﻿WEBVTT

00:00:13.575 --> 00:00:15.934
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

00:00:16.037 --> 00:00:23.037
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:33.010 --> 00:00:35.930
‫بار چندمتـه؟ از خاک و خل بیرون بیا.

00:00:36.430 --> 00:00:37.510
‫ببخشید خواهر.

00:00:41.890 --> 00:00:45.980
‫یه روزی کنجکاویت تو رو به مسیری می‌کشونه که
‫دیگه نمی‌تونی ازش خارج بشی.

00:00:55.660 --> 00:00:58.660
‫«و به هنگام شب در آنی خواهی مرد.

00:00:59.830 --> 00:01:05.420
‫چشمانش بر منش انسان‌های فانیست.
‫تمام قدم‌هایشان را می‌بیند.»

00:01:07.460 --> 00:01:11.590
‫و این یک امتیاز منفی برای دیر اومدن
‫ کلوین اونز.

00:01:13.880 --> 00:01:16.220
‫خب، کجا بودیم؟

00:01:16.220 --> 00:01:17.760
‫«هیچ سایه‌ی عمیقی نیست،

00:01:17.760 --> 00:01:20.850
‫هیچ تاریکی مطلقی که
‫بدکاران بتوانند در آن مخفی شوند.

00:01:20.850 --> 00:01:24.310
‫خداوند نیازی به بررسی بیشتر انسان‌ها ندارد، که

00:01:20.918 --> 00:01:22.518
‫[ درس انجیل ]

00:01:22.574 --> 00:01:23.774
‫[ جزوه‌ی شیمی ]

00:01:24.310 --> 00:01:26.770
‫ آن‌ها برای قضاوت نزد او خواهند آمد.»

00:01:27.810 --> 00:01:29.440
‫لطفاً به تخته نگاه کنید.

00:01:29.440 --> 00:01:33.990
‫در آیه آمده که «خداوند خالق همه‌چیز است.»

00:01:34.570 --> 00:01:36.280
‫ببخشید مزاحم کلاس می‌شیم خواهر بث ان.

00:01:37.110 --> 00:01:38.110
‫بچه‌ها.

00:01:38.110 --> 00:01:40.620
‫همین الان جلسه‌مون با اسقف تموم شد.

00:01:40.620 --> 00:01:42.990
‫آقا و خانم اسمیت آماده‌ن که ببرنش خونه.

00:01:42.990 --> 00:01:43.950
‫جرمایا،

00:01:43.950 --> 00:01:47.830
‫دو تا آدم خاص دوباره اومدن که ببیننت.

00:01:52.500 --> 00:01:53.550
‫سلام کن.

00:01:53.550 --> 00:01:56.510
‫جرمایا. سلام. بیا بیرون قدم بزنیم.

00:01:56.510 --> 00:01:57.590
‫- ممنونم.
‫- رحمت خدا بر شما.

00:02:00.260 --> 00:02:01.850
‫به انجیل‌هاتون نگاه کنید.

00:02:08.640 --> 00:02:11.860
‫«خداوند خالق همه‌چیز است.»

00:03:14.757 --> 00:03:17.290
‫« درس‌های شیمی »
‫« فصل اول: قسمت هفتم »

00:03:27.686 --> 00:03:30.200
- ‫[ ستون‌های امید، شمع عبادت ]
- ‫خیلی‌خب پسرا. پرش کنید.

00:03:34.980 --> 00:03:36.400
‫همین سفارش برای هفته‌ی بعد؟

00:03:36.400 --> 00:03:38.900
‫اگه بتونید کار رو دوبرابر کنید،
‫مطمئن میشم براتون بصرفه باشه.

00:03:38.900 --> 00:03:39.940
‫ممنونم.

00:03:40.860 --> 00:03:43.740
‫مراقب باش. مشروب رو نریزی.
‫اسقف ما رو می‌کشه.

00:03:45.530 --> 00:03:47.490
‫- هی، یه ظرف خالی دیگه بده.
‫- باشه.

00:03:48.410 --> 00:03:49.410
‫اینو به عنوان صافی استفاده کن.

00:03:50.290 --> 00:03:51.750
‫بطری‌ها رو وقتی پر شدن می‌ذاریم اونجا.

00:03:54.710 --> 00:03:57.210
‫اوه، کلوین. اینجایی.

00:03:57.710 --> 00:04:00.550
‫همه از کاری که این پایین می‌کنی
‫حسابی خوش‌شون اومده.

00:04:01.300 --> 00:04:03.340
‫فکر می‌کنم وقتشه که تولید رو زیاد کنیم.

00:04:03.340 --> 00:04:04.510
- ‫نشانگر دمائـه که اوردین؟
- ‫آره، همون که گفتی.

00:04:06.510 --> 00:04:07.510
‫عالیـه.

00:04:08.430 --> 00:04:10.140
‫خب، دیگه چی می‌خوای؟

00:04:13.560 --> 00:04:15.270
‫اونو بذار اینجا. مراقب باش.

00:04:17.110 --> 00:04:18.650
‫از دستت درش بیار.

00:04:44.930 --> 00:04:46.590
‫بذارش روی اجاق دومی.

00:04:53.850 --> 00:04:56.480
‫- داریم جا کم میاریم.
‫- آره، جعبه‌های بیشتری می‌خوایم.

00:05:02.530 --> 00:05:04.950
‫- لعنتی، لیموزینـه!
‫- با ادب باش.

00:05:08.370 --> 00:05:09.490
‫کادیلاکـه!

00:05:10.290 --> 00:05:13.620
‫شرط می‌بندم بازیکن حرفه‌ای بیسبالـه
‫یا ستاره‌ی سینما‌.

00:05:30.720 --> 00:05:32.020
‫فکر می‌کنی برای چی اینجاست؟

00:05:32.600 --> 00:05:35.140
‫خودت رو گول نزن.
‫شرط می‌بندم به خاطر من اومده.

00:05:35.140 --> 00:05:36.480
‫تو خواب ببینی.

00:06:16.100 --> 00:06:17.100
‫کلوین.

00:06:21.520 --> 00:06:25.610
‫کلوین، می‌خواستم چند لحظه وقت بذاریم که
‫در مورد آینده‌ت صحبت کنیم.

00:06:25.610 --> 00:06:28.860
‫تو برای من خیلی با ارزش شدی و
‫به خاطر این باید پاداش بگیری.

00:06:29.410 --> 00:06:32.870
‫برای همینـه که از
‫ بار کار‌های روزانه آزادت می‌کنم.

00:06:35.910 --> 00:06:36.910
‫چیزی شده؟

00:06:40.040 --> 00:06:41.790
‫اون مردی که امروز اومد کی بود؟

00:06:42.880 --> 00:06:47.130
‫حس می‌کردم که به خاطر من اومده.

00:06:49.010 --> 00:06:51.760
‫تو باعث شدی که بیاد اینجا.

00:06:51.760 --> 00:06:55.390
‫می‌دونستم. اون پدرمـه، مگه نه؟

00:06:55.390 --> 00:06:56.470
‫متاسفم کلوین.

00:06:58.180 --> 00:07:01.150
‫همه‌چی رو درباره‌ت بهش گفتم و اون دیدت.

00:07:03.270 --> 00:07:04.480
‫ولی تو رو نمی‌خواد.

00:07:06.860 --> 00:07:08.030
‫ببخشید کلوین.

00:07:09.740 --> 00:07:12.570
‫ولی اگه باهاش حرف بزنم چی؟

00:07:12.570 --> 00:07:13.740
‫- می‌فهمه که من...
‫- نه.

00:07:14.660 --> 00:07:17.370
‫ببین، برای من با ارزش‌تر از اینی که

00:07:18.040 --> 00:07:23.130
‫بذارم پیش اون آدم‌های خودخواه و سنگ‌دل باشی.

00:07:25.040 --> 00:07:28.760
‫همین که خرابی اون‌ها رو در درونت داری،
‫به اندازه‌ی کافی بد هست.

00:07:29.618 --> 00:07:31.164
‫این که بارش رو قراره به دوش می‌کشی.

00:07:31.165 --> 00:07:33.930
‫مهم نیست که چقدر کارت خوب باشه،
‫یا این‌که چقدر سخت تلاش کنی.

00:07:47.110 --> 00:07:49.860
‫سعی کنید طبیعی ولی برجسته باشید.

00:07:49.860 --> 00:07:51.610
‫چقدر قراره طول بکشه؟

00:07:51.610 --> 00:07:53.160
‫خوب نمیشه یکی با کل آزمایشگاه بگیریم؟

00:07:53.160 --> 00:07:55.780
‫تو فقط کاری کن که جلوی اون حرومزاده‌ها

00:07:55.780 --> 00:07:58.330
‫تو تیم جی‌پی‌ال مدال تنیس بگیریم.

00:07:59.040 --> 00:08:01.210
‫- بذار دکتر اونز کارش رو بکنـه.
‫- چشم جناب.

00:08:01.210 --> 00:08:03.960
‫سیم‌های اون دستگاه الکتروفورز جابه‌جاست.

00:08:03.960 --> 00:08:05.380
‫نه. فکر نمی‌کنم...

00:08:05.380 --> 00:08:07.840
‫دکتر اونز یکم به چپ خم شید.
‫تو عکس داره سایه میوفته.

00:08:07.840 --> 00:08:09.210
- ‫مطمئنم که چک کردم.
- ‫لعنت بهتون!

00:08:12.930 --> 00:08:16.140
‫این نمونه‌ها بدرد نخورن.
‫این جوری نمیشه کار کرد.

00:08:16.140 --> 00:08:19.850
‫خیلی آدم اینجاست، خیلی سر و صدا،
‫خیلی حواس‌پرتی هست که لازم نیست اینجا باشن.

00:08:19.850 --> 00:08:22.060
‫- دکتر اونز بهتون اطمینان میدم...
‫- کاملاً حق با توئـه.

00:08:22.890 --> 00:08:23.900
‫بهم بگو چی می‌خوای.

00:08:23.900 --> 00:08:26.270
‫من فضای خودم رو می‌خوام.
‫نه شیمیستی باشه، نه متخصص آزمایشگاهی.

00:08:26.270 --> 00:08:30.030
‫هیچکدوم از این چیزا رو نمی‌خوام.
‫من سکوت می‌خوام.

00:08:30.030 --> 00:08:32.780
‫تا وقتی که از بوستون برگردی،
‫همه‌ی این چیز‌ها حل میشه.

00:08:33.400 --> 00:08:34.660
- ‫رابرت مطمئن شو که انجام بشه.
- ‫بله جناب.

00:08:36.200 --> 00:08:39.290
‫هیستینگز رو سربند کن و بعد سریع برگرد.

00:08:39.290 --> 00:08:42.450
‫شهرت فقط تا زمانی ادامه داره که
‫بهشون چیزی برای نوشتن بدی.

00:08:46.710 --> 00:08:49.880
‫پس می‌بینید که تمام موجودات زنده‌ی کره‌ی ما،

00:08:49.880 --> 00:08:54.470
‫از گلسنگ‌ها گرفته تا موش‌ها و تا دانشجویان هاروارد،

00:08:54.970 --> 00:08:59.350
‫پروتئین‌هاشون رو از
‫ 20 مجموعه آمینو اسید مشخص تشکیل میدن.

00:09:00.350 --> 00:09:04.310
‫آر‌ان‌ای و دی‌ان‌ای شاید
‫ فقط شامل 4 نوکلئوتید بشن،

00:09:04.310 --> 00:09:11.230
‫ولی پروسه‌های پرهرج و مرج‌شون نشون میده که

00:09:11.230 --> 00:09:16.360
‫زندگی از جایگشت‌های تصادفی بی‌نهایت ساخته میشه،
‫نه از مجموعه‌ی ثابت و موثر آمینو.

00:09:21.450 --> 00:09:22.450
‫ممنونم.

00:09:28.880 --> 00:09:29.880
‫ممنونم.

00:09:30.460 --> 00:09:31.460
‫ممنون.

00:09:54.070 --> 00:09:57.110
‫دکتر اونز عزیز،
‫من پیش‌زمینه‌ای در شیمی ندارم.

00:09:57.110 --> 00:10:00.740
‫و با این حال بعد از شنیدن سخنرانی‌تون،
‫احساس کردم که باید براتون نامه بنویسم.

00:09:58.994 --> 00:10:00.994
‫[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫دکتر کلوین اونز ]

00:10:01.240 --> 00:10:05.290
‫به نظر من کار شما شگفت‌انگیزه.
‫در واقعاً حتی شورانگیز.

00:10:06.040 --> 00:10:08.960
‫ولی فکر می‌کنم در تحقیقات‌تون از راز‌های الهی

00:10:08.960 --> 00:10:10.040
‫چشم پوشی کرده.

00:10:13.050 --> 00:10:16.550
‫اگه خدا زایش بی‌اختیار باشه چی؟

00:10:16.550 --> 00:10:20.430
‫اگه ارتباط نوکلئوتید‌ها و پیداش هستی،

00:10:20.430 --> 00:10:24.640
‫نیرویی باشه که علم قادر به توصیفش نیست، چی؟

00:10:24.937 --> 00:10:26.530
‫[ آزمایشگاه شیمی ]

00:10:25.230 --> 00:10:28.560
‫من هم در علاقه‌ به زیر سوال بردن
‫ باور‌های عمومی با شما شریکم.

00:10:28.560 --> 00:10:30.560
‫با احترام، کرتیس ویکلی.

00:10:30.560 --> 00:10:32.940
‫اونو می‌تونید بذارید رو میز اونجا. ممنون.

00:10:42.620 --> 00:10:45.250
‫جناب ویکلی عزیز، کشیش ویکلی؟

00:10:44.382 --> 00:10:45.350
‫[ مدرسه‌ی الهیات هاروارد ]

00:10:45.250 --> 00:10:48.290
‫مطمئن نیستم که لقب کشیش
‫کی به شما تعلق می‌گیره.

00:10:48.290 --> 00:10:51.330
‫برای شفافیت بحث نیازه بگم که
‫من یک آتئیست قاطع هستم.

00:10:52.040 --> 00:10:56.170
‫ولی بدون درنظر گرفتن دیدگاه‌های شخصی،
‫فقط یک انسان نابکار می‌تونه

00:10:56.170 --> 00:10:59.880
‫پس‌چهره‌ی تقسیم سلولی یک کروموزوم رو ببینه و

00:10:59.880 --> 00:11:02.510
‫هنوز باور داشته باشه که مرد ریشوی قدرتمندی در

00:11:02.510 --> 00:11:04.390
‫آسمان به این شکل طراحیش کرده.

00:11:05.970 --> 00:11:08.100
‫ولی لطفاً، می‌تونید منو متقاعد کنید.

00:11:08.100 --> 00:11:10.440
‫من هیچوقت از مباحثه‌ها‌ی خوب فراری نبودم.

00:11:11.020 --> 00:11:12.560
‫با احترام، کلوین اونز.

00:11:15.480 --> 00:11:18.700
‫دکتر اونز عزیز، از پاسخ‌تون متشکرم.

00:11:19.320 --> 00:11:22.030
‫من هیچوقت فرصت لذت بردن از
‫مشاهده‌ی تقسیم سلولی کروموزوم رو نداشتم،

00:11:22.030 --> 00:11:24.080
‫پس بر تعصب خودم اعتراف می‌کنم.

00:11:26.830 --> 00:11:28.750
‫ولی من باور دارم که مواضع عرفانی و

00:11:28.750 --> 00:11:31.790
‫طبیعی از نظر اساس با هم مغایرت ندارن.

00:11:32.670 --> 00:11:38.420
‫جوری که من می‌بینمش،
‫علم، چگونگیـه و دین چرایی.

00:11:47.350 --> 00:11:48.980
‫به جای بحث کردن در مورد این موضوع،

00:11:48.980 --> 00:11:51.690
‫فکر کردم بهتره که کار رو
‫به چارلز داروین بسپرم،

00:11:51.232 --> 00:11:54.190
‫[ خاستگاه گونه‌ها و تبار انسان ]

00:11:51.690 --> 00:11:55.860
‫کسی که ثابت کرد علم هم چگونگی
‫و هم چراییـه.

00:11:59.900 --> 00:12:02.320
‫صدا رو می‌شنوی؟ صدای آهنگ چارلی پارکره؟

00:12:02.320 --> 00:12:06.410
‫آره، دشمن خونی من.
‫اون یکی چارلی زندگیت.

00:12:06.410 --> 00:12:08.830
‫عشقم، اصلاً مسابقه‌ای در کار نیست.

00:12:10.870 --> 00:12:12.370
‫اینا هم سلیقه‌شون خوبه.

00:12:17.710 --> 00:12:19.130
‫احتمالاً صدای آهنگ نمی‌ذاره بشنون.

00:12:27.890 --> 00:12:29.810
‫هر، باید برگردیم.

00:12:29.810 --> 00:12:30.890
- ‫مزخرف نگو.
- ‫نه، اون سفید پوستـه...

00:12:33.390 --> 00:12:35.650
‫آره سفید‌پوستم. چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:12:36.730 --> 00:12:38.440
‫به شوگر هیل خوش اومدی همسایه.

00:12:41.070 --> 00:12:42.070
‫مرسی.

00:12:44.320 --> 00:12:45.320
‫بیاین تو.

00:12:53.790 --> 00:12:55.830
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

00:12:58.130 --> 00:12:59.130
‫خب...

00:13:02.130 --> 00:13:03.630
‫پارکر بود که گذاشته بودی؟

00:13:04.220 --> 00:13:07.350
‫اوه آره، گوشات خوب کار می‌کنن.
‫راستش رو طرف دوم دیسکـه.

00:13:08.100 --> 00:13:12.480
‫تک آهنگ دان بایس. بیا. بگیرش. گوشش بده.

00:13:13.560 --> 00:13:14.770
‫نمی‌تونم قبول کنم.

00:13:14.770 --> 00:13:16.900
‫فقط وقتی اینو میگه که
‫قراره قطعاً اون کار رو بکنـه.

00:13:18.940 --> 00:13:23.900
‫نمی‌خوام دخالت کنم، ولی
‫چطور شده که اینجایی؟

00:13:24.650 --> 00:13:27.950
‫اینجا رو وقتی داشتم می‌دویدم پیدا کردم.

00:13:28.870 --> 00:13:29.950
‫برای چی می‌دویدی؟

00:13:31.490 --> 00:13:36.040
‫معمولی می‌دویدم. برای ورزش.

00:13:38.080 --> 00:13:39.790
‫احتمالاً ادا اصول سفید‌پوست‌هاست.

00:13:41.420 --> 00:13:44.880
‫از اینجا تا محل کارم 8 کیلومتر فاصله‌ست، پس...

00:13:44.880 --> 00:13:48.720
‫این کاری که 8 کیلومتر فاصله داره،
‫آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگزه؟

00:13:48.720 --> 00:13:50.430
‫آره. من اونجا شیمیستم.

00:13:51.640 --> 00:13:53.810
‫شما چیکار می‌کنید؟

00:13:53.810 --> 00:13:55.770
‫من توی بیمارستان کایزر کارآموز پزشکیم.

00:13:56.850 --> 00:13:57.850
‫آره.

00:14:00.020 --> 00:14:03.610
‫منم تو دفتر هالیس، موریسون و
‫ داگلاس کمک‌یار حقوقی‌ام.

00:14:05.700 --> 00:14:07.280
‫این عالیـه.

00:14:07.280 --> 00:14:11.160
‫عالیه. من... آره. می‌دونید من...

00:14:11.740 --> 00:14:15.250
‫درباره‌ی من یه خبر نوشتن،
‫و از اون موقع،

00:14:15.250 --> 00:14:17.080
‫و از اون موقع کلی نامه دریافت کردم..

00:14:17.080 --> 00:14:20.960
‫تهدید‌های مذهبی، پیشنهادات ازدواج.

00:14:20.960 --> 00:14:25.050
‫مردمی که تظاهر می‌کنن خانوادمن،
‫با این‌که پدر مادرم مردن.

00:14:25.970 --> 00:14:30.470
‫انگار شیمیست بودن رو
‫ با راکفلر بودن اشتباه گرفتن.

00:14:31.550 --> 00:14:34.600
‫چه کاری...می‌تونی... نمی‌دونم.
‫می‌تونی کمک کنی تو این موضوع؟

00:14:34.600 --> 00:14:37.190
‫اول از همه بگم،
‫ من کمک‌یار قانونیم، وکیل نیستم.

00:14:37.190 --> 00:14:39.190
‫باهوش‌ترین وکیلی که به عمرت قراره ببینی.

00:14:40.100 --> 00:14:42.820
‫ولی به نظر من که پیشنهاد حقوقی نیست،

00:14:44.070 --> 00:14:47.320
‫خب، می‌تونیم نامه‌های جداگانه توقف و
‫ انصراف بنویسیم.

00:14:48.200 --> 00:14:49.110
‫آره!

00:14:49.610 --> 00:14:53.830
‫کاملاً مایلم که متوقف بشن و
‫بعد انصراف بدن.

00:14:55.410 --> 00:14:56.410
‫باشه.

00:14:57.660 --> 00:14:59.620
‫دوست دارم با منشی جدیدم آشنا بشید...

00:14:59.620 --> 00:15:01.710
‫- خب، سلام همگی.
‫- سلام گریسی.

00:15:03.630 --> 00:15:06.670
‫پس تو دختری هستی که
‫هری مورتون دنبالشـه.

00:15:07.670 --> 00:15:09.260
‫گریسی، ایشون منشی هریـه.

00:15:09.840 --> 00:15:12.220
‫جدی؟ خب خیلی احمقی که دنبالشی.

00:15:12.220 --> 00:15:13.300
‫این خیلی خوشگل‌تره.

00:15:25.190 --> 00:15:26.990
‫- جدی؟
‫- یه‌هفته‌ست که

00:15:26.990 --> 00:15:27.900
‫باهات صحبت نکرده،

00:15:27.900 --> 00:15:29.650
‫احتمالاً فکر کرده که مُردی.

00:15:30.450 --> 00:15:32.160
‫اون زن رفتاراش همینـه.

00:15:32.160 --> 00:15:35.490
‫وقتی آماده باشم بهش زنگ می‌زنم. ببخشید.

00:15:35.490 --> 00:15:36.540
‫جواب پیش منـه.

00:15:36.540 --> 00:15:38.580
‫- جواب پیش منـه.
‫- منم همینطور.

00:15:41.170 --> 00:15:42.170
‫جواب رو گرفتم.

00:15:42.170 --> 00:15:44.250
‫به دکتر زنگ بزن.

00:15:44.750 --> 00:15:47.260
‫می‌بینی. نه!

00:15:54.720 --> 00:15:57.470
‫دکتر اونز عزیز، از هدیه‌تون متشکرم.

00:15:58.180 --> 00:15:59.310
‫من از مطالعه کتاب لذت بردم و

00:15:59.310 --> 00:16:02.770
‫دخترم دائم از من می‌دزدتش که
‫تصاویر پرنده‌ها رو رنگ کنه.

00:16:04.060 --> 00:16:07.110
‫با این‌که فکر نمی‌کنم داروین قصد نداشته که

00:16:07.110 --> 00:16:09.440
- ‫بزرگترین اثرش به ‫ عنوان کتاب
رنگ‌آمیزی استفاده بشه، - ‫[ علم ]

00:16:09.440 --> 00:16:11.610
‫خوش‌حالم که کل خانواده دارن ازش استفاده می‌کنن.

00:16:12.950 --> 00:16:14.870
‫شما خودتون بچه دارید؟

00:16:14.870 --> 00:16:18.200
‫عصبانیت‌های جزئی و آسیب به وسایل به کنار،

00:16:18.200 --> 00:16:19.120
‫من بچه‌دار شدن رو پیشنهاد می‌کنم.

00:16:20.040 --> 00:16:21.330
‫در جواب سوال‌تون،

00:16:21.330 --> 00:16:25.250
‫من همسر، کودک و هیچ تعهدی ندارم.

00:16:25.250 --> 00:16:27.880
‫من با شغلم ازدواج کردم و همین رو ترجیح میدم.

00:16:30.010 --> 00:16:32.380
‫اگه یه موضوع باشه که درش من و
‫داروین توافق نظر داریم،

00:16:32.380 --> 00:16:34.720
‫اینه که انسان برای تنها زیستن آفریده نشده.

00:16:35.220 --> 00:16:37.640
‫اطلاع دارید که در کتاب تبار انسان

00:16:37.640 --> 00:16:39.680
‫95 بار به عشق اشاره کرده؟

00:16:39.680 --> 00:16:40.680
‫اوه-اوه.

00:16:40.680 --> 00:16:43.650
‫در معرض قرار دادن آزمایش زندگی‌تون به
‫متغیر‌های خارجی،

00:16:43.650 --> 00:16:47.270
‫می‌تونه نتیجه‌ای رو داشته باشه که
‫شما رو شگفت زده و خوش‌حال کنه.

00:16:48.780 --> 00:16:54.200
‫پس ازتون می‌خوام هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو
‫فعلا از زندگی‌تون حذف نکنید.

00:16:55.240 --> 00:16:56.240
‫فقط غذایی برای ذهن بود رفیق.

00:16:57.950 --> 00:16:59.410
‫ببخشید یکم طول کشید.

00:16:59.910 --> 00:17:04.370
‫توی دستشویی به یه همکار برخوردم.
‫چه اتفاق بامزه‌ای.

00:17:04.370 --> 00:17:05.830
‫چه اتفاقی؟

00:17:06.670 --> 00:17:09.250
‫خب منظورم اینه‌ که
‫ دنیا بعضی وقت‌ها خیلی کوچیک میشه.

00:17:09.920 --> 00:17:13.470
‫این که ببینمش، وقتی منو تو امشب اینجاییم.

00:17:13.470 --> 00:17:17.510
‫بیشتر شبیه یه احتمال عادی آماریـه، نه؟

00:17:17.510 --> 00:17:19.350
‫خب، اکثر افراد،

00:17:19.350 --> 00:17:21.270
‫بین ساعت 6 و 8 شام می‌خورن،

00:17:21.270 --> 00:17:23.690
‫و تو این منطقه فقط چهارتا رستوران هست.

00:17:23.690 --> 00:17:26.020
‫اگه تو و دوستت این دور و بر زندگی کنید،‌ پس...

00:17:26.600 --> 00:17:29.400
‫احتمال تقریباً زیادی هست که بهم بربخورید.

00:17:29.400 --> 00:17:32.650
‫این‌که امشب دیدیش به خاطر کوچک بودن دنیا نیست،

00:17:32.650 --> 00:17:33.990
‫به خاطر قابل پیش‌بینی بودنشـه.

00:17:34.990 --> 00:17:35.990
‫درستـه.

00:17:36.700 --> 00:17:38.450
‫ببخشید. فکر کنم گستاخ بودم.

00:17:38.450 --> 00:17:40.740
‫نه، اصلاً.

00:17:44.580 --> 00:17:47.250
‫خیلی مشتاق بودم وقتی بالاخره زنگ زدی.

00:17:48.040 --> 00:17:50.170
‫لباس معرکه‌ای انتخاب کرده بودم.

00:17:50.170 --> 00:17:52.710
‫ولی خب روش لاک ریختم.

00:17:53.670 --> 00:17:55.930
‫پس این لباس کهنه رو تن کردم.

00:17:56.510 --> 00:17:58.720
‫توی پارچه نمک جوهر سرکه بوده؟

00:18:00.600 --> 00:18:01.560
‫مطمئن نیستم.

00:18:01.560 --> 00:18:03.850
‫چون اگه داشته باشه،
‫نباید از استون و آب استفاده کنید.

00:18:03.850 --> 00:18:06.350
‫پارچه رو خراب می‌کنه.
‫همیشه از یه واحد روغن نارگیل،

00:18:06.350 --> 00:18:08.020
‫و یه واحد حلال استفاده کن.

00:18:10.230 --> 00:18:11.440
‫خیلی تاثیرگذار بود.

00:18:12.690 --> 00:18:14.610
‫شاید تو این منطقه 5 تا رستوران باشه.

00:18:17.530 --> 00:18:20.700
‫تاریخچه شخصی ثابت کرده که
‫آزمایش زندگی من با متغیر‌های خارجی

00:18:20.700 --> 00:18:23.370
‫ ترکیب خوبی نمیشه، و

00:18:24.370 --> 00:18:27.540
‫نتایج همیشه بی‌فایده هستن.

00:18:29.290 --> 00:18:31.420
‫یه روزی یکی بهم گفت که من خرابم.

00:18:32.000 --> 00:18:34.840
‫شاید حق با اون‌ها بوده. بهتره تنها باشم.

00:18:38.220 --> 00:18:39.970
‫من رنج رو توی صدات می‌شنوم،

00:18:39.970 --> 00:18:41.140
‫حتی از روی کاغذ.

00:18:41.140 --> 00:18:43.390
‫خیلی متاسفم که کسی همچین چیزی بهت گفته.

00:18:43.390 --> 00:18:44.390
‫من مخالفم.

00:18:45.060 --> 00:18:48.270
‫ولی نمیشه انکار کرد که عشق،
‫این‌که درهای دل‌مون رو براش باز کنیم،

00:18:48.270 --> 00:18:52.070
‫از دست دادنش، کمبودش...
‫همگی ما رو آسیب‌پذیر می‌کنه.

00:18:52.070 --> 00:18:52.980
‫پدر.

00:18:52.980 --> 00:18:55.111
‫در شرایط عادی،
‫ ممکن بود اصرار کنم که ارزشش رو داره.

00:18:55.112 --> 00:18:58.320
‫ولی متاسفانه در این لحظه، در موقعیتی نیستم که
‫در مورد ایمان برای کسی سخنرانی کنم.

00:18:58.320 --> 00:19:00.910
‫دکتر گفت ژاکتت رو بپوشی.

00:19:00.910 --> 00:19:02.240
‫آره.

00:19:02.240 --> 00:19:04.120
‫پدرم سرطان کیسه صفرا داره و

00:19:04.120 --> 00:19:05.160
‫نمی‌خواد که درمان بشه.

00:19:05.790 --> 00:19:08.960
‫تصمیم گرفته با دعا کردن بیماری رو
‫از بدنش دور کنه.

00:19:09.620 --> 00:19:12.880
‫دوست ندارم اینو بگم ولی من از خدا عصبانی‌م.

00:19:13.550 --> 00:19:17.300
‫چطور می‌تونه خدپرست‌ترین بنده‌هاش رو
‫برای حتی نفس کشیدن دچار مشکل کنه؟

00:19:17.300 --> 00:19:19.630
‫در معصومیت او، و برای سوال‌هایی که چرا خدا...

00:19:25.640 --> 00:19:28.770
‫من واقعاً برای شرایط پدرت ناراحت شدم.

00:19:29.810 --> 00:19:31.980
‫من کاغدی از دانشگاه پزشکی ییل پیوست کردم که

00:19:31.980 --> 00:19:35.190
‫یک عامل شیمیایی پیدا کردن که
‫برای بعضی از بیمار‌هایی لنفوم هاجکین،

00:19:35.190 --> 00:19:37.320
‫می‌تونه درمانی موقت باشه.

00:19:40.950 --> 00:19:42.620
‫متاسفم اگه از حدم فراتر رفتم.

00:19:46.120 --> 00:19:47.790
‫از مهربونیت متشکرم.

00:19:48.540 --> 00:19:53.880
‫باید بگم، هرچقدر که من شک داشته باشم، و
‫هرچقدر که تو دربرابر ایمان مقاومت داشته باشی،

00:19:54.960 --> 00:19:57.960
‫نمی‌تونم دوستی‌مون رو به عنوان
‫مدرکی از موجودیت خدا نبینم.

00:19:59.590 --> 00:20:05.510
‫این ارتباط غیرمنتظره؟ خدا همینـه.

00:20:07.560 --> 00:20:10.980
‫امیدوارم که همچنان متغیر‌های ناشناخته رو
‫به زندگیت راه بدی،

00:20:11.900 --> 00:20:13.150
‫چون کلوین،

00:20:13.150 --> 00:20:14.940
‫هیچکس بهتر نیست تنها باشه.

00:20:32.620 --> 00:20:35.080
‫کرتیس، حقیقت رو بگم،

00:20:35.080 --> 00:20:37.500
‫تا الان حرف‌هات رو باور نکرده بودم.

00:20:39.590 --> 00:20:40.920
‫می‌تونم کنارتون بشینم؟

00:20:42.180 --> 00:20:43.260
‫بله می‌تونید.

00:20:44.300 --> 00:20:46.140
‫من کسی رو دیدم.

00:20:46.850 --> 00:20:50.270
‫کسی که انتظارش رو نداشتم.

00:20:53.480 --> 00:20:57.230
کسی ‫که خوشحالی اون بر
‫ اهداف زندگی قبلیم اولویت دارن.

00:21:05.370 --> 00:21:07.740
‫می‌خوام بهش همه‌چی رو بدم.

00:21:07.740 --> 00:21:09.790
‫براش همه‌چی باشم.

00:21:13.960 --> 00:21:17.420
‫اون چطور و چرایی منـه.

00:21:23.170 --> 00:21:25.890
‫کلوین از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شدم و

00:21:26.550 --> 00:21:29.100
‫اینقدر هم متواضع نیستم که
‫نگم مقداریش به خاطر من بوده.

00:21:29.890 --> 00:21:32.600
‫راستی، من هم خبر خوب برای گفتن دارم.

00:21:33.230 --> 00:21:35.480
‫پدرم با درمان موافقت کرده.

00:21:41.320 --> 00:21:43.780
‫ عید تو و فرد خاصت مبارک باشه.

00:21:53.450 --> 00:21:54.910
‫می‌تونم کمک‌تون کنم جناب؟

00:21:55.920 --> 00:21:58.630
‫مطمئن نیستم. فقط دارم قدم می‌زنم.

00:22:00.420 --> 00:22:02.630
‫آره، راستش نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

00:22:02.630 --> 00:22:04.090
‫خب، دوست‌دخترتون چطوریـه؟

00:22:04.670 --> 00:22:09.640
‫دوست‌دخترم نیست. کاملاً یک چیز دیگه‌ست.

00:22:10.760 --> 00:22:13.140
‫خیلی‌خب. این یکی رو ببینید.

00:22:19.400 --> 00:22:22.280
‫این چیزیـه که همه‌ی خانم‌ها
‫ این روز‌ها می‌خوان. بهم اعتماد کنید.

00:22:26.280 --> 00:22:29.030
‫نه، الیزابت چیزی که همه بخوان رو نمی‌خواد.

00:22:29.030 --> 00:22:33.160
‫اون حتی به ازدواج اعتقاد هم نداره.
‫یا حداقل نداشت.

00:22:33.160 --> 00:22:34.250
‫ولی اون برای قبل بود.

00:22:34.250 --> 00:22:36.580
‫خب الان اوضاع فرق داره.

00:22:36.580 --> 00:22:38.500
‫همه‌چی از وقتی هم رو دیدیم متفاوتـه.

00:22:42.880 --> 00:22:45.420
‫ببخشید. نباید این چیز‌ها رو به یه غریبه بگم.

00:22:45.420 --> 00:22:47.180
‫نه، اصلاً اشکالی نداره.

00:22:47.800 --> 00:22:51.220
‫اکثر مرد‌هایی که میان اینجا فقط می‌خوان بدونن
‫ارزون‌ترین و گرون‌ترین حلقه چیه.

00:22:51.220 --> 00:22:53.220
‫احساس می‌کنم شما این طور نیستید.

00:22:56.310 --> 00:22:57.690
‫اون ساده‌‌ست.

00:22:59.020 --> 00:23:00.940
‫نه، چی دارم میگم. ساده نیست.

00:23:00.940 --> 00:23:05.860
‫اون از سادگی لذت می‌بره. از کاربردی بودن.

00:23:07.240 --> 00:23:09.360
‫معمولاً جواهر نمی‌ندازه.

00:23:09.360 --> 00:23:14.410
‫ولی اگه بندازه، چیزی می‌ندازه که
‫پیچیده‌ست ولی واضحـه.

00:23:24.710 --> 00:23:26.130
‫سنگ بزرگی نیست،

00:23:26.130 --> 00:23:29.300
‫ولی این واضح‌ترین الماس مغازه‌مونـه.

00:23:29.300 --> 00:23:30.720
‫بیشترین بند رو هم داره.

00:23:31.220 --> 00:23:33.970
‫بچرخونیدش. می‌بینید که
‫چطور نور رو جذب می‌کنـه.

00:23:36.220 --> 00:23:37.230
‫آره.

00:23:40.690 --> 00:23:41.770
‫آره، این خودشـه.

00:23:50.660 --> 00:23:52.570
‫به این زودی کریسمس رو داری جشن می‌گیری؟

00:24:00.330 --> 00:24:01.460
‫اون چیزه رو...

00:24:02.880 --> 00:24:06.050
‫الان جا خوردی؟
‫امروز خیلی عجیب شدی.

00:24:06.050 --> 00:24:10.590
‫فکر کنم عجیبـه که
‫فکر می‌کنی عجیبم.

00:24:10.590 --> 00:24:14.600
‫خیلی‌خب، خیلی خیلی عجیبی.

00:24:15.600 --> 00:24:17.220
‫زود باشید دیگه اسکروج‌ها.
‫(شخصیت خسیس داستان سرود کریسمس)

00:24:17.220 --> 00:24:20.600
‫اگه تو مراسم سرود وقت ناهار نبینم‌تون،
‫گزارش‌تون رو به بالاسری‌ها میدم.

00:24:24.060 --> 00:24:26.270
‫- بفرمایید.
‫- ترسو.

00:24:38.907 --> 00:24:39.840
‫[ شیش و نیم ]

00:24:39.540 --> 00:24:42.040
‫فکر کردم شاید شش و نیم
‫بتونه رفیق خوبی برای دویدن‌هات باشه.

00:24:43.040 --> 00:24:44.920
‫چونکه من یکی که عمراً باهات بیام بدوم.

00:24:48.840 --> 00:24:50.050
‫معرکه‌ست.

00:24:54.840 --> 00:24:58.350
‫من یه چیز دیگه دارم. چیز کوچیکیـه.

00:25:07.070 --> 00:25:09.150
‫باید بیای پیش من زندگی کنی.

00:25:23.790 --> 00:25:25.880
‫- سلام؟
‫- یه لحظه.

00:25:25.880 --> 00:25:27.040
‫با کلیدم در رو باز کردم.

00:25:31.670 --> 00:25:34.880
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- تمیز کاری می‌کنم.

00:25:35.840 --> 00:25:40.720
‫- تمیز‌کاری؟ چیز خاصی شده؟
‫- یکی داره میاد یه مدت بمونـه.

00:25:40.720 --> 00:25:41.930
‫یه مدت؟

00:25:41.930 --> 00:25:44.350
‫نباید بغلت کنم بیارمت تو خونه؟

00:25:44.350 --> 00:25:46.270
‫نه، اون برای ازدواجـه.

00:25:47.650 --> 00:25:49.690
‫من چنگال خریدم.

00:25:50.400 --> 00:25:52.240
‫معرکه‌ست. چند تا خریدی؟

00:25:52.240 --> 00:25:54.280
‫اونقدری هست که
‫ دو نفر غذای بیرون‌برشون رو بخورن.

00:25:54.280 --> 00:25:56.110
‫- پس، دو تا.
‫- دو تا.

00:25:56.950 --> 00:25:58.370
‫قاشق و چاقو هم خریدی؟

00:25:59.870 --> 00:26:00.870
‫لعنتی.

00:26:02.620 --> 00:26:04.620
‫مشتاق اینم که کتاب‌خونه‌مون رو بزرگ کنیم.

00:26:05.710 --> 00:26:08.330
‫مگه یه آدم چندبار می‌تونه
‫ آرزو‌های بزرگ رو بخونه؟

00:26:08.330 --> 00:26:12.300
‫تو تا الان 79 بار لازانیا درست کردی.

00:26:12.300 --> 00:26:13.760
‫این مقایسه‌ی منصفانه‌ای نیست.

00:26:13.760 --> 00:26:16.470
‫- غذا هردفعه یه مقدار فرق داره.
‫- کتاب خوب هم همینطوره.

00:26:16.470 --> 00:26:19.260
‫- چطور همچین چیزی ممکنه؟
‫- چون کتاب یکسان می‌مونه،

00:26:19.260 --> 00:26:20.180
‫ولی خواننده نه.

00:26:21.310 --> 00:26:23.850
‫خب بهم نگفته‌ بودی کتاب جادوییـه.

00:26:23.850 --> 00:26:26.980
‫- راز‌هات رو بهم بگو کتاب جادویی.
‫- نه، فقط با من صحبت می‌کنه.

00:26:26.980 --> 00:26:28.560
‫کتاب منـه.

00:26:30.520 --> 00:26:32.730
‫یه سوال جدید ازت دارم.

00:26:33.400 --> 00:26:36.070
‫چطور جرئت اینو پیدا کردی که خواستگاری کنی؟

00:26:36.070 --> 00:26:39.700
‫من تا الان تو زندگیم درباره‌ی چیزی
‫اینقدر مطمئن نبودم، و

00:26:39.700 --> 00:26:43.240
‫با این حال از ترس فلج شدم.

00:26:43.240 --> 00:26:46.040
‫ترس از این‌ که به درست لحظه‌ای که

00:26:46.040 --> 00:26:49.040
‫ازش بخوام بقیه‌ی عمرش رو با من باشه،
‫طلسم شکسته بشه و

00:26:49.040 --> 00:26:50.630
‫متوجه بشه من براش
‫ به اندازه کافی خوب نیستم.

00:26:50.630 --> 00:26:51.710
‫صبحونه؟

00:26:53.420 --> 00:26:57.430
‫شاید کلیسا بهتر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم عشق و ترس رو

00:26:57.430 --> 00:26:58.590
‫در وجود من تنیده.

00:26:59.550 --> 00:27:03.470
‫کلوین عزیز، بهترین توصیه‌ اینه که
‫خیلی درباره‌ش فکر نکن.

00:27:03.970 --> 00:27:06.560
‫تمام کاری که می‌تونیم تو این کره‌ انجام بدیم
‫اینه که با دست و دل‌بازی عشق بورزیم و

00:27:06.560 --> 00:27:08.900
‫امیدوار باشیم که همون عشق رو به ما بدن.

00:27:08.900 --> 00:27:09.900
‫هیچ‌کدوم‌مون کامل نیستیم.

00:27:09.900 --> 00:27:14.070
‫برای همینـه توی سوگند‌های ازدواج میگن که
‫«در شرایط خوب و شرایط بد.»

00:27:14.610 --> 00:27:17.990
‫کتاب مقدس بهمون میگه که
‫«بیش از همه‌چیز، عمیقاً یک‌دیگر را دوست بدارید.»

00:27:17.990 --> 00:27:20.780
‫چون عشق تعداد زیادی از گناهان رو پوشش میده.»

00:27:21.320 --> 00:27:23.080
‫ولی شاید یه چیزی رو جا انداخته.

00:27:23.080 --> 00:27:28.670
‫برای دادن یا گرفتن عشق واقعی،
‫باید تمام یک نفر رو دوست داشته باشی،

00:27:29.670 --> 00:27:35.550
‫که شامل سخت‌ترین حقایق درباره‌ی اون‌ها میشه.
‫شاید حتی مخصوصا اون حقایق رو.

00:27:35.550 --> 00:27:36.670
‫داری روی خطبه‌ت کار می‌کنی؟

00:27:38.680 --> 00:27:41.970
‫بیشتر خطبه‌ی شخصی‌ برای یه نفره.
‫دارم برای یه دوستی نامه می‌نویسم.

00:27:43.430 --> 00:27:47.680
‫بذار حدس بزنم. مرد بی‌خدای علم؟

00:27:48.230 --> 00:27:50.310
‫همونی که شیمی‌درمانی رو با جمله‌ی

00:27:51.230 --> 00:27:55.530
‫« این روش خداست برای مرمت خلق اصلیش
‫با نابود کردن سلول‌های نافرمان.»

00:27:55.530 --> 00:27:57.440
‫- تو پاچه‌ی من کرد؟
‫- «سلول‌های نافرمان.» آره خودشه.

00:28:03.450 --> 00:28:04.780
‫عجب اتفاقی بود...

00:28:07.000 --> 00:28:09.120
‫زمان‌بندی این دوستی‌تون.

00:28:10.040 --> 00:28:12.000
‫خب «وقتی اتفاقات رخ میدن،

00:28:12.000 --> 00:28:15.210
‫به خارق‌العاده‌ترین روش‌ها رخ میدن.»

00:28:15.920 --> 00:28:17.170
‫خودت اینو گفتی؟

00:28:17.170 --> 00:28:20.340
‫نه، جمله‌ی آگاتا کریستیـه.

00:28:20.340 --> 00:28:22.680
‫پسر باید این کارات رو بس کنی.

00:28:25.260 --> 00:28:26.430
‫کرتیس عزیز.

00:28:27.020 --> 00:28:31.560
‫باور به این که عشق بر همه‌چیز
‫چیره میشه، چیز قشنگی برای رویا پردازیـه.

00:28:31.560 --> 00:28:32.940
‫همچین چیزی رو ازت می‌پذیرم.

00:28:34.310 --> 00:28:37.650
‫متاسفانه، برای من، اوضاع متفاوتـه.

00:28:39.360 --> 00:28:42.860
‫من تمام عمرم رو صرف پنهان کردن
‫بدترین جنبه‌های خودم کردم.

00:28:44.280 --> 00:28:47.740
‫از تصور این‌که کس دیگه‌ای
‫شاهد نواقص من باشه، وحشت دارم.

00:28:47.741 --> 00:28:48.918
‫[ کلوین اونز ]

00:28:48.988 --> 00:28:51.330
‫مخصوصاً کسی که عمیقاً بهش اهمیت میدم.

00:29:02.380 --> 00:29:03.550
‫پمپ سوختش خراب شده.

00:29:04.090 --> 00:29:05.430
‫به تعمیرکار زنگ بزنم؟

00:29:05.430 --> 00:29:08.180
‫ازمون انتظار دارن با این شرایط برای
‫بنیاد رمسن آماده شیم؟

00:29:08.930 --> 00:29:10.430
‫واقعاً مسخره‌ست.

00:29:12.440 --> 00:29:13.350
‫ممنونم.

00:29:15.440 --> 00:29:16.690
‫چندبار باید بگم؟

00:29:17.400 --> 00:29:20.030
‫من مخصوصاً این مکاتبات رو
‫به وکیلم ارجاع دادم.

00:29:20.030 --> 00:29:26.160
‫من وقتی که غرق این دروغ‌های تموم‌نشدنی و
‫تجاوز‌کننده شدم نمی‌تونم کار کنم.

00:29:26.160 --> 00:29:27.370
‫متاسفم دکتر اونز.

00:29:27.370 --> 00:29:31.000
‫- به من نگفتن که چیزی رو مرتب...
‫- غیرقابل قبوله! سرپرستت کیـه؟

00:29:31.000 --> 00:29:32.080
‫کلوین.

00:29:32.660 --> 00:29:33.830
‫ممنون.

00:29:37.000 --> 00:29:38.000
‫چرا همچین کاری کردی؟

00:29:38.000 --> 00:29:39.590
‫فقط می‌خوام که بس کنن.

00:29:41.880 --> 00:29:44.970
‫انگار هیچکس قدردان چیزی که
‫دارم تلاش می‌کنم بهش برسم نیست.

00:29:49.140 --> 00:29:52.390
‫باشه. خب، می‌ذارم به کار مهمت برسی.

00:30:32.390 --> 00:30:33.890
‫فکر نمی‌کردم اینجا باشی.

00:30:35.230 --> 00:30:36.230
‫البته که اینجام.

00:30:41.820 --> 00:30:43.570
‫هنوز می‌خوای کنارم باشی؟

00:30:44.440 --> 00:30:45.610
‫آره می‌خوام.

00:30:46.570 --> 00:30:47.660
‫من از کوره در رفتم.

00:30:48.870 --> 00:30:53.700
‫آدم‌ها از کوره در میرن.
‫بیشتر می‌خوام بدونم چرا؟

00:31:00.460 --> 00:31:03.300
‫کلوین جوری نیست که
‫بگیم منو توی شرایط بدم ندیدی.

00:31:04.710 --> 00:31:06.470
‫باعث نمیشه کمتر دوستت داشته باشم.

00:31:08.260 --> 00:31:11.220
‫خب، اگه بگم منم همچین حسی بهت دارم چی؟

00:31:15.810 --> 00:31:16.810
‫امتحانم کن.

00:31:19.060 --> 00:31:22.110
‫همه‌ی این چیزا درنهایت مشخص میشه،
‫چه بخوایم چه نخوایم.

00:31:32.660 --> 00:31:34.120
‫نمی‌دو... نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

00:31:36.750 --> 00:31:39.870
‫آهسته شروع کن. بهم بگو امروز چیشد.

00:31:52.970 --> 00:31:57.390
‫پدر مادرم قبل از مرگ‌شون من رو طرد کردن.

00:32:02.060 --> 00:32:07.820
‫اون نامه‌ها، این که مردم تظاهر می‌کنن
‫براشون مهمم، ادعا می‌کنن خانواده‌من...

00:32:11.360 --> 00:32:15.370
‫فقط مثل نمک روی زخمم می‌مونن.

00:32:20.870 --> 00:32:22.630
‫خوشحالم که پدر مادرم مردن.

00:32:28.760 --> 00:32:31.050
‫گذر کردن رو راحت‌تر می‌کنـه.

00:32:36.970 --> 00:32:41.230
‫بلند گفتن چیز‌هایی که
‫به زحمت می‌تونیم به خودمون بگیم سختـه.

00:32:48.400 --> 00:32:50.450
‫خیرِ سرم قرار بود آهسته شروع کنم.

00:33:34.160 --> 00:33:35.160
‫ویکلی عزیز،

00:33:35.820 --> 00:33:38.200
‫متاسفم که یه مدتی نامه ننوشتم.

00:33:41.580 --> 00:33:44.870
‫حس می‌کنم از زمان نامه‌ی قبلیم
‫چندین زندگی رو پشت سر گذاشتم.

00:33:45.790 --> 00:33:47.710
‫دست چپ بالای دست راست. خوبـه.

00:33:48.670 --> 00:33:52.420
‫همیشه چپ بالای راست. چطوره؟
‫خوبـه. آفرین.

00:33:52.420 --> 00:33:54.800
‫غریضه‌ت بهت میگـه که شصتت رو ته پارو بذاری.

00:33:57.430 --> 00:33:59.060
‫می‌دونی چرا؟ آره.

00:34:02.180 --> 00:34:03.060
‫فردی.

00:34:03.060 --> 00:34:06.650
‫سلام. می‌خواستم به خاطر اون روز عذزخواهی کنم.

00:34:09.400 --> 00:34:10.400
‫بازم میگم، متاسفم.

00:34:13.780 --> 00:34:17.280
‫نمی‌خوام ازدواج کنم و بچه‌دار بشم.

00:34:18.030 --> 00:34:21.490
‫مرسی که گفتی. حالا می‌دونم.

00:34:22.830 --> 00:34:23.830
‫چیو می‌دونی.

00:34:26.170 --> 00:34:27.170
‫که چی می‌خوای.

00:34:30.300 --> 00:34:34.260
‫تا وقتی که دارمت و خوش‌حالی،
‫همین کافیه برای من.

00:34:42.970 --> 00:34:46.190
‫سلام رفیق، آماده‌ای بریم قدم بزنیم؟ خوبـه.

00:34:49.560 --> 00:34:50.570
‫الان دیگه می‌ریم.

00:34:52.280 --> 00:34:53.820
‫می‌خوای این تمبر رو لیس بزنی؟

00:34:54.650 --> 00:34:56.030
‫خیلی‌خب.

00:34:56.235 --> 00:34:58.672
‫[ کرتیس ویکلی ]

00:34:58.950 --> 00:35:00.490
‫خیلی‌خب. بریم. بریم.

00:35:03.040 --> 00:35:05.410
‫همونطور که می‌دونی، من ازدواج نمی‌خواستم.

00:35:05.410 --> 00:35:10.130
‫و بعد یهو دیدم که حلقه‌ی نامزدی گرفتم.

00:35:11.170 --> 00:35:12.500
‫- فکر می‌کنم...
‫- خیلی نزدیک.

00:35:12.500 --> 00:35:14.840
‫داشتم چیزی که
‫ در درونم خراب بود رو جبران می‌کردم.

00:35:14.840 --> 00:35:17.380
‫- آره، داریم می‌ریم.
‫- برای چیزی کامل و

00:35:17.380 --> 00:35:18.930
‫بی‌نقصی که بهش بدم، دست و پا می‌زدم.

00:35:19.550 --> 00:35:22.810
‫چون با تمام وجود می‌خواستم براش کامل باشم.

00:35:28.440 --> 00:35:32.730
‫خیلی‌خب، شیش و نیم. آماده‌ای؟
‫بیا بریم. یالا.

00:35:34.320 --> 00:35:36.900
‫ولی مثل همیشه، منو شگفت‌زده کرد.

00:35:37.490 --> 00:35:40.490
‫اون بدترین قسمت‌های من رو دیده و
‫هنوز دوستم داره.

00:35:41.450 --> 00:35:44.240
‫ازدواج، اون همه اقدام سنتی،

00:35:45.250 --> 00:35:47.790
‫شاید مناسب ما نباشن، ولی
‫ما مناسب هم‌دیگه‌ایم.

00:36:02.140 --> 00:36:03.970
‫ما برای همدیگه هستیم.

00:36:05.350 --> 00:36:07.980
‫همین خلاصه‌ی کل جهان میشه،
‫به نظرت این‌طور نیست؟

00:36:22.370 --> 00:36:23.450
‫کلوین عزیز،

00:36:24.370 --> 00:36:26.040
‫چطور می‌تونی بگی
‫ به معجزه اعتقاد نداری وقتی که

00:36:26.040 --> 00:36:30.460
‫مردی مثل تو که اینقدر به تنهایی مطمئن بود،
‫عشقی مثل عشق خودت پیدا می‌کنه؟

00:36:31.170 --> 00:36:33.630
‫به نظر من که فلسفه‌ی خودت رو نقض کردی.

00:36:35.210 --> 00:36:36.710
‫من برات خیلی خوشحالم.

00:36:37.800 --> 00:36:41.130
‫خانواده‌م دارن آماده میشن که
‫همراه پدرم به کالیفرنیا برگردن.

00:36:41.130 --> 00:36:43.050
‫و شاید بتونیم حضوری جشن بگیریم.

00:36:47.930 --> 00:36:49.890
‫یالا. هی. زود باش.

00:36:51.020 --> 00:36:52.810
‫شیش و نیم. چیزی نیست.

00:36:53.520 --> 00:36:57.440
‫هی، شیش و نیم. یالا. هی، بس کن.

00:37:18.460 --> 00:37:20.880
‫ نامه‌های دکتر اونز رو باید چیکار کنم؟

00:37:35.270 --> 00:37:37.320
‫عزیزم یچیزی برات اومده.

00:37:41.678 --> 00:37:45.116
‫[ بازگشت به فرستنده ]

00:37:56.630 --> 00:37:58.630
‫مامان! اون اومده!

00:38:01.210 --> 00:38:02.670
‫- آقای ویکیلی.
‫- سلام.

00:38:04.050 --> 00:38:07.220
‫به یتیم‌خانه‌ی پسران مودستو زنگ زدیم و
‫هفته‌ی بعد می‌ریم می‌بینم‌شون.

00:38:07.220 --> 00:38:08.300
‫باورت میشه؟

00:38:09.720 --> 00:38:11.430
‫سلام. خوشحالم دوباره می‌بینمت.

00:38:12.020 --> 00:38:16.060
‫وای. اصلاً نمی‌دونستم تو الیزابتِ کلوینی.

00:38:17.810 --> 00:38:21.780
‫فوق‌العاده‌ست. اینا رو هم آوردم،
‫نامه‌هایی که برام نوشته بود.

00:38:21.780 --> 00:38:22.820
‫ممنون.

00:38:23.950 --> 00:38:24.950
‫باهام بیا.

00:38:32.500 --> 00:38:34.580
‫خب. برنامه‌ت چیه؟

00:38:35.160 --> 00:38:38.330
‫حقیقتاً این قضایای مربوط به گذشته‌ی کلوین،

00:38:38.330 --> 00:38:40.210
‫زیر و رو کردن گذشته‌ش...

00:38:41.210 --> 00:38:43.010
‫من هیچوقت سوال‌های مد رو بی‌جواب نمی‌ذارم،

00:38:43.010 --> 00:38:47.300
‫ولی از این‌که آدم‌هایی رو بیارم تو زندگیش که
‫نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم می‌ترسم.

00:38:49.260 --> 00:38:52.470
‫می‌فهمم. از متغیر‌های نامعلوم می‌ترسی.

00:38:53.640 --> 00:38:56.230
‫کلوین جدی روت تاثیر گذاشته، نه؟

00:38:56.230 --> 00:38:59.860
‫- شاید هم من روش تاثیر گذاشتم.
‫- حالا خیلی منطقی‌تر شد.

00:39:02.030 --> 00:39:05.320
‫حقیقت‌ اینه که، جفت‌مون همدیگه‌ رو
‫تبدیل به آدم بهتری کردیم.

00:39:08.490 --> 00:39:12.240
‫خب، یه کشیش و یه شیمیست.

00:39:12.870 --> 00:39:14.700
‫فکر می‌کنی چی شما رو بهم رسوند؟

00:39:15.330 --> 00:39:16.710
‫جفت‌مون می‌دونستیم که هیچی نمی‌دونیم و

00:39:16.710 --> 00:39:18.500
‫سوال پرسیدن رو به جواب دادن ترجیح می‌دادیم.

00:39:20.130 --> 00:39:21.380
‫شما دو تا چطور؟

00:39:22.880 --> 00:39:26.800
‫فکر می‌کنم درون همدیگه ایمان رو پیدا کردیم.

00:39:27.470 --> 00:39:29.510
‫کلمه‌ی جالبیـه که ازت می‌شنوم.

00:39:29.510 --> 00:39:30.550
‫چطور؟

00:39:31.550 --> 00:39:34.220
‫می‌دونی که دین برپایه ایمانـه؟

00:39:34.220 --> 00:39:36.730
‫و شما می‌دونی که ایمان بر پایه‌ی دین نیست، آره؟

00:39:39.190 --> 00:39:42.820
‫بله قطعاً. شما دو تا برای هم ساخته شدید.

00:39:47.070 --> 00:39:48.740
‫مدت زیادی نبود که می‌شناختمش.

00:39:50.620 --> 00:39:51.570
‫نه نبود.

00:39:59.021 --> 00:40:01.388
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

00:40:03.562 --> 00:40:06.898
‫[ خدا روزی رسان است‌ ]

00:40:12.470 --> 00:40:15.060
‫می‌دونی انتظارات رو سرکوب کردن یعنی چی؟

00:40:15.060 --> 00:40:16.140
‫یعنی اندازه‌شون بگیرم؟

00:40:16.770 --> 00:40:21.690
‫نزدیک بود. یعنی این‌که پایین نگه‌شون داری،
‫شاید نشد چیزی که خواستیم رو بدست بیاریم.

00:40:21.690 --> 00:40:23.690
‫باشه، سرکوب می‌کنم.

00:40:25.530 --> 00:40:29.990
‫این موضوع هرجور که تموم بشه،
‫من دوستت دارم، و پدرتم همینطور.

00:40:29.990 --> 00:40:32.200
‫مامان، همیشه همین رو میگی.

00:40:32.700 --> 00:40:35.575
‫ولی وقتی بابا تا الان منو ندیده،
‫ چطور می‌تونه دوستم داشته باشه،

00:40:36.120 --> 00:40:40.290
‫خانم مدلین اونز زات، چون بعضی‌چیز‌ها
‫شواهد تجربی رو رد می‌کنن.

00:40:49.470 --> 00:40:51.180
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم خانم زات؟

00:40:51.970 --> 00:40:56.430
‫دوشیزه زات، نه خانم.
‫پدر و مادرم ازدواج نکردن.

00:40:58.140 --> 00:41:00.270
‫شما اینجا پسری به نام کلوین اونز داشتید.

00:41:01.690 --> 00:41:03.060
‫اون پدر من بود.

00:41:04.020 --> 00:41:07.400
‫و پدرت می‌دونه که امروز اومدی اینجا؟

00:41:07.400 --> 00:41:08.940
‫فوت شده.

00:41:10.820 --> 00:41:14.120
‫که اینطور. خیلی متاسف شدم از شنیدنش.

00:41:14.870 --> 00:41:16.780
‫دختر من در وسایل شخصی پدرش متوجه

00:41:16.780 --> 00:41:19.660
‫چندین ناشایستگی در این موسسه شد.

00:41:26.710 --> 00:41:28.300
‫اسمش برام آشنا نیست.

00:41:29.210 --> 00:41:34.180
‫حتماً اینجا یه سیستمی دارید.
‫گزارش‌ها یا پرونده‌هایی که بهش سر بزنید.

00:41:34.180 --> 00:41:37.060
‫خوش‌حال میشم بررسی کنم.
‫گفتی چه سالی پدرت اینجا بوده؟

00:41:37.680 --> 00:41:42.230
‫1921 تا تقریباً 1939،
‫چند سالی اینور اونور.

00:41:44.440 --> 00:41:45.730
‫قبل از آتش‌سوزی بوده.

00:41:46.940 --> 00:41:52.490
‫متاسفانه باید بگم که
‫خیلی از پرونده‌های قدیمی‌مون سوختن.

00:41:53.450 --> 00:41:55.370
‫مطمئنید که یادتون نمیاد کی بوده؟

00:41:56.120 --> 00:42:00.290
‫اون عاشق علم و کتاب بوده.
‫خیلی باهوش و دونده‌ی سریعی بوده.

00:42:00.290 --> 00:42:04.290
‫می‌تونم پیشنهاد کنم که
‫ به پدر مقدس مراجعه کنید تا

00:42:04.870 --> 00:42:07.000
‫مرهمی برای غم از دست‌رفته‌تون باشه؟

00:42:09.460 --> 00:42:13.220
‫مد. خیلی متاسفم خرگوشم.

00:42:13.220 --> 00:42:18.390
‫- خرگوش من، می‌دونم چقد ناامیدکننده...
‫- اصلاً منطقی نیست! داره دروغ میگه!

00:42:18.390 --> 00:42:19.470
‫مد.

00:42:50.380 --> 00:42:51.380
‫خرگوش.

00:42:52.340 --> 00:42:54.010
‫یه بن‌بست دیگه نمی‌خوام.

00:42:54.880 --> 00:42:57.010
‫- ببخشید خرگوشم، من...
‫- می‌دونم که اینجا بوده.

00:42:57.010 --> 00:42:58.720
‫باید یه مدرکی باشه.

00:43:00.390 --> 00:43:01.930
‫خیلی‌خب. بهت کمک می‌کنم.

00:43:28.830 --> 00:43:29.830
‫مامان، ببین.

00:43:33.026 --> 00:43:35.995
‫[ جویی سوریانو، کلوین اونز، کریستوفر شوت...]

00:43:44.964 --> 00:43:48.604
‫[ کتاب اهدایی بنیاد حمایتی رمسن ]

00:43:49.480 --> 00:43:50.440
‫این چیه؟

00:43:51.810 --> 00:43:54.940
‫یه سرنخ. حق با تو بود.

00:43:56.563 --> 00:43:58.923
‫[ بنیاد حمایتی رمسن ]

00:44:05.330 --> 00:44:07.290
‫- من دارم میرم.
‫- شبت بخیر.

00:44:07.290 --> 00:44:09.080
‫- خیلی نمونی‌ها.
‫- باشه.

00:44:11.615 --> 00:44:19.349
‫[ مجله‌ی علمی آمریکایی ]

00:44:19.373 --> 00:44:26.373
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:44:26.397 --> 00:44:48.397
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.