﻿WEBVTT

00:00:01.230 --> 00:00:02.060
‫الو؟

00:00:02.270 --> 00:00:04.520
‫می‌کشمت

00:00:07.500 --> 00:00:09.000
‫آنچه گذشت...

00:00:09.102 --> 00:00:12.442
‫تا سال 79، متجاوز بخش
‫شرقی به طرف جنوب رفته بود

00:00:12.642 --> 00:00:15.312
‫در گلوتا، سانتا باربارا،
‫حمله‌ی بعدی رو می‌بینیم

00:00:15.392 --> 00:00:17.562
‫میدونم همون آدمه

00:00:17.732 --> 00:00:19.692
‫لذت قاتل از بالاتر بردن خطر...

00:00:19.772 --> 00:00:21.142
‫نشات می‌گرفت

00:00:21.852 --> 00:00:24.102
‫میشل در نهایت...

00:00:24.192 --> 00:00:25.692
‫اسم قاتل گلدن استیت رو انتخاب کرد

00:00:25.892 --> 00:00:27.942
‫اولین مقاله‌ی بزرگش بود

00:00:28.272 --> 00:00:29.732
‫داستان منفجر شد

00:00:30.272 --> 00:00:32.272
‫گفتم که من نماینده کتاب میشم...

00:00:32.352 --> 00:00:33.732
‫اگه بخواد به یه کتاب تبدیلش کنه

00:00:33.812 --> 00:00:36.522
‫این امید وجود داره که
‫با جلب توجه عمومی...

00:00:36.812 --> 00:00:39.102
‫آدم مناسب اطلاعات
‫درست رو بده

00:00:39.126 --> 00:00:49.126
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:49.150 --> 00:01:01.150
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:01.771 --> 00:01:05.771
‫[ ایرلند شمالی، 1992 ]

00:01:11.772 --> 00:01:14.192
‫دیشب چه فکری با خودم میکردم؟

00:01:16.312 --> 00:01:19.982
‫گذاشتم مست بشم
‫و به دام بیافتم...

00:01:20.062 --> 00:01:22.602
‫اما با یه مرد متاهل و بچه‌دار؟

00:01:23.442 --> 00:01:25.602
‫نمیخواستم چنین اتفاقی بیافته

00:01:27.272 --> 00:01:29.892
‫خیلی از یه
‫اتفاق مجزا فاصله داره

00:01:29.982 --> 00:01:31.562
‫چندین هزار نفر...

00:01:31.642 --> 00:01:34.142
‫از زمان شروع درگیری بین
‫اتحادگران پروتستان و...

00:01:34.232 --> 00:01:36.352
‫- کاتولیکهای رم مردن
‫- در این خونه زندگی میکنم

00:01:36.442 --> 00:01:38.062
‫با پنج زن و مرد زخم خورده...

00:01:38.142 --> 00:01:41.352
‫براشون یه مشاور الگو و یه حامی فراهم میکنم

00:01:41.442 --> 00:01:44.772
‫آخرین اقدام در بمبگذاری‌های
‫شهرهای ایرلند شمالی

00:01:44.852 --> 00:01:47.102
‫بعد از یه ماه در بلفاست...

00:01:47.192 --> 00:01:51.192
‫رفتار رییسم تغییر کرد،
‫اونکه سعی داشت هر گونه ترسی که...

00:01:51.272 --> 00:01:53.812
‫از سناریوهای بسیار خطرناک داشتم رو آروم کنه...

00:01:53.892 --> 00:01:56.732
‫به یه آدم جدی‎تر تبدیل شده بود

00:01:58.602 --> 00:02:02.442
‫مشتاقانه از مدیریت دسته‌ها در لندن میگفت...

00:02:02.522 --> 00:02:04.442
‫از شلوارهای پوست پلنگی...

00:02:04.522 --> 00:02:07.192
‫همسر همیشه ناراحتش

00:02:08.642 --> 00:02:10.522
‫گذاشتم بهم فشار بیاره

00:02:12.022 --> 00:02:15.352
‫با اینکه از رفتارش
‫آشفته و آزرده بودم...

00:02:15.442 --> 00:02:17.312
‫ناظرم بود...

00:02:17.392 --> 00:02:21.562
‫و اون بوجودش اورده بود
‫و خیلی بهش وابسته بودم

00:02:24.563 --> 00:02:26.563
‫همون حس تاریک تعلیق قبل از خواب...

00:02:26.564 --> 00:02:29.564
‫پر شده از نگرانی و پشیمونی

00:02:32.482 --> 00:02:33.602
‫میرم خونه...

00:02:35.062 --> 00:02:37.062
‫یا حداقل از اینجا دور میشم

00:02:57.392 --> 00:03:01.062
‫ خب، قدم گذاشتم تو بهمن

00:03:02.732 --> 00:03:05.352
‫ روح منو پوشونده

00:03:07.942 --> 00:03:12.102
‫ وقتی این گوژپشتی
‫ که می‌بینی نیستم

00:03:13.022 --> 00:03:16.312
‫ زیر تپه‌ی طلایی میخوابم

00:03:18.732 --> 00:03:22.562
‫ تویی که میخوای درد رو فتح کنی

00:03:22.642 --> 00:03:28.442
‫ باید یاد بگیری

00:03:43.642 --> 00:03:45.142
‫دوباره صبح بخیر میگم،
‫خانمها و آقایون

00:03:45.232 --> 00:03:47.312
‫خوش اومدین به پرواز...

00:03:47.392 --> 00:03:49.692
‫ازم متنفری، نه؟

00:03:49.772 --> 00:03:51.812
‫- ببخشید؟
‫- نه، شوخی میکنم. رفیقیم

00:03:51.892 --> 00:03:53.892
‫اما من رییس دفتر معاون رییس‌جمهورم

00:03:53.982 --> 00:03:56.022
‫میدونی، مستقیم اومدی اونو ببینی...

00:03:56.102 --> 00:03:57.442
‫نمی‌دونستم که داری میای، پس...

00:03:57.522 --> 00:03:59.642
‫متاسفم

00:04:00.142 --> 00:04:03.312
‫[ سلام، از موعد قرارداد چه خبر؟ ]
‫[ کتاب به کجا رسید؟ جنایت رو حل کردی؟ ]

00:04:03.313 --> 00:04:06.313
‫[ خب، به موعد اول دسامبر میرسی؟ ]
‫[ برای جلد کتاب چیزی پیدا کردی؟ ]

00:04:07.314 --> 00:04:10.314
‫[ - ملانی: کی میتونم کتاب رو ببینم؟ ]
‫[ - خواهر: کتابت تموم شده؟ ]

00:04:13.315 --> 00:04:19.315
‫[ میشل: چی میگی اگه جای ]
‫[ مناسبی برای تجویز دوباره‌ی قرصم باشیم؟ ]

00:04:28.942 --> 00:04:31.272
‫به عنوان یه نویسنده،
‫میدونم یه چیزی که...

00:04:31.352 --> 00:04:34.142
‫به یه دوست که
‫روی کتاب کار میکنه نمیگی...

00:04:34.232 --> 00:04:36.022
‫اینه، کتاب چطور پیش میره؟

00:04:36.102 --> 00:04:37.602
‫فقط میخواستم مطمئن بشم...

00:04:37.692 --> 00:04:40.812
‫و ببینم چه کار میکنه
‫و به این زودیا میاد...

00:04:40.892 --> 00:04:42.062
‫به شهر یا نه

00:04:43.142 --> 00:04:45.942
‫پس گفتم، سلام، اوضاع چطوره؟

00:04:46.022 --> 00:04:47.482
‫واقعا دلم برات تنگ شده

00:04:49.562 --> 00:04:52.352
‫بعدش دیدم که یادداشتش رسید

00:04:52.353 --> 00:04:55.353
‫[ کتاب شده یه هیولا بی‌انتها از ]
‫[ اطلاعات بی‌پایان و سرنخ‌های جدید ]

00:04:55.354 --> 00:04:57.202
‫[ و همین خیلی داره اذیتم میکنه ]

00:04:57.232 --> 00:05:00.062
‫نوشتن اولین کتاب خیلی سخته

00:05:00.142 --> 00:05:01.772
‫اما کارش عالی بود

00:05:01.852 --> 00:05:05.442
‫و خیلی سخت‌کوش بود

00:05:05.522 --> 00:05:07.642
‫پس چندان نگران نبودم

00:05:09.852 --> 00:05:12.562
‫با گذشتن ماه‌ها...

00:05:12.642 --> 00:05:15.232
‫موعدش نزدیکتر میشد...

00:05:15.312 --> 00:05:18.692
‫تموم نکرده بود
‫یا نزدیک به پایان نشده بود

00:05:18.772 --> 00:05:21.602
‫بذار ببینم خبری ازش شده یا نه

00:05:21.692 --> 00:05:24.352
‫میدونم موعدهایی بودن
‫که نتونست بهشون برسه

00:05:24.442 --> 00:05:26.602
‫و یادمه که خیلی خیلی نگرانشون بود...

00:05:26.692 --> 00:05:30.892
‫و میگفتم، همین الان
‫به نماینده‌ت زنگ بزن...

00:05:30.982 --> 00:05:34.602
‫و بهت میگه که هیچکس
‫به موعد قرارداد نمیرسه

00:05:34.692 --> 00:05:37.232
‫برای خودش این
‫موعدها رو بزرگ کرده بود

00:05:37.312 --> 00:05:38.642
‫میگفت میخوام قابل اعتماد باشم

00:05:38.732 --> 00:05:40.272
‫میخوام حرفه‌ای باشم

00:05:40.352 --> 00:05:42.442
‫یه ایده‌آلگرا بود

00:05:42.522 --> 00:05:45.232
‫و داشت دو کار رو همزمان میکرد

00:05:45.312 --> 00:05:47.142
‫داشت یه کتاب می‌نوشت...

00:05:47.232 --> 00:05:49.442
‫و سعی داشت
‫یه پرونده رو حل کنه

00:05:49.522 --> 00:05:52.522
‫این واقعیت که
‫این دو چیز ترکیب شدن...

00:05:52.602 --> 00:05:54.892
‫تجربه معمولی در نویسندگی نیست

00:05:56.272 --> 00:05:57.732
‫یکی هست

00:05:59.102 --> 00:06:02.442
‫سلام، دنیل
‫امیدوارم عید شکرگزاری بهت خوش گذشته باشه

00:06:02.443 --> 00:06:05.443
‫تازه از یه هفته گوشه‌نشینی
‫در هتل سانتا باربارا برگشتم

00:06:05.444 --> 00:06:06.772
‫سانتا باربارا هتل

00:06:06.852 --> 00:06:08.642
‫دقیقا دوبار هتل رو ترک کردم

00:06:08.732 --> 00:06:10.772
‫نوشتن خوب پیش میره

00:06:10.852 --> 00:06:13.062
‫میتونم کلی صفحه‌ی دیگه تحویل بدم...

00:06:13.142 --> 00:06:16.482
‫اما خودم شخصا حس میکنم
‫خیلی زوده که به عنوان...

00:06:16.562 --> 00:06:18.142
‫آخرین دست‌نویس تحویلش بدم

00:06:18.232 --> 00:06:20.192
‫و همینطور که بهت گفتم، از نظر شخصی...

00:06:20.272 --> 00:06:24.022
‫نمیتونم با این سرعت ادامه بدم

00:06:24.102 --> 00:06:26.692
‫غریزه‌م بهم میگه
‫باید به زودی به نیویورک بیام...

00:06:26.772 --> 00:06:28.852
‫تا با تو و جنیفر حرف بزنم

00:06:28.942 --> 00:06:31.642
‫میتونم بهتون چند تا
‫پیشرفت رو بگم...

00:06:31.732 --> 00:06:33.232
‫که هیجان‌انگیزن

00:06:49.442 --> 00:06:51.232
‫خیلی خوب آخرین باری که...

00:06:51.312 --> 00:06:55.062
‫در نیویورک بود رو یادمه،
‫در دسامبر 2015

00:06:55.142 --> 00:06:56.562
‫سلام

00:06:56.642 --> 00:06:58.852
‫خیلی ممنون که باهام حرف میزنی

00:06:58.942 --> 00:07:00.482
‫خیلی...

00:07:00.562 --> 00:07:03.352
‫و فکر کنم میشل یکم نگران بود

00:07:03.442 --> 00:07:05.062
‫پس با آمادگی کامل اومده بود

00:07:05.142 --> 00:07:06.522
‫یه ارائه داشت

00:07:06.602 --> 00:07:10.102
‫و تمام دلایل رو مرتب کرده بود

00:07:13.442 --> 00:07:15.732
‫از میون پیچ و تابهای مختلف...

00:07:15.812 --> 00:07:17.642
‫ادعاها و تشویقها...

00:07:17.732 --> 00:07:19.192
‫بهم اجازه داده میشه...

00:07:19.272 --> 00:07:21.562
‫به کلانتری اورنج کانتی برم...

00:07:21.642 --> 00:07:23.602
‫و وارد اتاق ایرانز اونا بشم...

00:07:23.692 --> 00:07:29.142
‫اتاقی که به ظاهر
‫سالهاست کسی بهش وارد نشده

00:07:29.232 --> 00:07:33.812
‫یه فرصت بسیار بدیهی
‫برای کمک به پیشروی پرونده‌س

00:07:35.812 --> 00:07:39.392
‫گفتش که این
‫گنجینه‌ی عظیم از پرونده‌ها...

00:07:39.482 --> 00:07:41.982
‫قراره بهش تحویل داده بشه

00:07:43.522 --> 00:07:45.852
‫و امکان نداشت
‫نخواد همه‌شو بررسی کنه

00:07:45.942 --> 00:07:47.602
‫فکر کنم یه جورایی رفت و برگشت داشتیم...

00:07:47.692 --> 00:07:49.062
‫و در مورد نکات مثبت و منفی بحث کردیم...

00:07:49.142 --> 00:07:51.442
‫اما خیلی زود مشخص شد...

00:07:51.522 --> 00:07:53.312
‫یه جورایی فکر میکردیم...

00:07:53.392 --> 00:07:54.942
‫زمان میبره

00:07:55.022 --> 00:07:56.442
‫باشه، بیشتر از این...

00:07:56.522 --> 00:07:59.142
‫وقتت رو نمیگیرم.
‫واقعا معرکه بود

00:08:00.352 --> 00:08:01.442
‫بخشی به خاطر پرونده بود...

00:08:01.522 --> 00:08:02.772
‫اما بخشی هم خود میشل بود...

00:08:02.852 --> 00:08:05.192
‫و اینکه چطوری آدمها رو...

00:08:05.272 --> 00:08:08.732
‫وارد هدف و
‫علاقه‌ش به هدفش میکنه

00:08:10.732 --> 00:08:13.022
‫با نگاه به گذشته با خود میگم...

00:08:13.102 --> 00:08:16.442
‫میدونست یکم ضعیف شده و شاید...

00:08:16.522 --> 00:08:19.352
‫بخشی از وجودش
‫میخواست یه موعد الکی...

00:08:19.442 --> 00:08:20.812
‫وجود داشته باشه

00:08:20.892 --> 00:08:24.232
‫اما خیلی کنجکاو بودم
‫که بعدش میخواد چی پیدا کنه

00:08:27.232 --> 00:08:28.312
‫این حس رو داشتی...

00:08:28.392 --> 00:08:31.352
‫که داری در این راهروی تاریک پیش میری...

00:08:31.442 --> 00:08:35.022
‫و درهای بیشتری دارن
‫سریعتر باز میشن...

00:08:35.102 --> 00:08:37.482
‫و اون میخواد از آخرین در رد بشه...

00:08:37.562 --> 00:08:39.392
‫فقط به زمان نیازه

00:08:47.393 --> 00:08:51.393
‫[ میشل: یه معجزه کریسمس داشتم ]

00:08:51.394 --> 00:08:53.394
‫[ پتون: چی؟ چی؟! ]

00:08:53.395 --> 00:08:56.395
‫[ در کل، عاشقتیم.
‫عاشق این کتابیم]

00:08:56.396 --> 00:09:00.396
‫[ میخوایم بهترین نسخه ممکن رو بنویسی ]
‫[ و تمام تلاشت رو برای حل این پرونده بکنی ]

00:09:00.397 --> 00:09:02.397
‫[ لعنت بهش، آره! ]

00:09:02.398 --> 00:09:06.398
‫[ نفس عمیق راحت و بعدش خونه!! ]

00:09:09.642 --> 00:09:12.642
‫شش، پنج، چهار...

00:09:12.732 --> 00:09:15.772
‫سه، دو، یک!

00:09:15.852 --> 00:09:17.692
‫سال نو مبارک!

00:09:25.772 --> 00:09:27.352
‫و صبح شما بخیر

00:09:27.442 --> 00:09:28.892
‫سال جدید هم رسید

00:09:28.982 --> 00:09:31.232
‫سال نو همگی مبارک. ممنون برای...

00:09:35.233 --> 00:09:37.233
‫تعطیلات خوش گذشت

00:09:37.234 --> 00:09:40.234
‫کریسمس تو شیکاگو بهمون خوش گذشت

00:09:40.235 --> 00:09:42.235
‫خیلی خوشحالم
‫که برگشتیم خونه

00:09:42.892 --> 00:09:44.562
‫- الان؟
‫- آره

00:09:44.642 --> 00:09:46.982
‫وقتی کوچولو بودم...

00:09:47.062 --> 00:09:51.732
‫حتی پسرهای کوچیک
‫هم باید کار میکردن

00:09:51.812 --> 00:09:53.982
‫- حداقل...
‫- همچنین...

00:09:54.062 --> 00:09:57.482
‫همچنین عاشق حیوانات باشیم

00:09:57.562 --> 00:10:00.772
‫احساس آرامش بدون
‫خوردن آرام‌بخش

00:10:07.773 --> 00:10:10.773
‫پاول: خبری از برنامه کار برای فردا شد؟

00:10:14.774 --> 00:10:16.774
‫[ میشل: تمام سیستمها کار میکنن ]

00:10:17.775 --> 00:10:25.775
‫[ حاضری؟ ]

00:10:34.482 --> 00:10:37.642
‫وقتی میشل پیشنهاد داد
‫با ماشین به سانتا آنا بریم...

00:10:37.732 --> 00:10:39.062
‫با دو تا اس‌یووی جدا از هم...

00:10:39.142 --> 00:10:41.102
‫با این انتظار که با...

00:10:41.192 --> 00:10:42.942
‫با شمش طلا، ما اینطوری صداش میزدیم...

00:10:43.022 --> 00:10:45.272
‫از کلانتری اورنج کانتی برگردیم...

00:10:45.352 --> 00:10:47.192
‫میدونی، شکاک بودم

00:10:47.272 --> 00:10:51.232
‫سازمانهای اجرای قانون
‫نمیذارن شهروندان...

00:10:51.312 --> 00:10:52.562
‫هر چی دلشون میخواد ببرن

00:10:56.232 --> 00:10:58.772
‫فکر نکنم لازم باشه
‫بهمون اجازه بدن...

00:10:58.852 --> 00:11:00.482
‫نقشه‌ی دزدیم رو اجرا کنم

00:11:00.562 --> 00:11:04.482
‫اما دوست دارم برای این احتمال آماده باشم

00:11:04.562 --> 00:11:07.482
‫راستش، حس میکنم
‫این بهترین شانس برای...

00:11:07.562 --> 00:11:09.272
‫حل این پرونده‌س

00:11:15.273 --> 00:11:17.273
‫[ پاول: تازه پارک کردم. هر وقت ]
‫[ رسیدی خبر بده ]

00:11:17.274 --> 00:11:18.274
‫میشل: دارم میام، تازه پارک کردم

00:11:18.275 --> 00:11:20.275
‫[ مطمئن میشم ماشین قفله! ]

00:11:31.102 --> 00:11:33.022
‫با بازرس جنایی ملاقات داشتیم...

00:11:33.102 --> 00:11:35.942
‫که پرونده رو از لری پول گرفته بود

00:11:36.022 --> 00:11:39.982
‫و میشل حدود 40 دقیقه باهاش حرف زد

00:11:40.062 --> 00:11:42.732
‫و میتونستم انرژی
‫رو در اتاق حس کنم...

00:11:42.812 --> 00:11:47.272
‫که از هاله‌ای از شک
‫به شگفتی تغییر پیدا کرد

00:11:49.692 --> 00:11:51.602
‫بعدش ما رو به اتاق جعبه برد

00:12:07.642 --> 00:12:10.022
‫بخش حل نشده‌ی این اتاق...

00:12:10.102 --> 00:12:12.642
‫پر شده بود از ناامیدی

00:12:13.732 --> 00:12:15.022
‫کیف چین‌دار

00:12:15.102 --> 00:12:16.892
‫پیراهن گلدوزی شده

00:12:16.982 --> 00:12:21.312
‫اشیایی از زندگی آدمهایی
‫که با مرگ خشن تموم شدن

00:12:21.392 --> 00:12:24.602
‫لیست کارهایی که
‫هرگز انجام نشده

00:12:26.522 --> 00:12:29.602
‫حالا، به نظر میرسید
‫که هوای این اتاق...

00:12:29.692 --> 00:12:33.022
‫همیشه خفه و خاکستری بوده،
‫حالا بهتر شده...

00:12:33.102 --> 00:12:34.562
‫و پرتویی از نور...

00:12:34.642 --> 00:12:37.562
‫به یکنواختی جعبه‌های مقوایی تابیده

00:12:37.642 --> 00:12:40.692
‫همه از احتمالات گرم شده بودن

00:12:41.732 --> 00:12:43.642
‫حس مهمی بود...

00:12:43.732 --> 00:12:45.892
‫این ایده که آدم میتونه جریان قدرت رو...

00:12:45.982 --> 00:12:48.062
‫برعکس کنه

00:12:52.063 --> 00:12:54.063
‫[ میشل: خدای من ]

00:13:00.064 --> 00:13:02.064
‫[ این نصف چیزاییه که میارم خونه ]

00:13:06.692 --> 00:13:08.892
‫وقتی داشتیم جعبه‌ها رو...

00:13:08.982 --> 00:13:10.522
‫میذاشتیم پشت ماشینها...

00:13:10.602 --> 00:13:12.312
‫معاون کلانتر پیداش شد

00:13:14.192 --> 00:13:16.642
‫و اصلا نمیدونست جریان چیه

00:13:16.732 --> 00:13:18.982
‫و میشل گفت بهتره
‫سرعت رو ببریم بالا...

00:13:19.062 --> 00:13:21.982
‫و زودتر از اینجا بریم
‫قبل از اینکه نظرشون عوض بشه

00:13:25.022 --> 00:13:26.232
‫لعنتی

00:13:26.312 --> 00:13:27.892
‫واقعا حس یه دزدی رو داشت

00:13:37.893 --> 00:13:41.893
‫[ میشل: باید یه جایی پیدا کنیم اینا رو بذاریم
‫هر 37 تا رو، تو دفترم؟]

00:13:42.894 --> 00:13:45.894
‫[ پتون: جا میشن؟ یا تو اتاق بازی؟]

00:13:55.895 --> 00:13:58.895
‫[ خیلی ممنون که کمک کردی ]
‫[ این اتفاق بیافته! ]

00:13:58.896 --> 00:14:00.896
‫[ منبع شمش: خدای من! آخ‌جون! ]
‫[ چه هیجانی ]

00:14:01.897 --> 00:14:05.897
‫[ با این اوصاف، فکر کنم هویت ]
‫[ قاتل یه جایی در وایسیلیا باشه ]

00:14:05.898 --> 00:14:09.898
‫[ امیدوارم که از این ]
‫[ زاویه بهش نگاه کنی ]

00:14:11.232 --> 00:14:13.102
‫مشکل چنین پرونده‌ای اینه...

00:14:13.192 --> 00:14:15.642
‫که اطلاعات قطعی بسیار کمی...

00:14:15.732 --> 00:14:17.232
‫در مورد مهاجم وجود داره

00:14:17.312 --> 00:14:19.192
‫میدونستیم که مرد سفیدپوسته...

00:14:19.272 --> 00:14:22.642
‫بین 1940 و 1960 به دنیا اومده

00:14:22.732 --> 00:14:24.102
‫به نظر قدش خیلی مشخصه

00:14:24.192 --> 00:14:25.942
‫میدونستیم که تقریبا 5 فوت و نه یا ده اینچه...

00:14:26.022 --> 00:14:27.772
‫بین پنج فوت و هشت یا ده اینچ

00:14:27.852 --> 00:14:29.022
‫و سایز پاش نه و نیمه

00:14:29.102 --> 00:14:30.642
‫و از اواسط دهه هفتاد تا اواخرش...

00:14:30.732 --> 00:14:33.192
‫در منطقه ساکرامنتو بوده

00:14:33.272 --> 00:14:35.772
‫بقیه چیزها یه متغیر ناشناخته...

00:14:35.852 --> 00:14:36.942
‫و امکان بودن...

00:14:37.022 --> 00:14:40.942
‫و مهمترینشون وایسیلیا بود

00:14:43.272 --> 00:14:44.982
‫سلام. من اسکات دونی هستم...

00:14:45.062 --> 00:14:48.062
‫و تا چند دقیقه بعد
‫دعوت میکنم تا...

00:14:48.142 --> 00:14:50.732
‫از یکی از سخت‌کوش‌ترین
‫شهرهای آمریکا دیدن کنین...

00:14:50.812 --> 00:14:53.482
‫به کشف وایسیلیا بپردازین

00:14:57.442 --> 00:14:59.192
‫در شهر وایسیلیا...

00:14:59.272 --> 00:15:01.062
‫یه غارتگر وجود داشت...

00:15:01.142 --> 00:15:04.732
‫که عجیبترین
‫جزییات رو داشت...

00:15:04.812 --> 00:15:07.942
‫و کاملا با متجاوز بخش شرقی جور در میاد

00:15:14.192 --> 00:15:16.312
‫اگه به پرونده‌های وایسیلیا نگاه کنین...

00:15:16.392 --> 00:15:18.482
‫همون کارهایی رو کرده...

00:15:18.562 --> 00:15:20.732
‫که در پرونده‌های تجاوزش انجام داده

00:15:20.812 --> 00:15:22.232
‫یادگاری‌هایی رو برداشته...

00:15:22.312 --> 00:15:25.562
‫که یه چیز شخصی...

00:15:25.642 --> 00:15:27.732
‫و نزدیک به قربانی باشن

00:15:27.812 --> 00:15:29.102
‫دفعات زیادی بودن...

00:15:29.192 --> 00:15:31.772
‫که اشیا باارزش دزدیده نشدن

00:15:31.852 --> 00:15:33.642
‫و در تمام دزدی‌ها...

00:15:33.732 --> 00:15:35.692
‫مثلا یه گوشواره برده شده...

00:15:35.772 --> 00:15:38.732
‫فقط چیزهای خاص
‫که اهمیت داشتن رو برده

00:15:38.812 --> 00:15:41.232
‫هر دو مهاجم از
‫یه عبارت خاص...

00:15:41.312 --> 00:15:43.442
‫در تماسهای تلفنی
‫که با قربانیان داشتن...

00:15:43.522 --> 00:15:46.392
‫که میگفته میام اونجا و می‌کنمت

00:15:49.522 --> 00:15:51.442
‫غارتگر وایسیلیا واقعا...

00:15:51.522 --> 00:15:53.942
‫دوست داشته لباس زیر زنونه برداره

00:15:54.022 --> 00:15:58.142
‫پهن‌شون کنه روی زمین
‫و یه جورایی بچینه

00:16:01.692 --> 00:16:03.692
‫پس، میدونی، ممکنه اتفاقی باشه...

00:16:03.772 --> 00:16:07.442
‫اما دیگه خیلی باید
‫اتفاقی باشه که همون فرد نباشه

00:16:10.642 --> 00:16:12.272
‫من هرگز...

00:16:12.352 --> 00:16:14.982
‫نگفتم صددرصد وایسیلیا نبوده...

00:16:15.062 --> 00:16:16.852
‫یا صددرصد بوده

00:16:17.602 --> 00:16:19.772
‫اما این دزدهای بیشمار...

00:16:19.852 --> 00:16:21.272
‫و زیرچشمی نگاه کردن...

00:16:21.352 --> 00:16:23.562
‫و خودارضایی...

00:16:23.642 --> 00:16:26.642
‫و این نوع رفتار...

00:16:26.732 --> 00:16:30.562
‫فکر کنم ممکنه بوده
‫به فانتزی واقعیش که تجاوز بوده...

00:16:30.642 --> 00:16:32.232
‫منجر بشه

00:16:34.892 --> 00:16:36.022
‫و از طرفی فکر میکنم...

00:16:36.102 --> 00:16:38.482
‫تنها به این دلیل
‫از وایسیلیا رفته...

00:16:38.562 --> 00:16:41.942
‫چون بیل مک‌گاون اونو دیده

00:16:45.943 --> 00:16:50.943
‫در دهم دسامبر 1975، کارآگاه
‫بیل مک‌گاون مامور محافظت از خونه‌ای شد...

00:16:51.392 --> 00:16:53.692
‫جایی که ایده کفش تنیس...

00:16:53.772 --> 00:16:55.482
‫زیر پنجره اتاق خواب اجرا شد

00:16:56.942 --> 00:16:58.392
‫مک‌گاون منتظر موند

00:17:00.772 --> 00:17:03.482
‫یه آدم دم در گاراژ ظاهر شد...

00:17:03.562 --> 00:17:05.062
‫و اطراف رو نگاه کرد

00:17:05.982 --> 00:17:07.732
‫تعقیب شروع شد

00:17:07.812 --> 00:17:10.192
‫اما مظنون فرار کرد

00:17:12.442 --> 00:17:16.192
‫یه ماه بعد، کارآگاه مک‌گاون هیپنوتیزم شد

00:17:16.272 --> 00:17:17.602
‫باشه...

00:17:18.603 --> 00:17:20.603
‫از یه روش آرامش‌بخش ساده استفاده میکنیم

00:17:20.692 --> 00:17:24.522
‫هیپنوتیزم کننده
‫مک‌گاون رو دعوت به آرامش کرد

00:17:24.602 --> 00:17:26.642
‫چشمها سنگین و سنگین‌تر میشن

00:17:26.732 --> 00:17:28.352
‫پاها باز بودن...

00:17:28.442 --> 00:17:30.232
‫مشتها گره نخورده...

00:17:30.312 --> 00:17:32.192
‫تنفس عمیق شد

00:17:32.272 --> 00:17:36.892
‫میتونم برت گردونم به
‫ابتدای شب مورد نظر

00:17:37.893 --> 00:17:38.893
‫یادت میاد کجا بود، بیل؟

00:17:45.142 --> 00:17:46.642
‫وقتی مک‌گاون
‫تیر هوایی زد...

00:17:46.732 --> 00:17:49.392
‫مظنون حالت تسلیم شدن به خودش گرفت

00:17:49.482 --> 00:17:51.232
‫داد زد، خدای من، آسیبی بهم نزن

00:17:51.312 --> 00:17:54.142
‫صدای عجیب
‫و خیلی بم

00:17:54.232 --> 00:17:55.812
‫ببین، دستهام بالاست!

00:17:57.732 --> 00:17:59.812
‫به یادآوردن این
‫لحظه در هیپنوتیزم...

00:17:59.892 --> 00:18:02.602
‫مک‌گاون رو به
‫خلسه‌ی عمیقتری برد

00:18:02.692 --> 00:18:05.062
‫روی صورتی تمرکز کرد که...

00:18:05.142 --> 00:18:07.272
‫با نور چراغ قوه‌ش روشن شده بود

00:18:07.352 --> 00:18:09.352
‫بچگانه، گرد...

00:18:09.442 --> 00:18:10.892
‫بچگانه و ظریف

00:18:10.982 --> 00:18:12.352
‫حتی اصلاح نکرده بود

00:18:12.442 --> 00:18:14.102
‫با پوست خیلی روشن

00:18:15.102 --> 00:18:18.192
‫مک‌گاون از
‫روی حصار پرید تا دستگیرش کنه...

00:18:18.272 --> 00:18:19.852
‫اما غارتگر فقط...

00:18:19.942 --> 00:18:22.892
‫دست راستشو رو بالا برده بود

00:18:22.982 --> 00:18:24.232
‫با دست چپش...

00:18:24.312 --> 00:18:26.692
‫یه تفنگ فولادی رو...

00:18:26.772 --> 00:18:29.022
‫از جیب کتش بیرون کشید

00:18:31.482 --> 00:18:34.522
‫افتادم و
‫ضربه منو پرت کرد روی زمین...

00:18:34.602 --> 00:18:35.892
‫و...

00:18:35.982 --> 00:18:39.482
‫گلوله به انتهای چراغ قوه‌م برخورد کرد...

00:18:39.562 --> 00:18:42.232
‫که کل لایته، فلزی و بزرگه...

00:18:42.312 --> 00:18:44.772
‫و وارد باطریها شد...

00:18:44.852 --> 00:18:47.522
‫و از قسمت انتهای چراغ قوه خارج شد

00:18:51.102 --> 00:18:54.442
‫غارتگر در بازه زمانی
‫کمتر از دو سال...

00:18:54.522 --> 00:18:57.642
‫صدوسی بار حمله کرد

00:18:57.732 --> 00:19:01.272
‫اما وقتی طراحی براساس
‫توصیف بیل مک‌گاون در...

00:19:01.352 --> 00:19:04.602
‫در مطبوعات محلی چاپ شد...

00:19:04.692 --> 00:19:07.852
‫دیگه هرگز به وایسیلیا حمله نکرد

00:19:09.022 --> 00:19:11.812
‫مجموعه ایر در ساکرامنتو...

00:19:11.892 --> 00:19:14.232
‫شش ماه بعد شروع شد

00:19:21.102 --> 00:19:22.692
‫این مقاله ارتباطی بین...

00:19:22.772 --> 00:19:26.602
‫متجاوز بخش شرقی
‫و وایسیلیا رو پیشنهاد میکنه

00:19:26.692 --> 00:19:28.982
‫اما در کلانتری ساکرامنتو...

00:19:29.062 --> 00:19:31.352
‫این اطلاعات غلط تصور میشه...

00:19:31.442 --> 00:19:33.142
‫و به پلیس وایسیلیا...

00:19:33.232 --> 00:19:34.892
‫برچسب بی‌مسئولیتی زده میشه...

00:19:34.982 --> 00:19:37.102
‫که چنین پیشنهادی رو داده

00:19:40.103 --> 00:19:42.103
‫آره، نظرت در مورد
‫وایسیلیا چیه، نمیدونی یا؟

00:19:42.104 --> 00:19:43.104
‫وایسیلیا

00:19:43.232 --> 00:19:46.312
‫زیاد روی این مسئله حساب باز نمیکنم

00:19:46.392 --> 00:19:49.942
‫نقاب رو صورت داشته
‫و وقتی بهش شلیک کرده...

00:19:50.022 --> 00:19:51.142
‫نقاب رو برداشته

00:19:51.232 --> 00:19:54.562
‫خب، قربانیان دزدی دیگه هستن...

00:19:54.642 --> 00:19:56.602
‫- که غارتگر رو دیدن
‫- درسته

00:19:56.692 --> 00:19:57.982
‫پس اون تصویر ترکیبی رو...

00:19:58.062 --> 00:19:59.312
‫به بقیه قربانیان نشون دادن و گفتن...

00:19:59.392 --> 00:20:00.602
‫آره، همین یارو رو دیدم

00:20:00.692 --> 00:20:02.102
‫پس، اعتباری بیشتری بهش میده...

00:20:02.192 --> 00:20:04.392
‫-که این غارتگر بوده
‫- متوجهم

00:20:04.482 --> 00:20:06.642
‫خب، اولین ایر...

00:20:06.732 --> 00:20:09.352
‫خود ایر رو دیده
‫که دم در وایستاده...

00:20:09.442 --> 00:20:10.852
‫و از کمر به پایین برهنه بوده...

00:20:10.942 --> 00:20:13.022
‫و گفته که لاغر بوده

00:20:13.102 --> 00:20:15.232
‫چهار شونه، با اندام متناسب...

00:20:15.312 --> 00:20:16.442
‫اما لاغر

00:20:16.522 --> 00:20:20.192
‫پس، شش ماه بعد از
‫غارتگر وایسیلیا...

00:20:20.272 --> 00:20:23.732
‫طرف لاغر شده؟

00:20:27.562 --> 00:20:31.442
‫ارتباطی بین غارتگر وایسیلیا و متجاوز نمی‌بینم

00:20:31.443 --> 00:20:36.443
‫دارم دوباره به دقت پرونده‌ها رو میگردم
‫تا جزییات غیرعادی رو بکشم بیرون

00:20:37.102 --> 00:20:39.102
‫کلی مرد سفیدپوست...

00:20:39.192 --> 00:20:40.562
‫بین این سالها به دنیا اومدن...

00:20:40.642 --> 00:20:42.602
‫که با این شهرها ارتباط دارن...

00:20:42.692 --> 00:20:44.892
‫پس واقعا یه جورایی...

00:20:44.982 --> 00:20:47.022
‫باید کمترش کنیم

00:20:49.522 --> 00:20:51.852
‫احساساتت در
‫طول این سالها عوض شده...

00:20:51.942 --> 00:20:54.982
‫که از نظر حرفه‌ای چی
‫اونو به این مکانهای متفاوت کشونده؟

00:20:55.062 --> 00:20:56.232
‫املاک چی؟

00:20:56.312 --> 00:20:57.942
‫تعجب میکنی
‫اگه سابقه نداشته باشه؟

00:20:58.022 --> 00:20:59.232
‫آره

00:20:59.312 --> 00:21:01.102
‫حس میکنی
‫مثل یه پلیس فکر میکرده؟

00:21:01.192 --> 00:21:02.892
‫مطمئن نیستم
‫که زیاد در مورد این بخونم

00:21:02.982 --> 00:21:05.022
‫شنیدم که جریان ظرفها
‫چیزی بوده...

00:21:05.102 --> 00:21:07.022
‫که شاید در ویتنام اتفاق افتاده باشه...

00:21:07.102 --> 00:21:08.892
‫پس، مطمئن نیستم
‫که یه سرباز نبوده باشه...

00:21:08.982 --> 00:21:11.062
‫- یا چیزی تو همین مایه‌ها
‫- درسته. عجب

00:21:11.142 --> 00:21:12.562
‫آره

00:21:12.642 --> 00:21:14.062
‫یکی از چیزهایی که...

00:21:14.142 --> 00:21:17.062
‫قربانیان تجاوز بهم گفتن
‫چندین بار انجام داده...

00:21:17.142 --> 00:21:18.772
‫که خیلی به نظرم عجیبه...

00:21:18.852 --> 00:21:21.392
‫اینه که بعد از تجاوز میره
‫یه گوشه وایمیسته...

00:21:21.482 --> 00:21:23.442
‫- و شروع میکنه به گریه کردن
‫- بله

00:21:23.522 --> 00:21:26.232
‫میگه، بانی ازم متنفر میشه...

00:21:26.312 --> 00:21:28.312
‫- یا همچین چیزی
‫- آره

00:21:28.392 --> 00:21:31.062
‫حتما چنین مشکلی داشته

00:21:31.142 --> 00:21:32.442
‫آره

00:21:32.522 --> 00:21:34.562
‫و حتی نمیدونم جریان چی بوده، اما آره

00:21:40.852 --> 00:21:43.062
‫هر روز در مورد
‫پرونده‌ای میخونم که با دی‌ان‌ای حل شده...

00:21:43.142 --> 00:21:45.482
‫یه یارویی که داره
‫با آرامش 25 سال آخر...

00:21:45.562 --> 00:21:47.232
‫زندگیش رو میکنه...

00:21:47.312 --> 00:21:49.732
‫با زنی آشنا میشه
‫که ازش خوشش اومده و...

00:21:49.812 --> 00:21:51.812
‫میدونی، اصلا تعجب نمیکنم...

00:21:51.892 --> 00:21:55.102
‫اگه معلوم بشه که
‫تفکیک شده...

00:21:55.192 --> 00:21:56.812
‫این فقط بخشی از زندگیش باشه

00:22:02.022 --> 00:22:04.102
‫سلام، میش. مری ریتا هستم

00:22:04.192 --> 00:22:05.982
‫داریم میایم لس‌آنجلس...

00:22:06.062 --> 00:22:07.942
‫میخواستم ببینم شما هستین یا نه

00:22:08.022 --> 00:22:09.852
‫پس هر وقت فرصت شد زنگ بزن

00:22:09.942 --> 00:22:11.352
‫ممنون، خداحافظ

00:22:13.732 --> 00:22:15.482
‫در مارس، دو تا فرزندمو...

00:22:15.562 --> 00:22:16.942
‫برای تعطیلات بهار بردم لس‌آنجلس

00:22:17.022 --> 00:22:21.272
‫و خیلی هیجان‌زده بود که اونجاییم

00:22:21.352 --> 00:22:23.232
‫اول، از کروموزومها حرف زد

00:22:23.312 --> 00:22:25.392
‫در مورد دی‌ان‌ای ما حرف میزد...

00:22:25.482 --> 00:22:27.732
‫و خیلی هیجانزده بود
‫و داشت تمام نتایج رو بررسی میکرد...

00:22:27.812 --> 00:22:32.482
‫و به بچه‌ها همه چیزو میگفت

00:22:32.562 --> 00:22:34.312
‫شما میدونین 23 کروموزوم چیه؟

00:22:34.392 --> 00:22:35.772
‫باشه

00:22:35.852 --> 00:22:37.312
‫من چهار سال پیش انجامش دادم

00:22:37.392 --> 00:22:39.522
‫هر هفته یه ایمیل دریافت میکنم که میگه...

00:22:39.602 --> 00:22:42.142
‫هی، فامیل دورت رو پیدا کردیم

00:22:42.232 --> 00:22:43.392
‫یه کسی رو پیدا کردیم

00:22:43.482 --> 00:22:46.522
‫این احتمال که یکی
‫در خونواده‌ی دورش...

00:22:46.602 --> 00:22:48.942
‫در ارتباط با من باشه خیلی زیاده

00:22:50.272 --> 00:22:51.942
‫پس شروع کرد به
‫حرف زدن از پرونده...

00:22:52.022 --> 00:22:54.482
‫و گفتش، شما میخواین
‫جعبه‌ها رو ببینین؟

00:22:59.102 --> 00:23:01.852
‫فقط کلی جزییات...

00:23:01.942 --> 00:23:03.312
‫در مورد پرونده رو ریخت بیرون...

00:23:03.392 --> 00:23:06.272
‫و چقدر هیجانزده بود...

00:23:06.352 --> 00:23:09.892
‫و با تمام وجود امید داشتی
‫بتونه حلش کنه

00:23:16.482 --> 00:23:20.642
‫یادمه که نوشتن رو کند کرد...

00:23:20.732 --> 00:23:22.562
‫چون نمی‌تونست بنویسه...

00:23:22.642 --> 00:23:25.442
‫تا وقتی که تمام
‫مدارک رو میخوند

00:23:28.522 --> 00:23:31.352
‫و مطمئن نیستم تا بعد از اون...

00:23:32.272 --> 00:23:33.352
‫خبری ازش شنیده باشم

00:23:35.482 --> 00:23:40.482
‫هر ساعت قابل
‫دسترسی در اواخر ژانویه 2016...

00:23:40.562 --> 00:23:43.562
‫تا 21 آوریل، 2016، صرف...

00:23:43.642 --> 00:23:47.642
‫بررسی یا کار کردن
‫روی کشف جدیدمون شد

00:23:47.732 --> 00:23:50.102
‫همون شمش طلا

00:23:50.192 --> 00:23:53.442
‫فراتر از یه گنجینه‌ی اطلاعاته

00:23:53.522 --> 00:23:56.602
‫باید فکر کنم که حداقل
‫شانس هشتاد درصدی وجود داره...

00:23:56.692 --> 00:23:59.392
‫که اسمش یه جایی
‫در اینجا نهفته باشه

00:23:59.482 --> 00:24:01.062
‫داشتیم ایده‌ها رو دنبال میکردیم...

00:24:01.142 --> 00:24:04.232
‫و مظنونین و نظریات و
‫سرنخها رو...

00:24:04.312 --> 00:24:06.312
‫یا چیزی رو تشخیص میداد...

00:24:06.392 --> 00:24:08.392
‫که کاملا در موردش تحقیق نشده بود...

00:24:08.482 --> 00:24:09.852
‫یا دنبالش رو نگرفته بودن

00:24:12.312 --> 00:24:13.732
‫اطلاعاتی در اونجا وجود داشت...

00:24:13.812 --> 00:24:16.692
‫که بقیه ما بازرسان
‫اصلا ندیده بودیم

00:24:17.982 --> 00:24:21.602
‫و بنابراین وقتی
‫به این اطلاعات برخورد کرد...

00:24:21.692 --> 00:24:24.352
‫که فکر میکرد مرتبط باشه،
‫با کمال میل به اشتراک گذاشت

00:24:36.892 --> 00:24:40.022
‫پس حالا، دارم می‌بینم
‫این طرف کیه

00:24:40.692 --> 00:24:43.102
‫میگه در دانشگاه باربارا درس خونده

00:24:43.103 --> 00:24:46.103
‫[ از پروفایلش فهمیدم یه ورزشکار جدی ]
‫[ و کمی ضد پلیسه ]

00:24:46.104 --> 00:24:49.104
‫[ ماریجوانا دوست داره و ]
‫[ در مورد بازیافت و دوچرخه پست میذاره ]

00:24:49.272 --> 00:24:51.772
‫و به میشل گفتم: میدونی، الان...

00:24:51.852 --> 00:24:55.102
‫اصلا نمیتونم حذفش کنم

00:24:55.192 --> 00:24:57.562
‫پس میشل میگفت
‫که باید دی‌ان‌ای‌شو گیر بیاریم

00:24:57.642 --> 00:24:59.062
‫منم گفتم، کاملا درسته

00:24:59.063 --> 00:25:04.063
‫[ کلی اطلاعات جالب ازش هست ]
‫[ اف‌بی‌آی سعی میکنه موقعیت الانش رو پیدا کنه ]

00:25:08.562 --> 00:25:09.772
‫حتی نمیتونم بهت بگم...

00:25:09.852 --> 00:25:12.852
‫وقتی چیزی رو می‌بینی که دنبالشی...

00:25:12.942 --> 00:25:16.142
‫حاضری تا کجا
‫تو سوراخ خرگوش بری

00:25:16.232 --> 00:25:18.692
‫خب، باورم نمیشه چه کارهایی کردم...

00:25:18.772 --> 00:25:20.892
‫راستشو بهتون بگم

00:25:26.602 --> 00:25:28.142
‫تا حالا با کسی حرف زدی...

00:25:28.232 --> 00:25:29.602
‫که فکر کردی یه مظنون باشه؟

00:25:29.692 --> 00:25:32.692
‫آره، راستش
‫دی‌ان‌ای مظنون رو داریم

00:25:32.772 --> 00:25:34.442
‫خودت این کار رو کردی؟

00:25:34.522 --> 00:25:36.522
‫بله، و مظنون رو میشناسم

00:25:36.602 --> 00:25:37.692
‫خدای من

00:25:37.772 --> 00:25:38.942
‫چون کسی بوده که...

00:25:39.022 --> 00:25:40.482
‫باهاش میرفتی دبیرستان؟

00:25:40.562 --> 00:25:42.602
‫- باهاش قرار میذاشتم
‫- عجب

00:25:44.732 --> 00:25:46.142
‫اتفاقی مردی رو میشناسم...

00:25:46.232 --> 00:25:48.142
‫که در لیست مظنونین بود...

00:25:48.232 --> 00:25:51.102
‫و راضیش کردم تا به ساکرامنتو بیاد

00:25:52.732 --> 00:25:54.192
‫و ناهار خوردیم

00:25:54.272 --> 00:25:56.352
‫فکر کنم دلم میخواد
‫ظروف نقره رو بردارم...

00:25:56.442 --> 00:25:58.352
‫اما نمیشه بدون اینکه منو ببینه...

00:25:58.442 --> 00:26:00.602
‫برشون دارم

00:26:00.692 --> 00:26:03.772
‫پس گفتم چرا نمیذاری برسونمت خونه؟

00:26:05.942 --> 00:26:08.892
‫و بنابراین، سوار ماشینش کردم
‫و یه بطری آب داشت

00:26:08.982 --> 00:26:11.602
‫و گفتم، میشه آخرین
‫جرعه آب رو بنوشم؟

00:26:11.692 --> 00:26:13.062
‫و گرفتم و نگهش داشتم...

00:26:13.142 --> 00:26:15.852
‫و فرستادمش تا دی‌ان‌ای گرفته بشه

00:26:15.942 --> 00:26:19.642
‫عجب. در این مناطق زندگی میکرد؟

00:26:19.982 --> 00:26:21.602
‫در هر منطقه زندگی کرده

00:26:21.692 --> 00:26:23.312
‫خدای من

00:26:24.313 --> 00:26:26.313
‫به نظرت رفتارش خشن بود؟

00:26:27.314 --> 00:26:28.314
‫بله، بود

00:26:29.692 --> 00:26:31.732
‫آره، روزی سه تا چهار ساعت...

00:26:31.812 --> 00:26:33.442
‫صرف این پرونده کردم

00:26:33.522 --> 00:26:35.232
‫- پنج تا بچه دارم
‫- درسته

00:26:35.312 --> 00:26:37.522
‫شش نوه‌م
‫هر ثانیه ممکنه برسن...

00:26:37.602 --> 00:26:40.392
‫و منظورم اینه که
‫زندگی خیلی شلوغی دارم...

00:26:40.482 --> 00:26:42.642
‫اما این پرونده وجودم رو گرفته

00:26:45.942 --> 00:26:47.812
‫متوجه یه مسئله ناراحت‌کننده شدم...

00:26:47.892 --> 00:26:50.142
‫اینکه چطوری جستجوی متعصبانه‌...

00:26:50.232 --> 00:26:54.482
‫نشون‌دهنده‌ی رفتار وسواس گونه‌ی ماست

00:26:55.392 --> 00:26:57.442
‫تختهای گُلی له شده

00:26:57.522 --> 00:27:00.102
‫خراشهای روی چارچوب پنجره

00:27:00.192 --> 00:27:02.442
‫تماسهای نامفهوم

00:27:02.522 --> 00:27:05.522
‫طرح کلی چیزی
‫که دنبالشیم رو می‌بینیم..

00:27:05.602 --> 00:27:07.482
‫و پی‌شو میگیریم

00:27:07.562 --> 00:27:09.562
‫گاهی گیر میکنیم...

00:27:09.642 --> 00:27:12.022
‫وقتی بتونیم
‫آزاد میشیم و به جلو حرکت میکنیم

00:27:16.482 --> 00:27:17.812
‫- آوازم...
‫- صبر کن، صبر کن

00:27:17.892 --> 00:27:18.772
‫یک، دو، سه

00:27:18.852 --> 00:27:21.352
‫میخوام این آوازم رو بهت نشون بدم

00:27:22.482 --> 00:27:25.062
‫که یاد گرفتم...

00:27:28.142 --> 00:27:31.352
‫[ میشل: چطوری این آدم معرکه رو ساختیم؟ ]

00:27:31.353 --> 00:27:34.353
‫[ خیلی بهش فکر میکنم. باید هر روز
‫به خودمون یادآوری کنیم که چقدر خوش‌شانسیم]

00:27:35.354 --> 00:27:37.354
‫[ پتون: چشمش نکنی! ]

00:27:38.355 --> 00:27:40.355
‫[ میدونستم که اینو میگی! ]

00:27:42.562 --> 00:27:44.482
‫آفرین

00:27:49.562 --> 00:27:54.192
‫[ میشل: دوستم، که چند ماه ازم بزرگتره، ]
‫[ هفته هجدهم حاملگی‌شه ]

00:27:54.193 --> 00:27:57.193
‫[ عجیبه که دلم میخواد یه ]
‫[ بچه دیگه داشته باشم ]

00:27:57.194 --> 00:27:59.194
‫[ نگران نباش دیوونه نشدم ]

00:27:59.195 --> 00:28:02.195
‫[ اما یه آلیس دیگه؟ ]

00:28:03.196 --> 00:28:07.196
‫[ پتون: هرگز یه آلیس دیگه بوجود نمیاد ]

00:28:07.197 --> 00:28:09.197
‫[ میشل: کاملا باهاش مخالفی؟ ]

00:28:09.198 --> 00:28:11.198
‫[ بله ]

00:28:11.199 --> 00:28:13.199
‫[ متاسفم ]

00:28:14.200 --> 00:28:19.200
‫[ سرمون با همین ]
‫[ کوچولو خیلی شلوغه، نه؟ ]

00:28:19.201 --> 00:28:23.201
‫[ این کلیشه خیلی واقعیه ]

00:28:23.202 --> 00:28:28.202
‫[ در پایان زندگیت همه آرزو میکنن ]
‫[ ای کاش بیشتر خونواده بود و کمتر کار ]

00:28:31.203 --> 00:28:35.203
‫[ فقط باید بهتر اولویت‌بندی کنم ]
‫[ و بیشتر از این کارها انجام بدم ]

00:28:44.442 --> 00:28:46.192
‫سلام، میشل. چطوری؟

00:28:46.272 --> 00:28:48.982
‫میخواستم در مورد جای درخت...

00:28:49.062 --> 00:28:51.142
‫در قسمت عقبی حیاط باهات حرف بزنم

00:28:51.232 --> 00:28:53.232
‫سلام، میشل
‫میخواستم در مورد...

00:28:53.312 --> 00:28:55.062
‫استخر باهات حرف بزنم

00:28:55.142 --> 00:28:58.272
‫داره به ملک پشتی شما آب پس میده

00:28:58.352 --> 00:28:59.562
‫سلام، پتون هستم

00:28:59.642 --> 00:29:01.192
‫آلیس رو از مدرسه اوردم

00:29:01.272 --> 00:29:02.642
‫ممنون که کمک میکنی

00:29:02.732 --> 00:29:04.442
‫صبح‌بخیر، میشل. مل هستم

00:29:04.522 --> 00:29:05.732
‫فکر کنم شماره‌ی 21 بود

00:29:05.812 --> 00:29:07.482
‫سلام، میشل
‫بازرس لری پولم

00:29:07.562 --> 00:29:08.892
‫چیزی برای قایم کردن نیست

00:29:08.982 --> 00:29:10.892
‫متوجهم میخوای در
‫مورد جنل کروز باهام حرف بزنی

00:29:10.982 --> 00:29:12.892
‫خیلی خوشحال میشم
‫باهات حرف بزنم

00:29:12.982 --> 00:29:14.852
‫بعدا بهت زنگ میزنم

00:29:14.942 --> 00:29:17.982
‫احتمالا حدود ساعت ده
‫به وقت شما. ممنون. خداحافظ

00:29:19.892 --> 00:29:23.812
‫[ مدت زمان زیادی از وقتم رو صرف ]
‫[ مصاحبه با افرادی کردم... ]

00:29:23.813 --> 00:29:25.813
‫[ که در زمان مرگ کروز ]
‫[ در زندگیش بودن ]

00:29:25.814 --> 00:29:27.552
‫[ الگوی جالبی داره شکل میگیره ]

00:29:27.562 --> 00:29:29.352
‫آخرین قربانی معلوم قاتل...

00:29:29.442 --> 00:29:32.272
‫یه دختر هجده ساله در آیرواین بود...

00:29:32.352 --> 00:29:34.442
‫به اسم جنل کروز

00:29:35.642 --> 00:29:37.812
‫در 1986 بود

00:29:42.813 --> 00:29:44.813
‫به جایی میریم که جنل زندگی کرده

00:29:46.814 --> 00:29:49.454
‫حس میکنم جنل یه
‫بچه رها شده بود

00:29:49.852 --> 00:29:53.022
‫آره، فهمیدنش سخته

00:29:56.062 --> 00:30:00.852
‫پرونده جنل کروز
‫خیلی برامون جالب بود

00:30:01.602 --> 00:30:03.272
‫میدونی، هجده سالش بود...

00:30:03.352 --> 00:30:06.562
‫و خیلی معصوم و جوون بود

00:30:07.892 --> 00:30:09.942
‫جنل!

00:30:10.022 --> 00:30:11.892
‫میدونی، یه نوجوون بودم...

00:30:11.982 --> 00:30:14.102
‫- در همون دوره
‫- یه چیزی بگو

00:30:14.192 --> 00:30:17.272
‫و حتی وقتی به مدل موهاش
‫و وسایلش نگاه میکنم...

00:30:17.352 --> 00:30:18.942
‫خیلی برام آشناست

00:30:19.692 --> 00:30:22.142
‫بیا سمت من، جنل

00:30:22.232 --> 00:30:24.192
‫زندگی کوتاه جنل کروز...

00:30:24.272 --> 00:30:26.602
‫کمتر از مرگش غم‌انگیز نبود

00:30:28.062 --> 00:30:31.442
‫پدر اصلیش مدتها بود
‫که از زندگیش رفته بود بیرون

00:30:31.522 --> 00:30:35.352
‫وقتی پونزده سالش بود،
‫بهش مواد دادن و تجاوز کردن

00:30:35.442 --> 00:30:37.892
‫جرمی که گزارش نشد

00:30:41.522 --> 00:30:45.812
‫در سوم 1986،
‫مادر و پدرخونده‌ش...

00:30:45.892 --> 00:30:48.392
‫برای تعطیلات به کنکان رفتن

00:30:49.482 --> 00:30:52.102
‫بعدازظهر بعدش، یه همکار نوجوون...

00:30:52.192 --> 00:30:54.352
‫پیش جنل اومد چون
‫بهش گفته بود...

00:30:54.442 --> 00:30:57.232
‫با رفتن پدرومادرش احساس تنهایی میکنه

00:30:59.942 --> 00:31:02.312
‫صدایی در بیرون اونا رو ترسوند

00:31:03.942 --> 00:31:07.102
‫جنل از پنجره بیرون رو
‫نگاه کرد و پشت دری‌ها رو بست

00:31:08.482 --> 00:31:10.142
‫فکر کنم گربه‌ها باشن

00:31:12.692 --> 00:31:15.772
‫همکارش مدت کوتاهی بعد رفت

00:31:19.772 --> 00:31:21.442
‫در پرونده‌ی جنل کروز...

00:31:21.522 --> 00:31:24.942
‫نسبت به پرونده‌های قبل،
‫شباهتهای زیادی وجود داره

00:31:29.732 --> 00:31:31.352
‫و به نظر میرسه که مجرم...

00:31:31.442 --> 00:31:33.022
‫از حیاط پشتی وارد میشه

00:31:33.102 --> 00:31:35.852
‫سلاح رو برداشته،
‫احتمالا یه آچار شلاقی رو...

00:31:35.942 --> 00:31:38.642
‫که در حیاط پشتی افتاده بوده

00:31:38.732 --> 00:31:40.772
‫تونسته وارد بشه...

00:31:43.562 --> 00:31:47.312
‫و قربانی رو می‌بنده و
‫بهش تجاوز میکنه...

00:31:47.392 --> 00:31:49.102
‫و بعدش له میشه

00:31:59.442 --> 00:32:01.232
‫مهمه اشاره کنیم...

00:32:01.312 --> 00:32:03.522
‫که وقتی به جنل کروز حمله میکنه...

00:32:03.602 --> 00:32:06.352
‫حمله قبلی قاتل گلدن استیت...

00:32:06.442 --> 00:32:08.602
‫پنج سال قبل بوده...

00:32:08.692 --> 00:32:10.772
‫در جولای 1981

00:32:17.192 --> 00:32:19.232
‫با چیزهایی که از این مرد میدونم...

00:32:19.312 --> 00:32:21.852
‫اگه اسلحه داشتم
‫حتما بهش شلیک میکردم

00:32:21.942 --> 00:32:23.562
‫و برای زخمی کردن شلیک نمیکردم...

00:32:23.642 --> 00:32:26.232
‫برای تموم کردن کارش شلیک میکردم

00:32:26.312 --> 00:32:28.442
‫فکر کنم که میخواد بکشه...

00:32:28.522 --> 00:32:30.192
‫و خواهد کشت

00:32:32.272 --> 00:32:34.392
‫مورد جالب پرونده‌ی جنل...

00:32:34.482 --> 00:32:37.022
‫فاصله‌ی بین سالهای 81 و 86 ـه

00:32:39.692 --> 00:32:43.102
‫معلومه به هر دلیلی
‫که بوده دست برداشته

00:32:44.772 --> 00:32:46.102
‫اینطوری نبوده که جنل رو دیده...

00:32:46.192 --> 00:32:47.272
‫و گفته میخوام بکشمش

00:32:47.352 --> 00:32:48.892
‫فکر کنم ترکیبی وجود داشته...

00:32:48.982 --> 00:32:50.482
‫قرار بوده قربانی بعدیش باشه...

00:32:50.562 --> 00:32:53.772
‫و فکر کنم حتما عامل
‫تنش شدت گرفته...

00:32:53.852 --> 00:32:55.812
‫و کسی چه میدونه علتش چی بوده

00:32:55.892 --> 00:32:58.522
‫شاید فقط از خونه پرت شده بیرون یا...

00:32:58.602 --> 00:33:00.232
‫کارشو از دست داده

00:33:00.312 --> 00:33:04.352
‫مشخصه که خیلی، خیلی عصبانی بوده

00:33:06.812 --> 00:33:11.392
‫و آره، خیلی، خیلی...

00:33:12.142 --> 00:33:14.392
‫داستان غم‌انگیزیه و...

00:33:14.482 --> 00:33:19.062
‫و فقط میتونی امیدوار باشی
‫که یه جورایی در زندگیش...

00:33:19.142 --> 00:33:22.312
‫در نزدیکی زمانی که مرده...

00:33:22.392 --> 00:33:24.102
‫شاید یه سرنخ باشه...

00:33:24.192 --> 00:33:26.272
‫شاید چیزی که گفته یا...

00:33:26.352 --> 00:33:28.852
‫میدونی، اینطوری نگاه کردن به زندگیش...

00:33:28.942 --> 00:33:30.562
‫برام جالبه، آره

00:33:33.892 --> 00:33:36.232
‫مصاحبه با مامان جنل رو...

00:33:36.312 --> 00:33:38.232
‫دیدین؟

00:33:38.312 --> 00:33:40.892
‫خب، یه جورایی حرف میزنه،
‫اونطور که فکر میکردم...

00:33:40.982 --> 00:33:42.232
‫هوشیاره...

00:33:42.312 --> 00:33:44.892
‫یکی که بازرسه باید
‫به حرفاش گوش کنه

00:33:47.272 --> 00:33:49.352
‫- جنل...
‫- بهش گوش کن، فقط گوش کن...

00:33:49.442 --> 00:33:51.692
‫یه جورایی دختر خجالتی بود

00:33:51.772 --> 00:33:54.352
‫خیلی زیبا و خیلی مشهور بود

00:33:54.442 --> 00:33:55.312
‫منظورش تجاوزه

00:33:55.392 --> 00:33:56.692
‫اما همزمان...

00:33:56.772 --> 00:33:57.852
‫اولین تجاوز

00:33:57.942 --> 00:34:00.892
‫به هر حال، همین
‫یه شب گذاشتم شب...

00:34:00.982 --> 00:34:03.232
‫تو خونه‌ی دوستش بمونه

00:34:03.312 --> 00:34:07.442
‫روز بعدش گریون اومد خونه و...

00:34:07.522 --> 00:34:09.982
‫بلافاصله دلیلش رو بهم نگفت...

00:34:10.062 --> 00:34:15.102
‫اما اون مرد، پدر دختر جوان...

00:34:15.812 --> 00:34:18.232
‫بهش تجاوز کرده

00:34:20.233 --> 00:34:21.233
‫بهم تجاوز شده...

00:34:21.234 --> 00:34:22.234
‫بهت تجاوز شده؟

00:34:22.942 --> 00:34:24.272
‫آره، شده

00:34:26.273 --> 00:34:28.273
‫و مرد همسایه منو آزار جنسی داد...

00:34:28.274 --> 00:34:29.274
‫و مسخره‌س چون...

00:34:29.275 --> 00:34:32.275
‫فقط فهمیدم تا چه حد قربانی بودم...

00:34:32.276 --> 00:34:33.276
‫به عنوان یه فرد جوان

00:34:33.352 --> 00:34:34.692
‫درسته. درسته. آره

00:34:34.772 --> 00:34:37.102
‫و اصلا نمیدونم چی در وجودم بود اما...

00:34:37.732 --> 00:34:38.732
‫اصلا تقصیر تو نبوده

00:34:38.812 --> 00:34:40.142
‫- اونا...
‫- نه، اما...

00:34:40.143 --> 00:34:41.008
‫یه چیزی بوده که به طرفش جذب شدن

00:34:41.062 --> 00:34:42.942
‫آره، اونا میدونن چه کار میکنن

00:34:43.022 --> 00:34:45.447
‫- آره، من...
‫- نه، من کاملا درک میکنم

00:34:45.482 --> 00:34:46.642
‫یه تجربه مشابه داشتم...

00:34:47.643 --> 00:34:50.454
‫یه سال بعد از دانشگاه
‫در ایرلند شمالی کار کردم...

00:34:50.732 --> 00:34:53.772
‫و با رییسم، دقیقا
‫چنین چیزی اتفاق افتاد

00:34:56.812 --> 00:34:58.852
‫وحشتناکه

00:35:06.442 --> 00:35:10.102
‫خودمو در آینه‌های شهری می‌بینم...

00:35:10.192 --> 00:35:14.142
‫ویترین مغازه‌ها،
‫شیشه‌ی لک‌دار قطار

00:35:15.102 --> 00:35:17.942
‫هر بار، به نظر میاد خیره شدم...

00:35:18.022 --> 00:35:19.732
‫زیاد چشمام بازه

00:35:19.812 --> 00:35:23.812
‫انگار که برای اولین بار
‫دارم یه چیز باورنکردنی رو می‌بینم

00:35:29.813 --> 00:35:33.813
‫بلفاست خودشو در استخوونهای من جا داده

00:35:34.602 --> 00:35:36.852
‫نیاز انگشتهای چاقش...

00:35:36.942 --> 00:35:39.022
‫درون من فرو میره

00:35:39.102 --> 00:35:41.192
‫این صحنه در کتابخونه‌ی لینن هال...

00:35:41.272 --> 00:35:43.812
‫با چشمانی سوزان بهم زل میزنه

00:35:50.813 --> 00:35:52.813
‫واقعا... واقعا بهم تجاوز کرد؟

00:36:03.814 --> 00:36:05.814
‫روان‌پریشی رو در چشمانش ندیدم...

00:36:05.815 --> 00:36:07.815
‫یه بازنده رو دیدم...

00:36:07.816 --> 00:36:11.816
‫آدمی که همیشه آسونترین
‫کار ممکن رو انجام میده

00:36:13.522 --> 00:36:17.982
‫گفتگو با مامان و بابا
‫واقعا منو نابود کرد

00:36:18.062 --> 00:36:21.942
‫میدونم که خیلی براشون مهمم
‫و بهترینها رو برام میخوان

00:36:22.022 --> 00:36:23.392
‫فقط گاهی فکر میکنم...

00:36:23.482 --> 00:36:26.232
‫نمیدونن درون من چی میگذره

00:36:28.233 --> 00:36:29.409
‫خودم میدونم؟

00:36:30.022 --> 00:36:31.982
‫خیلی عصبانیم و بعد نیستم

00:36:32.062 --> 00:36:35.352
‫خیلی ناراحت و
‫پر از شک به خودمم...

00:36:35.442 --> 00:36:37.352
‫و بعد نیستم

00:36:37.442 --> 00:36:41.642
‫تمام این چیزها به کجا میرسه؟

00:36:57.812 --> 00:36:59.602
‫یک سال و چند ماه بعد از...

00:36:59.692 --> 00:37:03.392
‫حمله گذشت که
‫خونه رو فروختیم

00:37:03.482 --> 00:37:06.982
‫و تصمیم گرفتیم
‫در حیاط پشتی...

00:37:07.062 --> 00:37:10.772
‫خونه‌ی جدید ازدواج کنیم،
‫وقتی که فضاسازیش انجام شد

00:37:12.352 --> 00:37:14.232
‫خب، یه مراسم کوچیک داشتیم...

00:37:14.312 --> 00:37:19.062
‫با چند تا از دوستان نزدیک و خونواده

00:37:23.310 --> 00:37:27.230
‫باب خیلی برای به
‫پیش رفتن و ادامه دادن اشتیاق داشت

00:37:27.310 --> 00:37:30.890
‫و برای من خوب بود تا
‫یکی دستم رو بگیره...

00:37:30.980 --> 00:37:32.980
‫و بگه باید به جلو حرکت کنیم...

00:37:33.060 --> 00:37:34.940
‫و باید از این مسئله بگذریم...

00:37:35.020 --> 00:37:39.140
‫و نباید بذاریم زندگی‌مونو نابود کنه

00:37:43.624 --> 00:37:47.624
‫از طرف دیگه، رنج بسیار زیادی کشیدم...

00:37:47.714 --> 00:37:50.254
‫استرس زیادی
‫بعد از حمله داشتم

00:37:51.464 --> 00:37:54.964
‫همیشه مترسیدم و خسته بودم...

00:37:56.504 --> 00:38:00.544
‫اما تا شش سال
‫به طور رسمی تشخیص داده نشد

00:38:02.254 --> 00:38:04.044
‫و روانکاو گفت...

00:38:04.124 --> 00:38:07.124
‫میدونی، سیستم مرکزی عصبیم...

00:38:07.214 --> 00:38:10.214
‫به خاطر این ضربه روحی
‫که در اون ساعتها تجربه کردم...

00:38:10.294 --> 00:38:12.874
‫از نو نوشته شده

00:38:23.875 --> 00:38:25.875
‫[ تکون بخوری مغزت رو میترکونم ]

00:38:26.876 --> 00:38:28.876
‫[ دوست‌دخترت رو میکشم ]

00:38:39.464 --> 00:38:42.714
‫دیگه هرگز نمیتونی مثل قبل زندگی کنی

00:38:47.504 --> 00:38:50.084
‫میدونی، مطمئنم
‫که خودت هم افسردگی داشتی...

00:38:50.174 --> 00:38:53.624
‫اما خیلی بهتر از
‫من تونستی از پسش بربیای

00:38:53.714 --> 00:38:56.294
‫به نظرم اینطور نیست
‫متفاوت باهاش کنار اومدم

00:38:56.374 --> 00:38:58.544
‫یادمه در یه میانجی‌گری...

00:38:59.794 --> 00:39:02.044
‫یه وکیل به موکلم گفت دروغگو...

00:39:02.124 --> 00:39:05.544
‫و در میانجی‌گری دادگاه بودم
‫و یهو از کوره در رفتم

00:39:05.624 --> 00:39:07.754
‫وایستادم و
‫طرف رو چسبوندم به دیوار

00:39:09.124 --> 00:39:13.294
‫فکر کنم اونوقت حس کردم
‫که کنترل دستمه

00:39:13.374 --> 00:39:15.584
‫اما وقتی به چیزی فکر میکنی
‫که اون تجربه کرده...

00:39:15.674 --> 00:39:17.874
‫خیلی بیشتر از من آسیب دیده...

00:39:17.964 --> 00:39:19.374
‫و قسمت بدش اینه...

00:39:19.464 --> 00:39:21.334
‫که هیچ کاری نتونستم بکنم

00:39:21.424 --> 00:39:23.174
‫تنها مسئله‌ش همینه

00:39:23.254 --> 00:39:24.294
‫این...

00:39:26.214 --> 00:39:27.834
‫اما هنوز بهش فکر میکنم، میدونی

00:39:27.924 --> 00:39:29.874
‫میدونی، میخوای از
‫همسرت محافظت کنی...

00:39:29.964 --> 00:39:32.754
‫میخوای از بچه‌هات محافظت کنی،
‫اما گاهی اوقات نمیتونی

00:39:34.124 --> 00:39:36.964
‫خب، شاید این احساسات رو داشته باشی...

00:39:37.044 --> 00:39:40.504
‫اما در 40 سال گذشته،
‫بیش از اندازه جبران کردی...

00:39:40.584 --> 00:39:45.584
‫چون بیش از اندازه مراقبم بودی...

00:39:45.674 --> 00:39:50.924
‫در حالی که مطمئنم هر
‫مردی بود ول میکرد و میرفت

00:39:54.254 --> 00:39:55.424
‫پس...

00:40:01.553 --> 00:40:04.223
‫یاد میگیری با این چیزها زندگی کنی...

00:40:04.303 --> 00:40:08.383
‫همونطور که یاد میگیری
‫با فقدان یه عزیز زندگی کنی...

00:40:08.473 --> 00:40:12.723
‫و از یه حالتهایی رد میشی
‫و امیدواری بهتر بشی

00:40:12.803 --> 00:40:15.223
‫و یه انسان کامل و کاربردی میشه...

00:40:15.303 --> 00:40:16.640
‫که زندگی خوشحالی داره

00:40:18.198 --> 00:40:20.658
‫خب، میخواستم
‫یه روزی خیلی پولدار بشم...

00:40:20.738 --> 00:40:23.278
‫و اونم میخواست
‫رییس شرکت ساخت‌وساز بشه...

00:40:23.358 --> 00:40:26.198
‫و تصمیم گرفتیم
‫که تشکیل خونواده بدیم...

00:40:26.278 --> 00:40:27.818
‫و میدونی یه مسیر متفاوت رو بریم

00:40:29.028 --> 00:40:33.658
‫پس برگشتیم
‫و من ده سال تو خونه موندم

00:40:36.658 --> 00:40:40.278
‫پس با یکی شروع کردیم
‫و به سه تا رسیدیم

00:40:40.358 --> 00:40:43.318
‫و در نهایت، چهارمی
‫خونواده‌ی شش نفره

00:40:46.158 --> 00:40:47.948
‫و تمام بچه‌ها...

00:40:48.028 --> 00:40:50.818
‫هدایای بزرگی
‫به زندگی‌مون اوردن

00:40:59.658 --> 00:41:02.028
‫تولدت مبارک، خواهر عزیزم

00:41:02.108 --> 00:41:03.908
‫امیدوارم روز خوبی داشته باشی

00:41:03.988 --> 00:41:05.818
‫هی، میش، مارگو هستم

00:41:05.908 --> 00:41:08.198
‫زنگ زدم تولدت رو بهت تبریک بگم

00:41:08.278 --> 00:41:10.158
‫دوستت دارم
‫امیدوارم همه چی خوب پیش بره

00:41:10.238 --> 00:41:11.908
‫سلام، خاله میشل. پاتریکم

00:41:11.988 --> 00:41:14.108
‫فقط میخواستم تولدت رو بهت تبریک بگم

00:41:14.198 --> 00:41:16.408
‫تولدت مبارک، خوشگله

00:41:16.488 --> 00:41:18.068
‫و امیدوارم شب خوبی داشته باشی...

00:41:18.158 --> 00:41:20.318
‫با خونواده‌ت خوش بگذرونی

00:41:20.408 --> 00:41:22.408
‫خیلی، خیلی، خیلی دوستت دارم

00:41:22.488 --> 00:41:24.238
‫خداحافظ، عزیزم

00:41:25.318 --> 00:41:28.858
‫[ پتون: با یه شام خونواده‌ای ]
‫[ کوچولو برای تولدت چطوری؟ ]

00:41:28.859 --> 00:41:31.859
‫[ مگه اینکه بخوای لیتل دام رو ]
‫[ لغو کنی و خونه بمونی؟ غذا سفارش بدی؟ ]

00:41:31.860 --> 00:41:33.860
‫[میشل: بله ]

00:41:35.861 --> 00:41:37.861
‫[ کاخ بازی کنیم؟ ]

00:41:39.862 --> 00:41:41.862
‫[ الان خیلی داغونم ]

00:41:43.863 --> 00:41:45.863
‫[ پتون: نگران نباش ]

00:41:47.864 --> 00:41:50.864
‫[ باید یه جور استشهادنامه بنویسم ]

00:41:53.865 --> 00:41:56.865
‫[ مظنونم که بهت گفتم رو یادته؟ ]

00:41:57.866 --> 00:41:59.866
‫[ تو اکوادور پیداش کردن ]

00:42:01.867 --> 00:42:03.867
‫[ اف‌بی‌آی میخواد بره سراغش و بپرسه ]

00:42:05.868 --> 00:42:08.868
‫[ تا چند روز دیگه دی‌ان‌ای‌شو میگیرم ]

00:42:09.869 --> 00:42:12.869
‫[ پتون: پشمام! ]

00:42:13.698 --> 00:42:15.778
‫ببین، قشنگ میدونه
‫از چی حرف میزنه

00:42:15.858 --> 00:42:17.488
‫صبر کن. نمیدونه

00:42:17.568 --> 00:42:19.988
‫نه، نه، نه
‫به نظر میاد نگرانه و ترسیده

00:42:20.068 --> 00:42:21.408
‫آره. و اون...

00:42:21.488 --> 00:42:24.658
‫هنوزم تا حد زیادی
‫مادر و همسر...

00:42:24.738 --> 00:42:25.908
‫و یه دوست بود

00:42:32.608 --> 00:42:35.408
‫اما هر چی بیشتر
‫وارد این ماجرا میشد...

00:42:35.488 --> 00:42:39.408
‫مشخص بود که
‫شانس خوبی در حل کردنش داره

00:42:41.158 --> 00:42:44.528
‫سلام، مامان. بعدا بهت زنگ میزنم

00:42:44.608 --> 00:42:47.658
‫لیتل دامز و پرونده‌های قدیمی پلیس

00:42:47.738 --> 00:42:49.858
‫خیلی دلم براتون تنگ شده

00:42:49.948 --> 00:42:52.278
‫یادت باشه به آلیس بگی
‫مامانی عاشقشه...

00:42:52.358 --> 00:42:54.528
‫و صبر نداره کتابش تموم بشه...

00:42:54.608 --> 00:42:57.948
‫تا بتونم بیشتر از
‫هر موقعی پیشش باشم

00:43:01.158 --> 00:43:02.818
‫که میتونه واقعا تو رو...

00:43:02.908 --> 00:43:05.608
‫به اعماق بکشونه
‫تا حدی که نتونی خودتو بالا بکشی

00:43:15.408 --> 00:43:17.408
‫پناه بر مادر مقدس

00:43:18.658 --> 00:43:22.278
‫تو جعبه‌هام کلی
‫عکس پیدا کردم

00:43:23.278 --> 00:43:25.408
‫یه جعبه کفش پر

00:43:26.858 --> 00:43:28.608
‫هیولای وامونده

00:43:30.158 --> 00:43:32.988
‫هرگز صحنه جنایت
‫خونواده اسمیت در ونچورا رو ندیده بودم

00:43:33.818 --> 00:43:34.988
‫با چوب له شده بودن...

00:43:35.068 --> 00:43:37.658
‫چوبی که برای شومینه بیرون خونه بوده

00:43:38.488 --> 00:43:40.028
‫همه جا پر از خورده چوب

00:43:42.488 --> 00:43:44.488
‫اما از نظر صحنه‌ی جرم...

00:43:44.568 --> 00:43:49.488
‫یه چیزی خیلی
‫تعجب‌آور بود که چقدر تشابه عجیبی...

00:43:49.568 --> 00:43:51.658
‫بین هر کدوم از صحنه‌های جرم وجود داشت

00:43:52.659 --> 00:43:55.659
‫[ نشانه‌های بیشمار کنجکاوی ]

00:43:57.660 --> 00:43:59.660
‫[ در صحنه نوشیده ]
‫[ چیزی برای خوردن برداشته ]

00:43:59.698 --> 00:44:01.948
‫یه چیزی خیلی...

00:44:03.568 --> 00:44:05.908
‫نمیتونم، ای کاش
‫میتونستم خوب بیانش کنم...

00:44:05.988 --> 00:44:09.658
‫طوری که تو خونه‌ی این آدمها راه می‌رفته...

00:44:11.488 --> 00:44:13.988
‫و طوری که نابودشون کرده

00:44:15.028 --> 00:44:17.658
‫یه جورایی همونجا میشینه و غذا میخوره

00:44:19.908 --> 00:44:22.408
‫به خاطر همین فکر نکنم
‫فقط سادیسم جنسی خالص بوده باشه

00:44:22.488 --> 00:44:24.108
‫فکر کنم یه چیز دیگه بوده...

00:44:24.198 --> 00:44:26.698
‫میدونی، از نظر روانی مشکلی وجود داشته

00:44:28.699 --> 00:44:31.699
‫[ تشخیص: آسیب شدید مغزی به خاطر ]
‫[ ضربه‌ی شدید و ناگهانی ]

00:44:37.528 --> 00:44:43.448
‫میخواسته بگه من شاهم و میدونی...

00:44:43.528 --> 00:44:46.358
‫خیلی غیرعادیه که یکی...

00:44:46.448 --> 00:44:49.028
‫بخواد خونه‌ت رو نابود کنه...

00:44:49.108 --> 00:44:51.448
‫انگار که...

00:44:51.528 --> 00:44:53.858
‫باید به مرکز عواطف
‫زندگی آدمها میرسیده...

00:44:53.988 --> 00:44:56.408
‫و میخواسته همونو نابود کنه

00:45:00.068 --> 00:45:03.028
‫سلام، پتون هستم

00:45:03.108 --> 00:45:05.568
‫ده دقیقه دیگه بهم زنگ بزن...

00:45:05.658 --> 00:45:07.738
‫چون داره خوابم میگیره

00:45:07.818 --> 00:45:09.408
‫دوست دارم باهات حرف بزنم

00:45:12.409 --> 00:45:14.409
‫ببخشید اگه یکم دور بودم

00:45:14.410 --> 00:45:17.410
‫الان دوران سختی شده برام

00:45:18.411 --> 00:45:23.411
‫یکم از قرص‌های آمبین مادرت
‫و قرص‌های شبیه پرکوست رو بیار

00:45:24.908 --> 00:45:27.948
‫بی‌خوابی و کمبود خواب زیاد بود

00:45:28.028 --> 00:45:30.158
‫حتما چندین روز طول کشیده و گفته...

00:45:30.238 --> 00:45:31.528
‫صبح آدرال میخورم

00:45:31.608 --> 00:45:33.778
‫زاناکس و وایکودین میخورم تا بخوابم...

00:45:33.858 --> 00:45:35.658
‫چون این کار بهتره...

00:45:35.738 --> 00:45:37.778
‫و این هدف از من بزرگتره

00:45:41.108 --> 00:45:43.358
‫اما اگه میخوای بررسیش کنی، من...

00:45:43.448 --> 00:45:46.028
‫- اشکالی نداره
‫- آره، آره، آره، اصلا اشکال نداره. آره

00:45:46.108 --> 00:45:48.568
‫پس، شب قبلش...

00:45:48.658 --> 00:45:50.198
‫جرم‌شناسی تیم رو آزاد کرد...

00:45:51.608 --> 00:45:54.568
‫اصلا اجازه نداشتم
‫حتی نزدیکش بشم

00:45:54.658 --> 00:45:55.778
‫درسته

00:45:56.568 --> 00:45:57.988
‫پس اگه اشتباه نکنم شنبه بود

00:45:59.068 --> 00:46:00.448
‫زنگ زدن و گفتن، باشه...

00:46:00.528 --> 00:46:01.818
‫داریم خونه رو آزاد میکنیم

00:46:01.908 --> 00:46:06.068
‫پس حالا شما میتونین برین
‫اونجا و تروتمیزش کنین

00:46:06.158 --> 00:46:08.778
‫چون اون موقع،
‫شرکتی نبود که...

00:46:08.858 --> 00:46:10.698
‫در تمیز کردن صحنه‌های جرم متخصص باشه...

00:46:10.778 --> 00:46:13.568
‫و در مواد شیمیایی
‫و این چیزها تخصص داشته باشه

00:46:13.658 --> 00:46:16.238
‫و نسبت به برادرم
‫حس مسئولیت کردم...

00:46:16.318 --> 00:46:19.238
‫تا این صحنه‌ی جرم رو
‫از حالت یه صحنه‌ی جرم دربیارم

00:46:19.318 --> 00:46:21.108
‫بیایم تبدیلش کنیم به یه خونه

00:46:23.448 --> 00:46:25.448
‫و تنها انجامش دادی یا...

00:46:25.528 --> 00:46:27.698
‫نه، اون موقع نامزدم بهم کمک کرد

00:46:27.778 --> 00:46:28.988
‫عجب

00:46:35.948 --> 00:46:38.238
‫به اتاق‌خواب رفتیم
‫یه نگاهی به اطراف انداختیم...

00:46:38.318 --> 00:46:40.908
‫و منظره‌ی جالبی نداشت

00:46:40.988 --> 00:46:42.608
‫میدونی، چیزی نیست...

00:46:42.698 --> 00:46:44.778
‫که بخوای به یاد بیاری

00:46:48.488 --> 00:46:50.488
‫میله‌های تخت خیلی نابود شده بودن...

00:46:50.568 --> 00:46:54.068
‫که تمیز کردنشون خیلی طول کشید...

00:46:54.158 --> 00:46:56.528
‫چون همه جا خون پاشیده بود

00:46:56.608 --> 00:46:59.858
‫و روی فرش و دیوار پشتش

00:47:09.859 --> 00:47:12.859
‫آره، خب دو سه ساعتی اونجا بودیم

00:47:12.908 --> 00:47:15.448
‫و تا جایی که میتونستیم خوب تمیزش کردیم

00:47:15.528 --> 00:47:17.448
‫و قبل از این بود که دیوید ببینتش

00:47:17.528 --> 00:47:20.528
‫پس، آره، داشتی
‫ازش محافظت میکردی. آره. آره

00:47:24.698 --> 00:47:26.448
‫وقتی بالاخره خونه رو ترک کردیم...

00:47:26.528 --> 00:47:28.698
‫و همه کارها انجام شده بود...

00:47:28.778 --> 00:47:32.108
‫اگه منظورمو بفهمین،
‫خلبان خودکار تقریبا خاموش شد

00:47:32.198 --> 00:47:36.158
‫و یورش احساسات
‫تمام وجودم رو دربرگرفت

00:47:38.698 --> 00:47:42.108
‫افکار به طرف برادرم
‫و زن برادرم جلب شد

00:47:43.698 --> 00:47:46.108
‫و تا به امروز دلیلشو نمیدونم...

00:47:46.198 --> 00:47:48.858
‫اما در اون لحظه، برای پدرم گریه کردم

00:47:54.859 --> 00:47:59.859
‫متاسفانه، پدرمون وقتی من 13 سال
‫و دیوید 18 سالش بود، خودکشی کرد

00:47:59.908 --> 00:48:01.108
‫عجب، خدای من

00:48:01.488 --> 00:48:03.408
‫با شاتگان تو سرش زده بود

00:48:03.488 --> 00:48:05.568
‫- و اون...
‫- افسردگی داشت؟

00:48:05.658 --> 00:48:07.238
‫میدونی، یکی از اون مسائلیه که...

00:48:07.318 --> 00:48:08.948
‫گفتنش سخته
‫اصلا نمیدونیم

00:48:09.028 --> 00:48:10.408
‫- آره، آره
‫- اما...

00:48:10.488 --> 00:48:13.738
‫مثل یه تن آجر روی سرمون خراب شد

00:48:19.739 --> 00:48:21.739
‫وقتی پلیس شدم...

00:48:21.740 --> 00:48:23.740
‫یه یارویی اومد و گفت، بیا اینجا بچه...

00:48:23.741 --> 00:48:24.741
‫تا حالا تو یه صحنه جرم بد بودی؟

00:48:24.742 --> 00:48:26.368
‫گفتم، نه، هنوز نه. نبودم

00:48:26.448 --> 00:48:28.768
‫- آره
‫- گفتش بیا اینو ببین که نوشته کتاب قتل

00:48:28.858 --> 00:48:30.658
‫- درسته
‫- کلی عکس چندش‌آور اونجا بود

00:48:30.659 --> 00:48:32.659
‫یه عکس رو برگردوندم و
‫عکس بابام بود

00:48:33.068 --> 00:48:35.778
‫- وای، درو. خدایا
‫- و بنابراین...

00:48:35.858 --> 00:48:37.028
‫تا اون موقع ندیده بودمش

00:48:37.108 --> 00:48:38.568
‫خدای من

00:48:38.658 --> 00:48:40.908
‫- هیچوقت...
‫- گفتی این بابای منه؟

00:48:40.988 --> 00:48:42.198
‫فقط کتاب رو بستم و رفتم

00:48:42.278 --> 00:48:43.658
‫خدایا

00:48:43.738 --> 00:48:46.488
‫پس، تا آخر عمر و برای همیشه باهاش زندگی میکنی

00:48:46.568 --> 00:48:49.608
‫- آره
‫- آسون نیست

00:48:51.278 --> 00:48:52.778
‫برای هیچکس آسون نیست

00:49:31.140 --> 00:49:33.520
‫میکشمت

00:49:35.350 --> 00:49:37.690
‫میکشمت

00:49:39.890 --> 00:49:42.560
‫میکشمت

00:49:53.028 --> 00:49:54.858
‫[ میشل: خونه‌ای؟ ]

00:49:54.859 --> 00:49:56.859
‫[ پتون: آره. تو اتاق کار ]

00:49:56.860 --> 00:49:58.860
‫[ خوبی؟ ]

00:49:59.861 --> 00:50:00.861
‫[ راستش نه ]

00:50:00.862 --> 00:50:04.862
‫[ در دو روز گذشته ]
‫[ بیش از چند ساعت نخوابیدم ]

00:50:04.863 --> 00:50:09.863
‫[ یا مجبورم مصرف زاناکس رو ]
‫[ به کلی بذارم کنار یا بیشتر زاناکس بخورم ]

00:50:10.864 --> 00:50:13.864
‫[ فهمیدم اگه یکم ]
‫[ قبل از خوابیدن بخورم، کابوس نمی‌بینم ]

00:50:15.865 --> 00:50:19.865
‫[ چون دیشب کم خوابیدم ]
‫[ و خواب وحشتناکی دیدم ]

00:50:20.866 --> 00:50:22.866
‫[ پتون: گندش بزنن ]

00:50:22.867 --> 00:50:24.867
‫[ میشل: عکسهای مربوط به ]
‫[ این پرونده و صحنه جرم ]

00:50:24.868 --> 00:50:27.868
‫[ واقعا یکی از بدترین کابوسهایی بود که داشتم ]

00:50:27.869 --> 00:50:32.869
‫[ اما نمیدونم، شاید مغزم اینطوری ]
‫[ واکنش نشون میده ]

00:50:32.870 --> 00:50:35.870
‫[ پتون: لعنتی. پونزده دقیقه دیگه میام ]

00:50:35.871 --> 00:50:40.871
‫[ میشل: الان کاری از دست تو برنمیاد، فقط ]
‫[ میخوام یه حموم داغ بکنم و برم بخوابم ]

00:50:40.872 --> 00:50:43.872
‫[ پتون: باشه. طفلکی عزیز دلم. خیلی متاسفم ]

00:50:44.873 --> 00:50:47.873
‫[ لطفا به هیچکس نگو ]
‫[ حالم بده یا خسته‌م یا هر چی ]

00:50:48.874 --> 00:50:51.874
‫[ بدتر از اینکه امشب قرار بود ]
‫[ با آلیس تکالیفش رو کار کنم ]

00:50:51.875 --> 00:50:54.875
‫[ اما حس میکنم دارم میمیرم ]

00:50:55.876 --> 00:50:57.876
‫[ نگران نباش، عزیزم ]

00:50:57.877 --> 00:51:00.877
‫[ منم در وضعیت تو بودم ]

00:51:06.943 --> 00:51:10.063
‫اگه بتونی مرتکب قتل بشی
‫و بعد ناپدید بشی...

00:51:10.153 --> 00:51:13.523
‫چیزی که از خودت
‫به جا میذاری فقط درد نیست...

00:51:13.603 --> 00:51:15.693
‫بلکه فقدانه

00:51:15.773 --> 00:51:18.313
‫یه پوچی بسیار بزرگ...

00:51:18.403 --> 00:51:20.773
‫که بر همه چی غالب میشه

00:51:20.853 --> 00:51:24.693
‫قاتل ناشناس همیشه
‫دستگیره در رو می‌چرخونه...

00:51:24.773 --> 00:51:28.313
‫دری که هیچوقت باز نمیشه

00:51:28.403 --> 00:51:33.233
‫اما قدرتش به محض اینکه
‫بشناسیش از بین میره

00:51:37.693 --> 00:51:38.733
‫باشه

00:51:39.733 --> 00:51:41.813
‫نامه‌ای به یک پیرمرد

00:51:44.233 --> 00:51:46.443
‫تو شگردت رو میدونی

00:51:46.523 --> 00:51:48.983
‫ضربه‌ای در برابر حصار

00:51:49.063 --> 00:51:53.403
‫افت دما به خاطر در ایوانی
‫که به زور باز شده

00:51:53.483 --> 00:51:55.403
‫تیغی در پشت گردن

00:51:58.023 --> 00:52:00.313
‫فانتزیهای تو عمق زیادی داره...

00:52:01.103 --> 00:52:03.313
‫اما هرگز تو رو بالا نیاوردن

00:52:07.314 --> 00:52:11.314
‫و بعد ناپدید میشی

00:52:12.315 --> 00:52:15.315
‫برخی فکر میکنن مردی
‫یا افتادی زندان

00:52:15.403 --> 00:52:17.103
‫من نه

00:52:17.193 --> 00:52:21.193
‫فکر کنم کنار کشیدی
‫وقتی دنیا شروع به تغییر کرد

00:52:21.273 --> 00:52:24.233
‫درسته که پیری
‫حتما کندت کرده

00:52:24.313 --> 00:52:28.063
‫اما قساوت عجیب تو
‫دیگه ارزشی نداره

00:52:28.153 --> 00:52:31.943
‫دریچه‌های مجازی
‫همگی در اطرافت باز شدن

00:52:32.023 --> 00:52:35.273
‫تو، ارباب تماشاگر،
‫داری پیر میشی...

00:52:35.353 --> 00:52:38.273
‫اهداف رو جلوی
‫تیر راس اونا میندازی

00:52:38.353 --> 00:52:41.103
‫الان دیگه نقاب اسکی کمکت نمیکنه

00:52:41.193 --> 00:52:44.523
‫به زودی یه روز صدای ماشینی رو
‫میشنوی که جلوی خونه‌ت پارک کرد...

00:52:44.603 --> 00:52:46.313
‫موتورش خاموش شد

00:52:47.403 --> 00:52:51.443
‫صدای قدمها رو میشنوی
‫که به در خونه‌ت نزدیک میشن

00:52:51.523 --> 00:52:52.943
‫زنگ در میخوره

00:52:54.103 --> 00:52:56.023
‫هیچ دروازه جانبی باز نمونده

00:52:56.103 --> 00:52:59.063
‫دیگه نمیتونی از روی یه حصار بپری

00:52:59.153 --> 00:53:02.443
‫یکی از همون نفسهای
‫عمیق و طولانی‌تو بکش...

00:53:02.523 --> 00:53:06.983
‫دندونهاتو بهم فشار بده،
‫ذره ذره به طرف زنگ برو که صداش قطع نمیشه

00:53:06.984 --> 00:53:08.984
‫اینطوری برات تموم میشه

00:53:10.985 --> 00:53:13.985
‫تا ابد ساکت میشی و
‫من در تاریکی ناپدید میشم

00:53:13.986 --> 00:53:16.986
‫یه بار همینطوری یه
‫قربانی رو تهدید کردی

00:53:17.563 --> 00:53:21.443
‫در رو باز کن، صورتتو بهمون نشون بده

00:53:22.103 --> 00:53:24.233
‫بیا زیر نور

00:53:49.234 --> 00:53:52.234
‫[ پتون: لیوان مسافرتی کنار تختت ]
‫[ پر شده از قهوه‌ی تازه و داغ ]

00:53:53.235 --> 00:53:55.235
‫[ پتون: خوب استراحت کن ]

00:53:56.236 --> 00:54:00.236
‫[ دوستت دارم ]

00:54:11.237 --> 00:54:23.237
‫[ پتون: بیداری؟ ]

00:54:36.103 --> 00:54:38.063
‫همین الان یه آمبولانس میخوام

00:54:38.153 --> 00:54:39.603
‫تیم اورژانس بفرستین

00:54:39.693 --> 00:54:40.943
‫باشه، قربان، گوش کنین

00:54:41.023 --> 00:54:42.733
‫براتون کمک میفرستیم، باشه؟

00:54:42.813 --> 00:54:43.943
‫همسرتون چند سالشه؟

00:54:44.023 --> 00:54:45.733
‫الان از همین آدرس زنگ میزنم

00:54:45.813 --> 00:54:48.103
‫لطفا، لطفا
‫همین الان آمبولانس بفرستین

00:54:48.193 --> 00:54:50.403
‫قربان، دارم براتون کمک میفرستم. باشه؟

00:54:50.483 --> 00:54:52.063
‫کمک تو راهه. منتظر باشین...

00:54:52.087 --> 00:55:04.087
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.