﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:12.900
<i>به نام آنکه جان را فکرت آموخت</i>

00:00:12.924 --> 00:00:32.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:22.800 --> 00:01:29.920
<i>«بهشت در آتش»</i>

00:01:29.920 --> 00:01:33.090
قسمت پنجاه

00:01:37.080 --> 00:01:38.660
رئیس

00:01:49.130 --> 00:01:50.860
حرکت کن

00:02:30.140 --> 00:02:37.130
مادر، شما خبر داشتین
مگه نه؟

00:02:47.090 --> 00:02:53.720
پس وی جنگ، منگ جی، نیهوانگ

00:02:55.010 --> 00:02:58.770
اونا هم می‌دونستن، آره؟

00:03:12.890 --> 00:03:15.220
فقط من بودم که نمی‌دونستم

00:03:17.510 --> 00:03:19.310
فقط من

00:03:22.190 --> 00:03:27.910
آخه چرا؟
آخه چرا به من نگفتین؟

00:03:35.110 --> 00:03:38.290
شائو شو یه توقع‌هایی از تو داره که

00:03:38.290 --> 00:03:41.260
دیگران از تو ندارن

00:03:41.260 --> 00:03:43.670
می‌فهمی چی میگم؟

00:03:47.900 --> 00:03:50.740
چیزی نمونده بود بشناسمش

00:03:50.740 --> 00:03:53.890
!باید می‌شناختمش

00:04:13.500 --> 00:04:16.940
بیا، بلند شو

00:04:24.400 --> 00:04:26.550
جینگیان

00:04:26.550 --> 00:04:33.690
الآن، وقتش نیست که بخوای ضعف نشون بدی و زانوی غم بغل
بگیری

00:04:33.690 --> 00:04:37.710
هنوز کارهای زیادی هست که باید انجامشون بدی

00:04:37.710 --> 00:04:43.070
چه تو و چه اون، یه لحظه رو هم ندارین که بخواین از دست بدین

00:04:47.600 --> 00:04:49.420
حالش خیلی بده؟

00:04:59.300 --> 00:05:04.690
اینطوری می‌تونم بهت بگم
نذار آرزو به دل بمونه

00:05:06.400 --> 00:05:12.090
این آرزوی تو هم هست، آرزوی همۀ ما هم هست

00:05:23.500 --> 00:05:29.810
اعلیحضرت، به نظرتون لازمه که، بگم بانوی سلطنتی بیان اینجا؟

00:05:30.800 --> 00:05:35.960
اون حرفهایی که جیا جینگ زد رو، تو باور کردی؟

00:05:37.400 --> 00:05:38.920
!نکردم

00:05:46.500 --> 00:05:49.360
معمولاً عادت نداری که

00:05:49.360 --> 00:05:52.250
با این قطعیت نظرتو بگی

00:05:59.100 --> 00:06:01.230
چرا میگی باور نکردی؟

00:06:03.300 --> 00:06:09.730
اعیحضرت، بنده یک سال  دو سال نیست که در قصر هستم

00:06:09.730 --> 00:06:16.410
بنده، از کم و زیادِ شخصیت جناب ولیعهد کاملاً باخبرم
از همون دورۀ طفولیت‌شون

00:06:17.600 --> 00:06:21.970
اگر این جناب سو واقعاً همون لین شو بود

00:06:21.970 --> 00:06:25.830
در اونصورت جناب ولیعهد، هرگز به جیاجینگ اجازه نمی‌دادن که

00:06:25.830 --> 00:06:28.940
اونو برای بازجویی به ادارۀ بازرسی ببره

00:06:37.400 --> 00:06:42.670
اینو پاک یادم رفته بود، سرِ قضیۀ وی جنگ

00:06:43.800 --> 00:06:48.680
می چنگ سو رو برای بازجویی به ادارۀ بازرسی برده بودن

00:06:48.680 --> 00:06:51.950
اونجا یه جور قتلگاه به حساب میاد

00:06:53.300 --> 00:06:58.770
مثل اینکه درست میگی، اگر واقعاً لین شو بود

00:06:58.770 --> 00:07:02.630
جینگ یان به هر قیمتی که بود نمیذاشت اونو به اونجا ببرن

00:07:04.700 --> 00:07:07.780
حالا که دیگه تموم شده، خیلی موضوع مهمی نیست

00:07:07.780 --> 00:07:13.480
نگران نباشید، جناب ولیعهد هم، دیگه پیِ این قضیه رو نمی‌گیرن و گلایه‌ای نمی‌کنن

00:07:23.100 --> 00:07:25.410
واقعاً مطمئنی؟

00:07:36.300 --> 00:07:39.420
پروندۀ شیان

00:07:39.420 --> 00:07:41.980
بین و منو اون

00:07:41.980 --> 00:07:45.390
همیشه یه مشکل لاینحل بوده

00:07:46.800 --> 00:07:53.320
جیاجینگ، داستان لین شو رو ساخت تا، ما رو به هم بدبین بکنه

00:07:53.320 --> 00:07:56.270
!چه نقشۀ کثیفی

00:07:56.270 --> 00:08:00.810
به ولیعهد حق می‌دم که، ازین موضوع خیلی دلخور شده باشه

00:08:00.810 --> 00:08:04.060
باید سعی کنم که یکمی از دلش در بیارم

00:08:04.060 --> 00:08:09.230
توی شکارگاه، ازتون پرسیدم که اسم ناجی‌تون چیه

00:08:11.600 --> 00:08:15.480
فکر می‌کردم که، اگه یهویی ازتون بپرسم

00:08:15.480 --> 00:08:20.130
و بعدش نذارم که فرصت هماهنگی داشته باشین
بالأخره می‌تونم از حقیقت سر در بیارم

00:08:21.600 --> 00:08:23.260
...ولی فکرشم نمی‌کردم که

00:08:23.260 --> 00:08:29.280
فکرشم نمی‌کردی که، این «می شنن» واقعاً وجود خارجی داشته باشه

00:08:32.000 --> 00:08:36.180
ژنرال لین جی، اونسالی از اسم مستعار می شنن استفاده می‌کرد

00:08:36.180 --> 00:08:39.780
شما که یه پزشک بودینو نجات داده، درسته؟

00:08:41.100 --> 00:08:45.270
این قصه رو، قبلاً هیچکسی برام نگفته بود

00:08:45.270 --> 00:08:48.630
شما اون ماجرا رو خیلی کلی برام تعریف کرده بودین

00:08:48.630 --> 00:08:51.490
در تصورم هم نمی‌گنجید که می شننْ ژنرال لین بوده باشه

00:08:54.500 --> 00:08:59.880
شائو شو در حال حاضر، هیچکسی رو نداره که بتونه به اندازۀ تو بهش تکیه بکنه

00:09:06.000 --> 00:09:10.950
جینگیان، باید بهم قول بدی

00:09:10.950 --> 00:09:15.750
آروم باشی، و هیچ قدم اشتباهی برنداری

00:09:17.800 --> 00:09:23.410
توی این وضعیتی که هستیم، تو می‌تونی شکست‌تو طاقت بیاری

00:09:24.400 --> 00:09:26.510
ولی شائو شو

00:09:28.700 --> 00:09:31.860
تاب و توانی براش نمونده که بخواد تحمل بکنه

00:09:33.300 --> 00:09:36.780
مادر نگران نباشین
می‌تونم بفهمم که چه وظیفه‌ای دارم

00:09:43.600 --> 00:09:47.380
-کنار! بذارین نبضشو بگیرم
-نبضشو بگیرین که چی بشه؟

00:09:53.300 --> 00:09:55.380
بذارین فعلاً بخوابه

00:09:59.200 --> 00:10:02.420
-مگه نمی‌دونی چه خطری اونو
-معلومه که می‌دونم

00:10:02.420 --> 00:10:05.310
ولی مگه شما فکر بهتری هم دارین؟

00:10:45.000 --> 00:10:47.200
!کیه؟

00:10:57.450 --> 00:11:03.260
*فرماندۀ گارد سلطنتی منگ جی، در زمان بازدیدش از زندان سلطنتی، اقدام به تعویض زندانی شورشی جیادونگ با شخصی دیگری کرده است*

00:11:09.710 --> 00:11:11.280
بریم

00:11:25.410 --> 00:11:29.020
فی لا! این خیلی قشنگ نیست؟

00:11:31.200 --> 00:11:34.090
تو فکر می‌کنی که این شبیه چیه؟

00:11:34.090 --> 00:11:36.010
نمی‌دونم

00:11:36.010 --> 00:11:40.350
چتر طاووسه دیگه! حالا فهمیدی؟

00:11:41.300 --> 00:11:45.290
- بیا، وایسا اینجا
- چرا؟

00:11:45.290 --> 00:11:50.700
من می‌خوام که این چیز قشنگو به پشت تو ببندم
تا تو برام رقص قشنگ طاووسو انجام بدی

00:11:50.700 --> 00:11:52.120
!نمی‌خوام

00:11:52.120 --> 00:11:54.660
بیا اینجا

00:11:54.660 --> 00:11:56.760
نمیای دیگه؟

00:11:56.760 --> 00:11:59.100
واقعاً نمیای دیگه؟

00:11:59.100 --> 00:12:02.300
باشه پسر جان، از دست من در میری؟

00:12:04.000 --> 00:12:05.900
کجا داری در می‌ری؟

00:12:07.300 --> 00:12:09.300
!برگرد ببینم

00:12:10.970 --> 00:12:13.310
!کمکم کنین

00:12:15.900 --> 00:12:18.900
-!برادر سو! کمکم کن
-آفرین! بیا اینجا

00:12:18.900 --> 00:12:21.980
-!بازم داری در میری که
-!برادر سو! کمکم کن

00:12:21.980 --> 00:12:25.330
- !برادر سو، به دادم برس
- بیا ببینم

00:12:25.330 --> 00:12:28.500
!برادر سو، کمکم کن

00:12:32.800 --> 00:12:35.400
رئیس چطوره؟

00:12:35.400 --> 00:12:39.930
تنفسش منظمه، اصلاً بیدار نشده، ذره‌ای حرکت نداشته

00:12:41.500 --> 00:12:47.400
ارباب لین هرچی که عصبی‌تر میشه، بیشتر خودشو می‌زنه به اون راه، بیشتر اینطوری سر و صدا راه می‌ندازه

00:12:47.400 --> 00:12:50.240
- !برادر سو، به دادم برس
- !اون الآن خوبیده

00:12:50.240 --> 00:12:53.150
کنار بالشتش هم داد بزنی از جاش تکون نمی‌خوره
!بچۀ خوبی باش، بیا ببینم

00:12:53.150 --> 00:12:57.240
!برادر سو ! کمکم کن! کمکم کن! کمکم کن

00:13:05.600 --> 00:13:08.420
!جناب وزیر، این جیادونگ نیست

00:13:08.420 --> 00:13:10.430
تو کی هستی؟

00:13:12.800 --> 00:13:15.540
رئیس هنوز خوابن، چه خبر شده که انقدر دستپاچه‌این؟

00:13:15.540 --> 00:13:18.620
دیشب وزیر سای بی‌خبر برای بازدید به زندان رفته
 گنگیو لو رفته

00:13:18.620 --> 00:13:20.380
!گنگیو لو رفته؟

00:13:20.380 --> 00:13:24.740
درسته، مثل اینکه دیشب پیداش کردن
ولی من امروز صبح بود که خبرشو شنیدم

00:13:24.740 --> 00:13:28.350
شائو شو چقدر می‌خواد بخوابه؟
بگو بیدار شه یه راهی پیش پامون بذاره

00:13:28.350 --> 00:13:30.940
ارباب لین گفته که، حداقل دو روز طول می‌کشه

00:13:30.940 --> 00:13:37.180
دو روز؟! مگه بازم مریض شده؟ حالش خوبه؟

00:13:37.180 --> 00:13:42.740
اگر یه چیز کوچیکی باشه که واقعاً، فقط کمک اونو بخواد
دیر یا زود خودشو به شما می‌رسونه

00:13:42.740 --> 00:13:46.090
این اتفاق به خاطر من افتاده
من باید برگردم

00:13:46.090 --> 00:13:52.400
اونا متوجه موضوع شدن، پاتونو بذارین اونجا می‌گیرنتون
 اونوقت هر دوتاتون گرفتار میشین

00:13:52.400 --> 00:13:57.000
خب پس میگین چیکار بکنم؟ اینجا قایم بشم، تا از دوشیزۀ گنگیو بازجویی بکنن؟

00:13:57.000 --> 00:14:00.500
نه، ولی رفتنِ به اونجا هم راهش نیست

00:14:02.000 --> 00:14:07.910
همین امشب، خودم وارد زندان میشم و، هر طوری که شده با زور

00:14:07.910 --> 00:14:10.350
دوشیزه گنگیو رو میارمش بیرون

00:14:10.350 --> 00:14:16.490
منم باهاتون میام، اگر دوتاییمون با هم باشیم، حتی اگه محاصره‌مون هم بکنن، می‌تونیم یه راهی به بیرون پیدا بکنیم

00:14:16.490 --> 00:14:19.190
-باشه
-!آفرین

00:14:19.190 --> 00:14:24.680
شماها حرف ندارین! بالأخره داره معلومم میشه که چرا، چنگ سو همیشه انقدر خسته است

00:14:24.680 --> 00:14:27.250
به خاطر همینجور کمک‌هائیه که بهش می‌کنین

00:14:27.250 --> 00:14:30.780
ارباب لین، خب اگه شما پیشنهاد بهتری دارین، به ما هم بگین

00:14:30.780 --> 00:14:35.190
اگه بخواین همینطوری طعنه و کنایه بزنین
رئیس که بیدار شدن شکایت شما رو بهشون می‌کنم

00:14:35.190 --> 00:14:37.860
-الآن داری مثلاً تهدیدم می‌کنی؟
-...شما

00:14:40.300 --> 00:14:45.680
این مشکلو خیلی راحت میشه با چند کلمۀ ساده حل کرد
ولی شما دوستان دارین از کاه کوه می‌سازین

00:14:47.900 --> 00:14:53.140
خیلی خب، بذارین تا بهتون یاد بدم، که چطوری میشه بدون هیچ خونریزی جوری قضیه رو پیش برد

00:14:53.140 --> 00:14:56.950
که وزیر دادگستری هم
قبول بکنه که با شما راه بیاد

00:15:10.900 --> 00:15:14.290
اینجا چه خبره؟ چرا بدلت اینجا نیست؟

00:15:14.290 --> 00:15:16.430
من از کجا بدونم؟

00:15:16.430 --> 00:15:20.290
-نمیشه اینجا بمونیم، برو
-!شما

00:15:27.200 --> 00:15:31.490
هرگز فکرشم نمی‌کردم که شما باشید فرمانده منگ

00:15:37.400 --> 00:15:40.870
جیادونگ؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

00:15:42.600 --> 00:15:44.950
ژنرال فرمانده منگ منتظر چی هستید؟

00:15:44.950 --> 00:15:48.060
به نظر می‌رسه که، خود وزیر سای خیلی مشتاق پاسخ سؤالاتشون هستن

00:15:48.060 --> 00:15:53.850
اگر ولیعهد بعداً متوجه بشن، دیگه، گلایه‌ای متوجه شما نیست

00:15:53.850 --> 00:15:55.960
جناب ولیعهد؟

00:16:01.300 --> 00:16:02.900
بله

00:16:06.900 --> 00:16:13.100
جیادونگ که تونسته بود از زندان فرار بکنه
اون بدلش هم هیچ،  وابستگی‌ای با شما نداشته که بخواید نجاتش بدید

00:16:13.100 --> 00:16:17.220
پس برای چی، مجرم اصلی رو به زندان برگردوندید؟

00:16:17.220 --> 00:16:19.300
وزیر سای واقعاً می‌خواید جواب سؤالاتتونو بدونید؟

00:16:19.300 --> 00:16:22.850
جناب فرمانده، به نظرتون من دارم با شما شوخی می‌کنم؟

00:16:22.850 --> 00:16:25.030
وزیر سای حتماً به خاطر دارید که

00:16:25.030 --> 00:16:30.580
اون وقتیکه جیاجینگ موفق شده بود که از زندان فرار بکنه
اعلیحضرت چه حکمی صادر کرده بودن

00:16:30.580 --> 00:16:33.490
عدم کفایت وزارت، دلیل این واقعه بوده است

00:16:33.490 --> 00:16:35.790
در صورت تکرار، عزل خواهید شد

00:16:35.790 --> 00:16:39.470
وزیر سای، همینهایی بود که عرض کردم؟

00:16:40.900 --> 00:16:45.220
جیادونگ از زندان فرار کرده بود
ولی به دست افراد ولیعهد دستگیرشد

00:16:45.220 --> 00:16:47.520
اگر می‌خواستن در ملاء‌عام به زندان برش گردونن

00:16:47.520 --> 00:16:50.600
اونوقت درست شبیه این نبود که اعلامیه بزنن
و به همه خبر بدن که

00:16:50.600 --> 00:16:54.220
شما دوباره یک زندانی دیگه رو از دست دادید؟

00:16:54.220 --> 00:16:59.130
جناب ولیعهد ارزش زیادی برای شما قائل هستن
نمی‌خواستن بذارن که شما به این علت مؤاخذه بشید

00:16:59.130 --> 00:17:02.610
برای همین به من دستور دادن که جیادونگ رو به زندان برگردونم

00:17:02.610 --> 00:17:08.420
با این امید که کسی، بویی ازین موضوع نبرده باشه
و قضیه به خوبی و خوشی بگذره

00:17:13.800 --> 00:17:15.610
وزیر سای

00:17:16.500 --> 00:17:21.880
بنده و شما معمولاً برخورد زیادی با هم نداریم
ولی بنده همیشه برای سلامت نفس شما احترام قائل بودم

00:17:21.880 --> 00:17:26.920
کشور ما باید به فوریت به نقطۀ اوجش برگرده
برای همین به شدت به افراد مستعدی چون شما احتیاج داره

00:17:26.920 --> 00:17:30.740
حالا که جناب ولیعهد، تا این حد مایل به حمایت از شما هستن

00:17:30.740 --> 00:17:35.860
چرا باید سرسختی نشون بدید، و دست لطف ایشونو رد بکنید؟

00:17:42.800 --> 00:17:46.080
جناب فرمانده، لطفاً تشکر منو خدمت جناب ولیعهد ابلاغ بکنید، ازین به بعد

00:17:46.080 --> 00:17:49.250
کاملاً مراقب هستم که زندانی دیگه نتونه فرار بکنه

00:17:49.250 --> 00:17:53.740
نگران نباشید جناب وزیر، حتماً پیغام شما رو به ایشون خواهم رسوند

00:17:53.740 --> 00:17:57.050
- ممنون بابت زحمتی که کشیدید
- خدانگهدار

00:18:07.600 --> 00:18:11.800
سای چوان آدم فوق‌العاده دقیق و وسواسی‌ایه
درسته که اونجا حرف منو قبول کرد

00:18:11.800 --> 00:18:16.010
ولی بازم تمام مراحل اینکه جیادونگ چطوری از زندان فرار کرده رو
 یکی یکی بررسی کرده

00:18:16.010 --> 00:18:21.900
عجب شانسی آوردیم که از قبل همه چیزو آماده کرده بودیم
وگرنه، جداً احتمالش زیاد بود که بتونه دستمونو بخونه

00:18:24.100 --> 00:18:28.440
-گنگیو چی؟
-دوشیزه گنگیو، توی این ماجرا نقش بدل جیادونگو بازی کرده

00:18:28.440 --> 00:18:32.740
معلومه که سای چوان راحت ولش نمی‌کنه، شانسی که آوردیم اینه که گنگیو، آدم معمولی‌ای نیست

00:18:32.740 --> 00:18:35.390
خانواده‌ای که نداره، رزمی‌کار هم که هست

00:18:35.390 --> 00:18:41.170
برای همین جیادونگ تونست بگه که اون یکی از مأموران مخفی ادارۀ بازرسیه که در تالار میائو یین ساز می‌زده
 !مو لای درزش نمی‌ره

00:18:42.600 --> 00:18:47.340
کاخ شرقی چی؟ سای چوان به خاطر این قضیه حتماً یه سری به اونجا هم می‌زنه

00:18:47.340 --> 00:18:51.100
همشو پرسیده
اونی که جیا دونگ رو دستگیر کرده دقیقاً کی بوده؟

00:18:51.100 --> 00:18:54.710
چطوری برش گردوندین؟ ولیعهد از قضیه خبر داشت؟

00:18:54.710 --> 00:18:59.950
باور کن! رفته ته همه چیزشو درآورده
همش رو مدیون آينده‌بینی تو هستیم که

00:18:59.950 --> 00:19:02.900
این قضیه، بالأخره بی‌دردسر تموم شد

00:19:02.900 --> 00:19:05.200
بی‌دردسر تموم شد؟

00:19:06.130 --> 00:19:07.940
منکه فکر نمی‌کنم

00:19:10.000 --> 00:19:14.170
اینکه چطوری تونسته از ماجرای فرار خبردار بشه رو، تونستین بفهمین؟

00:19:16.800 --> 00:19:21.500
حالا که چنگ سو اونجا افتاده
می‌خوای نظر منو بدونی؟

00:19:22.800 --> 00:19:27.730
شما یه افسر نزدیک به خودت در گارد داری که تازگی ازدواج کرده درسته؟

00:19:29.000 --> 00:19:30.970
مال قبیلۀ هواست

00:19:32.700 --> 00:19:34.680
خودت برو ببین

00:19:44.600 --> 00:19:47.530
چطوریه که تو از همه چیز خبر داری؟

00:19:49.450 --> 00:19:50.960
بیا

00:19:54.200 --> 00:19:59.340
سه سال زیر دست خودم، توی تالار لانگیا کار کن
قول می‌دم که  مثل خودم همه‌چیزدان میشی

00:20:11.300 --> 00:20:15.980
برو، برو، آفرین برو، فقط بهت گفته باشم که به نفع خودت نیست
زود باش اونو بده اینو بگیر

00:20:16.000 --> 00:20:17.900
!برادر سو

00:20:19.040 --> 00:20:25.610
اگه انقدر حوصلت سر رفته، بیا به من کمک کن که، ببینیم از ادارۀ بازرسی چقدر جاسوس این دور و برا هست
!انقدر دنبال فی لا نذار

00:20:28.900 --> 00:20:32.090
شما دوتا با هم دست به یکی کردین، آره؟

00:20:32.090 --> 00:20:35.870
حالا که دیگه مریض نیستی برای حرفم تره هم خورد نمی‌کنی؟
!ای نامرد

00:20:35.870 --> 00:20:38.170
!اگه می‌دونستم، درمانتون نمی‌کردم

00:20:41.000 --> 00:20:42.950
!هیچکدومتونو

00:20:55.500 --> 00:20:58.050
بنده، به ملاقات وزیر لی لین از وزارت دفاع رفته بودم

00:20:58.050 --> 00:21:00.300
به نظر می‌رسید که فوق‌العاده خوشحال و سرحال باشه

00:21:00.300 --> 00:21:04.530
گفتم لابد، پیشنهادنامه‌ای که برای نظامنامۀ سربازان تقدیم کرده بوده
مورد موافقت جناب ولیعهد قرار گرفته

00:21:04.530 --> 00:21:09.440
اون سالهای زیادیه که رئیس وزارت دفاع بوده
هیچکسی، به اندازۀ اون ساختار ارتشو نمیشناسه

00:21:09.440 --> 00:21:13.730
در کنار همۀ حزب‌بازی‌هاش
مهارتش در کارش واقعاً خوبه

00:21:13.730 --> 00:21:19.880
پیشنهادش هیچ ضعف مهمی نداشت، با چند تصحیح جزئی
می‌تونه برای تصویب به هیئت وزیران ببردش

00:21:35.800 --> 00:21:41.730
رئیس، شما که هنوز سراغ اون دو تا وزیر نرفتین اونا هنوز سر پستشون هستن، چرا دارین می‌سوزونیدشون؟

00:21:41.730 --> 00:21:46.730
به خاطر اینکه دیگه کاری بهشون ندارم
برای همین نگهداری اینا دیگه کار بیخودیه

00:21:48.000 --> 00:21:50.690
دعوای بر سر قدرت مثل بختک می‌مونه

00:21:50.690 --> 00:21:55.350
بعضیا هستن که برای همیشه توش گیر می‌کنن
ولی بعضیا هم هستن که به خاطرش از خواب می‌پرن

00:21:56.600 --> 00:22:01.000
این دو تا وزیر رو میشه، از جماعت بیدار شده‌ها دونست

00:22:02.500 --> 00:22:05.830
ممکنه که قبلاً، توی بازی قدرت سهیم می‌شدن

00:22:05.830 --> 00:22:09.390
ولی اگر واقعاً پشیمون شده باشن
میشه دوباره بهشون فرصت داد

00:22:09.390 --> 00:22:12.090
واقعیتش اینه که، بیشتر آدم‌هایی که وارد دستگاه میشن اولش

00:22:12.090 --> 00:22:16.160
قلبی پر از آرزوی خدمت به کشور دارن و دوست دارن که مایۀ سربلندی اجدادشون باشن

00:22:16.160 --> 00:22:22.680
ولی به خاطر جو خاصی که فضای دربار داره، به تدریج اهدافشونو فراموش می‌کنن، و کم کم در این فضا محو میشن

00:22:22.680 --> 00:22:28.410
ولی، در این فضای مناسبی که با حضور جناب ولیعهد به وجود اومده
برای چنین افرادی هم فرصت ادامۀ مسیرشون فراهم میشه

00:22:28.410 --> 00:22:31.460
این نشانۀ بزرگواری شماست

00:22:31.460 --> 00:22:35.320
ولی چنین فرصتی رو، نمی‌شه بارها و بارها به فرد داد

00:22:35.320 --> 00:22:38.330
شخصیت بد بعضی‌ها کاملاً شکل گرفته، عوض نمیشن

00:22:38.330 --> 00:22:42.150
ولی دنیا پر آدمهای سالم و پاکه
بهتر نیست که به فکرِ دادن فرصت بیشتر

00:22:42.150 --> 00:22:45.970
به اون دانشمندان فقیر اما با خلوص نیت باشیم
تا گزینه‌های مشاغل رده‌بالای ما باشن؟

00:22:45.970 --> 00:22:50.490
فقیر باشن یا غنی، اونهایی که تمایل، به ورود به ساختار اداری دارن باید درآزمونش شرکت بکنن

00:22:50.490 --> 00:22:56.750
کار ما هم اینه که با، استفاده از همین ابزار آدم‌های مناسب رو پیدا بکنیم
نیازی نیست که همۀ ساختارها رو بشکنیم

00:22:57.900 --> 00:23:01.920
ما باید، به خاطر داشته باشیم که تجربه
چه نقش مهمی رو در ادارۀ امور بازی می‌کنه

00:23:01.920 --> 00:23:05.430
کارمندان بدون سابقه، از نظر شخصیت و سلامت نفس، مزایای خودشونو دارن

00:23:05.430 --> 00:23:09.570
ولی در مورد برخورد با مسائل و پختگی در امور، هنوز تجربه‌شون کمه

00:23:09.570 --> 00:23:13.940
کیه که از روز اول همه چیزو بدونه؟ اگر موقعیت‌های بیشتری بهشون داده بشه، طبیعتاً رشد می‌کنن و آموخته میشن

00:23:13.940 --> 00:23:18.920
ولی بازم وقت می‌خواد، برای مثال، همین موضوع نظام‌دهی سربازان که الآن حرفش بود

00:23:18.920 --> 00:23:22.140
سالهای طولانی تجربۀ لی لین
چیزی نیست که بشه شوخی گرفتنش

00:23:22.140 --> 00:23:25.560
فکر می‌کنم، اگر هر کس دیگه‌ای به جای اون، در این پست قرار بگیره

00:23:25.560 --> 00:23:29.740
نمی‌تونه به سرعت و همه‌جانبه‌نگریِ اون به این موضوع بپردازه و با کیفیتی اینکارو تموم بکنه که اون کرده

00:23:29.740 --> 00:23:32.400
قبول دارم، کار وزیر دفاع خوب بوده

00:23:32.400 --> 00:23:35.670
ولی اون فقط یه مورده، نمیشه به همۀ موارد دیگه تعمیمش داد

00:23:35.670 --> 00:23:38.880
تجربه و پختگی کاملاً بستگی به خود فرد داره
برای یکی فقط یک سال طول می‌کشه

00:23:38.880 --> 00:23:43.690
برای بعضیای دیگه هم ممکنه کمی بیشتر از یکسال طول بکشه
 یوقت هم یکی برای دهه‌های توی یه پست باقی می‌مونه

00:23:43.690 --> 00:23:47.860
ولی آخرش می‌بینین که هیچی بارش نیست
در مورد این چیزها نمیشه حکم کلی داد

00:23:47.900 --> 00:23:50.700
در مورد هر شخصی باید جداگانه قضاوت کرد

00:23:51.560 --> 00:23:56.770
این کشور کلی شهر و قَصَبه و مدیر و ازونا بیشتر کارمند داره
چطوری می‌خواید اینهمه آدمو بررسی بکنید؟

00:23:56.770 --> 00:24:00.940
چون سخته باید بی‌خیالش بشیم؟ مگه تصفیۀ دربار، و انتخاب افراد روشنفکر و واجد شرایط

00:24:00.940 --> 00:24:05.390
مهم‌ترین وظیفه‌ای نیست که یه امپراتور بر عهده داره؟ توی این  دستگاه چیزی که خیلی زیاد داریم آدم‌ نالایق توی پست‌های مهمه

00:24:05.390 --> 00:24:10.620
مثل نُقل و نبات ریختن، ولی با شیوۀ ادارۀ ولیعهد، دربار جدید، فضایی جدیدی رو هم پیدا کرده

00:24:10.620 --> 00:24:16.430
وزیر سای مراقب باشید، دربار جدید از کجا اومد؟

00:24:16.430 --> 00:24:18.910
بله، سرورم

00:24:29.800 --> 00:24:32.790
دربار که دیگه ولیعهدو داره که بهش برسه

00:24:32.790 --> 00:24:36.060
برای چی هنوز توی فکر و خیال این چیزایی؟

00:24:36.060 --> 00:24:38.590
یعنی اجازۀ فکر کردن بهشو هم ندارم؟

00:24:38.590 --> 00:24:42.760
مثل اینکه خیلی بیکاری، کار تحقیق دربارۀ قبیلۀ هوا به کجا رسید؟

00:24:44.200 --> 00:24:47.070
نمی‌شد حرف یه چیز بهتریو وسط بکشی؟

00:24:49.800 --> 00:24:52.840
مثل اینکه ارباب جوان ما خیلی به دردسر افتادن

00:24:54.800 --> 00:25:00.210
خودت که می‌دونی، اینکه بخوای این نوچه‌ها رو پیدا بکنی، خیلی سخت‌تر از اونه که بخوای دستت به رئیس رؤساشون برسه

00:25:00.210 --> 00:25:04.650
ناگفته پیداست که، آدمهای شاهزاده جوانجی در سطحی گسترده و به خوبی مخفی شدن

00:25:04.650 --> 00:25:08.900
اگر یه روزی دستمون به یکی از داخل خودشون برسه که بهمون اطلاعاتی بده عالی میشه

00:25:08.900 --> 00:25:11.220
!سعی نکن منو بذاری سر کار

00:25:11.900 --> 00:25:16.220
یادت باشه که خودت بهم قول داده بودی، که اون لحظه‌ای که خبر مرگ جی یو به پایتخت می‌رسه

00:25:16.220 --> 00:25:21.490
بدون هیچ حرفی بهم کمک می‌کنی که تخم‌های ناصوابی رو که جیاجینگ اینجا کاشته رو دربیارم، زیر حرفت نزن

00:25:21.490 --> 00:25:23.700
!چه پررو

00:25:29.900 --> 00:25:34.300
چی شدی؟ بهت برخورده که بهت گفتم پررو؟

00:25:35.450 --> 00:25:37.970
من... یهویی شاهزاده یو اومد جلوی چشمم

00:25:37.970 --> 00:25:43.520
قبل ازونکه خودشو بکشه بهم گفت، یه چیزی وجود داره که من هرگز ازش خبردار نمیشم

00:25:45.500 --> 00:25:50.290
الآن تو، منظورت اینه که ممکنه شاهزاده یو و قبیلۀ هوا بهم مربوط باشن؟

00:25:51.700 --> 00:25:56.130
اگر اینطور نبوده پس چه دلیلی که داشته که جیاجینگ و جین بنروئو برای اینهمه سال کنارش بمونن؟

00:25:57.200 --> 00:26:01.310
هر دوتاشون هم از هیچ تلاش و فداکاری‌ای برای حمایت از شاهزاده یو دریغ نکردن

00:26:01.310 --> 00:26:07.580
نه بابا! یعنی میگی که امپراتور با یه خانمی از قبیلۀ هوا یه کارهایی کردن؟

00:26:07.580 --> 00:26:09.690
!بی‌تربیت

00:26:11.600 --> 00:26:14.800
اینکه اینطوری بوده یا نه رو فقط امپراتوره که ازش خبر داره

00:26:16.000 --> 00:26:21.440
ولی با خودم میگم، اگه اینی که حدسشو می‌زنیم واقعاً اتفاق افتاده باشه پس

00:26:21.440 --> 00:26:27.310
با مرگ شاهزاده یو، قبیلۀ هوا حتماً توی فکر گرفتن تقاص خونش افتادن

00:26:31.000 --> 00:26:32.590
هی! خسته نشدی؟

00:27:19.800 --> 00:27:21.470
رئیس

00:27:22.600 --> 00:27:24.540
می‌خوای چیزی بگی؟

00:27:28.500 --> 00:27:31.670
رئیس خواهش می‌کنم که منو، بابت بی‌صداقتیم ببخشید

00:27:34.700 --> 00:27:36.920
دربارۀ چی با من صادق نبودی؟

00:27:40.100 --> 00:27:45.030
منم از قبیلۀ هوا هستم، مادرم قبلاً اینو به من گفته بود

00:27:45.030 --> 00:27:49.070
ولی رئیس، من هرگز حتی یک قدم علیه شما برنداشتم

00:27:49.070 --> 00:27:54.860
این بار آخرم که به سیاهچال رفته بودم، کاملاً صادقانه و به خاطر راحتی خیال شما اینکارو کردم

00:27:56.800 --> 00:28:01.570
بلند شو، من خیلی وقته که می‌دونم تو از قبیلۀ هوا هستی

00:28:04.400 --> 00:28:06.590
!رئیس می‌دونستین؟

00:28:06.590 --> 00:28:09.420
زمانی قبیلۀ هوا، بین ما و یان شمالی قرار داشت

00:28:09.420 --> 00:28:14.740
به خاطر بقاشون ناچار بودن، به لیانگ تسلیم بشن ولی بعدش، با اتحاد با یان به ما خیانت کردن

00:28:14.740 --> 00:28:18.280
این نتیجۀ عدم ثبات در تصمیم‌گیری رهبران قومشون بود

00:28:18.280 --> 00:28:22.100
شاهزاده جوانجی بود که متعصبانه، در فکر احیای کشور خودش بود

00:28:22.100 --> 00:28:25.390
ولی در واقع مردمان هوا و دالیانگ ریشه و تبار واحدی دارن

00:28:25.390 --> 00:28:28.900
بین مردمان لیانگ و هوا، هیچ تفاوتی وجود نداره

00:28:28.900 --> 00:28:32.360
برای چی باید باهات، متفاوت رفتار می‌کردم؟

00:28:32.360 --> 00:28:34.100
رئیس

00:28:34.100 --> 00:28:39.540
آه راستی! حالا که حرفشو پیش کشیدی، یه سؤالی دارم که می‌خوام ازت بپرسم

00:28:39.540 --> 00:28:41.690
خواهش می‌کنم رئیس

00:28:41.690 --> 00:28:45.430
آیا تو خبر داری که شاهزاده جوانجی، هیچ بچه‌ای داشته باشه؟

00:28:46.700 --> 00:28:48.380
نداشت

00:28:49.300 --> 00:28:53.360
ولی، خواهر بزرگتر جوانجی شاهزاده لینگ لونگ، می‌دونم که اون یه بچه داشت

00:28:53.360 --> 00:28:55.860
ولی بعد ازونکه در جنگی که با دالیانگ داشتن کشته میشه

00:28:55.860 --> 00:28:59.880
اون بچه ناپدید شد، و کسی دیگه اونو نمی‌بینه

00:29:04.900 --> 00:29:08.130
اگه حرف دیگه‌ای نمونده، دیگه می‌تونی بری

00:29:15.500 --> 00:29:17.110
بله

00:29:31.100 --> 00:29:34.230
کاملاً معلوم بود که چقدر بابت مخفی کردن این موضوع قدیمی عذاب وجدان داشته

00:29:34.230 --> 00:29:37.280
امروز بالأخره همۀ شجاعتشو جمع کرده که بیاد و بهت راستشو بگه

00:29:37.280 --> 00:29:41.120
ولی تو حتی دریغت اومد که چند تا کلمۀ دل‌خوش‌کن بهش بگی

00:29:41.120 --> 00:29:45.630
حالا نخواستم دلشو خوش بکنم، مگه طوری شده؟

00:29:45.630 --> 00:29:49.060
طوری که نشده، فقط باعث شدی که حس بدی داشته باشه

00:29:49.060 --> 00:29:53.360
وقتی طوری نمیشده، برای چی باید پاپی‌اش می‌شدم؟

00:29:54.900 --> 00:30:00.910
اگر امروز بهش امید بدم، نا امیدی فرداش بزرگتر میشه، مگه نه؟

00:30:00.910 --> 00:30:03.660
این درک عمیقت از احساسات خانمها منو کشته

00:30:08.400 --> 00:30:11.650
فی لا کوچولو، تو هم دیدیش؟

00:30:11.650 --> 00:30:15.710
توی سینۀ برادر سوی تو به جای قلب یه تیکه سنگ گذاشتن

00:30:15.710 --> 00:30:17.470
!نخیرم

00:30:17.470 --> 00:30:20.550
بیا پایین، بیا با هم دیگه یه دست نوشیدنی بزنیم

00:30:20.550 --> 00:30:22.560
!نمی‌خوام

00:30:22.560 --> 00:30:24.510
!بیا پایین ببینم

00:30:30.900 --> 00:30:32.630
-جناب یان
-جناب هان خوش آمدید

00:30:32.630 --> 00:30:34.820
-حال جناب یان خوبه؟
-بفرمایید داخل خواهش می‌کنم

00:30:34.820 --> 00:30:37.040
-تبریک میگم ارباب یان
-خیلی ممنون

00:30:37.040 --> 00:30:41.750
-تبریک می‌گم مرزبان یان
-خیلی ممنون، بفرمایید

00:30:43.100 --> 00:30:45.990
-برادر یان، براتون سلامت و طول عمر آرزو می‌کنم
-خیلی ممنون

00:30:45.990 --> 00:30:48.300
-مشتاق دیدار
-درسته، مدتی شده

00:30:48.300 --> 00:30:50.690
-ازین طرف لطفاً
-تبریک به جناب مرزبان
-خیلی ممنون، خیلی ممنون

00:30:50.690 --> 00:30:55.600
ببخشید، آیا شما، پسر مرزبان یان هستید؟

00:30:55.600 --> 00:30:57.890
بله من یوجین هستم

00:30:59.100 --> 00:31:00.840
آیا شما، از مهمانان ما هستید؟

00:31:00.840 --> 00:31:04.910
امروز تولد مرزبان یان هست
مخصوصاً برای عرض تشکر خدمت رسیدیم

00:31:06.900 --> 00:31:10.130
جسارتاً شما رو به خاطر نمیارم، ببخشید اسمتون؟

00:31:10.130 --> 00:31:16.180
فامیلیم هانه، ما از دوستان قدیمیه جناب یان هستیم، اینم پسرم چن زیه

00:31:20.400 --> 00:31:25.440
حالا که، از دوستان قدیمی پدرم هستید
خواهش می‌کنم بفرمایید، در خدمتتون باشیم

00:31:26.600 --> 00:31:30.330
- خیلی ممنون
- بفرمایید داخل

00:31:30.330 --> 00:31:33.780
بفرمایید خواهش می‌کنم

00:31:35.040 --> 00:31:38.700
خیلی خوب شد که امروز بعد از مدتها دیداری تازه می‌کنیم

00:31:38.700 --> 00:31:43.430
بچرخ اون طرف، حالا بچرخ ازینوری

00:31:45.100 --> 00:31:47.070
اون خاکستریه بهتره

00:31:53.100 --> 00:31:57.780
اون یکی رو بردار، سلیقۀ این آقا این اواخر نم کشیده

00:31:57.780 --> 00:32:01.150
نمی‌دونی مگه اینو؟ عوضش کن

00:32:03.400 --> 00:32:07.590
سرت درد می‌کنه نه؟ خب مگه مجبورت کرده بودن که دیروز اونهمه بخوری؟

00:32:09.400 --> 00:32:12.910
-دارین میرین جایی؟
-امروز تولد مرزبان یانه

00:32:12.910 --> 00:32:17.100
دعوتنامه‌اش رو پریروز آورده بودن
 شرط ادبه که یه سری بزنم

00:32:17.100 --> 00:32:20.730
توی تولد مرزبان یان،  ولیعهد هم حتماً میاد نه؟

00:32:22.600 --> 00:32:27.820
پس بیا منو هم با خودت ببر، به جای تو خیلی ترجیح می‌دم که با یان یوجین بازی بکنم

00:32:38.800 --> 00:32:40.670
!باختی

00:32:43.900 --> 00:32:49.640
فی لا! درسته که ما تمام عصر دیروزو داشتیم با هم آب بازی می‌کردیم ولی

00:32:49.640 --> 00:32:53.740
اگه دقت بکنی یک شب کامل گذشته و امروز کاملاً یه روز دیگه است

00:32:53.740 --> 00:32:56.260
این بازی دیروز تموم شده

00:32:56.260 --> 00:32:59.650
خصوصاً وقتیکه منو برادر سو داریم دربارۀ چیزهای دیگه‌ای با همدیگه حرف می‌زنیم

00:32:59.650 --> 00:33:03.040
اینکه تو دزدکی از پشتم پیدات بشه و روی سرم آب بریزی

00:33:03.040 --> 00:33:07.290
!نه تنها خیلی کار بدیه بلکه اصلاً زشته

00:33:07.290 --> 00:33:09.160
فهمیدی؟

00:33:11.100 --> 00:33:15.090
!نخیرم، تو باختی

00:33:34.370 --> 00:33:36.120
بنشینید خانم

00:33:38.500 --> 00:33:41.780
-پس شما بودید
-برادر یان، خیلی وقت شده که همو ندیدیم

00:33:41.780 --> 00:33:45.410
بله، خانم، خیلی وقت شده که همو ندیدیم

00:33:45.410 --> 00:33:50.820
اگر، اشتباه حدس نزده باشم این باید پسرتون باشه

00:33:50.820 --> 00:33:53.780
اون نام فامیل منو داره، هان جو

00:33:53.780 --> 00:33:57.360
-سلام عمو یان
-بلند شو، بلند شو، بلند شو

00:33:59.800 --> 00:34:01.830
آفرین

00:34:01.830 --> 00:34:07.580
خانم، اینکه الآنو برای برگشتنتون انتخاب کردین
باعث میشه که فکر کنم که تصمیم خاصی دارین

00:34:07.580 --> 00:34:10.790
درسته که تصمیم داشتم که از همۀ گذشته‌ام جدا بشم
ولی بازم

00:34:10.790 --> 00:34:14.850
در این سالها من و شما با هم در تماس بودیم
حدس می‌زنم

00:34:14.850 --> 00:34:17.450
خیلی دور نیست که عمرش به آخر برسه، درسته؟

00:34:17.450 --> 00:34:22.220
می‌خوام که با چشمای خودم ببینمش، به خاطر آشنائیتی که در گذشته داشتیم

00:34:22.220 --> 00:34:27.180
اگر امکانش وجود داشته باشه، می‌خواستم به پسرم اجازه بدین که جسدشو تحویل بگیره

00:34:27.180 --> 00:34:30.230
حس می‌کنم، این آخرین وظیفه‌ایه که نسبت بهش دارم

00:34:33.200 --> 00:34:35.310
خانم ازین طرف لطفاً

00:34:39.300 --> 00:34:41.310
برادر سو ازین طرف

00:34:42.700 --> 00:34:44.570
مرزبان یان کجا هستن؟

00:34:44.570 --> 00:34:47.020
اولش پدرم، داشتن به مهمان‌ها خودش‌آمد می‌گفتن که

00:34:47.020 --> 00:34:52.810
یهویی، یه خانمی از راه رسید، مثل اینکه از دوستان قدیمی پدرم بود، پدرم رفتن تا تنهایی با اون خانم صحبت بکنن

00:34:52.810 --> 00:34:54.550
گفتی یه خانم؟

00:34:54.550 --> 00:34:59.070
یه خانمی بود که فامیلیش هان بود، یه پسری هم همراه خودش آورده بود که، میگفت پسرشه

00:34:59.070 --> 00:35:02.950
-فامیلی هان؟
-مگه می‌شناسیدش برادر سو؟

00:35:07.600 --> 00:35:10.300
رئیس، احتمالاً همونه که ارباب لین ازش خواسته که به پایتخت بیاد

00:35:10.300 --> 00:35:12.370
باید خودش باشه

00:35:14.800 --> 00:35:18.530
من فقط، همین تعداد کم رو می‌شناسم

00:35:18.530 --> 00:35:22.960
احتمالاً کمک بزرگی به شما نمی‌کنه
ولی فقط در همین حد ازم برمیومد

00:35:22.960 --> 00:35:26.990
خدا رو شکر می‌کنم که، اون دیگه دستش نمی‌رسه که خون کسی رو بریزه

00:35:28.000 --> 00:35:33.850
اینجا یه اسم‌هایی هست که اگه شما بهشون اشاره نکرده بودین
حتی فکرم هم بهشون نمی‌رسید

00:35:34.740 --> 00:35:39.770
به نظرتون، از بقیۀ طرفداران جیاجینگ کسی هست که، اون بشناسدشون؟

00:35:40.900 --> 00:35:45.740
اونا برای بیش از ده ساله که از همدیگه جدا شدن
بعیده که چیز زیادی بدونه

00:35:49.400 --> 00:35:53.500
ولی اینم هست که به خاطر قدیمی بودن اطلاعاتی که داره
اونایی رو بتونه معرفی بکنه که، سالهاست به خوبی مخفی موندن

00:35:53.500 --> 00:35:59.350
برادر سو، دارین دربارۀ چی حرف می‌زنین؟
مگه اون خانم، آدم خیلی خاصیه؟

00:36:14.900 --> 00:36:19.630
سراغ این یکی نرو، مال منه، موندنش به دردم می‌خوره

00:36:19.630 --> 00:36:21.790
!می‌دونم

00:36:24.500 --> 00:36:26.220
!دست نزن

00:36:28.700 --> 00:36:30.360
اون یکی مال توئه

00:36:30.360 --> 00:36:32.470
!می‌دونم

00:36:51.600 --> 00:36:53.580
دوشیزه خانم

00:36:58.100 --> 00:37:02.070
دوشیزه خانم شما که صبح زود بیدار شدین
چرا هنوز آماده نیستین؟

00:37:13.500 --> 00:37:18.190
دایه انتخاب اون خدمتکارهایی که قراره همراه من به قصر بیانو
بالأخره تموم کردین؟

00:37:18.190 --> 00:37:21.580
معلومه که تموم کردم، اون خدمه‌ای که قراره همراهتون به قصر بیان

00:37:21.580 --> 00:37:25.890
همه‌شون آداب خدمتکاری رو خیلی خوب بلدن، خانوادۀ درست و حسابی دارن و چشم بسته گوش به فرمانتون هستن

00:37:25.890 --> 00:37:28.710
فقط منکه دایه‌تون باشم انقدر از دل و جون براتون مایه می‌ذارم

00:37:28.710 --> 00:37:31.450
خیلی ممنونم دایه

00:37:31.450 --> 00:37:36.900
اون وقتی که شما، توی دستگاه شاهزاده جوانجی، و فرمانده جیا جینگ بودین هم

00:37:36.900 --> 00:37:39.740
همینقدر دقیق و کاری بودین نه؟

00:37:42.500 --> 00:37:44.260
!برو

00:37:52.900 --> 00:37:55.240
!برو

00:38:01.500 --> 00:38:06.400
بانوی من، مگه چه خطایی از ما سر زده که
به خاطرش دارین ما رو از قصر بیرون می‌کنین؟

00:38:06.400 --> 00:38:09.920
-بله بانوی من
-بانوی ما، کدوم کار ما شما رو عصبانی کرده؟

00:38:09.920 --> 00:38:16.650
-ما نمی‌خوایم از قصر بریم
-بانوی من خواهش می‌کنم از ما بگذرین
-خواهش می‌کنم ما رو ببخشین

00:38:16.650 --> 00:38:20.140
بانوی من

00:38:20.140 --> 00:38:22.560
بانوی من

00:38:22.560 --> 00:38:26.360
آیا شما اون خواهرتون جائو جین رو یادتون میاد؟

00:38:30.800 --> 00:38:34.090
قبل ازونکه کارتون به جاهای باریک بکشه

00:38:35.700 --> 00:38:40.760
از قصر برید و، بی سر و صدا زندگیتونو بکنید

00:38:46.200 --> 00:38:48.090
بله

00:38:53.000 --> 00:38:58.920
ارباب

00:38:58.920 --> 00:39:01.700
-ژنرال
-ببریدش

00:39:01.700 --> 00:39:04.060
-بله
-!برو

00:39:05.800 --> 00:39:09.090
*زندان سلطنتی*

00:39:27.000 --> 00:39:33.280
فرمانده جیا، بعد ازین مدتی که اینجا حبس شدید، حتماً دلتون داره له له می‌زنه که بفهمید اون بیرون چه خبره

00:39:35.100 --> 00:39:37.900
منم امروز به اینجا اومدم تا بهتون به خبرایی بدم

00:40:31.700 --> 00:40:37.560
تو اومدی اینجا که نمک به زخم من بپاشی و به گرفتاری من توی دلت قاه قاه بخندی درسته؟

00:40:37.560 --> 00:40:39.290
همینطوره

00:40:41.200 --> 00:40:44.150
اونهمه مهره داشتید و همه‌شونو دونه دونه از دست دادید

00:40:44.150 --> 00:40:46.910
آخر و عاقبتِ خودتون هم که به این دخمۀ تاریک کشیده

00:40:46.910 --> 00:40:50.220
و این باعث میشه که با تمام وجودم شاد و خرسند باشم

00:40:52.100 --> 00:40:54.330
!لین شو

00:40:58.600 --> 00:41:01.300
تو چطوری ازونجا جون سالم به در بردی؟

00:41:02.700 --> 00:41:08.450
صخرۀ می رو خاکستر پوشونده بود، هیچ بنی بشری باقی نموند، محاله که تو زنده مونده باشی

00:41:12.000 --> 00:41:18.420
تو حتماً یه روحی، یه روحی که از جهنم برگشته تا انتقامشو بگیره

00:41:18.420 --> 00:41:23.770
مرتب می‌گی که من لین شو هستم، اعتراف می‌کنم که همونم

00:41:23.770 --> 00:41:27.320
ولی چیکار کنیم که امپراتور، حرفتو باور نمی‌کنه

00:41:28.400 --> 00:41:34.450
فکر ‌کنم که یه اخباری هم قبلاً به شما رسیده باشه
جی یو در جیان جو مرده

00:41:34.450 --> 00:41:40.500
وقتیکه اخبار مرگش در همۀ پایتخت پخش بشه، چیزی نمیگذره که بهت اجازه می‌دن که دربارۀ بعضی چیزها حرف بزنی

00:41:57.140 --> 00:42:03.680
<i>♫چند تا طومار لازمه، تا بشه حکایت تغییر ایام رو نوشت؟ ♫ </i>

00:42:03.680 --> 00:42:10.510
<i>♫ این زمانۀ سخت، قرار رو از دل آدم می‌بره♫ </i>

00:42:10.510 --> 00:42:17.480
<i>♫ هنوزم خون‌هائیه که جاریه، ولی انگار هیچ کسی نمی‌بینه♫ </i>

00:42:17.480 --> 00:42:24.840
<i>♫شعله‌های آتش، امیدهای زندگی رو نابود می‌کنن ♫ </i>

00:42:24.840 --> 00:42:31.060
<i>♫ شمشیر رو، به دست اون دادن♫ </i>

00:42:31.060 --> 00:42:38.090
<i>♫ توی این وقتی که برام مونده، هیچ امیدی به زندگی ندارم♫ </i>

00:42:38.090 --> 00:42:44.920
<i>♫ قصر امپراتور با برج‌های بلندش، همونطور مجلل و باشکوهه♫ </i>

00:42:44.920 --> 00:42:57.060
<i>♫آینه‌ها از غبار پاک میشن، و عهد و پیمان‌ها دل سیاهی شب رو، می‌شکافن♫ </i>

00:42:57.060 --> 00:43:05.050
<i>♫کمان سرخ دیروزی، معطل به دیوار آویزونه ♫ </i>

00:43:05.050 --> 00:43:12.010
<i>♫ سپاه با اینکه هنوزم توان داره، ولی می‌خواد که جنگیدن رو بس بکنه♫ </i>

00:43:12.010 --> 00:43:18.770
<i>♫ دنیا نمی‌تونه قلب پاک منو، یه گوشه‌ای قایم بکنه ♫ </i>

00:43:18.770 --> 00:43:24.340
<i>♫به نظرم عالم درست مثل یه نقاشیه♫ </i>

00:43:24.340 --> 00:43:32.520
<i>♫که به قاب دورش محدوده، اینطوری کیه که بتونه از دنیا بکنه و بره «بهشتِ در آتش» رو نجات بده؟♫ </i>

00:43:32.520 --> 00:43:39.370
<i>♫اون جوون دیروزی، همون جوانۀ عدالت و از خودگذشتگی♫ </i>

00:43:39.370 --> 00:43:46.170
<i>♫با همۀ تنهایی‌هاش برگشته، تا نذاره دیگه آتشی روشن بمونه ♫ </i>

00:43:46.170 --> 00:43:53.530
<i>♫:همۀ اینا رو نوشتن، تا همۀ آدمها بخونن که ♫ </i>

00:43:53.530 --> 00:43:58.830
<i>♫ ...اون باد که اومد ♫</i>

00:43:58.854 --> 00:44:10.854
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:44:11.790 --> 00:44:16.900
<i>♫...همۀ ابرها رو با خودش برد ♫</i>