﻿WEBVTT

00:00:13.000 --> 00:00:14.700
.خدای من

00:00:14.700 --> 00:00:21.750
‫به نظر میرسه باید حداقل یه بار تو رو به وندر بندر
‫بفرستم، جوزو.

00:00:23.750 --> 00:00:33.750
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:54.950 --> 00:01:57.950
‫" مهندس "

00:01:57.950 --> 00:01:59.950
‫" مهندس "
‫این قدرت خیلی فراتر از چیزی بود که من شنیدم.

00:01:59.950 --> 00:02:01.330
.این قدرت خیلی فراتر از چیزی بود که من شنیدم

00:02:01.330 --> 00:02:06.830
‫به نظر میرسه ما باید تو موضع خودمون در برابر
‫واحدهای اسلحه برده تجدید نظر کنیم.

00:02:08.580 --> 00:02:13.410
‫به نظر میرسه ما نمیتونبم بدن واقعیش رو با
‫این مغز فرعی ردیابی کنیم...

00:02:16.790 --> 00:02:18.250
...این محفظه

00:02:18.250 --> 00:02:20.330
.ویکتور نگهش میداشت

00:02:25.580 --> 00:02:28.250
.بوی روغن افزونه است

00:02:28.250 --> 00:02:31.580
...یعنی، داخل این

00:02:43.250 --> 00:02:44.790
!که اینطور

00:02:44.790 --> 00:02:48.750
.پس اون افزونه کوچیک داخلش ذخیره شده

00:02:50.080 --> 00:02:53.910
.به نظر میرسه اون مغز فرعی یه مغز معمولیه

00:02:53.910 --> 00:03:00.000
‫از اونجایی که اون یه مغز فرعی موازی نیست،
‫پس این بدن واقعیت نیست.

00:03:00.000 --> 00:03:04.830
‫گمان میکنم این باید یه بدن اضافی کنترل از راه
‫دور برای تو باشه.

00:03:08.120 --> 00:03:12.160
‫ولی، به نظر میرسه هنوز به کنترل کردنش
‫عادت نکردی.

00:03:12.160 --> 00:03:15.540
.حرکاتت خیلی کند شده

00:03:15.540 --> 00:03:17.910
.ویکتور... نه

00:03:17.910 --> 00:03:21.580
اون یکی ویکتور، فکر کنم؟

00:03:26.830 --> 00:03:34.620
‫هرچند قبلا با خواهرت خیلی خشن بودی، به
‫نظر میرسه هنوز هم برای خواهرت ارزش قائلی.

00:03:34.620 --> 00:03:37.620
.چقدر کسل کننده

00:03:37.620 --> 00:03:43.620
‫به هر حال، به همین دلیله که گرفتن گسترش
‫یافته ها خیلی سخته.

00:03:43.620 --> 00:03:45.330
،حتی اگه مظنون رو دستگیر کنیم

00:03:45.330 --> 00:03:50.750
.‫همیشه کوهی از مدارک برای اثبات هویتش لازمه

00:03:50.750 --> 00:03:53.830
.واقعا هیچی سخت تر از این وجود نداره

00:03:53.830 --> 00:03:56.250
تو هم اینجوری فکر نمیکنی؟

00:03:56.250 --> 00:03:57.830
.اینویی سان

00:04:00.000 --> 00:04:01.830
!جوزو

00:04:03.330 --> 00:04:10.540
‫من فکر میکردم تو از اون مدل های خشکی که به
‫بدون تغییر موندن باور داری.

00:04:10.540 --> 00:04:13.000
...اون حرکات همین الانت

00:04:13.000 --> 00:04:15.870
.به نظر میرسه کارهای افزونه ای رو خوب انجام دادی

00:04:16.950 --> 00:04:21.040
اسم آمپول لورنزینزی رو شنیدی؟

00:04:21.040 --> 00:04:23.250
اونا گیرنده هایی هستند که روی پوست کوسه پیدا میشند

00:04:23.250 --> 00:04:28.500
‫که میتونند میدان های ضعیف الکتریکی منتشر
‫شده از موجودات زنده رو حس کنند.

00:04:28.500 --> 00:04:34.120
.من یه جور سنسور مشابه روی پوستم نصب کردم

00:04:34.120 --> 00:04:35.410
!مری

00:04:37.290 --> 00:04:39.540
!جوزو

00:04:39.540 --> 00:04:43.330
.من قدرت اینو ندارم که جلوی هیچکدومتون وایسم

00:04:43.330 --> 00:04:46.450
،ولی، حتی با چشمای بسته

00:04:46.450 --> 00:04:52.160
‫به راحتی حرکاتت رو حس میکنم و از حملاتت
‫فرار میکنم.

00:04:52.160 --> 00:04:58.160
‫شاید اینطور به نظر نرسه، ولی تموم تلاشم رو
‫میکنم تا توانایی خودم رو بالا ببرم.

00:04:58.160 --> 00:04:59.950
.به نظر میرسه

00:04:59.950 --> 00:05:04.080
اگه فهمیدی، میتونم ازت کمک بخوام؟

00:05:04.080 --> 00:05:08.910
.منو ببر پیش بدن واقعیت. همین الان

00:05:11.250 --> 00:05:12.450
!مری

00:05:13.750 --> 00:05:16.250
.ساده است

00:05:16.250 --> 00:05:19.290
.ما هیچ راهی برای شکست همدیگه نداریم

00:05:19.290 --> 00:05:23.750
.ولی، هردومون چیزی داریم که میخوایم

00:05:23.750 --> 00:05:28.870
به نظر نمیرسه این یه فرصت عالی برای یه
معامله پرسود دو طرفه باشه؟

00:05:32.500 --> 00:05:38.040
...واقعا... تک تک شماها

00:05:38.040 --> 00:05:41.120
!همتون سعی میکنید مانع کار من بشید

00:05:41.120 --> 00:05:42.870
.جوزو

00:05:42.870 --> 00:05:45.540
.احساساتت رو درک میکنم

00:05:45.540 --> 00:05:48.950
.با این وجود، این یه مذاکره بین من و اونه

00:05:48.950 --> 00:05:50.910
،با وجود اینکه تو یه واحد اسلحه برده هستی

00:05:50.910 --> 00:05:55.580
‫ولی اونقدر زخمی هستی که نمیتونی دستات رو
‫تو این موقعیت قاطی کنی.

00:05:55.580 --> 00:05:58.040
...نه اینکه دست نداشته باشی

00:06:00.410 --> 00:06:05.450
.باورم نمیشه یکی مثل من اینقدر حرف کسل کننده ای بزنه

00:06:05.450 --> 00:06:07.120
.معذرت میخوام

00:06:08.540 --> 00:06:10.330
.حق با توئه

00:06:10.330 --> 00:06:12.700
.این شوخی خنده دار نیست

00:06:14.790 --> 00:06:20.000
...آرمان های بزرگی که وقتی با این بدن موافقت کردم داشتم

00:06:20.000 --> 00:06:23.500
.خیلی وقت پیش همچین چیزایی رو فراموش کردم

00:06:23.500 --> 00:06:28.370
.ولی، یه چیز وجود داره که من هیچ وقت بهش شک نکردم

00:06:29.660 --> 00:06:31.790
!اون دلیل

00:06:33.620 --> 00:06:39.330
‫اینجوری نیست که بتونم اینجا بنشینم، و نتونم
‫از یه زن مجرد محافظت کنم!

00:06:41.500 --> 00:06:45.410
‫استقرار فشرده سازی لایه لایه اسکلتی،
‫پیکربندی صفر.

00:06:49.700 --> 00:06:54.160
‫این شکل واقعی " جوزو " ِه؟!

00:06:54.160 --> 00:06:55.750
.تشخیص عملکرد کامل شد

00:06:55.750 --> 00:06:57.500
‫-- خسارت زیاد.
‫-- خسارت زیاد. پوشش...

00:06:57.500 --> 00:06:59.700
‫-- پوشش محافظ از بین رفته.
‫-- خسارت زیاد. پوشش...

00:07:04.000 --> 00:07:06.830
‫-- مکمل بازویی اورژانسی آغاز شد.
‫-- مکمل!

00:07:06.830 --> 00:07:08.200
!جوزو

00:07:08.200 --> 00:07:13.000
جوزو، میخوای مقابل برنامه قرار بگیری؟

00:07:13.000 --> 00:07:15.910
‫-- بازویی... آزاد شد.
‫-- اتصال بازویی به صورت دستی آزاد شد.

00:07:17.410 --> 00:07:18.790
- ‫-- فشرده سازی لایه لایه اسکلتی، ‫رها سازی ثانویه.
- ‫-- آزاد شو!! ‫-- فشرده سازی لایه لایه اسکلتی، ‫رها سازی ثانویه.

00:07:29.000 --> 00:07:34.410
‫-- مهره ای... عوض شد!
‫ عنصرهای جفت مهره ای. TH03 FI به 04 تغییر
‫کرد.

00:07:37.500 --> 00:07:38.750
- ‫-- رویه اتصال یازوی یدکی آغاز شد.
- -- آغاز شد... عصبی... -- رویه اتصال بازوی یدکی آغاز شد.

00:07:39.910 --> 00:07:42.620
‫-- آغاز شد... عصبی...
‫-- همگام سازی عصبی به طور خودکار
‫تنظیم میشه.

00:07:44.660 --> 00:07:45.870
.این بده

00:07:45.870 --> 00:07:48.370
.دارم هوشیاریم رو از دست میدم

00:07:56.040 --> 00:07:58.250
!ق-قبلا هم بهت گفتم

00:07:58.250 --> 00:08:02.370
!تاکتیک ها تاثیری روی من نداره

00:08:05.160 --> 00:08:06.790
!این

00:08:06.790 --> 00:08:10.540
!سیگنال های الکتریکی زیادی اطراف ما وجود داره

00:08:10.540 --> 00:08:14.160
!و-ولی، من هنوز یه گروگان دارم

00:08:15.580 --> 00:08:16.910
!چی؟

00:08:21.790 --> 00:08:23.410
!تو

00:08:32.200 --> 00:08:36.580
‫خوش شانسی که این بازوها تازه وصل شدند و
‫هیچ قدرتی پشتشون ندارند.

00:08:45.290 --> 00:08:48.290
!میشه فهمید داری به چی فکر میکنی؟

00:08:51.910 --> 00:08:58.160
برای اینکه آوی رو گیج کنه، بازوی خودش رو
جدا کرد و تیکه تیکه اش کرد؟

00:09:00.120 --> 00:09:04.540
‫خوش شانسی که برنامه رو به زور خاموش کردم.

00:09:04.540 --> 00:09:09.200
اگه بدون " هنذز " از کوره در میرفتی
چکار میکردی؟

00:09:09.200 --> 00:09:13.040
.جلوی اونو گرفتن کار یه مهندس شخصیه

00:09:13.040 --> 00:09:14.580
چی گفتی؟

00:09:14.580 --> 00:09:17.000
،من چیزی راجب تو نمیدونم

00:09:17.000 --> 00:09:23.790
‫ولی مردی که شخصیت تو از اون اومده،
‫همچین چیزی میگفت.

00:09:31.750 --> 00:09:33.830
‫" ای اِم اس "، هاه؟

00:09:34.910 --> 00:09:38.250
.اونا واقعا نمیدونند چطور جو رو بخونند

00:09:41.290 --> 00:09:43.620
برنامه ات چیه؟

00:09:43.620 --> 00:09:47.750
این وظیفه توئه که چیزا رو با اون فیصله بدی، درسته؟

00:09:49.790 --> 00:09:53.370
.نگران نباش. من حداقل میتونم کمی وقت برامون بخرم

00:09:54.830 --> 00:09:57.040
!وایسا، جوزو

00:10:02.080 --> 00:10:04.330
!اسلحه هات رو بنداز و تسلیم شو

00:10:07.250 --> 00:10:08.870
!چی؟! این یارو

00:10:08.870 --> 00:10:11.040
!مدیر جایگزین آوی

00:10:15.830 --> 00:10:21.080
.مگه بهت نگفتم؟ با گسترش یافته ها خودتو درگیر نکن

00:10:23.750 --> 00:10:28.540
تو خاطرات ویکتور رو داری، مگه نه؟

00:10:28.540 --> 00:10:30.950
حتی اگه این درست باشه، خب که چی؟

00:10:30.950 --> 00:10:33.080
.لطفا بهم بگو

00:10:33.080 --> 00:10:37.200
وقتی اون خونه رو ترک کرد، بین او و پیرمرد
چه اتفاقی افتاد؟

00:10:38.620 --> 00:10:43.040
.میدونستی اون به دنبال جانشین میگشت

00:10:43.040 --> 00:10:47.750
‫با این وجود، بهش گفتم میخوام به عنوان مهندس
‫وارد ارتش بشم.

00:10:47.750 --> 00:10:53.250
‫تو اون زمان، تموم تکنولوژی های افزونه تو ارتش
‫مورد تحقیق قرار میگرفت.

00:10:53.250 --> 00:11:00.160
‫وقتی اینو گفتم، اون بهم گفت اگه
‫بری مری رو میفروشم.

00:11:03.120 --> 00:11:08.410
‫راستش رو بخوای، واقعا یادم نیست بعد از اون
‫چه اتفاقی افتاد.

00:11:08.410 --> 00:11:14.200
‫قبل از اینکه بفهمم، اون مرد قبلا تو قلاب
‫گیر کرده بود.

00:11:14.200 --> 00:11:15.830
.همش همین

00:11:18.620 --> 00:11:24.660
‫این چیزی نبود که من برای انجامش نقشه کشیده
‫بودم، ولی از اینکه همچین شد پشیمون نیستم.

00:11:24.660 --> 00:11:26.370
...امکان نداره

00:11:29.790 --> 00:11:31.410
!ولی

00:11:31.410 --> 00:11:34.950
!چرا به من چیزی نگفتی؟

00:11:34.950 --> 00:11:37.620
!چرا منو تنها گذاشتی؟

00:11:38.830 --> 00:11:42.290
.خیلی دوسِت داشتم

00:11:42.290 --> 00:11:49.250
‫ضمنا، من کاملا مجذوب تکنولوژی افزونه شدم.

00:11:49.250 --> 00:11:54.000
‫من با ماموریت خودم برای ترویج تکنولوژی
‫افزونه به جهان هدایت شدم.

00:11:54.000 --> 00:12:02.000
‫فکر کردم میتونم کسایی رو که چیزی از دست
‫داده بودند رو قدرتمند کنم.

00:12:02.000 --> 00:12:05.620
.ولی این یه قدرت ممنوعه بود

00:12:05.620 --> 00:12:08.200
،تکنولوژی افزونه نه تنها بدن اونا رو تغییر میداد

00:12:08.200 --> 00:12:12.250
...بلکه روح اونا رو به چیزی غیر انسانی تبدیل میکرد

00:12:12.250 --> 00:12:16.120
تو خودت اینو به عنوان یه مهندس دیدی، درسته؟

00:12:16.120 --> 00:12:20.660
!گسترش یافته ها گرفتار جنون میشند

00:12:20.660 --> 00:12:23.250
.میخواستم همش رو تایید کنم

00:12:23.250 --> 00:12:25.450
.اهمیت تکنولوژی افزونه

00:12:25.450 --> 00:12:27.620
.ماهیت گسترش یافته ها

00:12:27.620 --> 00:12:33.330
‫برای همین به اسپیتز برگن کمک کردی و جوزو
‫رو تحریک کردی؟!

00:12:35.620 --> 00:12:37.660
.این خنده داره

00:12:37.660 --> 00:12:43.250
‫قبل از اینکه بفهمم، خودم تبدیل به هیولایی شده
‫بودم که به جدا کننده معروف بود.

00:12:47.080 --> 00:12:50.750
.من به نقطه بدون بازگشت رسیدم

00:12:50.750 --> 00:12:56.120
‫من نمیتونم متوقف بشم تا وقتی که همه
‫گسترش یافته هایی که من درست کردم
‫از بین برند.

00:12:56.120 --> 00:12:58.080
چرا؟

00:12:58.080 --> 00:13:04.660
پس... چرا سعی کردی به داخل جوزو
نگاه بندازی؟

00:13:04.660 --> 00:13:06.160
...اون

00:13:07.410 --> 00:13:09.410
.درسته

00:13:09.410 --> 00:13:14.120
‫تو فقط بخشی از الگوی فکری ویکتور رو برداشتی
‫و اونو گسترش دادی!

00:13:14.120 --> 00:13:19.000
.درسته که من مثل یه کپی از ویکتور هستم

00:13:19.000 --> 00:13:20.500
- .ولی من خودمم - !اشتباه میکنی

00:13:22.750 --> 00:13:28.120
‫حتی اگه از افکار ویکتور سهم برده باشی،
‫تو ویکتور نیستی!

00:13:29.910 --> 00:13:33.500
.شاید من واقعا ویکتور رو درک نکنم

00:13:33.500 --> 00:13:35.750
!ولی یه چیزی هست که ازش مطمئنم

00:13:38.120 --> 00:13:39.950
،وقتی ویکتور غیبش زد

00:13:39.950 --> 00:13:45.500
‫اونقدر دلم میخواست علتش رو بدونم
‫که مهندس شدم.

00:13:45.500 --> 00:13:48.160
همونجور که اونو به یاد میاوردم ازش کپی میکردم

00:13:48.160 --> 00:13:52.870
.تا بتونم احساسات اونو تا اونجا که میتونم درک کنم

00:13:52.870 --> 00:13:56.620
.حتی زمانی بود که به کارم افتخار میکردم

00:13:56.620 --> 00:14:00.160
.ولی یه روز متوجه شدم

00:14:00.160 --> 00:14:04.790
‫حتی اگه اونا چیزی رو از دست بدند و تو اون
‫لحظه نا امید بشند،

00:14:04.790 --> 00:14:09.830
‫آدما این قدرت رو دارند که چیزی رو که از دست
‫دادند با چیز دیگه ای حمایت کنند.

00:14:11.080 --> 00:14:13.540
‫تنها کاری که تکنولوژی افزونه و مهندسا میتونند
‫انجام بدند اینه که...

00:14:13.540 --> 00:14:16.790
‫... یه فشار کوچیک رو به جلو به اونا بدند.

00:14:16.790 --> 00:14:19.330
‫مطمئنم که درسته ویکتور میدون جنگ رو دید

00:14:19.330 --> 00:14:24.040
.و متوجه خطرات تکنولوژی افزونه شد

00:14:24.040 --> 00:14:26.080
...ولی موقع گوش دادن به لفتی

00:14:26.080 --> 00:14:29.870
.وقتی به ویکتور گوش دادم، تاییدش کردم

00:14:29.870 --> 00:14:34.160
.ویکتور واقعی هم اینو فهمیده بود

00:14:34.160 --> 00:14:41.080
‫فکر اون که توانایی هاش مردم رو قویتر میکنه.
‫این غرور خودش بود.

00:14:41.080 --> 00:14:48.160
‫تو! چطور یه آدم دست نخورده مثل تو میتونه
‫گسترش یافته ها رو بفهمه؟!

00:14:49.580 --> 00:14:51.120
.میفهمم

00:14:52.410 --> 00:14:55.330
.فقط باید به صورتشون نگاه کنم

00:15:06.200 --> 00:15:10.250
واقعا کاری جز ایجاد دردسر نداری؟

00:15:10.250 --> 00:15:12.370
.واقعا شورش رو درآوردی

00:15:12.370 --> 00:15:13.580
...تو

00:15:13.580 --> 00:15:17.450
‫با اینحال، تو اونی نیستی که
‫من امروز باهاش کار دارم.

00:15:21.910 --> 00:15:23.660
...چه خبر شده؟

00:15:23.660 --> 00:15:27.330
،با توجه به بی صبریت برای گرفتن ویکتور

00:15:27.330 --> 00:15:31.790
.تو مشکوک به همکاری با اسپیتز برگن هستی

00:15:32.830 --> 00:15:40.910
‫بهونه هات رو تو دفترم میشنوم،
‫آوی، مدیر جانشین سابق " ای اِم اس ".

00:15:40.910 --> 00:15:43.410
‫-- اولیویه! عوضی! تو چه حقی داری...؟

00:15:43.410 --> 00:15:45.120
‫-- ببریدش.
‫-- اولیویه! عوضی! تو چه حقی داری...؟

00:15:49.540 --> 00:15:52.950
.تو باید از این فرصت برای فرار کردن استفاده کنی

00:15:52.950 --> 00:16:00.540
اگه توسط " ای ام اس " گرفتار بشی، اونا از مغز
.فرعی تو برای پیدا کردن بدن ویکتور استفاده میکنند

00:16:00.540 --> 00:16:03.250
.منم هنوز چیزای زیادی برای گفتن بهت دارم

00:16:03.250 --> 00:16:06.500
.الان، سیم کشی بازوت رو عوض کردم

00:16:06.500 --> 00:16:09.290
.نمیتونی مثل قبل کارهای شیطنت آمیز انجام بدی

00:16:09.290 --> 00:16:11.120
!همین الان؟

00:16:11.120 --> 00:16:14.000
.و بزار یه چیز رو بررسی کنم

00:16:14.000 --> 00:16:17.200
.گروگانا. اونا کجا هستند؟

00:16:17.200 --> 00:16:19.620
اونا خوبند، درسته؟

00:16:19.620 --> 00:16:23.200
.لازم نیست نگران گروگانا باشی

00:16:23.200 --> 00:16:29.160
.اگه اون بچه با اونا بمونه احتمالا ایمن تره

00:16:29.160 --> 00:16:31.330
منظورت از این حرف چیه؟

00:16:32.830 --> 00:16:37.330
‫موهات. به نظر میرسه الان خودت میتونی
‫اونا رو ببافی.

00:16:37.330 --> 00:16:42.660
.هنوزم آرزو میکنم که هیچوقت مهندس نمیشدی

00:16:42.660 --> 00:16:46.000
.تو از منم معتبرتر شدی

00:16:47.790 --> 00:16:49.160
...ویکتور

00:16:58.620 --> 00:17:04.580
...ویکتور، یه روز، با دستای خودم

00:17:09.290 --> 00:17:11.450
.نیازی به ترسیدن نیست

00:17:11.450 --> 00:17:15.250
!این فقط یه کمه. یه ذره

00:17:15.250 --> 00:17:17.580
!لفتی، خودتو آماده کن

00:17:17.580 --> 00:17:19.620
!اه! وایسا! هی

00:17:19.620 --> 00:17:21.950
...آخ آخ

00:17:21.950 --> 00:17:24.450
داری چکار میکنی؟

00:17:24.450 --> 00:17:28.160
...میخواستم یه نگاه دزدکی سریع به داخل لفتی بندازم

00:17:31.500 --> 00:17:35.290
همه خواهر و برادرا اینجوری هستند؟

00:17:35.290 --> 00:17:37.830
تو چیزی گفتی؟

00:17:37.830 --> 00:17:40.950
با بررسی اون میخوای چی رو بفهمی؟

00:17:40.950 --> 00:17:47.160
لفتی فقط یه قسمت از دست چپه و مغز فرعی
...نداره، پس ما نمیتونیم لگاریتم های اون رو ببینیم

00:17:56.950 --> 00:18:00.120
.اون هوش یه سگ رو داره

00:18:00.120 --> 00:18:06.700
‫ما نمیتونیم باهاش حرف بزنیم، و ممکنه برای اون
‫غیرممکن باشه که ما رو به ویکتور برسونه...

00:18:06.700 --> 00:18:09.790
‫...ولی من واقعا برام جالبه که چطور میتونه
‫اینقدر آزادانه حرکت کنه!

00:18:09.790 --> 00:18:11.200
.پس به این خاطره

00:18:12.830 --> 00:18:17.080
.خب، ما چاره ای نداریم جز اینکه صبورانه دنبال ویکتور باشیم

00:18:20.080 --> 00:18:23.620
.اول از همه، تو باید به خودت اجازه بدی خوب بشی

00:18:23.620 --> 00:18:27.750
‫تو نمیتونی یه بدن انسان رو مثل من
‫جایگزین بدنت کنی.

00:18:27.750 --> 00:18:30.870
-- اینو میدونم. ولی

00:18:32.750 --> 00:18:36.290
.نگران اونا نباش

00:18:36.290 --> 00:18:38.450
میخوای چکار کنی؟

00:18:49.700 --> 00:18:52.040
.بیا تو

00:18:52.040 --> 00:18:56.540
چه احساسی داری، تتسورو ساما؟

00:18:56.540 --> 00:18:58.410
منظورت چیه؟

00:18:58.410 --> 00:19:03.580
‫من شنیدم که هارمونی تو برگردوندن صدای
‫خودم دخالت میکنه.

00:19:03.580 --> 00:19:04.870
...به همین خاطر من

00:19:04.870 --> 00:19:08.370
.این باید کاملا ناراحت کننده بوده باشه

00:19:08.370 --> 00:19:14.120
‫خوشحالم که بهترین مهندسی رو که میشناختم
‫برای محافظت ازش انتخاب کردم.

00:19:16.040 --> 00:19:18.160
.میخوام ازت یه چیز بپرسم

00:19:18.160 --> 00:19:20.000
.هر چیزی که بخوای

00:19:20.000 --> 00:19:21.950
.من به سختی ازت خاطره ای دارم

00:19:21.950 --> 00:19:23.790
.با اینحال، اون اسم رو میشناسم

00:19:23.790 --> 00:19:28.160
.خب، هیچکی تو این کشور نیست که تو رو نشناسه

00:19:28.160 --> 00:19:30.450
.پروفسور واچوسکی

00:19:30.450 --> 00:19:33.120
.پدر تکنولوژی افزونه

00:19:33.120 --> 00:19:39.040
‫تو گسترش یافته ها رو در طول جنگ بزرگ توسعه
‫دادی و پیروزی رو برای کشور به ارمغان آوردی.

00:19:39.040 --> 00:19:42.870
.اغراق آمیزه منو اینجوری صدا بزنید

00:19:42.870 --> 00:19:48.200
‫من فقط یکی از محققینی بودم که تئوری پایه
‫افزونه ها رو توسعه دادم.

00:19:48.200 --> 00:19:52.290
!چرا یکی مثل تو اینجوری به تروریست ها کمک میکنه؟

00:19:52.290 --> 00:20:00.910
‫منم میتونم همین سوال رو از پسر مدیر اجرایی
‫بروهرن، تتسورو ساما بپرسم.

00:20:00.910 --> 00:20:03.410
!امکان نداره من همچین کاری بکنم

00:20:03.410 --> 00:20:08.790
‫حتی اگه حافظه خودت رو از دست داده باشی،
‫واقعیت ها تغییری نمیکنه.

00:20:08.790 --> 00:20:14.500
!اگه... اگه درست بوده، من چرا همچین کاری کردم؟

00:20:14.500 --> 00:20:18.370
.این چیزی نیست که من قطعا بدونم

00:20:18.370 --> 00:20:24.200
.با اینحال، رفتار بروهرن با تو نشون دهنده همه چیزه

00:20:24.200 --> 00:20:29.250
.این واقعیت که تو از اسپیتز برگن حمایت میکنی درسته

00:20:29.250 --> 00:20:36.040
.و ما، به عنوان حامی، فقط یه چیز ازتون میخوایم

00:20:36.040 --> 00:20:41.290
‫واحد اسلحه برده که با بروهرن کار میکنه،
‫همچنین به عنوان سِوِن شناخته میشه.

00:20:41.290 --> 00:20:46.950
.اون تبدیل به یه مانع بزرگ تو فعالیت های ما شده

00:20:46.950 --> 00:20:53.040
‫ولی، فقط یه واحد اسلحه برده میتونه در مقابل
‫یه واحد اسلحه برده دیگه قرار بگیره.

00:20:53.040 --> 00:20:59.120
میخوای از ما به عنوان گروگان استفاده کنی تا
جوزو اون واحد اسلحه برده رو از بین ببره؟

00:20:59.120 --> 00:21:01.620
.همونجوره که تو میگی

00:21:01.620 --> 00:21:03.790
.ولی، کاملا درست نیست

00:21:03.790 --> 00:21:08.330
.اینویی جوزو الان هیچ شانسی برای شکست دادن سِوِن نداره

00:21:10.040 --> 00:21:12.950
.به نظر قانع نشدی

00:21:12.950 --> 00:21:20.200
‫با اینحال، من همه چیز رو راجب اینویی جوزو...
‫دستگاه 13 میدونم.

00:21:20.200 --> 00:21:22.830
،برای اینکه یه اسلحه به طور کامل کار کنه

00:21:22.830 --> 00:21:30.200
‫اونا باید اراده خود رو ول کنند و کاملا به
‫یه ابزار تبدیل بشند.

00:21:30.200 --> 00:21:31.830
!ابزار؟

00:21:31.830 --> 00:21:40.620
‫ما ازت میخوایم از هارمونی برای بیرون کشیدن
‫شکل واقعی اون استفاده کنی، تتسورو ساما.

00:21:42.330 --> 00:21:47.040
.ما مراقب همه افراد نزدیک شما هستیم

00:21:48.950 --> 00:21:55.700
.تا وقتی که با ما همکاری کنی، امنیتشون رو تضمین میکنیم

00:21:58.700 --> 00:22:08.700
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:27.500 --> 00:23:28.450
تو اطلاعات رو داری، مگه نه؟

00:23:28.450 --> 00:23:30.200
‫-- اینبار اونا رو غافلگیر میکنیم.
‫-- تو اطلاعات رو داری، مگه نه

00:23:30.200 --> 00:23:31.250
‫-- اه، میخواستی جداش کنی؟

00:23:31.250 --> 00:23:33.750
‫-- اینطور بگم، جوزو فوق العاده خنگه
‫-- فقط یه شامپو.

00:23:33.750 --> 00:23:35.540
‫-- اینطور بگم، جوزو فوق العاده خنگه
‫-- فقط یه شامپو.

00:23:35.540 --> 00:23:41.540
‫زندگی بدون اسلحه. قسمت 17.
‫" پوسیدگی مطلوب. "