﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.900
<i>به نام آنکه جان را فکرت آموخت</i>

00:00:07.924 --> 00:00:27.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:23.000 --> 00:01:29.800
<i>«بهشت در آتش»</i>

00:01:29.800 --> 00:01:32.500
قسمت سی و پنجم

00:01:34.900 --> 00:01:39.400
بین، آدمهایی که با خودم به اینجا آوردم

00:01:39.420 --> 00:01:43.460
این ده نفر، در «رزمِ پرواز» بهترینند

00:01:43.460 --> 00:01:45.790
همینطور اونها در استفاده از سم
کاملاً تبحر دارن

00:01:45.790 --> 00:01:49.590
رئیس می، اگر به نظرتون مناسب میان ازشون استفاده کنید

00:01:49.620 --> 00:01:51.670
خیلی ممنونم رئیس

00:01:53.400 --> 00:01:56.300
امشب همه خیلی خوب استراحت کنن

00:01:56.300 --> 00:01:58.000
در مورد جزئیات نقشه‌مون هم

00:01:58.000 --> 00:02:00.750
فردا با هم به طور کامل مرورشون می‌کنیم

00:02:02.500 --> 00:02:03.500
بله

00:02:04.210 --> 00:02:06.250
لطفاً دنبالم ازین سمت بیاین

00:02:09.700 --> 00:02:14.000
برای این مأموریت، ما چاره‌ای نداریم جز اینکه خودمون رو از درۀ چشمۀ داروها معرفی کنیم

00:02:14.040 --> 00:02:16.000
خیلی ممنونم جناب استاد

00:02:16.800 --> 00:02:20.800
من به خواست خودم، اینهمه راه رو با زیردستانم تا اینجا اومدم

00:02:20.800 --> 00:02:23.000
فقط برای اینکه بتونم اونو نجات بدم

00:02:23.000 --> 00:02:25.400
هیچ نیازی به تشکر نیست

00:02:25.400 --> 00:02:28.700
فقط مسئله اینه که، این نقشه بدون خطر نخواهد بود

00:02:28.700 --> 00:02:31.000
اگر شکست بخوریم

00:02:31.000 --> 00:02:34.600
نگرانم که احتمالاً درۀ چشمۀ داروها
مجبور باشه دورۀ سختی رو تحمل بکنه

00:02:34.600 --> 00:02:36.700
قبلاً به این چیزاش فکر کردم

00:02:36.750 --> 00:02:38.590
در چنین مأموریت پرمخاطره‌ای

00:02:38.630 --> 00:02:43.130
خیلی احتمالش هست که کسی دچار اشتباه بشه
اگر یوقت کسی دستگیر شد

00:02:43.200 --> 00:02:45.400
فقط بگین که، از آدمهای درۀ چشمۀ داروها بوده

00:02:45.400 --> 00:02:47.400
نمی‌خواد بقیه رو درگیر کنین

00:02:48.500 --> 00:02:51.400
در هر حال چشمۀ داروها از حوزۀ نفوذ اونها خیلی دوره

00:02:51.400 --> 00:02:53.420
همینکه بتونیم وارد جنگل‌های مه‌آلود بشیم

00:02:53.500 --> 00:02:57.800
من می‌تونم به سلامت بگذرم؛ ولی، اونا نمی‌تونن

00:03:08.050 --> 00:03:11.540
اینجا چیکار می‌کنی فی لا؟ چطوری اومدی تو؟

00:03:13.000 --> 00:03:14.500
!بسوزون

00:03:23.900 --> 00:03:27.400
فی لا تو واقعاً، مطمئنی که ازم می‌خوای بسوزونمش؟

00:03:29.630 --> 00:03:33.590
تو ازم نمی‌خوای که قبل از اینکه بسوزونمش
اول ببینم که توش چی نوشته؟

00:03:38.100 --> 00:03:41.600
!تو، واقعاً خیلی بانمکی

00:03:49.600 --> 00:03:53.400
شاهزاده جی رو به اقامتگاه گنگیو ببر
[برادر بزرگتر شاه]

00:03:55.840 --> 00:03:58.590
باید دربارش خوب فکر کنم

00:04:00.600 --> 00:04:02.900
نگاه کن

00:04:02.960 --> 00:04:05.670
سوزوندمش دیگه؟

00:04:11.400 --> 00:04:14.800
سرورم، کجا تشریف برده بودین؟

00:04:14.800 --> 00:04:19.800
رفته بودم ادارۀ بازرسی که وی جنگ رو ببینم
ولی جیاجینگ بهم اجازۀ اینکارو نداد

00:04:19.830 --> 00:04:22.590
تازه به نظر می‌رسید ازینکه اونجا رفتم هم خیلی خوشش نیومده

00:04:22.600 --> 00:04:24.600
فکر می‌کنم که در مقطع فعلی

00:04:24.600 --> 00:04:27.600
فرمانده جیا، نمی‌خواد مردم متوجه بشن که

00:04:27.600 --> 00:04:32.800
اون و شما دارید با هم روی این موضوع کار می‌کنید
خصوصاً سه تا شاگرداش

00:04:32.800 --> 00:04:36.250
ادارۀ بازرسی قوانین خیلی سختی، دربارۀ منع مشارکت کارمندانش در سیاست داره

00:04:36.250 --> 00:04:39.590
هر افسر تحقیقی در رسیدگی به پرونده‌‌هاش اختیار تام داره

00:04:39.600 --> 00:04:41.900
با اینکه جیاجینگ فرماندۀ اونجاست

00:04:41.900 --> 00:04:44.800
ولی بازم آزاد نیست که هر کاری که دلش می‌خواد بکنه

00:04:44.880 --> 00:04:48.040
بنابراین سرورم اگر در آینده پیغامی داشتید که می‌خواستید به دست جیاجینگ برسه

00:04:48.100 --> 00:04:51.600
خیلی بهتره که اینکار از طریق خواهر چهارم من انجام بگیره

00:04:55.900 --> 00:04:58.600
حالا که حرف این خواهر چهارمت شد

00:04:58.700 --> 00:05:01.200
این چه جور رفتاریه که داره؟

00:05:01.200 --> 00:05:04.400
واقعاً به دلش نیست که برای من کار بکنه؟

00:05:04.400 --> 00:05:07.500
هر وقت که یه کاری بهش واگذار می‌کنم
بالأخره یه جوری عقبش میندازه

00:05:07.500 --> 00:05:11.800
اگر به خاطر ارتباطی که با جیاجینگ داره
و اینکه کار پیغام‌رسانی رو انجام می‌ده نبود

00:05:11.800 --> 00:05:15.200
من هیچوقت با این بی‌ادبی‌هاش کنار نمی‌اومدم

00:05:15.200 --> 00:05:18.600
اینکه خواهر چهارم خیلی کامل نیست رو، خودم هم خوب میدونم

00:05:18.600 --> 00:05:22.200
فقط مشکل اینه که جیاجینگ با همه راه نمیاد، به آدمهای کمی اعتماد داره

00:05:22.200 --> 00:05:26.100
خواهر چهارم هر بدی‌ای هم که داشته باشه
از اولین دختران سازمان ما بوده

00:05:26.170 --> 00:05:30.380
حتی اگر فردا پس فردا هم بذاره و بره
حداقل خیالم راحته که خیانت نمی‌کنه

00:05:30.400 --> 00:05:35.000
برای همینه که امیدوارم سرورم بزرگواری نشون بدن، و با این اخلاقش مدارا کنن

00:05:35.790 --> 00:05:38.420
فقط به خاطر اینهمه سالی که کنار من بودی و کمکم کردی

00:05:38.500 --> 00:05:41.500
بازم بهش یه فرصت دیگه میدم

00:05:41.500 --> 00:05:46.800
ولی یادت باشه، من اینکارو به خاطر تو می‌کنم

00:05:57.900 --> 00:05:59.800
همسر شاهزاده

00:05:59.800 --> 00:06:02.400
دوشیزه جین هم اینجا هستن

00:06:02.400 --> 00:06:06.000
ما مثل خواهر هستیم. نیازی نیست که خیلی مبادی آداب باشی

00:06:06.050 --> 00:06:10.590
من خبر نداشتم که، شما و شاهزاده اینجا مشغول صحبت روی مسائل هستید

00:06:10.620 --> 00:06:12.160
برای همین درنزده اومدم تو

00:06:12.200 --> 00:06:15.300
امیدوارم که سرورم
جسارت منو ببخشن

00:06:15.300 --> 00:06:18.600
تو همسر منی. می‌تونی هروقت که خواستی به اتاق کار من بیای

00:06:18.660 --> 00:06:20.210
کی جرأت داره بهت چیزی بگه؟

00:06:20.300 --> 00:06:22.200
من کار خیلی خاصی اینجا ندارم

00:06:22.200 --> 00:06:26.600
با اجازه مرخص میشم. امیدوارم که حمل بر جسارت نشه

00:06:38.580 --> 00:06:41.250
امروز توی قصر چه خبرهایی بود؟

00:06:43.400 --> 00:06:48.200
بانو ملکه گفتن که، بانو جینگ، سوای هدایایی که، در ضیافت سال نو گرفته

00:06:48.200 --> 00:06:51.400
در چند روز گذشته هم، مرتب هدایایی رو دریافت کرده

00:06:51.420 --> 00:06:55.920
ولی شاهزاده جینگ، بعد از تبریک روز اول عید به مادرش

00:06:55.960 --> 00:06:58.960
در ۳ روز گذشته اصلاً به قصر نرفته

00:06:58.960 --> 00:07:01.590
مطمئن نبودن که چه دلیلی می‌تونه داشته باشه

00:07:01.600 --> 00:07:03.900
چه دلیلی می‌خواد داشته باشه؟

00:07:03.900 --> 00:07:06.400
داره با دستاش گورخودشو می‌کنه

00:07:06.500 --> 00:07:11.000
یه چیز دیگه هم بود، که ملکه خواستن، من به شما بگم

00:07:11.050 --> 00:07:12.840
چی هست؟

00:07:12.870 --> 00:07:15.800
از شخص ناشناسی، در کاخ جیلو پیغامی به ملکه رسیده

00:07:15.800 --> 00:07:19.210
مبنی بر اینکه بانو جینگ، تابلوی یادبودی رو

00:07:19.210 --> 00:07:21.550
برای مرحوم، بانو چن توی اتاقش گذاشته

00:07:21.550 --> 00:07:24.210
و اغلب بهش ادای احترام می‌کنه

00:07:24.300 --> 00:07:26.600
تابلوی یادبود بانو چن؟

00:07:36.790 --> 00:07:39.630
!دیگه بهتر ازین نمیشه

00:07:39.630 --> 00:07:42.300
بانو جینگ مثل اینکه از جونش سیر شده

00:07:42.300 --> 00:07:45.000
اون در حال حاضر بزرگترین حامی شاهزاده جینگ به حساب میاد

00:07:45.040 --> 00:07:50.460
اگر اون سقوط کنه، بی برو برگرد از قدرت شاهزاده جینگ کم میشه و از چشم پدر می‌افته

00:07:51.580 --> 00:07:54.000
ملکه نگفتن که چه نقشه‌ای براش دارن؟

00:07:54.000 --> 00:07:56.210
بانو ملکه می‌دونن که، این شکار بزرگیه

00:07:56.210 --> 00:07:59.210
از وقتیکه فهمیدن، هیچ کاری انجام ندادن

00:07:59.250 --> 00:08:02.050
برای همین از من خواستن
که موضوع رو اول با شما درمیون بذارم

00:08:02.050 --> 00:08:04.210
تا داخل و خارج قصر هماهنگ باشیم

00:08:04.300 --> 00:08:08.200
و سربزنگاه، بهشون حمله کنیم

00:08:08.200 --> 00:08:11.500
خوبه، خوبه

00:08:11.500 --> 00:08:14.700
من دربارۀ روش‌های ملکه نگرانی‌ای ندارم

00:08:14.750 --> 00:08:19.000
حتی اگر بانو جینگ ازین اتهام جون سالم هم درببره
خیلی سخت بتونه که از زیر بار مجازاتش فرار بکنه

00:08:20.300 --> 00:08:23.200
جداً  که این مادر و پسر با هم مو نمی‌زنن

00:08:23.210 --> 00:08:25.660
!احمقن

00:08:32.600 --> 00:08:34.000
- ارباب جوان یان
-شاهزاده جی داخلن؟

00:08:34.000 --> 00:08:36.160
بله، اتفاقاً خیلی هم حوصله‌شون سر رفته
بفرمایید

00:08:36.200 --> 00:08:37.400
خیلی خوبه

00:08:38.590 --> 00:08:40.630
من جزئیات عملیات‌مون رو

00:08:40.660 --> 00:08:43.630
چندین بار به طور کامل برای همه‌تون شرح دادم

00:08:43.650 --> 00:08:47.800
برای اینکه مطمئن بشیم چیزی اشتباه پیش نمیره
یک بار دیگه قدم‌های اصلی و سیر انجامشون رو

00:08:47.800 --> 00:08:51.100
با همدیگه، مرور می‌کنیم

00:08:51.200 --> 00:08:53.600
عملیات ما فردا مقارن ظهر انجام خواهد شد

00:08:53.630 --> 00:08:56.420
ظهر زمان تعویض پست نگهبان‌های ادارۀ بازرسیه
سطح امنیتی پایین‌تر از بقیۀ وقت‌هاست

00:08:56.420 --> 00:08:58.620
پس از اونکه جیادونگ رو، در خیابان ملاقات کردید

00:08:58.700 --> 00:09:01.600
اون شما رو از طریق در اصلی وارد خواهد کرد

00:09:01.630 --> 00:09:03.250
- وانگ یوآن
- امر؟

00:09:03.300 --> 00:09:07.400
-تو ۱۵ نفر رو برمی‌داری، و محض احتیاط بیرون نگهبانی میدی
-بله

00:09:07.420 --> 00:09:08.840
- جنگ جوتینگ
- امر؟

00:09:08.840 --> 00:09:11.960
-تو ۳۰ نفر رو برمی‌داری، و پشت سر جیادونگ راه می‌افتی
-بله

00:09:12.800 --> 00:09:15.960
فردا، جیا جینگ، جیا چون و جیا جیو

00:09:15.960 --> 00:09:17.960
هیچکدوم در ادارۀ بازرسی حضور نخواهند داشت

00:09:18.000 --> 00:09:20.040
اولش همه چیز خیلی راحت پیش میره

00:09:20.050 --> 00:09:22.750
ولی اهمیتی نداره که کارآموزهای ادارۀ بازرسی چقدر کند عمل بکنن

00:09:22.800 --> 00:09:26.340
شما تا دم در سیاهچال اونجا پیشروی خواهید کرد نه بیشتر

00:09:26.370 --> 00:09:28.840
اونجاست که به شدت با اونها درگیر میشید

00:09:28.840 --> 00:09:32.800
دقت کنید، جیادونگ به هیچ عنوان هیچ کمکی به شما نخواهد کرد

00:09:32.840 --> 00:09:34.880
اون فقط تماشا می‌کنه

00:09:34.900 --> 00:09:37.700
چیزی که بر عهدۀ شماست فقط اینه که به هر قیمتی که شده خودتون رو به حیاط داخلی اداره

00:09:37.710 --> 00:09:41.460
و پشت در زندان برسونید، و بعد از درگیری به سرعت خارج بشید

00:09:41.500 --> 00:09:45.600
رئیس می، گردهای سمی و حشراتی که به ما دادین
قراره، در همین وقتِ، بیرون اومدن به کار ما بیان؟

00:09:45.630 --> 00:09:47.590
درسته

00:09:47.600 --> 00:09:50.900
این بخش از عملیات کاملاً بستگی به مهارت‌های درۀ چشمۀ داروها خواهد داشت

00:09:51.830 --> 00:09:55.550
افسران بسیاری در ادارۀ بازرسی خواهند بود
بنابراین اشباع جمعیت پیش خواهد آمد

00:09:55.550 --> 00:09:58.920
گردهای سمی و حشرات، بیشترین تأثیر رو خواهند داشت

00:09:59.000 --> 00:10:03.400
شما راه اجتناب ازین سم‌ها رو خوب بلدید
وقتیکه طرف مقابل سست شدن

00:10:03.500 --> 00:10:06.400
شما قادر خواهید بود که عقب بکشید

00:10:06.400 --> 00:10:11.400
!جائو یوجین، چه عجب یادی از احوال ما کردی

00:10:11.500 --> 00:10:13.600
همه‌تون می‌تونین برین
برین

00:10:13.600 --> 00:10:15.800
بله

00:10:15.800 --> 00:10:19.600
من یه چیز خوبی دارم که بهت نشونش بدم

00:10:27.800 --> 00:10:29.600
چی میگی؟

00:10:31.100 --> 00:10:33.800
این قطعۀ جدید واقعاً که محشره

00:10:33.800 --> 00:10:36.000
جناب شاهزاده از کجا به دستتون رسیده؟

00:10:36.000 --> 00:10:38.400
بیا بشین، بشین، بشین، بشین

00:10:39.340 --> 00:10:41.210
بذار بهت بگم

00:10:42.000 --> 00:10:44.750
به خاطر عزای مادربزرگ

00:10:44.750 --> 00:10:48.750
تقریباً درِ همۀ تالارهای موسیقی رو تخته کردن

00:10:48.800 --> 00:10:53.000
من چند تا آهنگساز درجه یک رو دعوت کردم و توی عمارتم بهشون جا و مکان دادم

00:10:53.050 --> 00:10:55.960
اون هنر اونهاست

00:10:56.000 --> 00:10:59.170
داشتم فکر می‌کردم
از همۀ این پایتخت

00:10:59.200 --> 00:11:02.000
فقط تویی که می‌تونی قدرشو بفهمی

00:11:02.000 --> 00:11:04.800
جناب شاهزاده، دیگه اینطوریا هم نیست

00:11:04.800 --> 00:11:10.400
ولی شما، نظیر ندارین، مگه همه کس فهمشون به درک اینجور چیزا می‌رسه؟

00:11:10.400 --> 00:11:12.800
بیا، بیا، بفرما

00:11:16.900 --> 00:11:18.420
البته من می‌دونم که

00:11:18.420 --> 00:11:22.600
گوشهای تو به الحان خوشی که در تالار میائو یین نواخته می‌شدن عادت دارن

00:11:22.600 --> 00:11:28.100
این آهنگ‌ها، هرقدر هم که خوب باشن، بازم در مقایسه با اونجا ساده و کم‌ظرافت به نظر می‌رسن

00:11:28.160 --> 00:11:30.630
جناب شاهزاده مگه برای شما هم اینطوری نیست؟

00:11:30.670 --> 00:11:33.250
مطمئنم که این فقط من نیستم که آوای شگفت‌انگیز ساز دوشیزه گنگیو

00:11:33.290 --> 00:11:35.960
بقیۀ چیزها رو از نظرش انداخته

00:11:39.000 --> 00:11:42.210
تالار میائو یین، تالار میائو یین

00:11:42.210 --> 00:11:44.000
!صد افسوس

00:11:44.000 --> 00:11:47.500
چطوری دلشون اومد با دزدا دست به یکی کنن؟

00:11:47.590 --> 00:11:50.340
شما باور کردین؟

00:11:51.600 --> 00:11:56.700
یعنی می‌خوای بگی که، تالار میائو یین چنین کاری نکرده؟

00:11:56.700 --> 00:12:00.600
دزدا! منظورشون کدوم دزداست؟

00:12:00.630 --> 00:12:02.670
اسمشون چیه؟

00:12:02.710 --> 00:12:04.960
مدرکی هم ازشون وجود داره؟

00:12:05.000 --> 00:12:07.800
تا حالا کسی ازشون شکایت کرده؟

00:12:07.800 --> 00:12:10.100
بر چه اساسی؟

00:12:10.100 --> 00:12:14.000
همۀ این چیزا رو از خودشون درآوردن

00:12:14.000 --> 00:12:16.170
خب اگه واقعاً بیگناهن

00:12:16.170 --> 00:12:21.750
چرا افراد تالار میائو یین عوض دفاع از خودشون  کلاً خودشون رو گم و گور کردن؟

00:12:23.550 --> 00:12:25.800
قضیه‌اش ساده است

00:12:25.840 --> 00:12:29.380
همدستی با دزدا دروغه
ولی اینکه یه کار خلافی کردن راسته

00:12:29.380 --> 00:12:33.420
اونا یکی رو که نباید، دلخور کردن
قایم نشن و وایستن تا بیان بکشنشون؟

00:12:33.500 --> 00:12:35.000
!نه بابا

00:12:35.000 --> 00:12:39.050
خیر سرمون اینجا پایتخته
کی آخه اینجا می‌تونه خودشو اینطوری انگشت‌نما بکنه؟

00:12:39.100 --> 00:12:42.900
جناب شاهزاده، شما حتماً می‌دونین که کی اتهام رو زد، کی دستور حمله رو داد

00:12:42.900 --> 00:12:45.500
و کی بود که اون روز برای دستگیری‌شون رفت

00:12:45.500 --> 00:12:48.170
در مورد اون موضوع، من یه چیزایی می‌دونم

00:12:48.210 --> 00:12:51.210
اونا نگهبان‌های دادگاه عالی استیناف بودن

00:12:51.210 --> 00:12:56.590
و دستور حمله هم، توسط برادرخواندۀ شاهزاده یو «جو یو» صادر شده بود

00:12:57.700 --> 00:13:03.200
یعنی تو میخوای بگی که این یارو برای دوشیزه گنگیو پاپوش دوخته و همۀ اون حرفا فقط بهانه بوده؟

00:13:05.000 --> 00:13:07.800
حالا مثل اینکه متوجه شدین

00:13:07.800 --> 00:13:11.100
جو یو مرد زن بازیه، همۀ پایتخت هم اینو می‌دونن

00:13:11.200 --> 00:13:13.840
دوشیزه گنگیو هم خیلی جدی دست اونو پس زده

00:13:13.900 --> 00:13:17.800
برای همین هم خودشو مخفی کرده
و دنبال یه راه دیگه برای گذران زندگی گشته

00:13:22.400 --> 00:13:25.000
!هی! صبر کن ببینم

00:13:25.040 --> 00:13:27.410
اینکه توی فکر دوشیزه گنگیو چی بوده رو

00:13:27.410 --> 00:13:31.050
جنابعالی از کجا انقدر خوب ازش خبر داری؟

00:13:32.000 --> 00:13:36.500
جائو یوجین! نکنه خودتی که اونو یه گوشه‌ای قایمش کردی؟

00:13:36.500 --> 00:13:39.090
من... هیچم اینکارو نکردم

00:13:39.100 --> 00:13:42.000
جناب شاهزاده، این وصله‌ها به من نمی‌چسبه

00:13:42.000 --> 00:13:44.300
قیافت داره داد می‌زنه
!قیافت داره داد می‌زنه

00:13:45.300 --> 00:13:48.600
راستشو بگو
اون الآن کجاست؟

00:13:48.600 --> 00:13:52.800
من جداً، خیلی نگران حالشم

00:13:53.600 --> 00:13:56.470
فردا موقع عقب‌نشینی
باید خیلی سریع عمل کنید

00:13:56.470 --> 00:13:59.670
همینکه بتونین خودتون رو به بیرون برسونید
همه چیز خیلی راحتتر میشه

00:14:01.000 --> 00:14:05.420
ولی وقتی بیرون بیان، توی فضای باز، کار برای ادارۀ بازرسی خیلی راحتتر میشه

00:14:05.420 --> 00:14:07.570
چرا میگین که برای اینا راحتتر میشه؟

00:14:07.570 --> 00:14:10.940
فردا، دزدایی که به مخزن وزارت تشریفات زده بودن

00:14:10.940 --> 00:14:14.780
خیلی اتفاقی جلوی ادارۀ بازرسی پیداشون میشه
درست همون موقع

00:14:14.780 --> 00:14:20.320
وقتی که شما بیرون میاید، گشتی‌های پایتخت، برای دستگیری دزدها، با عجله به اونجا می‌ریزن

00:14:20.320 --> 00:14:24.870
وقتیکه جماعت ما و اونا بهم بربخورن
آشوبی به پا میشه

00:14:26.500 --> 00:14:30.750
خیلی خوبه
همین الان هم می‌تونم، صحنه‌اش رو پیش خودم تصور کنم

00:14:31.700 --> 00:14:36.600
من واقعاً امیدوارم که همۀ کسایی که اینجا هستن
بتونن صحیح و سالم ازونجا بیرون بیان

00:14:36.600 --> 00:14:39.710
هیچکس رو پشت سرتون جا نذارین
متوجه شدین؟

00:14:39.710 --> 00:14:41.780
بله

00:14:43.100 --> 00:14:48.180
جناب شاهزاده، فکر خاصی نکنین
من از کمک کردن به دوشیزه گنگیو منظور خاصی نداشتم

00:14:48.180 --> 00:14:51.650
وقتیکه فرار کرد، وضع و اوضاع خیلی بدی داشت
جایی رو نداشت که بره

00:14:51.650 --> 00:14:55.290
از روی ناچاری از من کمک خواست
خب منم کمکش کردم

00:14:55.290 --> 00:14:58.680
اون الآن حالش کاملاً خوبه
حتی یه آهنگ جدید هم نوشته

00:14:58.680 --> 00:15:02.090
وقتیکه برای تبریک سال نو پیشش رفته بودم
تونستم بشنومش

00:15:02.090 --> 00:15:06.840
منو ببر ببینمش، باید منو ببری ببینمش
من و اون، خیلی وقته که، دوست هم حساب میشیم

00:15:06.840 --> 00:15:10.520
وقتیکه توی مشکل افتاده
نمی‌شه که به دیدنش نرم

00:15:10.520 --> 00:15:17.420
-...ولی
-ولی چی؟ مگه از چیزی می‌ترسی؟ منظورت به جو یوئه؟

00:15:17.420 --> 00:15:20.960
مگه اون مردکِ موشْ علیه من کاری ازش برمیاد؟

00:15:20.960 --> 00:15:27.720
حتی اگر شاهزاده یو خبردار بشه، اونکه نمی‌تونه بیاد با من سرش دعوا بکنه
!خیر سرش مثلاً من عموی بزرگشم

00:15:27.720 --> 00:15:30.930
جناب شاهزاده، خیلی خوبه که، ببرمتون ببینیدش

00:15:30.930 --> 00:15:33.500
ولی دوشیزه گنگیو خیلی حال روحیِ خوبی نداره

00:15:33.500 --> 00:15:36.340
شاید خیلی مایل نباشه که از اهل دربار کسی رو ملاقات کنه

00:15:36.340 --> 00:15:40.630
این حرفا چیه؟ تو نمی‌دونی من چطور آدمی‌ام؟ مگه من مثل اون بقیه هستم؟

00:15:40.630 --> 00:15:44.950
اصلا نمی‌شه باید ببینمش، بریم، همین الآن میریم اونجا

00:15:44.950 --> 00:15:48.780
جناب شاهزاده، عجله نکنید، نمی‌بینید دیگه از وقتش گذشته؟

00:15:49.880 --> 00:15:53.720
باشه، باشه، من نمی‌تونم حریف شما بشم

00:15:53.720 --> 00:15:59.060
فوقش من، توبیخ دوشیزه گنگیو رو تحمل می‌کنم
فردا می‌برمتون اونجا

00:15:59.060 --> 00:16:01.620
!نزنی زیر حرفتا

00:16:05.200 --> 00:16:10.760
استاد، همین الآن قاصدی از عمارت یان این نامه رو آورد
گفتش که خودتون شخصاً باید بخونیدش، بفرمایید

00:16:10.760 --> 00:16:13.740
- گفتی یان جویی؟
- بله

00:16:33.300 --> 00:16:35.800
استاد، چیزی شده؟

00:16:39.600 --> 00:16:42.260
یان جویی از من خواسته که فردا صبح

00:16:42.260 --> 00:16:46.090
در معبد تائوئیِ هانجونگ در خارج از پایتخت به ملاقاتش برم

00:16:46.090 --> 00:16:48.060
فردا صبح؟

00:16:50.300 --> 00:16:54.080
شما و مرزبان یان، سالهای زیادیه که با هم صحبت نکردین

00:16:54.080 --> 00:16:59.320
چرا الآن شما رو برای صحبت دعوت کرده؟
فکر ‌کنم کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشه استاد

00:17:00.500 --> 00:17:03.210
مهم نیست که چه هدفی داشته باشه

00:17:04.600 --> 00:17:06.910
من باید برم اونجا

00:17:06.910 --> 00:17:08.730
برای چی باید برید؟

00:17:08.730 --> 00:17:13.170
در نامه گفته که، از کسی که گمش کردم خبرهایی داره

00:17:15.300 --> 00:17:20.840
استاد، یعنی مرزبان یان، از جای پسرتون خبرهایی داره؟

00:17:23.500 --> 00:17:29.560
از وقتی همسر و پسرتون از پیشتون رفتن
بیشتر از ده ساله که میگذره
معلوم نیست که راست باشه

00:17:30.500 --> 00:17:33.850
مهم نیست که چیزی که می‌خواد بگه راسته یا دروغ

00:17:35.200 --> 00:17:38.850
من باید برم اونجا

00:17:38.850 --> 00:17:41.250
پس منم باهاتون میام

00:17:45.600 --> 00:17:48.930
-همه چیز رو درست آماده کردین؟
-همه چیز آماده است، ارباب

00:17:48.930 --> 00:17:51.080
-یوجین
-پدر

00:17:51.900 --> 00:17:56.150
-همه چیز آماده است؟
-آماده است، می‌تونیم حرکت کنیم

00:17:56.150 --> 00:17:57.980
پس بریم

00:18:10.900 --> 00:18:13.050
حرکت می‌کنیم

00:18:33.290 --> 00:18:36.300
بیا، بگیرش

00:18:36.300 --> 00:18:40.090
تو این چند روزی که، راجع به مسايل نظامی صحبت می‌کردیم متوجه شدم

00:18:40.090 --> 00:18:46.020
که شیوه‌هایی بسیار مفصل و ظریفی دارید
من واقعاً، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم

00:18:46.020 --> 00:18:49.260
این با حضور در میادین جنگ واقعی فرق زیادی نداره

00:18:49.260 --> 00:18:52.450
دادن نظام به سپاهیان
شناخت خصوصیات دشمنان

00:18:52.450 --> 00:18:55.560
اینکه بنا بر جغرافیای محل نبرد
تدابیر متفاوتی رو آماده کرده باشید

00:18:55.600 --> 00:19:00.100
و اینکه بتونید برای برون رفت از شرایط احتمالیِ مختلف
از پیشْ حساب کرده و براشون طرحی اندیشیده باشید

00:19:02.140 --> 00:19:06.540
اینا پایه‌های هنر تدبیر و ادارۀ سپاه هستند
چیز چندان خاصی نیستن

00:19:07.600 --> 00:19:11.640
یعنی، رئیس می، شما قبلاً در میادین نبرد هم حضور داشتین؟

00:19:18.400 --> 00:19:24.550
واقعاً مایۀ تأسفه که، به نابغه‌ای مثل شما، سپهسالاری سپاهی واگذار نمی‌شه

00:19:32.100 --> 00:19:33.660
برادر

00:19:34.590 --> 00:19:38.120
امروز پنجمه، دوباره به کوه «گو» میری؟

00:19:39.600 --> 00:19:44.370
توی سال همین یه بار رو می‌تونم به دیدنش برم
نمی‌خوام از دستش بدم

00:19:44.370 --> 00:19:51.000
حرف دلتو، نی فنگ حتماً خوب می‌دونه
کوهستان سرده، لباس گرم بیشتر بردار

00:19:51.000 --> 00:19:54.610
راستی! فقط یه چیزی هست که، می‌خواستم به خاطرش ازت کمک بگیرم

00:19:54.610 --> 00:19:56.140
چی هست؟

00:19:56.140 --> 00:19:59.950
در مورد این پرونده‌ای که دارم روش کار می‌کنم
تازگی یه شاهد خیلی مهمی پیدا کردم

00:19:59.950 --> 00:20:03.760
یکیه که توی شهر شیسانگ پارچه فروشی داره
اونجا معرف هست به جا شی

00:20:03.760 --> 00:20:07.270
می‌ترسم، اگه یه روز دیرتر برم، شاهد از چنگم فرار کنه

00:20:07.270 --> 00:20:10.350
برای همین، می‌خواستم بپرسم ببینم
می‌تونی محض احتیاط به جای من بری و

00:20:10.350 --> 00:20:14.030
این آدم رو برای من به اینجا بیاری، برای تحقیق؟

00:20:14.030 --> 00:20:19.400
اینکه چیزی نیست، بسپرش به من، نگران نباش، نمی‌ذارم کارت عقب بیفته

00:20:19.400 --> 00:20:21.530
خیلی ممنون برادر

00:20:24.800 --> 00:20:27.280
خب پس بیا با همدیگه بریم

00:20:28.200 --> 00:20:29.730
باشه

00:20:36.900 --> 00:20:40.010
سرورم، هر دو تاشون رفتن

00:20:52.200 --> 00:20:53.720
بازم ممنون برادر

00:20:53.720 --> 00:20:58.980
ماها که این حرفا رو با هم نداریم
عوضش سلام منو هم به نی فنگ برسون

00:21:15.300 --> 00:21:17.250
جناب مرزبان

00:21:17.900 --> 00:21:23.200
جناب مرزبان، نفرموده بودین که امروز تشریف میارن
بنده اصلاً توقعش رو نداشتم، برای پذیرایی آماده نشدم

00:21:23.200 --> 00:21:27.710
نیازی نیست، من فقط یه اتاق دنج و آروم
با یه مقدار وسایل نوشیدن چای احتیاج دارم

00:21:27.710 --> 00:21:30.270
اینجا منتظر یه دوست قدیمی هستم

00:21:41.900 --> 00:21:43.910
برادر جائو

00:21:45.300 --> 00:21:49.620
پیدا کردن این معبد کار سختیه
کلی تقاطع توی راه هست

00:21:49.620 --> 00:21:54.510
نشون به نشون اینکه، من با اینکه با ارابه اومدم از شما که با اسب اومدید زودتر رسیدم

00:21:54.510 --> 00:21:57.780
از کجا معلوم که خیلی زودتر از ما راه نیفتاده باشید؟

00:22:01.000 --> 00:22:05.070
من آوردمت اینجا که یکم «سوترا» بخونی
!چرا همینجوری اینجا وایستادی؟ زود باش برو
[متون آیین بودا]

00:22:05.070 --> 00:22:08.480
پدر، جداً همۀ روز رو باید بخونم؟

00:22:08.480 --> 00:22:10.980
!اگه از زیرش در بری میشه دو روز

00:22:13.900 --> 00:22:18.230
فرمانده جیا
من دارم میرم

00:22:22.300 --> 00:22:27.290
این بچه، خیلی لوس بارش آوردم
یک ذره تحمل سختی رو نداره

00:22:29.800 --> 00:22:34.620
به نظرم که یوجین خیلی خوبه
درست شبیه سالهای جوونیه خودتون شده

00:22:34.620 --> 00:22:39.230
برادر جیا، وقتیکه جوون بودم انقدر هوای خودمو نداشتم

00:22:40.160 --> 00:22:42.900
ولی بالأخره همۀ بچه‌ها خیلی زود بزرگ میشن

00:22:42.900 --> 00:22:45.690
اگر پسر برادر جیا هم هنوز اینجا بود

00:22:45.690 --> 00:22:49.520
احتمالاً یه بچه‌ای، شبیه همین یوجینِ من شده بود

00:22:51.700 --> 00:22:55.220
مرزبان یان منو دعوت کردن که سرپا بایستیم و حرف بزنیم؟

00:22:55.220 --> 00:22:59.190
معلومه که نه، برادر جیا، ازین طرف بفرمایید

00:23:11.930 --> 00:23:13.560
سرورم

00:23:15.200 --> 00:23:21.110
فرمانده جیا از من خواستن که پیغامی رو به شما برسونم
لطفاً امروز بهانه‌ای پیدا کنید و در قصر پیش اعلیحضرت برید، و نزد ایشون بمانید

00:23:21.110 --> 00:23:22.920
قصر؟

00:23:25.530 --> 00:23:28.450
بهت نگفت، دلیل این خواستش چیه؟

00:23:32.080 --> 00:23:37.360
اگر، فرمانده جیا از شما خواسته که به قصر برید
حتماً یه علتی پشتش داره

00:23:40.800 --> 00:23:44.680
نکنه... امروز همون روز باشه؟

00:24:09.790 --> 00:24:14.010
میگن که چای این معبد
از عالی‌ترین نوعِ چایِ

00:24:23.760 --> 00:24:26.250
برادر جیا
لطفاً امتحانش کنید

00:24:32.470 --> 00:24:38.000
مرزبان یان شما نوشته بودید که
از محل قامت شخصی که برام اهمیت داره خبر دارید

00:24:38.000 --> 00:24:40.620
واقعاً می‌دونید که پسرم کجاست؟

00:24:46.300 --> 00:24:51.080
در اون زمان، شما به خاطر شاهزاده خانم قبیلۀ هوا، جوانجی که معشوقۀ شما بود

00:24:51.080 --> 00:24:53.940
علی‌رغم توصیه‌های مشفقانۀ دوستان‌تون که شما رو ازینکار نهی می‌کردن

00:24:53.940 --> 00:24:57.170
همسرتون رو به امان خدا رها و ایشون رو ترک کردید

00:24:57.170 --> 00:25:02.550
همین شد که همسر شما، از روی عصبانیت دست پسرتون رو گرفت و رفت و تا امروز هم نتونستید پیداشون بکنید

00:25:02.600 --> 00:25:06.810
با اینکه اینهمه سال ازون اتفاق گذشته، و در گذر زمان خیلی چیزها تغییر کرده

00:25:06.810 --> 00:25:12.310
ولی برادر جیا، شما هنوز هم، فقط به فکر پیدا کردن جای پسرتون هستید

00:25:12.310 --> 00:25:17.950
و هیچ اهمیتی به همسرتون که، برای یک عمر زندگی با شما پیمان بسته بود نمی‌دید

00:25:17.950 --> 00:25:23.530
این دیگه جزو مسائل خانوادگی منه
چیزی نیست که به شما مربوط باشه

00:25:23.530 --> 00:25:28.440
اگر جداً به من ربطی پیدا نمی‌کنه
پس چرا به محض دیدن نامه‌ام به ملاقاتم اومدین؟

00:25:31.800 --> 00:25:34.600
من امروز اومدم تا فقط از شما یک سؤال بپرسم

00:25:34.600 --> 00:25:38.850
اینهمه سال جای پسرم رو می‌دونستین؛ ولی لب از لب باز نکردین

00:25:38.850 --> 00:25:41.640
چی شد که ناگهان تصمیم گرفتین که امروز اینکارو بکنین؟

00:25:41.640 --> 00:25:45.060
شما توی همۀ این سالها فکر می‌کردید که

00:25:45.060 --> 00:25:48.120
این ما بودیم که نمی‌خواستیم چیزی که می‌خواستید رو بهتون بگیم

00:25:48.120 --> 00:25:51.130
ولی، اشتباه می‌کنید

00:25:51.130 --> 00:25:53.570
همسر شما تصمیم گرفت که بره

00:25:53.570 --> 00:25:58.570
و قبل از رفتنش
به هیچکس نگفت که مقصدش کجا خواهد بود

00:25:58.570 --> 00:26:00.740
جداً؟

00:26:00.740 --> 00:26:02.610
جداً

00:26:02.610 --> 00:26:06.080
به نظرم ایشون کاملاً حق داشتن که دلشکسته باشن

00:26:06.080 --> 00:26:09.440
برادر جیا، لطفاً برای یک لحظه خودتون رو جای اون بگذارید

00:26:09.440 --> 00:26:12.000
اون زمان یک لحظه دلش به رحم اومد

00:26:12.000 --> 00:26:16.240
و شاهزاده خانم جوانجی رو، که از خانمیِ قومی مغلوب به کنیزی عمارت «یه یو» برده شده بود رو نجات داد

00:26:16.240 --> 00:26:19.160
و درست مثل یک خواهر بزرگتر ازون مراقبت و بهش محبت کرد

00:26:19.160 --> 00:26:25.540
ولی اون هرگز فکرش رو هم نمی‌کرد که در همۀ این عالم آدمی پیدا بشه که چنین محبت و بزرگواری‌ای رو، با چنان نمک‌نشناسی‌ای جبران کنه

00:26:30.100 --> 00:26:36.410
حتی، بعد ازینکه از اونچه بین شما دو نفر میگذشت خبردار شد
بازم اینطور نبود که به شما فرصتی نده

00:26:38.100 --> 00:26:41.050
ولی موضوع این بود که شما قصدی برای بازگشت نداشتید

00:26:41.050 --> 00:26:44.750
و اون که همۀ امیدش ناامید شده بود، پسرشو برداشت ورفت

00:26:44.750 --> 00:26:47.850
و من فکر می‌کنم دلیل اینکه محل اقامتشو پنهان کرد

00:26:49.200 --> 00:26:55.260
این بود که، می‌خواسته هر ارتباطی با گذشته‌شو کاملاً قطع کنه

00:27:01.800 --> 00:27:03.840
درود بر شاهزاده یو

00:27:03.840 --> 00:27:07.180
خواجه گائو، پدر امروز سرحال هستن؟

00:27:07.180 --> 00:27:12.100
خوبِ خوبن، تعطیلات سال نوئه، معلومه که سرحال هستن

00:27:13.200 --> 00:27:15.940
خب پس من می‌تونم ازینی که هستن سرحال‌ترشون هم بکنم

00:27:15.940 --> 00:27:21.650
از استان نانجو یه صخرۀ کمیاب فرستادن
پدر حتماً، از دیدنش خوشحال میشن

00:27:27.800 --> 00:27:30.000
اگر به شما هم نگفته بوده

00:27:31.100 --> 00:27:34.330
پس چرا امروز منو به اینجا دعوت کردید؟

00:27:34.330 --> 00:27:37.640
برادر جیا، شما باید اجازه بدین من حرفمو تموم بکنم

00:27:39.800 --> 00:27:44.870
اینکه موقع رفتنش، به هیچکس نگفت که مقصدش کجا خواهد بود، چیزیه که حقیقت داره

00:27:44.870 --> 00:27:49.360
ولی، ۵ سال پیش اون خیلی ناگهانی

00:27:49.360 --> 00:27:53.060
اخباری از وضع خودش رو برای من فرستاد

00:27:56.100 --> 00:27:58.490
چرا باید شما رو برای اینکار انتخاب بکنه؟

00:27:59.800 --> 00:28:04.180
شاید به خاطر این بوده که اغلب دوستان اون زمانشون
توی این سالها به دست شما نابود شدن

00:28:04.180 --> 00:28:07.500
تنها آشنایی که براش مونده بود من بودم

00:28:07.500 --> 00:28:12.900
برادر جیا، یعنی شما واقعاً یادتون رفته که
توی این سالها چه کارهایی کردید؟

00:28:15.780 --> 00:28:17.570
در نامه چی گفته بود؟

00:28:18.500 --> 00:28:26.210
اون گفته بود که بیماره و فرصت زیادی براش نمونده
و فقط امیدواره که دوستانش، در روز تجلیل نیاکان

00:28:26.210 --> 00:28:30.240
برای شادی روحش خیراتی بکنن

00:28:33.900 --> 00:28:35.820
و دیگه؟

00:28:35.820 --> 00:28:41.880
دیگه اینکه، پسر شما، در کودکی به علت بیماری مغزی فوت شده

00:29:00.500 --> 00:29:03.530
شما واقعاً  فکر می‌کنین که من اینو باور می‌کنم؟

00:29:11.000 --> 00:29:15.950
برادر جیا، این نامۀ اونه

00:29:18.500 --> 00:29:21.020
باور کنید یا نه با خودتونه

00:29:25.800 --> 00:29:29.020
هر دو برای سالها شاگرد یک استاد بودید

00:29:29.020 --> 00:29:34.520
با اینکه خیلی وقت گذشته، ولی مطمئنم که، دستخطش رو هنوز به خاطر دارید

00:30:02.300 --> 00:30:07.310
این باید آخرین چیزی باشه که ازون توی این دنیا باقی مونده

00:30:08.100 --> 00:30:11.640
چطور به خودتون جرأت می‌دید که پارش کنید؟

00:30:14.200 --> 00:30:17.880
پس چرا همون ۵ سال پیش اینو به من نگفتی؟

00:30:20.000 --> 00:30:22.800
این نامه خطاب به من نوشته شده بود

00:30:22.800 --> 00:30:25.780
در اون هیچ اشاره‌ای به شما نشده بود

00:30:25.780 --> 00:30:30.880
بنابراین، اینکه بخوام اصلاً دربارۀ این نامه بهتون چیزی  بگم یا نه، یا اینکه کی اینکارو انجام بدم

00:30:30.880 --> 00:30:34.260
همش در اختیار خودم بوده که براش تصمیم بگیرم

00:30:35.400 --> 00:30:39.220
اون اول که این نامه به دستم رسیده بود
نمی‌خواستم بهتون یک کلمه هم چیزی بگم

00:30:39.220 --> 00:30:44.480
ولی امروز یهو تصمیم گرفتم که بالأخره اینکارو بکنم
!همین و بس

00:30:47.100 --> 00:30:50.650
استاد، استاد
آروم باشید

00:31:09.200 --> 00:31:11.440
مرزبان یان

00:31:12.400 --> 00:31:15.760
اگر درستْ حساب و کتاب کرده باشم

00:31:15.760 --> 00:31:20.350
شاهزاده جینگ تصمیم گرفته که امروز جی یو رو از زندان فراری بده؛ درسته؟

00:31:48.800 --> 00:31:51.720
افسر جیادونگ

00:31:53.000 --> 00:31:57.600
درو باز بذارین
درو باز بذارین

00:32:01.700 --> 00:32:04.080
امروز نظارت نگهبانی با کیه؟

00:32:04.080 --> 00:32:06.660
امروز افسر کانگ و افسر تانگ مسئولن

00:32:06.660 --> 00:32:10.010
-بهشون بگو توی تالار شرقی بیان پیشم
-بله

00:32:46.610 --> 00:32:48.440
!برید

00:33:05.670 --> 00:33:07.800
حمله به زندان؟

00:33:07.800 --> 00:33:11.360
اونا می‌خوان به زندان ادارۀ بازرسیِ من حمله بکنن

00:33:11.360 --> 00:33:14.710
و افسر سابق ارتش شیان وی جنگ رو نجات بدن

00:33:14.710 --> 00:33:17.640
منظورتون چیه؟

00:33:17.640 --> 00:33:22.080
نفوذ به سیاهچال ادارۀ بازرسی کار هر کسی نیست

00:33:22.080 --> 00:33:26.590
اگر منو اینجا نیاورده بودی شاهزاده جینگ هرگز جسارتش رو نداشت

00:33:30.800 --> 00:33:35.790
بعد از اینهمه سال، به اینجا دعوتت کردم، تا با هم چای بنوشیم

00:33:35.790 --> 00:33:38.080
زیادی جدّیش گرفتی

00:33:41.900 --> 00:33:46.810
من نمی‌دونم که مرزبان یان از کِیْ داره برای شاهزاده جینگ کار می‌کنه

00:33:46.810 --> 00:33:49.740
توی همۀ این سالها نقشتو خیلی خوب بازی کرده بودی

00:33:49.740 --> 00:33:54.060
اونقدر که حتی منم باورم شده بود که، تو جداً تارک دنیا شدی

00:33:54.060 --> 00:33:55.870
برادر جیا

00:33:57.500 --> 00:34:02.690
مثل اینکه این مرض کج‌خیالیِ تو کما فی‌السابق به قوت خودش باقیه

00:34:02.690 --> 00:34:06.670
به نظر من تو به اینکه در دنیای واقعی چه اتفاقی افتاده کاری نداری

00:34:06.670 --> 00:34:09.640
از نظر تو واقعیت فقط اون چیزیه که

00:34:09.640 --> 00:34:12.950
با حساب و کتاب ذهن خودت جور در بیاد

00:34:12.950 --> 00:34:19.610
ولی اینکه بخوای شاهزاده جینگ که یه «شاهزادۀ عالیمقامِ» رو متهم ...کنی که، قصد فراری دادن زندانی‌ خیلی مهمی رو داشته

00:34:19.610 --> 00:34:26.010
جیا جینگ، واقعاً فکر نمی‌کنی که این فکرات یکم بیش از اندازه تنه به دیوانگی می‌زنن؟

00:34:27.300 --> 00:34:32.900
پس دارم بیخودی متهمش می‌کنم؟ واقعاً قصد فراری دادن وی جنگ رو نداره؟

00:34:34.500 --> 00:34:40.910
راستشو بگم، من واقعاً نگران بودم که نکنه به خاطر ترسش عافیت‌طلبی کنه و دست به هیچ کاری نزنه

00:34:40.910 --> 00:34:45.800
ولی با شناختی که از شخصیت شاهزاده جینگ داشتم
مطمئن بودم که ناامیدم نمی‌کنه

00:34:48.000 --> 00:34:54.700
اگه روی این حسابی که میگی باشه، اگه به شخصیتی که شاهزاده جینگ داره باشه، حرفت درسته

00:34:54.700 --> 00:34:58.070
ولی هر طوری که حساب کنیم اونکه احمق نیست

00:34:58.070 --> 00:35:01.540
ادارۀ بازرسی تو مثل غار اژدها و کُنام ببره

00:35:01.540 --> 00:35:06.380
حتی اگر بخواد که اینکارو بکنه هم
احتمالاً توان انجامش رو نداشته باشه

00:35:06.380 --> 00:35:11.330
دقیقاً همینجاست که مرزبان یان وارد میشه و برای پرت کردن حواس من، منو به اینجا می‌کشونه

00:35:11.330 --> 00:35:14.440
و مطمئنم که این کار فقط محدود به من هم نبوده

00:35:15.700 --> 00:35:20.270
استاد، قبل ازینکه جیا دونگ بره، اون از جیا جیو خواست که، برای گرفتن یه شاهد بهش کمک کنه

00:35:20.270 --> 00:35:23.900
فکر می‌کنم که الآن هیچکدوم
در ادارۀ بازرسی نباشن

00:35:28.700 --> 00:35:32.730
اگر جیا چون هم همراه من به اینجا نیومده بود

00:35:32.730 --> 00:35:37.200
شما لابد یه نقشه‌ای هم برای دور کردن اون توی سرتون داشتید؛ مگه نه؟

00:35:37.200 --> 00:35:40.200
افسران تحقیق رتبه بالا که نیستن

00:35:40.200 --> 00:35:43.110
اگر شاهزاده جینگ بخواد الآن حمله بکنه

00:35:43.110 --> 00:35:46.520
واقعاً احتمالش هست که بتونه به هدفش برسه

00:35:47.700 --> 00:35:51.880
خوب یادمه که اون سالهای خیلی خیلی دور

00:35:51.880 --> 00:35:56.180
که تازه کارتو به عنوان یه افسر شروع کرده بودی
خیلی با حالات فرق داشتی

00:35:56.180 --> 00:35:59.760
خیالات نمی‌بافتی و همیشه واقع‌‌بین بودی

00:36:00.900 --> 00:36:03.820
واقعاً نمی‌فهمم چی شد که به اینی که هستی تبدیل شدی؟

00:36:03.820 --> 00:36:06.500
این نفهمیدن به خاطر اینه که ما خیلی کند ذهنیم؟

00:36:06.500 --> 00:36:10.400
یا اینکه انقدر سریع اتفاق افتاده که، نفهمیدیم چی به چی شد؟

00:36:11.500 --> 00:36:15.350
یعنی اینا همش خیال‌بافی‌های منه؟

00:36:17.300 --> 00:36:21.610
پسر، همه چیز رو برای جناب مرزبان توضیح بده

00:36:21.610 --> 00:36:23.060
بله

00:36:24.600 --> 00:36:29.430
جناب مرزبان، شاهزاده جینگ، از بهانۀ گرفتن یک دزد استفاده کرد، تا بتونه گشتی‌های تحت امرش رو حرکت بده

00:36:29.430 --> 00:36:34.420
در ظاهر اون در حال حفظ امنیت شهره؛ ولی در واقع، قصد داره سربازانش رو در شهر پخش کنه

00:36:34.420 --> 00:36:40.260
فقط در دور روز گذشته، تعداد سربازان گشت تحت امر شاهزاده جینگ که در اطراف ادارۀ بازرسی مستقر شدن

00:36:40.260 --> 00:36:43.270
به دو برابر تعداد معمول افزایش پیدا کرده

00:36:45.300 --> 00:36:50.560
خیلی بده! اگر شاهزاده جینگ بخواد جنگی رو رهبری کنه بی‌برو برگرد شکست می‌خوره

00:36:50.560 --> 00:36:53.810
در واقع من با باقی گذاشتن نقاط نفوذ

00:36:53.810 --> 00:36:58.010
تشویقش کردم که از این فرصت مغتنم استفاده کنه، و
 با جرأت بیشتری وارد عمل بشه

00:36:58.010 --> 00:37:00.060
فقط کافی بود که با دادن اعتماد به نفس بهش

00:37:00.060 --> 00:37:04.320
کاری کنم که امیدوار بشه و فکر کنه که عملیات نجات مجرم زندانی موفقیت‌آمیز خواهد بود

00:37:04.320 --> 00:37:08.460
مخصوصاً وقتیکه اون همدستی در داخل اداره پیدا کرده

00:37:57.600 --> 00:38:02.310
اینکه یهو چی شده که جیادونگ نسبت به من بدبین شده
چیزیه که هنوز خودم هم علتشو نفهمیدم

00:38:02.310 --> 00:38:07.230
ولی حمایت اون از شما دوستان
چیزی بود که واقعاً به نفع من تموم شد

00:38:15.100 --> 00:38:17.940
خیانتش به نفع شما تموم شده؟

00:38:20.400 --> 00:38:25.310
من نگران بودم که نکنه شاهزاده جینگ به اندازۀ کافی مطمئن نباشه و در نهایت کاری رو انجام نده

00:38:25.310 --> 00:38:29.000
ولی جیادونگ در این مورد می‌تونست کمکش بکنه

00:38:29.000 --> 00:38:32.710
اینکه جای وی جنگ در زندان کجاست و اینکه موقعیت نگهبان‌های چی هستن

00:38:32.710 --> 00:38:37.840
هر چه شاهزاده جینگ برای کارش لازم داشت رو، من از طریق جیادونگ بهش می‌رسوندم

00:38:37.840 --> 00:38:43.680
با وجود اطلاعات نفوذی‌ای که داشت، شاهزاده جینگ مطمئناً فکر می‌کرد که نقشۀ حمله به خوبی پیش خواهد رفت

00:38:43.680 --> 00:38:48.970
اون حتماً فکر می‌کرد که نیمی از راه موفقیت رو طی کرده
اینطور فکر نمی‌کنین؟

00:38:48.970 --> 00:38:53.990
این بحثی که در مدح هوشمندی خودتون در استفاده از جیادونگ کردید خالی از اغراق نیست

00:38:55.100 --> 00:38:58.960
سیاهچال ادارۀ بازرسی همچنان
هدف پیچیده‌ای برای حمله هست

00:38:58.960 --> 00:39:03.480
ولی الآن که، هیچکدام از افسران در اونجا نیستن

00:39:03.480 --> 00:39:07.040
با وجود همکاری جیادونگ از داخل

00:39:07.040 --> 00:39:09.080
ورود به اونجا دیگه کار غیرممکنی نیست

00:39:09.080 --> 00:39:14.410
یعنی شما واقعاً نگران نیستید که، شاگرد دست‌پرودۀ خودتون برای گذشتن از سد زندانتون به کسانی کمک بکنه و

00:39:14.410 --> 00:39:17.630
وی جنگ رو ازونجا بیرون ببرن؟

00:39:19.500 --> 00:39:25.130
درسته، اینی که میگید مشکل بزرگیه

00:39:25.130 --> 00:39:27.500
من حد و حدود شاگردی که خودم بزرگش کردم رو خوب می‌دونم

00:39:27.500 --> 00:39:32.520
اون واقعاً توانایی لازم، برای وارد کردن اونها به زندان رو داره

00:39:32.520 --> 00:39:38.830
ولی جناب مرزبان، شما فکر می‌کنین که وارد شدن به زندان به معنای پیدا کردن وی جنگِ؟

00:40:10.700 --> 00:40:14.520
اونا تا حالا، دیگه باید به در سیاهچال رسیده باشن

00:40:16.200 --> 00:40:18.220
حتماً

00:40:19.800 --> 00:40:22.180
من باید همینجوری اینجا بمونم؟

00:40:23.800 --> 00:40:26.490
شما هم میدان جنگ خودتون رو در پیش دارید

00:40:40.800 --> 00:40:43.020
از بخت بد، زندان نازنین من

00:40:43.020 --> 00:40:45.720
امروز میزبان زندانیْ وی جنگ نیست

00:40:45.720 --> 00:40:48.240
ولی در عوض، بمب‌های زیادی رو در دل داره

00:40:48.240 --> 00:40:51.540
فقط کافیه چاشنیِ اونها که دم در قرار داده شدن فعال بشه

00:40:58.000 --> 00:41:01.620
!استاد، شما هیچ حرفی از بمب نزده بودید

00:41:03.900 --> 00:41:06.090
به خاطر اینکه تو نباید چیزی راجع بهش می‌فهمیدی

00:41:06.090 --> 00:41:08.440
معلومه که نمی‌ذاشته تو بدونی

00:41:08.440 --> 00:41:11.870
به خاطر اینکه توی قلبش
به زندگی شاگردش ذره‌ای اهمیت نمیده

00:41:11.870 --> 00:41:16.100
ولی احتمالاً تو الآن نگران اون شده باشی

00:41:16.100 --> 00:41:21.640
جیادونگ، در ادارۀ بازرسی، و زیر دست شما بزرگ شده

00:41:21.640 --> 00:41:26.770
به فرامین شما گوش کرده، برای شما کار کرده، و شما رو به چشم پدرش دیده

00:41:26.770 --> 00:41:30.900
ولی، وقتیکه بمب‌ها رو در زندان کار می‌گذاشتید

00:41:30.900 --> 00:41:36.440
حتی ذره‌ای هم اهمیت نمی‌دادید که شاگردتون کجا می‌تونه باشه
حتی ذره‌ای هم اهمیت نمی‌دادید

00:41:36.440 --> 00:41:39.620
!که در اون لحظه، ممکنه اون کسی باشه که کنار در ایستاده

00:41:40.400 --> 00:41:47.230
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:47.254 --> 00:41:59.254
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.