﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:10.900
<i>«به نام دانای اسرار»</i>

00:00:10.924 --> 00:00:30.924
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.400 --> 00:01:00.000
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.000 --> 00:01:03.000
<i>قسمت بیست و هفتم</i>

00:01:06.800 --> 00:01:11.100
روی حساب روزها... سپاه «یو» دیگه به پدر رسیدن

00:01:11.100 --> 00:01:15.600
برادر هر چقدرم که سریع بره، بازم نمی‌رسه از پشت سر پدر محافظت بکنه

00:01:16.530 --> 00:01:21.070
پدرم توی «نینگجو» گیر افتاده... مطمئنم

00:01:25.700 --> 00:01:29.660
پینگ جینگ... به برادرت اعتماد داشته باش

00:01:29.660 --> 00:01:31.900
حتماً یه راهی پیدا می‌کنه

00:01:33.200 --> 00:01:35.700
<i>«نینگجو»</i>

00:01:39.400 --> 00:01:42.000
!ازین طرف، زود-
!بله-

00:01:42.000 --> 00:01:44.700
!بجنب... زود

00:01:45.500 --> 00:01:47.800
شاهزاده... راه پشتی‌مون رو هم بستن

00:01:47.800 --> 00:01:50.800
دیگه نمی‌تونیم تقاضای کمک بکنیم

00:01:50.800 --> 00:01:52.800
مگه میشه؟

00:01:52.800 --> 00:01:55.500
اونها هنوز از خط ما نگذشتن
یو»ها مگه بال دارن؟»

00:01:55.500 --> 00:01:57.800
مگه میشه از پشت‌ سرمون در بیان؟

00:01:57.800 --> 00:01:59.400
یان شمالی؟

00:01:59.400 --> 00:02:02.000
نه، یان شمالی نه

00:02:02.000 --> 00:02:04.200
یان شمالی اگه حرکتی می‌کرد، ما حتماً می‌فهمیدیم

00:02:04.200 --> 00:02:08.100
ارتش سلطنتیه «یو» ست که، از پشت‌مون سر در آورده

00:02:13.300 --> 00:02:15.500
فهمیدم

00:02:17.600 --> 00:02:20.800
مقر ما تکه‌تکه هم که بشه

00:02:20.800 --> 00:02:24.700
نمی‌ذاریم سپاه «یو» رد بشه

00:02:24.700 --> 00:02:29.700
نمی‌تونیم بذاریم «شمشیر بهارِ» دیگه‌ای اتفاق بیفته

00:02:29.700 --> 00:02:32.100
...«دربارۀ نیروهای «شمشیر بهار

00:02:32.100 --> 00:02:36.100
منم... یه چیزایی ازینور و اونور شنیدم

00:02:36.100 --> 00:02:38.100
...شمشیر بهار

00:02:40.120 --> 00:02:43.200
جنگیه مربوط به ۱۰۰ سال پیش

00:02:43.200 --> 00:02:46.700
کشور یو... یان شمالی... دونگ های

00:02:46.700 --> 00:02:49.600
دست به دست هم دادن و به لیانگ حمله کردن

00:02:53.170 --> 00:02:57.100
سپاه «یو» از شمال
یان» هم از کوه «یین» گذشت»

00:02:57.100 --> 00:03:01.200
جنگ از شمال تا جنوب کشیده شده بود
روی نقشه شبیه یه شمشیرِ خَم بود

00:03:01.200 --> 00:03:04.300
اولین روزهای بهار هم بوده

00:03:04.300 --> 00:03:07.700
این شد که بعدها این اسم رو روش گذاشتن

00:03:09.200 --> 00:03:13.300
عاقبت جنگ چی شد؟-
عاقبت؟-

00:03:14.080 --> 00:03:17.000
مرز شمالی ما تکه پاره شد

00:03:17.000 --> 00:03:20.500
جنگ به داخل کشور کشید
تا نزدیک پایتخت

00:03:20.500 --> 00:03:25.000
<i>برای دربار راهی نموند جز اینکه مذاکره‌کننده‌ای بفرسته</i>
(«مرزبان «یان چویی)

00:03:37.500 --> 00:03:39.400
...خوشبختانه اتحادی که

00:03:39.400 --> 00:03:43.000
بر پایۀ منافع شکل بگیره، محکم نیست

00:03:43.000 --> 00:03:48.400
همینم باعث شد که به جون هم بیفتن و بعدم از لیانگ خارج بشن

00:03:49.900 --> 00:03:53.100
ولی اون زمین سوختۀ زیرِ شکل شمشیر

00:03:53.100 --> 00:03:58.300
۱۰سال طول کشید تا... به حالت سابقش در بیاد

00:04:01.400 --> 00:04:04.600
با اینکه مال ۱۰۰ سال پیشه

00:04:04.600 --> 00:04:10.500
ولی همین الآنشم، شنیدن ازش، مو به تنم سیخ می‌کنه

00:04:13.030 --> 00:04:16.180
شمشیر بهار، واقعاً تیغ تیزی داره

00:04:17.200 --> 00:04:21.000
پینگ جینگ-
...ولی برای موفقیت-

00:04:21.000 --> 00:04:26.200
در چنین حمله‌ای، هماهنگی کامل نیازه، یک قدمم نمی‌تونن اشتباه بردارن

00:04:26.200 --> 00:04:30.800
بدون فرمانده‌ای نابغۀ دوران
محاله بتونن چنین حرکتی بکنن

00:04:30.800 --> 00:04:35.200
تازه، نیازه جفتِ «یو» و «یان» چنین فرمانده‌ای داشته باشن

00:04:35.200 --> 00:04:39.200
کاملاً باید همراه و هم‌هدف باشن

00:04:39.300 --> 00:04:41.900
...برای همین-
...برای همین-

00:04:41.900 --> 00:04:46.850
چنین جنگی فقط همون یکبار ممکن بوده
و دیگه هم تکرار نمیشه

00:04:47.600 --> 00:04:51.800
در ۱۰۰ سال گذشته، مرز شمالی همیشه وضع متلاطمی داشته

00:04:51.800 --> 00:04:55.100
محاله بتونن «شمشیر بهارِ» دیگه‌ای بسازن

00:04:55.100 --> 00:04:59.500
درسته که «یان» از استیصال اینکارو کرده و
همین به «یو» فرصتی که می‌خواسته رو داده

00:04:59.500 --> 00:05:01.940
.ولی اینبار فقط سپاه «یو» است که شمشیر رو می‌سازه

00:05:01.940 --> 00:05:05.000
ظاهرش همونه، ولی قدرتش کافی نیست

00:05:05.000 --> 00:05:09.700
لشکرِ همراه پدر مطمئنم که، راحت یک ماه دیگه دووم میارن

00:05:09.700 --> 00:05:14.500
پس اگه خبر به موقع، به پینگ جانگ رسیده باشه و، به موقع هم سمت شمال رفته باشه

00:05:14.500 --> 00:05:17.200
یعنی می‌تونه محاصرۀ پدرت رو بشکنه؟

00:05:18.300 --> 00:05:20.990
یه قدم عقبه

00:05:20.990 --> 00:05:23.400
یو» تا الآن دیگه جنوب «نینگجو» رو گرفته»

00:05:23.400 --> 00:05:29.000
برای ارتش چانگلین خیلی سخته هم، همزمان هم شمال رو پوشش بده هم جنوب رو

00:05:29.600 --> 00:05:31.300
در موضع انفعال قرار دارن

00:05:31.300 --> 00:05:34.070
حلا که می‌دونیم هدف نهایی دشمن چیه

00:05:34.070 --> 00:05:38.600
نباید به نینگجو متوقف بشیم
...در عوضش میریم به

00:05:39.990 --> 00:05:41.780
لو سی

00:05:43.600 --> 00:05:45.400
...پس پینگ جانگ میره به

00:05:45.400 --> 00:05:50.200
شانسی که آوردیم اینه که، «یو» فکر می‌کنه با محاصرۀ پدرْ سپاهاصلی ما رو به دست آورده و

00:05:50.200 --> 00:05:52.400
ما رو کاملاً فلج کرده

00:05:52.400 --> 00:05:55.800
به فکرشونم نمی‌رسه که برادر انقدر سریع خودشو برسونه

00:05:55.800 --> 00:06:00.400
و همینه که به برادر، دستِ بالا رو توی این جنگ میده

00:06:00.400 --> 00:06:02.900
...نقطۀ حیاتیِ این جنگ

00:06:05.310 --> 00:06:07.330
«اینجاست «لوسی

00:06:14.200 --> 00:06:15.800
<i>وقتیکه</i>

00:06:18.300 --> 00:06:21.700
<i>تا وقتیکه منو برمی‌گردونن</i>

00:06:27.900 --> 00:06:32.710
برادر شون... داری به چی فکر می‌کنی؟

00:06:34.600 --> 00:06:36.330
هیچی

00:06:37.220 --> 00:06:39.420
روح امپراتور فقید ناظر ارتش چانگلینه

00:06:39.420 --> 00:06:43.200
اونها... حتماً این جنگ رو می‌برن

00:06:53.000 --> 00:06:54.400
!مردان چانگلین من

00:06:54.400 --> 00:06:57.500
امر؟ امر؟

00:06:58.570 --> 00:07:00.400
!مردان چانگلین من

00:07:00.400 --> 00:07:03.290
امر؟ امر؟

00:07:03.900 --> 00:07:08.900
لوسی رو که بگیریم، تیغ شمشیر «یو» رو تَرَک انداختیم

00:07:08.900 --> 00:07:12.700
و اونوقت، سپاه اصلی ما می‌تونه ضد حمله‌ بکنه

00:07:13.600 --> 00:07:16.800
پیروزی یا شکست، تماماً بسته به این جنگِ

00:07:16.800 --> 00:07:19.400
!بسته به این جنگ

00:07:19.400 --> 00:07:20.400
!بسته به این جنگ

00:07:20.400 --> 00:07:24.830
!بسته به این جنگ

00:07:24.830 --> 00:07:28.400
!حمله

00:07:55.000 --> 00:07:58.190
<i>«شاهزادۀ چانگلین»</i>

00:07:59.400 --> 00:08:02.000
<i>«نینگجو»</i>

00:08:13.100 --> 00:08:16.700
!پینگ جینگ... پینگ جینگ

00:08:21.100 --> 00:08:23.290
!پینگ جینگ

00:08:23.290 --> 00:08:25.400
درسته که خیلی ماهر نیستم

00:08:25.400 --> 00:08:28.900
ولی منم می‌خوام، برای کشورم بجنگم، می‌خوام اسم عمارت لای یانگ رو پاک بکنم

00:08:28.900 --> 00:08:32.900
میشه بهم اجازه بدی، توی این سفر همراهت باشم؟

00:08:34.000 --> 00:08:35.400
باشه

00:09:48.680 --> 00:09:51.130
<i>«عمارت شائو»</i>

00:10:27.400 --> 00:10:31.000
<i>«ارتش چانگلین، عمارت شائو»</i>

00:12:11.400 --> 00:12:14.000
<i>!مراقب وارث باشید</i>

00:15:47.530 --> 00:15:48.990
چی شده؟

00:15:49.980 --> 00:15:52.250
خیلی کم میشه کابوس ببینم

00:15:53.490 --> 00:15:55.830
آخریش همون «گنجو» بود

00:16:00.400 --> 00:16:04.300
خب... آدم گاهی فکرهای روزشو خواب می‌بینه

00:16:04.300 --> 00:16:06.900
ولی مگه چند روز پیش، به ژنرالْ جین برنخوردیم؟

00:16:06.900 --> 00:16:12.200
نگفت که... بهشون مأموریت دادن، گردان ارتش «یو» که از سپاه اصلی‌شون جدا افتاده رو محاصره بکنن؟

00:16:12.200 --> 00:16:14.700
حالا که وضعیت اینطوره... خب یعنی

00:16:14.700 --> 00:16:18.800
وضعیت نینگجو، به اون بدی‌ای که فکر می‌کنی نیست

00:17:03.940 --> 00:17:05.930
می‌تونید برید

00:17:21.560 --> 00:17:25.950
...توی جنگ گنجو، زخمهاش

00:17:26.810 --> 00:17:30.150
خیلی بدتر از این بود

00:17:31.100 --> 00:17:35.800
چرا؟... واقعاً نمی‌فهمم

00:17:35.800 --> 00:17:37.500
چرا؟

00:18:33.080 --> 00:18:34.800
...پینگ جانگ

00:18:36.200 --> 00:18:38.000
پدر

00:18:39.360 --> 00:18:40.980
!پدر

00:18:49.010 --> 00:18:50.880
پینگ جانگ

00:18:52.960 --> 00:18:56.870
پدرت اینجاست... من اینجام

00:18:59.280 --> 00:19:00.860
پدر

00:19:04.200 --> 00:19:06.900
مثل اینکه قراره من اول برم

00:19:06.900 --> 00:19:11.460
نه، پینگ جانگ... تو می‌تونی

00:19:11.460 --> 00:19:13.900
!باید بتونی

00:19:13.900 --> 00:19:16.400
بذاری راهشو پیدا می‌کنم

00:19:16.400 --> 00:19:20.600
مطمئنم... می‌تونم راهشو پیدا بکنم

00:19:23.200 --> 00:19:26.350
منم دلم می‌خواد بمونم

00:19:27.300 --> 00:19:30.300
...اگه می‌تونستم می‌موندم

00:19:32.100 --> 00:19:34.090
...منم سختمه

00:19:35.000 --> 00:19:37.170
...سختمه از

00:19:37.910 --> 00:19:40.500
پیش شماها برم

00:19:40.500 --> 00:19:44.680
پینگ جانگ! حق نداری ازین حرفها بزنی

00:19:44.680 --> 00:19:47.000
!باید طاقت بیاری

00:19:58.800 --> 00:20:00.500
...پینگ جانگ

00:20:12.400 --> 00:20:14.800
ببخشم

00:20:14.800 --> 00:20:17.700
...پینگ جانگ، منو تنها نذار

00:20:42.400 --> 00:20:48.700
پینگ جانگ... پسر عمارت چانگلینه

00:20:50.000 --> 00:20:52.700
...پس اگه توی میدان جنگ بمیره

00:20:55.000 --> 00:20:57.560
...مرگش

00:20:59.040 --> 00:21:02.300
واقعاً ارزشمند بوده

00:21:29.900 --> 00:21:32.010
!پینگ جانگ

00:22:34.600 --> 00:22:36.300
!دونگ چینگ

00:22:37.700 --> 00:22:39.600
چرا گریه می‌کنی؟

00:22:40.520 --> 00:22:42.550
چرا گریه می‌کنی؟

00:24:11.400 --> 00:24:13.120
!برادر

00:24:14.090 --> 00:24:16.410
!برادر

00:24:18.400 --> 00:24:20.900
!برادر

00:24:31.600 --> 00:24:33.300
<i>!برادر</i>

00:24:39.600 --> 00:24:44.300
<i>اینجا ارگ سلطنتیه رعایت قوانین توش خیلی مهمه، اینو خوب یادت باشه</i>

00:24:44.300 --> 00:24:49.000
<i>فهمیدی برادر واقعیت نیستم... دیگه خط‌مو نمی‌خونی؟</i>

00:24:52.000 --> 00:24:53.900
<i>فکر الکی نکن</i>

00:24:54.760 --> 00:24:58.790
<i>تو با همۀ هوشت هم، از کجا می‌تونستی حدس بزنی که همچین چیزی قراره اتفاق بیفته؟</i>

00:24:58.800 --> 00:25:01.300
<i>می‌بینم که خوب درستو یاد گرفتی</i>

00:25:08.500 --> 00:25:10.700
!برادر

00:25:17.600 --> 00:25:19.700
...برادر

00:25:29.260 --> 00:25:30.990
شاهزادۀ بزرگ

00:25:31.800 --> 00:25:33.800
بگو

00:25:33.800 --> 00:25:37.000
الآن... نبض همسر وارث رو گرفتم

00:25:37.000 --> 00:25:41.760
همسر وارث... دو ماهه باردارن

00:26:42.800 --> 00:26:44.500
استاد

00:26:55.600 --> 00:27:01.100
<i>[جنگ نینگجو به پایان رسید، طی آن وارث چانگلین از دنیا رفت]</i>

00:28:01.200 --> 00:28:07.100
!دریغ... پیروزی

00:28:11.900 --> 00:28:21.180
!دریغ... پیروزی

00:29:53.620 --> 00:29:57.830
<i>[در خصوص کاهن اعظم پویانگ یینگ، منتظر حکم ملوکانه‌ایم]</i>

00:30:50.100 --> 00:30:53.200
طبق نظر شما عمل کردم

00:30:53.200 --> 00:30:58.300
از وقتی اعلیحضرت برگشتن، خیلی باهاشون هم‌صحبت نشدم

00:30:59.300 --> 00:31:04.400
...در موردِ... اون اشتباهی هم که کردم

00:31:04.400 --> 00:31:07.900
بارها توبه و از خدایان طلب بخشش کردم

00:31:09.310 --> 00:31:12.200
...حالا که می‌دونیم پویانگ یینگ مرده

00:31:12.200 --> 00:31:14.800
در همین حد عالیه

00:31:14.800 --> 00:31:19.900
فقط... هر چی که در این مورد بوده رو... کاملاً فراموش کنید

00:31:19.900 --> 00:31:23.500
فرقی نمی‌کنه کِیْ... یا مثلاً جلوی کی

00:31:23.500 --> 00:31:27.500
دیگه نباید، اسم پویانگ یینگ رو بیارید

00:31:36.400 --> 00:31:43.000
بانوی من... ولیعهد چرا هنوز ردای سرخ‌ تنشونه؟

00:31:43.000 --> 00:31:48.250
درسته که بعد از ظهره... ولی بازم، احتمال داره که اعلیحضرت تشریف بیارن

00:31:49.900 --> 00:31:54.090
بهتره... با چیزی کمی سنگین‌تر عوضش بکنید

00:31:55.100 --> 00:31:58.000
ولیعهد داره شخصاً نامه‌های تسلیت شائو پینگ جانگ رو می‌نویسه

00:31:58.000 --> 00:32:00.800
در همین حد برای نشون دادن صداقتش کافی نیست؟

00:32:00.800 --> 00:32:05.200
یعنی واقعاً لازمه ولیعهد کشور برای خاندان چانگلین لباس عزا بپوشه؟

00:32:05.200 --> 00:32:09.000
بانوی من... این تشریفاته

00:32:09.000 --> 00:32:13.600
وارث تازه فوت کرده... اعلیحضرت هم، که حال مساعدی ندارن

00:32:13.600 --> 00:32:18.700
واقعاً لازمه اعلیحضرت رو از خودتون برنجونید؟

00:32:20.750 --> 00:32:22.570
متوجه شدم

00:32:30.580 --> 00:32:33.310
پینگ جانگو کی بر می‌گردونن؟

00:32:34.400 --> 00:32:38.400
در پاسخ به اعلیحضرت، طبق گزارشات، تابوت وارث

00:32:38.400 --> 00:32:42.600
هفت روز دیگه... به پایتخت می‌رسه

00:33:06.600 --> 00:33:15.100
<i>«آرامگاه وارث چانگلین، شائو پینگ جانگ»</i>

00:34:14.300 --> 00:34:15.800
!پینگ جینگ

00:34:18.000 --> 00:34:19.800
یوآنچی

00:34:19.800 --> 00:34:23.600
خودتو دیدی؟ بعد مراسم تدفین و ۴۹ روز عزاداری

00:34:23.600 --> 00:34:25.770
خیلی وزن کم کردی

00:34:27.600 --> 00:34:29.800
عمو حالش خوبه؟

00:34:29.800 --> 00:34:33.800
میشه خوب باشه؟
فقط به زور سرِ پاست

00:34:36.100 --> 00:34:40.000
می‌دونم ناراحت‌کننده است، ولی برادر پینگ جانگ پسر یه خاندان نظامی بوده

00:34:40.000 --> 00:34:45.000
در میدون جنگ و حین دفاع از کشور هم مرده
لابد برای عمو

00:34:45.000 --> 00:34:48.800
آرامبخش‌تر اینه که دلیل مرگِ برادر رو همین بدونه نه چیز دیگه

00:34:48.800 --> 00:34:50.700
تو الآن چی گفتی؟

00:34:52.200 --> 00:34:55.700
...چیز... چیز خاصی نگفتم...فقط گفتم... عمو باید

00:34:55.700 --> 00:34:57.800
!برادر من توی میدون جنگ کشته شده

00:34:57.800 --> 00:35:00.100
منظورت چی بود که گفتی «نه چیز دیگه»؟

00:35:00.100 --> 00:35:04.700
پینگ جینگ، ولش کن، یه چیزی از دهنم پرید

00:35:04.700 --> 00:35:08.800
!شائو یوآنچی! تا منظورتو نگفتی نمی‌ذارم یه قدم برداری

00:35:08.800 --> 00:35:12.400
پینگ جینگ، خب من نمی‌تونم شک نکنم
...من واقعاً

00:35:12.400 --> 00:35:16.500
بعدِ مسمومیت تو... خیلی چیزها اتفاق افتاد

00:35:16.500 --> 00:35:20.100
برادر پینگ جانگ کوه رو محاصره کرد
...اون قضیۀ صفرای مار

00:35:20.100 --> 00:35:23.400
البته من موقعِ همۀ اتفاقات نبودم

00:35:23.400 --> 00:35:26.600
ولی می‌تونی از دوشیزه لین بپرسی
...دوشیزه لین تا آخرش

00:35:27.900 --> 00:35:29.600
!پینگ جینگ

00:35:44.900 --> 00:35:48.200
...هر کی ندونه من خوب می‌دونم که

00:35:48.200 --> 00:35:52.000
ازون روزی که پینگ جانگو با خودت آوردی

00:35:52.000 --> 00:35:54.700
اون بچه برات چی بود

00:35:55.690 --> 00:35:59.800
واسه همین حالا که رفته، خوب می‌فهمم چی می‌کشی

00:36:01.000 --> 00:36:04.700
پینگ جانگ اون دمِ آخر گفت

00:36:04.700 --> 00:36:08.800
...به عنوان پسرِ چانگلین... دادن جونش برای کشور

00:36:08.800 --> 00:36:11.800
یعنی به نظر خودش مرگ با ارزشی داشته

00:36:11.800 --> 00:36:14.900
...من فقط دلم

00:36:16.100 --> 00:36:19.500
برای جوونیش می‌سوزه

00:36:19.500 --> 00:36:22.540
اینکه منِ پیر موندم و

00:36:23.600 --> 00:36:29.100
نتونستم عوض اون... برم

00:36:32.590 --> 00:36:36.170
ولی اون دیگه رفته

00:36:37.200 --> 00:36:40.600
برادر... فکر نمی‌کنی خودتو اینطوری اذیت کنی

00:36:40.600 --> 00:36:44.200
روح اونم عذاب می‌کشه؟

00:36:48.800 --> 00:36:51.500
متوجه نظر محبت‌ شما هستم

00:37:02.200 --> 00:37:06.200
الآن... بچۀ پینگ جانگ

00:37:06.200 --> 00:37:08.900
مهم‌ترین مسئلۀ منه

00:37:08.900 --> 00:37:13.500
شو آر همه جای عمارت، گوشه گوشه انگار فقط شوهرشو می‌بینه

00:37:13.500 --> 00:37:18.500
بدجور غصه می‌خوره
پزشکش میگه

00:37:18.500 --> 00:37:22.000
حالش اصلاً خوب نیست

00:37:22.000 --> 00:37:25.800
می‌خواستم بفرستمش یه طرفی هوایی بخوره

00:37:25.800 --> 00:37:28.000
بفرستیش کجا؟

00:37:29.250 --> 00:37:32.010
تالار لانگیا

00:37:33.700 --> 00:37:39.700
اونجا... از دنیا و... همۀ دغدغه‌هاش به دوره

00:37:39.700 --> 00:37:45.900
اونجا باشه... خیالم از هر حیث... واقعاً راحت‌تره

00:38:08.400 --> 00:38:10.600
بالأخره اومدی

00:38:14.070 --> 00:38:16.120
پس می‌دونستی قراره بیام

00:38:38.600 --> 00:38:42.100
وارث از همه خواسته چیزی به تو نگن

00:38:42.100 --> 00:38:44.200
...ولی من فکر می‌کنم

00:38:45.360 --> 00:38:48.170
تو باید بدونی

00:38:49.930 --> 00:38:51.960
چیو بدونم؟

00:39:00.200 --> 00:39:01.800
...پس این

00:39:05.930 --> 00:39:08.450
خون برادرمه؟

00:39:18.500 --> 00:39:20.400
برای چی؟

00:39:22.470 --> 00:39:25.160
فکر می‌کردم منو می‌شناسی

00:39:27.560 --> 00:39:29.590
می‌شناسم

00:39:31.600 --> 00:39:34.700
می‌دونستم اگه به خودت باشه

00:39:35.950 --> 00:39:39.080
بین خودت و اون می‌خوای خودت بمیری

00:39:40.600 --> 00:39:45.000
تو که می‌دونستی... پس چرا؟

00:39:45.000 --> 00:39:47.300
!چرا؟

00:39:50.000 --> 00:39:52.400
...اون روزِ انتقال خون

00:39:55.670 --> 00:39:58.610
برادرت فقط یه چیز بهت گفت

00:40:12.100 --> 00:40:16.800
<i>پینگ جینگ، متأسفم</i>

00:40:22.200 --> 00:40:26.000
گفته... «متأسفم»؟

00:40:29.400 --> 00:40:32.300
منظورشونو فهمیدم

00:40:35.500 --> 00:40:38.370
اینکه اون تونست انتخاب بکنه

00:40:39.700 --> 00:40:42.300
منم براش تصمیم گرفتم

00:40:45.200 --> 00:40:47.100
...ولی تو

00:40:49.200 --> 00:40:51.500
هیچ حق انتخابی نداشتی

00:40:59.830 --> 00:41:02.820
...برادرم می‌تونست نمیره

00:41:03.700 --> 00:41:09.200
فقط اگه تو هم مثل استادت... هیچکار نمی‌کردی

00:41:18.200 --> 00:41:20.100
متأسفم

00:41:32.000 --> 00:41:34.000
متأسفم

00:41:40.000 --> 00:41:57.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:57.824 --> 00:42:07.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.