﻿WEBVTT

00:00:02.000 --> 00:00:22.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:36.200 --> 00:01:42.150
<i>[عشق گمشده در زمان]</i>

00:01:42.151 --> 00:01:45.084
<i>[قسمت یازدهم]</i>

00:01:59.070 --> 00:02:02.265
سرورم، جلسه ی دربار سلطنتی تموم شده

00:02:02.266 --> 00:02:04.987
شما باید به اتاق خوابتون برگردین

00:02:12.452 --> 00:02:14.841
تلاطم زندگی

00:02:19.087 --> 00:02:24.589
تو این تالار بزرگ بود که شی
باهام خداحافظی کرد

00:02:25.871 --> 00:02:30.663
اون خیلی جسور و مشتاق بود

00:02:32.066 --> 00:02:36.904
با این حال... تنها چیزی
که برگشت یه تابوت بود

00:02:38.321 --> 00:02:42.107
سرورم، همدردی منو قبول کنید

00:02:44.762 --> 00:02:47.242
شخصی رو انتخاب کنید تا در مورد این موضوع
به صورت مخفی تحقیق کنه

00:02:48.208 --> 00:02:52.405
میخوام بدونم واقعاً چه کسی شی رو کشته

00:02:55.377 --> 00:02:56.542
سرورم

00:02:56.543 --> 00:02:59.963
شاهزاده لینگ در حال برگشتن
به کاخ هستن

00:02:59.964 --> 00:03:05.551
چرا صبر نمیکنین تا ایشون برسن
و حقیقت رو ازشون بپرسید؟

00:03:05.552 --> 00:03:08.953
داخل کاخ
به تمام حقیقت میشه پی برد؟

00:03:13.083 --> 00:03:16.025
البته که به داستانش گوش میدم

00:03:16.026 --> 00:03:21.829
با این حال، من میخوام بدونم که
تو مرز ها چی میگذره

00:03:23.314 --> 00:03:25.294
اطاعت میشه

00:03:34.392 --> 00:03:35.612
!لی لین

00:03:38.106 --> 00:03:39.415
خانوم چینگ چن

00:03:40.659 --> 00:03:42.213
سرورم هنوز برنگشتن؟

00:03:42.214 --> 00:03:45.130
ممکنه اعلیحضرت امشب به
عمارت بر نگردن

00:03:45.131 --> 00:03:46.442
چرا؟

00:03:46.443 --> 00:03:48.949
میگن ارتش زره پوش سیاه
به پایتخت برگشته

00:03:48.950 --> 00:03:52.083
اعلیحضرت و همسر نجیب زاده به
استقبالِشون رفتن

00:03:52.084 --> 00:03:55.506
جای خوشحالی داره که ارتش زره پوش سیاه
بعد از پیروزی برگشته

00:03:57.285 --> 00:03:59.426
خانوم چینگ چن
حال شما تازه بهتر شده

00:03:59.427 --> 00:04:00.907
احتیاج دارین که بیشتر استراحت کنین

00:04:33.091 --> 00:04:34.352
شاهزاده لینگ

00:04:34.353 --> 00:04:37.291
من نمیدونم که یین سو رو پیدا کردین یا نه

00:04:47.548 --> 00:04:50.367
برادر، من جای یین سو رو پیدا کردم

00:04:50.368 --> 00:04:52.134
در حال حاضر تو پایتخت بهشتی مخفی شده

00:04:54.709 --> 00:04:55.831
بسیار خوب

00:04:55.832 --> 00:04:56.978
...باید ما

00:05:00.445 --> 00:05:01.997
دشمنان رو هشیار نکن

00:05:01.998 --> 00:05:04.083
یه نفرو بفرست که مخفیانه تعقیبش کنه

00:05:04.084 --> 00:05:07.060
ما باید دنبال مغز متفکر
پشت این قضایا باشیم

00:05:52.166 --> 00:05:53.596
درود بر همسر نجیب زاده

00:05:55.457 --> 00:05:56.875
شی کجاست؟

00:06:00.260 --> 00:06:01.923
پسر من شی کجاست؟

00:06:03.228 --> 00:06:04.808
کجاست؟

00:06:18.353 --> 00:06:20.251
!شی

00:06:20.284 --> 00:06:23.231
مادر! ،مادر ، قوی باش

00:06:24.659 --> 00:06:26.524
شی ، اون

00:06:28.438 --> 00:06:30.425
چطور مرد؟

00:06:30.426 --> 00:06:31.962
من کُشتَمِش

00:06:33.928 --> 00:06:35.871
اون با همدستی با دشمنان
به کشور خیانت کرد

00:06:35.872 --> 00:06:37.523
و اسرار نظامی رو لو داد

00:06:37.524 --> 00:06:40.038
بر اساس قوانین نظامی
اون مرتکب گناهی شده که قابل بخشش نیست

00:06:40.039 --> 00:06:41.673
!بر اساس قوانین نظامی

00:06:42.846 --> 00:06:45.542
تو جونِ شی رو بر اساس قوانین نظامی گرفتی؟

00:06:45.543 --> 00:06:47.819
خیلی ساده در نظر گرفتیش

00:06:47.820 --> 00:06:51.105
همه در برابر قانون مساوی ان

00:06:51.106 --> 00:06:52.686
چه مدارکی برای متهم کردنش

00:06:52.687 --> 00:06:54.732
به همکاری با دشمن و
خیانت کردن به کشور دارین؟

00:06:54.733 --> 00:06:59.549
حتی اگه مرتکب جنایت هم شده باشه
اعلاحضرت باید بهش رسیدگی بکنه

00:06:59.550 --> 00:07:01.907
سه دیوان قضایی باید دادرسی
!مشترکی انجام بدن

00:07:01.908 --> 00:07:03.888
اون بر اساس قانون محکوم میشد

00:07:03.889 --> 00:07:06.174
تو هم یه شاهزاده ی بد ذات مثل اونی

00:07:06.175 --> 00:07:08.934
چطور جرأت کردی
!تنهایی در این مورد تصمیم بگیری

00:07:08.935 --> 00:07:10.266
!همسر نجیب زاده

00:07:10.267 --> 00:07:13.045
تو این زمینه یه ژنرال به خاطر
اختیارات حکومتی ای که به عنوان

00:07:13.046 --> 00:07:15.206
فرمانده کل نیروهای مسلح داره
اختیار تام داره

00:07:15.207 --> 00:07:17.021
!لینگ چاره ای جز انجام این کار نداشت

00:07:17.022 --> 00:07:19.028
!این یه اتهام بی پایه است

00:07:19.029 --> 00:07:20.875
!اون شی رو کشته

00:07:27.288 --> 00:07:29.651
همدستی با دشمنان و خیانت؟

00:07:32.031 --> 00:07:34.995
اینها اتهاماتی هستن که
قبل از بررسی کامل

00:07:36.130 --> 00:07:38.015
نمیتونیم کسی رو متهم بهش بکنیم

00:07:39.264 --> 00:07:40.966
بدن شاهزاده شی رو

00:07:44.974 --> 00:07:46.514
!نمیتونم رها کنم

00:07:48.077 --> 00:07:49.203
برادر

00:07:49.204 --> 00:07:52.174
واقعا تو مرز ها چه اتفاقی افتاده؟

00:07:52.175 --> 00:07:55.274
اگر اون واقعا مرتکب خیانت شده باشه
نمیتونه تو معبد اجدادی پذیرفته بشه

00:07:56.601 --> 00:07:58.734
چطور میتونی عروسمون و برادرزادمون رو

00:07:58.735 --> 00:08:01.535
تو مرکز انتقاد مردم قرار بدی؟

00:08:01.536 --> 00:08:05.213
مادر... درمورد چی حرف میزنن؟

00:08:05.214 --> 00:08:12.356
چرا پدر سوار بر اسبِش همراه
عمو چه و عمو لینگ برنگشته؟

00:08:18.079 --> 00:08:22.014
من باید جوابگوی مرگ یوان شی باشم

00:08:22.015 --> 00:08:26.578
بعد از این که به قصر رفتم درخواست میکنم
که برای مجازات من تصمیم گیری بشه

00:08:26.579 --> 00:08:28.858
و این قضیه رو به پدر توضیح میدم

00:09:10.728 --> 00:09:15.671
دقیقاً به من توضیح بده
که چه اتفاقی افتاده

00:09:15.672 --> 00:09:19.060
همونطور که قبلا طی یک گزارش کتبی
توضیح داده بودم

00:09:21.055 --> 00:09:23.073
شاهزاده شی به صورت مخفیانه با
دشمنان ما تبانی کرده بود

00:09:23.074 --> 00:09:26.741
اون به شائو جی موقعیت
ارتش زره پوش سیاه رو اطلاع داده بود

00:09:26.742 --> 00:09:29.896
که موجب کشته شدن
ده هزار سرباز شد

00:09:29.897 --> 00:09:32.251
به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح

00:09:32.252 --> 00:09:36.819
باید تو این موقعیت خطیر
بر اساس قوانین نظامی مجازاتش میکردم

00:09:36.820 --> 00:09:40.102
در غیر این صورت ، نه تنها
نمیتونستم روحیه ی سربازان رو برگردونم

00:09:40.103 --> 00:09:45.001
بلکه تعداد بیشتری از
سربازان رو به خطر مینداختم

00:09:48.050 --> 00:09:53.102
با این حال هر چقدر هم گناهش سنگین باشه
این منم که باید مجازاتش کنم

00:09:53.103 --> 00:09:55.179
این کاری که انجام دادی

00:09:55.180 --> 00:09:58.730
نادیده گرفتن قوانین
وی بزرگ نیست؟

00:10:01.440 --> 00:10:03.285
! من اشتباه خودم رو قبول میکنم

00:10:03.286 --> 00:10:05.483
من مشتاق مجازات شدن در ملاء عام هستم

00:10:05.484 --> 00:10:07.905
کشتن بی قید و شرط یک شاهزاده

00:10:07.906 --> 00:10:13.151
چه مجازاتی در خورشه

00:10:33.363 --> 00:10:34.605
سرورم

00:10:38.054 --> 00:10:40.689
چرا سرورم اینقدر ذهنشون درگیره؟

00:10:40.690 --> 00:10:44.133
ارتش زره پوش سیاه امروز برگشته

00:10:44.134 --> 00:10:48.149
من شنیدم که شما و شاهزاده شی
از یه مادر متولد شدین

00:10:48.150 --> 00:10:50.839
شما برای خوش آمدگویی بهشون
رفته بودین

00:10:53.018 --> 00:10:56.310
امروز ، یوان لینگ
ارتش زره پوش سیاه رو به پاینتخت برگردوند

00:10:57.403 --> 00:10:59.902
همینطور جسد برادر پنجم رو هم
به خونه آورد

00:10:59.903 --> 00:11:04.195
چند ماه پیش از هم جدا شدیم و حالا
مرگ ما رو برای همیشه از هم جدا کرد

00:11:04.196 --> 00:11:08.988
اون نقاشی ضیافتی که کشیده بودم
هرگز دوباره اتفاق نمی افته

00:11:10.153 --> 00:11:11.611
برادر پنجم

00:11:11.612 --> 00:11:13.800
شاهزاده شی؟

00:11:14.843 --> 00:11:19.708
در واقع شی به دست لینگ کشته شده

00:11:19.709 --> 00:11:22.246
سرور شما فکر میکنین
که این حقیقت داره؟

00:11:31.588 --> 00:11:33.421
لینگ ممکنه سرد و گوشه گیر باشه

00:11:33.422 --> 00:11:36.727
ولی اون فرد درست کار و فداکاریه

00:11:36.728 --> 00:11:39.338
من به خوبی از این موضوع آگاهم

00:11:39.339 --> 00:11:43.190
علاوه بر این، بر اساس
قوانین کشوری و نظامی

00:11:43.191 --> 00:11:48.524
نیازی نبود که خودش اعدامش کنه

00:11:48.525 --> 00:11:52.879
مرگ شاهزاده شی بر خلاف چیزی که به نظر میرسه
مشکوک نیست؟

00:11:54.526 --> 00:11:57.295
لینگ هر دفعه فرماندهی نیروهای نظامی ما
رو به عهده میگیره تا دشمن رو شکست بده

00:11:57.296 --> 00:12:00.411
بنابراین اون قطعاً
فرد بی ملاحظه و بی فکری نیستش

00:12:03.396 --> 00:12:04.479
سرورم

00:12:06.118 --> 00:12:07.323
مشکلی نیست حرفتو بزن

00:12:07.324 --> 00:12:09.102
همسر نجیب زاده ، ایشون

00:12:10.206 --> 00:12:12.656
ایشون همه ی زیر دست های
شاهزاده شی رو جمع کردن

00:12:12.657 --> 00:12:14.084
و اون ها رو به تالار بزرگ بردن

00:12:14.085 --> 00:12:15.190
چی؟

00:12:39.746 --> 00:12:41.679
بیرون تالار بزرگ منتظر بمونین

00:12:41.680 --> 00:12:42.786
اطاعت میشه

00:12:55.030 --> 00:12:58.030
درود بر اعلیحضرت

00:12:58.031 --> 00:12:59.521
به پدر درود میفرستم

00:12:59.522 --> 00:13:01.370
اینجا جای شما نیست

00:13:01.371 --> 00:13:03.059
!بیرون بمونین

00:13:03.060 --> 00:13:06.593
اعلیحضرت، من به خاطر
مسائل خانوادگی اینجا نیستم

00:13:06.594 --> 00:13:08.423
برای مسائل کشوری اومدم

00:13:08.424 --> 00:13:11.859
شی به اشتباه متهم
و در مرز ها کشته شده

00:13:11.860 --> 00:13:14.293
امروز، در مقابل تمام
مقامات کشوری و لشکری

00:13:14.294 --> 00:13:18.171
سوالاتی از شاهزاده لینگ دارم

00:13:18.172 --> 00:13:20.910
این جزو مسائل نظامیه
بلوا به پا نکن

00:13:20.911 --> 00:13:24.039
جن ، مادرت رو به اقامتگاهش همراهی کن

00:13:24.040 --> 00:13:27.370
پدر ، مادر به خاطر مرگ شی
بسیار آشفته هستن

00:13:27.371 --> 00:13:29.680
امیدوارم پدر با ایشون همدردی کنن

00:13:29.681 --> 00:13:30.992
مادر

00:13:30.993 --> 00:13:32.127
پدر

00:13:33.847 --> 00:13:36.328
اگر همسر نجیب زاده
سوالاتی دارن که از من بپرسن

00:13:36.329 --> 00:13:37.704
در هر موردی که باشه میتونن بپرسن

00:13:39.665 --> 00:13:44.584
اعلیحضرت ، زیردست های شی
در حال حاضر بیرون از تالار هستن

00:13:44.585 --> 00:13:49.002
اونها کاملا آگاه هستن که تو مرز ها چه
اتفاقی برای ارتش زره پوش سیاه افتاده

00:13:49.003 --> 00:13:50.650
من فقط یه سوال از تو دارم

00:13:50.651 --> 00:13:53.848
وقتی که مسئولیت ارتش زره پوش
سیاه رو به شی واگذار کرده بودی

00:13:53.849 --> 00:13:55.900
خودت کجا بودی؟

00:13:55.901 --> 00:13:59.103
اردوگاه رو بدون هیچ دلیل
قانع کننده ای ترک کردی؟

00:14:02.523 --> 00:14:04.800
<i>لینگ و من برای نجات دادن جادوگر ها
اردوگاه رو ترک کرده بودیم</i>

00:14:04.801 --> 00:14:06.651
<i>اگر چه، این موضوع نباید فاش بشه</i>

00:14:08.540 --> 00:14:12.382
اگر شی با شائو جی
از ایالت لیانگ تبانی کرده بود

00:14:12.383 --> 00:14:15.710
همونطور که خودت ادعا میکنی

00:14:15.711 --> 00:14:18.368
نامه هایی که بینشون رد و بدل شده رو داری
که این ادعا رو ثابت بکنه؟

00:14:18.369 --> 00:14:21.353
اگر نه، از اونجایی که
ارتشِ پیشتازِ شائو جی رو نابود کردی

00:14:21.354 --> 00:14:25.559
چرا تنها شاهدت رو
کشتی ،شائو جی رو؟

00:14:25.560 --> 00:14:28.984
حالا که هردوشون مُردن و دیگه نمیتونن
بی گناهی خودشون رو ثابت کنن

00:14:28.985 --> 00:14:32.042
کی میتونه خائن واقعی رو مشخص کنه؟

00:14:33.709 --> 00:14:36.003
پدر، همسر نجیب زاده حق دارن
که شک و تردید داشته باشن

00:14:36.004 --> 00:14:38.098
سه دیوان قضایی میتونه
میزبان دادرسی مشترکی با

00:14:38.099 --> 00:14:40.194
ارتش زره پوش سیاه باشه که
در کنار ما جنگیدن

00:14:40.195 --> 00:14:41.205
حقیقت در تحقیقات آشکار میشه

00:14:41.206 --> 00:14:45.032
یکصد هزار سرباز ارتش زره پوش سیاه، درست
مثل محافظان شخصی شاهزاده لینگ هستن

00:14:45.033 --> 00:14:47.894
برای ارتش زره پوش سیاه
حتی دستور اعلیحضرت هم

00:14:47.895 --> 00:14:50.753
به انذازه ی دستورات شاهزاده لینگ
نافذ نیستن

00:14:50.754 --> 00:14:55.253
حتی اگر شاهزاده لینگ شورش بپا بکنه
ارتش زره پوش سیاه ازش حمایت میکنه

00:14:55.254 --> 00:15:00.583
سپردن امنیت وی بزرگ به چنین فردی
کار بسیار خطرناکی نیستش؟

00:15:00.584 --> 00:15:01.938
! همسر نجیب زاده

00:15:01.939 --> 00:15:04.430
ارتش زره پوش سیاه
ارتش زبده ی وی بزرگه

00:15:04.431 --> 00:15:07.386
لینگ تنها بر اساس فرمان پدر
به عنوان فرمانده ارشد عمل میکنه

00:15:07.387 --> 00:15:09.809
!درست مثل من و شی

00:15:09.810 --> 00:15:13.640
شی، زمانی در مرز به نیابت از
فرمانده ی کل قوا مستقر بود

00:15:13.641 --> 00:15:17.816
شاید یکی میترسیده که اون جاشو بگیره؟

00:15:21.944 --> 00:15:27.757
همسر نجیب زاده حتی بهتر از پدر
از اخبار مرز ها مطلع هستن

00:15:29.446 --> 00:15:30.719
کافیه

00:15:30.720 --> 00:15:32.848
به اندازه ی کافی بحث شد

00:15:32.849 --> 00:15:34.338
فرمان من رو منتقل کنین

00:15:34.339 --> 00:15:37.659
لوح یادبود شاهزاده شی در حال حاضر
در معبد اجدادی جای نخواهد گرفت

00:15:37.660 --> 00:15:39.801
و فعلاً شاهزاده جن محلی رو
برای لوح یاد بود پیدا بکنن

00:15:39.802 --> 00:15:43.237
همینطور برای تو، برو خارج از
معبد اجدادی زانو بزن

00:15:43.238 --> 00:15:47.719
و حق نداری اونجا رو تا زمانی
که اجازه بدم، ترک کنی

00:15:48.895 --> 00:15:50.185
اطاعت ، پدر

00:16:03.363 --> 00:16:05.358
واقعا به اندازه ی کافی دقت کردی؟

00:16:08.012 --> 00:16:09.767
بعد از این که به اندازه ی
کافی در موردش فکر کردم

00:16:09.768 --> 00:16:12.467
هنوز هم نظرم بر اینه که برم
یه نگاهی به کشور وی بندازم

00:16:13.655 --> 00:16:18.711
چی تو رو ترغیب کرد که
چنین تصمیمی بگیری؟

00:16:20.405 --> 00:16:23.655
اگر چه من هنوز هم باید ولیعهدشون
رو بیشتر بشناسم

00:16:23.656 --> 00:16:26.737
در حال حاضر شاهزاده لینگ از
دولت وی رو از نزدیک ملاقات کردم

00:16:28.575 --> 00:16:30.462
اون قهرمانی شایسته ی احترامه

00:16:30.463 --> 00:16:37.179
به نظر میرسه که دختر من مایل
نیستش که همسر ولیعهد بشه

00:16:37.180 --> 00:16:39.788
چون میخواد با یوان لینگ ازدواج بکنه

00:16:39.789 --> 00:16:41.084
!پدر

00:16:42.565 --> 00:16:47.146
من، سفیرشون شاهزاده جن رو
فرد برجسته ای دیدم

00:16:47.147 --> 00:16:51.506
ممکنه شاهزاده جن فرد برجسته ای باشه
اما هنوز هم بسیار ظریفه

00:16:51.507 --> 00:16:55.774
دخترِ من انتخابِش رو کرده

00:16:55.775 --> 00:16:58.842
اون قطعاً شاهزاده لینگه

00:16:58.843 --> 00:17:00.583
نه دقیقا

00:17:00.584 --> 00:17:04.044
به غير ازدواج با يوان لينگ
من بيشتر مشتاقم که

00:17:04.045 --> 00:17:07.505
نگاه عميق تري به شرايط جاري
وی بزرگ بندازم

00:17:07.506 --> 00:17:09.862
اگر ما تصميم به اتحاد با
وی بزرگ بگيريم

00:17:09.863 --> 00:17:12.295
اين یعنی با دولت ليانگ یکبار
و براي هميشه وارد نزاع ميشيم

00:17:12.296 --> 00:17:17.102
به همين دليل، واقعا مطمئن نيستم که
دولت وی واقعا بهترين انتخاب براي ماست يا نه

00:17:17.103 --> 00:17:20.597
تو به دنبال این هستی
که به بهانه ی ازدواج

00:17:20.598 --> 00:17:24.094
بینش عمیقتری از جریانات سیاسی
وی بزرگ بدست بیاری

00:17:25.508 --> 00:17:28.913
من قصد دارم که پنهانی وارد پایتخت
وی بزرگ بشم

00:17:28.914 --> 00:17:31.616
تا سردر بیارم که اونجا واقعاً چه خبره

00:17:31.617 --> 00:17:33.800
حالا که سه دولت بر سر قدرت با هم رقابت میکنن

00:17:33.801 --> 00:17:35.406
و ایالت لیانگ تو وضعیت بسیار دشواریه

00:17:35.407 --> 00:17:37.657
اونها انگیزه ی کافی برای
متحد کردن شمال و جنوب رو دارن

00:17:37.658 --> 00:17:40.947
قبل از این که وضعیت سیاسیشون بیشتر
از این تثبیت بشه

00:17:40.948 --> 00:17:46.102
مطمئن نیستم که دولت وی
بهترین متحد برای کشور آچای باشه

00:17:46.103 --> 00:17:50.645
من باید شاهزاده ای رو انتخاب کنم که
برای کشورمون هم خوب باشه

00:17:50.646 --> 00:17:56.739
عزیزم، این که می خوای تنهایی بری اونجا
منو خیلی نگران میکنه

00:17:56.740 --> 00:17:59.835
بذار موکاشا هم باهات بیاد

00:17:59.836 --> 00:18:03.026
بهتره فرد دیگه ای هم
باهات بیاد که مراقبت باشه

00:18:03.027 --> 00:18:07.462
اگر دولت وی باهات بد رفتاری کردن
نیازی نیست که باهاشون کنار بیای

00:18:07.463 --> 00:18:09.122
هر وقت خواستی میتونی برگردی خونه

00:18:09.123 --> 00:18:17.123
من هرگز اجازه نمیدم که پِرَنسِسَم
از چیزی رنج ببره

00:18:29.366 --> 00:18:31.066
<i>[لوح یادبود شاهزاده ی وی بزرگ، یوان شی]</i>

00:18:42.327 --> 00:18:45.881
مرگ شی، خانواده ی یین رو
از خطر دور نگه داشت

00:18:45.882 --> 00:18:48.620
فداکاری اون نباید به هدر بره

00:18:49.771 --> 00:18:51.999
باید همه چی رو درست برنامه ریزی کنی

00:18:52.000 --> 00:18:56.432
در طول مراسم مطمئن شید که
شاهزاده لینگ کشته بشه

00:18:56.433 --> 00:19:00.700
از شر حریفِ بالقوه ی جن خلاص شین

00:19:00.701 --> 00:19:05.915
همینطور مطمئن شین که
ازخودتون مدرکی به جا نمونه

00:19:07.453 --> 00:19:09.038
علیاحضرت ، نگران نباشین

00:19:09.039 --> 00:19:11.373
اگر چه قاتلی که فرستادیم
از خانواده ی یین بود

00:19:11.374 --> 00:19:13.393
با این حال ما ساکتش کردیم

00:19:13.394 --> 00:19:16.814
بنابراین ، هیچکس از حقیقت آگاه نمیشه

00:19:16.815 --> 00:19:20.458
تو دربار سلطنتی بقیه ی
مقدمات رو هم فراهم میکنم

00:19:21.864 --> 00:19:24.324
ما از این فرصت استفاده میکنیم تا
از دست شاهزاده لینگ خلاص شیم

00:19:24.325 --> 00:19:29.814
در این صورت موقعیت فرمانده ی کُل
به شاهزاده جن میرسه

00:19:40.899 --> 00:19:42.236
سرورم

00:19:43.501 --> 00:19:47.756
همه ی اینها تقصیر شاهزاده لینگه که
در مورد این قضایا به دقت تحقیق میکنه

00:19:47.757 --> 00:19:51.667
همین که اعلیحضرت متوجهِ
توافق ما با حکومت لیانگ بشه

00:19:51.668 --> 00:19:56.620
هیچ کدوم از صد ها نفر از اعضای خانواده ی یین
شانسی برای بخشیده شدن نخواهند داشت

00:19:56.621 --> 00:19:58.512
نه فقط شاهزاده شی

00:19:58.513 --> 00:20:03.236
حتی شاهزاده جن و یوان تینگ
هم(پسر شاهزاده شی) خواهند مُرد

00:20:13.327 --> 00:20:15.042
شی

00:20:18.875 --> 00:20:21.880
منو به خاطر بی رحم بودنم سرزنش نکن

00:20:23.379 --> 00:20:24.635
سرورم

00:20:24.636 --> 00:20:30.880
مرگ شاهزاده شی به خاطر هموار کردن
مسیرِ به سلطنت رسیدن شاهزاده جن بود

00:20:30.881 --> 00:20:35.055
.در چنین شرایط حساسی ، شما باید قوی باشین
منافع جمعی بالاتر از هر چیز دیگه ایه

00:20:36.989 --> 00:20:42.595
برای قدم بعدی، بر اساس نقشه عمل میکنیم

00:20:48.686 --> 00:20:51.223
مطمئنی؟

00:20:52.428 --> 00:20:57.981
تا زمانی که سرورم بتونن
یوان تینگ رو گول بزنن

00:20:57.982 --> 00:21:00.991
تینگ تنها پدرش رو از دست داده

00:21:00.992 --> 00:21:05.584
بله ، در حال حاضر باید ازش
به عنوان طعمه استفاده کنیم

00:21:19.143 --> 00:21:20.143
‫[تونگ]

00:21:30.947 --> 00:21:32.985
‫مادر، چی شده؟

00:21:32.985 --> 00:21:35.683
‫تینگ، نترس، نگران نباش.

00:21:35.683 --> 00:21:39.391
‫هراتفاقی هم بیفته، من ازت محافظت میکنم.

00:21:41.347 --> 00:21:42.511
‫بفرمایین.

00:21:54.478 --> 00:21:58.305
‫وقتش گذشته که تینگ برای پدرش بُخور بذاره.

00:21:58.305 --> 00:22:01.488
‫به عنوان مادرش، خیلی بی احتیاطی کردی.

00:22:02.623 --> 00:22:06.430
‫مادر، من... من...

00:22:10.393 --> 00:22:11.813
‫بی خیالش.

00:22:13.303 --> 00:22:18.335
‫میدونم که بخاطرِ این اتفاق
‫خیلی وحشت کردی.

00:22:19.651 --> 00:22:20.998
‫خب نظرت چیه

00:22:20.998 --> 00:22:23.058
‫که من تینگ رو با خودم ببرم.

00:22:23.058 --> 00:22:24.756
‫تو میتونی استراحت کنی.

00:22:24.756 --> 00:22:29.778
‫یادت باشه. تو دیگه توی عمارتِ "شی" نیستی.

00:22:29.778 --> 00:22:32.690
‫تو چیزی که بهت مربوط نیست، دخالت نکن.

00:22:35.130 --> 00:22:37.094
‫تینگ، با من بیا.

00:22:37.094 --> 00:22:38.926
‫با من بیا.

00:22:38.926 --> 00:22:41.069
‫مادر لطفاً تینگ رو از من نگیرین!

00:22:41.069 --> 00:22:42.909
‫اون تنها بچه ی شاهزاده است!

00:22:42.909 --> 00:22:44.348
‫مادر...

00:22:44.348 --> 00:22:45.892
‫لطفاً تینگ رو نَبَرین!

00:22:45.892 --> 00:22:47.623
‫اون تنها بچه ی شاهزاده است!

00:22:51.001 --> 00:22:52.331
‫مادر...

00:23:04.403 --> 00:23:05.951
‫بفرمایین.

00:23:07.529 --> 00:23:09.234
‫از وقتی شاهزاده لینگ برگشته پایتخت

00:23:09.234 --> 00:23:12.601
‫بخاطر قتلِ شاهزاده شی، هیاهوی بزرگی درست شده.

00:23:12.601 --> 00:23:15.138
‫اون چجوری حل و فصلش میکنه؟

00:23:34.588 --> 00:23:36.297
‫چی فهمیدی؟

00:23:36.297 --> 00:23:39.367
‫یوان لینگ تو قصره ولی فعلاً کاری نکرده.

00:23:40.473 --> 00:23:42.698
‫شاهزاده شی پسرِ همسر نجیب زاده "یین" هستش.

00:23:42.698 --> 00:23:45.227
‫با توجهِ به نفوذِ خاندانِ یین تو دربار

00:23:45.227 --> 00:23:49.452
‫مطمئناً حل و فصل کردنش براش
‫آسون نیست و آسیب می بینه.

00:23:49.452 --> 00:23:53.003
‫اگه یوان لینگ بخاطر این موضوع زمین بخوره

00:23:53.003 --> 00:23:56.170
‫خیلی به نفعِ لیانگ میشه.

00:23:57.340 --> 00:24:00.880
‫حدس میزنم لیانگ پُشتِ این موضوع باشه.

00:24:00.880 --> 00:24:04.180
‫حرکت بعدی مون چیه؟

00:24:05.661 --> 00:24:10.159
‫اگه مردی که بهش توجه دارم
‫به راحتی شکست بخوره

00:24:10.159 --> 00:24:11.873
‫ازدواجِ باهاش فایده ای نداره.

00:24:11.873 --> 00:24:15.572
‫بیا فعلاً نذاریم کسی از بازدیدمون مطلع بشه.

00:24:15.572 --> 00:24:18.123
‫یه مسافرخونه پیدا میکنیم و توش میمونیم.

00:24:18.123 --> 00:24:21.819
‫خواهیم دید که یوان لینگ جیکار میکنه.

00:24:22.863 --> 00:24:25.680
‫همینطور میتونیم وضعِ دربار "وی" رو بفهمیم.

00:24:25.680 --> 00:24:27.593
‫با توجه به وضعیتِ فعلی

00:24:27.593 --> 00:24:31.355
‫تماشا کردنِ دعوای پسرانِ "یوان آن" جالب میشه.
‫[شاه]

00:24:31.355 --> 00:24:35.911
‫اما درباره ی اوضاع سیاسی شون
‫چجوری میخواین تحقیق کنین؟

00:24:35.911 --> 00:24:38.535
‫از چای خونه و میکَده ها شروع میکنیم.

00:24:39.760 --> 00:24:42.534
‫خاندان سلطنتی درگیرِ بازی ــه قدرت هستن.

00:24:43.866 --> 00:24:47.840
‫ولی در خارج از دربار، مردم عادی
‫تو چای خونه و میکَده ها

00:24:47.840 --> 00:24:51.259
‫میتونن به وضوح اوضاع رو تماشا کنن.

00:24:55.765 --> 00:24:57.197
‫برادر.

00:25:06.260 --> 00:25:07.488
‫وایسا!

00:25:11.873 --> 00:25:13.191
‫اینجا چیکار میکنی؟

00:25:13.191 --> 00:25:16.846
‫مادر، برادر لینگ و چه اومدن ادای احترام کنن.

00:25:16.846 --> 00:25:19.498
‫نمیخواد فیلم بازی کنی.

00:25:19.498 --> 00:25:21.296
‫شی نمیخواد اونو ببینه.

00:25:21.296 --> 00:25:24.364
‫هوِی، مادر و تینگ رو با خودت ببر.

00:25:24.364 --> 00:25:25.496
‫چشم.

00:25:25.496 --> 00:25:28.857
‫یه قاتل میتونه بیاد اینجا

00:25:28.857 --> 00:25:30.894
‫ولی تینگ نمیتونه به پدرِ خودش ادای احترام کنه؟

00:25:30.894 --> 00:25:32.719
‫اونی که باید بره، تینگ نیست.

00:25:34.526 --> 00:25:35.924
‫بیرون.

00:25:35.924 --> 00:25:38.100
‫تظاهر نکن!

00:25:38.100 --> 00:25:40.235
‫تو برادرِ خودت رو کُشتی.

00:25:40.235 --> 00:25:42.323
‫بعد بهش ادای احترام هم میکنی؟

00:25:42.323 --> 00:25:43.534
‫مادر!

00:25:43.534 --> 00:25:47.105
‫تینگ، خوب نگاه کن.

00:25:47.105 --> 00:25:49.689
‫این قاتلِ پدرته!

00:25:49.689 --> 00:25:51.260
‫قاتل!

00:25:51.260 --> 00:25:53.016
‫- تینگ!
‫- قاتل!

00:25:53.016 --> 00:25:54.554
‫پدرم رو برگردون!

00:25:54.554 --> 00:25:55.805
‫- قاتل!
‫- تینگ!

00:25:55.805 --> 00:25:58.102
‫اونقدر میزنمت تا بمیری!
‫پدرم رو پَس بده!

00:25:58.102 --> 00:25:59.764
‫اونقدر میزنمت تا بمیری!

00:25:59.764 --> 00:26:01.626
‫- پدرم رو پَس بده!
‫- تینگ!

00:26:01.626 --> 00:26:04.299
‫پدرم رو برگردون!

00:26:10.263 --> 00:26:11.509
‫- تینگ!
‫- تینگ!

00:26:11.509 --> 00:26:12.766
‫- ولش کن!
‫- تینگ!

00:26:12.766 --> 00:26:15.423
‫چطور جرئت میکنی دست به یه بچه بزنی؟

00:26:15.423 --> 00:26:17.033
‫بی رحم!

00:26:17.033 --> 00:26:18.245
‫کافیه!

00:26:18.245 --> 00:26:20.503
‫کسی هست؟ پزشک رو خبر کنین!

00:26:22.104 --> 00:26:24.134
‫تینگ! تینگ!

00:26:52.749 --> 00:26:54.164
‫اون هم مسموم شده.

00:27:09.969 --> 00:27:11.440
‫شاهزاده لینگ داخله.

00:27:12.769 --> 00:27:16.841
‫مادرِ شاهزاده شی، پسرش رو درگیرِ
‫دعوا با شاهزاده لینگ کرده.

00:27:16.841 --> 00:27:18.940
‫شاهزاده لینگ حتی به پسره آسیب زده.

00:27:18.940 --> 00:27:22.496
‫شاهزاده لینگ اینقدر بی احتیاط نیست.

00:27:23.940 --> 00:27:25.533
‫به نظرم این یه تله است.

00:27:26.607 --> 00:27:28.544
‫الآن کجاست؟

00:27:32.057 --> 00:27:36.982
‫بعد از همچین اتفاقی، بازم جرئت
‫میکنه به عمارتِ شاهزاده جن بره.

00:27:36.982 --> 00:27:38.375
‫او از اونجا رفت.

00:27:38.375 --> 00:27:42.245
‫ولی متوجه شدم که دوباره مخفیانه وارد شد.

00:27:43.431 --> 00:27:46.663
‫شاید یه چیزی تو عمارت کشف کرده باشه.

00:27:58.455 --> 00:28:01.341
‫شاهزاده لینگ رفتن اما دوباره برگشتن.

00:28:01.341 --> 00:28:04.992
‫چند روز گذشته ولی هنوز پیداش نکردین؟

00:28:04.992 --> 00:28:07.056
‫افرادم رو فرستادم که مراقبش باشن.

00:28:07.056 --> 00:28:09.611
‫اگه اتفاقِ غیرمنتظره ای رُخ نده

00:28:09.611 --> 00:28:11.825
‫بزودی میتونیم ببینیمش.

00:28:11.825 --> 00:28:14.744
‫اون از خاندانِ یین برحذره.

00:28:14.744 --> 00:28:18.071
‫مطمئناً وقتی ببینه که شرایط به نفعش نیست
‫به خدمت شون درمیاد.

00:28:21.150 --> 00:28:24.385
‫قدم به قدم، دقیق و مرتبط.

00:28:26.671 --> 00:28:29.690
‫از اون چیزی که فکر میکردم، خیلی جالب تری.

00:28:31.754 --> 00:28:35.530
‫برادر جن هیچ وقت خودشو درگیر
‫مسائل سیاسی نکرده.

00:28:35.530 --> 00:28:39.635
‫ولی تو کاری کردی که پرونده ی
‫رقاص خونه ی پایتخت رو قبول کنه.

00:28:39.635 --> 00:28:40.846
‫واقعاً جالبه.

00:28:41.846 --> 00:28:44.891
‫رقاص خونه ی پایتخت اهمیتِ آنچنانی نداره.

00:28:44.891 --> 00:28:48.210
‫یه موضوعِ خیلی مهم هست.

00:28:48.210 --> 00:28:51.096
‫که شما باید شخصاً مسئولیتش رو قبول کنین.

00:28:52.601 --> 00:28:54.376
‫از "جنگ تونگ" محافظت کنین.
‫[همسرِ شاهزاده شی]

00:28:55.896 --> 00:28:57.430
‫جنگ تونگ؟

00:28:58.681 --> 00:29:01.411
‫زنِ برادر شی، بانو جنگ؟

00:29:07.846 --> 00:29:09.642
‫خانم چینگ چن؟

00:29:09.642 --> 00:29:11.738
‫خانم چینگ چن، خوابین؟

00:29:11.738 --> 00:29:13.808
‫بله.

00:29:31.505 --> 00:29:33.335
‫چی شده سرورم؟

00:29:33.335 --> 00:29:34.895
‫چیزِ خاصی نیست.

00:29:34.895 --> 00:29:36.600
‫فردا درباره اش باهاتون حرف میزنم.

00:29:36.600 --> 00:29:38.284
‫شما بخوابین.

00:29:38.284 --> 00:29:39.545
‫ممنون سرورم.

00:29:58.530 --> 00:30:00.055
‫سرورم.

00:30:41.482 --> 00:30:42.948
‫سرورم، بیدارین؟

00:30:54.904 --> 00:30:59.754
‫میدونین که دوبار با یک سم مسموم شدین؟

00:31:01.946 --> 00:31:05.511
‫بارِ اول توسط یوان شی.

00:31:05.511 --> 00:31:10.271
‫بار دوم هم یوان تینگ گازم گرفت.

00:31:12.311 --> 00:31:13.379
‫خاندانِ یین.

00:31:15.019 --> 00:31:17.066
‫خواهر، خواهش میکنم!

00:31:17.066 --> 00:31:20.342
‫بذارین تینگ رو ببینم! خواهش میکنم!

00:31:20.342 --> 00:31:22.188
‫بانو جنگ ــه.

00:31:23.634 --> 00:31:24.987
‫میرم یه نگاه بندازم.

00:31:30.021 --> 00:31:32.059
‫خواهر، خواهش میکنم!

00:31:32.059 --> 00:31:33.883
‫بذارین تینگ رو ببینم! خواهش میکنم!

00:31:33.883 --> 00:31:35.797
‫- خواهش میکنم!
‫- خواهر، نگران نباش

00:31:35.797 --> 00:31:40.382
‫مادر فقط نگرانه که تو ناراحت و خسته باشی.

00:31:40.382 --> 00:31:42.462
‫بخاطر همین فعلاً تینگ رو با خودش برده.

00:31:42.462 --> 00:31:45.173
‫اون توی قصره. چیزیش نمیشه.

00:31:45.173 --> 00:31:47.742
‫خواهر تو نمیدونی...

00:31:47.742 --> 00:31:50.930
‫مادر میخواد... اون میخواد...

00:31:50.930 --> 00:31:54.536
‫خواهر، خواهش میکنم بذار تینگ رو ببینم!

00:31:54.536 --> 00:31:56.346
‫تینگ الآن پیشِ مادر ــه.

00:31:56.346 --> 00:31:58.816
‫باید بدونم که صحیح و سالمه یا نه.

00:31:58.816 --> 00:32:00.135
‫التماس میکنم!

00:32:00.135 --> 00:32:04.590
‫خواهر، به نظرت مادر
‫به تینگ صدمه میزنه؟

00:32:04.590 --> 00:32:06.712
‫به علاوه، دیگه دیر شده.

00:32:06.712 --> 00:32:08.307
‫دروازه های قصر بسته ان.

00:32:08.307 --> 00:32:10.854
‫فردا چطوره؟ فردا می برمت به قصر.

00:32:10.854 --> 00:32:12.831
‫التماس میکنم!

00:32:12.831 --> 00:32:15.711
‫بذار تینگ رو ببینم! خواهش میکنم!

00:32:15.711 --> 00:32:16.811
‫خواهر!

00:32:16.811 --> 00:32:18.805
‫خواهش میکنم!

00:32:18.805 --> 00:32:20.101
‫خواهر جین؟

00:32:22.280 --> 00:32:25.045
‫خانم چینگ چن، بیدار شدی؟

00:32:25.045 --> 00:32:27.049
‫چیزی شده؟

00:32:29.784 --> 00:32:32.123
‫نه. جاری ام...

00:32:32.123 --> 00:32:34.940
‫اون خیلی دلتنگِ شاهزاده شی ــه.

00:33:35.364 --> 00:33:36.364
‫تینگ، پسرِ خوب.

00:33:37.565 --> 00:33:39.450
‫نترس.

00:33:41.104 --> 00:33:43.191
‫تو درست مثلِ پدرتی.

00:33:43.191 --> 00:33:45.958
‫از نسلِ خاندان یین هستی.

00:33:47.805 --> 00:33:49.479
‫نگران نباش.

00:33:50.604 --> 00:33:54.008
‫مادربزرگ ازت محافظت میکنه.

00:34:00.904 --> 00:34:05.456
‫همسر نجیب زاده دلیلِ موجهی
‫برای بُردن تینگ داره.

00:34:05.456 --> 00:34:09.471
‫چرا بانو جنگ اینقدر نگرانه؟

00:34:11.812 --> 00:34:14.259
‫سرورم توی قصر شخصِ قابل اعتمادی میشناسن؟

00:34:17.489 --> 00:34:20.910
‫حتماً دلیلی داره که بانو جنگ
‫اینقدر از همسر نجیب زاده میترسه.

00:34:20.910 --> 00:34:23.605
‫سرورم باید به فکر راهی
‫برای محافظت از مادر و پسر باشن.

00:34:23.605 --> 00:34:27.158
‫این شاید ورق رو برگردونه.

00:34:27.158 --> 00:34:29.344
‫بخاطر اینکه من و تو در مرگ و زندگی شریکیم

00:34:29.344 --> 00:34:35.091
‫اینقدر برای اثباتِ بی گناهیم
‫تلاش کردی؟

00:34:35.091 --> 00:34:37.480
‫این یه دلیلشه.

00:34:38.350 --> 00:34:41.323
‫سرورم تلاش زیادی برای نجات من
‫و خواهرای ساحره ام کردن.

00:34:41.323 --> 00:34:45.082
‫اگه یه روز سرورم به جایگاه بزرگی برسن

00:34:45.082 --> 00:34:47.578
‫میتونن جادوگران رو از این
‫اتهامِ کاذب خلاص کنن.

00:34:47.578 --> 00:34:50.314
‫چه بخاطر شما چه جادوگران

00:34:50.314 --> 00:34:54.948
‫من ته و توی این قضیه رو درمیارم
‫و حقیقت رو برای همه آشکار میکنم.

00:34:56.004 --> 00:34:57.522
‫که اینطور.

00:35:00.254 --> 00:35:02.460
‫سرورم خیلی وقته که اینجان.

00:35:02.460 --> 00:35:04.531
‫بهتره دیگه برگردین.

00:35:17.605 --> 00:35:21.569
‫از پروانه ی طلایی برای انتقال
‫دادنِ کُلِ سَم به خودم استفاده کردم.

00:35:21.569 --> 00:35:24.517
‫عهدِ بین مون شکسته شده.

00:35:24.517 --> 00:35:30.288
‫دیگه چه دلیلی برای اینکه کنارت بمونم، دارم؟

00:35:49.654 --> 00:35:51.629
‫سرورم، بانو شما رو احضار کردن.

00:35:51.629 --> 00:35:53.004
‫باشه.

00:35:55.634 --> 00:35:58.000
‫خلافِ قوانینه که نیمه شب وارد قصر شد.

00:35:58.000 --> 00:36:00.328
‫هرچی هست، بذارش واسه فردا.

00:36:00.328 --> 00:36:02.131
‫منم همینو بهش گفتم.

00:36:02.131 --> 00:36:06.683
‫ولی به دلایل نامعلومی
‫جنگ تونگ میخواد تینگ رو حتماً ببینه.

00:36:06.683 --> 00:36:10.123
‫سرورم! سرورم! لطفاً منو به قصر ببرین!

00:36:10.123 --> 00:36:11.656
‫- باید تینگ رو ببینم!
‫- خواهر!

00:36:11.656 --> 00:36:12.730
‫بلند شو.

00:36:12.730 --> 00:36:14.881
‫تینگ تنها پسرِ شاهزاده شی هستش.

00:36:14.881 --> 00:36:18.073
‫اون باید سالم باشه سرورم!

00:36:19.553 --> 00:36:22.368
‫سرورم لطفاً منو ببرین به قصر.

00:36:23.948 --> 00:36:25.089
‫خواهر.

00:36:25.089 --> 00:36:27.489
‫سرورم لطفاً منو ببرین به قصر!

00:36:27.489 --> 00:36:29.372
‫- گریه نکن
‫- سرورم!

00:36:29.372 --> 00:36:31.172
‫خودتو اذیت نکن.

00:36:34.078 --> 00:36:35.580
‫باشه.

00:36:35.580 --> 00:36:37.478
‫درهرصورت که چیزی تا طلوع آفتاب نمونده.

00:36:37.478 --> 00:36:38.734
‫لی لین!

00:36:40.605 --> 00:36:41.779
‫بله!

00:36:41.779 --> 00:36:45.007
‫درشکه رو آماده کن. زن برادرم
‫رو به قصر میبرم.

00:36:45.007 --> 00:36:46.007
‫چشم.

00:36:49.247 --> 00:36:50.589
‫گریه نکن.

00:36:50.589 --> 00:36:52.589
‫شاهزاده قبول کردن که ببرتت به قصر.

00:36:53.745 --> 00:36:56.527
‫بذارین برم داخل!

00:36:56.527 --> 00:36:57.948
‫میخوام اعلیحضرت رو ببینم!

00:36:57.948 --> 00:36:59.058
‫کی داره سروصدا میکنه؟

00:36:59.058 --> 00:37:00.299
‫ولم کنین!

00:37:00.299 --> 00:37:04.725
‫اعلیحضرت، همسر نجیب زاده میخوان شما رو ببینن.

00:37:04.725 --> 00:37:06.475
‫باز چی تو کَلَشه؟

00:37:06.475 --> 00:37:08.806
‫ظاهراً برای شاهزاده ی جوان مشکلی پیش اومده.

00:37:10.727 --> 00:37:12.038
‫اعلیحضرت!

00:37:14.640 --> 00:37:16.272
‫اعلیحضرت!

00:37:16.272 --> 00:37:19.078
‫اعلیحضرت ازتون خواستارِ عدالت هستم!

00:37:22.274 --> 00:37:23.435
‫تینگ...

00:37:26.667 --> 00:37:30.393
‫اعلیحضرت ازتون خواستارِ عدالت برای تینگ هستم!

00:37:31.535 --> 00:37:35.247
‫پزشک گفت که اون با سَمِ مهلکی مسموم شده.

00:37:35.247 --> 00:37:40.444
‫کسی جرئت کرده به نوه ام آسیب بزنه؟

00:37:40.444 --> 00:37:45.310
‫تا دیروز که تو عمارتِ "جن" بود، چیزیش نبود.

00:37:45.310 --> 00:37:47.410
‫بعد سروکله ی یوان لینگ پیدا شد.

00:37:47.410 --> 00:37:50.098
‫تینگ باهاش دعوا کرد.

00:37:51.297 --> 00:37:54.533
‫دلم برای تینگ سوخت برای
‫همین آوردمش به قصر.

00:37:56.192 --> 00:38:00.171
‫از اون موقع بی هوش شد.

00:38:00.171 --> 00:38:02.908
‫فکر میکردم سرما خورده.

00:38:02.908 --> 00:38:08.660
‫ولی شب بود که دیدم گلوش زخمی شده.

00:38:08.660 --> 00:38:12.875
‫پزشک گفت که از یه سَمِ مهلک استفاده شده.

00:38:12.875 --> 00:38:15.774
‫سَم وارد بدنش شده و شروع به فعالیت کرده.

00:38:17.265 --> 00:38:19.022
‫این فقط حدست ــه.

00:38:19.022 --> 00:38:25.372
‫اگه اعلیحضرت، یوان لینگ رو احضار
‫کنن، حقیقت رو میفهمن.

00:38:29.694 --> 00:38:31.393
‫شاهزاده لینگ رو به قصر احضار کن.

00:38:32.393 --> 00:38:33.393
‫چشم.

00:38:37.897 --> 00:38:39.185
‫تینگ...

00:38:52.475 --> 00:38:55.281
‫برو به عمارت شاهزاده لینگ
‫و احضارش کن.

00:38:55.281 --> 00:38:56.285
‫- چشم
‫- زودباش!

00:38:59.917 --> 00:39:01.263
‫سرورم.

00:39:01.263 --> 00:39:05.431
‫خواجه ی اعظم، چرا وحشت کردی
‫چی شده؟

00:39:06.770 --> 00:39:10.103
‫اعلیحضرت، شاهزاده لینگ رو به قصر احضار کردن.

00:39:10.103 --> 00:39:12.123
‫ایشون فعلاً نمیخوان کسی دیگه ای رو ببینن.

00:39:13.187 --> 00:39:16.102
‫پدر، برادر رو صبح به این زودی احضار کرده؟

00:39:16.102 --> 00:39:19.899
‫فقط میدونم که همسر نجیب زاده
‫الآن کنار اعلیحضرت هستن.

00:39:19.899 --> 00:39:22.850
‫چیزِ دیگه ای نمیدونم.

00:39:32.893 --> 00:39:34.230
‫زن برادر.

00:39:35.498 --> 00:39:41.790
‫میخوام بدونم چرا اصرار
‫داری حتماً وارد قصر بشی.

00:39:41.790 --> 00:39:43.178
‫چیزی نیست.

00:39:43.178 --> 00:39:45.319
‫فقط نگرانِ تینگ هستم.

00:39:45.319 --> 00:39:48.515
‫حالا که پدر تینگ نیستش که ازش محافظت کنه

00:39:48.515 --> 00:39:52.808
‫من آدم شاخصی حساب نمیشم و به حرفام توجهی
‫نمیشه برای همین کاری نمیتونم بکنم.

00:39:52.808 --> 00:39:57.975
‫سرورم، اگه اتفاقی برای من افتاد
‫بخاطر صله ی رحم هم که شده

00:39:57.975 --> 00:40:00.256
‫از تینگ محافظت کنین.

00:40:00.256 --> 00:40:01.810
‫بیش از حد حساس هستین.

00:40:01.810 --> 00:40:05.875
‫تا وقتی من باشم، به تینگ آسیبی نمیرسه.

00:40:14.207 --> 00:40:17.792
‫لینگ، چی داری که بگی؟

00:40:17.792 --> 00:40:20.944
‫قبل از اینکه تینگ بی هوش بشه، بهش صدمه زدی؟

00:40:23.665 --> 00:40:24.665
‫پدر...

00:40:27.402 --> 00:40:33.140
‫اگه میخواستم بهش صدمه بزنم
‫چرا باید بخوام جلوی همه اینکارو بکنم؟

00:40:33.140 --> 00:40:35.968
‫به نظرِ پدر این مشکوک نیست؟

00:40:35.968 --> 00:40:39.372
‫تینگ تو عمارتِ "جن" باهات دعوا کرد.

00:40:39.372 --> 00:40:41.924
‫بعدش گلوش زخم شد.

00:40:41.924 --> 00:40:45.569
‫از اون موقع تبِ شدید گرفت
‫و بی هوش شد.

00:40:45.569 --> 00:40:47.805
‫پزشک اونو معاینه کرد.

00:40:47.805 --> 00:40:51.828
‫یه چیزِ تیز گلوش رو بُریده.

00:40:51.828 --> 00:40:57.377
‫سَم بخاطر زخمش، وارد شده.

00:40:57.377 --> 00:41:01.406
‫فقط با همین منو متهم کردین؟

00:41:01.406 --> 00:41:04.455
‫من تنها کسی نبودم که با تینگ تماس داشته.

00:41:04.455 --> 00:41:05.977
‫خب پس "شی" چی؟

00:41:05.977 --> 00:41:09.582
‫ادعا کردی که با دشمن همدست
‫شده و به کشور خیانت کرده

00:41:09.582 --> 00:41:11.093
‫مدرکش کو؟

00:41:11.093 --> 00:41:12.444
‫اعلیحضرت!

00:41:14.877 --> 00:41:16.020
‫اعلیحضرت!

00:41:16.020 --> 00:41:22.118
‫این یه نامه به لیانگ هستش
‫که دیشب توقیف شده.

00:41:22.118 --> 00:41:26.875
‫مُهرِ شاهزاده لینگ روشه.

00:41:31.507 --> 00:41:35.685
‫ظاهراً شخص دیگه ای با دشمن همدست شده.

00:41:35.685 --> 00:41:39.348
‫ظاهراً "شی" کُشته شده تا نتونه حرفی بزنه.

00:41:42.149 --> 00:41:43.866
‫این چیه؟

00:41:46.535 --> 00:41:49.062
‫من امروز صبح مُهر ام رو گُم کردم.

00:41:50.767 --> 00:41:53.620
‫کی فکرشو میکرد که به این
‫زودی برام پاپوش درست کنن.

00:41:53.620 --> 00:41:57.370
‫مُهر ارتش همیشه باهاته.

00:41:57.370 --> 00:42:01.801
‫با مهارت هایی که تو داری
‫کسی هم میتونه ازت بدزدتش؟

00:42:07.435 --> 00:42:09.091
‫من بی احتیاطی کردم.

00:42:09.091 --> 00:42:11.223
‫حاضرم بخاطرش مجازات بشم.

00:42:11.223 --> 00:42:13.832
‫راحته که بگی بی احتیاط بودی.

00:42:13.832 --> 00:42:15.444
‫خب "شی" چی؟

00:42:15.444 --> 00:42:18.415
‫قبل از اینکه به دست برادرش کُشته بشه

00:42:18.415 --> 00:42:20.868
‫حتی نتونست از خودش دفاع کنه!

00:42:20.868 --> 00:42:22.468
‫- پس عدالت کجاست؟
‫- کافیه!

00:42:23.279 --> 00:42:24.752
‫بس کنین.

00:42:26.129 --> 00:42:29.256
‫من ترتیبِ این قضیه رو میدم.

00:42:31.310 --> 00:42:32.696
‫لینگ.

00:42:34.094 --> 00:42:37.169
‫از امروز به بعد، تو خونه ات حبسی.

00:42:37.169 --> 00:42:39.776
‫بدون اجازه ی من
‫نمیتونی از عمارتت خارج شی!

00:42:39.776 --> 00:42:41.674
‫چشم پدر.

00:42:41.674 --> 00:42:43.212
‫برو.

00:42:52.033 --> 00:42:55.238
‫من در موقعیتی نیستم که درباره ی
‫مسائل سیاسی صحبت کنم.

00:42:55.238 --> 00:42:57.875
‫ولی همیشه میشه خوب رو از بد تشخیص داد.

00:42:57.875 --> 00:43:00.368
‫اگرچه سرورم درباره ی این موضوع
‫منطقی فکر میکنن

00:43:00.368 --> 00:43:03.589
‫اما نمیتونن جلوی احساساتِ شخصی شون رو بگیرن.

00:43:04.676 --> 00:43:08.285
‫هنوز سَم تو بدنت هست و ضعیف هستی.

00:43:09.723 --> 00:43:11.627
‫شنیدم که رفتی به اتاق پذیرایی.

00:43:11.627 --> 00:43:13.502
‫زن برادرم رو دیدی؟

00:43:13.502 --> 00:43:14.989
‫ایشون تازه شوهرشون رو از دست دادن.

00:43:14.989 --> 00:43:18.053
‫چشم روی هم نذاشتن که بچه شون هم گُم شد.

00:43:18.053 --> 00:43:19.603
‫طبیعیه که بترسن.

00:43:19.603 --> 00:43:23.598
‫ولی شاید بخاطرِ مِهر مادری بوده باشه.

00:43:23.598 --> 00:43:27.116
‫شنیدم که شاهزاده ی جوان تَب کرده.

00:43:28.310 --> 00:43:31.955
‫اینجا که هستی، از همه چی خبر داری.

00:43:33.277 --> 00:43:35.558
‫با توجه به نحوه ی اومدن و رفتن تون

00:43:35.558 --> 00:43:37.419
‫یه چیزایی رو میشه فهمید.

00:43:37.419 --> 00:43:38.832
‫تو چی؟

00:43:38.832 --> 00:43:41.616
‫این چند روز اثرِ سَم عود کرده؟

00:43:41.616 --> 00:43:43.781
‫الآن بهتری؟

00:43:43.781 --> 00:43:45.225
‫من خوبم.

00:43:45.225 --> 00:43:47.290
‫بخاطر نگرانی تون ممنون.

00:43:47.290 --> 00:43:52.984
‫گفتین که پزشک سلطنتی
‫منو درمان کرده.

00:43:52.984 --> 00:43:55.647
‫نگفت که منشاِ سَم چی بوده؟

00:43:55.647 --> 00:44:01.285
‫به نظرم فقط یک نفر تو دنیا میتونه
‫این سَم رو به دست بیاره.

00:44:01.285 --> 00:44:03.652
‫منظورتون چیه؟

00:44:05.268 --> 00:44:09.283
‫پزشک سلطنتی این سَم رو میشناسه
‫ولی منشاش رو نه.

00:44:09.283 --> 00:44:12.743
‫راستی، شاهزاده ی جوان چطوره؟

00:44:12.743 --> 00:44:14.904
‫پزشک گفت که خوب میشه.

00:44:14.904 --> 00:44:20.747
‫وقتی دیدم دیروز چقدر مریضه
‫اتفاقی نبضش رو چک کردم.

00:44:20.747 --> 00:44:23.926
‫ظاهراً مسموم شده بوده.

00:44:25.263 --> 00:44:27.547
‫از وقتی اومدی به عمارتم

00:44:27.547 --> 00:44:29.830
‫حواست به تک تک اتفاقات بوده.

00:44:29.830 --> 00:44:31.868
‫نمیدونم بخاطر اینه که خیلی ریزبین هستی

00:44:31.868 --> 00:44:33.908
‫یا اینکه دنبالِ چیزی هستی؟

00:44:33.908 --> 00:44:38.977
‫اگه سرورم به من شک دارن
‫میتونن منو بفرستن که برم.

00:44:43.087 --> 00:44:49.073
‫نمیذارم یه جاسوس، عمارتم رو به این راحتی ترک کنه.

00:44:50.444 --> 00:44:54.812
‫سرورم واقعاً مطمئن ان من یه
‫جاسوسم که وارد عمارت تون شدم؟

00:44:54.812 --> 00:44:57.415
‫سرورم مدرکی دراین رابطه دارن؟

00:44:58.549 --> 00:45:05.589
‫روشِ من اینجوریه که هزار نفر
‫رو میکُشم تا یکی رو بگیرم.

00:45:07.395 --> 00:45:09.656
‫برای سرورم خیلی آسونه که منو بُکُشن.

00:45:09.656 --> 00:45:16.105
‫ولی شما نمیخواین بدونین که یوان
‫تینگ چجوری مسموم شد؟

00:45:45.254 --> 00:45:47.661
‫پس درست فکر میکردم.

00:45:47.661 --> 00:45:51.551
‫یوان تینگ با سمِ مخصوصِ خاندان یین مسموم شده!

00:45:51.551 --> 00:45:54.569
‫تو اونو مسموم کردی!

00:46:04.605 --> 00:46:09.652
‫من بخاطر حفاظت از خاندانِ یین اینکارو میکنم.

00:46:09.652 --> 00:46:11.718
‫و بیشتر، بخاطر حفاظت از تو.

00:46:11.718 --> 00:46:13.189
‫حفاظت از من؟

00:46:13.189 --> 00:46:16.051
‫من صحیح و سالمم! چه
‫نیازی برای محافظت از من هست؟

00:46:18.404 --> 00:46:22.520
‫اگه هنوز خودتو عضوی از خاندان یین میدونی...

00:46:24.605 --> 00:46:27.183
‫چیزی نپرس.

00:46:27.183 --> 00:46:28.803
‫کاری نکن.

00:46:28.803 --> 00:46:32.757
‫من میدونم باید چیکار کنم.

00:46:32.757 --> 00:46:34.861
‫مادر میخواد ازم محافظت کنه...

00:46:34.861 --> 00:46:37.761
‫فقط یه دلیل میتونه داشته باشه.

00:46:38.835 --> 00:46:41.754
‫شی به یه علتی کُشته شده.

00:46:44.805 --> 00:46:50.805
‫تو حاضری نوه ات رو مسموم کنی
‫تا یکی رو زمین بزنی.

00:46:50.805 --> 00:46:54.299
‫ولی این همه مدت هیچی بهم نگفتی.

00:46:54.299 --> 00:46:56.406
‫مادر، جواب بده.

00:46:56.406 --> 00:46:59.540
‫من برای خاندان یین چجور مُهره ای هستم؟

00:46:59.540 --> 00:47:05.248
‫یه روز میفهمی که تو این مدت چه تلاش هایی کردم.

00:47:05.248 --> 00:47:11.875
‫چون تو آخرین مُهره ای خواهی بود
‫که برای خاندان یین، پیروزی میاره.

00:47:11.875 --> 00:47:12.875
‫جداً؟

00:47:13.986 --> 00:47:16.131
‫پس مادر...

00:47:16.131 --> 00:47:18.776
‫من بازی رو تموم میکنم...

00:47:19.745 --> 00:47:22.591
‫یا آخرین مهره ی خاندان یین هستم؟

00:47:23.940 --> 00:47:27.805
‫جن، باید درک کنی...

00:47:27.805 --> 00:47:32.573
‫قبل از اینکه از نتیجه مطمئن بشم

00:47:32.573 --> 00:47:35.292
‫امیدوارم فعلاً فقط تماشا کنی.

00:47:35.292 --> 00:47:37.437
‫اولش برادر بزرگترم بود
‫و حالا هم برادرزاده ام!

00:47:37.437 --> 00:47:39.415
‫چطور میتونم بشینم و تماشا کنم؟

00:47:40.020 --> 00:47:42.219
‫سمِ مخصوصِ خاندان یین، مهلکه.

00:47:42.219 --> 00:47:44.355
‫درد زیادی رو به بار میاره.

00:47:44.355 --> 00:47:46.493
‫یوان تینگ نوه اته!

00:47:46.493 --> 00:47:48.395
‫چطور میتونی اینکارو بکنی؟

00:47:49.953 --> 00:47:57.660
‫کدوم امپراطوری برای اینکه به تاج و تخت
‫برسه، پا روی خون و استخوان نمیذاره؟

00:47:57.660 --> 00:48:00.904
‫درد و عذابِ تینگ هیچی نیست!

00:48:02.102 --> 00:48:07.285
‫درآینده، وقتی که نسل خاندان یین
‫کنترل رو برعهده بگیرن

00:48:07.285 --> 00:48:11.044
‫تینگ از فداکاری امروزش خوشحال خواهد بود!

00:48:11.044 --> 00:48:17.332
‫اگه امروز تینگ رو مسموم کنی
‫فردا چیکارش میکنی؟

00:48:18.341 --> 00:48:20.843
‫تینگ تنها وارثِ یوان شی هستش.

00:48:20.843 --> 00:48:23.877
‫اجازه نمیدم بلایی سرش بیاری!

00:48:30.055 --> 00:48:31.587
‫چیکار میکنی؟

00:48:31.587 --> 00:48:33.805
‫تینگ رو با خودم میبرم.

00:48:33.805 --> 00:48:36.187
‫اجازه اش رو نمیدم!

00:48:36.187 --> 00:48:41.178
‫اگه مادر اصرار داره
‫پس همه چی رو به پدر میگم.

00:48:41.178 --> 00:48:42.922
‫منو تهدید میکنی؟

00:48:44.328 --> 00:48:46.140
‫جرئتشو ندارم.

00:48:46.140 --> 00:48:48.056
‫ولی بهت گفتم.

00:48:48.056 --> 00:48:51.502
‫من بازی کننده خواهم بود و نه مُهره.

00:48:53.268 --> 00:48:54.613
‫توی...

00:49:00.455 --> 00:49:04.957
‫هیشکی نمیتونه جلوی منو بگیره!

00:49:15.004 --> 00:49:17.460
‫قدرت اینقدر مهمه؟

00:49:17.460 --> 00:49:20.493
‫که بخاطرش باید یه بچه فدا بشه؟

00:49:20.493 --> 00:49:25.866
‫معمولاً اونایی که قدرت دارن
‫میخوان به اوجش دست پیدا کنن.

00:49:25.866 --> 00:49:31.714
‫کی فکرشو میکرد که از روی استخوانِ
‫هم نوع شون برای رسیدن بهش، رَد میشن؟

00:49:31.714 --> 00:49:35.277
‫سرورم، چرا اینجوری فکر میکنین؟

00:49:36.277 --> 00:49:38.799
‫فقط یه فکر بود که به ذهنم رسید.

00:49:38.799 --> 00:49:41.995
‫حالا که میدونی تینگ با چی مسموم شده

00:49:41.995 --> 00:49:44.712
‫امیدوارم اینو یه راز نگه داری.

00:49:49.823 --> 00:49:54.031
‫فعلاً نمیتونم تینگ رو به کسی بسپرم.

00:49:59.404 --> 00:50:03.138
‫یعنی سرورم منو باور دارن؟

00:50:06.105 --> 00:50:08.759
‫اگرچه تو یه ساحره ای

00:50:08.759 --> 00:50:12.174
‫ولی به یه بچه که صدمه نمیزنی، نه؟

00:50:13.205 --> 00:50:15.004
‫شما میدونستین؟

00:50:15.004 --> 00:50:17.962
‫نمیدونم چرا اومدی به عمارتِ من.

00:50:17.962 --> 00:50:21.084
‫ولی ازت یه لطفی میخوام.

00:50:22.084 --> 00:50:25.984
‫سرورم میخوان که من از یوان تینگ محافظت کنم؟

00:50:27.830 --> 00:50:29.814
‫اگه بخاطر من، مراقبش باشی

00:50:29.814 --> 00:50:33.553
‫دیگه میتونم دست از مسائل دیگه بردارم.

00:50:36.743 --> 00:50:40.384
‫ولی این تنها چیزی نبود که من میخواستم.

00:50:40.384 --> 00:50:44.165
‫اگه به شاهزاده لینگ بگم که
‫یوان تینگ با چی مسموم شده

00:50:44.165 --> 00:50:46.837
‫به نظرتون چی میشه؟

00:50:48.796 --> 00:50:54.462
‫خاندان یین اصلاً براتون مهم نیست؟

00:50:54.462 --> 00:50:57.372
‫من درباره ی پرونده ی رقاص خونه تحقیق میکنم.

00:50:57.372 --> 00:51:01.625
‫وقتی به پرونده اش رسیدگی شد
‫میتونی عمارتم رو ترک کنی.

00:51:01.625 --> 00:51:03.980
‫حساب مون صاف میشه.

00:51:05.805 --> 00:51:09.257
‫باشه، پس انتظار دارم به
‫قولی که الآن دادین عمل کنین.

00:51:12.000 --> 00:51:32.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.