﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:10.900
<i>«به نام دانای اسرار»</i>

00:00:10.924 --> 00:00:30.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.590 --> 00:00:59.990
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:00:59.990 --> 00:01:03.410
<i>«قسمت بیست و ششم»</i>

00:01:07.900 --> 00:01:10.500
!فرار کرد
!برید دنبالش

00:01:36.200 --> 00:01:42.300
اجازه می‌فرمایید... بابت نجاتم تشکر کنم... جناب شاهزاده؟

00:01:42.300 --> 00:01:45.500
واسه چی فکر می‌کنی ولت می‌کنم بری؟

00:01:45.720 --> 00:01:51.330
چون رازی رو می‌دونم که می‌تونم... در ازای نجاتم تقدیم‌‌ بکنم

00:01:56.200 --> 00:01:59.900
من در ماجرای بلای پایتخت

00:01:59.900 --> 00:02:03.100
همدست دیگری هم داشتم

00:02:17.200 --> 00:02:19.400
قربان... خوش آمدید

00:02:29.400 --> 00:02:33.600
اعتراف‌نامه‌ایه... به قلم خودم

00:02:33.600 --> 00:02:35.800
قصد داشتم بعد از فرارم

00:02:35.800 --> 00:02:39.700
سرِ یه فرصت مناسب به پایتخت بفرستمش
تا طوفان جدیدی به پا بشه

00:02:39.700 --> 00:02:44.600
ولی حالا که خدمت شما هستم... به شما تقدیمش می‌کنم... به عنوان هدیه

00:02:44.600 --> 00:02:49.100
مدرکی خواهد بود علیه ملکه... در دست شما

00:02:49.100 --> 00:02:53.900
الآن به چشم همه تو یه مجرمی، یه روانیِ کامل

00:02:53.900 --> 00:02:57.900
اعترافنامۀ یکی مثل تو رو بگیرم جلوی ملکه؟

00:02:59.100 --> 00:03:00.800
فکر کردی منم مثل تو دیوانه‌ام؟

00:03:00.800 --> 00:03:04.200
خب اگه به شما، فرمانی از ملکه رو بدم

00:03:04.200 --> 00:03:11.000
مبنی بر اینکه ازم خواسته، برای دور کردن فال بد از ولیعهد چنین کاری رو بکنم چی؟

00:03:12.200 --> 00:03:13.900
یعنی قَلمیش کرده؟

00:03:13.900 --> 00:03:16.100
بله

00:03:16.100 --> 00:03:18.500
!دیگه انقدرکه احمق نیست

00:03:18.500 --> 00:03:23.900
یه مادر... موقع نجات جان بچه‌اش

00:03:25.500 --> 00:03:29.100
عجیب نیست اگه حواسش سر جاش نباشه

00:03:29.100 --> 00:03:30.700
بهش دروغ گفتم

00:03:30.700 --> 00:03:35.200
گفتم برای مراسم قربانی، برای تقدیم به خدایان لازمش دارم

00:03:35.200 --> 00:03:39.000
اونم با دست‌هایی لرزان اینو برام نوشت

00:03:57.280 --> 00:03:59.520
ما هر دو خیلی خوب

00:04:00.550 --> 00:04:05.430
هم می‌دونیم ملکه چه مقامی داره
هم برادرش چه پُستی

00:04:06.600 --> 00:04:09.800
اینو داشته باشم هم بعیده بتونم ازش استفادۀ خاصی بکنم

00:04:09.800 --> 00:04:12.700
ولی بازم از هیچی بهتره

00:04:14.100 --> 00:04:20.600
پس حالا، می‌تونم بابت نجاتم تشکر کنم... جناب شاهزاده؟

00:04:39.600 --> 00:04:41.300
ممنون

00:04:51.900 --> 00:04:54.800
هر کی چیزی علیهت داره نقطه ضعفت به حساب میاد

00:04:54.800 --> 00:04:57.300
برای همینه که در مورد عمارت چانگلین

00:04:57.300 --> 00:05:00.500
من زندگیمو عین کف دست جلوشون گذاشتم

00:05:00.500 --> 00:05:03.600
جز یه چیز که نمی‌تونم بذارم بفهمن

00:05:03.600 --> 00:05:07.100
قراری که با مرزبان مزی گذاشتم

00:05:08.800 --> 00:05:14.220
حتی اگه واقعاً قصد رفتن داشته باشی... و اینکه هرگز برنمی‌گردی

00:05:15.000 --> 00:05:17.880
ولی بازم با مرده‌ات خیالم راحت‌تره

00:05:21.200 --> 00:05:23.050
خیلی خوبه

00:05:24.610 --> 00:05:26.700
خوب گوش کن

00:05:27.700 --> 00:05:32.600
باید ازینم بی‌رحم‌تر بشی... خیلی

00:05:32.600 --> 00:05:36.300
وگرنه به آرزوهات نمی‌رسی

00:05:39.200 --> 00:05:41.440
منم خسته‌ام

00:05:42.200 --> 00:05:45.050
دیگه وقتشه بخوابم

00:06:18.410 --> 00:06:22.230
چرا باید انتقال خون رو فراموش می‌کردیم؟

00:06:24.310 --> 00:06:26.100
شی آر

00:06:28.000 --> 00:06:29.600
!باز که رفتی سر خونۀ اول

00:06:29.600 --> 00:06:34.500
استاد، به خاطر فعال شدن سم، پینگ جینگ نمی‌تونه شریان‌های حیاتیش رو فعال بکنه

00:06:34.500 --> 00:06:37.800
برای همینم به یکی نیاز داره تا، عوض خودش صفرا رو بگیره

00:06:37.800 --> 00:06:41.700
خب ما مگه این مشکل رو حل نکرده بودیم؟

00:06:43.500 --> 00:06:45.800
بله استاد

00:06:45.800 --> 00:06:48.100
درسته... درسته

00:06:48.100 --> 00:06:52.800
اگه باقیِ شریان‌ها رو مسدود بکنیم
اثر صفرا بیشتر میشه

00:06:52.800 --> 00:06:56.600
اینطوری، در مقایسه با انتقال خون نیروی کمتری هم از دست میره

00:06:56.600 --> 00:07:01.260
اینطوری نجات دو نفر با یک صفرا، دیگه ممکن نمیشه؟

00:07:02.200 --> 00:07:06.600
استاد... ممکنه؟

00:07:06.600 --> 00:07:09.110
روی کاغذ بخوایم بگیم

00:07:09.800 --> 00:07:12.500
!بله شدنیه

00:07:15.400 --> 00:07:18.800
...ولی در مورد اینکه تقسیمش چند به چند باشه

00:07:22.000 --> 00:07:23.800
دنبالم بیاین

00:07:23.800 --> 00:07:27.900
اینکه من و شی آر تونستیم درمان جدیدی برای سم پیدا بکنیم

00:07:27.900 --> 00:07:32.800
همش به لطف اون کتاب تالار لانگیاست که همسر وارث پیدا کرده بودن

00:07:32.800 --> 00:07:36.320
توی اون کتاب از داروی بسیار کمیابی یاد شده که

00:07:37.100 --> 00:07:41.000
یکی از اثرهاش حل کردن لخته‌های خونیه

00:07:41.000 --> 00:07:43.600
دو جونگ تونسته کمی ازش رو توی داروخونه‌مون پیدا بکنه

00:07:43.600 --> 00:07:46.900
ما دارو رو ساختیم و ارباب‌زادۀ دوم تا حالا ۲ قرصش رو خوردن

00:07:46.900 --> 00:07:51.060
نتیجه هم خوب بوده، تونستیم مسیرهای انرژی رو فعال بکنیم

00:07:52.300 --> 00:07:56.100
در این کتاب این هم ذکر شده که، برای درمان استخوان شبنم

00:07:56.100 --> 00:07:59.800
در واقع فقط به دو سوم یک صفرا نیازه

00:07:59.800 --> 00:08:02.600
منم قبلاً اثرهای انتقال خون رو حساب کردم

00:08:02.600 --> 00:08:07.200
اگه کسی بتونه، خودش شریان‌هاشو فعال بکنه، فقط به یک سوم صفرا نیاز داره

00:08:07.200 --> 00:08:09.700
برای همین هم این راه، منطقی به نظر می‌رسه

00:08:09.700 --> 00:08:14.200
در واقع روش نجات دو نفر با یک صفرا، دقیقاً مشابه همون روشیه که

00:08:14.200 --> 00:08:18.100
باهاش یک نفر رو نجات می‌دادیم. در هر دو روش شخص صفرا رو می‌خوره

00:08:18.100 --> 00:08:20.400
ولی ما با استفاده از دارو

00:08:20.400 --> 00:08:23.600
شریان‌های غیر حیاتیش رو مسدود می‌کنیم و

00:08:23.600 --> 00:08:29.600
اینطوری صفرا فقط در شریان‌های حیاتی به حرکت در میاد و، وارد جریان‌های انرژی «یین» و اعضای درونی میشه، بعدش

00:08:29.600 --> 00:08:32.400
لطفاً... کم‌هوشی من رو ببخشید

00:08:32.400 --> 00:08:35.400
ولی من خیلی از پزشکی سر در نمیارم
شما فقط به من بگید که

00:08:35.400 --> 00:08:40.400
عملی هست؟ و اینکه من چیکار باید بکنم

00:08:40.400 --> 00:08:44.400
البته که عملیه، پایۀ درمان

00:08:44.400 --> 00:08:47.500
همون صفرای ماره

00:08:49.730 --> 00:08:52.860
هر دو نفر شما هم ازش می‌خورید

00:08:54.400 --> 00:08:57.600
...ولی پینگ جینگ چون از مسموم شدنش خیلی گذشته

00:08:57.600 --> 00:09:00.400
اونقدری از دارو که برای شما می‌مونه

00:09:02.800 --> 00:09:05.400
ممکنه خیلی کافی نباشه

00:09:05.400 --> 00:09:07.500
مگه الآن نگفتید دیگه مشکلی نیست؟

00:09:07.500 --> 00:09:09.600
خواهر لطفاً آروم باشید

00:09:09.600 --> 00:09:13.600
ما همۀ جوانبش رو بررسی کردیم
معلوم شد که مشکلی نیست

00:09:13.600 --> 00:09:16.100
فقط خواستیم کامل براتون توضیح داده باشیم

00:09:16.100 --> 00:09:20.100
عجله نکن... بذار استاد حرف‌شونو تموم بکنن

00:09:33.410 --> 00:09:37.900
استاد شما گفتید که، می‌خواید شریان‌های منو ببندید و

00:09:37.900 --> 00:09:42.200
فقط مسیرهای حیاتی رو باز بگذارید
متوجه منظورتون نشدم

00:09:42.200 --> 00:09:45.900
ساده‌اش این میشه که، سمی که داخل بدن پینگ جینگه قوی‌تره

00:09:45.900 --> 00:09:50.600
برای همینم صفرای بیشتری لازم داره
پس ما اول با طب سوزنی

00:09:50.600 --> 00:09:53.100
شریان‌های غیر حیاتی بدن شما رو می‌بندیم و

00:09:53.100 --> 00:09:58.200
فقط واجب‌ها رو باز نگه می‌داریم. وقتی هم که سم بدن‌تون از بین رفت دوباره شریان‌های بسته رو باز می‌کنیم

00:09:58.200 --> 00:10:00.300
خطری هم داره؟

00:10:00.300 --> 00:10:03.300
طی زمان درمان، وارث هوشیاری‌شونو از دست میدن

00:10:03.300 --> 00:10:07.120
تنفس‌شون خیلی ضعیف میشه، به ظاهر ترسناک به نظر میاد

00:10:07.120 --> 00:10:12.800
ولی در امانن، فقط موضوع اینه که، آسیب‌هایی به بدن‌شون وارد میشه که

00:10:12.800 --> 00:10:17.440
چند ماهی طول می‌کشه تا، بتونن مثل قبل حرکت بکنن

00:10:31.800 --> 00:10:37.600
فکر می‌کردم که دیگه... به آخر خطم رسیدم

00:10:37.600 --> 00:10:40.470
ولی پیدا شدن این راه

00:10:40.470 --> 00:10:43.450
برای من درست مثل بازگشت از دروازه‌های مرگ می‌‌مونه

00:10:44.200 --> 00:10:48.600
هر خطری که داشته باشه... یا عاقبتش هر چیزی که بشه

00:10:48.600 --> 00:10:53.820
از مراتب تشکر ما دو برادر، خدمت شما کم نمیشه... جناب استاد

00:10:54.500 --> 00:10:57.600
همینطور شما دوشیزه لین

00:10:57.600 --> 00:11:01.600
حالا که تأیید شما رو گرفتم، دیگه عرض زیادی نمی‌مونه

00:11:01.600 --> 00:11:06.600
به خاطر ارباب‌زادۀ دوم هم که شده تعلل دیگه جایز نیست
باید شروع کنیم

00:11:08.200 --> 00:11:09.900
جناب وارث

00:11:11.500 --> 00:11:13.400
بیا تو

00:11:15.500 --> 00:11:17.400
عرض می‌کنم جناب وارث

00:11:17.400 --> 00:11:21.600
شخصی آمده و میگه در مورد مهمی با شما کاری داره
خصوصی هم می‌خواد صحبت بکنه

00:11:21.600 --> 00:11:23.650
چی مهم‌تر از وضع خودمون؟

00:11:23.650 --> 00:11:26.000
بفرستش بره... نمی‌بینیمش

00:11:26.000 --> 00:11:29.100
ولی من... قبلنم ملاقاتش کردم

00:11:35.550 --> 00:11:37.740
!هان های؟

00:11:40.200 --> 00:11:42.700
یان شمالی... تو با یو

00:11:42.710 --> 00:11:47.180
آدمی... نیست که همینطوری بیاد اینجا

00:11:47.180 --> 00:11:52.230
استاد، یکم فرصت بدید، اول باید به این برسم

00:11:57.230 --> 00:12:01.370
نگران نباش... هیچ طولی نمی‌کشه

00:12:13.800 --> 00:12:17.700
وارث چانگلین... مشتاق دیدار

00:12:17.700 --> 00:12:23.000
ارباب‌زاده سفر سختی رو قبول زحمت کردید
مورد خاصی پیش آمده؟

00:12:25.200 --> 00:12:30.100
در جریان هستید که... بعد قتل شاهزاده هویی

00:12:30.100 --> 00:12:34.400
دولت و حکومت ما، کلاً زیر و رو شده

00:12:35.600 --> 00:12:38.300
بله خبرهاش به گوشم رسیده

00:12:38.300 --> 00:12:43.000
شاهزاده «چن» که حکومت رو دست گرفت، سپاه ما چنان شکست‌هایی خورد که

00:12:43.000 --> 00:12:45.520
همه چیز به آخر خط رسید

00:12:45.520 --> 00:12:48.400
این شد که پادشاه رو راضی کردن تا

00:12:48.400 --> 00:12:53.500
با کشور «یو»، قرارداد محرمانه‌ای امضاء بکنه

00:12:55.730 --> 00:12:58.250
!قرداد محرمانه با «یو»؟

00:12:59.300 --> 00:13:02.200
راستش نمی‌دونم باید بگم یا نه

00:13:02.200 --> 00:13:04.800
ولی حس می‌کنم اگه خودِ شاهزاده هویی بودن

00:13:04.800 --> 00:13:08.200
هیچوقت راضی نمی‌شدن به خاطر منفعتی مقطعی

00:13:08.200 --> 00:13:12.190
بین ارتش چانگلین و، کشور ما کینه‌ای شکل بگیره

00:13:12.800 --> 00:13:16.500
مگه شاه شما با «یو» چه قراری گذاشته؟

00:13:18.800 --> 00:13:22.600
کشور یو قبول کرده مرزهای شمالی‌مون رو برای ما از انقلابی‌ها پس بگیره و

00:13:22.600 --> 00:13:26.200
در جا به جائیه تدارکات سپاه هم کمک‌مون بکنه

00:13:26.200 --> 00:13:29.700
...و در مقابلِ این لطف اعلیحضرت قبول کردن

00:13:32.700 --> 00:13:36.100
قبول کردن راه کوهستان «یین» رو به روی اونها باز بکنن

00:13:36.100 --> 00:13:41.300
در واقع به سپاه «یو» راه میدن، تا به مرز غربی شما برسن

00:13:41.300 --> 00:13:47.000
!کوهستان یین؟ اینکه ورودیِ کشور خودتونم هست

00:13:49.200 --> 00:13:52.300
کشور ما همین الآنش هم نابود شده

00:13:53.100 --> 00:13:58.600
اعلیحضرت انگار ثبات فکری‌شون رو به کل از دست دادن

00:13:59.200 --> 00:14:01.900
قرارداد کِیْ بوده؟

00:14:01.900 --> 00:14:04.400
ماه قبل اتفاق افتاده

00:14:04.400 --> 00:14:08.800
کشور «یو» مدتهاست منتظر این فرصته
شک ندارم وقت رو تلف نمی‌کنن

00:14:10.000 --> 00:14:14.500
کشور من نباید بیش ازین برای خودش دشمن‌ بتراشه

00:14:14.500 --> 00:14:19.900
عرایضم همین بود، سلامت باشید جناب وارث

00:14:40.100 --> 00:14:42.000
...قربان

00:14:42.000 --> 00:14:45.150
...پینگ جانگ

00:14:47.720 --> 00:14:49.690
...پدر

00:14:50.800 --> 00:14:52.700
...پدر

00:14:53.700 --> 00:14:58.200
اعلیحضرت فردا برمی‌گردن، همۀ مقدمات، کاملاً انجام شده

00:14:58.200 --> 00:15:01.500
مسئولیتِ، بقیه‌اش رو می‌سپارم به شما

00:15:01.500 --> 00:15:03.400
بله

00:15:03.400 --> 00:15:06.600
درستش اینه که، خودم بالای سرِ کارها باشم

00:15:06.600 --> 00:15:10.710
ولی... به خاطر وضعیت عمارت چانگلین فکرم متمرکز نیست

00:15:10.710 --> 00:15:12.700
...برای همینه که اینبار

00:15:15.500 --> 00:15:17.720
زحمت‌شو به شما میدم

00:15:17.720 --> 00:15:19.500
اختیار دارید جناب فرمانده

00:15:19.500 --> 00:15:23.100
این وظیفۀ ماست... نیازی به... این تعارفات نیست

00:15:23.100 --> 00:15:27.500
!راه دیگه؟ هیچ راهی نداره

00:15:27.500 --> 00:15:29.900
!ما پزشکیم، خدا که نیستیم

00:15:29.900 --> 00:15:34.300
نهایتِ توان ما همونی بود که عرض کردیم

00:15:34.300 --> 00:15:36.800
هیچ جایی هم برای بحث نداره

00:15:36.800 --> 00:15:38.700
استاد

00:15:40.800 --> 00:15:45.400
استاد شنیدید که، سپاه «یو» الآن در یانِ شمالیه و، طولی نمی‌کشه که از درۀ کوه «یین شان» رد میشن

00:15:45.400 --> 00:15:48.200
واقعاً نمی‌دونین بعدش چی میشه؟

00:15:48.200 --> 00:15:51.700
نمی‌دونم... من هیچی نمی‌دونم

00:15:51.700 --> 00:15:55.400
هم الآنش هم برای خبر دادن به پدرم دیر شده

00:15:55.400 --> 00:15:59.600
سپاه دشمن، امروز فرداست که، راه پشت پدر رو ببُره

00:15:59.600 --> 00:16:03.500
سپاه پدر که محاصره بشه، هر نامه‌ای که بفرستیم حتماً لو میره

00:16:03.500 --> 00:16:08.300
به عنوان فرماندۀ جانشین سپاه چانگلین، تنها کسی که می‌تونه با تدارکات برای نجات‌شون بره

00:16:08.300 --> 00:16:13.200
!فقط منم... فقط من

00:16:21.700 --> 00:16:24.700
وقتی جان پدرم در خطره

00:16:25.800 --> 00:16:29.700
من... چطوری می‌تونم

00:16:29.700 --> 00:16:32.600
بگیرم اینجا بخوابم؟

00:16:34.600 --> 00:16:37.320
حرف آخرتون اینه؟

00:16:37.320 --> 00:16:40.500
پس منم حرف آخرمو می‌زنم

00:16:42.600 --> 00:16:46.200
از مسمومیت شما هنوز ۳ روز نگذشته پس کافیه صفرا رو بخورید تا

00:16:46.200 --> 00:16:50.000
با به جریان افتادن انرژی‌ِ خودتون درمان بشید

00:16:52.410 --> 00:16:54.510
اونوقت... پینگ جینگ چی؟

00:17:05.800 --> 00:17:07.700
!استاد

00:17:12.600 --> 00:17:15.440
گاهی وقتها زندگی اینطوره

00:17:15.440 --> 00:17:18.200
آسمان و زمین رو هم که یکی بکنید

00:17:18.200 --> 00:17:23.900
آخرش... به همون نقطه‌ای می‌رسید که بودید

00:17:41.010 --> 00:17:44.140
شاگرد پویانگ یینگ رو دیدم

00:17:47.560 --> 00:17:50.160
عقلش کاملاً به جا بود

00:17:51.100 --> 00:17:54.590
فقط بدنش بود که تحلیل می‌رفت

00:17:56.500 --> 00:17:58.400
...بهم گفت

00:18:47.420 --> 00:18:49.940
می‌دونم ناراحتی

00:18:51.400 --> 00:18:55.200
ولی با وجود وضعیت پینگ جینگ و پدرم

00:18:55.200 --> 00:18:57.500
راه دیگه‌‌ای هم دارم؟

00:18:58.300 --> 00:19:00.800
...اگه خواهش بکنم

00:19:02.940 --> 00:19:05.460
...ازت بخوام خودتو انتخاب بکنی

00:19:10.300 --> 00:19:12.580
قبول می‌کنی؟

00:19:13.570 --> 00:19:15.550
می‌کنم

00:19:32.200 --> 00:19:34.200
التماس می‌کنم

00:19:36.900 --> 00:19:40.700
التماس می‌کنم که ولم نکنی

00:19:45.850 --> 00:19:48.040
میشه؟

00:20:32.800 --> 00:20:35.000
...سختیش

00:20:36.720 --> 00:20:39.150
مال بعدشه؛ نه؟

00:20:41.790 --> 00:20:43.350
درسته

00:21:00.300 --> 00:21:02.180
برادر پینگ جانگ

00:21:04.020 --> 00:21:06.900
از بچگیم می‌شناسمت

00:21:07.890 --> 00:21:10.780
حرف‌ دلتو خوب می‌فهمم

00:21:13.020 --> 00:21:17.980
گیرم امروز حرفمو قبول بکنی... که بمونی

00:21:18.970 --> 00:21:21.170
ولی بعدش؟

00:21:27.800 --> 00:21:33.100
هر ماهی که بگذره... هر سالی که بگذره

00:21:35.420 --> 00:21:38.270
مدام پشیمون و پشیمون‌تر میشی

00:21:40.810 --> 00:21:44.380
انقدر که حتی خودتم تاب نمیاری

00:21:44.400 --> 00:21:47.000
انقدر که منم تاب نمیاری

00:22:42.900 --> 00:22:45.000
ببخشم

00:22:49.800 --> 00:22:52.700
ببخـ...شم

00:23:10.400 --> 00:23:12.800
برادر پینگ جانگ خوبم

00:23:17.700 --> 00:23:19.900
شوهر خوبم

00:23:20.630 --> 00:23:24.000
تو عزیز دل منی... می‌دونی؟

00:23:24.000 --> 00:23:29.800
چیکار کنم که برای همیشه کنارم بمونی؟

00:23:30.600 --> 00:23:37.530
...که از پیشم نری؟

00:23:42.400 --> 00:23:44.500
چیکار کنم؟

00:24:19.290 --> 00:24:21.690
استاد

00:24:21.690 --> 00:24:23.650
عُمریه که طبابت می‌کنم

00:24:23.650 --> 00:24:26.830
و هرگز به هیچ کس اجازۀ آسیب به خودشو ندادم

00:24:26.830 --> 00:24:28.940
شما هر چه هم که بگید

00:24:28.940 --> 00:24:32.210
تا زنده‌ام... از عقیده‌ام بر نمی‌گردم

00:24:51.320 --> 00:24:52.600
دوشیزه لین

00:24:52.600 --> 00:24:54.280
وارث

00:24:55.070 --> 00:24:59.110
شما در شمال بودید و... میادین جنگ اونجا رو دیدید

00:24:59.110 --> 00:25:01.610
می‌دونید که از مرز رد بشن چقدر خون ریخته میشه

00:25:01.610 --> 00:25:05.120
در محاصره... هر روزْ سالی می‌گذره

00:25:05.120 --> 00:25:11.140
من تصمیمم رو گرفتم، خواهش می‌کنم دوشیزه لین کمکم کنید

00:25:11.140 --> 00:25:13.290
همونطور که در شمال کردید

00:25:58.250 --> 00:26:00.930
اونوقتی که نوزاد بودید

00:26:00.930 --> 00:26:06.620
اون قراری که گذاشته شد... فقط نظر بزرگترها بود

00:26:09.860 --> 00:26:14.360
ولی دوشیزه لین... بعد ملاقات با پینگ جینگ

00:26:14.360 --> 00:26:17.850
بعد اینهمه ماجرایی که با هم از سر گذروندید

00:26:18.760 --> 00:26:21.580
...این حسی که امروز به هم دارید

00:26:21.580 --> 00:26:26.610
هیچی از دیگران توش نیست... نه کسی از شما چیزی خواسته... نه شما بدهکار کسی هستید

00:26:26.610 --> 00:26:31.290
این سرنوشت بوده که... شما رو به هم رسونده

00:26:33.610 --> 00:26:36.220
پس شما از همه چیز خبر داشتید؟

00:26:37.780 --> 00:26:39.650
حدس زدم

00:26:40.550 --> 00:26:43.290
پس چرا هیچی نگفتین؟

00:26:47.050 --> 00:26:50.130
به خاطر اینکه اون قراری که بزرگترها گذاشته بودن

00:26:50.130 --> 00:26:53.760
نیت پشتش خیر بود، قصد آزاری هم که در کار نبود

00:26:54.300 --> 00:26:58.000
شما هم که توان گرفتن تصمیم آخر رو خودتون داشتید

00:27:02.280 --> 00:27:08.430
این پینگ جینگ ما هم... لیاقتش هست که

00:27:09.120 --> 00:27:14.930
با دختری ازدواج بکنه که، از صمیم قلب مراقبشه

00:27:14.930 --> 00:27:18.130
ولی اگه پینگ جینگ بفهمه من امروز چیکار کردم

00:27:19.150 --> 00:27:22.540
تا آخر عمرش منو نمی‌بخشه

00:27:26.600 --> 00:27:31.700
می‌دونم که دارم چه باری رو، روی دوش‌ شما می‌ذارم

00:27:31.700 --> 00:27:34.130
برای همینم می‌خوام ازتون قول بگیرم که

00:27:35.700 --> 00:27:38.450
یک کلمه هم بهش نگید

00:27:39.990 --> 00:27:45.570
براش بهتره... ندونه امروز اینجا چه اتفاقی افتاده

00:29:13.930 --> 00:29:16.280
فرمانده شون-
فرمانده شون، امروز کسی رو نمی‌پذیرن-

00:29:16.280 --> 00:29:17.890
با همسر وارث کار مهمی دارم

00:29:17.890 --> 00:29:21.990
فرمانده... این دستور خودِ بانوست، لطفاً کار ما رو سخت نکنید

00:29:21.990 --> 00:29:23.390
!فرمانده! فرمانده

00:29:23.390 --> 00:29:24.540
!باید ببینمش

00:29:24.540 --> 00:29:27.820
فرمانده... به ما دستور دادن

00:29:27.820 --> 00:29:29.330
!شائو شوئه-
!فرمانده، خواهش می‌کنم کار رو برای ما سخت نکنین

00:29:29.330 --> 00:29:31.830
!شائو شوئه-
!فرمانده-

00:29:40.210 --> 00:29:41.720
برادر

00:29:43.020 --> 00:29:47.140
...دونگ چینگ الآن بهم گفت... پینگ جانگ

00:29:51.470 --> 00:29:55.510
شائو شوئه!... دیوونه شدی؟

00:29:55.510 --> 00:29:58.050
چطور گذاشتی همچین کاری بکنه؟

00:29:58.050 --> 00:30:00.460
نباید ملاحظۀ تو رو هم بکنه؟

00:30:01.910 --> 00:30:03.950
کاری ندارم قصدش چیه

00:30:03.950 --> 00:30:06.540
محاله بذارم همچین کاری بکنه

00:30:12.700 --> 00:30:16.930
ازدواج یعنی، یک روح در دو بدن

00:30:16.930 --> 00:30:19.540
اون روزی که زنش می‌شدم

00:30:19.540 --> 00:30:22.680
خوب می‌دونستم شوهرم چطور آدمیه

00:30:24.980 --> 00:30:29.390
برادر... عذر می‌خوام

00:32:00.360 --> 00:32:01.990
اعلیحضرت

00:32:21.900 --> 00:32:26.080
برادرم در خطر خیلی، سختی قرار گرفته

00:32:26.080 --> 00:32:28.350
ولی تو که میری خیالم راحته

00:32:28.350 --> 00:32:32.260
وضعیت میدان نبرد مشخص نیست
مهر یشم و طلسم طلایی رو بهت میدم

00:32:32.260 --> 00:32:35.830
موقعیت رو بسنج و در صورت لزوم ازشون استفاده کن

00:32:35.830 --> 00:32:38.430
از حسن اعتماد شما سپاسگزارم

00:32:51.520 --> 00:32:53.530
بلند شو

00:33:03.140 --> 00:33:08.240
پینگ جانگ... استراتژیت برای... این نبرد رو خوندم

00:33:08.240 --> 00:33:11.170
زدن شبیخون و محاصره فکر زیرکانه‌ایه

00:33:11.170 --> 00:33:13.870
ولی خطرش کم نیست

00:33:13.870 --> 00:33:15.740
فقط می‌خوام

00:33:17.730 --> 00:33:24.670
ببینم تو و برادر، صحیح و سالم برمی‌گردین
فهمیدی چی گفتم؟

00:33:27.480 --> 00:33:30.690
تحت مراحم شما ارتش چانگلین

00:33:30.690 --> 00:33:34.660
پیروز خواهد شد-
پیروز خواهد شد-

00:34:01.840 --> 00:34:07.290
فی جان... یه چیز دیگه هم هست که... براش فقط می‌تونم روی تو حساب بکنم

00:34:07.290 --> 00:34:09.140
فقط بگو

00:34:14.650 --> 00:34:17.840
نشان امپراتور فقید تحویلِ من بوده

00:34:17.840 --> 00:34:20.930
حالا که خودم نیستم درست نیست توی عمارت باشه

00:34:20.930 --> 00:34:25.930
...برای همینم میدمش دست فرماندۀ گارد... تا وقتیکه

00:34:28.120 --> 00:34:31.580
تا وقتیکه منو برمی‌گردونن

00:34:31.580 --> 00:34:34.660
اونوقت ببرش و بدش به اعلیحضرت

00:34:38.460 --> 00:34:40.070
فهمیدم

00:35:30.260 --> 00:35:32.460
در خانواده‌ای لشکری بزرگ شدم

00:35:32.460 --> 00:35:35.950
هیچوقت ازون زن‌های موقر و خونه‌نشین از کار در نیومدم

00:35:37.250 --> 00:35:40.520
خوش اقبال بودم که تو هم از اینجوری بودنم بدت نمی‌اومد

00:35:40.520 --> 00:35:45.060
به جای فقط راهی کردنت، به میدون جنگ

00:35:45.060 --> 00:35:49.880
ترجیح میدم پیشت بمونم و، کنارت بجنگم

00:35:49.880 --> 00:35:53.900
حالا که مرزها در خطره، وظیفۀ همه است که وفا و مسئولیت‌پذیری‌شونو نشون بدن

00:35:53.900 --> 00:35:57.750
اینبار هم... بذار همراهت باشم

00:36:17.310 --> 00:36:21.540
گزارش‌تون در مورد بیماری واگیر که بهم رسید

00:36:21.540 --> 00:36:25.990
یک لحظه هم... آرام و قرار نداشتم

00:36:25.990 --> 00:36:30.430
لی گو یه حرفهایی زده... ولی فکر نمی‌کنم قضیه به این سادگی‌ها بوده باشه

00:36:30.430 --> 00:36:33.010
تحقیق کاملی بشه

00:36:33.010 --> 00:36:36.460
در خدمت... حاضریم

00:36:38.700 --> 00:36:43.360
البته... در حال حاضر موضوع اصلیْ جنگ مرز شمالیه

00:36:43.360 --> 00:36:47.560
وزارت دفاع در آماده باش کامل باشه
هر تدارکاتی که مورد احتیاج بود

00:36:47.560 --> 00:36:50.300
بدون خطا تأمین بشه

00:36:50.300 --> 00:36:53.020
بنده... شخصاً بر این موضوع نظارت می‌کنم

00:36:53.020 --> 00:36:55.880
آسوده خاطر باشید اعلیحضرت

00:38:27.930 --> 00:38:29.940
شی آر

00:38:34.040 --> 00:38:35.750
شی آر

00:39:01.580 --> 00:39:03.350
لین شی

00:39:15.380 --> 00:39:17.570
من چم شده؟

00:39:19.600 --> 00:39:21.560
مسموم شدی

00:39:25.530 --> 00:39:27.500
مسموم؟

00:39:37.060 --> 00:39:38.990
برادرم کو؟

00:39:41.240 --> 00:39:43.620
رفتن میدون جنگ

00:39:46.180 --> 00:39:48.020
جنگ؟

00:39:49.080 --> 00:39:52.120
چیکار می‌کنی؟-
می‌خوام برم-
باید بی‌حرکت بمونی-

00:39:52.120 --> 00:39:54.030
!پینگ جینگ

00:39:54.030 --> 00:39:56.590
ولم کن-
!پینگ جینگ-

00:39:56.590 --> 00:39:58.700
پینگ جینگ

00:39:58.700 --> 00:39:59.990
!ولم کن

00:39:59.990 --> 00:40:01.770
پینگ جینگ

00:40:03.190 --> 00:40:04.640
پینگ جینگ

00:40:04.640 --> 00:40:05.780
!ولم کن

00:40:05.780 --> 00:40:07.470
!پینگ جینگ

00:40:08.610 --> 00:40:11.870
می‌دونی چه پدری از ما در اومده تا تو زنده بمونی؟

00:40:11.870 --> 00:40:17.090
روی پات نمی‌تونی وایستی! می‌خوای بری میدون جنگ چه غلطی بکنی؟

00:40:19.160 --> 00:40:20.610
پینگ جینگ

00:40:21.740 --> 00:40:24.310
برادر شون

00:40:24.310 --> 00:40:26.410
تازه بیدار شدی
می‌خوای چیکار بکنی؟

00:40:26.410 --> 00:40:29.260
لین شی الآن بهم گفت. که «یان» راه کوهستان «یین» رو باز کرده

00:40:29.260 --> 00:40:31.780
مقر ارتش چانگلین اولین جائیه که می‌زنن

00:40:31.780 --> 00:40:36.130
برادر و زن برادر رفتن پدر رو نجات بدن
اونوقت من اینجا بمونم؟ ولم کن

00:40:36.130 --> 00:40:37.950
!آروم باش

00:40:39.850 --> 00:40:41.750
آروم باش

00:40:42.770 --> 00:40:46.490
هیچی نمیشه... برادر و زن برادرتم هیچی‌شون نمیشه

00:40:46.490 --> 00:40:48.720
هیچ طوری‌شون نمیشه

00:40:48.720 --> 00:40:52.610
الآن کاری که باید بکنی... اینه که استراحت بکنی

00:40:52.610 --> 00:40:55.750
حرف گوش کن... بریم

00:40:57.210 --> 00:40:59.380
باشه تا مرز نه

00:40:59.380 --> 00:41:01.930
فقط می‌خوام برم اتاقِ برادر نقشه‌اش رو ببینم

00:41:01.930 --> 00:41:04.780
می‌خوام ببینم سپاه رو قراره چطوری حرکت بده

00:41:04.780 --> 00:41:08.190
خوب که شدم... اقلاً بدونم اوضاع چطوره

00:41:08.190 --> 00:41:10.850
بدونم کجا باید برم

00:41:11.910 --> 00:41:15.490
باشه... می‌برمت اتاقش

00:41:15.490 --> 00:41:19.970
دوشیزه لین شی، نگران نباشید
حواسم بهش هست

00:41:25.700 --> 00:41:27.210
بریم

00:41:32.150 --> 00:41:45.190
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:45.214 --> 00:41:57.214
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.