثل من
.توسط بقیه‌ی کلاس نادیده گرفته میشد

00:09:37.400 --> 00:09:41.760
مطمئنم از دید بقیه، این ما دو تا
.وصله‌ی ناجور بودیم که با هم می‌چرخیدیم

00:09:42.900 --> 00:09:47.490
...ولی بودن با یوکو
 .واقعاً بهم خوش گذشت

00:09:47.490 --> 00:09:51.840
وقتی می‌خندی خیلی
.دوست‌داشتنی میشی، سایو چان

00:09:52.760 --> 00:09:56.680
،به خاطر بودن اون
.لبخند به لب‌های من اومد

00:09:57.980 --> 00:09:58.760
...ولی

00:09:58.760 --> 00:10:03.720 position:80% line:20%
ریاضی 2

00:10:00.420 --> 00:10:03.720
یه گروه از دخترها
.شروع کردن به قلدری واسه یوکو

00:10:07.980 --> 00:10:09.130
خوبی؟

00:10:09.720 --> 00:10:10.590
.آره

00:10:11.420 --> 00:10:14.320
ولی چرا این بلا داره سر تو میاد؟

00:10:18.280 --> 00:10:19.610
یوکو؟

00:10:23.540 --> 00:10:29.500
سایو چان، یکم قبل، یکی از پسرهای تیم بسکتبال
بهت اعتراف کرد و تو رَدِش کردی، درسته؟

00:10:29.500 --> 00:10:31.470
...آ... آره

00:10:32.170 --> 00:10:36.440
یکی از اون دخترها
.پسرَ رو دوست داره، احتمالاً واسه همینه

00:10:37.580 --> 00:10:41.050
ولی در اون صورت نباید میومدن سراغ من؟

00:10:42.010 --> 00:10:48.390
خب ببین ... تو قیافه‌ی خوشگلی داری
 .و خیلی هم باحالی

00:10:49.600 --> 00:10:52.960
،سایو چان، هر طوری بهت نگاه کنند
.بهت نمیاد آدم بدی باشی

00:10:52.960 --> 00:10:54.780
...مهم نیست چه شایعه‌هایی واس بسازن

00:10:54.780 --> 00:10:58.000
نمی‌تونند تو رو بد جلوه بدن
 .و همه رو علیه‌ـت بسیج کنند

00:10:58.000 --> 00:11:01.070
پس به جای من
اومدن سراغ تو؟

00:11:01.070 --> 00:11:03.330
.و... ولی نمیشه کاریش کرد

00:11:03.330 --> 00:11:07.080
،من از اون آدمای گرفته‌ام
.قیافه‌ی خوبی هم ندارم

00:11:07.080 --> 00:11:11.000
واسه کسی مثل من عجیب‌ـه
 .که همیشه با تو می‌پلکم

00:11:12.280 --> 00:11:13.470
...یوکو

00:11:14.040 --> 00:11:16.720
.اونا گفتند که مثل شیفته و آویزون تواَم

00:11:14.040 --> 00:11:18.840
هیچ لغت مناسبی پیدا نکردم، منظورش کسیه که با افراد محبوب)
(می‌چرخه به امید اینکه خودش هم دیده بشه و به چیزی برسه، همون داف خودمون

00:11:16.720 --> 00:11:18.840
.ولی اشتباه هم نمی‌کنند

00:11:18.840 --> 00:11:20.170
!اینطور نیست

00:11:22.390 --> 00:11:26.110
!یوکو... تو اولین دوست منی

00:11:35.510 --> 00:11:36.670
.بیا

00:11:39.690 --> 00:11:42.620
دوستم به خاطر من
...مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت

00:11:43.140 --> 00:11:45.390
.و من حتی متوجه هم نشده بودم

00:11:45.960 --> 00:11:47.740
.برام ناراحت کننده بود

00:11:51.160 --> 00:11:53.710
.مطمئنم با اون کاری که کردیم، مُلتفت شده

00:11:53.710 --> 00:11:54.940
همینه، مگه نه؟

00:11:54.940 --> 00:11:58.880
اصلاً‌ خود شاهدخت ساما باید
دوست‌های بهتری واسه خودش انتخاب کنه، موافقی؟

00:11:58.880 --> 00:12:00.130
!حق گفتی

00:12:00.130 --> 00:12:05.180
شرط می‌بندم با خودش خیال کرده اگه با دختر‌های تنها
.دوست بشه، پسرها بیشتر واسش کف می‌کنن

00:12:06.150 --> 00:12:07.430
!یوکو

00:12:16.150 --> 00:12:18.160
!سایو چان

00:12:32.290 --> 00:12:36.460
.من به‌هیچ وجه بهت پُشت نمی‌کنم
.بیا با هم مقابله کنیم

00:12:37.940 --> 00:12:39.640
!سایو چان

00:12:46.100 --> 00:12:47.840
.«دو تایی واسمون مشکلی پیش نمیاد»

00:12:48.260 --> 00:12:50.490
.«امکان نداره کم بیاریم»
 .اینطور فکر می‌کردم

00:12:52.340 --> 00:12:57.400
،ولی حالا که به گذشته نگاه می‌کنم
.اون روز اشتباه بزرگی کردم

00:13:03.940 --> 00:13:07.450
چـ... چیکار می‌کنی، یوکو؟

00:13:09.580 --> 00:13:10.740
.سایو چان

00:13:11.670 --> 00:13:15.360
.مـ... میگم... خطرناکه
.بیا این‌وَر

00:13:17.000 --> 00:13:20.500
...کل مدت
 .همینجا منتظرت بودم

00:13:20.500 --> 00:13:26.120
،اولین باری که دیدم‌ـت
.«با خودم گفتم «چقدر این دختر خوشگله

00:13:26.580 --> 00:13:30.460
...منزوی، زیبا
.هیچکس نمی‌تونست بهت نزدیک بشه

00:13:30.460 --> 00:13:32.080
چی داری میگی؟

00:13:32.080 --> 00:13:37.120
،ولی از اونجائی که من که یه احمق‌ـم
.سرم رو انداختم پایین و بهت نزدیک شدم

00:13:37.560 --> 00:13:42.430
،و وقتی باهات حرف زدم
.فهمیدم فقط یه دختر معمولی و ناز هستی

00:13:42.430 --> 00:13:47.450
...مهربون و باملاحظه
.با یه لبخند فوق‌العاده دوست‌داشتنی

00:13:49.190 --> 00:13:51.850
.و من خراب‌ـش کردم

00:13:53.340 --> 00:13:56.080
...من سایو چان‌ـه منزوی و خوشگل رو

00:13:56.080 --> 00:14:00.730
تبدیل به دختر احمقی کردم که
.که با یه دختر بخت‌برگشته‌ای مثل من می‌گرده

00:14:01.590 --> 00:14:04.060
!تو با من فرق داری، سایو چان

00:14:04.060 --> 00:14:06.090
!می‌تونی بیشتر بدرخشی

00:14:06.730 --> 00:14:08.280
...و من

00:14:08.940 --> 00:14:11.800
منی که بیشتر از هر کسی
 ...تو رو تحسین می‌کردم

00:14:12.470 --> 00:14:14.380
.خراب‌ـش کردم

00:14:15.560 --> 00:14:20.830
میگم سایو چان... این اواخر
.دوباره مثل قبل، اصلاً لبخند به لب‌ـت نیومده

00:14:20.830 --> 00:14:26.210
تمام مدت این تو کله‌ـته که چطور
.از من محافظت کنی. همیشه افسرده به نظر میاد

00:14:26.210 --> 00:14:29.030
!خـ... خب معلومه
!تو دوست‌ـمی، ها

00:14:29.660 --> 00:14:31.050
.ممنون

00:14:31.820 --> 00:14:36.030
...ولی می‌دونی
.این کارِت بیشتر از هر چیزی آزارم میده

00:14:37.000 --> 00:14:40.840
.این تقصیر تو نیست‌ها، سایو چان

00:14:40.840 --> 00:14:42.060
یوکو؟

00:14:42.960 --> 00:14:46.010
سایو چان، همیشه لبخند بزن، باشه؟

00:15:28.470 --> 00:15:29.490
خونه تشریف دارید؟

00:15:29.490 --> 00:15:31.450
شرمنده اوگی‌وارا سان، هستید؟

00:15:31.970 --> 00:15:36.280
!تموم‌ـش کنید
!گفتم که این قضیه ربطی به ما نداره

00:15:36.280 --> 00:15:38.540
!اوگی‌وارا سان، لطفاً یه لحظه صبر کنید

00:15:38.540 --> 00:15:41.050
!اوگی‌وارا سان
 !فقط به چند تا سؤال جواب بدید

00:16:01.320 --> 00:16:02.330
...مامان

00:16:03.080 --> 00:16:04.870
!تقصیر توعه... همه‌اش

00:16:05.170 --> 00:16:08.580
!دیگه خسته‌ام کردی
 !فقط دردسر درست می‌کنی

00:16:08.580 --> 00:16:09.340
.متأسفم

00:16:09.340 --> 00:16:13.340
چرا ما باید به خاطر خودکشی
یه نفر دیگه، بازخواست بشیم و از ما عصبانی بشن؟

00:16:13.800 --> 00:16:18.010
،ایسّا داره تمام تلاش‌ـش رو می‌کنه
 ...ولی تو فقط و فقط

00:16:18.010 --> 00:16:19.380
.متأسفم

00:16:21.820 --> 00:16:26.250
...نکنه
واقعاً که تو نکشتی‌ـش، درسته؟

00:16:34.550 --> 00:16:36.160
!مسخرم نکن

00:16:37.620 --> 00:16:39.240
!معلومه که کار من نبود

00:16:40.200 --> 00:16:42.250
تو درک نمی‌کنی، نه؟

00:16:42.540 --> 00:16:46.980
دوست جون جونی من، به خاطر من
!واسه‌ـش قلدری می‌کردن، و الان هم مرده

00:16:46.980 --> 00:16:49.960
!امکان نداره... که این احساس رو درک کنی

00:16:53.900 --> 00:16:56.600
،اگه انقدر مزاحم‌ـتم
 !از جلوی چشمات گم و گور میشم

00:16:59.990 --> 00:17:02.890
سایو، مشکلی نداری که از خونه میری بیرون؟

00:17:02.890 --> 00:17:03.770
!سایو

00:17:04.180 --> 00:17:05.520
!ولم کن

00:17:05.790 --> 00:17:08.040
!دیگه پام رو تو این خونه نمی‌ذارم

00:17:08.040 --> 00:17:09.490
.آروم باش

00:17:09.490 --> 00:17:10.960
چی شده آخه؟

00:17:12.310 --> 00:17:13.530
...مامان

00:17:15.270 --> 00:17:18.950
...از من پرسید
 !که من یوکو رو کشتم یا نه

00:17:18.950 --> 00:17:20.330
...چی

00:17:20.330 --> 00:17:21.920
...همچین حرفی

00:17:26.460 --> 00:17:31.390
متوجه‌ام. الان بهترین کار اینه که
.از مامان فاصله بگیری

00:17:36.980 --> 00:17:38.140
...خب دیگه

00:17:38.700 --> 00:17:40.600
.سایو... بگیر

00:17:41.460 --> 00:17:43.060
.سیصد هزار ین توشه

00:17:43.060 --> 00:17:45.870
،اگه ولخرجی نکنی
 .دو هفته‌ای کارت رو وراه می‌ندازه

00:17:46.460 --> 00:17:47.440
.نمی‌تونم قبول کنم

00:17:48.020 --> 00:17:51.400
من هم نمی‌تونم قبول کنم که با جیب خالی
.از خونه فرار کنی

00:17:51.940 --> 00:17:55.220
.گوش کن. باید تو یه هتل درخور اتاق بگیری

00:17:55.220 --> 00:18:00.700
و اینکه اگه احساس کردی
.در خطری، حتماً بهم خبر بدی

00:18:00.700 --> 00:18:02.870
...اگه بتونی این دو تا قول رو بهم بدی

00:18:02.870 --> 00:18:05.840
.من سر مامان رو شیره می‌مالم که خبر دار نشه

00:18:06.300 --> 00:18:07.390
.ممنون

00:18:07.910 --> 00:18:09.580
.تا حالا کلی سختی کشیدی

00:18:10.520 --> 00:18:12.240
.یکم استراحت کن

00:18:14.370 --> 00:18:15.170
.باشه

00:18:19.770 --> 00:18:24.180
،از دست مادرم فرار کردم
...و بالاخره آزاد بودم

00:18:25.320 --> 00:18:27.360
.ولی احساس بهتری نداشتم

00:18:28.100 --> 00:18:30.100
.تنهای احساسم، تنهایی بود

00:18:31.660 --> 00:18:35.130
آخرش پولی که نی سان
...بهم داده بود، تموم شد

00:18:35.870 --> 00:18:38.970
،و بعدش حس پوچی و حقارت
.من رو احاطه کردند

00:18:40.060 --> 00:18:43.770
حتی مهربونی نی سان هم
.حس ترحم بهم می‌داد

00:18:41.890 --> 00:18:44.530
اوگی‌وارا ایسّا

00:18:44.530 --> 00:18:49.960
در نهایت،‌ با خودم گفتم که
.«من تمام مدت واسه هیچکس، هیچ چیزی نبودم»

00:18:50.750 --> 00:18:55.920
،همین که متوجه این قضیه شدم
.حتی واسه خودم هم بی‌ملاحظه بودنم، تعجب آور بود

00:18:57.990 --> 00:18:59.050
...و بعدش

00:18:59.850 --> 00:19:03.180
هی، یه دختر دبیرستانی
این وقت شب، بیرون چیکار می‌کنه؟

00:19:05.030 --> 00:19:06.430
.از خونه فرار کردم

00:19:07.030 --> 00:19:08.330
.کاری واسه برگشتن ندارم

00:19:10.160 --> 00:19:12.860
.چاره‌ای نیست
.خطرناکه که تنهایی بیرون بمونی

00:19:12.860 --> 00:19:15.040
.می‌تونی امشب رو با من بمونی

00:19:17.320 --> 00:19:19.220
مزاحم نیستم؟

00:19:19.220 --> 00:19:21.020
.اولش، حتی نفهمیدم که چی دارم میگم

00:19:22.900 --> 00:19:25.500
،همه چیز از اونجا شروع شد
 .و دیگه نتونستم برگردم

00:19:26.330 --> 00:19:29.930
اولش با خودم خیال می‌کردم که شاید همه‌ی اون مردها
.فقط از روی مهربونی اجازه میدند که پیش‌ـشون بمونم

00:19:30.500 --> 00:19:34.830
،ولی بعد از چند روز
.همه‌ـشون درخواست رابطه می‌کردند

00:19:34.830 --> 00:19:39.800
و از اونجایی که دلم نمی‌خواست
.برگردم،‌ سریع تسلیم می‌شدم

00:19:42.170 --> 00:19:43.770
واقعاً احمق‌ـم، نه؟

00:19:43.770 --> 00:19:46.650
حتی اسم کسی که اولین بارم
.باهاش بود رو یادم نیست

00:19:47.430 --> 00:19:48.940
...سایو چان

00:19:49.660 --> 00:19:51.710
...بقیه‌اش رو تکرار این قصه‌ـست

00:19:52.150 --> 00:19:55.130
،همین که شروع شد
 .بقیه‌ـش تکراری شد

00:19:56.190 --> 00:19:58.350
.رابطه‌ دربرابر سرپناه

00:19:58.980 --> 00:20:01.360
فرارم از خونه رو همین‌طور
 ...دست و پا شکسته ادامه دادم

00:20:01.910 --> 00:20:03.450
.تا بالاخره به یوشیدا سان برخوردم

00:20:04.570 --> 00:20:10.000
این کُل قصه‌ی من از موقع ترک هوکایدو
.تا ملاقات یوشیدا سان بود

00:20:11.820 --> 00:20:12.940
...که اینطور

00:20:13.820 --> 00:20:16.230
.ممنون که تعریف کردی

00:20:16.230 --> 00:20:20.520
سایو چان، تو واقعاً
واسه رسیدن به اینجا، سخت تلاش کردی، نه؟

00:20:23.250 --> 00:20:24.100
...آره

00:20:25.650 --> 00:20:27.260
خیلی سخت بوده، نه؟

00:20:28.340 --> 00:20:31.130
.آره، تمام تلاشم رو کردم

00:20:31.670 --> 00:20:33.960
.واقعاً... تمام مدت

00:20:46.750 --> 00:20:48.060
.بالاخره آروم شد

00:20:48.470 --> 00:20:49.530
.که اینطور

00:20:50.390 --> 00:20:53.340
...می‌دونستم یه قضیه‌ای هست

00:20:53.790 --> 00:20:56.570
...ولی انتظار نداشتم تا این حد

00:20:56.570 --> 00:20:57.840
.درسته

00:20:58.220 --> 00:20:59.750
...دوست‌ـش خودکشی کرد

00:20:59.750 --> 00:21:03.060
،و مادری که باید بزرگترین پشتیبان‌ـش می‌بود
.به جای حمایت، توبیخ‌ـش کرد

00:21:03.060 --> 00:21:04.910
.حتی یه آدم بالغ هم جلوی همچین چیزی، کمر خم می‌کنه

00:21:06.240 --> 00:21:08.750
خب، چیکار می‌کنی،‌یوشیدا چی؟

00:21:08.750 --> 00:21:10.350
چی رو؟

00:21:10.790 --> 00:21:12.780
.سایو چاسو رو میگم دیگه

00:21:13.260 --> 00:21:15.730
می‌خوای بذاری با همین وضع
 برگرده خونه؟

00:21:17.060 --> 00:21:18.930
.خانواده‌ـش اومدن دنبال‌ـش

00:21:18.930 --> 00:21:21.700
،منی که هفت پشت غریبه‌ـم
 .کاری از دستم برنمیاد

00:21:21.700 --> 00:21:26.150
،تما این مدت پیش‌ـش بودی
 حالا شدی هفت پشت غریبه؟

00:21:26.150 --> 00:21:29.240
این مسئله‌ایه که باید
 .بین خود اعضای خانواده حل و فصل بشه

00:21:29.240 --> 00:21:32.820
،شک دارم که اون خانواده‌ای که گفتی
.طرف سایو چاسو باشه

00:21:32.820 --> 00:21:34.700
می‌خوای چیکار کنی، یوشیدا چی؟

00:21:34.700 --> 00:21:36.740
اصلاً به حرف‌ من گوش میدی؟

00:21:36.740 --> 00:21:38.670
.من نباید نخود هر آش بشم

00:21:38.990 --> 00:21:41.150
.منظورم این نیست

00:21:41.150 --> 00:21:43.880
!الان نخود بودن و نبودن مسئله نیست

00:21:45.430 --> 00:21:48.340
دارم می‌پرسم که خودت
دل‌ـت می‌خواد راجع به سایو چاسو چیکار کنی؟

00:21:49.690 --> 00:21:50.890
...من

00:21:54.780 --> 00:21:57.550
دلم می‌خواد چیکار کنم؟

00:22:00.000 --> 00:22:25.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:25.024 --> 00:23:00.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:23:30.030 --> 00:23:35.030
قسمت بعد

00:23:30.030 --> 00:23:35.030
[محک]

00:23:35.160 --> 00:23:40.040 position:80%
هفته‌ی بعد هم با ما باشین، باشه؟