﻿WEBVTT

00:00:16.891 --> 00:00:20.020
پلیس تحقیقات رو در هشتم دسامبر آغاز کرد

00:00:20.103 --> 00:00:22.647
،بعد از اینکه خبر قتل به مقامات رسید

00:00:23.106 --> 00:00:25.233
...پنجاه محقق رو برای بازداشت

00:00:25.316 --> 00:00:28.153
،رهبر فرقه‌ی بیبی گاردن
کیم کی سون، اعزام کردن

00:00:30.697 --> 00:00:33.992
یادمه اون موقع یه مراسمی داشتیم
که همیشه برگزارش میکردیم

00:00:34.075 --> 00:00:35.515
(بیبی گاردن، ایچئون، گیونگی دو)

00:00:35.577 --> 00:00:36.577
خیلی بزرگ بود

00:00:37.203 --> 00:00:39.205
...یهویی یکی گفت

00:00:39.706 --> 00:00:43.334
یه عالمه آدم اون بیرونن و محاصره شدیم

00:00:45.503 --> 00:00:48.381
اعضای بیبی گاردن روزهای هفته رو کار میکردن

00:00:48.465 --> 00:00:51.968
به‌خاطر همین مراسم‌هاشون رو
...عصر یک‌شنبه برگزار میکردن

00:00:52.052 --> 00:00:54.345
تا به موعظه‌های کیم کی سون گوش کنن

00:00:57.223 --> 00:00:59.535
آدمای زیادی توی ضرب و شتم
قربانی‌ها دخیل بودن

00:00:59.559 --> 00:01:00.977
(بیبی گاردن، شهر تعاون و همیاری)

00:01:01.061 --> 00:01:04.189
به خاطر همین فکر کردیم الان
بهترین فرصته تا همشون رو بازداشت کنیم

00:01:06.066 --> 00:01:09.986
مامورای نیروی انتظامی
...و تعدادی از کارآگاه‌ها

00:01:10.570 --> 00:01:12.489
اون روز به صحنه رسیدن

00:01:12.572 --> 00:01:14.491
شب سردی بود

00:01:18.578 --> 00:01:22.999
پلیس‌ها سعی میکردن
از درهای ساختمون وارد بشن

00:01:23.500 --> 00:01:25.585
و اعضا هم سعی میکردن جلوشونو بگیرن

00:01:25.668 --> 00:01:27.670
جلوی هر در جنگ به پا شده بود

00:01:29.422 --> 00:01:32.383
واقعا مثل حیوون‌ها دیوونه شدن بودن

00:01:34.844 --> 00:01:39.808
حتی یکی از کارآگاهامون رو
از در پرت کردن بیرون

00:01:41.226 --> 00:01:44.604
این نشون میده که چقد وحشیانه
داشتن مقاومت میکردن

00:01:45.438 --> 00:01:47.732
(لی سون بوک، به فرار کیم کی سون کمک کرد)

00:01:47.816 --> 00:01:49.943
من اونجا بودم و به کیم کی سون
کمک کردم فرار کنه

00:01:56.282 --> 00:01:59.077
متوجه نبودم
اوضاع خیلی جدی بود

00:01:59.160 --> 00:02:00.995
نمیدونم چه خبر شده

00:02:01.079 --> 00:02:03.915
یه لحظه وایسادم فکر کنم
...و یهو فهمیدم

00:02:04.415 --> 00:02:07.085
دارن میان سراغ رهبر ما، کیم کی سون

00:02:09.504 --> 00:02:12.090
دنبال یه راه خروج میگشتم

00:02:13.341 --> 00:02:15.844
یه راهروی زیرزمینی بود

00:02:15.927 --> 00:02:18.888
ازش رفتم پایین
و کسی رو ندیدیم

00:02:19.514 --> 00:02:20.557
...پس

00:02:22.308 --> 00:02:23.351
من کمکش کردم

00:02:27.230 --> 00:02:30.650
وسط اون غوغا، کیم کی سون رو گم کردیم

00:02:48.626 --> 00:02:52.626
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:53.423 --> 00:02:59.596
(بیبی گاردنِ مرگ)

00:03:03.600 --> 00:03:05.727
(کانگ مین گو، دادستان سابق مسئول پرونده)

00:03:05.810 --> 00:03:08.605
من کانگ مین گو ام، الان وکیلم
...اون موقع دادستان ارشد

00:03:08.688 --> 00:03:11.691
دفتر دادستانی سو وون، شعبه یوجو بودم

00:03:11.774 --> 00:03:12.859
(دادستان کانگ مین گو)

00:03:16.446 --> 00:03:19.657
اینجا ناک گی رو بستن
و تا خوکدونی کشوندنش

00:03:20.158 --> 00:03:24.454
از تمام کسایی که توی صحنه جرم بودن
شهادت گرفتیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده

00:03:26.873 --> 00:03:31.085
راستش، اولش فکر میکردم
امکان نداره درست باشه

00:03:32.003 --> 00:03:33.588
در این حد شوکه کننده بود

00:03:34.172 --> 00:03:36.257
(،ما رو اتاق رهبر میکشوندن، لختمون میکردن)

00:03:36.341 --> 00:03:39.195
با چوب و لوله‌های فلزی اونقد میزدنمون)
(تا کل بدنمون کبود بشه

00:03:39.219 --> 00:03:41.804
خودم واضحا دیدم که کانگ می گیونگ رو)
(...توی انباری، با تیکه‌های چوب

00:03:41.888 --> 00:03:44.448
و به دستور کی سون)
(بدون ذره‌ای تردید تا سرحد مرگ کتک زدن

00:03:44.474 --> 00:03:49.145
(فکر کردم اگه بمونم اونجا منم میزنن)

00:03:51.689 --> 00:03:54.817
بعد از اینکه از پرده از تمام
،این قتل‌های نفس‌گیر برداشته شد

00:03:54.901 --> 00:03:58.321
اعضای سابق بیبی گاردن
...اونقد منزجر شده بودن که

00:03:58.404 --> 00:04:01.199
فکر کردن باید گزارش کیم کی سون رو بدن

00:04:01.282 --> 00:04:03.284
به خاطر همین یه دادخواست علیه‌ش پر کردن

00:04:03.368 --> 00:04:06.412
من فکر کردم ارزش تحقیق داره

00:04:06.996 --> 00:04:08.665
و شروع کردم به بررسی کردنش

00:04:10.875 --> 00:04:13.253
...جایی که مخصوصا توجه‌مو جلب کرد

00:04:14.295 --> 00:04:18.007
بخش قتل وحشتناک
یه بچه‌ زیر سن قانونی بود

00:04:18.841 --> 00:04:20.551
یه بچه به اسم ناک گی

00:04:20.635 --> 00:04:22.887
وقتی به قتل رسید
فقط پنج سالش بود

00:04:24.931 --> 00:04:28.268
تقریبا ده سال بعد از مرگش
...تازه شکایت به دستمون رسید

00:04:29.435 --> 00:04:31.813
که توسط پدر بچه نوشته شده بود

00:04:31.896 --> 00:04:35.275
(دادخواست)

00:04:35.358 --> 00:04:37.568
(یه چیزی درباره اینجا عجیب بود)

00:04:37.652 --> 00:04:39.070
(چوی میونگ هو)

00:04:39.153 --> 00:04:41.197
(چوی میونگ هو)

00:04:41.281 --> 00:04:42.615
اسم من چوی میونگ هو ئه

00:04:42.699 --> 00:04:44.200
(عضو سابق، پدر چوی ناک گی)

00:04:44.284 --> 00:04:47.161
من پدر ناک گی‌‌ ام
پسری که توی بیبی گاردن به قتل رسید

00:04:47.245 --> 00:04:51.124
فکر کنم این کارو کردم چون
خیلی داغون و مستاصل بودم

00:04:51.207 --> 00:04:53.584
...اگه من قدم به جلو نمیذاشتم

00:04:54.168 --> 00:04:55.712
نمیتونستن پرونده رو حل کنن

00:04:56.754 --> 00:05:00.049
تنها چیزی که بهش فکر میکردیم
،این بود که داستانش رو فاش کنیم

00:05:00.133 --> 00:05:02.051
جرائمش رو نشون بدیم
و عدالت رو اجرا کنیم

00:05:02.135 --> 00:05:05.471
کسایی که موافقت کردن
باهم روی دادخواست کار کردن

00:05:05.555 --> 00:05:07.515
(1996 هشتم دسامبر)

00:05:12.395 --> 00:05:15.690
(بیبی گاردن، شهر تعاون و همیاری)

00:05:17.108 --> 00:05:19.569
رئیس دستور تحقیقات رو داد

00:05:19.652 --> 00:05:22.172
اونا دنبال کیم دونگ هوی میگشتن
که به دادگاه احضار شده بود

00:05:22.238 --> 00:05:24.115
از تختش کشیدنش بیرون

00:05:28.870 --> 00:05:30.997
وقتی وارد اتاق شدیم، شوکه شدیم

00:05:31.080 --> 00:05:34.500
یه گاو صندوق بزرگ اونجا بود
که پر از پول نقد بود

00:05:35.084 --> 00:05:36.961
بیشتر از 700 هزار میلیون وون

00:05:37.879 --> 00:05:40.506
اون موقع اسکناس 50 هزار وونی نبود

00:05:40.590 --> 00:05:42.842
پس یه عالمه اسکناس 10 هزار وونی بود

00:05:43.551 --> 00:05:48.639
آره، به پول امروز میشه
حدود 1.3 میلیارد وون

00:05:49.515 --> 00:05:52.226
جایی که کیم کی سون زندگی میکرد
سرشار از تجمل بود

00:05:52.310 --> 00:05:54.479
انگار قصر بود

00:05:55.480 --> 00:05:57.231
سونای خصوصی داشت

00:05:58.858 --> 00:06:01.027
و اون موقع، از تخت چوبی استفاده میکرد

00:06:02.028 --> 00:06:03.071
خیلی بزرگ بود

00:06:03.571 --> 00:06:05.865
،برخلاف سبک زندگی رهبرشون

00:06:05.948 --> 00:06:08.701
اتاق پیروان مثل پادگان سربازها بود

00:06:09.202 --> 00:06:12.288
اقلا اینطوری به نظر میومد
تفاوتشون فاحش بود

00:06:16.709 --> 00:06:20.838
وقتی وارد اتاق کیم کی سون میشدیم
خیلی راحت بود، مثل بهشت بود

00:06:22.590 --> 00:06:26.219
سیستم صوتی اتاقش
صد میلیون وون می‌ارزید

00:06:26.302 --> 00:06:29.013
همه چی اتاقش گرون بود

00:06:33.142 --> 00:06:34.644
(،کیم کی سون، تحت تعقیب بابت قتل)

00:06:34.727 --> 00:06:36.437
(آزار و اذیت، حبس، کلاهبرداری و غیره)

00:06:38.356 --> 00:06:41.067
،چون نتونستم زنبور ملکه رو بگیریم

00:06:41.150 --> 00:06:44.445
فهمیدم که تفتیش و بازرسی
بی‌نتیجه بوده

00:06:45.029 --> 00:06:46.948
خیلی خجالت‌زده بودم

00:06:48.366 --> 00:06:49.951
گذاشتیمش توی لیست افراد تحت تعقیب

00:06:50.952 --> 00:06:52.829
سعی کردیم ماشینش رو تعقیب کنیم

00:06:53.413 --> 00:06:54.831
همه چیو امتحان کردیم

00:07:00.336 --> 00:07:02.713
صورت کیم کی سون رو
توی تمام رسانه‌ها نشون دادیم

00:07:03.756 --> 00:07:05.967
از مردم خواستیم اگه دیدنش
بهمون اطلاع بدن

00:07:06.467 --> 00:07:10.012
اما کیم کی سون، زن خیلی باهوشی بود

00:07:10.096 --> 00:07:11.264
قایم شده بود

00:07:12.723 --> 00:07:14.058
ناامیدکننده بود

00:07:14.142 --> 00:07:16.352
نتونستن هیچ جا پیداش کنن

00:07:16.436 --> 00:07:18.896
باید پیداش میکردن
اما کار آسونی نبود

00:07:19.730 --> 00:07:21.983
ولی نتونستن ردشو بزنن

00:07:22.483 --> 00:07:23.693
اعصاب خردکن بود

00:07:24.402 --> 00:07:26.571
معلوم نبود کجا فرار کرده

00:07:27.447 --> 00:07:29.532
کیم کی سون کجا قایم شده؟

00:07:31.284 --> 00:07:33.744
...اون موقع، بعضی از اعضای سابق

00:07:33.828 --> 00:07:36.038
بهمون حقیقت اینکه چه اتفاقی افتاده رو گفتن

00:07:36.122 --> 00:07:39.625
ولی کسایی که هنوز اونجا بودن
تمام سعیشون برای محافظت ازش رو کردن

00:07:39.709 --> 00:07:41.469
.‌..برخلاف اتهام‌هایی که بهش زدن

00:07:41.502 --> 00:07:42.378
(من عشق واقعیم)

00:07:42.462 --> 00:07:45.381
هنوز توی بیبی گاردن، آگایا رو
به چشم خدا میبینن

00:07:46.174 --> 00:07:48.468
خب، باید درک کنین که من جزئیاتو نمیدونم

00:07:48.551 --> 00:07:50.511
و مشخصا نمیدونم الان کجاست

00:07:51.095 --> 00:07:53.222
میشه درباره کیم کی سون باهاتون حرف بزنم؟

00:07:53.306 --> 00:07:55.099
الان اینجا نیست

00:07:55.183 --> 00:07:57.685
معلومه که نیست، اینجا یه مزرعه‌ست

00:07:57.768 --> 00:07:59.228
تا اینجایی، درست رفتار کن

00:08:00.521 --> 00:08:02.815
اون که مثل بقیه رهبرها نیست
اون ما رو راهنمایی میکنه

00:08:02.899 --> 00:08:05.735
خیلی باهوشه
بخوام ساده بگم، اون ما رو هدایت میکنه

00:08:05.818 --> 00:08:09.363
اینطوری بگم که اون مثل
اعضای خانواده‌ست، مثل یه خواهر باهوش

00:08:09.989 --> 00:08:11.240
الان کجاست؟

00:08:12.116 --> 00:08:13.367
نمیدونم

00:08:17.163 --> 00:08:19.874
البته که راضیم، خوشحالم

00:08:19.957 --> 00:08:21.584
شاید شلوغ باشه

00:08:21.667 --> 00:08:25.129
اما به خاطر اینه که بعضی آدما
کارشونو درست انجام نمیدن

00:08:25.213 --> 00:08:28.966
کسایی که رفتن، شاید به خودشون
بگن قربانی ولی هیچکس بهشون آسیب نزده

00:08:29.050 --> 00:08:30.426
اتفاقا خیلیم کمکشون کردیم

00:08:32.011 --> 00:08:33.262
این درست نیست

00:08:33.346 --> 00:08:35.681
معلومه که اینجا همچین اتفاقی نیفتاده

00:08:35.765 --> 00:08:38.559
حتی برای یکی از کسایی که رفتن هم نیفتاده

00:08:38.643 --> 00:08:40.228
هیچکدومشون آسیب ندیدن

00:08:40.353 --> 00:08:41.646
(عضو سابق بیبی گاردن)

00:08:41.729 --> 00:08:45.733
لطفا به خودت بیا وگرنه
!تا 15 سال آینده عذاب میکشی

00:08:45.816 --> 00:08:48.945
ارزششو داره-
کجاش ارزش داره؟-

00:08:49.028 --> 00:08:51.614
تو رفتی! پس دهنتو ببند
و سرت تو کار خودت باشه

00:08:55.910 --> 00:08:59.789
کاملا و به‌طور غیرقابل انکاری
به اون زن وفادار بودن

00:09:00.373 --> 00:09:03.584
دقیقا مثل زنبورهایی که
غریزی از ملکه‌شون حفاظت میکنن

00:09:04.961 --> 00:09:07.547
ما تا ابد، فقط به آگایا جواب میدیم

00:09:08.256 --> 00:09:09.696
(قتل سه نفر در بیبی گاردن)

00:09:09.757 --> 00:09:13.010
این پرونده حول سه نفر از اعضای فرقه
که کشته و دفن شدن، میچرخه

00:09:13.094 --> 00:09:14.470
(سه نفر به قتل رسیدن و مخفیانه دفن شدن)

00:09:14.554 --> 00:09:16.865
اما دادستانی هیچ مدرک قطعی پیدا نکرده

00:09:16.889 --> 00:09:18.729
(سه تا از اعضا از جمله یک کودک به قتل رسیدن)

00:09:18.808 --> 00:09:21.018
تنها راه حل، حفاظت از اجساد بود

00:09:21.102 --> 00:09:23.813
اما یکی سوزونده شده بود
و اون یکی هم گم شده بود

00:09:27.400 --> 00:09:32.280
پیدا کردن حقیقت توی پرونده‌ای که
...جسدها مدتیه گم شدن

00:09:32.363 --> 00:09:33.864
کار سختی بود

00:09:36.325 --> 00:09:38.119
(سال 1978، ظهور کیم کی سون)

00:09:40.371 --> 00:09:44.500
(سال 1987، باغ مرگ)

00:09:45.710 --> 00:09:48.170
رهبر کیم کی سون
اینجا یک فرقه رو بنا کرد

00:09:48.254 --> 00:09:51.382
برای دادگاه مشخص شد که اون
پیروانی که ازش پیروی نمیکنن رو میزنه

00:09:51.465 --> 00:09:53.134
("اتوپیای مرگ")

00:09:53.217 --> 00:09:57.179
بعد از دستگیری بابت تلاش برای فرار)
(لخت شدن و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن

00:09:57.263 --> 00:09:59.849
کل بدنشون پر از کبودی بود)
(و حتی ناخنای پاشون کنده شده بود

00:10:00.433 --> 00:10:03.936
فقط ناک گی کشته نشده بود
کسای دیگه‌ای هم به قتل رسیده بودن

00:10:04.520 --> 00:10:08.733
،یون یونگ اونگ، سو جونگ وون
ناک گی، می گیونگ، همشون

00:10:08.816 --> 00:10:10.026
همشون مردن

00:10:13.863 --> 00:10:17.033
این مرگ‌ها مشکوک بودن
نمیدونیم چجوری مردن

00:10:17.700 --> 00:10:20.911
(یون یونگ اونگ، 44 ساله)

00:10:20.995 --> 00:10:25.333
(1988 مرگ در دوم ژانویه)

00:10:27.376 --> 00:10:29.462
اول ژانویه 1988 بود

00:10:30.338 --> 00:10:31.714
داشتم آماده میشدم

00:10:32.423 --> 00:10:34.342
و کیم کی سون بهم زنگ زد

00:10:34.425 --> 00:10:35.760
منم رفتم اتاقش

00:10:36.344 --> 00:10:37.470
...بهم گفت که

00:10:38.262 --> 00:10:40.890
"بدون بابات مشکلی واست پیش نمیاد، نه؟"

00:10:41.474 --> 00:10:44.393
گفت بابام بعد از خوردن آفت‌کش مرده

00:10:44.894 --> 00:10:48.105
و گفت نباید نگران باشم چون
میتونم تا ابد با اون زندگی کنم

00:10:49.857 --> 00:10:52.026
حتی نتونستم به جسد پدرم نگاه کنم

00:10:52.652 --> 00:10:54.695
...تنها چیزی که میدونستم

00:10:55.488 --> 00:10:57.198
این بود که بابام مرده

00:10:59.075 --> 00:11:01.494
(کانگ می گیونگ، 21 ساله)

00:11:01.577 --> 00:11:04.997
(1988 مرگ در بیستم نوامبر)

00:11:08.292 --> 00:11:12.338
می گیونگ زن خوب و خیلی جذابی بود

00:11:12.421 --> 00:11:15.341
همیشه لبخند روی لبش بود
و خیلیم مهربون بود

00:11:15.966 --> 00:11:17.551
همه دوستش داشتن

00:11:18.177 --> 00:11:19.679
خوشگل بود

00:11:19.762 --> 00:11:22.139
واقعا خوشگل بود

00:11:22.223 --> 00:11:25.476
توی کل جامعه، بیشتر از همه به چشم میومد

00:11:25.559 --> 00:11:27.061
یه روح پاک

00:11:28.604 --> 00:11:30.356
کیم کی سون سه تا پسر داشت

00:11:36.529 --> 00:11:37.529
...یکیشون

00:11:38.531 --> 00:11:40.825
واضحا کراش بزرگی روی می گیونگ داشت

00:11:40.908 --> 00:11:42.952
چون واقعا خوشگل بود

00:11:43.744 --> 00:11:45.329
بهش نظر داشت

00:11:48.416 --> 00:11:51.877
می گیونگ زیاد به خونه کیم کی سون
توی موک دونگ میرفت

00:11:51.961 --> 00:11:55.339
اون مسئول غذا پختن و ظرف شستن بود

00:11:55.423 --> 00:11:56.632
همیشه اونجا بود

00:11:58.509 --> 00:11:59.677
...فکر کنم

00:12:00.678 --> 00:12:02.972
از این به عنوان بهونه
...استفاده کرد تا از مامانش بخواد

00:12:03.055 --> 00:12:05.349
که به عنوان خدمتکار اونجا نگهش داره

00:12:08.728 --> 00:12:10.187
...پسر کیم کی سون

00:12:10.271 --> 00:12:13.858
از می گیونگ خوشش میومد
و رفت سراغش

00:12:15.317 --> 00:12:18.112
یه روز کیم کی سون همه چیو فهمید

00:12:18.821 --> 00:12:22.116
...فکر کرد اگه اعضا بفهمن

00:12:22.199 --> 00:12:23.743
باعث جنجال توی فرقه میشه

00:12:24.410 --> 00:12:27.830
سعی کرد پشت پسرش دربیاد
و گفت پسرش عمرا همچین کاری نمیکنه

00:12:28.581 --> 00:12:30.958
بعدش به می گیونگ تهمت زد
...که پسرشو اغوا کرده

00:12:31.041 --> 00:12:33.002
و جلوی همه تحقیرش کرد

00:12:33.085 --> 00:12:35.129
گفت می گیونگ باید تنبیه بشه

00:12:35.629 --> 00:12:37.798
شنیدم اول پدر و مادرشو
مجبور کرد کتکش بزنن

00:12:38.674 --> 00:12:40.885
اولین نفر مامان می گیونگ زدش

00:12:41.469 --> 00:12:43.888
و بعد بقیه با چوب شروع به زدنش کردن

00:12:51.979 --> 00:12:55.524
بعد از شام و کار کردن
توی مرغدونی، رفتم اونجا

00:12:55.608 --> 00:12:59.236
همه اطراف آگایا بودن
و داشتن حرف میزدن

00:12:59.320 --> 00:13:01.363
می گیونگ زانو زده بود

00:13:01.447 --> 00:13:04.492
بعضی از پیروان با چوب
نزدیکش وایساده بودن

00:13:06.494 --> 00:13:10.164
یکی از مردایی که چوب دستش بود
بهم نگاه کرد

00:13:11.248 --> 00:13:13.250
و گفت کنار می گیونگ زانو بزنم

00:13:14.752 --> 00:13:16.212
یه چیزی توی این مایه‌ها گفتن

00:13:17.630 --> 00:13:19.548
"شما هرزه‌ها مثل همین"

00:13:20.216 --> 00:13:22.218
"جفتتون قلب آگایا رو شکستین"

00:13:23.177 --> 00:13:24.553
"حالا هم ما میکشیمتون"

00:13:24.637 --> 00:13:27.848
مطمئن میشیم هیچکس"
"هیچوقت جسدهاتونو پیدا نکنه

00:13:35.940 --> 00:13:38.984
...بعدش... بعد از چندتا ضربه از طرف مادرش

00:13:40.861 --> 00:13:42.738
می گیونگ به آگایا نگاه کرد

00:13:45.699 --> 00:13:48.953
کیم کی سون بهش گفت هرزه
و به بقیه دستور دادن بکشنش

00:13:50.371 --> 00:13:51.872
شروع کردن به زدنش

00:13:55.876 --> 00:14:00.798
انگار خود خود جهنم بود

00:14:02.174 --> 00:14:03.634
...وقتی داشتم به اون آدما که داشتن

00:14:04.176 --> 00:14:06.929
بدون هیچ رحمی، همچین دختر نحیفی رو میزدن
...نگاه کردم

00:14:07.012 --> 00:14:08.639
ذهنم خالی شد

00:14:09.348 --> 00:14:11.600
سنگدلانه بهش فحش میدادن

00:14:12.643 --> 00:14:14.061
خیلی ترسیده بودم

00:14:15.312 --> 00:14:16.438
فکر کردم منم میمیرم

00:14:20.067 --> 00:14:24.071
خب راستش، کار من اون موقع
تمیز کردن کارخونه‌ها بود

00:14:24.572 --> 00:14:25.948
...موقع تمیزکاری

00:14:26.699 --> 00:14:28.909
شنیدم می گیونگ داد میزد
و کمک میخواست

00:14:28.993 --> 00:14:31.120
(عضو سابق، شاهد مرگ کانگ می گیونگ)

00:14:34.957 --> 00:14:36.125
...اونقد خسته بود

00:14:36.625 --> 00:14:41.088
که حتی نمیتونست گریه کنه یا جیغ بزنه

00:14:46.051 --> 00:14:48.554
آخرش می گیونگ مرد

00:14:49.096 --> 00:14:53.350
بعدش دیدم کیم کی سون رفت
و پیروانش هم دنبالش رفتن

00:14:53.434 --> 00:14:57.938
دو سه نفری که مونده بودن بهم گفتن
گند کاریشونو تمیز کنم

00:15:01.233 --> 00:15:02.233
...اون شب

00:15:03.402 --> 00:15:05.404
یه لحظه هم خواب به چشمم نیومد

00:15:05.487 --> 00:15:07.406
فقط توی سکوت قایم شده بودم

00:15:08.574 --> 00:15:10.200
و تصمیم گرفتم فرار کنم

00:15:15.456 --> 00:15:18.709
کنجکاو بودم چرا اینقد ساکته

00:15:19.209 --> 00:15:22.212
تمام آدمایی که داد میزدن رفتن

00:15:22.296 --> 00:15:24.131
یکی یکی رفتن

00:15:24.924 --> 00:15:25.924
...وقتی پیداش کردم

00:15:26.926 --> 00:15:28.761
دیدم لختش کردن

00:15:30.137 --> 00:15:31.555
...و یه سری لباس گشاد

00:15:32.306 --> 00:15:33.724
تنش کردن

00:15:34.308 --> 00:15:36.852
اونجا دراز کشیده بود

00:15:37.353 --> 00:15:39.521
و همه جاش پر از خون بود

00:15:40.147 --> 00:15:42.775
بهم نگاه کرد

00:15:44.026 --> 00:15:46.278
و دیدم سعی داره یه چیزی بهم بگه

00:15:46.779 --> 00:15:48.822
فکر کنم کمک میخواست

00:15:49.615 --> 00:15:52.076
و میخواست یه جایی قایمش کنم

00:15:52.159 --> 00:15:54.453
یادمه هنوز زنده بود

00:15:55.287 --> 00:15:56.497
اما من فرار کردم

00:15:57.456 --> 00:15:58.832
و قایم شدم

00:15:59.375 --> 00:16:02.544
و بعدش اون زنه، کیم یه چیزی، اومد تو

00:16:03.170 --> 00:16:05.339
یه جاروی بزرگ دستش بود

00:16:05.839 --> 00:16:07.800
برعکس گرفته بودش

00:16:08.676 --> 00:16:10.094
...و فقط

00:16:11.220 --> 00:16:12.972
اونقد زدش تا مرد

00:16:19.311 --> 00:16:22.356
(چوی ناک گی، 5 ساله)

00:16:22.439 --> 00:16:27.820
(1987 مرگ در چهاردهم آگوست)

00:16:27.903 --> 00:16:30.364
خیلی کوچیک بود
میخواست منو ببینه اما نتونست

00:16:30.447 --> 00:16:32.449
(سون یونگ ره، عضو سابق، مادر چوی ناک گی)

00:16:32.533 --> 00:16:35.577
نمیدونست چجوری احساساتشو نشون بده
به‌خاطر همینم مدفوعشو به پنجره‌ها مالید

00:16:36.620 --> 00:16:38.205
خیلی درمونده بود

00:16:38.288 --> 00:16:39.999
میگفت از کیم کی سون متنفره

00:16:40.082 --> 00:16:42.209
هرموقع میدیدش، جیغ میکشید

00:16:42.292 --> 00:16:44.920
...آگایا گفت

00:16:45.004 --> 00:16:47.256
شیطان تسخیرش کرده

00:16:47.339 --> 00:16:49.883
گفت روح شیطانی سعی داره بکشتش

00:16:50.718 --> 00:16:52.803
به‌خاطر همین باید از شر بچه خلاص شیم

00:16:53.804 --> 00:16:58.017
اگه بهمون میگفت یکیو بکشیم
باید میکشتیم، چاره دیگه‌ای نداشتیم

00:16:58.100 --> 00:17:02.688
اگه میگفت بریم با چوب یکیو بزنیم
باید انجامش میدادیم

00:17:02.771 --> 00:17:05.315
هممون مجبور بودیم دستوراتشو انجام بدیم

00:17:09.194 --> 00:17:12.740
چیزی که رهبر میگفت
حقیقت بود، حقیقت محض

00:17:12.823 --> 00:17:14.825
همونطور که برای کسایی که
...مرده بودن، اتفاق افتاد

00:17:14.908 --> 00:17:16.388
(یانگ بونگ شیک، خبرنگار)

00:17:16.452 --> 00:17:18.620
برای ناک گی و می گیونگ هم همینطور بود

00:17:19.455 --> 00:17:20.998
...موقع مجازاتشون

00:17:21.790 --> 00:17:24.668
پدر و مادرشون رو گول زد
تا خودشم بتونه اون بچه‌ها رو بزنه

00:17:25.335 --> 00:17:26.795
اینجوری قسر در رفت

00:17:27.713 --> 00:17:31.467
حالا که بهش فکر میکنم، حتی
...آقای کانگ هم که اون موقع کشیش بود

00:17:32.134 --> 00:17:35.512
وقتی دختر خودش به قتل رسید
هیچ کاری نکرد

00:17:35.596 --> 00:17:37.514
کاملا شست و شوی مغزی شده بود

00:17:37.598 --> 00:17:39.266
هیچ شکایتی نکرد

00:17:40.017 --> 00:17:42.686
اون، آدما رو از نظر روانی
خلع سلاح کرده بود

00:17:42.770 --> 00:17:44.480
شست و شوی مغزی ترسناکی بود

00:17:44.980 --> 00:17:47.566
کیم کی سون ازم خواست به دیدنش برم

00:17:47.649 --> 00:17:50.652
(1987 پونزدهم آگوست)

00:17:53.489 --> 00:17:55.616
"گفت "ناک گی رفته،‌ اون مرده

00:17:56.575 --> 00:17:59.828
"باید همکاری کنی، فقط کاری که میگم رو بکن"

00:18:00.370 --> 00:18:04.208
به دیدن مدیر یه کلینیک مسیحی
توی سانگی دونگ رفتم

00:18:04.792 --> 00:18:06.502
(گواهی مرگ واقعی چوی ناک گی)

00:18:06.585 --> 00:18:07.628
(چهاردهم آگوست 1987، ساعت 9:30 شب)

00:18:07.711 --> 00:18:08.921
(هاگی دونگ، دوبونگ گو، سئول)

00:18:09.630 --> 00:18:11.256
"گفتن "فقط اینجا رو امضا کن

00:18:15.385 --> 00:18:19.014
فهمیدم که دکتر از قبل
...همه مدارک رو مبنی بر اینکه

00:18:19.807 --> 00:18:22.267
ناک گی به‌خاطر سکته قلبی مرده،‌ پر کرده

00:18:22.935 --> 00:18:25.771
براساس گواهی اون
بدون شک سکته قلبی بوده

00:18:25.854 --> 00:18:28.524
(علت مستقیم مرگ: سکته قلبی ریوی)

00:18:29.608 --> 00:18:31.443
و شما هم امضاش کردین؟

00:18:32.528 --> 00:18:33.821
آره امضا کردم

00:18:35.364 --> 00:18:38.450
مدارک میگفت بچه‌م که
...تا حد مرگ کتک خورده بود

00:18:38.951 --> 00:18:41.703
به‌خاطر سکته قلبی مرده
اما من امضاش کردم

00:18:45.040 --> 00:18:46.959
...بعد از این اتفاق

00:18:47.042 --> 00:18:49.461
رفتم دفتر خدمات اجتماعی
تا مرگش رو گزارش بدم

00:18:51.797 --> 00:18:54.174
اما انگار کارمنده یه‌کم گیج شده بود

00:18:54.258 --> 00:18:57.136
حتی پرسید من واقعا مامان ناک گی‌ام یا نه

00:18:57.719 --> 00:19:00.013
و اینکه مطمئنم مرده یا نه

00:19:01.140 --> 00:19:03.392
بهش گفتم کاملا مطمئنم

00:19:04.977 --> 00:19:08.063
اما فهمیدم که باورش نشده

00:19:08.856 --> 00:19:12.818
فهمیدم که یه مادر باید
از مرگ بچه‌ش نابود بشه

00:19:12.901 --> 00:19:16.238
اما من حتی احساساتیم نشده بود
و این به نظرش عجیب بود

00:19:21.326 --> 00:19:24.454
یادمه اون موقع سال، بارون شدیدی میومد

00:19:26.248 --> 00:19:28.876
...دیدم بنگ سو داره پشت کامیونش

00:19:29.459 --> 00:19:32.004
دوتا دراور که با طناب بسته شده رو بار میزنه

00:19:33.338 --> 00:19:37.634
یادمه بنگ سو گفت که
جسد ناک گی توی دراوره

00:19:39.428 --> 00:19:41.013
بهم گفتن باهاش برم

00:19:41.096 --> 00:19:44.850
دستور این بود که باید با بنگ سو برم
و جسد پسرمو بسوزونم

00:19:45.601 --> 00:19:47.477
و کل این اتفاق رو فراموش کنم

00:19:47.561 --> 00:19:49.438
اینا دستورات کیم کی سون بود

00:20:03.410 --> 00:20:06.371
به مقصد رسیدیم
...و وقتی نوبت ما شد

00:20:07.247 --> 00:20:10.334
دراورها رو بردن
و گفتن واسه خاکستر صبر کنیم

00:20:11.001 --> 00:20:14.129
اما بنگ سو گفت باید بریم
چون عجله داریم

00:20:15.380 --> 00:20:19.051
به‌خاطر همینم مجبور شدم اونجا رو
بدون دیدن خاکستر پسرم ترک کنم

00:20:22.095 --> 00:20:23.764
حتی نتونستم اشک بریزم

00:20:27.434 --> 00:20:30.103
(سال 1987، باغ مرگ)

00:20:32.814 --> 00:20:37.361
(سال 1996، فرار کیم کی سون)

00:20:37.444 --> 00:20:39.204
تحقیقات به نتیجه نرسید)
(نبود شواهد کافی

00:20:39.238 --> 00:20:41.158
اخبار فوری درباره فرقه مذهبی بیبی گاردن

00:20:41.240 --> 00:20:43.742
یک هفته از شروع تحقیقات گذشته

00:20:43.825 --> 00:20:45.953
اما کیم کی سون هنوز پیدا نشده

00:20:46.036 --> 00:20:48.580
و عدم پیشرفت تحقیقات
مقامات رو نگران کرده

00:20:50.540 --> 00:20:54.086
دادستانی دستگیری کیم کی سون رو
اولویت اولش قرار داده

00:20:54.169 --> 00:20:56.171
و تمام نیروهاش رو
برای این موضوع بسیج کرده

00:20:56.255 --> 00:20:58.382
تا حقیقت بیبی گاردن مشخص بشه

00:20:58.465 --> 00:21:00.509
اما یک هفته گذشته

00:21:00.592 --> 00:21:02.803
و هیچ اطلاعاتی درباره مکانش وجود نداره

00:21:04.513 --> 00:21:07.724
رسانه‌ها خیلی سخت
از دادستانی انتقاد میکردن

00:21:08.308 --> 00:21:11.103
از چشم اونا، ما گذاشتیم اون فرار کنه

00:21:12.062 --> 00:21:13.730
اونم برای خودش زمان خرید

00:21:14.398 --> 00:21:16.358
...به نظرم بهش وقت کافی دادیم تا

00:21:17.442 --> 00:21:18.944
نقشه بریزه

00:21:20.153 --> 00:21:23.031
من رفتم به دیدن یه وکیل معروف و موفق

00:21:23.865 --> 00:21:26.285
از یکی از آشناهام درباره‌ش شنیده بودم

00:21:29.955 --> 00:21:32.332
...اون موقع سون بوک

00:21:33.125 --> 00:21:34.668
دست راست کیم کی سون بود

00:21:35.669 --> 00:21:39.214
با اینکه سنش کم بود ولی خیلی باهوش بود

00:21:40.007 --> 00:21:42.592
...اون موقع

00:21:43.552 --> 00:21:45.012
...مشاور کیم کی سون و

00:21:45.095 --> 00:21:47.097
مسئول رسیدگی به پرونده بود

00:21:47.180 --> 00:21:48.940
(لی سون بوک، به فرار کیم کی سون کمک کرد)

00:21:49.016 --> 00:21:50.016
...اون

00:21:50.851 --> 00:21:52.936
دختر جوون توانا و بااستعدادی بود

00:21:54.771 --> 00:21:57.899
کیم کی سون توی تنگنا بود
ما هم همینطور

00:21:57.983 --> 00:21:59.443
،اگه بهش فکر کنین

00:21:59.526 --> 00:22:03.780
یه جورایی برای به دست آوردن
همه اون چیزا، از جونمون مایه گذاشته بودیم

00:22:03.864 --> 00:22:05.615
نمیتونستیم بذاریم همه چی
به این راحتی نابود بشه

00:22:06.116 --> 00:22:07.116
(مخفیانه دفن شد)

00:22:08.869 --> 00:22:11.663
یه مردی به اسم یون بنگ سو
کلید حل این پرونده بود

00:22:11.747 --> 00:22:13.667
"راننده رو بگیرین")
(دادستانی مشغول قایم موشک بازیه

00:22:13.707 --> 00:22:16.460
اون کسی بود که به اجساد
ناک گی و می گیونگ رسیدگی کرد

00:22:16.543 --> 00:22:18.587
و شروع کرده بود به حرف زدن

00:22:20.839 --> 00:22:25.552
دادستانی به یون بنگ سو، راننده بیل مکانیکی
بیبی گاردن توی سال 1987 مشکوکه

00:22:25.635 --> 00:22:28.638
گفته میشه که اون ترتیب
جسد ناک گی و بقیه رو داده

00:22:29.389 --> 00:22:31.850
برای خاک کردن جسدها توی زمین
بیل مکانیکی لازمه

00:22:31.933 --> 00:22:34.733
چه جونگ سوک، رئیس دفتر)
(دادستانی سوون شعبه یوجو

00:22:34.770 --> 00:22:38.648
تا جایی که میدونیم، مستقیما پاش گیره
روی محکوم کردنش تمرکز کردیم

00:22:40.400 --> 00:22:42.444
تصمیم گرفتیم یون بنگ سو رو احضار کنیم

00:22:43.153 --> 00:22:44.237
مرد بزرگی بود

00:22:44.821 --> 00:22:46.323
هیکلی بود

00:22:46.406 --> 00:22:48.367
قیافه‌ش شبیه آدمای صادق و شریف بود

00:22:48.450 --> 00:22:50.327
(یون بنگ سو، عضو سابق، راننده بیل مکانیکی)

00:22:50.410 --> 00:22:53.663
برخلاف ظاهرش، آدم خجالتی‌ای بود

00:22:54.373 --> 00:22:57.376
حتی میشه گفت درونگرا بود

00:22:59.419 --> 00:23:01.296
گفت جسدها رو دفن نکرده

00:23:01.963 --> 00:23:03.340
همه چیو انکار کرد

00:23:04.341 --> 00:23:08.929
از وقتی می گیونگ کوچیک بود
میشناختش و باهم دوست بودن

00:23:09.513 --> 00:23:11.390
...به‌خاطر همین از اون رابطه برای

00:23:12.599 --> 00:23:14.017
تحریک کردنش استفاده کردم

00:23:15.394 --> 00:23:17.479
"از وقتی می گیونگ کوچیک بود، میشناختیش"

00:23:18.146 --> 00:23:20.524
"به نظرت مرگش دردناک نبود؟"

00:23:21.108 --> 00:23:23.193
"نمیخوای حقیقت رو بگی؟"

00:23:29.574 --> 00:23:32.702
بعد از مدتی، بنگ سو اقرار کرد

00:23:36.081 --> 00:23:41.586
("من جسد خانم کانگ رو بلند کردم و دفنش کردم")

00:23:41.670 --> 00:23:46.550
("من کسیم که جسد کانگ می گیونگ رو دفن کرد")

00:23:47.217 --> 00:23:52.931
اون از آدمایی مثل بنگ سو
برای جابه‌جایی و دفن اجساد استفاده میکرد

00:23:53.723 --> 00:23:55.403
...بعد از اون-
بخواب-

00:23:55.475 --> 00:23:57.078
خودشه-
حرکت نکن-

00:23:57.102 --> 00:23:58.937
خودتو جمع کن-
دوباره-

00:23:59.020 --> 00:24:01.440
وقتی میاد بیرون فیلم‌برداری کن
آروم بیا

00:24:09.030 --> 00:24:10.615
دقیقا مثل قبل انجامش بده

00:24:14.703 --> 00:24:20.417
(بیستم دسامبر 1996، نبش قبر آغاز می‌شود)

00:24:36.516 --> 00:24:38.518
...سه روز بعد از شروع نبش قبر

00:24:38.602 --> 00:24:40.770
یون، راننده بیل مکانیکی، به صحنه جرم رسید

00:24:41.605 --> 00:24:44.608
سال 1988 جسد کانگ می گیونگ رو خاک کرد

00:24:44.691 --> 00:24:46.193
اتفاقی که افتاد رو توضیح داد

00:24:46.818 --> 00:24:49.070
جسد کجا بود و کجا دفنش کردی؟

00:24:50.739 --> 00:24:52.991
...جسد توی اتاق بود و من آوردمش اینجا

00:24:53.074 --> 00:24:54.075
(یون بنگ سو)

00:24:54.159 --> 00:24:55.160
تا دفنش کنم

00:24:55.744 --> 00:24:58.121
اون لوله آب رو میبینین؟-
آره-

00:24:58.205 --> 00:25:00.040
مطمئنم اینجا بود

00:25:00.123 --> 00:25:02.323
یکی از مناطق احتمالی که)
(جسد کانگ می گیونگ در اون دفن شده

00:25:06.129 --> 00:25:09.174
آقای یون بنگ سو گفت
کیم کی سون صداش کرده

00:25:09.257 --> 00:25:10.717
و بهش دستور داده

00:25:11.218 --> 00:25:13.762
"گفته "من کتکش زدم و مرده، ببر دفنش کن

00:25:22.437 --> 00:25:24.940
بنگ سو جسد می گیونگ رو
به محل موردنظر برده

00:25:25.023 --> 00:25:27.567
با بیل مکانیکی یه چاله کنده
و دفنش کرده

00:25:28.485 --> 00:25:29.945
گفت که خیلی گریه کرده

00:25:30.946 --> 00:25:32.864
داستانش دقیق بود

00:25:34.366 --> 00:25:36.743
مطمئن بودیم جسد کانگ می گیونگ رو
پیدا میکنیم

00:25:38.495 --> 00:25:43.041
اون موقع، بیشتر رسانه‌ها برای
پوشش اخبار این پرونده باهم رقابت میکردن

00:25:45.043 --> 00:25:48.922
به هرجایی که یون بنگ سو
اشاره کرده بود بیل مکانیکی آوردیم

00:25:50.173 --> 00:25:51.341
و شروع به حفاری کردیم

00:25:53.218 --> 00:25:55.428
کیم کی سون گفت
بذار هرچقد میخوان بِکَنن

00:25:56.012 --> 00:25:57.138
...میدونست

00:25:57.639 --> 00:26:00.350
جسد می گیونگ اونجا دفن نشده

00:26:04.354 --> 00:26:06.356
متاسفانه هیچوقت پیداش نکردیم

00:26:07.440 --> 00:26:08.775
(عدم موفقیت در پیدا کردن جسد)

00:26:08.858 --> 00:26:12.654
با اینکه دادستانی راننده‌ای که به دفن جسد
...کانگ می گیونگ اعتراف کرده بود رو احضار کرد

00:26:12.737 --> 00:26:15.740
،تا به نبش قبر کمک کنه
اما نتونستن محل جسد رو پیدا کنن

00:26:16.783 --> 00:26:19.369
داشتیم دیوونه میشدیم
...چون پیدا کردن جسد

00:26:19.452 --> 00:26:21.830
تنها راه حل پرونده بود

00:26:21.913 --> 00:26:23.415
و ما تو انجامش موفق نشدیم

00:26:23.498 --> 00:26:26.084
این نقطه ضعف بزرگی برای دادستانی بود

00:26:41.182 --> 00:26:43.727
(سال 1996، فرار کیم کی سون)

00:26:46.438 --> 00:26:51.067
(دسامبر 1996، کیم کی سون خودشو تحویل میده)

00:26:52.152 --> 00:26:55.697
دادستانی اعلام کرد که رهبر فرقه
کیم کی سون با دفتر دادستانی تماس گرفت

00:26:55.780 --> 00:26:59.659
و گفت که میخواد بین ساعت پنج
تا شش عصر خودشو تحویل بده

00:27:01.411 --> 00:27:03.663
دوتا وکیل به دفتر رئیس اومدن

00:27:03.747 --> 00:27:05.707
و گفتن اون میخواد خودشو تحویل بده

00:27:06.249 --> 00:27:07.449
داره میاد؟

00:27:07.500 --> 00:27:08.660
(دادگاه ناحیه سو وون در یوجو)

00:27:08.710 --> 00:27:09.711
هی هی هی

00:27:10.295 --> 00:27:12.255
برید کنار-
سر راه نباشین-

00:27:12.339 --> 00:27:13.715
همه برین کنار-
کنار-

00:27:13.798 --> 00:27:15.008
برو اونور آشغال

00:27:15.091 --> 00:27:16.801
اون جلو-
برو اونور-

00:27:16.885 --> 00:27:18.053
تویی که اون جلویی، بکش کنار

00:27:18.136 --> 00:27:20.055
صدا رو چک کنین

00:27:21.806 --> 00:27:23.016
!آهای جلویی

00:27:23.725 --> 00:27:25.894
هی تو-
گفتم بکش کنار-

00:27:27.687 --> 00:27:29.064
برو برو برو

00:27:29.773 --> 00:27:31.274
بسه-
از این طرف-

00:27:35.945 --> 00:27:38.490
چرا جلوی منی؟-
اون طرف-

00:27:39.115 --> 00:27:40.950
اقرار کردین که یه گروه مذهبی داشتین؟

00:27:41.451 --> 00:27:43.787
خانم کیم! چرا با دادستانی تماس گرفتین؟

00:27:44.871 --> 00:27:46.289
این مدت کجا بودین؟

00:27:50.293 --> 00:27:52.545
بالاخره قرار بود پرونده رو ببندیم

00:27:53.129 --> 00:27:57.342
مثل یه زن میانسال معمولی
لباس پوشیده بود

00:27:58.259 --> 00:28:00.762
لباسای باکلاس یا دیوونه‌وار تنش نبود

00:28:01.262 --> 00:28:06.893
یادمه فکر میکردم متواضعانه‌تر از
اون چیزی که فکر میکردم،‌ لباس پوشیده بود

00:28:06.976 --> 00:28:08.311
(دادستان کانگ مین گو)

00:28:08.561 --> 00:28:12.565
وقتی وکیل‌ها اومدن پیشمون
گفتن سه روزه آزاد میشه

00:28:13.066 --> 00:28:16.361
گفتن اگه خودش داوطلبانه بره
لازم نیست نگران چیزی باشه

00:28:16.444 --> 00:28:19.364
کیم کی سونم فکر کرد
سه روز اونقدم زیاد نیست

00:28:21.032 --> 00:28:23.743
فکر میکردیم برمیگرده اما برنگشت

00:28:25.620 --> 00:28:27.997
،رهبر فرقه بیبی گاردن، کیم کی سون

00:28:28.081 --> 00:28:31.376
ساعت شش عصر داوطلبانه
در دفتر دادستانی حاضر شد

00:28:31.459 --> 00:28:34.170
و همونجا به علت قتل
و رها کردن اجساد دستگیر شد

00:28:34.254 --> 00:28:37.424
همه چی بزرگ‌تر میشد
و پرونده ترکونده بود

00:28:37.507 --> 00:28:39.819
داستانش توی کل اخبار بود
همه درباره‌ش حرف میزدن

00:28:39.843 --> 00:28:41.261
(بیبی گاردن، باغ شیطانه)

00:28:41.344 --> 00:28:43.904
(فرار، آدم‌ربایی و دوباره فرار)

00:28:43.972 --> 00:28:45.724
داستانش توی کل روزنامه‌ها بود

00:28:45.807 --> 00:28:47.058
خیلی جدی شده بود

00:28:50.645 --> 00:28:52.772
خودم ازش بازجویی کردم

00:28:52.856 --> 00:28:55.150
راستش بازجویی کل شب طول کشید

00:28:55.233 --> 00:28:57.694
از چیزی که انتظار داشتم، خیلی آروم‌تر بود

00:28:57.777 --> 00:29:00.530
خیلی خونسرد بود
و فقط گفت چی میخواد

00:29:01.114 --> 00:29:02.741
هرگز تسلیم نشد

00:29:02.824 --> 00:29:06.286
سعی کردم تحریکش کنم
و چندتا سوال هدایتگر ازش پرسیدم

00:29:08.246 --> 00:29:09.539
اما هیچی نگفت

00:29:10.331 --> 00:29:11.958
معلوم بود خوب آماده شده

00:29:12.041 --> 00:29:16.129
کیم کی سون، رهبر بیبی گاردن
...تمام اتهامات برعلیه‌ش از جمله

00:29:16.212 --> 00:29:18.214
قتل پیروانش رو انکار کرده

00:29:18.798 --> 00:29:21.551
همه چیو انکار کرد، همه چیو

00:29:21.634 --> 00:29:23.636
گفت هیچوقت به کسی دستوری نداده

00:29:25.138 --> 00:29:28.099
گفت نمیدونه داریم درباره چی حرف میزنیم

00:29:28.850 --> 00:29:31.895
گفت اون آدمای وحشی
سعی داشتن قربانیا رو مجازات کنن

00:29:32.479 --> 00:29:34.481
اما اون از هیچی خبر نداشت

00:29:34.564 --> 00:29:35.899
(بیست و هفتم ژانویه 1997، دادگاه اول)

00:29:35.982 --> 00:29:39.068
...دادگاه رهبر بیبی گاردن و ۱۱ نفر دیگه، امروز

00:29:39.152 --> 00:29:41.279
در دادگاه ناحیه سوو وون
در یوجو شروع شد

00:29:41.362 --> 00:29:43.573
...در طول دادگاه، کیم کی سون ادعا کرد که

00:29:43.656 --> 00:29:46.451
تا حالا هرگز رهبر معنوی بیبی گاردن نبوده

00:29:46.534 --> 00:29:49.537
،گفت چوی ناک گی
،پسری که در 1987 فوت کرد

00:29:49.621 --> 00:29:51.414
هیچوقت توی بیبی گاردن زندگی نکرده

00:29:51.498 --> 00:29:53.333
و تمام اتهامات رو رد کرد

00:29:54.459 --> 00:29:57.420
(دسامبر 1996، کیم کی سون خودشو تحویل میده)

00:29:59.589 --> 00:30:04.385
(ژانویه 1997، یون بنگ سو اظهاراتش رو عوض میکنه)

00:30:04.469 --> 00:30:06.054
(بیانیه جدید بعد از تغییر شهادت)

00:30:06.137 --> 00:30:09.516
شاهد مهم و حیاتی که ادعا کرده بود
...اجساد اعضای بیبی گاردن رو دفن کرده

00:30:09.599 --> 00:30:12.769
در دادگاه اعتراف کرد که
شهادت قبلیش اشتباه بوده

00:30:12.852 --> 00:30:15.355
...آقای یون گفت که به خاطر تهدید دادستانی

00:30:15.438 --> 00:30:17.607
به دروغ شهادت داده

00:30:18.858 --> 00:30:20.360
خبر شوکه کننده‌ای بود

00:30:21.694 --> 00:30:23.071
یون بنگ سو نگران بود

00:30:23.154 --> 00:30:27.575
گفت "اگه بیبی گاردن از بین بره
"و کیم کی سون آزاد نشه چی؟

00:30:27.659 --> 00:30:31.454
اونوقت چه بلایی سر جامعه میاد؟"
"هممون باید کجا زندگی کنیم؟

00:30:32.038 --> 00:30:33.498
"منم گفتم "پس شهادتتو پس بگیر

00:30:33.998 --> 00:30:35.542
"بگو اونا رو دفن نکردی"

00:30:39.462 --> 00:30:42.966
...اما بعدش شهادت یون بنگ سو

00:30:44.092 --> 00:30:46.052
اعتبار خودشو از دست داد

00:30:46.761 --> 00:30:48.263
...یون بنگ سو

00:30:49.138 --> 00:30:51.766
بیشتر از همه توی تحقیقاتمون سنگ انداخت

00:30:52.433 --> 00:30:54.060
(...صدای ضبط شده پیشِ رو، یک تماس تلفنی)

00:30:54.143 --> 00:30:56.396
بین یون بنگ سو و یکی از اعضای گروه)
(در 21 می 2021 است

00:30:56.479 --> 00:30:59.357
این مکالمه 25 سال بعد از)
(حادثه بیبی گاردن اتفاق افتاد

00:30:59.440 --> 00:31:00.584
(مکالمه یون بنگ سو و یکی از اعضای گروه)

00:31:00.608 --> 00:31:03.194
آقای یون بنگ سو؟-
بله-

00:31:03.278 --> 00:31:06.114
حقیقت داره که شما جسد
کانگ می گیونگ رو دفن کردین؟

00:31:06.197 --> 00:31:07.699
آره، درسته

00:31:08.241 --> 00:31:11.870
اما اون موقع به‌خاطر حرفی که
کیم کی سون بهم گفت، گفتم دفنش نکردم

00:31:12.662 --> 00:31:16.916
پس پیشنهاد زمین در ازای تغییر شهادتتون رو
قبول کردین؟ درسته؟

00:31:17.000 --> 00:31:20.545
میشه گفت یکی از دلایلش این بود

00:31:20.628 --> 00:31:23.047
پس قبولش کردین؟-
آره-

00:31:23.923 --> 00:31:25.592
(انتقال تمام سهام)

00:31:26.092 --> 00:31:27.427
(مالکیت منتقل شد)

00:31:27.510 --> 00:31:29.721
(مالک: یون بنگ سو)

00:31:29.804 --> 00:31:33.516
بعد از اینکه اون بچه یعنی ناک گی مرد
من جسدشو بردم تا بسوزونم

00:31:34.601 --> 00:31:37.687
کیم کی سون بهتون دستور داد؟-
آره-

00:31:47.739 --> 00:31:50.033
دارم بعد از 25 سال اعتراف میکنم

00:31:50.116 --> 00:31:51.993
(عضو سابقی که در کتک زدن ناک گی مشارکت داشت)

00:31:52.076 --> 00:31:54.495
یه ماه... نه، دو ماه قبل از مرگ ناک گی بود

00:31:56.915 --> 00:31:59.375
کیم کی سون شروع کرد به نظارت به همه جا

00:31:59.959 --> 00:32:02.337
!حتی کارخونه‌ها
تا ببینه خالین یا نه

00:32:02.420 --> 00:32:05.465
از اونجا که هیچکس رو پیدا نکرد
...بهم گفت

00:32:08.259 --> 00:32:10.678
"باید از شر ناک گی خلاص شیم"

00:32:11.179 --> 00:32:12.680
"من گفتم "چی؟

00:32:13.932 --> 00:32:16.601
"منظورتون اینه باید بفرستیمش پیش مادربزرگش؟"

00:32:17.101 --> 00:32:18.561
بعد سر و کله یون بنگ سو پیدا شد

00:32:19.228 --> 00:32:22.023
و کیم کی سون گفت
"ببین، بنگ سو داره میاد"

00:32:22.732 --> 00:32:26.819
میخواست از شر ناک گی خلاص شه
اما من اون موقع اصلا نمیدونستم منظورش چیه

00:32:27.320 --> 00:32:30.782
تازه بعد از اینکه ناک گی مرد، منظورشو فهمیدم

00:32:30.865 --> 00:32:32.325
همه چیو برنامه ریزی کرده بود

00:32:41.167 --> 00:32:42.210
همشون مثل همن

00:32:43.628 --> 00:32:45.421
هیچی نیستن جز یه مشت قاتل

00:32:46.464 --> 00:32:49.467
(ژانویه 1997، یون بنگ سو شهادتشو عوض میکنه)

00:32:51.678 --> 00:32:56.391
(مارچ 1997، مادر ناک گی شهادت میده)

00:32:58.142 --> 00:32:59.936
هیچ جسد یا مدرکی نبود

00:33:00.019 --> 00:33:02.814
تنها چیزی که واسمون مونده بود
شهادت مادر ناک گی بود

00:33:02.897 --> 00:33:07.026
پس اساسا، دادگاهی که آخرین شانسمون
...برای اثبات گناهکاری کی سون بود

00:33:07.110 --> 00:33:08.653
به تار مویی بند بود

00:33:09.404 --> 00:33:14.575
اگه بخوام صادق باشم، واقعا مطمئن نبودیم
که بتونیم جسد کانگ می گیونگ رو پیدا کنیم

00:33:15.076 --> 00:33:18.705
ولی بازم شهادت کسایی که
ناک گی رو زده بودن داشتیم

00:33:19.330 --> 00:33:23.584
باید همه چیزو با جزئیات میگفتن
تا اقلا شاهد کافی داشته باشیم

00:33:23.668 --> 00:33:25.003
...اما چون جسدش سوخته بود

00:33:25.086 --> 00:33:27.880
باید مدرک کافی نداشتیم که
ثابت کنیم واقعا به قتل رسیده

00:33:32.301 --> 00:33:34.303
..‌همه اینا در طول مدتی اتفاق افتاد که

00:33:34.387 --> 00:33:35.387
(هتل قصر سئول)

00:33:35.430 --> 00:33:37.098
کیم کی سون توی هتل پنهان شده بود

00:33:37.181 --> 00:33:39.392
پیروانش منو بردنش پیشش
...‌‌و اون گفت

00:33:39.475 --> 00:33:41.644
"همکاری کن،‌ این خواست خداست"

00:33:44.063 --> 00:33:46.315
"تو به عنوان مادر نقش مهمی داری"

00:33:47.233 --> 00:33:49.027
،اگه کارتو درست انجام بدی"

00:33:49.527 --> 00:33:51.946
،اگه این قضیه رو پشت سر بذاریم
"میتونیم پرونده رو ببریم

00:33:52.822 --> 00:33:55.283
بعدش بغلم کرد و گفت بهم باور داره

00:33:58.703 --> 00:34:00.038
‌‌...سون یونگ ره

00:34:03.374 --> 00:34:04.584
یادمه

00:34:05.084 --> 00:34:06.961
اومد به هتل

00:34:09.547 --> 00:34:10.965
...فکر کنم قبول کرد که

00:34:11.758 --> 00:34:15.344
توی دادگاه، سوالات رو
جوری که ما گفتیم جواب بده

00:34:15.428 --> 00:34:17.263
نقشه همه چیو ریخته بودن

00:34:18.097 --> 00:34:19.265
...ناک گی

00:34:20.433 --> 00:34:22.226
کتک خورد و از گشنگی مرد

00:34:23.728 --> 00:34:25.396
اینو توی دادگاه گفتین؟

00:34:26.064 --> 00:34:27.482
نتونستم حقیقت رو بگم

00:34:29.275 --> 00:34:32.195
اونا داشتن منو تماشا میکردن

00:34:35.948 --> 00:34:37.825
نمیتونستم حقیقتو بگم

00:34:37.909 --> 00:34:42.538
(چهارم مارچ 1997، روز دادگاه)

00:34:43.498 --> 00:34:46.709
توی دادگاه شهادت دادم
...که ناک گی همونطور که دکتر گفت

00:34:46.793 --> 00:34:48.961
به خاطر سکته قلبی مرده
نه به خاطر کتک خوردن

00:34:49.796 --> 00:34:51.839
(گواهی مرگ چوی ناک گی)

00:34:51.923 --> 00:34:54.842
(علت مرگ: سکته قلبی ریوی)

00:34:55.885 --> 00:34:59.597
زنی که ناک گی رو زده بود
اعتراف کرد که این کارو کردن

00:35:00.348 --> 00:35:03.351
اما مادر بچه انکار کرد

00:35:03.434 --> 00:35:07.230
واقعا موقعیت ناراحت‌کننده و ناجوری بود

00:35:11.776 --> 00:35:14.195
[چوی میونگ هو، عضو سابق و پدر چوی ناک گی)

00:35:14.278 --> 00:35:16.280
میخواستم بکشمش
یادمه بهش گفتم دیوونه

00:35:16.364 --> 00:35:18.783
و گفتم زنیکه روانی
چون دروغ گفت

00:35:19.951 --> 00:35:21.951
"شوهرم گفت "به خودت بیا زنیکه روانی

00:35:21.994 --> 00:35:24.330
(سون یونگ ره، عضو سابق و مادر چوی ناک گی)

00:35:24.413 --> 00:35:27.416
چرا فقط اقرار نمیکنی که ناک گی"
"تا پای مرگ کتک خورد؟

00:35:27.500 --> 00:35:29.335
استیصال رو توی چشماش دیدم

00:35:30.044 --> 00:35:33.214
اما بقیه بهم گفته بودن به حرفش گوش ندم

00:35:34.549 --> 00:35:38.052
آخه چطور این کارو کرد؟
چطور کیم کی سون راضیش کرد؟

00:35:39.595 --> 00:35:41.931
...چی باعث شد اون زن درباره مرگ پسرش

00:35:43.933 --> 00:35:45.476
دروغ بگه؟

00:35:46.185 --> 00:35:47.353
(...حتی عشق مادری هم)

00:35:47.436 --> 00:35:49.730
...یادم نمیره تماشای لگدمال شدن عشق مادری

00:35:49.814 --> 00:35:52.859
مادر چوی پشت فرقه مذهبی رو گرفت)
("و گفت "اون در اثر بیماری فوت کرده

00:35:52.942 --> 00:35:56.112
چقد نفس‌گیر و ناراحت‌کننده بود

00:36:11.127 --> 00:36:13.212
(مارچ 1997، مادر ناک گی شهادت میده)

00:36:14.630 --> 00:36:18.885
(سال 1998، حکم دیوان عالی)

00:36:18.968 --> 00:36:23.097
دادگاه عالی کیم کی سون رو)
(...به چهار سال حبس و

00:36:23.181 --> 00:36:25.183
(و پرداخت 5.6 میلیارد وون محکوم کرد)

00:36:25.266 --> 00:36:26.684
(بابت اتهامات قتل گناهکار نیست)

00:36:26.767 --> 00:36:29.854
رهبر دینی کیم کی سون که
،بابت قتل دستگیر شده بود

00:36:29.937 --> 00:36:31.856
به دلیل کمبود شواهد
...ارائه شده توسط دادستانی

00:36:31.939 --> 00:36:34.275
بابت اتهامات قتل بی‌گناه شناخته شد

00:36:34.358 --> 00:36:36.986
کیم کی سون بابت قتل‌ها بی‌گناه است

00:36:37.069 --> 00:36:39.071
(بی‌گناه بابت اتهامات قتل و کلاهبرداری)

00:36:40.072 --> 00:36:42.783
توی هر دو پرونده بی‌گناه شناخته شد

00:36:42.867 --> 00:36:44.535
...برای پرونده ناک گی

00:36:44.619 --> 00:36:47.121
دادگاه اعلام کرده که اون
کتک خورده و به قتل رسیده

00:36:47.705 --> 00:36:49.707
اما گفتن از قصد نبوده

00:36:49.790 --> 00:36:52.210
ادعا کردن که کی سون
فقط سعی داشته ادبش کنه

00:36:52.293 --> 00:36:54.253
و هر نوع قصد و نیتی
برای به قتل رسوندنش رو رد کردن

00:36:55.922 --> 00:36:58.132
اون زن دو روز بچه رو گرسنگی داد

00:36:58.216 --> 00:37:00.927
و بی‌رحمانه توی گرمای تابستون کتکش زد

00:37:01.928 --> 00:37:05.348
واقعا فقط میخواست ادبش کنه؟

00:37:06.599 --> 00:37:08.476
فکر نکرد که ممکنه بمیره؟

00:37:21.781 --> 00:37:23.908
نباید هیچوقت میبردمش اونجا

00:37:24.492 --> 00:37:29.580
من احمق بودم، فقط باید خودمو
سرزنش کنم که بچه‌مو بردم اونجا

00:37:29.664 --> 00:37:31.749
کاش یکی منو میزد

00:37:32.625 --> 00:37:36.087
کاش یکی بابت این اتفاقا
اونقد منو میزد تا میمردم

00:37:36.170 --> 00:37:37.797
...کاش یکی

00:37:38.381 --> 00:37:41.676
کاش یکی سنگسارم میکرد، کاش

00:37:42.885 --> 00:37:45.388
میخوام ازش طلب بخشش کنم

00:37:48.432 --> 00:37:50.268
میدونم لایقش نیستم

00:37:50.351 --> 00:37:53.854
اما بازم میخوام التماسش کنم
تا منو ببخشه

00:37:53.938 --> 00:37:57.233
میخوام بهش بگم همش تقصیر منه
و واقعا متاسفم

00:37:57.316 --> 00:37:59.568
حالا باید چیکار کنم؟

00:37:59.652 --> 00:38:02.488
لطفا یکی منو بزنه، خواهش میکنم

00:38:03.239 --> 00:38:05.199
دیگه چجوری زندگی کنم؟

00:38:05.283 --> 00:38:08.035
کاش میمردم
ولی حتی نمیتونم این کارو بکنم

00:38:22.675 --> 00:38:28.014
(مادر ناک گی هنوزم هر روز آرزوی مرگ داره)

00:38:29.473 --> 00:38:32.810
کیم کی سون بعد از پرداخت نقدی)
(...جریمه 5.6 میلیارد وونی‌ش

00:38:32.893 --> 00:38:36.814
(آزاد شد و به بیبی گاردن برگشت)

00:38:38.107 --> 00:38:40.109
(...مرگ کانگ می گیونگ بالاخره 24 سال)

00:38:40.192 --> 00:38:43.487
(بعد از گم شدنش، اعلام شد)

00:38:44.989 --> 00:38:48.034
(...قربانی‌های بیبی گاردن هنوز)

00:38:48.117 --> 00:38:50.244
(از فقیر و بیماری‌های متعدد زجر میکشن)

00:38:51.370 --> 00:38:53.098
در تمام مصاحبه‌های این مستند)
(از شهادت‌های واقعی استفاده شده است

00:38:53.122 --> 00:38:55.726
برای حفاظت از هویت افراد)
(برخی مصاحبه‌ها بازسازی شده‌اند

00:38:55.750 --> 00:39:02.750
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
