﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:44.700
<c.yellow>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:01:30.390 --> 00:02:14.390
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫قسمــــــــت

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫‫قسمــــــــت

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫‫11

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫‫11

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
میراث مادرم

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
میراث مادرم

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫K

00:01:40.010 --> 00:01:44.990
‫K

00:01:46.350 --> 00:01:47.980
‫همه‌چیز رو واسه‌ت تعریف می‌کنم.

00:01:48.520 --> 00:01:51.730
‫بهت می‌گم سومی چرا با خانواده‌ی سایموری ازدواج کرد،

00:01:52.230 --> 00:01:55.320
‫و چرا موهبت تو رو مهر و موم کرد.

00:01:58.450 --> 00:02:00.950
‫صحبت چند سال قبل از به‌دنیا اومدن توـه.

00:02:02.030 --> 00:02:06.290
‫تجارت تسوروکی توی مذاکره با یه 
‫مشتری حیاتی شکست خورد.

00:02:06.870 --> 00:02:10.040
‫و عملکرد ضعیفی داشت.

00:02:11.710 --> 00:02:14.960
‫از اون‌جایی که تجارت تسوروکی پشتوانه‌ی ما بود،

00:02:15.050 --> 00:02:18.590
‫بدهی سنگینی برامون به بار اومد و با مشکلات روبه‌رو شدیم.

00:02:19.550 --> 00:02:20.970
‫اون‌موقع بود که...

00:02:21.680 --> 00:02:24.970
‫یه درخواست ازدواج برامون آوردن.

00:02:26.060 --> 00:02:29.980
‫از یه‌جایی شنیده‌بودن که وضعیت 
‫خانواده‌ی اوسوبا بحرانیه.

00:02:30.060 --> 00:02:33.230
‫گفتن اگر سومی با پسرشون ازدواج کنه...

00:02:33.980 --> 00:02:36.320
‫بدهی سنگین ما رو تسویه می‌کنن.

00:02:37.440 --> 00:02:40.990
‫پیگیر بودن و مدام پیشنهادشون رو تکرار می‌کردن.

00:02:41.070 --> 00:02:42.820
‫من همه‌شون رو رد کردم.

00:02:44.450 --> 00:02:46.120
‫اما یه روز...

00:02:47.330 --> 00:02:53.290
‫سومی سرخود و بدون مشورت با من پیشنهادشون رو قبول کرد.

00:02:55.090 --> 00:02:58.170
‫می‌دونی چیکار کردی؟

00:02:58.880 --> 00:03:01.930
‫این یعنی خون اوسوبا رو به یه خاندان دیگه می‌دیم.

00:03:02.510 --> 00:03:05.760
‫اگه دست رو دست بذاریم، 
‫کار خانواده‌ی اوسوبا تمومه.

00:03:07.470 --> 00:03:10.520
‫سومی! تو هیچی نمی‌فهمی!

00:03:11.600 --> 00:03:14.730
‫آخه با این بدن ضعیف چه‌کاری ازت بر میاد؟

00:03:15.230 --> 00:03:16.900
‫این تنها راهیه که داریم.

00:03:19.570 --> 00:03:21.740
‫پدر، متأسفم.

00:03:23.410 --> 00:03:25.030
‫دختره‌ی احمق.

00:03:28.370 --> 00:03:32.370
‫خانواده‌ای که سومی باهاشون ازدواج کرد، سایموری بود.

00:03:33.630 --> 00:03:36.790
‫بعد از نهایی کردن این قرارداد 
‫که اسمش رو «ازدواج» گذاشتیم،

00:03:36.880 --> 00:03:39.760
‫اون‌ها راه‌های ارتباطی ما با سومی رو از بین بردن.

00:03:39.840 --> 00:03:41.300
‫در نتیجه سومی،

00:03:41.380 --> 00:03:43.930
‫دیگه هیچ ارتباطی با ما نداشت.

00:03:48.810 --> 00:03:49.720
‫میو.

00:03:50.640 --> 00:03:53.140
‫یه‌چیزی هست که می‌خوام نشونت بدم.

00:03:55.900 --> 00:03:58.570
‫تو دارای موهبت خواب‌بینی هستی.

00:03:59.730 --> 00:04:02.610
‫حتی سومی هم نتونست به همچین موهبتی دست‌پیدا کنه.

00:04:03.200 --> 00:04:05.030
‫موهبت خواب‌بینی؟

00:04:05.740 --> 00:04:07.580
‫به این درخت دست بزن.

00:04:32.180 --> 00:04:34.480
‫این زنه از خانواده‌ی اوسوباـه...

00:04:34.560 --> 00:04:37.480
‫خیلی خونگرم نیست.

00:04:38.060 --> 00:04:38.900
‫شین‌ایچی.

00:04:38.980 --> 00:04:41.530
‫این فقط یه ازدواج سیاسی نیست.

00:04:41.610 --> 00:04:43.650
‫وظیفه‌ت رو می‌دونی، درسته؟

00:04:44.150 --> 00:04:45.280
‫بله.

00:04:45.360 --> 00:04:48.280
‫باید بچه‌ای با موهبت اوسوبا به دنیا بیاریم.

00:04:48.370 --> 00:04:49.990
‫روت حساب می‌کنم، سومی-سان.

00:05:09.010 --> 00:05:10.220
‫آفرین بهت.

00:05:26.820 --> 00:05:27.910
‫این بچه!

00:05:28.490 --> 00:05:29.910
‫موهبت خواب بینی داره.

00:05:41.540 --> 00:05:43.460
‫هنوز قطعی نشده؟

00:05:44.050 --> 00:05:46.420
‫بله. خب میو هنوز نوزاده.

00:05:47.010 --> 00:05:50.760
‫اگه فوراً موهبت خاندان اوسوبا رو به‌دست نیاریم،

00:05:50.850 --> 00:05:52.760
‫خانواده‌ی سایموری تنزل می‌کنه.

00:05:53.260 --> 00:05:55.770
‫این‌همه دردسر کشیدیم تا خونشون رو به دست بیاریم.

00:05:56.310 --> 00:05:58.770
‫معلومم نیست این دختره کی بیفته رو دستمون.

00:05:59.310 --> 00:06:02.190
‫اگه میو فایده نداره، فوراً برید تو فکر یه بچه‌ی دیگه.

00:06:02.980 --> 00:06:03.940
‫بله.

00:06:13.200 --> 00:06:14.700
‫متأسفم میو.

00:06:15.290 --> 00:06:18.960
‫من زمان زیادی برام نمونده.

00:06:21.130 --> 00:06:22.460
‫قدرت تو...

00:06:23.130 --> 00:06:25.460
‫وقتی که زمانش برسه برملا می‌شه.

00:06:26.380 --> 00:06:28.170
‫وگرنه... این خانواده از موهبت خواب‌بینی تو...

00:06:28.260 --> 00:06:31.680
‫استفاده‌ی نادرست می‌کنن، و خانواده‌ی اوسوبا...

00:06:33.140 --> 00:06:36.970
‫از حالا به بعد تو باید روی پای خودت باایستی...

00:06:37.850 --> 00:06:40.650
‫ممکنه غم و سختی زیادی رو به دوش بکشی.

00:06:41.150 --> 00:06:44.770
‫ممکنه با خودت بگی چرا هیچ موهبتی نداری.

00:06:46.070 --> 00:06:49.990
‫اما برای الان، بذار موهبتت رو مهر و موم کنم.

00:07:23.600 --> 00:07:25.610
‫متأسفم میو.

00:07:35.620 --> 00:07:37.660
‫تونستی ببینیش، نه؟

00:07:37.740 --> 00:07:40.500
‫اولش، شاید پذیرشش برات سخت باشه.

00:07:40.580 --> 00:07:42.830
‫الان بهتره به بدنت استراحت بدی.

00:08:13.360 --> 00:08:15.240
‫لعنتی. تمومی ندارن.

00:08:16.070 --> 00:08:18.080
‫گودو-سان، این‌طور پیش بره...

00:08:18.160 --> 00:08:21.120
‫به‌این راحتی جا نزنین! 
‫باید هرطور شده دووم بیاریم!

00:08:31.710 --> 00:08:32.550
‫فرمانده!

00:08:33.050 --> 00:08:33.880
‫شماها!

00:08:33.970 --> 00:08:36.300
‫خوب طاقت آوردین!

00:08:36.390 --> 00:08:38.890
‫همین‌طوری این‌جا شما رو ول نمی‌کنیم و بمیریم که فرمانده.

00:08:39.470 --> 00:08:41.100
‫واحد شناسایی گزارش داده که بیشتر عجیب‌الخلقه‌ها نابود شدن.

00:08:41.100 --> 00:08:43.560
‫واحد شناسایی گزارش داده که بیشتر عجیب‌الخلقه‌ها نابود شدن.

00:08:44.600 --> 00:08:47.230
‫بیاید یه‌جا همه‌شون رو ریشه‌کن کنیم!

00:08:47.310 --> 00:08:48.150
‫اطاعت!

00:08:47.310 --> 00:08:48.150
‫اطاعت!

00:08:54.450 --> 00:08:55.360
‫بریم!

00:09:09.750 --> 00:09:10.670
‫بـ ــ بله...

00:09:11.710 --> 00:09:13.510
‫صبحت بخیر میو.

00:09:14.550 --> 00:09:15.590
‫حالت چطوره؟

00:09:18.930 --> 00:09:21.510
‫موهبتت دیگه خودش رو نشون نمی‌ده، نه؟

00:09:23.140 --> 00:09:24.520
‫حتی اگه بهم نگی هم،

00:09:24.600 --> 00:09:26.770
‫رنگ و روت نشون نمی‌ده.

00:09:27.520 --> 00:09:31.940
‫راستی، لطفاً زمانی که این‌جایی این لباس‌ها رو بپوش.

00:09:32.650 --> 00:09:34.740
‫این ردایی برای دوشیزه‌ای که موهبت خواب‌بینی داره، هست،

00:09:34.820 --> 00:09:37.200
‫که طی نسل‌ها توی خاندان اوسوبا دست‌ به دست شده.

00:09:38.030 --> 00:09:43.330
‫و لباس‌های خودت میو، پیش 
‫من می‌مونن، پس نگرانشون نباش.

00:09:48.250 --> 00:09:53.500
‫دیگه کابوس نمی‌بینیم و بدنم داره بهتر می‌ده...

00:09:54.300 --> 00:09:58.720
‫اما همین که زمان می‌گذره، توی این قفس کوچیک...

00:09:58.800 --> 00:10:02.640
‫احساساتم نسبت به دانا-ساما، حسرت‌هام...

00:10:03.260 --> 00:10:05.930
‫روز به روز قوی‌تر می‌شن.

00:10:07.850 --> 00:10:11.270
‫باید خیلی وقت‌پیش جوابی که 
‫تصمیمش رو گرفته بودم بهش می‌گفتم.

00:10:13.400 --> 00:10:16.190
‫همه‌ش تقصیر خودم بود.

00:10:23.530 --> 00:10:25.240
‫نمی‌خوری، میو؟

00:10:28.370 --> 00:10:30.460
‫هنوزم نمی‌تونی منو ببخشی؟

00:10:31.750 --> 00:10:34.170
‫یا نکنه از اتاقت خوشت نمیاد؟

00:10:34.960 --> 00:10:37.510
‫شایدم غذا باب میلت نیست.

00:10:37.590 --> 00:10:39.380
‫زودی برات یه‌چیزدیگه میارم.

00:10:39.470 --> 00:10:40.340
‫این‌طور نیست.

00:10:41.890 --> 00:10:45.470
‫گیج شدم. پس موضوع چیه؟

00:10:46.770 --> 00:10:49.190
‫کیمونوی شکوفه‌ی گیلاسم رو بهم برگردونین.

00:10:50.310 --> 00:10:53.690
‫اون کیمونوی عزیزمه که دانا-ساما بهم دادن.

00:10:55.730 --> 00:10:56.980
‫نمی‌تونم این‌کار رو بکنم.

00:10:58.030 --> 00:10:59.240
‫اصلاً نمی‌شه؟

00:10:59.820 --> 00:11:00.660
‫بله.

00:11:01.450 --> 00:11:04.830
‫می‌خوام دوباره با دانا-ساما حرف بزنم.

00:11:04.910 --> 00:11:05.830
‫چرا؟

00:11:06.620 --> 00:11:09.830
‫چون من در مورد همه‌چیز اشتباه می‌کردم.

00:11:10.750 --> 00:11:12.830
‫خجالت می‌کشم با دانا-ساما رو در رو شم.

00:11:13.920 --> 00:11:16.340
‫ولی باید از صمیم قلبم ازشون ‫عذرخواهی کنم، و...

00:11:18.420 --> 00:11:20.470
‫می‌خوای از این خونه بری؟

00:11:21.090 --> 00:11:23.680
‫ما... همچین اجازه‌ای بهت نمی‌دیم.

00:11:24.600 --> 00:11:27.220
‫گوش کن، هیچ می‌دونی من چقدر منتظر تو موندم؟

00:11:29.270 --> 00:11:31.600
‫هیچ می‌دونی الان چقدر خوشحالم؟

00:11:32.310 --> 00:11:33.480
‫تو نمی‌دونی.

00:11:36.070 --> 00:11:37.780
‫من می‌خوام ازت محافظت کنم.

00:11:39.650 --> 00:11:40.650
‫چرا؟

00:11:41.240 --> 00:11:43.700
‫چون... این وظیفه‌ی منه.

00:11:45.160 --> 00:11:46.240
‫خواهش می‌کنم.

00:11:47.450 --> 00:11:50.580
‫من فقط... می‌خوام دانا-ساما رو ببینم.

00:11:51.290 --> 00:11:56.250
‫می‌خوام ببینمشون و چیزایی که باید بهشون ‫می‌گفتم ولی نتونستم رو بگم.

00:12:00.340 --> 00:12:05.180
‫ما با وفاداری تمام به تمام قوانین خانواده‌مون پایبند بودیم.

00:12:06.050 --> 00:12:08.220
‫نمی‌تونیم از نام خانوادگی واقعیمون استفاده کنیم.

00:12:08.850 --> 00:12:11.600
‫فقط می‌تونیم با هم‌خون خودمون ازدواج کنیم.

00:12:12.310 --> 00:12:15.650
‫نمی‌تونیم دوست صمیمی یا معشوقی داشته باشیم.

00:12:16.860 --> 00:12:18.400
‫وظیفه‌ی خانواده‌ی اوسوبا...

00:12:18.480 --> 00:12:21.190
‫افراد دارای موهبت سرکش رو تحت سلطه دربیاره.

00:12:21.940 --> 00:12:27.280
‫ولی توی کل عمر من یه‌بار هم همچین چیزی از ما خواسته نشده.

00:12:28.660 --> 00:12:32.200
‫هرچقدر هم که به قوانین پایبند می‌مونیم، بازم هیچ ارزشی نداره.

00:12:32.830 --> 00:12:36.670
‫هیچ‌وقت روزی نمی‌رسه که وظایف خانواده‌ی اوسوبا رو انجام بدیم.

00:12:38.210 --> 00:12:41.340
‫من نقشی رو می‌خوام که فقط برای خودم باشه.

00:12:42.630 --> 00:12:44.800
‫وقتی دوشیزه‌ای با موهبت خواب‌بینی از راه برسه،

00:12:44.880 --> 00:12:47.300
‫فردی از خانواده‌ای با موهبت ماوراء طبیعه،

00:12:47.800 --> 00:12:51.390
‫برای محافظت از اون دوشیزه انتخاب می‌شه، این‌طور می‌گن.

00:12:52.560 --> 00:12:55.560
‫حالا توی این زمان، این نقش منه.

00:12:56.350 --> 00:12:59.060
‫احتمالاً به اضافه‌ی اینکه من همسرت می‌شم.

00:13:07.240 --> 00:13:10.950
‫التماست می‌کنم میو. خواهش می‌کنم این‌جا کنارمون بمون.

00:13:12.080 --> 00:13:14.330
‫من می‌خوام ازت محافظت کنم.

00:13:15.710 --> 00:13:19.130
‫نمی‌خوام این مأموریت رو به کس دیگه‌ای بدم.

00:13:27.470 --> 00:13:28.340
‫فکر می‌کردم...

00:13:28.930 --> 00:13:31.260
‫تو هم مثل منی.

00:13:32.180 --> 00:13:37.230
‫کسی که مثل من هدفش رو توی زندگی 
‫از دست داده و احساس پوچی می‌کنه.

00:13:41.570 --> 00:13:42.610
‫میو.

00:13:55.200 --> 00:13:56.250
‫موفق شدیم!

00:13:56.750 --> 00:13:58.710
‫دسته‌ی عجیب‌الخلقه‌ها رو شکست دادیم.

00:13:58.790 --> 00:14:00.250
‫ما بردیم!

00:14:03.130 --> 00:14:06.130
‫گودو. آرایش مبارزه رو به حالت اولیه برگردون.

00:14:06.220 --> 00:14:08.010
‫واحد جستجو رو دوباره گروه‌بندی می‌کنیم.

00:14:08.090 --> 00:14:09.050
‫بله.

00:14:14.390 --> 00:14:15.270
‫ها؟

00:14:25.690 --> 00:14:26.530
‫گودو!

00:14:45.920 --> 00:14:49.220
‫فرمانده...! فرمانده!

00:14:57.140 --> 00:14:58.930
‫نظرت در مورد زندگی توی این‌جا چیه؟

00:14:59.730 --> 00:15:02.060
‫چیزی که اذیتت نمی‌کنه؟

00:15:02.770 --> 00:15:04.110
‫نه، چیز خاصی نیست.

00:15:05.770 --> 00:15:10.110
‫ببخشید، تحت هیچ شرایطی نمی‌شه من دانا-ساما رو ببینم؟

00:15:10.200 --> 00:15:13.200
‫متأسفم، ولی نمی‌تونم بهت اجازه‌ی همچین کاری رو بدم.

00:15:13.780 --> 00:15:15.490
‫حتی اگه یه‌بار باشه هم خوبه.

00:15:15.990 --> 00:15:16.990
‫خواهش می‌کنم.

00:15:18.500 --> 00:15:21.500
‫لجبازیت درست مثل سومی‌ـه.

00:15:22.750 --> 00:15:23.630
‫اون‌موقع...

00:15:24.670 --> 00:15:26.840
‫اگر من انقدر یی‌رحم نبودم و باهاش قطع رابطه نمی‌کردم.

00:15:27.500 --> 00:15:30.010
‫دخترم رو به این زودی از دست نمی‌دادم،

00:15:30.720 --> 00:15:34.970
‫و تو، نوه‌ی عزیزم هم همچین زندگی ناگواری رو تجربه نمی‌کردی.

00:15:37.060 --> 00:15:39.730
‫بابت همه‌ی‌ سختی‌هایی که توی زندگیت کشیدی،

00:15:39.810 --> 00:15:40.840
‫ازت عذرخواهی می‌کنم.

00:15:42.980 --> 00:15:46.360
‫ما در اصل خانواده‌ای هستیم که از یک‌ خونیم.

00:15:47.110 --> 00:15:50.280
‫اگر اتفاقی برای تو بیفته، ما میایم و کمکت می‌کنیم.

00:15:50.820 --> 00:15:53.990
‫از حالا به بعد، ازت می‌خوام بی‌درنگ بهمون تکیه کنی.

00:15:56.700 --> 00:15:59.910
‫وقتی این‌طوری بهم می‌گین عضوی از 
‫خانواده‌تون هستم، نمی‌دونم چی باید بگم.

00:16:00.830 --> 00:16:04.080
‫حتی اگر ازم بخواین، نمی‌دونم چطور باید بهتون تکیه کنم.

00:16:05.330 --> 00:16:07.840
‫اصلاً... خانواده چیه؟

00:16:09.170 --> 00:16:11.420
‫من حتی اینم نمی‌دونم.

00:16:11.510 --> 00:16:13.260
‫مردم شاید فکر کنن من عجیبم.

00:16:14.260 --> 00:16:16.510
‫من دانا-ساما رو عصبانی کردم.

00:16:19.100 --> 00:16:24.190
‫ببخشید، عذر می‌خوام که این پرت و پلاها رو بهتون گفتم.

00:16:25.020 --> 00:16:25.900
‫نه، اشکالی نداره.

00:16:26.940 --> 00:16:28.940
‫خوشحالم که برام از فکرای تو سرت گفتی.

00:16:30.780 --> 00:16:34.570
‫فقط اجازه بده به عنوان پدربزرگت یه‌چیزی بهت بگم.

00:16:35.450 --> 00:16:36.820
‫همونطور که الان گفتی،

00:16:36.910 --> 00:16:42.200
‫به‌نظرم شریک شدن توی به‌دوش کشیدن باری که
‫ نمی‌تونی به‌تنهایی تحملش کنی، کاریه که خانواده می‌کنه.

00:16:43.040 --> 00:16:44.210
‫شریک؟

00:16:45.370 --> 00:16:49.880
‫تکیه کردن به‌این معنی نیست که 
‫همه‌چیز رو بسپری به شخص دیگه‌ای.

00:16:50.500 --> 00:16:53.130
‫به‌نظر من یعنی ازش بخوای به‌خاطرت بخشی...

00:16:53.220 --> 00:16:56.430
‫از چیزی که نمی‌تونی به‌تنهایی به‌دوش بکشی رو بگیره.

00:16:57.300 --> 00:17:00.140
‫اشکالی نداره که ناامید یا عصبانیشون بکنی.

00:17:00.890 --> 00:17:03.980
‫پیوند یک خانواده با همچین‌چیزایی نمی‌شکنه.

00:17:04.690 --> 00:17:07.400
‫وقتی مادرم از این خونه رفت هم همین‌طور بود؟

00:17:08.310 --> 00:17:11.730
‫درسته که من اون‌موقع از کوره در رفتم.

00:17:13.070 --> 00:17:15.990
‫باعث نشد از مادرم متنفر بشین؟

00:17:16.660 --> 00:17:18.320
‫معلومه که ازش متنفر نشدم.

00:17:19.780 --> 00:17:23.700
‫سومی اونقدر برام ارزشمند بود که این‌چیزا نابخشودنی نباشن.

00:17:24.500 --> 00:17:26.580
‫حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، حسرتش رو می‌خورم.

00:17:28.420 --> 00:17:30.670
‫من توی تشخیص اینکه باید از چی محافظت کنم اشتباه کردم...

00:17:31.380 --> 00:17:34.630
‫و به‌خاطر همین، دختر عزیزم رو از دست دادم.

00:17:35.800 --> 00:17:37.010
‫و میو،

00:17:38.090 --> 00:17:41.600
‫برای من همونقدر که مادرت عزیز بود، تو هم هستی.

00:17:42.470 --> 00:17:43.310
‫من؟

00:17:43.930 --> 00:17:44.770
‫آره.

00:17:44.850 --> 00:17:48.520
‫اون‌موقع که سومی ازدواج کرد و تو به دنیا اومدی...

00:17:48.600 --> 00:17:50.560
‫و خانواده‌مون تونست سرپا بمونه.

00:17:51.270 --> 00:17:53.030
‫خیلی خوشحالم که...

00:17:53.110 --> 00:17:55.190
‫می‌تونم این‌طوری ببینمت.

00:17:58.450 --> 00:18:02.160 line:20%
‫نمی‌دونستم پدربزرگم هم همون احساس من رو داره.

00:18:03.370 --> 00:18:05.660
‫حرفایی رو زد که از ته دلش نبود.

00:18:05.750 --> 00:18:09.330
‫عزیزترین شخصش رو از دست داد و الان حسرتش رو می‌خوره.

00:18:10.420 --> 00:18:13.800
‫و مادرم هم برام آرزوی خوشبختی کرد...

00:18:28.690 --> 00:18:31.020
‫یه‌روزی، حتماً وقتش می‌رسه...

00:18:31.650 --> 00:18:33.480
‫زمانی که به تواناییت نیاز می‌شه.

00:18:34.230 --> 00:18:35.070
‫پس...

00:19:13.940 --> 00:19:15.190 line:20%
‫میو،

00:19:16.570 --> 00:19:17.860 line:20%
‫دوستت دارم.

00:19:18.780 --> 00:19:20.030
‫مادر...

00:19:32.580 --> 00:19:36.670
‫ظاهراً، مهر و موم سومی دیگه کامل شکسته.

00:19:39.210 --> 00:19:40.220
‫پدربزرگ!

00:19:41.840 --> 00:19:42.890
‫چی شده؟

00:19:43.760 --> 00:19:46.390
‫از ارتش یه پیام گرفتم.

00:19:47.720 --> 00:19:49.600
‫چی؟ کودو؟

00:19:50.270 --> 00:19:52.770
‫دانا-ساما... چه اتفاقی براشون افتاده؟

00:19:54.900 --> 00:19:58.530
‫یه عجیب‌الخلقه به کودو کیوکا حمله کرده و الان بی‌هوشه.

00:19:58.610 --> 00:20:00.070
‫از جزئیاتش خبر ندارم.

00:20:00.610 --> 00:20:04.160
‫موقع عملیات مجروح شده و هوشیاریش رو به‌دست نیاوره.

00:20:05.490 --> 00:20:06.530
‫دروغه...

00:20:08.740 --> 00:20:10.290
‫فکر کردی داری کجا می‌ری؟

00:20:11.580 --> 00:20:12.830
‫صبر کن!

00:20:12.920 --> 00:20:15.330
‫لطفاً بذارید برم دانا-ساما رو ببینم!

00:20:19.420 --> 00:20:22.260
‫من... تسلیم نمی‌شم!

00:20:22.970 --> 00:20:24.970
‫نمی‌تونم بذارم بری.

00:20:25.510 --> 00:20:27.800
‫نه. به‌هر قیمتی شده می‌رم.

00:20:30.020 --> 00:20:30.850
‫این‌طور نیست.

00:20:31.430 --> 00:20:35.440
‫اونی که تو رو پابند این‌جا می‌کنه، من نیستم.

00:20:36.690 --> 00:20:39.820
‫من... با یه‌نفر یه معامله کردم.

00:20:39.900 --> 00:20:41.190
‫آراتا!

00:20:41.280 --> 00:20:43.740
‫دیگه نمی‌خوام به میو دروغ بگم.

00:20:47.120 --> 00:20:49.580
‫کسی که باهاش معامله کردم میکادوـه.

00:20:51.580 --> 00:20:55.120
‫خانواده‌ی ما مدت‌ها منتظر برگشتن دوشیزه‌ی خواب‌بین بود.

00:20:55.790 --> 00:20:57.460
‫میکادو قبول کرد بهمون کمک کنه.

00:20:58.540 --> 00:20:59.380
‫در ازاش گفت؛

00:21:00.090 --> 00:21:03.590
‫میو نباید با هیچ‌‌ فرد دیگه‌ای که 
‫موهبت داره در ارتباط باشه.

00:21:04.680 --> 00:21:06.470
‫دستور داد تا وجود...

00:21:06.550 --> 00:21:09.180
‫دوشیزه‌ی خواب‌بین رو کاملاً مخفی کنیم.

00:21:10.220 --> 00:21:11.520
‫چرا؟

00:21:11.600 --> 00:21:14.940
‫منم درست نمی‌فهمم عالیجناب قصد چه کاری رو داره.

00:21:15.730 --> 00:21:18.770
‫اما اگر از دستورش سرپیچی کنی، 
‫مطمئناً نه فقط خاندان اوسوبا...

00:21:18.860 --> 00:21:21.110
‫بلکه خودت هم شدیداً مجازات می‌شی.

00:21:21.190 --> 00:21:22.360
‫چی...

00:21:27.030 --> 00:21:28.030
‫پدربزرگ!

00:21:34.200 --> 00:21:36.460
‫من هم نمی‌تونم از تو دست بکشم.

00:21:37.040 --> 00:21:39.840
‫درست همونطور که تو نمی‌تونی از کودو کیوکا دست بکشی.

00:21:43.300 --> 00:21:45.630
‫ولی منم یه تصمیمی گرفتم.

00:21:46.590 --> 00:21:50.100
می‌خوای بری و ببینیش نه؟... کودو کیوکا رو؟

00:21:50.180 --> 00:21:51.010
چی؟

00:21:52.060 --> 00:21:55.020
‫اگه قراره بذارم بری ببینیش، خودمم همراهت میام.

00:21:55.100 --> 00:21:56.890
‫چون می‌خوام ازت محافظت کنم.

00:21:58.350 --> 00:22:00.900
‫ای خدا. چی بگم؟

00:22:01.730 --> 00:22:04.400
‫تو و میو هردو نوه‌های عزیز من‌اید.

00:22:05.110 --> 00:22:08.360
‫حمایت از شما دونفر وظیفه‌ی من به عنوان پدربزرگتونه.

00:22:09.660 --> 00:22:11.450
‫خب، برید.

00:22:16.500 --> 00:22:17.870
‫ازتون خیلی ممنونم.

00:22:26.800 --> 00:22:27.920
‫دانا-ساما...

00:22:28.680 --> 00:22:30.090
‫خواهش می‌کنم خوب باشید.

00:22:35.970 --> 00:22:37.180
‫چرا...

00:22:37.770 --> 00:22:39.850
به‌جای من فرمانده آسیب دیدن؟

00:22:43.860 --> 00:22:44.690
‫دانا-ساما!

00:22:45.780 --> 00:22:46.740
‫میو-سان!

00:22:46.820 --> 00:22:49.070
خدا رو شکر... اومدی؟

00:22:53.830 --> 00:22:54.990
‫دانا-ساما....

00:23:00.370 --> 00:23:01.500
‫زنده‌‌ست.

00:23:03.090 --> 00:23:05.130
‫چون از هم جدا شدین خیلی نگران بودم.

00:23:05.840 --> 00:23:08.090
‫اگه روز آخرش باشه و تو این‌جا نباشی...

00:23:08.170 --> 00:23:09.840
‫من چیکار می‌کردم؟

00:23:09.930 --> 00:23:10.800
‫هازوکی-سان.

00:23:11.970 --> 00:23:13.350
‫دانا-ساما حتماً...

00:23:13.850 --> 00:23:15.430
‫حتماً به‌هوش میان.

00:23:16.100 --> 00:23:18.060
‫من ازشون دست نمی‌کشم.

00:23:19.640 --> 00:23:24.730
‫میو، تو قدرتی داری که می‌تونه کودو کیوکا رو به‌هوش بیاره...

00:23:26.360 --> 00:23:28.490
‫موهبت خواب‌بینی.

00:23:29.360 --> 00:23:31.570
‫موهبتم...

00:23:31.660 --> 00:23:33.660
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

00:23:33.740 --> 00:23:35.870
‫ولی فکر می‌کنم ارزش امتحان کردن رو داره.

00:23:42.170 --> 00:23:43.170
‫انجامش می‌دم.

00:23:44.960 --> 00:23:47.340
‫اگه این کاریه که ازم برمیاد.

00:23:47.360 --> 00:23:54.360
<c.yellow>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:23:54.390 --> 00:24:08.390
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.