﻿WEBVTT

00:00:00.790 --> 00:00:04.150
‫یه دعوتنامه برای من فرستاده شد.

00:00:03.480 --> 00:00:05.190
- تماشای بارش شهابی
- تماشای بارش شهابی - ‫به دنبالش،

00:00:06.010 --> 00:00:09.700
‫من و رون برای یه بازدید راهی یه جزیره‌ی دورافتاده شدیم.

00:00:10.020 --> 00:00:14.870
‫ده سال پیش یه کشتار جمعی وحشتناک اینجا رخ داده.

00:00:15.740 --> 00:00:19.870
‫و این می‌شه اولین مهمونیِ تماشای بارش
‫شهابی که از اون روز تا به حال برگزار شده.

00:00:19.870 --> 00:00:23.090
‫این یه ماکته. تفنگ روح‌های شیطانی رو دور می‌کنه.

00:00:24.160 --> 00:00:25.130
‫اوه، مدیر.

00:00:25.490 --> 00:00:27.510
‫این‌همه سر و صدا برای چیه؟

00:00:27.510 --> 00:00:29.510
‫من عکاس اجرام آسمانی اونودرا هستم.

00:00:29.510 --> 00:00:31.430
‫جان گریزلی سنسه.

00:00:31.430 --> 00:00:33.510
‫من آیدل صورت فلکی اوریون...

00:00:33.930 --> 00:00:35.310
‫اوریهیمه هستم!

00:00:35.650 --> 00:00:39.820
‫مهمونی تماشای بارش شهابی برای کمک به
‫پشت سر گذاشتن فاجعه‌ی گذشته بود،

00:00:40.430 --> 00:00:45.380
‫ولی برخلاف امید‌های مدیر، قتل‌های بیشتری رخ دادن.

00:00:45.940 --> 00:00:47.560
‫اولین قربانی اونودرا-شی بود،

00:00:47.560 --> 00:00:50.060
‫یه زن که عکاس حرفه‌ای در زمینه‌ی اجرام آسمانی بود.

00:00:50.520 --> 00:00:53.530
‫توی رصدخونه به ضرب گلوله کشته شد،
‫که در زمان حادثه قفل بود.

00:00:53.970 --> 00:00:55.790
‫تو دقیقاً چه نسبتی باهاش داری؟

00:00:56.390 --> 00:00:58.000
‫اون...

00:00:58.610 --> 00:01:01.420
‫رون... دوست منه.

00:01:02.080 --> 00:01:04.900
‫دوستی که بتونه صرف‌نظر از منطق بهش اعتماد کنه...

00:01:04.900 --> 00:01:07.250
‫چیزیه که هیچوقت فکر نمی‌کردم داشته باشتش.

00:01:08.140 --> 00:01:12.550
‫قربانی دوم، پرسنل امنیتی‌ای بود که مدیر دعوت کرده بود.

00:01:12.550 --> 00:01:16.350
‫جان گریزلی-شی، یکی از اساتید آکادمی معتبر بلو.

00:01:17.010 --> 00:01:19.600
‫روی پشت‌بام رصدخونه بهشون شلیک شد...

00:01:19.600 --> 00:01:21.580
‫و از اون‌جا به روی زمین افتادن.

00:01:21.560 --> 00:01:27.020
- جان گریزلی استاد پرونده‌ای اتاق بسته‌ی بلو - اونودرا کایوکو عکاس اجرام آسمانی - جان گریزلی استاد پرونده‌ای اتاق بسته‌ی
بلو - اونودرا کایوکو عکاس اجرام آسمانی - جان گریزلی استاد پرونده‌ای اتاق بسته‌ی بلو - اونودرا کایوکو عکاس اجرام آسمانی

00:01:22.250 --> 00:01:24.390
‫این رشته‌ی بی‌پایان قتل...

00:01:23.600 --> 00:01:27.020
- کامونوهاشی رون - کامونوهاشی رون - کامونوهاشی رون - جومونجی تاکومی مدیر رصدخانه - جومونجی تاکومی مدیر رصدخانه - جومونجی تاکومی مدیر رصدخانه - دونوزاوا ایساکو رئیس باشگاه ستاره‌شناسی - دونوزاوا ایساکو رئیس باشگاه ستاره‌شناسی - دونوزاوا ایساکو رئیس باشگاه ستاره‌شناسی - ایشکی
توتومارو افسر پلیس کلان‌شهر - ایشکی توتومارو افسر پلیس کلان‌شهر - ایشکی توتومارو افسر پلیس کلان‌شهر - اونو مینامی آشپز رصدخانه - اونو مینامی آشپز رصدخانه - اونو مینامی آشپز رصدخانه - اوریهیمه آیدل صورت فلکی - اوریهیمه آیدل صورت فلکی - اوریهیمه آیدل صورت فلکی - ‫قاتل کی می‌تونه باشه؟

00:01:27.020 --> 00:01:29.470
‫این جزیره واقعاً نفرین شده!

00:01:29.470 --> 00:01:32.990
‫در نهایت جنازه‌ی همه‌مون رو پیدا می‌کنن.

00:01:32.990 --> 00:01:34.450
‫این اتفاق نمی‌افته.

00:01:36.210 --> 00:01:39.250
‫برعکس چیزی که به‌نظر میاد، افسر ایشکی الان خیلی عصبانیه.

00:01:39.670 --> 00:01:43.320
‫اون بیشتر از هرچیزی عاشق معماهاست،
‫و توی حل کردنشون هم کارش خوبه.

00:01:43.320 --> 00:01:47.710
‫ولی افتاد توی این تله و دو نفر جلوی چشم‌هاش کشته شدن‌ـ

00:01:48.110 --> 00:01:51.050
‫که یکیشون کارآگاه بزرگیه که لایق احترام زیادی بود.

00:01:51.460 --> 00:01:55.250
‫مجرم این‌جاست در حالی که وحشت کردین، بینتون مخفی شده.

00:01:55.250 --> 00:01:59.870
‫پشت نقاب مسخره‌ش از ترس ساختگیش
‫حتماً بابت پیروزیش لبخند به لب داره.

00:02:00.940 --> 00:02:03.370
‫اما پشیمون می‌شی.

00:02:04.240 --> 00:02:08.160
‫تو کسی رو که نباید عصبانی می‌کردی، عصبانی کردی.

00:02:08.180 --> 00:02:28.180
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:44.880 --> 00:03:48.460
‫ممنون که نیمه‌شب و بدون اطلاع قبلی اومدین.

00:03:48.930 --> 00:03:53.130
‫صداتون کردم تا قاتل رو هرچه سریع‌تر دستگیر کنم.

00:03:53.130 --> 00:03:55.920
‫ازتون خواستار درک و همکاری‌ام.

00:03:56.470 --> 00:03:57.890
- ‫گفتین «دستگیر»؟
- ‫پس می‌دونین مجرم کیه؟

00:04:01.010 --> 00:04:01.850
‫بله.

00:04:02.590 --> 00:04:04.310
‫مجرم هم توی این اتاقه.

00:04:07.730 --> 00:04:08.940
‫نه...

00:04:08.940 --> 00:04:10.650
‫پس واقعاً...

00:04:11.020 --> 00:04:12.440
‫یکی از ماست؟

00:04:12.440 --> 00:04:14.070
‫می‌شه همه‌چیز رو توضیح بدید؟

00:04:14.460 --> 00:04:16.280
‫بله البته.

00:04:16.800 --> 00:04:19.240
‫با حادثه‌ای که تازه رخ داده شروع می‌کنم.

00:04:20.000 --> 00:04:22.530
‫بعد از اینکه روی پشت‌بوم به گریزلی-سان شلیک شد،

00:04:22.530 --> 00:04:26.350
‫من و رون فوراً به ‌سمت محلی که افتاده بودن دویدیم.

00:04:26.350 --> 00:04:29.870
‫چرا؟ چون فوراً بعد از شلیک روی پشت‌بوم،

00:04:29.870 --> 00:04:32.460
‫ایشون رو که حین سقوط، از پنجره رد می‌شدن، دیدیم.

00:04:34.410 --> 00:04:38.270
‫به عبارتی، اگه ما شاهد افتادن گریزلی-سان نمی‌بودیم،

00:04:38.270 --> 00:04:41.680
‫طبیعتاً اول می‌دویدیم روی پشت‌بوم،
‫جایی که منبع صدا بود.

00:04:42.370 --> 00:04:47.520
‫اما یه نفر دیگه هم اول دویدن بیرون پیش گریزلی-سان.

00:04:48.580 --> 00:04:51.600
‫و بدون چتر هم اومدن،

00:04:52.140 --> 00:04:55.880
‫تا حقیقت اینکه رو پشت‌بوم موقع شلیک به گریزلی-سان...

00:04:55.880 --> 00:04:57.570
‫خیس شده بودن رو کتمان کنن.

00:04:58.580 --> 00:05:00.280
‫اون مجرم...

00:05:04.480 --> 00:05:06.700
‫جومونجی-سان، شمایین.

00:05:07.020 --> 00:05:08.460
‫مدیر؟!

00:05:08.460 --> 00:05:10.840
‫اوی اوی غیرممکنه.

00:05:10.840 --> 00:05:13.170
‫واقعاً شکه‌ شدم، نمی‌دونم باید چیکار کنم.

00:05:13.170 --> 00:05:15.750
‫سریع نتیجه‌گیری کردین، ایشکی-سان.

00:05:16.130 --> 00:05:20.220
‫من فقط انقدر شوکه بودم که به اشتباه
‫فکر کردم صدای شلیک از بیرون اومد!

00:05:23.990 --> 00:05:27.890
‫جدای اون، پس اونودرا-سان چی؟

00:05:27.890 --> 00:05:31.600
‫وقتی اون کشته شد من پیش شما بودم، فراموش کردین؟

00:05:31.950 --> 00:05:34.060
‫از اون حقه هم سر در آوردم.

00:05:35.980 --> 00:05:40.490
‫جومونجی-سان، موقع مهمونی تماشای بارش
‫شما تظاهر کردین که به اتاقتون برگشتین.

00:05:40.490 --> 00:05:43.100
‫بعدش به اونودرا-سان که تنها بودن حمله کردین،

00:05:43.100 --> 00:05:45.240
‫و با دارو بیهوششون کردین.

00:05:45.970 --> 00:05:48.630
‫بعد از اون، ایشون رو به رصدخونه بردین،

00:05:48.630 --> 00:05:50.950
‫جایی که از قبل چراغ‌ها رو خاموش کرده بودین...

00:05:51.380 --> 00:05:55.170
‫و رون رو که با همون دارو بیهوش کرده
‫بودین رو هم اون‌جا خوابوندین.

00:05:56.060 --> 00:06:00.080
‫احتمال زیاد همون‌موقع بوده که کلید اصلی
‫رو توی جیب رون گذاشتین.

00:06:00.450 --> 00:06:05.020
‫بعدش، برای کار نهایی هم،
‫در رو با چسب بستین...

00:06:05.020 --> 00:06:06.990
‫و اون دو نفر رو داخل حبس کردین.

00:06:08.850 --> 00:06:11.860
‫صبر کن! پس چطوری در رو قفل کرده؟

00:06:11.860 --> 00:06:15.260
‫وقتی مجبور شدیم درو بشکونیم تا
‫وارد بشیم، دیدیم که قفل بود!

00:06:15.260 --> 00:06:18.520
‫بله. اون بخش زیرکانه‌ی این حقه بود.

00:06:19.880 --> 00:06:22.990
‫ایشون به اونودرا-سان دُز سبک‌تری از دارو دادن.

00:06:22.990 --> 00:06:24.380
‫اونودرا-سان بیدار شدن.

00:06:24.380 --> 00:06:27.320
‫اول، احتمالاً رفتن سراغ کلید برق.

00:06:30.120 --> 00:06:34.270
‫ولی چون چراغ‌ها شکسته بودن، روشن نشدن.

00:06:34.780 --> 00:06:37.680
بعدش... اونودرا-سان چیکار کردن؟

00:06:42.230 --> 00:06:46.680
‫متوجه در کنار کلید برق شدن و
‫سعی کردن از اون در خارج بشن،

00:06:46.680 --> 00:06:49.390
‫ولی در با چسب بسته شده بود و باز نمی‌شد.

00:06:50.030 --> 00:06:52.760
‫توی اون لحظه، ایشون حتماً فکر کردن در قفله.

00:06:52.760 --> 00:06:54.350
‫پس کلید رو چرخوندن،

00:06:54.350 --> 00:06:56.810
‫با این فکر که دارن بازش می‌کنن،
‫ولی در اصل خلافش رو انجام دادن.

00:06:58.850 --> 00:07:00.510
‫غیرممکنه...

00:07:00.510 --> 00:07:03.530
‫ولی منم اگه جای ایشون بودم همین‌کارو می‌کردم.

00:07:03.990 --> 00:07:08.240
‫پس از حقه‌ی اتاق‌بسته سر در آوردین!
‫ولی این‌جا یه قتل رخ داده!

00:07:08.240 --> 00:07:11.490
‫از اون‌جا یه‌نفر چطور می‌تونسته بهش
‫شلیک کنه، و کار کی بوده؟

00:07:14.160 --> 00:07:17.570
‫مجرم می‌دونسته حرکت بعدی اونودرا-سان چیه...

00:07:17.570 --> 00:07:20.030
‫و حقه‌های بیشتری سوار کرده بود.

00:07:20.030 --> 00:07:21.170
‫یکی دیگه؟

00:07:21.980 --> 00:07:25.010
‫نخ ماهیگیری‌ای که گریزلی-سان برامون جا گذاشتن، سرنخمونه.

00:07:25.640 --> 00:07:26.760
‫نخ ماهیگیری.

00:07:27.490 --> 00:07:31.920
‫مجرم یک سرش رو به بالای تلسکوپ،

00:07:31.920 --> 00:07:37.730
‫و سر دیگه‌ش رو به ماشه‌ی تفنگی که توی
‫دریچه‌ی هوا مخفی و قفل شده بود، بسته بود.

00:07:38.210 --> 00:07:42.260
‫حالا، اگه چراغ‌ها روشن نمی‌شن و در هم باز نمی‌شه،

00:07:42.600 --> 00:07:45.360
‫اونودرا-سان بعدش چیکار می‌کنن؟

00:07:46.200 --> 00:07:48.100
‫اون‌جا، توی تاریکی،

00:07:48.510 --> 00:07:51.350
‫فقط یک چیز جدای کلید‌های برق نور داشته...

00:07:51.350 --> 00:07:53.300
‫دستگیره‌ی باز شدن گنبد!

00:07:53.610 --> 00:07:56.490
‫با باز شدن سقف، نور ستاره‌ها اتاق رو پر می‌کردن،

00:07:56.490 --> 00:07:59.720
‫و اگه ایشون داد می‌زدن، یه‌نفر ممکن بود بشنوه.

00:07:59.720 --> 00:08:02.090
‫با این امید، دستگیره رو تکون دادن.

00:08:06.000 --> 00:08:07.650
‫اما بعدش چه اتفاقی افتاد؟

00:08:08.100 --> 00:08:09.470
‫با باز شدن گنبد،

00:08:09.470 --> 00:08:14.390
‫تلسکوپ برای ضبط ستاره‌‌ای که از قبل برای
‫دنبالش کردنش برنامه‌ریزی شده بود، حرکت و...

00:08:14.800 --> 00:08:16.050
‫شروع به چرخیدن کرد،

00:08:16.050 --> 00:08:19.290
‫و نخ ماهیگیری رو...

00:08:21.590 --> 00:08:23.520
‫تا زمانی که ماشه فشار داده بشه، کشید.

00:08:26.160 --> 00:08:28.200
‫گلوله مستقیم به اونودرا-سان برخورد کرد!

00:08:29.860 --> 00:08:30.700
‫وای!

00:08:31.740 --> 00:08:33.890
‫نخ ماهیگیریِ توی مشت گریزلی-سان...

00:08:33.890 --> 00:08:37.550
‫تکه‌ای بود که با چرخش تلسکوپ پاره شده بود.

00:08:38.210 --> 00:08:43.170
‫امـ ــ اما تفنگ روی زمین کنار کامونوهاشی-سان
‫افتاده بود! توی دریچه نبود!

00:08:43.580 --> 00:08:47.660
‫تفنگی که کنار رون پیدا شد، ماکت لابی بود.

00:08:48.370 --> 00:08:52.700
‫و در مورد تفنگ اصلی وقتی که همگی به سمت
‫جسد رفتیم و حواسمون پرت بود،

00:08:52.700 --> 00:08:55.100
‫شما از توی دریچه برش داشتین.

00:08:55.410 --> 00:08:57.880
‫و بعد با همون گریزلی-سان رو کشتین.

00:09:05.680 --> 00:09:07.840
‫صبر کنید.

00:09:07.840 --> 00:09:11.440
‫محض در نظر گرفتن همه‌ی احتمالات،
‫بیاید بگیم قتل‌ها این‌طوری رخ دادن.

00:09:11.440 --> 00:09:13.360
ولی چرا من؟

00:09:13.360 --> 00:09:15.830
‫چه مدرکی دال بر اینکه کار من بوده، هست؟

00:09:16.200 --> 00:09:18.790
‫اینجا منم که سوال می‌پرسم.

00:09:19.240 --> 00:09:21.360
‫قبل از اینکه برای شکستن در کمک کنید،

00:09:21.360 --> 00:09:26.580
‫قبل از اینکه اصلاً وارد رصدخونه بشیم،
‫شما از اونو-سان خواستین تا چراغ‌قوه بیارن.

00:09:27.090 --> 00:09:30.050
‫از کجا می‌دونستین چراغ‌های داخل کار نمی‌کنن؟

00:09:30.050 --> 00:09:31.540
‫اونا شکسته بودن!

00:09:31.540 --> 00:09:34.730
‫کسی جز اونی که این حقه رو سوار
‫کرده، از این موضوع خبر نداشته!

00:09:38.400 --> 00:09:39.310
‫لعنتی.

00:09:40.690 --> 00:09:42.270
‫ای وای من.

00:09:42.730 --> 00:09:44.950
‫اگه تونستی از همه‌ی اینا سر در بیاری...

00:09:44.950 --> 00:09:47.230
‫پس دیگه معرکه رو باختم.

00:09:52.080 --> 00:09:54.250
‫ولی از کاری که کردم پشیمون نیستم.

00:09:54.250 --> 00:09:56.580
‫اونودرا مُرد چون حقش بود!

00:09:57.020 --> 00:09:59.200
‫اونودرا-سان چیکار کرده بود؟

00:09:59.200 --> 00:10:05.040
‫اون زن مدام دور و اطراف موضوع
‫قتل ده سال پیش می‌پلکید.

00:10:05.040 --> 00:10:06.000
‫چی؟

00:10:06.430 --> 00:10:09.320
‫اون قضیه‌ی عکاس اجرام آسمانی صرفاً یه سرپوش بود.

00:10:09.320 --> 00:10:12.500
‫اون در اصل یه روزنامه‌نگار متخصص پرونده‌های حل نشده‌ست.

00:10:12.500 --> 00:10:14.490
‫تنها دلیلی که به من نزدیک شد...

00:10:14.490 --> 00:10:18.470
‫برای این بود که از اتفاق ده سال پیش سر
‫در بیاره، فوراً متوجه شدم.

00:10:19.040 --> 00:10:20.660
‫و توی مهمونی بارش شهابی،

00:10:20.660 --> 00:10:24.440
‫جیم زد تا بتونه یه سروگوشی توی اتاق من آب بده!

00:10:24.810 --> 00:10:27.590
‫پس دلیلی که اونودرا-کون رو کشتی...

00:10:27.590 --> 00:10:30.400
‫به‌خاطر این بود که چیزی برای مخفی‌کردن داشتی.

00:10:31.900 --> 00:10:33.820
‫شاید اون تفنگ بوده...

00:10:34.650 --> 00:10:35.780
‫درسته.

00:10:36.400 --> 00:10:39.710
‫همون تفنگیه که ده سال پیش استفاده شد.

00:10:39.710 --> 00:10:42.340
‫همه‌ی این مدت مخفیش کردم!

00:10:43.250 --> 00:10:46.910
‫اون روز، مدیر وقت که پدرم بود،

00:10:46.910 --> 00:10:52.210
‫با اون تفنگ همه‌ی مهمون‌ها، کارمند‌ها و بعدش هم خودش رو کشت!

00:10:52.670 --> 00:10:56.670
‫اولین کسی که به محل حادثه رسید من بودم،
‫و وقتی فهمیدم چه اتفاقی افتاده،

00:10:56.670 --> 00:10:58.680
‫می‌دونستم که جرمش...

00:10:58.680 --> 00:11:01.140
‫نه، شرمی که موجبش شده بود باید پنهان بشه!

00:11:01.630 --> 00:11:03.240
‫چطور تونستی؟

00:11:03.240 --> 00:11:04.810
‫پس حقیقت از این قراره.

00:11:05.180 --> 00:11:09.810
‫من فقط می‌خواستم بقیه‌ی زندگیم توی آرامش زندگی کنم!

00:11:09.810 --> 00:11:13.490
‫ولی اون زن احمق می‌خواست همه‌چیز رو برملا کنه!

00:11:13.490 --> 00:11:16.140
‫و گریزلی هم اندازه‌ی همون حماقت کرد!

00:11:16.140 --> 00:11:20.240
‫اگه همون‌طور فکر می‌کرد کار کامونوهاشی‌ـه،
‫همه‌چیز خوب پیش می‌رفت.

00:11:20.240 --> 00:11:23.960
‫اگه توی کاری که بهش مربوط نبود
‫دخالت نمی‌کرد و آرامش منو به‌هم نمی‌زد،

00:11:23.960 --> 00:11:25.830
‫من حتی یه پاداش هنگفت بهش دادم!

00:11:25.830 --> 00:11:28.210
‫چی داری می‌گی؟

00:11:28.210 --> 00:11:29.600
‫به خودت شلیک کن!

00:11:33.640 --> 00:11:36.680
‫با مرگ خودت با مرده‌ها همدردی کن.

00:11:37.970 --> 00:11:39.180
‫تفنگ نیست!

00:11:49.120 --> 00:11:50.940
‫نه! نکن، رون!

00:11:55.620 --> 00:11:56.780
‫من چیکار کردم؟

00:12:00.690 --> 00:12:04.260
‫من نمی‌ذارم تو منو بکشی، کامونوهاشی-سان.

00:12:04.260 --> 00:12:07.300
‫خودم پایان کار خودمو می‌سازم.

00:12:08.170 --> 00:12:09.290
- ‫صبر کن، اون چیه؟
- ‫اوه نه!

00:12:14.340 --> 00:12:15.630
‫تفش کن!

00:12:16.020 --> 00:12:17.920
‫دیگه خیلی دیر شده!

00:12:19.010 --> 00:12:21.760
‫اوی! من ازت سوال دارم!

00:12:21.760 --> 00:12:23.250
‫چرا منو انتخاب کردی؟

00:12:23.250 --> 00:12:27.110
‫دلیلی پشت این موضوع که من بودم
‫و کس دیگه‌ای نبود، وجود داره؟

00:12:27.110 --> 00:12:29.780
‫اومدن من به این‌جا همه‌ش نقشه‌ی تو بود؟

00:12:30.210 --> 00:12:31.810
‫مـ ـ معلومه.

00:12:34.340 --> 00:12:39.950
‫هرچقدر هم دست و پا بزنی...
‫آخرش اون آدم روی یه انگشتش می‌چرخونتت.

00:12:39.950 --> 00:12:42.910
‫یعنی چی؟ داری در مورد کی حرف می‌زنی؟

00:12:45.020 --> 00:12:47.310
‫سحر شد...

00:12:48.870 --> 00:12:50.330
‫نمیر، جومونجی!

00:12:50.330 --> 00:12:53.020
‫جوابمو بده! من هنوز سوال دارم!

00:12:53.020 --> 00:12:54.530
‫اوی جومونوجی!

00:12:54.530 --> 00:12:55.800
‫ر ـ رون...

00:13:06.340 --> 00:13:08.100
‫مردمک چشم‌هاش گشاد شده.

00:13:08.920 --> 00:13:12.060
‫بی‌فایده‌ست... متأسفانه مرده.

00:13:12.490 --> 00:13:15.020
‫این کپسول بو می‌ده... سیانور پتاسیم بود؟

00:13:28.700 --> 00:13:31.410
‫باشه. منتظر می‌مونیم.

00:13:32.760 --> 00:13:35.630
‫پلیس محلی گفت توی راهن.

00:13:35.630 --> 00:13:37.680
‫چرا انقدر لفتش دادن.

00:13:37.680 --> 00:13:39.170
‫خدا رو شکر.

00:13:39.170 --> 00:13:41.590
‫اشک‌هام قصد بند اومدن ندارن.

00:13:47.490 --> 00:13:50.520
‫پس... از اولش یه نقشه بود؟

00:13:51.250 --> 00:13:53.460
‫از علاقه‌ی من به شیره‌ی شکر قهوه‌ای استفاده کردی...

00:13:53.460 --> 00:13:56.780
‫منو از طریق توتو به تماشای بارش شهابی دعوت کردی.

00:13:56.780 --> 00:14:01.200
‫جلوی یه استاد از بلو جوری دسیسه چیدی
‫تا به نظر بیاد من مرتکب قتل شدم...

00:14:01.200 --> 00:14:02.490
‫و منو گیر انداختی.

00:14:03.170 --> 00:14:06.960
‫اینکه از پس همه‌ی اینا در اومدی...
‫تو اصلاً کی بودی؟

00:14:06.960 --> 00:14:10.200
‫اگه همه‌ی این کارها رو به دستور
‫یه نفر دیگه انجام دادی، اون شخص کیه؟

00:14:19.160 --> 00:14:23.050
‫آخرین حرفای یه مدیر رصدخونه «سحر شد» بود...

00:14:23.050 --> 00:14:24.720
‫چقدر با سلیقه انجام شد.

00:14:30.500 --> 00:14:32.310
‫ببین. اینم سحر.

00:14:51.260 --> 00:14:52.330
‫رون!

00:14:52.790 --> 00:14:54.780
‫پلیس محلی این‌جاست.

00:14:55.400 --> 00:14:56.540
‫که این‌طور.

00:15:13.670 --> 00:15:15.270
‫ببخشید...

00:15:23.190 --> 00:15:26.580
‫اوریهیمه-سان سوالا تموم شد، خسته نباشین.

00:15:26.580 --> 00:15:27.730
- ‫ایشکی-سان!
- ‫بله؟

00:15:28.490 --> 00:15:32.450
‫وقتی دارین کار می‌کنین،
‫ مثل اولین ستاره‌ی درخشانید.

00:15:32.450 --> 00:15:35.620
‫ها؟ اولین ستاره‌ی درخشان؟

00:15:36.400 --> 00:15:38.430
‫ستاره‌ی دنبال داره!

00:15:38.430 --> 00:15:40.310
‫ستا تا تاره!

00:15:43.650 --> 00:15:47.260
‫جسد‌ها رو بیرون آوردن و قایق هم رفت.

00:15:47.260 --> 00:15:50.260
‫هروقت آماده باشیم می‌تونیم بریم.

00:15:51.120 --> 00:15:55.730
‫حسرت می‌خورم. فکرش رو بکن گریزلی-سنسه رو
‫توی کیسه‌ی جسد برگردوندیم...

00:15:56.280 --> 00:15:57.170
‫آره...

00:15:57.170 --> 00:16:00.690
‫اون مردی بود که می‌تونست منو درک کنه.

00:16:02.820 --> 00:16:03.750
‫توتو؟

00:16:04.600 --> 00:16:05.860
‫یادته؟

00:16:05.860 --> 00:16:10.490
‫قبل از اینکه به این جزیره بیایم،
‫گفتم دیگه بی‌خیال کارآگاهی کردن شدم.

00:16:10.490 --> 00:16:11.990
‫حرفم رو پس می‌گیرم.

00:16:12.950 --> 00:16:16.950
‫این حقیقت که این حادثه انقدر زیاد شبیه گذشته‌ی من بود...

00:16:16.950 --> 00:16:18.510
‫اتفاقی نبود.

00:16:18.510 --> 00:16:21.380
‫گذشته‌ت؟ منظورت حادثه‌ی اردوی تمرینی خونینه؟

00:16:21.780 --> 00:16:22.840
‫بله.

00:16:23.200 --> 00:16:26.200
‫درست مثل اون پرونده‌ی قتل پنج سال پیش،

00:16:26.200 --> 00:16:30.100
‫من بدون هیچ خاطره‌ای توی صحنه‌ی جرم بیدار شدم...

00:16:30.100 --> 00:16:32.220
‫و به اولین مظنون اصلی تبدیل شدم.

00:16:33.440 --> 00:16:35.020
‫راستی...

00:16:35.020 --> 00:16:37.520
‫یه وجه اشتراک دیگه پیدا کردم...

00:16:37.910 --> 00:16:40.980
‫توی صحنه‌ی جرم اونودرا-کون،
‫که توی نور روز غرق شده بود...

00:16:45.820 --> 00:16:47.360
‫این علامت!

00:16:47.360 --> 00:16:49.820
‫درست مثل علامت روی گردنته، رون!

00:16:50.320 --> 00:16:51.840
‫همه‌ی اون مدت تاریک بود!

00:16:51.840 --> 00:16:54.420
‫اولش روی موکت تیره متوجه‌ش نشدم.

00:16:54.420 --> 00:16:58.540
‫ولی قبل از اینکه اون کشته بشه،
‫با جوهر قرمز اون‌جا کشیده شده بود.

00:16:58.540 --> 00:17:00.470
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

00:17:01.880 --> 00:17:03.960
‫باید زودتر متوجه می‌شدم.

00:17:04.570 --> 00:17:07.890
‫اگه وجداناً به اتفاقی که برام افتاد نگاه کنی،

00:17:07.890 --> 00:17:10.720
‫حادثه‌ی اردوی تمرینی خونین خیلی متفاوت بود.

00:17:11.110 --> 00:17:14.500
‫قاتل‌ها مردن و من شدم مظنون.

00:17:14.500 --> 00:17:17.340
‫تا حالا هیچوقت همچین اتفاقی نیفتاد بود و بعد از اون هم نیفتاد.

00:17:18.210 --> 00:17:23.810
‫من از بعد از اون اتفاق بود که شروع
‫کردم به مجرم‌ها فشار بیارم تا خودشونو بکشن.

00:17:23.810 --> 00:17:27.360
‫و مهم‌تر از همه‌ی اینا، این‌طوری بود که صاحب این زخم شدم.

00:17:29.130 --> 00:17:32.780
‫به عبارتی، حادثه‌ی اردوی تمرینی خونین، پاپوش بود!

00:17:32.780 --> 00:17:34.910
‫پاپوش؟ کار کی بود؟

00:17:36.170 --> 00:17:38.200
‫جومونجی یه حرفی در مورد یه نفر گفت...

00:17:39.220 --> 00:17:41.690
‫من کل زندگیم رو صرف کارآگاهی کردم،

00:17:41.690 --> 00:17:44.920
‫و اون یه‌ نفر پنج سال کارآگاهی‌کردن رو از من دزدید.

00:17:45.700 --> 00:17:49.250
‫هرکسی که هست از اینکه منتظر بمونه
‫توی غم خودم متوجه این موضوع بشم خسته شده،

00:17:49.250 --> 00:17:53.340
‫برای همین با محبت تمام یه آش دیگه
‫با همون مواد پنج سال پیش برام پخت...

00:17:53.340 --> 00:17:54.890
‫و برای صرفش دعوتم کرد.

00:17:55.460 --> 00:18:00.600
‫انگار داره بهم می‌گه مغزش خیلی برتر از مغز منه...

00:18:00.600 --> 00:18:04.850
‫انگار داره چون زندگیم رو به عنوان یه کارآگاه
‫توی مشتش گرفته، به ریشم می‌خنده.

00:18:04.850 --> 00:18:08.320
‫مسخره‌ست! این
‫بزرگترین تحقیر زندگیمه!

00:18:11.280 --> 00:18:13.730
‫هیچ‌وقت ازش نمی‌گذرم.

00:18:22.150 --> 00:18:25.990
‫حالا دیگه فقط من و جسد‌ها توی این قایقیم.

00:18:33.340 --> 00:18:35.220
‫با بدبختی عزرائیل رو دست به سر کردم.

00:18:35.220 --> 00:18:38.140
‫همه‌ش به لطف شما و اون افسر احمق بود.

00:18:38.770 --> 00:18:43.350
‫ولی بازم، هیچ تو خوابمم نمی‌دیدم
‫بشه این‌طوری ادای خودکشی رو درآورد.

00:18:43.720 --> 00:18:47.810
‫با این هیچکس به مردنم شک نکرد.

00:18:47.810 --> 00:18:53.260
‫بازیگر خوبی هستی. به نمایندگی
‫از خانواده، تحسینت کردم.

00:18:53.260 --> 00:18:54.780
‫من لایق همچین تعریفی نیستم!

00:18:56.020 --> 00:19:00.400
‫طوری که مو لای درزش نره قتل رو انجام دادم.
‫ حالا دیگه می‌تونم زندگی جدیدم رو شروع کنم...

00:19:00.400 --> 00:19:05.750
‫چون همه‌ی شماها وقتی اونودرا پاپیچم شده بود دستمو گرفتین.

00:19:06.090 --> 00:19:08.240
‫حتی الانم حس می‌کنم یه رویاست.

00:19:08.240 --> 00:19:12.740
‫خانه‌ی اسطوره‌ای «ام»، سرکرده‌ی جنایتکارهای زیرزمینی، واقعاً وجود داره!

00:19:12.740 --> 00:19:14.720
‫و جلوی من یکی از اعضاش ایستاده!

00:19:15.360 --> 00:19:18.600
‫می‌گن ریشه‌ی همه‌ی جنایت‌ها به خانه‌ی «ام» می‌رسه!

00:19:18.600 --> 00:19:20.260
‫و کاری که اون‌ها شخصاً انجام می‌دن...

00:19:20.260 --> 00:19:22.080
‫به قطع حل نشده‌ باقی می‌مونه!

00:19:22.080 --> 00:19:24.680
‫اون‌ها بزرگترین خانواده‌ی توی تاریخ جنایت‌‌ها هستن.

00:19:24.680 --> 00:19:28.560
‫مثل اینکه بهتر از چیزی که خیال می‌کردیم شناخته شدیم.

00:19:28.560 --> 00:19:31.650
‫راستی، کامونوهاشی رون چطور بود؟

00:19:31.990 --> 00:19:33.860
‫توی مشاهداتم دقت به خرج دادم!

00:19:33.860 --> 00:19:37.910
‫وقتی فهمید مجرم منم، همون‌طور
‫که گفتین، یهویی عوض شد!

00:19:38.190 --> 00:19:41.050
‫توی اون چشم‌ها یه میل انکار نشدنی به قتل موج می‌زد!

00:19:41.050 --> 00:19:44.540
‫اگه خودمو به مردن نمی‌زدم، مطمئنم منو می‌کشـ ــــ

00:19:48.820 --> 00:19:51.420
‫شنیدن همین برام کفایت می‌کنه.

00:20:03.590 --> 00:20:05.350
‫نی‌-سان، تموم شد.

00:20:10.210 --> 00:20:11.520
‫که این‌طور.

00:20:12.170 --> 00:20:16.310
‫گفت کامونوهاشی رون تلاش کرد مجرم رو بکشه.

00:20:17.710 --> 00:20:20.700
‫من... برای اولین بار کامونوهاشی رون رو دیدم.

00:20:21.670 --> 00:20:23.170
‫نظرت چیه؟

00:20:23.170 --> 00:20:25.160
‫شبیه هیچ‌کسی توی خانواده‌ی ما نیست.

00:20:25.670 --> 00:20:29.640
‫برام مهم نیست اون نسل ششم یه کارآگاهه که دشمن ذاتی ما بوده.

00:20:31.030 --> 00:20:35.090
‫و نسل نهم از یه شخص خاص دیگه.

00:20:36.000 --> 00:20:39.550
‫خب، پیامم از پنج سال پیش بهش رسید؟

00:20:40.270 --> 00:20:43.260
‫وقتی علامتی که با مال خودش یکیه رو دید، رنگش پرید.

00:20:45.460 --> 00:20:47.770
‫معلومه نمی‌دونه معنیش چیه.

00:20:49.050 --> 00:20:50.780
‫یه روز، قدردان خونی می‌شه که...

00:20:50.780 --> 00:20:54.040
‫از سمت ما توی رگ‌هاش در جریانه.

00:20:56.390 --> 00:20:59.280
‫کارآگاه سرآمد، شرلوک هولمز،

00:20:59.600 --> 00:21:02.110
‫و استاد جنایت، جیمز موریارتی...

00:21:02.770 --> 00:21:05.330
‫خون هر دوی اون‌ها توی رگ‌هاش در جریانه.

00:21:09.610 --> 00:21:10.870
‫آخ!

00:21:11.210 --> 00:21:12.380
‫ببخشید توتو!

00:21:12.380 --> 00:21:14.290
‫همین‌طوری بی‌هوا حلقه نزن!

00:21:14.290 --> 00:21:15.920
‫بنا به دلایلی دلم نمی‌خواد برم.

00:21:15.920 --> 00:21:18.570
‫افسردگیت یه ثانیه طول کشید؟

00:21:18.570 --> 00:21:19.820
‫یکم که فکر کردم،

00:21:19.820 --> 00:21:23.510
‫حس کردم معمایی که به زندگیم وصله خیلی هم جذابه،

00:21:23.510 --> 00:21:25.470
‫یکم بیشتر بهش فکر کن!

00:21:29.690 --> 00:21:30.880
‫اوه راستی توتو...

00:21:30.880 --> 00:21:33.200
‫یادم رفت مهم‌ترین چیز رو ازت بپرسم.

00:21:34.930 --> 00:21:38.320
همچنان بهم کمک می‌کنی؟

00:21:38.320 --> 00:21:39.110
‫ها؟

00:21:41.370 --> 00:21:46.120
‫خب، اگه من نباشم که قبل از اینکه خودت
‫بفهمی قاتل رو راهی جهنم می‌کنی، نه؟

00:21:47.320 --> 00:21:48.580
‫حرف حقی زدی.

00:21:48.600 --> 00:21:51.600
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:51.620 --> 00:21:55.550
‫اوه، آشپز اونو-سان شیره‌ی شکری که
‫استفاده نمی‌کرد رو داد به من.

00:21:55.550 --> 00:21:57.500
‫سه تا گرفتم، یکیشو می‌دم به تو.

00:21:58.040 --> 00:22:00.970
‫تو دوست داری. خودتو به زحمت ننداز، من نمی‌خوام.

00:22:00.970 --> 00:22:03.190
‫پس بده به آمامیا-کون.

00:22:03.190 --> 00:22:04.930
‫اینکه بیشتر بهش میاد بنزین باشه.

00:22:05.410 --> 00:22:09.140
‫شاید بهتر باشه خودم برای سنپای سوغات ببرم.