﻿WEBVTT

00:00:07.950 --> 00:00:09.950
‫الو، رون؟

00:00:09.950 --> 00:00:12.280
‫آره، تازه کارمو تموم کردم، دارم برمی گردم خونه.

00:00:12.280 --> 00:00:13.160
‫چه خبر؟

00:00:13.160 --> 00:00:15.370
‫اسپیتز فایر رو یادته؟

00:00:17.210 --> 00:00:19.580
‫خب، چطور ممکنه فراموشش کنم؟

00:00:20.060 --> 00:00:23.670
‫در مورد اون موضوع که می‌خواست من در موردش تحقیق کنم...

00:00:23.670 --> 00:00:27.290
‫می‌خواست در مورد خانواده‌ی گمشده‌ش تحقیق کنی، درسته؟

00:00:27.290 --> 00:00:28.800
‫درسته.

00:00:28.800 --> 00:00:30.510
‫توتو، به‌نظرت باید این کارو بکنم؟

00:00:30.840 --> 00:00:33.810
‫خب، اون داشته توی تحقیقاتمون بهمون کمک می‌کرده،

00:00:34.240 --> 00:00:37.520
‫و وقتی به خانواده‌ش فکر می‌کنم،
‫حس می‌کنم یه نفر باید این‌کارو انجام بده.

00:00:37.520 --> 00:00:39.960
‫فکر می‌کردم همچین چیزی بگی توتو.

00:00:39.960 --> 00:00:42.520
‫لطفاً بهش بگو که بهتره انجامش بدیم.

00:00:42.960 --> 00:00:44.300
‫می‌خوای من بهش بگم؟

00:00:44.300 --> 00:00:46.180
‫الان دنبال توـه.

00:00:46.180 --> 00:00:48.280
‫چی؟ دنبال منه؟

00:00:49.490 --> 00:00:52.000
‫پشمام از اون‌جا زیر نظرم داری!

00:00:52.000 --> 00:00:54.740
شرمنده توتوتو، شنودت هم می‌کردم...

00:00:55.930 --> 00:00:56.950
- ‫اوه؟
- ‫چه نحیف شده...

00:00:58.390 --> 00:01:12.390
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:13.190 --> 00:01:16.510
- S A Y A K A
- A N I M E L I S T

00:01:16.530 --> 00:01:23.530
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:07.650 --> 00:02:12.110
‫11 پرونده‌ی قتل آفتاب‌پرست دیوانه

00:02:31.090 --> 00:02:34.970
‫12 پرونده‌ی قتل یاداگامی-ساما (بخش اول)

00:02:32.960 --> 00:02:34.500
‫شرمنده که مزاحم شدیم.

00:02:36.720 --> 00:02:38.890
‫اینجا رو چه مبله شده!

00:02:39.420 --> 00:02:41.210
‫البته هنوز کاراش تموم نشده.

00:02:41.210 --> 00:02:44.970
ولی این‌طوری می‌تونیم ارباب رجوع یا
هرکسی جز خودمون رو به این‌جا دعوت کنیم، نه؟

00:02:45.310 --> 00:02:47.900
‫و اولین مشتری بازگشاییمون....

00:02:47.900 --> 00:02:49.470
‫اسپیتزه.

00:02:56.530 --> 00:02:59.240
‫امروز یه‌طورایی حالت خوب نیست.

00:02:59.240 --> 00:03:01.290
‫اوه، نه این‌طور نیست.

00:03:01.590 --> 00:03:05.480
‫یکم هول شده چون شرایط مبادله‌ی
‫عجیبی رو در ازای این پرونده پیشنهاد دادم.

00:03:05.890 --> 00:03:07.040
‫شرایط مبادله؟

00:03:07.040 --> 00:03:11.260
‫اگه بتونه واسه من از بلو فایلای مربوط به اردوی تمرینی خونین رو بیاره.

00:03:11.260 --> 00:03:14.630
‫من فوراً دنبال خانواده‌‌ش می‌گردم، این پیشنهادیه که دادم.

00:03:14.630 --> 00:03:16.150
‫فایلای پرونده؟

00:03:16.150 --> 00:03:19.040
‫ولی اونا باید دست پلیس باشن، نه؟

00:03:19.040 --> 00:03:23.100
- مقر پلیس متروپولیتن لندن - ‫اما من قبلاً
فایلای حیاط اسکاتلند رو در مورد پرونده گیر آوردم.

00:03:23.470 --> 00:03:26.330
‫اما یه بخش مهمش حذف شده بود...

00:03:26.330 --> 00:03:27.880
‫به وسیله‌ی یه فرد ناشناس.

00:03:27.880 --> 00:03:29.610
‫چطوری اونا رو گیر آوردی؟

00:03:29.610 --> 00:03:31.220
‫اونش مهم نیست!

00:03:31.220 --> 00:03:34.260
‫چیزی که مهمه اینه که اون فایلای مهم گم شدن.

00:03:34.260 --> 00:03:38.240
‫اون تحقیقات یه عملیات همکاری بین بلو و پلیس بود.

00:03:38.690 --> 00:03:41.000
‫هرچیزی که دست پلیسه،
‫ باید دست بلو هم باشه.

00:03:41.000 --> 00:03:44.610
‫برای همین می‌خوام اسپیتز
‫به اون بلوی بی‌نقص نفوذ کنه...

00:03:44.610 --> 00:03:47.210
‫و پرونده‌ی تحریف نشده رو برام بیاره.

00:03:47.210 --> 00:03:50.480
‫با اون می‌تونی بی‌گناهیت رو ثابت کنی؟

00:03:50.480 --> 00:03:54.670
‫اونم خیلی مهمه، ولی مسئله‌ای که برای من مهمه یه‌چیز دیگه‌ست.

00:03:54.940 --> 00:03:58.160
‫موفو-سنسه گفت; اختلال کشتنِ قاتل من،

00:03:58.160 --> 00:04:02.050
‫ممکنه توسط یه‌طور مداخله‌ی درمانی ایجاد شده باشه.

00:04:02.390 --> 00:04:04.210
‫و من یه فکرایی در موردش دارم.

00:04:04.210 --> 00:04:07.080
‫سه ساعته که ازش هیچ‌چیزی به یاد نمیارم،

00:04:07.080 --> 00:04:09.450
‫زمانی که بعد از حادثه درمان شدم.

00:04:09.450 --> 00:04:12.520
‫و سوابق اون‌ بازه‌ی زمانی پاک شدن‌.

00:04:13.000 --> 00:04:14.450
‫پس اون‌موقع انجام شده؟

00:04:14.450 --> 00:04:16.020
‫اگه بتونیم سر در بیاریم چه اتفاقی افتاده،

00:04:16.020 --> 00:04:18.490
‫شاید بتونیم یه راهی برای مقابله باهاش پیدا کنیم.

00:04:18.800 --> 00:04:19.780
‫و از همه‌ی اینا مهم‌تر،

00:04:19.780 --> 00:04:24.200
‫باید کم‌کم بفهمیم کی پنج سال کارآگاهی کردن رو از من دزدیده.

00:04:26.080 --> 00:04:27.680
‫و برای رسیدن به این هدف...

00:04:27.680 --> 00:04:33.720
‫اگه بهم قول بدی اون فایلا رو برام پیدا کنی،
‫من هم دنبال خانواده‌ت می‌گردم اسپیتز.

00:04:34.460 --> 00:04:35.760
‫کافیه رون.

00:04:35.760 --> 00:04:38.920
‫چه فایلا رو به‌دست بیاری چه نه، باید دنبال خانواده‌ش بگردی.

00:04:39.880 --> 00:04:42.090
‫انقدر مسئله رو ساده نبین، توتو.

00:04:42.090 --> 00:04:44.640
‫شانس پیدا‌کردن خانواده‌ش خیلی پایینه.

00:04:44.640 --> 00:04:46.600
‫ما که این‌جا در راه‫رضای خدا کار نمی‌کنیم!

00:04:46.600 --> 00:04:48.560
‫ولی بازم، تو باید انجامش بدی.

00:04:48.560 --> 00:04:51.160
‫وقتی یه‌نفر توی مخمصه‌ست، تو بهش کمک می‌کنی.

00:04:51.160 --> 00:04:54.400
‫اسپیتز به ما کمک کرد، اون دوست‌ ماست، اینطور نیست؟

00:04:58.360 --> 00:05:02.050
‫دقیقا همینو می‌خواستم! ممنون توتوتو!

00:05:02.050 --> 00:05:04.080
‫از خودم خجالت کشیدم تعلل کردم.

00:05:04.080 --> 00:05:04.940
‫چی؟

00:05:04.940 --> 00:05:06.980
‫وقتی یه دوست برای من همه‌کاری می‌کنی،

00:05:06.980 --> 00:05:09.330
‫شعار من اینه که منم برای اون همه‌جوره مایه بذارم.

00:05:09.840 --> 00:05:12.040
‫من منظورم این نبود...

00:05:12.500 --> 00:05:14.650
‫شرایطت رو قبول می‌کنم، رون-کون.

00:05:14.650 --> 00:05:17.250
‫اگه بتونی برام برادر بزرگترمو
‫ پیدا کنی، منم اون فایلا رو میارم.

00:05:17.250 --> 00:05:19.970
‫خب، اگه اصرار می‌کنی، باش.

00:05:19.970 --> 00:05:21.410
‫این‌کارو نکن اسپیتز.

00:05:21.410 --> 00:05:23.970
‫رون داره ماهرانه ما رو وادار می‌کنه طبق خواسته‌ی اون عمل کنیم.

00:05:23.970 --> 00:05:25.490
‫اشکالی نداره توتوتو.

00:05:25.490 --> 00:05:27.930
‫گمونم منتظرش بودم تا همین‌کارو بکنه.

00:05:28.290 --> 00:05:32.390
‫به‌علاوه، بعد از شنیدن سرگذشت غم‌انگیز
‫رون-کون، این کمترین کاریه که ازم برمیاد.

00:05:32.390 --> 00:05:34.360
‫وقتایی که مسئله حیاتی‌تره یهویی حرف‌ گوش‌کن می‌شی!

00:05:34.360 --> 00:05:36.600
‫خب، حالا که تصمیمش گرفته شد، دیگه وقت رفتنه.

00:05:36.600 --> 00:05:38.220
‫چی؟ از همین الان دست به کار می‌شی؟

00:05:38.220 --> 00:05:41.420
‫وایسا! نمی‌تونی همینطوری پاشی بری اروپا یا هرجای دیگه.

00:05:41.420 --> 00:05:43.810
‫نخیر، می‌ریم یاماناشی!

00:05:44.280 --> 00:05:45.870
‫تو ژاپن؟

00:05:55.300 --> 00:05:59.150
‫برادرم کل دنیا رو می‌گشت تا در مورد باورهای محلی تحقیق کنه.

00:05:59.150 --> 00:06:00.670
‫اون یه قوم‌شناس بود.

00:06:01.080 --> 00:06:02.990
‫روستایی که قراره بریم، یادامورا...

00:06:02.990 --> 00:06:05.140
‫یکی از اون‌جاهاییه که چند‌باری اومد.

00:06:05.480 --> 00:06:08.720
‫برادرم تابستون یازده سال پیش ناپدید شد.

00:06:08.720 --> 00:06:11.850
‫منم اتفاقی توی تعطیلات مدرسه بودم، برای همین باهاش اومدم.

00:06:11.850 --> 00:06:15.090
‫اوه، پس اون‌موقع ژاپن بودی.

00:06:19.020 --> 00:06:21.610
‫یه مار! مار سفید.

00:06:21.610 --> 00:06:22.780
- ‫هیس!
- ‫یه صدایی می‌شنوم.

00:06:27.030 --> 00:06:28.280
‫از این‌طرف.

00:06:28.990 --> 00:06:30.520
‫هی رون!

00:06:32.780 --> 00:06:33.960
آبشاره؟

00:06:35.420 --> 00:06:37.640
‫فوق‌‌العاده‌ست.

00:06:47.510 --> 00:06:48.850
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

00:06:49.260 --> 00:06:51.830
‫اون... یه معبد ‌محلی هوکوراست.

00:06:52.220 --> 00:06:53.620
‫واقعا؟

00:07:00.960 --> 00:07:02.730
‫کی اون‌جاست؟

00:07:02.730 --> 00:07:05.890
‫شرمنده، از دستم در رفت.

00:07:05.890 --> 00:07:08.240
‫نزدیک بود سرتو بزنه.

00:07:11.910 --> 00:07:13.430
‫خطرناکه!

00:07:13.910 --> 00:07:17.130
‫شرمنده، بیشتر حواسمو جمع می‌کنم.

00:07:18.320 --> 00:07:22.380
اگه می‌خواین از این جلوتر برین، احتیاط کنین، باشه؟

00:07:29.420 --> 00:07:32.310
‫از این شیب که پایین بریم، می‌رسیم به یادامورا.

00:07:32.310 --> 00:07:35.000
‫این روستاییه که برادرم توش ناپدید شد.

00:07:40.050 --> 00:07:43.360
‫من مخالفم! یاداگامی-ساما همچین چیزی رو تحمل نمی‌کنن.

00:07:43.360 --> 00:07:46.340
‫درسته درسته! اینطوری آدمای بیشتری ناپدید می‌شن.

00:07:46.340 --> 00:07:48.160
‫دارن در مورد چیزی بحث می‌کنن؟

00:07:49.120 --> 00:07:50.120
‫هی.

00:07:51.000 --> 00:07:52.490
شماها کی هستین؟

00:07:53.010 --> 00:07:55.450
‫سلام شهردار! خیلی ‌وقته که همدیگه رو ندیدیم.

00:07:55.450 --> 00:07:57.970
‫اوه! اگه درست یادم باشه....

00:07:58.540 --> 00:08:00.420
‫درسته! تو اسپیتز-کونی...

00:08:00.970 --> 00:08:03.510
‫امروز چندتا از دوستام رو هم همراهم آوردم.

00:08:03.510 --> 00:08:05.900
‫ببخشید که مزاحم شدیم. اومدیم دنبال برادرم بگردیم.

00:08:05.900 --> 00:08:08.590
‫خب شهردار، امکانش هست بپرسم بحث در مورد چی بود؟

00:08:08.830 --> 00:08:12.680
‫موقعیت بدی رو شاهد بودین، بحث در مورد ساخت‌و‌ساز سد بود.

00:08:12.680 --> 00:08:17.640
‫یه غریبه می‌خواد که همه‌ی اهالی روستا، این‌جا رو تخلیه کنن.

00:08:18.130 --> 00:08:20.290
‫وقتی اینطوری در موردم می‌گی انگار که من آدم بدیم.

00:08:20.290 --> 00:08:22.360
‫من یه نماینده‌‌ی دولتم.

00:08:22.360 --> 00:08:25.570
‫یاداگامی-ساما اجازه نمی‌ده این‌جا یه سد بسازی و شهرو غرق کنی.

00:08:25.570 --> 00:08:27.820
‫دوباره خشم الهی یاداگامی-ساما رو سرمون نازل می‌شه.

00:08:27.820 --> 00:08:29.700
‫یاداگامی-ساما؟

00:08:30.280 --> 00:08:33.380
‫با حروف "خدای مار شب" نوشته می‌شه.

00:08:33.380 --> 00:08:37.460
‫خداییه که می‌گن از زمان‌های قدیم از این روستا محافظت می‌کنه.

00:08:38.090 --> 00:08:39.750
‫عــــــــــه.

00:08:39.750 --> 00:08:43.590
‫آه، من یه قوم‌شناسم. اسمم موروی هست.

00:08:43.880 --> 00:08:47.280
‫اومده بودم این‌جا تا در مورد یاداگامی تحقیق کنم، اما...

00:08:51.160 --> 00:08:54.350
‫با توجه به هیاهویی که سر سد ایجاد شده، گویا الان وقتش نیست.

00:08:54.350 --> 00:08:57.200
‫اول، بیاید همگی آروم باشیم.

00:08:57.200 --> 00:09:01.590
‫قرار نیست امروز یا فردا، روستا رو سیل برداره، نه؟

00:09:01.590 --> 00:09:05.270
‫دقیقاً. من فقط برای نظرسنجی اولیه اومدم.

00:09:05.270 --> 00:09:08.520
‫اگه اجازه بدیم این‌کارو بکنی، انگار که مهر تأیید به‌کارت زدیم!

00:09:08.520 --> 00:09:10.950
‫قبل اینکه بفهمیم می‌افتیم زیر سد.

00:09:12.920 --> 00:09:16.950
‫وای وای. باید یکم بهتر بهشون آموزش بدی جناب شهردار.

00:09:16.950 --> 00:09:20.230
‫به‌جای اینکه فقط ایمان به یاداگامی رو بکنی توی سرشون،

00:09:20.230 --> 00:09:22.920
‫باید بهشون یاد بدی یکم ادب داشته باشن.

00:09:23.840 --> 00:09:25.580
‫از فردا کار رو شروع می‌کنم.

00:09:25.580 --> 00:09:28.880
‫اگه دخالت کنید، ازتون شکایت می‌کنم. حواستون باشه.

00:09:29.330 --> 00:09:30.550
- ‫مرتیکه.
- ‫بسه دیگه.

00:09:31.940 --> 00:09:34.090
‫دیگه کافیه، پخش شید پخش شید!

00:09:39.020 --> 00:09:40.920
‫بـ ـ ببخشید شهردار!

00:09:40.920 --> 00:09:43.980
‫اگه این‌جا تهش بره زیر آب، من توی موقعیت خیلی بدی قرار می‌گیرم!

00:09:43.980 --> 00:09:46.420
‫منم همین حسو دارم.

00:09:46.420 --> 00:09:49.440
‫ولی این چیزیه که کشورمون ازمون می‌خواد.

00:09:50.000 --> 00:09:51.450
‫اما بازم...

00:09:51.900 --> 00:09:56.350
‫خب، همه‌تون شب می‌مونین، درسته؟

00:09:56.920 --> 00:10:00.330
‫بله. می‌شه لطفاً دوباره کلبه‌ی مهمان رو قرض بگیرم؟

00:10:00.330 --> 00:10:03.920
‫اون مأمورایی که یکم پیش دیدی اون‌جا می‌مونن.

00:10:03.920 --> 00:10:06.290
‫من شما رو می‌برم خونه‌ی خودم.

00:10:15.040 --> 00:10:17.760
‫وای، چه یهویی شد!

00:10:17.760 --> 00:10:19.690
‫یکم پیش هوا صافِ صاف بود

00:10:21.010 --> 00:10:24.580
‫ما به این‌طور بارون‌ها می‌گیم خشم یاداگامی-ساما.

00:10:24.580 --> 00:10:28.570
‫یه‌وقتایی هست که حتی خداها هم نمی‌تونن خشمشون رو کنترل کنن، نه؟

00:10:28.570 --> 00:10:30.970
‫خب حالا بیاید داخل.

00:10:30.970 --> 00:10:32.310
‫ممنون که دعوتمون کردین.

00:10:35.110 --> 00:10:37.820
‫تو این‌جا چیکار...؟

00:10:37.820 --> 00:10:40.420
‫اوه، میلی-چان، خیلی وقته ندیدمت!

00:10:40.420 --> 00:10:42.040
یکم پیش بالای آبشار تو بودی؟

00:10:42.040 --> 00:10:43.500
‫می‌شناسیش؟

00:10:44.350 --> 00:10:45.380
‫بله.

00:10:45.380 --> 00:10:47.960
‫ایشون نوه‌ی شهردار، میلی‌-چان‌ـه.

00:10:49.160 --> 00:10:51.670
‫اسپیتز-کون، خیلی وقته ندیدمت.

00:10:51.670 --> 00:10:54.010
‫ایشون اجازه دادن شب رو این‌جا بمونیم.

00:10:54.010 --> 00:10:56.970
‫واقعاً؟ لطفاً راحت باشین.

00:11:03.970 --> 00:11:05.330
‫این برادر بزرگترمه.

00:11:06.600 --> 00:11:09.080
‫این عکس مال روز قبل از ناپدید شدنشه.

00:11:09.080 --> 00:11:13.820
‫داشتیم از روستایی‌ها در مورد افسانه‌ی یاداگامی می‌پرسیدیم.

00:11:14.360 --> 00:11:18.310
‫بعدش به کلبه‌ی مهمان اون‌طرف رودخونه برگشتیم، تا بخوابیم.

00:11:18.310 --> 00:11:20.420
‫وقتی روز بعدش چشم‌هام رو باز کردم،

00:11:20.780 --> 00:11:23.040
‫برادرم هیچ‌جا پیداش نبود.

00:11:23.360 --> 00:11:26.750
‫فکر کردم رفته بیرون، برای همین رفتم دنبالش بگردم، اما...

00:11:28.310 --> 00:11:30.210
‫هیچوقت پیداش نکردی؟

00:11:31.590 --> 00:11:35.970
‫از همه‌ی روستایی‌ها پرسیدم، اما همه گفتن ندیدنش.

00:11:35.970 --> 00:11:38.620
‫بعدش فوراً رفتم ایستگاه پلیس.

00:11:39.030 --> 00:11:42.670
‫روستایی‌ها بهشون کمک کردن اعماق کوهستان رو بگردن،

00:11:42.670 --> 00:11:44.940
‫ولی هیچ نشونی از اینکه از روستا خارج شده باشه وجود نداشت.

00:11:45.370 --> 00:11:47.310
‫انگار که واقعاً ناپدید شده باشه

00:11:47.310 --> 00:11:49.270
‫مثل اون افسانه‌های رازآلوده.

00:11:49.920 --> 00:11:52.730
‫بگذریم رون-کون، اون...

00:11:52.730 --> 00:11:53.850
عه؟

00:11:54.190 --> 00:11:56.890
‫توفو، تسوکه‌مونو، و سبزی وحشی.

00:11:56.890 --> 00:11:58.910
‫و یه عالمه شیره‌ی شکر قهوه‌ای.

00:11:59.740 --> 00:12:01.290
‫می‌شه یکمی بخورم؟

00:12:01.290 --> 00:12:03.700
‫با یه گاز کنده بده پایین.

00:12:04.260 --> 00:12:06.100
‫مثل اینکه داره بهشون خوش می‌گذره.

00:12:08.100 --> 00:12:09.880
‫بارون بند اومد.

00:12:09.880 --> 00:12:13.840
‫شهردار زحمت کشید بهمون اتاقی رو داد که به رودخونه دید داره،

00:12:14.180 --> 00:12:16.800
‫ولی شب که می‌شه، منظره‌ش زیاد هم خوب نیست.

00:12:17.250 --> 00:12:20.260
‫پس اون کلبه‌ی مهمانه که مأموره توش می‌مونه؟

00:12:20.260 --> 00:12:21.190
‫صبر کن.

00:12:22.760 --> 00:12:23.790
‫چی؟!

00:12:25.110 --> 00:12:26.310
‫چی شده؟

00:12:31.020 --> 00:12:32.890
‫این چیه؟

00:12:32.890 --> 00:12:35.150
‫یه مار بزرگ؟ داره بهمون چشم غره می‌ره!

00:12:35.150 --> 00:12:36.860
‫دور یه نفر پیچیده شده.

00:12:36.860 --> 00:12:38.070
‫بریم یه نگاهی بندازیم.

00:12:39.450 --> 00:12:40.900
‫ما می‌ریم بیرون.

00:12:45.990 --> 00:12:48.960
‫این تنها ورودی به کلبه‌ی مهمانه.

00:12:48.960 --> 00:12:50.330
‫صبر کنید!

00:12:51.290 --> 00:12:54.230
‫زمین به‌خاطر بارون گِلی‌ـه و هیچ رد پایی هم نیست.

00:12:54.820 --> 00:12:56.730
‫کسی وارد یا خارج نشده.

00:13:01.050 --> 00:13:02.180
‫در قفل نیست.

00:13:03.960 --> 00:13:05.220
‫با اجازه.

00:13:07.600 --> 00:13:09.010
‫اون صدای چی بود؟

00:13:10.500 --> 00:13:11.880
‫کسی این‌جا نیست.

00:13:12.220 --> 00:13:13.980
‫دستشویی هم خالیه.

00:13:20.160 --> 00:13:21.110
‫ناپدید شدن؟

00:13:29.540 --> 00:13:31.220
‫صبح روز بعد،

00:13:31.220 --> 00:13:33.440
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

00:13:33.440 --> 00:13:35.910
‫مأمور که به طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

00:13:36.500 --> 00:13:41.010
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

00:13:50.520 --> 00:13:52.780
‫گویا دلیل مرگش...

00:13:52.780 --> 00:13:55.750
‫ضربه‌ای بوده که حین افتادن توی حوضچه به سرش خورده.

00:13:55.750 --> 00:13:58.390
‫ آثار خفه‌شدن با چیزی مثل طناب داره،

00:13:58.390 --> 00:14:00.130
‫ولی هیچ سلاحی پیدا نشده.

00:14:01.360 --> 00:14:03.380
‫نگران نباش. من انتقامت رو می‌گیرم.

00:14:03.380 --> 00:14:05.450
‫پس همه‌چیز رو بهم بگو، باشه؟

00:14:05.760 --> 00:14:09.380
‫ولی واقعاً اون کبودی رو گردنش، شبیه فلس ماره.

00:14:09.910 --> 00:14:13.030
‫یعنی یه مار خفه‌ش کرده؟ غیرممکنه.

00:14:16.790 --> 00:14:19.650
‫چیزی که شما سه‌نفر دیدین، یاداگامی-ساما بوده!

00:14:19.650 --> 00:14:23.010
‫یاداگامی-ساما مأمور رو از کلبه‌ی مهمان بیرون آورده!

00:14:23.010 --> 00:14:26.960
‫ولی هیچ مدرکی دال بر ورود و خروج کسی به کلبه‌ی مهمان نبود.

00:14:26.960 --> 00:14:29.470
‫یاداگامی-ساما باید می‌کشیدش بیرون.

00:14:29.470 --> 00:14:32.180
به‌نظرت این به‌خاطر اراده‌ی خدا نبوده؟

00:14:32.500 --> 00:14:33.520
‫خب...

00:14:38.150 --> 00:14:39.140
‫بابابزرگ!

00:14:39.140 --> 00:14:40.900
‫چرا هیچ کاری نمی‌کنی؟!

00:14:40.900 --> 00:14:43.610
‫غریبه‌ها نباید وارد آبشار بشن!

00:14:44.040 --> 00:14:47.070
‫باتوجه به شرایطشون بهشون اجازه دادم.

00:14:49.530 --> 00:14:55.750
‫میلی، اسپیتز-کون الان یه کارآگاهه، و اون
‫آقایی که کنارشه یه پلیس از توکیوـه.

00:14:55.750 --> 00:14:58.210
‫وای! یه افسر پلیسه؟

00:14:58.510 --> 00:15:02.800
‫با افسر ایشکی آشنا شین. مردم ایشونو به‌عنوان یه کارآگاه بزرگ می‌شناسن.

00:15:02.800 --> 00:15:06.260
آهان. واقعاً؟

00:15:07.860 --> 00:15:09.140
‫و ایشون کی باشن؟

00:15:09.680 --> 00:15:11.470
‫فکر کنم این آقا...

00:15:11.470 --> 00:15:13.430
‫اوه! اون...

00:15:14.770 --> 00:15:19.440
‫رون-کون یکی از دوستای بنده‌ست که با همدیگه علایق
‫مشترک داریم. ما با هم کاغذای بسته‌بندی کمیاب رو جمع می‌کنیم!

00:15:19.440 --> 00:15:21.270
‫چه سرگرمی جالبی.

00:15:22.980 --> 00:15:24.610
‫راستی، میلی-کون،

00:15:24.610 --> 00:15:27.950
‫دیروز اون بالا کنار آبشار داشتی چیکار می‌کردی؟

00:15:29.080 --> 00:15:30.450
‫داشتم...

00:15:34.410 --> 00:15:38.730
‫داشتم توی این معبد برای یاداگامی-ساما پیشکش می‌ذاشتم.

00:15:39.590 --> 00:15:43.020
‫این آبشار جاییه که ما برای محافظت از روستا قدردانیمون رو نشون می‌دیم.

00:15:43.020 --> 00:15:47.030
‫رسمه که روستایی‌ها هر روز برای پیشکش کردن بیان.

00:15:50.300 --> 00:15:53.640
‫شماها واقعاً باور دارین یاداگامی-ساما وجود داره؟

00:15:53.640 --> 00:15:57.100
‫چـ ـ چطور جرئت می‌کنی همچین سوالی بپرسی؟
‫معلومه که وجود دارن.

00:15:57.100 --> 00:15:59.810
‫درست همون‌طور که تا الان وجود
‫داشتن و همینطور برای از الان به بعد!

00:16:05.100 --> 00:16:08.700
‫درسته! همین عذابی که به سر مأمور نازل شد خودش مدرکه!

00:16:08.700 --> 00:16:10.530
‫شماها این‌طور فکر نمی‌کنین؟

00:16:11.000 --> 00:16:14.270
‫درسته! اون مورد خشم یاداگامی-ساما قرار گرفت!

00:16:14.270 --> 00:16:15.650
- ‫برای همینه که ما از غریبه‌ها متنفریم.
- ‫اونا کی پیداشون شد؟

00:16:26.270 --> 00:16:28.550
‫گفتم الان بهمون حمله می‌کنن.

00:16:28.810 --> 00:16:31.970
‫وقتی عقاید با چنین رفتار استثنایی‌ای همراه می‌شن،

00:16:31.970 --> 00:16:34.850
‫گاهی‌اوقات می‌تونه شبیه حالتی مثل هیپونتیزم جمعی عمل کنه.

00:16:34.850 --> 00:16:36.520
‫این دقیقاً چیزیه که این‌جا شاهدش بودیم.

00:16:37.220 --> 00:16:41.230
‫واسه‌م سواله چی باعث می‌شه انقدر متعصب باشن.

00:16:43.810 --> 00:16:45.650
‫اوضاع توی آبشار چطور بود؟

00:16:45.650 --> 00:16:49.110
‫اوه، شما همون قوم‌شناسی.

00:16:49.640 --> 00:16:50.710
‫موروی‌ام.

00:16:50.710 --> 00:16:52.610
‫و شنیدم که شما هم کارآگاهین.

00:16:52.610 --> 00:16:56.080
‫می‌دونین که غریبه‌ها نمی‌تونن وارد
‫آبشار شن، برای همین کنجکاو بودم.

00:16:58.150 --> 00:17:01.980
‫این شایعه که یاداگامی-ساما مأمور رو کشته حقیقت داره؟

00:17:01.980 --> 00:17:04.540
‫ما نمی‌دونیم یاداگامی-ساما بوده یا نه، ولی...

00:17:05.100 --> 00:17:07.920
‫پس واقعاً مرگ بوده...

00:17:09.510 --> 00:17:13.380
‫من در مورد افسانه‌ی خدایان که توی حومه‌ی شهر
‫ نسل به نسل منتقل شده مطالعه کردم.

00:17:13.380 --> 00:17:15.170
‫ولی یاداگامی-ساما خیلی خاصه.

00:17:15.170 --> 00:17:18.230
‫همون‌طور که می‌بینین افسانه‌ش هنوز زنده‌ست.

00:17:18.230 --> 00:17:20.980
‫حتی گزارش‌های از قدرت ناپدید کردنش هست.

00:17:20.980 --> 00:17:23.040
‫قدرت ناپدید کردن؟

00:17:23.440 --> 00:17:27.260
‫پونزده‌سال پیش هم برنامه‌ای برای تأسیس یه سد بود.

00:17:27.260 --> 00:17:31.400
‫اما وقتی زمان ساخت‌وسازش رسید،
‫همه‌ی ماشین‌آلات سنگین ناپدید شدن.

00:17:31.400 --> 00:17:32.450
‫چی؟

00:17:33.350 --> 00:17:36.830
‫و برادر شما هم یازده‌سال پیش این‌جا ناپدید شدن، درسته؟

00:17:37.130 --> 00:17:38.830
‫آ ـ آره.

00:17:38.830 --> 00:17:41.160
‫وقتی این‌جا توی این روستا وقت می‌گذرونین،

00:17:41.160 --> 00:17:43.790
‫غیرممکنه که قدرت یاداگامی-ساما رو حس نکنید.

00:17:44.320 --> 00:17:48.310
‫من یه‌بار از کوه افتادم و هوشیاریم رو از دست دادم.

00:17:48.310 --> 00:17:50.770
‫اما وقتی به هوش اومدم، دیگه توی کوه نبودم.

00:17:50.770 --> 00:17:52.760
‫به‌جای اون متوجه شدم توی دامنه‌ش دراز کشیدم.

00:17:53.150 --> 00:17:54.630
‫مطمئنین؟

00:17:55.420 --> 00:17:58.560
‫راستش، من اخیراً...

00:17:58.560 --> 00:18:00.550
‫شیفته‌ی یاداگامی-ساما شدم،

00:18:00.550 --> 00:18:03.520
‫تو فکر اینم که برای زندگی به این روستا بیام.

00:18:04.640 --> 00:18:08.940
‫موروی-کون، دیروز وقتی بارون میومد شما داشتین چیکار می‌کردین؟

00:18:08.940 --> 00:18:10.860
‫بـ ـ به من شک دارین؟

00:18:10.860 --> 00:18:13.400
‫به معبدی رفتم که یاداگامی-ساما درونش قرار داره!

00:18:13.400 --> 00:18:15.670
‫اوه، من اون‌جا بودم.

00:18:15.670 --> 00:18:17.870
‫پوست ریخته‌‌شده‌ی یه مار بزرگ اون‌جا نگه‌داری می‌شه.

00:18:17.870 --> 00:18:20.290
‫حتی چشم و نیش هم داره،

00:18:20.290 --> 00:18:23.350
‫به علاوه‌ی طومارهای آویزون و دست‌نوشته‌هایی
‫ که یاداگامی-ساما رو به تصویر می‌کشن.

00:18:23.350 --> 00:18:25.570
‫به عنوان یه موزه و مرکز بایگانی بشدت چشمگیر عمل می‌کنه.

00:18:25.570 --> 00:18:26.580
عـــه؟

00:18:26.580 --> 00:18:29.550
- ‫اما بنا به دلایلی، دیروز بسته بود.
- تا اطلاع ثانوی بسته است - تا اطلاع ثانوی بسته است

00:18:29.550 --> 00:18:33.010
‫دیگه‌ای چاره‌ای نداشتم جز اینکه به خونه‌ی
‫سوزوکی-سان که توش می‌مونم، برگردم.

00:18:38.970 --> 00:18:39.930
چی شده؟

00:18:39.930 --> 00:18:42.590
‫همین مکالمه‌ی یکم پیش...

00:18:42.590 --> 00:18:44.520
‫یه‌چیزیش روی مخمه...

00:18:45.690 --> 00:18:48.630
‫خب نظرتون چیه اتفاقات رو کنار هم بچینیم؟

00:18:49.230 --> 00:18:52.570
‫موقع شام، وقتی به بیرون خونه‌ی شهردار نگاه کردیم،

00:18:52.570 --> 00:18:55.320
‫می‌تونستیم ببینیم یه مار دور کسی پیچیده شده.

00:18:55.320 --> 00:18:58.210
‫فوراً به کلبه‌ی مهمان رفتیم، با وجودی که بیرون گِلی بود،

00:18:58.210 --> 00:19:01.080
‫ولی اثری از ردپا نداشت.

00:19:01.080 --> 00:19:04.900
‫همه‌ی پنجره‌های اون‌جا میله داشتن.

00:19:05.210 --> 00:19:08.040
‫که یعنی کسی وارد یا خارج نشده.

00:19:08.040 --> 00:19:12.510
‫وقتی وارد کلبه شدیم، یه صدای بلند شنیدیم،

00:19:12.510 --> 00:19:14.510
‫ولی هیچکسی بیرون نبود.

00:19:14.510 --> 00:19:16.760
‫به‌نظرتون اون چه صدایی بود؟

00:19:19.220 --> 00:19:22.040
‫صدای تلپورت یاداگامی؟

00:19:22.040 --> 00:19:23.430
اینم جزء گزینه‌ها بود؟

00:19:23.430 --> 00:19:26.390
‫من خودم عاشق داستانای غیبیِ به‌درد بخورم.

00:19:27.070 --> 00:19:30.460
‫اما متأسفانه، هیچوقت اصل جنس به تورم نخورده.

00:19:30.860 --> 00:19:34.410
‫پس فکر می‌کنی ممکنه پای یه مجرم دیگه در میون باشه؟

00:19:34.410 --> 00:19:37.200
‫البته، نمی‌تونم بگم صد درصد مطمئنم...

00:19:37.200 --> 00:19:38.980
‫دویست درصد مطمئنم!

00:19:38.980 --> 00:19:40.530
‫بیشتر!

00:19:42.870 --> 00:19:45.370
‫ببخشید که معطلتون کردیم. بفرمایید داخل.

00:19:51.090 --> 00:19:54.380
‫اینکه ما یاداگامی-ساما رو توی این اتاق دیدیم که حقیقت داره.

00:19:54.380 --> 00:19:56.550
‫چطور تونست ناپدید بشه؟

00:19:56.950 --> 00:19:59.890
‫اوه! نکنه اتاق مخفی‌ای چیزی این‌جا هست؟

00:19:59.890 --> 00:20:02.850
‫خب، ما همه‌ی این‌جا رو گشتیم.

00:20:03.280 --> 00:20:05.510
‫گردوغبار زیر سقف دست‌ نخورده بود.

00:20:05.510 --> 00:20:07.300
‫نشونه‌ای از اینکه کسی اون بالا باشه وجود نداشت.

00:20:07.300 --> 00:20:09.980
‫دیوارها و میله‌ها هم محکمن نمی‌شه برشون داشت.

00:20:09.980 --> 00:20:12.180
‫همه‌ی تشک‌های تاتامی رو هم برگردوندیم،

00:20:12.180 --> 00:20:14.220
‫ولی جایی برای مخفی‌شدن نبود.

00:20:15.360 --> 00:20:16.930
‫که این‌طور.

00:20:17.280 --> 00:20:20.130
‫ولی یه سرنخ پیدا کردیم.

00:20:20.130 --> 00:20:20.810
‫چی؟

00:20:21.240 --> 00:20:22.530
‫این.

00:20:22.530 --> 00:20:24.700
‫شیره‌ی شکر قهوه‌ای رون!

00:20:24.700 --> 00:20:26.660
‫پس این‌جا بود!

00:20:26.660 --> 00:20:30.340
‫دیروز که دویدیم بیرون توی دهنم بود، ولی یه‌جایی غیبش زد.

00:20:30.710 --> 00:20:33.620
‫اوه نگاه کن، همه‌ی تشکای تاتامی رو کثیف کردی.

00:20:34.170 --> 00:20:37.300
‫شرمنده، اون انداختتش.

00:20:37.300 --> 00:20:38.890
‫که این‌طور.

00:20:38.890 --> 00:20:42.680
‫در اون صورت، دیگه هیچ سرنخی نداریم.

00:20:42.680 --> 00:20:45.690
‫هیچ... سرنخی...نداریم...

00:20:47.140 --> 00:20:48.150
‫ها؟

00:20:48.150 --> 00:20:51.250
‫پس یاداگامی واقعاً وجود داره...

00:20:51.250 --> 00:20:52.830
‫و برادر من...

00:20:53.230 --> 00:20:56.310
‫در برابر خدا قدرتی نداشته.

00:20:58.890 --> 00:21:00.290
‫آنیکی...

00:21:01.320 --> 00:21:05.970
‫یکم رفتارات شبیه بچه‌هاست، اما می‌تونی
‫یه‌کاری کنی تا مردم دوستت داشته باشن.

00:21:05.970 --> 00:21:11.170
‫دوستای خوب پیدا کن، و راهی رو پیش بگیر تا به مردم کمک کنی.

00:21:11.170 --> 00:21:12.530
‫ازت انتظارای زیادی دارم.

00:21:14.620 --> 00:21:16.470
‫چرا...؟

00:21:20.980 --> 00:21:22.340
‫چی شده، اسپیتز؟

00:21:23.650 --> 00:21:25.380
‫یه مار سفید توی رودخونه‌ست.

00:21:25.790 --> 00:21:27.310
‫یاداگامیه!

00:21:29.160 --> 00:21:31.770
‫چی؟ من که چیزی نمی‌بینم.

00:21:44.120 --> 00:21:47.660
‫وقتی شما افسرها به این‌‌جا اومدین،
‫بطری شیره‌ی شکر قهوه‌ای کجا بود؟

00:21:47.660 --> 00:21:50.000
‫تشک‌های تاتامی که برداشته بودیم
‫رو برگردوندیم سر جاشون،

00:21:50.000 --> 00:21:51.370
‫پس دقیقاً همون‌جایی بود که الان هست.

00:21:53.300 --> 00:21:54.880
‫افسر ایشکی...

00:21:54.880 --> 00:21:58.840
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید کردن یاداگامی سر در آوردین.

00:21:58.840 --> 00:21:59.880
عه؟

00:22:00.340 --> 00:22:02.640
‫حلش کردی، نه؟ رون.

00:22:03.320 --> 00:22:07.200
‫افسانه‌های زنده‌ای که توسط زنده‌ها خلق شدن.

00:22:07.220 --> 00:22:14.220
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:14.250 --> 00:22:21.250
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.