﻿WEBVTT

00:00:02.140 --> 00:00:12.250
<i>«به نام آنکه به اسرار دل همه آگاه است»</i>

00:00:12.274 --> 00:00:32.274
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.450 --> 00:00:59.960
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:00:59.960 --> 00:01:03.030
<i>قسمت نوزدهم</i>

00:01:54.820 --> 00:01:58.090
<i>!بدویید</i>

00:01:58.090 --> 00:02:00.660
<i>!بیاین</i>

00:02:00.660 --> 00:02:03.880
<i>!زود باشید، سریعتر</i>

00:02:04.530 --> 00:02:07.450
<i>!الآن آب میارن</i>

00:02:07.450 --> 00:02:10.220
<i>!زود باشید! آب بریزید</i>

00:02:10.220 --> 00:02:12.010
...اتاق ولیعهد

00:02:12.010 --> 00:02:15.580
<i>!زودتر</i>

00:02:15.580 --> 00:02:17.920
<i>!زود! زود</i>

00:02:17.920 --> 00:02:19.090
<i>!چیکار می‌کنی؟</i>

00:02:19.690 --> 00:02:22.430
<i>!بانوی من</i>

00:02:22.430 --> 00:02:24.480
!بانوی من... لباس‌تون

00:02:24.480 --> 00:02:28.480
!بانوی من
!بانوی من

00:02:34.590 --> 00:02:37.090
!بازم آب بیارید
!زود! سریعتر

00:02:37.090 --> 00:02:39.330
!زود باشید! آب چی شد؟

00:02:39.330 --> 00:02:41.470
!آب! زود باشید

00:02:41.470 --> 00:02:42.950
<i>!زود باشید! خاموش کنید</i>

00:02:42.950 --> 00:02:45.730
!بدویید

00:02:48.620 --> 00:02:50.910
<i>!کنار</i>

00:02:53.540 --> 00:02:56.380
جناب ولیعهد... طوری‌تون نشد؟

00:02:56.380 --> 00:02:58.440
نه

00:02:58.440 --> 00:03:00.570
!بریم

00:03:00.570 --> 00:03:02.010
<i>زود باشید</i>

00:03:02.010 --> 00:03:05.120
<i>!بجنبید</i>

00:03:05.120 --> 00:03:06.790
دقیق بررسی کنید

00:03:06.790 --> 00:03:08.420
بله

00:03:13.170 --> 00:03:16.750
برادر شون... چه اتفاقی افتاد؟

00:03:16.750 --> 00:03:19.270
هنوز معلوم نیست، احتمالاً تصادف بوده

00:03:19.270 --> 00:03:22.930
خدا رو شکر که زود فهمیدنو، آتش بزرگ نشد و، کسی صدمه ندید

00:03:22.930 --> 00:03:24.130
ولیعهد کجاست؟

00:03:24.130 --> 00:03:26.390
...بردنش قصر ملکـ

00:03:29.440 --> 00:03:32.850
نصفه شبه... چطوری اومدی تو؟

00:03:32.850 --> 00:03:36.050
امپراتور قبلی اینو به پدرم داده بود، باهاش میشه بی‌اجازۀ قبلی وارد قصر شد

00:03:36.050 --> 00:03:38.410
البته پدر تا حالا ازش استفاده نکرده

00:03:38.410 --> 00:03:42.400
ولیعهد حتماً خیلی ترسیده
میرم ببینمش

00:03:44.890 --> 00:03:46.890
!تازه ولیعهدم ببینی؟

00:03:46.890 --> 00:03:51.350
می‌دونی پدرت چرا، تا حالا ازین استفاده نکرده؟

00:03:52.520 --> 00:03:57.540
درسته که داشتنش، نشانۀ توجه امپراتور فقیده
ولی فقط در همون حد

00:03:57.540 --> 00:04:02.110
کارهایی مثل ورودْ بدون احضار یا، بی‌اجازه هر وقت دلت خواست بیای و بری

00:04:02.110 --> 00:04:04.110
!واسۀ این کارها نیست

00:04:04.110 --> 00:04:06.010
من کی گفتم هر وقت دلم خواست؟

00:04:06.010 --> 00:04:10.250
ولی وقتی همچین اتفاقی افتاده، توقع داری عمارت چانگلین بی‌تفاوت بمونه؟

00:04:10.250 --> 00:04:13.550
ولی اگه برادرت بود، هرگز همچین خطری نمی‌کرد

00:04:13.550 --> 00:04:16.930
!تا کسی نفهمیده... زودتر برو

00:04:17.750 --> 00:04:22.340
اگرم خیلی نگران ولیعهدی، فردا بیا تقاضای ملاقات کن
راه بیفت

00:04:22.340 --> 00:04:24.530
!راه بیفت

00:04:25.030 --> 00:04:26.630
!برو دیگه

00:04:27.580 --> 00:04:29.110
!برو

00:04:35.500 --> 00:04:39.170
توی قصر شرقی... چطور همچین اتفاقی افتاده؟

00:04:39.170 --> 00:04:42.960
!زود باشید! زبون باز بکنید ببینم

00:04:44.220 --> 00:04:48.790
در پاسخ علیا حضرت، به جِد مشغول تحقیقیم
ولی هنوز نتیجۀ قطعی حاصل نشده

00:04:48.790 --> 00:04:53.630
ولی به ظن قوی، یکی از ندیمه‌های خواب‌آلود قصر شرقی اشتباهاً باعث آتش‌سوزی شده

00:04:53.630 --> 00:04:55.690
!خواب آلود؟

00:04:55.690 --> 00:04:57.400
!افراد

00:04:58.450 --> 00:04:59.540
بانوی من

00:04:59.540 --> 00:05:03.310
!اونایی که امشب سر پست بودن... سر همه‌شونو بزنین

00:05:03.310 --> 00:05:09.000
بانوی من، ولی... قاعده‌اش... مجازات بر حسب حد جرمیه که هر شخص مرتکب شده

00:05:09.000 --> 00:05:12.390
کاخ شرقی درگیر چنین خطری شده، هر کس کوچکترین سهمی داشته حقش همینه

00:05:12.390 --> 00:05:15.430
!همون کاریو می‌کنین که من گفتم

00:05:15.430 --> 00:05:18.960
بعدم... جلوی ولیعهد دهن‌تونو می‌بندین

00:05:18.960 --> 00:05:20.730
اطاعت

00:05:24.510 --> 00:05:27.210
پینگ جینگ... ادای احترام می‌کنه اعلیحضرت

00:05:32.460 --> 00:05:34.140
پینگ جینگ

00:05:35.900 --> 00:05:39.780
بیا جلو... بیا جلوتر حرف بزنیم

00:05:39.780 --> 00:05:41.600
ممنون اعلیحضرت

00:05:44.200 --> 00:05:46.550
رفتی یوآن شی رو ببینی؟

00:05:46.550 --> 00:05:51.220
بله، ولیعهد خیلی شجاعن، دیشب با چنین خطری روبرو شدن

00:05:51.220 --> 00:05:55.100
ولی امروز صبح که دیدم‌شون، گویا خوب باهاش کنار اومدن

00:05:56.190 --> 00:05:58.050
اینطور باشه که خوبه

00:05:58.980 --> 00:06:00.590
...ولی

00:06:02.330 --> 00:06:04.050
چیه؟

00:06:07.360 --> 00:06:10.690
می‌دونم که کاخ شرقی مسئول، محافظت از امنیت ولیعهده

00:06:10.690 --> 00:06:13.590
ولی نگهبانان دیشبِ اونجا، سر جمع سی و هفت نفرن

00:06:13.590 --> 00:06:17.350
اعدام همه‌شون... حکم بیش از اندازه‌ سنگینی نیست؟

00:06:17.350 --> 00:06:19.780
اعدام همه‌شون؟

00:06:26.290 --> 00:06:28.500
ملکه؟

00:06:28.500 --> 00:06:34.580
علیا حضرت حتماً نگران بودن و، از سر عصبانیت این تصمیمو گرفتن، قابل درکه

00:06:35.570 --> 00:06:39.890
فهمیدم، می‌فرستم جلوی اینکارو بگیرن

00:06:43.340 --> 00:06:45.990
سلام آقایان... خواهش می‌کنم بفرمایید

00:07:03.490 --> 00:07:05.670
تعمیرات کاخ شرقی زمان می‌بره

00:07:05.670 --> 00:07:09.610
به نظر بنده، برای امنیت جناب ولیعهد

00:07:09.610 --> 00:07:13.110
اقامت موقت ایشون در کاخ «تی چینگ»، بهترین گزینه است

00:07:13.820 --> 00:07:16.430
به تصمیم شما اعتماد دارم

00:07:16.430 --> 00:07:19.020
پس به کاخ «تی چینگ» منتقل بشه

00:07:20.930 --> 00:07:26.380
بانوی من... اعلیحضرت شفاهاً دستور دادن، در خصوص خدمۀ دیشب کاخ شرقی

00:07:26.380 --> 00:07:32.720
صلاح در اینه که، اجازۀ تحقیق کامل داده بشه، تا هر کس طبق قانون، به مجازاتش برسه

00:07:33.150 --> 00:07:37.980
تا بوده اعلیحضرت در ادارۀ اندرونی، همۀ کارها رو به خودم محول می‌کردن

00:07:37.980 --> 00:07:41.520
چطور شده که اینبار دستور فرستادن؟

00:07:42.100 --> 00:07:45.350
کی بوده که زبون‌شو جلوی اعلیحضرت دراز کرده؟

00:07:45.350 --> 00:07:46.690
تحقیق می‌کنم بانوی من

00:07:46.690 --> 00:07:48.250
نیازی نیست

00:07:49.330 --> 00:07:52.460
بنده بودم که... از اعلیحضرت تقاضای رحم کردم

00:07:52.460 --> 00:07:54.270
...تو

00:07:54.270 --> 00:07:57.670
به نظر بنده، جناب ولیعهد با این طبع مهربانی که دارند

00:07:57.670 --> 00:08:00.610
قطعاً راضی نمیشن که ببینن شما تا این حد عصبانی بشید

00:08:00.610 --> 00:08:05.340
علیا حضرتا! کاهن پویانگ یینگ تقاضای ورود دارند-
بیاد-

00:08:05.340 --> 00:08:06.870
بله

00:08:08.360 --> 00:08:13.000
علیا حضرتا... اگه فرمایش دیگه‌ای نیست
بنده... با اجازه مرخص میشم

00:08:52.590 --> 00:08:56.760
!بانوی من... وای بر من

00:08:57.420 --> 00:09:01.000
شما رو همیشه خونسرد دیدم
این چه حالتیه؟

00:09:01.000 --> 00:09:04.030
دیشب، بنده متوجه رخدادهایی غیرطبیعی در آسمان شدم

00:09:04.030 --> 00:09:06.940
ولی جرأت نتیجه‌گیری قطعی نداشتم
چون نشان از وقایعی عظیم داشتند

00:09:06.940 --> 00:09:11.890
تا امروز که، تحت مراحم «بی شن»، متوجه صحت موضوع شدم

00:09:11.890 --> 00:09:14.200
متوجه صحت چه چیزی؟

00:09:14.200 --> 00:09:18.670
بلایی که... به سمت جناب ولیعهد میاد

00:09:18.670 --> 00:09:20.380
!درست بگو

00:10:03.120 --> 00:10:06.440
بانوی من فکر کنید، کاخ شرقی با اونهمه نگهداری‌‌ای که ازش میشه

00:10:06.440 --> 00:10:11.310
دیشب، آتش به جانش می‌افته، این نشانه‌ای از بلای در راهه

00:10:11.310 --> 00:10:13.920
مدتهاست درخشش ستارۀ ارغوانی در محاق ستارۀ فرمانده قرار داره

00:10:13.920 --> 00:10:15.660
...چند ماه قبل، نشانه‌هایی از اختلال

00:10:15.660 --> 00:10:18.820
!من این حرف‌ها رو نمی‌فهممم

00:10:18.860 --> 00:10:22.550
بی شن چی بهت گفته؟
!اونو بگو

00:10:22.550 --> 00:10:26.880
خط خون سلطنتی رو به قطعه، چیزی، تا پایان عمر ولیعهد باقی نیست

00:10:26.880 --> 00:10:28.820
!خفه شو

00:10:29.630 --> 00:10:32.940
!با چه جرأتی... همچین حرفی از دهنت در میاد؟

00:10:32.940 --> 00:10:36.310
!فکر کردی چون کاهنی... نمیدم خون‌تو بریزن؟

00:10:36.310 --> 00:10:39.870
بانوی من آرام باشید
اجازه بدید حرفمو تموم بکنم

00:10:39.870 --> 00:10:42.150
حالا که قسمت شده که، متوجه نشانه‌های آسمان بشم

00:10:42.150 --> 00:10:45.250
پس یعنی خدایان، قصد ترحّم دارند

00:10:45.250 --> 00:10:48.040
قصد ترحم؟

00:10:48.040 --> 00:10:53.460
یعنی می‌خوای بگی... سرنوشت شومی که سمت ولیعهد میاد، علاج داره؟

00:10:53.460 --> 00:10:57.540
دقیقاً! این بلا از طرف ستارۀ فرمانده به ایشون تحمیل شده

00:10:57.540 --> 00:11:01.560
این خلاف قوانین آسمانه، پس، طبعاً راهی هم برای نجات ازش وجود داره

00:11:01.560 --> 00:11:03.110
این راه چیه؟

00:11:03.110 --> 00:11:06.100
من، می‌تونم سِحْری اجرا کنم و

00:11:06.100 --> 00:11:10.440
از خدای «بی شن» تمنا کنم، نُحوست رو از زندگی ولیعهد برداره و به جان دیگری بندازه

00:11:10.440 --> 00:11:13.490
یعنی بلا... سر دیگری بیاد

00:11:14.690 --> 00:11:16.380
...ولی

00:11:32.030 --> 00:11:33.790
ولی چی؟

00:11:33.790 --> 00:11:38.230
ولی جان ولیعهد، بسیار گرانبهاست

00:11:38.230 --> 00:11:41.830
اگه بخوایم با جان عامه مقایسه‌اش بکنیم

00:11:41.830 --> 00:11:45.870
جان حداقل ۱۰۰۰ نفر مورد نیازه

00:12:18.210 --> 00:12:22.380
پویانگ یینگ... معلومه داره چیکار می‌کنه؟

00:12:30.840 --> 00:12:32.660
علیاحضرتا مستحضرید که

00:12:32.660 --> 00:12:36.550
اگه اعلیحضرت از روش دفع شرّی که عرض کردم بو ببرن

00:12:36.550 --> 00:12:39.380
بعید نیست که فردا، بنده رو، از شهر بیرون ببرن و

00:12:39.380 --> 00:12:42.000
به جرم اینکه دیوی هستم در لباس آدمی زنده زنده بسوزونند

00:12:42.000 --> 00:12:46.360
بنده، جان خودم رو به خطر انداختم تا، به شما اطلاع بدم

00:12:46.360 --> 00:12:49.160
ولی علت این تردید شما رو متوجه نمیشم

00:12:49.160 --> 00:12:52.890
ممکنه این باشه که به بنده اعتماد ندارید؟

00:12:56.610 --> 00:13:01.310
در شما توان فهم رموز رو دیدم
هرگز هم خطا نکردید

00:13:01.310 --> 00:13:04.470
به خودم باشه می‌خوام این حرف رو بپذیرم

00:13:04.470 --> 00:13:05.920
...ولی

00:13:05.920 --> 00:13:08.410
ولی چی؟

00:13:08.410 --> 00:13:12.430
...ولی همونطور که گفتید، اعلیحضرت هیچوقت

00:13:12.430 --> 00:13:16.150
باور نمی‌کنن، نه فقط ایشون

00:13:16.150 --> 00:13:18.160
...حتی برادر بزرگتر خودمم

00:13:18.160 --> 00:13:23.070
اعلیحضرت اگه ولیعهد رو از دست بدن، شاهزادگان دوم و سوم‌ رو دارن

00:13:23.070 --> 00:13:27.150
ولی بانوی من... شما چی؟

00:13:28.660 --> 00:13:33.850
انجام این موضوع در خفا کار مشکلیه
بنده، به خاطر شما خیلی بهش فکر کردم

00:13:33.850 --> 00:13:37.260
سفرِ، اعلیحضرت به کوهستان «وی» جهت روزه‌داری

00:13:37.260 --> 00:13:39.890
بهترین فرصت ماست

00:13:41.190 --> 00:13:45.240
بانوی من... این فرصت رو از کف بدیم

00:13:45.240 --> 00:13:47.850
کار از کار می‌گذره

00:13:56.410 --> 00:13:58.310
...پسرم

00:13:59.440 --> 00:14:02.490
...پسرم

00:14:02.490 --> 00:14:06.360
بانوی من، فرصت نداریم، باید سریع‌تر تصمیم بگیرید

00:14:06.360 --> 00:14:12.710
اجازه، دارم مراسم دعا برای بازگرداندن طالع شوم ولیعهد رو، آغاز بکنم؟

00:14:27.570 --> 00:14:31.740
شاهزاده، این اواخر، یا دارید همۀ روز رو رزمی کار می‌کنید

00:14:31.740 --> 00:14:33.890
یا تنهایی از عمارت می‌زنید بیرون

00:14:33.890 --> 00:14:38.270
یوقت که خودتونو درگیر چیزی نکردید؟

00:14:40.290 --> 00:14:42.330
عمو تی

00:14:42.330 --> 00:14:46.930
من هنوز... آدمی نیستم که بتونم خودمو درگیر چیزی بکنم

00:14:47.730 --> 00:14:49.670
...در واقع

00:14:50.770 --> 00:14:53.240
هنوز تصمیم‌مو نگرفتم

00:14:55.430 --> 00:14:57.550
تصمیمِ چی؟

00:15:02.560 --> 00:15:05.250
اینکه می‌خوام

00:15:05.270 --> 00:15:07.440
کدوم طرف بایستم

00:15:09.580 --> 00:15:12.420
البته می‌دونم گزینه‌های زیادی ندارم

00:15:12.420 --> 00:15:14.980
فقط امیدوارم حتی اگه قراره ازم استفاده بشه

00:15:14.980 --> 00:15:18.290
آدمی که بهش این اجازه رو میدم، قابل اعتماد باشه

00:15:18.980 --> 00:15:24.950
نمی‌خوام زندگی و آینده‌ام، دست مَجانین باشه

00:15:34.510 --> 00:15:39.680
بعدِ بررسی زیاد، به نظر شهر «چی شیا» بهترین مکانه

00:15:39.680 --> 00:15:43.390
بیش از هزار نفر جمعیت داره، که اغلبِ درآمدشون از سنگ‌تراشیه

00:15:43.390 --> 00:15:48.910
پهلو به کوه ساخته شده، بنابراین دسترس زیادی نداره و، کنترلش ساده است

00:15:51.350 --> 00:15:56.260
و از همه مهم‌تر... خیلی هم به پایتخت نزدیکه

00:15:56.260 --> 00:16:01.600
ولی قربان، حتی اگه همۀ نقشه، همونطوری بشه که شما می‌خواید

00:16:01.600 --> 00:16:05.200
عاقبت، ردِّ شما درش پیدا میشه

00:16:05.200 --> 00:16:10.130
می‌ترسم بعدش، دیگه نتونید علناً در پایتخت بمونید

00:16:11.500 --> 00:16:13.670
که چی؟

00:16:14.630 --> 00:16:17.180
روزی که منو تو به پایتخت اومدیم

00:16:17.180 --> 00:16:20.990
مگه توی فکر ساختن آیندۀ درخشان‌مون بودیم؟

00:16:20.990 --> 00:16:24.720
برای... این نبود که به دشمنان‌مون

00:16:24.720 --> 00:16:28.800
همون زجری رو بچشونیم که خودمونم قبلاً کشیدیم؟

00:16:33.690 --> 00:16:35.310
بله

00:16:58.260 --> 00:17:00.290
خواهر اگه تو به من یه سری نزنی

00:17:00.290 --> 00:17:03.210
اینجا، واقعاً حوصله‌ام سر میره

00:17:06.180 --> 00:17:09.700
کم پیش میاد ارباب‌زادۀ دوم، انقدر آروم یه جا بشینن

00:17:09.700 --> 00:17:13.090
آره، میگه که

00:17:13.090 --> 00:17:16.710
واقعاً، دلش نمی‌خواد مدام پدرشو توی دردسر بندازه

00:17:16.710 --> 00:17:19.650
میگه دست خودش نیست، یه وقتهایی از دستش در میره

00:17:19.650 --> 00:17:23.130
میگه اگه یاد نگیره برادرش چطوری کارها رو انجام میده

00:17:23.130 --> 00:17:28.140
بعداً، نمی‌تونه کمکی به خانواده بده، برای همینم، گذاشته پشتش

00:17:28.140 --> 00:17:33.420
همیشه فکر می‌کردم ارباب‌زادۀ دوم، در هوای جامعۀ جنگجویانن و، علاقه‌ای به دربار ندارن

00:17:34.110 --> 00:17:37.130
اگه خودش نخواد که، هیچکس نمی‌تونه مجبورش بکنه

00:17:37.130 --> 00:17:41.100
ولی اگه علاقه‌ نشون بده، برادرش حتماً خیلی خوشحال میشه

00:17:43.830 --> 00:17:47.660
نمی‌دونم پینگ جانگ و پدر، الآن کجان

00:17:47.660 --> 00:17:51.330
با محاسبۀ مسیرشون، دیگه باید «یوآن جو» باشن

00:17:51.330 --> 00:17:53.880
ازونجا، قراره راهشون رو جدا بکنن

00:17:53.880 --> 00:17:57.020
ازون موقع حرف‌هامونو می‌شنیدی؟
چرا زودتر نگفتی؟

00:17:57.020 --> 00:18:00.020
اصلاً ادب می‌دونی چیه؟

00:18:00.020 --> 00:18:03.570
منکه داشتم کتابمو می‌خوندم، شما بودین اومدین اینطرف

00:18:03.570 --> 00:18:05.480
تازه‌شم

00:18:05.480 --> 00:18:10.040
مگه حرفت چیزی جز تعریف از من بود؟ چرا نباید بشنوم؟

00:18:10.870 --> 00:18:13.450
!پر رو نشو! وگرنه من می‌دونم و تو

00:18:13.450 --> 00:18:15.230
خیلی خب

00:18:18.510 --> 00:18:20.650
جدی ناراحت شد؟

00:18:20.650 --> 00:18:24.480
فقط شوخی کردم، تو که هیچوقت به دل نمی‌گرفتی

00:18:26.090 --> 00:18:29.140
راست میگم! صد بار ازین حرفها بهش زدم ولی ناراحت نمی‌شد

00:18:29.140 --> 00:18:32.340
!چون عقلت پاره‌سنگ برمی‌داره

00:18:34.990 --> 00:18:37.490
اصلاً معلومه این امروز چشه؟

00:19:08.240 --> 00:19:10.160
...شاهزاده

00:19:11.350 --> 00:19:14.110
شاهزاده اگه چیزی رو می‌خواستید بدونید

00:19:14.110 --> 00:19:17.250
چرا نیومدید از خودم بپرسید؟

00:19:18.100 --> 00:19:23.120
گویا تحت تعالیم مرزبان مزی، خیلی خوب در هنرهای رزمی پیش رفتید

00:19:23.120 --> 00:19:27.290
مدتها افراد منو تحت نظر داشتید، بدون اینکه روحشونم خبردار بشه

00:19:27.290 --> 00:19:29.860
پس خودتون از کجا فهمیدین؟

00:19:29.860 --> 00:19:33.470
مگه... نمی‌دونید که من چشم غیب‌بین دارم؟

00:19:34.530 --> 00:19:38.720
سعی نکنید خودتونو مرموز نشون بدید
اون چند حقه‌ای هم که از غرب یاد گرفتید

00:19:38.720 --> 00:19:42.240
!ممکنه بقیه رو خر بکنه؛ ولی منو نه

00:19:43.340 --> 00:19:44.990
تشنه نیستید؟

00:19:44.990 --> 00:19:48.180
شما رو... به صرف چای دعوت می‌کنم

00:19:53.730 --> 00:19:58.500
شاهزاده... این تردید و تزلزل شما، این رفت و برگشت‌ها

00:19:58.500 --> 00:20:01.130
حقیقتاً منو نگران می‌کنن

00:20:05.550 --> 00:20:08.920
واقعاً فکر می‌کنید که، عمارت چانگلین

00:20:08.920 --> 00:20:12.380
اسباب نیل به آرزوهاتونو براتون فراهم بکنن؟

00:20:14.580 --> 00:20:17.160
گیریم همچین فکری داشته باشم

00:20:17.730 --> 00:20:20.270
می‌خواید چیکار بکنید کاهن؟

00:20:27.010 --> 00:20:31.070
به حساب، روزهایی که شاهزادۀ بزرگ و وارثش پایتخت رو ترک کردن

00:20:31.070 --> 00:20:35.230
به احتمال زیاد، دیگه باید به «یوآن جو» رسیده باشن

00:20:36.590 --> 00:20:38.940
...یوآن جو

00:20:48.240 --> 00:20:53.560
<i>«یوآن جو»</i>

00:21:00.410 --> 00:21:05.270
از «یوآن جو» به بعد، راهمون از هم سوا میشه پدر

00:21:05.270 --> 00:21:08.600
اینکه گفتم نصف روز اینجا بمونیم

00:21:08.600 --> 00:21:12.290
به خاطر این نبود که، قراره جدا بشیم

00:21:12.290 --> 00:21:17.160
توی «یوآن جو» یه چیزی هست که، می‌خواستم ببینی

00:21:31.370 --> 00:21:36.270
عمارت لای یانگ خوار و خفیف شد و، شما بی هیچ پشتوانه‌ای تک و تنها موندین

00:21:36.270 --> 00:21:40.760
سرنخ همه چیز هم، برمی‌گرده به، ماجرای پدرتون

00:21:40.760 --> 00:21:46.790
شاهزاده... یعنی شما جداً هیچ کینه‌ای از پدر شائو پینگ جانگ در دل ندارید؟

00:21:48.140 --> 00:21:50.530
زبان تیزی دارید جناب کاهن

00:21:50.530 --> 00:21:54.250
تیغ تیز کلام شما به راحتی در قلب طرف‌تون رسوخ می‌کنه

00:21:55.250 --> 00:21:59.800
فقط حیف که من شائو یوآنچی مثل مادرم  یه زن خانه‌دار ساده نیستم که

00:21:59.800 --> 00:22:04.210
شنید و باور کرد و گذاشت بازیش بدین

00:22:05.280 --> 00:22:08.070
ولی با وضع زندگی‌ای که دارم

00:22:08.070 --> 00:22:11.590
دروغه که بگم هیچ دلگیری‌ای در کار نیست

00:22:11.590 --> 00:22:15.790
ولی اینکه بخوام مدام تکرار بکنم که شاهزادۀ چانگلین فقط به خاطر پیگیری پروندۀ پدرم

00:22:15.790 --> 00:22:19.550
قاتل اون هم حساب میشه

00:22:19.550 --> 00:22:21.840
به نظرتون نتیجه‌گیری خیلی بچه‌گانه‌ای نیست؟

00:22:21.840 --> 00:22:24.200
شاهزاده... نگرفتید

00:22:25.020 --> 00:22:28.160
منظور من از پدر شائو پینگ جانگ

00:22:28.160 --> 00:22:31.910
ابداً شاهزادۀ چانگلین نیست

00:23:11.770 --> 00:23:16.080
لو یوآن... اومدیم دیدنت

00:23:21.090 --> 00:23:26.510
این قبرِ... خودشه؟

00:23:31.880 --> 00:23:34.630
توی اون جوابی که تالار لانگیا بهت داده بود

00:23:34.630 --> 00:23:38.930
قطعاً جزئیات زیادی رو ننوشته بودن؛ درست میگم؟

00:23:40.320 --> 00:23:42.220
بله

00:23:43.090 --> 00:23:48.310
ریشه و تبارش مال همین «یوآن جو» بود
همیشه می‌گفت دلش می‌خواد همینجا خاک بشه

00:23:49.230 --> 00:23:53.280
این خواسته‌شو تونستم برآورده بکنم، ولی خودت می‌دونی که

00:23:53.280 --> 00:23:57.070
اجازۀ ساخت تابلوی یادبودشو نداشتم

00:24:23.110 --> 00:24:28.980
تا اونجا که می‌دونم، شما نزدیک‌ترین دوستش بودید

00:24:30.180 --> 00:24:34.170
نه... خیلی بیشتر ازون

00:24:34.170 --> 00:24:36.740
یادت هست، چیزی که برات تعریف کرده بودمو؟

00:24:36.740 --> 00:24:40.500
اینکه چطوری شد که امپراتور فقید منو به فرزندی پذیرفتن؟

00:24:41.140 --> 00:24:43.320
معلومه که یادمه

00:24:43.320 --> 00:24:49.250
شما به دنیا اومدید، در حالیکه اسم «پسر خائن» روتون بود

00:24:49.250 --> 00:24:54.130
تا یه مرد مهمی اومد که، چند تا بچه لازم داشت تا هنرهای رزمی رو یاد بگیرن

00:24:54.130 --> 00:24:57.300
برای ایستادن جلوی مبارز کشورِ یان

00:24:57.300 --> 00:25:00.460
اقبال با شما بود و انتخاب شدید

00:25:00.460 --> 00:25:06.630
کارتون رو با موفقیت انجام دادید و، بعدم به فرزندخواندگی قبول‌تون کردن

00:25:06.940 --> 00:25:12.030
این داستان... ربطی به «اون» هم داره؟

00:25:14.160 --> 00:25:17.440
اون موقع صدها بچۀ برده، زندانیِ قصر بودن

00:25:17.440 --> 00:25:21.050
ولی اون آقا، فقط ۳ نفر رو لازم داشت

00:25:21.690 --> 00:25:27.110
پدرت، بزرگترِ ما ۳ تا بود

00:25:27.110 --> 00:25:30.910
یو لوآن، تو بزرگتر اینایی، باید خوب مواظب‌شون باشی

00:25:30.910 --> 00:25:34.480
نگران نباشید قربان، کاملاً مراقب‌شونم

00:25:34.480 --> 00:25:38.610
ما سه تا با هم وارد دربار سلطنت شدیم

00:25:38.610 --> 00:25:43.930
با همم، وارد ارتش امپراتوری شدیم

00:25:44.870 --> 00:25:49.050
اون سال، ارتش چانگلین که به جنگ در

00:25:49.050 --> 00:25:52.050
مرز شمالی رفت

00:25:52.050 --> 00:25:55.240
ما با هم از یخ‌ها بالا رفتیم و کنار هم روی برف‌ها خوابیدیم

00:25:55.240 --> 00:25:58.250
پشت اسب دشمنو کشتیم

00:25:58.250 --> 00:26:02.060
بارها شد که جون همدیگه رو نجات دادیم

00:26:02.060 --> 00:26:05.030
انقدر که حسابش از دستم در رفته

00:26:06.930 --> 00:26:11.760
توی دستاوردهای ارتش چانگلین، پدر تو

00:26:11.760 --> 00:26:15.890
ذره‌ای پایین‌تر از من نیست

00:26:19.050 --> 00:26:21.580
...از کِیْ شروع کرد به

00:26:22.740 --> 00:26:25.370
عوض شدن؟

00:26:26.370 --> 00:26:29.340
فرماندۀ جناح چپ ارتش چانگلین

00:26:29.340 --> 00:26:31.300
لو یوآن

00:26:31.800 --> 00:26:39.260
تمامی، امور نظامی ۱۱ ناحیۀ میان «گن» و «میان»، تحت نظر اون اداره می‌شدن

00:26:39.260 --> 00:26:42.130
ناحیۀ «لای یانگ» که به پدر شما اعطا شده بود هم

00:26:42.130 --> 00:26:45.570
از قضا... جزو این ۱۱ ناحیه بود

00:26:45.570 --> 00:26:50.220
...یعنی می‌خواید بگید که... اونها با هم

00:26:52.090 --> 00:26:54.330
در کشور لیانگ «سپاه» و «سیاست» باید از هم جدا باشن

00:26:54.330 --> 00:26:57.730
ولی اگه پدرتون همکاری و همدستی ژنرال بزرگ رو با خودش نداشت

00:26:57.730 --> 00:27:01.750
فکر کردین هرگز جرأت چنین جرم بزرگی رو می‌کرد؟

00:27:05.510 --> 00:27:09.180
شکوه و افتخار، ثروت و قدرت

00:27:09.180 --> 00:27:14.970
خیلی پیش اومده که، آدمی رو از نیّات اولیه‌اش، دور بکنه

00:27:14.970 --> 00:27:19.090
حرفهای اون آقا قبل رفتن‌شو خوب به خاطر دارم که می‌گفت

00:27:19.090 --> 00:27:22.920
در آینده به هر حدی از شهرت و قدرت که رسیدی

00:27:22.920 --> 00:27:26.100
نگذار اسیرش بشی

00:27:27.350 --> 00:27:32.800
پینگ جانگ، می‌تونی بفهمی چرا؟

00:27:34.570 --> 00:27:37.040
به خاطر اینکه این اسارتیه که پایانی نداره

00:27:37.040 --> 00:27:43.200
بله، طمع، هیولائیه سیری‌ناپذیر

00:27:43.200 --> 00:27:48.930
هر قدر که بهش بدی، بازم میگه که حقش بیش ازینه

00:27:49.700 --> 00:27:52.350
بارها شده به خودم گفتم

00:27:52.350 --> 00:27:56.140
نه باید از امپراتور اسبق بابت خشونتش کینه‌ای داشته باشم و

00:27:56.140 --> 00:28:00.510
نه باید به خاطر محبت‌های امپراتور فعلی هوا برم داره

00:28:00.510 --> 00:28:05.430
همۀ این زمان‌ها، من پایِ

00:28:05.430 --> 00:28:09.600
اون قولی که به جناب «مِیْ» داده بودم موندم

00:28:09.600 --> 00:28:11.730
...ولی

00:28:14.970 --> 00:28:20.680
هرگز... هرگز فکرشم نمی‌کردم که نزدیک‌ترین دوستم

00:28:20.680 --> 00:28:23.490
بی‌اینکه خودش متوجه شده باشه

00:28:23.490 --> 00:28:27.030
داره آرام آرام به درۀ بی‌پایان طمع سقوط می‌کنه

00:28:29.120 --> 00:28:31.670
...ولی اینکه پشیمون شد

00:28:33.490 --> 00:28:39.000
نشون میده که آدم بدذاتی نبوده
مگه نه؟

00:28:46.910 --> 00:28:49.940
لحظه‌ای سستی و طمع

00:28:49.940 --> 00:28:53.380
ده سال رشادتش رو به باد داد

00:28:53.380 --> 00:28:58.270
ولی، اون آخرین ذرۀ وجدان و جوانمردی وجود همچین آدمی

00:28:58.270 --> 00:29:01.010
چیزی نیست که به این راحتی‌ها پاک بشه

00:29:01.010 --> 00:29:03.890
...در حیاتی‌ترین لحظه، اون بود که

00:29:03.890 --> 00:29:09.670
۱۷شاهدی که شاهزادۀ لای یانگ قصد سر به نیست کردنشونو داشت رو آزاد کرد و، اون بود که، برای عقیم کردن عملیاتی که در دست انجام بود

00:29:09.670 --> 00:29:12.160
اعتراف‌نامه‌اش رو نوشت و

00:29:12.160 --> 00:29:16.910
برای من فرستاد تا، مدرکی واقعی داشته باشیم

00:29:20.900 --> 00:29:25.380
آدمهایی مثل لو یوآن، به اهداف‌شون نمی‌رسن چون

00:29:25.380 --> 00:29:30.800
طمع به قدر کافی دارن، ولی زیادی دلرحمن

00:29:30.800 --> 00:29:36.190
اون نتونست اون وفاداری بیخود به دوستانش رو رها بکنه

00:29:38.750 --> 00:29:41.200
...دوستان

00:29:45.610 --> 00:29:48.360
...درست عین الآن شما

00:29:48.360 --> 00:29:51.790
پیش خودش فکر کرد که می‌تونه برگرده و

00:29:51.790 --> 00:29:55.420
خطایی که کرده بود رو جبران بکنه

00:29:55.420 --> 00:30:00.290
ولی در واقعیت، فقط خودشو دیگرانو به نابودی کشید

00:30:03.920 --> 00:30:06.650
پس اون خبرچین «لو یوآن» بود؟

00:30:06.650 --> 00:30:11.250
همه می‌دونستن که امپراتور هرگز از فساد در ارتش نمی‌گذره

00:30:11.250 --> 00:30:14.290
ارتش چانگلین هم ازین قاعده مستثنی نبود

00:30:14.290 --> 00:30:20.370
پس هرکس که درگیر اون موضوع بود می‌دونست که چقدر باید دقیق و محتاط عمل بکنه

00:30:20.370 --> 00:30:23.070
اگه لو یوآن خط عوض نکرده بود و لوشون نداده بود

00:30:23.070 --> 00:30:31.610
فکر کردین هیچ مدرک درست و حسابی‌ای دست‌شون رو می‌گرفت که بتونن باهاش پسر امپراتور رو محکوم به مرگ بکنن؟

00:30:34.250 --> 00:30:36.310
سر خودش چی اومد؟

00:30:38.630 --> 00:30:40.900
فهمیده بود کارش تمومه

00:30:40.900 --> 00:30:45.970
شائو تینگشن هم که توی راه بود
پس خودشو خلاص کرد

00:30:48.260 --> 00:30:53.530
توی میدان جنگ، هر وقت اشتباهی می‌کردم

00:30:53.530 --> 00:30:58.930
همیشه این پدر تو بود که، زودتر از من متوجهش میشد و، اشکال رو برام اصلاح می‌کرد

00:30:58.930 --> 00:31:04.360
ولی... وقتی خودش دچار اشتباه شد... من

00:31:08.490 --> 00:31:12.460
نتونستم به موقع جلوشو بگیرم

00:31:14.350 --> 00:31:19.130
اون وقت، تو فقط ۵ سالت بود

00:31:41.160 --> 00:31:44.360
<i>پسر جان، برو</i>

00:31:46.210 --> 00:31:49.340
<i>خانم، از امروز به بعد</i>

00:31:49.340 --> 00:31:52.760
<i>اون... پسر این خونه و خونواده است</i>

00:34:06.390 --> 00:34:09.680
اون مرتکب چنین خطایی شده بود

00:34:09.680 --> 00:34:15.720
پدر پس شما چرا منو، وارث عمارت چانگلین کردین؟

00:34:19.490 --> 00:34:24.590
تو جلوی چشم خودم بزرگ شدی
منم که، می‌دونم تو چطور بچه‌ای هستی

00:34:24.590 --> 00:34:30.170
یه نفر یه وقتی گفت، چانگلین روح و جوهره‌ای داره که

00:34:30.170 --> 00:34:33.870
فقط بین همخون‌ها دست به دست نمیشه

00:34:33.870 --> 00:34:40.100
پینگ جانگ، تو هیچوقت منو نا امیدم نکردی

00:34:44.230 --> 00:34:47.360
...ازین به بعدم نمی‌کنم

00:34:47.730 --> 00:34:49.740
!پدر

00:35:08.000 --> 00:35:10.770
شائو تینگشن، پسرخواندۀ امپراتور بود

00:35:10.770 --> 00:35:14.190
ولی، تونست به چنین قدرتی برسه

00:35:14.190 --> 00:35:17.530
در حالیکه پدر شما پسر واقعی امپراتور بود

00:35:17.530 --> 00:35:22.630
برادر واقعی ولیعهد بود، اگه شائو تینگ شن نقشه‌شو نقش بر آب نکرده بود

00:35:22.630 --> 00:35:28.560
شما و مادرتون، هیچوقت به این وضعیت می‌افتادین؟

00:35:28.560 --> 00:35:34.000
بنابراین، باید تمارض به دوستی با خاندان چانگلین کنید

00:35:34.000 --> 00:35:40.440
این یعنی هوشمندی. اگه اجازه بدید آلت دست شائو پینگ جانگ، پسرِ همون پدر بشید

00:35:40.440 --> 00:35:46.370
بعید می‌دونم که روح شاهزادۀ لای یانگ، در آرامش به سر ببرن

00:37:15.440 --> 00:37:17.020
<i>«گنجو»</i>

00:37:23.330 --> 00:37:26.730
پینگ جینگ، تو اینجا بودی؟

00:37:26.730 --> 00:37:30.680
دنبالت می‌گشتم با هم تمرین کنیم
مشغولِ چه کاری؟

00:37:30.680 --> 00:37:34.180
برادر یه مسئله‌ای بهم داده، گفته پیدا کنم که پدر طبق وضعیت فعلی مرزهای شمالی

00:37:34.180 --> 00:37:37.910
چطوری می‌خواد، سپاه رو جا به جا بکنه

00:37:39.670 --> 00:37:41.990
از رفتن برادرت تقریباً یک ماه گذشته

00:37:42.780 --> 00:37:45.600
زن برادر لابد خیلی دلت تنگ شده، ولی اینطوری بهش فکر کن

00:37:45.600 --> 00:37:47.490
تا ۲۰ روز دیگه برمی‌گرده

00:37:48.280 --> 00:37:50.480
راست میگی

00:37:50.480 --> 00:37:51.710
می‌تونید برید

00:37:51.710 --> 00:37:53.320
اطاعت

00:37:59.040 --> 00:38:02.910
پریروز که دوشیزه لین رو عصبانی کرده بودی... رفتی عذرخواهی؟

00:38:02.910 --> 00:38:07.550
آره ۲ بار، ولی سرش گرم کارهاش بود، محلم نداد

00:38:07.550 --> 00:38:09.050
همش ۲ بار؟

00:38:09.050 --> 00:38:12.660
زن برادر... نمی‌بینی چقدر کار سرم ریخته؟

00:38:14.120 --> 00:38:16.940
این چطوره؟ یکم... خوراکی درست می‌کنم

00:38:16.940 --> 00:38:19.170
عوض من ببر براش

00:38:19.670 --> 00:38:21.210
ممنون زن برادر

00:38:21.210 --> 00:38:22.770
به کارت برس

00:38:27.060 --> 00:38:31.860
نهمین سالگرد فوت پدرمه، طبق رسوم

00:38:31.860 --> 00:38:36.450
باید با اقوامم و وزرا برای یکماه روزه‌داری
به کوهستان «وی» برم

00:38:37.240 --> 00:38:39.670
ولیعهد رو هم با خودم می‌برم

00:38:39.670 --> 00:38:44.340
از شب آتش سوزی کاخش، ولیعهد، کامل خوب نشده

00:38:44.340 --> 00:38:46.830
هر شب داره کابوس می‌بینه

00:38:46.830 --> 00:38:50.660
پزشک گفته، سفر براش خوب نیست

00:38:51.490 --> 00:38:55.780
اگه اینطوره که، می‌ذاریم توی پایتخت باشه

00:38:55.780 --> 00:38:58.560
ارتش یولینِ خاندان سلطنتی مراقبم هستن

00:38:58.560 --> 00:39:01.410
فی جان رو می‌ذارم، اینجا مراقب ولیعهد باشه

00:39:01.410 --> 00:39:04.280
منم مراقب، اندرونی کاخم

00:39:04.280 --> 00:39:06.610
نگران نباشید اعلیحضرت

00:39:24.860 --> 00:39:27.400
وقتی ۷ مورد بیماری پشت هم در «چی شیا» اتفاق بیفته

00:39:27.400 --> 00:39:29.610
فوری به فرمانداری پایتخت خبر میدن

00:39:29.610 --> 00:39:33.650
نگران نباش، جناب کاهن، فکر همۀ این چیزها رو کرده

00:39:33.650 --> 00:39:36.570
تا وقتی، مقامات اونجا کار از دست‌شون در نرفته

00:39:36.570 --> 00:39:41.230
کاهن اجازه نمیده، کسی بفهمه توی «چی شیا» چه خبره

00:40:31.130 --> 00:40:34.030
استاد... همۀ ۳ منبع آب چی شیا

00:40:34.030 --> 00:40:36.170
با اون مواد آلوده شدن

00:40:36.170 --> 00:40:40.730
ظرف چند روز، علائم بیماری ظاهر میشه

00:40:40.730 --> 00:40:44.780
شائو یوآنچی... هنوزم «وو لیانگ» رو تعقیب می‌کنه؟

00:40:44.780 --> 00:40:49.220
شما که به بچه‌ها خبر دادین، خیلی حواسشونو جمع می‌کنن، میگن دیگه نمیاد

00:40:50.770 --> 00:40:52.330
...ولی

00:40:52.330 --> 00:40:54.590
حرفتو بزن

00:40:54.590 --> 00:40:58.980
استاد شما با این شازده، خیلی زیادی راه نمیاین؟

00:41:04.240 --> 00:41:06.750
شائو یوآنچی... هم باهوشه هم ذاتاً کنجکاوه

00:41:06.750 --> 00:41:10.700
هم می‌تونه از عقلش استفاده کنه، هم جای سکوت رو می‌شناسه

00:41:10.700 --> 00:41:13.400
ازون آدمهای به شدت خطرناکه

00:41:13.400 --> 00:41:16.290
اینکه... انقدر باهاش سرو کله می‌زنم

00:41:16.290 --> 00:41:19.340
به خاطر اینه که، می‌خوام ازش

00:41:19.340 --> 00:41:23.600
تیغ زهرآگینی پنهان در دربار لیانگ بسازم

00:41:23.600 --> 00:41:27.030
پسر... تو هم انقدر حسودی نکن

00:41:28.250 --> 00:41:31.530
استادت دیر یا زود رفتنیه

00:41:31.530 --> 00:41:36.150
ولی تا وقتیکه زنده است، نمی‌ذاره آبِ خوش

00:41:36.150 --> 00:41:39.240
از گلوی این پایتخت‌نشین‌ها پایین بره

00:41:55.300 --> 00:42:09.020
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.