﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:15.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:16.890 --> 00:00:18.640
.گندش بزنن

00:00:18.640 --> 00:00:22.180
بلد نیستی سلام کنی؟
.می‌بینم که یذره هم تغییر نکردی

00:00:22.180 --> 00:00:24.520
.به کل یادم رفته بود

00:00:24.520 --> 00:00:28.230
.از آخرین دیدارمون یه سال میگذره
چرا انقدر یُبس ـی؟

00:00:28.230 --> 00:00:32.070
.تو حالا به لطف من یه چشم شیطانی داری
!اینو یادت باشه

00:00:34.320 --> 00:00:38.660
،اگه مثل آدم نصیحتم میکردی
.سر از زندان در نمیاوردم

00:00:38.660 --> 00:00:41.330
.یا حتی با پائول هم دعوام نمیشد

00:00:42.500 --> 00:00:45.580
.ماجراجویی ـت هیچوقت پایان خوش نداره

00:00:45.580 --> 00:00:49.750
ولی مطمئنی که میخوای
همه چی رو بندازی گردن من؟

00:00:51.960 --> 00:00:53.470
.لعنتی

00:00:53.470 --> 00:00:56.970
،وقتی تو این مکانم
.به خود واقعیم برمیگردم

00:00:56.970 --> 00:01:01.430
!من همه چی رو از نو شروع کردم
!مطمئنم

00:01:04.270 --> 00:01:05.810
!اه گور باباش

00:01:05.810 --> 00:01:08.190
!باشه مرسی! دستت درد نکنه! خوب شد؟

00:01:08.190 --> 00:01:10.360
!بدون تو الان اینجا نبودم

00:01:10.360 --> 00:01:12.780
حالا تخ کن ببینم راهنمایی بعدیت چیه؟

00:01:12.780 --> 00:01:16.780
.واو. معمولا خودت سر صحبتو وا نمیکنی

00:01:16.780 --> 00:01:22.660
:ولی فقط تو یه چیز کمک میخوام
خانوادم کجان؟

00:01:22.660 --> 00:01:26.580
مگه خانوادت توی یه جهان دیگه زندگی نمیکنن؟

00:01:26.580 --> 00:01:30.790
.خودت میدونی از کی حرف می‌زنم
.زنیس، لیلیا و آیشا

00:01:30.790 --> 00:01:35.800
راجع به سیلفی، گیلین، فیلیپ و
.سائوروس هم می‌خوام بدونم

00:01:35.800 --> 00:01:39.510
.هوممم... بذار راجع بهش فکر کنم

00:01:42.640 --> 00:01:45.600
.باشه باشه معذرت. از خط قرمز گذشتم

00:01:45.600 --> 00:01:48.980
.فقط باید بهم یه قولی بدی

00:01:50.190 --> 00:01:51.520
چی؟

00:01:51.520 --> 00:01:55.820
اگه راهنمایی بعدیم بهت کمک کرد که
،به خانوادت برسی

00:01:55.820 --> 00:01:58.990
.باید دفعه‌ی بعدی بهم اعتماد کنی

00:01:58.990 --> 00:02:02.580
بهت اعتماد کنم و بشم عروسک دست تو؟

00:02:02.580 --> 00:02:05.410
.ای بابا نه دیگه در اون حد

00:02:05.410 --> 00:02:09.750
فقط این همه بدعنقی هی هر بار هر بار
خسته کننده نمیشه؟

00:02:09.750 --> 00:02:12.960
.بدون بدعنقی هم خسته‌کنندست

00:02:12.960 --> 00:02:15.760
.میخوام جوری که قبلا بودم رو فراموش کنی

00:02:15.760 --> 00:02:18.930
تو همش اونو به رخم میکشی و
.باعث میشی افسرده بشم

00:02:19.930 --> 00:02:24.970
ولی باشه، اگه این بار منو یه نصیحت درست و حسابی بکنی
.بهش فکر می‌کنم

00:02:24.970 --> 00:02:27.140
بهم اعتماد میکنی؟

00:02:29.190 --> 00:02:31.690
.بستگی داره چی پیش بیاد

00:02:32.690 --> 00:02:35.610
.باشه! فهمیدم. میشه

00:02:37.650 --> 00:02:41.200
.حالا اجازه بده بهت یه راهنمایی بدم

00:02:42.160 --> 00:02:45.540
.خوب گوش کن رودیوس

00:02:45.540 --> 00:02:48.250
.اسمش آیشا گری‌رت ‌ـه

00:02:48.250 --> 00:02:52.380
.تو اتفاقی به این صحنه برخورد میکنی

00:02:52.380 --> 00:02:54.130
ها؟ وایسا. چی؟

00:02:54.130 --> 00:02:57.630
.ولی نباید اسم واقعیتو بهش بگی

00:02:57.630 --> 00:03:01.340
از یه اسم مستعار استفاده کن و
.متقاعدش کن تا وضعیتش رو شرح بده

00:03:01.340 --> 00:03:06.600
بعد یه نامه بنویس به کسی که توی
.قصر شیرونه میشناسی

00:03:06.600 --> 00:03:08.640
وایسا! چرا کسی که می‌شناسم ـــ

00:03:08.640 --> 00:03:11.060
این کارو بکن و بعد توی نجات

00:03:11.060 --> 00:03:16.270
.هم آیشا و هم لیلیا از قصر شیرونه موفق میشی

00:03:16.270 --> 00:03:17.780
ها؟ لیلیا هم؟

00:03:17.780 --> 00:03:21.450
،چطوری؟ اگه توی شیرونه باشن
باید تا حالا توسط ـــ

00:03:31.710 --> 00:03:33.580
چی شده؟ حالت خوبه؟

00:03:33.580 --> 00:03:35.340
.خوبم

00:03:36.250 --> 00:03:40.220
.فقط همون دریازدگی‌ـه که از قبل داشتم

00:03:44.260 --> 00:03:49.270
بهم کمک کرد یه چشم شیطانی بگیرم تا
بهم همچین چیزی رو نشون بده؟

00:03:49.270 --> 00:03:51.230
.نمی‌فهمم

00:03:51.230 --> 00:03:53.310
اون دنبال چیه؟

00:04:16.880 --> 00:04:20.840
.بالاخره رسیدیم قاره‌ی مرکزی

00:04:52.450 --> 00:04:56.080
،تا حالا از اینا نخوردم
!ولی این چیز برنجیه خیلی خوشمزست

00:04:56.080 --> 00:04:59.500
!تو هم یکم بخور رودیوس! خوشمزست

00:05:00.460 --> 00:05:02.380
.خیلی ممنون

00:05:24.420 --> 00:05:28.970
تنا

00:05:24.630 --> 00:05:28.970
سخ

00:05:24.970 --> 00:05:28.970
یک

00:05:25.090 --> 00:05:28.970
بیکار

00:05:47.720 --> 00:05:51.180
!پس این پایتخت امپراطوری شیرونه‌ست

00:05:54.720 --> 00:05:57.810
«اون یارو خداعه بهم گفت به «کسی که میشناسم
.یه نامه بنویسم

00:05:57.810 --> 00:06:01.060
،شاید منظورش روکسی بوده

00:06:01.060 --> 00:06:03.940
.تازه گفت اینطوری میتونم لیلیا و آیشا رو هم پیدا کنم

00:06:03.940 --> 00:06:10.780
،ولی اگه آیشا و لیلیا واقعا اینجا باشن
.روکسی باید خیلی وقت پیش پیداشون میکرد

00:06:10.780 --> 00:06:13.830
استادت اینجا زندگی میکنه. نه؟

00:06:15.910 --> 00:06:18.160
چی شده رودیوس؟

00:06:18.160 --> 00:06:21.130
،ببین... طبق اطلاعاتی که من بدست آوردم

00:06:21.130 --> 00:06:25.130
.خانوادم یه جایی توی این امپراطوری زندانی شدن

00:06:25.130 --> 00:06:26.300
جدی میگی؟

00:06:26.300 --> 00:06:28.340
ها؟ مادرت؟

00:06:28.340 --> 00:06:32.970
.نه، لیلیا و آیشا
.خدمتکار سابق ـمون و خواهر کوچیکترم

00:06:32.970 --> 00:06:34.260
خواهرت؟

00:06:34.260 --> 00:06:37.350
!ولی اون که تو میلیشیون بود
.خیلی مغرور بنظر میرسید

00:06:37.350 --> 00:06:39.270
.من دو تا خواهر دارم

00:06:42.730 --> 00:06:44.520
پس خوشحال میشم اگه

00:06:44.520 --> 00:06:49.860
شما دو تا بخواید توی جمع آوری اطلاعات
.کمکم کنید

00:06:49.860 --> 00:06:52.320
.موضوع مربوط به خانواده، پس مجبوریم

00:06:55.580 --> 00:06:57.500
.خیلی خیلی ممنونم

00:06:59.750 --> 00:07:04.380
خدا رو شکر ازم نپرسیدن که این اطلاعاتو
.از کجام آوردم. فعلا البته

00:07:04.380 --> 00:07:08.420
،تا وقتی نفهمیدم اون عوضی رنگ پریده چی تو کلشه

00:07:08.420 --> 00:07:12.970
یه حسی بهم میگه باید مواظب باشم که
.به کی راجع بهش میگم

00:07:14.390 --> 00:07:18.020
.لطفا این نامه رو به کاخ سلطنتی برسونید

00:07:18.020 --> 00:07:21.640
.فکر کنم جواب بده. این نامه غیرمنتظره میشه

00:07:21.640 --> 00:07:24.270
.مطمئنم روکسی سورپرایز میشه

00:07:29.070 --> 00:07:30.740
حالا چی؟

00:07:30.740 --> 00:07:33.620
،اگه به اون هیتوگامی اعتماد کنم

00:07:33.620 --> 00:07:39.080
باید کل این شهر گنده رو زیر و رو کنم
.تا اون مکانی که نشونم داد رو پیدا کنم

00:07:39.080 --> 00:07:42.080
.پسر... کار سختی بنظر میرسه

00:07:42.080 --> 00:07:46.090
ولی چرا سربازا آیشا رو دستگیر کرده بودن؟

00:07:46.090 --> 00:07:51.010
خدا-نما یه جوری نشونش داد انگار توی
.کاخ نگهش می‌دارن

00:08:13.030 --> 00:08:15.320
کی اونجاست؟ رویجرد؟

00:08:15.320 --> 00:08:17.950
.نه، رویجرد خیلی تو تعقیب کردن ماهره

00:08:17.950 --> 00:08:20.160
.من هیچوقت متوجهش نمیشم

00:08:20.160 --> 00:08:21.580
.اریس هم نیست

00:08:21.580 --> 00:08:26.000
اون همینطوری پرسه نمیزنه. فقط باهام میاد
.و یه کلمه هم حرف نمیزنه

00:08:26.000 --> 00:08:27.590
پس کیه؟

00:08:27.590 --> 00:08:30.510
نکنه کسی تو شیرونه ازم کینه داره؟

00:08:30.510 --> 00:08:33.760
.نمیشه که. من تازه پامو گذاشتم اینجا

00:08:44.940 --> 00:08:46.860
.وایسا

00:08:46.860 --> 00:08:48.400
این همون...؟

00:08:50.940 --> 00:08:52.860
ها؟ چطور اون کارو کرد؟

00:08:52.860 --> 00:08:54.820
!چی؟! نه! صبر کن

00:08:54.820 --> 00:08:55.660
!پسش بده

00:08:55.660 --> 00:08:57.620
.س...ساکت باش

00:08:57.620 --> 00:08:59.160
.التماست میکنم

00:09:00.910 --> 00:09:03.370
!نامه ـمو پس بده

00:09:03.370 --> 00:09:05.670
.لطفا بس کن

00:09:05.670 --> 00:09:08.840
.متاسفم. ما فقط داریم کارمونو انجام میدیم

00:09:12.300 --> 00:09:15.050
!ن...نه! اونطور که تو فکر میکنی نیست

00:09:15.880 --> 00:09:19.390
.خب میدونی... یکم باورش سخته

00:09:20.390 --> 00:09:24.770
،گوش کن پسر جون، باور کنی یا نه
.ما سربازای پادگان قصریم

00:09:24.770 --> 00:09:27.770
ما فقط اومدیم اینجا تا این دخترو برگردونیم خونه
.چون راه گم کرده

00:09:27.770 --> 00:09:32.400
!این... این سربازا نامه‌ی منو دزدیدن

00:09:32.400 --> 00:09:37.030
چرا موظفی که یه نامه رو از دست یه بچه‌ی گمشده بگیری؟

00:09:37.030 --> 00:09:40.030
.خب، زندگی آدم بزرگا پیچیده‌ست

00:09:42.870 --> 00:09:45.460
!ل...لطفا نجاتم بده

00:09:51.090 --> 00:09:53.630
جادوی بدون ورد! ممکنه که تو...؟

00:10:07.940 --> 00:10:10.480
.مقاومت نکن و دختره رو بده به ما

00:10:10.480 --> 00:10:12.360
!بهت صدمه نمی‌رسونیم

00:10:12.360 --> 00:10:14.440
.محکم بهم بچسب

00:10:30.920 --> 00:10:33.550
!اسم من آیشا گری‌رت‌ـه

00:10:33.550 --> 00:10:37.880
من خالصانه بخاطر اینکه منو از اون مخمصه
.نجات دادید، متشکرم

00:10:37.880 --> 00:10:41.300
.مطمئنم الان شیش سالش ایناست

00:10:41.300 --> 00:10:43.430
.خیلی هم با ادبه

00:10:43.430 --> 00:10:46.890
ببخشید! میشه اسمتون رو بهم بگید؟

00:10:51.600 --> 00:10:54.820
!اسم من شوالیه‌ی مهتاب سایه‌ست

00:10:54.820 --> 00:10:57.570
!وای! خیلی عالیه

00:10:59.280 --> 00:11:04.530
،از اینکه جسارت کنم متنفرم اونم وقتی منو تازه نجات دادید
اما میتونم درخواستی بکنم؟

00:11:04.530 --> 00:11:05.790
.ح...حتما

00:11:05.790 --> 00:11:08.160
!مادرم توی قصر زندانیه

00:11:08.160 --> 00:11:11.540
!میخوام نامه‌ای به پدرم بنویسم تا مطلع ـش کنم

00:11:11.540 --> 00:11:12.790
.که اینطور

00:11:12.790 --> 00:11:14.960
.پس اون همون نامه بود

00:11:14.960 --> 00:11:19.550
،با همچین دایره لغتی
.مطمئنا که یه دختر خیلی زرنگ بار اومده

00:11:19.550 --> 00:11:24.390
ولی مادرت بهت یاد نداده که واسه
پست کردن نامه به پول نیاز داری؟

00:11:24.390 --> 00:11:29.770
اون بهم گفت اگه یه دختر خانوم، خیلی شیرین
،التماس کنه تا برای پدرش یه نامه بفرسته

00:11:29.770 --> 00:11:32.480
!مردم بقیه ـش رو جور میکنن

00:11:32.480 --> 00:11:34.980
.عزیزم، لیلیا. تو چقدر شیطونی آخه

00:11:34.980 --> 00:11:41.150
،سعی داشتم با پدرم ارتباط برقرار کنم
.ولی افراد توی قصر نمیذارن

00:11:41.150 --> 00:11:46.620
تو کس دیگه‌ای رو داری که روش حساب باز کنی؟
بجز پدرت؟

00:11:46.620 --> 00:11:47.910
.نه

00:11:47.910 --> 00:11:52.370
مثلا یه خانوم با موهای آبی که مادرت میشناستش؟

00:11:52.370 --> 00:11:55.630
یا یه داداش بزرگتر؟

00:11:55.630 --> 00:11:58.300
.یه داداش بزرگتر دارم ولی نمیتونم روش حساب کنم

00:11:58.300 --> 00:12:02.050
!چرا که نه؟! مگه من همین الان خیلی جنتلمن طور نجاتت ندادم؟

00:12:02.050 --> 00:12:04.720
م...میشه بپرسم چرا؟

00:12:04.720 --> 00:12:06.600
!معلومه

00:12:06.600 --> 00:12:10.100
.یه جعبه تو خونه‌ی ما بود که مادرم ازش نگهداری می‌کرد

00:12:10.100 --> 00:12:13.900
،بهم گفت که بهش دست نزنم یا داخلش رو نکاه نکنم
.واسه همین ازش پرسیدم چرا

00:12:13.900 --> 00:12:18.070
اون بهم گفت که برادرم چیزی اون تو نگه می‌داره
.که براش خیلی عزیزه

00:12:18.070 --> 00:12:21.190
.منم وقتی مامانم نبود، دزدکی توشو نگاه کردم

00:12:21.190 --> 00:12:24.200
و فکر می‌کنی توش چی پیدا کردم؟

00:12:24.200 --> 00:12:26.530
.وا...واقعا نمیدونم

00:12:26.530 --> 00:12:27.530
!شرت زنونه

00:12:27.530 --> 00:12:32.290
‫برادرم تو سن چهار یا پنج سالگی،
‫کشته مرده ی لباس زیر زنونه بوده!

00:12:32.290 --> 00:12:34.870
‫و سایز اونا هم کوچیک بودن!

00:12:34.870 --> 00:12:38.040
‫با توجه به محاسباتم،
‫باید مال یه دختر 14 ساله‌ای چیزی باشه.

00:12:38.040 --> 00:12:41.630
‫محاسباتت؟
‫ایـ ـ این دخترک واسه این سن و سال زیادی باهوش نیست؟

00:12:41.630 --> 00:12:43.970
‫این جغله مگه 6 سالش نیست؟

00:12:43.970 --> 00:12:47.260
‫شـ ـ شاید یه سوء‌تفاهمی پیش اومده باشه؟

00:12:47.260 --> 00:12:50.640
‫نه. به طور غیر مستقیم
‫حقیقت رو از زیر زبون مادرم بیرون کشیدم.

00:12:50.640 --> 00:12:56.400
‫برادرم اون زن رو تو حموم
‫و پدرم و همسرش رو تو تخت دید می‌زده.

00:12:56.400 --> 00:12:58.650
‫به نظر می‌رسه یه بی‌حیای تمام عیاره.

00:12:58.650 --> 00:13:02.190
‫به نظر می‌رسه مادرم می‌خواد پنهانش کنه،
‫ولی من شکی درش ندارم.

00:13:02.190 --> 00:13:04.490
‫برادرم،‌ بی برو برگرد...

00:13:04.490 --> 00:13:09.780
‫... یه منحرفه!

00:13:09.780 --> 00:13:13.330
‫که اینطور... پس برادرت منحرفه.

00:13:13.330 --> 00:13:16.040
‫باید سخت باشه.

00:13:16.040 --> 00:13:18.000
‫فکرش هم نمی‌کردم.

00:13:18.000 --> 00:13:20.960
‫لعنتی. پس قضیه از این قرار بوده.

00:13:20.960 --> 00:13:24.220
‫پس به خاطر همین هیتوگامی گفت
‫ از اسم مستعار استفاده کنم.

00:13:24.220 --> 00:13:26.380
‫حالا همه چیز با عقل جور در میاد.

00:13:26.380 --> 00:13:30.850
‫حالا یادم اومد!
‫شوالیه-سان، اسم واقعی‌تون چیه؟

00:13:32.430 --> 00:13:34.020
‫این یه رازه.

00:13:34.020 --> 00:13:37.400
‫مردم منو به اسم «ارباب سگ»، از «دد اند» می‌شناسن.

00:13:37.400 --> 00:13:41.610
‫عه... پس بهت میگن ارباب سگ؟
‫باید داستانی پشت این اسم باشه.

00:13:41.610 --> 00:13:43.190
‫خفن به نظر می‌رسه!

00:13:52.160 --> 00:13:56.210
‫خیلی خب. پس من مادرتو نجات میدم.

00:13:56.210 --> 00:13:58.210
‫ها؟ چرا انقدر یهویی؟

00:13:58.210 --> 00:14:01.340
‫مشکلی نیست. موقعیتت رو درک می‌کنم.

00:14:01.340 --> 00:14:05.420
‫بسپارش به من!
‫بهت نشون میدم ارباب سگ چند مرده حلاجه!

00:14:11.390 --> 00:14:16.100
‫پس از این به بعد وقتی (آیشا) این اطرافه
‫لطفا به من بگید ارباب سگ.

00:14:16.100 --> 00:14:18.270
‫واسه چی باید همچین کاری کنیم؟

00:14:18.270 --> 00:14:22.190
‫به نظر می‌رسه راجع به برادرش
‫تصور اشتباهی پیدا کرده.

00:14:22.190 --> 00:14:26.190
‫پس می خوام با نشون دادن جنبه‌ی خفنم
‫اون تصور رو اصلاح کنم.

00:14:27.280 --> 00:14:30.450
‫به نظرم همین‌جوریش هم خفن به نظر می‌رسی.

00:14:30.450 --> 00:14:32.410
‫اریس...

00:14:34.580 --> 00:14:38.330
‫چرا هر وقت ازت تعریف می‌کنم
‫از این قیافه های مزخرف به خودت می‌گیری.

00:14:40.250 --> 00:14:43.000
‫خب حالا که قضیه از این قراره،
‫بزنید بریم واسه حمله.

00:14:43.000 --> 00:14:44.840
‫مدت‌هاست به قلعه‌ای حمله نکردم.

00:14:44.840 --> 00:14:46.010
‫وا ـ وایستید!

00:14:46.010 --> 00:14:47.260
‫چی شده؟

00:14:47.260 --> 00:14:51.390
‫نه! فقط صبر کنیم تا خبری از استادم بهمون برسه. باشه؟

00:14:51.390 --> 00:14:53.890
‫ای بابا!

00:14:55.640 --> 00:14:58.730
‫این دو تا اصلا به فکر کردن قبل از کاری اعتقاد دارن؟

00:15:13.530 --> 00:15:15.200
‫صبحتون بخیر!

00:15:20.420 --> 00:15:22.080
‫الان میام!

00:15:25.250 --> 00:15:27.960
‫شما رودیوس-دونو هستید؟

00:15:27.960 --> 00:15:29.260
‫بله.

00:15:29.260 --> 00:15:32.890
‫من یکی از محافظ‌های سلطنتی هفتمین شاهزاده‌ی
‫پادشاهی شیرونه هستم.

00:15:32.890 --> 00:15:35.600
‫جینجر یورک هستم.

00:15:35.600 --> 00:15:37.930
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.

00:15:37.930 --> 00:15:42.770
‫رودیوس-دونو، میشه ازتون بخوام
‫با من به کاخ سلطنتی بیاد؟

00:15:42.770 --> 00:15:44.560
‫به چه منظور؟

00:15:44.560 --> 00:15:47.320
‫ببخشید. روکسی-دونو شما رو احضار کردن.

00:15:49.990 --> 00:15:52.820
‫یـ ـ یه لحظه صبر کنید.

00:15:52.820 --> 00:15:55.200
‫به نظر می‌رسه به خاطر آیشا نیست.

00:15:55.200 --> 00:15:56.700
‫چه خبر شده؟

00:15:56.700 --> 00:15:59.370
‫یه سر میرم بیرون.

00:15:59.370 --> 00:16:01.330
‫خیلی داری به خودت می‌رسی.

00:16:01.330 --> 00:16:04.290
‫مدت‌هاست که استادم رو ندیدم.

00:16:05.710 --> 00:16:08.000
‫باید منم بهش معرفی کنی، باشه؟

00:16:08.000 --> 00:16:09.630
‫البته که می‌کنم.

00:16:09.630 --> 00:16:12.090
‫وقتی این قضیه حل شه، وقتشو دارید.

00:16:12.090 --> 00:16:14.140
‫تنهایی مشکلی واست پیش نمیاد؟

00:16:14.140 --> 00:16:18.060
‫نگران نباشید.
‫با کوچیک‌ترین نشونه‌ی خطری، فلنگو می‌بندم.

00:16:18.060 --> 00:16:19.890
‫آیشا رو به شما می‌سپارم.

00:16:19.890 --> 00:16:21.060
‫حله!

00:16:21.060 --> 00:16:23.350
‫به سلامت، رودیوس!

00:16:30.400 --> 00:16:31.990
‫چیه؟

00:16:42.660 --> 00:16:45.380
‫پس روکسی تو این قلعه زندگی می‌کنه.

00:16:46.710 --> 00:16:49.750
‫روکسی-دونو راجع به اینکه شما یه نابغه هستید...

00:16:49.750 --> 00:16:53.630
‫... که تونستید تو سنین کم
‫در بدون ورد جادو کردن استاد بشید.

00:16:53.630 --> 00:16:55.840
‫استاد اینو راجع به من گفته؟

00:16:55.840 --> 00:16:58.890
‫روکسی-دونو اغلب به داشتن شما افتخار می کرد.

00:16:58.890 --> 00:17:02.890
‫می‌گفت که واقعا لایق این نبوده
‫که استاد شما باشه.

00:17:04.060 --> 00:17:06.600
‫دیگه خیلی اغراق کرده.

00:17:08.690 --> 00:17:10.110
‫از این سمت بیاید.

00:17:14.070 --> 00:17:15.490
‫که این وریه.

00:17:27.880 --> 00:17:30.500
‫* یه نوع سلام نظامی.

00:17:27.880 --> 00:17:30.500
‫به خاطر تلاش هاتون متشکریم.

00:17:32.050 --> 00:17:34.050
‫شما همون دیروزی‌ها نیستید؟

00:17:34.050 --> 00:17:37.010
‫عذر می خوام. میشه عصا و وسایلتون رو به من بدید؟

00:17:37.010 --> 00:17:39.220
‫عه؟ آها، بفرمایید.

00:17:42.140 --> 00:17:43.600
‫خب حالا هر چی.

00:17:43.600 --> 00:17:47.980
‫فعلا باید رو روکسی تمرکز کنم.
‫هر چی باشه هفت سالی هست ندیدمش.

00:17:47.980 --> 00:17:50.190
‫چیزای زیادی دارم که واسش تعریف کنم.

00:17:50.190 --> 00:17:52.900
‫رودیوس-دونو،...

00:17:52.900 --> 00:17:53.990
‫بله؟

00:17:55.900 --> 00:17:58.490
‫نه. چیزی نیست.

00:18:01.030 --> 00:18:02.450
‫جینجر هستم.

00:18:02.450 --> 00:18:05.000
‫رودیوس-دونو رو آوردم.

00:18:05.000 --> 00:18:06.750
‫داخل شید.

00:18:06.750 --> 00:18:08.880
‫صدای یه مرده؟

00:18:08.880 --> 00:18:10.130
‫نگو که...

00:18:22.140 --> 00:18:23.560
‫خب...

00:18:23.560 --> 00:18:26.730
‫پس رودیوس تویی.

00:18:26.730 --> 00:18:29.270
‫پس اینه!

00:18:29.270 --> 00:18:32.400
‫پس این بشکه‌ی متحرک همونیه که روکسی‌ــ

00:18:36.530 --> 00:18:38.360
‫لـ ـ لیلیا...

00:18:38.360 --> 00:18:40.120
‫ایـ ـ اینجا چخبره؟

00:18:40.120 --> 00:18:42.160
‫روکسی کجاست؟

00:18:42.160 --> 00:18:43.790
‫بندازیدش.

00:18:57.090 --> 00:18:58.130
‫آخ.

00:18:58.130 --> 00:19:00.800
‫بی‌خیال بابا...

00:19:24.620 --> 00:19:26.120
‫بی‌فایده‌ست! بی‌فایده!

00:19:26.120 --> 00:19:30.830
‫اون یه دایره‌ی جادویی سطح شاهنشاهی‌ـه
‫که واسه گیر انداختن روکسی دادم بسازن!

00:19:30.830 --> 00:19:34.170
‫در برابرش کاملا ناتوانی!

00:19:34.170 --> 00:19:35.750
‫تو کی هستی؟

00:19:35.750 --> 00:19:37.670
‫پاکس هستم.

00:19:37.670 --> 00:19:42.300
‫شاهزاده‌ی هفتم شیرون،
‫پاکس شیرون!

00:19:42.300 --> 00:19:45.560
‫پس تو تله افتادم.

00:19:45.560 --> 00:19:47.270
‫فهمیدم.

00:19:47.270 --> 00:19:49.430
‫بابت دیروز عذر می‌خوام.

00:19:49.430 --> 00:19:53.190
‫ولی اول روکسی رو خبر کنید.
‫من شاگرد سابقش و ــ

00:19:53.190 --> 00:19:55.190
‫روکسی اینجا نیست.

00:19:56.320 --> 00:19:58.570
‫روکسی دیگه اینجا نیست.

00:19:58.570 --> 00:20:02.160
‫می‌خوام از تو به عنوان طعمه استفاده کنم،
‫تا اونو به اینجا بکشونم!

00:20:02.160 --> 00:20:07.240
‫چه اتفاقی! اصلا انتظارشو نداشتم
‫که معشوق روکسی بیاد شیرون.

00:20:07.240 --> 00:20:09.580
‫ها؟ در مورد من حرف می‌زنی؟

00:20:09.580 --> 00:20:11.460
‫ها؟ پس تو نیستی؟

00:20:11.460 --> 00:20:13.210
‫خـ ـ خدا رو شکر.

00:20:13.210 --> 00:20:17.750
‫به نظر می‌رسه دست این هرزه
‫.به ناموس من نخورده

00:20:17.750 --> 00:20:20.670
‫این فکرو فراموش کنید! من چنین جراتی ندارم!

00:20:20.670 --> 00:20:24.640
‫من فقط شاگرد نالایق ایشون هستم!

00:20:26.010 --> 00:20:29.390
‫خب اشکال نداره، به نظر می‌رسه لیلیا
‫به اندازه‌ی کافی خوب نبوده،

00:20:29.390 --> 00:20:31.690
‫ولی تو طعمه‌ی فوق‌العاده‌ای هستی!

00:20:31.690 --> 00:20:35.770
‫روکسی رو تا آخر عمرش به عنوان
‫برده‌ی جنسی نگه می‌دارم!

00:20:35.770 --> 00:20:38.480
‫مجبورش می‌کنم واسم پنج تا وارث به دنیا بیاره!

00:20:38.480 --> 00:20:40.740
‫چیزه، میشه یه سوالی بپرسم؟

00:20:40.740 --> 00:20:42.070
‫چیه؟

00:20:42.070 --> 00:20:46.620
‫حالا فهمیدم! واسه بار اولش
‫جلو چشمای تو بهش تجاوز می‌کنم!

00:20:46.620 --> 00:20:49.790
‫بعد میدم گردنتو بزنن و...

00:20:49.790 --> 00:20:53.040
‫... وقتی صورتش غرق ناامیدی‌ـه
‫راند دوم رو شروع می‌کنم.

00:20:53.040 --> 00:20:57.920
‫تا وقتی نرسیده بودم اینجا
‫راجع به لیلیا چیزی نمی‌دونستم.

00:20:57.920 --> 00:21:02.880
‫پس روکسی از کجا می‌خواد بفهمه که
‫شما منو گرفتی؟

00:21:05.430 --> 00:21:08.890
‫روکسی باهوشه!
‫یه جوری این به گوشش می‌رسه!

00:21:08.890 --> 00:21:12.270
‫پس تا وقتی اطلاعات رو پخش نکنی یا
‫نذاری ما کمک خبر کنیم،

00:21:12.270 --> 00:21:15.440
‫مطمئنم کسی نمیاد.

00:21:15.440 --> 00:21:17.980
‫تو اومدی، مگه نه؟

00:21:17.980 --> 00:21:21.190
‫ها؟! خب اون به خاطر اینه که...

00:21:21.190 --> 00:21:23.450
‫تو بلدی بدون ورد گفتن جادو کنی،

00:21:23.450 --> 00:21:26.700
‫ولی به نظر می‌رسه قدرت امر کردن من بیشتره!

00:21:26.700 --> 00:21:29.660
‫آه! بی‌صبرانه منتظرم! بی‌صبرانه منتظرم!

00:21:29.660 --> 00:21:32.750
‫خدا کنه روکسی هر چی زودتر بیاد.

00:21:32.750 --> 00:21:34.830
‫زهی خیال باطل.

00:21:36.040 --> 00:21:38.590
‫پس هنوز نتونستید اون آیشا رو پیدا کنید؟!

00:21:38.590 --> 00:21:43.050
‫سربازا گزارش دادن که نامه‌ش رو نابود کردن.
‫بازم تعقیبش کنیم؟

00:21:43.050 --> 00:21:45.630
‫البته که باید تعقیب کنید! پیداش کنید!

00:21:45.630 --> 00:21:49.100
‫واست مهم نیست که چه بلایی سر خانواده‌ت میاد؟

00:21:49.100 --> 00:21:50.930
‫همین الان یه گروه جست‌وجو می‌فرستم.

00:21:50.930 --> 00:21:54.640
‫لعنت بهتون! به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورید!

00:21:54.640 --> 00:21:58.020
‫آیشا رو همونطور که
‫هیتوگاهی تو تصوراتم نشون داد ملاقات کردم.

00:21:58.020 --> 00:22:01.820
‫از اسم مستعار استفاده کردم و
‫به روکسی نامه فرستادم.

00:22:01.820 --> 00:22:04.690
‫راهنمایی‌هاش رو مو به مو عمل کردم.

00:22:04.690 --> 00:22:09.030
‫وایسا ببینم. نکنه خواسته بهم کلک بزنه؟

00:22:09.030 --> 00:22:28.830
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:22:09.030 --> 00:22:12.010
قسمت نوزدهم

00:22:09.030 --> 00:22:12.010
انتخاب مسیر

00:23:42.040 --> 00:23:47.030
قسمت بعدی

00:23:42.880 --> 00:23:47.030
روزی که خواهرم که خدمتکاره به دنیا اومد
