﻿WEBVTT

00:00:06.500 --> 00:00:14.500
اینطوری شاهزاده و شاهدخت باهم ازدواج کردن و ازون به بعد
.به خوبی و خوشی زندگی کردن

00:00:15.380 --> 00:00:19.880
مادر، دیگه هیچوقت اتفاق ناراحت کننده‌ای براشون نیفتاد؟

00:00:20.250 --> 00:00:25.170
بذار ببینم، شاید اونها اتفاقات ناراحت کننده و
،دردآوری رو هم پشت سر گذاشتن

00:00:25.460 --> 00:00:28.670
.اما تا وقتی که کنار همدیگه بودن از پسش بر میومدن

00:00:29.210 --> 00:00:30.540
واقعاً؟

00:00:30.920 --> 00:00:32.040
.واقعاً

00:00:33.130 --> 00:00:34.920
و چی میشه اگه با هم نباشن؟

00:00:37.500 --> 00:00:41.170
.در اون صورت من بهت چنتا کلمه‌ی جادویی یاد میدم

00:00:41.630 --> 00:00:43.080
کلمات جادویی؟

00:00:43.080 --> 00:00:47.920
وقتی اون کلمات گفته بشن شاهزاده و شاهدخت
.تا ابد خوشبخت میشن

00:00:51.130 --> 00:01:00.080
اما این کلمات فقط روی یه آدم خاص عمل میکنن. نباید هیچوقت
.ازشون برای کسی دیگه‌ای استفاده کنی

00:01:00.750 --> 00:01:02.580
!باشه، مادر

00:01:04.580 --> 00:01:07.580
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:08.580 --> 00:01:13.000
شاهدخت کتابدوست

00:02:35.330 --> 00:02:40.830
مسافر ستاره‌ها

00:02:41.500 --> 00:02:43.000
...خدای من

00:02:43.880 --> 00:02:45.670
آماده شدی الی؟

00:02:47.330 --> 00:02:48.080
.بله

00:02:55.420 --> 00:02:58.000
،به نظر میاد تغییر لباست همه چی رو تغییر داده و

00:02:58.170 --> 00:03:02.170
کاملاً هویتت رو به عنوان دختر یه
.اشراف زاده پنهان کرده

00:03:02.670 --> 00:03:03.630
.این خوب نیست

00:03:04.170 --> 00:03:08.670
.اعلیحضرت، این در مورد خودتون هم صادق ـه

00:03:12.330 --> 00:03:16.250
.بعد ازون اتفاق همش ناآرومم

00:03:18.630 --> 00:03:22.790
یه جوریه انگار با اینکه دلم میخواد با شاهزاده‌ باشم
...دلم میخواد فرار کنم

00:03:23.000 --> 00:03:27.880
اما اگه ازشون دور بشم احساس تنهایی
.میکنم و نمیتونم تحمل کنم

00:03:28.580 --> 00:03:30.880
.اگه انقد بدِ بی خیالش شو

00:03:30.880 --> 00:03:36.630
گلن، حرفاتو برای خودت نگه دار وگرنه مجبورت می کنم
.تنهایی پای حرف‌های الک بشینی

00:03:37.380 --> 00:03:39.420
.چه تهدید کثیفی، اونم بدون هشدار قبلی

00:03:39.630 --> 00:03:40.460
...اعلیحضرت

00:03:41.250 --> 00:03:43.170
چرا خودتون رو مجبور کردید برید بیرون؟

00:03:44.420 --> 00:03:45.540
.ستاره‌ی شیسل

00:03:46.880 --> 00:03:52.380
خودت بهم گفتی دلت میخواسته بری و حداقل یه بار هم شده
از کتاب‌های خاص‌شون بخری، نگفتی، الی؟

00:03:53.420 --> 00:03:56.790
اگه امروز از دستش بدیم باید سه سال صبر
.کنیم تا دوباره برپا بشه

00:03:57.750 --> 00:03:58.630
...اما

00:04:01.210 --> 00:04:07.920
امروز من شوالیه محافظ شما هستم. ازتون
.محافظت میکنم، بانو الیانا

00:04:08.290 --> 00:04:10.670
افتخار میدین امروز با من بیاید؟

00:04:14.330 --> 00:04:19.790
ستاره شیسل کاروان گروهی از دانشمندان
.معروف این سرزمین‌ـه

00:04:20.630 --> 00:04:25.170
اونها بدون اینکه ساکن کشوری خاص باشن
،با همراهان‌شون سفر می‌کنن

00:04:25.460 --> 00:04:29.170
شنیدم بعضی افراد، از اونها چون مردمی
.کوچ نشین‌اند، دوری می‌کنن

00:04:29.920 --> 00:04:34.960
ازونجا که شنیده بودم هر سه سال یک بار
،این بازار کتاب برگذار میشه

00:04:35.290 --> 00:04:39.960
و در اون تعداد زیادی از کتاب های تازه منتشر شده، کمیاب
،و خارجی به نمایش گذاشته میشه

00:04:39.960 --> 00:04:45.040
.جایی بود که مدت زیادی دلم میخواست برم

00:04:46.130 --> 00:04:54.170
اعلیحضرت به احتمال زیاد این آرزوی منو از مکالمه ای که
.در کودکی با هم داشتیم به خاطر دارن

00:04:54.670 --> 00:04:58.790
اما چرا من یادم نمیاد؟

00:04:59.170 --> 00:05:00.920
چی شده الی؟

00:05:00.920 --> 00:05:03.750
...هیچی، اعلیحضرت، آم

00:05:03.750 --> 00:05:06.080
.امروز نباید منو اعلیحضرت خطاب کنی

00:05:06.880 --> 00:05:10.540
.که یعنی دلم میخواد به اسم صدام کنی

00:05:10.710 --> 00:05:11.330
ها؟

00:05:11.580 --> 00:05:13.540
خب، تمرین کنیم، الی؟

00:05:13.710 --> 00:05:15.580
.بـ-بله، اعلیحضرت

00:05:18.500 --> 00:05:22.580
چطوره هر بار که منو اعلیحضرت صدا میکنی تنبیه‌ت کنم؟

00:05:22.960 --> 00:05:25.830
.و البته نوع تنبیه‌ش هم من انتخاب میکنم

00:05:47.380 --> 00:05:48.040
الی؟

00:05:48.880 --> 00:05:52.580
.لطفاً دقت کن که امروز به هیچ وجه دستمو ول نکنی

00:05:53.170 --> 00:05:55.000
!باشه، کریستوفر

00:06:00.500 --> 00:06:01.330
...ببخشید، آقا

00:06:01.330 --> 00:06:04.960
کتاب دکتر لتزی «حکایات این سرزمین» که سه سال پیش منتشر شد رو دارید؟

00:06:05.330 --> 00:06:09.460
نوشته های دکتر لتزی نه تنها معروف‌ن، بلکه تعداد نسخه هایی
.که در دست هست بسیار کمه

00:06:09.460 --> 00:06:11.170
.خیلی سریع فروش میرن

00:06:11.580 --> 00:06:13.130
مثل همیشه، ها؟

00:06:15.130 --> 00:06:16.460
«مسافر ستاره‌ها؟»

00:06:16.830 --> 00:06:19.830
.اینا داستان‌های کودکانه‌س اما برای بزرگترا هم جذابه

00:06:20.170 --> 00:06:22.790
.این نسخه به زبان سولوکاوان ـه

00:06:23.830 --> 00:06:30.580
اگه ممکنه یه نسخه از دوران لاکن باستان یا یه نسخه که در دوران
،امپراطوری کای آرگ نوشته شده باشه میخوام

00:06:30.960 --> 00:06:34.170
البته خودم نسخه‌ی خاری در آتش رو
.بیشتر از همه دوست دارم

00:06:34.670 --> 00:06:35.460
چی؟

00:06:35.580 --> 00:06:38.750
آقا، احیانا کتاب «مسافر ستاره‌ها» رو دارید؟

00:06:39.040 --> 00:06:42.710
هر نسخه‌ای باشه خوبه، فقط اگه ممکنه میخوام
.به زبان سولوکوان نباشه

00:06:43.460 --> 00:06:46.040
.بـ-باشه... یه لحظه اجازه بدین

00:06:47.960 --> 00:06:50.960
.همه به یک اندازه به کتاب‌ها مسلط نیستند

00:06:51.460 --> 00:06:53.080
-به نظر همینطوره، اعلیـ

00:06:54.000 --> 00:06:56.790
.کریس -ساما. شما خیلی بادقت هستین

00:06:57.580 --> 00:07:03.830
شاید، اما من نمیدونستم «مسافر ستاره‌ها» به
.اینهمه زبان مختلف نوشته شده

00:07:04.290 --> 00:07:08.670
داستان هم بسته به اینکه چه دوره ای و در چه کشوری
.نوشته شده کمی متفاوت‌ـه

00:07:09.040 --> 00:07:12.630
کتاب مورد علاقه‌ی مادرم بود برای همین پدرم
.نسخه‌های مختلفشو جمع کرده

00:07:12.630 --> 00:07:16.750
.چه جالب. شاید منم یه بار دیگه بخونمش

00:07:16.960 --> 00:07:19.630
شما هم به خوندن افسانه‌ها علاقه دارین، اعلیحضرت؟

00:07:19.880 --> 00:07:20.750
.الی

00:07:22.420 --> 00:07:25.080
یعنی انقد دلت میخواد من تنبیه‌ت کنم؟

00:07:25.710 --> 00:07:29.130
شما دو نفر... میشه عشقولانه‌ها تون رو ببرید جای دیگه؟

00:07:33.830 --> 00:07:36.420
چه خوب که نسخه‌ی لاکن باستان رو داشت، نه؟

00:07:36.750 --> 00:07:42.960
.بله. او، این همون کتابی که تئودور-ساما دنبالش میگشتن

00:07:44.130 --> 00:07:48.750
عموی من هم وقتشو داره هم پولشو. خودش میاد
.هر چی بخواد میخره

00:07:48.960 --> 00:07:50.380
...بله، اما

00:07:50.540 --> 00:07:53.380
.آوردن اسم مردای دیگه هم ممنوع‌ـه

00:07:53.920 --> 00:07:54.670
...اعلیـ

00:07:56.210 --> 00:07:58.130
...اون طرف یه مزرعه‌ست

00:08:02.500 --> 00:08:04.250
تو واسه چی اینجایی؟

00:08:04.710 --> 00:08:09.250
شما که انتظار ندارید همچین نمایشگاه
سرگرم کننده‌ای رو از دست بدم؟

00:08:10.790 --> 00:08:12.330
ایشون رو میشناسید؟

00:08:14.170 --> 00:08:14.960
.نه

00:08:16.210 --> 00:08:18.460
.به نظرم غریبه‌س،بریم

00:08:18.960 --> 00:08:20.330
...هـ-هی

00:08:22.330 --> 00:08:23.420
!دزد

00:08:27.790 --> 00:08:29.580
!وایسا،جلوشو بگیرید

00:08:32.960 --> 00:08:33.830
!گرفتمش

00:08:34.040 --> 00:08:35.210
!ولم کن

00:08:38.290 --> 00:08:41.250
شما دزدها جرأت کردید از جایی دزدی کنید که
مردم خودتون دارن اداره‌ش میکنن؟

00:08:41.250 --> 00:08:43.290
!بچه‌ها نمیتونن تنهایی کتاب بفروشن

00:08:43.500 --> 00:08:46.500
!اینطور نیست! ازم خواستن برم و اینو بدزدم

00:08:46.830 --> 00:08:50.380
!چی؟ آخه کی همچین حرفی میزنه؟

00:08:50.580 --> 00:08:52.380
!یکی از اشراف برنشتاین بهم گفت

00:08:55.080 --> 00:08:56.290
برنشتاین؟

00:08:56.290 --> 00:08:57.880
!حالا این اشراف که میگی کجاست؟

00:09:02.460 --> 00:09:03.630
کریس-ساما؟

00:09:05.170 --> 00:09:07.330
!این اشراف‌زاده کجاست؟

00:09:07.330 --> 00:09:08.670
میشه صحبت کنم؟

00:09:08.880 --> 00:09:09.750
ها؟

00:09:15.170 --> 00:09:16.210
تو چی میخوای؟

00:09:17.580 --> 00:09:18.960
این دزدا رو میشناسی؟

00:09:20.130 --> 00:09:21.250
!بابا

00:09:26.880 --> 00:09:29.250
پس تو پدر این اراذلی؟

00:09:40.830 --> 00:09:42.330
...و بنابر‌این

00:09:43.130 --> 00:09:45.380
.من مسئولیت این دو نفر رو بر عهده می‌گیرم

00:09:47.460 --> 00:09:48.750
:خلاصه‌ش اینکه

00:09:49.130 --> 00:09:52.330
مادر این بچه که اسمش رنه‌ست مریض‌ـه و
،میخواد یه دکتر رو ببینه

00:09:52.630 --> 00:09:55.250
.اما هیچ دکتری آدم‌های شیسل رو نمی‌بینه

00:09:55.420 --> 00:09:56.040
.آره

00:09:56.330 --> 00:10:01.250
با فهمیدن این موضوع یه مرد اشرافی به این بچه نزدیک شده و
،در ازای دزدین یک‌کتاب از بازار

00:10:01.250 --> 00:10:03.540
.قول داده یه دکتر بیاره تا مادرشو ببینه

00:10:03.540 --> 00:10:04.330
.آره

00:10:04.790 --> 00:10:07.830
.و تو هم تصمیم گرفتی به این بچه کمک کنی

00:10:08.080 --> 00:10:10.580
.میدونی، رنه مثل برادر کوچکتر منه

00:10:10.790 --> 00:10:16.790
تا اینجاشو فهمیدم، اما این بچه چرا تصور
میکنه کریس پدرشه؟

00:10:17.250 --> 00:10:20.960
چی چیو تصور میکنه؟ اون یارو واقعاً باباشه دیگه، نه؟

00:10:23.960 --> 00:10:27.960
الی، من هیچی برای پنهان کردن ندارم، خب؟

00:10:29.170 --> 00:10:31.960
.پدر من یه شوالیه‌س

00:10:32.330 --> 00:10:38.750
چشاش مثل‌ من آبی‌ـه، مامانم گفته یه روز
. حتماً میاد اینجا و من میبینمش

00:10:40.460 --> 00:10:44.460
،آ، پس فقط بر اساس مشخصاتی که مادرت بهت گفته

00:10:44.460 --> 00:10:47.750
تو و این بچه فکر‌ کردید کریس باباشه

00:10:48.080 --> 00:10:49.540
.البته که فقط این نیست

00:10:49.920 --> 00:10:54.710
اون موقع اسم دکتر ستاره‌ی شیسل رو آورد
که همه کنار کشیدن، درسته؟

00:10:55.540 --> 00:10:58.290
.میدونید،‌ من از آشناهای قدیمی دکتر لتزی‌ام

00:10:58.790 --> 00:11:00.710
تو دکتر رو میشناسی، درسته؟

00:11:02.000 --> 00:11:05.170
،مادر رنه از رقاص‌های ستاره شیسل بود

00:11:05.170 --> 00:11:09.580
اما اون شوالیه‌ی ساوزلینگی هم به خاطر اینکه
.معشوقه‌ش بود دکتر رو میشناخت

00:11:10.000 --> 00:11:11.330
او، که اینطور؟

00:11:12.170 --> 00:11:14.670
الی...چرا اونطوری نگام میکنی؟

00:11:15.040 --> 00:11:16.420
.او، چیزی نیست

00:11:17.460 --> 00:11:24.000
نمیدونستم شما هم توی اون رمان عشقی که بین یه رقاص و
.یه شوالیه بود هستید کریس-ساما

00:11:25.330 --> 00:11:27.210
بانو الیانا، گرسنه نیستید؟

00:11:27.580 --> 00:11:30.500
یا نسبت به غذایی که تا حالا نخوردید محتاط هستید؟

00:11:30.710 --> 00:11:31.630
.نه

00:11:31.920 --> 00:11:34.170
،هروقت من از غذاهای کشورهای شرقی که داخل

00:11:34.170 --> 00:11:38.670
کتاب «سفرهای پارکو مولو» نوشته شده میگفتم
.آشپزمون برام درست می‌کرد

00:11:39.290 --> 00:11:43.420
پس کار آشپز خانواده برنشتاین در پخت
.انواع غذا باید عالی باشه

00:11:44.830 --> 00:11:47.380
احیانا خانواده‌ی منو میشناسید؟

00:11:48.670 --> 00:11:50.420
...واقعاً منو نشناخت

00:11:50.790 --> 00:11:54.790
به عنوان کسی که شاید حضورش انقدر کمرنگه که
.شناخته نمیشه... من آلان م

00:11:54.250 --> 00:11:54.830
...من آلان‌م

00:11:55.540 --> 00:11:58.880
.آلان، میشه بری ازونجا برام یه گزارش بگیری؟ گلن

00:12:00.420 --> 00:12:03.250
.الی. معذرت میخوام، تو غذاتو بخور

00:12:04.130 --> 00:12:04.750
.باشه

00:12:05.250 --> 00:12:10.460
تو هم همینطور. اگه نگاهت به من باشه
.نمیتونی غذا بخوری. زودباش

00:12:18.670 --> 00:12:21.250
.رنه، نگرانش نباش و غذاتو بخور

00:12:21.670 --> 00:12:22.290
.باشه

00:12:25.210 --> 00:12:29.580
خانوم کوچیک، تو هم جزو اشراف برنشتاینی؟

00:12:30.080 --> 00:12:33.380
.بله، من الیانا برنشتاین‌م

00:12:34.000 --> 00:12:36.500
تو هم از اقوام خال گوشتی‌هایی؟

00:12:37.500 --> 00:12:38.460
خال گوشتی؟

00:12:39.040 --> 00:12:46.000
اشراف خال گوشتی، اونطوری که دور هم میشینید و مغرور و از خود راضی هستین... من
.میدونم شما چه نگاه تحقیرآمیزی به ما دارید

00:12:46.290 --> 00:12:52.040
اما اون گفت یه دکتر میاره برای مادر رنه، برای همین
.رفتارم باهاش خوبه و باهاش راه میام

00:12:52.630 --> 00:12:54.000
...معذرت میخوام، پائولو

00:12:54.420 --> 00:12:55.920
‌.تقصیر تو نیست رنه

00:12:56.210 --> 00:13:01.540
اگه یه دکتر میومد مارو میدید اصلا برای کسی اهمیت
.نداشت اون یارو چی میگه

00:13:03.290 --> 00:13:05.420
...یه دکتر که هر کسی رو ببینه

00:13:05.960 --> 00:13:08.710
...فکر کنم قبلاً یه همچین داستانی رو خوندم

00:13:09.750 --> 00:13:15.880
برای همین از شما اشراف‌زاده‌های از خود راضی که
!از ما سواستفاده میکنید متنفرم

00:13:16.380 --> 00:13:18.500
!شما اشراف‌زاده‌ها هم همچین عالی نیستین

00:13:19.500 --> 00:13:20.920
...اصلا اینطور فکر نمیکنم

00:13:21.290 --> 00:13:23.000
!همه‌ی اشراف عین همن

00:13:31.250 --> 00:13:34.170
...نمیدونم متوجه منظورم میشید یا نه اما

00:13:34.880 --> 00:13:40.460
«این کتابی‌ـه که وقتی بچه بودم به دفعات خوندم، «مسافر ستاره ها

00:13:40.920 --> 00:13:47.040
.توی داستان، یک کلاغ با مسافر رفتار بی‌رحمانه‌ای داشت
:در بیابانی دوباره به کلاغ برخورد کرد. در جوابش گفت

00:13:48.130 --> 00:13:52.040
«.به خاطر رفتار بدی که الان باهام داری خیلی ناراحتم»

00:13:52.630 --> 00:13:58.170
،اما وقتی کلاغ دیگه‌ای رو ملاقات کنم»
«.من باهاش بدرفتار نخواهم بود

00:14:00.420 --> 00:14:04.000
.دلم میخواد همچین آدمی‌ باشم

00:14:05.830 --> 00:14:07.250
!خب که چی؟

00:14:08.710 --> 00:14:11.460
میتونی مدعی بشی خیلی چیزا دلت میخواد
!ولی هیچکدوم رو انجام ندی

00:14:13.500 --> 00:14:14.670
.همینطوره

00:14:20.380 --> 00:14:21.500
...پائولو

00:14:28.290 --> 00:14:30.880
اما...چیکار باید بکنم؟

00:14:31.580 --> 00:14:37.500
.ببخشید، زیاده‌روی کردم. تو که مقصر نیستی

00:14:37.960 --> 00:14:41.000
...وقتی شنیدم تو هم برنشتاین‌ هستی، یهو

00:14:42.380 --> 00:14:43.290
!ببخشید

00:14:50.080 --> 00:14:51.040
.پائولو-ساما

00:14:52.170 --> 00:14:54.000
پائولو...ساما؟

00:14:54.250 --> 00:14:58.540
.افراد خانواده‌ی من هرگز کتابی رو نمیدزدن

00:14:58.960 --> 00:15:03.500
...اگه کتابی باشه که بخوایم و نتونیم داشته باشیم

00:15:04.000 --> 00:15:05.170
"نتونین داشته باشین...؟"

00:15:05.830 --> 00:15:11.790
چه براش التماس کنیم یا وادار بشیم سم بخوریم، بدون توجه به...
.همه‌ی اینا، اون کتاب رو خواهیم خوند

00:15:13.790 --> 00:15:15.790
سم بخوری اوضاع ناجور نمیشه؟

00:15:15.790 --> 00:15:16.460
ها؟

00:15:28.330 --> 00:15:31.040
.من «مسافر ستاره‌ها» رو بلدم

00:15:31.460 --> 00:15:37.000
مامانم برام خوندتش. مامان میگه اون
.راهنمای ستاره‌ی شیسل‌ـه

00:15:37.330 --> 00:15:38.830
!همینطوره

00:15:38.830 --> 00:15:39.710
.هوم

00:15:39.960 --> 00:15:43.330
.منم وقتی بچه بودم مادرم برام میخوند

00:15:56.880 --> 00:15:58.460
،راستی، خانوم کوچیک

00:15:58.790 --> 00:16:03.960
میفهمم که با بقیه‌ی اشراف فرق داری، واسه
.همین ازت یه سوال دارم

00:16:04.210 --> 00:16:07.830
با اون یارو چشم آبی‌ـه چه نوع رابطه‌ای داری؟

00:16:08.630 --> 00:16:10.330
منظورت از "چه نوع" چیه؟

00:16:10.630 --> 00:16:13.960
منظورم اینه که عاشق و معشوق هستین یا نه؟

00:16:17.540 --> 00:16:22.830
...من از چهار سال پیش نامزدش بودم اما

00:16:23.630 --> 00:16:27.500
.اولین ملاقاتم با اعلیحضرت رو به خاطر ندارم

00:16:27.880 --> 00:16:33.000
...نمیتونم با اعتماد به نفس کامل بگم که نقش معشوقه‌ش رو دارم

00:16:34.380 --> 00:16:36.460
..."شاید بشه گفت "معشوق

00:16:37.130 --> 00:16:39.380
چرا انقد نامطمئن حرف میزنی؟

00:16:40.710 --> 00:16:44.380
.یه جورایی میدونستم این یارو بابای رنه نیست

00:16:44.710 --> 00:16:49.000
.اما رنه همیشه دلش می‌خواسته باباشو ببینه

00:16:49.500 --> 00:16:54.130
لطفاً، فقط همین یه روز، بذار قرضش بگیریم
.تا بابای رنه باشه

00:16:55.460 --> 00:16:59.210
شاید واسه این کار باید اول تایید منو بگیری؟

00:16:59.920 --> 00:17:03.920
.الی، ما میریم تا رئیس ستاره‌ی شیسل‌ رو ببینیم

00:17:04.330 --> 00:17:06.250
رئیس ستاره‌ی شیسل‌؟

00:17:06.630 --> 00:17:08.540
.یه چیزی هست که میخوام بررسیش کنم

00:17:08.960 --> 00:17:11.750
.دلم نمیخواد به دیدنش برم اما چاره‌ای نیست

00:17:14.500 --> 00:17:16.880
نی-چان، با اون خال گوشتی‌ـه چیکار می‌کنید؟

00:17:17.380 --> 00:17:23.130
اونا روز تعطیل منو خراب کردن، بعدا حسابی
.از خجالت‌شون در میام

00:17:26.420 --> 00:17:27.500
.خب، بریم

00:17:27.880 --> 00:17:28.630
.باشه

00:17:31.630 --> 00:17:36.630
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:17:39.500 --> 00:17:41.330
چجوری شد که اینجوری شد؟

00:17:44.750 --> 00:17:49.130
...امروز قرار بود نقش شوالیه‌ی محافظ الی رو بازی کنم

00:17:52.290 --> 00:17:54.170
بـ-بابا؟

00:17:59.040 --> 00:18:03.460
منم وقتی بچه بودم همیشه این قیافه رو به خودم می‌گرفتم؟

00:18:04.540 --> 00:18:06.880
میخوای برات یه قصه‌ بگم؟

00:18:07.080 --> 00:18:07.880
.اوهوم

00:18:08.630 --> 00:18:13.540
.روزی روزگاری یه پسر کوچولوی چشم آبی بود

00:18:14.420 --> 00:18:19.830
.مادرش رو برای درمان بیماری به یه سرزمین دور برده بودن

00:18:20.670 --> 00:18:27.670
پسرک نگران بود که نکنه دیگه مادر
.عزیزش رو هیچوقت نتونه ببین‌ـه

00:18:28.420 --> 00:18:33.750
.برای همین هر روز کلی دعا میکرد و یه عالمه نامه می‌نوشت

00:18:34.580 --> 00:18:39.630
.بالاخره مادرش به بیماری غلبه کرد و برگشت

00:18:40.330 --> 00:18:44.710
.اما مادرش به کلی یه آدم دیگه شده بود

00:18:45.500 --> 00:18:51.040
اون به مادری سرد و سختگیر تبدیل شده بود که حتی
.به روی پسرک لبخند هم نمیزد

00:18:56.000 --> 00:19:01.210
.پسرک خیلی دلش شکست، و شاید یه ذره هم گریه کرد

00:19:01.710 --> 00:19:07.880
بعدش، یه چیزی رو فهمید. حتما یه جادوگر خبیث
.مادرشو طلسم کرده بود

00:19:09.130 --> 00:19:13.420
از اون به بعد، هر روز مطالعه میکرد چون
.دلش میخواست طلسم رو بشکنه

00:19:13.710 --> 00:19:17.630
اما نمیدونست چطور باید این کارو بکنه و
.برای همین عصبانی بود

00:19:18.040 --> 00:19:19.170
،بعدش اونجا

00:19:20.130 --> 00:19:23.170
یه شاهدخت که میتونست طلسم‌ها رو بشکنه
.جلوش ظاهر شد

00:19:23.500 --> 00:19:29.170
اون شاهدخت پری کتابخونه بود، و به پسر کلمات
.جادویی رو گفت تا طلسم رو بشکنه

00:19:29.710 --> 00:19:33.040
.چیزهای مهم با چشم دیده نمیشن

00:19:33.880 --> 00:19:35.330
!مسافر ستاره‌ها» بوده»

00:19:36.380 --> 00:19:41.460
.بعدش پسر فهمید که چیزایی که مهم بودن رو نمی‌دیده

00:19:41.460 --> 00:19:42.540
واقعاً؟

00:19:43.210 --> 00:19:46.750
،در واقع،مادری که تصور میکرد عوض شده

00:19:46.750 --> 00:19:52.040
با عشق نامه‌های پسر رو دریافت کرده بود و مثل یک
.گنج از اونا نگهداری کرده بود

00:19:52.750 --> 00:19:57.710
به خاطر همین از اون به بعد، حتی وقتی مادرش بهش
.سخت می‌گرفت، پسرک ناراحت نمیشد

00:19:58.000 --> 00:20:01.460
.اون بی‌نهایت از شاهدخت ممنون بود

00:20:04.920 --> 00:20:08.960
.رنه، چیزایی که مهم‌ن همیشه به چشم نمیان

00:20:09.580 --> 00:20:13.710
.تو نباید از چیزایی که برات مهم هستن غافل بشی

00:20:15.380 --> 00:20:19.630
.پد... باشه، اونی-چان

00:20:24.250 --> 00:20:25.000
.الی

00:20:26.130 --> 00:20:28.210
.بیا،رنه، اگه دوست داری بردار

00:20:31.960 --> 00:20:33.130
!ممنون

00:20:33.630 --> 00:20:35.670
.منم یه دونه میخوام

00:20:35.880 --> 00:20:37.710
...ها؟ او، البته

00:20:51.460 --> 00:20:54.460
!ا-ا-انگشت من خوردنی نیست

00:20:58.000 --> 00:20:58.500
نیست؟

00:20:59.540 --> 00:21:01.960
.اما خیلی شیرین و خوشمزه‌س

00:21:02.710 --> 00:21:04.790
.اشتهام کور شد

00:21:04.790 --> 00:21:08.710
از دل من حرف میزنی. ماها که هر روز شاهد
.رخداد این صحنه‌هاییم

00:21:09.460 --> 00:21:10.880
.سرتون به کار خودتون باشه

00:21:15.380 --> 00:21:17.880
.مایلم این پیام رو به دست دکتر نیکولا لتزی برسونید

00:21:18.380 --> 00:21:22.580
اگه بهشون بگید به اینجا اومدم تا بهای چیزی که شش سال پیش
.قرض گرفتم پس بدم خودشون متوجه میشن

00:21:23.080 --> 00:21:24.670
شش سال پیش؟

00:21:30.250 --> 00:21:33.960
.گفتی یه شوالیه‌ی مو بور؟ من یادم نمیاد

00:21:36.330 --> 00:21:41.420
من به اندازه‌ی ستاره‌های آسمون آدما رو
.نوشیدنی مهمون کردم

00:21:41.880 --> 00:21:45.380
هنوز هم همون پیرمرد عاشق الکلی لتزی، نه؟

00:21:45.500 --> 00:21:49.130
او، تو همون پسرک جوان و ساده دلی که اون زمان دیدم؟

00:21:49.670 --> 00:21:53.290
کی توی ستاره‌ی شیسل بچه‌دار شدی؟

00:21:57.960 --> 00:21:59.580
...واقعاً شاید

00:22:04.210 --> 00:22:09.460
...من خیلی کم در مورد اعلیحضرت میدونم

00:22:09.500 --> 00:22:11.460
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.