﻿WEBVTT

00:00:01.200 --> 00:00:06.200
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:44.177 --> 00:00:46.417
...تو

00:00:46.817 --> 00:00:48.587
واقعا چی هستی؟

00:00:48.587 --> 00:00:53.897
هنوز خیلی به طلوع خورشید مونده
پس بهتر نیست آروم صحبت کنی؟

00:00:53.897 --> 00:01:00.547
یا شایدم میخوای بیخیال پادزهر بشی
و به کمک امپراتور بری؟

00:01:32.597 --> 00:01:35.837
!جی هو -
بله -

00:01:35.837 --> 00:01:41.617
برو و به محافظین سلطنتی خبر بده که
هر چه زودتر امپراتور و ملکه رو از قصر خارج کنن

00:01:41.927 --> 00:01:43.237
از قصر بیارنشون بیرون؟

00:01:43.237 --> 00:01:47.237
!بگو نه دفاع کنن و نه حمله
فقط سریعتر برن

00:01:47.237 --> 00:01:50.607
ما فعلا قصرُ ترک میکنیم -
همین کارُ میکنم -

00:02:00.297 --> 00:02:01.547
...حالا میفهمم

00:02:01.547 --> 00:02:03.617
!چه آدمِ عوضی ای هستی

00:02:03.617 --> 00:02:06.797
من فقط به این شرط پادزهرِ سوم رو بهت میدم که

00:02:06.797 --> 00:02:10.797
در مقابل عضوی از خانواده سلطنتی
با احترام رفتار کنی

00:02:10.797 --> 00:02:14.267
تو!...تنها چیزی که داری زبونته

00:02:14.267 --> 00:02:16.647
حتی اونقدرام زرنگ نیستی

00:02:17.537 --> 00:02:22.197
اگه میخواستی با من بجنگی
حداقل باید اعتماد گی چئول رو نگه میداشتی

00:02:22.197 --> 00:02:27.367
نگران نباش. من میتونم هر موقع که بخوام
دوباره اعتمادشُ به دست بیارم

00:02:27.367 --> 00:02:30.797
حالا دیگه وقتشه...به قصر برگردم

00:02:32.327 --> 00:02:34.377
پس اویی سئون چی میشه؟

00:02:35.367 --> 00:02:37.217
گفتم که اگه به موقع پادزهر بهش نرسه، میمیره

00:02:37.217 --> 00:02:38.757
!شی وول -
بله -

00:02:39.207 --> 00:02:43.867
پادزهر ُ از این مرد میگیری و میبری میدیش به اویی سئون
قراره همین الان اونو بهت بده

00:02:43.867 --> 00:02:46.977
من؟ چرا؟

00:02:46.977 --> 00:02:51.317
چون اگه اتفاقِ بدی برای اون بیفته
تو هم چیزی گیرت نمیاد

00:02:51.757 --> 00:02:55.347
چه با من معامله کنی و چه با گی چئول

00:02:56.627 --> 00:03:00.837
بهت که گفتم
!دیگه میدونم چه آدمِ عوضی ای هستی

00:03:01.977 --> 00:03:05.217
تو حتی جرأتشو نداری جونِ خودتو به خطر بندازی

00:03:06.167 --> 00:03:07.957
!شی وول -
بله -

00:03:07.957 --> 00:03:09.307
..اگه پادزهرُ

00:03:10.897 --> 00:03:13.467
!نداد، بکُشش

00:04:09.547 --> 00:04:11.417
!تعدادشون خیلی زیاده

00:04:11.417 --> 00:04:13.117
!ولی مهم نیست

00:04:13.117 --> 00:04:16.097
فقط نباید بذاریم از اینجا جلوتر برن

00:04:53.967 --> 00:04:57.717
تمام گذرگاههای قصرُ بستن
به هیچوجه نمیشه از اینجا خارج شد

00:05:02.047 --> 00:05:05.817
ملکه چی؟
راهی نیست که بشه فهمید در چه وضعیتین؟

00:05:05.817 --> 00:05:09.327
اعلیحضرت، ما نمیدونیم چه تعداد از افراد گارد سلطنتی
..در این شورش شرکت دارن، ولی

00:05:09.327 --> 00:05:11.607
!تعداد ما به 70 نفر هم نمیرسه

00:05:11.607 --> 00:05:13.797
پس فعلا...بهتره از اینجا بریم

00:05:19.747 --> 00:05:21.337
شماها برین

00:05:21.337 --> 00:05:23.347
لطفا همراه ما به کتابخانه بیاین

00:05:23.347 --> 00:05:25.357
اعلیحضرت

00:05:45.847 --> 00:05:48.387
!"کاپیتان پیغام داده:"قصرُ ترک کنین

00:06:11.517 --> 00:06:14.337
شنیدی؟ -
آره، شنیدم -

00:06:14.337 --> 00:06:17.367
پس همینجا تمومش میکنیم

00:06:28.177 --> 00:06:30.627
کافیه، از اینجا میریم

00:07:20.287 --> 00:07:22.587
باید به سمت خروجیِ شرقی بریم

00:07:23.277 --> 00:07:24.847
منظورت اینه که باید قصرُ بهشون واگذار کنیم؟

00:07:25.237 --> 00:07:27.197
یعنی ازم میخواین بدون ملکه از اینجا برم؟

00:07:27.197 --> 00:07:29.927
:اعلیحضرت، این پیغام کاپیتانه

00:07:29.927 --> 00:07:32.687
"!قصرُ ترک کنین"
اگه بخوایم مقابله به مثل کنیم، باید زنده بمونیم

00:07:32.687 --> 00:07:34.867
محافظین زن همراه ملکه هستن

00:07:34.867 --> 00:07:38.777
...بانو چو هم
تا حالا حتما ایشون رو به یک مکان اَمن بردن

00:07:41.347 --> 00:07:44.087
<i>[اقامتگاه امپراتور]</i>

00:07:45.737 --> 00:07:49.097
اعلیحضرت، از این طرف لطفا

00:07:49.097 --> 00:07:51.147
!اعلیحضرت

00:08:40.767 --> 00:08:42.587
من راه رو براتون باز میکنم

00:08:42.587 --> 00:08:45.777
امپراتور چطور؟ -
نتونستم داخل قصر پیداشون کنم -

00:08:45.777 --> 00:08:47.597
احتمالا از قصر خارج شده باشن

00:08:54.047 --> 00:08:56.507
منو عفو کنین

00:09:13.697 --> 00:09:15.597
بفرمایین

00:09:18.797 --> 00:09:20.937
از قصر رفته؟ آخه چطوری؟

00:09:20.937 --> 00:09:23.707
مگه 500 نفر از افراد گارد سلطنتی رو
!در اختیارتون نذاشتم؟

00:09:24.667 --> 00:09:27.977
!مگه نگفتم حواستون به امپراتور باشه؟

00:09:27.977 --> 00:09:32.277
!باید جلوشو میگرفتین

00:09:40.317 --> 00:09:41.967
!ببینم، مشاور شین

00:09:41.967 --> 00:09:46.497
اول، همه ما رو جمع کردی
و بعدم تمام شبُ حبسمون کردی

00:09:46.497 --> 00:09:48.497
بگو اینجا چه خبره؟

00:09:49.597 --> 00:09:53.207
خُب، چطور باید بگم...؟ -
امپراتور الان کجان؟ -

00:09:53.207 --> 00:09:56.617
گفته بودی ایشون خواستن که فورا به اینجا بیایم

00:09:56.617 --> 00:10:03.207
شب گذشته، 2000 نفر از افراد گارد سلطنتی
به منزل عالیجناب دوک سئونگ حمله کردن

00:10:04.697 --> 00:10:08.907
الانم منتظرم نتیجه اشو بهم خبر بدن

00:10:10.387 --> 00:10:14.827
وضعیت خوب نیست، سربازهای جناب گی چئول
دور تا دورِ قصرُ محاصره کردن

00:10:14.827 --> 00:10:17.967
چی؟ -
پس افراد گارد سلطنتی کجان؟ -

00:10:17.967 --> 00:10:20.347
هنوز از منزل عالیجناب دوک سئونگ برنگشتن

00:10:20.827 --> 00:10:24.257
!امکان نداره! افراد اون نمیتونن وارد قصر بشن

00:10:24.257 --> 00:10:27.297
!گفته بودم نباید این کارُ بکنن
..شاهزاده دوک هیونگ بهم گفتن که

00:10:27.297 --> 00:10:29.877
امپراتور کجا رفتن؟

00:10:31.837 --> 00:10:34.727
شاهزاده دوک هیونگ -
امپراتور کجان؟ -

00:10:34.727 --> 00:10:38.437
ایشون در قصر نیستن

00:10:40.317 --> 00:10:43.737
چطور تونستی این کارُ بکنی؟ آخه برای چی؟

00:10:44.447 --> 00:10:45.977
بله؟

00:10:48.177 --> 00:10:52.467
جناب شین، چند روز قبل پیش من اومدن
:و دقیقا این جملاتُ بهم گفتن

00:10:52.467 --> 00:11:00.487
با توجه به ماجرای اخیرِ مُهر سلطنتی"
"فکر میکنم امپراتور عقلشون رو از دست داده باشن

00:11:02.147 --> 00:11:04.617
همینو گفتین، نه؟

00:11:05.177 --> 00:11:06.937
من؟

00:11:09.067 --> 00:11:12.437
...اوه، بله. من اینو گفتم. ولی اون

00:11:12.437 --> 00:11:20.747
گفتین امپراتور با درست کردن مُهر جدید
بهانه خوبی برای حمله به گوریو به یوانیها میدن

00:11:20.747 --> 00:11:24.877
و اینطوری جونِ تمام مردم گوریو رو به خطر میندازن

00:11:24.877 --> 00:11:27.127
درسته، همینها رو گفتم

00:11:27.127 --> 00:11:36.147
پس بیاین..قبل از این که دیر بشه، از شر گی چئول"
"خلاص بشیم و این امپراتور بی کفایت رو هم از سلطنت خلع کنیم

00:11:36.147 --> 00:11:38.297
بله

00:11:38.747 --> 00:11:42.357
بله؟ -
خلعِ امپراتور؟ -

00:11:42.657 --> 00:11:46.537
مگه نگفتین که میخواین منو امپراتور کنین؟

00:11:46.537 --> 00:11:49.897
..خُب اون -
!بخاطر حفظ امنیتِ گوریو؟ -

00:11:49.897 --> 00:11:55.087
البته! تمام کارهایی که تا به حال کردم
فقط و فقط بخاطر گوریو بوده

00:11:55.087 --> 00:11:56.957
!خیلی هم اشتباه کردین

00:11:57.687 --> 00:12:02.617
یعنی کُشتن افراد خودمون
...و جنگیدن با همدیگه در گائه کیونگ

00:12:03.817 --> 00:12:06.807
بخاطر حفظ امنیتِ گوریوئه؟

00:12:08.747 --> 00:12:10.797
شاهزاده دوک هیونگ

00:12:11.427 --> 00:12:14.477
پس خودم جوابشون رو میدم

00:12:15.597 --> 00:12:20.267
،اگه امپراتور واقعا عقلشون رو هم از دست داده باشن

00:12:20.267 --> 00:12:23.897
باید با جونت، بهای این کارتُ بپردازی

00:12:27.657 --> 00:12:33.347
،چون به برادر زاده ام
به امپراتور این سرزمین خیانت کردی

00:12:57.427 --> 00:13:04.297
شنیدم افراد عالیجناب دوک سئونگ قصرُ محاصره کردن
تصمیم دارین چیکار کنین؟

00:13:07.067 --> 00:13:14.007
پس من..برای آروم کردن جناب گی چئول
جسد این مردُ بهش تحویل میدم

00:13:18.417 --> 00:13:20.757
مطمئنین که امپراتور در قصر نیستن؟

00:13:20.757 --> 00:13:22.837
ایشون اینجا نیستن

00:13:26.187 --> 00:13:28.657
حتی اگرم ترسیده باشن

00:13:29.177 --> 00:13:35.927
چطور یه امپراتور میتونه اینطوری فرار کنه
و قصرُ ترک کنه؟

00:14:09.047 --> 00:14:11.667
<i>بله، متوجه شدیم</i>

00:14:25.307 --> 00:14:27.637
<i>احتمالا امپراتور هنوز در گائه کیونگن</i>

00:14:27.637 --> 00:14:31.707
<i>ایشونم حتما دارن دنبالِ ما میگردن</i>

00:14:31.707 --> 00:14:35.277
<i>پس همه جا رو خوب بگردین -
بله -</i>

00:14:35.277 --> 00:14:36.347
<i>جئوم شی -
بله -</i>

00:14:36.347 --> 00:14:39.217
<i>(فعلا مسئولیت وو دال چی*ها با توئه (*محافظ سلطنتی -
بله -</i>

00:14:39.217 --> 00:14:40.827
دئوک مان -
بله -

00:14:40.827 --> 00:14:44.737
میتونی حرکت کنی؟ -
فقط یه کم درد دارم -

00:14:44.737 --> 00:14:47.827
!آخه برای چی گذاشتی بهت تیر بزنن؟

00:14:49.757 --> 00:14:52.747
افراد "سو لی بنگ" هم باید درباریانُ
در بیرونِ قصر، تعقیب کنن

00:14:52.747 --> 00:14:56.117
چون باید بفهمیم که تو قصر چه خبره

00:14:59.177 --> 00:15:03.057
ببخشید! لطفا ادامه بدین

00:15:08.057 --> 00:15:10.377
چیکار میکنین؟ باید استراحت کنین

00:15:10.377 --> 00:15:15.527
!پُشتم درد گرفته
من که مثل تو نمیتونم هَمش یه جا دراز بکشم

00:15:17.367 --> 00:15:21.227
بذارین یه نگاهی به زخمهاتون بندازم
اول تو، دئوک مان

00:15:22.557 --> 00:15:24.267
!..ببینین

00:15:24.267 --> 00:15:28.077
به حرفات ادامه بده، من اصلا مزاحمت نمیشم

00:15:28.077 --> 00:15:30.537
بذار ببینم

00:15:32.267 --> 00:15:35.407
این دیگه چیه؟ -
جای تیره -

00:15:35.407 --> 00:15:38.317
خودت تیرُ دراوردی؟ -
بله -

00:15:38.317 --> 00:15:42.707
!ببین چه بلایی سر پوستت اوردی
حتما عصبهاتم صدمه دیده

00:15:42.707 --> 00:15:45.697
بعد از اینکه معاینه ات کردم، زخمتو بخیه میزنم

00:15:51.477 --> 00:15:56.727
شنیدم افراد گی چئول..دور تا دورِ قصرُ محاصره کردن

00:15:56.727 --> 00:16:00.417
مطمئنی عالیجناب دوک هیونگ تو قصره؟ -
آره، از صبح رفته -

00:16:00.417 --> 00:16:02.457
و مطمئنی کنترل گارد سلطنتی الان تو دست اونه؟

00:16:02.457 --> 00:16:08.137
دوک هیونگ دستور داده
تا افراد گارد سلطنتی از خونه گی چئول برگردن

00:16:08.137 --> 00:16:11.807
پس احتمالا..میخوان با هم مذاکره کنن

00:16:24.097 --> 00:16:26.517
!حتما شب گذشته خیلی سرتون شلوغ بوده؟

00:16:30.517 --> 00:16:32.357
من که کاری نکردم

00:16:32.357 --> 00:16:39.137
پس..کسی که دستور حمله به خونه منو داده
چو ایل شین بوده؟

00:16:39.137 --> 00:16:42.197
خودش اعتراف کرد

00:16:58.717 --> 00:17:01.467
!برادرم کُشته شده

00:17:04.927 --> 00:17:07.417
نمیدونستم

00:17:08.897 --> 00:17:11.007
وسایلم هم ناپدید شده

00:17:11.007 --> 00:17:16.197
آها..سربازها بنا به وظیفه اشون
یه سری از اموالُ توقیف کردن

00:17:16.197 --> 00:17:21.057
اگه پیداشون کردم، خبرت میکنم
حالا..بفرمایین

00:17:25.407 --> 00:17:29.287
نمیترسین که روزی..دشمنتون بشم؟

00:17:29.287 --> 00:17:34.117
دشمنم؟
مگه قبلا در این باره با هم صحبت نکرده بودیم؟

00:17:34.117 --> 00:17:37.737
من امپراتور میشم و تو هم به اویی سئون میرسی

00:17:37.737 --> 00:17:42.197
پس..یعنی اویی سئون رو اوردین؟

00:17:42.197 --> 00:17:47.267
در عرض سه روز میارمش، قول میدم

00:17:47.507 --> 00:17:48.697
...سه روز

00:17:48.697 --> 00:17:54.807
ولی باید بهم اطمینان بدی که امپراتور
هرگز دوباره به قصر برنمیگرده

00:17:55.537 --> 00:17:58.817
این تنها شرطمه

00:18:35.947 --> 00:18:40.647
ملکه جا به جا شدن، ما هم بزودی باید از اینجا بریم

00:18:41.237 --> 00:18:45.077
مجبوریم یه مسافتی رو پیاده طی کنیم
شما مشکلی ندارین؟

00:18:45.077 --> 00:18:46.537
چقدر طول میکشه؟

00:18:47.167 --> 00:18:52.167
،چون باید مخفیانه حرکت کنیم
احتمالا یه روز و یه شب تو راهیم

00:18:54.177 --> 00:18:56.747
بیا اینجا بشین

00:18:59.227 --> 00:19:03.007
نمیخوام بهت تکیه کنم، پس بیا

00:19:10.487 --> 00:19:13.387
ازش..سؤال کردی؟

00:19:14.177 --> 00:19:19.337
چی رو؟ -
اینکه کاغذ دیگه ای هم آخر اون دفترچه بوده یا نه؟ -

00:19:21.627 --> 00:19:23.537
کجا داری میری؟

00:19:23.817 --> 00:19:26.587
یادم رفت، میرم که ازش بپرسم

00:19:29.497 --> 00:19:35.227
..ببخش، ولی
از چیزی که الان میخوام بگم عصبانی نشو، باشه؟

00:19:36.317 --> 00:19:42.747
فکر کنم..باید خودم به دیدن گی چئول برم

00:19:42.747 --> 00:19:47.897
چی گفتین؟ -
یا شایدم به دیدن عموی امپراتور -

00:19:47.897 --> 00:19:52.707
عقلتون رو از دست دادین؟
اون مرد..همون کسیه که مسمومتون کرده

00:19:52.707 --> 00:19:56.357
..من باید بفهمم
تو اون دفترچه کاغذ دیگه ای هم بوده یا نه

00:19:57.447 --> 00:19:59.307
..اگه همچین چیزی باشه

00:20:01.737 --> 00:20:04.077
فکر کنم نامه ایه که برای خودم نوشتمش

00:20:05.307 --> 00:20:07.537
چی دارین میگین؟

00:20:07.537 --> 00:20:14.017
خودمم..نمیدونم چی میگم
ولی حس میکنم دارم دیوونه میشم

00:20:18.837 --> 00:20:23.457
تا وقتی مطمئن نشم هیچی نبوده
و خوابی که دیدم هیچ معنی خاصی نداشته

00:20:23.457 --> 00:20:25.857
خیالم راحت نمیشه

00:20:27.767 --> 00:20:31.557
چیز دیگه ای هم هست که بخواین..بهم بگین؟

00:20:34.227 --> 00:20:37.137
هروقت که میخوابین کابوس میبینین

00:20:37.137 --> 00:20:41.377
و وقتی هم که از خواب بیدار میشین
چشمهاتون پر از اشکه

00:20:43.757 --> 00:20:47.327
چه خوابی دیدین؟ بهم بگین

00:20:49.387 --> 00:20:51.647
نمیخوام

00:20:55.647 --> 00:20:58.587
..بعد از اینکه نهار خوردیم از اینجا میریم، پس

00:21:07.837 --> 00:21:13.257
،اگه ازتون بخوام که نرین
بازم سعی میکنن مخفیانه خودتون رو به اونها برسونین؟

00:21:14.407 --> 00:21:17.597
نمیشه بدون اطلاع من جایی برین

00:21:17.597 --> 00:21:22.667
ولی اونها بهم صدمه ای نمیزنن -
نمیشه -

00:21:22.797 --> 00:21:28.057
پس فقط..بذار به دیدن دوک هیونگ برم
و خودم پادزهرُ ازش بگیرم

00:21:28.057 --> 00:21:31.197
به هیچوجه -
اصلا نمیشه؟ -

00:21:31.197 --> 00:21:32.597
نمیشه

00:21:32.987 --> 00:21:36.627
ما تو دنیامون..یه چیزی به اسمِ "فیلم" داریم

00:21:36.627 --> 00:21:43.117
از هر حقه و کَلکی که فکر کنی توش استفاده میشه
منم میخوام یکی از اون حقه ها رو امتحان کنم

00:21:48.857 --> 00:21:54.057
به این ترتیبی که میگم کار میکنیم
اول، تا جایی که بشه باید سربازهای متفرق شده رو یه جا جمع کنیم

00:21:54.057 --> 00:21:56.467
اینطوری میتونیم امپراتورُ هم پیدا کنیم

00:21:56.467 --> 00:21:59.857
و بعدش من میرم دنبال اون پادزهر میگردم

00:22:00.267 --> 00:22:04.487
و اطلاعاتی در مورد عالیجناب دوک هیونگ به دست میارم

00:22:04.487 --> 00:22:07.407
تا بفهمم چطوری میتونم نابودش کنم

00:22:07.877 --> 00:22:13.117
،برای این کار هم
اول باید عالیجناب دوک سئونگ رو ازش جدا کنم

00:22:19.457 --> 00:22:21.507
چیکار میکنین؟

00:23:01.207 --> 00:23:03.837
روی تمام دیوارهای شهر، علامتگذاری کردیم

00:23:03.837 --> 00:23:07.417
فکر کنم امشب بتونیم با بقیه افراد ارتباط برقرار کنیم

00:23:07.417 --> 00:23:08.947
خبر دیگه ای نداری؟

00:23:08.947 --> 00:23:11.317
مثلا در مورد ملکه و کاپیتان؟

00:23:11.317 --> 00:23:13.707
هنوز ردی ازشون پیدا نکردیم، اعلیحضرت

00:23:13.707 --> 00:23:20.797
چون سربازهای گی چئول همه جا هستن
احتمالا بعد از غروب خورشید جا به جا میشن

00:23:23.537 --> 00:23:26.997
!این عجیب نیست؟ -
بله؟ -

00:23:26.997 --> 00:23:32.337
واقعا خیلی عجیبه. مگه من امپراتور گوریو نیستم؟

00:23:32.617 --> 00:23:33.737
اعلیحضرت

00:23:33.737 --> 00:23:39.667
اگه حتی همین حالا برم بیرون
و به همه مردم بگم که من امپراتورم

00:23:40.437 --> 00:23:45.967
نه کسی حرفمو باور میکنه
و نه کسی منو میشناسه

00:23:46.367 --> 00:23:51.717
برای همینم حتی اگه سربازها بریزن اینجا

00:23:51.717 --> 00:23:57.647
و بگن که به دروغ وانمود میکنم امپراتورم
و بخوان منو بکُشن

00:23:58.117 --> 00:24:03.387
کی میتونه تشخیص بده که من
واقعا امپراتور این سرزمینم؟

00:24:06.347 --> 00:24:09.767
!دو چی -
بله، اعلیحضرت -

00:24:11.627 --> 00:24:16.557
بعد از اینکه قصرُ ترک کردم
چیزی ندارم که باهاش ثابت کنم امپراتور واقعیم

00:24:17.397 --> 00:24:23.167
شاید..این من نبودم
بلکه وجود قصر بود که منو امپراتور کرده بود

00:24:45.707 --> 00:24:48.407
این همون چیزیه که دستور فرموده بودین

00:25:18.447 --> 00:25:20.077
<i>به ایون سو</i>

00:25:29.467 --> 00:25:32.397
<i>درباریان منتظرتون هستن</i>

00:25:32.397 --> 00:25:37.137
<i>میگن تا شما رو ملاقات نکنن از قصر نمیرن</i>

00:25:41.287 --> 00:25:42.997
<i>..امیدوارم این نامه به دستت برسه]
[اشتیاق و جدیت سرنوشتُ رقم میزنه</i>

00:25:42.997 --> 00:25:45.467
<i>[و تنها خاطره اونه که این کارُ میکنه]</i>

00:25:59.737 --> 00:26:02.017
انگار خیلی وقته که منتظرمین

00:26:02.827 --> 00:26:06.087
کسی که منتظرشیم، شخصِ امپراتورن

00:26:07.297 --> 00:26:12.517
الان دیگه شورش به پایان رسیده
و سربازهای جناب گی چئول هم رفتن

00:26:12.517 --> 00:26:17.367
حالا که خطری قصرُ تهدید نمیکنه
امپراتور کجان؟

00:26:18.827 --> 00:26:23.577
نمیدونم..شاید بخاطر این اتفاق
امپراتور جوانمون هنوز تو شوک باشن

00:26:23.577 --> 00:26:30.997
کسی که به مدت ده سال همراه ایشون بودن
امروز بر علیه اشون شورش به راه انداختن

00:26:30.997 --> 00:26:33.957
تعجبی نداره که هنوز به قصر برنگشتن

00:26:34.717 --> 00:26:38.787
!بفرمایید..اینم نامه ای ازطرف شخصِ امپراتور

00:26:49.377 --> 00:26:53.017
من دارم از ملاقات با اعلیحضرت امپراتور برمیگردم

00:26:53.017 --> 00:26:57.897
ایشون گفتن که بخاطر این اتفاقات بسیار متاسفن

00:26:57.897 --> 00:27:02.777
و خواستن که این نامه رو
به شاهزاده دوک هیونگ تحویل بدم

00:27:06.427 --> 00:27:12.777
امپراتور ازم خواستن
تا فعلا زمام حکومت رو در دست بگیرم

00:27:16.527 --> 00:27:19.417
اینو به درباریان نشون بده تا خودشون هم ببینن

00:27:23.327 --> 00:27:28.807
همونطور که میبینین
در پایین نامه، مُهر مخصوص امپراتور زده شده

00:27:29.707 --> 00:27:32.547
بذارین سؤالی ازتون بپرسم، عالیجناب دوک سئونگ

00:27:34.457 --> 00:27:44.467
مگه آخرین دفعه، امپراتور اعلام نکردن
که دیگه از این مُهر استفاده نمیکنن؟

00:27:45.197 --> 00:27:49.297
ولی در این نامه، هنوزم از این مُهر استفاده شده

00:27:49.297 --> 00:27:52.717
احتمالا بعد از شورش، نظرشون رو عوض کردن

00:27:52.717 --> 00:27:58.997
چیزی که الان مهمه اینه که
هیچکس به غیر از شخصِ امپراتور به این مُهر دسترسی نداره

00:28:02.057 --> 00:28:03.517
شما موافق نیستین؟

00:28:03.827 --> 00:28:09.817
پس فعلا..طبق خواسته امپراتور
باید تو قصر بمونم

00:28:18.037 --> 00:28:22.107
بنابراین میتونم..روی این صندلی هم بشینم، نه؟

00:28:22.107 --> 00:28:24.597
...طبق آداب و رسوم سلطنتی

00:28:29.027 --> 00:28:36.967
اول از همه، چون عالیجناب دوک سئونگ
بخاطر شورش اخیر متحمل خسارات زیادی شدن

00:28:37.657 --> 00:28:44.237
باید براشون جبران بشه، بگین که چی میخواین؟

00:30:59.317 --> 00:31:01.207
ته مان بود

00:31:01.207 --> 00:31:04.187
!ته مان حواس اونها رو پرت کرد

00:31:14.187 --> 00:31:16.057
!کاپیتان

00:31:20.907 --> 00:31:23.747
اومدم همراهیتون کنم

00:31:25.887 --> 00:31:31.077
برای اقامت موقتتون جایی در نظر گرفته شده
ملکه هم قبلا به اونجا منتقل شدن

00:31:31.077 --> 00:31:36.067
ایشون حالشون خوبه؟ -
شنیدم ایشون خیلی سرحالن -

00:31:36.067 --> 00:31:38.937
چون دیگه لازم نیست اون تزئینات سنگینُ
روی سرشون قرار بدن

00:31:40.507 --> 00:31:46.347
به محض اینکه حرکت کنین
محافظین و افراد گروه "سو لی بنگ" ازتون محافظت میکنن

00:31:47.357 --> 00:31:48.347
خودت چی؟

00:31:48.347 --> 00:31:52.397
من در گائه کیونگ کار ناتمومی دارم
که بعد از انجامش، بهتون ملحق میشم

00:31:52.397 --> 00:31:56.567
نمیذارم اقامتتون در بیرون از قصر طولانی بشه
پس لطفا برای مدت کوتاهی این شرایطُ تحمل کنین

00:31:56.777 --> 00:32:02.807
،اینو جداً بهت میگم
لازم نیست برای برگردوندن من به قصر عجله کنی

00:32:02.807 --> 00:32:08.457
،اگه تو قصر بودم
نمیتونستم مثل الان باهات حرف بزنم

00:32:09.517 --> 00:32:13.787
شنیدم بخاطر اون مُهر تو دردسر افتادین

00:32:14.737 --> 00:32:19.887
،فقط همین نیست
بخاطرش حتی منو از قصر هم بیرون انداختن

00:32:20.027 --> 00:32:22.497
متاسفم

00:32:25.997 --> 00:32:27.887
اویی سئون؟

00:32:28.117 --> 00:32:30.837
حالشون خوبه؟

00:32:32.697 --> 00:32:35.007
دارن بهتر میشن؟

00:32:47.027 --> 00:32:50.347
فهمیدم که اون چه نوع سَمّیه

00:32:51.257 --> 00:32:53.657
"بهش میگن: "مو هو دوک

00:32:53.657 --> 00:32:56.747
هر چقدر مقدارش بیشتر باشه
سریعتر اثر میکنه

00:32:57.527 --> 00:33:00.267
پادزهرش چی؟ -
به وقت بیشتری احتیاج داریم -

00:33:00.267 --> 00:33:06.977
باید گیاهان دارویی کمیابی رو پیدا کنیم
که امکان داره مثل پادزهر براش عمل کنن

00:33:10.347 --> 00:33:14.147
مراقب باش. هم بی رنگه و هم بی بو
خیلی خطرناکه

00:33:14.887 --> 00:33:16.867
با بو کردنش هم ممکنه کسی مسموم بشه؟

00:33:16.867 --> 00:33:23.647
حتما باید خورده بشه. بعد به محض رسیدن به شکم
درد هم شروع میشه

00:33:30.187 --> 00:33:34.127
فقط همین یه بارُ بهم اعتماد کن
من میتونم این کارُ بکنم

00:33:34.127 --> 00:33:39.467
اگه یه کم دیگه جلوتر بریم، افراد امپراتورُ میبینیم
از اونجا به بعد، شما میتونین همراه اونها برین

00:33:39.467 --> 00:33:40.507
تو چی؟

00:33:40.507 --> 00:33:43.277
من باید برم پادزهرُ بگیرم
و یه سری کارهای دیگه رو انجام بدم

00:33:43.277 --> 00:33:46.807
پس شخصیتت اینطوریه! به هیچکس اعتماد نداری
و میخوای خودت تنهایی همه کارها رو بکنی

00:33:47.157 --> 00:33:49.247
شما هنوز حالتون خوب نشده
آخه چیکار میخواین بکنین؟

00:33:49.247 --> 00:33:55.327
این مربوط به حال و پادزهرِ من میشه پس خودم باید حلش کنم
ولی تو چرا میخوای به جای من بری اونو بگیری؟

00:33:55.327 --> 00:33:58.657
چون همه این اتفاقها بخاطر من افتاده -
ولی اصلا اینطوری نیست -

00:33:58.657 --> 00:34:01.727
کسی که اونا دنبالشن، منم
تو نیستی

00:34:01.727 --> 00:34:04.077
پس چرا مرتب میگی همه اینا بخاطر توئه؟

00:34:05.597 --> 00:34:08.767
..خُب، پس
خُب، پس میخواین چیکار کنین؟

00:34:08.767 --> 00:34:14.357
من فقط میخوام کمکت کنم
پس جلومو نگیر و منصرفم نکن

00:34:14.357 --> 00:34:17.337
یه کم به حرفای منم گوش کن -
شماها همینطور برین -

00:34:17.337 --> 00:34:20.307
تا کجا باید همینطور بریم؟ -
!فقط برین -

00:34:26.567 --> 00:34:28.797
..چیزی که میخواستم بگم اینه که

00:34:31.027 --> 00:34:33.687
چیه؟

00:34:35.387 --> 00:34:38.677
چی شد؟ حالتون خوب نیست؟

00:34:39.867 --> 00:34:46.357
خوبم، روز اولی که اون پادزهرُ خوردم
...حالم کاملا خوب شد، ولی

00:34:47.047 --> 00:34:50.617
از روز دوم، اینطوری شدم
سرم کمی گیج میره

00:34:51.027 --> 00:34:53.267
...فردا

00:34:53.267 --> 00:34:58.117
سرگیجه ام بیشتر هم میشه -
چطور میتونین الان لبخند بزنین؟ -

00:34:58.117 --> 00:35:01.407
یعنی این شرایط خنده داریه؟
!اینکه ممکنه بزودی بمیرین؟

00:35:02.607 --> 00:35:05.277
تمومش کن -
چی رو تمومش کنم؟ -

00:35:05.277 --> 00:35:08.487
فریاد زدن و عصبانی شدن از دستِ منو

00:35:08.857 --> 00:35:13.127
اگه از اینجا برم، دیگه کسی نیست که
بتونی اینطوری از دستش عصبانی بشی

00:35:13.127 --> 00:35:17.587
اگه به این کار عادت کنی
ممکنه بعدا احساس تنهایی کنی

00:35:31.717 --> 00:35:33.927
بلند شین

00:35:33.927 --> 00:35:36.697
یه کم استراحت میکنیم

00:35:54.797 --> 00:35:57.487
یه جورایی سرده

00:36:09.357 --> 00:36:13.167
تو واقعا خیلی مردسالاری

00:36:13.667 --> 00:36:15.437
یعنی چی؟

00:36:15.437 --> 00:36:20.677
اگه با همین شخصیتت به دنیای من بیای
همه زنهای اونجا ازت متنفر میشن

00:36:20.677 --> 00:36:23.467
قرار نیست برم اونجا

00:36:24.097 --> 00:36:30.427
پس اگه اونجا نمیای، میای با هم بریم خونه گی چئول؟ -
خیلی حرف میزنین -

00:36:32.497 --> 00:36:36.067
..تو..اینو میدونستی -
نمیخوام چیزی بشنوم -

00:36:36.067 --> 00:36:40.577
که الان داری به همه سؤالهای من جواب میدی؟

00:36:40.577 --> 00:36:44.227
قبلا به نصفیشون اصلا اهمیت نمیدادی

00:36:45.437 --> 00:36:50.077
چون خیلی پرحرف بودین
و همش به زبون خودتون چیزهایی میگفتین

00:36:54.877 --> 00:36:58.997
منم قبلا زیاد این کارُ نمیکردم -
چه کاری رو؟ -

00:36:58.997 --> 00:37:04.487
که اینطوری بهت تکیه کنم
یعنی به این کار عادت کردم؟

00:37:04.487 --> 00:37:07.527
...خیلی احساس خوبیه

00:37:12.207 --> 00:37:16.707
اگه خوابم برد، میشه کولم کنی؟

00:37:21.757 --> 00:37:23.597
...اگه این کارُ بکنم

00:37:25.457 --> 00:37:28.217
دیگه نمیتونم شمشیرمُ تو دستم بگیرم

00:37:29.477 --> 00:37:33.557
پس همچین کاری نمیکنم

00:38:04.427 --> 00:38:07.027
!نباید حتی برای یه لحظه چشم ازش بردارین

00:38:07.027 --> 00:38:11.757
اون تمام گوشه و کنار این قصرُ
مثل خونه خودش میشناسه

00:38:11.757 --> 00:38:13.577
پس هیچ فرصتی بهش ندین

00:38:14.467 --> 00:38:17.267
حالا میتونین برین

00:38:30.667 --> 00:38:34.107
!اویی سئون

00:38:35.707 --> 00:38:39.267
خیلی وقته ندیدمتون -
میدونین چقدر دنبالتون گشتم؟ -

00:38:39.267 --> 00:38:40.347
میدونم

00:38:40.347 --> 00:38:45.997
من برای پیدا کردنتون تمام کشورُ زیر و رو کردم
..ولی حالا شما اینجا روبروم

00:38:45.997 --> 00:38:48.417
به خواست خودتون اومدین؟

00:38:49.227 --> 00:38:51.517
برای یه معامله اومدم

00:38:51.517 --> 00:38:53.847
معامله؟

00:38:53.847 --> 00:38:57.287
من فهمیدم که..دروازه آسمونی کِی باز میشه

00:38:59.407 --> 00:39:03.357
واقعا فهمیدین؟ -
میخواین باهام بیاین..به آسمون؟ -

00:39:05.787 --> 00:39:08.847
الان ازم میخواین چیکار کنم؟

00:39:09.037 --> 00:39:11.227
اول، یه سؤال دارم -
لطفا بفرمایین -

00:39:11.227 --> 00:39:15.737
دفترچه ام..اونی که بهم نشون دادین
فقط قسمتی ازش بود

00:39:15.867 --> 00:39:20.557
یعنی بازم...قسمت دیگه ای داره؟

00:39:20.557 --> 00:39:23.277
همینطوره -
میتونم ببینمش؟ -

00:39:26.687 --> 00:39:30.487
الان اینجا نیست -
پیشتون نیست؟ -

00:39:30.487 --> 00:39:35.257
فکر کنم دست عالیجناب دوک هیونگ باشه

00:39:35.857 --> 00:39:38.187
بهش احتیاج دارین؟

00:39:39.017 --> 00:39:42.847
یعنی بدون اون قسمت، نمیتونیم به آسمون بریم؟

00:39:43.377 --> 00:39:51.157
وقتی تو این قسمت از دفترچه زمان رفتنُ نوشته
تو قسمت دیگه حتما توضیح داده که چطوری میتونیم این کارُ بکنیم

00:39:51.157 --> 00:39:56.077
متوجه شدم. میرم پس بگیرمش -
یادگار سوم چیه؟ -

00:39:56.077 --> 00:40:01.747
خّب اون..یه چیزیه که نمیشه با کلمات توصیفش کرد

00:40:01.747 --> 00:40:05.987
اونم..اینجا نیست؟

00:40:05.987 --> 00:40:08.897
میرم همه رو پس میگیرم

00:40:09.157 --> 00:40:12.277
..اما..چرا

00:40:15.067 --> 00:40:17.847
چرا اینقدر باهام خوب رفتار میکنین؟

00:40:21.627 --> 00:40:24.357
جونِ اویی سئون در خطره

00:40:24.357 --> 00:40:26.137
چی گفتی؟

00:40:26.137 --> 00:40:30.547
من باید جونشونُ نجات بدم
وگرنه برای چی باید همراهشون به اینجا میومدم؟

00:40:38.457 --> 00:40:41.657
دردتون دوباره شروع شد؟

00:41:15.957 --> 00:41:19.277
اعلیحضرت، تشریف اوردین؟

00:41:19.537 --> 00:41:22.637
حتما خیلی براتون سخت بوده

00:41:22.637 --> 00:41:26.497
ایشون الان کجان؟ -
از این طرف -

00:41:26.927 --> 00:41:29.937
خودم تنهایی میرم

00:41:54.687 --> 00:41:58.517
از وقتی به اینجا اومدیم، ملکه خیلی سرحال شدن

00:41:58.517 --> 00:42:02.917
با اینکه شرایط زندگی در اینجا
..خیلی سختتر از داخل قصره، ولی

00:42:02.917 --> 00:42:06.607
حالا میتونم ببینم -
بله؟ -

00:42:07.897 --> 00:42:12.207
همون دنیایی رو که هر شوهری
در همسر خودش میبینه

00:42:19.307 --> 00:42:21.497
اعلیحضرت

00:42:36.677 --> 00:42:39.317
چیکار داشتین میکردین؟

00:42:39.317 --> 00:42:42.137
منتظرتون نشسته بودم

00:42:44.697 --> 00:42:47.687
فکر کنم گهگاهی باید منتظرتون بذارم

00:42:58.447 --> 00:43:01.287
معاون فرمانده، اینجایی؟ -
بله، اعلیحضرت -

00:43:03.267 --> 00:43:05.887
چند نفر از محافظین سلطنتی اینجا هستن؟

00:43:05.887 --> 00:43:09.637
در حال حاضر..حدود 50 نفر

00:43:09.637 --> 00:43:13.407
میگن قدرت 50 نفر وو دال چی
با قدرت 500 نفر از گارد سلطنتی برابری میکنه

00:43:13.557 --> 00:43:19.247
همینطوره؟ -
اگه بخوام دقیقا جوابتون رو بدم، باید بگم همینطوره -

00:43:21.437 --> 00:43:23.087
!دو چی

00:43:23.717 --> 00:43:25.757
بله اعلیحضرت

00:43:29.087 --> 00:43:33.487
فعلا میخوام..در همینجا به کارها رسیدگی کنم

00:43:33.487 --> 00:43:34.657
بله؟

00:43:34.657 --> 00:43:38.557
به همه مردم گوریو خبر بدین که امپراتورشون
برای مدتی در اینجا اقامت داره

00:43:38.557 --> 00:43:42.237
و اگه چیزی هست که دوست دارن بهش بگن
میتونن بیان همینجا

00:43:43.307 --> 00:43:46.837
ولی هنوز خیلیها سعی دارن به شما صدمه بزنن

00:43:46.837 --> 00:43:52.747
منظورمو متوجه نشدی؟ اگه بخوام همینطور مخفی بمونم
اونها میتونن هر زمانی که بخوان، بهم حمله کنن

00:43:53.397 --> 00:43:59.327
ولی..اگه خودمو به مردم نشون بدم
دیگه نمیتونن به همین راحتیها بهم آسیبی برسونن

00:43:59.617 --> 00:44:04.457
در هر حال، من هنوزم امپراتور گوریو هستم

00:44:05.647 --> 00:44:07.767
دستورتون اطاعت میشه

00:44:10.317 --> 00:44:13.117
میشه این اطرافُ بهم نشون بدین؟

00:44:13.117 --> 00:44:17.717
اقامتگاه ما در قسمت انتهاییه
میخواین اونجا رو ببینین؟

00:44:28.057 --> 00:44:29.827
تونستی کاپیتانُ ببینی؟

00:44:29.827 --> 00:44:32.957
دیدمشون -
حال اویی سئون چطور بود؟ -

00:44:32.957 --> 00:44:37.117
اینطور که بچه ها میگن
ایشون به همراه کاپیتان هنوز در گائه کیونگن

00:44:37.867 --> 00:44:42.457
خُب فکر کنم حالشون خوب باشه
چون هر دوشون باهَمن

00:44:52.917 --> 00:44:54.447
کی داره میاد؟

00:44:54.917 --> 00:44:56.697
همراه کی؟

00:45:08.407 --> 00:45:11.377
عالیجناب دوک سئونگ

00:45:11.727 --> 00:45:14.877
مجرم فراری، چویی یانگ

00:45:15.067 --> 00:45:16.387
و همینطورم اویی سئون

00:45:16.387 --> 00:45:20.867
ببینم! مسمومم کردی حالام داری تو روم میخندی؟

00:45:20.867 --> 00:45:23.547
!تو یه قاتلی

00:45:25.427 --> 00:45:28.207
شما این مسئله رو حل میکنین؟

00:45:29.627 --> 00:45:35.357
بذارین ازتون یه سؤال بپرسم
شما اویی سئون رو مسموم کردین؟

00:45:35.357 --> 00:45:41.727
بهت نگفته بودم؟ خوب نگاه کن
مگه اون با پای خودش در عرض سه روز نیومده پیشت؟

00:45:41.727 --> 00:45:44.817
پس چرا حالا اینقدر عصبانی به نظر میرسی؟

00:45:46.457 --> 00:45:48.057
شاهزاده

00:45:51.117 --> 00:45:53.487
بهتره این مسئله رو به روش مسالمت آمیز حل کنیم

00:45:54.147 --> 00:45:59.377
پادزهرِ اویی سئون و وسایل منو که بردین
همین الان لطف کنین بهم بدین

00:46:07.787 --> 00:46:13.557
اگه همه اینها رو بهتون بدم که
ممکنه همینجا منو بکُشین

00:46:13.557 --> 00:46:18.787
چطور این امکان وجود داره؟
!اونم حالا که شما جانشین امپراتور شدین؟

00:46:21.567 --> 00:46:23.157
لطفا اینو نگه دارین

00:46:24.657 --> 00:46:27.267
!شماها نمیتونین همچین کاری بکنین

00:46:29.227 --> 00:46:31.617
!برین کنار

00:46:31.617 --> 00:46:35.577
چون جلوی دیدمو گرفتین نمیتونم خوب ببینمشون

00:46:38.997 --> 00:46:40.687
حالا ادامه میدیم

00:46:40.887 --> 00:46:44.667
اسم سمی که باهاش اویی سئونُ مسموم کردی
مو هو دوکه، نه؟

00:46:44.667 --> 00:46:48.987
..اینجا قصره! هرچقدرم دیوونه باشی، بازم

00:46:49.507 --> 00:46:53.677
درسته پادزهرُ ندارم
ولی یه کم از اون سمّ همراهمه

00:47:07.027 --> 00:47:11.487
حالا پادزهرشُ..بهم بده

00:47:14.397 --> 00:47:16.627
به نظرت بیش از حد ازش نخورده؟

00:47:16.627 --> 00:47:19.977
نمیدونم، قبلا هیچوقت کسی رو مسموم نکرده بودم

00:47:19.977 --> 00:47:23.327
گی چئول، تو نباید با چویی یانگ دست به یکی کنی

00:47:23.327 --> 00:47:28.267
ولی این یه مورد اضطراریه
فقط پادزهر و اون دفترچه به اویی سئون بدین

00:47:28.267 --> 00:47:31.007
اونوقت همینجا تمومش میکنیم

00:47:31.697 --> 00:47:34.397
همراهم بیاین، اویی سئون

00:47:38.277 --> 00:47:40.027
چی گفتی؟

00:47:40.407 --> 00:47:45.467
میخوام به محل نگهداری اون پادزهر ببرمش
و خودم به تنهایی درمانش کنم

00:47:45.967 --> 00:47:48.137
فقط ما دو نفر

00:47:48.417 --> 00:47:51.687
جناب دوک سئونگ، میشه جلوی این مردُ بگیری؟

00:48:01.257 --> 00:48:03.387
من باهاش میرم

00:48:07.347 --> 00:48:10.907
اگه اون بمیره، اویی سئون هم میمیره

00:48:14.877 --> 00:48:19.707
اگه دنبالشون بری، اون هرگز پادزهرُ بهش نمیده

00:48:27.967 --> 00:48:30.127
پادزهرُ بهم بده

00:48:31.487 --> 00:48:35.897
مثلا "دکترِ خدایی"، ولی حتی نمیتونی خودتو درمان کنی

00:48:36.517 --> 00:48:38.857
بهم بِدش، گفتی اینجاست

00:48:38.857 --> 00:48:44.937
چون فکر میکردم زنده میمونی
واقعا قصد نداشتم بکُشمت

00:48:44.937 --> 00:48:47.637
پس نداریش؟ پادزهرُ میگم؟

00:48:48.527 --> 00:48:56.137
همون وقتی که چویی یانگ با رنگ پریده پیشم اومد
همه چی رو فهمیدم. اویی سئون چیه؟! همش یه دروغه

00:48:56.737 --> 00:48:58.337
پس تا وقتی بمیری، میخوای فقط حرف بزنی؟

00:48:58.337 --> 00:49:00.867
مگه تو هم مثل ما انسان نیستی؟

00:49:02.007 --> 00:49:05.927
با اینکه هیچی نیستی، ولی برای رسیدن به خواسته هات
همه رو فریب میدی

00:49:05.927 --> 00:49:10.637
گفتی ممکنه خیلی زود بمیری، پس فقط اون پادزهرُ بهم بده
دیگه چرا اینقدر حرف میزنی؟

00:49:11.427 --> 00:49:15.897
یعنی تو این دنیای شما، زندگیِ آدما هیچ ارزشی نداره؟

00:49:27.467 --> 00:49:30.737
بگیر، اینم پادزهرش

00:49:31.467 --> 00:49:33.967
ولی این با اون قبلی فرق میکنه

00:49:33.967 --> 00:49:37.447
چیزی قبلا بهت دادم، پادزهرِ واقعی نبود

00:49:37.447 --> 00:49:38.817
...اما مگه هر سه روز

00:49:38.817 --> 00:49:45.057
این طوری عمل میکنه که بعد سه روز، علائمش برمیگرده
اما این پادزهرِ واقعیشه

00:49:49.947 --> 00:49:52.297
جناب دوک سئونگ
داستان اون دروازه آسمونی رو باور کرده

00:49:52.957 --> 00:49:57.017
اگه ما با همدیگه کار کنیم
میتونیم اون و بقیه مردمُ تحت کنترل خودمون دربیاریم

00:49:57.657 --> 00:49:59.737
...حالا که بهت میگن اویی سئون

00:50:01.837 --> 00:50:04.477
نمیتونی بیای و به من بپیوندی؟

00:50:06.227 --> 00:50:08.677
چطوره؟

00:50:10.857 --> 00:50:14.117
بقیه کاغذهای اون دفترچه..الان پیش توئه، نه؟

00:50:15.617 --> 00:50:17.947
پیش منه -
بِدشون به من -

00:50:17.947 --> 00:50:20.097
این اولین شرطمه

00:50:22.867 --> 00:50:25.187
خیلی خُب

00:50:27.657 --> 00:50:33.677
.یه چیز دیگه
!درمورد چویی یانگ..کاری باهاش نداشته باش

00:50:33.677 --> 00:50:36.157
وگرنه همه چی تمومه

00:50:44.457 --> 00:50:46.427
پادزهر؟

00:50:46.967 --> 00:50:50.137
..پس الان شما -
حالم بهتره -

00:51:03.157 --> 00:51:07.687
مگه نمیخواستین اویی سئون رو به دست بیارین
...اما اینطوریکه

00:51:08.757 --> 00:51:11.907
تا وقتی اون باهاشه، این کار غیر ممکنه

00:51:14.287 --> 00:51:18.537
این بهترین سوپ در تمام گوریوئه
!بخورین! تا داغه بخوریدش

00:51:18.537 --> 00:51:24.547
قیمتش فقط دو نیانگه -
هی، یه کم صبر کنین -

00:51:24.547 --> 00:51:29.307
!فقط دو نیانگ، واقعا که خیلی خوشمزه است

00:51:40.317 --> 00:51:43.947
هی، ببینم! اونجا چه خبره؟

00:51:45.347 --> 00:51:48.677
یعنی تو شایعاتُ درباره امپراتور نشنیدی؟

00:51:48.717 --> 00:51:50.247
امپراتور؟

00:51:51.307 --> 00:51:55.437
اونجا یه امپراتوره که به حرف همه مردم گوش میده

00:51:55.437 --> 00:52:01.487
.فرقی نمیکنه چی بگن
حتی اگه به امپراتور توهینم بکنن بازم به حرفاشون گوش میده

00:52:01.937 --> 00:52:06.377
..امکان نداره امپراتور واقعا -
چطور ممکنه اون امپراتور واقعی باشه؟ -

00:52:06.377 --> 00:52:11.297
مثل اینه که بری اونجا و با حرف زدن
یه کم خودتو خالی کنی. تازه خرجی هم نداره

00:52:11.297 --> 00:52:15.867
مردمم فقط میرن اونجا و خوش میگذرونن

00:52:22.387 --> 00:52:25.327
ما همدیگه رو میشناسیم، اینطور نیست؟

00:52:33.417 --> 00:52:40.127
این دختر دو سالِ دیگه سیزده سالش میشه
ولی همونطور که میبینین خیلی خوشگله

00:52:40.127 --> 00:52:42.907
آخه من باید باهاش چی کار کنم، ها؟

00:52:42.907 --> 00:52:46.147
چون دخترت زیباست نمیدونی باهاش چیکار کنی؟

00:52:46.147 --> 00:52:48.617
...خدای من

00:52:48.617 --> 00:52:51.867
مثل اینکه امپراتور از هیچی خبر نداره

00:52:53.077 --> 00:52:58.757
خُب اگه این دختر خوشگل سیزده سالش بشه
اونوقت اونو به یوانیها میفروشنش

00:52:58.757 --> 00:53:06.537
برای همینم ازتون میپرسم عالیجناب! باید زودتر شوهرش بدم
یا بهتره سرشو از ته بتراشم و بفرستمش به دیر؟

00:53:06.537 --> 00:53:11.097
اومدم اینجا بلکه شما بتونین آینده اشو بهم بگین

00:53:11.097 --> 00:53:13.187
میدونی اگه به یوانیها فروخته بشه
چه اتفاقی براش میفته؟

00:53:13.187 --> 00:53:19.487
،من شنیدم دختران خانواده های ثروتمند
به عقد مردان متمول درمیان

00:53:19.867 --> 00:53:23.707
ولی دخترانی که از خانواده های معمولین
اوضاعشون خیلی بد میشه

00:53:24.877 --> 00:53:28.787
یا تو یوان برده میشن
یا اینکه به زور به صیغه یه مرد درمیان

00:53:28.787 --> 00:53:34.157
حالا که شما آینده رو هم میبینین
نمیشه طلسمی چیزی بهم بدین؟

00:53:34.157 --> 00:53:40.947
شنیدم طلسمهایی هست که
میشه باهاش دخترها رو زشت کرد؟

00:53:44.377 --> 00:53:47.647
دخترجان! بذار صورتتو ببینم

00:53:50.387 --> 00:53:53.547
من الان میخوام..صورت زیبای تو رو نقاشی کنم

00:53:54.137 --> 00:53:59.817
که اگه روزی کسی بهت گفت که زشتی
بتونی این نقاشی رو بهش نشون بدی

00:53:59.817 --> 00:54:05.297
آخه کدوم امپراتوری نقاشی میکنه؟
این خیلی خجالت آوره

00:54:20.547 --> 00:54:25.397
اگه اویی سئونُ
پیش امپراتور و ملکه میبردیم خیلی بهتر میشد

00:54:25.577 --> 00:54:29.327
نکنه با هم دعوا کردین؟ -
خفه -

00:54:29.327 --> 00:54:31.597
باشه

00:54:34.247 --> 00:54:39.217
<i>میخواین اینجا بمونین؟
یعنی میخواین به جئون اویی شی برگردین؟</i>

00:54:39.387 --> 00:54:40.407
<i>بله</i>

00:54:40.407 --> 00:54:43.107
<i>،نمیشه
مگه من همونطور که میخواستین باهاتون فرار نکردم؟</i>

00:54:43.107 --> 00:54:46.277
<i>"بهت که گفتم این فقط یه عملیات "ماتاهاریه</i>

00:54:46.817 --> 00:54:50.337
<i>حالا این عملیاتی که میگین
اینه که برگردین به همونجایی که ازش فرار کردین؟</i>

00:54:50.337 --> 00:54:55.177
<i>اینطور نیست، ماتاهاری با استفاده از زیباییش
به اطلاعات محرمانه دشمن دسترسی پیدا میکرد</i>

00:54:56.907 --> 00:54:59.657
اون اصلا نمیدونه داره چیکار میکنه

00:55:02.757 --> 00:55:07.627
اون حتی...به هیچ کدوم از کارهاش فکر نمیکنه

00:55:13.977 --> 00:55:18.857
شما مشکلی ندارین؟ منظورم اینجا نشستن
و با یه مجرم فراری حرف زدنه

00:55:18.857 --> 00:55:21.907
همه ما خوب میدونیم که به دروغ متهم شناخته شدی

00:55:21.907 --> 00:55:28.337
شنیدم این محافظین سلطنتی بودن که
امپراتور و ملکه رو به یک مکان اَمن منتقل کردن

00:55:28.967 --> 00:55:33.847
ما میدونیم که در حال حاضر، امپراتور کجا اقامت دارن

00:55:34.587 --> 00:55:35.537
که اینطور

00:55:35.537 --> 00:55:39.207
به نظر میرسه ایشون قصرُ ترک کردن
ولی قصر جدیدی برای خودشون ساختن

00:55:39.207 --> 00:55:42.557
برای همینم، میخوایم باهاشون ملاقات کنیم

00:55:43.447 --> 00:55:44.477
و بعد از ملاقات؟

00:55:44.477 --> 00:55:50.597
یه مُهر براشون ساختیم. نه مثل مُهر اهدایی یوان
بلکه مُهری از طرف همین مردم و برای امپراتوریِ گوریو

00:55:50.597 --> 00:55:52.827
میخواهیم در اون ملاقات، این مُهرُ بهشون بدیم

00:55:53.837 --> 00:55:56.847
..حتما خیلی خوشحال میشن. فعلا

00:55:56.847 --> 00:55:59.837
هنوز حرفهامون تموم نشده

00:56:01.817 --> 00:56:08.507
همونطور که میدونین من دیگه جزو محافظین سلطنتی نیستم
و باید خودمو از دید مقاماتی مثل شما، دور نگه دارم

00:56:08.507 --> 00:56:12.177
پس صحبت کردن در مورد مسائل حکومتی
با آدمی مثل من، اصلا کار درستی نیست

00:56:12.177 --> 00:56:13.517
..پس فعلا

00:56:13.517 --> 00:56:18.907
اگه همه بفهمن که ما مُهری برای امپراتور ساختیم
و قصد داریم اونو به ایشون بدیم

00:56:18.907 --> 00:56:21.457
اونوقت جونِ هممون به خطر میفته

00:56:22.547 --> 00:56:27.227
میخوایم تا وقتی که این مُهرُ به امپراتور بدیم
ازمون محافظت کنی

00:56:29.087 --> 00:56:33.187
مگه این همون امپراتوری نیست که خودت انتخابش کردی؟

00:56:33.187 --> 00:56:36.207
پس این مُهریه که باید داشته باشه

00:56:41.587 --> 00:56:45.487
داشتیم فکر میکردیم صبح زود از اینجا حرکت کنیم

00:56:45.487 --> 00:56:48.587
تو هم باهامون میای؟

00:56:51.427 --> 00:56:54.417
خودش گفت اونها رو میاره اینجا؟

00:56:54.717 --> 00:56:57.427
ولی دوک هیونگ آدمیه که از سمّ استفاده کرده

00:56:57.427 --> 00:57:00.107
کسی که قصد بدی نداشته باشه
هیچوقت از سمّ استفاده نمیکنه

00:57:00.107 --> 00:57:04.317
!میدونم. اون مرد..واقعا یه عوضیه
!اونم از نوع تمام عیارش

00:57:07.917 --> 00:57:10.597
گفتن این نصف چیزیه که در اختیارشونه

00:57:10.597 --> 00:57:13.307
این نصفشه؟ هَمش نیست؟

00:57:31.087 --> 00:57:32.497
<i>به ایون سو</i>

00:57:38.487 --> 00:57:45.497
<i>..امیدوارم این نامه به دستت برسه]
[اشتیاق و جدیت سرنوشتُ رقم میزنه</i>

00:57:45.497 --> 00:57:48.817
<i>[و تنها خاطره اونه که این کارُ میکنه]</i>

00:57:52.427 --> 00:57:56.767
این..دستخط منه

00:57:58.007 --> 00:58:00.197
واقعا نمیفهمم

00:58:00.197 --> 00:58:03.027
این امکان نداره

00:58:03.027 --> 00:58:04.887
اصلا چیزی رو به یاد نمیارین؟

00:58:05.307 --> 00:58:09.917
من هرگز این دفترچه و نوشته ها رو ندیده بودم

00:58:11.207 --> 00:58:17.057
با اینکه همه حروف محو شدن
..و نمیتونم درست بخونمشون، ولی

00:58:20.597 --> 00:58:23.687
...امیدوارم..این نوشته رو

00:58:25.967 --> 00:58:34.907
<i>وقتی که با اون مرد هستی بخونیش</i>

00:58:34.907 --> 00:58:38.747
<i>و امیدوارم که خیلی دیر نشده باشه</i>

00:58:39.567 --> 00:58:43.827
ما باید از چهار نفر محافظت کنیم
فردا صبح زود، کارمونُ شروع میکنیم

00:58:44.447 --> 00:58:47.517
قراره با کجاوه اونها رو منتقل کنیم -
بله -

00:58:47.517 --> 00:58:49.017
ته مان -
بله، کاپیتان -

00:58:49.017 --> 00:58:55.337
برو پیش چانگ سئوک و بهش بگو که
12نفر از افرادُ به زیر پلِ دئوجین بفرسته

00:58:55.337 --> 00:58:57.437
بله، همین الان میرم

00:58:58.347 --> 00:59:02.587
هر چی افراد کمتری باهاشون باشه
کمتر جلب توجه میکنن و این خیلی بهتره

00:59:03.167 --> 00:59:05.387
...برای خارج کردنشون از قصر هم

00:59:08.947 --> 00:59:11.017
خودم این کارُ میکنم

00:59:11.017 --> 00:59:12.787
باشه

00:59:16.837 --> 00:59:19.957
نمیفهمم معنی اینا چیه

00:59:20.577 --> 00:59:24.977
اصلا کی اینا رو نوشته؟
اگه من نوشتم، پس چرا نمیدونم معنیشون چیه؟

00:59:25.817 --> 00:59:31.107
و این کاغذها..چرا اینقدر قدیمی و پاره ان؟

00:59:34.447 --> 00:59:39.047
آخه کی و برای چی
اسم ایون سو رو اینجا نوشته؟

00:59:39.837 --> 00:59:43.167
یعنی واقعا خودم نوشتمش؟

00:59:43.167 --> 00:59:46.587
،چرا تو دوره گوریو
نوشته های این دفترچه با حروف کره ای نوشته شده؟

00:59:46.587 --> 00:59:51.227
و اینکه "اون مرد" کی میتونه باشه؟

01:00:04.097 --> 01:00:08.547
قبل از اینکه مست بشم، دارم اینو بهت میگم

01:00:10.207 --> 01:00:14.847
برای من...تا حالا هیچ مردی وجود نداشته
جدا میگم

01:00:19.177 --> 01:00:21.397
آرومتر بخورین

01:00:21.977 --> 01:00:26.937
حتی اگرم با یه مرد قرار میذاشتم
،و سعی میکردم دوستش داشته باشم

01:00:28.017 --> 01:00:31.397
احساسم این اجازه رو بهم نمیداد

01:00:35.737 --> 01:00:41.437
حتی اگه گاهی احساسی هم پیدا میشد
اونقدر معطل میکردم که

01:00:41.437 --> 01:00:44.527
اونم از بین میرفت

01:00:46.677 --> 01:00:53.397
خیلی درد آور بود...برای همینم
ذهنمو خالی و خودمم مخفی میکردم

01:00:57.227 --> 01:01:05.177
:همیشه در اولین برخورد با خودم میگفتم
"این مرد من نیست، این آدم مناسب من نیست"

01:01:08.397 --> 01:01:11.897
وقتی چویی یانگُ هم دیدم، همینطوری بود

01:01:13.427 --> 01:01:18.677
باید تو ذهنم یه خط میکِشیدم
!و بهش میگفتم: نیا تو، نیا تو

01:01:18.677 --> 01:01:24.727
ولی این کارُ نکردم نه به این خاطر
که باید یه روز ترکش کنم، دکتر جانگ

01:01:24.727 --> 01:01:27.577
میفهمم

01:01:27.577 --> 01:01:32.717
فقط به خاطر اینکه احساسم
این اجازه رو بهم نمیداد

01:01:34.207 --> 01:01:36.127
..وقتی با اونم، گاهی

01:01:38.307 --> 01:01:45.687
اونقدر دلم براش تنگ میشه که نمیتونم تحملش کنم
...با اینکه همچین احساسی نسبت بهش دارم ولی

01:01:46.337 --> 01:01:51.207
بازم اون نمیتونه "اون مرد" باشه

01:01:53.077 --> 01:01:58.257
با اینحال، هروقت به پُشت سرم نگاه میکنم
اون همیشه اونجاست

01:01:59.177 --> 01:02:01.727
و داره بهم نگاه میکنه

01:02:01.727 --> 01:02:11.147
"حتی اگرم نتونم ببینمش، وقتی ازش بپرسم که "کجایی؟
"اون همیشه جواب میده که "من همینجام

01:02:14.517 --> 01:02:18.537
فکر کنم دیگه مست شدم، میرم بخوابم

01:02:24.487 --> 01:02:30.017
من نمیدونم تو کی هستی و چرا اینا رو برای من نوشتی

01:02:30.017 --> 01:02:32.817
و واقعا نمیدونم منظورت از "اون مرد" کیه

01:02:36.417 --> 01:02:39.357
میرم بخوابم

01:03:06.017 --> 01:03:09.807
<i>اون روز، تو به یه جای خیلی دور میری</i>

01:03:10.417 --> 01:03:13.637
<i>و همون شب، مردی به دیدنت میاد</i>

01:03:14.507 --> 01:03:20.977
<i>اون درخواستی ازت میکنه
درخواستِ اون مردُ..رد نکن</i>

01:03:21.877 --> 01:03:26.587
<i>بهت التماس میکنم که همون روز برگرد</i>

01:03:29.527 --> 01:03:32.557
<i>اینطوری، اون مرد میتونه زنده بمونه</i>

01:03:32.557 --> 01:03:40.667
<i>و اینکه در صبح همون روز
اون دختر، ظرفی رو میشکنه</i>

01:03:41.127 --> 01:03:44.887
<i>و اون روز دیگه چه اتفاقی میفته؟</i>

01:03:45.847 --> 01:03:51.827
<i>درسته، اون گلهای داوودیِ کنار پنجره رو دقیقا یادمه</i>

01:03:55.097 --> 01:03:59.107
<i>اون روز، نباید بذاری اون مرد بره</i>

01:04:01.897 --> 01:04:05.657
<i>اون روز چیزی که انتظارشو میکشه
تنها یه دامه</i>

01:04:05.657 --> 01:04:09.887
<i>پس ایون سو..التماست میکنم جلوی اون مردُ بگیر</i>

01:04:09.911 --> 01:04:13.911
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.
