﻿WEBVTT

00:00:20.000 --> 00:01:30.306
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:30.330 --> 00:01:33.626
‫قسمت 30

00:01:33.650 --> 00:01:37.090
‫من تصمیم گرفتم که به لونگ یین
‫برم و زی یان رو نجات بدم.

00:01:38.730 --> 00:01:40.290
‫استاد لطفاً بهم اجازه بدین.

00:01:41.609 --> 00:01:48.139
‫جناب بای سو، نگران نباشید. من ترتیب
‫همه چی رو دادم تا استاد درامان باشن.

00:02:01.220 --> 00:02:05.821
‫با توجه به چیزی که گفتی، متأسفانه
‫به نظر میاد وضعیت بیمار دیگه از درمان گذشته.

00:02:06.860 --> 00:02:12.706
‫با این اوصاف، به نظرم مشکلی نداره
‫که بری و ازش خداحافظی کنی.

00:02:12.730 --> 00:02:15.076
‫زی یان خوب میشه!

00:02:15.100 --> 00:02:17.460
‫به هیچکس، حتی به شما اجازه نمیدم
‫همچین حرفی بزنین!

00:02:19.850 --> 00:02:20.850
‫استاد!

00:02:25.540 --> 00:02:31.826
‫جناب بای سو، حتی اگه حرفتون حقیقت
‫داشته باشه، من و استاد تمام تلاشمونو میکنیم.

00:02:31.850 --> 00:02:39.900
‫بالاخره خاله زی یان هم خانواده ی منه
‫و هم کسیه که استاد خیلی بهش اهمیت میده.

00:02:47.929 --> 00:02:49.460
‫من اینجا داشتم زندگیمو میکردم.

00:02:50.540 --> 00:02:55.155
‫ولی از وقتی شما اونقدر پُررو بودین و موندین
‫اینجا، این استراحتگاهِ آرام و بی سروصدا که

00:02:55.179 --> 00:02:57.746
‫توش ممارست میکردم، با احساسات دنیوی(مادی) آلوده شده.

00:02:57.770 --> 00:03:00.370
‫شما حرف از اهمیت، عشق و تنفر میزنین.

00:03:01.900 --> 00:03:04.156
‫چیزایی که کاملاً مبتذل هستن.

00:03:04.180 --> 00:03:05.290
‫اینا رو از خونه ام بیرون کن.

00:03:15.290 --> 00:03:16.290
‫استاد!

00:03:23.010 --> 00:03:27.436
‫بهت که گفتم بای سو بهتون کمکی نمیکنه.

00:03:27.460 --> 00:03:32.700
‫حتی اگه اون کمک نکنه، من و استاد نهایتِ
‫تلاش مون رو میکنیم تا خاله رو نجات بدیم.

00:03:37.210 --> 00:03:38.516
‫چی شده؟

00:03:38.540 --> 00:03:40.516
‫شاید فراموش کردی.

00:03:40.540 --> 00:03:44.100
‫ولی زی یان هم در نبردی که باعث
‫نابودی لینگ شیو شد، شرکت داشت.

00:03:47.370 --> 00:03:49.076
‫یو.

00:03:49.100 --> 00:03:51.420
‫من هرگز تنفری که لینگ شیو داره رو فراموش نکردم.

00:03:53.340 --> 00:03:54.797
‫اینکه برای انجمن برفی تله گذاشتم، بخاطر این بود که

00:03:54.821 --> 00:03:58.106
‫منبع اطلاعاتی شون از لونگ یین رو
‫در دنیای رزمی‌کاران، قطع کنم.

00:03:58.130 --> 00:04:02.876
‫موقعش که برسه، من جایگاه فرماندهی
‫شهر لونگ یین رو پس میگیرم.

00:04:02.900 --> 00:04:06.420
‫اونوقت به دنیا میگم که واقعاً چه اتفاقی افتاد
‫تا لکه ی ننگِ لینگ شیو پاک بشه.

00:04:09.540 --> 00:04:12.620
‫ولی نمیخوام دیگه مردم این دو قبایل
‫اینجوری با هم بجنگن.

00:04:15.100 --> 00:04:19.450
‫هرچی هم که بشه، خواهش میکنم
‫به پدر و خواهرم رحم کن.

00:04:20.580 --> 00:04:22.370
‫بالاخره اونا محبوبانِ من هستن.

00:04:24.540 --> 00:04:29.700
‫آیا رونگ جینگ فنگ، این ترحمی که بخاطرش
‫خواهش میکنی رو نسبت به لینگ شیو نشون داد؟

00:04:40.330 --> 00:04:42.820
‫می یینگ هنوز توی شهر داره پرسه میزنه.

00:04:44.170 --> 00:04:48.796
‫میتونی از جایگاه فعلیش در لونگ یین
‫به خوبی استفاده کنی.

00:04:48.820 --> 00:04:50.420
‫نقشه ام همین بوده.

00:04:51.580 --> 00:04:53.100
‫به نظرمیاد که با هم توافق داریم.

00:04:56.170 --> 00:04:57.170
‫بریم.

00:05:03.370 --> 00:05:04.370
‫استاد!

00:05:06.020 --> 00:05:08.076
‫من دیگه باید برم.

00:05:08.100 --> 00:05:12.186
‫ببخشید اگه حرف تندی زدم که بهتون برخورده.

00:05:12.210 --> 00:05:16.396
‫وقتی کارم تموم بشه، برمیگردم و عذرخواهی
‫خالصانه ازتون میکنم، همینطور درکنارتون

00:05:16.420 --> 00:05:17.770
‫خواهم بود و بهتون خدمت میکنم.

00:05:28.650 --> 00:05:29.650
‫وایستا.

00:05:33.050 --> 00:05:37.116
‫حتی اگه بری، با این اخلاق تندت
‫فقط همه چی رو بدتر میکنی.

00:05:37.140 --> 00:05:38.140
‫من...

00:05:40.860 --> 00:05:44.076
‫درک میکنم که استاد قصد نداره کمکش کنه.

00:05:44.100 --> 00:05:47.210
‫ولی حالا تو رو فرستاده تا جلومو بگیری؟

00:05:53.420 --> 00:05:54.676
‫بگیرش.

00:05:54.700 --> 00:05:57.930
‫صبح قبل از اینکه استاد بره
‫اینو عمداً روی میز جا گذاشت.

00:06:09.170 --> 00:06:14.076
‫این این، قرص "جن‎جین" ــه
‫که خیلی برای استاد، عزیزه!

00:06:14.100 --> 00:06:16.420
‫در سال های گذشته اون فقط
‫تونسته دو سه تا ازش درست کنه.

00:06:17.930 --> 00:06:18.837
‫میدونستم!

00:06:18.861 --> 00:06:22.740
‫استاد اونقدر دلسوزه که بیکار نمیشینه
‫و مرگِ زی یان رو تماشا کنه.

00:06:23.930 --> 00:06:27.956
‫اینکه این بتونه جونشو نجات بده یا نه
‫بستگی به سرنوشتش داره.

00:06:27.980 --> 00:06:31.100
‫استاد و ما نهایتِ تلاشمونو کردیم.

00:06:32.370 --> 00:06:37.676
‫یه چیزی هست که کلی راجع بهش فکر کردم
‫و به نظرم باید بهت یادآوری اش کنم.

00:06:37.700 --> 00:06:38.467
‫چی شده؟

00:06:38.491 --> 00:06:40.426
‫برادر بگو بهم.

00:06:40.450 --> 00:06:44.746
‫اخیراً جی یوان فهمیده که چون لینگ شیو از بین رفته،

00:06:44.770 --> 00:06:47.346
‫نالان یو مجبور شده در فرقه لینگ مخفی بشه.

00:06:47.370 --> 00:06:49.740
‫اون حتی موخوان رو تا بی خوانگ تعقیب کرده.

00:06:50.860 --> 00:06:55.746
‫بعد از این همه مدت که مخفی بوده
‫چرا یهو ظاهر شده؟

00:06:55.770 --> 00:06:58.866
‫واقعاً باعث به وجود اومدن این سؤال
‫میشه که در اون مدت چی گذشت.

00:06:58.890 --> 00:07:03.277
‫ولی... بین نالان یو و موخوان خیلی وقته که
‫یه خصومت خونی بوده.

00:07:03.301 --> 00:07:04.701
‫محاله همچین کاری بکنه.

00:07:06.260 --> 00:07:09.770
‫امور داخلی فرقه لینگ هرگز
‫به کسی از بیرون درز نکرده.

00:07:11.370 --> 00:07:18.836
‫ولی شما اینو میدونی...اطلاعاتی که
‫جی یوان به دست آورد، همشون درست بودن.

00:07:18.860 --> 00:07:20.260
‫ما اینو بهت یادآوری میکنیم چون...

00:07:21.610 --> 00:07:28.820
‫امیدواریم با دونستنِ این، شما و اون بانوی جوان
‫مراقب تک تک قدم هاتون باشین و بیشتر احتیاط کنین.

00:07:31.450 --> 00:07:34.116
‫قلب(افکار) مردم رو نمیشه پیش بینی کرد.

00:07:34.140 --> 00:07:38.020
‫بعضی وقتا آدما بخاطر انتقام
‫دست به هرکاری میزنن.

00:07:39.100 --> 00:07:44.890
‫نمیشه قطعاً گفت که غیرممکنه نالان
‫یو به فرقه لینگ و موخوان روی آورده باشه.

00:08:21.210 --> 00:08:25.050
‫[اینجانب ارباب جدید عمارت مِی، جناب مِی را
‫به ضیافت شام در ساعت 7 دعوت می نماید]

00:08:28.890 --> 00:08:31.866
‫موندم می یینگ داره چیکار میکنه.

00:08:31.890 --> 00:08:35.106
‫من متوجه شدم که عمارت می واقعاً
‫توسط یه مشتری مرموز، خریداری شده

00:08:35.130 --> 00:08:36.516
‫و نوسازی اش هم به اتمام رسیده.

00:08:36.540 --> 00:08:39.276
‫فکر کنم می یینگ به این خاطر
‫اطراف عمارت پرسه میزده

00:08:39.300 --> 00:08:43.036
‫چون میخواسته بفهمه خریدار مرموز اش کیه.

00:08:43.060 --> 00:08:47.106
‫انتظار نداشتم ارباب مِی ما اینقدر دربه در باشه.

00:08:47.130 --> 00:08:50.620
‫بانو، ما شاگردان تونگ زی تانگ حالا باید چیکار کنیم؟

00:08:52.060 --> 00:08:53.356
‫فعلاً هیچی.

00:08:53.380 --> 00:08:55.100
‫بیاین صبرکنیم ببینیم چی میشه.

00:08:56.130 --> 00:08:58.396
‫درحالیکه اون بقیه رو تحت نظر گرفته
‫خودشم زیرنظره.

00:08:58.420 --> 00:09:02.837
‫نه تنها میخوام بدونم تو فکر می یینگ
‫چی میگذره، بلکه میخوام بدونم

00:09:02.861 --> 00:09:05.100
‫چه کسی پشت تحرکات مخفی عمارت مِی ــه.

00:09:29.330 --> 00:09:33.226
‫میشه بهم بگید چه رزمی‌کاری این عمارتو خریده؟

00:09:33.250 --> 00:09:35.866
‫ارباب ما جایگاه مهمی در دنیای رزمی‌کاران دارن.

00:09:35.890 --> 00:09:37.546
‫ما فقط خدمتکاریم.

00:09:37.570 --> 00:09:40.986
‫اجازه ندارم که هویت شونو فاش کنم.

00:09:41.010 --> 00:09:42.596
‫جناب مِی.

00:09:42.620 --> 00:09:43.620
‫بفرمایید.

00:10:05.740 --> 00:10:09.130
‫موندم که ارباب...الآن کجاست.

00:10:14.210 --> 00:10:18.036
‫عمداً دارن همه چی رو مرموز جلوه میدن.

00:10:18.060 --> 00:10:21.100
‫هرگز از کرده ام پشیمون نشدم.

00:10:22.890 --> 00:10:28.180
‫اگه دشمن قدیمی من هستی که اومدی
‫انتقام بگیری، فوراً خودتو نشون بده!

00:10:43.690 --> 00:10:46.860
‫چی...قرص چی خوا!

00:11:14.300 --> 00:11:15.836
‫یکخورده بُخوره که باعث توهمات ترسناک میشه.

00:11:15.860 --> 00:11:17.300
‫اون مستحق مجازات بدتریه.

00:11:20.330 --> 00:11:21.716
‫فعلاً زنده اش بذارید.

00:11:21.740 --> 00:11:24.186
‫یه روز به دردمون میخوره.

00:11:24.210 --> 00:11:25.746
‫ارباب، بانو.

00:11:25.770 --> 00:11:27.666
‫ارباب تونگ زی تانگ در لونگ یین
‫شیاو شیاو، تنهایی اومدن اینجا.

00:11:27.690 --> 00:11:29.076
‫الآن بیرون دروازه است.

00:11:29.100 --> 00:11:31.036
‫بفرستمش بره؟

00:11:31.060 --> 00:11:31.987
‫نمیخواد.

00:11:32.011 --> 00:11:33.651
‫دقیقاً منتظر خودش بودم.

00:11:37.500 --> 00:11:39.226
‫ارباب، این یه فرصت خدادادیه.

00:11:39.250 --> 00:11:41.661
‫اگه زی یان بمیره، لونگ یین ضربه ی بزرگی میخوره.

00:11:43.420 --> 00:11:48.226
‫همونطور که قبلاً گفتم، من به هیچکس
‫در لونگ یین رحم نخواهم کرد.

00:11:48.250 --> 00:11:51.356
‫ولی یه قولی رو به خوا دادم و قطعاً پای قولم میمونم.

00:11:51.380 --> 00:11:55.626
‫همونطور که خواستین، ارباب لو داره
‫رونگ سو رو به لونگ یین می بره.

00:11:55.650 --> 00:11:56.916
‫خوبه.

00:11:56.940 --> 00:11:58.380
‫فردا ملاقات شون میکنم.

00:12:24.890 --> 00:12:26.626
‫بانو خوا؟

00:12:26.650 --> 00:12:27.746
‫چیه؟

00:12:27.770 --> 00:12:29.100
‫انتظار دیدنِ منو نداشتی؟

00:12:30.300 --> 00:12:31.476
‫بانو خوا.

00:12:31.500 --> 00:12:33.306
‫واقعاً خودتون هستین!

00:12:33.330 --> 00:12:35.060
‫هنوز زنده این! باورم نمیشه!

00:12:36.570 --> 00:12:40.516
‫بانو، عالی به نظر میاین.

00:12:40.540 --> 00:12:44.890
‫فقط انگاری خیلی لاغر شدین.

00:12:46.650 --> 00:12:50.866
‫بانو، اینجا تو عمارت مِی چیکار میکنین؟

00:12:50.890 --> 00:12:54.476
‫میدونستم که مِی یینگ رو تا عمارت تعقیب
‫میکنی تا بفهمی میخواد چیکار کنه.

00:12:54.500 --> 00:12:56.426
‫برای همین منتظرت شدم تا بیای.

00:12:56.450 --> 00:12:59.620
‫اومدم راجع به مداوا کردن خاله ام بهت بگم.

00:13:01.380 --> 00:13:03.226
‫من درخدمت تون هستم.

00:13:03.250 --> 00:13:06.836
‫ولی الآن می یینگ کجاست؟

00:13:06.860 --> 00:13:08.356
‫اون خوبه.

00:13:08.380 --> 00:13:10.180
‫فقط یه درسی بهش یاد دادم.

00:13:11.690 --> 00:13:13.666
‫عالیه، حقشه!

00:13:13.690 --> 00:13:16.666
‫کل تونگ زی تانگ مدتیه که ازش متنفر بودن.

00:13:16.690 --> 00:13:19.210
‫حالا که شما برگشتی، دیگه از چیزی نمیترسیم.

00:14:02.130 --> 00:14:03.300
‫به چی فکر میکنی؟

00:14:06.060 --> 00:14:09.690
‫خوا، حرفی داری که بخوای به من بزنی؟

00:14:12.500 --> 00:14:17.770
‫یه چیزی هست که میترسم اگه بگمش،
‫رابطه مون دیگه هرگز مثل قبل نشه.

00:14:20.500 --> 00:14:24.380
‫خیلی وقت پیش گفتمت
‫که من همه چی رو بهت اعتراف میکنم.

00:14:26.300 --> 00:14:29.940
‫برای همین اگه چیزی هست، فوراً بهم بگو.

00:14:31.620 --> 00:14:35.860
‫ملاقات مون در محل قبر مادرت، تصادفی نبود.

00:14:38.450 --> 00:14:42.426
‫بعد از اون، یه نفر قبل از من به
‫می یینگ رسید و مجازاتش کرد.

00:14:42.450 --> 00:14:45.450
‫اگه درست حدس زده باشم، اون شخص، تو بودی.

00:14:49.010 --> 00:14:54.426
‫آخرین بار که به انجمن برفی رفتم تا ازت
‫خبر بگیرم، تو بازم اونجا بودی.

00:14:54.450 --> 00:14:58.156
‫اومدن و رفتنم رو دیدی.

00:14:58.180 --> 00:14:59.180
‫درست میگم؟

00:15:02.420 --> 00:15:03.660
‫تو همه چی رو فهمیدی؟

00:15:07.980 --> 00:15:09.250
‫اینطور نیست.

00:15:10.330 --> 00:15:14.306
‫ولی وقتی اتفاقاتی که در طی این مدتی
‫که باهم بودیم رو به هم ربط دادم،

00:15:14.330 --> 00:15:15.890
‫متوجه شدم که تصادفی نبودن.

00:15:18.770 --> 00:15:20.890
‫بعد استاد هم حرفشو بهم زده بود.

00:15:26.060 --> 00:15:27.860
‫همیشه میخواستم ازت سؤالی رو بپرسم.

00:15:29.810 --> 00:15:32.596
‫اون مدتی که مخفی شده بودی، کجا بودی؟

00:15:32.620 --> 00:15:34.420
‫چرا از من دوری میکردی؟

00:15:35.650 --> 00:15:37.570
‫به هزاران احتمال فکر کردم،

00:15:38.770 --> 00:15:40.060
‫ولی هرگز تصور نمیکردم که...

00:15:42.450 --> 00:15:43.860
‫پیشِ موخوان بوده باشی.

00:15:51.180 --> 00:15:53.180
‫میدونم که برای اینکار، دلایل خودتو داشتی.

00:15:55.250 --> 00:15:58.820
‫ولی من فقط میخوام با تو باشم،
‫بارِ روی دوش ات رو شریک بشم.

00:16:01.690 --> 00:16:03.076
‫باشه.

00:16:03.100 --> 00:16:08.940
‫پس امروز، حقیقتِ پشت اینکه چجوری
‫زنده موندم رو بهت میگم.

00:16:19.940 --> 00:16:22.210
‫توی بدن ام، یه قرص چی خوا هست.

00:16:23.740 --> 00:16:26.450
‫قبلاً مال مادرم بوده.

00:16:29.940 --> 00:16:36.740
‫اون زمان، با دستای خودش، قرص
‫رو از بدنش درآورد و به من داد.

00:16:39.300 --> 00:16:42.076
‫از جون خودش گذشت.

00:16:42.100 --> 00:16:46.226
‫با فدا کردن خودش، منو زنده نگه داشت.

00:16:46.250 --> 00:16:49.626
‫قرص چی خوا تا حالا سه تولد و سه مرگ رو تجربه کرده.

00:16:49.650 --> 00:16:51.916
‫برای همین حالا دربرابر میزبانش، بیشتر میتونه مقاومت کنه.

00:16:51.940 --> 00:16:55.210
‫اگه نتونم درمانشو پیدا کنم، میمیرم.

00:16:56.690 --> 00:17:01.380
‫برای همین حالا فقط میتونم از موخوان
‫بخوام تا کمکم کنه زورکی زنده بمونم.

00:17:02.540 --> 00:17:06.546
‫این تنها راهی بود که باهاش میتونستم دوباره ببینمت.

00:17:06.570 --> 00:17:09.386
‫چطور موخوان اینقدر مهربون شده که نجاتت داده؟

00:17:09.410 --> 00:17:11.596
‫یه کاسه ای زیر نیم کاسه است.

00:17:11.620 --> 00:17:12.620
‫میدونم.

00:17:13.810 --> 00:17:18.665
‫ولی باید زنده بمونم تا بتونم انتقام
‫مادرم و لینگ شیو رو بگیرم.

00:17:18.689 --> 00:17:23.185
‫من حتماً یه راهی پیدا میکنم تا زندگیت
‫دیگه وابسته به قرص چی خوا نباشه.

00:17:23.209 --> 00:17:24.209
‫خوا،

00:17:25.260 --> 00:17:27.596
‫تو در لونگ یین بزرگ شدی.

00:17:27.620 --> 00:17:29.956
‫میدونی که قرص چی خوا چقدر قدرتمنده.

00:17:29.980 --> 00:17:31.546
‫نکن.

00:17:31.570 --> 00:17:35.426
‫حتی اگه من نتونم، از استاد یا جناب
‫بای سو میخوایم تا کمک کنن.

00:17:35.450 --> 00:17:36.906
‫این همه طبیب خوب در دنیا هست.

00:17:36.930 --> 00:17:39.786
‫باورم نمیشه که هیچکدوم نتونن درمانت کنن.

00:17:39.810 --> 00:17:41.530
‫حاضرم هرکاری بکنم...

00:17:42.690 --> 00:17:45.026
‫حتی اگه مجبور شم جونم رو در ازای جونت بدم.

00:17:45.050 --> 00:17:50.210
‫اگه تو بمیری، زنده بودنِ من چه فایده ای داره؟

00:18:00.780 --> 00:18:02.170
‫وقتی در بی خوانگ بودم،

00:18:04.210 --> 00:18:05.370
‫طی هر مرحله ی درمان،

00:18:07.140 --> 00:18:11.900
‫تونستم روز به روز درد ها رو تحمل کنم
‫فقط با نگاه کردن به این گیره ی مو،

00:18:13.410 --> 00:18:15.140
‫دلتنگِ تو بودن

00:18:16.330 --> 00:18:17.330
‫و با فکر کردن به تو.

00:18:33.100 --> 00:18:36.450
‫مادرم قبل از مرگش، این گیره رو بهم داد.

00:18:44.860 --> 00:18:47.050
‫این با ارزش ترین چیزِ منم هست.

00:18:48.860 --> 00:18:54.140
‫میخواستم در روز ازدواج مون
‫اینو به عنوان نماد عشق مون، بهت بدم.

00:18:58.570 --> 00:18:59.570
‫یو،

00:19:01.380 --> 00:19:03.836
‫درآینده من همیشه درکنارت هستم.

00:19:03.860 --> 00:19:08.716
‫درهر لحظه ی دردناکی، تو میتونی
‫روی من حساب کنی تا اون درد رو تحمل کنی.

00:19:08.740 --> 00:19:09.740
‫خوا،

00:19:11.330 --> 00:19:17.530
‫همونطور که بهت گفتم، این قرص چی خوا
‫در بدن ام، یک قرص معمولی نیست.

00:19:19.140 --> 00:19:21.100
‫اگه یه روز، دیگه نتونم کنترلش کنم،

00:19:22.500 --> 00:19:25.810
‫و تبدیل به خطری برای کل دنیای رزمی‌کاران
‫بشم و حتی به مردم بی گناه صدمه بزنم،

00:19:28.290 --> 00:19:29.330
‫امیدوارم که...

00:19:30.530 --> 00:19:32.050
‫تو با دستای خودت منو بکشی.

00:19:33.900 --> 00:19:35.900
‫میفهمی داری چی میگی؟

00:19:37.170 --> 00:19:42.620
‫خوا، به خاطر مردم، بخاطر کل دنیای رزمی‌کاران
‫هم که شده، باید اینکارو بکنی.

00:19:45.530 --> 00:19:49.930
‫تو تنها کسی هستی که مایل ام توسط اش کشته بشم.

00:19:56.690 --> 00:19:57.740
‫نالان یو،

00:19:58.810 --> 00:20:00.450
‫جوری حرفی میزنی انگار خیلی راحته!

00:20:02.050 --> 00:20:05.330
‫اگه تو رو بکشم، چجوری با خودم کنار بیام؟

00:20:07.330 --> 00:20:09.260
‫اصلاً احساسات منو درنظر گرفتی؟

00:20:11.450 --> 00:20:13.596
‫همین حالا جوابتو میدم.

00:20:13.620 --> 00:20:15.020
‫خوب گوش کن.

00:20:18.780 --> 00:20:19.980
‫من نمیتونم انجامش بدم.

00:20:21.530 --> 00:20:22.810
‫نمیتونم!

00:20:33.930 --> 00:20:35.530
‫اگه باور نمیکنی،

00:20:37.290 --> 00:20:38.450
‫همین حالا قسم میخورم.

00:22:07.210 --> 00:22:08.660
‫این مسیر لونگ یین ـه.

00:22:10.930 --> 00:22:12.170
‫شما میخواید چیکار کنید؟

00:22:16.930 --> 00:22:20.756
‫فکر کردین با همین چند نفر
‫میتونید لونگ یین رو بگیرید؟

00:22:20.780 --> 00:22:22.210
‫شتر در خواب بیند پنبه دانه!

00:22:42.170 --> 00:22:43.666
‫نالان یو؟

00:22:43.690 --> 00:22:45.236
‫همه چی رو آماده کردین؟

00:22:45.260 --> 00:22:46.147
‫همینطوره،

00:22:46.171 --> 00:22:48.266
‫خیلی وقته منتظرتون بودیم.

00:22:48.290 --> 00:22:49.666
‫خوبه.

00:22:49.690 --> 00:22:51.330
‫بریم! به سمت لونگ یین.

00:23:12.330 --> 00:23:13.426
‫عجله کنید.

00:23:13.450 --> 00:23:14.426
‫بریم.

00:23:14.450 --> 00:23:15.636
‫وسایل تون رو ول کنید! زودباشید!

00:23:15.660 --> 00:23:16.236
‫وسایل تون رو ول کنید!

00:23:16.260 --> 00:23:17.860
‫نه! برید!

00:23:23.620 --> 00:23:25.307
‫ببخشید، چی شده؟

00:23:25.331 --> 00:23:26.636
‫چرا اینقدر واسه رفتن عجله دارین؟

00:23:26.660 --> 00:23:29.956
‫شیاطینِ فرقه لینگ اینجان! اونا
‫شهر لونگ یین رو محاصره کردن.

00:23:29.980 --> 00:23:31.786
‫مسیر های اصلی شهر رو هم بستن.

00:23:31.810 --> 00:23:34.476
‫همه دارن بخاطر جون شون فرار میکنن.

00:23:34.500 --> 00:23:36.386
‫فرار؟

00:23:36.410 --> 00:23:37.956
‫- ولی زی یان...
‫- عجله کنید!

00:23:37.980 --> 00:23:39.356
‫فرقه لینگ؟

00:23:39.380 --> 00:23:40.380
‫موخوان؟

00:24:04.930 --> 00:24:05.930
‫یو.

00:24:10.330 --> 00:24:12.570
‫تو دستور محاصره ی شهر لونگ یین رو دادی؟

00:24:15.050 --> 00:24:19.876
‫تو که خوب میدونی من نمیذارم
‫اونا از کاری که کردن قسر در برن.

00:24:19.900 --> 00:24:23.836
‫تو با نفع بردن از بیماری شدید خاله زی یان
‫لونگ یین رو محاصره کردی.

00:24:23.860 --> 00:24:25.660
‫شنیدم خواهرمو هم گرفتی.

00:24:26.930 --> 00:24:28.690
‫این همه راز ازم پنهون کردی.

00:24:31.740 --> 00:24:35.010
‫خوا، نمیخوام تو در دو راهی بیوفتی.

00:24:36.020 --> 00:24:37.876
‫فقط توی شهر تینگ فنگ بمون.

00:24:37.900 --> 00:24:42.410
‫من در رابطه با زی یان بهت قولی دادم
‫و قطعاً پای قولم میمونم.

00:24:43.660 --> 00:24:45.506
‫باشه.

00:24:45.530 --> 00:24:46.620
‫بهت اعتماد میکنم.

00:25:08.930 --> 00:25:10.546
‫ارباب رونگ.

00:25:10.570 --> 00:25:14.956
‫این چند روز شما همش مراقب ایشون
‫بودین و اصلاً نخوابیدین.

00:25:14.980 --> 00:25:17.020
‫لطفاً برید چند ساعتی استراحت کنید.

00:25:23.020 --> 00:25:24.546
‫ارباب.

00:25:24.570 --> 00:25:27.476
‫شهر محاصره شده و همه وحشت کردن.

00:25:27.500 --> 00:25:29.900
‫درهمچین موقعیت حساسی شما نباید مریض بشید.

00:25:39.930 --> 00:25:44.716
‫ارباب، من کار اشتباهی کردم و آماده ام
‫که با مرگ، تقاص گناهم رو بدم.

00:25:44.740 --> 00:25:47.026
‫با مرگ، تقاص گناهتو بدی؟

00:25:47.050 --> 00:25:48.380
‫منظورت چیه؟

00:25:49.530 --> 00:25:51.186
‫همه چی رو بهم بگو!

00:25:51.210 --> 00:25:52.210
‫ارباب بای...

00:25:55.140 --> 00:25:57.786
‫یعنی، بای وی جی الآن در شهر تینگ فنگه.

00:25:57.810 --> 00:26:02.546
‫و نالان یو یه پیک فرستاده و میگه که قول داده
‫بذاره بانو زی یان به تیگ فنگ بره

00:26:02.570 --> 00:26:03.890
‫تا توسط بای وی جی درمان بشه،

00:26:06.450 --> 00:26:07.570
‫ولی به یک شرط،

00:26:08.660 --> 00:26:10.956
‫اونم اینکه افراد لونگ یین فقط
‫میتونن تا بیرون شهر همراهیش کنن.

00:26:10.980 --> 00:26:15.290
‫و از اونجا به بعد، بانو توسط خود
‫نالان یو به تینگ فنگ برده میشه.

00:26:19.140 --> 00:26:22.076
‫ظاهراً تو جاسوس اون بودی!

00:26:22.100 --> 00:26:24.100
‫بیخود نیست که نالان یو از همه چی مون خبر داره!

00:26:25.810 --> 00:26:30.236
‫ارباب، با اینکه کاری که نباید، رو کردم
‫ولی همش بخاطر بانو زی یان بوده.

00:26:30.260 --> 00:26:33.386
‫اما از بابت جاسوسی، من هیچ
‫خبر دیگه ای رو بهش لو ندادم.

00:26:33.410 --> 00:26:34.660
‫حقیقت رو میگم.

00:26:42.140 --> 00:26:44.756
‫دیگه چه چیزایی ازم مخفی کردی؟

00:26:44.780 --> 00:26:46.636
‫همه چی رو بگو.

00:26:46.660 --> 00:26:47.660
‫ارباب،

00:26:48.810 --> 00:26:52.506
‫بانو خوا هنوز زنده است.

00:26:52.530 --> 00:26:54.980
‫فکر ایشون بود که بانو زی یان رو بفرستیم.

00:26:59.050 --> 00:27:00.906
‫نگاه کن توروخدا

00:27:00.930 --> 00:27:02.930
‫ببین چه دختر خوبی دارم!

00:27:08.530 --> 00:27:10.996
‫این لابد یه نقشه است که با نالان یو کشیده

00:27:11.020 --> 00:27:12.356
‫تا منو به بیرونِ شهر بکشونن، نه؟

00:27:12.380 --> 00:27:14.570
‫نه نه! بانو خوا هرگز چنین کاری نمیکنن.

00:27:17.140 --> 00:27:19.170
‫نالان یو منو به دوراهی کشونده.

00:27:20.690 --> 00:27:22.956
‫اگه پیشنهادشو قبول نکنم و از شهر نرم،

00:27:22.980 --> 00:27:26.290
‫اینجوری آخرین فرصت زنده موندن
‫زی یان رو با دستانِ خودم از بین می برم.

00:27:28.020 --> 00:27:32.450
‫ولی اگه از شهر خارج بشم
‫مطمئناً تو تله ی مرگ میوفتم.

00:27:34.330 --> 00:27:39.076
‫درنهایت هم قرار نیست زی یان رو درمان کنن.

00:27:39.100 --> 00:27:42.026
‫ارباب، نیازی نیست که
‫خودتون شخصاً این کار خطرناک رو بکنید.

00:27:42.050 --> 00:27:44.506
‫من حاضرم بانو رو تا بیرون شهر همراهی کنم.

00:27:44.530 --> 00:27:48.306
‫به علاوه، باور دارم که بانو خوا و بای وی جی هرگز از
‫جون بانو زی یان به عنوان اهرم فشار استفاده نمیکنن.

00:27:48.330 --> 00:27:50.076
‫خفه شو!

00:27:50.100 --> 00:27:52.260
‫بای وی جی دیگه رئیس نیست!

00:27:54.260 --> 00:27:55.380
‫و از بابت رونگ خوا،

00:27:57.810 --> 00:28:00.500
‫تظاهر میکنم هرگز چنین دختری نداشتم.

00:28:03.410 --> 00:28:05.116
‫ارباب لطفاً عصبانی نشید.

00:28:05.140 --> 00:28:07.900
‫چیزی که الآن مهمه، جونِ بانو زی یانه.

00:28:11.380 --> 00:28:15.266
‫چطوره که من ببرمشون به بیرون شهر؟

00:28:15.290 --> 00:28:16.290
‫نظرتون چیه؟

00:28:17.900 --> 00:28:20.546
‫به هرحال من یه غریبه ام.

00:28:20.570 --> 00:28:25.956
‫حتی اگه توی تله شون بیوفتم و نالان یو
‫منو بکشه، لونگ یین چیزی رو از دست نمیده.

00:28:25.980 --> 00:28:33.090
‫به علاوه، اگه من بتونم باری رو از دوش تون بردارم،
‫میتونید روی راه حلی برای دفع مشکل نالان یو پیدا کنید.

00:28:38.900 --> 00:28:39.900
‫تو...

00:28:41.210 --> 00:28:42.836
‫زی یان رو می بری.

00:28:42.860 --> 00:28:44.530
‫- ارباب!
‫- چشم!

00:29:30.450 --> 00:29:33.146
‫استاد، سم عمیقاً به بدن خاله زی یان نفوذ کرده.

00:29:33.170 --> 00:29:35.546
‫طب سوزنی دیگه روش جواب نمیده.

00:29:35.570 --> 00:29:37.660
‫بهتر نیست به فکر راه دیگه ای باشیم؟

00:29:39.900 --> 00:29:41.996
‫زی یان سال هاست که داره سم درست میکنه.

00:29:42.020 --> 00:29:44.260
‫تو این سال ها، سم به اعماق استخوان هاش رسیده.

00:29:48.660 --> 00:29:52.236
‫قرص استادم، میتونه کمی براش وقت بخره.

00:29:52.260 --> 00:29:55.506
‫ولی درد زیادی خواهد کشید.

00:29:55.530 --> 00:29:56.810
‫با وضعیت الآنش،

00:29:58.450 --> 00:30:00.170
‫نمیدونم میتونه تحملش کنه یا نه.

00:30:01.290 --> 00:30:03.666
‫به هرحال کار دیگه ای نمیتونیم بکنیم.

00:30:03.690 --> 00:30:06.980
‫قرصی که استاد بای بهتون داده رو امتحان میکنیم.

00:30:16.330 --> 00:30:18.306
‫خب پس امتحانش کنیم.

00:30:18.330 --> 00:30:23.756
‫ولی باید از نیروی درونی ام برای کمک به فرستادن
‫قرص مستقیماً به چاکراه قلب اش، استفاده کنم.

00:30:23.780 --> 00:30:28.100
‫شاید درد ناشی از قورت دادن قرص رو کمتر کنه.

00:30:29.780 --> 00:30:31.146
‫من اینجا مراقب هستم.

00:30:31.170 --> 00:30:33.050
‫استاد شما روی درمان خاله تمرکز کنید.

00:31:02.210 --> 00:31:03.210
‫مادر،

00:31:04.690 --> 00:31:06.410
‫امیدوارم روح ات در بهشت،

00:31:07.740 --> 00:31:09.620
‫از خاله زی یان محافظت کنه.

00:31:20.500 --> 00:31:25.450
‫ایندفعه رونگ خوا و بای وی جی
‫باهم شدن تا درمان اش کنن.

00:31:26.860 --> 00:31:29.860
‫موندم اصلاً زی یان شانسی داره یا نه.

00:31:34.500 --> 00:31:35.500
‫می یینگ.

00:31:36.810 --> 00:31:38.370
‫اگه بخاطر دستور ارباب جوان نبود،

00:31:39.380 --> 00:31:41.410
‫تا الآن تیکه تیکه ات کرده بودم.

00:31:47.740 --> 00:31:49.860
‫بیماری خاله ام قابل درمان هست؟

00:31:52.170 --> 00:31:54.546
‫بانو رونگ سو همیشه هرکاری خواستن، کردن

00:31:54.570 --> 00:31:59.836
‫و هرگز برای خانواده یا دوستان شون ارزشی
‫قائل نبودن، فقط منافع خودشون مهم بوده.

00:31:59.860 --> 00:32:02.500
‫شما به جون بقیه اهمیت میدی؟

00:32:04.050 --> 00:32:06.716
‫وقتی خیلی کوچیک بودم، مادرم رو از دست دادم.

00:32:06.740 --> 00:32:10.836
‫خاله زی یان تو این دنیا تنها
‫کسی بود که ازم مراقبت کرد.

00:32:10.860 --> 00:32:15.690
‫باعث شد برای اولین بار تو زندگیم احساس کنم
‫خیلی خوبه که کسی بهت اهمیت بده.

00:32:16.930 --> 00:32:19.076
‫خاله چندین ساله که در لونگ یین، سم درست میکرده.

00:32:19.100 --> 00:32:21.386
‫ولی با این وجود تونسته بود قلب مهربونی داشته باشه.

00:32:21.410 --> 00:32:22.996
‫حالا اون لب مرگه.

00:32:23.020 --> 00:32:24.996
‫فقط میخوام ببینمش.

00:32:25.020 --> 00:32:26.756
‫شاید این آخرین بار باشه.

00:32:26.780 --> 00:32:27.780
‫من...

00:32:30.290 --> 00:32:34.116
‫به نظر میرسه که بانو رونگ سو واقعاً قلبی دارن.

00:32:34.140 --> 00:32:37.906
‫فکر میکردم دردِ از دست دادن
‫محبوبت برای همیشه رو درک نمیکنی.

00:32:37.930 --> 00:32:40.876
‫یه زمانی یکی بود به منم اهمیت میداد.

00:32:40.900 --> 00:32:43.906
‫ولی لونگ یین اونو کشت.

00:32:43.930 --> 00:32:46.146
‫حالا ازش فقط یه قبر مونده.

00:32:46.170 --> 00:32:49.690
‫منم فقط برای یکبار هم که شده میخوام
‫ببینمش، ولی چه کسی این فرصتو بهم میده؟

00:32:52.500 --> 00:32:56.636
‫حاضرم یکی از پاهامو قطع کنم در ازای
‫اینکه خاله ام رو ببینم.

00:32:56.660 --> 00:32:58.756
‫توی زندگیم هرگز به کسی التماس نکردم،

00:32:58.780 --> 00:33:00.900
‫ولی فقط اینبار بهت التماس میکنم.

00:33:02.660 --> 00:33:04.786
‫میترسی که من فرار کنم، نه؟

00:33:04.810 --> 00:33:06.146
‫پس به عنوان تقاص، پامو قطع میکنم.

00:33:06.170 --> 00:33:07.570
‫با یک پا چطور میخوام فرار کنم؟

00:33:09.810 --> 00:33:10.810
‫باشه.

00:33:12.860 --> 00:33:16.140
‫اولین باری که باهات "گو" بازی کردم رو یادت میاد؟

00:33:17.690 --> 00:33:21.306
‫تو مخمصه افتاده بودی و نمیتونستی کاری بکنی.

00:33:21.330 --> 00:33:24.146
‫ولی هنوزم میخواستی بجنگی
‫تا جریان بازی رو عوض کنی.

00:33:24.170 --> 00:33:26.860
‫ولی درنهایت بدبختانه بازی رو باختی.

00:33:28.170 --> 00:33:32.546
‫امروز حالا که میخوای خواهرزاده ی باوفایی
‫باشی، من یه شانسی برای اینکار بهت میدم.

00:33:32.570 --> 00:33:36.356
‫یه بازی دیگه، درست مثل اون بازی میکنیم.

00:33:36.380 --> 00:33:41.876
‫حتی اگه یه بار هم منو شکست بدی
‫میذارم بری خاله ات رو ببینی.

00:33:41.900 --> 00:33:42.900
‫نظرت چیه؟

00:33:45.900 --> 00:33:47.756
‫باهات بازی نمیکنم.

00:33:47.780 --> 00:33:49.306
‫چرا؟

00:33:49.330 --> 00:33:52.116
‫نمیخوای برای آخرین بار خاله ات رو ببینی؟

00:33:52.140 --> 00:33:53.956
‫حق با توئه.

00:33:53.980 --> 00:33:57.716
‫نمیتونم تو هر جنگی، اوضاع رو به نفع خودم عوض کنم.

00:33:57.740 --> 00:33:59.836
‫نمیخوام وقتی بحث خاله ام در میونه، شرط ببندم.

00:33:59.860 --> 00:34:02.530
‫این دفعه ازت یه جواب قطعی میخوام.

00:34:05.740 --> 00:34:08.985
‫اینی که تازه رد شد، شکل انسان نداشت.

00:34:09.009 --> 00:34:12.116
‫یادمه وقتی موخوان فرماندهی ارتش تاریکی
‫رو یاد میگرفت، شکل اش بیشتر

00:34:12.140 --> 00:34:13.196
‫شبیه به روح شده بود تا انسان.

00:34:13.220 --> 00:34:15.596
‫- یعنی ممکنه...
‫- مراقبش باشین.

00:34:15.620 --> 00:34:16.620
‫چشم!

00:34:24.970 --> 00:34:26.380
‫می یینگ! وایستا!

00:34:30.970 --> 00:34:31.970
‫سانگ چی.

00:34:33.529 --> 00:34:34.946
‫تو بمون و مراقب رونگ سو باش.

00:34:34.970 --> 00:34:36.676
‫نذار فرار کنه.

00:34:36.700 --> 00:34:39.116
‫به افراد بیشتری برای محافظت از اینجا نیاز داریم.

00:34:39.140 --> 00:34:40.180
‫میرم از یو محافظت کنم.

00:34:44.900 --> 00:34:47.116
‫برادر نالان کجاست؟ کجا رفت؟

00:34:47.140 --> 00:34:47.947
‫نگران نباشید بانو،

00:34:47.971 --> 00:34:49.356
‫ارباب لو از ارباب جوان محافظت میکنه.

00:34:49.380 --> 00:34:50.380
‫چیزی شون نمیشه.

00:34:52.700 --> 00:34:55.076
‫اگه اتفاقی براش بیوفته چی؟

00:34:55.100 --> 00:34:56.860
‫خیلی بد به نظر میومد.

00:34:57.970 --> 00:34:59.220
‫نتونستم جلوشو بگیرم.

00:35:00.900 --> 00:35:06.140
‫فکر میکنم سم قرص چی خوا توی
‫بدن اش، فراتر از حد کنترلش رفته.

00:35:07.570 --> 00:35:10.940
‫اگه اینجوری بره، هم به خودش
‫صدمه میزنه هم به دیگران.

00:35:12.660 --> 00:35:13.676
‫ارباب لو رفتن دنبالش.

00:35:13.700 --> 00:35:14.860
‫امیدوارم اتفاقی نیوفته.

00:35:16.570 --> 00:35:18.730
‫صدایی که از کاروانسرا اومد هم از خودش بود؟

00:35:22.490 --> 00:35:24.636
‫یی جو رفته پیش برادر نالان تا ازش محافظت کنه.

00:35:24.660 --> 00:35:26.636
‫چیزی نمیشه.

00:35:26.660 --> 00:35:29.506
‫خواهر بهتره تو همینجا بمونی.

00:35:29.530 --> 00:35:31.986
‫الآن وضعیت برای ما، خوب نیست.

00:35:32.010 --> 00:35:34.116
‫بانو زی یان هنوز به هوش نیومدن.

00:35:34.140 --> 00:35:36.266
‫افراد لونگ یین همین نزدیکیا هستن.

00:35:36.290 --> 00:35:38.356
‫الآن وقتش نیست که دلبخواهی کاری بکنی.

00:35:38.380 --> 00:35:40.196
‫اینقدر نامفهوم حرف نزن،

00:35:40.220 --> 00:35:42.436
‫من میدونم اون توی چه وضعیتیه.

00:35:42.460 --> 00:35:44.140
‫تازه توی اتاق تنها بودی؟

00:35:47.180 --> 00:35:50.436
‫وقتی اتفاق افتاد، تو در اتاق بانو زی یان بودی.

00:35:50.460 --> 00:35:58.196
‫فکر کردم نالان تونسته سم رو کنترل کنه
‫برای همین اولش بهتون نگفتم.

00:35:58.220 --> 00:36:01.546
‫- کی فکرشو میکرد...
‫- دیگه اینکارو نکن.

00:36:01.570 --> 00:36:03.197
‫سانگ چی. تو همینجا باش.

00:36:03.221 --> 00:36:04.436
‫حالِ خاله خیلی جدیه.

00:36:04.460 --> 00:36:05.946
‫نباید اتفاق دیگری رُخ بده.

00:36:05.970 --> 00:36:07.396
‫من میرم یو رو پیدا کنم.

00:36:07.420 --> 00:36:08.420
‫چشم.

00:36:24.330 --> 00:36:25.330
‫وی جی؟

00:36:27.380 --> 00:36:29.306
‫واقعاً خودتی.

00:36:29.330 --> 00:36:30.636
‫زی یان.

00:36:30.660 --> 00:36:31.660
‫به هوش اومدی.

00:36:33.050 --> 00:36:36.140
‫خوا، خوا کجاست؟

00:36:38.620 --> 00:36:39.946
‫نگران نباش.

00:36:39.970 --> 00:36:42.156
‫خوا سالم و سلامته.

00:36:42.180 --> 00:36:44.306
‫این مدت اون پرستاریت رو میکرده.

00:36:44.330 --> 00:36:45.570
‫بزودی برمیگرده.

00:36:49.380 --> 00:36:50.396
‫کیه؟

00:36:50.420 --> 00:36:52.330
‫منم. می شومان.

00:36:53.900 --> 00:36:54.787
‫جناب بای.

00:36:54.811 --> 00:36:56.946
‫لطفاً برید و هرچه زودتر جلوی خواهر خوا رو بگیرید.

00:36:56.970 --> 00:37:01.946
‫نگران بود که یو درخطر باشه
‫برای همین تنهایی رفت دنبالش.

00:37:01.970 --> 00:37:03.946
‫ولی افراد لونگ یین همین اطراف هستن.

00:37:03.970 --> 00:37:05.570
‫میترسم خودشم به خطر بیوفته.

00:37:07.220 --> 00:37:08.596
‫تو برو.

00:37:08.620 --> 00:37:10.290
‫باید از خوا محافظت کنی.

00:37:11.700 --> 00:37:12.916
‫ولی تو...

00:37:12.940 --> 00:37:14.676
‫من خوبم.

00:37:14.700 --> 00:37:19.636
‫حتماً منتظرت میمونم چون میخوام
‫برای بار آخر ببینمش.

00:37:19.660 --> 00:37:21.786
‫این حرفو نزنی ها!

00:37:21.810 --> 00:37:22.970
‫تو خوب میشی.

00:37:30.050 --> 00:37:31.290
‫اون کیه؟

00:37:32.700 --> 00:37:36.876
‫بانو می، خواهر کوچیکه ی می یینگ.

00:37:36.900 --> 00:37:38.330
‫ولی اون با می یینگ فرق داره.

00:37:52.570 --> 00:37:54.506
‫وی جی.

00:37:54.530 --> 00:37:56.650
‫میترسم که نتونم زیاد طاقت بیارم.

00:37:57.700 --> 00:37:59.786
‫زی یان، نترس.

00:37:59.810 --> 00:38:03.156
‫- من...
‫- نمیخواد دلداریم بدی.

00:38:03.180 --> 00:38:06.420
‫بهتر از هرکسی از حالم خبر دارم.

00:38:09.970 --> 00:38:11.180
‫من تمام زندگیم رو...

00:38:12.290 --> 00:38:14.100
‫وقف لونگ یین کردم.

00:38:15.220 --> 00:38:19.810
‫ولی اگه دوباره متولد میشدم و شانس
‫تازه داشتم، از تصمیمم پشیمون نمیشدم.

00:38:21.970 --> 00:38:25.140
‫امروز من دوباره تونستم ببینمت

00:38:26.220 --> 00:38:27.700
‫و میدونم که خوا در امانه،

00:38:29.140 --> 00:38:30.570
‫پس پشیمانی ای ندارم.

00:38:35.420 --> 00:38:39.786
‫حالا لونگ یین هم با مشکلات داخلی
‫و هم خارجی مواجهِ.

00:38:39.810 --> 00:38:45.026
‫ارباب رونگ هیچکسو نداره که بهش اعتماد کنه.

00:38:45.050 --> 00:38:52.660
‫وی جی، بهم قول بده که از لونگ یین
‫محافظت میکنی و مراقب ارباب رونگ خواهی بود.

00:38:56.940 --> 00:39:00.970
‫همچین آدم سنگدل شروری
‫ارزش نداره که نگرانش باشی.

00:39:03.330 --> 00:39:06.460
‫نذار اتفاقی واسه خوا و سو بیوفته.

00:39:07.970 --> 00:39:11.700
‫لونگ یین و ارباب رونگ
‫به محافظتت نیاز دارن.

00:39:13.290 --> 00:39:14.860
‫اگه بهم قول ندی،

00:39:16.140 --> 00:39:17.700
‫نمیتونم در آرامش بمیرم.

00:39:28.970 --> 00:39:30.570
‫ولی اگه تمایل به اینکارو نداری...

00:39:34.810 --> 00:39:36.436
‫بهت قول میدم.

00:39:36.460 --> 00:39:39.026
‫بابت همه چی قول میدم!

00:39:39.050 --> 00:39:41.196
‫حالا دیگه هیچی نگو.

00:39:41.220 --> 00:39:43.506
‫فقط دراز بکش و استراحت کن.

00:39:43.530 --> 00:39:45.380
‫من نمیذارم اتفاقی برات بیوفته.

00:39:55.290 --> 00:39:56.420
‫دیگه چیزی نیست.

00:39:59.140 --> 00:40:00.460
‫این بار خوا...

00:40:02.290 --> 00:40:04.140
‫حتماً خیلی عذاب کشیده.

00:40:05.970 --> 00:40:07.420
‫اتفاقی که واسه لینگ شیو افتاد...

00:40:08.900 --> 00:40:10.530
‫من ناامیدش کردم.

00:40:12.380 --> 00:40:15.676
‫خوا هرگز بخاطر این مقصرت نمیدونه.

00:40:15.700 --> 00:40:17.700
‫این فکر مسخره رو فراموش کن.

00:40:19.330 --> 00:40:21.306
‫اون الآن کجاست؟

00:40:21.330 --> 00:40:22.460
‫میخوام ببینمش.

00:40:24.380 --> 00:40:26.156
‫باشه، من...

00:40:26.180 --> 00:40:28.306
‫الآن میرم پیداش میکنم.

00:40:28.330 --> 00:40:29.460
‫تو همینجا بمون.

00:40:44.490 --> 00:40:45.916
‫بانو زی یان نگران نباشید.

00:40:45.940 --> 00:40:51.746
‫تا جناب بای و خوا برگردن
‫من همینجا میمونم و مراقب تون هستم.

00:40:51.770 --> 00:40:53.356
‫خوب استراحت کنید.

00:40:53.380 --> 00:40:54.860
‫من بیرونِ در، مراقب هستم.

00:42:14.420 --> 00:42:15.946
‫نالان یو.

00:42:15.970 --> 00:42:17.810
‫باید طاقت بیاری!

00:42:17.834 --> 00:44:19.834
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.