﻿WEBVTT

00:00:02.400 --> 00:00:17.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:36.600 --> 00:01:42.077
‫[عشق گم شده در زمان]

00:01:42.077 --> 00:01:43.600
‫[قسمت نهم]

00:01:46.866 --> 00:01:48.467
‫بخورین!

00:01:48.467 --> 00:01:50.396
‫خوب بخورین!

00:01:51.709 --> 00:01:53.003
‫پُرش کن!

00:01:53.003 --> 00:01:54.795
‫بیشتر بریز!

00:01:57.744 --> 00:01:58.833
‫بخورین.

00:01:59.047 --> 00:02:01.628
‫یوان لینگ...

00:02:01.628 --> 00:02:03.640
‫کی فکرشو میکرد؟

00:02:08.518 --> 00:02:09.643
‫بیشتر بریز.

00:02:09.643 --> 00:02:11.169
‫پُرش کن.

00:02:11.169 --> 00:02:12.336
‫بیشتر بریز.

00:02:17.435 --> 00:02:20.277
‫سرورم، با این زن چیکار کنیم؟

00:02:20.277 --> 00:02:23.690
‫حالا که شاهزاده لینگ مُرده
‫اون دیگه به دردمون نمیخوره.

00:02:23.690 --> 00:02:25.294
‫- ببرینش و سرش رو بزنین.
‫- چشم!

00:02:25.294 --> 00:02:26.339
‫صبر کنین!

00:02:26.339 --> 00:02:29.267
‫درسته شاهزاده لینگ مُرده
‫ولی ارتش زره پوش سیاه که هنوز هست.

00:02:29.267 --> 00:02:31.160
‫من سال ها با شاهزاده لینگ بودم.

00:02:31.160 --> 00:02:34.422
‫شما نمیخواین بدونین که ارتشش
‫رو چجوری مدیریت میکرد؟

00:02:34.422 --> 00:02:36.083
‫دیگه اهمیتی هم داره؟

00:02:36.083 --> 00:02:37.592
‫اون دیگه یه جنازه شده.

00:02:37.592 --> 00:02:40.458
‫کاری نمیتونه بکنه.

00:02:40.458 --> 00:02:44.551
‫شما فراموش کردین شاهزاده لینگ
‫تنها کسی نیست که

00:02:44.551 --> 00:02:46.370
‫فرماندهی ارتش زره پوش رو داره؟

00:02:46.370 --> 00:02:48.916
‫اگه میخواین کُلِ ارتش زره پوش رو نابود کنین

00:02:48.916 --> 00:02:52.971
‫و هیچی ازش باقی نگذارین، پس باید
‫به فکرِ شاهزاده "چه" هم باشین.

00:02:54.227 --> 00:02:55.906
‫شاهزاده لینگ دیگه مُرده.

00:02:55.906 --> 00:02:59.846
‫ارتش زره پوش سیاه دیگه یه مُشت خاکه.

00:03:02.137 --> 00:03:07.368
‫فکر میکنی من نمیتونم با نیرو هام، شکست شون بدم؟

00:03:07.368 --> 00:03:11.696
‫شاهزاده خاطرشون هست که
‫سال پیش ارتشِ صد هزار نفره ی لیانگ

00:03:11.696 --> 00:03:14.812
‫ارتش دَه هزار نفره ی زره پوش رو محاصره کردن
‫و با این وجود اونا راحت محاصره رو شکستن؟

00:03:14.812 --> 00:03:17.227
‫اون موقع، شاهزاده لینگ تو ارتش نبود.

00:03:17.227 --> 00:03:21.575
‫شاهزاده چه و همینطور آرایش تاکتیکی ــه
‫منحصر به فردشون بهشون کمک کرد.

00:03:23.233 --> 00:03:24.881
‫آرایش تاکتیکی؟

00:03:25.892 --> 00:03:29.095
‫اگه شاهزاده بهم رحم کنن
‫من حاضرم هرچی از

00:03:29.095 --> 00:03:32.804
‫آرایش تاکتیکی یادمه رو بهتون بگم.

00:03:37.227 --> 00:03:40.337
‫واقعاً که بُزدلی.

00:03:43.190 --> 00:03:49.509
‫اگه شاهزاده لینگ بفهمه که بهش خیانت کردی
‫روحش در آرامش نخواهد بود.

00:03:53.686 --> 00:03:54.747
‫نگهبانا!

00:03:56.065 --> 00:03:57.156
‫شاهزاده.

00:03:57.156 --> 00:03:59.071
‫- ببرینش به اتاق!
‫- چشم!

00:04:03.442 --> 00:04:04.624
‫راه بیفت!

00:04:13.357 --> 00:04:15.154
‫شرابِ بیشتر بریز.

00:04:15.154 --> 00:04:16.698
‫پُرش کن.

00:04:16.698 --> 00:04:17.929
‫بیشتر بریز.

00:05:09.737 --> 00:05:12.381
‫حیله ی مَرگ و به وجود آمدنِ فرصت.

00:05:12.381 --> 00:05:15.177
‫یوان لینگ همیشه استراتژی
‫های استثنایی ای طرح میکنه.

00:05:15.177 --> 00:05:18.676
‫اگه کمکش کنم که شائو جی رو نابود کنه
‫عالی میشه.

00:05:24.742 --> 00:05:27.934
‫چه خبر از کشیدنِ آرایش تاکتیکی؟

00:05:29.162 --> 00:05:31.595
‫نقشه ی آرایش رو طبق چیزی
‫که یادم بود، کِشیدم.

00:05:31.595 --> 00:05:32.994
‫یه نگاه بندازین.

00:05:38.542 --> 00:05:40.600
‫این دیگه چیه؟

00:05:40.600 --> 00:05:43.344
‫این آرایش تاکتیکی چجوریه؟

00:05:43.344 --> 00:05:45.104
‫شاهزاده حتماً نمیدونن که

00:05:45.104 --> 00:05:47.635
‫ارتش زره پوش سیاه
‫به دو گروه تقسیم میشه.

00:05:47.635 --> 00:05:49.674
‫اولی برای به تله کشوندنِ دشمنه.

00:05:49.674 --> 00:05:52.039
‫دومی هم برای کُشتن دشمن به صورت مخفیانه.

00:05:53.922 --> 00:05:55.160
‫خیلی خب!

00:05:55.160 --> 00:05:57.992
‫پس منم از استراتژی خودشون استفاده میکنم!

00:07:10.705 --> 00:07:14.845
‫فکر میکنی میتونی گولم بزنی؟

00:07:14.845 --> 00:07:18.648
‫عمداً اینکارو کردم که ببینم میخوای چیکار کنی.

00:07:18.648 --> 00:07:23.171
‫حالا... دوست داری چجوری بمیری؟

00:07:24.825 --> 00:07:28.198
‫اون نقشه ی آرایش که کشیدم
‫آغشته به یه سَمِ کُشنده بود.

00:07:28.198 --> 00:07:31.626
‫اگه منو بُکُشی، تو هم زنده نمیمونی.

00:07:33.165 --> 00:07:35.037
‫بیخودی خودتو خسته نکن.

00:07:35.037 --> 00:07:40.119
‫تو اینجا حبس بودی، از کجا میتونستی سَم گیر بیاری؟

00:07:40.119 --> 00:07:41.542
‫سَم تو بدنم جریان داره.

00:07:41.542 --> 00:07:45.064
‫جونِ شما الآن تو دستای منه.

00:07:45.064 --> 00:07:47.652
‫پس میخوای جونِ منو بگیری؟

00:07:49.225 --> 00:07:51.623
‫عمراً

00:07:55.244 --> 00:07:56.278
‫تو!

00:07:57.594 --> 00:08:01.520
‫بازم، فکر نمیکنم کسی تو لیانگ نتونه منو درمان کنه.

00:08:02.494 --> 00:08:06.400
‫برو و به یوان لینگ ات ملحق شو!

00:08:18.763 --> 00:08:19.768
‫این...

00:08:21.063 --> 00:08:22.780
‫این تقاصِ کاری بود که کردی.

00:08:26.075 --> 00:08:27.693
‫یوان لینگ؟

00:08:29.277 --> 00:08:31.503
‫دو سال پیش بهت گفتم.

00:08:31.503 --> 00:08:34.994
‫اگه جرئت کنی دوباره پات رو تو قلمروی "وی" بذاری

00:08:34.994 --> 00:08:37.965
‫خودم شخصاً میکُشمت.

00:08:37.965 --> 00:08:39.864
‫من رو حرفم وایمیستم.

00:08:41.125 --> 00:08:42.646
‫چطور ممکنه؟

00:08:42.646 --> 00:08:45.855
‫تو کُشته شدی و جسدت اونجاست!

00:08:47.398 --> 00:08:48.593
‫چطور ممکنه؟

00:08:49.874 --> 00:08:51.109
‫اونی که تو کُشتی...

00:08:52.374 --> 00:08:54.711
‫بَدَلِ من بود.

00:08:58.867 --> 00:09:01.713
‫یادم رفت بهتون بگم که...

00:09:01.713 --> 00:09:03.793
‫من یه ساحره هستم.

00:09:03.793 --> 00:09:06.383
‫من با گردِ پروانه ی طلایی ام یه نامه نوشتم.

00:09:06.383 --> 00:09:11.110
‫وقتی نامه روی آتیش گرفته بشه
‫یه نقشه ظاهر میشه.

00:09:11.110 --> 00:09:13.051
‫شاهزاده متوجه نشدن که

00:09:13.051 --> 00:09:16.043
‫من بخاطر این، خواستم یه نامه بنویسم.

00:09:35.316 --> 00:09:38.463
‫یوان لینگ، هرکجا که باشی

00:09:38.463 --> 00:09:41.571
‫هیچ وقت منو نااُمید نمیکنی.

00:09:43.782 --> 00:09:45.058
‫خانم!

00:09:45.058 --> 00:09:46.581
‫خانم!

00:10:05.946 --> 00:10:07.135
‫چیه؟

00:10:07.135 --> 00:10:09.101
‫ما تو مرگ و زندگی با همیم.

00:10:09.101 --> 00:10:10.760
‫میترسی که مسموم باشه؟

00:10:13.619 --> 00:10:19.027
‫شاهزاده لینگ شخصاً اومدن منو
‫از دست سربازانِ لیانگ نجات دادن.

00:10:19.027 --> 00:10:23.029
‫به نظر میاد این عهد به یه دردی خورده.

00:10:40.142 --> 00:10:41.689
‫[بقا]

00:10:45.481 --> 00:10:46.901
‫درباره ات اشتباه میکردم.

00:10:46.901 --> 00:10:48.778
‫متاسفم.

00:10:50.282 --> 00:10:52.003
‫مشکلی نیست.

00:10:52.003 --> 00:10:54.497
‫شما هم از اتهام زدنِ به من نفعی نبُردین.

00:10:55.707 --> 00:10:59.284
‫برای همین، دیگه مساوی شدیم.

00:10:59.284 --> 00:11:00.776
‫آره.

00:11:02.480 --> 00:11:04.542
‫خب برنامه ی بعدی تون چیه؟

00:11:05.825 --> 00:11:07.388
‫ما حالا در مرگ و زندگی شریکیم.

00:11:07.388 --> 00:11:09.168
‫چه خوشتون بیاد چه نیاد

00:11:09.168 --> 00:11:11.441
‫باید منو با خودتون ببرین.

00:11:13.010 --> 00:11:15.210
‫اگه کنارت نباشم، چی؟

00:11:17.939 --> 00:11:19.432
‫بیا یه کار کنیم.

00:11:19.432 --> 00:11:23.306
‫هروقت به خطر اُفتادی
‫انگشتت رو گاز بگیر.

00:11:23.306 --> 00:11:24.812
‫منم میفهمم.

00:11:35.999 --> 00:11:37.273
‫دیوونه.

00:11:44.989 --> 00:11:46.830
‫هروقت دلم برات تنگ میشه...

00:11:48.610 --> 00:11:50.949
‫چجوری باید بهت بفهمونم؟

00:11:53.861 --> 00:11:55.885
‫در مرگ و زندگی شریکیم...

00:11:57.401 --> 00:12:00.437
‫اما نمیتونم بذارم علاقه ای که بهت دارم رو بفهمی.

00:13:14.768 --> 00:13:16.667
‫هیچ راهِ فراری نیست!

00:13:16.667 --> 00:13:18.527
‫بهتره تسلیم بشین!

00:13:18.527 --> 00:13:21.686
‫ببرینشون و به خوبی ازشون بازجویی کنین.

00:13:21.686 --> 00:13:23.122
‫ته و توشون رو دربیارین.

00:13:24.942 --> 00:13:26.499
‫لی لین! نذار خودشو بُکُشه!

00:13:39.635 --> 00:13:40.855
‫برادر!

00:13:40.855 --> 00:13:42.499
‫[شائو شو، شاهزاده ی لیانگ]

00:13:42.499 --> 00:13:43.956
‫برادر!

00:13:52.657 --> 00:13:54.297
‫لعنت به تو یوان لینگ!

00:13:54.297 --> 00:13:57.085
‫برادرم رو کُشتی...

00:14:01.354 --> 00:14:03.199
‫گروه پیشتازمون کاملاً نابود شدن.

00:14:03.199 --> 00:14:05.489
‫با این وجود اومدین پیشِ من؟

00:14:05.489 --> 00:14:06.826
‫شاهزاده.

00:14:06.826 --> 00:14:10.114
‫افرادِ یوان لینگ، اردوگاهمون رو آتیش زدن.

00:14:10.114 --> 00:14:13.172
‫هیچکدومشون اثری ازشون باقی نموند.

00:14:15.061 --> 00:14:16.401
‫- چه شیانگ!
‫- بله!

00:14:16.401 --> 00:14:17.596
‫دستورم رو اجرا کن.

00:14:17.596 --> 00:14:21.229
‫به افرادی که تو "وی" کار گذاشتیم
‫بگو که آماده باشن.

00:14:21.229 --> 00:14:22.946
‫- منتظرِ دستورم باش!
‫- چشم!

00:14:38.389 --> 00:14:39.867
‫یوان لینگ...

00:14:40.949 --> 00:14:44.273
‫تا وقتی نکشمش راحت نمیشم!

00:14:46.264 --> 00:14:48.582
‫اگه از گذرگاه رود سفید به عنوان خط جدا کننده

00:14:48.582 --> 00:14:52.202
‫برای گسترش چندین هزار کیلومتری
‫مرزِ "وی" در جنوب استفاده کنیم...

00:14:52.202 --> 00:14:55.832
‫اعلیحضرت مطمئناً خوششون خواهد اومد.

00:14:55.832 --> 00:15:01.117
‫اونوقت شاهزاده میتونن با این دستاورد
‫شان خودشونو بالا ببرن

00:15:01.117 --> 00:15:05.042
‫و هیچکس حریفِ شما نخواهد شد.

00:15:06.389 --> 00:15:08.590
‫نباید بقیه رو دست کم گرفت.

00:15:09.889 --> 00:15:11.413
‫درباره ی برادرم...

00:15:11.413 --> 00:15:13.936
‫هنوز خبرِ مرگش تاکید نشده؟

00:15:13.936 --> 00:15:17.398
‫خبری که درباره ی کُشته شدنش
‫رسید، نمیتونه علکی بوده باشه.

00:15:17.398 --> 00:15:22.797
‫اگه بخوایم از اعمالِ گذشته مون
‫رَدی به جا نذاریم...

00:15:24.067 --> 00:15:27.165
‫بقیه ی نیرو های ارتش زره پوش سیاه رو

00:15:27.165 --> 00:15:30.287
‫بفرست که به اردوگاهِ اصلی لیانگ حمله کنن.

00:15:30.287 --> 00:15:32.601
‫همشونو از نُطفه خفه کن.

00:15:36.774 --> 00:15:38.433
‫با یه تیر دو نشون بزن.

00:15:48.042 --> 00:15:53.028
‫برادر، پرچمِ لیانگ تو اردوگاه ارتشم
‫در شهر پینگ شینگ چیکار میکنه؟

00:15:53.985 --> 00:15:57.564
‫بهمون خبر رسید که شائو جی تو رو کُشته.

00:15:58.667 --> 00:16:03.341
‫برام عجیب بود که به این راحتی
‫توسطِ ارتش لیانگ کُشته بشی.

00:16:03.341 --> 00:16:07.109
‫حالا می بینم که فقط یه شایعه بوده.

00:16:09.676 --> 00:16:16.803
‫برادر، شنیدم که میخواستی بیای
‫نجاتم بدی و جونت رو به خطر بندازی.

00:16:16.803 --> 00:16:19.575
‫الحق که رابطه ی برادری مون، عمیقه.

00:16:22.807 --> 00:16:26.653
‫اما هیچکدوم از سربازان زره پوش سیاهی
‫که مستقر کرده بودیم، زنده نموندن.

00:16:26.653 --> 00:16:28.551
‫خوشبختانه تو صدمه ای ندیدی.

00:16:28.551 --> 00:16:31.686
‫قبلاً بهت قول دادم که اجازه ندم حتی یک نفر از

00:16:31.686 --> 00:16:34.821
‫سربازانِ زره پوش سیاه
‫به دست سربازان لیانگ کُشته بشه.

00:16:34.821 --> 00:16:36.558
‫ولی حالا...

00:16:37.663 --> 00:16:39.694
‫نتونستم به قولم عمل کنم.

00:16:40.888 --> 00:16:42.817
‫لطفاً منو مجازات کن برادر!

00:16:49.163 --> 00:16:50.523
‫چیه؟

00:16:50.523 --> 00:16:51.825
‫پات هنوز درد میکنه؟

00:16:51.825 --> 00:16:53.516
‫زخمِ قدیمیه.

00:16:53.516 --> 00:16:55.389
‫چیزی نیست.

00:16:55.389 --> 00:16:59.747
‫اگه درست یادم باشه، 5 سال پیش بود، نه؟

00:16:59.747 --> 00:17:03.067
‫پنج سال پیش، بخاطر من پات تیر خورد.

00:17:03.067 --> 00:17:05.321
‫اینجوری زخمی شدی.

00:17:05.321 --> 00:17:07.642
‫برادر هنوز یادته؟

00:17:09.427 --> 00:17:13.078
‫اون تیر فقط زانو ام رو زخم کرد.

00:17:13.078 --> 00:17:14.847
‫جدی نبود.

00:17:17.338 --> 00:17:19.174
‫اگه بخاطر تو نبود...

00:17:21.265 --> 00:17:23.523
‫من الآن اینجا نبودم.

00:17:25.650 --> 00:17:29.465
‫سلامتی ــه تو، بزرگترین نعمت
‫برای ارتشِ ماست.

00:17:32.097 --> 00:17:33.684
‫ولی این بار...

00:17:33.684 --> 00:17:37.242
‫تو کلبه ی چوبی مون غافلگیرت کردن.

00:17:37.242 --> 00:17:39.358
‫حتی مسموم شدی.

00:17:40.526 --> 00:17:43.357
‫چجوری جونِ سالم به در بردی؟

00:18:28.484 --> 00:18:33.599
‫فقط چند تا از افرادم درباره ی
‫غافلگیر شدنم تو کلبه میدونستن.

00:18:33.599 --> 00:18:37.049
‫از دهنش پرید.

00:18:37.049 --> 00:18:43.687
‫به علاوه، اون از کجا فهمید که من مسموم شده بودم؟

00:18:45.176 --> 00:18:47.486
‫خانم چینگ چن گفت که عاملِ

00:18:47.486 --> 00:18:49.796
‫مسمومیت، خارجی نبوده.

00:18:49.796 --> 00:18:52.288
‫توی غذات ریخته شده بوده.

00:18:54.653 --> 00:18:58.863
‫نیرو های زره پوش سیاهی که
‫اعزام شدن، یه لاپوشونی بوده.

00:18:58.863 --> 00:19:02.262
‫اونا به دست دشمن کُشته نشدن.

00:19:02.262 --> 00:19:05.559
‫بلکه آدمای خودمون اونا رو کُشتن.

00:19:05.559 --> 00:19:08.288
‫شی، شاهزاده ی "وی" هستش.

00:19:08.288 --> 00:19:11.868
‫چطور میتونه با دشمن هم دست بشه
‫و بخواد به برادراش آسیب بزنه؟

00:19:14.909 --> 00:19:16.977
‫احتمالاً خانواده ی "یین" درگیرِ این ماجرا بودن.

00:19:16.977 --> 00:19:19.663
‫به این سادگیا که فکر میکنیم، نیست.

00:19:19.663 --> 00:19:23.569
‫برادر، چطور میخوای با این مسئله کنار بیای؟

00:19:26.593 --> 00:19:28.206
‫به عنوان فرمانده ی کُل

00:19:28.206 --> 00:19:31.841
‫هم رزمانم در ارتش زره پوش سیاه
‫ازم جواب میخوان.

00:19:31.841 --> 00:19:33.464
‫اما برادر شی...

00:19:33.464 --> 00:19:36.148
‫اون واقعاً به "وی" خیانت کرده.

00:19:36.148 --> 00:19:38.093
‫اون از خاندان سلطنتیه.

00:19:38.093 --> 00:19:42.609
‫کی میتونه درگیرِ نزاع قدرت تو این خاندان نشه؟

00:19:42.609 --> 00:19:44.506
‫من فقط میخواستم بدونم...

00:19:44.506 --> 00:19:47.521
‫که قَدَمِ بعدی شون چیه.

00:20:09.628 --> 00:20:11.409
‫شاهزاده لینگ نمُرده!

00:20:11.409 --> 00:20:15.023
‫ممکنه اعمالِ شاهزاده شی، لو رفته باشه.

00:20:15.023 --> 00:20:17.377
‫اگه بخوان درباره اش تحقیق کنن

00:20:17.377 --> 00:20:19.395
‫دخالتِ خانواده ی یین هم آشکار میشه.

00:20:19.395 --> 00:20:21.444
‫این مربوط به اطلاعات نظامی ــه دشمن میشه...

00:20:21.444 --> 00:20:25.081
‫نگرانم حتی همسر سلطنتی هم نتونن از پَسِش بربیان.

00:20:25.081 --> 00:20:27.081
‫بهتره پیشاپیش برنامه مونو بچینیم.

00:20:28.129 --> 00:20:31.811
‫این یه مسئله ی جدیه، برای همین
‫نباید رَدی ازش جا بگذاریم.

00:20:31.811 --> 00:20:34.533
‫از هر مشکلِ احتمالی باید اجتناب بشه.

00:20:34.533 --> 00:20:38.417
‫ظاهراً باید بی خیالِ شاهزاده شی بشیم.

00:20:38.417 --> 00:20:40.273
‫تو مسئول خواهی بود.

00:20:40.273 --> 00:20:43.416
‫"تالار یشمِ خونین" مخفیانه بهت کمک میکنه.

00:20:43.416 --> 00:20:44.694
‫چشم.

00:20:51.328 --> 00:20:54.034
‫خانواده ی یین هنوز با فرقه ی تالار یشم خونین درارتباطن؟

00:20:54.034 --> 00:20:57.015
‫خیلی بَده. باید از شاهزاده شی محافظت کنم.

00:20:57.015 --> 00:20:59.451
‫وگرنه حتماً برای یوان لینگ پاپوش درست میکنن.

00:21:10.421 --> 00:21:11.946
‫شاهزاده شی کجان؟

00:21:11.946 --> 00:21:13.761
‫ایشون تو اردوگاه نیستن.

00:21:13.761 --> 00:21:15.300
‫همین تازه با شاهزاده لینگ رفتن.

00:21:33.230 --> 00:21:37.244
‫ارتش زره پوش سیاه امشب
‫به دشمن یورش میبَره.

00:21:38.244 --> 00:21:41.165
‫فکر میکنی بتونیم شائو شو رو زنده بگیریم؟

00:21:41.165 --> 00:21:43.559
‫تو به این زودی جایِ اردوگاه اصلیش رو فهمیدی.

00:21:43.559 --> 00:21:45.975
‫برادر واقعاً که پیش بینی های دقیقی میکنی.

00:21:45.975 --> 00:21:49.446
‫من از بچگی، عاشقِ این خصلتت بودم.

00:21:49.446 --> 00:21:51.728
‫اطلاعات نظامی رو میشه پیش بینی کرد.

00:21:53.296 --> 00:21:55.070
‫اما ذهنِ آدمی رو به سختی میشه خوند.

00:21:58.350 --> 00:21:59.590
‫برادر...

00:22:00.946 --> 00:22:02.639
‫از این حرفت منظوری داری؟

00:22:04.378 --> 00:22:06.526
‫اگه تو شائو شو بودی...

00:22:06.526 --> 00:22:09.859
‫چه استراتژی ای طرح میکردی؟

00:22:12.014 --> 00:22:16.388
‫برادر به نظر میاد که واقعاً بهم مشکوک شدی.

00:22:16.388 --> 00:22:19.536
‫ارتش زره پوش سیاه نمیخواد یورشی ببره.

00:22:19.536 --> 00:22:25.369
‫فقط میخوای ببینی که خبرش درز پیدا میکنه یا نه.

00:22:25.369 --> 00:22:27.129
‫حالا که قصدم رو میدونستی...

00:22:28.359 --> 00:22:31.051
‫چرا به تظاهر کردن ادامه ندادی؟

00:22:31.051 --> 00:22:32.917
‫چون بی خیال شدی...

00:22:34.427 --> 00:22:36.129
‫منم باورت میکنم.

00:22:39.016 --> 00:22:43.150
‫با توجه به شخصیتت، اگه به کسی شک کنی

00:22:43.150 --> 00:22:45.725
‫به همین راحتی دست بردار نیستی.

00:22:47.099 --> 00:22:49.161
‫شاید به من کاری نداشته باشی...

00:22:50.389 --> 00:22:54.563
‫ولی مطمئناً دنبالِ مغزِ متفکر
‫این نقشه ها میری.

00:22:54.563 --> 00:22:55.803
‫برای همین...

00:22:57.069 --> 00:22:58.434
‫چاره ی دیگه ای ندارم.

00:22:58.434 --> 00:23:00.353
‫به عنوان شاهزاده ی وی...

00:23:00.353 --> 00:23:02.659
‫چه کسی میتونه تو رو گمراه کنه؟

00:23:05.850 --> 00:23:10.888
‫میخوای جونِ منو بگیری تا هرچی
‫پاداش و ترفیع هست، مال خودت بشه.

00:23:10.888 --> 00:23:14.081
‫خب اگه میتونی بیا جونم رو بگیر.

00:23:15.241 --> 00:23:17.751
‫ولی تو هیچ وقت نباید با دشمن هم دست بشی

00:23:17.751 --> 00:23:20.215
‫یا علیه ارتش زره پوش سیاهِ "وی" توطئه کنی!

00:23:20.215 --> 00:23:23.930
‫برای دست یافتن به جاه طلبی هام
‫چطور میتونم بی رحم نباشم؟

00:23:26.658 --> 00:23:28.653
‫برادر، حالا که میخوای منو به آرزوم برسونی...

00:23:30.351 --> 00:23:31.975
‫پیشنهادت رو قبول میکنم!

00:23:31.975 --> 00:23:36.355
‫اصلاً پشیمون نیستی؟

00:23:36.355 --> 00:23:37.937
‫پشیمون؟

00:23:41.924 --> 00:23:43.359
‫پشیمون.

00:23:44.526 --> 00:23:46.234
‫پشیمون.

00:23:48.377 --> 00:23:49.847
‫تمامِ این سال ها...

00:23:51.619 --> 00:23:54.044
‫در جنگ های مختلفی جنگیدیم.

00:23:54.044 --> 00:23:55.581
‫تا لبه ی مرگ پیش رفتیم.

00:23:56.853 --> 00:23:58.696
‫ولی پدر فقط به تو توجه میکنه و

00:23:58.696 --> 00:24:00.541
‫مقامت رو بالا میبَره!

00:24:01.534 --> 00:24:04.612
‫همه ی مردم "وی" تو رو به
‫عنوان خدای جنگ میشناسن!

00:24:04.612 --> 00:24:06.167
‫پس من چی؟

00:24:08.630 --> 00:24:10.436
‫منم زخمی شدم.

00:24:10.436 --> 00:24:12.582
‫خونِ منم تو جنگ ریخته شد.

00:24:12.582 --> 00:24:15.332
‫ولی کی به من توجه میکنه؟

00:24:15.332 --> 00:24:20.108
‫به چشمِ اونا، من گردِ پات هم نیستم!

00:24:23.496 --> 00:24:24.717
‫برای همین...

00:24:27.803 --> 00:24:29.215
‫امشب...

00:24:31.590 --> 00:24:34.214
‫فقط یکی مون اینجا رو ترک میکنه!

00:26:06.524 --> 00:26:07.819
‫دیر رسیدم.

00:27:24.687 --> 00:27:26.535
‫چرا یه گُل باید پژمرده بشه؟

00:27:26.535 --> 00:27:29.473
‫یعنی شاهزاده شی مُرده؟

00:27:33.815 --> 00:27:37.504
‫خوشحالم که اعلیحضرت رو سالم می بینم.

00:27:38.666 --> 00:27:40.359
‫درباره اش شنیده ام.

00:27:40.359 --> 00:27:43.090
‫خوشبختانه شاهزاده جن در این مورد به ما کمک کردن.

00:27:43.090 --> 00:27:45.156
‫وگرنه گولِ حیله ی

00:27:45.156 --> 00:27:49.148
‫لیانگ رو میخوردیم و ممکن بود دشمنِ هم بشیم.

00:27:49.148 --> 00:27:52.411
‫قبل از اینکه راهی ــه این سفر بشم
‫پدر بهم یادآوری کرد که

00:27:52.411 --> 00:27:55.381
‫کشور لیانگ مَکار و غیرقابل اعتماده.

00:27:55.381 --> 00:27:59.083
‫فقط آچای، متحدِ "وی" هستش.

00:27:59.083 --> 00:28:00.906
‫اگه شما مایل باشین

00:28:00.906 --> 00:28:05.141
‫ما دوست داریم یه پیمانِ اتحادِ ابدی با شما ببندیم.

00:28:09.713 --> 00:28:13.969
‫من شنیده بودم که شاهزاده خانم دو شیا
‫قهرمان و جنگجوی بزرگی هستن.

00:28:13.969 --> 00:28:17.046
‫هر مَردی تو دنیا دلش میخواد
‫باهاشون ازدواج کنه.

00:28:17.046 --> 00:28:19.464
‫من برای خواستگاری به ملاقات اومدم.

00:28:19.464 --> 00:28:23.299
‫شاهزاده خانم مایل هستن با ولیعهدِ کشورمون

00:28:23.299 --> 00:28:25.623
‫ازدواج و عروسِ ما بشن؟

00:28:25.623 --> 00:28:28.812
‫انتظار داری دخترِ عزیزم
‫رو فقط با یه

00:28:28.812 --> 00:28:32.003
‫پیشنهادِ ازدواج، شوهر بدم بره؟

00:28:32.003 --> 00:28:35.996
‫نکنه شما ما رو دست کم گرفتین؟

00:28:35.996 --> 00:28:38.723
‫اگه 100 هزار از بهترین
‫سربازان مون رو به این پیشنهاد

00:28:38.723 --> 00:28:41.163
‫اضافه کنم، نظرِ اعلیحضرت چیه؟

00:28:43.118 --> 00:28:46.288
‫این 100 هزار سربازِ نخبه
‫بیانگرِ صداقت "وی" هستن.

00:28:46.288 --> 00:28:49.222
‫همینطور، این تعهدمون به کشورِ آچای هستش.

00:28:49.222 --> 00:28:52.207
‫صد هزار سرباز واقعاً پیشکشِ بزرگی هستش.

00:28:52.207 --> 00:28:58.387
‫ولی زنانِ آچای، خودشون
‫درباره ی ازدواج تصمیم میگیرن.

00:29:00.169 --> 00:29:03.424
‫به عنوانِ عضوی از خاندان سلطنتی آچای
‫شاهزاده خانم نباید رفاه

00:29:03.424 --> 00:29:06.581
‫و آینده ی کشورشون رو درنظر بگیرن؟

00:29:06.581 --> 00:29:09.686
‫چه با مَردی که بخوام باهاش ازدواج کنم
‫ملاقات بکنم چه نه

00:29:09.686 --> 00:29:13.193
‫وظیفه ی منه که محافظِ آچای باشم.

00:29:13.193 --> 00:29:16.466
‫ترجیح میدم تو کشورِ خودم همه جور سختی ای بِکِشم

00:29:16.466 --> 00:29:19.812
‫تا اینکه خودمو اسیرِ یه کشور دیگه بکنم.

00:29:19.812 --> 00:29:22.882
‫شیا، قضاوت عجولانه نکن.

00:29:26.294 --> 00:29:30.138
‫شاهزاده خانم، برای رَد کردن
‫پیشنهاد، کمی زود نیست؟

00:29:30.138 --> 00:29:35.264
‫به نظرم شما اول شکوه و جلالِ
‫"وی" رو تماشا کنین و بعد تصمیم بگیرین.

00:29:43.157 --> 00:29:45.001
‫در شرایطِ فعلی

00:29:45.001 --> 00:29:48.993
‫اگه با یکی از "وی" ازدواج کنم
‫خیلی به نفعِ آچای خواهد بود.

00:29:48.993 --> 00:29:54.025
‫ولی نمیدونم ولیعهدِ "وی" چه شکلیه.

00:29:57.771 --> 00:30:02.160
‫قوی یا ضعیف بودن یه کشور
‫رو میشه از آرایش نظامی و نظم اش فهمید.

00:30:08.838 --> 00:30:11.195
‫از اینجا تا پینگ شینگ خیلی فاصله نیست.

00:30:11.195 --> 00:30:13.259
‫لیانگ اخیراً به مرزمون تجاوز کرده

00:30:13.259 --> 00:30:16.190
‫و برادر چهارمم الآن در مرز هستش.

00:30:16.190 --> 00:30:18.688
‫شهرِ پینگ شینگ؟

00:30:20.477 --> 00:30:24.699
‫چرا شاهزاده خانم به اینکه شاهزاده ی ما چجوری
‫ارتش رو در جنگ هدایت میکنه، نگاهی نمیندازن؟

00:30:24.699 --> 00:30:27.163
‫اونوقته که متوجه میشین وصلت با "وی"

00:30:27.163 --> 00:30:29.627
‫بهترین شانسیه که آچای میتونه داشته باشه.

00:30:32.123 --> 00:30:35.401
‫فردا صبح من به "وی" برمیگردم.

00:30:35.401 --> 00:30:37.225
‫اگه شاهزاده خانم هنوز شک دارن

00:30:37.225 --> 00:30:39.092
‫میتونن کسی رو به "وی" بفرستن.

00:30:39.092 --> 00:30:43.060
‫ما هم صداقت مون رو به شما نشون خواهیم داد.

00:30:44.905 --> 00:30:48.732
‫به صحبت های شاهزاده جن فکر میکنم.

00:31:26.840 --> 00:31:29.041
‫همه جور شایعه ای تو ارتش داره میچرخه.

00:31:29.041 --> 00:31:30.946
‫میگن که شما شاهزاده شی رو کُشتی.

00:31:30.946 --> 00:31:33.405
‫این همون خطریه که میگفتی؟

00:31:36.418 --> 00:31:40.667
‫وقتی فهمیدم، دیگه دیر شده بود.

00:31:40.667 --> 00:31:44.174
‫من فقط فهمیدم که این قضیه
‫به فرقه ی تالار یشم خونین مربوطه.

00:31:44.174 --> 00:31:49.897
‫اگه مدرکی نباشه، شما رو مقصر میدونن.

00:31:49.897 --> 00:31:51.889
‫وقتی به پایتخت برگردین

00:31:51.889 --> 00:31:53.748
‫زندگی تون به خطر می افته.

00:31:53.748 --> 00:31:56.535
‫اونموقع، من بازم درگیرش میشم.

00:31:57.658 --> 00:32:00.295
‫کسی که جرئت میکنه برای کُشتن
‫یه شاهزاده با دشمن

00:32:00.295 --> 00:32:02.261
‫هم دست بشه، حتماً حامی ــه قدرتمندی پُشتشه.

00:32:02.261 --> 00:32:04.484
‫این یه مانعِ خطرناکه که تهش مشخص نیست.

00:32:04.484 --> 00:32:07.146
‫اجازه بدین جسدِ شاهزاده شی رو معاینه کنم.

00:32:07.146 --> 00:32:09.119
‫اگه واقعاً فرقه ی تالار یشم خونین دخالت داشته

00:32:09.119 --> 00:32:11.908
‫باید زودتر به پایتخت برگردم
‫و درباره اش تحقیق کنم.

00:33:28.246 --> 00:33:31.617
‫قتل با یه سوزنِ سمی
‫که تو جنگل جاسازی شده...

00:33:31.617 --> 00:33:35.551
‫یه مُهره ی سوخته. از مرگش
‫برای پیش بردن اهداف شون استفاده کردن.

00:33:36.860 --> 00:33:39.406
‫حتی جرئت میکنن شاهزاده شی رو هم بُکُشن...

00:33:41.002 --> 00:33:42.234
‫خانواده ی یین...

00:34:10.023 --> 00:34:12.225
‫مجرمِ واقعی کی بوده؟

00:34:18.772 --> 00:34:20.665
‫همه ی مخلوقات، روح دارن.

00:34:20.665 --> 00:34:25.116
‫همه ی درختان و تک تک علف ها
‫شاهدِ قتلِ شاهزاده شی بودن.

00:34:56.781 --> 00:34:58.641
‫پس تو بودی.

00:35:53.333 --> 00:35:55.125
‫بدش به من.

00:35:55.125 --> 00:35:57.161
‫منو ببر پیشِ رئیست.

00:35:57.161 --> 00:35:59.763
‫پاتو از گلیمت درازتر کردی.

00:35:59.763 --> 00:36:01.172
‫کی هستی؟

00:36:01.172 --> 00:36:03.715
‫لازم نیست بدونی من کی ام.

00:36:03.715 --> 00:36:06.424
‫فقط باید بدونی، چیزی که دستمه

00:36:06.424 --> 00:36:09.132
‫میتونه فرقه ی تالار یشم خونین رو نابود کنه.

00:36:11.500 --> 00:36:13.292
‫منظورت چیه؟

00:36:23.335 --> 00:36:26.453
‫تو... تو یه ساحره ای؟

00:36:28.953 --> 00:36:30.190
‫ما...

00:36:30.190 --> 00:36:31.777
‫برادر چی شده؟

00:36:35.219 --> 00:36:36.753
‫چینگ چن...

00:36:36.753 --> 00:36:38.551
‫خانم چینگ چن تو دردسر افتاده؟

00:36:43.141 --> 00:36:45.239
‫کمک نمیخواد.

00:36:45.239 --> 00:36:47.875
‫فکر کنم اونقدر شایسته هست
‫که خودش بتونه تنهایی انجامش بده.

00:36:50.049 --> 00:36:52.326
‫حالا که جونِ اون به جونِ تو بنده

00:36:52.326 --> 00:36:55.301
‫اگه تو خطر بیفته
‫تو هم تحت تاثیر قرار میگیری.

00:36:55.301 --> 00:36:57.172
‫یکی رو میفرستم که مخفیانه اونو بِپاد.

00:36:57.172 --> 00:36:58.205
‫نمیخواد.

00:36:59.491 --> 00:37:01.922
‫اون باید واردِ پایتخت شده باشه.

00:37:16.717 --> 00:37:19.561
‫برادر، هرچی که باشه
‫باید فوراً چند تا از افرادمون

00:37:19.561 --> 00:37:22.407
‫رو بفرستیم به پایتخت.

00:37:22.407 --> 00:37:24.688
‫اگه پیشگیری ای نکنیم

00:37:24.688 --> 00:37:27.772
‫میترسم موقعِ بازگشت مون
‫بلوایی به پا بشه.

00:37:32.018 --> 00:37:35.128
‫به افرادمون دستور بده که مخفیانه خبر بیارن.

00:37:35.128 --> 00:37:37.359
‫حواست باشه که بی احتیاطی ای نکنی.

00:37:37.359 --> 00:37:41.032
‫بقیه ی کارا رو هم وقتی
‫به پایتخت برگشتم راست و ریس میکنم.

00:37:41.032 --> 00:37:42.692
‫منظورت اینه که...

00:37:42.692 --> 00:37:46.292
‫منتظر میمونی و تماشا میکنی
‫تا مار از خفا بیاد بیرون؟

00:37:46.292 --> 00:37:50.052
‫یوان شی هرچند اشتباه کرد
‫اما تقاصِ سنگینی رو بخاطرش داد.

00:37:50.052 --> 00:37:51.810
‫اون مُرد.

00:37:51.810 --> 00:37:53.882
‫اما بخاطر مرگش...

00:37:53.882 --> 00:37:57.196
‫به عنوان برادر بزرگترش
‫باید انتقامش رو بگیرم.

00:38:26.632 --> 00:38:28.565
‫خودشه؟

00:38:30.185 --> 00:38:31.757
‫تو یه ساحره ای؟

00:38:34.746 --> 00:38:37.201
‫خیلی بی احتیاطی کردین.

00:38:37.201 --> 00:38:41.098
‫چجوری اینو رو یه قاتلِ مُرده
‫جا گذاشتین؟

00:38:41.098 --> 00:38:44.962
‫نمیترسیدین که علتِ واقعی ــه مرگِ
‫شاهزاده شی، آشکار بشه؟

00:38:48.268 --> 00:38:53.485
‫هوشِ زیادی، بدبختی به بار میاره.

00:38:54.735 --> 00:38:59.165
‫تو کشور وی، وقتی هویتِ یک ساحره مشخص بشه

00:38:59.165 --> 00:39:01.632
‫برطبق قانون مجازات میشه.

00:39:06.815 --> 00:39:10.525
‫اگه بخوام هیچ ردی به جا نگذارم

00:39:10.525 --> 00:39:13.128
‫به نظرت چیکار میکنم؟

00:39:13.128 --> 00:39:14.998
‫ما هر دو از جادوگران هستیم.

00:39:14.998 --> 00:39:17.868
‫باید مراقبِ همدیگه باشیم.

00:39:20.587 --> 00:39:25.822
‫هرکی که پُشتته واقعاً بی رحم و بدذاته.

00:39:25.822 --> 00:39:27.987
‫شائو جی که مُرده.

00:39:27.987 --> 00:39:30.333
‫با وجود اینکه یوان شی یه شاهزاده بود

00:39:30.333 --> 00:39:33.378
‫وقتی تبدیل به یه مُهره ی
‫سوخته شد، کُشته شد.

00:39:34.415 --> 00:39:37.712
‫یه شخص زیرک همیشه احتیاط میکنه.

00:39:37.712 --> 00:39:43.391
‫بهترین کار اینه که با هم همکاری
‫و امنیتِ خودمونو حفظ کنیم.

00:39:44.469 --> 00:39:48.239
‫تو کی باشی که بخوای با فرقه ی
‫تالار یشم خونین همکاری کنی؟

00:39:48.239 --> 00:39:51.101
‫در عوضش، چی میخوای؟

00:39:51.101 --> 00:39:54.290
‫من فقط دنبال جایی برای موندن هستم.

00:39:56.418 --> 00:39:58.156
‫فکر میکنی کی هستی؟

00:39:58.156 --> 00:40:02.141
‫فرقه ی تالار یشم خونین رو چی فرض میکنی؟

00:40:02.141 --> 00:40:05.136
‫نگهبانا! ببرینش!

00:40:05.136 --> 00:40:06.422
‫- چشم
‫- چشم

00:40:14.056 --> 00:40:17.051
‫بانو، ظاهراً اون درباره ی ما، خیلی میدونه.

00:40:17.051 --> 00:40:20.130
‫میخواین زنده نگهش دارین؟

00:40:21.766 --> 00:40:25.639
‫اون ساحره، فراتر از چیزیه که به نظر میاد.

00:40:25.639 --> 00:40:29.391
‫بفرستینش به پایتخت با بقیه ی دخترا.

00:40:29.391 --> 00:40:31.886
‫بسپرینش به استاد.

00:40:31.886 --> 00:40:32.886
‫چشم!

00:40:39.793 --> 00:40:41.118
‫حالت خوبه؟

00:40:43.938 --> 00:40:45.398
‫دراز بکش.

00:40:52.348 --> 00:40:54.172
‫این سَم از جادوی سیاهه.

00:40:55.199 --> 00:40:57.078
‫تو هم یه ساحره ای؟

00:40:58.561 --> 00:40:59.895
‫مینگ یان؟

00:40:59.895 --> 00:41:01.996
‫منو میشناسی؟

00:41:04.230 --> 00:41:06.002
‫من شاگردِ ارشد شی شیو هستم.

00:41:06.002 --> 00:41:08.935
‫چرا تا حالا توی جنگل اسرارآمیز ندیدمت؟

00:41:10.098 --> 00:41:12.409
‫من خارج از جنگل اسرارآمیز بودم.

00:41:12.409 --> 00:41:14.157
‫مطمئناً منو ندیدی.

00:41:14.157 --> 00:41:16.516
‫ولی اُستاد درباره ی تو بهم گفته بود.

00:41:16.516 --> 00:41:19.089
‫گفت که تو شاگردِ اول ارشد تائو یائو بودی.

00:41:20.868 --> 00:41:23.507
‫اُستادم بهت گفت که به جنگل اسرارآمیز برمیگرده

00:41:23.507 --> 00:41:25.489
‫ولی دیگه ازش چیزی نشنیدم.

00:41:25.489 --> 00:41:28.634
‫رفتم دنبالش و فهمیدم چه بلایی سرِ جادوگران اومده.

00:41:28.634 --> 00:41:30.567
‫اُستادم رو دیدی؟

00:41:30.567 --> 00:41:32.136
‫اون حالش خوبه؟

00:41:32.136 --> 00:41:34.627
‫اینو نمیدونم.

00:41:34.627 --> 00:41:40.826
‫چیزی که الآن مهمه، اینه
‫که چجوری از اینجا خلاص بشیم.

00:41:40.826 --> 00:41:43.395
‫وگرنه اونا همه مون رو به

00:41:43.395 --> 00:41:45.964
‫رقاص خانه ی پایتخت میفروشن.

00:41:45.964 --> 00:41:49.248
‫فهمیدم که یک یا دو روز دیگه راه می افتن.

00:41:50.532 --> 00:41:52.185
‫رقاص خانه ی پایتخت؟

00:41:52.185 --> 00:41:53.531
‫آره.

00:41:53.531 --> 00:41:55.830
‫یه فاحشه خونه ی معروف تو پایتخت.

00:41:58.904 --> 00:42:02.277
‫خب پس اگه اینطوره، وقتی

00:42:02.277 --> 00:42:05.652
‫رسیدیم اونجا، اونا رو هم نجات میدیم.

00:42:05.652 --> 00:42:09.089
‫درغیراینصورت، وسطِ این وحشی گری
‫حتی اگه کمک شون

00:42:09.089 --> 00:42:11.813
‫کنیم هم نمیتونن از چنگِ فرقه ی
‫تالار یشم خونین فرار کنن.

00:42:19.931 --> 00:42:21.924
‫بذار اول قدرت هات رو آزاد کنم.

00:42:24.830 --> 00:42:27.380
‫تو میتونی مُهر و موم رو بشکونی؟

00:42:32.576 --> 00:42:33.694
‫شاهزاده خانم.

00:42:33.694 --> 00:42:36.118
‫خوب شد اومدی.

00:42:36.118 --> 00:42:39.252
‫ازت خواستم وضعیتِ شاهزاده های "وی" رو بررسی کنی.

00:42:39.252 --> 00:42:40.295
‫چیکار کردی؟

00:42:41.596 --> 00:42:44.400
‫طبق گزارش جاسوسانی که تو "وی" گذاشتیم

00:42:44.400 --> 00:42:47.906
‫شاهزاده ی چهارم، یوان لینگ

00:42:47.906 --> 00:42:51.411
‫و شاهزاده ی هفتم، یوان جن
‫دربین مردم بیشترین محبوبیت رو دارن.

00:42:51.411 --> 00:42:54.000
‫حتی ولیعهد هم حریف شون نیست.

00:42:54.000 --> 00:42:56.902
‫ما که یوان جن رو دیدیم.

00:42:56.902 --> 00:42:59.545
‫اون مسئول و مدیرِ 9 شهرِ اطرافِ پایتخته.

00:42:59.545 --> 00:43:03.683
‫عموی مادریش یه سربازرس تو
‫درباره که نفوذ زیادی داره.

00:43:03.683 --> 00:43:06.359
‫یوان لینگ مسئولِ محافظت از مرزه.

00:43:06.359 --> 00:43:07.971
‫بهش میگن خدای جنگ.

00:43:08.946 --> 00:43:11.878
‫در جنگ پینگ شینگ، اون محاصره شده بود

00:43:11.878 --> 00:43:14.828
‫و با این وجود، فرمانده ی ارتش
‫لیانگ یعنی شائو جی رو کُشت.

00:43:14.828 --> 00:43:16.773
‫و لیانگ شکست خورد.

00:43:18.676 --> 00:43:20.243
‫خدای جنگ؟

00:43:21.973 --> 00:43:22.973
‫جالبه.

00:43:24.083 --> 00:43:27.592
‫قبلاً هم اسم و تعریف هاش رو شنیدم.

00:43:27.592 --> 00:43:30.056
‫میگن که اون روش خودش رو
‫برای آموزش ارتش زره پوش سیاه داره.

00:43:30.056 --> 00:43:33.147
‫چندین ساله که در هیچ جنگی شکست نخورده.

00:43:34.148 --> 00:43:36.268
‫حتی شاهزاده ای به برجستگی ــه یوان جن هم

00:43:36.268 --> 00:43:38.386
‫قبل از اینکه بره، اسمش رو آورد.

00:43:39.685 --> 00:43:43.650
‫ظاهراً خاندان سلطنتی "وی"
‫خیلی اونو دست بالا میگیرن.

00:43:43.650 --> 00:43:44.797
‫شاهزاده خانم درست میگن.

00:43:44.797 --> 00:43:46.465
‫حتی یه مَثَلی بین مردم هست که میگه:

00:43:46.465 --> 00:43:49.350
‫"هرجا شاهزاده لینگ باشه، صلح و صفا هم باهاش میاد."

00:43:49.350 --> 00:43:50.782
‫جداً؟

00:43:54.058 --> 00:43:56.493
‫موکاشا، نیرو ها رو جمع کن.

00:43:56.493 --> 00:44:01.005
‫میخوام این شاهزاده لینگِ مشهور رو ملاقات کنم.

00:44:01.005 --> 00:44:05.326
‫خواهیم دید که "وی" واقعاً بهترین شانس ماست یا نه.

00:44:35.735 --> 00:44:37.219
‫به زمینِ دشوار و خطرناکی رسیدیم.

00:44:37.219 --> 00:44:38.451
‫حواستون رو جمع کنین.

00:44:49.679 --> 00:44:51.670
‫شما شاهزاده لینگ هستین؟

00:44:52.781 --> 00:44:54.779
‫من شاهزاده ی کشور آچای هستم.

00:44:54.779 --> 00:44:56.643
‫شهرتِ شاهزاده لینگ به گوشم خورده.

00:44:56.643 --> 00:44:59.846
‫میگن که "شمشیر رجعت" شمشیرِ
‫شکست ناپذیر و قدرتمندی هستش.

00:44:59.846 --> 00:45:02.574
‫دوست دارم چند حرکتی از شاهزاده لینگ یاد بگیرم.

00:45:02.574 --> 00:45:05.281
‫مسائل مهمی هست که باید بهشون رسیدگی کنم.

00:45:05.281 --> 00:45:07.023
‫ببخشید.

00:45:07.023 --> 00:45:08.895
‫میترسی ببازی؟

00:45:08.895 --> 00:45:10.384
‫مسخره!

00:45:10.384 --> 00:45:13.607
‫برادرم تو هیچ مبارزه ای شکست نخورده!

00:45:13.607 --> 00:45:15.442
‫مگه میشه توسطِ تو شکست بخوره؟

00:45:15.442 --> 00:45:20.804
‫شخصی که پیشِ شاهزاده لینگ هستش
‫باید شاهزاده چه باشه، نه؟

00:45:20.804 --> 00:45:22.080
‫درسته!

00:45:22.080 --> 00:45:27.969
‫شاهزاده لینگ، باهام مبارزه میکنی یا تسلیم میشی؟

00:45:27.969 --> 00:45:29.967
‫من با مفهومِ تسلیم آشنایی ندارم!

00:46:25.782 --> 00:46:26.978
‫شاهزاده خانم!

00:46:30.913 --> 00:46:32.078
‫وایسا!

00:46:42.272 --> 00:46:44.016
‫شاهزاده خانم، حالتون خوبه؟

00:46:44.016 --> 00:46:45.185
‫خوبم.

00:46:47.958 --> 00:46:50.705
‫برادر، اون یه زَنه؟

00:47:03.145 --> 00:47:04.978
‫شما شاهزاده خانم آچای هستین.

00:47:06.757 --> 00:47:08.529
‫منم تعریف تون رو زیاد شنیدم.

00:47:08.529 --> 00:47:11.598
‫شاهزاده لینگ، الحق که فوق العاده هستین.

00:47:11.598 --> 00:47:13.810
‫امروز شکستم دادین.

00:47:13.810 --> 00:47:15.909
‫باختِ عادلانه ای بود.

00:47:15.909 --> 00:47:18.453
‫ببخشید که بهتون بی احترامی کردم.

00:47:18.453 --> 00:47:20.304
‫ارتش مون راه درازی رو درپیش داره.

00:47:20.304 --> 00:47:22.473
‫دیگه میرم.

00:47:23.764 --> 00:47:25.234
‫به امیدِ دیدار!

00:47:29.351 --> 00:47:30.737
‫بفرمایین شاهزاده لینگ.

00:47:35.893 --> 00:47:40.440
‫شاهزاده لینگ شخصیتِ قابل توجهی
‫داره و مهارت های رزمی اش عالیه.

00:47:40.440 --> 00:47:45.186
‫اون شایسته ی دامادِ آچای شدنه.

00:47:51.000 --> 00:47:52.150
‫شاهزاده خانم.

00:47:53.770 --> 00:47:55.013
‫برگردیم!

00:48:24.942 --> 00:48:26.764
‫خواهر مینگ یان پیغامی فرستاده.

00:48:26.764 --> 00:48:30.288
‫خودش با چند تا دختر بی گناهِ دیگه
‫رو دارن به پایتخت میبَرن.

00:48:30.288 --> 00:48:33.621
‫باید زودتر بریم به نجاتِ خواهر مینگ یان.

00:48:33.621 --> 00:48:34.750
‫چشم!

00:48:37.378 --> 00:48:39.094
‫[رقاص خانه ی پایتخت]

00:48:39.094 --> 00:48:40.661
‫آروم.

00:48:40.661 --> 00:48:42.045
‫یوان مینگ.

00:48:42.045 --> 00:48:44.846
‫برادر، ولم کن.

00:48:44.846 --> 00:48:46.427
‫- یوان مینگ!
‫- شرابِ بیشتر میخوام!

00:48:46.427 --> 00:48:49.250
‫قربان بفرمایین داخل.

00:48:49.250 --> 00:48:50.940
‫- برادر...
‫- بلند شو!

00:48:50.940 --> 00:48:53.014
‫ولم کن! شرابِ بیشتر میخوام!

00:49:03.067 --> 00:49:05.266
‫سرورم، بزودی واردِ پایتخت میشیم.

00:49:05.266 --> 00:49:07.743
‫اول به اقامتگاه تون میرین یا قصر؟

00:49:07.743 --> 00:49:09.806
‫یکی رو بفرست به اقامتگاهم که خبر بده.

00:49:09.806 --> 00:49:14.181
‫قبلش، به قصر میرم تا گزارش کنم.

00:49:14.181 --> 00:49:15.181
‫چشم.

00:49:18.996 --> 00:49:20.788
‫- بلند شو برادر!
‫- ولم کن!

00:49:20.788 --> 00:49:22.471
‫شرابِ بیشتر میخوام.

00:49:22.471 --> 00:49:24.491
‫پدر میخواد ببینتت!

00:49:24.491 --> 00:49:27.248
‫شیان وو... میخوام شیان وو رو ببینم...

00:49:27.248 --> 00:49:30.322
‫ولم کن برادر!

00:49:30.322 --> 00:49:32.424
‫- بلند شو!
‫- بیشتر میخوام!

00:49:33.996 --> 00:49:35.514
‫- مَست نشدم.
‫- بلند شو برادر!

00:49:35.514 --> 00:49:36.514
‫بایستین!

00:49:43.871 --> 00:49:44.907
‫سرورم.

00:49:47.503 --> 00:49:49.210
‫- برادر بلند شو.
‫- ولم کن.

00:49:49.210 --> 00:49:50.763
‫این چه رفتاریه که میکنی؟

00:49:50.763 --> 00:49:52.259
‫پدر میخواد ببینتت!

00:49:52.259 --> 00:49:53.502
‫- جن!
‫- شیان وو...

00:49:53.502 --> 00:49:55.569
‫برادر، "مینگ" چشه؟

00:49:55.569 --> 00:49:58.342
‫برادر! برگشتی!

00:49:58.342 --> 00:49:59.534
‫برگشتی خونه!

00:49:59.534 --> 00:50:01.788
‫وقتی تو آچای بودی
‫شیان وو رو دیدی؟

00:50:01.788 --> 00:50:03.025
‫آره؟

00:50:03.025 --> 00:50:04.777
‫شیان وو... اون گُم شده!

00:50:04.777 --> 00:50:06.020
‫گُم شده!

00:50:06.020 --> 00:50:07.489
‫مینگ خیلی خورده.

00:50:08.311 --> 00:50:10.967
‫پدر... پدر اونو به قصر احضار کرده.

00:50:10.967 --> 00:50:13.243
‫نمیدونم جوابشو چجوری بدم.

00:50:13.243 --> 00:50:17.029
‫برادر، درشکه ام رو ببر و
‫مینگ رو برگردون خونه.

00:50:17.029 --> 00:50:20.782
‫من میخواستم برم به قصر.
‫به پدر میگم که مینگ مریضه.

00:50:20.782 --> 00:50:21.973
‫خب این دروغ نی...

00:50:21.973 --> 00:50:24.366
‫اگه پدر اونو اینجوری ببینه، چی میشه؟

00:50:24.366 --> 00:50:25.775
‫خودم جوابش رو میدم.

00:50:25.775 --> 00:50:27.107
‫مراقبِ مینگ باش.

00:50:27.107 --> 00:50:28.388
‫دنبالِ شیان وو بگرد...

00:50:34.741 --> 00:50:36.643
‫راه بیفت برادر!

00:50:36.643 --> 00:50:37.917
‫برادر، شیان وو رو پیدا کن...

00:50:45.185 --> 00:50:46.375
‫یوان جن؟

00:50:46.375 --> 00:50:50.246
تو با 12 گلِ نادرِ جادوگران منو ‫به عمارتت
کشوندی و مُهر و مومِ قدرت هام رو شکستی

00:50:50.246 --> 00:50:53.833
‫این دفعه، نوبتِ منه که تلافی کنم.

00:50:53.834 --> 00:51:08.834
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:51:08.858 --> 00:51:20.858
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.