﻿WEBVTT

00:00:01.380 --> 00:00:02.560
این چیه؟

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
‫ماه در دریا فرو رفت و به دو خدا تبدیل شد

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
یکی خدای سایه‌ها و دیگری خدای نور

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
آن دو هشت هزار شب را در دریا گذراندند

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
‫خدای اول در قصر سیاه مخفی شده بود،

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
‫و دومین خدا در قصر ماه جست و خیز می‌کرد.

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
‫بدین ترتیب، یکی به کاخ انزوا تبدیل شد،

00:00:07.820 --> 00:00:11.610
‫و دیگری به کاخ لذت.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
‫خدای دیگری دروازه‌ی کاخ انزوا شد.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
‫این خدایگان بزرگ لاکپشت بود.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
‫این خدا بابت گناهانش به هشت قسمت تبدیل شد.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
‫آب‌روان این تکه‌ها را از کاخ به بیرون برد.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
‫ستخوان‌هایش بار دیگر خلق شدن، و لاکپشت سپید به وجود آمد.

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
.و این خدایگان لاکپشت بود

00:00:12.160 --> 00:00:15.830
این خدا قادر بود برای محافظت از کشتی‌ها
‫دریاهای خروشان را آرام کنـــد.

00:00:16.570 --> 00:00:20.160
نوادگان این خدایان
‫نسب خونی شاه سفید را آغاز کردند، امپراتور----

00:00:20.180 --> 00:00:28.180
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:28.630 --> 00:00:35.530
‫‫من باید بهترین نقش رو ایفا کنم

00:00:35.530 --> 00:00:42.200
‫‫غم‌انگیزترین نقشی که بیشترین قربانی رو داره

00:00:42.200 --> 00:00:49.290
‫‫حتی در انتهای این اقیانوس مربعی شکل، ‫آدم‌ها تغییر می‌کنن و جایگزین می‌شن

00:00:49.290 --> 00:00:55.280
‫‫تو از یاد می‌بری که داشتی توی این دنیا نقشی بازی می‌کردی

00:00:55.280 --> 00:00:58.620
‫‫همه فقط پرنده‌ای درون قفس هستیم

00:00:58.620 --> 00:01:02.330
‫‫که منتظر روزی هستیم تا فرارمون محقق بشه

00:01:02.330 --> 00:01:05.540
‫‫و وقتی این «آرزو» رو به چنگ میاریـــم

00:01:05.540 --> 00:01:08.680
‫‫آسمون بزرگ آبی منکوبمــون می‌کنه

00:01:08.680 --> 00:01:13.200
‫‫راز آلـــــــــــــــود

00:01:13.200 --> 00:01:19.240
‫‫این اسم رو به زبون بیار و آرامش به ارمغان بیار

00:01:19.240 --> 00:01:29.240
‫‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی رازآلود بودن تو رو بگیره

00:01:39.290 --> 00:01:48.340
‫‫و حالا من باید بهترین نقش خودم رو ایفا ‌کنم

00:01:29.240 --> 00:01:37.670
‫‫رازآلودگی من

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫کلاغ

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫سیـــاه

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫کـــاخ

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫اندرونی

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫List

00:01:45.400 --> 00:01:51.000
‫Anime

00:01:51.840 --> 00:01:54.000
تالار اونکیونگ

00:01:52.190 --> 00:01:54.760
‫در اعماق کاخ اندرونی...

00:01:54.760 --> 00:01:57.950
‫‫همنشینی زندگی می‌کند که به
‫کلاغ سیاه معروف است.

00:01:58.420 --> 00:02:03.680
‫‫با وجودی که عنوانش صرفاً همنشین است،
‫اما جایگاه ویژه‌ای در کاخ دارد.

00:02:03.680 --> 00:02:06.270
‫ برای او وظایف شبانه تعریف نشده.

00:02:07.090 --> 00:02:09.080
‫و با وجودی که در کاخ اندورنی زندگی می‌کند،

00:02:09.080 --> 00:02:12.270
‫‫هیچ ارتباطی با امپراتور ندارد.

00:02:13.180 --> 00:02:16.890
‫...طبق شایعه‌ها می‌تواند از هنر جادو استفاده کند.

00:02:17.740 --> 00:02:22.870
‫متــــرجــم

00:02:17.740 --> 00:02:22.870
‫SayaKa

00:02:17.740 --> 00:02:22.870
امپراتور تابستان و امپراتور زمستان

00:02:17.740 --> 00:02:22.870
قسمت ششم

00:02:17.760 --> 00:02:18.780
‫هاکوئن...

00:02:24.800 --> 00:02:27.200
‫همنشین کلاغ‌سیاه از این طرف لطفاً...

00:02:27.600 --> 00:02:28.600
.آه

00:02:31.480 --> 00:02:32.570
‫این چیه؟

00:02:32.570 --> 00:02:36.670
‫این آویز یشم شاهزاده مینجی هستش.

00:02:37.030 --> 00:02:38.300
‫شاهزاده مینجی...

00:02:38.730 --> 00:02:42.770
‫ایشون دومین شاهزاده‌ی آخرین
‫امپراتور سلسله‌ی لان هستن،

00:02:42.770 --> 00:02:46.100
‫که بابت زیبایی‌شون معروف بودن.

00:02:46.100 --> 00:02:48.930
‫زمانی که مردن 24 سال سن داشتن.

00:02:48.930 --> 00:02:50.050 line:20%
‫وایسا!

00:02:50.050 --> 00:02:51.690 line:20%
‫برید دنبالش!

00:02:50.050 --> 00:02:52.960
<i>‫وقتی گارد امپراتوری وارد کاخ اندرونی شدن،</i>

00:02:51.690 --> 00:02:52.960 line:20%
‫اون‌طرفی رفت!

00:02:52.960 --> 00:02:56.140
<i>‫ایشون که نمی‌خواستن به دست دشمن بمیرن...</i>

00:02:57.830 --> 00:03:02.050
<i>‫زیر درخت بید، گلوی خودشون رو با یه خنجر بریدن...</i>

00:03:02.950 --> 00:03:06.020
<i>‫ و جونشون رو از دست دادن.</i>

00:03:06.630 --> 00:03:11.290
‫اون‌موقع این آویز یشم رو به تن‌ داشتن.

00:03:11.770 --> 00:03:14.790
‫شاهزاده مینجی زیر درخت بید مردن.

00:03:15.130 --> 00:03:20.800
‫بله. از اونجایی که من اون‌موقع اویی بودم،
‫تا میزان زیادی از حادثه خبر دارم.

00:03:21.580 --> 00:03:27.560
‫این خنجری هست که خودشون رو باهاش کشتن.

00:03:27.990 --> 00:03:30.380
‫گفتی وقتی مرده 24 سالش بوده.

00:03:30.380 --> 00:03:32.480
‫شاهزاده‌ای زیبایی‌ش شهره‌ی همگان بوده...

00:03:32.480 --> 00:03:36.170
‫تا اون سن بدون اینکه ازدواج کنه
‫توی کاخ اندرونی زندگی می‌کرده؟

00:03:36.170 --> 00:03:38.080
‫بله دقیقاً.

00:03:38.080 --> 00:03:38.860
‫چرا؟

00:03:39.560 --> 00:03:41.060
‫نمی‌دونم.

00:03:41.060 --> 00:03:44.370
‫مایلید شاهزاده مینجی رو ببینید؟

00:03:45.730 --> 00:03:49.260
‫این‌ها نقاشی‌های شش نفری هستن که...

00:03:49.260 --> 00:03:55.230
‫گفته می‌شد به‌طور استثنائی‌ای حتی
‫برای خانواده‌ی لان هم زیبا بودن.

00:03:55.230 --> 00:03:59.460
‫و ایشون شاهزاده مینجی هستن.

00:04:05.570 --> 00:04:08.520
‫اون شونه‌ی شیشه‌ای این‌جا توی انباره؟

00:04:08.520 --> 00:04:13.990
‫نه. خیلی از گنجینه‌های انبار همون‌موقع
‫از اینجا برده شدن.

00:04:13.990 --> 00:04:17.270
‫شاهکارهای زیادی پخش و گم شدن.

00:04:18.000 --> 00:04:18.900
‫که اینطور.

00:04:22.740 --> 00:04:26.280
‫ایشون هیوگتسو-ساما هستن.

00:04:26.750 --> 00:04:27.910
‫لان هیوگتسو.

00:04:28.400 --> 00:04:31.130
‫ساحره‌ی مشهوری بودن.

00:04:31.130 --> 00:04:36.170
‫می‌گن هیچ‌کسی توی کل خانواده‌ی امپراتوری
‫نمی‌تونست با زیبایی ایشون رقابت کنه.

00:04:36.880 --> 00:04:38.950
‫چیزی دیگه‌ای در موردش می‌دونی؟

00:04:38.950 --> 00:04:42.550
‫هیوگتسو-ساما نوه‌ی امپراتور بودن.

00:04:42.550 --> 00:04:47.990
‫از اون‌جایی که از حکومت فاصله گرفتن،
‫سوابق زیادی ازشون وجود نداره،

00:04:47.990 --> 00:04:51.060
‫اما چندتا حکایت در موردشون می‌دونم.

00:04:51.390 --> 00:04:54.600
‫ایشون نفرینی که روی ملکه‌ اعمال شده
‫بود رو تشخیص دادن...

00:04:54.600 --> 00:04:58.060
‫و اشیاء گمشده‌ی شاهزاده‌‌ها رو پیدا کردن.

00:04:58.490 --> 00:05:00.610
‫که‌اینطور. همین کافیه.

00:05:00.610 --> 00:05:01.840
‫ممنون از کمکت.

00:05:01.840 --> 00:05:03.790
‫من لیاقت حرف‌های صمیمانه‌ی شما رو ندارم.

00:05:03.790 --> 00:05:08.340
‫هر درخواستی که از جانب همنشین‌ کلاغ‌سیاه
‫باشه رو به دیده‌ی منّت می‌ذارم.

00:05:08.340 --> 00:05:12.910
‫من خادم الهه اولن نیان‌نیان هستم.

00:05:13.840 --> 00:05:18.240
‫گفتی... توی سلسله‌ی قبلی هم اویی بودی.

00:05:18.240 --> 00:05:19.590
‫دقیقاً چند سال سن داری؟

00:05:20.000 --> 00:05:23.090
‫از تاریخ تولدم... خبری ندارم.

00:05:26.720 --> 00:05:28.470
‫اطلاعات خوبی گیرتون اومد؟

00:05:28.470 --> 00:05:30.830
‫دانگ‌های، حد خودتو بدون.

00:05:35.230 --> 00:05:37.100
‫دیگه غروب شد.

00:05:37.100 --> 00:05:38.230
‫یالا، یالا!

00:05:38.230 --> 00:05:39.210
‫زود باشید!

00:05:39.210 --> 00:05:40.650
‫دارن می‌بندن!

00:05:40.650 --> 00:05:42.040
‫یالا، زود باش زود باش.

00:05:42.040 --> 00:05:44.230
‫اگه بعد از غروب خورشید بیرون بمونین،

00:05:44.230 --> 00:05:46.320
‫یه‌یوشین میاد و می‌برتت.

00:05:47.170 --> 00:05:49.580
‫بـ-ببخشید.

00:05:51.340 --> 00:05:53.830
‫اون‌ها خواجه‌های کاخ فی‌ین هستن.

00:05:53.830 --> 00:05:55.840
‫بچه‌ها رو نترسون.

00:05:55.840 --> 00:05:58.710
‫یه‌یوشین میاد می‌برتت؟

00:05:59.000 --> 00:06:00.380
‫چیزی شده؟

00:06:00.380 --> 00:06:04.050
‫وقتی بچه بودم مادرم اینو بهم می‌گفت.

00:06:04.050 --> 00:06:08.010
‫تا وقتی یه‌کمی بچه‌ها رو نترسونی حرف گوش نمی‌دن.

00:06:08.450 --> 00:06:12.620
‫می‌دونین مثل «اگه پسر بدی باشی
‫آقا گرگه میاد می‌خورتت.»

00:06:12.620 --> 00:06:13.810
‫منظورت خرافاته؟

00:06:13.810 --> 00:06:16.520
‫خب می‌گن هدف وسیله رو توجیه می‌کنه دیگه.

00:06:17.880 --> 00:06:20.390
‫یه‌یوشین می‌برتتا.

00:06:22.480 --> 00:06:24.700
‫یه‌یوشین کیه؟

00:06:24.700 --> 00:06:27.870
‫یه خدا که شب‌ها میاد بیرون
‫و آدم‌ها رو می‌دزده.

00:06:27.870 --> 00:06:31.180
‫اگه تو رو بدزده من ناراحت می‌شم.

00:06:31.180 --> 00:06:33.360
‫پس بهتره زودتر بریم خونه.

00:06:34.280 --> 00:06:35.540
‫حق با توئه.

00:06:35.540 --> 00:06:36.930
‫زود باش بریم.

00:06:41.310 --> 00:06:42.580
‫جلوت رو نگاه کن.

00:06:45.450 --> 00:06:49.590
‫روحی که موقع شکوفه‌دادن درخت
‫بید میاد، روح شاهزاده‌ مینجی‌ـه.

00:06:50.260 --> 00:06:53.860
‫وقتی گارد امنیتی دنبالش بودن، خودش
‫رو زیر یه درخت بید کشته.

00:06:54.400 --> 00:06:59.180
‫پس بخاطر اینکه مرگ تأسف‌انگیزی داشته
‫اون درخت رو تسخیر کرده.

00:06:59.180 --> 00:07:01.450
‫یا اینکه نمی‌تونه از اینجا بره...

00:07:01.450 --> 00:07:03.360
‫چون چیزی توجه‌ش رو جلب می‌کنه.

00:07:04.140 --> 00:07:08.230
‫راسته که توی کاخ یا‌مینگ گل رشد نمی‌کنه؟

00:07:08.230 --> 00:07:09.310
‫بله.

00:07:09.310 --> 00:07:10.210
‫چرا؟

00:07:10.210 --> 00:07:12.490
‫چون اولن‌ نیان‌نیان ازشون می‌ترسه.

00:07:12.490 --> 00:07:15.370
‫فقط همین گل صدتومانی که
‫من درست می‌کنم رو دوست داره.

00:07:15.840 --> 00:07:20.940
‫شنیدم کاخ یامینگ دراصل
‫زیرتگاه اولن نیان‌نیان بوده.

00:07:20.940 --> 00:07:22.620
‫هنوزم اون‌جا پرستیده می‌شه؟

00:07:24.690 --> 00:07:26.110
‫چرا جواب نمی‌دی؟

00:07:26.110 --> 00:07:28.050
‫سرتو تو مسائلی که به تو مربوط نیست نکن.

00:07:28.050 --> 00:07:29.260
‫خسته‌کنندست.

00:07:29.260 --> 00:07:31.520
‫پس... دیگه نباید حرف بزنم.

00:07:35.020 --> 00:07:38.380
‫به‌نظر خوب نمیای.
‫خوابت کافیه؟

00:07:38.380 --> 00:07:41.050
‫روح‌ها میان سراغت؟

00:07:41.050 --> 00:07:43.050
‫سرتو تو مسائلی که به تو مربوط نیست نکن.

00:07:44.340 --> 00:07:47.450
‫شوخی می‌کنم. انسه چیزی ازت خواسته؟

00:07:48.250 --> 00:07:52.530
‫نه، صرفاً وقتی از اقامتگاهت می‌اومدم، بوی عجیبی شنیدم.

00:07:52.950 --> 00:07:55.970
‫انسه ازم نخواسته کاری بکنم.

00:07:55.970 --> 00:07:57.410
‫دروغ‌گوی خیلی بدی هستی.

00:07:58.080 --> 00:08:02.990
‫روح دوستت و مادرت هرشب ظاهر می‌شن؟

00:08:02.990 --> 00:08:03.770
.آره

00:08:05.740 --> 00:08:10.080
‫شاید به‌خاطر اینکه نتونستم
‫نجاتشون بدم، ازم متنفرن.

00:08:10.080 --> 00:08:11.260
‫منظورت چی...

00:08:11.730 --> 00:08:14.220
‫ازت نمی‌خوام در این مورد کاری کنی.

00:08:16.790 --> 00:08:18.580
‫امشب از قبل از قرار دارم.

00:08:18.580 --> 00:08:20.420
‫متأسفم، اما باید برم.

00:08:20.840 --> 00:08:22.840
‫نیازی نیست منو در جریان هر برنامه‌ای که داری بذاری.

00:08:22.840 --> 00:08:25.030
‫زود باش برو سراغ همنشین‌هات.

00:08:25.030 --> 00:08:26.080
‫نه...

00:08:26.080 --> 00:08:27.640
‫دارم به معبد شیانگنیاو می‌رم.

00:08:27.640 --> 00:08:30.400
‫چندتا سوال از ستسو گویی‌یونگ دارم.

00:08:34.660 --> 00:08:36.870
‫خوش‌اومدین سرورم.

00:08:36.870 --> 00:08:39.290
‫عه؟ امپراتور کجا می‌رن پس؟

00:08:40.390 --> 00:08:41.940
‫داره وقتش رو تلف می‌کنه.

00:08:43.460 --> 00:08:44.920
‫معبد شیانگنیاو

00:08:45.180 --> 00:08:48.420
‫توی این مدرک، مدخلی درمورد همنشین کلاغ‌سیاه وجود داره.

00:08:48.800 --> 00:08:52.010
‫می‌خوام بیشتر در مورد کارمند هاکوئن نامی
‫که این رو نوشته بدونم.

00:08:52.600 --> 00:08:54.600
‫سوابق رو بررسی کردم،

00:08:54.600 --> 00:08:58.350
‫اما هیچ کارمندی با نام هاکوئن توی
‫وزارت کار سلسله‌ی قبلی نبود.

00:08:58.350 --> 00:08:59.320
‫چرا؟

00:08:59.320 --> 00:09:04.690
‫بنده... این تعلق‌ خاطر شما به همنشین کلاغ‌سیاه رو درک نمی‌کنم.

00:09:06.360 --> 00:09:07.940
‫جوستسو تنهاست.

00:09:08.410 --> 00:09:10.970
‫خدمتکار شخصی نداره...
‫ملازم نداره...

00:09:10.970 --> 00:09:15.320
‫جوستسو تنهایی فقط با یه
‫پرنده توی کاخ زندگی می‌کرد.

00:09:15.320 --> 00:09:18.790
‫این طبیعتِ همنشین کلاغ‌‌سیاه هست.

00:09:18.790 --> 00:09:22.270
‫گویا تعجبی از شنیدن اسم جوستسو نکردین.

00:09:22.270 --> 00:09:24.530
‫اسم همنشین‌ کلاغ‌سیاه رو می‌دونستین؟

00:09:25.330 --> 00:09:29.650
‫فقط من و نزدیکانش از اسم جوستسو خبر داریم.

00:09:29.650 --> 00:09:30.750
‫از کی این اسم رو شنیدین؟

00:09:31.450 --> 00:09:34.110
‫به‌نظر میاد با کهولت سن دچار زوال عقل شدم.

00:09:34.110 --> 00:09:37.010
‫از همنشین پیشین شنیدم.

00:09:37.550 --> 00:09:38.860
‫همنشین پیشین؟

00:09:38.860 --> 00:09:42.010
‫زمانی که عنوانشون رو منتقل کردن به دیدنشون رفتم.

00:09:42.010 --> 00:09:43.890
‫چرا باید به شما بگه؟

00:09:44.390 --> 00:09:47.050
‫چون هر دو خادم اولن نیان‌نیان هستین؟

00:09:47.730 --> 00:09:49.900
.درسته

00:09:49.900 --> 00:09:54.050
‫اما همنشین کلاغ‌سیاه جوری که تو این‌جا
‫پرستشش می‌کنی، نمی‌کنه.

00:09:54.050 --> 00:09:55.690
.و کاهن هم که نیست

00:09:55.690 --> 00:09:57.810
‫چرا به عنوان همنشین‌ توی کاخ اندرونی زندگی می‌کنه؟

00:09:59.700 --> 00:10:01.280
‫بیاید برگردیم سراغ سوال اولم.

00:10:01.280 --> 00:10:02.870
‫هاکوئن کیه؟

00:10:04.240 --> 00:10:05.870
‫امپراتور داره این سوال رو ازتون می‌پرسه.

00:10:06.300 --> 00:10:11.530
‫یه دلیلی دارین که فکر می‌کنین
‫نیازی نیست به من جواب بدین.

00:10:12.330 --> 00:10:16.740
‫ما ملزم به پیروی از دستورات همنشین کلاغ‌سیاه هستیم.

00:10:16.740 --> 00:10:17.720
‫چی؟

00:10:18.240 --> 00:10:20.120
‫بسیار خب.

00:10:20.120 --> 00:10:23.920
‫«هاکوئن» نام دیگه‌ی اردک دم نوک‌سیاه هست.

00:10:23.920 --> 00:10:29.690
‫با اینکه پرهای سیاهی داره، از سینه تا چشم‌هاش سفیده.

00:10:29.690 --> 00:10:34.280
‫چون الگوش مثل دوده،
‫معنی اسمش می‌شه «دود سیاه»

00:10:34.280 --> 00:10:35.350
‫به عبارتی...

00:10:37.070 --> 00:10:39.550
‫هاکوئن «وزارت کار» هست.

00:10:40.120 --> 00:10:43.700
‫به همه‌ی کارمندان گذشته و آینده برمی‌گرده.

00:10:43.700 --> 00:10:47.290
‫پس نمی‌دونی کی نوشته‌تش؟

00:10:47.290 --> 00:10:51.590
‫نه، اولین کارمندی بودی که به
‫سلسله‌ی قبلی خدمت می‌کرده.

00:10:51.590 --> 00:10:54.560
‫این داستانیه که دهان به دهان گفته شده.

00:10:54.560 --> 00:10:56.000
‫دهان به دهان گفته شده؟

00:10:56.000 --> 00:10:58.680
‫دقیقاً چی گفته شده؟

00:10:58.680 --> 00:11:02.550
‫تاریخ‌های گذشته،
‫و وظیفه‌ی ما برای مخفی نگه داشتنشون.

00:11:02.970 --> 00:11:03.930
‫تاریخ‌ها؟

00:11:03.930 --> 00:11:06.630
‫می‌شه بخوام ملازمتون برن؟

00:11:06.630 --> 00:11:11.820
‫اگه قول می دین به کسی نگین،
‫پس منم بهتون می‌گم عالیجناب.

00:11:16.500 --> 00:11:20.930
‫داستانی که ما منتقل می‌دیم،
‫داستان منشأ همنشین کلاغ‌سیاه هست.

00:11:20.930 --> 00:11:22.780
‫حقیقت اصلی‌ هست.

00:11:23.450 --> 00:11:25.110
‫حقیقت اصلی.

00:11:37.160 --> 00:11:39.980
‫سرورم، عالیجناب رسیدن.

00:11:40.880 --> 00:11:42.180
‫کتیبه‌ت رو نشونم بده.

00:11:42.980 --> 00:11:44.680
‫وزارت کار بهت چی گفت؟

00:11:45.160 --> 00:11:47.790
‫یه کتبیه‌ی دیگه، از تاریخچه‌ی امپراتوری...

00:11:47.790 --> 00:11:49.960
‫امپراتور به امپراتور منتقل شده.

00:11:49.960 --> 00:11:54.400
‫در مورد منشأ همنشین کلاغ‌سیاه که
‫توی اون توصیف شده، شنیدم.

00:11:55.540 --> 00:11:59.540
‫شنیدم یکیش پیش توئه،

00:11:59.540 --> 00:12:01.280
‫و بهم گفتن ازت بخوام بهم نشونش بدی.

00:12:02.550 --> 00:12:08.380
‫وزارت کار اینم گفتن که تو از چرخش ستاره‌ها سردر میاری.

00:12:08.380 --> 00:12:13.570
‫که توی اسم من تابستان هست
‫و توی اسم تو زمستان.

00:12:13.570 --> 00:12:14.790
‫این چه معنی می‌ده؟

00:12:15.400 --> 00:12:16.710
‫ستسو گویی‌یونگ لعنتی.

00:12:17.260 --> 00:12:18.860
‫چی رو مخفی می‌کنی؟

00:12:18.860 --> 00:12:22.590
‫چرا سعی داری از
‫رازهایی که ازت مخفی شدن پرده برداری؟

00:12:23.440 --> 00:12:25.890
‫چون دلم برات می‌سوزه.

00:12:29.930 --> 00:12:32.330
‫دلت برام می‌سوزه؟ چطور جرئت می‌کنی!

00:12:32.330 --> 00:12:33.060
‫سرورم!

00:12:33.060 --> 00:12:35.560
‫اگه نحوه‌ی بیانم به مذاقت خوش نیومد، عذر می‌خوام.

00:12:35.560 --> 00:12:39.420
.اما اینکه برات احساس تأسف می‌کنم، حقیقت داره

00:12:40.570 --> 00:12:41.720
‫این توهین بهته؟

00:12:43.960 --> 00:12:45.110
‫سرورم...

00:12:50.760 --> 00:12:52.490
‫این قطعه‌ایه که دنبالشی.

00:12:52.490 --> 00:12:56.210
‫اگه می‌تونی بعد از خوندن این،

00:12:56.610 --> 00:12:58.080
‫سعی کن حرفت رو تکرار کنی.

00:13:05.650 --> 00:13:10.500
‫لی جو یه سال بعد از
‫اومدنم به اینجا اینو نشونم داد.

00:13:05.650 --> 00:13:10.500
لی‌ جو: همنشین کلاغ‌سیاه پیشین
اولن‌ نیان‌نیان: همون پرنده‌ی چندبال غول‌پیکر

00:13:11.740 --> 00:13:13.480
‫انقدر خوندمش که می‌تونم از حفظ بگم.

00:13:14.280 --> 00:13:17.240
‫اولن نیان‌نیان از کاخ خلوتگاه خودش به غرب...

00:13:17.240 --> 00:13:19.950
‫به مدت هشت‌هزار و یک شب پرواز کرد،

00:13:19.950 --> 00:13:22.460
‫و این جزیره، جایی که درختان
‫سرو کوهی رشد می‌کنن رو پیدا کرد.

00:13:23.090 --> 00:13:25.240
‫توی این منطقه به بال‌هاش استراحت داد.

00:13:25.960 --> 00:13:28.940
‫از میان انبوه آدم‌ها دو نفر رو انتخاب کرد...

00:13:28.940 --> 00:13:33.500
‫و یکی رو امپراتور تابستان،
‫و اون یکی رو امپراتور زمستان کرد.

00:13:34.430 --> 00:13:35.540
‫می‌خوای بیشتر بشنوی؟

00:13:36.910 --> 00:13:37.920
‫می‌خوام.

00:13:45.070 --> 00:13:48.300
‫مرد امپراتور تابستان شد و ریاست حکومت رو به عهده گرفت.

00:13:48.300 --> 00:13:51.450
‫زن امپراتور زمستان شد و ریاست پرستش رو به عهده گرفت.

00:13:52.190 --> 00:13:55.700
‫لقب پادشاه تابستان به وارثان خونی
‫امپراتور تابستان منتقل می‌شد،

00:13:55.700 --> 00:14:00.640
‫اما وارث امپراتور زمستان دختر جوانی بود
‫که به‌طور تصادفی از طریق وحی انتخاب می‌شد.

00:14:01.470 --> 00:14:06.080
‫امپراتور زمستان قدرتش رو از اولن‌ نیان‌نیان
‫می‌گیره و سخنان اون رو انتقال می‌ده.

00:14:06.080 --> 00:14:12.220
‫برای پنج قرن، ملت در آرامش
‫توسط دو امپراتور حکمرانی می‌شد،

00:14:12.890 --> 00:14:15.070
‫اما در نهایت جنگ شروع شد.

00:14:15.070 --> 00:14:18.260
‫شو، مرد جوان تندخویی که
‫امپراتور تابستان بود،

00:14:18.260 --> 00:14:21.300
‫سویی امپراتور زمستان رو کشت.

00:14:21.900 --> 00:14:24.270
‫دلیل اصلی‌ش مشخص نیست.

00:14:25.190 --> 00:14:29.060
‫شاید سویی با پیشروی‌های عاشقانه‌ی شو مخالف کرد.

00:14:29.060 --> 00:14:33.670
‫یا شو از اینکه سویی با برادر کوچکترش
‫رابطه داشت ازش آزرده شد.

00:14:35.180 --> 00:14:38.990
‫سویی دختر جوان با زیبایی پاکی بود که...

00:14:38.990 --> 00:14:41.850
‫عملاً از بدنش نور ساتع می‌کرد.

00:14:42.560 --> 00:14:45.600
‫شو عاشق سویی بود...

00:14:46.330 --> 00:14:47.790
‫انقدر عاشق که بخواد بکشتش.

00:14:50.370 --> 00:14:56.090
‫برای چندین قرن بعد از اون، نیروهای امپراتور
‫تابستان و زمستان با همدیگه در جنگ بودن.

00:14:56.870 --> 00:14:59.330
‫هرچند که چندین امپراتور تابستان اومد و رفت،

00:14:59.740 --> 00:15:02.170
‫هیچ‌وقت امپراتور زمستان جدیدی انتخاب نشد،

00:15:02.980 --> 00:15:04.960
‫و اولن نیان‌نیان هم سکوت پیشه کرد.

00:15:06.040 --> 00:15:11.570
‫کشور ویران شد و سلسله‌ها به محض
‫ظهور از بین می‌رفتن.

00:15:11.570 --> 00:15:13.270
‫اما، یک روز...

00:15:14.690 --> 00:15:18.700
‫ارتشی در حومه‌ی شهر پدیدار شد
‫که همه‌ی مخالفان خودش رو در حالی که...

00:15:18.700 --> 00:15:20.300
‫به سمت پایتخت پیشروی می‌کرد درید.

00:15:20.300 --> 00:15:23.300
‫به‌خاطر موهای نقره‌ای خودش
‫به ژنرال نقره‌ای معروف شد،

00:15:23.300 --> 00:15:24.940
‫اسمش لان یو بود.

00:15:24.940 --> 00:15:28.450
‫با اینکه حتی سی سال هم نداشت، مثل شیر جوانی بود.

00:15:29.440 --> 00:15:32.860
‫لان یو و یه دختر جوان همراهش.

00:15:32.860 --> 00:15:34.570
‫که اسمش کوشو بود.

00:15:34.940 --> 00:15:36.770
‫اون دوزاده سالش بود.

00:15:36.770 --> 00:15:38.580
‫لان یو بهش این اسم رو داده بود...

00:15:41.080 --> 00:15:44.080
‫از اون‌جایی که قبلاً یه
‫برده بود، اسمی نداشت.

00:15:44.750 --> 00:15:47.770
‫کوشو امپراتور زمستانی بود که
‫اولن‌ نیان‌نیان انتخابش کرده بود.

00:15:51.810 --> 00:15:55.980
‫پر طلایی خروس،
‫لان یو رو به سمت کوشو هدایت کرد.

00:16:01.100 --> 00:16:04.130
‫اون کوشو رو از دست برده‌دارها نجات داد.

00:16:06.090 --> 00:16:12.410
‫کوشو از قدرتش برای کمک به لان‌یو استفاده کرد.

00:16:16.010 --> 00:16:21.770
‫با داشتن امپراتور زمستان در کنار خودش،
‫طولی نکشید که لان یو کنترل رو به دست گرفت.

00:16:21.770 --> 00:16:25.380
‫28 ساله بود که امپراتور شد.

00:16:26.060 --> 00:16:28.400
‫بعد از تقریباً هزارسال دوری،

00:16:28.400 --> 00:16:31.330
‫امپراتور تابستان و امپراتور زمستان
‫دوباره به هم پیوستند.

00:16:32.540 --> 00:16:36.750
‫لان یو می‌دونست هزارسال جنگ به‌خاطر...

00:16:36.750 --> 00:16:38.940
‫از دست رفتن امپراتور زمستان شروع شد.

00:16:42.270 --> 00:16:45.700
‫بدون امپراتور زمستان، امپراتور تابستان هم سقوط می‌کنه.

00:16:46.190 --> 00:16:50.620
‫این امپراتور زمستانه که به امپراتور تابستان اجازه‌ی بودن می‌ده.

00:16:51.650 --> 00:16:55.560
‫سکوت اولن‌ نیان‌نیان برای
‫تنبیه امپراتور تابستان بود...

00:16:56.000 --> 00:16:58.110
‫که امپراتور زمستان رو کشت.

00:17:00.650 --> 00:17:02.910
‫برای اینکه امپراتور تابستان بتونه وجود داشته باشه،

00:17:03.490 --> 00:17:05.790
‫نباید امپراتور زمستان از بین بره.

00:17:08.420 --> 00:17:11.510
‫اما لان یو اجازه نداد کوشو خودش رو امپراتور بنامه.

00:17:11.980 --> 00:17:15.840
‫گفت داشتن دو امپراتور جنگ دیگه‌ای رو آغاز می‌کنه.

00:17:15.840 --> 00:17:18.920
‫شاید همه‌ی قدرت رو برای خودش می‌خواست،

00:17:18.920 --> 00:17:22.090
‫یا شاید واقعاً از جنگ دیگه‌ای واهمه داشت.

00:17:22.090 --> 00:17:23.970
‫نمی‌دونیم دلیلش چی بود.

00:17:28.870 --> 00:17:31.400
‫لان یو دستور ساخت کاخ اندرونی رو داد...

00:17:42.930 --> 00:17:45.080
‫و کوشو رو اون‌جا حبس کرد.

00:17:48.210 --> 00:17:51.420
‫جدا شده از کاهنان و هرگونه قدرت واقعی،

00:17:51.420 --> 00:17:54.510
‫اسم همنشین کلاغ‌سیاه گرفت و
‫مثل همنشین‌های دیگه به حساب اومد.

00:17:54.970 --> 00:17:58.090
‫اما امپراتور هیچ‌وقت ازش نخواست
‫وظایف شبانه رو به جا بیاره.

00:17:58.620 --> 00:18:02.960
‫می‌دونست عشق امپراتور تابستان به
‫امپراتور زمستان بود که جنگ رو شروع کرد.

00:18:03.480 --> 00:18:05.570
‫کوشو هم به خوبی از این موضوع خبر داشت.

00:18:05.570 --> 00:18:08.660
‫انزوای خودش رو پذیرفت و چیزی نگفت،

00:18:09.840 --> 00:18:13.260
‫چون کوشو عاشق لان یو بود.

00:18:17.670 --> 00:18:23.120
‫کوشو اولن‌ نیان‌نیان رو در کاخ اندورنی
‫محبوس کرد و محافظ اون شد،

00:18:23.720 --> 00:18:27.550
‫از اون‌موقع، همنشین کلاغ‌سیاه توی
‫کاخ یا‌مینگ از اولن نیان‌نیان محافظت می‌کنه.

00:18:28.510 --> 00:18:31.710
‫لان یو یه تاریخچه‌ی تاریخی اشتباه ساخت.

00:18:31.710 --> 00:18:34.390
‫نام دو امپراتور دفن شد.

00:18:35.280 --> 00:18:37.810
‫هاکوئن حتی منشأی دروغین برای همنشین کلاغ‌سیاه ساختن...

00:18:37.810 --> 00:18:41.390
‫و اون رو از نوادگان کاهنانی نامیدند
‫که اولن‌ نیان‌نیان رو پرستش می‌کنه...

00:18:42.290 --> 00:18:45.950
.چون کوشو این رو خواسته بود

00:18:46.640 --> 00:18:48.990
‫کم و بیش داستان اینه.

00:18:51.820 --> 00:18:54.520
‫همه‌ی چیزایی که گفتی حقیقت داره؟

00:18:55.100 --> 00:18:57.890
‫اگه باور نمی‌کنی مشکلی نیست.

00:18:57.890 --> 00:19:00.030
‫من دیگه چیزی در این مورد نمی‌دونم.

00:19:00.400 --> 00:19:03.960
‫پدربزرگ من تاج رو از سلسله‌ی لان گرفت...

00:19:03.960 --> 00:19:07.690
‫و پایتخت و قصر رو به همون شکلی که بود حفظ کرد.

00:19:08.240 --> 00:19:11.630
‫منظورت اینه این دلیل اینه که من تونستم قدرت رو به دست بیارم؟

00:19:12.180 --> 00:19:15.490
‫چون همنشین کلاغ‌سیاه--امپراتور زمستانی رو منحل نکرد؟

00:19:17.180 --> 00:19:22.140
‫منظورت اینه من به‌خاطر حضور تو در
‫این‌جاست که می‌تونم امپراتور باشم؟

00:19:23.710 --> 00:19:27.350
‫و این همنشین‌های کلاغ‌سیاهی که خودت هم
‫جزءشونی، مشکلی با این موضوع نداری؟

00:19:27.350 --> 00:19:30.100
‫با این از دست دادن هویت و اینجا گیر افتادنت؟

00:19:30.100 --> 00:19:31.540
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

00:19:31.540 --> 00:19:33.680
‫دوباره اسم خودمو بذارم امپراتور زمستان؟

00:19:33.680 --> 00:19:35.660
‫ممکنه باعث جنگ بی‌مورد بشه.

00:19:35.660 --> 00:19:39.370
‫پس یعنی باقی زندگیت رو این‌جا در سکوت زندگی می‌کنی؟

00:19:39.370 --> 00:19:42.940
‫هیچ تعهدی برای انجام
‫همچین کاری نداری.

00:19:42.940 --> 00:19:44.150
‫چرا از همنشین‌ کلاغ‌سیاه بودن منصرف نمی‌شی و---

00:19:44.150 --> 00:19:45.950
‫اگه می‌تونستم، خیلی وقت پیش این کارو می‌کردم.

00:19:47.250 --> 00:19:49.740
‫اون‌وقت کی برای همنشین بودن انتخاب می‌شه؟

00:19:50.200 --> 00:19:53.970
‫اما اولن نیان‌نیان چنگال‌هاش رو توی من فرو کرده.

00:19:53.970 --> 00:19:57.880
‫اولن نیان‌نیانه که همنشین کلاغ‌سیاه--امپراتور زمستانی رو انتخاب می‌کنه.

00:19:57.880 --> 00:20:00.010
‫تیر طلایی فقط نشون می‌ده اون شخص کیه.

00:20:00.800 --> 00:20:04.260
‫اون‌ شب، چنگال‌هاش رو توی من فرو کرد.

00:20:04.690 --> 00:20:05.970
‫اون شب؟

00:20:05.970 --> 00:20:08.640
‫اون شبی که مادرم من رو برداشت فرار کرد.

00:20:09.500 --> 00:20:11.350
‫این‌جا قایم شو.

00:20:11.350 --> 00:20:13.100
‫هر اتفاقی هم که افتاد،
‫تکون نخور.

00:20:13.100 --> 00:20:14.900
‫همین‌جا بی‌حرکت بمون.

00:20:14.900 --> 00:20:16.950
‫جیکت هم در نیاد، فهمیدی؟

00:20:25.340 --> 00:20:27.000
<i>‫شب ماه نو بود.</i>

00:20:28.220 --> 00:20:34.440
<i>‫اولن نیان‌نیان فقط شب‌های ماه نو
‫از کاخ یا‌مینگ بیرون میاد..</i>

00:20:35.040 --> 00:20:36.670
<i>‫و مثل یه‌یوشین پرسه می‌زنه.</i>

00:20:38.970 --> 00:20:44.770
<i>‫اون‌ شب، احتمالاً اولن نیان‌نیان از روی
‫یه هوس من رو انتخاب کرد.</i>

00:20:45.800 --> 00:20:52.530
‫اولن نیان‌نیان امپراتور زمستانی رو به
‫این مکان می‌بنده تا نتونه فرار کنه.

00:20:53.050 --> 00:20:55.880
‫من یه قدم هم نمی‌تونم از این قصر بیرون بذارم.

00:20:55.880 --> 00:20:58.270
‫چون به اولن نیان‌نیان خیانت می‌کنم.

00:20:59.110 --> 00:21:00.230
‫منظورت چیه؟

00:21:00.670 --> 00:21:03.900
‫زندگی همنشین کلاغ‌سیاه تو دست‌های اولن‌ نیان‌نیانه.

00:21:03.900 --> 00:21:07.450
‫اگه همنشین کلاغ‌سیاه پاش رو از
‫کاخ بیرون بذاره، می‌میره.

00:21:09.360 --> 00:21:10.930
‫کاری از من ساخته نیست.

00:21:10.930 --> 00:21:13.130
‫من نمی‌تونم از این‌جا فرار کنم.

00:21:13.130 --> 00:21:16.890
‫همنشین کلاغ‌سیاه باید با تمام وقارِ
‫امپراتور زمستان سکوتش رو حفظ کنه.

00:21:16.890 --> 00:21:20.990
‫تا از رازها محافظت کنه و مانع از
‫هر آسیب بی‌مورد بشه.

00:21:20.990 --> 00:21:23.050
‫این چیزی بود که لی جو بهم یاد داد.

00:21:25.300 --> 00:21:28.970
‫حبس شده در کاخ یامینگ،
‫نباید چیزی بخوام.

00:21:28.970 --> 00:21:32.460
‫بدون هیچ رابطه‌ی نزدیکی
‫و هیچ‌وقت هم فرار نکنم.

00:21:33.220 --> 00:21:34.720
‫می‌دونی چطوریه؟

00:21:35.100 --> 00:21:38.240
‫خب، حالا دوباره بگو دلت برام می‌سوزه،

00:21:38.240 --> 00:21:41.610
‫انگار که هیچ‌ ربطی به خودت نداره!

00:21:48.400 --> 00:21:50.650
‫جیوجیو، ولشون کن.

00:21:51.080 --> 00:21:53.520
‫نه... آخه...

00:21:53.520 --> 00:21:56.280
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم شما به
‫خودتون آسیب بزنین سرورم.

00:21:56.580 --> 00:21:57.680
‫جیوجیو!

00:21:57.680 --> 00:21:58.830
‫‫تکون نخور، همنشین.

00:22:01.410 --> 00:22:02.630
‫هیوگتسو!

00:22:06.380 --> 00:22:12.350
‫سرنوشت من آلوده شده بود

00:22:12.350 --> 00:22:19.580
‫‫برف‌های سنگینی که می‌ریزن، محو می‌شن

00:22:20.240 --> 00:22:26.060
‫خورشید به تدریج می‌تابه

00:22:26.060 --> 00:22:33.240
‫و به تازگی با گرمای تابستانی «برف‌»ها رو ذوب می‌کنه

00:22:33.830 --> 00:22:40.000
‫رویایی که توی خواب ابدی‌ت دیدی

00:22:40.000 --> 00:22:45.150
‫هر کاری برای واقعی کردنش انجام می دم

00:22:45.150 --> 00:22:47.700
‫درسته من می‌خوام کمکت کنم

00:22:47.700 --> 00:22:53.690
‫چون تو پیش من آرزو کردی

00:22:53.690 --> 00:23:00.760
‫درست مثل خورشید که از میان تاریکی می‌درخشه

00:23:01.340 --> 00:23:06.330
‫دسته گل نوری که

00:23:06.330 --> 00:23:14.780
‫تو به من داده بودی

00:23:15.120 --> 00:23:23.470
‫هنوز فصل‌هایی رو به هم پیوند می‌زنه که هیچگاه به هم نمی‌رسن

00:23:23.470 --> 00:23:27.810
‫گواه این درد....

00:23:27.810 --> 00:23:34.540
‫توان این رو داره برفی که توی تابستون می‌باره رو حفظ کنه؟

00:23:35.300 --> 00:23:40.060
قسمت هفتم

00:23:35.300 --> 00:23:40.060
دعای شیشه‌ای

00:23:40.080 --> 00:23:52.080
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.