﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:22.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:22.200 --> 00:00:29.400
 بدون تحقیر در خود تحسین ، هیچ تمایل به شکوه و عظمت

00:00:29.400 --> 00:00:37.600
 زندگی در صحنه ای از رونق شلوغ ، خود را به عنوان یک تصویر آینه ساخته شده از دور مشاهده می کنید

00:00:37.600 --> 00:00:41.800
 از بین بردن لباس زن زینتی اش

00:00:45.000 --> 00:00:48.800
 مناظر زیبا و شگفت انگیز چشم ها را پر می کند

00:00:48.800 --> 00:00:55.600
 چگونه این هنوز یک میدان جنگ نیست؟  ♫

00:01:01.020 --> 00:01:05.000
i&gt; پاییز می رود ، زمستان می رسد ، درست همانطور که شبنم ("شبنم سفید") به یخ زدگی تبدیل می شود

00:01:05.000 --> 00:01:09.000
 جاده از راه دور است ، روزها طولانی است ، و فقط با مرگ در جنگ به پایان می رسد

00:01:09.000 --> 00:01:16.000
 قلب من می خواهد سالهای آخر سال خود را با شما بگذراند ، در کنار شما

00:01:16.000 --> 00:01:20.600
 با این وجود طول عمر ما

00:01:20.600 --> 00:01:24.600
 هیچ وقت برای مالیخولیایی وجود ندارد

00:01:24.600 --> 00:01:28.500
 در آسمان خاکستری خاکستری ، عشق بیش از همه وجود دارد

00:01:28.500 --> 00:01:31.900
 فقط سر خود را بلند کنید و امیدوارم نگاه کنید

00:01:31.900 --> 00:01:36.400
 استخوان های شجاع و جوانمرد ، و عواطف جعلی را به فولاد تبدیل می کنند

00:01:36.400 --> 00:01:39.800
 با تمرین تا لبه برش تیزتر شد

00:01:39.800 --> 00:01:43.400
 زمان مثل تیغه ای است که هر لحظه بر روی صورت شما حک می شود

00:01:43.400 --> 00:01:51.100
 اگر دوست داشته باشید ، هیچ کس پشیمان نخواهد شد

00:01:56.200 --> 00:01:59.500
<i>اوه ژنرال من</i>

00:02:10.400 --> 00:02:12.000
<i> داخل این خالیه؟

00:02:18.800 --> 00:02:22.200
این بلافاصله پخش میشه و کسی باور نمیکنه که همسرم بارداره

00:02:22.200 --> 00:02:24.500
<i>جنایتمار جائو رویی ، تو مظنون به همکاری با  شیا هستی

00:02:24.500 --> 00:02:29.100
<i>نیازی به ادامه صحبت نیست.  اعتراف می کنم که مقصر هستم ، فقط به دنبال مرگ سریع هستم

00:02:29.100 --> 00:02:34.000
<i>میگم دختر عموی من چطوری نامزد ولیعهد  شیا شده؟</i>

00:02:34.000 --> 00:02:37.000
<i>چیکاری باید انجام بدین؟  من واقعاً پشیمونم

00:02:37.000 --> 00:02:39.800
من واقعا خودم رو لعنت میکنم

00:02:39.800 --> 00:02:44.200
<i>برای اینکه واقعاً باعث آسیب  به دختر عمو شدم ، من  قادر به جبران کمبود او نیستم

00:02:44.200 --> 00:02:47.200
دختر عموی تو و پسر عموی منم هست

00:02:47.200 --> 00:02:51.500
دختر عموی زندانیه.  تو الان فکر می کنی که من ناراحت نیستم؟</i>

00:02:53.200 --> 00:02:54.700
<i>شوهر؟</i>

00:03:06.400 --> 00:03:07.400
<i>یوجین...</i>

00:03:07.400 --> 00:03:09.400
<i>چی شده؟  من با تو به هرجایی میام

00:03:09.400 --> 00:03:13.200
<i>اگه همسر و فرزندم امروز قصد ترک من رو دارن

00:03:13.200 --> 00:03:16.800
<i>در این زمین جایی نیست که اونو بخوام

00:03:16.800 --> 00:03:19.200
<i>من قصد داشتم امپراطوری پدر سلطنتی رو ، پس بگیرم

00:03:19.200 --> 00:03:25.100
به فکر کردن ادامه دادم تا - پس تو
تمام وقت ، انرژی و زندگی خودت رو صرف جنگیدن با من کردی

00:03:25.100 --> 00:03:31.300
<i>درسته  متأسفانه... یه جائو

00:03:32.500 --> 00:03:37.000
<i> یه جائو باعث شد که تمام تلاشهای  من  به نتیجه نرسه

00:03:37.000 --> 00:03:40.700
ما کم و بیش تمام جیره های احتمالی رو که میشه از استان شانشی و مناطق مجاور اون بدست آورد ، داریم

00:03:40.700 --> 00:03:42.800
پس اونها رو بخرید

00:03:43.800 --> 00:03:45.900
<i>بخشی از این پول از طرف اعلیحضرت و این پاداشی از ملکه دواگر است

00:03:45.900 --> 00:03:48.200
<i>و این از طرف همسر امپراطوره  و همچنین ، از برادر بزرگترم.  همچنین بعضی از اونها توسط مادر داده شدن

00:03:48.200 --> 00:03:50.900
<i>و همچنین مقداری پول از کلاهبرداری به دست آوردم

00:03:50.900 --> 00:03:54.200
<i>مرد من واقعاً پیش بینی خوبی داره خیلی عالیه

00:03:54.200 --> 00:03:57.000
<i>با پول زیادی که دادی نشون میدی که خسیس نیستی

00:03:57.000 --> 00:03:59.000
<i>با مرد مناسبی ازدواج کردم

00:03:59.800 --> 00:04:02.500
<i>قسمت 58</i>

00:04:06.600 --> 00:04:08.600
بگیرش

00:04:08.600 --> 00:04:11.800
مرد من واقعاً پیش بینی خوبی داره خیلی عالیه

00:04:11.800 --> 00:04:16.500
با پول زیادی که دادی نشون دادی کع خسیس نیستی من با مرد مناسب ازدواج کردم

00:04:16.500 --> 00:04:20.400
مهم نیست که این هزینه از دولت باشخ یا پس انداز شخصی ، تا زمانی که بتونی به یک نیاز فوری کمک کنی ، خوبه ، درسته؟

00:04:20.400 --> 00:04:24.200
تو در اینجا در حال جنگ برای سونگ هستی   همچنین برای امپراطوری خانواده من میجنگی

00:04:24.200 --> 00:04:27.000
 به عنوان یک نواده سلطنتی ، برای من درسته که مقداری پول اهدا کنم

00:04:27.000 --> 00:04:30.200
علاوه بر این ، من دایی سلطنتی رو فریب دادم و مخفیانه اومدم تا تو رو ببینم

00:04:30.200 --> 00:04:34.200
وقتی برگردم ، مطمئناً مجازات میشم  من برای سال هزینه ی خونه رو   کنار گذاشتم

00:04:34.200 --> 00:04:37.200
بعد بقیه رو با خودم آوردم ، پس نترس که هزینه کافی نداشته باشی

00:04:37.200 --> 00:04:39.600
پس از خرج کردن اینها ما می تونیم دوباره پول بدست بیاریم وذخیره کنیم

00:04:39.600 --> 00:04:43.200
اگه واقعاً کافی نیست ، کافیه برای مادر شوهر نامه بدی تا بفرسته

00:04:44.120 --> 00:04:46.240
دلم برای مادرم کمی تنگ شده

00:04:47.300 --> 00:04:51.000
آه جائو ، وقتی برگشتیم ، بیا مدت کوتاهی در خانه مادرم زندگی کنیم

00:04:51.000 --> 00:04:54.400
مطمئناً او از دیدن ما خوشحال میشه

00:04:54.400 --> 00:04:56.800
ما همچنین می تونیم مدتی به او تکیه کنیم

00:04:56.800 --> 00:05:00.900
من به عنوان یه عروس ، باید  به او خدمت کنم

00:05:27.400 --> 00:05:30.000
...

00:05:30.000 --> 00:05:34.000
که... این پول رو بگیر و برای تهیه مقررات نظامی اقدام کن

00:05:34.000 --> 00:05:35.300
این

00:05:35.300 --> 00:05:37.200
از من نپرس که من اینها رو از کجا گرفتم

00:05:37.200 --> 00:05:39.200
اینا همه پول منه

00:05:40.500 --> 00:05:42.000
باشه.  فهمیدم

00:05:42.000 --> 00:05:45.100
پس... ژنرال ،  شما هنوز دستور دیگه ای دارید؟

00:05:48.000 --> 00:05:52.200
قبل از شروع ، بیش از حد توی خونه سکونت نکن

00:05:55.100 --> 00:05:57.400
بله ، ژنرال

00:05:57.400 --> 00:06:01.200
این هو لی سرانجام مورد تسخیر کیو شوی قرار گرفت.  الان راحت ترم

00:06:01.200 --> 00:06:04.000
یک شخص کمتر دوست داره که آه جائو رو دوست داشته باشه

00:06:04.000 --> 00:06:08.300
جونوانگ ، من تازه ازدواج کردم  هنوز هم اصول زناشویی زیادی وجود داره

00:06:08.300 --> 00:06:10.200
که می خوام از شما بپرسم

00:06:10.200 --> 00:06:15.000
به عنوان مثال ، چطور باید یک زن را اداره کنم تا قلب اونو مجذوب خودم کنم؟

00:06:15.000 --> 00:06:19.100
این راحته.  من در برخورد با زن هابسیارخیلی عالیم

00:06:19.100 --> 00:06:20.700
چی گفتی؟

00:06:21.800 --> 00:06:25.000
گفتم که من متخصص خدمت به زن ها هستم

00:06:25.000 --> 00:06:27.100
این بهتر شد

00:06:32.800 --> 00:06:34.700
این قسمت

00:06:35.600 --> 00:06:37.600
محکم تر

00:06:37.600 --> 00:06:38.600
اینجا ، همسر؟

00:06:38.600 --> 00:06:40.800
برگرد

00:06:40.800 --> 00:06:43.800
 این چطور؟ - آرامش بخشه

00:06:48.400 --> 00:06:50.200
او رفت

00:07:10.780 --> 00:07:12.900
هو لی ، تو اینجایی

00:07:12.900 --> 00:07:14.500
جونوانگ ، چیه؟

00:07:14.500 --> 00:07:17.100
من  دنبالت می گشتم

00:07:17.100 --> 00:07:21.600
 آه جائو بارداره ، اما  میخواد دختر عموش رو نجات بده

00:07:21.600 --> 00:07:24.600
ما باید به روشی فکر کنیم که بتونخ هر دو رو هدف رو  برآورده کنه

00:07:25.900 --> 00:07:28.400
چه برنامه ای داری؟

00:07:32.200 --> 00:07:34.600
ایده من  این  که تو بری و نبرد رو از جانب او رهبری کنی

00:07:34.600 --> 00:07:36.600
من؟

00:07:37.900 --> 00:07:41.700
شما دو با هم بزرگ شدید و هشت سال با هم می جنگید

00:07:41.700 --> 00:07:44.400
تو حتی یک استراتژیست نظامی هستی که می تونه حتی وقتی از مرزهای چادر خودش دور باشه ، استراتژی های خوبی رو ارائه بده

00:07:44.400 --> 00:07:48.100
بعد از اینکه بارها فکر کردم  تو مناسب ترین فرد به نظر می رسی

00:07:49.400 --> 00:07:53.600
ما در حال جنگ هستیم  و جنرال بارداره.   همچنین با توجه به اینکه چاره ای نداریم ، برنامه خوبیه

00:07:53.600 --> 00:07:55.900
باشه.  ما همونطور که شما گفتید انجام میدیم

00:07:55.900 --> 00:07:58.500
باشه.   معامله شد

00:08:02.200 --> 00:08:06.200
 اوضاع با کیو شوی چطوره؟

00:08:06.200 --> 00:08:10.400
 به لطف جونوانگ  من و کیو شویی تونستیم به عنوان زن و شوهر در این زندگی باشیم

00:08:10.400 --> 00:08:12.100
خواهش میکنم

00:08:12.100 --> 00:08:15.400
تو باید به کیو شوی  وفادار باشی

00:08:15.400 --> 00:08:17.500
از فکر کردن در مورد همسر من هم دست بردار

00:08:19.100 --> 00:08:21.600
جونوانگ ، نگران نباش

00:08:21.600 --> 00:08:25.600
احساس می کنم تو در این زندگی بهترین شریک ژنرال هستی

00:08:25.600 --> 00:08:30.200
جای تعجب نیست که ژنرال اصرار داشت در اون زمان تو رو  انتخاب کنه

00:08:30.200 --> 00:08:33.200
"اون زمان؟"  منظورت از "اون زمان چیه؟

00:08:33.200 --> 00:08:36.100
خیلی زیاد گفتم من اشتباه کردم

00:08:36.100 --> 00:08:38.200
تمومش کن

00:08:38.200 --> 00:08:40.300
بهتره توضیح بدی

00:08:42.000 --> 00:08:46.400
باشه.  اما تو نباید به ژنرال بگی

00:08:46.400 --> 00:08:51.500
میدونی چرا ژنرال اصرار داشت با وجود شهری پر از فرزندان سلطنتی برای انتخاب با تو ازدواج کنه؟

00:08:51.500 --> 00:08:54.100
به خاطر اینکه خوش تیپ هستم؟

00:08:54.100 --> 00:08:59.500
نه اینطور نیست  پس از مجبور کردن لیائو به عقب نشینی ، به ژنرال دستور داده شد كه به پایتخت برگرده

00:08:59.500 --> 00:09:04.500
اعلیحضرت مخفیانه به ژنرال قول داده  كه می تونه هر مرد مجردی رو در این جهان انتخاب كنه

00:09:04.500 --> 00:09:09.300
اما ژنرال دریغ نکرد و تو رو انتخاب کرد

00:09:09.300 --> 00:09:11.500
منو انتخاب کرد؟

00:09:15.300 --> 00:09:17.800
موضوع را همانطور که گفتم انجام بدید.  همه ، حالا برید تا مقدمات رو انجام بدید

00:09:17.800 --> 00:09:19.700
بله

00:09:27.600 --> 00:09:29.200
آه جائو

00:09:31.800 --> 00:09:35.400
به من بگو.   به دنبال معاشقه هستی؟

00:09:35.400 --> 00:09:39.000
تا کی قصد داشتی اینو  از من مخفی کنی؟

00:09:39.000 --> 00:09:40.700
چه چیزی رو؟

00:09:40.700 --> 00:09:43.300
هو لی قبلاً رو به من گفت

00:09:43.300 --> 00:09:45.900
هو لی  بهت چی گفته؟

00:09:48.200 --> 00:09:51.000
تو سالهاست که نگران منی

00:09:51.000 --> 00:09:55.200
تو با سرباز های نظامی خودت به دنبال پزشک و داروهای برای من رفتی و حتی به همه جا سفر کردی

00:09:56.700 --> 00:10:01.800
چنین چیزی نیست  ما اون موقع اینقدر نزدیک نبودیم.  چرا به دنبال چنین دردسرهایی برم؟

00:10:01.800 --> 00:10:05.200
حرف های هو لی رو باور نکن  هیچ حرف واقعی از دهان او بیرون نمیاد

00:10:05.200 --> 00:10:11.500
آه جائو ، تظاهر نکن  من قبلاً چیزهای فهمیدم

00:10:11.500 --> 00:10:13.320
من تو رو می بخشم

00:10:14.100 --> 00:10:17.600
به عنوان زن و شوهر ، چرا باید این راز را از من پنهان کنی؟

00:10:17.600 --> 00:10:22.200
اون هو احمق واقعاً درمورد این موضوع هم من بهت گفته؟

00:10:22.200 --> 00:10:24.200
او به من گفت

00:10:30.200 --> 00:10:32.600
تو منو سرزنش نمی کنی؟

00:10:32.600 --> 00:10:34.600
نه نمیکنم

00:10:46.200 --> 00:10:49.800
شوهر ، بزار بشینیم و صحبت کنیم

00:10:57.200 --> 00:11:00.000
اون روز ، برای بازی در باغ هزار عطر رفتم

00:11:00.000 --> 00:11:05.000
در اون زمان ، من تازه هنرهای رزمی سطحی رو یاد گرفته بودم، وفکر میکردم که خیلی عالی هستم

00:11:05.000 --> 00:11:09.100
و بعد تو رو دیدم ، یه کودک زیبا و مطیع

00:11:09.100 --> 00:11:11.200
بعد از اون  برای تفریح ​​فکر کردم که با تو رابطه ای دوستانه برقرار کنم

00:11:11.200 --> 00:11:14.200
<i>هو کینگ گفت که او جزئیات رو به خوبی نمیدونه

00:11:14.200 --> 00:11:17.700
<i>او فقط به طرز مبهمی گفت که آه جائو  وقتی کوچیک بود فکر می‌کرد من دخترم

00:11:17.700 --> 00:11:21.400
<i>بعد او  برای گفتگو با من بیرون اومد باعث شد تا کمی بدبختی متحمل بشم

00:11:24.600 --> 00:11:28.200
اون روز لباس سفید پوشیده بودی و در کنار درختان آلو قرمز بودی

00:11:28.200 --> 00:11:33.100
به نظر می رسید که با همبازی های خود پنهان بازی می کنید و بعد از پایین آمدن بر روی کوه جعلی گم شده اید.

00:11:33.100 --> 00:11:38.400
هنگامی که خورشید بر شما تابانید ، زیباتر از گلهای آلو قرمز بود.

00:11:42.400 --> 00:11:45.000
<i>مادر ، کجایی؟</i>

00:11:45.000 --> 00:11:49.200
<i>پرستار بچه ،  کجا هستید؟</i>

00:11:49.200 --> 00:11:52.400
<i>مادر ، کجایی؟</i>

00:11:52.400 --> 00:11:54.400
<i>مادر

00:11:58.000 --> 00:12:00.600
<i>مادر

00:12:00.600 --> 00:12:02.100
<i>حرکت نکن

00:12:03.690 --> 00:12:05.370
<i>چرا گریه می کنی؟</i>

00:12:05.370 --> 00:12:09.240
من نمی تونم راه خونه رو پیدا کنم

00:12:09.240 --> 00:12:10.620
<i>پسر کی هستی؟</i>

00:12:10.620 --> 00:12:13.620
<i>من از خانواده جائو هستم

00:12:13.620 --> 00:12:15.110
<i>اسمت چیه؟</i>

00:12:15.110 --> 00:12:17.630
<i>جائو یوجین</i>

00:12:22.560 --> 00:12:25.000
<i>جائو یوجین؟</i>

00:12:26.260 --> 00:12:28.390
<i>چطوری  تو اینجا تنها هستی؟</i>

00:12:28.390 --> 00:12:32.870
<i>اینجا کوههای جعلی زیادی وجود داره.  در همه جا چهار راه وجود داره

00:12:32.870 --> 00:12:35.000
اگه مسیر اشتباهی رو بری دیگه نمیتونی بری بیرون

00:12:35.000 --> 00:12:39.900
<i>قبل از این ، کودکی بود که مخفیانه برای بازی به اینجا اومده بو.  او نتونست راه رو پیدا کنه

00:12:39.900 --> 00:12:45.600
<i>در پایان ، او از گرسنگی مرد و وقتی پیدا شد فقط اسکلت بود

00:12:45.600 --> 00:12:52.380
<i>مادر ، منو نجات بده!  مادر ، پرستار بچه ،  شما کجا هستید

00:12:53.640 --> 00:12:56.060
<i>چرا گریه می کنی؟  من تو رو میبرم بیرون

00:12:56.060 --> 00:13:00.080
<i>برادر بزرگ ، می تونی منو ببری بیرون؟</i>

00:13:00.080 --> 00:13:01.870
<i>اول شرطم رو قبول کن

00:13:01.870 --> 00:13:03.780
<i>باشه

00:13:03.780 --> 00:13:06.060
<i>همسر من باش و من تو رو از اینجا بیرون می برم

00:13:06.060 --> 00:13:09.620
<i>مادرم گفت که من قصد دارم با یک همسر ازدواج کنم

00:13:09.620 --> 00:13:13.070
<i>مگخ تفاوتی در رابطه با ازدواج با همسر با همسر شدن در ازدواج وجود داره؟</i>

00:13:14.950 --> 00:13:17.860
<i>تو خیلی زور گویی  من نمی خوام همسر تو باشم

00:13:17.860 --> 00:13:20.930
<i>برای من هم خوب نیست که همسر تو باشم

00:13:21.720 --> 00:13:25.020
<i>من دارم میرم  من دیگه به تو اهمیتی نمیدم

00:13:25.020 --> 00:13:28.860
<i>باشه... با تو ازدواج میکنم تا همسرت باشم

00:13:28.860 --> 00:13:32.900
<i>پس با من بیا  من تو رو میبرم بیرون

00:13:47.740 --> 00:13:50.190
<i>برادر بزرگ جائو ، از کجا اومدی؟</i>

00:13:50.190 --> 00:13:54.310
<i>من یک سرباز اسطوره ای هستم که از بهشت ​​فرستاده شدم تا به خصوص اوقات فراغتت تو رو  همراهی کنه

00:13:54.310 --> 00:13:57.900
<i>عالیه!  برادر جائو ، تو هنرهای رزمی رو می شناسی؟</i>

00:13:57.900 --> 00:13:59.640
<i>البته

00:13:59.640 --> 00:14:02.110
<i>میتونی منو با پشت خودت ببری؟</i>

00:14:02.110 --> 00:14:05.260
<i>البته که میتونم  بیا ، اجازه  بده من تو رو   حمل کنم

00:15:17.150 --> 00:15:20.510
حالت خوبه؟

00:15:20.510 --> 00:15:24.750
<i>بیدار شو!  زود بیدار شو

00:15:24.750 --> 00:15:32.440
<i>ارباب جوان یوجین

00:15:32.440 --> 00:15:36.070
<i>- شما کجا هستید؟ ارباب جوان یوجین اوه نه ، اونها ما رو پیدا  کردن حتی اگه این نمیره من ممکنه مجازات بشم

00:15:36.070 --> 00:15:38.070
چه کار کنیم؟
ارباب جوان یوجین

00:15:38.070 --> 00:15:43.100
<i>ارباب جوان!  ارباب جوان ، کجایی؟

00:15:44.860 --> 00:15:47.470
<i>حرکتی پشت کوه تقلبی وجود داره.  بیاید به سرعت به اونجا بریم تا نگاه کنیم

00:15:47.470 --> 00:15:49.670
<i>باشه.  بیا بریم

00:15:49.670 --> 00:15:56.740
ارباب جوان یوجین!  ارباب جوان یوجین

00:15:56.740 --> 00:15:58.470
<i>اون اینجاست!  سریع برو کمک بیار

00:15:58.470 --> 00:16:00.030
<i>ارباب جوان!  ارباب جوان

00:16:00.030 --> 00:16:04.440
<i>ارباب جوان... ارباب جوان یوجین... او چطوره؟</i>

00:16:04.440 --> 00:16:07.930
<i>ارباب جوان ، شما خوب هستید؟</i>

00:16:08.580 --> 00:16:13.650
 خوب هستید ، ارباب جوان؟
سریع بیدار شو، ارباب جوان

00:16:13.650 --> 00:16:14.770
<i>خوبید شما؟</i>

00:16:14.770 --> 00:16:22.110
ارباب جوان ، سریع از خواب بیدار شو ارباب جوان ، ارباب جوان یوجین... از خواب بیدار شو

00:16:22.110 --> 00:16:25.950
<i>چیکار کنیم؟  ارباب جوان ، ارباب جوان یوجین

00:16:30.510 --> 00:16:34.840
اون زمان ، این اتفاق همه ی دونگینگ رو شوکه کرد

00:16:35.620 --> 00:16:37.940
مادرم بارها و بارها یادبود  نوشت

00:16:39.090 --> 00:16:41.620
به درخواست مجازات نشدن من

00:16:42.440 --> 00:16:47.060
من هرگز فکر نمی کردم که وقتی از خواب بیدار بشی ، به همه بگی که خودت افتادی

00:16:47.060 --> 00:16:52.190
این که هیچ ارتباطی با دیگران نداره.  در  سن جوانی ، اینقدر بزرگوار بودی

00:16:52.190 --> 00:16:54.740
پس اوم موقع من از افرادی که به پایتخت می رفتن می خواستم که به مواردی رسیدگی کنن

00:16:54.740 --> 00:16:57.410
برای پرسیدن اخبار در مورد تو

00:16:57.410 --> 00:17:01.550
من می دونستم که تو در این سالها به خاطر افتادن در آب در رختخواب هستی

00:17:01.550 --> 00:17:05.110
من مقصر و نگران بودم

00:17:05.110 --> 00:17:06.940
پس روزهای زیادی از زندگی من از این راه گذشت

00:17:06.940 --> 00:17:12.280
اون دسته از افراد که اخبار تو رو میاوردن  فقط از تو  بد میگفتن ، اما من تو رو  بیشتر دوست داشتم

00:17:12.280 --> 00:17:16.980
فقط می دونستم که تو مهربان و سرشار از صفات خوب هستی

00:17:21.350 --> 00:17:22.960
شوهر

00:17:24.280 --> 00:17:25.990
شوهر؟

00:17:28.120 --> 00:17:32.010
پس گنجشکی که باعث شد من توی آب بیفتم تو بودی

00:17:34.320 --> 00:17:40.340
کودکی چهار ساله ای.. که تازه یاد گرفته  چطور صحبت کنه... چی میتونه بگه؟

00:17:41.010 --> 00:17:44.580
وقتی از خواب بیدار شدم ، به اونها گفتم

00:17:44.580 --> 00:17:50.520
که من توسط یک برادر بزرگتر که می تونه پرواز کنه به آب افتادم. اما هیچ کسی منو باور نکرد

00:17:50.520 --> 00:17:53.310
همه فکر می کردن که من دیونه شدم

00:17:53.310 --> 00:17:56.630
مادرم شب و روز گریه میکرد

00:17:56.630 --> 00:18:02.050
برای رهایی اگاونها از این عذاب ، من گفتم که خودم به درون آب افتادم

00:18:04.600 --> 00:18:11.720
وقتی بزرگ شدم ، برای پیدا کردن اون شخص رفتم ، اما نتونستم او رو پیدا کنم

00:18:13.780 --> 00:18:15.670
هیچ وقت فکر نمی کردم که

00:18:17.230 --> 00:18:19.460
اون شخص تو باشی

00:18:21.340 --> 00:18:24.020
ضرر و زیانم راو جبران كن!   جبران کن

00:18:24.020 --> 00:18:28.700
برای من جبران کن!   جبران کن

00:18:42.640 --> 00:18:48.640
یوجین... یوجین... متاسفم... ببخشید... همش تقصیر من بود

00:18:48.640 --> 00:18:53.350
نه تنها باعث شدی که من توی آب بیفتم و ده سال در رختخواب باشم

00:18:54.280 --> 00:18:59.250
جوانی من ، روحیه مبارزاتی من ، رویاهای قهرمانانه ی من

00:18:59.250 --> 00:19:02.460
و بدن شجاع و قدرتمند من

00:19:02.460 --> 00:19:04.990
همه توسط تو نابود شدن

00:19:07.270 --> 00:19:09.420
متاسفم

00:19:10.960 --> 00:19:16.160
بیا وقتی رفتیم خونه در موردش حرف بزنیم؟  اینجا اردوگاه نظامی  این ممکنه روحیه سربازان رو تحت تأثیر قرار بده

00:19:16.160 --> 00:19:19.070
بیا در مورد این موضوع توی خونه حرف بزنیم

00:19:19.070 --> 00:19:21.440
خونه؟  وقتی رفتیم خونه

00:19:21.440 --> 00:19:23.820
من از تو طلاق میگیرم

00:19:34.310 --> 00:19:38.390
  از پسرم برای تأثیرگذاری روی من استفاده نکن

00:19:52.520 --> 00:19:58.240
آه جائو... آه جائو... خوبی؟

00:19:59.120 --> 00:20:01.110
شوهر

00:20:02.080 --> 00:20:04.910
من تمام این مدت توبه کردم

00:20:05.770 --> 00:20:09.120
میدونم که اشتباه کردم

00:20:09.120 --> 00:20:15.060
اما من قبلاً اشتباه کرده ام. من راهی برای تغییرش ندارم

00:20:15.060 --> 00:20:19.750
من فقط می توانم برای گناهانم کفاره بدم

00:20:21.220 --> 00:20:26.490
تو با من ازدواج کردی... پس می تونی جبرانش کنی؟

00:20:27.860 --> 00:20:30.760
من چهارده سال به تو بدهکارم

00:20:32.440 --> 00:20:35.300
 می تونم از عمر خودم برای پرداخت اون استفاده کنم؟

00:20:40.800 --> 00:20:43.420
دختر احمق

00:20:43.420 --> 00:20:50.090
چطور یه عمر می تونه کافی باشد؟  من هنوز زندگی بعدی تو رو  می خوام عمر بعدی تو هنوز کافی نیست

00:20:50.090 --> 00:20:52.360
منو بخشیدی؟

00:20:56.320 --> 00:21:02.650
می بخشمت. می بخشمت

00:21:06.480 --> 00:21:08.550
به من قول بده

00:21:08.550 --> 00:21:11.630
مراقب بدن خودت باشی

00:21:11.630 --> 00:21:14.190
و یه پسر سالم برای من بیار

00:21:15.050 --> 00:21:18.270
باشه

00:21:18.270 --> 00:21:22.860
یوجین

00:21:52.140 --> 00:21:53.170
اعلیحضرت

00:21:53.170 --> 00:21:56.290
به بینی ، دهان و صورت این کودک نگاه کنید

00:21:56.290 --> 00:21:59.290
آنها بسیار شبیه شما هستند

00:22:00.970 --> 00:22:05.840
به چشمان او نگاه کن  خیلی زیبا هستن

00:22:06.740 --> 00:22:09.610
اونها کاملاً مشابه تو هستند

00:22:12.400 --> 00:22:18.220
این کودک هنوز نامی نداره  اعلیحضرت ، نامی به او بدهید

00:22:18.220 --> 00:22:21.020
من در موردش فکر کردم

00:22:21.020 --> 00:22:25.010
بیا او رگ توباو لینگجو بنامیم

00:22:25.010 --> 00:22:30.870
توبا لینگجو ، به نظر می رسه قهرمانانه و تحمیل کننده است

00:22:30.870 --> 00:22:35.020
وقتی بزرگ شد ، مثل برادر بزرگترش یینوا خواهد بود

00:22:35.020 --> 00:22:39.270
هدایت ارتش به جنگ و منع کردن اونها

00:22:42.230 --> 00:22:44.040
شراب بیارید

00:22:45.950 --> 00:22:49.860
تووبا لینگجو ، پسر خوب من

00:22:49.860 --> 00:22:56.070
در آینده ، تو باید مثل برادر بزرگتر خودن ، تووبا یینو قوی بشی

00:23:01.500 --> 00:23:05.720
بیا.  بزار مقداری شراب بنوشه

00:23:16.040 --> 00:23:18.240
خوب باش.  گریه نکن

00:23:21.020 --> 00:23:24.770
مردی در بین مردان.  قادر به پشتیبانی از بهشت ​​و زمین است

00:23:47.240 --> 00:23:48.990
هردون

00:23:51.390 --> 00:23:54.980
تو مقررات نظامی من رو کاهش دادی و سیصد هزار پیکان کمتر تحویل دادی

00:23:54.980 --> 00:23:58.830
تو با این برنامه های ناچیز و ناجوانمردانه ات ، چطور میشه همه چیز عالی باشه

00:24:01.420 --> 00:24:05.200
اما یک ماه پیش ، من به سرعت دویست هزار گاو ، گوسفند و شتر تحویل دادم

00:24:05.200 --> 00:24:08.080
و سیصد هزار پیکان به میدان نبرد دادم

00:24:08.080 --> 00:24:13.430
یک فرصت جنگ چیزی نیست که بتونی اون رو به تاخیر بندازی!  وقتی زمان تموم شد ، هیچ وقت نمی تونی اونو جبران جبران کنی

00:24:13.430 --> 00:24:15.110
یه جائو قبلاً به کمپ بایین حمله کرده

00:24:15.110 --> 00:24:18.760
تلفات زیادی بود!  پس چطور  هزینه اون رو بپردازیم؟

00:24:19.440 --> 00:24:25.280
برادر خوب من ، چطور متوجه نشدم که تو یه خائن شیطانی هستی؟

00:24:25.280 --> 00:24:28.410
تحمل تو به اندازه ی یک زن  باریک و کوچک

00:24:28.410 --> 00:24:31.450
تحمل من  به اندازه یه زن باریک و کوچک ؟

00:24:31.450 --> 00:24:36.010
یینوا ، ما دیگه قادر به جمع آوری مقررات نظامی نیستیم

00:24:36.010 --> 00:24:38.700
در پشت خطوط ، هنوز دویست هزار سرباز در انتظار اعزام هستند

00:24:38.700 --> 00:24:41.940
در حال حاضر ، ما فقط مقررات نظامی کافی برای اونها داریم

00:24:41.940 --> 00:24:45.660
 از من می خواهی به  تماشای اونها از گرسنگی تا مرگ باشم

00:24:48.110 --> 00:24:51.550
یینو  یینو

00:25:16.960 --> 00:25:21.680
 به گذشته که وقتی سوار اسب بودم در شمال و جنوب می جنگیدم فکر میکنم

00:25:21.680 --> 00:25:27.360
ساختن این کاخ سلطنتی ، ایجاد زبان شیا غربی ، ایجاد قبیله و سلسله تووبا

00:25:27.360 --> 00:25:31.860
کدوم یک از این موارد شخصاً توسط من اداره نشده؟

00:25:32.660 --> 00:25:35.910
اما حالا چطور؟  جنگ به پایان رسید

00:25:35.910 --> 00:25:40.270
دو پسر من فقط به خاطر علایق شخصی خودشون با هم می جنگند

00:25:40.970 --> 00:25:46.030
 ایناصلاً قابل تصور نیست.  به من بگو چطور ما بجنگیم؟

00:25:46.030 --> 00:25:47.660
اعلیحضرت ، آرام باشید

00:25:47.660 --> 00:25:51.150
نگاه کن  به اینها نگاه کن

00:25:51.150 --> 00:25:53.330
این یکی به جیره های نظامی احتیاج داره این یکی به بودجه نظامی احتیاج داره

00:25:53.330 --> 00:25:57.030
غذایی که شاهزاده چی مانور ارسال کرده فقط یک لیوان آب روی آتش بود

00:25:57.030 --> 00:26:01.430
با چنین آتش بزرگی ، فایده ی ریختن  یک فنجان آب چیه؟

00:26:05.570 --> 00:26:07.220
اعلیحضرت

00:26:12.430 --> 00:26:16.920
سربازان خط مقدم اول باید شکم خودشون رو پر کنن تا بتونن جنگ کنن

00:26:16.920 --> 00:26:22.320
اما هزینه نظامی خیلی زیاده  باید تهیه کردن اونها رو هم  در نظر بگیرید

00:26:26.710 --> 00:26:28.370
پدر سلطنتی

00:26:30.740 --> 00:26:32.740
من موضوع  مهمی برای گزارش دادن دارم

00:26:32.740 --> 00:26:34.490
بگو

00:26:34.490 --> 00:26:39.290
این یک موضوع مهم نظامیه.  بفیه باید برن

00:26:40.950 --> 00:26:42.940
تو نباید بی احترامی کنی

00:26:45.240 --> 00:26:50.500
اعلیحضرت ، شاهزاده حق داره  من  باید برم

00:26:56.530 --> 00:26:57.960
به من بگو

00:26:57.960 --> 00:27:01.470
 پدر سلطنتی ، نبرد نهایی بین من و جائو است

00:27:01.470 --> 00:27:04.590
اما جبهه های نظامی کمپ بایین  نمیتونن از خودشون محافظت کنن

00:27:04.590 --> 00:27:08.080
امیدوارم پدر سلطنتی به ولیعهد دستور بده تا دو ماه دیگه جیره های نظامی  تهیه کنه

00:27:08.080 --> 00:27:10.630
وقتی که من ارتش را به حمله به ویجو هدایت می کنم ، در اون زمان

00:27:10.630 --> 00:27:14.420
اون مکان تبدیل به انبار بی پایان ارتش ما میشه

00:27:14.420 --> 00:27:17.920
مگه ما چند روز پیش یک دسته  غذا تحویل ندادیم؟

00:27:17.920 --> 00:27:22.240
پدر سلطنتی ، بیشتر از یک ماه از زمان تحویل آخرین  ولیعهد گذشته

00:27:22.240 --> 00:27:25.340
این یک ارتش دویست هزار نفریه هزینه ها هر روز  زیاد میشن

00:27:25.340 --> 00:27:28.230
انبار مواد غذایی ما به زودی خالی میشه

00:27:28.230 --> 00:27:31.040
پدر سلطنتی ، من در خط مقدم رهبر ارتش هستم

00:27:31.040 --> 00:27:33.760
من نباید نگران چیزی باشم و به کشتن دشمنانمان بی وقفه تمرکز کنم

00:27:33.760 --> 00:27:36.810
اما حالا ، من هر روز نگران این جیره ها بودم

00:27:36.810 --> 00:27:38.820
پس چطور میخواهید من با این وضع  مبارزه کنم

00:27:38.820 --> 00:27:41.100
بسه فهمیدم

00:27:42.350 --> 00:27:46.310
به ولیعهد  دستور میدم و نظارت می کنم تا او به تو تحویل بده

00:27:46.310 --> 00:27:48.180
الان برو

00:27:49.100 --> 00:27:51.130
متشکرم ، پدر سلطنتی

00:28:04.420 --> 00:28:07.260
موزانگ پانگ رو احضار کنید

00:28:33.950 --> 00:28:35.570
اعلیحضرت

00:28:37.310 --> 00:28:40.060
موزانگ پانگ

00:28:40.060 --> 00:28:43.730
یینو دوباره درخواست  جیره بندی های نظامی کرده

00:28:43.730 --> 00:28:48.120
فوراً به روشی فکر کن تا بتونی دسته ای از گاو ، گوسفند و شتر پیدا کنی

00:28:48.120 --> 00:28:51.200
تا نیاز فوری خط مقدم برطرف بشه

00:28:51.200 --> 00:28:56.660
اعلیحضرت ،  همه دامهای بزرگسالی هشت طایفه بزرگ رو به خط مقدم فرستاده شده

00:28:56.660 --> 00:28:58.990
اونها قادر به واگذاری دام های دیگه نیستند

00:28:58.990 --> 00:29:01.620
در مورد دام های جوان چی ، نمیشه اونها رو فرستاد؟

00:29:01.620 --> 00:29:07.270
اعلیحضرت ، دامهایی که در  مراتع  هستند کمتر از هشت ماه سن دارن

00:29:07.270 --> 00:29:09.430
اونها رو نمیشه کشت

00:29:13.440 --> 00:29:17.140
 زندگی  صد هزار افسر و سرباز در خط مقدم مهمتره

00:29:17.140 --> 00:29:21.070
یا اینکه دامهای جوان به بزرگسالی برسن؟

00:29:23.940 --> 00:29:25.430
اعلیحضرت

00:29:26.570 --> 00:29:31.490
مگه ما در حال مذاکره در مورد صلح با سونگ نیستیم؟  آیا ما هنوز به منابع زیادی احتیاج داریم؟

00:29:31.490 --> 00:29:33.790
این فقط یک تاکتیک تأخیریه

00:29:33.790 --> 00:29:36.980
وقتی که ارتش ما آماده سازی کافی رو انجام داد و طرف مقابل محافظت خودشو کم کرد

00:29:36.980 --> 00:29:40.300
پس از اون فرصتی پیدا می کنیم که نبرد نهایی با سونگ داشته باشیم

00:29:41.050 --> 00:29:48.300
اعلیحضرت ، اگر این جنگ با وضعیت فعلی ما ادامه پیدا کنه

00:29:48.300 --> 00:29:49.680
حفظ اون دشواره

00:29:49.680 --> 00:29:53.130
این بحران  موقتیه

00:29:53.130 --> 00:29:58.540
وقتی که من سونگ رگ از بین ببرم ، شیا بزرگ ما به ثروتمندترین امپراطوری جهان تبدیل میشه

00:29:58.540 --> 00:30:02.840
اعلیحضرت ، چیزی  که شما نمیدونید صدای ناگوار هشت طایفه بزرگ  خیابان ها رو پر کرده

00:30:02.840 --> 00:30:05.720
اونها قادر به دادن منابع بیشتر نیستند

00:30:05.720 --> 00:30:11.940
خفه شو!  یادت باشه که‌ وقتی من ارتش رو رهبری می کردم ، توپو رو فتح کردم و به هیو حمله کردم

00:30:11.940 --> 00:30:16.720
نیمی از عمرم رو در پشت اسبم گذروندم چطور اون هر بار دشوار نبود؟

00:30:18.580 --> 00:30:22.760
حالا که خط مقدم ارسال پیام های پیروزی رو ادامه میده، تو از من می خوایی که متوقف بشم؟

00:30:22.760 --> 00:30:24.740
 فکر می کنی ممکنه؟

00:30:25.840 --> 00:30:29.390
من به تو میگم ، این جنگ باید ادامه پیدا کنه

00:30:29.390 --> 00:30:35.250
من سه روز به تو وقت میدم تا غذای نظامی  جمع کنی.  اگه نتونی با استفاده از قوانین نظامی مجازات میشی

00:30:36.890 --> 00:30:40.930
طایفه موزنگ ما دارای دامهایی  که بیش از شش ماه سن دارن

00:30:40.930 --> 00:30:45.010
من   مقدمات رو انجام میدم و بلافاصله اونها رو به خط مقدم میفرستم

00:30:50.560 --> 00:30:52.890
خوبه که میفهمی

00:31:44.280 --> 00:31:49.690
به زودی زمان نبرد نهایی با جاءو اتفاق می افته

00:31:49.690 --> 00:31:55.710
اما جیره های نظامی در خط مقدم کم و روحیه ی افراد خوب نیست

00:31:57.450 --> 00:32:00.360
جشنواره زمستانه زمستان به زودی اتفاق می افته

00:32:00.360 --> 00:32:04.590
چرا اعلیحضرت از این شانس برای رفتن به خط مقدم و ابراز همدردی با سربازان استفاده نمیکنه

00:32:04.590 --> 00:32:06.480
تا روحیه سربازها زیاد بشه ؟

00:32:06.480 --> 00:32:09.320
من هم همین فکر رو دارم

00:32:10.200 --> 00:32:14.620
وقتی وقت رفتن بشه ، با من  بیا

00:32:16.930 --> 00:32:23.040
اوضاع در مرز وخیم .  شما مطمئناً برای مراقبت از نیازهای روزانه  به من احتیاج دارید

00:32:26.850 --> 00:32:30.080
وقتی تو کنار منی

00:32:30.080 --> 00:32:34.500
مهم نیست که چقدر مشکل بزرگ باشه یا چقدذ نگران باشم

00:32:37.330 --> 00:32:40.480
این بار ، وقتی با من اومدی

00:32:40.480 --> 00:32:45.770
 می تونی خستگی منو توی ایت سفر مورد توجه قرار بدی

00:32:45.770 --> 00:32:48.300
و به من کمی راحتی نشون بدی؟

00:32:50.520 --> 00:32:56.580
چطور می تونم در حالی که در مسیر جنگ قرار گرفتیم جرات کنم اعلیحضرت رو مسحور کنم و وزیران شما رو   تحریک کنم؟

00:32:57.820 --> 00:33:01.940
ما روزهای طولانی در پیش رو داریم

00:33:05.350 --> 00:33:12.310
بودن با تو باعث شد که من واقعاً لذت زندگی رو درک کنم

00:33:13.120 --> 00:33:17.520
هرچه فرد منتظر بمونه ، عذاب بیشتر میشه

00:33:17.520 --> 00:33:23.410
اما  قلب من  عجیبه.  در عوض احساس شیرین تری داره

00:33:27.120 --> 00:33:29.170
مثل این ترانه که میگه "هنگامی که خربزه رسیده است ، می افتد"

00:33:29.170 --> 00:33:32.870
و "در جایی که آب جاری می شود ، کانال تشکیل می شود" این واقعاً منطقیه

00:33:33.500 --> 00:33:36.120
احساس انتظار

00:33:38.890 --> 00:33:41.380
شگفت انگیزه

00:34:01.870 --> 00:34:03.660
خواهر بزرگتر

00:34:08.250 --> 00:34:10.330
شما میتونید برید

00:34:12.290 --> 00:34:15.530
برادر ، چرا اینقدر غمگین به نظر میایی؟

00:34:18.860 --> 00:34:24.460
اعلیحضرت اصرار به  ادامه جنگ داره.  اگر من قادر به جمع آوری سه ماهه جیره های نظامی نباشم

00:34:26.280 --> 00:34:28.600
او منو میکشه

00:34:30.130 --> 00:34:35.410
اعلیحضرت به تو  اعتماد کرده  و حالا ، من به او فرزندی دادم

00:34:35.410 --> 00:34:38.270
تو دایی پسرش هستی

00:34:38.890 --> 00:34:41.550
اما در نگاهش قصد کشتن من بود

00:34:41.550 --> 00:34:47.550
او به من سه روز فرصت داد تا سهمیه ها رو جمع کنم ، وگرنه با استفاده از قوانین نظامی اعدام میشم

00:34:48.920 --> 00:34:53.910
 یلی کولی. ملکه یلی و یلی رونگ هم  اعضای خانواده ی او بودن

00:34:53.910 --> 00:34:57.090
در پایان ، اعلیحضرت  همه ی اونها رو  بی رحمانه کشت

00:35:00.200 --> 00:35:02.700
برادر کوچک ، به امام کاری فکر کردی؟

00:35:07.400 --> 00:35:10.800
قبیله موزنگ هنوز دسته ای از دام های جوان رو داره

00:35:10.800 --> 00:35:13.200
ما فقط می تونیم اونها رو بلافاصله به خط مقدم بفرستیم

00:35:14.200 --> 00:35:17.430
به سایر طایفه ها ی دیگه  امیدی ندارم

00:35:18.100 --> 00:35:22.600
قرار بود نظارت بر جمع آوری جیره های نظامی وظیفه هردون باشه

00:35:22.600 --> 00:35:26.400
اما در عوض اعلیحضرت این بار من رو بر دوش گذاشت

00:35:32.600 --> 00:35:34.600
اول این دسته از دامهای جوان رو

00:35:34.600 --> 00:35:38.400
برای مقابله با شرایط اضطراری فعلی به خط مقدم تحویل بده

00:35:38.400 --> 00:35:41.800
 دفعه دیگه بیا  در مورد این موضوع  صحبت کنیم

00:35:41.800 --> 00:35:43.400
خواهر بزرگتر

00:35:43.400 --> 00:35:47.600
قبیله موزنگ همین حالا هم  ورشکسته است

00:35:48.700 --> 00:35:52.300
برادر ،  تا به حال طلوع آفتاب رو در مرتع دیدی؟

00:35:52.300 --> 00:35:55.800
در اون لحظه تاریکی خورشید می درخشه

00:35:55.800 --> 00:36:00.800
در این زمان ، قبیله موزنگ یک خورشید سوزان و درحال طلوع

00:36:00.800 --> 00:36:04.100
یک روز درخشان تر از همه میشه

00:36:05.700 --> 00:36:11.200
برادر کوچک ، به عنوان مشاور امور ایالتی که فقط تحت حاکم و بالاتر از  دیگرانه

00:36:11.200 --> 00:36:16.000
تو فقط باید از این آزمایش جان سالم به در ببری و مطمئناً می تونی از نور گرم خورشید استقبال کنی

00:36:17.300 --> 00:36:21.600
همچنین ، حالا ما تووبا لیانگجو رو داریم

00:36:21.600 --> 00:36:26.800
تا زمانی که از او به خوبی محافظت کنیم ، مطمئناً امید وجود داره

00:36:28.000 --> 00:36:32.900
با این شرایط  ، فقط می تونیم صبر کنیم و ببینیم

00:36:32.900 --> 00:36:36.100
اخیراً اعلیحضرت مرتباً خواستار شیان نیچانگ است

00:36:36.100 --> 00:36:39.700
ولیعهد از قبل نسبت به او کینه   دارد

00:36:39.700 --> 00:36:43.400
رابطه این پدر و پسر تنها با یک فشار می تونه بدتر بشه

00:36:43.400 --> 00:36:48.400
معنای حرف خواهر بزرگتر من این  که ما باید با نیروهای خود به ولیعهد بپیوندیم؟

00:36:50.830 --> 00:36:53.920
همه چیز باید با دقت انجام بشه

00:37:21.000 --> 00:37:22.900
یکی دیگه

00:37:24.000 --> 00:37:26.800
ولیعهد ، شما باید از نوشیدن خودداری کنید

00:37:26.800 --> 00:37:30.500
من مینوشم یا نه ، به تو مربوط نیست برو بیرون

00:37:43.680 --> 00:37:45.830
عالیجناب ، ولیعهد.

00:37:51.350 --> 00:37:54.310
موزانگ پانگ؟

00:37:55.770 --> 00:37:57.590
اینجا چیکار میکنی؟

00:38:01.800 --> 00:38:04.000
ولیعهد  شما عصبانیت خودتون رو  بر بندگان خالی میکنید

00:38:04.000 --> 00:38:07.800
آیا این وضعیت فعلی رو تغییر میده؟

00:38:07.800 --> 00:38:10.200
غم و اندوه خود رو در شراب  غرق کنید

00:38:10.200 --> 00:38:14.900
فقط یک پلنگ چینی  در  پیچ و خم مردد است

00:38:19.600 --> 00:38:23.500
 برو بیرون. - دایی شما از بی عدالتی مرد و
مادر سلطنتی شما از سمت خود به عنوان ملکه عزل شد

00:38:23.500 --> 00:38:27.200
شما و برادرتان علیه هستید، اما شما در اینجا مشروب میخورید تا  غمهایتان را غرق کنید

00:38:27.200 --> 00:38:29.000
مژنگ پانگ ، چطور جرات می کنی

00:38:29.000 --> 00:38:32.000
پدر شما مردی مضطرب ، متوسط ​​و مستبد است.  زن باز ماهیت دوم او تبدیل شده

00:38:32.000 --> 00:38:34.400
وحالا شما هیچ سهمی ندارید

00:38:35.500 --> 00:38:38.000
تو دیگه نمی خوایی زندگی کنی

00:38:40.400 --> 00:38:43.600
به عنوان یک مرد ، شما حتی نمی تونید از زن خودت محافظت کنی

00:38:43.600 --> 00:38:45.700
این توهین به مرد بودنه

00:38:51.800 --> 00:38:54.400
کسی که زن من رو دزدید ، پدر سلطنتی منه

00:38:54.400 --> 00:38:57.700
پادشاه

00:38:57.700 --> 00:39:00.000
چطور می تونم با او بجنگم؟

00:39:01.000 --> 00:39:04.400
از همون اول من شکست میخورم

00:39:04.400 --> 00:39:09.200
روزی  شما هم به امپراطور بزرگ شیا تبدیل میشد

00:39:09.200 --> 00:39:11.550
 روزی؟

00:39:15.200 --> 00:39:18.800
وقتی اون روز فرا برسه ، برای همه چیز خیلی دیره

00:39:18.800 --> 00:39:21.000
خیلی دیر

00:39:21.620 --> 00:39:23.420
 ولیعهد

00:39:24.270 --> 00:39:27.550
شما نمی خواهید از دست خودتون استفاده کنید

00:39:28.500 --> 00:39:32.000
تا اون روز زودتر بیا؟

00:39:42.700 --> 00:39:45.400
 ولیعهد شما ، مهربان و شجاع هستید

00:39:45.400 --> 00:39:48.800
در قلب من ، شما یک حاکم واقعی هستید

00:39:48.800 --> 00:39:52.800
من ، موزانگ پانگ ، مایلم وفادارانه از  ولیعهد خود پشتیبانی کنم

00:39:52.800 --> 00:39:55.100
من حتی اگر بمیرم امتناع نمی کنم

00:40:03.930 --> 00:40:05.690
مشاور امور خارجه ، لطفا برخیز

00:40:07.200 --> 00:40:11.000
اعلیحضرت ، وقتی شما امپراتور شیا غربی شوید

00:40:11.000 --> 00:40:15.200
خانم شینیار طبیعتاً به طرف شما باز خواهد گشت

00:40:24.180 --> 00:40:26.530
شینیار یک بار گفت

00:40:27.400 --> 00:40:32.700
که وقتی که من امپراطور شیا غربی شدم

00:40:34.490 --> 00:40:37.650
او مطمئناً به طرف من برمیگرده

00:41:06.200 --> 00:41:11.800
 چند روز دیگه جشنواره بزرگ زمستان شیا بزرگ است

00:41:11.800 --> 00:41:15.300
این همچنین سال جدید قبیله تنگوت ما است

00:41:15.300 --> 00:41:18.800
برف ضخیم برای استقبال از سال نو.  دعا برای سال نو در پایان زمستان

00:41:18.800 --> 00:41:23.600
امیدوارم خدایان سرزمین ما شیا بزرگ ما را برکت دهند که دارای یک ارتش قوی از مردان و اسبها باشیم

00:41:24.900 --> 00:41:29.200
اخیراً در جیره های نظامی کمبود مشاهده شده و روحیه نظامی کم است

00:41:29.200 --> 00:41:32.000
همین چند روز پیش ، ما توانستیم جیره بندی هایی رو جمع کنیم

00:41:32.000 --> 00:41:36.000
من می خوام به اردوگاه بایین بروم

00:41:36.000 --> 00:41:38.500
و  از سربازان در مرز دیدن کنم

00:41:38.500 --> 00:41:43.500
از این شانس برای جشن گرفتن با سربازان و تقویت روحیه آنها استفاده کنید

00:41:43.500 --> 00:41:45.300
موزانگ پانگ

00:41:45.300 --> 00:41:46.500
در خدمتم

00:41:47.300 --> 00:41:50.900
محافظان سلطنتی را بیاورید.  آماده سازی کنید.  سهل انگاری مجاز نیست

00:41:50.900 --> 00:41:52.400
بله اعلیحضرت

00:41:52.400 --> 00:41:54.000
ولیعهد

00:41:54.000 --> 00:41:55.200
در خدمتم

00:41:55.200 --> 00:41:57.800
شما شخصاً جیره های نظامی رو حمل می کنید

00:41:57.800 --> 00:42:01.600
بلافاصله با من به سمت اردوگاه بایین حرکت کنید

00:42:01.600 --> 00:42:03.900
بله ، پدر سلطنتی

00:42:23.900 --> 00:42:27.600
جشنواره زنستان بهترین زمان برای انجام  پیشگیرانه است

00:42:27.600 --> 00:42:29.700
پیروزی یا شکست با این نبرد مشخص خواهد شد

00:42:29.700 --> 00:42:32.200
در سه ماهه سوم ساعت زی زیشی. 11 ظهر - 1 صبح ، حوالی 12:30 صبح

00:42:32.200 --> 00:42:34.000
بله

00:42:34.000 --> 00:42:37.600
فرمانده های شن ، پنج هزار نفر  برای حمله به دروازه های جنوبی ببر

00:42:37.600 --> 00:42:41.000
تونگجی ژانگ ، پنج هزار مرد برای حمله به دروازه های شمالی بگیر

00:42:41.000 --> 00:42:43.300
ژنرال اولد کیو ، پنج هزار مرد رگبرای حمله به دروازه های شرقی بگیر

00:42:43.300 --> 00:42:45.300
 اطاعت میکنم

00:42:45.300 --> 00:42:47.400
استراتژیست نظامی هو خودشو مثل من پنهان می کنه

00:42:47.400 --> 00:42:50.000
و سی هزار مرد برای به حمله به دروازه های غربی رهبری میکنه

00:42:50.000 --> 00:42:52.400
برای فریب نیروهای اصلی یینو و منحرف کردن آنها

00:42:52.400 --> 00:42:54.300
بله ، ژنرال

00:42:54.300 --> 00:42:57.800
کیو شوی ، تو با من به دروازه های شرقی میایی تا دختر عمو رو  نجات بدیم

00:42:57.800 --> 00:42:59.700
بله ، ژنرال

00:42:59.700 --> 00:43:03.300
وقتی که من میخوام شین رو نجات بدم آتش بازی هفت رنگ اردوگاه بایین نشانه است

00:43:03.300 --> 00:43:06.800
برای حمله به همه نیروها  تا آن زمان ، ما به سمت دروازه های شرقی میرویم

00:43:06.800 --> 00:43:10.000
حمله همگرا به آنها و گرفتن آنها از گارد محافظت می کنه

00:43:10.000 --> 00:43:11.800
بله

00:43:20.400 --> 00:43:24.700
پدر سلطنتی ،  خط مقدم خام و ساده است این چادر در حال حاضر بهترینه

00:43:24.700 --> 00:43:27.700
برای امشب ،  اینجا بمانید

00:43:28.700 --> 00:43:30.600
خوبه

00:43:30.600 --> 00:43:34.300
ولیعهد ، شما در چادر مجاور می مانید

00:43:34.300 --> 00:43:36.000
باشه

00:43:36.000 --> 00:43:40.100
پس این زن ، کجا میمونه؟

00:43:40.100 --> 00:43:43.800
من می تونم با پرنسس یینچوان بمونم؟

00:43:43.800 --> 00:43:46.400
اگه دو نفر در یک چادر مشترک باشن چطور می تونی استراحت کنی؟

00:43:46.400 --> 00:43:50.000
یینو ، فقط چادر دیگه ای  در کنار چادر یینچوان برپا کن

00:43:50.000 --> 00:43:54.000
باشه.  همین حالا بی تو تو رو برای تنظیم چادر میفرستم

00:43:54.000 --> 00:43:56.100
ممنون ، شاهزاده

00:43:56.100 --> 00:43:58.400
پدر سلطنتی ، اول استراحت کنید

00:43:58.400 --> 00:44:01.600
پس از شروع ضیافت برمیگردم

00:44:01.600 --> 00:44:02.600
 برو

00:44:10.300 --> 00:44:18.300
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:18.324 --> 00:44:27.324
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:44:27.500 --> 00:44:34.200
 از بی اعتنایی و شک و تردید تا زمان ایجاد اعتماد

00:44:34.200 --> 00:44:41.500
 چند بار باید قبل از اینکه کسی مثل یک غریبه احساس نکند ، دو نفر محکم در آغوش بگیرند؟

00:44:41.500 --> 00:44:50.500
 بازگشت به فکر کردن در مورد زندگی گذشته ، در حالی که در زندگی فعلی زندگی می کنند

00:44:50.500 --> 00:44:55.000
 در این زندگی ، هرگز به طور اتفاقی جدایی را ذکر نمی کنیم ♫

00:44:55.000 --> 00:45:02.500
 صمیمانه شما مرا در آغوش می گیرید ، گرمای بدنم را به خاطر می آورید ♫

00:45:02.500 --> 00:45:10.000
 در مرکز قلب من ، اثر انگشت شما حک شده است ♫

00:45:10.000 --> 00:45:15.200
 هر دو عشق و نفرت ، به طور جدی مورد توجه قلب

00:45:15.200 --> 00:45:23.300
 فقط برای این که زندگی بیهوده زندگی نکند

00:45:23.300 --> 00:45:26.800
من می خواهم وفادارانه از شما پایدار باشم

00:45:26.800 --> 00:45:30.300
 با استفاده از این کار در ازای عمق محو عاطفه ♫

00:45:30.300 --> 00:45:33.800
♫ من ممنونم که ارزش من را شناختید ♫

00:45:33.800 --> 00:45:37.400
 برای اینکه بدن سالم به من عطا کنید ♫

00:45:37.400 --> 00:45:41.000
 حتی اگر جهان ثروتمند و متنوع باشد ♫

00:45:41.000 --> 00:45:49.000
 این نمی تواند با نگاه خالص و صادقانه شما مقایسه شود ♫

00:45:51.900 --> 00:45:55.400
من می خواهم وفادارانه از شما پایدار باشم

00:45:55.400 --> 00:45:59.000
 با استفاده از این کار در ازای عمق محو عاطفه ♫

00:45:59.000 --> 00:46:02.500
♫ من ممنونم که ارزش من را شناختید ♫

00:46:02.500 --> 00:46:06.000
 برای اینکه بدن سالم به من عطا کنید ♫

00:46:06.000 --> 00:46:09.600
 حتی اگر جهان ثروتمند و متنوع باشد ♫

00:46:09.600 --> 00:46:18.020
 این نمی تواند با نگاه خالص و صادقانه شما مقایسه شود ♫

00:46:20.000 --> 00:46:23.700
من می خواهم وفادارانه از شما پایدار باشم

00:46:23.700 --> 00:46:27.200
 مراقب زخمها نیست ♫

00:46:27.200 --> 00:46:30.400
 غرور خودم را کنار بگذار ♫

00:46:30.400 --> 00:46:35.200
♫ و تسلیم شدن به شما

00:46:35.200 --> 00:46:40.600
 حتی اگر من کل جهان را ناامید کنم ♫

00:46:40.600 --> 00:46:45.900
 من هرگز به من پشت نمی گردم ♫

00:46:48.600 --> 00:46:56.700
 تنها مراقبت من در این زندگی یک نفر است ♫

00:46:56.700 --> 00:47:00.200
♫ این شما هستید