﻿WEBVTT

00:00:04.310 --> 00:00:09.870
<i>‫از بیداری سالارم که این همه وقت منتظرش بودم
‫اینقدر هیجان زده بودم که تا صبح خوابم نبرد.</i>

00:00:09.870 --> 00:00:13.920
<i>‫فقط می‌تونستم به فیتز سنپای فکر کنم.</i>

00:00:13.920 --> 00:00:15.500
<i>‫ولی بدنم واکنشی نشون نمی‌داد.</i>

00:00:16.750 --> 00:00:21.730
<i>‫پس چطوری باید درمانش رو پیدا کنم؟</i>

00:00:27.150 --> 00:00:30.160
‫صبح بخیر لوک سنپای.

00:00:30.160 --> 00:00:32.250
‫تعجب کردم سر صبحی دیدمت.

00:00:33.120 --> 00:00:35.390
‫باید در مورد فیتز حرف بزنیم.

00:00:36.120 --> 00:00:38.270
‫والا چیزی نمی‌دونم.

00:00:38.500 --> 00:00:40.880
‫اوه؟ هیچ چیزی نمی‌دونی؟

00:00:41.830 --> 00:00:44.320
<i>‫فکر کنم اومده تستم کنه.</i>

00:00:48.510 --> 00:00:50.730
‫شاید حرفم تکراری باشه،

00:00:50.730 --> 00:00:55.860
‫ولی به هیچ وجه قصد
‫مخالفت با شماها ر ندارم.

00:00:56.390 --> 00:00:58.830
‫نه از هویت فیتز سنپای چیزی می‌دونم

00:00:59.460 --> 00:01:01.400
‫نه از چیز دیگه‌ای.

00:01:02.350 --> 00:01:06.050
‫می‌خوای بگی که به خاطر ما مخفی کاری می‌کنی؟ چرا؟

00:01:06.650 --> 00:01:11.090
‫رابطه‌ام رو با شاخه نوتوس و بوریاس
‫خانواده قطع کردم.

00:01:11.090 --> 00:01:14.800
‫و مهم تر از اونه اینه
‫که می‌ترسم علیه شما کاری بکنم.

00:01:15.300 --> 00:01:17.590
‫بیا دیگه در موردش حرف نزنیم.

00:01:24.870 --> 00:01:28.340
‫می‌دونم که تصمیم گرفتم برا
‫فیتز سنپای دردسر درست نکنم.

00:01:29.170 --> 00:01:32.070
ولی به این راحتیا نیست

00:01:32.090 --> 00:01:39.090
<c.yellow>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:01:42.120 --> 00:01:49.120
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:59.890 --> 00:02:04.730
‫II

00:01:59.890 --> 00:02:04.730
‫Mushoku Tensei

00:01:59.890 --> 00:02:04.730
‫Jobless Reincarnation

00:03:06.120 --> 00:03:07.860
‫خب، چیزه....

00:03:11.150 --> 00:03:14.470
‫در مورد چی می‌خواستین حرف بزنین؟

00:03:15.300 --> 00:03:19.850
‫دیروز وقتی برای خرید رفته بودیم
‫رودیوس اومد پیشمون.

00:03:20.290 --> 00:03:22.860
‫به رفتار فیتز شک کرده بود.

00:03:27.240 --> 00:03:33.700
‫توی کتابخونه رودیوس فیتز رو به زمین
‫زد و فیتز فریاد زد که اون یه مرده.

00:03:33.970 --> 00:03:36.810
‫کلاغه اینطور بهم گفت.

00:03:38.280 --> 00:03:43.490
‫اگه لمست کرده باید مطمئن شده باشه.

00:03:44.820 --> 00:03:50.300
‫ولی رودیوس ادعا می‌کنه
‫که راز فیتز رو افشا نمی‌کنه.

00:03:50.300 --> 00:03:54.410
‫جای شکی نیست که می‌خواد به خواسته‌ات
‫احترام بذاره.

00:03:54.680 --> 00:03:57.080
‫وفاداریش فایل تحسینه.

00:03:58.390 --> 00:03:59.390
‫خب،

00:04:00.620 --> 00:04:03.050
‫چی کار می‌خوای بکنی؟

00:04:03.840 --> 00:04:09.140
‫مشکلی ندارم رودیوس رو آروم
‫آروم بیاریم طرفمون.

00:04:09.140 --> 00:04:13.490
‫ولی بعد از 6 ماه بدون هیچ گونه
‫پیشرفتی،

00:04:13.810 --> 00:04:17.390
‫حتی منم حس می‌کنم باید حرف بزنم.

00:04:20.010 --> 00:04:25.620
‫از دست دست کردنت خسته شدم.

00:04:26.580 --> 00:04:33.420
‫پس لطفا جرات به خرج بده
‫و حقیقت رو بهش بگو سیلفی.

00:04:36.050 --> 00:04:37.420
‫من...

00:04:42.360 --> 00:04:46.260
‫هدفی نداشتی که می‌خواستی بهش برسی؟

00:04:50.030 --> 00:04:53.850
‫دفعات زیادی من رو نجات دادی.

00:04:54.350 --> 00:04:57.520
‫از دفعه اول که هم رو دیدیم داشتی
‫ نجاتم می‌کردی.

00:04:57.520 --> 00:05:01.600
‫فقط به خاطر این بود که می‌خواستم
‫به یه دوست کمک کرده باشم.

00:05:01.600 --> 00:05:05.750
‫این که به خاطر من جلوی خودت
‫رو گرفتی از مهربونیته.

00:05:07.630 --> 00:05:12.370
‫ولی تو دوست منی، نه خدمتکار من.

00:05:12.750 --> 00:05:18.000
‫پس اگه فهمیدی چی کار می‌خوای بکنی،
‫من رو فراموش کن و برو سراغ همون.

00:05:19.110 --> 00:05:21.760
‫ولی... این یعنی خیانت.

00:05:24.520 --> 00:05:26.880
‫دل و جرات داشته باش و جواب بده.

00:05:27.430 --> 00:05:30.760
‫الان می‌خوای چی کار کنی؟

00:05:33.530 --> 00:05:34.680
‫من...

00:05:37.580 --> 00:05:38.770
‫من می‌خوام...

00:05:47.140 --> 00:05:50.110
‫می‌خوام با رودی باشیم.

00:05:51.560 --> 00:05:53.190
‫آفرین.

00:05:55.620 --> 00:06:02.490
‫ولی اگه رودی من رو فراموش کرده باشه،
‫فکر نکنم هیچ وقت بتونم مثل قبلم بشم.

00:06:03.600 --> 00:06:06.310
‫پس، بیا یه راه حلی پیدا کنیم.

00:06:11.450 --> 00:06:16.480
‫به نظرم بهترین راهت اینه که 
‫خودت رو به اسم

00:06:16.480 --> 00:06:19.110
‫سیلفیته که تو بوئنا کنار هم بزرگ شدین
‫معرفی کنی.

00:06:19.110 --> 00:06:20.660
‫انتخاب خوبی نیست.

00:06:20.660 --> 00:06:24.420
‫از اونجایی که هنوز یادش نیومده،
‫باید کلا فراموشش کرده باشه.

00:06:25.190 --> 00:06:26.510
‫هم...

00:06:27.150 --> 00:06:29.860
‫خاطره‌ای از هم دارین
‫که برجسته باشه؟

00:06:30.300 --> 00:06:31.900
‫خاطره؟

00:06:32.340 --> 00:06:36.310
‫خب، بهتون گفته بودم
‫چه قدر اذیتم می‌کردن درسته؟

00:06:36.310 --> 00:06:40.220
‫آره، گفته بودی که به خاطر رنگ موت
‫اذیتت می‌کردن.

00:06:40.220 --> 00:06:44.080
‫اولین باری که رودی رو دیدم وقتی بود 
‫که نجاتم داد.

00:06:44.080 --> 00:06:46.430
‫این برجسته ترین خاطره من ازشه.

00:06:51.000 --> 00:06:53.590
‫چیز دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

00:06:53.590 --> 00:06:55.210
‫خب...

00:06:55.640 --> 00:06:58.050
‫اوه، یکی دیگه هم هست.

00:06:58.410 --> 00:07:03.050
‫اولش رودی فکر می‌کرد پسرم.

00:07:03.050 --> 00:07:06.500
‫ولی یه بار وقتی داشتیم جادو تمرین می‌کردیم،
‫بارون اومد.

00:07:06.500 --> 00:07:09.450
‫و آخرش تو خونه اون دوش گرفتیم.

00:07:09.450 --> 00:07:14.070
‫خب، اون، مجبورم کرد لباسام رو
‫در بیارم

00:07:14.450 --> 00:07:18.480
‫و چیزه... شرتم رو کشید پایین.

00:07:18.480 --> 00:07:20.950
‫و...و بعدش، ام...

00:07:21.880 --> 00:07:25.970
‫عجب داستان قشنگی.

00:07:28.280 --> 00:07:29.850
‫متوجهم.

00:07:33.250 --> 00:07:35.590
‫خب، بیا در مورد نقشه حرف بزنیم.

00:07:38.850 --> 00:07:42.730
‫ولی اولش، بذار یه چیزی
‫رو تایید کنم.

00:07:43.110 --> 00:07:44.880
‫ال...البته.

00:07:44.880 --> 00:07:48.400
‫سیلفی، اون روز گفتی که 
‫می‌خوای با رودیوس باشی،

00:07:48.400 --> 00:07:51.690
‫ولی دقیقا چه جور 
‫رابطه‌ای می‌خوای باهاش داشته باشی؟

00:07:52.450 --> 00:07:55.060
‫چه جور رابطه‌ای؟

00:08:01.610 --> 00:08:03.350
‫همبستر می‌شیم.

00:08:04.010 --> 00:08:08.300
‫و رودی بعضی وقتا می‌تونه منحرف باشه،
‫پس ممکنه بپرسه، "چندتا بچه می‌خوای؟"

00:08:08.670 --> 00:08:18.510
‫پس منم محرف بازی در میارم و می‌گم،
‫"اوه رودی، با چندتا بچه می‌خوای حامله‌ام کنی؟"

00:08:18.510 --> 00:08:24.770
‫می‌خنده و می‌گه، "کلی بچه چطوره؟"
‫بعدش لباسام رو در میاره.

00:08:24.770 --> 00:08:29.650
‫بعدش منم می‌خندم و می‌گم،
‫"کلی حامله‌ام کن."

00:08:29.650 --> 00:08:31.980
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها!

00:08:34.630 --> 00:08:39.030
‫سیلفی، موفقیت این نقشه
‫به تلاش خودت وابسته است.

00:08:39.030 --> 00:08:40.710
‫د... درسته!

00:08:40.710 --> 00:08:43.280
‫شکست به خاطر استرس قابل قبول نیست.

00:08:43.560 --> 00:08:49.460
‫اگه تو لحظه حساس دل و جراتت رو از دست بدی
‫و نتونی بهش بگی،

00:08:50.520 --> 00:08:53.490
‫بعدش با اختیاراتم به عنوان
‫شاهدخت دوم آسورا،

00:08:53.490 --> 00:08:58.180
‫از هر گونه ارتباط با رودیوس گریرات
‫ممنوعت می‌کنم.

00:08:58.910 --> 00:09:01.670
‫جدی بگیرش.

00:09:04.030 --> 00:09:05.620
‫با...باشه.

00:09:06.170 --> 00:09:07.260
‫خوبه.

00:09:07.700 --> 00:09:08.590
‫حالا،

00:09:10.900 --> 00:09:13.300
‫بذار نقشه رو بهت بگم.

00:09:34.690 --> 00:09:36.020
‫رودیوس.

00:09:36.020 --> 00:09:39.550
‫اوه فیتز سنپای، چه کاری
‫از دستم بر میاد؟

00:09:39.550 --> 00:09:40.580
‫خب...

00:09:42.710 --> 00:09:44.580
‫حقیقتش، مسئله حساسیه.

00:09:44.580 --> 00:09:46.170
‫بیا یه جای دیگه حرف بزنیم.

00:09:46.170 --> 00:09:47.650
‫متوجهم.

00:09:48.000 --> 00:09:51.520
‫خب پس زانوبا، طبق حرفایی
‫که زدیم جلو برو.

00:09:51.520 --> 00:09:55.490
‫البته. جزئیات رو بسپرین به من.

00:09:57.760 --> 00:09:59.960
‫خب، جریان چیه؟

00:09:59.960 --> 00:10:04.360
‫حقیقتش می‌خوام یه لطف
‫بزرگی در حقم بکنی.

00:10:04.650 --> 00:10:08.630
‫خیلی خب. با تمام توان
‫یه اژدهای سرخ بهت کمک می‌کنم.

00:10:08.630 --> 00:10:12.170
‫صبر کن، هنوز که نگفتم چه کاریه.

00:10:12.170 --> 00:10:16.660
‫فیتز سنپای، به خاطر تو
‫یه قلعه متحرکم از آسمون پرتاب می‌کنم پایین.

00:10:18.910 --> 00:10:23.360
‫حقیقتش، آریل ساما مستاصل شده.

00:10:23.360 --> 00:10:27.690
‫یه نجیب زاده دیگه مرتب پز بادیگاردش
‫رو می‌ده.

00:10:27.980 --> 00:10:30.000
‫اوه، خب؟

00:10:30.000 --> 00:10:34.230
‫اون نجیب زاده می‌گفت که
‫فقط با یه گروه چهار نفره،

00:10:34.230 --> 00:10:40.110
‫محافظش تونسته یه گل خاص که
‫فقط تو اعماق جنگل هایل رشد می‌کنه رو بچینه.

00:10:40.110 --> 00:10:43.150
‫گلی که تو اعماق جنگل هایل رشد می‌کنه؟

00:10:43.500 --> 00:10:47.190
‫منظورت گل فریز فرینجه که
‫فقط تو زمستون شکوفا میشه

00:10:47.190 --> 00:10:52.280
‫پس، بعدش، آریل ساما دیگه
‫نمی‌تونست از حرفش برگرده.

00:10:52.280 --> 00:10:56.790
‫گفت که " فیتز می‌تونه با یه گروه
‫کوچیکتر اون گل رو بچینه"

00:10:57.650 --> 00:11:00.670
‫که اینطور. پس مشکل اینه.

00:11:00.670 --> 00:11:04.730
‫از چندتا ماجراجوی آشنا
‫می‌خوام که با تخفیف اون گل برات پیدا کنن.

00:11:04.730 --> 00:11:08.140
‫ها؟! رودیوس کون این کار درستی نیست!

00:11:08.140 --> 00:11:11.020
‫قراره تواناییام رو نشون بدم!

00:11:11.260 --> 00:11:16.250
‫توانایی شکل و شمایل مختلفی داره،
‫ارتباطات هم یه نوع تواناییه

00:11:16.250 --> 00:11:20.770
‫نمیشه. اگه کسی بفهمه آبروی آریل ساما می‌ره.

00:11:21.100 --> 00:11:22.680
‫که اینطور.

00:11:22.680 --> 00:11:25.450
‫پس گروه استپد لیدر رو جمع می‌کنم تا...

00:11:25.450 --> 00:11:27.460
‫نه، نه! رودیوس کون!

00:11:27.680 --> 00:11:33.670
‫نگران نباش. خیلی به صورت اتفاقی
‫همزمان با ما وارد جنگل میشن.

00:11:33.670 --> 00:11:38.980
‫و...ولی حتی بدون اوتا
‫من و خودت راحت از پسش بر نمیایم؟

00:11:39.450 --> 00:11:44.100
‫درسته. با تواضع کامل درخواستتون رو قبول می‌کنم.

00:11:44.660 --> 00:11:50.620
‫مم...ممنون رودیوس کن! خیلی استرس داشتم که
قراره تنها برم تو جنگل.

00:11:54.740 --> 00:11:58.680
‫شرمنده، همه آماده سازی رو
‫مجبور شدی خودت انجام بدی.

00:11:58.980 --> 00:12:03.620
‫این چه حرفیه. بخشی از وظیفه‌ام به عنوان
‫نگهبانته.

00:12:13.010 --> 00:12:18.500
‫پس، چیزه، باید هزینه خدماتت رو بدم؟

00:12:18.500 --> 00:12:19.850
‫البته که نه.

00:12:19.850 --> 00:12:23.800
‫این رو یه لطف در نظر بگیر،
‫لازم نیست نگران هزینه باشی.

00:12:24.120 --> 00:12:29.820
‫لازم نیست. می‌تونم حداقل
‫هزینه زحمتی که کشیدی رو بهت بدم.

00:12:30.750 --> 00:12:32.560
‫من ارزون قیمت نیستما.

00:12:32.810 --> 00:12:37.840
‫مط... مطمئنم که نیستی، ولی...

00:12:40.150 --> 00:12:43.420
‫با پول خریدن رودی...

00:12:47.700 --> 00:12:50.620
‫به هر حال، بیا بریم دیگه!

00:12:58.230 --> 00:13:00.430
‫گل روی صخره شکوفا میشه.

00:13:00.970 --> 00:13:04.990
‫برف رو ذوب می‌کنم
‫تا یه راه مستقیم درست بشه،

00:13:04.990 --> 00:13:07.860
‫چشمات رو باز نگه دار چیزی بهمون نزدیک نشه.

00:13:19.780 --> 00:13:24.380
‫این همون عصاییه که اون روز برات آوردم، درسته؟
‫هنوزم برام شگفت انگیزه.

00:13:24.380 --> 00:13:28.500
‫تا حالا عصایی ندیده بودم
‫که همه جزئیاتش سفارشی بوده باشه،
‫اونم با یه کریستال رنگی جادویی؟

00:13:28.500 --> 00:13:30.610
‫تا حالا چیزی مثل این بیرون قصر ندیدم.

00:13:31.120 --> 00:13:36.580
‫یه بانوی نجیب زاده جوون که معلمش بودم
‫برای ده سالگیم کادو گرفتش.

00:13:36.580 --> 00:13:39.940
‫میشه یه کم دستم باشه؟

00:13:40.360 --> 00:13:45.600
‫من فقط یه عصای ساده دارم،
‫خیلی دلم می‌خواد امتحانش کنم.

00:13:46.090 --> 00:13:48.350
‫بفرما. راحت باش.

00:13:53.330 --> 00:13:55.860
‫نظرت در مورد تعادلش چیه؟

00:13:55.860 --> 00:13:59.930
‫خیلی کلفته. برای استفاده 
‫دو دسته درستش کردن؟

00:14:02.640 --> 00:14:06.290
‫باید سایزش رو برای زمان بزرگسالیم
در نظر گرفته بوده باشن

00:14:06.850 --> 00:14:08.270
‫آها...

00:14:08.830 --> 00:14:11.910
<i>‫خیلی خب. تا الان همه چی طبق نقشه بوده.</i>

00:14:12.320 --> 00:14:14.280
<i>‫بعدش...</i>

00:14:21.370 --> 00:14:22.630
‫برج سرخ.

00:14:23.450 --> 00:14:25.320
‫<i>موندم کار می‌کنه یا نه...</i>

00:14:33.070 --> 00:14:35.570
<i>‫خوبه. داره خوب پیش میره.</i>

00:14:35.940 --> 00:14:36.670
‫ها؟

00:14:36.970 --> 00:14:38.790
‫ابر بارونی؟

00:14:38.790 --> 00:14:41.670
‫فیتز سنپای، انگار می‌خواد بارون‫بیاد..

00:14:41.670 --> 00:14:43.700
‫درسته. ما باید...

00:14:43.700 --> 00:14:46.560
‫اوه، بذار همین الان ترتیبشون رو می‌دم.

00:14:47.010 --> 00:14:47.810
<i>‫ای وای!</i>

00:14:49.380 --> 00:14:51.310
<i>‫همونطور که رودی یادم داد،</i>

00:14:51.310 --> 00:14:55.430
<i>‫رطوبت ابرا رو جمع می‌کنم، سردش می‌کنم،
‫و می‌ذارم سقوط کنه!</i>

00:15:00.020 --> 00:15:00.920
‫هم...

00:15:04.870 --> 00:15:10.250
‫متاسفم فیتز سنپای.
‫ظاهرا امروز حالم خوب نیست.

00:15:10.250 --> 00:15:11.940
‫عذرخواهی لازم نیست.

00:15:11.940 --> 00:15:15.790
‫احتمالا به خاطر اینه که
‫عصات دست منه.

00:15:16.340 --> 00:15:20.200
<i>‫عصاش رو قرض گرفتم 
‫تا نتونه ازش استفاده بکنه،</i>

00:15:20.200 --> 00:15:23.070
<i>‫ولی در عوض به طلسم خودم کمک کرد.</i>

00:15:23.330 --> 00:15:26.650
‫خب، حالا که بارون گرفته، باید
‫باهاش کنار بیایم.

00:15:26.650 --> 00:15:31.700
‫جلوتر باید یه غار باشه،
‫بریم اونجا پناه بگیریم.

00:15:32.170 --> 00:15:33.900
‫فکر خوبیه.

00:15:44.170 --> 00:15:45.560
‫ایناهاش.

00:16:06.770 --> 00:16:12.120
<i>‫رفتار فیتز سنپای حین پیشنهاد کار عجیب بود،
‫تنها جای عجیب این ماجرا هم همین نیست.</i>

00:16:12.120 --> 00:16:16.400
<i>‫حس می‌کنم حرکت ابرا هم زیادی سریع بوده.</i>

00:16:16.750 --> 00:16:19.670
<i>‫یه نفر ممکنه ابرا رو طلسم کرده باشه.</i>

00:16:20.400 --> 00:16:23.390
<i>‫موندم فیتز سنپایم متوجه شده یا نه.</i>

00:16:24.920 --> 00:16:29.320
‫عصبی به نظر میاد، احتمالا
‫اونم فهمیده.

00:16:29.680 --> 00:16:33.080
<i>‫شاید انتظار این حد
‫از دخالت رو داشته.</i>

00:16:39.190 --> 00:16:42.630
<i>‫خیلی خب، برا فعلا خوبه.</i>

00:16:42.630 --> 00:16:44.670
<i>‫ولی لباس زیرم چی؟</i>

00:16:44.670 --> 00:16:48.380
<i>‫فکر نکنم
‫بشه جلو فیتز سنپای درشون آورد.</i>

00:16:57.480 --> 00:16:58.860
‫می‌تونم خشک...

00:17:08.610 --> 00:17:10.090
‫فیتز سنپای.

00:17:10.090 --> 00:17:11.880
‫ب...بله؟

00:17:12.330 --> 00:17:21.640
‫یه دختری که یه زمانی می‌شناختم
‫گفت نشون دادن پوست بین الفا تابوی بزرگیه.

00:17:23.320 --> 00:17:25.840
‫می‌چرخم و چشمام رو می‌بندم.

00:17:26.130 --> 00:17:29.910
‫پس لطفا وقتی روم اون طرفه
‫لباسات رو با جادو خشک کن.

00:17:47.810 --> 00:17:49.260
‫فیتز سنپای؟!

00:17:53.860 --> 00:17:55.950
‫لطقا حداقل لباس عوض کن.

00:17:55.950 --> 00:17:58.920
‫می‌خوای یه اتاق خصوصی برات درست کنم؟

00:17:58.920 --> 00:18:03.400
‫یا می‌تونم از غار برم بیرون.
‫نظرت چیه؟

00:18:03.400 --> 00:18:04.740
‫پس بهتره برم.

00:18:04.740 --> 00:18:05.840
‫صبر کن.

00:18:14.930 --> 00:18:17.700
‫سرما می‌خوریا.

00:18:19.980 --> 00:18:22.840
‫آره، درسته.

00:18:24.270 --> 00:18:28.020
‫پوشیدن این لباسای خیس خطرناکه.

00:18:28.750 --> 00:18:32.330
‫از دست دادن بیش از حد گرما
‫می‌تونه کشنده باشه.

00:18:33.790 --> 00:18:36.190
‫آره. می‌میرم.

00:18:36.990 --> 00:18:38.470
‫مگه این که یه کاری بکنی.

00:18:40.790 --> 00:18:42.860
‫نمی‌تونم لباسام رو در بیارم.

00:18:44.860 --> 00:18:46.240
‫لباسام رو در بیار.

00:18:57.490 --> 00:19:02.150
‫اگه نمی‌تونی لباسات رو در بیاری،
‫دیگه چاره‌ای نیست.

00:19:08.010 --> 00:19:10.450
‫می... می‌دونی،

00:19:10.910 --> 00:19:14.470
‫فهمیده بودم که زن هستی.

00:19:15.760 --> 00:19:22.840
‫می‌دونم. ولی اگه لباسام رو در نیاری
‫ممکنه بمیرم.

00:19:43.950 --> 00:19:48.700
‫اون گوشای سرخ شده رو قبلا
‫یه جایی ندیدم؟

00:19:54.600 --> 00:19:57.390
‫خیلی وقت پیش یه همچین
‫اتفاقی تکرار شده بود.

00:19:57.870 --> 00:20:02.240
‫شاید وقتی پنج شش سالم بود،
‫مطمئنم.

00:20:27.510 --> 00:20:30.360
‫هنوز یه تیکه لباس مونده.

00:20:47.840 --> 00:20:50.310
‫ام، فیتز سنپای...

00:20:51.380 --> 00:20:53.520
‫بله رودی؟

00:20:55.000 --> 00:20:59.080
‫احیانا....

00:20:59.880 --> 00:21:02.640
‫اسم واقعیت سیلفیته نیست؟

00:21:03.450 --> 00:21:04.340
‫بله.

00:21:13.880 --> 00:21:16.280
‫درسته. من سیلفیته هستم.

00:21:17.360 --> 00:21:20.370
‫سیلفیته از روستای بوئنا.

00:21:21.500 --> 00:21:24.140
‫بالاخره گفتمش.

00:21:26.710 --> 00:21:28.790
‫درست مثل اون موقع.

00:21:28.790 --> 00:21:31.580
‫هنوزم بچه ننه است.

00:21:32.730 --> 00:21:36.850
‫نمی‌دونی چه قدر صبر کردم.

00:21:37.310 --> 00:21:41.250
‫وقتی توی بوئنا بودم خیلی
‫تلاش می‌کردم.

00:21:41.580 --> 00:21:43.400
‫آره. مطمئنم.

00:21:48.980 --> 00:21:52.540
‫خیلی... خیلی وقت بود که،

00:21:53.490 --> 00:21:55.220
‫دوستت داشتم رودی.

00:21:56.190 --> 00:21:58.300
‫الان تو رو از قبلم بیشتر دوست دارم.

00:21:58.300 --> 00:22:00.340
‫خواهش می‌کنم دیگه هیچ وقت از پیشم نرو.

00:22:01.020 --> 00:22:02.020
‫قسمت 11
‫برای تو

00:22:02.070 --> 00:22:03.850
‫می‌خوم تا ابد پیشت باشم.

00:22:03.870 --> 00:22:10.870
<c.yellow>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:22:13.900 --> 00:22:20.900
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:34.930 --> 00:23:39.930
‫قسمت بعد
‫می‌خوام بهت بگم