﻿WEBVTT

00:00:00.960 --> 00:00:08.050
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:08.074 --> 00:00:28.074
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.520 --> 00:01:00.070
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.070 --> 00:01:03.080
<i>«قسمت سیزدهم»</i>

00:01:03.080 --> 00:01:07.310
با این سر و صدایی که توی شهر هست، فکر می‌کردم امروز نمیاین

00:01:08.120 --> 00:01:12.340
پدر و پینگ جانگ هم، حال خیلی خوبی ندارن

00:01:12.340 --> 00:01:16.000
منم، کاری ازم براشون برنمیاد

00:01:16.670 --> 00:01:21.530
یه شایعه‌هایی شنیدم، واقعاً کار بانوی لای یانگ بوده؟

00:01:28.510 --> 00:01:31.220
اینکه یه آدم چی تو ذهنش می‌گذره رو

00:01:31.220 --> 00:01:34.920
خیلی، سخته که دیگران بتونن بفهمن

00:01:35.730 --> 00:01:40.190
!همۀ این سالها، چقدر سر به زیر و، آروم بود

00:01:40.190 --> 00:01:43.200
بارها شد که، از اعلیحضرت تشکر کرد

00:01:43.200 --> 00:01:47.400
کی فکرشو می‌کرد، که درون خودش

00:01:47.400 --> 00:01:49.760
انقدر کینه رو انبار کرده باشه؟

00:01:50.740 --> 00:01:54.150
ولی منکه متوجه نمیشم، کینه‌اش به خاطر چی بوده؟

00:01:54.150 --> 00:01:57.040
چطوریه که با عمارت چانگلین هم مشکل داشته؟

00:01:59.980 --> 00:02:02.000
طبیعیه که متوجه نشی

00:02:02.000 --> 00:02:05.910
منم تا وقتی پینگ جانگ، دیشب بهم گفت نمی‌دونستم

00:02:10.070 --> 00:02:14.320
ماجرای جرم شاهزادۀ لای یانگ رو، پدر بود که متوجهش شد

00:02:14.320 --> 00:02:18.390
اعلیحضرتم دنبال تحقیق‌شو گرفت و، امپراتور سابق هم، حکم‌شو داد

00:02:18.390 --> 00:02:24.680
اونم، کینۀ همۀ افراد درگیر موضوع رو، به دل گرفت

00:02:24.680 --> 00:02:29.380
ولی به خاطر موقعیتش، دستش به اعلیحضرت نمی‌رسیده که انتقام بگیره

00:02:30.370 --> 00:02:34.910
پس میاد سراغ اونی که می‌تونسته... که همون عمارت چانگلین بوده

00:02:35.820 --> 00:02:43.250
بازم خدا رو شکر که، همچین آدم شیطان‌صفتی، دستش به پدر و پینگ جانگ نرسیده

00:02:43.250 --> 00:02:48.040
سختی‌هایی که کشیدین، به زودی تموم میشن

00:03:43.440 --> 00:03:48.280
فرمانده، گشتی‌ها برای تحویل گرفتن اینجا اومدن، بیرون منتظر دستور شمان

00:03:48.280 --> 00:03:53.370
یادتون باشه! شاهزادۀ لای یانگ به عنوان شاهد اینجان
دستگیر نشدن

00:03:53.370 --> 00:03:57.380
اعلیحضرت که حالشون بهتر بشه، ایشون رو به قصر می‌خوان

00:03:57.380 --> 00:04:00.960
نمی‌دونم مقابل، این فاجعه چیکار می‌خواد بکنه

00:04:00.960 --> 00:04:04.400
به افرادت بگو، مراعات حالشو بکنن

00:04:04.400 --> 00:04:06.350
اطاعت قربان

00:04:11.980 --> 00:04:14.040
خیلی خب، تا همینجا کافیه

00:04:14.040 --> 00:04:15.610
بقیه‌شو دیگه خودم میرم

00:04:15.610 --> 00:04:17.500
به سلامت خواهر

00:04:37.180 --> 00:04:38.850
!پینگ جینگ

00:04:40.350 --> 00:04:42.270
اینجا چیکار می‌کنی؟

00:04:49.450 --> 00:04:54.030
می‌دونستی که... همه چی به خاطر من بوده؟

00:04:54.030 --> 00:04:56.220
یعنی چی به خاطر تو؟

00:04:58.570 --> 00:05:01.270
اینهمه سختی‌ای که زن برادر کشیده رو میگم

00:05:01.270 --> 00:05:05.140
اینکه بچه‌دار نمیشه... همش به خاطر من بوده

00:05:08.640 --> 00:05:10.850
به خاطر یکی که فکر می‌کرده

00:05:12.080 --> 00:05:14.700
عمارت چانگلین باید به من برسه

00:05:21.910 --> 00:05:23.700
مشروب نداری؟

00:05:35.480 --> 00:05:39.210
پینگ جینگ کو؟ چرا نمیاد غذا بخوره؟

00:05:41.090 --> 00:05:43.020
رفته بیرون

00:05:44.810 --> 00:05:49.360
راستی... پرسیدی قضیۀ پیشکار جو چی بوده؟

00:05:49.360 --> 00:05:55.580
پرسیدم، مثل اینکه با سوء‌استفاده از اسم عمارت، رفته یه کاری کرده

00:05:55.580 --> 00:05:59.850
تو که می‌دونی... پدر با هر چیزی کنار میاد؛ جز این

00:06:03.330 --> 00:06:07.670
اگه اینه که... به نظر نمی‌شه کاریش کرد

00:06:08.700 --> 00:06:13.430
پدر بابت این موضوع ناراحته، اگه میشه، حرفی جلوش نزن

00:06:19.150 --> 00:06:24.950
بازم... خدا رو شکر که، همه چیز تموم شده

00:06:29.680 --> 00:06:35.220
درسته که مرزبان مزی نوشته که به دونگ های برمی‌گرده
ولی ما که هنوز مطمئن نیستیم

00:06:35.220 --> 00:06:39.650
می‌ترسم، چیزها هنوز «واقعاً» تموم نشده باشن

00:07:15.130 --> 00:07:20.900
جیرجیرک‌ها خالص و درستکارند
چونان برادران «بو شی» در وفاداری
[برادران بوشی: دو برادر که در فرهنگ چینی نماد وفاداری هستند]

00:07:20.900 --> 00:07:26.580
حتی امپراتوران و وزرایشان هم
باید در آرزوی چنین خلوصی باشند

00:09:16.890 --> 00:09:18.940
چای میریفیکاست... هوشیارت می‌کنه

00:09:18.940 --> 00:09:20.620
بخور

00:09:41.000 --> 00:09:42.630
لین شی

00:09:44.280 --> 00:09:47.330
می‌دونم نباید بهت زحمت بدم

00:09:47.330 --> 00:09:49.850
ولی من الآن جایی برای رفتن ندارم

00:09:49.850 --> 00:09:52.030
منظورت از زحمت چیه؟

00:09:53.600 --> 00:09:56.290
میشه چند روز اینجا قایم بشم؟

00:09:56.290 --> 00:09:58.180
قایم واسۀ چی؟

00:10:00.220 --> 00:10:02.930
روم نمیشه برگردم خونه

00:10:02.930 --> 00:10:06.230
روم نمیشه تو روی برادر و زن برادر نگاه کنم

00:10:06.230 --> 00:10:09.560
حالا فکر کردی قایم بشی، همۀ مشکلاتت حل میشه؟

00:10:23.400 --> 00:10:27.680
این راه، جداً اثر داره؟

00:10:32.620 --> 00:10:35.730
شائو یوآنچی، به دنیا نیومده بود که به پدرش دستور خودکشی داده میشه

00:10:35.730 --> 00:10:39.230
این مادر و پسر مجبور بودن، برای بقا به هم تکیه بکنن

00:10:39.230 --> 00:10:44.570
نگران نباشید جناب مرزبان، این نامه، خوب اثری خواهد داشت

00:10:44.570 --> 00:10:48.490
آماده شدن همه چیز، به نظرت چقدر طول می‌کشه؟

00:10:48.490 --> 00:10:54.840
جناب مرزبان صبور باشید، جاسوس هر چه بیشتر در خفا بمونه، نتیجه‌ای که ازش به دست میاد مؤثرترخواهد بود

00:10:54.840 --> 00:10:58.370
زمانش که برسه، شائو یوآنچی برای دونگ های به شمشیری زهرداری

00:10:58.370 --> 00:11:03.120
تبدیل میشه که در خاک لیانگ لانه کرده
برای چنین نفعی

00:11:03.530 --> 00:11:08.670
۳یا مثلاً ۵ سال صبر، کاملاً زمان مقبولیه

00:11:15.440 --> 00:11:17.320
نمی‌بینی چه بادی میاد؟

00:11:17.320 --> 00:11:19.410
کجا داری میری؟

00:11:19.410 --> 00:11:21.620
مطمئنی نمی‌خوای منم بیام؟

00:11:22.580 --> 00:11:24.580
اینجور غرغر کردن‌هات رو که می‌بینم

00:11:24.580 --> 00:11:27.580
با فرمانده منگ مو نمی‌زنی

00:11:27.580 --> 00:11:30.530
واسه چی الکی حرفو عوض می‌کنی؟

00:11:30.530 --> 00:11:33.580
حس نمی‌کنی خونه خیلی ساکت شده؟

00:11:34.730 --> 00:11:38.130
پینگ جینگ الآن دو روزه که خونه نیومده

00:11:38.130 --> 00:11:41.110
راست میگیا! برای چی؟

00:11:41.110 --> 00:11:43.010
!بچه‌بازی

00:11:45.820 --> 00:11:48.060
مگه پدر بازم دعواش کرده؟

00:11:48.060 --> 00:11:49.750
فکر کنم

00:11:52.520 --> 00:11:55.290
جرم بانوی لای یانگ محرزه

00:11:55.290 --> 00:11:58.680
گو اینکه مرزبان مزی دست پیش رو از ما گرفت

00:11:58.680 --> 00:12:01.940
دفنش مشکلی نداره ولی

00:12:01.940 --> 00:12:06.300
مسئلۀ اصلی... حال یوآنچیه

00:12:06.300 --> 00:12:10.000
برادر به نظر شما، از کارهای مادرش

00:12:10.000 --> 00:12:12.140
یوآنچی خبر داشته؟

00:12:14.460 --> 00:12:19.480
از فی جان شنیدم که، اون به شدت ازین قضیه بهت‌زده است

00:12:20.200 --> 00:12:24.380
مطمئنم، خبر نداشته

00:12:24.380 --> 00:12:26.490
منم همین فکرو می‌کنم

00:12:28.400 --> 00:12:33.500
هر چی باشه، مجرم هر چقدرم که رذل باشه، بازم هوای بچه‌شو داره

00:12:33.500 --> 00:12:35.990
به نفع بچه‌اش بوده که، بهش چیزی نگه

00:12:35.990 --> 00:12:39.250
تازه موقع جرم‌های مادرش، یوآنچی خیلی بچه بوده و

00:12:39.750 --> 00:12:44.650
توی همۀ این قضایا، جایی نبوده که بتونیم بگیم می‌تونسته کار یوآنچی باشه

00:12:44.650 --> 00:12:50.310
...اعلیحضرت، در مورد قضیۀ پدرش هم

00:12:55.770 --> 00:12:59.270
فکر کنم تا حالا کسی بهش چیزی نگفته

00:13:01.030 --> 00:13:05.880
هر چی نباشه، اون نوۀ امپراتور مرحومه

00:13:31.920 --> 00:13:34.650
فکرشم نمی‌کردم اینجور کارها رو، انقدر خوب بلد باشی

00:13:34.650 --> 00:13:39.190
پس چی فکر کردی؟ من توی، لانگیا همه‌جور کاری می‌کردم

00:13:45.780 --> 00:13:48.830
بالأخره تا کی می‌خوای اینجا بمونی؟

00:13:48.830 --> 00:13:51.930
لین شی، منکه دارم انقدر کمکت می‌کنم

00:13:51.930 --> 00:13:53.640
بذار چند روز دیگه هم بمونم

00:13:53.640 --> 00:13:56.000
منکه می‌دونم ازم بدت نمیاد

00:14:02.100 --> 00:14:05.900
برو خداتو شکر کن که پدر نبود تا بشنوه چه مزخرفاتی تحویل یه دختر میدی

00:14:05.900 --> 00:14:08.710
اینا رو هم توی همون لانگیا یادتون دادن؟

00:14:11.360 --> 00:14:14.760
می‌دونم دوست داری وقتِ ناراحتی قایم بشی

00:14:14.760 --> 00:14:18.500
ولی دو روزه مزاحم این دوشیزه لینِ بیچاره هستی و، هنوزم نمی‌خوای بری؟

00:14:18.500 --> 00:14:22.010
می‌خواستی انقدر وایسی تا حتماً من بیام دنبالت؟

00:14:26.650 --> 00:14:32.090
چیه؟ فهمیدی برادر واقعیت نیستم، دیگه خط‌مو نمی‌خونی؟

00:14:32.130 --> 00:14:34.310
تو همیشه برادرمی

00:14:36.330 --> 00:14:39.280
فقط خجالت می‌کشیدم برگردم

00:14:39.280 --> 00:14:41.030
از ترسمم بود

00:14:41.030 --> 00:14:43.170
ترس دیگه واسۀ چی؟

00:14:43.170 --> 00:14:45.380
می‌ترسیدم منو ببینی عصبانی بشی

00:14:45.380 --> 00:14:47.950
برای چی عصبانی بشم؟

00:14:47.950 --> 00:14:51.960
برادر، هیچ چی عوض نشده

00:14:51.960 --> 00:14:54.590
همه چی عین قبله دیگه؟

00:14:55.420 --> 00:14:57.620
مگه تو می‌خوای عوض بشه؟

00:14:59.320 --> 00:15:01.520
پس حرف بیشتری نمی‌مونه

00:15:02.590 --> 00:15:04.880
خودت همه چیزو می‌دونی

00:15:06.110 --> 00:15:09.030
بیا... برمی‌گردیم خونه

00:15:27.270 --> 00:15:30.290
پاشو! پاشو! شاهزاده داره میاد

00:15:45.100 --> 00:15:49.070
شاهزاده، منزل تحت نظره، نمی‌تونید آزادانه رفت و آمد کنید

00:15:54.770 --> 00:15:57.390
شاهزاده، اینکه مورد مادرتون چی بوده رو

00:15:57.390 --> 00:15:59.150
فکر می‌کنم مطلعید

00:15:59.150 --> 00:16:02.240
فکر کنم نیازی نباشه که، قوانین حکومتی رو عرض بکنم

00:16:02.240 --> 00:16:04.740
ما هم اینجا، مأموریم و معذور

00:16:04.740 --> 00:16:07.380
ممنون میشم اگه، کار ما سخت نکنید

00:16:11.700 --> 00:16:13.940
فقط می‌خواستم بپرسم

00:16:13.940 --> 00:16:16.580
این مدت پینگ جینگ نیومده بوده اینجا؟

00:16:17.360 --> 00:16:19.440
حصرِ عمارت لای یانگ

00:16:19.440 --> 00:16:22.010
به گشتی‌های پایتخت محول شده

00:16:22.010 --> 00:16:24.400
ایشون برای چی بیان؟

00:17:24.280 --> 00:17:25.770
!برادر

00:17:28.100 --> 00:17:30.030
زن برادر هم خبر داره؟

00:17:31.870 --> 00:17:34.960
پدر که منو به فرزندخوندگی گرفت، خانواده پایتخت نبودیم

00:17:34.960 --> 00:17:37.880
...تنها کسایی که می‌دونستن، فقط مادر و پیشکار جو

00:17:37.880 --> 00:17:40.020
امپراتور قبلی و فعلی بودن

00:17:40.020 --> 00:17:42.570
بعد از یه مدتی هم، دیگه کسی حرف‌شو نزد

00:17:42.570 --> 00:17:44.130
من اونو نمیگم

00:17:44.130 --> 00:17:48.690
...میگم... اینکه پیشکار جو اونکارو به خاطر من... کرده

00:17:48.690 --> 00:17:50.580
زن برادر هم خبر داره؟

00:17:52.050 --> 00:17:53.370
!پس بهش نگو

00:17:53.370 --> 00:17:56.290
اگه تو نخوای... منم نمیگم

00:17:56.290 --> 00:17:59.200
چیزیه که دیگه تموم شده، گفتن و نگفتنش

00:17:59.200 --> 00:18:01.030
مگه فرقی هم ایجاد می‌کنه؟

00:18:01.030 --> 00:18:04.400
خودمم نمی‌خوام بهش بگم، نمی‌خوام به مشکلاتش اضافه بکنم

00:18:07.250 --> 00:18:09.180
!راستی! برادر

00:18:09.180 --> 00:18:11.860
اینکه... من از خونه رفته بودمو

00:18:11.860 --> 00:18:13.890
میشه به پدر نگی؟

00:18:14.380 --> 00:18:16.740
پدر بدونه

00:18:16.740 --> 00:18:18.870
اونوقت اعلیحضرتم می‌دونه

00:18:23.020 --> 00:18:25.190
!این یکیو قول نمیدم

00:18:34.970 --> 00:18:38.100
پینگ جینگ جدی رفته قایم شده؟

00:18:38.100 --> 00:18:41.460
بله، از بس که صاف و ساده است

00:18:41.460 --> 00:18:43.590
لابد فکر کرده باعث اذیت زن برادرش شده و

00:18:43.590 --> 00:18:46.370
احساس گناه داشته

00:18:46.370 --> 00:18:49.270
خب درستشم همینه که به موضوع ربط داشته

00:18:49.270 --> 00:18:53.580
ولی فتنۀ اصلی که اون آدم پست بوده، تقصیر اون که نبوده

00:18:53.580 --> 00:18:55.300
!پسرۀ ساده

00:18:55.300 --> 00:18:59.300
برادرشم یکی دو روز صبر کرده و، بعدشم رفت آوردتش

00:18:59.300 --> 00:19:02.050
مگه جرأت داشته برنگرده خونه؟

00:19:02.640 --> 00:19:05.670
خب خوبه، پینگ جانگ از همون بچگیش

00:19:05.670 --> 00:19:07.890
خوب بلد بود چطوری این بچه رو روی انگشتش بچرخونه

00:19:12.110 --> 00:19:15.600
خدمت اعلیحضرت، از دولت اطلاع دادن که

00:19:15.600 --> 00:19:17.870
هیئت اعزامی دونگ های وارد «اِ جو» شدن و

00:19:17.870 --> 00:19:21.240
ظرف ۷ روز، به پایتخت خواهند رسید

00:19:21.240 --> 00:19:23.020
باشه

00:19:24.230 --> 00:19:25.510
چرا انقدر لفتش میدن؟

00:19:25.510 --> 00:19:31.400
این... این مرزبان مزی پایتخت ما رو به آشوب کشیده اونوقت هیئت‌شون هنوز اینهمه راه دارن که بیان

00:19:32.790 --> 00:19:37.610
برادر، به نظرت این نفر اول فهرست

00:19:37.610 --> 00:19:39.680
جرأت می‌کنه پیش من بیاد؟

00:19:39.680 --> 00:19:43.660
به نظر بنده، مرزبان مزی حتی اگر با هیئت دونگ های هم بیاد

00:19:43.660 --> 00:19:46.850
سفیر دونگ های هیچوقت زیر بار نمیره که این آدم

00:19:46.850 --> 00:19:49.660
چند وقت قبل هم در لیانگ بوده

00:20:13.050 --> 00:20:15.840
مرزبان مزی بعید می‌دونم بین اینها باشه

00:20:27.000 --> 00:20:28.570
!دنبال من

00:20:32.490 --> 00:20:35.220
برادر به نظر تو، اون واقعاً رفته یا

00:20:35.220 --> 00:20:38.200
یه گوشه‌ای از شهر قایم شده؟

00:20:38.200 --> 00:20:42.550
منطقی‌شو ببینیم، مرزبان مزی به هدفی که در پایتخت ‌می‌خواسته رسیده

00:20:42.550 --> 00:20:45.440
هر کاری هم که خواسته کرده

00:20:45.440 --> 00:20:49.750
بخواد بیشتر اینجا بمونه لیانگ رو تحریک کرده و این به نفعش نیست

00:20:49.750 --> 00:20:51.370
ولی نمی‌دونم چرا

00:20:51.370 --> 00:20:54.200
یه حسی بهم میگه که، اون هنوز نرفته

00:20:54.200 --> 00:20:57.010
مگه متوجه، چیز خاصی شدی؟

00:20:58.090 --> 00:21:00.980
دارم به اون، نامه‌ای که گذاشته فکر می‌کنم

00:21:00.980 --> 00:21:04.090
«انتقام گرفته شد، به دونگ‌های برمی‌گردم»

00:21:04.090 --> 00:21:06.740
ولی این ثابت نمی‌کنه که رفته باشه

00:21:06.740 --> 00:21:09.660
چه لزومی داشته که نامه رو بنویسه؟

00:21:09.660 --> 00:21:13.620
می‌خواسته... مردم مطمئن باشن که اون رفته؟

00:21:13.620 --> 00:21:16.610
مرزبان مزی خواسته همه فکر کنن که اون رفته

00:21:16.610 --> 00:21:18.560
!ولی واقعاً نرفته

00:21:18.560 --> 00:21:22.220
ولی اگه بخواد بمونه، کجا رو داره که بره؟

00:21:23.450 --> 00:21:25.280
گفتنش سخته

00:21:25.870 --> 00:21:28.710
پایتخت بزرگه، اگه واقعاً قصد مخفی شدن کرده باشه

00:21:28.710 --> 00:21:31.730
پیدا کردنش، حتماً زمان می‌بره

00:21:31.730 --> 00:21:33.380
پایتخت بزرگه ولی

00:21:33.380 --> 00:21:37.030
جاهای خیلی کمی هستن که نفر اول فهرست لانگیا، بهشون علاقه نشون بده

00:21:37.030 --> 00:21:40.480
حالا که مطمئن نیستیم، باید برای هر چیزی حاضر و

00:21:40.480 --> 00:21:42.660
برای دفاع آماده باشیم

00:21:42.660 --> 00:21:45.150
حرف درستیه

00:21:45.150 --> 00:21:48.270
در این مورد کار زیادی ازم برنمیاد ولی

00:21:48.270 --> 00:21:50.920
این پینگ جینگ ما، می‌تونه به دردتون بخوره

00:21:50.920 --> 00:21:54.440
فرمانده، پس اختیارش با شما

00:21:58.860 --> 00:22:01.170
باید به کاری برسم، فعلاً میرم

00:22:06.230 --> 00:22:11.030
فی جان! در مورد یوآنچی... فکر می‌کنم باید نیروهای بیشتری برای امنیتش بذاری

00:22:11.030 --> 00:22:13.290
متوجه شدم، نگران نباش

00:22:17.990 --> 00:22:23.340
راستی برادر شون، تو که توی قصری... این روزها حال اعلیحضرت چطوره؟

00:22:23.340 --> 00:22:27.980
یوآنچی... ازم خواسته از اعلیحضرت بخوام، اجازه بده مادرشو دفن بکنه

00:22:27.980 --> 00:22:29.520
بانوی لای یانگ با اون جرم‌هاش

00:22:29.520 --> 00:22:34.550
کی جرأت داره حرف برگزاری مراسم‌شو بزنه؟
یه جای پرتی چالش کردن

00:24:10.930 --> 00:24:14.630
بنیه‌ات بد نیست! قوی هم نفس می‌کشی

00:24:14.630 --> 00:24:19.860
اگه خوب تمرین بکنی، جای پیشرفت زیادی داری

00:24:19.860 --> 00:24:21.330
کی هستی؟

00:24:21.330 --> 00:24:23.730
اجازه بدید من معرفی‌ بکنم

00:24:27.860 --> 00:24:31.640
ایشون شخصی هستن که، می‌تونن به شما کمک بکنن تا

00:24:31.640 --> 00:24:34.980
به رؤیاهاتون برسید

00:24:43.720 --> 00:24:46.600
مگه میشه شما

00:24:46.600 --> 00:24:48.380
بدونین من رؤیام چیه؟

00:24:48.380 --> 00:24:51.290
!البته که می‌دونیم

00:25:14.080 --> 00:25:18.330
سفیر دونگ‌های، خدمت شاه لیانگ ادای احترام می‌کند

00:25:26.320 --> 00:25:29.060
بسیار خب، می‌تونید بلند شید

00:25:29.060 --> 00:25:31.930
سپاس شاه لیانگ

00:25:32.990 --> 00:25:36.840
سفرتون تا اینجا، حتماً خسته‌کننده بوده

00:25:36.840 --> 00:25:39.830
کشورهای ما و شما، همیشه دوست و برادر بودند

00:25:39.830 --> 00:25:44.700
همینقدری که فرصت داشتیم تا
حامل پیام دوستی ملت‌مان باشیم

00:25:44.700 --> 00:25:50.730
نهایتِ، افتخار ماست، جایی برای گله از سختی سفر نمی‌مونه

00:25:52.190 --> 00:25:54.270
<i>«استوارنامه»</i>

00:25:54.270 --> 00:25:59.080
کدوم یکی از شما، نفر اول فهرست لانگیا مرزبان مزیه؟

00:26:03.260 --> 00:26:07.350
مرزبان مزیِ کشور ما، همیشه از تحسین‌گران زیبایی‌های کشور لیانگ بودن

00:26:07.350 --> 00:26:11.100
مضافاً اینکه، مایل بودن مراسمی برای بانو شو ترتیب بدن

00:26:11.100 --> 00:26:13.810
به همین جهت بود که فرمانروای ما

00:26:13.810 --> 00:26:17.240
با عضویت ایشون در هیئت اعزامی سفرا موافقت کردن

00:26:17.240 --> 00:26:19.080
ولی متأسفانه

00:26:19.860 --> 00:26:21.880
متأسفانه بخت یار نبود و

00:26:21.880 --> 00:26:27.630
تنها بعد از چند روز از شروع سفر، به علت مصرف آب آلوده، دچار اسهال خونی شدن و

00:26:27.630 --> 00:26:30.240
به ناچار، مراجعت کردن

00:26:30.240 --> 00:26:33.800
امیدواریم اعلیحضرت، به ایشون خرده نگیرن

00:26:33.800 --> 00:26:36.020
!آب آلوده؟

00:26:37.240 --> 00:26:43.280
رزمی‌کار قدرتمندی در حد ایشون، چطور ممکنه به این راحتی مریض بشه؟

00:26:44.550 --> 00:26:49.690
بله، حق دارید ما رو به سخره بگیرید
ولی واقعش اینه که ایشون مدتها در انزوا بودن و

00:26:49.690 --> 00:26:54.170
حتی فرمانروای خودمون هم، در جریان کیفیت سلامت ایشون نبودن

00:26:54.170 --> 00:26:57.430
اجازۀ پیوستن ایشون به هیئت، البته که خطایی سهوی بوده

00:26:57.430 --> 00:27:01.850
ولی قطعاً بی‌منظور صورت گرفته
امیدواریم عفو بفرمایید اعلیحضرت

00:27:10.410 --> 00:27:13.970
انگار این مرزبان مزی شما خیلی هم آدم سالمی نیستن

00:27:13.970 --> 00:27:17.720
اینبار که به کشورتون برگردن، فرمانرواتون قصد ندارن

00:27:17.720 --> 00:27:20.900
به وضع، سلامت‌شون برسن؟

00:27:21.600 --> 00:27:26.480
بله، اعلیحضرت ما هم حس کردن که، در خصوص ایشون اهمال شده و

00:27:26.480 --> 00:27:29.840
ازین به بعد، تحت مراقبت بیشتری خواهند بود

00:27:36.460 --> 00:27:39.520
<i>«تابلوی یادبود، برای بانو شو از لیانگ»</i>

00:28:02.250 --> 00:28:07.540
<i>«تابلوی یادبود، برای بانو شو از لیانگ»</i>

00:28:27.220 --> 00:28:31.750
بانوی من، بنده که عرض کردم

00:28:31.750 --> 00:28:37.190
آمدن مردم دونگ‌های، واقعاً، جای ناراحتی نداره

00:28:37.190 --> 00:28:40.130
آمدن، مراسمی برگزار کردن و

00:28:40.130 --> 00:28:44.250
جزئیاتش رو هم، طبق رسوم خودشون انجام دادن

00:28:44.250 --> 00:28:47.920
حتی اعلیحضرت هم، اونجا تشریف نداشتن

00:28:47.920 --> 00:28:51.170
واقعاً نیازی نیست بانوی من، که به خودتون سخت بگیرید

00:28:51.170 --> 00:28:54.600
درسته، حق با شماست برادر

00:28:54.600 --> 00:28:58.450
بیخودی، خودمو اذیت می‌کردم

00:28:59.420 --> 00:29:02.040
یه آدمی که ۷ سال پیش مرده

00:29:02.040 --> 00:29:07.410
واقعاً... دیگه هیچ جای نگرانی‌ای نداره

00:29:42.390 --> 00:29:45.120
<i>مادرتون نامه‌ای برای شما باقی گذاشتن</i>

00:29:45.120 --> 00:29:49.650
<i>شاهزاده، واقعاً قصد ندارید نگاهی بهش بندازید؟</i>

00:29:57.760 --> 00:30:01.080
<i>شاید از خیلی چیزها سر در نیارم</i>

00:30:01.080 --> 00:30:05.020
<i>ولی انقدرم احمق نیستم که عروسک خیمه‌شب‌بازی دیگران بشم</i>

00:30:06.330 --> 00:30:09.530
<i>یه کینۀ الکی برای ۲۰ سال چنان چشم مادرمو بسته بود که</i>

00:30:09.530 --> 00:30:11.830
<i>تا دم مرگشم گذاشت ازش استفاده بکنین</i>

00:30:11.830 --> 00:30:17.400
<i>حالا اومدین و می‌خواین... منم به همون راه ببرین؟</i>

00:30:17.400 --> 00:30:21.750
<i>قبول دارم که بانو در اقدامات‌شون، عاقلانه رفتار نمی‌کردن</i>

00:30:21.750 --> 00:30:25.550
<i>...ولی جناب شاهزاده، شما در مقام پسر ایشون</i>

00:30:25.550 --> 00:30:31.550
<i>واقعاً باور دارید که، نفرت ایشون بیهوده بوده؟</i>

00:30:32.500 --> 00:30:35.800
<i>اینکه قضایا چی بوده در تحقیقات معلوم شده و</i>

00:30:35.810 --> 00:30:38.560
<i>منم چاره‌ای ندارم جز اینکه اعتراف بکنم که</i>

00:30:39.480 --> 00:30:41.630
<i>به پدرم تهمت ناروایی زده نشده</i>

00:30:41.630 --> 00:30:44.180
<i>گیریم که ناروا نبوده</i>

00:30:44.180 --> 00:30:49.920
<i>ولی به عنوان یک شاهزاده، واقعاً لازم بوده که حتماً بکشنش؟</i>

00:30:50.640 --> 00:30:55.000
<i>تبعید، زندان، یا نگهبانی از معبد، اینهمه راه وجود داشته</i>

00:30:55.000 --> 00:30:57.440
<i>ولی آخرش؟</i>

00:30:57.990 --> 00:31:01.420
<i>به خاطر پدری سرسخت و بی‌رحم و</i>

00:31:01.420 --> 00:31:04.190
<i>برادری که جز حرف‌های پدرشو نمی‌شنیده و</i>

00:31:04.190 --> 00:31:07.700
<i>شاهزادۀ چانگلینی که لابد می‌خواسته با کشتن یک شاهزاده قدرت‌شو به رخ همه بکشه</i>

00:31:07.700 --> 00:31:10.250
<i>شما به دنیا آمدید، در حالیکه پدر نداشتید</i>

00:31:10.250 --> 00:31:16.650
<i>و امروز هم، به خاطر همون آدمها باید دنبال جسد مادرتون توی بیابون‌ها بگردید</i>

00:31:17.680 --> 00:31:21.730
<i>چرا مزخرف میگی؟</i>

00:31:22.540 --> 00:31:24.790
<i>...مادرم</i>

00:31:24.790 --> 00:31:27.750
<i>!محاله</i>

00:31:27.750 --> 00:31:31.190
<i>پینگ جینگ قول داد... پینگ جینگ قول داد کمکم می‌کنه</i>

00:31:31.190 --> 00:31:33.310
<i>رو چه حسابی فکر کردین ارباب‌زادۀ دوم چانگلین</i>

00:31:33.310 --> 00:31:35.780
<i>میاد و برای دفن مادر شما دل می‌سوزونه؟</i>

00:31:35.780 --> 00:31:38.170
<i>رو چه حسابی فکر کردین که ارباب‌زادۀ دوم چانگلین</i>

00:31:38.170 --> 00:31:41.650
<i>فقط محض خاطر دل شما خودشو به گرفتاری می‌ندازه؟</i>

00:32:20.420 --> 00:32:23.290
<i>شما از بچگی‌تون در ناز و نعمت زندگی کردید</i>

00:32:23.290 --> 00:32:27.890
<i>طبعاً... اون کینه‌ای که در قلب مادرتون بوده در قلب شما نیست</i>

00:32:27.890 --> 00:32:33.130
<i>ولی من مطمئنم که، همین الآن، کوهی از خشم در قلب شما زبانه می‌کشه</i>

00:32:33.130 --> 00:32:36.670
<i>به خاطر اینکه طبع آدمی همینه</i>

00:32:38.790 --> 00:32:41.000
<i>آدمی ذاتاً موجود متکبریه</i>

00:32:41.000 --> 00:32:43.880
<i>یه طوریه که انگار هر کاری که می‌کنه حتماً درسته</i>

00:32:43.880 --> 00:32:47.080
<i>آدمها هر کس رو که بخوان مجازات می‌کنن و از هر کس که بخوان می‌گذرن</i>

00:32:47.080 --> 00:32:50.780
<i>ولی شما، کی این قدرت و حق انتخاب رو داشتید؟</i>

00:32:50.780 --> 00:32:54.200
<i>فقط می‌تونستید منتظر بمونید تا دیگران برای زندگی‌تون تصمیم بگیرن</i>

00:32:54.200 --> 00:32:57.470
<i>!خفه شو</i>

00:33:07.610 --> 00:33:12.520
<i>نمی‌خواید یکی باشید مثل اعلیحضرت یا شاهزادۀ چانگلین؟</i>

00:33:14.440 --> 00:33:17.150
<i>که قدرت دارن</i>

00:33:17.150 --> 00:33:19.430
<i>که مقام دارن</i>

00:33:19.430 --> 00:33:24.620
<i>می‌تونن تعیین‌کننده باشن، می‌تونن زندگی‌ها رو عوض بکنن</i>

00:33:24.620 --> 00:33:27.310
<i>گیریم که، نفرتی در قلب‌تون نداشته باشید</i>

00:33:27.310 --> 00:33:31.350
<i>ولی باور نمی‌کنم که هنوزم بخواید همین آدم مفلوک باقی بمونید</i>

00:33:31.350 --> 00:33:35.320
<i>چون خون امپراتور فقید در رگهای شماست، از خاندان سلطنتید</i>

00:33:35.320 --> 00:33:38.100
<i>چطوریه که شائو پینگ جینگ می‌تونه انقدر بی‌خیال و سبک‌سر رفتار بکنه</i>

00:33:38.100 --> 00:33:44.030
<i>ولی شما... فقط می‌تونید کنار دیواره‌های قصر بایستید و در سکوت فقط تماشاشون بکنید؟</i>

00:33:53.080 --> 00:33:57.450
<i>در این نامه نوشته شده که پدرتون چطوری التماس کرد فقط</i>

00:33:57.450 --> 00:33:59.610
<i>برای اینکه بذارن زنده بمونه</i>

00:33:59.610 --> 00:34:05.260
<i>نوشته شده در این مدتی که مادرتون مجبور بوده در قصر سرشو جلوی همه پایین بگیره بهش چی گذشته</i>

00:34:06.060 --> 00:34:10.430
<i>شاهزاده نمی‌خواید سرنوشت‌تون با والدین‌تون فرق داشته باشه؟</i>

00:34:11.340 --> 00:34:16.250
<i>فکر کردین... اینجا قایم بشید و، هیچی نگید و هیچ کاری هم نکنید</i>

00:34:16.250 --> 00:34:19.430
<i>با نفس کشيدنْ انقدر آروم که انگار مُرديد</i>

00:34:19.430 --> 00:34:22.350
<i>عاقبت‌تون با اونها فرق می‌کنه؟</i>

00:34:24.620 --> 00:34:26.550
<i>!بخونیدش</i>

00:34:28.660 --> 00:34:34.090
<i>شاهزاده... ترس بزرگترین دشمن آدمیه</i>

00:34:34.090 --> 00:34:39.800
<i>!بکشیدش! و مردی باشید، بالاتر از همۀ مردان</i>

00:35:12.120 --> 00:35:13.240
ارباب‌زادۀ دوم

00:35:13.240 --> 00:35:16.150
منو ببر پیش شائو یوآنچی-
بله-

00:35:46.540 --> 00:35:49.770
یوآنچی، منم، پینگ جینگ

00:35:53.800 --> 00:35:55.420
بیا تو

00:36:46.320 --> 00:36:48.250
برات پرسیدم

00:36:52.310 --> 00:36:56.210
مأموران حرمخانه، مادرتو دفن کردن

00:36:56.210 --> 00:37:00.760
درستی که علامتی روی قبرش نذاشتن، ولی حدود تقریبی‌شو می‌دونیم که کجاست

00:37:04.470 --> 00:37:09.050
اولش، همش منتظر یه فرصتی بودم تا به اعلیحضرت بگم

00:37:10.780 --> 00:37:13.690
...ولی بعدش  یه اتفاقی توی خونه‌مون افتاد که

00:37:13.690 --> 00:37:15.400
...دیگه

00:37:17.460 --> 00:37:19.380
می‌فهمم

00:37:20.320 --> 00:37:23.830
یه آدمهای، گناهکاری مثل ماها

00:37:23.830 --> 00:37:26.980
فقط وقتی بهشون اشاره میشه که اتفاقی به یاد کسی اومده باشن

00:37:26.980 --> 00:37:31.180
اگه منو یادت رفته، عیبی نداره

00:37:35.890 --> 00:37:40.080
درک می‌کنم که، چقدر ازین قضیه اذیت شدی

00:37:40.080 --> 00:37:42.820
ولی با خودت خلوت که کنی می‌بینی که

00:37:42.820 --> 00:37:45.690
عاقبت کارهای خودمونه که به خودمون برمی‌گرده و

00:37:45.690 --> 00:37:47.890
تصمیم اعلیحضرت

00:37:48.850 --> 00:37:50.850
غیر منصفانه نبوده

00:37:56.060 --> 00:37:59.330
پدرم «مجرم» مرد

00:37:59.330 --> 00:38:01.790
ولی اعلیحضرت بازم این لقب مرزبانی رو بهم دادن و

00:38:01.790 --> 00:38:04.390
به منو مادرم کمک کردن زندگیمونو بکنیم

00:38:04.390 --> 00:38:08.560
دستوری که، داده حرفی درش نیست

00:38:10.530 --> 00:38:12.590
مشکل از منه که

00:38:13.990 --> 00:38:16.320
انقدر خوش‌اقبال نیستم که

00:38:16.320 --> 00:38:19.640
ازین زندگی باشکوه لذت ببرم

00:38:19.640 --> 00:38:21.970
می‌تونست از همون اول

00:38:21.970 --> 00:38:25.260
ما رو از پایتخت اخراج بکنه و

00:38:25.260 --> 00:38:28.950
ریشۀ هر امیدی رو در وجودمون بخشکونه

00:38:28.950 --> 00:38:32.100
تا منو مادرم در تنهایی

00:38:32.100 --> 00:38:34.320
منتظر مرگ‌مون باشیم

00:38:36.490 --> 00:38:38.300
من از پدرم پرسیدم

00:38:38.300 --> 00:38:41.930
پروندۀ اون سال پدرت هیچ مورد مبهمی نداشته

00:38:43.710 --> 00:38:47.140
این مادرت، بوده که نتونسته با تلخیش کنار بیاد و

00:38:47.140 --> 00:38:51.800
از فرصتی که اعلیحضرت بهش داده، برای انتقام استفاده کرده

00:38:56.710 --> 00:38:59.090
تو که همیشه خیلی عاقل و منصف بودی

00:38:59.090 --> 00:39:01.970
واقعاً نمی‌تونی اینو ببینی؟

00:39:01.970 --> 00:39:06.200
...اگه اعلیحضرت انقدر بزرگوار بود

00:39:06.200 --> 00:39:10.870
پس چرا نتونست از پدرم بگذره که اون عاقبتش نشه؟

00:39:10.870 --> 00:39:13.750
امپراتور سابق زنده بود، چطوری می‌تونست از خودش تصمیمی بگیره؟

00:39:13.750 --> 00:39:15.690
تازه تو که گزارش پرونده‌شو خوندی

00:39:15.690 --> 00:39:19.110
شاهزادۀ لای یانگ گناهی مرتکب شده بود که جز مرگ هیچ مجازاتی نداشت

00:39:19.110 --> 00:39:21.080
واقعاً؟

00:39:25.760 --> 00:39:28.000
اگه پدر منم

00:39:28.000 --> 00:39:31.640
عین اعلیحضرت ولیعهد بود

00:39:34.280 --> 00:39:37.930
فکر کردی بازم می‌کشتش؟

00:39:37.930 --> 00:39:41.140
شائو یوآنچی، تو چی گفتی؟

00:39:47.960 --> 00:39:51.020
خوش آمدید قربان، ازین طرف

00:40:04.400 --> 00:40:08.190
منو تو مال یه خاندانیم، سالهاست می‌شناسمت

00:40:08.190 --> 00:40:10.300
فکر می‌کردم می‌دونم چطور فکر می‌کنی

00:40:10.300 --> 00:40:12.360
با اونهمه کاری که مادرت کرده

00:40:12.360 --> 00:40:14.690
بازم هرگز فکر نکردم که تو خبر داشتی

00:40:14.690 --> 00:40:17.030
اصلاً می‌دونی چرا؟

00:40:19.330 --> 00:40:21.630
چون بهم اعتماد داشتی

00:40:23.100 --> 00:40:24.690
بله

00:40:25.440 --> 00:40:27.540
باور دارم که تو بیگناهی

00:40:27.540 --> 00:40:30.110
باور دارم که تو هنوزم وجدان‌تو داری

00:40:30.110 --> 00:40:32.130
ولی منظورت ازین حرفی که الان زدی چی بود؟

00:40:32.130 --> 00:40:36.690
می‌خوای بگی که، اعلیحضرت هر کاری تا حالا برات کرده صادقانه نبوده؟

00:40:36.690 --> 00:40:39.660
و اون اتفاقی که برای پدرت افتاده، فقط واسه این بوده که از دعوای تاج و تخت حذفش بکنن؟

00:40:39.660 --> 00:40:43.240
من منظورم این نبود-
!پس منظورت چی بود؟-

00:40:43.240 --> 00:40:45.440
خودمم نمی‌دونم چم شده

00:40:45.440 --> 00:40:49.430
ولی پینگ جینگ، وقتی تو از بچگیت پدر و برادرتو داشتی

00:40:49.430 --> 00:40:52.020
من یتیمی بودم که هیچ پشت و پناهی نداشتم

00:40:52.020 --> 00:40:54.690
تو حال منو نمی‌تونی بفهمی

00:41:03.740 --> 00:41:06.350
اعلیحضرت عضویت تو در خاندان سلطنتی رو در نظر گرفته و

00:41:07.140 --> 00:41:09.050
بارها با وزرا بحث کرده تا

00:41:09.050 --> 00:41:11.720
یه راهی پیدا بکنه که بتونی زنده بمونی

00:41:11.720 --> 00:41:14.820
حالا اگه بفهمه تو همچین فکری در موردش می‌کنی-
پینگ جینگ-

00:41:14.820 --> 00:41:18.130
من گیج شده بودم، همینجوری یه چیزی از دهنم پرید

00:41:18.130 --> 00:41:20.590
لازم نیست اعلیحضرت بدونه

00:41:20.590 --> 00:41:24.660
همیشه امیدوار بودم، که اعلیحضرت منو تأیید بکنه

00:41:24.660 --> 00:41:27.030
هر کی ندونه تو خوب می‌دونی

00:41:28.340 --> 00:41:30.150
معلومه که می‌د‌ونم

00:41:30.150 --> 00:41:38.250
فرمان اعلیحضرت، شائو یوآنچی برای ملاقات با اعلیحضرت به کاخ احضار می‌شود

00:41:44.170 --> 00:41:46.630
خدا رو شکر کن که وقتی اون حرفها رو می‌زدی

00:41:46.630 --> 00:41:48.840
فقط من اینجا بودم

00:41:58.050 --> 00:42:07.260
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.