﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:10.000
<i>«به نام دانا به سرائر قلب‌ها»</i>

00:00:10.024 --> 00:00:30.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.400 --> 00:01:00.000
«<i>بهشت در آتش ۲: باد در چانگلین می‌وزد</i>»

00:01:00.000 --> 00:01:03.200
<i>قسمت سی و نهم</i>

00:01:03.200 --> 00:01:08.400
از ازدواج «آن رو» و مرزبان لای یانگ، منم اینطور نیست که خیلی خوشحال باشم

00:01:08.400 --> 00:01:11.200
ولی دلیلی هم علیهش نمی‌تونم بیارم

00:01:11.200 --> 00:01:15.800
ولی اون هنوزم، پسر اون بانوی لای یانگه

00:01:15.800 --> 00:01:18.600
...اینکه بانوی لای یانگ، مرتکب چه کارهایی شده

00:01:18.600 --> 00:01:22.500
چیزی نیست که بشه فراموش کرد

00:01:22.500 --> 00:01:24.800
...ولی من بیشتر نگران

00:01:24.800 --> 00:01:28.600
پدرشم... شاهزادۀ لای یانگ رو یادتون رفته؟

00:01:28.600 --> 00:01:33.220
اصلاً مگه، گناهی بزرگتر ازونکه شاهزادۀ لای یانگ مرتکب شد وجود داره؟

00:01:34.100 --> 00:01:39.300
ولی... حالا که اعلیحضرت با این ازدواج موافقت کردن

00:01:39.300 --> 00:01:44.400
ما بخوایم مدام خودمونو اذیت بکنیم، چه فایده‌ای داره؟

00:01:44.400 --> 00:01:46.800
دیگه که داریم فامیل میشیم

00:01:46.800 --> 00:01:50.600
به اینکه «چطوری با هم کنار بیایم» فکر کنیم بهتره

00:01:51.200 --> 00:01:53.900
بانوی من خاطرتون هست

00:01:53.900 --> 00:01:58.400
اون وقتی که، در فکر محدود کردن قدرت چانگلین بودیم، همین شائو یوآنچی بود که

00:01:58.400 --> 00:02:02.900
اومد و طرح، شائو پینگ جینگ، رو بهم لو داد؟

00:02:02.900 --> 00:02:06.900
برای همینم بود که ما، تونستیم دست پیش رو بگیریم

00:02:06.900 --> 00:02:09.000
...ولی

00:02:10.200 --> 00:02:12.000
خودتونم خبر دارید

00:02:12.000 --> 00:02:15.800
شائو یوآنچی، به شاهزادۀ چانگلین به چشم استاد نگاه می‌کرد

00:02:15.800 --> 00:02:18.590
به شائو پینگ جینگ هم که خیلی نزدیک بود

00:02:18.590 --> 00:02:21.000
ولی بازم تونست چنین کاری باهاشون بکنه

00:02:21.000 --> 00:02:25.200
واقعاً برای من... غیر قابل تصور بود

00:02:25.200 --> 00:02:29.700
می‌دونم نگرانید نکنه... مرزبان لای یانگ حقه‌ای در آستین داشته باشه

00:02:29.700 --> 00:02:31.700
ولی به اینم فکر کنید که

00:02:31.700 --> 00:02:34.500
وقتی اومده و پشت سر دوست و استادش

00:02:34.500 --> 00:02:38.000
بهمون خبر داده که شائو پینگ جینگ چه قصدی داره

00:02:38.000 --> 00:02:39.600
خودِ همین یعنی

00:02:39.600 --> 00:02:44.300
محبت لیانگ توی دلش سبقت داره و، می‌تونه اَهَم و مهم بکنه

00:02:44.300 --> 00:02:48.000
اینبارم که، اومده و صادقانه تقاضای ازدواج رو پیش کشیده

00:02:48.000 --> 00:02:52.300
یه علتش... به خاطر، علاقه‌ایه که به «آن رو» داره

00:02:52.300 --> 00:02:56.400
ولی مهم‌تر ازون، اینه که می‌خواد خودشو به ما نزدیک‌تر بکنه

00:02:56.400 --> 00:03:01.300
می‌دونه که وقتی فامیل بشیم، هواشو بیشتر داریم

00:03:03.000 --> 00:03:07.000
اگه واقعاً اینه که

00:03:07.000 --> 00:03:10.200
پس من حتماً، دچار وسواس شدم

00:03:10.200 --> 00:03:14.100
حالا که اجازۀ ازدواج ، مرزبان لای یانگ و «آن رو» صادر شده

00:03:14.100 --> 00:03:19.000
منم، باید موافقتمو یه جوری نشون بدم

00:03:19.000 --> 00:03:21.800
...بانوی من منظورتون

00:03:23.000 --> 00:03:28.000
دادن لقب «شاهزاده» بهش که، نباید کار سختی باشه؟

00:03:30.350 --> 00:03:32.530
اطاعت امر می‌کنم

00:03:46.700 --> 00:03:49.100
برادر شائو دائو

00:03:49.720 --> 00:03:51.210
برادر جو

00:03:53.800 --> 00:03:55.800
از پایتخته

00:04:04.200 --> 00:04:09.700
...مرز... پایـ... بانو

00:04:10.600 --> 00:04:15.200
<i>«ازدواج مرزبان لای یانگ با بانویی از خاندان «شون» در پایتخت»</i>

00:04:17.330 --> 00:04:20.600
<i>«عمارت مرزبان لای یانگ»</i>

00:04:20.600 --> 00:04:23.800
تبریک... تبریک-
بفرمایید... بفرمایید-

00:04:23.800 --> 00:04:25.800
تبریک

00:04:25.800 --> 00:04:28.500
تبریک... تبریک-
ممنون... ممنون-

00:04:30.900 --> 00:04:32.500
قربان

00:04:32.500 --> 00:04:34.200
چیه؟

00:04:34.200 --> 00:04:36.600
بانو «چی» اومده

00:04:38.900 --> 00:04:40.490
!راهنماییش کن، کسی نبیندش

00:04:40.490 --> 00:04:42.000
اطاعت

00:04:44.700 --> 00:04:46.500
!وزیر جین-
تبریک جناب مرزبان-
جناب جین-

00:04:46.500 --> 00:04:49.400
بفرمایید... بفرمایید... بفرمایید داخل بنشینید

00:04:52.000 --> 00:04:55.300
شما همیشه با دوشیزه «آن رو» عین دختر خودتون رفتار ‌کردید

00:04:55.300 --> 00:04:59.900
اینجا هدایایی هستن که، حتی شاهزاده خانم‌ها هم ندارن

00:04:59.900 --> 00:05:03.200
...آره... خودمم نمی‌دونم چرا ولی

00:05:03.200 --> 00:05:06.300
از بچگیش، خیلی برام عزیز بود

00:05:06.300 --> 00:05:10.700
حیف که سنش نمی‌خورد و، نمی‌شد توی قصر نگهش دارم

00:05:10.700 --> 00:05:13.000
دوشیزه آن رو اقبال بلندی دارن

00:05:13.000 --> 00:05:17.100
مرزبان لای یانگ، جوان و برازنده‌اند، با آیند‌ه‌ای روشن

00:05:17.100 --> 00:05:20.400
در منزلشون هم، از اقوام شوهر کسی نیست که بانوی ما به خاطرشون اذیت بشه

00:05:20.400 --> 00:05:24.700
از الآن میشه گفت که، چه زندگی شیرینی
!انتظار دوشیزه خانم رو می‌کشه

00:05:24.700 --> 00:05:28.400
من اگه موافقت کردم به خاطر ظاهر و این حرفها نبوده

00:05:28.400 --> 00:05:31.600
ولی این مرزبان لای یانگ... ذره‌ای هم به ذهنم خطور نمی‌کرد که

00:05:31.600 --> 00:05:35.100
چنین آدم لایقی از کار دربیاد

00:05:35.200 --> 00:05:39.200
خیلی خب، هر چه سریع‌تر، هدایای منو بفرستید

00:05:39.200 --> 00:05:41.130
!ساعت مبارکش نگذره

00:05:41.130 --> 00:05:42.800
چشم

00:05:53.800 --> 00:05:58.700
خانم، همۀ ما هم شنیدیم که
همسرتون در جنگ با دونگ های

00:05:58.700 --> 00:06:03.600
پیروزی بزرگی کسب کردن، همۀ زمین‌ها تا، رودخانۀ «هوا» رو از چنگ دشمن درآوردن

00:06:03.600 --> 00:06:08.500
اگه به خاطر همسر شما نبود، آتش جنگ، تا حالا حتماً به پایتخت رسیده بود

00:06:08.500 --> 00:06:11.300
حرفت درست نیست، دونگهایی‌ها هر چقدرم که هوا برشون داشته باشه

00:06:11.300 --> 00:06:14.100
بازم محال بوده که، دست‌شون به پایتخت ما برسه

00:06:14.100 --> 00:06:16.900
منم چیزایی که شنیدمو دارم میگم

00:06:18.300 --> 00:06:22.800
ولی خب بعد از تسخیر اون شهرها، مردم واقعاً ترسیده بودن

00:06:22.800 --> 00:06:26.200
به خاطر مرزبان لای یانگ بوده که وضع آروم گرفته

00:06:26.200 --> 00:06:29.300
از خودگذشتگی و شجاعت، و توانایی فرماندهیش

00:06:29.300 --> 00:06:31.700
واقعاً تحسین برانگیزه

00:06:32.500 --> 00:06:35.300
طبیعیه که اینطوری، از شوهرتون تعریف بکنید

00:06:35.300 --> 00:06:37.300
بازم حرف زدی؟

00:06:41.730 --> 00:06:43.400
پ آر

00:06:44.980 --> 00:06:48.360
منو ببخشید بانوی من، مستحق مجازاتم

00:06:51.000 --> 00:06:53.500
بگو چت شده پ آر

00:06:56.900 --> 00:07:01.800
وقتیکه... داشتید در مورد دونگهای حرف می‌زدید

00:07:01.800 --> 00:07:05.500
دست خودم نبود ولی یاد خانواده‌ام افتادم

00:07:07.200 --> 00:07:09.400
...امروز روز عروسی شماست

00:07:09.400 --> 00:07:13.800
نباید اشک بریزم
خواهش می‌کنم منو ببخشید

00:07:16.100 --> 00:07:21.000
توی هر جنگی، حتماً مردمی هم درگیر میشن

00:07:21.000 --> 00:07:24.200
دونگهایی‌ها هم مردمان بی‌رحمی‌اند

00:07:24.200 --> 00:07:27.400
خبر خانواده‌ات... به ما هم رسیده

00:07:27.400 --> 00:07:31.400
حواسمون نبود که جلوی تو درباره‌اش حرف نزنیم

00:07:31.400 --> 00:07:36.700
اینکه گریه کردی کاملاً طبیعیه
اصلاً نیازی به عذرخواهی نیست

00:07:36.700 --> 00:07:39.100
بزرگوارید بانوی من

00:07:40.000 --> 00:07:46.100
واقعاً براتون خوشحالم که همونطور که دوست داشتید همسرتون یه قهرمان بزرگه

00:08:04.800 --> 00:08:06.200
جناب مرزبان

00:08:10.200 --> 00:08:11.300
درود بر جناب مرزبان

00:08:11.300 --> 00:08:15.800
اینجا چیکار می‌کنی؟! نمی‌دونی امروز اینجا چه خبره؟

00:08:17.400 --> 00:08:21.100
شما و پادشاه ما، برای ۲ سال مشغول طرح بزرگی بودید

00:08:21.100 --> 00:08:24.900
قبلاً که قاصد پیام‌های مابین بودم

00:08:24.900 --> 00:08:28.600
همیشه از دیدنم خیلی، خوشحال می‌شدید

00:08:28.600 --> 00:08:32.300
چطوریه که بعد از فتح‌تون، رفتارتون تغییر کرده؟

00:08:32.300 --> 00:08:35.300
منو ارباب تو قراری داشتیم

00:08:35.300 --> 00:08:38.500
که بعد از ختم قضیۀ دونگ‌های، جز موارد واقعاً حیاتی

00:08:38.500 --> 00:08:41.200
!هیچ ارتباطی با هم نخواهیم داشت

00:08:41.200 --> 00:08:45.500
اومدن تو به اینجا، شکستن اون قراره

00:08:49.000 --> 00:08:54.100
جناب وزیر، ارباب ما تا چند لحظۀ پیش دم در به مهمانان خوش آمد می‌گفتن چون می‌خواستن شخصاً از شما استقبال بکنن

00:08:54.100 --> 00:08:59.500
فقط الآن رفتن، برای تعویض لباس
ممنون میشیم لطف کنید و، کمی صبر بکنید

00:09:00.200 --> 00:09:01.400
برو

00:09:01.400 --> 00:09:03.000
بله

00:09:15.140 --> 00:09:17.700
آرام باشید جناب مرزبان، نیازی به عصبانیت نیست

00:09:17.700 --> 00:09:21.300
امروز روز ازدواج شماست، مناسبت بسیار مهمیه

00:09:21.300 --> 00:09:24.540
برای چی آمدن من رو شکستن قرار تعبیر می‌کنید؟

00:09:24.600 --> 00:09:29.000
شاه ما، از یک طرف از اقوام شما، و از طرف دیگه استاد هنرهای رزمی‌ شما هستن

00:09:29.000 --> 00:09:34.700
حالا که دارید ازدواج می‌کنید، در جایگاه یکی از اقوام‌، میشه آداب رو به جا نیارن؟

00:09:37.020 --> 00:09:39.680
نگاهی بهش نمی‌اندازید؟

00:09:59.300 --> 00:10:02.700
با شمشیر بلور سیاه که، حتماً آشنایید جناب مرزبان

00:10:02.700 --> 00:10:05.000
این شمشیر مورد علاقۀ پادشاه ماست

00:10:05.000 --> 00:10:07.800
گنجینه‌ای نایاب، یکی و فقط همین یکی

00:10:07.800 --> 00:10:10.400
مگر سبک مبارزه‌ای که آموختید «شمشیر بلور سیاه» نیست؟

00:10:10.400 --> 00:10:13.800
پس طبیعیه که، از همین نوع شمشیر هم استفاده بکنید

00:10:13.800 --> 00:10:16.600
برای همینم، پادشاه بنده رو فرستادند

00:10:16.600 --> 00:10:20.700
تا برای هدیۀ عروسی تقدیمش بکنم

00:10:22.800 --> 00:10:25.200
توی روز عروسیم پاشدی اومدی و

00:10:25.200 --> 00:10:29.800
 شمشیری رو به من میدی که همۀ عالم می‌دونن ساختۀ مرزبان مزیه

00:10:29.800 --> 00:10:32.100
خیالتون زیادی از پوششِ اینجای من راحت نیست؟

00:10:32.100 --> 00:10:36.000
بالأخره قصدتون کمک به منه یا نابودی من؟

00:10:37.500 --> 00:10:42.500
اونطور که پادشاه‌مون فرمودن، شما بهترین، شاگردی هستید که داشتن

00:10:42.500 --> 00:10:48.100
و الآن، به حدی رسیدید که بتونید این شمشیر رو حمل بکنید

00:10:49.400 --> 00:10:52.830
باشه، هدیه‌تون رو می‌پذیرم

00:10:52.830 --> 00:10:57.900
حالا که هدیه‌تو دادی، میشه زودتر تشریف‌تو ببری؟

00:10:59.600 --> 00:11:01.800
مثلاً چند سالی آشنا بودیم

00:11:01.800 --> 00:11:06.500
اینهمه راه اومدم، یعنی واقعاً نمی‌خواید به غذای عروسی مهمانم بکنید؟

00:11:06.500 --> 00:11:09.300
شما جداً با من شوخی‌تون گرفته؟

00:11:09.300 --> 00:11:11.160
آرام باشید جناب مرزبان

00:11:11.160 --> 00:11:14.900
حالا که مایل به ماندنم نیستید، منم ازینجا میرم

00:11:14.900 --> 00:11:18.700
فقط امیدوارم بعدها که، همای بخت شاهی روی شونه‌تون نشست

00:11:18.700 --> 00:11:22.600
فراموش نکنید که چقدر مدیون دونگهایِ مایید

00:11:22.600 --> 00:11:26.030
<i>جناب مرزبان، جناب نخست وزیر تشریف آوردن</i>

00:11:26.800 --> 00:11:29.220
خیلی خب، جناب مرزبان الآن میان

00:11:29.220 --> 00:11:30.660
<i>چشم</i>

00:11:32.200 --> 00:11:34.200
باید به مهمانانم برسم

00:11:34.200 --> 00:11:36.500
هه چانگ-
امر؟-

00:11:36.500 --> 00:11:38.240
از بانو «چی» پذیرایی کن

00:11:38.240 --> 00:11:39.800
چشم

00:11:44.600 --> 00:11:45.650
به اینم برس

00:11:45.650 --> 00:11:47.190
اطاعت

00:11:59.600 --> 00:12:02.200
جناب وزیر ازین طرف

00:12:02.200 --> 00:12:04.600
سپرده بودم مراقب خیابون باشن

00:12:04.600 --> 00:12:07.700
اصلاً فکرشم نمی‌کردم که، دیر به من اطلاع میدن

00:12:07.700 --> 00:12:11.200
این شد که استقبال از شما رو از دست دادم
واقعاً می‌بخشید

00:12:11.200 --> 00:12:15.800
روز عروسی شماست. باید به کلی مهمان برسید

00:12:15.800 --> 00:12:20.100
فکر کنم وقت نفس کشیدنم نداشته باشید؛ درست میگم؟

00:12:20.100 --> 00:12:24.200
از الآن به بعد، ما دیگه یک خانواده هستیم

00:12:24.200 --> 00:12:26.360
نیازی نیست با من خیلی تعارف بکنید

00:12:26.360 --> 00:12:27.600
چشم

00:12:27.600 --> 00:12:33.000
از الآن به بعد، وقتی فقط خودمون هستیم، با شما راحتتر صحبت می‌‌کنم

00:12:34.200 --> 00:12:40.320
تا توی این روز مبارک هستیم، می‌خواستم خبر خوشی رو هم بهت بدم

00:12:40.320 --> 00:12:42.200
چه خبری؟

00:12:42.200 --> 00:12:45.700
تو خودت، از اقوام امپراتور هستی

00:12:45.700 --> 00:12:48.700
با توجه به، پیروزی‌هایی هم که برای کشور آوردی

00:12:48.700 --> 00:12:51.700
این اواخر، نامه‌های درخواست زیادی از مأموران دولتی واصل شده

00:12:51.700 --> 00:12:56.100
مبنی... بر اینکه عنوان «شاهزاده» به عمارت شما برگرده

00:12:56.100 --> 00:12:57.900
شاهزاده؟

00:12:58.900 --> 00:13:01.600
دولت هم، موضوع رو تصویب کرده

00:13:01.600 --> 00:13:07.200
فقط، به خاطر فوت شاهزادۀ نینگ
فعلاً، اعلانش رو به تعویق انداختیم

00:13:07.200 --> 00:13:11.480
حداکثر ۹ ماه... بعدش حکم‌ رو میارن

00:13:12.600 --> 00:13:14.310
...بنده اگه به جایی هم برسم

00:13:14.310 --> 00:13:18.100
همش به لطف اعتماد اعلیحضرت و، حمایت‌های شماست

00:13:18.900 --> 00:13:21.310
به خاطر بخت بلند و

00:13:21.310 --> 00:13:24.500
عرضه و لیاقت خودتم هست

00:13:25.500 --> 00:13:27.600
بفرمایید قربان

00:13:27.600 --> 00:13:32.200
همسر بودن... با «دختر نجیب‌زاده» بودن خیلی فرق داره

00:13:33.230 --> 00:13:35.370
...آن رو

00:13:36.560 --> 00:13:41.980
حرفهایی که بهت زدم رو، خوب فهمیدی؟ به خاطر سپردی؟

00:13:43.700 --> 00:13:45.960
مردم میگن

00:13:45.960 --> 00:13:48.800
دوشیزه «شون» رو، ملکۀ مادر لوس کردن

00:13:48.800 --> 00:13:51.900
لابد مثل این شاهزاده خانم‌های از دماغ فیل افتاده است

00:13:51.900 --> 00:13:56.710
ولی من می‌دونم که، تو چه قلب مهربانی داری

00:13:57.500 --> 00:14:03.100
نگران نباش، شنیدم که، شوهرتم آدم ملایمیه

00:14:03.100 --> 00:14:06.470
اگه، با هم یک دل و یک رأی باشید

00:14:06.470 --> 00:14:09.300
حتماً، زندگی‌تونم شیرین میشه

00:14:09.300 --> 00:14:11.700
بابت دلگرمی‌تون ممنونم

00:14:15.600 --> 00:14:18.500
فقط ازین ناراحتم که پسر عمو اینجا نیست که راهیم بکنه

00:14:18.500 --> 00:14:21.400
بابت این موضوع یکمی ناراحتم

00:14:22.360 --> 00:14:25.910
فی جان این بچه... از پایتخت که می‌رفت

00:14:25.910 --> 00:14:28.200
مثل اسبی بود که قید از پاش باز شده باشه

00:14:28.200 --> 00:14:32.200
ما هم نمی‌دونیم کجاست
حتی یه نامه هم ننوشته

00:14:32.200 --> 00:14:36.700
بازم خوبه که، خاندان‌مون پسر زیاد داره و، نگران جانشین نیستیم

00:14:36.700 --> 00:14:39.000
بله درست میگید

00:14:39.000 --> 00:14:41.400
!بانو! بانو

00:14:41.400 --> 00:14:46.300
بانو... دوشیزه خانم، پشت در منتظرن، کجاوۀ عروسی‌تون رسیده

00:14:48.000 --> 00:14:49.500
زن عمو

00:14:49.500 --> 00:14:51.600
دیگه برو

00:15:33.830 --> 00:15:36.660
بفرمایید-
ممنون-

00:15:54.960 --> 00:15:57.220
خیلی برای سی آر هدیه آوردی

00:15:57.220 --> 00:15:59.520
به زحمت افتادی

00:16:02.920 --> 00:16:05.740
این دو ساله که، دور بودم و ندیدم‌تون

00:16:05.740 --> 00:16:09.390
...حالام که داشتم برای دیدنت

00:16:10.450 --> 00:16:13.020
دیدن همسر وارث و بچه، می‌اومدم

00:16:13.020 --> 00:16:15.440
نمیشد که دست خالی بیام

00:16:18.100 --> 00:16:20.060
...همسر وارث

00:16:20.700 --> 00:16:26.000
عمارت چانگلین که بسته شده
دیگه کدوم همسر وارث؟

00:16:27.160 --> 00:16:32.140
این مدت... اینجا راحت بودی؟

00:16:36.470 --> 00:16:39.300
بازم خدا رو شکر که سی آرو دارم

00:16:39.300 --> 00:16:40.830
<i>!برادر شون</i>

00:16:40.830 --> 00:16:42.500
!پینگ جینگ؟

00:16:43.500 --> 00:16:44.720
پینگ جینگ

00:16:44.720 --> 00:16:46.500
برادر شون

00:16:46.500 --> 00:16:49.100
شنیدم این مدت داشتی، جامعۀ جنگجویان و استادانش رو می‌گشتی

00:16:49.100 --> 00:16:51.500
حالا نوبت من شده که ببینیم؟

00:16:51.500 --> 00:16:54.400
رو که نیست! دیگه خودتو استادم صدا می‌زنی؟

00:16:54.400 --> 00:16:59.900
اونم جلوی برادر شون که بچگی‌ همش ازش می‌باختی؟
هزار بار شد؛ نه؟

00:17:00.230 --> 00:17:02.000
برادر شون

00:17:03.680 --> 00:17:05.810
خیلی وقته ندیدمت

00:17:06.300 --> 00:17:10.600
آره... خیلی وقته

00:18:04.970 --> 00:18:07.800
برای چی می‌خندین؟

00:18:07.800 --> 00:18:11.700
یاد اولین، باری افتادم که دیدمت

00:18:12.800 --> 00:18:15.000
قبلاً دیده بودیم؟

00:18:15.000 --> 00:18:18.500
وقتی دیدمت سوار، کجاوه‌ات بودی

00:18:18.500 --> 00:18:21.200
همراهانت، سربازان گارد بودن

00:18:21.200 --> 00:18:24.200
اون موقع... خیلی تعجب کردم

00:18:24.850 --> 00:18:26.900
ولی نگران نباشید

00:18:26.900 --> 00:18:30.900
درسته که... ملکۀ مادر خیلی به من لطف داشتن

00:18:30.900 --> 00:18:36.600
ولی خانواده‌مونم سخت‌گیرن، من اصلاً ازین دخترهای لوس و افاده‌ای نیستم

00:18:38.800 --> 00:18:43.900
من منظورم این نبود... حالا که دیگه همسرم شدی

00:18:43.900 --> 00:18:46.320
یکمم لوس باشی اشکالی نداره

00:18:46.320 --> 00:18:49.300
بازم واسه همیشه پشتتم

00:18:49.300 --> 00:18:51.100
...شما

00:18:54.000 --> 00:18:58.500
توی این دنیا، تنها کسی که همۀ تکیه‌اش به من بود

00:18:58.500 --> 00:19:04.300
مادرم بود... که اونم نتونستم ازش مواظبت بکنم

00:19:13.130 --> 00:19:15.840
و حالا تویی

00:19:16.780 --> 00:19:19.570
با همۀ توانم ازت مواظبت می‌کنم

00:19:22.180 --> 00:19:29.400
آرزوی منم اینه که، همراه هم باشیم... حامی هم باشیم

00:19:29.400 --> 00:19:32.000
کنار هم پیر بشیم

00:19:45.850 --> 00:19:47.070
می‌تونی بری

00:19:47.070 --> 00:19:48.570
بله

00:19:58.880 --> 00:20:02.110
خانم... امروز خیلی خسته شدید

00:20:03.320 --> 00:20:06.200
وظیفۀ منه که، ازدواج دخترهای این خاندان رو سر و سامون بدم

00:20:06.200 --> 00:20:08.750
کار خاصی نکردم

00:20:21.000 --> 00:20:25.220
آقا... مرز شرقی که آروم گرفته

00:20:25.220 --> 00:20:27.600
دربار هم که، دیگه مشکل خاصی نیست

00:20:27.600 --> 00:20:30.600
دیگه وقتشه که شما هم استراحت بکنید

00:20:30.600 --> 00:20:33.100
بله درست میگید

00:20:33.100 --> 00:20:36.460
اوضاع... به نظر امن و امانه

00:20:36.460 --> 00:20:39.300
امور دولت هم خوب پیش میره

00:20:39.300 --> 00:20:42.600
این داماد جدید خاندان «شون» هم که، به نظر

00:20:42.600 --> 00:20:46.100
آدمیه که میشه روش حساب کرد

00:20:46.100 --> 00:20:48.920
اعلیحضرت، یکی دو سالی که بزرگتر شدن

00:20:48.920 --> 00:20:51.900
دیگه می‌تونم بار دولت رو، از روی دوشم بردارم و

00:20:51.900 --> 00:20:56.100
بازنشسته بشم و، بیشتر کنار شما باشم

00:20:57.610 --> 00:20:59.800
منکه از خدامه

00:20:59.800 --> 00:21:02.700
فقط نگرانم، نتونید نگرانی‌ برای اعلیحضرت رو کنار بذارید و

00:21:02.700 --> 00:21:06.860
بخواید برای همیشه، کنار ایشون بمونید

00:21:14.900 --> 00:21:19.700
!گفتم چرا هیچ عکس‌العملی نشون ندادیا
!پس بگو استاد چیزی بهت نگفته بوده

00:21:19.700 --> 00:21:23.800
...نه ، در واقع خواست خودم بوده که گفته بودم

00:21:23.800 --> 00:21:27.490
نمی‌بینم... نمی‌شنوم... نمی‌پرسم

00:21:31.100 --> 00:21:36.100
خبرش که به من رسید، هنوز یان شمالی بودم
واقعاً دستپاچه شدم

00:21:36.100 --> 00:21:39.500
ولی حالا که بهش فکر می‌کنم، بیخودی نگران بودم

00:21:39.500 --> 00:21:44.200
ببین، بدون منو تو... ولی بازم همه چیز ختم به خیر نشد؟

00:21:44.200 --> 00:21:48.800
فقط راستش فکرشم نمی‌کردم که... شائو یوآنچی بعد از دورۀ آموزشیش توی گنجو

00:21:48.800 --> 00:21:50.600
تا این حد پیشرفت کرده باشه

00:21:50.600 --> 00:21:54.000
گمونم... خیلی دست‌کم گرفته بودمش

00:21:58.700 --> 00:22:01.300
پینگ جینگ... چیه؟

00:22:01.300 --> 00:22:03.800
من یوآنچی رو خیلی وقته که می‌شناسم

00:22:03.800 --> 00:22:08.600
ولی چون مدتهاست که ندیدمش
نمی‌تونم در موردش نظر قطعی بدم

00:22:09.900 --> 00:22:11.800
گفتی رفته بودی یان شمالی؟

00:22:11.800 --> 00:22:15.630
احتمالاً... واسه امتحان سبک «شمشیر آشیانۀ آبی» نبوده؟

00:22:16.200 --> 00:22:18.500
بهت گفته باشم پینگ جینگ

00:22:18.500 --> 00:22:21.300
یه سبکیه... هم سبُک هم پرصلابت

00:22:21.300 --> 00:22:24.700
با سبک «شمشیر هان هوآی»، زمین تا آسمون فرق داره

00:22:24.700 --> 00:22:28.400
ازون، مبارزه خیلی چیز یاد گرفتم

00:22:29.200 --> 00:22:33.200
آره تو راست میگی، همون بهتر که آدم، از یه چیزایی اصلاً ندونه

00:22:33.200 --> 00:22:36.100
...این شب و ماه و شراب... در جوار دوستان

00:22:36.100 --> 00:22:39.300
!پایتخت دیگه چیه؟ حرف از جامعۀ جنگجویان رو خوش است

00:22:39.300 --> 00:22:40.700
بیا

00:23:38.400 --> 00:23:43.300
...حیف ازین، شمشیر سیاه دونگهای

00:23:51.100 --> 00:23:52.600
کیه؟

00:24:12.900 --> 00:24:14.800
!مین آر... مین آر! زود باش پاشو

00:24:14.800 --> 00:24:15.900
چی شده؟ چی شده؟

00:24:15.900 --> 00:24:20.400
همین الآن دیدم یکی، قایمکی یه چیزی رو انداخت توی استخر

00:24:20.400 --> 00:24:25.000
توی استخر؟... اونم نصفه شبی؟

00:24:25.000 --> 00:24:27.600
به نظرت قضیه چیه؟

00:24:29.600 --> 00:24:34.800
بانوی بزرگ نگفته بود که... این خانواده‌های درباری... کلی راز مگو دارن؟

00:24:34.800 --> 00:24:37.100
...و اگه به چیز عجیبی برخوردیم

00:24:37.100 --> 00:24:41.200
تا وقتی به خودمون ربطی نداشته باشه، خودمونو بزنیم به اون راه؟

00:24:41.200 --> 00:24:44.600
اون یارو رو فراموش کن، اگه نصفه شبی پاشده اومده تا

00:24:44.600 --> 00:24:49.300
هر چی که بوده رو بندازه توی آب، پس حتماً نمی‌خواسته کسی بدونه

00:24:49.300 --> 00:24:51.400
شتر دیدی ندیدی

00:24:51.400 --> 00:24:54.700
ما تازه به این عمارت اومدیم
اول کاری دردسر درست نکنیم بهتره

00:24:54.700 --> 00:24:57.000
ولی اون چیزی که انداخت عادی نبود

00:24:57.000 --> 00:24:59.800
انگار... یه شمشیر خاص و به نظر گرونی بود

00:24:59.800 --> 00:25:03.000
گرون؟ پس لابد مال محافظ‌های خودشونه

00:25:03.000 --> 00:25:05.000
محافظ‌ها؟

00:25:05.700 --> 00:25:11.000
اگه مال خودشونه که... پس این قایمکی رفتار کردن چه معنایی داره؟

00:25:11.000 --> 00:25:15.100
اینو... منم نمی‌دونم

00:25:18.800 --> 00:25:22.800
البته حرف تو هم درسته
ما تازه اومدیم

00:25:22.800 --> 00:25:27.500
خیلی چیزها هستن که نمی‌دونیم
پیِ دردسر نگردیم بهتره

00:25:27.500 --> 00:25:29.600
آره... آره

00:25:29.600 --> 00:25:33.000
باشه، بخواب فردا باید، به کارهای دوشیزه خانم برسیم

00:25:33.000 --> 00:25:37.900
هی! دوشیزه خانم چیه؟ الآن دیگه باید «بانو» صداش بکنی

00:25:40.000 --> 00:25:41.750
زودتر بگیر بخواب

00:25:54.120 --> 00:25:59.280
<i>......حیف ازین، شمشیر سیاه دونگهای</i>

00:26:51.400 --> 00:26:54.800
تو  که از خودِ استاد منگ درس گرفتی
شک ندارم همین روزها رتبۀ یک شمشیرزن‌ها میشی

00:26:54.800 --> 00:27:00.200
خجالتم میدی؟ یه بارم نشده از تو ببرم، داری از خودت تعریف می‌کنی یا من؟

00:27:00.200 --> 00:27:03.000
نمی‌خواستم مستقیم بگم... انقدر معلوم بود؟

00:27:03.000 --> 00:27:08.200
راستشو بگم پینگ جینگ، من واقعاً، خیلی نگرانت بودم

00:27:08.200 --> 00:27:11.100
ولی حالا که می‌بینم حالت خوبه، واقعاً خوشحالم

00:27:11.100 --> 00:27:15.700
اگه مدام زانوی غم بغل بگیرم... دیگه کی از خانواده‌ام مراقبت می‌کنه؟

00:27:16.600 --> 00:27:18.410
درسته... بریم

00:27:18.410 --> 00:27:20.100
بریم

00:27:34.940 --> 00:27:37.390
<i>[رتبه‌بندی شمشیر زنان: رتبۀ اول «شیانگ فی رویی» از سبک آشیانۀ پرندۀ آبی- دوم «تو با یو» از سبک شمشیر هان هوآی- سوم «شون فی جان» از لیانگ]</i>

00:27:39.900 --> 00:27:43.500
آدم که این رتبه‌بندی‌ها رو می‌بینه، بیشتر یاد این می‌افته که

00:27:43.500 --> 00:27:46.400
!عالم چقدر دستخوش تغییرات دور از انتظاره

00:27:46.400 --> 00:27:52.500
ولی دور از انتظارترین‌ تغییرها مال چیزهایی هستن، خارج ازین رتبه‌بندی‌ها

00:27:56.100 --> 00:27:58.900
پینگ جینگ که دیگه سِمت سیاسی نداره

00:27:58.900 --> 00:28:02.200
هنوزم نمی‌خواید وارد رتبه‌بندی بکنیدش؟

00:28:02.200 --> 00:28:07.800
این بچه همیشه دلش سکوت و آرامش می‌خواسته
بذار داشته باشدش

00:28:07.800 --> 00:28:12.800
ولی اینکار شما، مصداق تبعیض نیست؟ بی‌عدالتی نمیشه؟

00:28:16.200 --> 00:28:18.900
چشم... حرف حرفِ شماست

00:28:26.900 --> 00:28:33.400
پینگ جینگ، تا امروز اصلاً سراغ، نامه‌های دونگ‌های رو ازت گرفته؟

00:28:33.400 --> 00:28:34.900
نه

00:28:35.910 --> 00:28:39.310
با اون ضربه‌ای که خورده

00:28:39.310 --> 00:28:42.440
به نظرم واقعاً همه چیزو رها کرده

00:28:44.700 --> 00:28:48.000
ولی راستش، هر چی بیشتر نمی‌پرسه بیشتر حس می‌کنم که

00:28:48.000 --> 00:28:52.500
ته دلش اتفاقاً، کامل همه چیز رو رها نکرده

00:28:53.500 --> 00:29:00.300
تالار لانگیا، کارش همیشه فقط نظارۀ بادها و حرکت ابرها بوده، هیچوقت نه از منشأ پرسیدیم و نه از علت

00:29:00.300 --> 00:29:05.000
ولی پینگ جینگ که خودش وسط اون معرکه‌ها بوده
فکر نکنم بتونه مثل ما باشه

00:29:05.000 --> 00:29:07.800
خبرهایی هست، که اگه بشنوه

00:29:07.800 --> 00:29:13.700
شک ندارم راه می‌افته و، دنبال اصل موضوع رو می‌گیره

00:29:13.700 --> 00:29:15.700
منظورتونو می‌فهمم

00:29:15.700 --> 00:29:19.700
وقتی هم که شروع بکنه، دیگه سخت بتونه کنار بمونه

00:29:19.700 --> 00:29:23.200
ولی با این حال، اگه بیاد و ازم بپرسه

00:29:23.200 --> 00:29:25.930
من هیچی رو ازش پنهان نمی‌کنم

00:29:26.800 --> 00:29:31.800
مگه شما هم با دوستان‌تون اینجا، موقع جوانی همین رفتار رو نکردید؟

00:29:38.800 --> 00:29:40.470
برادر نهم

00:29:43.700 --> 00:29:45.500
بده ببینم

00:29:49.400 --> 00:29:51.000
چیو ببینید؟

00:29:51.000 --> 00:29:53.240
خودت می‌دونی منظورم چیه

00:29:53.240 --> 00:29:55.540
فهرست امسال تالار لانگیا

00:29:56.100 --> 00:29:58.800
فهرست تا ۵ روز دیگه همه جا اعلان میشه

00:29:58.800 --> 00:30:03.000
اگه ۵ روز دیگه است که... پس یعنی استاد تا حالا حتماً نوشتدش
بده ببینم

00:30:03.000 --> 00:30:05.600
پینگ جینگ، چند روز دل نگه دار، یکم صبر بکنیم

00:30:05.600 --> 00:30:08.900
بیا قوانین، تالار لانگیا رو نقض نکنیم؛ خب؟

00:30:08.900 --> 00:30:13.200
بیرونی‌ها اشتباهی فکر می‌کنن، فکر می‌کنن تالار لانگیا یه جائیه با قوانین سفت و سخت

00:30:13.200 --> 00:30:16.800
ولی اتفاقاً خبر ندارن که... اینجا اصلنم اینطور نیست

00:30:16.800 --> 00:30:18.800
درست میگم برادر؟

00:30:21.060 --> 00:30:22.540
!وایسا

00:30:24.200 --> 00:30:25.600
بده

00:30:47.320 --> 00:30:51.700
مگه رتبۀ اول فهرستْ همیشه مال مرزبان مزی نبوده؟
چطوریه که امسال نیست؟

00:30:51.700 --> 00:30:54.800
آدم قبلی نیست، برای همینم توی این فهرست نیست

00:30:54.800 --> 00:30:57.700
آدم قبلی نیست؟ یعنی چی که نیست؟

00:30:57.700 --> 00:31:00.000
شاه دونگهای ۶ ماه پیش مرده

00:31:00.000 --> 00:31:02.900
مرزبان مزی الآن جای اون، حاکم دونگهایه

00:31:02.900 --> 00:31:04.600
چی؟

00:31:11.820 --> 00:31:13.430
برادر

00:31:20.540 --> 00:31:22.190
دنبالم بیا

00:31:24.500 --> 00:31:26.100
فعلاً

00:31:48.600 --> 00:31:51.000
جناب مرزبان-
چی شد؟-

00:31:51.000 --> 00:31:53.700
فرستاده بودم تحت نظرش بگیرن، گزارشش الآن رسید

00:31:53.700 --> 00:31:59.000
بانو «چی» مستقیم سمت مرز شرقی رفته
اصلاً هم توقف بیش از حد نداشته

00:31:59.000 --> 00:32:00.500
خوبه

00:32:02.500 --> 00:32:07.900
مرزبان مزی... یه وقتی یه نجیب‌زادۀ تارک دنیا بیشتر نبود

00:32:07.900 --> 00:32:11.000
ولی حالا کل دونگهای رو توی مشتش گرفته

00:32:13.800 --> 00:32:15.300
هه چانگ

00:32:16.600 --> 00:32:21.600
به نظر تو... منم می‌تونم به جایی برسم که اون رسیده؟

00:32:22.400 --> 00:32:24.090
دونگهای خیلی کوچیکه

00:32:24.090 --> 00:32:28.400
مطمئنم که شما، در آینده جایی می‌ایستید خیلی بالاتر ازون

00:32:45.700 --> 00:32:50.600
اینها خلاصۀ،... اخبار دونگهای تا امروزه، همش اینجاست

00:32:50.600 --> 00:32:52.800
انگار از قبل منتظر بودی

00:32:52.800 --> 00:32:54.700
استاد بزرگ یه وقتی گفتن

00:32:54.700 --> 00:32:58.400
رسم دوستی اینه که... بذاری دوستت خودش راهشو انتخاب بکنه

00:32:58.400 --> 00:33:03.000
نتیجۀ تصمیمشم هر چی که شد
باشی و کمکش بکنی

00:33:03.000 --> 00:33:09.940
پینگ جینگ، فقط امیدوارم قبل از برداشتن اینها اول، خوب فکرهاتو کرده باشی

00:33:25.400 --> 00:33:27.300
پس اون، خیابون رو دور می‌زنیم

00:33:27.300 --> 00:33:30.130
متوجه شدم... ممنونم عمو چین

00:33:35.400 --> 00:33:39.900
بانوی من، پیشکار میگه، عمارت معاون وزیرْ «چین» از وزارت دفاع

00:33:39.900 --> 00:33:43.600
به خاطر اتهام تبانی با دونگهای تحت بازرسی و بسته است
گفتن ازون مسیر نریم

00:33:43.600 --> 00:33:46.100
تبانی با دونگهای؟

00:33:47.600 --> 00:33:50.810
متوجه شدم... همینکارو بکنید

00:33:59.720 --> 00:34:01.430
پ آر

00:34:02.980 --> 00:34:06.070
بانوی من... منو ببخشید بانوی من

00:34:07.800 --> 00:34:09.900
منکه هنوز چیزی نگفتم

00:34:09.900 --> 00:34:14.200
فقط حس کردم... حواست پرتِ چیزیه

00:34:16.000 --> 00:34:17.900
...راستش

00:34:21.000 --> 00:34:23.200
قرار نبود با هم روراست باشیم؟

00:34:23.200 --> 00:34:28.300
یا نکنه حالا که، ازدواج کردم دیگه برات اون خانمِ سابق نیستم؟

00:34:28.300 --> 00:34:31.400
فکر کنم به خاطر شنیدن خبر تبانی با دونگهایِ

00:34:31.400 --> 00:34:35.300
یاد خونه‌مون افتادم... یهو دلم لرزید

00:34:36.400 --> 00:34:40.000
اگه اینه که... عیبی نداره

00:34:40.000 --> 00:34:43.500
می‌دونم که خونه‌ات... کنار رود هوآی بوده

00:34:50.900 --> 00:34:53.400
پ آر... انقدر خودتو اذیت نکن

00:34:53.400 --> 00:34:57.700
تبانی با دونگهای کشف شده، مجرم رو هم که دستگیر کردن

00:34:57.700 --> 00:35:02.000
معاون وزیر دفاع، مقام رتبۀ چهاره

00:35:02.000 --> 00:35:06.600
فروختن اسرار نظامی که، باعث شده ۱۰ شهر ما به خاکستر تبدیل بشه

00:35:06.600 --> 00:35:10.480
حقش اینه که... همین امروز اعدامش بکنن

00:35:12.400 --> 00:35:16.400
بانوی من... به نظرتون اینجور آدمها دنبال چی‌ان که

00:35:16.400 --> 00:35:19.400
چنین کارهایی می‌کنن و گردن کل خاندان‌شونو میدن دم تیغ؟

00:35:19.400 --> 00:35:22.600
لابد برای پول و طلا و جواهرات

00:35:22.600 --> 00:35:27.500
اینا یه مشت خنزر پنزر بیشتر نیستن
ولی خیلی آدمها نمی‌تونن اینو ببینن

00:35:27.500 --> 00:35:31.800
بعدم فکر می‌کنن اگه توی تاریکی کاری بکنن، کسی متوجه‌شون نمیشه

00:35:31.800 --> 00:35:35.600
آره... منم شنیدم که، عمارت اصلی‌شونو که بستن

00:35:35.600 --> 00:35:40.600
دو تا جعبه پرِ مروارید از استخر باغ‌شون پیدا کردن
!هر مرواریدی قد یه چشم

00:35:40.600 --> 00:35:44.400
تو هم که... سرت درد می‌کنه واسه اینجور قصه‌ها

00:35:44.400 --> 00:35:47.800
خیلی خب... داره دیر میشه... زودتر کجاوه رو بیارید

00:35:47.800 --> 00:35:49.200
بله

00:35:52.600 --> 00:35:55.500
دختر که شوهر می‌کنه دیگه وضعش فرق می‌کنه

00:35:55.500 --> 00:35:59.300
با خودم می‌گفتم لابد ازین به بعد، دیگه نمی‌تونم راحت ببینمت

00:35:59.300 --> 00:36:01.430
احضار که بفرمایید

00:36:01.430 --> 00:36:04.900
هر زمانی که باشه برای خدمتگزاری حاضرم

00:36:04.900 --> 00:36:07.000
گیرم تو دلت بخواد

00:36:07.000 --> 00:36:11.240
ولی منکه نمی‌تونم... تازه عروس داماد رو هی از هم جدا بکنم

00:36:18.300 --> 00:36:23.400
بیا، اینو همین امسال، توی اندرونی کاخ ساختن

00:36:23.400 --> 00:36:28.400
تا چشمم بهش افتاد... گفتم به هیچکس به اندازۀ تو نمیاد

00:36:30.960 --> 00:36:33.290
از لطف شما ممنونم بانوی من

00:36:37.400 --> 00:36:43.400
ولی من فقط یه همسر مرزبانم، طبق مراتب
نمی‌تونم از سنجاق ققنوسِ جفت استفاده بکنم

00:36:43.400 --> 00:36:47.600
یعنی چی؟ مگه شوهرت هنوز بهت نگفته؟

00:36:47.600 --> 00:36:49.900
چی رو نگفته؟

00:36:50.800 --> 00:36:54.400
اعلیحضرت موافقت کردن، بزرگان خاندان سلطنتی هم مخالفتی نداشتن

00:36:54.400 --> 00:36:58.700
!به همین زودی‌ها... تو قراره «همسر شاهزاده» بشی

00:36:59.800 --> 00:37:04.900
فعلاً بگیرش، حکم‌تون که رسید، اونوقت می‌تونی ازش استفاده بکنی

00:37:04.900 --> 00:37:07.200
از محبت‌تون ممنونم بانوی من

00:37:14.000 --> 00:37:15.600
پ آر

00:37:16.700 --> 00:37:18.200
!پ آر

00:37:25.500 --> 00:37:28.800
کمی ناخوش احواله، عذرخواهی می‌کنم بانوی من

00:37:28.800 --> 00:37:32.600
ما که... این حرفها رو با هم نداریم

00:37:40.600 --> 00:37:44.090
فوراً... این رو به دفتر بازرس ببرید

00:37:44.090 --> 00:37:45.500
اطاعت

00:37:57.700 --> 00:38:00.100
سلام عرض می‌کنم جناب نخست وزیر

00:38:00.100 --> 00:38:01.800
جناب شن

00:38:02.800 --> 00:38:08.100
اینها... باید خلاصه گزارش‌هایی باشن که برای ملاحظه‌تون آوردن درسته؟

00:38:08.100 --> 00:38:13.500
واقعاً فشار زیادی رو بر خودتون همراه می‌کنید قربان
واقعاً خسته نباشید

00:38:13.500 --> 00:38:17.000
به عنوان خدمتگزار این دستگاه، کاملاً طبیعی نیست؟

00:38:17.010 --> 00:38:18.670
بله

00:38:19.500 --> 00:38:25.000
جناب شن، در وزارت تشریفات، موردی پیش‌آمد کرده که تشریف آوردید؟

00:38:25.000 --> 00:38:27.480
بله، در واقع مورد کوچکیه که

00:38:27.480 --> 00:38:30.800
می‌خواستم نظر شما رو هم در موردش جویا بشم

00:38:31.570 --> 00:38:33.870
بفرمایید-
بفرمایید-

00:38:35.000 --> 00:38:38.300
مرزبان لای یانگ تا دو ماه دیگه عنوان شاهزادگی‌شون رو پس می‌گیرن

00:38:38.300 --> 00:38:43.100
ولی در مورد، کلمۀ عنوان هنوز نتونستیم تصمیم بگیریم

00:38:43.440 --> 00:38:47.900
جناب شن، متوجه نشدم

00:38:47.900 --> 00:38:52.200
«مرزبان لای یانگ» میشه «شاهزادۀ لای یانگ»
شاهزاده‌ای با دو مروارید

00:38:52.200 --> 00:38:55.000
چه چیزِ این مشکل داره؟

00:38:55.000 --> 00:38:59.700
البته این مسئله هیچوقت علنی نشده ولی
خب بنده به صورت محرمانه اطلاع دارم که

00:38:59.700 --> 00:39:04.000
مرزبان سابق لای یانگ، فوت‌شون به طبع جرمی بوده که انجام دادن

00:39:04.000 --> 00:39:07.400
قبل از فوت‌شون هم، یه مرزبان رتبۀ دوم بیشتر نبودن

00:39:07.400 --> 00:39:10.300
البته، اصل عرض بنده این نیست

00:39:10.300 --> 00:39:13.200
الآنم، کسی بهش اهمیتی نمیده

00:39:13.200 --> 00:39:16.900
ولی حالا که این مرزبان لای یانگ، به خاطر خدمات‌شون قراره ترفیع بگیرن

00:39:16.900 --> 00:39:20.100
اگه اون کلمۀ «لای یانگ» بازم بخواد در عنوان‌شون باشه

00:39:20.100 --> 00:39:23.420
حس می‌کنم که، چندان یُمنی نداشته باشه

00:39:24.800 --> 00:39:30.400
با خودم فکر کردم، حالا که مرزبان لای یانگ با شما نسبت پیدا کردن

00:39:30.400 --> 00:39:35.600
خدمت برسم، و نظر شما رو بدونم که، آیا لازمه

00:39:35.600 --> 00:39:38.700
کلاً عنوان جدیدی برای ایشون انتخاب کنیم یا نه

00:39:40.000 --> 00:39:42.450
...یمنی نداشته باشه

00:39:46.200 --> 00:39:50.300
مرزبان لای یانگ، مرد جنگ‌های سخته

00:39:50.300 --> 00:39:52.920
اصلاً فکر می‌کنید به این چیزها اهمیت میده؟

00:39:56.500 --> 00:40:02.000
بله، متوجه منظورتون شدم، جناب وزیر

00:40:10.110 --> 00:40:11.500
قربان

00:40:12.290 --> 00:40:17.200
خبر از شرق آمده، بانو «چی» از رود هوآی گذشته
 ازونجا که، اون ۳ شهر هنوز پس گرفته نشدن

00:40:17.200 --> 00:40:20.200
می‌تونیم اینطور بگیم که از مرز لیانگ خارج شده

00:40:21.700 --> 00:40:23.400
خیالم راحت شد

00:40:23.400 --> 00:40:27.900
به خاطر این زن، دو هفتۀ تمام مدام نگران بودم

00:40:29.600 --> 00:40:31.530
بشین

00:40:31.530 --> 00:40:33.160
ممنونم قربان

00:40:38.400 --> 00:40:42.800
!چقدر نامه براتون اومده
فکر می‌کنم به خاطر تولدتونه که نزدیکه

00:40:42.800 --> 00:40:45.010
تا به این سن رسیدم

00:40:45.010 --> 00:40:48.600
این اولین تولدمه که مردم یادش افتادن

00:40:48.600 --> 00:40:52.700
چیزی تا اعطای عنوان‌تون نمونده
طبیعیه که با گذشته فرق بکنه

00:40:53.600 --> 00:40:55.400
عنوان؟

00:40:56.300 --> 00:40:59.000
!یه اسم پر طمطراقِ تو خالی

00:40:59.000 --> 00:41:02.090
این «شون بی شویی» جدی فکر می‌کنه من گشنۀ این چیزام

00:41:03.400 --> 00:41:08.300
ولی بدم نیست... فعلاً  باید باهاش راه بیام و

00:41:08.300 --> 00:41:11.300
نقش یه داماد خوب و سر به زیر رو بازی بکنم

00:41:11.300 --> 00:41:14.900
تا وقتی به قدر کافی بزرگم بکنه

00:41:15.000 --> 00:41:25.990
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:41:26.014 --> 00:41:38.014
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.