﻿WEBVTT

00:00:00.090 --> 00:00:14.090
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:14.400 --> 00:00:18.440
در مواجهه با غم، میخندیم

00:00:18.450 --> 00:00:22.530
زندگی کردن یعنی خیمه شب بازی

00:00:22.540 --> 00:00:26.620
...وقتی که قلبت به تپش میفته

00:00:26.630 --> 00:00:29.870
قهوه میل داری؟

00:00:31.140 --> 00:00:33.000
یک، دو، دو، یک، دو، دو

00:00:33.010 --> 00:00:34.250
یک، دو، دو، سه

00:00:34.260 --> 00:00:37.510
ظاهرا نمی تونم به خوبی برقصم

00:00:37.520 --> 00:00:40.420
...درد و کینه و غم رو

00:00:40.430 --> 00:00:44.510
...مخلوط‌شون کن، خمیرشون کن

00:00:44.520 --> 00:00:47.670
و بعدش یه بوس شب بخیر

00:00:48.460 --> 00:00:52.640
میشه برقصیم؟ بیا برقصیم

00:00:52.650 --> 00:00:56.150
ناامیدی و نیاز. زندگی همینه

00:00:56.990 --> 00:00:58.610
!زندگی سایه‌ای

00:00:58.620 --> 00:01:02.150
درمورد چیزهای بی اهمیت معما نساز

00:01:02.160 --> 00:01:04.660
بیا یکی بشیم

00:01:04.670 --> 00:01:08.670
...چقدر خوبه (چقدر خوبه)  چقدر خوبه

00:01:08.680 --> 00:01:15.590
انسان ها...انسان بودن...چقدر خوبه

00:01:30.110 --> 00:01:34.100 line:20%
آسمان شب

00:01:34.110 --> 00:01:37.750
.جان ساما و کیت ساما الان باید توی جلسه‌ی همسالان باشن

00:01:37.760 --> 00:01:39.180
.یعنی مشکلی ندارن

00:01:39.190 --> 00:01:40.490
.مخصوصا جان ساما

00:01:40.500 --> 00:01:42.230
!مطمئنم مشکلی ندارن

00:01:42.520 --> 00:01:44.790
.فقط پنج روز مونده به جشن و سور بعدی

00:01:44.800 --> 00:01:47.750
!بیا تمام تلاش‌مونو بکنیم تا نقشه کامل بشه

00:01:47.970 --> 00:01:49.500
!یه اکتشاف شبانه

00:01:50.850 --> 00:01:53.750
.مثل اتاق زیر شیروونی می مونه

00:01:53.760 --> 00:01:56.600
.جاهای زیادی هست که غیرقابل استفادن

00:01:56.610 --> 00:01:58.830
.یعنی قدمت این خونه چقدره

00:01:59.530 --> 00:02:02.150
.گمونم از اینجا بشه رفت روی پشت بوم

00:02:02.750 --> 00:02:03.590
امیلیکو؟

00:02:04.050 --> 00:02:06.560
.تو همیشه با کله میری تو خطر

00:02:16.230 --> 00:02:17.730
...شاون

00:02:17.740 --> 00:02:20.090
تا حالا خواستی بری بیرون؟

00:02:20.740 --> 00:02:22.860
بیرون خونه‌ی سایه ها؟

00:02:23.170 --> 00:02:25.870
.چی شده؟ ناراحت به نظر میای

00:02:26.510 --> 00:02:29.330
.احساس بی قراری و افسردگی دارم

00:02:29.760 --> 00:02:33.610
من هی به این فکر میکنم که چجور انسانی هستم
.و معنی این چیه

00:02:36.570 --> 00:02:41.700
اگه خاطرات انسانیم کاملا برگردن
چه چیزایی تغییر میکنن؟

00:02:41.710 --> 00:02:44.630
...الان هیچی یادم نمیاد

00:02:45.480 --> 00:02:48.430
.منم همینطور. حق با توئه

00:02:49.030 --> 00:02:50.380
بیرون، ها؟

00:02:51.170 --> 00:02:53.230
اگه از یه روستایی اومدیم

00:02:53.240 --> 00:02:56.140
پس اگه اینجا رو ترک کنیم، میتونیم برگردیم به اونجا؟

00:02:56.150 --> 00:02:58.430
اگه برگردیم، زندگی شادی در انتظارمونه؟

00:03:04.760 --> 00:03:07.190
اینجا توی خونه وقت زیادی برای خوابیدن نداریم

00:03:07.200 --> 00:03:08.910
.و تمیزکاری یه وظیفه‌ی خیلی مهمه

00:03:08.920 --> 00:03:11.470
.در مقایسه با اربابای سایه، غذای ما ناچیزه

00:03:11.860 --> 00:03:15.670
.اما زندگی توی روستا هم ممکنه همینطور باشه

00:03:16.160 --> 00:03:19.630
.دوست دارم بدونم قبلانا چیکار میکردیم

00:03:20.030 --> 00:03:23.420
.به نظر من تو و ریکی توی خانواده های ثروتمند به دنیا اومدید

00:03:23.690 --> 00:03:25.750
.تو از قبل خوندن و نوشتن بلد بودی

00:03:25.760 --> 00:03:27.950
...نه ریکی

00:03:27.960 --> 00:03:30.340
احتمالا از اونایی بوده که تازه ثروتمند شدن، موافق نیستی؟

00:03:30.930 --> 00:03:33.650
...خانواده‌ی من از اون قدیمی هاشن

00:03:34.070 --> 00:03:35.340
.از اون تاجراش

00:03:35.350 --> 00:03:38.030
!اوه، پس تاجر شاون

00:03:38.490 --> 00:03:40.690
.مثل جان ساما حرف میزنی

00:03:41.160 --> 00:03:43.320
من توی گلدوزی کارم خوبه

00:03:43.330 --> 00:03:45.930
.پس شاید کارم یه چیزی مربوط به دوخت و دوز باشه

00:03:45.940 --> 00:03:50.070
اوه ولی خیلی قوی‌ام، پس شاید یه کشاورز باشم؟

00:03:50.080 --> 00:03:52.400
!نونوا هم اگه باشم خیلی خوبه

00:03:52.420 --> 00:03:54.420
...یا پرنده بین

00:03:54.430 --> 00:03:56.290
پرنده بینی مگه کاره؟

00:03:56.300 --> 00:03:58.280
!اه، نمی تونم انتخاب کنم

00:03:58.290 --> 00:04:00.030
.انتخاب کردنی که نیست

00:04:00.040 --> 00:04:02.190
.لو به نظر میاد یه باغبون باشه

00:04:02.200 --> 00:04:05.790
اینو فقط به این خاطر میگی چون یه بار
با قیچی توی باغ دیدیش، درسته؟

00:04:06.160 --> 00:04:08.390
.واقعا نمی تونم تصور کنم لو چه شکلی بوده

00:04:08.400 --> 00:04:10.220
.اون به اندازه‌ی کافی خصوصیت نداره

00:04:10.430 --> 00:04:12.850
احتمالا یه دختر فروشنده بوده که
!همه دوست داشتن ببیننش

00:04:12.860 --> 00:04:14.220
.این یه طرز فکر اشتباس

00:04:15.400 --> 00:04:18.260
...توی خونه‌ی سایه ها بعنوان یه عروسک زنده بمونید

00:04:18.270 --> 00:04:20.550
...یه بعنوان یه انسان برید بیرون

00:04:20.560 --> 00:04:22.600
کدومش شما رو به خوشبختی می رسونه؟

00:04:22.960 --> 00:04:26.430
.حالا که حرفش شد، موندم چرا به ما میگن عروسک های زنده

00:04:26.440 --> 00:04:28.270
اگه بچه ها رو از روستا آوردن

00:04:28.280 --> 00:04:31.610
پس می تونستن راحت بگن بچه هایین
.که خدمتکار خونه‌ان

00:04:31.620 --> 00:04:35.990
.اگه اینکارو میکردن، اونوقت کمبود خاطرات شک بر انگیز میشد

00:04:36.000 --> 00:04:37.610
.اوه درسته

00:04:37.850 --> 00:04:42.770
،اما اینطوری، هر رفتاری هم که باهامون بکنن
.ما فکر میکنیم بحاطر اینه که عروسکیم

00:04:44.160 --> 00:04:46.630
.برای اینه که کمتر از زندگی خودمون آگاه بشیم

00:04:48.640 --> 00:04:49.630
...میگم

00:04:49.640 --> 00:04:53.910
بهمون گفتن ما درست شدیم تا
.چهره‌ی اربابای سایه‌مون باشیم

00:04:53.920 --> 00:04:55.920
اما خلافش درسته، نه؟

00:04:56.790 --> 00:04:59.950
اربابای سایه درست شدن تا تابع ما باشن، نه؟

00:04:59.960 --> 00:05:02.100
.من اینطور فکر نمی کنم

00:05:02.110 --> 00:05:03.610
.بهرحال اونا هم‌ همه کار میکنن

00:05:03.620 --> 00:05:05.060
حتی اگه‌ شبیه ما باشن

00:05:05.070 --> 00:05:07.320
صدا و شخصیت هاشون فرق میکنه، موافق نیستی؟

00:05:07.650 --> 00:05:09.980
.منظورم این نیست که اونا یه وسیله‌ان و ساخته شدن

00:05:09.990 --> 00:05:13.160
.اربابای سایه به تابعیت در کنار انسان ها بزرگ شدن

00:05:13.170 --> 00:05:16.950
.و مطمئنم که اونها هم تحت تاثیر انسان هان

00:05:17.300 --> 00:05:18.950
.جان ساما یه بار یه چیزی گفت

00:05:18.960 --> 00:05:22.200
گفت که تفاوت زیادی بین چیزایی که
.اون یادشه و من یادمه نیست

00:05:22.210 --> 00:05:26.950
اون برای مدتی توی اتاقش زندگی میکرده که
.بعدش من اومدم

00:05:26.960 --> 00:05:30.350
شاید تعامل با انسان ها چیزی بوده که آگاهی‌شونو بهبود داده؟

00:05:30.360 --> 00:05:31.300
اگه اینطور باشه

00:05:31.310 --> 00:05:34.710
.پس ما نمیدونیم اربابی سایه هم سن مان یا نه

00:05:34.720 --> 00:05:36.270
تعامل؟

00:05:36.280 --> 00:05:39.610
بوس شب بخیر هم قانونیه که توی
.خونه‌ی سایه ها مقرر شده

00:05:39.620 --> 00:05:43.230
.شاید این براشون لازمه تا بیشتر شکل انسان ها باشن

00:05:43.510 --> 00:05:47.170
اینکه چرا رام در اولین آزمونش شکست خورد
.برام یه معما بود

00:05:47.180 --> 00:05:48.810
وقتی رام اراده‌ی انجام کاری رو داشت

00:05:48.820 --> 00:05:51.220
.قدرت غلبه به هر چیزی رو به دست می آورد

00:05:51.230 --> 00:05:52.650
.درسته

00:05:52.660 --> 00:05:55.200
.شرلی ساما هیچ وقت هیچ حرفی نزد

00:05:55.210 --> 00:05:57.990
شاید حرف نمی زد چون رام جرات ارتباط برقرار کردن باهاش رو نداشت؟

00:05:58.000 --> 00:06:00.340
پس نتونسته زیاد شبیه انسان ها بشه؟

00:06:00.350 --> 00:06:04.910
اربابای سایه‌ی دیگه‌ای هم مثل اون
.توی آزمون شکست خوردن، ولی باهاش کنار اومدن

00:06:05.760 --> 00:06:08.910
!با مرگ ارباب‌شون، لباس عزا می پوشن

00:06:08.920 --> 00:06:10.830
چرا اینو یهو گفتی؟

00:06:11.160 --> 00:06:13.080
.عروسک های رداپوش

00:06:13.090 --> 00:06:15.500
.لباس هایی که اونا پوشیدن لباس عزاس

00:06:15.510 --> 00:06:19.260
عروسک های زنده‌ای که اسم و نقش خودشون رو
در غالب چهره از دست دادن

00:06:19.270 --> 00:06:20.600
.شاید معنی لباس ها یعنی همین

00:06:20.610 --> 00:06:24.590
!ممکنه رام یه جایی بین عروسک های رداپوش باشه

00:06:24.890 --> 00:06:27.020
!بیا بریم به همه‌شون یه نگاهی بندازیم

00:06:27.030 --> 00:06:27.890
!نمیشه

00:06:27.900 --> 00:06:30.630
!همچین حرکات مشکوکی به سرعت گزارش میشن

00:06:31.360 --> 00:06:35.350
.ولی یه روز، حتما رام رو نجات میدیم

00:06:38.160 --> 00:06:40.610
.بعد از این حرفا، حتما این کارو میکنیم

00:06:41.010 --> 00:06:42.080
...اسم من

00:06:42.650 --> 00:06:43.620
.جانه

00:06:43.630 --> 00:06:44.540
عه؟

00:06:44.910 --> 00:06:46.800
.اینو به جان ساما نگو

00:06:46.810 --> 00:06:50.610
وقتی روابط عروسک های زنده و سایه ها رو در نظر بگیری

00:06:50.620 --> 00:06:53.750
به نطر درست نمیاد که یه سایه اسم انسانی داشته باشه، نه؟

00:06:53.760 --> 00:06:56.330
این یعنی اسم من کیته؟

00:06:56.340 --> 00:06:58.990
.اوه، نمی تونم به یاد بیارم

00:07:01.320 --> 00:07:03.630
چرا همدیگه رو با اون اسما صدا نکنیم؟

00:07:04.770 --> 00:07:05.840
.کیت

00:07:05.850 --> 00:07:06.630
!جان

00:07:09.850 --> 00:07:11.070
داریم چیکار میکنیم؟

00:07:11.080 --> 00:07:12.890
!به نظر درست نمیاد

00:07:13.340 --> 00:07:14.920
.ریکی، پاتریک بوده

00:07:14.930 --> 00:07:16.060
.لو، لوئیز بوده

00:07:16.070 --> 00:07:17.460
.رام، شرلی بوده

00:07:17.470 --> 00:07:20.540
.نگفتن "ساما" یکم برام عجیبه

00:07:20.820 --> 00:07:25.530
.من از امیلیکو که کیت ساما بهم داده خوشم میاد

00:07:25.810 --> 00:07:27.400
...کیت ساما

00:07:27.410 --> 00:07:29.470
...این حقیقت که عروسک های زنده انسانن

00:07:29.480 --> 00:07:31.790
اون اطلاعات رو از کجا گیر آورده؟

00:07:32.160 --> 00:07:34.080
وقتی که تو شستشوی مغزی شده بودی

00:07:34.090 --> 00:07:36.170
.به نظر نمیومد که تاثیری روی اون گذاشته باشه

00:07:36.520 --> 00:07:38.040
.اسرار زیادی وجود داره

00:07:38.250 --> 00:07:42.230
.چیزای زیادی هست که بهم نگفته تا باعث گیج شدنم نشه

00:07:42.240 --> 00:07:44.260
دوست دارم بهم بگه

00:07:44.270 --> 00:07:47.030
.ولی میدونم که کیت ساما به چیزای زیادی فکر میکنه

00:07:47.040 --> 00:07:49.680
.نمی خوام چیز دیگه‌ای به مشغله هاش اضافه کنم

00:07:49.690 --> 00:07:53.350
.امیلیکو، تو و جان ساما واقعا عاشق کیت سامایید

00:07:53.850 --> 00:07:56.150
.اون جذابیت مرموزی داره

00:07:56.530 --> 00:07:58.820
.اینطور نیست که نمی فهمم‌تون

00:08:06.000 --> 00:08:08.590
!این آسمون پر ستاره! اینو یادمه

00:08:08.600 --> 00:08:11.460
!ولی اینجا توی خونه‌ی سایه ها، هیچ وقت قبلا ندیده بودمش

00:08:11.470 --> 00:08:14.470
.پس یه خاطره‌ از زمان انسان بودنمه

00:08:14.480 --> 00:08:17.040
!زودباش شاون، تو هم باید یه نگاهی بندازی

00:08:17.050 --> 00:08:19.960
.دارم می بینم، منم یادمه

00:08:20.240 --> 00:08:22.730
چرا من اینقدر احساس کمبود میکردم؟

00:08:22.740 --> 00:08:27.030
دلیل اینکه این صحنه روم تاثیر گذاشت اینه که
.من یه انسانم، نه یه عروسک زنده

00:08:27.040 --> 00:08:29.470
.نمی خوام هرگز این احساسو فراموش کنم

00:08:29.940 --> 00:08:32.750
اگه ریکی و لو هم این آسمون پر ستاره رو می دیدن

00:08:32.760 --> 00:08:35.680
.میدونم که حتما یه چیزی از گذشته یادشون میومد

00:08:36.280 --> 00:08:38.560
.و یه روز، رام هم یادش میاد

00:08:39.220 --> 00:08:40.190
.اوهم

00:08:43.290 --> 00:08:44.900
.دفعه‌ی بعد، هر پنج تامون میایم اینجا

00:08:48.310 --> 00:08:51.310
!حالا باید بقیه‌ی این نقشه رو کامل کنیم

00:09:02.440 --> 00:09:05.380
.شما دوتا خیلی جالبید

00:09:05.390 --> 00:09:09.220
تو داشتی به حرفامون گوش میکردی؟

00:09:09.500 --> 00:09:10.830
.نگران نباشید

00:09:10.840 --> 00:09:13.180
...من دشمن‌تون نیستم

00:09:13.510 --> 00:09:15.020
.اگرچه متحدتونم نیستم

00:09:15.030 --> 00:09:17.520
پس چی هستی؟

00:09:17.920 --> 00:09:20.370
.عینکم همراهم نیست پس زیاد ازم دور نشو

00:09:20.380 --> 00:09:21.630
...شاون، اون

00:09:21.640 --> 00:09:22.920
!اونجا

00:09:23.540 --> 00:09:24.720
.اونجا که چیزی نیست

00:09:32.190 --> 00:09:33.660
.پس که اینطور

00:09:33.670 --> 00:09:34.530
.بله

00:09:34.540 --> 00:09:37.630
.دشمن‌مون نیست، ولی متحدمونم نیست

00:09:38.040 --> 00:09:39.670
.این حرفو زد

00:09:39.960 --> 00:09:43.660
نمی فهمم. یعنی دنبال چیه؟

00:09:52.820 --> 00:09:54.370
.چه عجیب

00:09:54.380 --> 00:09:56.690
.فکر کردم یکم دیگه وقت دارم بخوابم

00:09:58.800 --> 00:09:59.680
!آخ

00:10:03.810 --> 00:10:07.270
!خیلی خب
!همه فورا توی سالن بزرگ جمع بشن

00:10:12.790 --> 00:10:14.790
عه؟ اربابان سایه؟

00:10:15.270 --> 00:10:18.580
.میخوایم جشن و سور رو آغاز کنیم

00:10:20.100 --> 00:10:22.530
!هورا

00:10:22.540 --> 00:10:23.590
...نه

00:10:23.910 --> 00:10:25.870
!هنوز باید چهار روز مونده باشه

00:10:29.120 --> 00:10:31.640
عین دفعه‌ی پیش بریزمش روی لباسم؟

00:10:31.650 --> 00:10:32.590
...ولی

00:10:35.870 --> 00:10:36.930
.این خوب نیست

00:10:36.940 --> 00:10:39.190
.اربابای سایه دارن نگاه‌مون میکنن

00:10:41.590 --> 00:10:43.190
چیکار کنم؟

00:10:43.200 --> 00:10:45.190
.نمی تونم خوب فکر کنم

00:10:56.800 --> 00:10:58.870
...اینبار، نماینده

00:10:58.880 --> 00:10:59.660
!میاس

00:11:00.680 --> 00:11:04.800
برای عروسک های زنده، خدمت کردن به خاندان سایه ها
.مایه‌ی خوشبختیه

00:11:07.920 --> 00:11:09.670
الان چی گفتی؟

00:11:10.140 --> 00:11:11.670
!جشن و سور

00:11:12.930 --> 00:11:15.520
!و اربابای سایه‌ی حاملین ستاره هم اونجا بودن

00:11:15.530 --> 00:11:17.670
!امروز میا نماینده بود

00:11:17.680 --> 00:11:20.220
!من قهوه نوشیدم

00:11:20.230 --> 00:11:21.860
!خیلی تلخ بود

00:11:21.870 --> 00:11:24.110
!اما الان پر از اشتیاقم

00:11:24.120 --> 00:11:25.810
!تمیزکاری رو شروع میکنم

00:11:25.820 --> 00:11:28.310
!همش برای اینکه براتون مفید بوده باشم، کیت ساما

00:11:29.840 --> 00:11:31.580
!ب-بشین

00:11:31.590 --> 00:11:33.550
.باید اون قهوه رو بالا بیاری

00:11:33.560 --> 00:11:35.190
.میرم یکم‌ آب بیارم

00:11:35.200 --> 00:11:36.180
!نیازی نیست

00:11:36.190 --> 00:11:37.830
!باید به سرعت تمیزکاری رو آغاز کنم

00:11:37.840 --> 00:11:39.740
!کاری که بهت گفتم رو بکن

00:11:39.750 --> 00:11:41.440
!تمیزکاری میکنم

00:11:43.970 --> 00:11:45.750
.نمی تونم با زور بهش مسلط بشم

00:11:46.910 --> 00:11:48.000
!قلقلی

00:11:48.010 --> 00:11:50.500
!قلقلی! قلقلی

00:11:52.270 --> 00:11:54.760
!طناب دوده‌ای! قدرت دوده‌ای

00:11:54.770 --> 00:11:55.510
...خیلی خب

00:11:55.690 --> 00:11:57.280
.آبو بنوش و تف کن

00:12:00.980 --> 00:12:03.230
!آبو تف کردم

00:12:04.920 --> 00:12:06.310
.خوب نیست

00:12:07.180 --> 00:12:08.480
.نه، وایسا

00:12:09.190 --> 00:12:10.940
.یه چیزی عجیبه

00:12:10.950 --> 00:12:12.960
.منطقی بهش فکر کن

00:12:15.970 --> 00:12:17.190
!چه اشتباهی کردم

00:12:17.200 --> 00:12:17.950
!باید جمعش کنم

00:12:17.960 --> 00:12:19.690
!فقط ساکت باش

00:12:19.700 --> 00:12:22.070
اوه، تاریک شد! شب شد؟

00:12:22.080 --> 00:12:23.710
شبه؟ وقته خوابه؟

00:12:24.130 --> 00:12:26.350
الان، وقتی امیلیکو گفت قهوه خیلی تلخ بود

00:12:26.360 --> 00:12:28.830
.این یعنی تمایلش نسبت به قهوه منفیه

00:12:29.240 --> 00:12:32.040
توی آزمون، وقتی دچار شستشوی مغزی شد

00:12:32.050 --> 00:12:34.470
.فکر میکرد قهوه خیلی خوشمزه‌اس

00:12:34.480 --> 00:12:38.460
.و کاری رو که من، یه سایه بهش میگم انجام‌ نمیده

00:12:39.080 --> 00:12:41.340
.قبلا، کاملا مطیع من بود

00:12:41.700 --> 00:12:44.000
اینبار با اراده‌ی خودش عمل میکنه؟

00:12:44.820 --> 00:12:47.480
یعنی با قهوه‌ی معمولی فرقی داشته؟

00:12:49.210 --> 00:12:51.100
.الان کاملا خوابیده

00:12:51.110 --> 00:12:52.990
.اعجوبه‌اس که میتونه توی همچین وضعی بخوابه

00:12:56.960 --> 00:13:00.320
...قهوه‌ی شستشو دهنده توی آزمون و جشن و سور سرو میشه

00:13:00.330 --> 00:13:03.370
.مطمئنم توی بخش پدربزرگ درستش میکنن

00:13:03.820 --> 00:13:07.600
،وقتی شیشه‌ی قهوه ها شکست
.حاملین ستاره به شدت شوکه شدن

00:13:07.610 --> 00:13:09.030
.امیلیکو اینطور کفت

00:13:09.450 --> 00:13:12.760
در هر صورت، فکر نکنم بتونن به سرعت
.مقدار زیادی ازش تولید کنن

00:13:13.410 --> 00:13:17.850
چیزی که امیلیکو و بقیه اینبار خوردن بیشتر
.یه قهوه‌ی معمولی بود

00:13:18.440 --> 00:13:20.840
...بعبارتی، با برگزاری جشن و سور

00:13:20.850 --> 00:13:23.720
.به عروسک های زنده آرامش روانی میدن

00:13:24.070 --> 00:13:25.850
.این فقط یه نقشه‌ی هوشمندانه از حاملین ستاره بود

00:13:26.500 --> 00:13:30.150
یعنی چیزی رو که میتونه ذهن رو کنترل کنه توی قهوه ریختن؟

00:13:30.580 --> 00:13:32.210
.نه، این نیست

00:13:32.780 --> 00:13:35.480
...توی جشن و سور سایه ها بودن

00:13:35.490 --> 00:13:40.150
این یعنی هر عروسک زنده‌ای که اونجا بود
داشت توسط قدرت ذهنی دوده‌ای کنترل میشد؟

00:13:40.940 --> 00:13:44.040
.احتمالا قدرتش تاثیر زیادی روی احساسات داره

00:13:44.890 --> 00:13:47.820
.امیلیکو و شاون شستشوی مغزی نشدن

00:13:47.830 --> 00:13:49.630
.فقط احساسات‌شون تحریک شده

00:13:50.310 --> 00:13:55.240
با اینحال، حتما روی کسایی که
.از قبل به خاندان وفادار بودن تاثیر داره

00:13:55.800 --> 00:13:58.730
...کسی با دوده‌ی کافی برای کنترل احساسات همه

00:13:59.300 --> 00:14:03.430
اگه این درست باشه که باربارا نمی تونه دوده‌شو کنترل کنه

00:14:03.440 --> 00:14:06.430
.پس تنها کسی که همچین قدرتی داره بنجامیه

00:14:06.960 --> 00:14:12.070
قدرت هایی که روی احساسات تأثیر میذارن
.حتما خارج از محدوده تعیین شده این کارو میکنن

00:14:13.660 --> 00:14:15.550
!توی وضعیت خیلی عجیبی خوابیده

00:14:19.120 --> 00:14:22.780
.اگه بذارم یه مدت بخوابه، مطمئنم تاثیرش کمتر میشه

00:14:26.840 --> 00:14:28.710
.خب پس امروز جداگانه کار میکنیم

00:14:28.720 --> 00:14:30.580
!اوهم. تا بعد

00:14:30.590 --> 00:14:34.680
.به نظر منم قهوه‌ای که خوردیم با همیشه فرق داشت

00:14:34.690 --> 00:14:36.390
.واقعا کیت ساما حرف نداره

00:14:36.400 --> 00:14:39.420
.بازم فکر کردم قراره کتک کاری کنیم

00:14:40.100 --> 00:14:43.540
ولی، حاملین ستاره بدجور حال‌مونو گرفتن، نه؟

00:14:43.550 --> 00:14:45.350
.یه دفعه‌ همچین چیزی رو آزمایش کردن

00:14:45.360 --> 00:14:49.970
ولی این موضوع که حاملین ستاره دنبال
راه های مختلف برای شستشو دادن مان

00:14:49.980 --> 00:14:55.550
یعنی اینکه توی وضعیتی هستن که نمی تونن از بزرگتر ها
.درخواست قهوه‌ی بیشتر کنن

00:14:55.900 --> 00:14:58.300
و حتی توی این آشوب بزرگ

00:14:58.310 --> 00:15:00.360
.یه دونه بزرگسال هم پیداش نشد

00:15:00.370 --> 00:15:01.970
به نظرت خبری از روب ساما

00:15:01.980 --> 00:15:04.780
یا آشوب شبح به بزرگتر ها رسیده؟

00:15:04.790 --> 00:15:06.490
.فکر نکنم

00:15:06.500 --> 00:15:10.870
اگه خبر داشتن، خیلی غیر طبیعی بود که
.تا الان هیچ عکس‌العملی نشون ندادن

00:15:11.170 --> 00:15:15.030
همونطور که فکر میکردیم خونه به دو بخش تقسیم شده

00:15:15.040 --> 00:15:16.380
.حتی توی جریان اطلاعات

00:15:16.870 --> 00:15:18.990
و برای همینه که میگن

00:15:19.000 --> 00:15:21.540
.کسب اطلاعات از بخش پدربزرگ خیلی سخته

00:15:21.550 --> 00:15:22.990
ولی اینطوری راحت تر میشه

00:15:23.000 --> 00:15:26.900
.اطلاعات بخش بچه ها رو قایم کرد

00:15:27.320 --> 00:15:28.140
!خیلی خب

00:15:28.660 --> 00:15:31.980
.برای برآورده کردن انتظارات کیت، من و تو میریم بترکونیم

00:15:31.990 --> 00:15:32.620
!بله

00:15:33.460 --> 00:15:36.020
.جان، اسرارمون ر‌و حفظ و به صلاحدید خودت عمل کن

00:15:36.030 --> 00:15:37.430
!به صلاحدید خودم عمل کنم

00:15:37.440 --> 00:15:39.530
!این یه نشونه از اعتمادش به منه

00:15:40.230 --> 00:15:42.100
.برای شروع، میتونم برم سراغ تعمیر دیوار

00:15:42.110 --> 00:15:44.450
...بعنوان بهونه‌ای برای گفت و گو با تیم تحقیقاتی

00:15:44.460 --> 00:15:46.110
!برم یه عالمه اطلاعات قشنگ بگیرم و بیام

00:15:46.120 --> 00:15:48.310
!اونوقت کیت از خوشحالی بال در میاره

00:15:55.020 --> 00:15:57.500
!آخرش فقط داریم دیوارو درست میکنیم که

00:15:58.520 --> 00:16:01.360
فکر نمی کردم فقط من اینجا باشم

00:16:01.370 --> 00:16:03.720
.و اون دوتا هم به آرومی کار کردن منو تماشا کنن

00:16:04.280 --> 00:16:06.340
.تا حالا باهاشون حرف نزدم

00:16:06.350 --> 00:16:08.190
یکم بد میشه، نه؟

00:16:08.200 --> 00:16:10.010
.اونا ازتون بزرگتر هستن

00:16:10.020 --> 00:16:12.120
.اونا جرمیا ساما و جرمی هستند

00:16:12.130 --> 00:16:15.350
.برای امروز بیاید فقط دیوارو درست کنیم و زود برگردیم

00:16:16.040 --> 00:16:17.770
!عه؟ دارن میان اینور؟

00:16:19.190 --> 00:16:20.780
اون یه تراز سنجه، نه؟

00:16:21.180 --> 00:16:23.790
وقتی حباب در وسط شیشه‌اس

00:16:23.800 --> 00:16:25.150
.یعنی سطح ترازه

00:16:25.160 --> 00:16:26.220
.شرم آوره

00:16:26.230 --> 00:16:29.290
حالا یکم کج تره مگه چیه؟

00:16:29.300 --> 00:16:33.760
.جرمیا ساما گفتن: کج بودن شرم آوره

00:16:33.770 --> 00:16:34.790
!خودم میدونم

00:16:34.800 --> 00:16:36.670
.ممنون از شفاف سازیت

00:16:37.080 --> 00:16:38.920
.از اینا چیزی عایدمون نمیشه

00:16:38.930 --> 00:16:39.790
.وایسا ببینم

00:16:40.040 --> 00:16:41.350
مشکوک نمیزنه؟

00:16:42.000 --> 00:16:43.550
.توی روز میگیره میخوابه

00:16:43.560 --> 00:16:45.550
.این یعنی شبا فعاله

00:16:45.760 --> 00:16:47.550
!و این یعنی اون روب ساماس

00:16:47.800 --> 00:16:51.110
یه آدم نچسب که از دیگران ایراد میگیره
!حتما کارای بدی انجام میده

00:16:51.120 --> 00:16:52.880
!مثل مضنونی که پشت آشوب شبحه

00:16:52.890 --> 00:16:54.570
!اون حتما روب ساماس

00:16:56.490 --> 00:16:58.190
!هوی، جرمیا

00:16:58.200 --> 00:17:00.030
اون پارچه برای چیه؟

00:17:00.040 --> 00:17:02.320
چی رو دارید اونجا قایم میکنید؟

00:17:03.280 --> 00:17:04.480
...اونا

00:17:04.820 --> 00:17:06.490
...میدونستم! تو

00:17:06.900 --> 00:17:09.440
!مضنون پشت آشوب شبحی

00:17:10.140 --> 00:17:10.870
و؟

00:17:10.880 --> 00:17:14.870
می پرسن: و اگه جرمیا مضنون باشه، میخوای چیکار کنی؟

00:17:15.540 --> 00:17:16.630
!شکستش میدم

00:17:20.620 --> 00:17:21.870
.منزجرکننده‌اس

00:17:22.570 --> 00:17:25.460
.فرصتی برای استفاده از قدرت دوده‌ات پیدا نمی کنی

00:17:25.470 --> 00:17:28.010
.جرمیا در قدرت دوده‌اش ماهره، پاهای عنکبوتی

00:17:28.020 --> 00:17:29.510
.نمی تونی جلوش وایسی

00:17:29.520 --> 00:17:32.010
.تو به شکل منزجرکننده و کریهی روی زمین جون میدی

00:17:32.020 --> 00:17:33.180
.اینو گفتن

00:17:33.190 --> 00:17:34.270
!گندش بزنن

00:17:34.280 --> 00:17:36.650
یه کلمه این همه حرف شد؟

00:17:36.660 --> 00:17:38.390
.جان ساما، منو ببخشید

00:17:38.760 --> 00:17:39.840
.دست کم گرفتم‌شون

00:17:39.850 --> 00:17:41.150
!تو هم شاون؟

00:17:44.160 --> 00:17:46.160
.فکر نکن به راحتی میتونی بری

00:17:46.170 --> 00:17:49.670
!بس کن! حق نداری به شاون دست بزنی

00:17:57.700 --> 00:17:59.290
چی شد؟ سرکاری بود؟

00:18:00.050 --> 00:18:02.530
جان، از اونجایی که حجم دوده‌ی زیادی داری و
حالا هم که اینجایی

00:18:02.540 --> 00:18:04.170
.نمی تونیم بذاریم به راحتی بری

00:18:04.180 --> 00:18:05.930
.لطفا بذار یکم از دوده‌تو بکشیم

00:18:05.950 --> 00:18:07.350
.اینو گفتند

00:18:07.360 --> 00:18:09.050
!ترجمه‌ات خیلی تاخیر داشت

00:18:09.520 --> 00:18:13.430
.جرمیا ساما وظیفه دارن درمورد انرژی تحقیق کنن

00:18:13.840 --> 00:18:16.850
.در حال حاضر، ایشون روی دوده ها متمرکزن

00:18:16.860 --> 00:18:19.190
.به نظر موضوع سختی میاد

00:18:19.650 --> 00:18:23.080
.این چیز خوبی بود
.شاید بهتره گوش کنم

00:18:23.090 --> 00:18:24.430
واقعا؟

00:18:24.440 --> 00:18:27.880
خب، از اونجایی که بهت یکم دوده دادم

00:18:27.890 --> 00:18:29.950
.پس تو هم از جزئیات تحقیقاتت بهم بگو

00:18:29.960 --> 00:18:31.180
.بسیار خب

00:18:31.190 --> 00:18:33.180
.ایشون گفتند بسیار خب

00:18:33.580 --> 00:18:36.100
!لازم نیست جملات ساده رو تفسیر کنی

00:18:36.110 --> 00:18:38.080
اصلا چرا میذاری جرمی به جات حرف بزنه؟

00:18:38.090 --> 00:18:38.940
.انرژی کمتر

00:18:38.950 --> 00:18:40.330
!پس فقط تنبله

00:18:40.590 --> 00:18:42.080
.اطلاعات ما ایناس

00:18:44.460 --> 00:18:45.840
.بیا از طریق نقاشی توضیح بدیم

00:18:46.880 --> 00:18:49.650
اول از همه، دوده‌ی ساتع شده از سایه ها
...بخاطر احساسات منفی

00:18:50.060 --> 00:18:51.840
به سمت بالا هدایت میشه، درسته؟

00:18:52.440 --> 00:18:54.750
.بعد از جمع شدن حجم معینی، روی زمین می افتند

00:18:55.360 --> 00:19:00.520
.و بعد از دو روز، دوده‌ی جمع شده به دوده‌ی متحرک تبدیل میشه

00:19:00.530 --> 00:19:03.990
،این پدیده هیچ ارتباطی با اراده‌ی سایه ها نداره
.و از طریق احساسات بد شروع به حرکت میکنه

00:19:04.000 --> 00:19:06.360
.شکلی از یه زندگی نیست

00:19:06.680 --> 00:19:10.360
.دوده ها در کل، تا این اندازه بزرگ میشن

00:19:10.690 --> 00:19:13.870
با این حال، حتی دوده های هم اندازه هم
.از نظر مقدار انرژی متفاوت‌اند

00:19:13.880 --> 00:19:15.190
.این به تراکم ربط داره

00:19:15.600 --> 00:19:17.320
.اگه داخلش پر از روزنه باشه، یعنی ضعیفه

00:19:17.330 --> 00:19:19.370
.اگه محکم بسته شده باشه، یعنی قویه

00:19:19.870 --> 00:19:21.920
،هنگامی که یه دوده برای اولین بار ایجاد میشه
.چگالیش یکه

00:19:21.930 --> 00:19:25.810
،اگه دو دوده با هم ترکیب بشن
.به همون اندازه می مونن و به چگالی دو میرسن

00:19:25.820 --> 00:19:27.630
.فقط یه اضافیه

00:19:27.980 --> 00:19:31.610
پس وقتی دوده ها به هم میرسن، همیشه با هم ترکیب میشن؟

00:19:31.620 --> 00:19:34.350
.اگه هر دو با چگالی یک باشن، آره

00:19:34.360 --> 00:19:36.930
اونا میتونن دوده های انواع سایه ها رو باهم ترکیب کنن

00:19:36.940 --> 00:19:38.510
.پس تفاوت های فردی بین‌شون هست

00:19:38.920 --> 00:19:42.290
.اگه به حال خودشون رها شن، از تراکم بالا می میرن

00:19:42.300 --> 00:19:44.130
.این میتونه مشکل ساز باشه

00:19:44.140 --> 00:19:47.520
!پاکسازی منظم خیلی مهمه

00:19:48.180 --> 00:19:50.520
...با توجه به آشوب شبح اخیر

00:19:50.860 --> 00:19:53.400
قبل از اینکه تبدیل به یه شبح بشن

00:19:53.410 --> 00:19:56.290
.انگار دوده ها در چگالی سه بودن

00:19:56.300 --> 00:20:00.830
.همینجا این ادعاتو که ما مضنون هستیم رد میکنیم

00:20:01.530 --> 00:20:06.540
.ما سعی کردیم یه شبح توی آزمایشگاه‌مون بسازیم ولی نتونستیم

00:20:06.870 --> 00:20:09.220
هر چقدر هم که چگالی دوده ها رو بالا بردیم

00:20:09.510 --> 00:20:12.550
.اونا هرگز مثل یه شبح بزرگتر نشدن

00:20:12.560 --> 00:20:15.310
ممکنه اون اشباح از قدرت دوده بوجود اومده باشن؟

00:20:15.960 --> 00:20:18.270
.در حال حاضر این محتمل ترین فرضیه‌اس

00:20:18.690 --> 00:20:22.990
دوده ها وارد عروسک های زنده میشن و
مجبورشون میکنن پرخاشگر بشن، درسته؟

00:20:23.000 --> 00:20:24.470
چرا اینکارو میکنن؟

00:20:24.480 --> 00:20:25.870
.مرض دوده‌ای

00:20:25.880 --> 00:20:29.570
،ما میدونیم که توی شکم‌مون
اونا مثل یه انگل با میزبان‌شون رفتار میکنن

00:20:29.580 --> 00:20:32.690
.ولی جزئیات بیشتر در اختیار تیم کمک های اولیه‌اس

00:20:33.630 --> 00:20:35.760
...هرچند که، ممکنه

00:20:35.770 --> 00:20:38.460
.اونا دنبال چهره باشن

00:20:40.540 --> 00:20:42.450
.حالا برای نمایش اصلی

00:20:42.460 --> 00:20:43.830
...اجازه بدید تا نشون‌تون بدیم

00:20:44.280 --> 00:20:46.580
.اختراع جرمیا ساما رو

00:20:47.930 --> 00:20:51.220
!شکل جدید از انرژی، قدرت دوده

00:20:51.230 --> 00:20:52.740
!وای

00:20:52.750 --> 00:20:55.730
نیروی محرکه رو میشه از طریق این وسیله
از چرخ ها بدست آورد که

00:20:55.740 --> 00:20:57.710
.بعدش سعی کردیم ازش برای آسیاب دوده ها استفاده کنیم

00:20:57.720 --> 00:20:59.710
این عکس برای چیه؟

00:20:59.720 --> 00:21:02.530
.دوده ها با دیدن یه چهره شروع به حرکت میکنن

00:21:02.540 --> 00:21:04.440
و برای اطمینان از اینکه جواب میده

00:21:04.450 --> 00:21:06.460
.از نانسی بدون عینک استفاده کردیم

00:21:06.470 --> 00:21:08.350
!بیچاره نانسی

00:21:08.680 --> 00:21:11.270
!ولی این ایده فوق‌العاده‌اس

00:21:11.280 --> 00:21:13.520
.اولیور ساما هم ما رو خیلی تحسین کرد

00:21:13.530 --> 00:21:18.310
اون گفت که این میتونه جایگزین زغال سنگ باشه
.و در آینده منبع انرژی خونه بشه

00:21:18.320 --> 00:21:19.290
.وای

00:21:19.300 --> 00:21:21.030
کل خونه، ها؟

00:21:21.410 --> 00:21:25.550
حالا که بهش فکر میکنم، باربارا هم
.از تخلیه‌ی دوده‌اش رنج میبره

00:21:25.560 --> 00:21:27.750
اگه این کارآمد تر از زغال سنگ دوده‌اس

00:21:27.760 --> 00:21:30.250
پس شاید دیگه لازم نباشه اونقدر دوده تخلیه کنه؟

00:21:31.300 --> 00:21:33.270
.اولیور به باربارا خیلی توجه میکنه

00:21:33.550 --> 00:21:35.790
!این یعنی اولیور به باربارا علاقه داره

00:21:35.800 --> 00:21:37.420
!اون دنبال کیت نیست

00:21:38.060 --> 00:21:38.930
!ایول

00:21:38.940 --> 00:21:41.940
!اولیور و جرمیا دیگه مضنون نیستن

00:21:42.250 --> 00:21:45.160
.و این اطلاعات راجع به دوده ها احتمالا کیتو خوشحال میکنه

00:21:45.170 --> 00:21:47.930
.بعدا از شاون میخوام که همه‌ی اینا رو خلاصه کنه

00:21:48.470 --> 00:21:50.310
.پس اینجایی

00:21:50.920 --> 00:21:52.310
!اولیور

00:21:52.320 --> 00:21:55.820
.جان، باید بیای به اتاق جلسه‌ی حاملین ستاره

00:22:01.980 --> 00:22:04.230
کاری کردم که میخواید بهم پاداش بدید؟

00:22:05.800 --> 00:22:10.170
...سفر در هزارتوی به هم ریخته

00:22:10.180 --> 00:22:14.800
بارها و بارها

00:22:14.810 --> 00:22:19.140
...این ناکجاآباد تنهایی

00:22:19.150 --> 00:22:23.810
دیگه نمی خوامش

00:22:23.820 --> 00:22:25.890
یه لبخند محو شده

00:22:25.900 --> 00:22:28.100
قول ها هم که دروغ میگن

00:22:28.110 --> 00:22:32.820
...همه چیز بیهوده‌اس، نه؟ ولی

00:22:32.830 --> 00:22:37.110
...حتی با این شکل بدم، به جستجو ادامه میدم

00:22:37.120 --> 00:22:41.780
بخاطر سایه های افکارم

00:22:43.840 --> 00:22:48.330
...رزهایی که عشق‌شون پوسیده شده

00:22:48.340 --> 00:22:53.000
احساسات‌شون رو مهر کردن

00:22:53.010 --> 00:22:57.260
...اون شبح اون موقع رو

00:22:57.270 --> 00:23:01.640
...من تعقیبش کردم

00:23:01.650 --> 00:23:06.390
حتی اگه خار های از رنگ رفته و یخ زده

00:23:06.400 --> 00:23:10.900
قبلم رو بارها و بارها سوراخ کنن

00:23:10.910 --> 00:23:15.020
تا وقتی که اون دست رو نگیرم

00:23:15.030 --> 00:23:19.860
دوباره و دوباره

00:23:19.870 --> 00:23:24.030
آرزوی یه ستاره میکنم

00:23:24.054 --> 00:23:30.054
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:30.078 --> 00:23:36.078
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:36.680 --> 00:23:39.140
قسمت بعد
تحقیقات انفرادی