﻿WEBVTT

00:00:03.430 --> 00:00:06.760
‫اصلا فکرشم نمی‌کردم اون دوتا
‫وارد رابطه بشن.

00:00:08.660 --> 00:00:09.940
‫اوه!

00:00:12.390 --> 00:00:15.750
<i>‫حالا که فکرش رو می‌کنم، پس رودی چی؟</i>

00:00:15.750 --> 00:00:20.400
<i>‫بهم گفتن از دخترا خوشش میاد،
‫ولی شاید داره تمرین ریاضت می‌کنه.</i>

00:00:21.750 --> 00:00:24.040
<i>‫نه، می‌دونم چرا بهم نگاه کرد.</i>

00:00:24.430 --> 00:00:29.240
<i>‫رودی برای فیتز دست تکون داد،نه من.</i>

00:00:34.660 --> 00:00:36.560
<i>‫سایلنتم زن از آب در اومد.</i>

00:00:37.340 --> 00:00:40.210
<i>‫رودیم معلومه که بهش علاقه داره.</i>

00:00:40.720 --> 00:00:46.600
<i>‫یه رابطه خاص با هم دارن.</i>

00:00:47.210 --> 00:00:52.810
<i>‫از نظر احساسی، حتی از من و رودی
‫وقتی تو بوئنا بودیم هم بهم نزدیک ترن.</i>

00:00:58.350 --> 00:01:04.130
<i>‫سر و کله‌اش یهو پیدا شد، ولی جوری اونجا نشست
‫که انگار همیشه کنار رودی بوده.</i>

00:01:05.760 --> 00:01:07.660
<i>‫درست کنارش نشست.</i>

00:01:11.310 --> 00:01:12.780
<i>‫چی کار کنم؟</i>

00:01:13.480 --> 00:01:16.210
<i>‫می‌ترسم پا پیش بذارم.</i>

00:01:17.190 --> 00:01:20.210
<i>‫دل و جراتم کجا رفته؟</i>

00:01:22.010 --> 00:01:26.010
<i>‫ای کاش یکی بهم برش می‌گردوند.</i>

00:01:26.030 --> 00:01:48.030
<c.yellow>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:02:59.440 --> 00:03:02.690
<i>‫تقریبا یه سالی میشه که تو دانشگاه
‫جادوگری بودم.</i>

00:03:02.690 --> 00:03:04.290
<i>‫الان 16 سالم شده.</i>

00:03:05.180 --> 00:03:07.960
<i>‫روزم با تمرین شروع میشه.</i>

00:03:08.290 --> 00:03:10.170
<i>‫تمرینم عوض نشده، ولی...</i>

00:03:12.470 --> 00:03:16.470
<i>‫حقیقتش، یه حسی بهم می‌گه بهتره
‫عصبانیش نکنم.</i>

00:03:16.470 --> 00:03:17.660
‫هی.

00:03:17.660 --> 00:03:18.580
‫بله؟

00:03:18.580 --> 00:03:20.870
‫چرا می‌خوای قویتر بشی؟

00:03:20.870 --> 00:03:22.960
‫نمی‌دونم چه جوابی بدم.

00:03:22.960 --> 00:03:27.940
‫مردان زیادی رو می‌شناسم که مجذوب
‫قدرت و شهرت بودن.

00:03:27.940 --> 00:03:30.340
‫حتی یه آدم حسابیم بینشون نیست.

00:03:30.340 --> 00:03:34.850
‫چیزای با ارزش تری هست که بری دنبالشون.

00:03:35.090 --> 00:03:36.610
‫مثلا؟

00:03:36.610 --> 00:03:38.620
‫معلومه، زن!

00:03:39.450 --> 00:03:42.170
‫وقتی برا خودت یه زن دست و پا
‫کردی می‌فهمی.

00:03:45.660 --> 00:03:47.270
‫راستی، جناب...

00:03:47.270 --> 00:03:48.110
‫بله؟

00:03:48.430 --> 00:03:51.070
‫برا ضعف جنسی درمانی می‌شناسین؟

00:03:51.970 --> 00:03:53.170
‫نه.

00:03:56.240 --> 00:04:00.750
‫<i>بعد از تمرینم،
‫صبحونه می‌خورم و می‌رم سر کلاس.</i>

00:04:01.200 --> 00:04:02.840
‫عجب بدبختی‌ایه.

00:04:02.840 --> 00:04:04.090
‫گل گفتی.

00:04:04.610 --> 00:04:06.260
‫عجب هوای خوبی!

00:04:06.260 --> 00:04:07.720
‫گ...گل گفتی!

00:04:10.050 --> 00:04:15.090
‫<i>بعد از جریان بادیگادی، این روزا
‫دیگه بقیه ازم می‌ترسن.</i>

00:04:26.060 --> 00:04:31.590
‫بهش سخت نگیر رئیس.
‫گولایده دلش پاکه، میو.

00:04:31.590 --> 00:04:35.950
‫یه کاری کن جلوی هم نژادامون 
‫سرافکنده نشیم. میو.

00:04:35.950 --> 00:04:40.860
‫الان اینقدر زیردست داری که
‫دیگه نفر دوم موندن سخت شده.

00:04:40.860 --> 00:04:42.970
‫نفر دوم منم میو!

00:04:42.970 --> 00:04:47.930
‫هی، دعوا نکنین.
‫جفتتون می‌تونین نفر دوم باشین.

00:04:49.170 --> 00:04:51.340
‫تو باغ نیستی رئیس.

00:04:51.340 --> 00:04:54.070
‫هر سازمانی یه سلسله مراتب
‫لازم داره.

00:04:54.070 --> 00:04:58.830
‫درسته. تو می‌تونی فیتز رو شکست بدی،
‫برای همین دانشگاه رو می‌گردونی.

00:04:58.830 --> 00:05:00.180
‫من دانشگاه رو می‌گردونم؟

00:05:00.180 --> 00:05:01.230
‫نه بابا.

00:05:01.540 --> 00:05:03.910
‫یه کم اعتماد به نفس نداشته باش رئیس.

00:05:03.910 --> 00:05:05.320
‫نه بابا.

00:05:10.410 --> 00:05:14.320
‫رودیوس، چیز جدیدی در مورد نفرینا
‫پیدا کردی؟

00:05:14.320 --> 00:05:15.110
‫هم...

00:05:14.320 --> 00:05:16.120
‫<i>این اواخر هر روز این سوال رو ازم
‫می‌پرسه.</i>

00:05:16.500 --> 00:05:18.600
‫نفرین، ها؟

00:05:19.210 --> 00:05:21.140
‫نفرین، نفرین....

00:05:22.220 --> 00:05:25.840
‫شنیدم لاپلاس نفرینش رو به اشیای دیگه
‫انتقال داد

00:05:25.840 --> 00:05:28.240
‫تا به زور به یه قبیله دیگه منتقل بشه.

00:05:28.240 --> 00:05:29.130
‫اشیا؟

00:05:30.240 --> 00:05:34.830
‫نیزه‌هایی که اسپرد‌ها تو جنگ
‫لاپلاس استفاده می‌کردند.

00:05:34.830 --> 00:05:38.180
‫به خاطر اون نیزه‌ها، جنگجوهای اسپرد
‫مجنون می‌شدن

00:05:38.180 --> 00:05:40.470
‫برای همین بعد از جنگ مردمشون آزار و اذیت زیادی
دیدند

00:05:40.470 --> 00:05:43.560
‫اسپرد؟! واقعا؟

00:05:47.350 --> 00:05:50.950
‫مطمئن نیستم. اینا رو از یه نفر دیگه
‫نشیدم.

00:05:50.950 --> 00:05:54.840
‫که اینطور. انتقال نفرین به اشیا...

00:05:57.150 --> 00:06:01.620
‫ممنونم رودیوس. فکر کنم بهم کمک کردی
‫یه چیزی رو بفهمم.

00:06:04.230 --> 00:06:06.370
‫<i>بعد از کلاس، وقت نهاره.</i>

00:06:09.660 --> 00:06:11.370
‫چرا امروز اینجا نهار نخوریم؟

00:06:11.370 --> 00:06:14.680
‫آره. جولی هم نمی‌تونه
‫سر میز طبقه سوم بشینه.

00:06:15.410 --> 00:06:17.640
‫بب...بین، رودیوسه.

00:06:17.940 --> 00:06:22.400
‫باورت میشه تو سال اولش
‫بقیه دانش آموزای ویژه رو شکست داد؟

00:06:22.400 --> 00:06:26.580
‫با چشمای خودم دیدم شیطان شاه رو شکست داد.
‫با یه ضربه برنده شد. با یه ضربه!

00:06:26.890 --> 00:06:32.000
‫<i>همچین حرفایی باعث میشه مغرور بشم،
‫ولی سعی می‌کنم جوگیر نشم.</i>

00:06:33.740 --> 00:06:37.960
‫پس اومدی این گوشه کز کردی!

00:06:44.940 --> 00:06:48.820
‫استاد، نوشیدنی والاحضرت
‫خیلی خوشمزه به نظر میاد.

00:06:51.850 --> 00:06:54.150
‫دورفا سلیقه خوبی دارن!

00:06:54.150 --> 00:06:57.040
‫آفرین که با یه نگاه خوب و بد رو تشخیص می‌دی!

00:06:57.040 --> 00:07:01.010
‫درست می‌فرمایین.
‫میشه یه قطره‌اش رو شریک بشیم؟

00:07:01.010 --> 00:07:05.070
‫معلومه که میشه.
‫نوشیدنی که تنهایی حال نمی‌ده!

00:07:05.070 --> 00:07:08.350
‫هر چه قدر دوست دارین بزنین بر بدن!

00:07:10.000 --> 00:07:12.610
‫پس با اجازه منم یه لبی تر می‌کنم.

00:07:12.920 --> 00:07:15.750
‫بهتره بی خیال بشی. کلاس داری.

00:07:21.060 --> 00:07:23.430
‫هر چی شما بگی استاد.

00:07:24.700 --> 00:07:27.440
‫پس زندگی دانشجوها همچین راحتم نیست.

00:07:28.900 --> 00:07:35.300
<i>‫بعدش، آزمایشات احضار تو این آزمایشگاهه
‫که با آجر مقاوم در برابر جادو پوشیده شده.</i>

00:07:36.120 --> 00:07:38.190
<i>‫ولی خب، کار من سخت نیست.</i>

00:07:38.190 --> 00:07:43.150
<i>‫فقط مانا رو داخل حلقه‌هایی که نانائوشی
‫کشیده می‌ریزم.</i>

00:07:43.820 --> 00:07:47.040
<i>‫اکثرا دایره‌های احضار ثابت شده
‫ظاهرا از دست رفتن.</i>

00:07:47.040 --> 00:07:49.570
<i>‫ولی اصولشون رو مطالعه کرده،</i>

00:07:49.570 --> 00:07:53.310
<i>‫ولی با آزمایش کردن دایره‌های متفاوت،</i>

00:07:53.700 --> 00:07:57.530
<i>‫تونسته چندتا طلسم جدید
‫اختراع کنه.</i>

00:07:57.530 --> 00:07:58.890
<i>‫شگفت انگیزه.</i>

00:08:05.810 --> 00:08:07.620
‫موفقیت آمیز بود؟

00:08:07.620 --> 00:08:09.520
‫نه، شکست خورد.

00:08:10.100 --> 00:08:16.320
<i>‫می‌خواد با امتحان کردن کلی دایره که شمردنشون از توان من خارجه راه حل رو پیدا کنه</i>

00:08:18.260 --> 00:08:21.520
‫هدف این آزمایش دقیقا چیه؟

00:08:21.970 --> 00:08:25.530
‫احضار یه آدم از دنیای خودمون.

00:08:25.530 --> 00:08:29.300
‫یا این که اصول 4 مرحله قبلش رو
‫بفهمیم.

00:08:29.680 --> 00:08:31.560
<i>‫باید غیرممکن باشه،</i>

00:08:31.560 --> 00:08:37.650
<i>‫ولی اگه بتونه یه نفر رو احضار بکنه،
‫می‌تونه یه دایره برای برگشتشون هم بکشه.</i>

00:08:37.650 --> 00:08:39.390
<i>‫حداقل، امیدواره که بتونه.</i>

00:08:41.520 --> 00:08:46.310
‫این حرفا به کنار،
‫ولی اگه یه نفر دیگه رو احضار کنی،

00:08:46.310 --> 00:08:48.790
‫یه فاجعه دیگه به وجود نمیاد؟

00:08:48.790 --> 00:08:52.170
‫مشخصا قصد ندارم بذارم همچین اتفاقی بیفته.

00:08:52.170 --> 00:08:55.540
‫ولی اگه بتونم قضایای جدید رو
‫ثابت بکنم،

00:08:55.540 --> 00:08:58.980
‫می‌تونم یه فرضیه برای علت به وجود
‫اومدن اون فاجعه ارائه بدم.

00:08:58.980 --> 00:09:03.200
‫می‌گن شکست بخشی از آزمایشه،

00:09:03.200 --> 00:09:05.680
‫پس لطفا ریسکش رو دست کم نگیر.

00:09:05.680 --> 00:09:09.220
‫برای همین از این اصول پایه
‫شروع کردم.

00:09:11.990 --> 00:09:15.690
‫می‌دونی، منم می‌خوام جادوی
‫احضار رو یاد بگیرم.

00:09:15.690 --> 00:09:20.510
‫احضار منبع درآمدمه.
‫باید مواظب باشم به کی یادش می‌دم.

00:09:20.510 --> 00:09:23.520
‫یادت رفته بهم قول دادی هر چی
‫بلدی رو بهم یاد بدی؟

00:09:23.520 --> 00:09:28.210
‫باشه. بعد از این آزمایش
‫یکیش رو بهت می‌گم.

00:09:28.210 --> 00:09:31.870
‫فقط یکی؟ به نظر نمیاد ارزش
‫زحمتم رو داشته باشه.

00:09:31.870 --> 00:09:38.050
‫وقتی آزمایشا تموم بشه و  برم خونه
‫همه نتایج می‌مونه برای خودت.

00:09:38.050 --> 00:09:40.220
‫پس فعلا صبور باش.

00:09:41.420 --> 00:09:46.170
<i>‫خب، التماس کردن قبل این که نتیجه‌ای به دست 
‫بیاریم یه جورایی رقت انگیزه.</i>

00:09:46.170 --> 00:09:46.840
‫آخ!

00:09:47.220 --> 00:09:50.450
‫اگه اینقدر دلت می‌خواد یاد بگیری،
‫خودت تحقیق بکن.

00:09:50.450 --> 00:09:52.470
‫خیلی ممنون.

00:09:55.080 --> 00:09:58.310
<i>‫بعد از شام، به جولی جادو یاد می‌دم.</i>

00:10:02.190 --> 00:10:03.990
<i>‫بعدش مجسمه می‌سازیم.</i>

00:10:04.420 --> 00:10:07.000
<i>‫مشخصا این سال اول جولیه.</i>

00:10:07.000 --> 00:10:11.910
<i>‫ظرفیت ماناش اصلا نزدیک به کافیم نیست،
‫و ظرافتم نداره.</i>

00:10:11.910 --> 00:10:13.510
<i>‫ولی دستای ماهری اداره،</i>

00:10:13.510 --> 00:10:18.130
<i>‫ولی تازه با لوازم مجسمه سازی آشنا شده،
‫مهارتش جای کار زیاد داره.</i>

00:10:14.690 --> 00:10:16.980 line:20%
‫جزئیات رو خوب در نیاوردی.

00:10:16.980 --> 00:10:18.580 line:20%
‫مخصوصا اینجا که...

00:10:18.550 --> 00:10:21.130
<i>‫باید دنبال نتیجه در بلند مدت باشیم.</i>

00:10:27.890 --> 00:10:32.190
<i>‫از وقتی نانائوشی رو دیدم
‫به اندازه قبل کتابخونه نمی‌رم.</i>

00:10:35.340 --> 00:10:38.200
<i>‫و اینطوری بود که روزام
‫می‌گذشت.</i>

00:10:39.580 --> 00:10:42.070
<i>‫هنوز سرنخی برای درمان
‫بیماریم پیدا نکردم.</i>

00:10:44.570 --> 00:10:48.140
<i>‫این روزا هم به اندازه قبل فیتز سنپای
‫رو ندیدم، مگه نه؟</i>

00:10:50.790 --> 00:10:53.730
<i>‫یه روز، یه نامه به دستم رسید.</i>

00:10:58.070 --> 00:10:59.850
‫از طرف سولداته.

00:10:59.850 --> 00:11:01.260
<i>‫سولدات هکلر.</i>

00:11:01.570 --> 00:11:04.520
<i>‫اون رییس گروه استپد لیدره. چه نوستالوژیک.</i>

00:11:06.880 --> 00:11:11.210
<i>‫به نظر می‌رسه برای جلسه
‫قبیله‌ای اومده به شاریا،</i>

00:11:11.210 --> 00:11:15.060
<i>‫و می‌خواد برا زنده کردن خاطرات با هم
‫غذا بخوریم.</i>

00:11:21.360 --> 00:11:26.360
<i>‫موندم تجدید دیدار با رفقای دبیرستان هم
‫همچین حسی داره یا نه.</i>

00:11:26.360 --> 00:11:28.270
<i>‫حس خوبیه.</i>

00:11:28.960 --> 00:11:33.330
‫ولی باتلاق، خیلی وقت بود ندیده بودمت!

00:11:33.330 --> 00:11:35.660
‫آره، خیلی وقت گذشته.

00:11:35.660 --> 00:11:39.880
‫با این لباسا شبیه یه تازه کار
‫دو زاری شدی.

00:11:41.830 --> 00:11:45.540
‫پس شاید باید مثل یه تازه وارد
‫کیفاتون رو براتون بیارم.

00:11:45.540 --> 00:11:47.620
‫تو کیفای ما رو بیاری؟

00:11:47.620 --> 00:11:50.390
‫به سرت زده؟ ما باید کیفای تو رو 
‫برات جا به جا کنیم.

00:11:50.390 --> 00:11:52.650
‫بعد از اون جریان اژدهای وحشی
‫همین کار رو کردین درسته؟

00:11:52.650 --> 00:11:55.510
‫پسر، ولی اون روز عجب پول مفتی به جیب زدیم.

00:11:56.340 --> 00:12:02.600
‫خب الینالیزه، فاحشه‌ای مثل تو چطوری
‫دوست پسر گیر آورده؟ سرکارمون گذاشتی؟

00:12:02.600 --> 00:12:07.310
‫این یعنی تا الان هیچ مردی
‫نتونسته بوده قلب من رو به دست بیاره.

00:12:07.640 --> 00:12:08.790
‫ولی...

00:12:10.650 --> 00:12:14.590
‫یه جنتلمن فوق العاده
‫وارد زندگیم شده.

00:12:14.590 --> 00:12:17.840
‫شاید باورش برات سخت باشه،
‫ولی می‌تونم زن خیلی با وفایی باشم.

00:12:23.040 --> 00:12:25.290
‫هی، سول! وقت جلسه است.

00:12:25.290 --> 00:12:28.480
‫دوباره؟! کل صبح داشتیم حرف می‌زدیم!

00:12:28.480 --> 00:12:33.090
‫خب چه انتظاری داشتی؟
‫کل قبیله مشتاقن.

00:12:34.550 --> 00:12:38.020
‫من رو بگو که می‌خواستم تا شب
‫خوش بگذرونم.

00:12:38.020 --> 00:12:41.580
‫شرمنده، باتلاق.
‫یه موقع دیگه با هم حرف می‌زنیم.

00:12:41.820 --> 00:12:44.310
‫آره، خوشحال میشم دوباره دعوتم بکنی.

00:12:52.120 --> 00:12:56.300
‫خب حالا چی کار می‌کنین؟
‫کجا می‌رین؟

00:12:56.300 --> 00:12:58.000
‫بذار ببینم.

00:12:58.240 --> 00:13:02.500
‫فکر کنم آموزش اولیه ماجراجویی
‫کلیف رو شروع کنیم.

00:13:02.500 --> 00:13:04.070
‫می‌خوای باهامون بیای؟

00:13:04.070 --> 00:13:05.310
‫ام..

00:13:05.310 --> 00:13:08.980
‫رودیوس، نمی‌خوام به کمک تو متکی باشم.

00:13:10.290 --> 00:13:12.690
‫پس من بر می‌گردم مدرسه.

00:13:12.960 --> 00:13:16.550
 به بقیه سلام برسون.

00:13:16.550 --> 00:13:23.390
‫مواظب باش حالا که یه تازه کار باهاته
‫جای خطرناکی نری.

00:13:23.390 --> 00:13:24.320
‫حتما!

00:13:24.320 --> 00:13:25.310
‫رودیوس!

00:13:26.910 --> 00:13:31.860
‫من مثل تو نیستم که برم
‫دنبال اژدها و شیطان شاه.

00:13:52.140 --> 00:13:52.930
‫ها؟

00:13:56.670 --> 00:14:02.060
‫<i>مشکلی نداره جفتشون با هم اینجان؟
‫کی مواظب شاهدخته؟</i>

00:14:02.060 --> 00:14:05.050
‫<i>خب، بهتره برم یه سلامی‌ بکنم.</i>

00:14:05.750 --> 00:14:09.190
‫سلام. خوشحال شدم دیدمتون.

00:14:09.190 --> 00:14:11.940
‫تو کی... رودیوس!

00:14:12.210 --> 00:14:15.220
‫<i>انگار هنوزم از من خوشش نمیاد.</i>

00:14:15.600 --> 00:14:19.090
‫<i>ولی تا وقتی بتونم با فیتز سنپای دوست بمونم،
‫مگه مهمه؟</i>

00:14:19.740 --> 00:14:20.630
‫اوه؟

00:14:21.020 --> 00:14:24.760
‫امروز متفاوت به نظر نمیای
‫فیتز سنپای؟

00:14:25.360 --> 00:14:29.510
<i>‫دقیق نمی‌دونم چیه.
‫شاید رفتارش عجیب شده؟</i>

00:14:30.400 --> 00:14:33.750
چرا اومدی اینجا؟ چیزی لازم داری؟

00:14:33.750 --> 00:14:36.850
‫بد موقع اومدم؟

00:14:36.850 --> 00:14:39.140
<i>‫نگو که سر قرار عاشقانه‌ان.</i>

00:14:39.460 --> 00:14:41.960
<i>‫شاید لوک هم از زنا خوشش میاد هم از مردا،</i>

00:14:41.960 --> 00:14:45.410
<i>‫شاید اون و فیتزم گهگاهی از اون جور کشتیا
‫می‌گیرن؟</i>

00:14:45.410 --> 00:14:49.940
‫نه، اتفاقی دیدمتون، 
‫گفتم بیام یه سلامی ‌بکنم.

00:14:50.270 --> 00:14:52.580
‫ام... فیتز سنپای؟

00:14:55.630 --> 00:14:58.470
‫که اینطور. از دیدنت خوشوقتیم.

00:14:58.470 --> 00:15:02.570
‫فیتز حین نگهبانی از علیاحضرت
‫صحبت نمی‌کنه.

00:15:02.860 --> 00:15:05.400
‫شرمنده، ولی سعی کن شرایط
‫رو درک کنی.

00:15:05.400 --> 00:15:09.250
‫<i>فکر کنم واقعا بد موقع اومدم.</i>

00:15:09.250 --> 00:15:12.590
‫<i>ولی خب حداقل می‌تونه
‫یه سلامی‌چیزی بکنه.</i>

00:15:17.080 --> 00:15:17.920
‫چی شده؟

00:15:18.310 --> 00:15:20.820
‫اوه، هیچی.

00:15:20.820 --> 00:15:22.020
‫عذر می‌خوام.

00:15:27.180 --> 00:15:33.060
<i>‫فکر کنم خونسردی ظاهریم
‫رو حفظ کردم، ولی بدجور حالم رو خراب کرد.</i>

00:15:33.410 --> 00:15:38.890
<i>‫اینطوری که فیتز سنپای ندیده‌ام گرفت،
‫اصلا نمی‌تونم درست فکر کنم.</i>

00:15:46.960 --> 00:15:48.930
<i>‫بهش زیاد فکر کردم،</i>

00:15:48.930 --> 00:15:53.430
<i>‫ولی بازم نفهمیدم چرا
‫فیتز سنپای ندیده‌ام گرفت.</i>

00:15:53.910 --> 00:15:56.300
<i>‫یادم نمیاد کاری کرده باشم
‫که ناراحتش کنه.</i>

00:15:56.680 --> 00:15:59.150
<i>‫می‌خوام با یه نفر درد دل بکنم...</i>

00:15:59.150 --> 00:16:01.900
<i>‫نه، حقیقتش فقط می‌خوام غرغر کنم.</i>

00:16:01.900 --> 00:16:07.140
<i>‫مطمئنم زانوبا برای تحقیق
‫روی کودکان موهبت دار تو انجمن جادوگراست.</i>

00:16:07.610 --> 00:16:09.650
<i>‫احتمالا جولی رو هم با خودش برده.</i>

00:16:09.650 --> 00:16:14.430
‫لینیا و پورسنا....
‫احتمالا شنونده‌های خوبی نباشن.

00:16:14.430 --> 00:16:16.360
<i>‫مطمئنم مسخره‌ام می‌کنند.</i>

00:16:16.670 --> 00:16:22.900
<i>‫نانائوشی.... یه جورایی سرش شلوغه،
‫شاید اصلا به درد و دلم گوش نکنه.</i>

00:16:31.660 --> 00:16:35.880
‫همچین وقتایی،
‫بهتره با یه کتاب حواس خودم رو پرت کنم.

00:16:43.230 --> 00:16:44.040
‫ها؟

00:16:44.440 --> 00:16:48.590
‫اوه، رودیوس کون. یه مدتی میشه
‫حرف نزدیم.

00:16:48.590 --> 00:16:51.540
‫<i>مثل خود همیشگیه.</i>

00:16:51.540 --> 00:16:52.460
‫چی شده؟

00:16:52.800 --> 00:16:54.590
‫چیزی رو صورتمه؟

00:16:55.760 --> 00:16:58.150
‫چرا اون موقع بهم محل نذاشتی؟

00:17:00.380 --> 00:17:05.350
‫حین انجام وظیفه حق حرف زدن ندارم.

00:17:05.350 --> 00:17:07.310
‫به هر حال، من فیتز خاموشم.

00:17:07.310 --> 00:17:10.230
‫چون صدام بچه‌گانه به نظر میاد
‫مردم جدیم نمی‌گیرن،

00:17:10.230 --> 00:17:16.640
‫برای همین قرار نیست جلوی بقیه حرف بزنم،
‫خصوصا وقتی که از آریل ساما محافظت می‌کنم.

00:17:16.640 --> 00:17:20.840
‫ولی ندیدم شاهدخت کنارت باشه.

00:17:20.840 --> 00:17:22.890
‫توی یکی از مغازه‌های اطراف بود.

00:17:22.890 --> 00:17:25.230
‫فقط ما نیستیم که ازش محافظت می‌کنیم.

00:17:28.600 --> 00:17:32.600
‫عذر می‌خوام که بدموقع مزاحمت
‫شدم.

00:17:32.600 --> 00:17:34.970
‫این چه حرفیه.

00:17:34.970 --> 00:17:37.720
‫متاسفم که نمی‌تونستم جواب بدم.

00:17:38.890 --> 00:17:41.910
<i>‫دو دوتا چهارتای ساده‌ای بود.</i>

00:17:41.910 --> 00:17:48.560
<i>‫مطمئن نیستم، ولی فکر کنم شاهدخت آریل
‫یه جوری خودش رو شبیه فیتز سنپای کرده بود.</i>

00:17:48.830 --> 00:17:53.300
<i>‫اون موقع بهم محل نذاشت چون
‫اگه حرف می‌زد پوشش لو می‌رفت.</i>

00:17:53.720 --> 00:17:57.520
<i>‫پس فیتز سنپای ازم متنفر نشده.</i>

00:17:57.520 --> 00:17:59.830
<i>‫آره، باید همینطوری باشه.</i>

00:17:59.830 --> 00:18:03.150
<i>‫کاری نکردم که ناراحت بشه.</i>

00:18:03.150 --> 00:18:04.900
<i>بهتره دیگه بهش فکر نکنم</i>

00:18:04.900 --> 00:18:06.890
‫اوه، که اینطور.

00:18:06.890 --> 00:18:10.580
‫نگران شده بودم که ازم متنفر شده باشی.

00:18:11.720 --> 00:18:14.990
‫چطور ممکنه من از تو متنفر بشم؟

00:18:30.740 --> 00:18:33.440
<i>‫جزئی ترین کاراش تو حافظه‌ام می‌مونه.</i>

00:18:33.800 --> 00:18:36.590
<i>‫وقتی که پشت گوشش رو می‌خارونه.</i>

00:18:36.590 --> 00:18:40.310
<i>‫وقتی که بعد تموم کردن کارش به خودش
‫کش و قوس می‌ده.</i>

00:18:40.310 --> 00:18:43.710
<i>‫عطری که بعد از رد شدن
‫از خودش به جا می‌ذاره.</i>

00:18:43.980 --> 00:18:46.150
<i>‫آره، و اون لبخند.</i>

00:18:46.710 --> 00:18:49.940
<i>‫اون لبخند خجالتی از سرم بیرون نمی‌ره.</i>

00:19:02.140 --> 00:19:04.860
<i>‫می‌دونم اینا نشونه چیه.</i>

00:19:08.790 --> 00:19:10.620
<i>‫عشقه.</i>

00:19:19.630 --> 00:19:22.230
<i>‫من عاشق یه مرد شدم.</i>

00:19:22.230 --> 00:19:25.820
<i>‫وایسا ببینم، اون واقعا یه مرده؟</i>

00:19:27.540 --> 00:19:28.910
‫جینوس سنسه.

00:19:29.680 --> 00:19:33.630
‫رودیوس سان، چه خبر از این طرفا؟

00:19:33.960 --> 00:19:37.410
‫می‌خواستم در مورد فیتز سنپای
‫ازتون یه سوال بپرسن.

00:19:42.720 --> 00:19:48.900
‫متاسفم. از بالا بهم گفتن
‫در موردش حرف نزنم.

00:19:49.150 --> 00:19:50.930
‫که اینطور.

00:19:51.330 --> 00:19:54.550
‫میشه حداقل جنسیتش رو بهم بگین؟

00:19:54.550 --> 00:19:57.070
‫جنسیتش؟

00:19:57.510 --> 00:19:58.700
‫هم...

00:20:01.450 --> 00:20:04.170
‫اون.... مذکره.

00:20:07.250 --> 00:20:09.290
<i>‫آخرش، چیزی دستگیرم نشد.</i>

00:20:09.630 --> 00:20:13.230
<i>‫و به نظر می‌رسید که یه نفر
‫روی معاون جینوس فشار میاره.</i>

00:20:18.450 --> 00:20:21.460
<i>‫اگه زن از آب در اومد
‫چی کار کنم؟</i>

00:20:21.900 --> 00:20:23.860
<i>‫باید ازش بخوام بریم سر قرار؟</i>

00:20:23.860 --> 00:20:26.200
<i>‫کاش حداقل می‌تونستم 
‫خودارضایی کنم.</i>

00:20:28.990 --> 00:20:30.610
‫شرمنده، نشنیدم چی گفتی.

00:20:31.240 --> 00:20:31.970
‫واو!

00:20:31.970 --> 00:20:32.920
‫مواظب باش!

00:20:52.590 --> 00:20:54.400
‫اوه، بب..بخشید.

00:20:54.970 --> 00:20:58.650
‫فیتز سنپای... پس واقعا زنی.

00:21:02.380 --> 00:21:03.570
‫ن...نه.

00:21:03.570 --> 00:21:07.240
‫من...من پسرم!

00:21:07.920 --> 00:21:10.360
<i>‫فیتز سنپای زنه.</i>

00:21:10.360 --> 00:21:12.050
<i>‫موضوع مهمیه.</i>

00:21:12.050 --> 00:21:14.240
<i>‫ولی مهمتر از اون...</i>

00:21:15.050 --> 00:21:16.500
‫تکون خورد.

00:21:17.350 --> 00:21:18.830
‫که اینطور.

00:21:18.830 --> 00:21:19.750
<i>‫فهمیدم چه خبر شده.</i>

00:21:20.210 --> 00:21:23.480
<i>‫چون اومدم اینجا در مورد
‫حادثه تلپورت تحقیق کنم...</i>

00:21:23.480 --> 00:21:25.570
<i>‫قربونت برم هیتوگامی‌ساما.</i>

00:21:25.570 --> 00:21:28.770
‫ولی فکر کنم فیتزسنپای می‌خواد
‫مخفیش کنه.

00:21:29.040 --> 00:21:33.870
<i>‫درسته. اون پسر... منظورم اون دختر....
‫خیلی بهم کمک کرده.</i>

00:21:33.870 --> 00:21:38.510
<i>‫اگه خودش بخواد، نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫تا مثل یه مرد باهاش رفتار کنم.</i>

00:21:38.860 --> 00:21:43.240
<i>‫کلید حل مشکل من قطعا
‫دست فیتز سنپایه،</i>

00:21:43.240 --> 00:21:46.520
<i>‫ولی دیگه نمی‌تونم باهاش
‫صمیمی‌رفتار کنم.</i>

00:21:47.810 --> 00:21:48.640
‫ها؟

00:21:52.720 --> 00:21:55.550
<i>‫فکر کنم هنوز خیلی مونده
‫درمان بشم.</i>

00:21:56.830 --> 00:21:59.690
<i>‫ولی خب، راه پیش روم رو دیگه می‌بینم.</i>

00:21:59.690 --> 00:22:01.460
<i>‫پس چرا آروم پیش نرم؟</i>

00:22:02.050 --> 00:22:05.050
‫قسمت 10
‫این احساسات

00:22:05.070 --> 00:22:12.070
<c.yellow>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:22:15.100 --> 00:22:22.100
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:35.050 --> 00:23:40.050
‫قسمت بعد
‫برای تو