﻿WEBVTT

00:00:00.010 --> 00:00:09.980
<i>«به نام دانا به سرائر قلب‌ها»</i>

00:00:10.004 --> 00:00:30.004
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.390 --> 00:00:59.940
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:00:59.940 --> 00:01:03.050
<i>قسمت سی‌ام</i>

00:01:12.770 --> 00:01:14.620
پدر

00:01:14.620 --> 00:01:16.270
عمو یوآن

00:01:22.530 --> 00:01:25.100
ارباب‌زاده، بعدِ کلی وقت برگشتید خونه

00:01:25.100 --> 00:01:28.930
ولی هنوز چیزی نمونده، دارید میرید قصر برای خداحافظی

00:01:30.650 --> 00:01:33.700
...دست خودم نیست نمی‌تونم

00:01:33.700 --> 00:01:35.400
قیافۀ دیگه‌ای به خودم بگیرم

00:01:35.400 --> 00:01:39.110
مگه ما سربازها، زندگی‌مون همیشه غیر این بوده؟

00:01:39.110 --> 00:01:42.090
بیشتر جداییم تا سر خونه و زندگی، ولش کن، بریم

00:01:42.090 --> 00:01:44.550
بیا بریم قصر

00:01:56.430 --> 00:01:59.130
ژنرالِ هوآی هوا، انقدر زود داری میری؟

00:01:59.130 --> 00:02:00.780
بله

00:02:00.780 --> 00:02:03.410
برای خداحافظی خدمت رسیدم اعلیحضرت

00:02:03.410 --> 00:02:06.460
فردا... از پایتخت میرم

00:02:07.930 --> 00:02:09.830
من خیلی از مسائل نظامی سر در نمیارم

00:02:09.830 --> 00:02:13.580
ولی حالا که عموی سلطنتی گفتن برگردی گنجو
لابد یه علتی داره

00:02:13.580 --> 00:02:15.490
بهت فشار نمیارم که بمونی

00:02:15.490 --> 00:02:19.660
محافظت از مرزهای شمالی برای اعلیحضرت
تکلیف خاندان چانگلینه

00:02:41.440 --> 00:02:48.060
شاهزادۀ بزرگ، اون طرحِ، دولته که در امتداد نظر، اعلیحضرت تنظیم شده

00:02:48.060 --> 00:02:50.650
به نظر شما مشکلی داره؟

00:03:02.800 --> 00:03:04.400
اعلیحضرت

00:03:05.990 --> 00:03:10.470
سپاه زره پوش «کوه وی» و «سویی فنگ»، سالهاست که از پایتخت محافظت می‌کنن

00:03:10.470 --> 00:03:14.930
بنده، تا به حال هیچ خطایی در انجام وظیفه‌شون ندیدم

00:03:14.930 --> 00:03:20.560
میشه بدونم به چه علت می‌خواید کل سپاه رو تغییر بدید؟

00:03:20.560 --> 00:03:22.720
...عموی سلطنتی یعنی شما

00:03:23.820 --> 00:03:26.040
مخالفید؟

00:03:26.040 --> 00:03:27.730
اعلیحضرت

00:03:28.500 --> 00:03:33.150
شاهزاده، تغییر عناوین سپاه‌ها،‌ توسط امپراتوران گذشته

00:03:33.150 --> 00:03:36.070
در تاریخ لیانگ بسیار مسبوق به سابقه است

00:03:36.070 --> 00:03:38.600
اعلیحضرت بی‌مقدمه هم که قصدشو کرده باشن

00:03:38.600 --> 00:03:43.070
بازم اونقدرها مورد جدی‌ای نیست که حساسیت‌‌برانگیز باشه

00:03:43.090 --> 00:03:45.280
ولی اینی که من دارم می‌بینم

00:03:45.280 --> 00:03:52.210
شامل تغییر تمام افسران رده بالا، تغییر در شیوۀ سازماندهی سربازان و محل اردوگاه‌ها میشه

00:03:52.210 --> 00:03:57.130
این خیلی با «تغییر عنوانِ» صِرف فرق داره
چطوری همونه؟

00:03:57.130 --> 00:04:00.750
شاهزاده، اعلیحضرت از زمان تاجگذاری‌شون

00:04:00.750 --> 00:04:03.290
به تمامی خواسته‌های شما عمل کردن

00:04:03.290 --> 00:04:06.170
فقط الآن می‌خوان به سیاق برخی از امپراتوران گذشته

00:04:06.170 --> 00:04:10.090
سپاه کوچکی برای شخص خودشون داشته باشن

00:04:10.090 --> 00:04:14.230
تصمیمی که، طبق قانون هم فقط منوط به خواست شخص خودشونه

00:04:14.230 --> 00:04:16.180
بنده واقعاً متوجه نمیشم که

00:04:16.180 --> 00:04:20.120
کدوم بخش این موضوع عادی، مورد، رضایت شما نیست

00:04:34.900 --> 00:04:40.730
گزارش عرض می‌کنم بانوی من، صحبت دربارۀ اون موضوع شروع شده، از درِ، اصلی وارد می‌شید؟

00:04:40.730 --> 00:04:44.030
نه، از در پشتی میرم

00:04:44.030 --> 00:04:47.820
باید اول ببینم، چی میگن و وضع چطوره

00:04:47.820 --> 00:04:49.480
بله

00:04:50.790 --> 00:04:55.750
اعلیحضرت، ارتش سلطنتیِ یولین، فقط تحت امر شما حرکت می‌کنه

00:04:55.750 --> 00:04:58.690
بنده هم، مخالف هیچ چیزی نیستم

00:04:58.690 --> 00:05:04.670
فقط مسئله اینه که انحلال اردوهای قبلی و، سازماندهیِ ارتش جدید، اونقدرها هم موضوع ساده‌ای نیست

00:05:04.670 --> 00:05:08.500
مقرهای «کوه وی» و «سویی فنگ» جمعاً ۷۰ هزار سرباز دارن

00:05:08.500 --> 00:05:12.180
حتی اگر بخوایم، فقط افسران ردۀ شش رو تغییر بدیم

00:05:12.180 --> 00:05:14.910
نیمی از خاندان‌های نظامی تحت تأثیر قرار می‌گیرن

00:05:14.910 --> 00:05:17.190
ایجاد هماهنگی در

00:05:17.190 --> 00:05:21.160
نفرات، تدارکات... محتاج کار بسیاریه

00:05:21.160 --> 00:05:22.450
...به جز اینها

00:05:22.450 --> 00:05:24.990
شاهزاده لطفاً نگران نباشید

00:05:24.990 --> 00:05:29.740
الآن، دربار در ثبات، و کشور در اوج اقتداره

00:05:29.740 --> 00:05:32.920
اعلیحضرت هم که، بر اریکۀ سلطنت حضور دارن

00:05:32.920 --> 00:05:35.790
همینطور، وزرایی وفادار در خدمت ایشون هستن

00:05:35.790 --> 00:05:40.380
وزارت‌های «اقتصاد»، «جنگ» و «کارگزینی» هم، با طرح موافقت کردن

00:05:40.380 --> 00:05:43.890
پس دیگه چه جای نگرانی می‌مونه جناب شاهزاده؟

00:05:48.090 --> 00:05:53.550
اعلیحضرت، با این موضوع که شما قصد ساخت ارتش خودتون رو دارید، بنده هیچ مخالفتی ندارم

00:05:53.550 --> 00:05:56.180
عرض بنده فقط اینه که

00:05:56.180 --> 00:06:00.470
اینهمه عجله، واقعاً برای چیه؟

00:06:00.470 --> 00:06:05.310
اعلیحضرت شما هنوز به سن بلوغ نرسیدید
تازه دارید اصول حکومت‌ رو می‌آموزید

00:06:05.310 --> 00:06:09.140
اعلیحضرت به سن بلوغ نرسیدن که چی؟

00:06:14.310 --> 00:06:16.850
مادر-
درود، بر ملکۀ مادر-

00:06:16.850 --> 00:06:20.870
درود ما، بر ملکۀ مادر

00:06:20.870 --> 00:06:25.690
شاهزاده مجموع افرادی که، شما در مرز شمالی دارید بالغ بر۲۰۰ هزار نفره

00:06:25.690 --> 00:06:28.930
از سرباز و اَدوات، هر وقت هر چه خواستید داشتید

00:06:28.930 --> 00:06:31.530
کی شد که اعلیحضرت با خواسته‌های شما مخالفتی کرده باشن؟

00:06:31.530 --> 00:06:35.480
درسته که اعلیحضرت، از نظر قدرت و وجهه الآن به حد شما نیستن

00:06:35.480 --> 00:06:38.220
ولی هنوز هم حاکم این کشور ایشونن

00:06:38.220 --> 00:06:43.560
یعنی چون هنوز به سن بلوغ نرسیدن، موظفن برای مسائل شخصی‌شون هم از شما اجازه بگیرن؟

00:06:43.560 --> 00:06:47.000
مادر، موضوع خاصی نیست

00:06:48.130 --> 00:06:51.820
ملکۀ مادر، شما باید در اندرونی باشید

00:06:51.820 --> 00:06:55.690
فقره‌‌ای که بحث‌شو می‌کنیم، هیچ ربطی به مسائل اندرونی نداره

00:06:55.690 --> 00:06:58.770
پس رأی شما محل نظر نیست

00:06:58.770 --> 00:07:03.380
به علاوه، اعلیحضرت در تالار بار عام، و در حضور وزرا هستن

00:07:03.380 --> 00:07:09.350
حضور کسی از اندرونی قصر، بعید می‌دونم که، چندان مناسب باشه

00:07:09.350 --> 00:07:12.870
کدوم اندرونی؟ کدوم دخالت؟

00:07:12.870 --> 00:07:17.150
جناب شاهزاده سعی نکنید بزرگش بکنید

00:07:17.150 --> 00:07:19.020
سالها من وارد این تالار می‌شدم

00:07:19.020 --> 00:07:24.610
حتی اعلیحضرت فقید هم، حضور منو نا مناسب نمی‌دونستن و، مؤاخذه‌‌ام نمی‌کردن

00:07:24.610 --> 00:07:26.320
چیه؟

00:07:26.320 --> 00:07:29.490
حالا که مهار همه چیز دست‌تون افتاده

00:07:29.490 --> 00:07:34.630
هر کاری منو پسرم کردیم غلطه و، باید خفه‌خون بگیریم؟

00:07:34.630 --> 00:07:36.110
مادر

00:07:36.890 --> 00:07:38.820
بانوی من

00:07:38.820 --> 00:07:42.830
شاهزادۀ بزرگ، فقط به خاطر، عمل به خواست امپراتور فقیدِ که

00:07:42.830 --> 00:07:46.220
در رسیدگی به امور، به اعلیحضرت کمک می‌کنن

00:07:46.220 --> 00:07:48.320
منظورشون اون نیست که فرمودید

00:07:48.320 --> 00:07:51.340
بانوی من خواهش می‌کنم تشریف ببرید

00:07:51.340 --> 00:07:55.620
خودتون ببینید، اعلیحضرت رو در محظور قرار میدید

00:07:57.700 --> 00:07:59.160
مادر

00:07:59.160 --> 00:08:02.290
حالا که قراره همه چیز دربار طبق نظر شاهزادۀ بزرگ باشه

00:08:02.290 --> 00:08:06.320
چرا همۀ وزرا رو به عمارت چانگلین نمی‌برید و همونجا جلسه نمی‌گذارید؟

00:08:06.320 --> 00:08:09.050
دیگه اعلیحضرت رو می‌خواید چیکار؟

00:08:09.050 --> 00:08:11.920
بانوی من منظور شما چیه؟-
!پینگ جینگ

00:08:15.930 --> 00:08:19.110
در زمان برگزاری جلسه، همۀ وزرا حق اظهار نظر دارن

00:08:19.110 --> 00:08:21.340
منظورت ازین وقاحت جلوی اعلیحضرت چیه؟

00:08:21.340 --> 00:08:23.130
بانوی من

00:08:23.130 --> 00:08:24.680
پسرم خوب چشم‌هاتو باز کن

00:08:24.680 --> 00:08:30.600
ژنرال هوآی هوا با اینهمه وقاحت... این هنوزم افسر دربار امپراتوریه لیانگه؟

00:08:30.600 --> 00:08:36.720
اعلیحضرت، پینگ جینگ جسارت کرده که، با بانو ملکه در محضر امپراتوری محاجه کرده

00:08:36.720 --> 00:08:41.490
ولی حالا که بانو بر حضور در اینجا اصرار دارن
به نظرم ادامۀ جلسه دیگه تصمیم درستی نباشه

00:08:41.490 --> 00:08:45.660
اعلیحضرتا اجازه بفرمایید، بنده، مرخص میشم

00:08:46.530 --> 00:08:48.500
با اجازه، مرخص میشیم

00:08:48.500 --> 00:08:50.220
عمو

00:08:51.330 --> 00:08:54.550
با اجازه، مرخص میشیم

00:08:55.830 --> 00:08:57.640
...همسرم

00:08:57.640 --> 00:08:59.200
...همسرم

00:08:59.200 --> 00:09:02.420
شاهزاده، این چه رسمیه با ما؟

00:09:02.420 --> 00:09:04.950
باشه من ازینجا میرم

00:09:04.950 --> 00:09:10.130
خواهش می‌کنم، با اعلیحضرت مدارا بکنید

00:09:13.120 --> 00:09:15.790
...مادر-
...همسرم-

00:09:15.790 --> 00:09:17.870
...مادر-
...همسرم-

00:09:17.870 --> 00:09:20.310
!مادر

00:09:20.310 --> 00:09:22.220
<i>...همسرم</i>

00:09:35.070 --> 00:09:37.090
جناب نخست وزیر

00:09:37.090 --> 00:09:41.230
!جناب نخست وزیر، این شائو پینگ جینگ، عجب کلۀ داغی داره

00:09:41.230 --> 00:09:44.630
عصبی که بشه، هیچیش دست خودش نیست

00:09:44.630 --> 00:09:46.990
اگه وارث چانگلین زنده بود

00:09:46.990 --> 00:09:50.880
شک ندارم که، هیچوقت اینطوری نمی ‌شد

00:10:09.940 --> 00:10:11.630
پدر

00:10:33.060 --> 00:10:34.770
شاهزاده

00:10:38.860 --> 00:10:41.400
اون حرفهایی که ملکه زدن

00:10:41.400 --> 00:10:43.270
واقعاً نا امیدکننده بودن

00:10:43.270 --> 00:10:49.090
ولی سلامتی شما مهم‌تره
نگذارید... شما رو بهم بریزه

00:10:49.090 --> 00:10:54.960
من شائو تینگشن مسئول مرز شمالی‌ام
می‌دونم که نباید قاطیِ بقیۀ امور نظامی بشم

00:10:54.960 --> 00:10:58.780
«در مورد «گارد سلطنتی»، «گشتی‌ها» و «دو شعبۀ ارتش یولین

00:10:58.780 --> 00:11:04.400
و هر مورد دیگه‌ای در امور نظام، فقط زمانیکه امپراتور نظرمو خواسته باشن نظر دادم

00:11:04.400 --> 00:11:07.640
وگرنه، هرگز هیچ دخالتی نکردم

00:11:07.640 --> 00:11:10.090
زمان امپراتور «وو جینگ» همین بودم

00:11:10.090 --> 00:11:13.260
موقع امپراتور فقید هم، جز این نبودم

00:11:13.260 --> 00:11:18.700
ولی الآن... واقعاً نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم و چیزی نگم

00:11:18.700 --> 00:11:22.060
جناب شاهزاده... الآن با قبل فرق داره

00:11:22.060 --> 00:11:26.870
حکم گرفتید که در امور مملکتی مشورت بدید
معلومه که باید نظرتون رو بگید

00:11:28.350 --> 00:11:33.660
گارد سلطنتی محافظ داخل قصر و، ارتش یولین هم، محافظ حوش و حوالیِ اونه

00:11:33.660 --> 00:11:37.560
هر دو هم که حرکت‌شون، فقط منوط به دستور اعلیحضرته

00:11:37.560 --> 00:11:40.600
امپراتور جدید، اگر جداً چنین تصمیمی دارن

00:11:40.600 --> 00:11:42.970
حالا انحلال باشه یا نوسازی

00:11:42.970 --> 00:11:47.130
هر دو حق طبیعی‌‌ و، وسیله‌ای برای اثبات صلابت‌شونه

00:11:47.130 --> 00:11:49.930
من کی‌ باشم که بگم نه؟

00:11:50.770 --> 00:11:52.920
راستش به نظر من

00:11:52.920 --> 00:11:57.120
این ماجرایی که امروز پیش اومد
فقط محض منفعت اعلیحضرت نبوده

00:11:57.120 --> 00:11:58.670
...در واقع

00:11:59.420 --> 00:12:01.560
هدف‌ عمارت چانگین بوده

00:12:01.560 --> 00:12:05.330
راستش اعلیحضرت خودشون، اصرار خاصی به این موضوع نداشتن

00:12:05.330 --> 00:12:09.080
اگه شما خیلی ساده مخالفت می‌کردید، این قضیه

00:12:11.370 --> 00:12:13.350
خود به خود منتفی میشد

00:12:16.670 --> 00:12:18.420
برادر شون

00:12:18.420 --> 00:12:25.280
اونام دقیقاً همینو می‌خواستن، برای همینم بحث رو اونطوری پیش بردن

00:12:27.730 --> 00:12:30.520
یعنی وقتی شاهزادۀ چانگلین جلوی اونهمه وزیر وزرا

00:12:30.520 --> 00:12:35.300
گفت شما هنوز به سن قانونی نرسیدید، منظورشو نفهمیدید که چیه؟

00:12:35.300 --> 00:12:37.850
مگه چی گفته؟

00:12:37.850 --> 00:12:40.110
منم که همش دارم همینو بهتون میگم

00:12:40.110 --> 00:12:44.750
یوآن شی، تو ذاتت مهربونه، برای همینه که این چیزها رو به دل نمی‌گیری

00:12:44.750 --> 00:12:50.190
ولی برو از عموت بپرس، بین اونهمه آدمی که اونجا بودن، یه نفرم بوده که منظور شاهزادۀ چانگلین رو نفهمیده باشه؟

00:12:50.190 --> 00:12:52.050
وقتی میگه به سن قانونی نرسیدی

00:12:52.050 --> 00:12:56.650
منظورش اینه که تو حاکمی هستی که، هنوز صلاحیت تصمیم‌گیری رو نداره

00:12:56.650 --> 00:13:00.820
این حرفها بخواد هی تکرار بشه
بین مردم جا باز می‌کنه

00:13:00.820 --> 00:13:05.120
اونوقت فکر کردی شاهزادۀ چانگلینِ مشاور، نمیاد حکم به حکومتِ خودش بده؟

00:13:05.120 --> 00:13:09.570
مادر... این حرفهاتون خیلی وحشتناکه، من اصلاً باورشون نمی‌کنم

00:13:16.420 --> 00:13:18.120
باشه

00:13:18.120 --> 00:13:20.320
من یه ضعیفۀ اندرونی بیشتر نیستم

00:13:20.320 --> 00:13:25.580
چیز زیادی حالیم نیست، حق دارید باورم نکنید

00:13:25.580 --> 00:13:28.060
ولی زمان که بگذره پرده‌ها هم می‌افته

00:13:28.060 --> 00:13:32.930
منم از خدامه که، این حرفها اشتباه باشه

00:13:38.830 --> 00:13:44.010
یاد اتفاق توی قصر که می‌افتم
اصلاً دلم نمیاد شما رو تنها بذارم پدر

00:13:44.010 --> 00:13:49.460
فکر کردی بار اولمه ازین چیزها می‌بینم؟
خودم یه راهی براش پیدا می‌کنم

00:13:49.460 --> 00:13:51.500
فکرشو نکن

00:13:52.500 --> 00:13:58.760
توی مرز، هر چیزی که پیش اومد، با ژنرال «وی» مشورت کن

00:13:58.760 --> 00:14:01.330
...ولی اگه برادر بود

00:14:09.170 --> 00:14:14.090
به لانگیا که رسیدی، یادت نره یه سری به زن برادرت و بچه بزنی

00:14:14.090 --> 00:14:16.290
پیش استادت هم برو

00:14:16.290 --> 00:14:19.070
سلام منم بهش برسون

00:14:23.390 --> 00:14:24.890
پدر

00:14:26.350 --> 00:14:29.090
برای زن برادر بنویسم که برگرده؟

00:14:29.090 --> 00:14:31.510
شما فقط یه بار بچه رو دیدین

00:14:31.510 --> 00:14:33.620
مطمئنم دلتون براش تنگ شده

00:14:36.170 --> 00:14:41.020
سی آر... معلومه که دلم براش تنگ شده

00:14:41.020 --> 00:14:44.550
اعلیحضرت هنوز کم سن و ساله
از نظر روحی هنوز محکم نیست

00:14:44.550 --> 00:14:48.690
حکومت‌داری هم که... شوخی‌ برنمی‌داره

00:14:51.180 --> 00:14:53.770
تو هم که اون سرِ کشوری

00:14:53.770 --> 00:14:56.890
منم... که دیگه حسابی پیر شدم

00:14:56.890 --> 00:15:02.370
اون دو تا توی کوه لانگیا بمونن... خیالم راحتتره

00:15:02.370 --> 00:15:05.700
اونجا باشن... خیالم راحتتره

00:15:10.460 --> 00:15:14.830
پدر... دوست ندارم به خاطر بدرقه خسته‌تون بکنم

00:15:14.830 --> 00:15:16.720
همینجا خداحافظی می‌کنم

00:15:17.690 --> 00:15:19.340
وایسا

00:15:27.650 --> 00:15:30.220
از الآن به بعد دیگه نمی‌خواد

00:15:31.190 --> 00:15:33.210
اینو گردنت بندازی

00:15:33.210 --> 00:15:34.930
پدر

00:15:40.360 --> 00:15:43.080
این یک‌ سالی که گذشت

00:15:43.920 --> 00:15:46.870
من به خیلی چیزها فکر کردم

00:15:46.870 --> 00:15:50.430
یواش یواش... ذهنم روشن‌تر شد

00:15:50.430 --> 00:15:52.770
اعلیحضرت، دیگه بزرگ شدن

00:15:52.770 --> 00:15:57.020
تو هم... دیگه برای خودت مردی شدی

00:15:58.220 --> 00:16:00.710
پینگ جینگ، از امروز به بعد

00:16:00.710 --> 00:16:05.340
هر تصمیمی که، بگیری باور دارم

00:16:05.960 --> 00:16:09.080
...می‌خواد در مورد ارتش چانگلین باشه

00:16:09.080 --> 00:16:11.790
...یا در مورد این دلت

00:16:13.140 --> 00:16:16.450
هر تصمیمی که ازین به بعد می‌گیری

00:16:16.450 --> 00:16:19.160
نه باید به خاطر انتظارات برادرت باشه

00:16:19.160 --> 00:16:25.020
نه به خاطر راحت کردن خیال پدرت... بلکه باید به خاطر این باشه که

00:16:25.020 --> 00:16:30.280
تو اونطوری نتیجه گرفتی و حاضری مسئولیتش رو هم قبول بکنی

00:17:03.570 --> 00:17:05.960
<i>«تالار جی فنگ»
به سلامت</i>

00:17:10.260 --> 00:17:13.750
اینجا هم یه شعبه از تالار جی فنگ هست
توی پایتختم یکی بود

00:17:13.750 --> 00:17:16.220
فکر کنم خیلی لب مرز بودی، انگار خبر نداری که

00:17:16.220 --> 00:17:19.400
توی لیانگِ بزرگ، جی فنگ بزرگترین مجموعۀ درمانیه

00:17:19.400 --> 00:17:24.800
لانگجو مرکز استانه، مگه میشه اینجا شعبه نداشته باشن؟
من شنیدم که، حتی توی یانِ شمالی هم شعبه دارن

00:17:24.800 --> 00:17:27.200
لو جائو-
امر؟ فرمانده-

00:17:27.200 --> 00:17:29.890
فردا میرم کوه لانگیا
لازم نیست همراهم بیاین

00:17:29.890 --> 00:17:32.390
همینجا توی لانگجو منتظرم بمونید-
اطاعت-

00:17:50.000 --> 00:17:51.840
استاد بزرگ

00:17:56.590 --> 00:17:59.000
پینگ جینگ از کوه اومده بالا

00:18:01.790 --> 00:18:05.420
مطمئنم که زمان، زیادی اینجا نمی‌مونه

00:18:05.420 --> 00:18:09.310
سرِ راهش اومده، دو سه روزه، به راهش ادامه میده

00:18:10.690 --> 00:18:15.640
در این عالم، غبار که برخیزه به راحتی نمی‌نشینه

00:18:15.640 --> 00:18:19.330
بعید می‌دونم بتونه کامل ببینه جلوش چه خبره

00:18:20.130 --> 00:18:22.220
مگه شما می‌تونید ببینید استاد؟

00:18:24.320 --> 00:18:26.750
اگه می‌تونستم که

00:18:26.750 --> 00:18:30.860
از اخیار شده بودم و، جام در مقام «نیروانا» بود
[نیروانا کلمه‌ای در باور بودائیان، به صورت خلاصه به معنای مقام پاکی محض و آرامش مطلق است]

00:18:31.980 --> 00:18:34.407
ولی درسته که ما در لانگیا
کارمون نظارۀ وقایع عالمه

00:18:34.407 --> 00:18:40.863
یه جذابیت‌هایی هم داره مثل تماشای عواطف انسانی
که از نسلی به نسل دیگه همینطور ادامه داره

00:18:40.863 --> 00:18:43.940
اونچه از نسلی به نسل دیگه ادامه داره

00:18:43.940 --> 00:18:46.660
...نه فقط عواطف

00:18:46.660 --> 00:18:48.760
...که امیال ملوکانه

00:18:48.760 --> 00:18:53.420
طمع‌ها... و توطئه‌هاست

00:18:57.560 --> 00:19:00.530
!بگو عمو... عـ.... مو

00:19:01.230 --> 00:19:03.490
اینجوری بیدارش می‌کنی

00:19:05.830 --> 00:19:07.400
راستی

00:19:08.630 --> 00:19:12.190
خواهر لین شی، گفت داره میره دنیا رو بگرده تا

00:19:12.190 --> 00:19:13.900
همه نوع گیاه دارویی رو ببینه و

00:19:13.900 --> 00:19:16.460
یه کتاب مرجع پزشکی بنویسه

00:19:16.460 --> 00:19:18.920
خیلی وقت پیش ازینجا رفت

00:19:18.920 --> 00:19:22.340
الآنم... خبر ندارم که کجاست

00:19:30.840 --> 00:19:32.420
پینگ جینگ

00:19:33.190 --> 00:19:35.070
حالت خوبه؟

00:19:41.590 --> 00:19:43.600
این چند روز

00:19:43.600 --> 00:19:46.490
هر شب که می‌خوابیدم

00:19:46.490 --> 00:19:48.920
فقط خواب برادرتو می‌دیدم

00:19:50.330 --> 00:19:52.620
هر وقت چشمم به این بچه می‌افته

00:19:54.190 --> 00:19:56.750
بیشتر دلتنگ پدرش میشم

00:19:58.250 --> 00:20:00.220
...برادر که بود

00:20:01.560 --> 00:20:03.670
عادت داشتم بهش تکیه بکنم

00:20:04.860 --> 00:20:06.870
از وقتیکه رفته

00:20:06.870 --> 00:20:09.350
یه لحظه هم آروم نبودم

00:20:09.350 --> 00:20:11.920
ترسیدم نکنه مرز طوریش بشه

00:20:11.920 --> 00:20:14.050
ترسیدم از پیر شدن پدرم

00:20:15.840 --> 00:20:19.920
ترسیدم ازینکه، نکنه یه کاری رو اشتباه انجام بدم و

00:20:19.920 --> 00:20:22.370
برادرمو از خودم نا امید بکنم

00:20:32.660 --> 00:20:34.580
من خیلی باهوش نیستم

00:20:34.580 --> 00:20:39.290
ولی اینو می‌تونم بگم که، برادرتو خیلی خوب می‌شناختم

00:20:39.290 --> 00:20:41.940
می‌تونم از طرف برادرت چند کلمه باهات حرف بزنم؟

00:20:45.250 --> 00:20:47.050
بفرمایید زن برادر

00:20:47.970 --> 00:20:51.040
برادرت اگه اون کارها رو کرد تا نجاتت بده

00:20:51.040 --> 00:20:55.630
هیچ علت خاصی نداشت؛ این کار رو کرد فقط چون «برادرت» بود

00:20:56.330 --> 00:20:58.690
شما دو تا خیلی نزدیک بودین

00:20:58.690 --> 00:21:01.670
آرزوش سعادتمندی تو بود

00:21:01.670 --> 00:21:04.350
اون کارها رو نکرد که یه نسخۀ دومی ازش بشی

00:21:05.200 --> 00:21:08.590
بشی یه شائو پینگ جانگِ دیگه

00:21:38.180 --> 00:21:41.830
شاهزاده، تا داغه داروتونو بخورین

00:21:56.700 --> 00:21:58.600
دارم

00:22:08.400 --> 00:22:13.900
شاهزاده، نگفته بودید این موضوع رو، می‌خواید دیگه بسپاریدش به اعلیحضرت؟

00:22:13.900 --> 00:22:17.300
برای چی هنوز چسبیدید بهش؟

00:22:17.300 --> 00:22:19.300
من شاهزادۀ چانگلین

00:22:19.300 --> 00:22:22.900
...من شاهزادۀ چانگلین حتی برای یکبار

00:22:22.900 --> 00:22:25.800
توی فکر داشتن قدرت نظامی در پایتخت نبودم

00:22:25.800 --> 00:22:28.900
!حتی شده... قدر نوک سوزنی

00:22:29.810 --> 00:22:34.400
منحلش کنن... یا برپاش بکنن
اصلاً چه فرقی به حال من داره؟

00:22:34.400 --> 00:22:38.600
درد من ازینه که، سپاه زره‌پوشِ یولین

00:22:38.600 --> 00:22:43.700
دروازۀ پایتخته، چیزی نیست که بخوان ازش سوء استفاده بکنن

00:22:44.800 --> 00:22:48.500
آخه مگه ما قرار نگذاشته بودیم که دیگه عصبانی نشید؟

00:22:50.310 --> 00:22:56.440
خب اعلیحضرت... این حکم نهایی‌ای که در مورد این موضوع دادن مگه مشکلی داره؟

00:22:57.900 --> 00:23:02.800
ساخت مقر، سازمان‌دهی، آموزش... اینها همش فَرعه

00:23:02.800 --> 00:23:05.500
توی وزارت دفاع آدم‌های قابل‌اعتماد اینکار رو می‌شناسم

00:23:05.500 --> 00:23:10.500
اونها هماهنگی‌ها رو انجام بدن، من خیالم راحته

00:23:12.600 --> 00:23:16.000
پس دیگه نگرانی شما از چیه؟

00:23:16.900 --> 00:23:21.500
«ارتش سلطنتی یولین، فقط از اعلیحضرت فرمان می‌برد»

00:23:21.500 --> 00:23:24.700
در نظر اول... یه جملۀ ساده است

00:23:24.700 --> 00:23:31.220
ولی معنای پشتش... اونقدرها هم ساده نیست

00:23:33.000 --> 00:23:38.100
نسل‌ها... شناخت پشتشه

00:23:38.100 --> 00:23:45.700
...شناختی که از پدر به پسر
وفاداری» رو روی قلب‌شون حک کرده»

00:23:47.400 --> 00:23:54.400
حالا... بیشترِ اون خانواده‌ها با اون قلب‌های وفادار قراره پخش و پلا بشن

00:23:54.400 --> 00:23:59.900
ارتش‌های جدید... گیرم که بتونن در مدت، کوتاهی هماهنگ‌شون بکنن

00:23:59.900 --> 00:24:05.000
ولی اسم «اعلیحضرت» رو هم می‌تونن روی قلب‌شون حک بکنن؟

00:24:07.600 --> 00:24:11.600
درسته... این ارتش‌های جدید سخت بشه گفت عاقبت چی از کار در میان

00:24:11.600 --> 00:24:14.400
موش دوندن توشون هم خیلی راحته

00:24:15.200 --> 00:24:17.500
آدمهای جدیدی که ثبت نام می‌کنن

00:24:17.500 --> 00:24:21.000
درسته که... اسماً ارتش سلطنتیِ یولینن

00:24:21.000 --> 00:24:25.260
ولی در عمل فرقی با، یه لشکر معمولی ندارن

00:24:26.200 --> 00:24:30.800
رتبه به رتبه فرمانده‌ها... همینکه فرماندۀ کل‌شون رو بشناسن خودش خیلیه

00:24:30.800 --> 00:24:33.430
...اعلیحضرت برای اونها

00:24:34.000 --> 00:24:38.300
در واقع... یه نقطۀ دوره

00:24:38.300 --> 00:24:43.000
ولی این آقایان کاخ‌نشین و درباری

00:24:43.000 --> 00:24:47.200
کجا این حساب‌ها حالی‌شون میشه؟

00:25:00.900 --> 00:25:06.550
شنیدم... شدی فرماندۀ ارتش چانگلین

00:25:07.200 --> 00:25:13.100
بله... اینکه من فرمانده شدم رو، پدر به همۀ مقرها اعلان کردن

00:25:13.100 --> 00:25:15.800
در این عالم... به این بزرگی

00:25:15.800 --> 00:25:21.800
هر کس سنگ خودشو به سینه می‌زنه و... همه هم به چیزها یک بها رو نمیدن

00:25:21.800 --> 00:25:25.400
یعنی تو ممکنه فکر کنی... که همۀ تلاش‌تو کردی

00:25:25.400 --> 00:25:29.600
ولی به چشم دیگران... ممکنه اینطور نباشه

00:25:30.900 --> 00:25:32.900
حرفتون رو می‌فهمم استاد

00:25:32.900 --> 00:25:37.500
این رو هم فهمیدم که، هم‌آهنگی‌ بین پایتخت‌نشین‌ها یه پوسته بیشتر نیست

00:25:37.500 --> 00:25:44.100
دل آدمی رنگها داره و، جلوی خیلی تیرهای خدعه رو سخت بشه گرفت، واقعاً هیچکس نمی‌دونه یه لحظه بعد چی به سرش میاد

00:25:44.300 --> 00:25:49.400
نه این عالم دوامی داره و، نه این مخلوقات ثباتی

00:25:49.400 --> 00:25:52.100
پدرت که عمری رو پشت اسب گذرونده

00:25:52.100 --> 00:25:56.900
اگه خودت علاقه‌ای به این جنگ نداری، برای چی ولش نمی‌کنی؟

00:26:02.100 --> 00:26:08.900
استاد بزرگ، شما این عالم رو، از گذشته تا امروز دیدید
برای همینه که به حقیقتش آگاهید

00:26:08.900 --> 00:26:13.900
ولی این چیزی نیست که، همه بتونن انجامش بدن
برای مردم عادی

00:26:13.900 --> 00:26:16.270
دنیا هرچقدرم که زیر و زبر بشه

00:26:16.270 --> 00:26:19.600
هیچی به اهمیتِ ۳ وعده غذای گرم و، امنیت خانواده‌شون نیست

00:26:19.600 --> 00:26:25.700
پدرم بهم گفتن که، مسئولیت چانگلین در قبال این آدمهاست، نه مردم پایتخت

00:26:26.700 --> 00:26:31.200
...ولی یادمه بارها بهم گفته بودی که، دلت می‌خواد رزمی‌کار بشی

00:26:31.200 --> 00:26:36.000
بگردی و بگردی، بی‌خیال زندگی بکنی

00:26:40.080 --> 00:26:43.600
اگه تونستم مدتی اونطور زندگی‌ای داشته باشم

00:26:43.600 --> 00:26:48.800
فقط به خاطر این بود که شاهزاده بودم و، حمایت پدر و برادرم رو داشتم

00:26:48.880 --> 00:26:51.540
نمی‌تونم بگم زحمت خودم بوده

00:26:55.400 --> 00:26:59.900
یه طوریه وقتی می‌بینم مثل آقاها حرف می‌زنی
اصلاً عادت ندارم

00:26:59.900 --> 00:27:02.600
بیا... چایی بخور

00:27:02.600 --> 00:27:04.000
بله

00:27:11.300 --> 00:27:15.300
بالأخره تونستیم، مقرهای «کوه وی» و «سویی فنگ» رو جمع بکنیم

00:27:15.300 --> 00:27:20.400
برقراری ارتش یولینِ دریاچۀ شرقی، حرکت موفقی بود

00:27:21.400 --> 00:27:25.700
فی جان این بچه... با اینکه خیلی مغرور و کله‌شقه

00:27:25.700 --> 00:27:30.400
ولی بودن گارد سلطنتی توی دستش، واقعاً مایۀ آرامشه

00:27:31.200 --> 00:27:34.000
با محاسبۀ وضع موجود

00:27:34.000 --> 00:27:37.800
درسته که، نمیشه گفت نگرانی‌هامون کاملاً رفع شدن

00:27:37.800 --> 00:27:41.600
ولی تا زمانیکه، اعلیحضرت مهار دربار رو کامل به دست بگیرن

00:27:41.600 --> 00:27:46.100
علی‌الحساب پایتخت، در ثبات و آرامش باقی می‌مونه

00:27:47.000 --> 00:27:49.800
پس شائو پینگ جینگ در مرز شمالی چی؟

00:27:49.800 --> 00:27:54.400
اون دیگه... یه ژنرال هوآی هوای ساده نیست

00:27:54.400 --> 00:27:57.000
دیگه فرماندۀ ارتش چانگلینه

00:27:57.000 --> 00:28:00.000
نباید یه فکری به حالش بکنیم؟

00:28:00.900 --> 00:28:04.300
نسبت به اون، موقعی که وارث چانگلین زنده بود

00:28:04.300 --> 00:28:07.400
این ارباب‌زادۀ دوم، هیچی جز ادا نیست

00:28:07.400 --> 00:28:10.400
خیلی از برادرش عقبه

00:28:10.400 --> 00:28:13.800
الآن هم که، هیچ جنگی در شمال نیست

00:28:13.800 --> 00:28:17.700
دلشم بخواد خودی نشون بده، انقدرها براش راحت نیست

00:28:17.700 --> 00:28:20.800
برای همین فعلاً جای نگرانی نداره

00:28:23.400 --> 00:28:26.300
خدا رو شکر که شما رو دارم که برای اعلیحضرت به فکر مسائل باشید

00:28:26.300 --> 00:28:29.300
همینکه همه چیز همینطور بی‌دردسر بمونه کافیه

00:29:00.500 --> 00:29:04.400
مهارتت بعد این یک سال، تمرین لب مرز خیلی بهتر شده

00:29:04.400 --> 00:29:06.200
زن برادر

00:29:06.200 --> 00:29:10.300
احتمالاً به خاطر اینه که، الآن متمرکز‌تر از قبل تمرین می‌کنم

00:29:12.630 --> 00:29:15.010
جدی می‌خوای فردا بری؟

00:29:17.200 --> 00:29:18.700
بله

00:29:20.440 --> 00:29:22.290
...پدر

00:29:23.100 --> 00:29:26.900
پدر جدی نمی‌خواد... «سی آر» رو ببرم خونه؟

00:29:26.900 --> 00:29:29.700
وقتی به پدر فکر می‌کنم که توی این سن و سال بدون هیچ کدوم از بچه‌ها

00:29:29.700 --> 00:29:34.200
تک و تنها اونجا مونده، واقعاً نگران میشم

00:29:34.200 --> 00:29:39.300
ولی حالا که، خیلی واضح جلوی برگشتت رو گرفته، مطمئنم که یه علتی داره

00:29:39.300 --> 00:29:41.700
بهتره به حرفش گوش بکنیم

00:29:46.500 --> 00:29:48.030
برادر جو؟

00:29:50.200 --> 00:29:53.300
چیه؟ واسۀ منه؟

00:29:53.300 --> 00:29:55.400
هدیۀ خداحافظیِ استاده برای شما

00:29:55.400 --> 00:29:59.000
گفتن برای تأمین امنیت مرز شمالی، به کارتون میاد

00:30:02.600 --> 00:30:06.400
و فقط وقتی به گنجو رسیدید، می‌تونید بازش بکنید

00:30:06.400 --> 00:30:10.800
هنوزم این مرموزبازی‌هاشو داره؟

00:30:20.300 --> 00:30:22.100
ژنرال وی

00:30:23.900 --> 00:30:25.900
هیچوقت لازم نیست

00:30:25.900 --> 00:30:28.100
ژنرال وی، حالتون خوبه؟

00:30:28.100 --> 00:30:30.600
خوبم، خوبم

00:30:30.600 --> 00:30:35.000
...حالا که ارباب‌زادۀ دوم... نه... فکر می‌کنم ازین به بعد باید شما رو

00:30:35.000 --> 00:30:38.100
شما عمری به پدرم خدمت کردید، بزرگتر هم هستید هر طور که حساب بکنیم

00:30:38.100 --> 00:30:41.900
اسمی که منو باهاش صدا می‌زدید رو، نیازی نیست تغییر بدید

00:30:41.900 --> 00:30:45.200
ما همگی اعلامیه رو، از پایتخت دریافت کردیم

00:30:45.200 --> 00:30:51.600
شاهزادۀ بزرگ مقام فرماندهی رو به شما دادن، پس شما مثلِ اون زمانِ جناب وارث، فرماندۀ جانشین ارتش چانگلین هستید

00:30:51.620 --> 00:30:54.460
چطور می‌تونم مثل سابق شما رو صدا بزنم؟

00:30:56.800 --> 00:31:01.100
ممنونم ژنرال وی
از حمایت همۀ شما ممنونم

00:31:01.100 --> 00:31:05.700
پینگ جینگ تمام تلاششو می‌کنه و همۀ امیدش
اینه که نامِ خوش پدر و برادرش رو لکه‌دار نکنه

00:31:05.740 --> 00:31:11.400
...«فقط... چه عنوان «وارث چانگلین

00:31:12.000 --> 00:31:18.400
چه عنوان «فرماندۀ جانشین در مرز شمالی»، برای من هر دوی اینها برای همیشه فقط متعلق به برادرمه

00:31:19.100 --> 00:31:23.600
از بزرگواران خواهش می‌کنم، منو به همون روال سابق صدا بزنن

00:31:23.600 --> 00:31:25.360
بله

00:31:26.000 --> 00:31:28.590
جناب ژنرال، بفرمایید

00:31:31.800 --> 00:31:34.500
از جنگ در مرز چه خبر؟-
هنوز هیچی-

00:31:34.500 --> 00:31:38.060
«ولی چند روز پیش، یه دستۀ ۳۰۰ نفره از ارتش «یو

00:31:38.060 --> 00:31:40.300
به نگهبانیِ ما در «مونان» شبیخون زدن

00:31:40.300 --> 00:31:44.300
که تدارکات و، غلات‌ اونجا رو ببرن
تونستیم محاصره‌‌شون بکنیم

00:31:44.300 --> 00:31:47.300
تونستیم یه «دستیار فرمانده»شون رو زنده بگیریم

00:31:48.300 --> 00:31:52.900
یه افسر رتبۀ ششمه که درجۀ کمی هم نیست
ازش بازجویی هم کردین؟

00:31:52.900 --> 00:31:56.700
بله، ولی هیچ مورد، به دردبخوری نگفت

00:32:00.800 --> 00:32:06.200
نیازی نیست خودتون رو نگران بکنید
خستۀ راه هستید، فعلاً استراحت بکنید

00:32:06.200 --> 00:32:08.100
از توجه‌تون ممنونم فرمانده

00:32:08.100 --> 00:32:12.300
ولی لطفاً اول برام گزارشات این مدت رو بیارید

00:32:12.400 --> 00:32:13.700
بله

00:32:25.900 --> 00:32:29.800
پینگ جینگ، کم میشه بتونی برگردی خونه

00:32:29.800 --> 00:32:33.400
حالا که رفتی، چرا بیشتر، پیش عمو نموندی؟

00:32:33.400 --> 00:32:38.200
پدرم سنش بالا رفته، منم خیلی دوست داشتم بیشتر پیشش بمونم

00:32:38.200 --> 00:32:41.500
ولی متأسفانه، تا بوده هیچکس نتونسته وظایف فرزندی و سربازی رو با هم جمع بکنه

00:32:41.500 --> 00:32:45.900
به غیر ازین، بازگشت سریع‌ترم به مرز دستور پدر بوده

00:32:45.900 --> 00:32:48.900
شاهزادۀ بزرگ... احوال‌شون خوبه؟

00:32:48.900 --> 00:32:53.100
به نظر که خوبن، ولی درگیر کارهای دربار هم شدن

00:32:53.100 --> 00:32:58.000
هر روز کلی چیز برای نگرانی دارن، و منم نگران همینم

00:33:00.500 --> 00:33:04.800
تازه رسیدید، نیازی نیست همه‌شونو بخونید

00:33:04.800 --> 00:33:07.100
فعلاً می‌خوام کلاً ببینم چه خبره

00:33:09.200 --> 00:33:13.800
راستی... این گزارش‌ها رو، تو هم خوندی یوآنچی؟

00:33:13.800 --> 00:33:20.300
آره، از چیزهایی هم که، گفته بودی بهشون توجه کنم،  یادداشت برداشتم

00:33:21.300 --> 00:33:24.400
خب به نظر تو، «کانگ» می‌خواد چیکار بکنه؟

00:33:24.400 --> 00:33:27.800
این دردسرهایی که، دارن برامون می‌تراشن

00:33:27.800 --> 00:33:32.100
به خاطر، این نیست که می‌خوان سطح دفاع ما رو بسنجن؟

00:33:32.100 --> 00:33:36.500
ولی چراشو... راستش اصلاً نمی‌فهمم

00:33:41.310 --> 00:33:46.250
نگرانم که، «یو» طرح بزرگی داشته باشه

00:33:54.790 --> 00:33:57.000
فردا میرم تا نگاهی به موشان بندازم

00:33:57.000 --> 00:33:58.600
فردا؟

00:33:58.600 --> 00:34:02.800
بله، ترجیح میدم خودم برم ببینم

00:34:02.800 --> 00:34:07.000
بله، فوری ترتیب مقدماتش رو میدم

00:34:24.600 --> 00:34:30.100
<i>در پاییز، ماه دهم سال، روز اول، ساعت اژدها، سگ آسمانی خورشید را خواهد بلعید، در شمال و جنوب نینگ</i>

00:34:36.300 --> 00:34:38.000
فرمانده

00:34:39.000 --> 00:34:41.400
توش چی نوشته؟

00:34:44.900 --> 00:34:48.100
اگه خیلی محرمانه است، لازم نیست بهم بگین

00:34:48.100 --> 00:34:50.300
چیزی نیست که نتونم بهت بگم

00:34:50.300 --> 00:34:54.300
ولی فکرشم نمی‌کردم که، استاد واقعاً تصمیم گرفته باشه

00:34:54.300 --> 00:34:56.800
یه چیز بدردبخور بهم بده

00:34:56.800 --> 00:34:58.700
خب مگه چی داده؟

00:34:58.700 --> 00:35:03.300
روز اولِ ماهِ دهم، ساعت اژدها، در شمال و جنوبِ نینگ

00:35:03.300 --> 00:35:07.000
سگ آسمانی قراره خورشید رو ببلعه

00:35:09.600 --> 00:35:11.400
خب این یعنی چی؟

00:35:11.400 --> 00:35:13.700
یعنی استاد به این نتیجه رسیده که

00:35:13.700 --> 00:35:18.100
اولین روز ماه دهمِ امسال، دقیقاً در مرز شمالی، کسوف اتفاق می‌افته

00:35:18.100 --> 00:35:20.000
!کسوف؟

00:35:59.200 --> 00:36:01.900
!تا اون اومد تو هم رفتی

00:36:10.300 --> 00:36:13.800
معلومه ازونایی که سرِ حرف‌شون می‌مونن

00:36:13.800 --> 00:36:16.400
کسوف اخطار آسمان به زمینه

00:36:16.400 --> 00:36:19.000
یعنی واقعاً می‌تونه حسابش بکنه؟

00:36:19.000 --> 00:36:23.600
اون استاد لانگیا... لابد خودش یکی از آسمانی‌هاست

00:36:23.600 --> 00:36:28.500
لو جائو، اینجور چیزها خیلی کم پیش میاد
نباید حرفشو جایی بزنی

00:36:28.500 --> 00:36:30.750
وگرنه مرز بهم می‌ریزه

00:36:30.750 --> 00:36:32.600
بله

00:36:32.600 --> 00:36:36.600
خورشید که یهویی... غیبش بزنه

00:36:36.600 --> 00:36:39.200
معلومه که همه چیز بهم می‌ریزه

00:37:13.290 --> 00:37:17.340
خسته هستید اعلیحضرت؟
بگم تخت روان‌تون رو بیارن؟

00:37:21.000 --> 00:37:24.400
اعلیحضرت، وزرا در کاخ منتظرن

00:37:24.400 --> 00:37:27.800
بیشتر تعلل بکنیم، برای جلسه دیر میشه

00:37:29.600 --> 00:37:32.100
دلم نمی‌خواد برم

00:37:32.100 --> 00:37:37.000
اعلیحضرت شما پادشاه این سرزمینید
حاکم کشور و پناه مردم

00:37:37.000 --> 00:37:40.400
چطور ممکنه، نخواید در دربار حاضر بشید؟

00:37:43.460 --> 00:37:45.760
آخه واقعاً نمی‌فهمم

00:37:45.800 --> 00:37:49.700
مادر برای چی انقدر قضیۀ ارتش شرق دریاچه رو کش میده؟

00:37:49.700 --> 00:37:54.900
عموی سلطنتی که ولش کرد و گفت می‌تونم
...انجامش بدم ولی مادر ول نمی‌کنه و؛ میگه

00:37:58.960 --> 00:38:01.680
واقعاً اعصابم خرد میشه

00:38:03.600 --> 00:38:05.530
...اعلیحضرت یادتون هست

00:38:05.530 --> 00:38:08.600
اعلیحضرت فقید لحظۀ آخر به شما چی گفتن؟

00:38:08.600 --> 00:38:11.300
<i>منکه رفتم</i>

00:38:11.300 --> 00:38:14.500
<i>خوب به درس‌های عمو گوش بده</i>

00:38:14.500 --> 00:38:17.600
<i>پر تلاش و شنوا باش</i>

00:38:17.600 --> 00:38:20.500
<i>حاکم خیرخواهی بشو</i>

00:38:20.500 --> 00:38:23.000
اینکه به حرف عمو گوش بدم

00:38:23.910 --> 00:38:28.020
پیاده به کاخ تشریف می‌برید... یا بفرستم دنبال تخت روان؟

00:38:29.000 --> 00:38:30.980
پیاده میرم

00:38:52.740 --> 00:38:57.100
فرمانده، این چند روز تمام خط مونان رو به دقت بررسی کردید

00:38:57.100 --> 00:38:59.200
مگه مشکلیه؟

00:38:59.200 --> 00:39:03.600
یو از اول بهار، داره زمین‌های بایر شیگائو رو تجهیز می‌کنه
۳۰هزار نفر رو تغییر مکان دادن

00:39:03.600 --> 00:39:07.200
نفرات دشمن در گنجو، دارن زیاد میشن
حدس می‌زنم

00:39:07.200 --> 00:39:11.230
چیان لینگ شو» احتمال اینکه چشمش دنبال خطِ موشان باشه»
خیلی زیاده

00:39:16.300 --> 00:39:18.600
من درست نفهمیدم، فرمانده چی گفت

00:39:18.600 --> 00:39:22.100
جناب شاهزاده، میشه برام توضیح بدین؟

00:39:23.100 --> 00:39:24.900
خیلی هم مهم نیست تو بفهمی

00:39:24.900 --> 00:39:28.700
پینگ جینگ فرماندۀ اینجاست
اگه اون چنین نتیجه‌ای گرفته

00:39:28.700 --> 00:39:31.000
پس حتماً یه چیزی هست

00:39:31.000 --> 00:39:34.170
!فرمانده! فرمانده

00:39:38.600 --> 00:39:43.000
گزارش فرمانده! قاصدی از «یو» آمده، توی مقر منتظر شماست

00:39:43.000 --> 00:39:44.700
از «یو»؟

00:39:47.310 --> 00:39:48.990
فهمیدم

00:40:07.520 --> 00:40:10.590
چیان لینگشو خواسته اسیرشون رو پس بدیم

00:40:10.600 --> 00:40:15.100
به علاوه، خواسته فرماندۀ طرف ما رو، ظرف ۳ روز ببینه تا

00:40:15.100 --> 00:40:17.390
دربارۀ وضعیت مرز صحبت بشه

00:40:18.100 --> 00:40:20.500
چیان لینگشو خواسته تو رو ببینه؟

00:40:21.200 --> 00:40:24.700
فرمانده... منکه فکر می‌کنم... کار خطرناکی باشه

00:40:24.700 --> 00:40:29.700
این «یو»ها مارهای خوش خط و خالی‌ان
معلوم نیست چی تو سرشون باشه

00:40:31.470 --> 00:40:34.010
نظر شما چیه آقایان؟

00:40:37.980 --> 00:40:41.970
ارباب‌زاده، شاهزادۀ کانگ این اواخر مرز رو تحت نظر داشته

00:40:42.000 --> 00:40:45.700
حالا هم که خواسته شما رو ببینه
تا دربارۀ مرز صحبت بکنید

00:40:45.700 --> 00:40:48.200
هر کاری دلش می‌خواد می‌کنه

00:40:48.200 --> 00:40:51.300
واقعاً بعیده، دامی در کار نباشه

00:40:51.300 --> 00:40:54.000
ژنرال هوای هوا، لطفاً مراقب باشید

00:40:54.000 --> 00:40:56.400
اگه فقط یه جلسۀ ساده بود، چیز مهمی نبود

00:40:56.400 --> 00:41:01.200
ولی بعیده این شاهزاده کانگ، به یه جلسۀ ساده راضی بشه

00:41:01.800 --> 00:41:04.500
اینکه فرماندهان دو طرف، لب مرز اسیر رد و بدل بکنن

00:41:04.500 --> 00:41:07.300
در تاریخ لیانگ، سابقه داشته؟

00:41:08.290 --> 00:41:13.290
چیز معمولی نبوده... ولی بله چنین مواردی هم داشتیم

00:41:14.500 --> 00:41:15.640
...ولی

00:41:15.640 --> 00:41:20.100
...اگه اینطوره که، پس می‌تونم ببینمش، حتی اگه خطرناک باشه

00:41:20.100 --> 00:41:23.100
بازم فکر می‌کنم ملاقات با چیان لینگشو، ارزششو داره

00:41:23.100 --> 00:41:27.400
این اواخر کلی قدم کوچک برداشته، همش در این فکرم که احتمالاً دنبال هدف بزرگتریه

00:41:27.400 --> 00:41:31.000
اگه ببینمش، می‌تونم بفهمم چی تو فکرشه

00:41:31.000 --> 00:41:33.300
حرف شما قبول

00:41:33.300 --> 00:41:37.900
ولی این ملاقات بدون خطر نیست
اگه یوقت چیزی پیش بیاد

00:41:41.200 --> 00:41:46.900
بنویسید... لیانگ همواره در پیِ صلح، و بی‌میل به کشتار بوده است

00:41:46.900 --> 00:41:50.100
به منظور تأمین مصالح  مرز، با فرماندۀ شما دیدار خواهم کرد

00:41:50.100 --> 00:41:54.900
!سه روز دیگر... شمال مونان

00:41:55.900 --> 00:42:12.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.