﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:12.900
<i>«به نام دانای اسرار»</i>

00:00:12.924 --> 00:00:32.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.500 --> 00:01:00.100
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.100 --> 00:01:03.100
<i>قسمت بیست و سوم</i>

00:01:11.540 --> 00:01:14.760
اینهمه دنبال برادران «وی» رفتم

00:01:15.800 --> 00:01:19.800
ولی روحشونم خبردار نشد که پِیِ‌شونم

00:01:19.800 --> 00:01:25.900
با خودم می‌گفتم پویانگ یینگ... چطوری فهمیده که من هنوز شک دارم؟

00:01:25.900 --> 00:01:28.400
پس مشکل من این بوده که

00:01:29.400 --> 00:01:33.500
برای ۲۰ سال تمام یه نفرو

00:01:33.700 --> 00:01:37.000
اصلاً نشناخته بودم

00:01:38.300 --> 00:01:43.000
شاهزاده... دارید چی میگید؟

00:01:44.000 --> 00:01:46.200
...من هیچ کاری

00:01:52.800 --> 00:01:54.400
...هیچ

00:02:26.200 --> 00:02:28.100
«...نور غالب بوده است»

00:03:10.600 --> 00:03:13.200
<i>«از عهد باستان نور غالب بوده است»</i>

00:03:15.400 --> 00:03:17.830
«از عهد باستان نور غالب بوده است»

00:03:25.500 --> 00:03:27.900
!بالأخره پیداش کردم

00:03:29.700 --> 00:03:34.300
جلوی چشمم بود
چطوری ندیدمش؟

00:03:36.320 --> 00:03:38.460
!برادر پینگ جانگ

00:03:41.680 --> 00:03:43.330
!برادر پینگ جانگ

00:03:44.600 --> 00:03:48.000
نور غالب بوده است! بالأخره پیداش کردم

00:03:48.000 --> 00:03:50.970
!جدی همچین کتابی هم هست؟-
ها؟-

00:03:51.000 --> 00:03:54.800
یعنی میگم... جدی خسته نباشی

00:03:54.800 --> 00:03:59.400
چه بهتر! منم با استاد لی یه کاری داشتم
با هم میریم پیشش

00:03:59.400 --> 00:04:00.700
بریم

00:04:01.970 --> 00:04:04.790
!پوستم کنده شد تا پیداش کردم

00:04:17.800 --> 00:04:20.300
شی آر-
استاد-

00:04:20.300 --> 00:04:23.700
بی ین»‌های جدیدی که ادارۀ بهداشت فرستاده کجان؟»

00:04:23.700 --> 00:04:26.300
توی انبارِ پشته، الآن میارم

00:04:28.400 --> 00:04:31.000
استاد لی، لین شی کجاست؟

00:04:31.000 --> 00:04:33.600
رفته پشت دارو بیاره

00:04:34.500 --> 00:04:38.700
ارباب‌زاده، یه حرفی با شما داشتم

00:04:41.500 --> 00:04:43.300
میشه چند لحظه؟

00:04:45.100 --> 00:04:48.800
استاد لی، لین شی که برگشت، لطفاً اینو بدید بهش

00:04:48.800 --> 00:04:52.410
طرح خالکوبیه قاتل‌هاست
قبلاً باهاش حرف‌شو زدم

00:04:55.300 --> 00:04:57.500
خواهر یون، چی شده؟

00:04:58.500 --> 00:05:01.000
قبلاً نگفته بودید که، آدم پشت این قضایا

00:05:01.000 --> 00:05:03.800
رئیس تالار چیان تیان، پویانگ یینگه؟ همش کار اون بوده؟

00:05:03.800 --> 00:05:06.800
آره، چطور مگه؟

00:05:06.800 --> 00:05:08.100
من دیدمش

00:05:08.100 --> 00:05:10.200
پویانگ یینگ رو دیدی؟

00:05:10.200 --> 00:05:12.000
توی پایتخت؟

00:05:14.200 --> 00:05:17.200
الآن توی خیابون «نان پینگ»، همونجا که دولت غذا میده

00:05:17.200 --> 00:05:21.000
لای جمعیت دیدمش، جرأت نکردم جلو برم، برای همینم به شما گفتم

00:05:21.000 --> 00:05:22.400
باشه

00:05:28.890 --> 00:05:31.670
استاد، بفرمایید آوردم

00:05:36.400 --> 00:05:39.900
شی آر... ارباب‌زادۀ دوم چانگلین الآن اینجا بود

00:05:39.900 --> 00:05:45.800
واست چی؟... عکس خالکوبیِ قاتل‌ها رو آورده بود، که یه نگاهی بندازی

00:05:50.730 --> 00:05:52.820
قاتل‌؟

00:05:58.900 --> 00:06:00.400
خواهر یون رو ندیدی؟

00:06:00.400 --> 00:06:03.500
الآن رفت بیرون، از ارباب‌زادۀ چانگلین هم خواست باهاش بره

00:06:03.500 --> 00:06:05.100
!وای

00:06:06.500 --> 00:06:09.000
!بدو! بدو دارن غذا میدن

00:06:13.600 --> 00:06:15.800
خواهر یون، محل پخش غذا همین طرفه دیگه؟

00:06:15.800 --> 00:06:18.100
بله، یکمی جلوتر

00:06:44.100 --> 00:06:47.200
تو خدمتکار تالار جی فنگ نیستی؟ این چه کاریه؟

00:06:47.200 --> 00:06:48.800
خوبم

00:06:56.000 --> 00:06:57.000
یه لین

00:06:57.000 --> 00:07:00.700
ارباب‌زاده! حالتون خوبه؟

00:07:00.700 --> 00:07:03.600
خوبم، فقط یه زخم کوچیکه-
الآن می‌بندمش-

00:07:03.600 --> 00:07:06.200
نمی‌خواد! تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:07:06.200 --> 00:07:10.000
طرح خالکوبی رو دیدم
قبلاً هم دیده بودمش

00:07:15.220 --> 00:07:17.070
این دیگه چیه؟

00:07:18.800 --> 00:07:22.400
خواهر یون می‌دونست که، اگه پینگ جینگ نقش خالکوبی رو به من نشون بده

00:07:22.400 --> 00:07:25.400
من فوری دربارۀ خالکوبی خودش بهش میگم

00:07:25.400 --> 00:07:30.000
پس فکر کرد اگه الآن یه کاری نکنه، دیگه کار از کار می‌گذره

00:07:30.700 --> 00:07:33.400
ولی تو ۱۰ ساله که توی تالار جی فنگ هستی

00:07:33.400 --> 00:07:37.800
فکر نمی‌کنم مشکلی با خودِ ارباب‌زاده داشته باشی
اصلاً برای چی اومدی پیش ما؟

00:07:37.800 --> 00:07:41.700
با استاد لی مشکل داشتی؟... یا خودِ من؟

00:07:43.600 --> 00:07:47.300
به عنوان فرزندان «یه لین»، حق نون و نمک رو می‌شناسیم

00:07:47.300 --> 00:07:50.800
ما مدیون پزشک‌های تالار شما هستم
به شما صدمه‌ای نمی‌زدم

00:07:50.800 --> 00:07:52.800
!بازم فرزندان یه لین

00:07:52.800 --> 00:07:57.520
اون «وو لینگ» هم  قبل مرگش شبیه همین رو گفت

00:07:57.520 --> 00:07:59.660
اصلاً معلومه «فرزند یه لین» چیه؟

00:08:00.900 --> 00:08:04.200
سرورم

00:08:04.200 --> 00:08:07.700
سرورم درسته که دیگه می‌تونید غذا بخورید و، اشتهاتون کمی باز شده

00:08:07.700 --> 00:08:10.900
ولی پزشک سلطنتی گفته که، نباید خودتونو خسته بکنید

00:08:10.900 --> 00:08:13.200
مدتی هست که دارید قدم می‌زنید

00:08:13.200 --> 00:08:17.200
دیگه بهتره استراحت کنید و، میان‌وعده‌ای میل بفرمایید

00:08:17.200 --> 00:08:19.000
باشه

00:08:21.000 --> 00:08:22.400
سرورم

00:08:23.710 --> 00:08:25.680
خوبم

00:08:45.900 --> 00:08:49.900
عمیق نیست، مواظب باش آب بهش نخورده، تمیز هم نگهش دار

00:08:49.900 --> 00:08:52.300
شمشیر خیلی خوبیه

00:09:04.040 --> 00:09:06.900
اینکه قبلاً کی و کجا بودی مهم نیست

00:09:06.900 --> 00:09:09.400
ولی اینهمه سالی که توی تالار جی فنگ بودی

00:09:09.400 --> 00:09:12.500
باید درست و نادرست رو فهمیده باشی

00:09:12.500 --> 00:09:15.200
برای چی همچین کاری کردی؟

00:09:16.300 --> 00:09:18.900
من یه «فرزند یه لین»‌ام

00:09:18.900 --> 00:09:22.600
تا ابد وفادار به شاه، و مطیع ریاست فرقه

00:09:22.600 --> 00:09:27.370
اینکه چی درسته و چی غلط، فهم و انتخابش با من نیست

00:09:30.700 --> 00:09:34.200
اطلاعاتِ «گل مجن» در این کتاب نسبتاً مفصله

00:09:34.200 --> 00:09:37.900
ولی انگار، یه بخشش نیست

00:09:38.800 --> 00:09:40.700
برای همینه که نمی‌فهمم

00:09:40.700 --> 00:09:44.000
برای چی ازش برای خالکوبی روی اینها استفاده کرده بودن

00:09:44.000 --> 00:09:47.700
این گل، چه معنی و اهمیت خاصی داشته؟

00:09:49.600 --> 00:09:52.900
قضیه‌اش خیلی پیچیده نیست

00:09:52.900 --> 00:09:56.700
اون موقع «یه چین»، کشور خراجگزار لیانگ بود

00:09:56.700 --> 00:10:00.000
البته ساختار حکومتی‌شون خیلی با ما فرق داشت

00:10:00.800 --> 00:10:07.000
از همون اولین پادشاه «یه چین»، داخل محوطۀ قصرشون یه، ساختمان جدایی بود که

00:10:07.000 --> 00:10:10.800
«بهش می‌گفتن، «تالار یه لین

00:10:10.800 --> 00:10:16.200
<i>فقط صاحبان استعداد‌های خاص، که از میان هزاران کودک انتخاب شده باشند</i>

00:10:16.200 --> 00:10:20.900
<i>اجازۀ گذر از، درهای «تالار یه لین» را دارند</i>

00:10:20.900 --> 00:10:24.600
هر ۷ سال یکبار، دربارِ یه چین، ۵۰ بچۀ

00:10:24.600 --> 00:10:29.700
بالای ۷ سال رو که نبوغ خاص یا توانایی‌های ویژه‌ای داشتن رو انتخاب می‌کردن

00:10:29.700 --> 00:10:33.500
دختر بودن یا پسر، روی تن‌شون «گل مجن» خالکوبی می‌شد

00:10:33.500 --> 00:10:36.200
وارد تالار یه لین می‌شدن و

00:10:36.200 --> 00:10:41.900
تحت تعالیم رئیس فرقه، مشغول یادگیری ادبیات و هنرهای رزمی می‌شدن

00:10:41.900 --> 00:10:48.600
در بَدْوْ ورود، فقط یک «گل مجن» روی تن‌شون حک می‌شد

00:10:48.600 --> 00:10:53.600
به ۱۴ سالگی هم که می‌رسیدن، رئیس فرقه شخصاً ارزیابی‌شون می‌کرد

00:10:53.600 --> 00:10:56.600
بعد چندین مرحله آزمایش سخت

00:10:56.600 --> 00:11:01.900
فقط ۲ درصد نهایی می‌موندن که، می‌تونستن داخل قصر باقی بمونن

00:11:01.900 --> 00:11:06.700
اونوقت دومین گل مجن روی تن این انتخاب‌شده‌ها حک می‌شد

00:11:06.700 --> 00:11:12.300
تا در نهایت به این صورت در می‌اومد، دو گل بر یک شاخه

00:11:37.590 --> 00:11:40.470
پس اونهایی که دو گل داشتن بودن که

00:11:40.470 --> 00:11:42.800
می‌تونستن فرزند یه لین بشن

00:11:43.840 --> 00:11:48.390
باید ۴ سال دیگه هم آموزش میدیدن تا، تبدیل به «فرزند یه لین» بشن

00:11:48.390 --> 00:11:52.440
اونوقت می‌شدن، نگهبان خاندان سلطنتی

00:11:52.440 --> 00:11:56.930
توی جامعۀ «یه چین» هم، شأن و مقام بالایی داشتن

00:11:56.930 --> 00:11:59.540
اونهایی که انتخاب نمی‌شدن چی؟

00:11:59.540 --> 00:12:02.130
بر می‌گشتن به همونجایی که ازش اومده بودن

00:12:02.130 --> 00:12:06.090
ولی با اونهمه سختگیری‌ای که توی انتخاب اولیه انجام شده بود

00:12:06.090 --> 00:12:08.850
حتی اگه نمی‌تونستن فرزند یه لین بشن

00:12:08.850 --> 00:12:13.900
با استعدادها و توانایی‌هایی که داشتن، هنوزم به جاهای خوبی می‌رسیدن

00:12:13.900 --> 00:12:18.830
ولی با قصرِ آرزوهایی که خراب شده بود، به جاهای خوبی هم که می‌رسیدن

00:12:18.830 --> 00:12:21.380
فکر نمی‌کنم خیلی هم خوشحال می‌بودن

00:13:08.130 --> 00:13:09.730
برادر

00:13:14.960 --> 00:13:16.890
برادر تو خیلی تمرین کردی

00:13:16.890 --> 00:13:19.200
حتماً توی ارزیابی، یه اشتباهی پیش اومده

00:13:19.200 --> 00:13:23.280
بیا بریم از رئیس خواهش کنیم، یه فرصت دیگه بهت بدن

00:13:24.790 --> 00:13:29.320
ولش کن، قبلاً هیچوقت همچین استثنایی قائل نشدن

00:13:31.370 --> 00:13:35.680
پدر و مادر خیلی خوشحال می‌شن که
ببینن تو «فرزند یه لین» میشی

00:13:48.320 --> 00:13:53.910
اون سال که بیماری اتفاق افتاد هم
یه عده برای فرزندیِ یه لین انتخاب شده بودن

00:13:53.910 --> 00:13:57.490
ولی متأسفانه همۀ خانوادۀ شاهی مردن و

00:13:57.490 --> 00:14:01.180
این بچه‌ها بدون، هیچ خانواده و کشوری که بهش خدمت بکنن

00:14:01.180 --> 00:14:07.080
مجبور شدن عین بقیۀ بازمانده‌ها، آواره و، جاهای مختلف پخش بشن

00:14:07.080 --> 00:14:10.270
درسته که خیلی، سخت بهشون می‌گذشته

00:14:10.270 --> 00:14:13.100
ولی بازم بابت زنده موندن، باید خیلی شاکر می‌بودن و

00:14:13.100 --> 00:14:16.580
با استعدادهایی که داشتن، حتماً می‌تونستن برای خودشون زندگی‌ بسازن

00:14:16.580 --> 00:14:19.740
پس چرا سراغ همچین وحشی‌گری‌هایی اومدن؟

00:14:19.740 --> 00:14:22.320
درسته که شاه نداریم

00:14:22.320 --> 00:14:26.120
ولی بغض ما هنوز هست، به دستور رئیس فرقه

00:14:26.120 --> 00:14:30.710
کدوم فرزند یه لینِ که بتونه بی‌خیال طی بکنه و به فکر تقاص خون شاهش نباشه؟

00:14:31.600 --> 00:14:35.670
رئیس فرقۀ شما، همون ۲۵ سال پیش از همون بیماری فوت کرد

00:14:35.670 --> 00:14:40.820
موقع فوتش خودم بالای سرش بودم، کی گفته که اون همچین دستوری داده؟

00:14:40.820 --> 00:14:43.340
رئیس فرقۀ ما بی‌نهایت باهوش بود

00:14:43.340 --> 00:14:46.190
معلومه که دستورشو با واسطه به ما رسونده

00:15:02.130 --> 00:15:05.760
اون رئیس فرقه‌ای که من شناختم انسان بسیار فاضل و خردمندی بود

00:15:05.760 --> 00:15:07.910
هرگز کج‌خیال و بیمارفکر نبود

00:15:07.910 --> 00:15:09.740
حتی اگه نشان طلایی‌شو به کسی داده باشه

00:15:09.740 --> 00:15:13.780
دادن دستور مسخرۀ چنین انتقامی هرگز بهش نمی‌چسبه

00:15:15.280 --> 00:15:18.110
...کشور من از هم نمی‌پاشید

00:15:18.110 --> 00:15:21.670
اگه لیانگ مرزهای ما رو نبسته بود

00:15:21.670 --> 00:15:24.010
شما هم هرچی دلتون می‌خواد بگید

00:15:24.010 --> 00:15:27.020
ولی این واقعیت هیچوقت عوض نمیشه

00:15:39.320 --> 00:15:41.460
رئیس فرقه توی آخرین حرفهاش

00:15:41.460 --> 00:15:44.260
گفت که هیچ کشوری تا ابد باقی نمی‌مونه

00:15:44.260 --> 00:15:49.320
حالا که خواست خدا اینه، ما هم باید، مطیع باشیم

00:15:51.770 --> 00:15:56.120
اگرم این نشان رو به من داد، فقط محض یادگاری بود

00:15:58.330 --> 00:16:01.090
گفت درسته که شاهی برای خدمتگزاری نداریم

00:16:01.090 --> 00:16:05.960
ولی زندگی خودمون هنوز باقیه
هیچ جایی برای انتقام نیست

00:16:07.390 --> 00:16:11.720
اینکه پادشاه مرد و، خاندان سلطنتی از هم پاشید

00:16:11.720 --> 00:16:14.450
تقصیرش به گردن لیانگه که راه ما رو بست

00:16:14.450 --> 00:16:18.430
تو به عنوان یه فرزند یه لین، چطور توی فکر انتقام نیستی؟

00:16:23.480 --> 00:16:27.510
پدر و مادر فوت شدن، می‌دونم تو هم قد من ناراحتی

00:16:27.510 --> 00:16:30.790
ولی مقصر دونستن لیانگ، واقعاً هیچ معنایی نداره

00:16:30.790 --> 00:16:34.550
اصلاً انتقام بگیریم که چی بشه؟ بچه‌های تالار یه لین هم که پخش شدن

00:16:34.550 --> 00:16:38.770
شاه و رئیس فرقه هم که قبلِ فوت‌شون، دستور هیچ انتقامی رو ندادن

00:16:38.770 --> 00:16:41.690
منم قصد ندارم غیرِ خواسته‌شون عمل بکنم

00:16:41.690 --> 00:16:45.450
ازین نشان هم، برای جمع کردن بچه‌ها استفاده نمی‌کنم

00:16:45.450 --> 00:16:47.920
برادر بهتره این فکرها رو فراموش بکنی و

00:16:47.920 --> 00:16:50.400
با واقعیت کنار بیای

00:17:32.660 --> 00:17:38.170
استاد... تو گفتی من... با هوش و با استعدادم

00:17:38.170 --> 00:17:40.530
منتها دلم ایراد داره و

00:17:40.530 --> 00:17:45.650
برای همینم... مناسب «فرزند یه لین» شدن نیستم

00:17:46.290 --> 00:17:49.420
ولی دیدی که بعدِ اینهمه سال

00:17:49.420 --> 00:17:54.700
اونیکه به فکرت بود و... انتقامتو گرفت

00:17:56.300 --> 00:17:58.730
!همین «من» بودم؟

00:18:26.010 --> 00:18:27.970
استاد شما

00:18:27.970 --> 00:18:31.590
«خبر دارید که... بازماندگان تالار «یه لین

00:18:31.590 --> 00:18:33.770
بعدها کجا رفتن؟

00:18:37.270 --> 00:18:41.130
بعدِ بیماری، جمعیت به شدت کم شده بود

00:18:41.130 --> 00:18:44.510
سال بعدشم که قحطی آمد

00:18:44.510 --> 00:18:49.400
کشورشون عملاً تبدیل به مرده‌خانه شده بود
اغلب‌شون به جاهای دیگه فرار کردن

00:18:49.400 --> 00:18:54.700
تا ۳ سال بعدش که، «یه چین» رسماً استان لیانگ معرفی شد

00:18:54.700 --> 00:18:57.720
اونوقت بود که مردمش کم کم برگشتن

00:19:01.310 --> 00:19:04.850
بعد همچین بلاهای عظیمی

00:19:04.850 --> 00:19:08.500
پویانگ یینگ اگه تونسته خیلی از «فرزندان یه لین» رو جمع و مطیع خودش بکنه

00:19:08.500 --> 00:19:13.380
فقط یه راه داره، اونم اینکه نشان طلایی تالار یه لین رو داشته باشه

00:19:13.380 --> 00:19:16.650
ولی به اعمال این پویانگ یینگ که نگاه می‌کنم

00:19:16.650 --> 00:19:20.880
یه آدم عقده‌ای و روان‌پریش بیشتر نیست

00:19:20.880 --> 00:19:24.520
ولی رئیس تالار یه لین، انسان خیلی متین و افتاده‌ای بود

00:19:24.520 --> 00:19:26.890
اصلاً نمی‌تونم بفهمم چرا

00:19:26.890 --> 00:19:30.190
نشان طلایی رو دست همچین آدمی داده

00:19:30.190 --> 00:19:33.330
فکر کنم جواب این سؤال رو هیچوقت نفهمیم

00:19:34.460 --> 00:19:40.980
ولی چیزی که الآن خیلی نگرانشم، اینه که بقیۀ فرزندان یه لین الآن کجای پایتختن؟

00:19:41.840 --> 00:19:46.680
همونه که برادرت خواسته بود پیداش بکنم، چند روز داشتم دنبالش می‌گشتم، تا بالأخره پیداش کردم

00:19:46.680 --> 00:19:49.590
همون که برادر خواسته بود پیداش بکنی؟

00:19:53.780 --> 00:19:56.060
آره... آره، واسه من بود

00:19:56.060 --> 00:19:59.360
عاقبتم پیدا شد، ممنون زن برادر

00:20:03.210 --> 00:20:07.260
استاد بزرگ، ریاست ادارۀ بهداشت اومدن، در درمانگاه هستن

00:20:07.260 --> 00:20:11.310
وزیر تانگ؟ باشه فهمیدم

00:20:14.670 --> 00:20:19.170
احتمالاً خبر خوشیه، اجازه می‌دید بنده هم باشم؟

00:20:19.170 --> 00:20:21.300
بفرمایید جناب وارث

00:20:30.740 --> 00:20:33.060
استاد بزرگ

00:20:33.060 --> 00:20:35.110
شما هم تشریف دارید جناب وارث؟

00:20:35.110 --> 00:20:38.440
وزیر تانگ چی شده که تشریف آوردید؟

00:20:38.440 --> 00:20:42.950
استاد تانگ، ادارۀ بهداشت، چندین روز مشغول گشت‌زنی و

00:20:42.950 --> 00:20:45.480
برآورد وضعیتِ، نواحی بحرانی بودن

00:20:45.480 --> 00:20:48.890
دیگه الآن، مطمئنیم که بیماری

00:20:48.890 --> 00:20:51.180
به صورت کامل مهار شده

00:20:55.100 --> 00:21:00.740
وزیر تانگ پس می‌فرمایید که، قرنطینۀ پایتخت، ممکنه که برداشته بشه؟

00:21:00.740 --> 00:21:05.510
جناب وارث، وزارت درخواستش رو به اندرونی کاخ فرستاده

00:21:05.510 --> 00:21:08.470
منتظریم، تا حکمش، صادر بشه

00:21:08.470 --> 00:21:12.770
درسته که داخل شهر تلفات زیاد داشتیم، ولی بیماری به بیرون شهر نکشیده

00:21:12.770 --> 00:21:15.560
بعیدم، هست که وضعیت بدتر بشه

00:21:15.560 --> 00:21:18.950
حال جناب ولیعهد هم، رو به بهبودیِ کامله

00:21:18.950 --> 00:21:22.200
این حتماً، ناشی از الطاف آسمان و

00:21:22.200 --> 00:21:25.810
اقبال بلند جناب امپراتوره

00:21:25.810 --> 00:21:28.080
صحبت جناب ولیعهد شد

00:21:28.080 --> 00:21:32.520
یه سؤالی داشتم که، مدتیه می‌خواستم بپرسم

00:21:32.520 --> 00:21:36.530
من اسناد قدیمی رو دیدم، وزیر تانگ شما هم اشاره کرده بودید که

00:21:36.530 --> 00:21:42.310
این بیماری، در اون سال فاجعۀ یه لین، به راحتی بچه‌ها رو درگیر نمی‌کرده

00:21:42.310 --> 00:21:45.980
نه فقط اون موقع... اینبار هم دقیقاً چنین حالتی داشتیم

00:21:45.980 --> 00:21:50.890
اگه اینطوره، جناب ولیعهد که هنوز ۱۱ سال‌شون هم نشده، تازه با اونهمه مراقبتی که ازشون میشه

00:21:50.890 --> 00:21:53.930
بین اونهمه آدمی که در قصر شرقی هست
چطوریه که

00:21:53.930 --> 00:21:57.400
ایشون، اولین مبتلای به بیماری بودن؟

00:21:58.620 --> 00:22:02.090
در کاخ شرقی جناب ولیعهد اولین بودن؟

00:22:16.230 --> 00:22:17.800
صبر کن

00:22:27.200 --> 00:22:28.700
چیه؟

00:22:45.900 --> 00:22:49.500
یه زن! اصلاً یاد اون خدمتکاره نبودم

00:22:49.500 --> 00:22:52.400
برادران «وی» رو که کشتی

00:22:52.400 --> 00:22:55.300
بدون اینکه برام مهم باشه چه بلایی سرم میاد رفتم و خبرش کردم

00:22:55.300 --> 00:22:59.400
اونم الآن، می‌دونه که شما راز «گل مجن» رو فهمیدید پس

00:22:59.400 --> 00:23:01.410
دیر یا زود اونم لو میره

00:23:01.410 --> 00:23:05.200
لحظه‌ای فرصت گیرش بیاد برای انجام مأموریتش ذره‌ای شک نمی‌کنه

00:23:05.200 --> 00:23:08.600
از قصر خیلی دورید و تازه الآن هم فهمیدید

00:23:08.600 --> 00:23:11.100
!دیگه خیلی دیر شده

00:23:48.600 --> 00:23:51.700
برادر!... یادم اومد خالکوبیه رو کجا دیدم

00:23:51.700 --> 00:23:55.100
!کاخ شرقی، ندیمۀ اصلی ولیعهد

00:23:55.100 --> 00:23:56.900
!بدو

00:24:41.200 --> 00:24:45.400
همینکه من باشم کافیه، شما هم خسته‌اید، برید استراحت کنید

00:24:45.400 --> 00:24:47.000
بله

00:24:55.300 --> 00:25:01.700
ملکه دستور دادن که، ولیعهد موقع خواب هم، باید افرادی رو کنار خودشون داشته باشن

00:25:20.000 --> 00:25:24.600
حالا که قرنطینه برداشته شده، اعلیحضرت، ظرف چند روز برمی‌گردن

00:25:24.600 --> 00:25:29.700
برای مراسمات طلب مغفرت برای مردگان
شما از وزارت تشریفات

00:25:29.700 --> 00:25:34.100
برنامه‌ای تدوین کنید و، به عرض اعلیحضرت برسونید

00:25:35.090 --> 00:25:39.950
چشم، پس بنده، به وزارت تشریفات میرم

00:25:52.400 --> 00:25:55.100
باز دیگه چی شده؟

00:25:55.100 --> 00:25:58.000
چرا قیافه‌ات اینطوریه؟

00:26:00.640 --> 00:26:03.100
جناب نخست وزیر

00:26:03.100 --> 00:26:08.200
فرماندارِ پایتخت «لی گو»، از معتمدین شما بود

00:26:08.200 --> 00:26:14.100
نمایندۀ دادگستری در زندان هم، از اقوام شما هستن

00:26:14.100 --> 00:26:17.500
عمو جداً، فکر نکردید که باورم میشه که

00:26:17.500 --> 00:26:21.100
لی گو، واقعاً خودکشی کرده باشه؟

00:27:06.600 --> 00:27:11.400
ولیعهد خوابیدن؟-
تازه خواب‌شون برده، بهتره بیدارشون نکنیم-

00:27:11.400 --> 00:27:14.500
پس شما دو نفر همینجا باشید
میرم به ملکه اطلاع میدم

00:27:14.500 --> 00:27:19.000
دو ساعت دیگه که، وقت داروی ولیعهد شد، بانو خودشون تشریف میارن

00:27:19.000 --> 00:27:20.500
بله

00:27:32.600 --> 00:27:36.300
شک ندارم که، این بار رو بدجوری

00:27:36.300 --> 00:27:39.800
غفلت و، حماقت کردم و

00:27:39.800 --> 00:27:43.800
امیدِ، پینگ جانگو از خودم نا امید کردم

00:27:47.970 --> 00:27:49.680
!برادر شون-
چی شده؟-

00:27:49.700 --> 00:27:52.800
!کاخ شرقی... آدم‌ پویانگ یینگ تو کاخ شرقیه

00:29:30.400 --> 00:29:32.400
!جناب ولیعهد

00:30:01.000 --> 00:30:03.600
!خوبید؟ نترسید

00:30:10.050 --> 00:30:14.120
...ما... فرزندان یه لین

00:30:15.200 --> 00:30:17.400
...اولش

00:30:18.570 --> 00:30:21.850
عین شما بودیم

00:30:22.400 --> 00:30:28.000
...کشور داشتیم... خونه

00:30:48.600 --> 00:30:53.800
پینگ جانگ، امروز خطر، واقعاً از بیخ گوش‌مون گذشت

00:30:53.800 --> 00:30:57.300
این «فرزندان یه لین» رو که می‌بینی
هم حس تنفر داری

00:30:57.300 --> 00:31:00.600
هم دلت براشون می‌سوزه، هم یه طوری‌ان که آدم ازشون می‌ترسه

00:31:00.600 --> 00:31:03.100
روح آدم که اسیر مرض بشه

00:31:03.100 --> 00:31:07.000
به عالم فقط به چشم کینه نگاه می‌کنه

00:31:10.500 --> 00:31:13.200
...پینگ جینگ-
چیه؟-
چیه؟-

00:31:17.270 --> 00:31:21.550
خوبم، فکر کنم ازین اتفاق ترسیدم

00:31:39.000 --> 00:31:43.300
خدمت ریاست فرقه، قرنطینۀ پایتخت برداشته شده

00:31:43.300 --> 00:31:45.200
تونستی تماس بگیری؟

00:31:45.200 --> 00:31:48.100
در پاسخ ریاست فرقه، فرستادم دنبال‌شون

00:31:48.700 --> 00:31:53.000
...ولی-
ولی چی؟-

00:31:53.000 --> 00:31:57.100
خانم یون و، ندیمۀ کاخ رو، پیدا نکردیم

00:31:57.100 --> 00:31:59.600
کاخ شرقی و عمارت چانگلین زیادی آرومن

00:31:59.600 --> 00:32:02.900
اصلاً... به نظر نمی‌رسه که اتفاقی افتاده باشه

00:32:11.510 --> 00:32:15.370
به نظر، فقط راه «اژدهای سیاه» براتون مونده

00:32:16.100 --> 00:32:19.300
رئیس فرقه، لطفاً مراقب خودتون باشید

00:32:22.500 --> 00:32:27.700
کاخ شرقی اگه آرومه... پس یعنی واقعاً اتفاقی نیفتاده

00:32:28.400 --> 00:32:33.700
ولی در مورد عمارت چانگلین... نمیشه مطمئن بود

00:32:34.800 --> 00:32:39.800
اونهایی که با سم «استخوان شبنم» آلوده میشن، ۳روز طول می‌کشه، تا علائم‌شو بروز بدن

00:32:39.800 --> 00:32:45.300
تحت نظر بگیرشون، بعید می‌دونم خانم یون، از پس کارش برنیومده باشه

00:32:45.300 --> 00:32:46.820
بله

00:33:01.600 --> 00:33:03.000
!برو

00:33:05.800 --> 00:33:07.400
!بجنب

00:33:10.300 --> 00:33:15.100
!فقط صفرای اژدهای سیاه... جز این هیچ درمانی نداره

00:33:18.750 --> 00:33:21.590
پادزهرشم که پیدا بکنید

00:33:23.130 --> 00:33:25.770
!برای نجاتش دیگه خیلی دیر شده

00:33:48.800 --> 00:33:52.700
چی داشت می‌گفت؟ نجات کی؟

00:34:03.870 --> 00:34:07.610
رئیس فرقه، بانو یون، دستگیر شده

00:34:08.240 --> 00:34:11.290
البته، بعدِ انجام دادن کارش

00:34:14.340 --> 00:34:16.370
باشه

00:34:16.370 --> 00:34:20.370
وو بینگ و وو لیانگ هم، بعدِ دستگیری

00:34:20.370 --> 00:34:22.830
بلافاصله خودکشی کردن

00:34:25.960 --> 00:34:32.590
براشون مراسمی ترتیب میدم، تا راحت‌تر به دیار باقی برن، به جایی زیباتر ازینجا

00:34:34.280 --> 00:34:36.860
خدمت به جناب رئیس فرقه

00:34:37.660 --> 00:34:40.370
نهایت افتخار فرزندان یه لینِ

00:34:46.340 --> 00:34:50.380
من هم، به وجود شماها افتخار می‌کنم

00:36:01.680 --> 00:36:03.560
شی آر

00:36:03.560 --> 00:36:05.350
استاد

00:36:05.350 --> 00:36:07.540
چیکار می‌کنی؟

00:36:07.540 --> 00:36:12.460
همۀ شبو بهش فکر می‌کردم، باورم نمیشه خواهر یون همینجوری اون حرف رو زده باشه

00:36:16.610 --> 00:36:20.810
اینکه یه «فرزند یه لین» تونسته تا داخل کاخ شرقی بیاد
حتماً ملکه رو بدجوری ترسونده

00:36:20.810 --> 00:36:24.250
گارد سلطنتی داره همۀ خدمۀ کاخ رو تفتیش بدنی می‌کنه

00:36:24.250 --> 00:36:28.680
طرح اون خالکوبی توی دربار پخش شده
وزارت‌خونه‌ها هم دارن جداگونه بررسی میشن

00:36:28.680 --> 00:36:32.850
ولی پویانگ یینگ هنوز هم فراریه و، ما فقط همینقدر از دستمون بر میاد

00:36:32.850 --> 00:36:36.480
راستی! قبل رفتنم من به تو یه مشق نداده بودم؟

00:36:36.480 --> 00:36:40.000
با گرفتاری‌های این اواخر، اصلا نشد نتیجه رو بپرسم

00:36:40.000 --> 00:36:42.200
غلط نکنم سمتشم نرقتی؛ نه؟

00:36:53.840 --> 00:36:59.820
...استاد... اینو ببینید... این

00:37:02.750 --> 00:37:04.950
استخوان شبنم

00:37:04.950 --> 00:37:07.470
!این سم استخوان شبنمه

00:37:09.120 --> 00:37:11.420
به جز اون نواحی‌ای که صحبتش شد

00:37:11.420 --> 00:37:16.400
هویی جو و فی شان، این دو ناحیه هم کمبود دارن و، توان دفاعی‌شون پایینه

00:37:17.180 --> 00:37:19.490
پس پدر اینا رو توی اولویت می‌ذاره

00:37:19.490 --> 00:37:23.650
آخرشم، میره سراغ نینگ جو

00:37:24.720 --> 00:37:27.130
!می‌بینم که خوب درس‌تو خوندی

00:37:30.600 --> 00:37:32.350
تو چته؟

00:37:34.600 --> 00:37:38.320
یکم سرم گیج میره، فکر کنم به خاطر نگرانی‌های زیادِ این اواخره

00:37:38.320 --> 00:37:42.350
ولی حالا که قرنطینه برداشته شده خیالم راحت شده
یکم استراحت کنم خوب میشم

00:37:48.640 --> 00:37:53.760
تب نداری ولی... تنت از حالت عادی سرد تره

00:37:53.760 --> 00:37:55.890
مرز شمالی باشه واسه بعد

00:37:55.890 --> 00:37:58.450
از رنگ و روت، معلومه حسابی خسته‌ای

00:37:58.450 --> 00:38:01.430
برو یکم بخواب، وقت شام بیدارت می‌کنم

00:38:01.430 --> 00:38:03.930
شام امشبو زن برادرت می‌پزه

00:38:32.760 --> 00:38:36.220
ارباب‌زاده! چتون شده؟ خوبین؟

00:38:37.290 --> 00:38:43.120
خوبم، از دیروز یکمی مریض شدم، انگار امروز بدتر شده

00:38:43.120 --> 00:38:45.450
میرم دکتر خبر کنم

00:38:45.450 --> 00:38:48.800
نمی‌خواد... ممنون

00:38:49.680 --> 00:38:51.200
برو به کارت برس

00:38:51.200 --> 00:38:53.880
ارباب‌زاده، اقلاً بذارید تا اتاق ببرم‌تون

00:38:53.880 --> 00:38:56.930
خوبم-
جدی خوبید؟-

00:38:57.670 --> 00:38:59.170
برو

00:38:59.950 --> 00:39:01.520
بله

00:39:08.670 --> 00:39:10.340
ارباب‌زاده

00:39:10.340 --> 00:39:13.180
!ارباب‌زاده

00:39:13.180 --> 00:39:15.470
!بیاین! زودتر بیاین

00:39:15.470 --> 00:39:17.150
حرکتش ندید

00:39:17.940 --> 00:39:19.420
ندید

00:39:24.270 --> 00:39:25.860
باز کن

00:39:37.700 --> 00:39:40.090
کمک کنید ببریمش اتاقش

00:39:41.670 --> 00:39:43.650
بیاید، بیاید کمک

00:39:52.450 --> 00:39:57.880
دیگه همۀ مقدمات آماده است، بعدِ درمان امروز، کامل خوب می‌شید

00:39:57.880 --> 00:40:01.340
پسر... به بار دیگه ازت می‌پرسم

00:40:01.340 --> 00:40:06.100
واقعاً حاضری، کمکِ درمان من باشی؟

00:40:07.960 --> 00:40:12.870
اگه وجود من کوچکترین کمکی به شما بکنه، من، حاضرم جونمم سر اینکار بذارم

00:40:12.870 --> 00:40:18.030
پس واقعاً... الکی بهت امید نبسته بودم

00:40:43.290 --> 00:40:45.090
شی آر

00:41:10.560 --> 00:41:12.230
استاد

00:41:13.620 --> 00:41:15.460
دوشیزه لین

00:41:17.960 --> 00:41:19.790
استاد بزرگ

00:41:22.000 --> 00:41:26.930
کُشندگی «استخوان شبنم» در سرمائیه که به قلب و رگ‌ها می‌ندازه

00:41:26.930 --> 00:41:31.510
منو شی آر با طب سوزنی سعی کردیم گسترش سم رو کنترل بکنیم

00:41:36.250 --> 00:41:38.730
اگه اینطوره که خوبه

00:41:38.730 --> 00:41:43.490
به من بگید استاد، چی برای درمانش لازم دارید؟ فوری براتون تهیه می‌کنم

00:41:44.120 --> 00:41:46.900
متأسفم جناب وارث

00:41:46.900 --> 00:41:51.240
ارباب‌زاده ۳ روزه که آلوده شدن
سم کاملاً پخش شده

00:41:52.200 --> 00:41:55.140
متأسفانه... دیر شده

00:41:55.890 --> 00:41:57.920
!دیر شده؟

00:41:59.900 --> 00:42:20.060
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.