﻿WEBVTT

00:00:09.540 --> 00:00:15.000
‫من فقط می‌خواستم
‫آزادانه حرکت کنم!

00:00:16.290 --> 00:00:22.120
‫جوزو اینوئی، تو تنها کسی بودی
‫که به داستان من گوش دادی.

00:00:22.120 --> 00:00:25.580
‫خیلی بده که اینطوری تموم شد.

00:00:25.580 --> 00:00:27.330
‫اما در آخر...

00:00:27.330 --> 00:00:30.580
‫... من از دیدنت خوش-خوش حالم

00:00:46.910 --> 00:00:51.080
‫فیونکه... فاست!

00:01:06.410 --> 00:01:08.290
‫چه اتفاقی افتاده؟

00:01:08.290 --> 00:01:10.580
‫یه فرا گسترش‌ یافتست!

00:01:10.580 --> 00:01:14.370
‫به نظر می‌رسه که توسط یک فرا- گسترش یافته که
‫روی سرش یه اسلحه‌س، مورد حمله قرار گرفتیم!

00:01:14.370 --> 00:01:16.040
‫چی گفتی؟

00:01:32.870 --> 00:01:36.540
‫من فقط یه مرد غیرمسلح‌ام...

00:01:36.540 --> 00:01:39.830
‫فکر نمی‌کنید خیلی
‫دارید تند می‌رید؟

00:01:46.200 --> 00:02:16.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:10.410 --> 00:03:15.790
‫[دستگاه کنترل ازراه دور گسترش‌یافته]

00:03:11.790 --> 00:03:14.160
‫خواهر کارن، بهتره از ستاد
‫درخواست پشتیبانی کنیم!

00:03:14.160 --> 00:03:15.790
‫امکان نداره همچین
‫کار تحقیرآمیزی بکنم!

00:03:15.790 --> 00:03:17.160
‫امکان نداره همچین
‫کار تحقیرآمیزی بکنم!

00:03:17.160 --> 00:03:18.830
‫ا- اما...

00:03:26.790 --> 00:03:29.790
‫دوباره همو دیدیم، خواهر مقدس!

00:03:32.330 --> 00:03:35.830
‫باورم نمیشه که تو واقعا اومدی.

00:03:35.830 --> 00:03:39.870
‫برای همون پسری که
‫بهت سپردمش برگشتم.

00:03:39.870 --> 00:03:43.790
‫بعد از این همه راه که اومدی
‫اینجا، دوست ندارم اینو بهت بگم...

00:03:43.790 --> 00:03:49.370
‫اما تا زمانیکه کار من
‫برگردوندن این پسر به مرکزه!

00:03:49.370 --> 00:03:51.330
‫... نمی‌تونم این اجازرو بهت بدم.

00:03:53.790 --> 00:03:55.910
‫این گلوله‌ها ضد‌گسترش یافته‌ان...

00:03:55.910 --> 00:03:57.700
‫میدونی...

00:03:57.700 --> 00:03:59.620
‫من از بچه‌ها متنفرم، اما...

00:03:59.620 --> 00:04:03.580
‫... از بچه‌هایی که همیشه حرف‌شنو
‫و مطیعن خیلی بیشتر بیزارم.

00:04:04.620 --> 00:04:06.540
‫«تتسورو»!

00:04:06.540 --> 00:04:08.910
‫مگه به من نگفتی...

00:04:08.910 --> 00:04:10.870
‫که تو فقط یه وسیله نیستی؟!

00:04:10.870 --> 00:04:14.160
‫و آزاد و رها باشی؟

00:04:14.160 --> 00:04:18.080
‫بعد میگی از اینکه
‫منو دیدی خوشحال شدی؟!

00:04:18.080 --> 00:04:20.080
‫منو نخندون بچه!

00:04:20.080 --> 00:04:26.000
‫این به اصطلاح آرزوی تو، چیزیه
‫که می‌تونی به‌راحتی ازش بگذری؟

00:04:26.000 --> 00:04:28.080
‫یه بچه ای مثل تو بهتره
‫شبیه خودش رفتار کنه!

00:04:28.080 --> 00:04:31.000
‫سعی کن برای یبارم که
‫شده جَنَمتو نشون بدی.

00:04:35.620 --> 00:04:37.790
‫سطح هوشیاری سوژه
‫در حال افزایش‌ـه!

00:04:37.790 --> 00:04:39.830
‫«هارمونی» داره فعال میشه!

00:04:45.700 --> 00:04:47.080
‫«هارمونی» ؟!

00:04:50.250 --> 00:04:55.120
‫لطفا... جوزو...

00:04:55.120 --> 00:04:58.750
‫نجاتم بده!

00:05:01.910 --> 00:05:03.950
‫خوب گفتی پسر!

00:05:03.950 --> 00:05:06.250
‫بچه‌ها باید همینطوری باشن.

00:05:06.250 --> 00:05:08.660
‫منو مسخره نکن!

00:05:08.660 --> 00:05:10.660
‫با این شلیک‌ها از نزدیک چطوری؟

00:05:12.200 --> 00:05:16.370
‫تتسورو!
‫من این خواستتو تضمین می‌کنم.

00:05:17.660 --> 00:05:19.830
‫گلوله بارگیری شد.

00:05:25.580 --> 00:05:28.700
‫زیاد کار کردن برات
‫خوب نیست، خواهر!

00:05:30.700 --> 00:05:33.540
‫بهتره یخورده استراحت کنی.

00:05:43.620 --> 00:05:48.330
‫کارمو همونطور که قول دادم
‫به پایان رسوندم، تتسورو!

00:05:49.580 --> 00:05:54.540
‫سیگار فروشی

00:05:50.700 --> 00:05:51.910
‫آره، مری.

00:05:51.910 --> 00:05:54.540
‫یه خورده دیر جنبیدم، اما
‫الان دارم میارمش اونجا.

00:05:56.040 --> 00:05:59.660
‫هیچی «تانگاشیما» ندارید؟
(مترجم:تانگاشیما نوعی برند سیگار است)

00:05:59.660 --> 00:06:03.950
‫خب. پس یه بسته از اون سیگار
‫بده، با چند بسته قوطی کبریت.

00:06:03.950 --> 00:06:06.620
‫معلومه که پولشو میدم، پیرزن.

00:06:10.540 --> 00:06:15.950
‫تحمل دردمو زیادی بالا بردم و
‫حالا نمی‌تونم درست حرکت کنم.

00:06:15.950 --> 00:06:20.290
‫گلوله‌های زیادی رو برای اینکه
‫نشون بدم خفنم تحمل کردم.

00:06:20.290 --> 00:06:22.200
‫خب، پس.

00:06:22.200 --> 00:06:27.910
‫نجاتش دادم؛ اما با بچه‌ای که
‫جایی برای رفتن نداره چیکار بکنم؟

00:06:27.910 --> 00:06:33.040
‫بامداد امروز، قطاری که متعلق به
‫شرکت بروهرن بود از مسیرش خارج شد!

00:06:33.040 --> 00:06:37.580
‫بر اساس بیانیه‌ای رسمی، این
‫تصادف به احتمال زیاد توسط...

00:06:37.580 --> 00:06:41.910
- ‫... یک گروه تروریستیِ مخالف با فناوری گسترش‌یافته ‫موسوم به «اسپیتز برگن» صورت گرفته است!
- ‫بروهرن این قضیرو خیلی ‫سریع روپوشونیش کرد!

00:06:41.910 --> 00:06:45.750
- ‫در حال حاضر، هیچ گروهی مسئولیت ‫این حمله را برعهده نگرفته است.
- ‫اونا واقعا می‌خوان که ‫وجود این بچرو پنهان کنن.

00:06:45.750 --> 00:06:49.450
‫«اسپیتز برگن» همچنین مضنون
‫به آدم ربایی تتسورو است.

00:06:49.450 --> 00:06:55.370
‫پسرِ ارشدِ مدیرعامل بروهرن،
‫«سوییچیرو آراهاباکی»

00:06:55.370 --> 00:07:01.040
‫تتسورو از زمان ناپدید شدن ناگهانی
‫وی یک سال پیش دیده نشده است.

00:07:01.040 --> 00:07:05.250
- ‫آژانس بازسازی اعلام كرد كه ‫آنها به شرکت برهورن در...
- ‫این... نمی‌تونه که درست باشه...

00:07:14.620 --> 00:07:19.290
‫برای اینکه یه مقدار پول پس انداز کنم، دخترمو مجبور
‫به استفاده ازافزونه‌های غیرقانونی کردم؛ اما حالا...

00:07:19.290 --> 00:07:23.290
‫اونا سازگاریِ بخشی رو نادیده گرفتن و برنامه‌ی
‫بخش‌های گسترش یافتروغیر طبیعی وارد کردن.

00:07:23.290 --> 00:07:26.120
‫نتیجشم میشه تداخل و شکست!

00:07:26.120 --> 00:07:29.620
‫این قطعه‌ها باید از
‫گروه «کیوسی» باشن.

00:07:29.620 --> 00:07:36.120
‫با این سرعت، هوش فرعیش دچار سربارگذاری
‫میشه و روی مغز واقعیش تاثیر میذاره!

00:07:36.120 --> 00:07:38.540
‫امکان نداره! داره جوری حرف
‫میزنه که انگار مشکل یکی دیگست!

00:07:38.540 --> 00:07:40.750
‫ها؟ تو هنوز اینجایی پیرمرد!

00:07:40.750 --> 00:07:43.500
‫بهت گفتم که مردا
‫باید بیرون وایسن!

00:07:43.500 --> 00:07:45.830
‫من هزینه‌ی زیادی برای
‫این درمان پرداخت کردم.

00:07:45.830 --> 00:07:48.200
‫میتونی درستش کنی یا نه؟

00:07:48.200 --> 00:07:52.950
‫درستش کنم؟ چی داری میگی پیرمرد.

00:07:52.950 --> 00:07:55.450
‫من قبلا جداشون کردم!

00:07:55.450 --> 00:07:57.330
‫قسمت‌های آسیب دیدرو حذف کردم.

00:07:57.330 --> 00:07:59.830
‫حالا دیکه خطری زندگیش
‫رو تهدید نمی‌کنه!

00:08:04.000 --> 00:08:05.200
‫پدر...

00:08:05.200 --> 00:08:07.370
‫خداروشکر. خدارو صدمرتبه شکر!

00:08:07.370 --> 00:08:12.040
‫دفعه بعدی که می‌خواید کارهای
‫گسترش انجام بدید، بیاید پیش خودم!

00:08:12.040 --> 00:08:16.700
‫قطعات با کیفیت بالاتررو با قیمت
‫خیلی ارزون تر از مافیا نصب می کنم.

00:08:18.910 --> 00:08:22.620
‫حالا می‌تونی بیای
‫بیرون، جوزو-سان.

00:08:24.160 --> 00:08:25.120
‫ها؟

00:08:25.120 --> 00:08:27.290
‫یعنی دیدیش؟

00:08:27.290 --> 00:08:29.410
‫بدن برهنشو؟

00:08:29.410 --> 00:08:32.830
‫نه! من اصلا...
‫پس اونا چشمات نیستن؟

00:08:32.830 --> 00:08:35.870
‫پس بستنشون فایده‌ای نداشت، منحرف!

00:08:35.870 --> 00:08:38.000
‫نه، اون...

00:08:39.160 --> 00:08:42.660
‫پس، ازم میخوای که این
‫پسر بچرو مخفیش کنم؟

00:08:42.660 --> 00:08:43.700
‫درسته.

00:08:43.700 --> 00:08:45.450
‫برام مهم نیست!

00:08:45.450 --> 00:08:47.750
‫شرکت بروهرن خوب به اینکه ...

00:08:47.750 --> 00:08:50.620
‫وارد منطقه مهاجر نشین کیوسی بشه،
‫فکر کرده!

00:08:50.620 --> 00:08:56.660
‫من همچنین به این افزونه جدید و
‫غیرقانونی که نصب کرده، علاقه‌مندم.

00:08:56.660 --> 00:09:00.500
‫خودش این قطعرو
‫«هارمونی» صداش میزد!

00:09:00.500 --> 00:09:02.250
‫این چجور قطعه‌ای هست حالا؟

00:09:02.250 --> 00:09:04.950
‫خب...

00:09:04.950 --> 00:09:08.750
‫تو خودت میدونی...

00:09:08.750 --> 00:09:14.450
‫اما افزونه‌ها دراصل برای تقویت
‫سربازان در طول جنگ توسعه پیدا کردن.

00:09:14.450 --> 00:09:18.500
‫هوش فرعی برای این منظور طراحی شد که
‫از عملکرد فرابشری پشتیبانی کنه تا...

00:09:18.500 --> 00:09:22.580
‫از کشش مغز انسان کم کنه!

00:09:22.580 --> 00:09:27.410
‫با هوش فرعی، یک گسترش‌یافته می‌تونست افزونه‌هایی
‫رو که برنامه‌ریزی‌ خاصی رو دنبال می‌کردن رو...

00:09:27.410 --> 00:09:29.830
‫بدون دادن دستورات
‫پیچیده، حرکت بده.

00:09:29.830 --> 00:09:30.870
‫فهمیدم!

00:09:30.870 --> 00:09:33.000
‫«فهمیدم» ! یعنی تو نمیدونستی؟!

00:09:33.000 --> 00:09:35.000
‫باوجود اینکه کله‌ای مثل این داری؟

00:09:35.000 --> 00:09:37.290
‫من یه ایده‌ی کلی داشتم.

00:09:38.580 --> 00:09:41.330
‫من فقط یه «حلال‌گر» م.

00:09:41.330 --> 00:09:44.040
‫این تمام چیزی بود
‫که نیاز داشتم بدونم!

00:09:44.040 --> 00:09:47.040
‫اگه افزونه‌ها رو مثل یه
‫اتومبیل درنظر بگیری...

00:09:47.040 --> 00:09:52.450
‫هوش فرعی، صندلی راننده و
‫اراده‌ی گسترش‌یافته، راننده است.

00:09:52.450 --> 00:09:57.080
‫به همین خاطره که وقتی صندلی راننده که به
‫عنوان هوش فرعی شناخته میشه، از بین بره...

00:09:57.080 --> 00:09:59.290
‫...گسترش‌یافته دیگه
‫نمی‌تونه کار کنه!

00:09:59.290 --> 00:10:02.160
‫مدلای قدیمی‌ای مثل تو
‫که در طول جنگ ساخته شدن،

00:10:02.160 --> 00:10:06.950
‫یه هوش فرعیِ داخلی دارن، به همین
‫دلیل هدف قرار دادنه اونا سخته!

00:10:06.950 --> 00:10:10.410
‫خب، هوش فرعی تو کجاس؟ جوزو-سان.

00:10:10.410 --> 00:10:11.500
‫کی میدونه.

00:10:11.500 --> 00:10:13.870
‫اگه نمی‌خوای بگی اشکالی نداره!

00:10:13.870 --> 00:10:19.330
‫خب، مطمئن میشم وقتی که
‫مردی کل بدنتو تشریح کنم.

00:10:19.330 --> 00:10:20.160
‫هووی!

00:10:20.160 --> 00:10:25.250
‫خب، این فقط یک حدسه، اما
‫این مسئله‌ی هارمونی...

00:10:25.250 --> 00:10:30.830
‫احتمالاً دستگاهی‌ـه که راننده دیگه‌ای
‫رو به زور رو صندلیِ راننده قرار می ده.

00:10:30.830 --> 00:10:34.040
‫معمولا، برای دسترسی به هوش فرعی

00:10:34.040 --> 00:10:41.040
‫به سه کلید تأیید اعتبارِ کاربر، سازنده و EMS احتیاج داری.
‫ (مترجم: EMS مخفف خدمات اورژانسی پزشکی‌ـه)

00:10:41.040 --> 00:10:46.870
‫شایعاتی در مورد یه شاه کلید که می تونست همه
‫این موارد رو نادیده بگیره، وجود داشت...

00:10:46.870 --> 00:10:54.330
‫برای شروع، چرا بروهرن وسیله ای رو می‌سازه
‫که به طور بالقوه می تونه اونا رو نابود کنه؟

00:10:54.330 --> 00:10:57.200
‫می‌تونی ازش جداش کنی؟

00:10:57.200 --> 00:11:01.450
‫خب، خیلی نزدیک به
‫نخاع کارگذاشته شده!

00:11:01.450 --> 00:11:05.290
‫بنابراین، بازور برداشتنش
‫می‌تونه موجب صدماتِ دائمی بشه.

00:11:05.290 --> 00:11:10.620
‫به نظر می رسه کسایی که این رو کار گذاشتن،
‫اهمیتی به زنده موندن یا مردنش نمی‌دادن.

00:11:10.620 --> 00:11:13.290
‫بچه های زیادی بدون
‫والدین وجود دارن...

00:11:13.290 --> 00:11:16.290
‫من حدس می زنم که اون
‫به احتمال زیاد یتیم‌ـه.

00:11:18.700 --> 00:11:20.910
‫خب، کی میدونه؟

00:11:20.910 --> 00:11:24.250
‫هم؟ چیزی اذیتت می‌کنه؟

00:11:24.250 --> 00:11:25.080
‫ها؟

00:11:25.080 --> 00:11:27.790
‫جوزو-سان، از یه مارک
‫سیگار دیگه می‌کشی؟

00:11:27.790 --> 00:11:29.910
‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم!

00:11:33.040 --> 00:11:37.290
‫امکان نداره!بخاطر این عصبانی‌ای که
‫نمی‌تونی سیگار مورد علاقت رو بکشی؟!

00:11:37.290 --> 00:11:40.200
‫تو خیلی بزرگی، اما مثل
‫بچه‌ها رفتار می‌کنی!

00:11:41.410 --> 00:11:43.790
مارکش تانگاشیما بود دیگه، درسته؟

00:11:43.790 --> 00:11:46.370
‫فکر میکنم قبلا یکمی
‫اینجا گذاشته بودی...

00:11:46.370 --> 00:11:47.290
‫چیزی داری؟!

00:11:47.290 --> 00:11:51.620
‫اوه، روز بعد ریختمش دور.

00:11:51.620 --> 00:11:52.790
‫تو...

00:11:52.790 --> 00:11:56.750
‫درهرصورت، میگم که
‫من سیگار نمیکشم.

00:11:56.750 --> 00:12:02.620
‫و اگه دوروبرم سیگار جمع کنم
‫بیمارا فکر بد به کلشون میزنه.

00:12:02.620 --> 00:12:06.040
‫منظورم اینه که، خیلی از
‫اونا میخوان منو زمین بزنن.

00:12:06.040 --> 00:12:08.330
‫نمیخوام رسوایی به بار بیاد.

00:12:10.330 --> 00:12:13.080
‫به هر حال، من میتونم اعضای داخلی
‫وتارای صوتیافزونه‌هاشو جا بندازم.

00:12:13.080 --> 00:12:17.830
‫که واسه راه انداختن
‫زندگی روزمره خوبه، ولی...

00:12:17.830 --> 00:12:20.910
‫نمیتونم تا وقتی
‫بیدار بشه کاری کنم...

00:12:20.910 --> 00:12:22.370
‫گرفتم.

00:12:22.370 --> 00:12:25.700
‫هروقت به هوش اومد
‫به دفترم زنگ بزن.

00:12:25.700 --> 00:12:29.500
‫این خیلی عجیبه که
‫تا این حد پیش رفتی.

00:12:29.500 --> 00:12:31.910
‫مگه کارش رو تموم نکردی؟!

00:12:31.910 --> 00:12:35.830
‫ممکنه تو فکر این باشی که
‫این بچه رو همکار خودت کنی؟

00:12:36.870 --> 00:12:42.250
‫ه-همه میدونن که واحد
‫تفنگداران برده گروهی کار میکنن.

00:12:42.250 --> 00:12:46.500
‫خب، مردم عادی نمیدونن
‫ولی هرکی در سطح من...

00:12:46.500 --> 00:12:48.700
‫مراقبش باش، مری.

00:12:53.620 --> 00:12:57.450
‫قطعا، جنبه شوخی نداره.

00:12:59.910 --> 00:13:03.450
‫همه جارو گشتم، ولی
‫هیچکی اونو نداره.

00:13:03.450 --> 00:13:06.080
‫دارم درمورد بدشانسی حرف میزنم...

00:13:11.120 --> 00:13:14.200
‫من وسیله نیستم!

00:13:14.200 --> 00:13:16.040
‫تو ابزار دست من نیستی...

00:13:16.040 --> 00:13:20.040
‫هیچ صَنَمی با ابزار مرکز فرماندهی نداری!

00:13:20.040 --> 00:13:25.160
‫تو خواستی که این
‫کارو انجام بدی، جوزو.

00:13:25.160 --> 00:13:29.410
‫دوباره همچین کاری نمیکنم.

00:13:29.410 --> 00:13:30.330
‫لعنتی!

00:13:30.330 --> 00:13:32.410
‫این دیگه به دردم نمیخوره.

00:13:32.410 --> 00:13:34.290
‫حتما باید تانگاشیما باشه.

00:13:39.250 --> 00:13:40.370
‫اوه!

00:13:41.000 --> 00:13:41.540
- ‫"تانگاشیما" -
‫"تانگاشیما" اوناها اونجاست!

00:13:51.500 --> 00:13:53.700
‫ه-هی. داری با من شوخی میکنی!

00:13:53.700 --> 00:13:56.290
‫نگو که اون لعنتی
‫گیر کرده اون تو!

00:14:00.410 --> 00:14:02.370
‫امکان نداره...

00:14:07.950 --> 00:14:09.830
‫همینه!

00:14:09.830 --> 00:14:12.000
‫ه-هی.اون ماله منه!

00:14:13.790 --> 00:14:16.000
‫با ما به اداره امنیتی بیا.

00:14:16.000 --> 00:14:17.160
- ‫ص-صبر کنید!
- ‫بعدا دربارش حرف میزنیم.

00:14:18.540 --> 00:14:20.410
‫من پولشونو پرداخت کردم!

00:14:20.410 --> 00:14:22.450
‫مشکل از دستگاه فروشه!

00:14:24.870 --> 00:14:27.660
‫جوزو اینویی، درست میگم؟

00:14:29.450 --> 00:14:32.200
‫از تلاش زیادی که کردین ممنونم.

00:14:32.200 --> 00:14:35.000
‫لطفا برگردین سرکارتون.

00:14:35.000 --> 00:14:36.910
‫--بله! --خب, پس...

00:14:39.700 --> 00:14:43.580
‫به نظر میاد تو از
‫اولشم با من کار داشتی!

00:14:43.580 --> 00:14:45.580
‫اینویی جوزو.

00:14:45.580 --> 00:14:51.450
‫یه گسترش یافته که در طول "جنگ
‫گسترده" توسط ارتش ساخته شد.

00:14:51.450 --> 00:14:53.160
‫سرگرمیت تمیز کردن خونست.

00:14:53.160 --> 00:14:55.910
‫از رطوبت و بچه ها بدت میاد.

00:14:55.910 --> 00:14:59.540
‫از قبل اینکه گسترش پیدا کنی چیزی
‫یادت نمیاد و هیچ خانواده ای نداری.

00:14:59.540 --> 00:15:05.500
‫از زمان جنگ، داخل اتاقی زندگی میکردی
‫که متعلق به کریستینا ماتسوزاکی بود.

00:15:05.500 --> 00:15:10.580
‫یه کسبو کاری راه انداختی که به حل
‫مشکلات گسترش یافته ها مربوط میشه.

00:15:10.580 --> 00:15:17.370
‫با این حال، به نظر میرسه واسه
‫چنتا کار اخیرت، چیزی دریافت نکردی.

00:15:17.370 --> 00:15:21.290
‫تونستی پنجره
‫خونتون رو تعمیر کنی؟

00:15:21.290 --> 00:15:25.450
‫از اونجایی که خیلی منو
‫با دقت زیرنظر گرفتید...

00:15:25.450 --> 00:15:30.370
‫امیدوارم درمورد چیزایی که
‫هنوز دربارش نمیدونم بگین.

00:15:30.370 --> 00:15:32.910
‫به عنوان مثال، اون بچه، تتسورو.

00:15:32.910 --> 00:15:36.910
‫اون دیگه کیه؟

00:15:36.910 --> 00:15:38.370
‫عذر میخوام.

00:15:38.370 --> 00:15:41.950
‫من به عنون نماینده
‫ی شرکت بروهرن اینجام.

00:15:41.950 --> 00:15:44.410
‫اسمم کونینگهامه.

00:15:44.410 --> 00:15:47.450
‫اون یکی از محصولات با ارزش ماست.

00:15:47.450 --> 00:15:51.750
‫ به عنوان مالک برحق اون
‫مایلیم که برگردانده بشه.

00:15:51.750 --> 00:15:56.450
‫به نظر میاد که اون تویه
‫مکانه دردناک گذاشته شده.

00:15:56.450 --> 00:16:00.580
‫ما امیدواریم تا همه چیز
‫به صورت مصالحت آمیز حل بشه.

00:16:00.580 --> 00:16:04.750
‫البته،با یه چیز
‫درست و حسابی در ازاش.

00:16:07.250 --> 00:16:08.500
‫"تانگاشیما"

00:16:09.660 --> 00:16:17.080
‫مارک سیگار تانگاشیما. واسه گسترش یافته
‫ای مثل تو، یه برند مورد علاقست.

00:16:17.080 --> 00:16:21.750
‫بیا، اینجا ما هرچی تانگاشیما
‫توی شهر هست رو داریم.

00:16:21.750 --> 00:16:26.540
‫اگه تو درخواستمونو قبول
‫کنی همشو میدیم به تو.

00:16:26.540 --> 00:16:33.160
‫هوش فرعی گسترش‌یافته از مغز واقعی پشتیبانی
‫میکنه، و فشار عصبی رو از بین میبره.

00:16:33.160 --> 00:16:35.620
‫با این وجود ، به مقدار
‫گسترش یافتگی بستگی داره.

00:16:35.620 --> 00:16:38.330
‫نمی توان از ساییدگی
‫سیستم عصبی جلوگیری کرد.

00:16:38.330 --> 00:16:45.080
‫برای مثال، خیلی از گسترش یافته ها از
‫دارو برای تضعیف اثراتش استفاده میکنن.

00:16:45.080 --> 00:16:47.700
‫این سیگار، یکی از اون داروهاست.

00:16:47.700 --> 00:16:53.040
‫با این حال، مقدار دوز دارو که تو
‫این قرار داره توو سطح متفاوتی‌ـه.

00:16:53.040 --> 00:16:58.790
‫خیلی نیستن اونایی که ازش استفاده میکنن
‫در نتیجه میشه همه اونارو یه جا خرید.

00:16:58.790 --> 00:17:04.450
‫میدونم که تو بیشترِ روزو نتونستی
‫یدونه از اینا گیر بیاری.

00:17:04.450 --> 00:17:08.660
‫خیلی واست سخت نیست که
‫بتونی بدنتو کنترل کنی الان؟

00:17:12.410 --> 00:17:17.200
‫لعنت بهش.تو یه کار
‫احمقانه ای انجام دادی.

00:17:17.200 --> 00:17:18.410
‫حسابشو برسین.

00:17:27.620 --> 00:17:34.040
‫در طول جنگ، تو یه گسترش یافته ای بودی
‫که دشمنان و متحدان از اون میترسیدن.

00:17:34.040 --> 00:17:38.120
‫ولی حالا نگاه کن که چی
‫میشه اگه سیگارات تموم بشن.

00:17:38.120 --> 00:17:42.120
‫منکه نمیخوام یکی مثل تو بشم.

00:17:43.290 --> 00:17:48.620
‫گوش کن، کنترل کردن مقدار سیگاری
‫که تهیه میکنی، تازه اولشه.

00:17:48.620 --> 00:17:51.160
‫اگه درخواست مارو قبول نکنی،

00:17:51.160 --> 00:17:55.750
‫من یکی یکی به از بین بردن چیزایی
‫که واست با ارزشه ادامه میدم.

00:17:58.660 --> 00:18:02.120
‫!میبینی؟ درست مثل این.

00:18:05.450 --> 00:18:13.080
‫تتسورو آراباهاکی، تنها فرزند مدیرعامل
‫شرکت بروهرن،«سویچیرو آراباهاکی»

00:18:13.080 --> 00:18:17.870
‫من فکر نمیکردم که ممکن باشه
‫ولی همونه، این طور نیست؟

00:18:17.870 --> 00:18:21.620
‫واسه چی شما با اون مثل یه
‫موش آزمایشگاهی رفتار میکنید؟

00:18:21.620 --> 00:18:25.040
‫این چیزیه که رییستون میخواد؟

00:18:25.040 --> 00:18:27.450
‫هیچ چیز عجیبی نیست.

00:18:27.450 --> 00:18:30.200
‫همه کارمندان فقط یک
‫چرخ دنده دیگر در شرکتن.

00:18:30.200 --> 00:18:34.080
‫پسر مدیرعامل هم از
‫این قانون مستثنا نیست!

00:18:34.080 --> 00:18:35.750
‫چرخ دنده ها هیچ اراده
‫ای از خودشون ندارن.

00:18:35.750 --> 00:18:39.660
‫اونا صرفا وظیفه ای که
‫بهشون دادن روانجام میدن.

00:18:39.660 --> 00:18:42.910
‫همون طوری که تو در گذشته میکردی.

00:18:44.450 --> 00:18:46.950
‫اوه، ساعتو ببین.

00:18:46.950 --> 00:18:51.620
‫من قصد داشتم تا برای شام خونه
‫باشم و با خانوادم غذا بخورم.

00:18:51.620 --> 00:18:55.950
‫خب، لطفا جوابتو بهمون
‫بگو، آقای اینویی.

00:18:58.080 --> 00:19:03.120
‫اینطور به نظر میاد که توی بررسی سابقه
‫یه چیزی رو از قلم انداخته بودی.

00:19:12.410 --> 00:19:15.750
‫کشیدن اون سیگارا؟ پس
‫من میتونم حرکت کنم؟

00:19:15.750 --> 00:19:20.450
‫من فقط اون سیگارو میکشم
‫چونکه از طعمش خوشم میاد.

00:19:22.830 --> 00:19:25.160
‫و، یه چیز دیگه...

00:19:25.160 --> 00:19:29.950
‫اون بچه بهم گفت که
‫اون یه وسیله نبوده.

00:19:29.950 --> 00:19:34.450
‫و این به این معنیه که اون
‫چیزی نیست که شماها دنبالشین.

00:19:34.450 --> 00:19:41.120
‫اگه میخوای به گفتن همچین مزخرفاتی ادامه
‫بدی باید خوردن شام رو به گور ببری.

00:19:42.410 --> 00:19:46.370
‫بدبختانه مثل اینکه
‫نمیتونم خودمو کنترل کنم.

00:19:46.370 --> 00:19:50.790
‫حدس میزنم که نمیتونم
‫در مقابل تو کوتاه بیام.

00:20:03.410 --> 00:20:05.870
‫ح-حالا؟!داری چیکار میکنی؟

00:20:05.870 --> 00:20:08.000
‫زود باش و شلیک کن!

00:20:08.000 --> 00:20:11.620
‫تو خیلی از کسی که بازوشو
‫از دست داده انتظار داری.

00:20:11.620 --> 00:20:15.620
‫اگه میخوای تا اون بازوهارو عوض کنی
‫میتونم تورو به یه مهندس خبره معرفی کنم.

00:20:15.620 --> 00:20:18.200
‫آقای کارمند بروهرن.

00:20:18.200 --> 00:20:21.620
‫به نظر میاد دیگه
‫چیزی واست باقی نمونده.

00:20:21.620 --> 00:20:25.370
‫پس، چرا این آدمارو ور نمیداری
‫و به اون شرکت لاکچریت برنمیگردی؟

00:20:25.370 --> 00:20:29.370
‫اگه همتون چرخ دنده های با ارزشی
‫باشید ممکنه بهتون کمک کنند.

00:20:29.370 --> 00:20:33.540
‫امیدوارم متوجه
‫کاری که کردی باشی.

00:20:33.540 --> 00:20:36.870
‫از حالا به بعد هیچ جای
‫شهر واسه تو امن نیست.

00:20:36.870 --> 00:20:40.160
‫حواست به خودت باشه.

00:20:40.160 --> 00:20:43.750
‫هی تو!
‫اون چیزی نبود که ازت بخوام ببری.

00:20:43.750 --> 00:20:46.080
‫حداقل، یکیشو بهم بده.

00:20:48.540 --> 00:20:53.700
‫تو دوباره با یه چیز
‫دردسر ساز مواجه شدی، جوزو.

00:21:06.080 --> 00:21:07.700
‫زنندس.

00:21:07.700 --> 00:21:09.700
‫البته

00:21:09.700 --> 00:21:14.540
‫من فقط مواد فعاله داخله
‫تانگاشیمارو جایگزین کردم.

00:21:14.540 --> 00:21:18.540
‫و، هیچ ایده ای ندارم
‫که سیگار چه مزه اییه.

00:21:18.540 --> 00:21:22.620
‫خب؟داستان اون ماسک
‫احمقانه چیه، مری؟

00:21:22.620 --> 00:21:26.080
‫من از اون استفاده میکنم
‫تا هویت خودم رو پنهان کنم.

00:21:26.080 --> 00:21:27.950
‫پس اسم منو صدا نزن!

00:21:28.830 --> 00:21:32.370
‫نمی خوام گرفتار این موضوع بشم.

00:21:32.370 --> 00:21:36.250
‫پس به نظر می‌رسه که داری
‫بیش از حد ریسک می‌کنی!

00:21:36.250 --> 00:21:40.000
‫خب، من با دفتر تماس
‫گرفتم ولی تو جواب ندادی.

00:21:40.000 --> 00:21:43.870
‫و اینکه تو داشتی (سیگار) رو ترک
‫می‌کردی...

00:21:43.870 --> 00:21:47.080
‫اومدم بیرونو ببین چی پیدا کردم.

00:21:47.080 --> 00:21:48.580
‫به من زنگ زدی؟

00:21:48.580 --> 00:21:51.660
‫اوه،بله.

00:21:51.660 --> 00:21:55.830
‫اون بچه. به هوش اومد.

00:23:27.290 --> 00:23:28.370
‫خب، حالا دهنتو باز کن.

00:23:28.370 --> 00:23:30.120
‫--این وظیفه ی منه تا جلوی
‫کارای شیطانی بروهرن رو بگیرم

00:23:30.120 --> 00:23:31.410
‫-«اِنده»، نزار که از دستم در بره!

00:23:31.410 --> 00:23:33.080
‫پس تو جوزوی حلال گری!

00:23:33.080 --> 00:23:35.330
‫فهمیدم! «آنه»

00:21:24.200 --> 00:21:35.200
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.