﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:01.300 --> 00:00:04.320
من پادشاهم. تو پادشاهي. بيا با هم پادشاه باشيم

00:00:06.020 --> 00:00:07.420
!اعلي حضرت

00:00:07.420 --> 00:00:08.740
!قربان

00:00:10.020 --> 00:00:11.300
!نه

00:00:11.300 --> 00:00:14.100
اعتبار من زير سوال رفته و به خدمتکارم شليک شده آقا

00:00:14.100 --> 00:00:16.580
بذاريد برم_
همه ميپرسن که چرا اون اين کارو کرد_

00:00:16.580 --> 00:00:18.700
ولي هيچکس نميدونه کي به شما شليک کرده

00:00:18.700 --> 00:00:20.780
مکنه ليدي پل رو به تيمارستان منتقل کنن

00:00:20.780 --> 00:00:23.060
شما آدماي نورل هستيد. يه بار ديگه فروختنم

00:00:23.060 --> 00:00:25.460
استيفن منو برگردون_
ما با آقاي نورل هيچ دوستي اي نداريم_

00:00:25.460 --> 00:00:28.100
ولي پشت آينه چي گذشت؟_
راه هاي پادشاه_

00:00:28.100 --> 00:00:30.500
بهم قول بده که ديگه هيچوقت به اون راه ها برنگردي

00:00:30.500 --> 00:00:31.580
نه

00:00:31.580 --> 00:00:33.020
لعنت به جادو

00:00:33.020 --> 00:00:34.740
لعنت به جايي که ما رو بهش کشونده

00:00:36.420 --> 00:00:38.580
يه جادوگر ميتونه يه شخص رو با جادو بکشه؟

00:00:38.580 --> 00:00:40.220
شايد يه جادوگر بتونه

00:00:40.220 --> 00:00:41.820
ولي يه جنتلمن هيچوقت اينکارو نميکنه

00:00:41.820 --> 00:00:44.060
!اون کتاب منو به قتل رسونده

00:00:44.060 --> 00:00:46.100
نبايد بذاريم اين بمونه

00:00:46.100 --> 00:00:47.660
!شما نبايد بذاري

00:00:47.660 --> 00:00:49.300
.من برگشتم

00:00:49.300 --> 00:00:50.580
...اه، خدا

00:00:50.580 --> 00:00:53.740
ما برميگرديم به شروپشاير و من ديگه جادو انجام نميدم

00:00:53.740 --> 00:00:55.820
تفکراتم رو توي کتاب مينويسم

00:00:55.820 --> 00:00:59.540
يه بار ديگه اين همون جادوگر احمق بود که دستمون انداخت

00:00:59.540 --> 00:01:01.940
ما بايد يه مس اُک پيدا کنيم و بيدارش کنيم

00:01:01.940 --> 00:01:03.940
اون سر زندگي زنش معامله ميکنه

00:01:03.940 --> 00:01:06.660
و اصلاً متوجه نميشه همچين کاري کرده

00:01:06.660 --> 00:01:08.380
ناپلئون برگشته_
چي؟_

00:01:08.380 --> 00:01:11.100
دوک ميخوان که شما ماموريتتون رو از سر بگيريد

00:01:11.100 --> 00:01:12.420
من متاسفم خانم استرنج

00:01:12.420 --> 00:01:16.060
.ولي شوهر شما جادوگر ارتش ئه و ما بهش نياز داريم

00:01:22.300 --> 00:01:26.800
"جوناتان استرنج و آقاي نورل"

00:01:27.825 --> 00:01:31.325
فصل پنجم : آرابلا

00:01:32.380 --> 00:01:34.940
بلژيک سال 1815

00:01:34.980 --> 00:01:37.480
جنگ واترلو

00:02:07.340 --> 00:02:08.860
!حرکت کنيد، بجنبيد

00:02:08.860 --> 00:02:10.860
تکون بخوريد، تکون بخوريد. يالا

00:02:11.900 --> 00:02:13.780
دروازه ها رو نگه داريد! دروازه ها رو نگه داريد

00:02:13.780 --> 00:02:15.700
!دروازه ها رو نگه داريد

00:02:15.700 --> 00:02:18.300
بارون نه، مرلين! بارون نه

00:02:18.300 --> 00:02:20.700
يا اين بارونو داشته باش، يا اون آتيشو

00:02:49.300 --> 00:02:53.020
ديوار رو نشونه بگيريد_
مرلين، ولينگتون کجاست؟_

00:02:53.020 --> 00:02:56.260
.ميتوني ببينيش؟ پيداش کن

00:02:56.260 --> 00:02:58.020
!مرلين

00:02:59.700 --> 00:03:01.700
.مرلين. دارن از ديوارا بالا ميرن

00:03:03.580 --> 00:03:05.220
!مرلين

00:03:29.860 --> 00:03:31.900
!مرلين، دارن ميريزن تو

00:03:31.900 --> 00:03:34.700
!دست از شلوغ کاري بردار و نيروهامو پيدا کن

00:03:38.660 --> 00:03:40.660
!نميتويم دروازه ها رو بيشتر از اين نگه داريم

00:03:41.700 --> 00:03:43.140
!پايين

00:03:56.540 --> 00:03:58.500
!من حمله ميکنم

00:03:58.500 --> 00:03:59.740
!پر کنيد

00:04:04.180 --> 00:04:05.660
!نه

00:04:35.180 --> 00:04:37.100
!خدافظ

00:05:06.060 --> 00:05:10.580
"مرلين"
 "دروازه ها رو نگه داريد! دروازه ها رو نگه داريد"

00:05:28.100 --> 00:05:29.380
جوناتان؟

00:05:31.900 --> 00:05:34.180
امروز چيزي نوشتي؟

00:05:34.180 --> 00:05:36.380
.اه آره کلي

00:06:13.300 --> 00:06:14.780
.بهم گفتن تو مردي

00:06:17.580 --> 00:06:19.300
.من مطمئن بودم که تو هم

00:06:42.620 --> 00:06:44.060
خب، آقايون

00:06:45.620 --> 00:06:47.180
جنگ تموم شد...

00:06:48.740 --> 00:06:51.140
فک ميکنيد الآن باهامون چيکار ميکنن؟

00:07:07.940 --> 00:07:10.700
.بيا. ميخوام يه چيزي رو بهت نشون بدم

00:07:16.300 --> 00:07:19.180
.راه هاي پادشاه. تقريباً تموم شده ن

00:07:20.580 --> 00:07:22.540
.بل، تو خيلي باهوشي

00:07:22.540 --> 00:07:24.740
چهار تاشون تموم شده ن،ولي البته

00:07:24.740 --> 00:07:26.540
.آقاي موري ميخوان که حکاکي بشن

00:07:26.540 --> 00:07:28.220
.اين دقيقاً همون شکليه که بود

00:07:31.460 --> 00:07:32.900
.تو باعث افتخار مني

00:07:33.980 --> 00:07:35.700
.نور اينجا خيلي خوبه

00:07:44.180 --> 00:07:46.420
ولي چرا کتاب آقاي استرنج رو منتشر ميکني آقاي موري؟

00:07:46.420 --> 00:07:48.780
.من ناشر کتابم، آقاي نورل

00:07:48.780 --> 00:07:52.020
واقعاً نبايد باعث تعجب باشه که من کتاب منتشر کنم

00:07:52.020 --> 00:07:53.900
.جادو يه موضوع خيلي محبوبيه

00:07:53.900 --> 00:07:56.300
.دوستان جادوي انگليسي خوب فروش ميره

00:07:56.300 --> 00:08:01.260
کتاب آقاي لاسلز خيلي خوب فروخت تا وقتي آقاي استرنج ديدگاهشو راجع بهش نوشت

00:08:01.260 --> 00:08:03.500
چرا همه ي اين کارهاي خوب رو خراب کنيم با انتشار کتابي که

00:08:03.500 --> 00:08:05.020
با عقايد درست مغايرت داره؟

00:08:05.020 --> 00:08:07.420
.با عقايد شما مغايرت دارن، آقاي نورل

00:08:07.420 --> 00:08:10.100
و ما چطوري ميدونيم که اون...؟_
به خاطر اينکه اين کاريه که اون ميکنه، آقا_

00:08:10.100 --> 00:08:12.140
سه جلد، که جادوي انگليسي رو عريان ميکنن

00:08:12.140 --> 00:08:13.980
!براي همه ي اونايي که مشتاقن بدونن

00:08:13.980 --> 00:08:15.860
!من نميدونم پايان اين چه خواهد بود

00:08:15.860 --> 00:08:18.060
خب، شروعش جلد اولِ

00:08:18.060 --> 00:08:21.620
.کتاب آقاي استرنج ئه که در ماه اوت چاپ ميشه

00:08:21.620 --> 00:08:24.660
!اين خطرناک ترين و فتنه انگيزترين چيزيه که تا به حال شنيدم

00:08:24.660 --> 00:08:26.740
چاپش کن و ديگه نميتوني نسخه هاي ديگه ي

00:08:26.740 --> 00:08:28.500
دوستان جادوي انگليسي رو چاپ کني، آقا

00:08:28.500 --> 00:08:30.180
.حق امتياز اون با آقاي نورل ئه

00:08:31.820 --> 00:08:34.020
شما از ما دشمن ساختي، آقا

00:08:35.620 --> 00:08:37.460
...آره، خب

00:08:46.740 --> 00:08:48.020
.اينم از اين

00:08:51.580 --> 00:08:54.300
تاريخ و اعمال جادوي انگليسي"

00:08:54.300 --> 00:08:56.020
"شگفت انگيزي کاري که انجام داده

00:08:56.020 --> 00:08:58.420
"جرات ميکنه که کاري که هنوز شايد انجام بده رو رويا پردازي کنه

00:08:58.420 --> 00:09:00.620
"کتاب بي نظير جادوي آقاي استرنج"

00:09:00.620 --> 00:09:03.100
چرا انقدر اصرار ميورزه که من رو به اين طريق تنبيه کنه؟

00:09:03.100 --> 00:09:05.220
من چه بدي اي بهش کردم؟_
هيچ بدي اي، قربان_

00:09:05.220 --> 00:09:08.020
براي خودم نيست که ميترسم آقاي لاسلز، براي انگلستانه

00:09:08.020 --> 00:09:10.020
توش خطر هست، هم توي حرفي که ميزنه

00:09:10.020 --> 00:09:12.340
هم توي سبک بافت خود کتاب ها

00:09:12.340 --> 00:09:14.180
واقعاً، باعث خوشحالي منه که ديگه

00:09:14.180 --> 00:09:16.460
.نه اون مرد رو ببينم و نه ازش چيزي بشنوم

00:09:50.060 --> 00:09:51.220
خانم

00:09:54.860 --> 00:09:57.220
خانم! خانم، عذر ميخوام

00:09:58.860 --> 00:10:00.100
خانم؟

00:10:03.780 --> 00:10:05.140
خانم استرنج؟

00:10:08.100 --> 00:10:09.460
!خانم استرنج

00:10:11.740 --> 00:10:13.060
!خانم استرنج

00:10:16.900 --> 00:10:18.140
!خانم استرنج

00:10:19.980 --> 00:10:21.820
يه زنگ؟_
بله آقا_

00:10:23.260 --> 00:10:25.700
چه زنگي ميتونسته اونجا بوده باشه، آقاي هايد؟

00:10:25.700 --> 00:10:27.260
.خب، اين تازه اولشه

00:10:28.660 --> 00:10:30.500
...به سمت جنوب نگاه کردم، و من

00:10:31.660 --> 00:10:36.460
يه خانمي رو ديدم که داشت از من دور ميشد

00:10:36.460 --> 00:10:38.500
.همينجوري راه ميرفت، توي برف

00:10:39.820 --> 00:10:43.500
.پيراهن بلند مشکي، بدون شال، نه حتي يه جفت کفش

00:10:43.500 --> 00:10:45.660
.وقتي من رسيدم به آخر مسير، اون ديگه اونجا نبود

00:10:46.740 --> 00:10:49.060
.منو ببخشيد، ولي نميدونم چرا اومديد پيش من

00:10:49.060 --> 00:10:52.060
بايد ميرفتيد به سمت کلانتري_
اون خانم استرنج بود، قربان_

00:10:52.060 --> 00:10:53.740
.مادرم؟ مادر من مرده

00:10:53.740 --> 00:10:55.380
شما...شما فکر ميکنيد که روحش رو ديديد؟

00:10:55.380 --> 00:10:56.700
همسرتون، آقا

00:10:59.500 --> 00:11:01.060
.نميتونسته زن من بوده باشه

00:11:01.060 --> 00:11:04.300
.پدر خانم استرنج 47 سال کشيش محله ي من بودن

00:11:06.460 --> 00:11:10.020
من اونو از وقتي در حياط کليسا در کلانبري شروع به راه رفتن کرد ميشناسم

00:11:10.020 --> 00:11:13.620
آرابلا تو پنج روز گذشته اشفر رو ترک نکرده

00:11:13.620 --> 00:11:16.980
.به علاوه، اون هيچوقت مشکي نميپوشه
ازينکه تو رنگ مشکي ببينمش متنفرم

00:11:16.980 --> 00:11:20.340
من اولين نفري نيستم که ميبينه يه زن مشکي پوش در اين حوالي پرسه ميزنه

00:11:20.340 --> 00:11:23.100
خب، اين زن بيچاره هر کي که هست، همسر من نيست

00:11:24.220 --> 00:11:27.100
بذاريد خانم استرنج رو صدا بزنم_
 تا شما با چشماي خودتون ببينيد
نه_

00:11:28.460 --> 00:11:30.100
نميخوام باعث اذيت ايشون بشم

00:11:31.740 --> 00:11:35.900
آقا، اين ميتونه ربطي به جادويي که انجام ميديد داشته باشه؟

00:11:35.900 --> 00:11:38.500
.من ديگه جادوي عملي انجام نميدم

00:11:38.500 --> 00:11:40.460
.آخرين کارم رو در واترلو انجام دادم

00:11:40.460 --> 00:11:42.460
.الآن ديگه فقط کتابم رو مينويسم

00:11:42.460 --> 00:11:45.420
و خانم استرنج بيشتر وقتشون رو ميذارن تا من رو تشويق به تموم کردنش بکنن

00:11:46.740 --> 00:11:48.780
خب، من خوشحالم که خانم استرنج در امنيت هستن

00:11:51.460 --> 00:11:54.740
بسيار خب... ببخشيد مزاحمتون شدم قربان

00:11:59.260 --> 00:12:00.820
.ممنون

00:12:03.180 --> 00:12:04.500
.مراقبش باشيد، آقا

00:12:14.060 --> 00:12:16.740
فک ميکني يه جنگ ديگه در بگيره؟

00:12:16.740 --> 00:12:19.780
بزرگترين اميدم اينه که ديگه در نگيره

00:12:21.820 --> 00:12:24.900
و فک ميکني اوضاع بين تو و نورل چطوري پيش ميرن؟

00:12:24.900 --> 00:12:28.860
.مثل همه ي جدال هاي احمقانه ي علمي

00:12:28.860 --> 00:12:31.020
...کتاب ها، مقاله ها، حزب ها

00:12:32.020 --> 00:12:36.860
يکي از ما برنده ميشه، نسل هاي بعد يه کم از ما ميشنون

00:12:36.860 --> 00:12:39.020
.و بعد هر دوتامون فراموش ميشيم

00:12:41.220 --> 00:12:42.620
...براي آينده ي خودم

00:12:45.060 --> 00:12:49.300
ميخوام که اون رو در آرامش، کنار همسرم بگذرونم_

00:12:50.820 --> 00:12:52.140
همچنين بايد کاپر بيچ (يه نوع درخت) هاييکه

00:12:52.140 --> 00:12:54.740
پدرم کاشته رو کمي کوتاه کنم

00:12:54.740 --> 00:12:57.020
و يه کاري براي باغچه ي شرقي بکنم

00:12:59.620 --> 00:13:01.060
و نظرت راجع به يه بچه چيه؟

00:13:04.220 --> 00:13:06.140
چيز خيلي خوبي ميشه، اينطور نيست؟

00:13:08.340 --> 00:13:10.660
.پس بيا ببينيم راجع بهش چيکار ميتونيم بکنيم

00:13:44.020 --> 00:13:45.860
!آقاي سگوندس، آقاي سگوندس

00:13:47.140 --> 00:13:48.900
!آقاي هاني فوت

00:13:53.660 --> 00:13:55.860
خداي من. چي شده؟

00:13:55.860 --> 00:13:57.300
!آقاي سگوندس

00:13:57.300 --> 00:13:59.340
.شما بايد يه پيغام براي جوناتان استرنج بفرستيد

00:13:59.340 --> 00:14:02.020
.يه اتفاق خيلي بد قراره بيفته
.بايد يه پيام بفرستيد

00:14:02.020 --> 00:14:03.340
اون چي گفت؟

00:14:03.340 --> 00:14:06.340
.ميگه که بايد به خونه ي جوناتان استرنج بريم

00:14:13.340 --> 00:14:16.020
اين خيلي مهمه که شما بهم گوش کنيد. متوجهيد؟

00:14:16.020 --> 00:14:17.380
يه لحظه صبر کنيد

00:14:17.380 --> 00:14:18.820
صبح يک روز در ماه مي 1310

00:14:18.820 --> 00:14:21.020
همسر يه نگهبان برج فانوس دريايي

00:14:21.020 --> 00:14:22.940
.يه صندوقي رو در آشپزخونه ش پيدا کرد

00:14:24.540 --> 00:14:25.860
متوجه ميشي؟

00:14:25.860 --> 00:14:27.340
.نه.متاسفم

00:14:29.900 --> 00:14:33.540
صندوق هي اونو صدا زد، مدام و پشت سر هم

00:14:33.540 --> 00:14:36.580
اون به شوهرش که فکر ميکرد زنش ديوونه ست گفت

00:14:36.580 --> 00:14:40.620
ولي وقتي پاشو تو قفسه گذاشت ديگه بعد از اون هيچوقت ديده نشد

00:14:43.340 --> 00:14:45.620
.منظورم اينه که اونو دزديدن

00:14:45.620 --> 00:14:47.940
.دوستتون، خانم. اون حالش خيلي بده

00:14:47.940 --> 00:14:49.540
ميتونم ببرمتون پيشش؟

00:14:49.540 --> 00:14:52.300
بايد يه پيام بفرستيد به جاناتان استرنج در خونه ش تو اشفير

00:14:52.300 --> 00:14:55.420
بهش بگيد نبايد معامله رو انجام بده. نبايد

00:14:55.420 --> 00:14:57.900
من متاسفم خانم. من متوجه نميشم

00:14:57.900 --> 00:15:00.220
من ميخوام... ميخوام بگم موس اُک

00:15:00.220 --> 00:15:01.380
!موس اُک

00:15:05.700 --> 00:15:07.100
!موس اُک

00:15:07.100 --> 00:15:10.740
من ميخوام... ميخوام بگم موس اُک!موس اُک

00:15:16.180 --> 00:15:18.020
.بل! نه

00:15:19.100 --> 00:15:20.460
.بل! نه

00:15:49.580 --> 00:15:51.260
مري، خانم استرنج کجاست؟

00:15:53.140 --> 00:15:54.780
مگه هنوز تو تخت نيستن، قربان؟

00:15:56.340 --> 00:15:57.900
.نه

00:16:08.420 --> 00:16:10.340
ميشه لطفاً برام پيداش کني؟

00:16:17.700 --> 00:16:20.180
يک ساعت پيش، خانم استرنج رو روي تپه هاي ولش ديدم

00:16:20.180 --> 00:16:21.820
.شک ندارم قربان، خودش بود

00:16:21.820 --> 00:16:23.300
بل؟ آرابلا؟

00:16:23.300 --> 00:16:25.140
اون تو خونه نيست، قربان

00:16:25.140 --> 00:16:26.700
.ما نميدونيم که اون کجاست

00:16:26.700 --> 00:16:28.580
.اون از سرما يخ ميزنه

00:16:29.740 --> 00:16:31.500
.يه کمي آب برام بيار، مري

00:16:31.500 --> 00:16:32.620
!الآن

00:16:34.700 --> 00:16:36.020
.پرش کن

00:16:38.340 --> 00:16:41.140
...آقاي استرنج، نبايد بريم_
ساکت.ساکت_

00:17:00.340 --> 00:17:02.140
آقا، اين مثلاً قراره چيکار کنه؟

00:17:02.140 --> 00:17:03.860
پيداش کنه

00:17:03.860 --> 00:17:06.460
نه تو انگليسه، نه تو ولز، نه تو اسکاتلند

00:17:12.660 --> 00:17:14.340
!مري؟مري

00:17:15.660 --> 00:17:17.060
.پالتو و چکمه هامو برام بيار

00:17:20.980 --> 00:17:23.300
!خانم استرنج
!خانم استرنج

00:17:24.500 --> 00:17:27.380
خانم!خانم!خانم استرنج

00:17:27.380 --> 00:17:29.340
!آرابلا! آرابلا

00:17:29.340 --> 00:17:31.460
!خانم استرنج

00:17:39.900 --> 00:17:41.540
!آرابلا

00:17:41.540 --> 00:17:43.340
!خانم استرنج؟خانم

00:17:43.340 --> 00:17:44.700
شما کجاييد؟

00:17:46.700 --> 00:17:49.540
بل_
!خانم استرنج_

00:17:49.540 --> 00:17:52.220
آرابلا_
!خانم استرنج_

00:17:53.340 --> 00:17:55.140
!خانم

00:18:00.420 --> 00:18:01.460
!خانم استرنج

00:18:08.660 --> 00:18:09.940
!خانم استرنج

00:18:13.100 --> 00:18:16.420
خب ما (محله) کلانبري، اشفير و مارچز رو داريم

00:18:16.420 --> 00:18:17.860
.فک کنم ديشب بيدار شدم

00:18:19.900 --> 00:18:21.380
.تو قبلاً اينو نگفته بودي

00:18:21.380 --> 00:18:22.900
.الآن يادم اومد

00:18:28.460 --> 00:18:30.260
.آرابلا داشت از تخت ميرفت بيرون

00:18:51.140 --> 00:18:52.820
.فک کردم دارم خواب ميبينم

00:19:00.420 --> 00:19:02.340
بل. اوه، خدا رو شکر

00:19:02.340 --> 00:19:04.740
تو کجا رفته بودي؟

00:19:04.740 --> 00:19:09.700
قدم ميزدم... توي جنگل
با خواهر ها و برادرهام

00:19:09.700 --> 00:19:13.780
خانم شما مثل يخ سردي_
بل، چي داري ميگي؟_

00:19:13.780 --> 00:19:15.740
از اين طرف، خانم

00:19:15.740 --> 00:19:17.100
!خواهش ميکنم

00:19:19.580 --> 00:19:21.700
خانم.خانم، خواهش ميکنم. سريع

00:19:24.740 --> 00:19:27.900
من...من زن توام؟

00:19:27.900 --> 00:19:30.580
البته که هستي. البته که تو زن مني

00:19:30.580 --> 00:19:34.220
منو... به عنوان همسرت ميپذيري؟

00:19:34.220 --> 00:19:36.060
...بله،بله. چي

00:19:36.060 --> 00:19:39.020
خانم، خانم. ما بايد عجله کنيم. لطفاً

00:19:44.780 --> 00:19:47.300
تو بقيه ي زن ها رو رها کردي؟

00:19:47.300 --> 00:19:49.380
بل، معلومه که کردم. معلومه

00:19:49.380 --> 00:19:50.620
.با تمام قلبم

00:19:57.220 --> 00:19:59.500
دوست من کجاست؟

00:19:59.500 --> 00:20:00.860
من عذر ميخوام، خانم

00:20:00.860 --> 00:20:02.220
...خانم

00:20:04.380 --> 00:20:07.620
به لاست هپ خوش اومدي

00:20:14.580 --> 00:20:16.820
اه، اون به طرز وحشتناکي سرده آقا

00:20:16.820 --> 00:20:19.620
بل، عشق من. آخه با خودت چي فکر کردي؟

00:20:23.460 --> 00:20:26.220
تو يه شوهر بيچاره اي

00:20:27.980 --> 00:20:31.300
شوهرتون شما رو معامله کرده، خانم

00:20:31.300 --> 00:20:35.900
شما رو در ازاي يه تيکه چوب به من فروخته

00:20:37.700 --> 00:20:42.740
ديگه شما تا هميشه مال من هستيد
و هيچوقت اينجارو ترک نميکنيد

00:20:42.740 --> 00:20:44.820
.سعي کردم اينارو بهت بگم

00:20:44.820 --> 00:20:47.100
اما؟_
!بل_
اما_

00:20:47.100 --> 00:20:48.580
.ما رو ببر خونه، استيفن

00:20:48.580 --> 00:20:50.860
...هيس

00:21:02.980 --> 00:21:08.700
.من چيزي رو که کاملاً مطابق ميل شما نباشه رو پيشنهاد نميکنم

00:21:10.100 --> 00:21:11.860
شوهر من ازين با خبر ميشه

00:21:12.980 --> 00:21:16.780
ديگه شوهري وجود نداره. ديگه نه

00:21:24.100 --> 00:21:26.340
...بل

00:21:31.420 --> 00:21:34.100
بل؟بل!نه

00:21:38.540 --> 00:21:40.420
اين منم

00:22:15.260 --> 00:22:18.660
نه! بل! نه

00:22:21.460 --> 00:22:24.420
بل، نه! اين منم

00:22:24.420 --> 00:22:25.940
!تمومش کن

00:22:34.420 --> 00:22:36.220
.اون ديگه الآن راحت خوابيده

00:22:40.220 --> 00:22:42.140
داري چيکار ميکني؟

00:22:42.140 --> 00:22:46.780
مادرم برام داستان هاي جادوگرا رو تعريف ميکرد
 موجودات متفاوت رو

00:22:46.780 --> 00:22:51.220
اين اولين جرقه ي علاقه ي من به جادو بود
 رمانتيک بودنش

00:22:51.220 --> 00:22:53.220
داستان هايي که وقتي يه پسر بچه بودم شنيدم

00:22:54.380 --> 00:22:56.460
وقتي اون...وقتي اون

00:22:56.460 --> 00:23:00.260
وقتي اون مرد، رفتم تمام داستان ها رو جمع آوري کردم

00:23:00.260 --> 00:23:01.420
و نوشتمشون

00:23:02.580 --> 00:23:05.300
و اون داستاني که ليدي پل ديشب تعريف کرد

00:23:05.300 --> 00:23:07.260
نگهبان فانوس دريايي و صندوقش

00:23:07.260 --> 00:23:09.500
.منو به اين فکر انداخت که آيا قبلاً شنيده بودمش

00:23:09.500 --> 00:23:13.220
يه داستانيه که توسط زن هاي بدکاره ي فلمبورو گفته ميشه

00:23:13.220 --> 00:23:15.220
راجع به مردي که بهش ميگفتن بلادوُرث

00:23:15.220 --> 00:23:19.020
.که در سال هاي 1500 چراغ فانوس درياييرو روشن ميکرده

00:23:19.020 --> 00:23:20.420
يه داستان رايج ئه؟

00:23:20.420 --> 00:23:22.420
نه، و طوريکه اون (ليدي پل) تعريفش کرد

00:23:22.420 --> 00:23:26.060
دقيقاً هموني نيست که من توي کتابم دارم. ولي

00:23:26.060 --> 00:23:27.940
ميخواين چي بگين؟

00:23:27.940 --> 00:23:31.020
.من فک نميکنم که داستان هاي ليدي پل بي معني باشن

00:23:31.020 --> 00:23:33.140
.فک ميکنم که يه الگويي رو دنبال ميکنن

00:23:57.140 --> 00:23:58.580
بل؟

00:24:11.820 --> 00:24:13.340
!اه، خدايا، بل

00:24:28.540 --> 00:24:31.020
و چي تو اين کتابه که شما انقدر خطرناک ميدونيدش؟

00:24:31.020 --> 00:24:32.260
!همه چيش

00:24:33.380 --> 00:24:35.700
شما فک ميکنيد من کتاباي جادوي انگليسي رو جمع ميکنم براي خودم

00:24:35.700 --> 00:24:37.940
چون که يه جور آدم خسيسي هستم آقا؟

00:24:37.940 --> 00:24:41.220
فک ميکنيد من ازين کار خوشم مياد
 ميخوام همشونو داشته باشم؟

00:24:41.220 --> 00:24:43.660
نه آقا نه
من اين کتابا رو جمع ميکنم چون که اونا

00:24:43.660 --> 00:24:45.100
خيلي قدرتمند و خطرناک هستن

00:24:45.100 --> 00:24:47.300
.و کتاب آقاي استرنج خطرناک ترينشونه

00:24:47.300 --> 00:24:50.340
شما فک ميکنيد که اين کتاب ميتونه شرايط رو براي يوهانيت ها مهيا کنه؟

00:24:50.340 --> 00:24:54.620
مسئله سر عواقبش نيست ارباب
...مسئله سرِ

00:24:54.620 --> 00:24:56.860
ببخشيد. مهيا براي چي...؟

00:24:56.860 --> 00:25:00.260
يوهانيت ها. خراب کنندگان ماشين ها. شورشي هاي شمال

00:25:00.260 --> 00:25:02.780
من متوجه نميشم
شورشي ها چه کاري به جادو دارن؟

00:25:02.780 --> 00:25:05.660
هيچوقت به روزنامه ها نگاه نميکنيد آقا؟_
نه_

00:25:05.660 --> 00:25:09.340
اين مردان شغل هاشون رو به خاطر ماشين هاي جديد از دست دادن

00:25:09.340 --> 00:25:11.380
اونا کارخونه ها و دستگاه ها رو خراب ميکنن

00:25:11.380 --> 00:25:14.740
اونا خودشون رو پيروان پادشاه کلاغ ها جار ميزنن

00:25:14.740 --> 00:25:17.500
اون ها نشانش رو دارن
...اون ها اين نشان رو نقاشي ميکنن روي ديوارها

00:25:17.500 --> 00:25:19.660
يه ذاهب ژنده پوش که در شمال ميچرخه

00:25:19.660 --> 00:25:21.860
.و به مردم ميگه که پادشاه کلاغ ها برميگرده

00:25:21.860 --> 00:25:24.660
اون که برنميگرده...هان؟

00:25:24.660 --> 00:25:26.300
.اين يه خيال احمقانه ست

00:25:30.700 --> 00:25:34.780
ولي دليل نگرانيتون رو ميفهمم... دليل نگرانيتون رو ميفهمم

00:25:36.700 --> 00:25:38.980
هر چي باشه، پادشاه کلاغ ها هميشه با شورش و انقلاب

00:25:38.980 --> 00:25:41.140
.سر و کار داشته

00:25:41.140 --> 00:25:44.340
شما فکر ميکنيد که کتاب استرنج از پادشاه کلاغ ها پشتيباني ميکنه؟

00:25:44.340 --> 00:25:46.820
هر کاري که کرده و هر چيزي که گفته اين رو ميگه

00:25:46.820 --> 00:25:48.860
خب پس بايد اميدوار باشيم که اون منطقي باشه

00:25:48.860 --> 00:25:51.740
يا اينکه چيزي پيش بياد که اون رو متوقف کنه

00:25:51.740 --> 00:25:54.580
.بله.بله.همينطوره

00:26:04.180 --> 00:26:06.940
الآن نه هنري. الآن نه_

00:26:30.340 --> 00:26:33.620
اميدوارم با اينکه اينجا بهم ريخته ست مشکلي نداشته باشي
...فک کردم شايد

00:26:50.860 --> 00:26:53.980
نه هنري، شروع نکن. همه چي مرتبه

00:27:03.980 --> 00:27:07.940
بيا. بيا بريم يه چيزي بخوريم

00:27:07.940 --> 00:27:09.460
.ميتونم يه نيم ساعت وقت استراحت داشته باشم

00:27:26.060 --> 00:27:27.500
ميتونم مراسم خاکسپاري رو من اداره کنم؟

00:27:27.500 --> 00:27:29.700
خاکسپاري هنري؟ براي چي اين کارو بکني؟

00:27:29.700 --> 00:27:33.140
...ولي، خب. چطوري

00:27:33.140 --> 00:27:35.020
هيچ خاکسپاري اي در کار نيست، هنري

00:27:36.020 --> 00:27:38.060
.ميخوام به زندگي برش گردونم

00:27:39.980 --> 00:27:41.340
بايد شروع کنم

00:27:42.740 --> 00:27:44.420
جوناتان، منظورت چيه؟

00:27:44.420 --> 00:27:45.660
دقيقاً همون چيزيکه گفتم

00:27:45.660 --> 00:27:48.380
ولي...يه همچين چيزي ممکن نيست
تو نميتوني همينطوري

00:27:48.380 --> 00:27:51.100
کاملاً ممکن ئه، هنري، باور کن

00:27:51.100 --> 00:27:53.220
من يه بار ديگه همچين کار دشواري رو کردم، تو اسپانيا

00:27:53.220 --> 00:27:54.540
کار دشوار؟

00:27:55.820 --> 00:27:58.620
.لعنت بهش، جاناتان، اون از گوشت و خونِ منه

00:27:58.620 --> 00:28:00.140
و همينطور قلب و روح من

00:28:02.740 --> 00:28:04.660
پس جادو ديگه به چه درد من ميخوره؟

00:28:15.140 --> 00:28:16.620
چطور پيش رفت؟

00:28:16.620 --> 00:28:19.140
.اين قضيه ي يوهانيست هاست که اونا رو نگران کرده

00:28:20.500 --> 00:28:22.980
البته. تو از موضوع يوهانيست ها با خبري؟

00:28:24.300 --> 00:28:25.460
.آره

00:28:25.460 --> 00:28:27.300
من ترسم از اينه، و به اونا هم گفتم

00:28:27.300 --> 00:28:29.860
.که کتاب آقاي استرنج شعله ي اين کارشونو زياد کنه

00:28:30.900 --> 00:28:32.460
آقاي لاسلز معتقدن که

00:28:32.460 --> 00:28:36.820
من بايد يه وکيل داشته باشم براي قضيه ي آقاي استرنج_
منو ببخشيد قربان_

00:28:36.820 --> 00:28:40.620
من فک ميکنم که شما نصايح آقاي لاسلز رو خيلي سخاوتمندانه قبول ميکنيد

00:28:40.620 --> 00:28:43.260
واقعاً؟ خب، بايد بگم که اين تو بودي که از اول

00:28:43.260 --> 00:28:45.780
.پيشنهاد کردي که به اون و درالايت رو بيارم

00:28:45.780 --> 00:28:46.980
بله، قربان، ميدونم

00:28:46.980 --> 00:28:49.860
اگه آقاي لاسلز رو نداشتم کاملاً تنها ميبودم

00:28:49.860 --> 00:28:52.140
اونوقت آقاي استرنج آزاد ميموند تا مسير جادوي انگليسي

00:28:52.140 --> 00:28:55.780
ديکته کنه و هر کاري رو که
من تا حالا انجام دادم رو خراب کنه

00:28:56.780 --> 00:28:59.300
نميذارم اين کتاب چاپ بشه، چيلدرمس

00:28:59.300 --> 00:29:01.700
.و آقاي لاسلز کمکم ميکنه که از اين کار مطمئن بشم

00:29:01.700 --> 00:29:04.140
من فک نکنم که استرنج به اين زودي ها چيزي رو

00:29:04.140 --> 00:29:05.580
به چاپ برسونه، قربان

00:29:06.820 --> 00:29:08.340
زنش مُرده

00:29:10.580 --> 00:29:11.700
مُرده؟

00:29:13.180 --> 00:29:15.860
.اون رفته تو برف قدم بزنه و سرما خورده

00:29:19.420 --> 00:29:21.740
آقاي استرنج خيلي از اين احساس بدي پيدا ميکنه

00:30:06.980 --> 00:30:08.700
و من ازتون خواهش ميکنم، آقاي عزيز"

00:30:08.700 --> 00:30:11.180
به خاطر دوستي اي که يک زماني ازش لذت برديم

00:30:11.180 --> 00:30:12.780
بهم بگيد چه جادويي انجام داديد

00:30:12.780 --> 00:30:15.540
تا ليدي پل رو به زندگي برگردونيد

00:30:16.820 --> 00:30:19.300
فقط اين رو بهم بگيد، هر جادويي که هست

00:30:19.300 --> 00:30:21.700
و من قول ميدم که به هيچکس نگم

00:30:21.700 --> 00:30:24.220
و همچنين جادو رو به طور کامل کنار ميذارم

00:30:24.220 --> 00:30:27.060
و ازينکه خودم رو جادوگر بنامم و
"شما رو اذيت کنم دست برميدارم

00:30:27.060 --> 00:30:30.300
"دوست خوب شما، جوناتان استرنج"

00:30:30.300 --> 00:30:31.900
چيکار بايد بکنم؟

00:30:31.900 --> 00:30:34.780
هيچي، قربان. لازم نيست
همينجوريش هم تو شروپشاير سر زبونا افتاده

00:30:34.780 --> 00:30:36.700
که اون زنش رو توسط جادوي سياه کشته

00:30:36.700 --> 00:30:38.460
.و اينکه يه جاي ديگه يه زن ديگه داره

00:30:38.460 --> 00:30:41.220
اگه الآن بگيم که اون قبلاً هم مرده ها رو برانگيخته

00:30:41.220 --> 00:30:43.780
کاري که با اون ايتاليايي ها کرد، اعتبارش کلاً از بين ميره

00:30:43.780 --> 00:30:45.420
و هيچکس کتابشو نميخره

00:30:45.420 --> 00:30:49.500
من فک ميکنم که آقاي نورل پرسيدن چيکار کنيم تا بهش کمک کنيم

00:30:49.500 --> 00:30:50.820
اينطور نيست؟

00:30:50.820 --> 00:30:53.740
ميتونيم بدون حضور خدمتکارا صحبت کنيم آقا؟

00:30:53.740 --> 00:30:56.260
.نه، بيايد در حضور خدمتکار ها صحبت نکنيم

00:31:00.260 --> 00:31:04.300
استرنج قول داده. اون مرد حرفشه

00:31:04.300 --> 00:31:07.740
تو و اون ميتونيد خانم استرنج رو برگردونيد بين خودتون
من مطمئنم

00:31:07.740 --> 00:31:10.860
من اينطور مي پندارم که شما الآن ميدونيد چه اشتباهي با ليدي پل پيش اومد

00:31:10.860 --> 00:31:12.500
اون مطمئناً ديوانه برنميگرده

00:31:12.500 --> 00:31:16.060
ميتونيم بدون حضور خدمتکارا صحبت کنيم آقا؟

00:31:34.540 --> 00:31:35.980
.اين خيلي آزار دهنده ست

00:31:37.260 --> 00:31:39.700
منظورم اينه که، اولين عکس العملش بعد مرگ همسرش

00:31:39.700 --> 00:31:41.940
رو آوردن به جادوي سياهه

00:31:41.940 --> 00:31:45.180
اين قدر و اندازه ي يک آدمه، آقا

00:31:46.180 --> 00:31:48.140
...ولي شايد چيلدرمس

00:31:49.660 --> 00:31:51.420
...خب، شايد اگه من توضيح بدم

00:31:51.420 --> 00:31:54.460
.چيلدرمس دلايل خودش رو براي انجام کارهاش داره

00:31:55.820 --> 00:31:57.740
آقاي استرنج با شما بهم زدن، قربان

00:31:59.460 --> 00:32:02.580
اون بارها و بارها مخالف ميل شما عمل کرده

00:32:02.580 --> 00:32:07.340
قربان، هر کاري که شما انجام داديد به خاطر خوبي جادوي انگليسي بوده

00:32:07.340 --> 00:32:10.460
.شما خوبيِ جادوي انگليسي هستيد

00:32:11.500 --> 00:32:14.660
.نذاريد که از اين خوبيتون بر عليهتون استفاده کنن

00:32:14.660 --> 00:32:15.940
...بله، ولي

00:32:15.940 --> 00:32:19.100
براش بنويسيد اگه ميخوايد، ولي من تحت هيچ شرايطي نميتونم

00:32:19.100 --> 00:32:22.700
وايسم و ببينم که شما يه همچين صدمه اي رو به خودتون وارد ميکنيد

00:32:24.300 --> 00:32:26.900
.متاسفانه نميتونم ديگه دوستتون باشم

00:33:00.100 --> 00:33:02.060
مرد بيچاره

00:33:02.060 --> 00:33:04.900
نيازي به يواش صحبت کردن نيست، استيفن عزيز

00:33:04.900 --> 00:33:07.780
.اون نه ميتونه ما رو ببينه نه بشنوه

00:33:07.780 --> 00:33:10.460
.داره تلاش ميکنه منو احضار کنه

00:33:10.460 --> 00:33:12.020
.احمقِ نادون

00:33:12.020 --> 00:33:14.620
ممکنه نادون باشه، ولي اون موفق شده قربان

00:33:14.620 --> 00:33:15.860
چي؟

00:33:15.860 --> 00:33:19.060
هر چي نباشه، شما اينجاييد قربان

00:33:20.940 --> 00:33:23.060
با جرات بايد بگم بله

00:33:24.460 --> 00:33:28.300
ولي اگه من بتونم انتخاب کنم که نه ديده بشم نه شنيده بشم

00:33:28.300 --> 00:33:30.100
پس به چه دردي ميخوره؟

00:33:30.100 --> 00:33:33.820
.استيفن، سريع، اون کتاب رو ورق بزن

00:33:33.820 --> 00:33:36.500
هيچ بادي تو اتاق نميوزه و اين اون رو گيج ميکنه

00:33:53.780 --> 00:33:58.140
واقعاً، تماشا کردن اين يارو وقتي جادو انجام ميده

00:33:58.140 --> 00:34:03.460
مثل ديدن يه مرده که در حاليکه کتشو برعکس پوشيده غذا ميخوره

00:34:06.060 --> 00:34:08.460
اون تازه همسرشو از دست داده قربان

00:34:08.460 --> 00:34:13.420
آره و چه تناقض جالبي که اون منو احضار ميکنه

00:34:18.060 --> 00:34:20.460
اه، گردنشو نيشگون بگير استيفن

00:34:20.460 --> 00:34:21.980
فک ميکنه که يه پشه ست

00:34:24.660 --> 00:34:27.060
ميگن که پادشاه کلاغ ها پسر يه مرد شريف رو که بهش

00:34:27.060 --> 00:34:28.900
خصومت ميورزيد به زندگي برگردوند

00:34:28.900 --> 00:34:31.300
هنري باربيتوس، که از تب مُرد

00:34:31.300 --> 00:34:34.460
.پادشاه داد پيکرشو از توي قبر در آوردن بيرون

00:34:34.460 --> 00:34:36.700
شايد جونشو با يه سري درخت

00:34:37.980 --> 00:34:39.820
...يا سگ عوض کرده...

00:34:39.820 --> 00:34:41.060
...جوناتان

00:34:42.260 --> 00:34:44.900
پادشاه کلاغ ها اگه کاربردي نبوده باشه هيچي نيست

00:35:04.100 --> 00:35:06.940
تو با زبون جهنمي به اين دنيا برنميگردي
(اشاره به ايتاليايي ها)

00:35:15.540 --> 00:35:17.700
تو با آواهاي بهشت بر ميگردي

00:35:31.140 --> 00:35:33.500
بل؟ بيدار شو

00:35:36.260 --> 00:35:37.620
.خواهش ميکنم

00:35:39.340 --> 00:35:40.860
خواهش ميکنم. بيدار شو

00:35:46.100 --> 00:35:47.340
معذرت ميخوام، عشق من

00:35:55.380 --> 00:35:56.780
بفرماييد

00:36:25.980 --> 00:36:28.140
!هيچي از نورل نيومده. هيچي

00:36:28.140 --> 00:36:30.260
.الآن هفت روز شده جاناتان

00:36:30.260 --> 00:36:31.540
يه روز ديگه، ازت خواهش ميکنم

00:36:32.620 --> 00:36:35.740
نه جاناتان. من به برگشتن به زندگي ابدي اعتقاد دارم

00:36:35.740 --> 00:36:37.380
.نورل نميخواد که بهم بگه

00:36:37.380 --> 00:36:40.140
من ميرم پيشش. مجبورش ميکنم_
جوناتان، بس کن_

00:36:40.140 --> 00:36:41.380
از سر راهم برو کنار

00:36:41.380 --> 00:36:43.860
واقعاً فک ميکني اين چيزيه که آرابلا ميخواست؟

00:36:43.860 --> 00:36:45.660
فک ميکني اينجوري ازت راضي بود؟

00:36:45.660 --> 00:36:48.540
!اونجوري زنده ميشد هنري. من ميخوام که اون زنده باشه

00:36:48.540 --> 00:36:49.860
.ولي اون مرده

00:36:51.020 --> 00:36:54.340
جسدي که اون بالاست ديگه نه زن توئه نه خواهر من

00:36:55.940 --> 00:36:59.100
چي خواهد بود اگه الآن برش گردوني؟

00:36:59.100 --> 00:37:00.860
.خواهش ميکنم، بس کن

00:37:00.860 --> 00:37:03.420
.خواهش ميکنم، به خودت و به اون احترام بذار

00:37:05.740 --> 00:37:08.700
قلبم رو ميشکنه که اينو بگم، جاناتان

00:37:08.700 --> 00:37:11.420
.اون تنها خانواده ايه که من هميشه داشتم

00:37:11.420 --> 00:37:13.140
اون خواهر عزيز تر از جونمه

00:37:14.580 --> 00:37:17.460
ولي بايد...بذاريم بره

00:37:54.140 --> 00:37:56.220
.تو تنها دليلي بودي که من جادو انجام دادم

00:37:59.380 --> 00:38:01.060
.تو تنها دليل هر کار من بودي

00:38:04.220 --> 00:38:07.860
هيجانش به اين بود که ببينم چطور بهم نگاه ميکني

00:38:13.780 --> 00:38:17.260
.هيجان زندگي به اين بود که ببينم تو چطوري بهم نگاه ميکني

00:38:23.220 --> 00:38:24.860
خداحافظ، عشق من

00:38:39.660 --> 00:38:41.180
من ميدونم که روح من زنده است

00:38:41.180 --> 00:38:44.780
و اينکه من در آخرين روز از زمين بر ميخيزم

00:38:44.780 --> 00:38:47.340
و دوباره با پوست خود پوشانده ميشوم

00:38:47.340 --> 00:38:49.700
و خداوند را در جسم خود ميبينم

00:38:49.700 --> 00:38:52.620
بله و من خود او را مشاهده ميکنم

00:38:52.620 --> 00:38:55.820
نه با چشمان ديگر بلکه با همين چشم ها

00:38:55.820 --> 00:38:58.140
همونقدر که پروردگار قدرتمند خوشحالند

00:38:58.140 --> 00:39:02.780
که روح خواهر عزيزي که ما رو ترک کرده در خودش بگيرد

00:39:02.780 --> 00:39:06.180
پس ما پيکرش رو به زمين ميسپاريم

00:39:06.180 --> 00:39:07.660
از زمين به زمين

00:39:07.660 --> 00:39:09.500
از خاکستر به خاکستر

00:39:09.500 --> 00:39:11.740
از خاک به خاک

00:39:11.740 --> 00:39:15.900
در اطمينان و اميد به برگشتن او به زندگي ابدي

00:39:15.900 --> 00:39:18.100
.توسط پيشوامون عيسي مسيح

00:39:18.100 --> 00:39:19.580
.آمين

00:39:29.420 --> 00:39:32.100
براي تو وقت تلف کردنه که اين همه راه بلند شي بياي اينجا
استيفن

00:39:32.100 --> 00:39:34.500
.سر والتر ميخواستن که شخصاً بهتون بگم

00:39:35.580 --> 00:39:37.660
.ايشون ميخوان که من کنارتون بمونم

00:39:37.660 --> 00:39:39.700
ايشون فکر ميکنن که ممکنه شما پريشان حال باشيد

00:39:39.700 --> 00:39:41.260
.به خاطر مرگ خانم استرنج

00:39:41.260 --> 00:39:44.380
من خيلي از اتفاقي که افتاده پريشونم

00:39:44.380 --> 00:39:46.020
.هيچکس به اندازه ي من پريشون نيست

00:39:47.300 --> 00:39:50.580
من فک ميکردم حداقل کسيو دارم که ميتونم باهاش حرف بزنم

00:39:50.580 --> 00:39:52.700
.ولي اون خيلي خيلي دوره

00:39:56.380 --> 00:39:58.100
.پس اينطوريه، وقتي کسي ميميره

00:40:03.220 --> 00:40:05.340
آقاي بلک، همکارم و من فک ميکنيم

00:40:05.340 --> 00:40:08.620
توي وظيفه ي نگهداريمون (از ليدي پل) کوتاهي کرديم
 اگه از شما اينو درخواست نکنيم

00:40:08.620 --> 00:40:09.940
اون چيه، آقايون؟

00:40:09.940 --> 00:40:11.220
ميدونم که شما و ايشون چقدر

00:40:11.220 --> 00:40:13.540
...از دست جادوگر ها خسته شديد آقا، ولي آم

00:40:13.540 --> 00:40:17.060
اين حرف هاي بي معني اي که ميزنه آقا،خب
وقتي اين حرفا رو ميزنن ما بهشون گوش مي کنيم

00:40:17.060 --> 00:40:20.140
من يادداشت هاي قديميم رو خونده م و من فکر ميکنم
 اون ها يه الگويي رو دنبال ميکنن ، آقا

00:40:20.140 --> 00:40:23.460
ما داشتيم به اين فکر ميکرديم ممکنه شما ايشون رو راضي کنيد

00:40:23.460 --> 00:40:25.460
...که اون طوري صحبت کنن تا ما بتونيم

00:40:25.460 --> 00:40:27.460
.نه.فک نکنم بتونم

00:40:27.460 --> 00:40:29.740
ولي، ببينيد، اون به زبون داستان هاي پري ها حرف ميزنه

00:40:29.740 --> 00:40:33.180
اونجوري که ما ازشون ياد ميکنيم_
آقايون. با اين چيزا در نيفتيد_

00:40:34.340 --> 00:40:36.340
.هيچ ايده اي از اينکه به کجا ختم ميشن نداريد

00:40:36.340 --> 00:40:38.540
.و شما مناسب انجام اين کار نيستيد

00:40:38.540 --> 00:40:40.020
...ولي مطمئناً اگه ما بتونيم کمک کنيم

00:40:40.020 --> 00:40:42.780
.نه نميتونيد. هيچکس نميتونه کمک کنه

00:40:42.780 --> 00:40:45.060
.ما بايد قبول کنيم که اون نميتونه خوب بشه

00:40:46.700 --> 00:40:48.140
و شما؟

00:40:52.380 --> 00:40:54.260
من بهتون اجازه نميدم

00:40:56.580 --> 00:40:58.780
.و نميخوام ديگه راجع بهش حرف بزنم

00:41:04.620 --> 00:41:05.940
شما ديدينش؟

00:41:07.060 --> 00:41:09.180
.نه

00:41:09.180 --> 00:41:11.740
خب، من به وضوح اون رو ميبينم روي هر دوشون
(گل رز)

00:41:11.740 --> 00:41:13.020
من ميگم که بريم جلو

00:41:42.220 --> 00:41:43.900
شما تغيير کرديد

00:41:43.900 --> 00:41:46.580
واقعيتش، چند وقتي بود که خودم نبودم

00:41:48.900 --> 00:41:50.780
ميشه اين رو به ليدي پل بديد؟

00:41:54.220 --> 00:41:56.420
فک کنم بل خوشحال ميشه بدونه که همسرتون

00:41:56.420 --> 00:41:58.060
چيزي داشته باشه که باهاش اونو به خاطر بسپاره

00:41:58.060 --> 00:42:01.460
.فک کنم اون خيلي آروم ميشه

00:42:02.500 --> 00:42:04.860
تو که دست از جادو نکشيدي، هان؟

00:42:06.940 --> 00:42:08.980
...من فقط...شنيده بودم که

00:42:09.980 --> 00:42:11.540
چي شنيده بوديد؟

00:42:15.340 --> 00:42:18.140
من ديگه جادوگر عملي نيستم

00:42:18.140 --> 00:42:20.300
.اين به معني نيست که جادو رو رها کردم

00:42:21.740 --> 00:42:25.620
نورل هر وقت که حرف از کتاب شما ميشه عذاب ميکشه

00:42:25.620 --> 00:42:26.860
عذاب؟

00:42:28.300 --> 00:42:31.060
.خب، اين کتاب تازه شروعشه

00:42:31.060 --> 00:42:33.860
ميخوام بگم که، وقتي به اين موضوع فکر ميکني

00:42:33.860 --> 00:42:37.700
بازگردوندن جادوي انگليسي اي که ميگيم واقعاً چه معني اي ميده؟

00:42:37.700 --> 00:42:40.620
من و نورل در واقع چيکار کرديم؟

00:42:40.620 --> 00:42:44.140
تصويرسازي، طوفان و هواي بد
مدافع هاي دريايي احمقانه ش

00:42:44.140 --> 00:42:45.700
.اون هنوز کاملشون نکرده

00:42:45.700 --> 00:42:49.100
اين کارها رو با جادوگر هاي عصر طلايي مقايسه کنيد

00:42:49.100 --> 00:42:52.860
اونا خودشون رو به موش، روباه، رودخونه تبديل ميکردن

00:42:52.860 --> 00:42:56.780
اونا از تار عنکبوت کشتي ميساختن و از بوته ي رز خونه

00:42:56.780 --> 00:42:58.660
...آقاي استرنج، من

00:42:58.660 --> 00:43:01.500
خيلي خوشم نمياد که اين حرفو بزنم

00:43:01.500 --> 00:43:05.100
ولي به نظرم شايد نورل درست ميگه

00:43:05.100 --> 00:43:07.740
اين نوع جادو امروزه به درد ما نميخوره

00:43:07.740 --> 00:43:11.220
چطوري ميتوني اينو بگي وقتي هيچکدوم ما نميدونه اين چه جادوييه؟

00:43:11.220 --> 00:43:14.900
نه ما بايد توجهمون رو به زندگي و جادوي پادشاه کلاغ ها بديم

00:43:14.900 --> 00:43:16.860
...و وقتي اين کارو بکنيم_
متاسفم، آقاي استرنج_

00:43:16.860 --> 00:43:18.860
.اين دقيقاً کاريه که ما نبايد انجام بديم

00:43:21.620 --> 00:43:24.380
.جدي هستم. اينو به عنوان يه دوست ميگم

00:43:25.500 --> 00:43:27.300
صحبت بيش از حد از پادشاهان ديگه

00:43:27.300 --> 00:43:29.580
دولت رو مضطرب ميکنه

00:43:31.180 --> 00:43:32.900
ما چطوري ميتونيم جادوي انگليس رو برگردونيم

00:43:32.900 --> 00:43:35.300
تا وقتي که بدونيم اين چيه که داريم بر ميگردونيم؟

00:43:35.300 --> 00:43:37.700
ما نميخوايم که جادوي انگليسي بيشتر از اون چيزي که

00:43:37.700 --> 00:43:39.620
.الآن هست برگردونده بشه

00:43:41.060 --> 00:43:45.500
بذاريد جان اُسکگلس تو همون ابهامي که نورل گذاشتتش بمونه

00:43:45.500 --> 00:43:48.540
نورل ذهن همتون رو شست و شو داده
بخصوص شما رو

00:43:48.540 --> 00:43:49.900
...آيا شما فک نميکنيد

00:43:51.140 --> 00:43:53.820
شما فک نميکنيد که براي همسرتون چه اتفاقي افتاد؟

00:43:55.900 --> 00:43:58.180
نميپرسيد که چرا ديوانه شد؟

00:44:06.980 --> 00:44:09.140
اين ديوونگي ئه_
ديوونگي چيزيه که اين نيست_

00:44:09.140 --> 00:44:13.020
هر چيزي که ميخوايد از اين به دست بياريد_
آزاديم رو، استيفن_

00:44:13.020 --> 00:44:14.380
مال خودم و مال اون (آرابلا) رو

00:44:14.380 --> 00:44:16.580
نميتوني باهاش بجنگي_
صفحه ي 72..._

00:44:19.580 --> 00:44:24.140
خانم استرنج. اون نميدونه چه اتفاقي افتاده

00:44:24.140 --> 00:44:25.620
اون خوشحاله

00:44:26.860 --> 00:44:28.180
شما و من

00:44:29.420 --> 00:44:31.780
ما تا اينجا جون سالم به در برديم

00:44:31.780 --> 00:44:34.340
چي ميخواي بگي، استيفن؟

00:44:34.340 --> 00:44:37.260
ما بايد جايگاهمون رو بپذيريم

00:44:38.740 --> 00:44:40.100
و به خاطرش سپاسگذار باشيم

00:44:46.060 --> 00:44:47.740
.اون ذهنت رو مسموم کرده

00:44:52.340 --> 00:44:55.780
خب، آقايون. بايد چيکار کنيم؟

00:44:55.780 --> 00:44:58.660
...سعي کنيد و توصيف کنيد

00:44:59.660 --> 00:45:02.300
چيزي که بيشتر از همه شما رو پريشون ميکنه
بانوي من

00:45:08.300 --> 00:45:11.260
بل! نه! اين منم_

00:45:11.260 --> 00:45:12.660
!بل

00:45:12.660 --> 00:45:16.020
روزي يه مردي بود که براي شکار رفت به جنگل نارون

00:45:16.020 --> 00:45:19.380
سم اسبش افتاد تو يه لونه ي خرگوش و اون به درونش افتاد

00:45:19.380 --> 00:45:21.660
اون خودش رو در يک سرزمين عجيب غريب پيدا کرد

00:45:21.660 --> 00:45:24.980
که توسط خورشيد خودش روشن ميشد و توسط بارون خودش پرورش ميافت

00:45:24.980 --> 00:45:28.580
تو يه جنگلي خيلي شبيه به اوني که تازه ازش افتاده بود

00:45:28.580 --> 00:45:30.820
يه دهکده اي رو پيدا کرد که يه عده اي از مردان

00:45:30.820 --> 00:45:33.380
بعضي هاشون نسبتاً پير، نپدرا بازي ميکردن

00:45:33.380 --> 00:45:36.220
اينجاست. شکارچي و لونه ي خرگوش

00:45:36.220 --> 00:45:38.220
ولي شنيديد که گفت دهکده؟

00:45:38.220 --> 00:45:40.700
و نپدرا_
اون چيه؟_

00:45:40.700 --> 00:45:42.100
فک کنم يه جور بازي ورق ئه

00:45:42.100 --> 00:45:44.660
يه چيزي شبيه به بازي اي که ما بهش ميگيم پنج خبيس
(ايراني ها معمولاً ميگن هفت خبيس)

00:45:46.420 --> 00:45:49.060
.فک کنم بهتر باشه که کلي صحبت کنيد بانوي من

00:45:49.060 --> 00:45:52.460
اگه دقيقاً راجع به چيزي که ميخوايد صحبت کنيد
اينجوري به بخش هاي عجيب ترش منحرف ميشيد

00:45:52.460 --> 00:45:54.420
بله_
اين بار کلي ازش صحبت کنيد_

00:46:00.660 --> 00:46:02.380
زماني يه مزرعه داري بود در هاروگيت

00:46:02.380 --> 00:46:03.780
...که خيلي شديد ميخواست

00:46:03.780 --> 00:46:07.380
.باقلاهايي بزرگتر از هر کس ديگه در يورک شاير بکاره

00:46:07.380 --> 00:46:10.740
براي اين، اون از کل تام بلو طلب کمک کرد

00:46:10.740 --> 00:46:13.340
.تا بهش کمک کنه باقلاهايي به بزرکي پاي آدم پرورش بده

00:46:14.820 --> 00:46:18.340
خانم. خواهش ميکنم.بايد تمومش کنيم_
ادامه بده_

00:46:18.340 --> 00:46:21.820
کل تام بلو باقلاها رو افسون کرد

00:46:21.820 --> 00:46:25.340
و در عوض روح بچه هاي کوچيک رو گرفت

00:46:25.340 --> 00:46:27.500
بعدش بچه هاي کوچيک به قصر پنج نفر

00:46:27.500 --> 00:46:29.500
برده شدند

00:46:29.500 --> 00:46:32.980
دارمش. اون گفت قصر پنج نفر

00:46:32.980 --> 00:46:36.420
اين يه داستان رايج ئه راجع به يه پري، ولي اون اسم نداره

00:46:36.420 --> 00:46:38.300
"شما بهش گفتيد "کل تام بلو

00:46:40.780 --> 00:46:43.260
من فک کنيم چيزايي که شما داريد ميگيد بانوي من
داستان هاي پري هان

00:46:43.260 --> 00:46:46.860
ولي به يه طريقي
از ديدگاه خود اون پري گفته ميشن

00:46:46.860 --> 00:46:49.100
داستان هاي آدمي"، اون چيزيه که بود"

00:46:52.020 --> 00:46:53.420
اين خونه ي روح زده ست؟

00:46:53.420 --> 00:46:55.180
بله دقيقاً همينطوره

00:46:55.180 --> 00:46:58.620
من يه مرد ديوونه برات آوردم. اون بلوئه
 (فک کنم اشاره به کل تام بلو داره)

00:46:58.620 --> 00:46:59.900
بلو؟

00:46:59.900 --> 00:47:03.740
با اجازه تون، خانم، ما ميخوايم که
براي آقاي استرنج نامه بنويسيم

00:47:03.740 --> 00:47:05.420
بله. لطفاً

00:47:05.420 --> 00:47:07.340
آقاي سگوندس، آقاي هاني فوت؟

00:47:07.340 --> 00:47:08.700
.ما رو ببخشيد، خانم

00:47:16.300 --> 00:47:19.340
من نميدونم، اون اين ور اون ور دور بازار ها پرسه ميزده

00:47:19.340 --> 00:47:23.100
يه مشت چرت و پرت راجع به پادشاه کلاغ ها ميگفته

00:47:23.100 --> 00:47:24.740
به همتون نياز دارم تا بلندش کنيم

00:47:27.500 --> 00:47:29.380
موضوع چيه؟_
ديوونه_

00:47:31.140 --> 00:47:32.620
من تو رو قبلاً ديدم

00:47:34.820 --> 00:47:36.140
و تو

00:47:36.140 --> 00:47:38.780
...برات يه پيغام دارم

00:47:38.780 --> 00:47:40.060
برده ي بي نام

00:47:41.340 --> 00:47:43.660
منو ول کن

00:47:44.820 --> 00:47:48.460
بارون برام يه در درست ميکنه و من ازش رد ميشم_
منو ول کن_

00:47:55.940 --> 00:47:59.540
چيزي تو اين ميبيني که بشه فتنه انگيز صداش کرد؟

00:47:59.540 --> 00:48:02.060
من ميبينم که اون انگلستان رو تيکه پاره ميکنه

00:48:03.380 --> 00:48:08.140
من ميبينم که اون جادو رو براي نسل هاي بعد خراب ميکنه

00:48:08.140 --> 00:48:11.020
چرا نذاشتي دادگاه جادويي خودم رو داشته باشم؟

00:48:11.020 --> 00:48:13.340
از اون چيزايي که از آدمم که پيش موري فرستادم فهميدم

00:48:13.340 --> 00:48:16.660
هيچ اشاره ي مستقيمي به بازگشت پادشاه کلاغ ها نشده

00:48:16.660 --> 00:48:19.860
ولي همچين اشاره اي بر خلاف قانون نيست

00:48:19.860 --> 00:48:22.500
.طوريکه در حال حاضر هست

00:48:22.500 --> 00:48:25.140
ميشه اين رو... براي يه مدتي نگه داريم؟

00:48:27.060 --> 00:48:28.500
 با هم در تماس ميمونيم

00:48:35.700 --> 00:48:38.420
.نميدونم چجوري بايد جلوشو بگيرم

00:48:38.420 --> 00:48:39.500
نميدونم

00:48:39.500 --> 00:48:42.580
اه، ميخواي براي چي جلوشو بگيري؟

00:48:42.580 --> 00:48:45.620
.اين دعواي لعنتي احمقانه رو تموم کنيد

00:48:46.940 --> 00:48:49.380
براي هيچکدومتون خوب تموم نميشه_
بهش بپيوند، اگه ميخواي_

00:48:49.380 --> 00:48:51.500
به اون و موري و بقيه ي خائن ها بپيوند

00:48:51.500 --> 00:48:53.260
من جايي نميرم. نگران نباش

00:48:53.260 --> 00:48:54.900
باعث خجالته

00:48:54.900 --> 00:48:56.380
باهاتون موافقم، هر چند

00:48:56.380 --> 00:48:59.260
بين خودمون، من مطمئنم ميتونيم کتاب استرنج رو متوقف کنيم

00:49:11.460 --> 00:49:13.900
چيلدرمس؟

00:49:13.900 --> 00:49:15.180
تويي؟

00:49:24.300 --> 00:49:25.820
منتظرت بودم

00:49:27.460 --> 00:49:28.700
اربابت چطوره؟

00:49:30.620 --> 00:49:32.820
مريضه، قربان

00:49:32.820 --> 00:49:35.660
سرما ميخوره، سردرد داره، دست و پاهاش ميلرزه

00:49:35.660 --> 00:49:39.380
و نشونه هاي رايج ديگه وقتي که يه نفر داره آزارش ميده

00:49:39.380 --> 00:49:42.140
و هيشکي مثل شما اون رو آزار نميده

00:49:42.140 --> 00:49:45.780
نظرش راجع به اينکه تو خودتو به سايه تبديل ميکني

00:49:45.780 --> 00:49:47.620
و خودتو نامرئي ميکني چيه؟

00:49:49.300 --> 00:49:52.500
من 18 ساله که در خدمت آقاي نورل بودم

00:49:52.500 --> 00:49:55.100
و قبل از اون، من يه جيب بر بودم

00:49:55.100 --> 00:49:57.980
اگه هيچي ياد نميگرفتم قطعاً آدم خنگي بودم

00:49:59.060 --> 00:50:01.460
.اين چيزي نبود که من پرسيدم

00:50:01.460 --> 00:50:04.500
.خب، بيا و چيزايي که ميخواستي ببيني رو ببين

00:50:06.020 --> 00:50:07.460
من چيزي ندارم که قايم کنم

00:50:13.180 --> 00:50:14.900
.اينا خيلي زيبان

00:50:16.860 --> 00:50:19.220
من تلاش ميکنم تا کل کتاب کار قشنگي از آب دربياد

00:50:20.620 --> 00:50:22.260
پس، اينا راه هاي پادشاهن؟

00:50:23.260 --> 00:50:25.220
توسط خود پادشاه کلاغ ها ساخته شدن

00:50:25.220 --> 00:50:28.540
کشوري که پل ها ازش رد ميشن چه کشوريه؟

00:50:28.540 --> 00:50:29.860
.نميدونم

00:50:31.780 --> 00:50:33.660
نظر تو چيه، جادوگر؟

00:50:40.540 --> 00:50:42.140
فک کنم جهان پريان باشه

00:50:44.780 --> 00:50:46.180
انجام جادوش سخت بود؟

00:50:48.620 --> 00:50:51.780
به يه طلسم آشکارسازي احتياج داري، من از دانکستر استفاده کردم

00:50:51.780 --> 00:50:54.660
و يدونه ديگه براي تجزيه، تا از سطح آينه رد بشي

00:50:54.660 --> 00:50:56.540
متوجه ميشي؟_
بله، قربان_

00:50:59.380 --> 00:51:02.140
اين سرزمين ها هميشه اونجا بودن؟

00:51:02.140 --> 00:51:04.140
.فک کنم

00:51:04.140 --> 00:51:06.980
خب، چرا جادوگرا نتوستن برن سراغشون؟

00:51:06.980 --> 00:51:10.700
اين راه ها همگي بسته شده بودن
پشت آينه ها پنهان شده بودن

00:51:10.700 --> 00:51:15.580
ولي الآن، يه چيزي اتفاق افتاد و اون ها رو دوباره باز کرد

00:51:15.580 --> 00:51:19.460
حالا، جادويي بيش از اون چيزيکه من و شما درک ميکنيم تو انگلستان وجود داره

00:51:19.460 --> 00:51:20.860
فک کنم اين درسته

00:51:23.780 --> 00:51:25.300
وقتش نيست چيلدرمس

00:51:25.300 --> 00:51:28.620
که خدمت به گيلبرت نورل رو تموم کني و به من بپيوندي؟

00:51:28.620 --> 00:51:31.180
.ديگه از اين خدمتکار ارباب بازيا وجود نخواهد داشت

00:51:31.180 --> 00:51:33.260
.تو دستيار و دانش آموز من ميشي

00:51:36.140 --> 00:51:38.220
ممنونم آقا. ممنونم

00:51:39.540 --> 00:51:42.900
.ولي کار من و آقاي نورل هنوز با هم تموم نشده

00:51:42.900 --> 00:51:46.300
.و همچنين، فک کنم که من دانش آموز خيلي بدي بشم

00:51:46.300 --> 00:51:47.580
حتي بدتر از شما

00:51:49.740 --> 00:51:51.180
من انقدر بد بودم؟

00:51:54.540 --> 00:51:55.900
.من فقط سوال مي پرسيدم

00:51:55.900 --> 00:51:58.020
اين واقعاً حق يه دانش آموز نيست؟

00:51:58.020 --> 00:52:00.700
،من نميدونم داستان تو و نورل چجوري تموم ميشه

00:52:00.700 --> 00:52:01.940
ولي بهت ميگم چيکار ميکنم

00:52:03.580 --> 00:52:07.380
اگه تو شکست بخوري و نورل برنده بشه
من خدمت به اون رو تموم ميکنم

00:52:08.580 --> 00:52:09.980
هدف تو رو پيش ميگيرم

00:52:09.980 --> 00:52:12.740
و اون موقع باز دو تا جادوگر در انگلستان باقي خواهد موند

00:52:12.740 --> 00:52:14.420
و دو عقيده ي متفاوت در مورد جادو

00:52:15.620 --> 00:52:18.700
ولي اگه اون ببازه و تو ببري

00:52:18.700 --> 00:52:20.340
.همين کارو بر ضد تو انجام ميدم

00:52:22.620 --> 00:52:23.820
خوبه؟

00:52:31.540 --> 00:52:32.740
.بله

00:52:34.460 --> 00:52:36.100
از صداقتت ممنونم آقا

00:52:36.100 --> 00:52:38.820
اين نورل ئه که دوست داره راز نگهداري کنه، نه من

00:52:40.060 --> 00:52:43.020
به علاوه، من چيزي بهت نگفتم که تو کتابم نبوده باشه

00:52:43.020 --> 00:52:45.660
در عرض يک ماه، تمام مردان زنان و کودکان اين سرزمين

00:52:45.660 --> 00:52:49.500
ميتونه بخونتش و نظر خودشو راجع بهش بده

00:52:49.500 --> 00:52:51.060
که همينطوري هم بايد باشه

00:52:51.060 --> 00:52:54.500
راجع به اون قربان، فک کنم بايد مراقب باشيد

00:52:54.500 --> 00:52:56.340
مراقب چي؟

00:52:56.340 --> 00:52:58.340
مراقب کتابتون آقا

00:52:58.340 --> 00:53:01.100
منظورت چيه؟_
داره تلاش ميکنه متوقفش کنه_

00:53:02.100 --> 00:53:03.740
چجوري؟

00:53:03.740 --> 00:53:05.420
به هر طريقي که ميتونه، به گمونم

00:53:05.420 --> 00:53:06.740
خدا لعنتش کنه

00:53:09.020 --> 00:53:11.260
!خدا لعنتش کنه

00:53:11.260 --> 00:53:13.620
مگه من چي کارش کردم،چيلدرمس؟

00:53:13.620 --> 00:53:16.420
من به جز اينکه باهاش صادق و خوش برخورد باشم چيکارش کردم؟

00:53:17.580 --> 00:53:20.260
.اين کتاب بايد چاپ بشه به ياد و احترام همسرم

00:53:20.260 --> 00:53:23.460
آقاي استرنج_
خدا لعنتش کنه_

00:53:23.460 --> 00:53:24.660
!نه

00:53:26.460 --> 00:53:27.500
!احمق لعنتي

00:53:32.380 --> 00:53:36.300
آقاي نورل! آقاي نورل

00:53:36.300 --> 00:53:38.420
!اين شاگرد و دوست سابق شماست

00:53:38.420 --> 00:53:40.220
...آقاي نورل خونه نيستن آقا

00:53:43.100 --> 00:53:45.860
آقاي نورل! اين چيه؟
به کتاب من خصومت ميورزي

00:53:45.860 --> 00:53:48.700
کتاب شما چاپ نخواهد شد آقا. ما اجازه نميديم

00:53:48.700 --> 00:53:51.460
چرا؟ مشکلش چيه؟ منو به حال خودم بذار

00:53:51.460 --> 00:53:53.540
فک نميکني به اندازه ي کافي منو اذيت کردي؟

00:53:53.540 --> 00:53:55.860
فک نميکني به اندازه ي کافي آقاي نورل رو اذيت کردي؟

00:53:55.860 --> 00:53:58.780
چه اذيتي؟ من ازش التماس کردم، هر چي که داشتم رو پيشکش کردم

00:53:58.780 --> 00:54:01.300
تا به زنم همونطور که به ليدي پل کمک کرد، کمک کنه

00:54:01.300 --> 00:54:03.300
من درخواست کردم آقا، تحت هر شرايطي

00:54:03.300 --> 00:54:06.900
کمکم کنه زنم رو برگردونم، و اون حتي پاسخ نداد

00:54:10.020 --> 00:54:11.540
اون جادو چي بود؟

00:54:13.420 --> 00:54:14.860
چرا بهم نميگه؟

00:54:16.140 --> 00:54:17.820
.ميدونم چرا

00:54:17.820 --> 00:54:19.180
!ميدونم چرا

00:54:30.780 --> 00:54:32.180
!شارلاتان

00:54:34.740 --> 00:54:36.380
!تو دوست من نيستي

00:54:36.380 --> 00:54:38.780
هي، دزد_
بگيرينش_

00:54:41.940 --> 00:54:43.380
.رو پات وايسا

00:55:12.540 --> 00:55:13.740
.مرلين

00:55:16.340 --> 00:55:17.620
اومدم بهت کمک کنم

00:55:18.900 --> 00:55:21.340
بدترين چيزا داره بر ضدت انجام ميشه

00:55:21.340 --> 00:55:24.460
اونا قصد دارن به خاطر وارد شدن به خونه ي  نورل احضارت کنن

00:55:25.700 --> 00:55:27.580
.ميگن من بل رو کشتم

00:55:27.580 --> 00:55:30.220
ميگن که اگه بتونن با قوانين مدرن يه اتهام پيدا کنن

00:55:30.220 --> 00:55:32.820
ميخوان نقشه بکشن که قتل توسط جادوگري رو گردنت بندازن

00:55:35.140 --> 00:55:36.580
پس، ميخواي چي کار کني؟

00:55:38.300 --> 00:55:40.460
.بايد يه پري احضار کنم

00:55:40.460 --> 00:55:42.700
.فک نکنم اين با توجه به وضعيتي که داري فکر خوبي باشه

00:55:42.700 --> 00:55:45.540
تو اشتباه ميکني
تو با خودت فک ميکني که آيا همچين چيزي امکان پذيره

00:55:46.740 --> 00:55:49.900
عقيده ي قبول شده اينه که پري ها ديگه به انگلستان سر نميزنن

00:55:51.180 --> 00:55:53.940
ولي من بهت ميگم، يکيشون اونجا بود (پيش پادشاه) تو قصر ويندسور

00:55:55.220 --> 00:55:58.220
هيچ جادوگري، در هيچ عصري، نميتونست به اندازه ي يه پري بهم کمک کنه

00:55:59.660 --> 00:56:01.900
من هر طلسمي که بلد بودمو امتحان کردم، اينو و اون

00:56:01.900 --> 00:56:03.780
هيچي به نظر کار نميکنه

00:56:03.780 --> 00:56:06.100
.ولي بعد بهش فک کردم

00:56:06.100 --> 00:56:08.500
من پري رو نديدم

00:56:08.500 --> 00:56:11.340
سختيش به همينه، ديدنشون و شنيدشون

00:56:11.340 --> 00:56:15.060
ولي باز با اين حال يکيشون اونجا بود که
 اون (پادشاه) به وضوح مشاهده ميکرد

00:56:15.060 --> 00:56:17.500
چرا اون ميتونست، ولي من نه؟

00:56:17.500 --> 00:56:20.460
.مرلين، بذار من تو رو از اينجا بيرون بيارم

00:56:20.460 --> 00:56:22.820
.خيلي مهمه که اين کارو انجام بدم، گرنت

00:56:24.380 --> 00:56:27.220
خب، اين يارو يه جادوگر بود؟

00:56:27.220 --> 00:56:30.420
نه، نه. اون مرد فقط... ديوونه بود

00:56:36.060 --> 00:56:39.020
خب، کاري که الآن بايد بکنيم اينه که تو رو از اينجا بياريم بيرون

00:56:39.020 --> 00:56:41.580
ما از آقاي ولينگتون درخواست کمک ميکنيم

00:56:41.580 --> 00:56:44.500
آقا، اين درو باز کن
 اين يکي از مردان دوک ولينگتون ئه

00:56:47.380 --> 00:56:49.140
.اون نميذاره اينطوري بهت تهمت بزنن

00:56:49.140 --> 00:56:52.220
ولي باز با اين حال، ديوانگي مفهوم خيلي عجيبي نيست

00:56:52.220 --> 00:56:54.460
.به جادوگران دوران طلايي فکر کن

00:56:54.460 --> 00:56:56.500
اونا نزديک به پري ها بودن

00:56:56.500 --> 00:56:58.860
...توي وحشيگري، جنون

00:56:58.860 --> 00:57:00.700
شايد من زيادي رام هستم

00:57:00.700 --> 00:57:02.260
!آقاي استرنج، گوش کن

00:57:02.260 --> 00:57:06.140
ولي چجوري آدم ديوانگي رو در خودش به وجود مياره؟

00:57:06.140 --> 00:57:07.780
.شايد بايد برم پرسه زني

00:57:07.780 --> 00:57:10.860
.شايد صحرا و بيابون من رو ديوانه کنه

00:57:10.860 --> 00:57:14.740
.فک کنم درست زدي به هدف، گرنت
کتابم تموم شده

00:57:14.740 --> 00:57:16.820
.لندن بر ضد منه

00:57:16.820 --> 00:57:19.580
وقتشه که همون جادوگري بشم که قرار بود بشم

00:57:19.580 --> 00:57:23.060
مرلين، تو نميتوني بگي که ميخواي عمداً يه... يه مجنون بشي

00:57:23.060 --> 00:57:25.020
اينطوري فقط به دشمن هات کمک ميکني

00:57:25.020 --> 00:57:28.140
.چيزيکه الآن بايد انجام بشه اينه که تو رو از اينجا بيرون بياريم

00:57:28.140 --> 00:57:29.820
آقا

00:57:29.820 --> 00:57:32.260
گالر؟گالر؟

00:57:33.260 --> 00:57:35.180
يالا بيا، مرد

00:57:35.180 --> 00:57:36.700
اين درو باز کن

00:57:36.700 --> 00:57:38.980
حواست رو جمع کن، دو بار، مرد. يالا

00:57:40.620 --> 00:57:42.380
يالا مرد، دو بار

00:57:48.620 --> 00:57:49.820
مرلين؟

00:57:49.820 --> 00:57:51.740
!زنداني نيست. نگهبان ها

00:57:52.900 --> 00:57:56.460
جادوگر فرار کرده. نگهبان ها، زندان رو بگرديد

00:57:56.460 --> 00:57:58.180
تکون بخور، تکون بخور

00:57:59.600 --> 00:58:19.600
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:58:19.624 --> 00:58:41.624
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.