﻿WEBVTT

00:00:03.125 --> 00:00:04.125
....

00:00:04.149 --> 00:00:11.149
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.917 --> 00:00:20.997
‫به آمریکا خوش اومدی

00:00:32.037 --> 00:00:34.517
‫لطفا جیب‌هاتون رو خالی کنید قربان

00:00:40.637 --> 00:00:44.597
‫- کجا باید ببریمـشون؟
‫- جناح شرقی قربان

00:00:44.757 --> 00:00:47.557
‫- عالیه
‫- لطفا اینجا بایستید

00:00:47.717 --> 00:00:50.957
‫منطقۀ محفوظ جناح شرقی
‫رو به عنوان اقامتگاهـش انتخاب کردن

00:00:51.117 --> 00:00:53.717
‫لوکس نیست
‫ولی بهترین گزینۀ روی میزمونه

00:00:53.877 --> 00:00:59.197
‫- می‌خوای اینجا بمونم؟
‫- نه نیازی نیست، برو خونه

00:00:59.357 --> 00:01:02.037
‫باشه، من می‌رم خونه

00:01:02.197 --> 00:01:04.197
‫کدوم قبرستونیـه پس؟

00:01:04.357 --> 00:01:08.557
‫- همه‌چیز مرتبـه قربان؟
‫- یه عکسی رو گم کردم

00:01:08.717 --> 00:01:13.277
‫- چه خبر شده؟
‫- عکس ایلانا نیست

00:01:13.437 --> 00:01:15.517
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم

00:01:42.886 --> 00:01:44.452
‫[لطفا سکوت را رعایت کنید]

00:01:44.477 --> 00:01:48.597
‫هتل هیلتون نیست
‫اما خاک آمریکاست

00:01:59.797 --> 00:02:04.757
‫آخرین باری که یادمه،
‫عکس دخترم توی ژاکتـم بود

00:02:04.917 --> 00:02:07.157
متاسفانه انداختیمش توی راین

00:02:07.317 --> 00:02:11.317
‫می‌شه از پلیس پرس و جو کنی؟
‫اگه ژاکتم رو پیدا کرده باشن، پس عکس هم دستـشونه

00:02:11.477 --> 00:02:13.877
‫حتی اگه پیدا کرده باشن هم،
‫توی آب افتاده بود

00:02:14.037 --> 00:02:15.837
‫احتمالا داغون شده

00:02:29.077 --> 00:02:30.917
‫عه سلام

00:02:35.317 --> 00:02:39.477
‫سلام پشمک، حالت چطوره؟

00:02:40.637 --> 00:02:42.677
‫چطوری تو؟

00:02:44.997 --> 00:02:46.717
‫گرسنه‌ای؟

00:02:52.237 --> 00:02:54.477
‫بیا یه نگاهی بهت بندازم

00:02:56.677 --> 00:02:57.997
‫باریکلا

00:02:59.357 --> 00:03:03.557
‫بوی چی می‌دی؟

00:03:04.877 --> 00:03:07.077
‫غذا می‌خوری؟ بیا

00:03:59.653 --> 00:04:03.153
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

00:04:10.523 --> 00:04:14.356
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

00:04:14.997 --> 00:04:18.028
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

00:04:27.351 --> 00:04:31.093
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

00:04:31.484 --> 00:04:34.976
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

00:04:40.877 --> 00:04:45.619
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

00:05:02.243 --> 00:05:07.090
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت چهارم»

00:05:07.237 --> 00:05:10.997
‫خبری که هم‌اکنون به دست ما رسیده،
‫پلیس آلمان هنوز

00:05:11.157 --> 00:05:12.757
‫این خبر رو تایید نکرده،

00:05:12.917 --> 00:05:16.597
‫اما به نقل از منابع ما،
‫ویکتور گودانو در جمع

00:05:16.757 --> 00:05:19.997
‫مقامات آمریکایی بوده
‫و زنده است

00:05:20.157 --> 00:05:23.077
‫- درست سر وقت اتفاق افتاد
‫- عالیه قربان

00:05:26.677 --> 00:05:28.877
‫- فرنک هستم
‫- کجاست؟

00:05:29.037 --> 00:05:33.197
‫- سلام اسکات، توی جناح محفوظه
‫- بهتره که جاش راحت باشه

00:05:33.357 --> 00:05:36.437
‫چون قرار نیست کارتر
‫خروج هیچ پناهنده‌ای رو امضا کنه

00:05:36.597 --> 00:05:38.197
‫- چی؟ چرا؟
‫- «چرا؟»

00:05:38.357 --> 00:05:40.997
‫به جای مذاکرات مربوط
‫به صلح خاورمیانه،

00:05:41.157 --> 00:05:43.757
‫باید با شایعاتِ مربوط به
‫یه پناهنده دست و پنجه نرم کنه

00:05:43.917 --> 00:05:46.357
‫بخاطر همینه که بدجور قاطی کرده

00:05:48.357 --> 00:05:50.637
‫داری روی لبۀ تیغ راه می‌ری فرنک

00:05:56.117 --> 00:05:58.637
‫چی، حالا یهویی شده پناهنده؟

00:05:59.677 --> 00:06:03.117
‫ما بر این عقیده‌ایم که در یک
‫مکانِ مخفی، با آمریکایی‌هاست

00:06:03.277 --> 00:06:07.317
‫اول می‌گی شده مامور کاگ‌ب،
‫حالا می‌گی پناهندۀ سازمان سیا شده؟

00:06:09.477 --> 00:06:12.117
‫اگه جاسوس دوجانبه بوده باشه منطقیه

00:06:14.517 --> 00:06:17.237
‫ای حرومزاده!

00:06:20.757 --> 00:06:24.917
‫یه درخواست استرداد فوری برای
‫صدراعظم آلمان بفرستید

00:06:25.077 --> 00:06:29.157
‫- برای وزارت امور داخلیشـونم بفرست
‫- از روابط غیررسمیـمون هم استفاده می‌کنیم

00:06:29.317 --> 00:06:33.797
‫بهشون بگو که گودانو یه قاتل حرومیـه
‫صدمون رو وسط بذار

00:06:33.957 --> 00:06:39.437
‫نابودش کن، بهش تهمت بزن!
‫زیر سوال ببرش!

00:06:39.597 --> 00:06:42.637
‫یا اصلا بهتر،
‫همین الان برو آلمان

00:06:42.797 --> 00:06:46.637
‫پیداش کن و بکشش
‫بخاطرش به یه آدمکش یک میلیون دلار بده

00:06:46.797 --> 00:06:50.557
‫- هرچیزی که لازمه!
‫- برو!

00:06:55.757 --> 00:06:58.957
‫باید هر حرومزاده‌ای که برای ویکتور
‫کار می‌کرده رو بازجویی کنیم

00:06:59.117 --> 00:07:00.797
‫پلیس داره انجامش می‌ده بابا

00:07:03.037 --> 00:07:05.117
‫باید یه کاری کنیم همه‌شون زجر بکشن

00:07:05.277 --> 00:07:07.477
‫بیشتر از همه هم خونواده‌اش!
‫حالیت نیست؟

00:07:19.597 --> 00:07:22.117
‫- مطمئنی اینجاست؟
‫- بله

00:07:22.277 --> 00:07:24.917
‫بابا که ما رو هرجایی نمی‌فرسته

00:07:28.157 --> 00:07:32.517
‫سلام دکتر اردیا
‫من ایلانا گودانو هستم

00:07:32.677 --> 00:07:38.557
‫پدرم درمورد یه موضوع کوچک
‫باهاتون صحبت کرد

00:07:38.717 --> 00:07:40.477
‫چه موضوعی؟

00:07:40.637 --> 00:07:44.077
‫گفته بود با یه دوستی میام برای...

00:07:46.037 --> 00:07:51.117
‫برای چی؟ امیدوارم سقط جنین نباشه
‫چون غیرقانونیـه

00:07:51.277 --> 00:07:55.637
‫- بیا بریم ایلانا
‫- صبر کن، می‌تونم با پدرم صحبت کنم

00:07:55.797 --> 00:07:59.557
‫فرار کرده رفته آمریکا
‫شک دارم بتونی باهاش صحبت کنی

00:07:59.717 --> 00:08:02.157
‫- حقیقت نداره
‫- مگر اینکه دنبالش باشی

00:08:02.317 --> 00:08:05.757
‫- حقیقت نداره
‫- بیا بریم ایلانا!

00:08:05.917 --> 00:08:07.477
‫به حرف دوستت گوش کن

00:08:09.597 --> 00:08:12.597
‫حالا چیکار کنم من؟
‫بابام من رو می‌کشه!

00:08:12.757 --> 00:08:16.597
‫- یه راهی پیدا می‌کنیم
‫- باید خودم انجامش بدم

00:08:16.757 --> 00:08:20.157
‫- نه، ممکنه بمیری
‫- یه راهی پیدا می‌کنم

00:08:20.317 --> 00:08:21.757
‫چه راهی ایلانا؟

00:08:21.917 --> 00:08:25.197
‫اگه پدرت با آمریکایی‌ها باشه،
‫کار خودت هم تمومه!

00:08:40.677 --> 00:08:46.637
‫- ادلا؟ اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- سلام دنیل

00:08:47.677 --> 00:08:49.477
‫دلت برام تنگ شد؟

00:08:51.317 --> 00:08:54.157
‫- وقت داری؟
‫- البته

00:08:55.597 --> 00:08:58.837
‫می‌خوام دوباره بازیگری رو شروع کنم
‫می‌خواستم اول به خودت بگم

00:09:00.117 --> 00:09:05.397
‫کلاغه خبر آورد داری روی نمایشنامۀ
‫شکسپیر، عشق اولِ من کار می‌کنی

00:09:05.557 --> 00:09:08.797
‫بله عزیزم، روی کاغذه فعلا

00:09:08.957 --> 00:09:12.357
‫اما با توجه به شرایط فعلی، شدنی نیست

00:09:12.517 --> 00:09:14.037
‫سلام هم‌رزم گودانو

00:09:19.317 --> 00:09:21.117
‫لطفا دنبالـم بیاید

00:09:23.437 --> 00:09:26.917
‫همین الان؟
‫داشتم صحبت می‌کردم

00:09:33.517 --> 00:09:36.917
‫شوهرتون پناهندۀ سازمان سیا شده

00:09:40.877 --> 00:09:43.117
‫شوخی می‌کنید دیگه، درسته؟

00:09:44.517 --> 00:09:46.037
‫چی؟

00:09:49.157 --> 00:09:52.397
‫امکان نداره، ویکتور هرگز...

00:09:52.557 --> 00:09:55.637
‫هم‌رزم النا چائوشسکو
‫خواستار دیدن شما هستن

00:10:02.557 --> 00:10:03.877
‫همین حالا

00:10:10.277 --> 00:10:12.997
‫بهمون بگو، چرا اینجایید؟

00:10:14.757 --> 00:10:16.797
‫نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم

00:10:16.957 --> 00:10:18.357
‫اگه به خداوند اعتقاد می‌داشتید،

00:10:18.517 --> 00:10:21.837
‫می‌گفتم که به چشم اعتراف بهش نگاه کنید
‫اما خب اعتقادی ندارید

00:10:21.997 --> 00:10:23.477
‫پس حقیقت رو بگو

00:10:26.157 --> 00:10:29.797
‫من مشاور رئیس‌جمهور نیکولای چائوشسکو هستم

00:10:29.957 --> 00:10:33.757
‫کفیل مدیر ارشد اطلاعات خارجه
‫و معاون وزیر امور خارجۀ

00:10:33.917 --> 00:10:36.557
‫وزارت کشور رومانی هستم

00:10:37.717 --> 00:10:41.877
‫اونجا با جارو کردنِ
‫این عناوین عشق می‌کنید دیگه، نه؟

00:10:42.037 --> 00:10:44.997
‫آقای سیمپسون توی اتاق 122
‫منتظر شما هستن

00:10:53.637 --> 00:10:56.477
‫شرمنده، به مرور بهش عادت می‌کنی

00:10:59.317 --> 00:11:02.037
‫لطفا ادامه بده

00:11:09.477 --> 00:11:13.037
‫بنده مسئول هماهنگیِ
‫صدها عملیات جاسوسی

00:11:13.197 --> 00:11:15.277
‫در غرب و خاورمیانه بودم

00:11:15.437 --> 00:11:21.757
‫بیش از 500 جاسوس رو به عملیات فرستادم
‫مهندسین، معلمین، دکترها،

00:11:21.917 --> 00:11:25.917
‫مدرسینِ هنری، خدمت‌گزارانِ مذهبی،
‫هرچیزی که فکرش رو بکنید

00:11:26.077 --> 00:11:28.077
‫برای هرجور عملیاتی بوده،

00:11:28.237 --> 00:11:32.517
‫مخصوصا دستیابی به اسرار
‫نظامی و فنیِ غرب

00:11:36.797 --> 00:11:38.597
‫قبلا یک واحد مخفی رو اداره می‌کردم

00:11:38.757 --> 00:11:41.837
‫که مسئول سرقتِ حق ثبت اختراع غرب بوده

00:11:41.997 --> 00:11:45.997
‫وای بر من
‫این قسمت خودش یک فصلِ کاملـه

00:11:46.157 --> 00:11:48.477
‫بعدا به جزئیاتـش می‌پردازیم

00:11:48.637 --> 00:11:52.997
‫الان درمورد ماشین‌آلات مورد استفادۀ
‫اطلاعات شوروی بهم بگو

00:11:54.357 --> 00:11:58.717
‫ما مجموعه‌ای از اطلاعات نادرست
‫و فریب‌کارانه رو رواج می‌دادیم

00:11:58.877 --> 00:12:01.637
‫تا بذر بی‌اعتمادی رو
‫در ذهنِ آمریکایی‌ها درمورد

00:12:01.797 --> 00:12:07.117
‫مشارکت در جنگ ویتنام و
‫سایر عملیات‌های خارجی بکاریم

00:12:07.277 --> 00:12:10.997
‫با ترویج اطلاعات نادرست،
‫موفق شدیم رئیس‌جمهورتون رو فریب بدیم

00:12:11.157 --> 00:12:15.397
‫تا باور کنه چائوشسکو یک متحدِ قابل اعتماده

00:12:15.557 --> 00:12:20.957
‫اما اینطور نیست
‫چائوشسکو یک دیکتاتور ظالم و یک قاتلـه

00:12:42.157 --> 00:12:46.957
‫سلام النا
‫هم‌رزم آکادمیشن

00:12:49.237 --> 00:12:51.197
‫می‌تونی بری میرچا

00:12:53.957 --> 00:12:55.717
‫هرچی که می‌دونی رو بهم بگو

00:12:57.957 --> 00:12:59.837
‫من از چیزی خبر ندارم

00:12:59.997 --> 00:13:02.757
‫شوهرت رفته پیش سیا
‫و تو از هیچ چیزی خبر نداری؟

00:13:02.917 --> 00:13:07.797
‫دقیقا قبل از اینکه به اینجا بیام
‫باخبر شدم

00:13:07.957 --> 00:13:12.077
‫منم مثل شما غافلگیر شدم
‫من هم عصبانی هستم

00:13:12.237 --> 00:13:14.597
‫باورم نمی‌شه چنین کاری کرده

00:13:14.757 --> 00:13:20.157
‫- به همۀ ما خیانت کرده، حتما خبر داری!
‫- من چیزی نمی‌دونستم

00:13:20.317 --> 00:13:25.557
‫النا، هم‌رزم آکادمیشن

00:13:25.717 --> 00:13:28.237
‫ازدواجـمون خیلی وقت بوده که...

00:13:29.277 --> 00:13:34.357
‫- ما یه سری مشکلاتی داشتیم، اصلا به زور با همدیگه حرف می‌زدیم
‫- خب که چی؟

00:13:34.517 --> 00:13:37.597
‫آخه کدوم زنی از کارهای
‫شوهرش خبر نداره؟

00:13:37.757 --> 00:13:43.597
‫اگه با هرزۀ سازمان سیا می‌خوابیده چی؟
‫باید یه احمق به تموم معنا باشی

00:13:43.757 --> 00:13:48.717
‫- ویکتور هیچوقت درمورد مسائل کاری صحبت نمی‌کرد
‫- داری دروغ می‌گی!

00:13:48.877 --> 00:13:51.157
‫رو انگشت کوچیکه‌ات می‌چرخوندیش

00:13:51.317 --> 00:13:53.477
‫تو یه بازیگری

00:13:55.877 --> 00:13:57.437
‫قبلا بازیگر بودم

00:14:00.677 --> 00:14:05.717
‫هم‌رزم آکادمیشن
‫توی این چند سال اخیر،

00:14:05.877 --> 00:14:09.117
‫تموم خواستۀ من ازش این بوده
‫که به ازدواجـمون اهمیت بده

00:14:10.317 --> 00:14:17.157
‫و اگه به کشورش خیانت کرده،
‫پس حقـشه که بمیره

00:14:17.317 --> 00:14:20.277
‫باید به جزئیات بیشتری بپردازیم

00:14:23.237 --> 00:14:26.237
‫تا وقتی‌که یه چیزی رو تضمین نکنی
‫حرفی نمی‌زنم

00:14:27.517 --> 00:14:29.117
‫می‌خوام دخترم رو از کشور خارج کنید

00:14:36.557 --> 00:14:40.917
‫می‌دونی که چائوشسکو به همین راحتی ولش نمی‌کنه

00:14:41.077 --> 00:14:44.237
‫برای خارج کردنـش به یک عملیاتِ
‫مخفیانه نیاز داریم و در این مورد...

00:14:44.397 --> 00:14:46.437
‫من تصمیم‌گیرنده نیستم

00:14:49.797 --> 00:14:52.637
‫با عملی کردنِ قوانینِ خودت
‫من رو به اینجا آوردی

00:14:52.797 --> 00:14:55.637
‫مطمئنـم برای انجام این کار هم یه راهی پیدا می‌کنی

00:14:56.757 --> 00:15:00.037
‫پرونده‌های مامورهای زیادی
‫زیر دستـم اومده

00:15:00.197 --> 00:15:01.877
‫پروندۀ تو بیشتر از همه
‫من رو تحت تاثیر قرار داده

00:15:03.477 --> 00:15:08.717
‫قوانین رو زیر پا گذاشتی،
‫تقریبا اخراجش شدی،

00:15:08.877 --> 00:15:11.757
‫با این حال هنوزم اینجایی

00:15:11.917 --> 00:15:14.597
‫توی رومانی ما بهش می‌گیم «خایه»

00:15:20.517 --> 00:15:25.197
‫- به سلامتی خایه داشتن
‫- به سلامتی خایه داشتن

00:15:34.677 --> 00:15:36.117
‫مامان؟

00:15:59.477 --> 00:16:05.197
‫ایلانا، هم‌رزم یوآن آلبسکو از اعضای حزب هستن

00:16:07.037 --> 00:16:08.917
‫پدرت...

00:16:10.917 --> 00:16:16.397
‫پدرت ما رو ترک کرده
‫الان توی آمریکاست

00:16:16.557 --> 00:16:21.517
‫- پناهندۀ سازمان سیا شده
‫- نه، بابا هیچوقت حاضر نمی‌شه چنین کاری بکنه

00:16:21.677 --> 00:16:24.677
‫ای کاش حقیقت نداشت اما واقعیـه

00:16:24.837 --> 00:16:28.317
‫شرمنده اما پدر شما یک خائنـه

00:16:46.357 --> 00:16:48.677
‫کمپ دیوید به یه مو بنده

00:16:48.837 --> 00:16:52.637
‫عدم انعطاف‌پذیریِ ملموسی در
‫هر دو طرف احساس می‌شود،

00:16:52.797 --> 00:16:56.997
‫چرا که «بگین» با ایدۀ
‫تعطیلی شهرک‌ها موافق نیست

00:16:57.157 --> 00:17:00.157
‫و سادات خواهانِ
‫عقب‌نشینیِ کامل است

00:17:00.317 --> 00:17:02.997
‫طبق گفتۀ منابع،
‫خودِ رئیس‌جمهور کارتر

00:17:03.157 --> 00:17:05.757
‫ترفندهاش به آخر رسیده
‫و کاسۀ صبرش داره لبریز می‌شه

00:17:05.917 --> 00:17:12.317
‫مسئلۀ شهرک‌سازی‌های اسرائیل ممکن
‫است که مذاکرات صلح را منحرف سازد

00:17:24.077 --> 00:17:26.317
‫یه لحظه عزیزم

00:17:55.963 --> 00:17:58.583
[پرتقال تازه]

00:18:08.917 --> 00:18:11.917
‫صبر کن، داری باهاش کار می‌کنی؟

00:18:12.077 --> 00:18:15.397
‫فقط یه کار کوچکـه

00:18:15.557 --> 00:18:18.077
‫از کِی تا حالا داداشـم شده کاسب؟

00:18:18.237 --> 00:18:20.757
‫بی‌احترامی نکن سافیا

00:18:20.917 --> 00:18:24.557
‫می‌دونی که همیشه به ما لطف داشته

00:18:30.677 --> 00:18:32.277
‫ممنون

00:19:32.157 --> 00:19:35.037
‫پلیس امنیتی اینجاست!
‫بخاطر توئه سورین؟

00:19:35.197 --> 00:19:38.037
‫باید قطع کنم،
‫می‌خوان دفترت رو بگردن

00:19:54.077 --> 00:19:57.157
‫یه خط امن برای تماس به رومانی می‌خوام

00:19:57.317 --> 00:19:59.717
‫خواستن که به بخارست برگردم

00:20:01.277 --> 00:20:03.997
‫همسرم خیلی نگرانـه

00:20:04.157 --> 00:20:08.197
‫تقصیر ماست،
‫باید حواسمون به نشانه‌ها می‌بود

00:20:08.357 --> 00:20:10.797
‫- دستگیرم می‌کنن؟
‫- ما کاری نکردیم

00:20:10.957 --> 00:20:14.237
‫ما هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتیم

00:20:14.397 --> 00:20:17.037
‫توی گزارشاتـم فاصله افتاده

00:20:17.197 --> 00:20:18.597
‫بیشتر از نیم ساعت،

00:20:18.757 --> 00:20:21.117
‫نمی‌دونستم هم‌رزم گودانو کجاست

00:20:21.277 --> 00:20:23.717
‫اگه هشیار نبودی،
‫پس تقصیر خودته

00:20:40.837 --> 00:20:44.997
‫من رو به میرچا وینا در سازمانِ
‫ضد جاسوسی وصل کنید

00:21:01.917 --> 00:21:06.437
‫- با همۀ مامورین منطقه تماس گرفتم
‫- فردا میام اونجا

00:21:06.597 --> 00:21:10.917
‫- دستوراتـمون چیه؟
‫- حذفـش می‌کنیم

00:21:11.077 --> 00:21:14.757
‫به همۀ جزئیاتی که می‌تونیم بدست بیاریم
‫نیاز داریم، یه نقشه بکش

00:21:17.197 --> 00:21:21.637
‫با منابعی که در اختیار دارم،
‫جلب توجه می‌کنم

00:21:21.797 --> 00:21:25.077
‫نگران نباش،
‫یه کارهایی کردم

00:21:51.037 --> 00:21:55.077
‫چرا هلند؟
‫اینجا شاغلـیم، اینجا وطنـمونه

00:21:55.237 --> 00:21:57.957
‫می‌تونیم اونجا خونه بسازیم

00:21:58.117 --> 00:22:01.557
‫زندگی بهتری خواهیم داشت
‫ایمان داشته باش سافیا

00:22:04.517 --> 00:22:07.757
‫بهش دست نزن! مالِ جباره

00:22:11.157 --> 00:22:14.077
‫- بریم
‫- بسیارخب

00:22:20.437 --> 00:22:25.037
‫آروم باش

00:22:27.237 --> 00:22:29.877
‫چه خبره؟ چرا جبار مسلحـه؟

00:22:30.037 --> 00:22:32.997
‫- برای محافظتـه، نگران نباش
‫- مراقب باش!

00:22:33.157 --> 00:22:35.517
‫- باید برم
‫- کجا بری؟

00:22:35.677 --> 00:22:38.557
‫نذار جبار تو رو واردِ
‫کثیف‌کاری‌هاش بکنه!

00:22:38.717 --> 00:22:41.077
‫اینطوری نگو! جبار هم خونِ توئه

00:24:48.197 --> 00:24:49.637
‫هی

00:24:49.797 --> 00:24:53.317
‫باید با قدم‌های کوچک
‫به سمت رویای آمریکایی حرکت کنیم

00:24:58.037 --> 00:25:02.597
‫می‌دونی وقتی بچه بودم، دوست داشتم به
‫خوبیِ «ویلتون چمبرلین» باشم
‫[از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ بسکتبال جهان]

00:25:02.757 --> 00:25:04.197
‫کی هست؟

00:25:04.357 --> 00:25:07.477
‫یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان بسکتالِ دنیا

00:25:09.077 --> 00:25:10.837
‫تو دوست داشتی مثل کی باشی؟

00:25:15.597 --> 00:25:19.237
‫رویاهای من خیلی ساده‌تر بودن،
‫تقریبا می‌شه گفت ابتدایی بودن

00:25:19.397 --> 00:25:24.557
‫- مثل چی؟
‫- مثل داشتن بهترین کفش،

00:25:24.717 --> 00:25:29.077
‫سفر به پاریس، لندن
‫و آبنبات خوب خوردن

00:25:31.997 --> 00:25:37.637
‫- می‌دونی، قبلا پسرک آبنبات‌خور صدام می‌زدن
‫- واقعا؟ هیچوقت نمی‌تونستم حدس بزنم

00:25:37.797 --> 00:25:40.917
‫هیچکس نمی‌تونست

00:25:41.077 --> 00:25:45.237
‫بخاطر پدرم بود، آخه توی
‫کارخونۀ آبنبات‌سازی کار می‌کرد

00:25:45.397 --> 00:25:47.597
‫و کلی هم آبنبات داشت

00:25:51.797 --> 00:25:56.597
‫و منم همیشه اون آبنبات‌ها رو
‫بین خودم و دوست‌هام تقسیم می‌کردم

00:25:56.757 --> 00:25:58.397
‫وقتی پدرم خبردار شد،

00:25:58.557 --> 00:26:01.317
‫بهم گفت اگه کسی خبردار بشه،
‫زندون میفته

00:26:01.477 --> 00:26:04.957
‫روحـمم خبر نداشت که از اون
‫آبنبات‌های دزدی برای معاملۀ غذا و

00:26:05.117 --> 00:26:07.237
‫چیزهای دیگه استفاده می‌کرد

00:26:10.277 --> 00:26:14.197
‫اون موقع بود که بهم یاد داد چطوری
‫سیستم رو دور بزنم

00:26:14.357 --> 00:26:16.117
‫گفت: «اگه می‌خوای موفق بشی،

00:26:16.277 --> 00:26:18.797
‫باید نیازهای مردم رو درک کنی

00:26:18.957 --> 00:26:21.917
‫اگه نمی‌تونی نیازشون رو برطرف کنی،
‫یکی رو پیدا کن که می‌تونه»

00:26:22.077 --> 00:26:24.917
‫پدرت عجب مرد باهوشی بود

00:26:25.077 --> 00:26:27.797
‫توی ده سالگی، دروغ گفتن رو یاد گرفتم

00:26:27.957 --> 00:26:30.757
‫اول بخاطر محافظت از پدرم
‫و بعدش هم برای زنده موندن

00:26:34.357 --> 00:26:37.597
‫چند روز پیش، چائوشسکو
‫ازم خواست که یک نفر رو بکشم

00:26:37.757 --> 00:26:40.637
‫فقط برای اینکه وفاداریم رو محک بزنه

00:26:42.237 --> 00:26:44.717
‫اون لحظه،
‫با کمونیسم خداحافظی کردم

00:26:46.877 --> 00:26:52.797
‫می‌خواستم خلاص بشم و به آمریکا بیام
‫می‌خواستم آزاد بشم

00:26:52.957 --> 00:26:56.197
‫چائوشسکو برای برگردوندن گودانو
‫حاضر به گفتن هرچیزی هست

00:26:56.357 --> 00:26:59.837
‫اصلا حتی نمی‌دونیم این
‫اتهامات درست هستن یا نه

00:26:59.997 --> 00:27:04.997
‫خبر داریم که هنوز توی آلمانـه
‫یا اینکه به آمریکا رفته؟

00:27:05.157 --> 00:27:07.517
‫آمریکایی‌ها سکوت کردن

00:27:09.157 --> 00:27:10.917
‫اگه توی پایگاه‌های نظامی باشه،

00:27:11.077 --> 00:27:14.117
‫جزو منطقۀ آلمان به حساب میاد
‫و حوزۀ قضاییِ ماست

00:27:14.277 --> 00:27:18.397
‫اگه توی سفارتخونه باشه،
‫از سیمپسون می‌پرسم که بهم دِینی داره

00:27:18.557 --> 00:27:24.837
‫باید بدونیم زبون وا کرده یا نه
‫و اینکه چه کسانی رو لو داده

00:27:24.997 --> 00:27:28.717
‫ببخشید، می‌تونم بهتون ملحق بشم؟

00:27:30.237 --> 00:27:31.637
‫نه

00:27:40.277 --> 00:27:43.797
‫اخیرا بخاطر گودانو بازجویی شده

00:27:47.157 --> 00:27:51.957
‫- دلیلی برای شک کردن بهش داری؟
‫- نه

00:27:53.237 --> 00:27:56.677
‫اما شاید بهتر باشه تجدید نظر کنیم

00:27:56.837 --> 00:27:59.477
‫کِی با اینگرید آشنا شدی؟

00:28:01.557 --> 00:28:06.877
‫- چند سال پیش توی یه بار
‫- لازمه که با جزئیاتِ بیشتری صحبت کنید

00:28:08.517 --> 00:28:12.197
‫توی بار به طور اتفاقی با همدیگه آشنا شدیم
‫منم مست بودم و ایشون هم زیبا

00:28:14.597 --> 00:28:18.757
‫منطقیـه
‫سعی کردید که جذب سازمانـتون کنیدش؟

00:28:18.917 --> 00:28:20.677
‫خیر

00:28:20.837 --> 00:28:22.157
‫چرا نه؟

00:28:24.517 --> 00:28:28.677
‫ممکنه براتون غافلگیرکننده باشه
‫اما ما همیشه خانم‌های زیبا رو جذب نمی‌کنیم

00:28:28.837 --> 00:28:33.837
‫گاهی‌اوقات مثل جیمز باند،
‫فقط قصد خوابیدن باهاشون رو داریم

00:28:33.997 --> 00:28:37.157
‫به یه رابطۀ عاشقانه تبدیل شد؟

00:28:41.637 --> 00:28:44.837
‫- می‌شه گفت یه چیزی بینـمون بود
‫- یه «چیزی»؟

00:28:48.277 --> 00:28:50.757
‫و تا چه مدت برقرار بود؟

00:28:51.997 --> 00:28:54.717
‫چند ماهی بود، شایدم یک سال

00:28:56.477 --> 00:29:00.037
‫ازشون خواستید در زمینۀ هرکدوم از
‫عملیات‌هاتون، بهتون کمک بکنه؟

00:29:00.197 --> 00:29:03.037
‫شرایط چنین کاری رو نداشت

00:29:03.197 --> 00:29:05.637
‫- برای این کار ساخته نشده بود
‫- چرا اینطور فکر می‌کنید؟

00:29:05.797 --> 00:29:07.357
‫زیادی...

00:29:10.797 --> 00:29:14.797
‫زیادی احساساتیـه

00:29:16.357 --> 00:29:21.517
‫- سلام لوئیس
‫- سلام فرنک، توی جلسه‌ست

00:29:21.677 --> 00:29:23.637
‫اجازه بدید ببینم چه کاری از دستـم برمیاد

00:29:28.437 --> 00:29:30.277
‫از این طرف لطفا

00:29:30.437 --> 00:29:35.277
‫- اطلاعات آلمان چی می‌خواد؟
‫- می‌خواست با گودانو صحبت کنه

00:29:35.437 --> 00:29:38.957
‫- چرا در این مورد با من مشورتی نشد؟
‫- چون اینجا نبودی

00:29:39.117 --> 00:29:41.917
‫بدون حضور من نمی‌تونن آدمم رو بازجویی کنن

00:29:42.077 --> 00:29:45.437
‫آدم تو نیست فرنک
‫آدم سازمان سیاست

00:29:45.597 --> 00:29:50.317
‫از مُخبر استازی خبر دارن
‫خانم وان وایزنوف

00:29:50.477 --> 00:29:53.477
‫- به جان بگو زیر نظر داشته باشدش
‫- ادی داره این کار رو می‌کنه

00:29:53.637 --> 00:29:55.037
‫خوبه

00:29:57.597 --> 00:30:02.357
‫منابعـمون خبر آوردن که چائوشسکو
‫می‌خواد با کارتر تماس برقرار کنه

00:30:02.517 --> 00:30:07.237
‫کارتر جواب تلفن‌هام رو نمی‌ده امپریالستِ لعنتی!

00:30:07.397 --> 00:30:08.917
‫ای کشاورز احمق!

00:30:09.077 --> 00:30:12.157
‫باید همه‌جا ویکتور رو بی‌اعتبار کنیم،

00:30:12.317 --> 00:30:14.557
‫تا آمریکایی‌ها بیخیالـش بشن

00:30:14.717 --> 00:30:16.717
‫الان نمی‌تونم چنین کاری بکنم!

00:30:16.877 --> 00:30:21.037
‫اینطوری فکر می‌کنن تموم این سال‌ها
‫مثل یه احمق بهش اعتماد کردم!

00:30:21.197 --> 00:30:24.397
‫به من نگاه کن نیکولای
‫تو یه قربانی هستی

00:30:24.557 --> 00:30:28.237
‫طوری نشون بده که انگار
‫این هیولا وادارت کرده

00:30:30.597 --> 00:30:33.517
‫درسته، می‌دونم باید چیکار کنم

00:31:21.077 --> 00:31:24.517
‫- یه خبرهایی واست دارم
‫- شما؟

00:31:24.677 --> 00:31:26.917
‫من برای دولت رومانی کار می‌کنم

00:31:27.077 --> 00:31:29.677
‫درمورد ویکتور گودانوست،
‫می‌شه صحبت کنیم؟

00:31:31.037 --> 00:31:32.517
‫باشه

00:31:32.677 --> 00:31:36.357
‫تا حالا از خودت نپرسیدی
‫که چرا الان پناهنده شده؟

00:31:36.517 --> 00:31:38.197
‫چرا زودتر اقدام نکرده؟

00:31:38.357 --> 00:31:41.637
‫همین چند ماه پیش، گودانو
‫با دخترش فرانسه بود،

00:31:41.797 --> 00:31:43.557
‫چرا اون موقع چنین کاری نکرد؟

00:31:43.717 --> 00:31:46.277
‫می‌تونست دخترش رو هم
‫با خودش ببره

00:31:51.437 --> 00:31:55.037
‫اینجا انبارِ گودانوئه

00:31:55.197 --> 00:31:56.517
‫باند قاچاقی رو اداره می‌کرد

00:31:56.677 --> 00:31:58.997
‫که باعث حسادت مافیا می‌شد

00:32:00.677 --> 00:32:04.637
‫از نظر من اینجا فقط یه
‫اتاقـه با کلی چیزمیز

00:32:04.797 --> 00:32:08.237
‫- از کجا بفهمم که انبار اون بوده؟
‫- اجازه بدید

00:32:09.997 --> 00:32:11.597
‫همسرشون

00:32:13.037 --> 00:32:16.437
‫خب که چی؟ کمونیسم
‫نظام فاسدیـه،

00:32:16.597 --> 00:32:18.477
‫همه هم این رو می‌دونن

00:32:21.117 --> 00:32:22.757
‫ایشون لری بوگدن هستن

00:32:24.317 --> 00:32:28.117
‫مامور سابق گودانو که
‫تشکیلات قاچاقـش رو اداره می‌کرد

00:32:28.277 --> 00:32:31.437
‫به محض اینکه لری دستگیر شد
‫گودانو دستور قتلـش رو داد

00:32:34.477 --> 00:32:39.477
‫ببینید من قدردانِ تلاشـتون هستم
‫اما این بازی رو زیادی خوب بلدم

00:32:39.637 --> 00:32:43.557
‫تفرقه بنداز و حکومت کن، بی‌اعتبارش می‌کنید
‫تا کسی حرف‌هاش رو باور نکنه

00:32:45.957 --> 00:32:47.597
‫بسیار خب پس

00:32:50.997 --> 00:32:54.717
‫از ویکتور درمورد این آقا بپرسید

00:32:56.397 --> 00:33:02.317
‫همکار سابق و دوستـشون
‫ویکتور شخصا کشتدش

00:33:02.477 --> 00:33:09.317
‫- فقط ازش بپرس و عکس‌العملش رو ببین
‫- ما طرز کار نظامـتون رو می‌شناسیم رفقا

00:33:10.357 --> 00:33:12.597
‫به نظرم همه‌چیز ساختگیـه

00:33:14.837 --> 00:33:18.117
‫حالا اگه اجازه بدید،
‫باید به کارهام برسم

00:33:20.917 --> 00:33:24.197
‫شرط می‌بندم داستانِ پسرک
‫آبنبات‌خور رو واست تعریف کرده

00:33:27.477 --> 00:33:32.037
‫بذار حدس بزنم، حتما توی داستانـش
‫به پدرش هم اشاره کرده، نه؟

00:33:33.877 --> 00:33:37.317
‫پدرش هیچوقت توی کارخونۀ
‫آبنبات‌سازی کار نمی‌کرده

00:33:38.357 --> 00:33:40.117
‫بلکه مادرش بوده

00:33:41.637 --> 00:33:43.997
‫اما ویکتور با توجه به شنونده‌ای
‫که داره، خوشش میاد

00:33:44.157 --> 00:33:46.397
‫شخصیت داستان رو تغییر بده

00:33:51.117 --> 00:33:55.397
‫مجبور نیستید حرف‌هام رو باور کنید،
‫می‌دونم از این موضوع نفع می‌برم

00:33:55.557 --> 00:33:58.277
‫اما اگه جای شما بودم،
‫بهش فکر می‌کردم

00:34:00.277 --> 00:34:03.837
‫آخه چطور مردی حاضر می‌شه
‫خونواده‌اش رو رها کنه؟

00:34:15.357 --> 00:34:19.117
‫چه خبره؟ باید بدونم

00:34:19.277 --> 00:34:23.757
‫خبری نشده،
‫فقط یه فرصت شغلیـه

00:34:23.917 --> 00:34:29.477
‫- تو کاسب نیستی
‫- مهمه، باید بهمون اعتماد کنی

00:34:29.637 --> 00:34:32.437
‫من به عمر اعتماد دارم ولی به تو نه

00:34:32.597 --> 00:34:36.317
‫اون ساده‌ست اما تو باهوشی
‫تو فریبـش می‌دی

00:34:36.477 --> 00:34:40.717
‫من رو سرزنـش نکن
‫خودش می‌تونه از خودش مراقبت کنه

00:34:40.877 --> 00:34:45.757
‫ببین می‌دونم برادرمی
‫و من واقعا دوستت دارم

00:34:47.357 --> 00:34:49.757
‫اما من می‌ترسم

00:34:49.917 --> 00:34:54.637
‫چند ماهی غیبـت می‌زنه
‫و حالا یهویی سر و کله‌ات پیدا شده

00:34:54.797 --> 00:34:58.117
‫- من دنبال دردسر نیستم
‫- دردسر؟

00:34:58.277 --> 00:35:01.077
‫وقتی تو و عمر بهم نیاز داشتید
‫دردسر نبودم براتون!

00:35:01.237 --> 00:35:04.837
‫- بهتون کمک کردم...
‫- تو همیشه یه چیزی در مقابل می‌خوای!

00:35:04.997 --> 00:35:09.397
‫- اگه منظورت پدر و مادرمونه...
‫- خونواده‌ام رو قاطیِ این ماجرا نکن!

00:35:09.557 --> 00:35:13.077
‫- منم جز خونواده‌تـم!
‫- تو بدترین کابوسِ منی!

00:35:41.917 --> 00:35:45.277
‫فکر می‌کردم مرخصی گرفتی سافیا

00:35:45.437 --> 00:35:48.357
‫باید باهاتون صحبت کنم

00:35:48.517 --> 00:35:50.637
‫صورتـت چی شده؟

00:35:52.117 --> 00:35:53.597
‫بیا داخل

00:35:59.037 --> 00:36:00.597
‫بشین

00:36:06.837 --> 00:36:09.397
‫چی شده؟ کسی زدتت؟

00:36:11.957 --> 00:36:13.677
‫به من بگو

00:36:18.037 --> 00:36:20.037
‫نمی‌تونم

00:36:37.357 --> 00:36:39.237
‫بهم بگو

00:36:40.837 --> 00:36:42.757
‫هرچیزی رو می‌تونی بهم بگی

00:36:44.677 --> 00:36:49.997
‫شوهرم عمر و برادرم،
‫دارن نقشۀ یه چیزی رو می‌ریزن

00:36:50.157 --> 00:36:52.317
‫تسلیحات دارن!

00:36:55.197 --> 00:36:58.117
‫می‌ترسم کسی بمیره

00:37:06.437 --> 00:37:08.597
‫چرا پیش من اومدی؟

00:37:11.197 --> 00:37:15.237
‫- کی فرستادتت؟
‫- هیچکس

00:37:16.077 --> 00:37:19.197
‫برای کی کار می‌کنی؟
‫کی فرستادتت سافیا؟

00:37:19.357 --> 00:37:20.997
‫هیچکس!

00:37:24.517 --> 00:37:25.837
‫هی

00:37:29.437 --> 00:37:32.397
‫اینجا تو تنها دوستِ منی

00:37:34.117 --> 00:37:35.997
‫به کمک نیاز دارم

00:37:37.197 --> 00:37:38.717
‫خواهش می‌کنم

00:37:46.997 --> 00:37:52.917
‫بیا فرنک
‫ارزونتـرینی بود که تونستم پیدا کنم

00:37:54.957 --> 00:37:59.357
‫خب پس گمونم حتما عصبانیت کرده، نه؟

00:37:59.517 --> 00:38:02.717
‫باشه خب، اگه چیزی نیاز داشتی بهم...

00:38:03.837 --> 00:38:06.717
‫هم‌رزم چائوشسکو پلیس امنیتی رو

00:38:06.877 --> 00:38:08.237
‫سراغ خونوادۀ گودانو فرستاد

00:38:08.397 --> 00:38:10.197
‫تا همه‌چیز رو پاکسازی کنن

00:38:11.917 --> 00:38:14.797
‫من هم خبرهای خوبی دارم
‫گوش کن

00:38:15.917 --> 00:38:19.837
‫خب پس گمونم حتما عصبانیت کرده، نه؟

00:38:21.077 --> 00:38:24.477
‫صحبتـمون با جکسون نتیجه داده
‫یه سری مشکلات وجود دارن

00:38:24.637 --> 00:38:28.997
‫این فرصتِ ماست
‫آدم‌هات رو آماده کن

00:39:11.597 --> 00:39:13.197
‫خوشت نیومد؟

00:39:15.157 --> 00:39:16.677
‫من ازش خوشم میاد

00:39:25.917 --> 00:39:27.437
‫اجازه هست؟

00:39:41.957 --> 00:39:43.837
‫دخترت رو دوست داری؟

00:39:57.637 --> 00:40:01.917
‫- سوالـت رو نمی‌فهمم
‫- سوال ساده‌ایـه

00:40:04.917 --> 00:40:07.557
‫البته که دوستش دارم، خودت می‌دونی
‫بیشتر از هرچیزی دوستش دارم

00:40:07.717 --> 00:40:09.037
‫بله

00:40:10.877 --> 00:40:15.837
‫چطوری پدری که دخترش رو
‫بیشتر از هرچیزی دوست داره

00:40:15.997 --> 00:40:18.477
‫اینطوری رهاش می‌کنه؟

00:40:19.757 --> 00:40:25.517
‫با دونستن اینکه چه بلاهایی
‫ممکنه سرش بیاد؟ چطوری حاضر می‌شه؟

00:40:29.277 --> 00:40:31.397
‫تنها فرصتی بود که داشتم

00:40:32.597 --> 00:40:36.397
‫- باید ازش استفاده می‌کردم
‫- می‌بینی، درکـش نمی‌کنم

00:40:38.237 --> 00:40:41.157
‫چند ماه پیش با ایلانا به فرانسه رفته بودید

00:40:42.757 --> 00:40:45.317
‫اون موقع هم می‌تونستی بری
‫اما نرفتی

00:40:46.597 --> 00:40:47.997
‫چرا؟

00:40:49.997 --> 00:40:51.597
‫چرا الان؟

00:41:01.477 --> 00:41:03.717
‫امروز یه هدیه گرفتم

00:41:05.837 --> 00:41:08.277
‫کلی عکس‌های باحال

00:41:09.917 --> 00:41:13.597
‫می‌دونی ویکتور، دلیلِ اومدنـت به پیشِ ما
‫واقعا اهمیت داره

00:41:13.757 --> 00:41:16.677
‫خودت می‌دونی که
‫چقدر انگیزه‌ات حائز اهمیتـه

00:41:16.837 --> 00:41:22.357
‫- سعی دارن فریبـت بدن
‫- مشخص می‌شه کی داره کی رو فریب می‌ده

00:41:26.357 --> 00:41:31.997
‫بگو ببینم
‫تنها فرزندت رو رها کردی

00:41:32.157 --> 00:41:34.557
‫فقط برای اینکه خودِ خرت رو نجات بدی؟

00:41:34.717 --> 00:41:36.557
‫- هرگز حاضر به انجام چنین کاری نیستم
‫- اما این کار رو کردی!

00:41:39.917 --> 00:41:44.597
‫موش زبونـت رو خورده؟
‫الان فرصت داری ویکتور!

00:41:44.757 --> 00:41:46.717
‫حقیقت رو بگو

00:41:48.077 --> 00:41:51.997
‫من بخاطر چندتا شیشه ویسکی و
‫لوازم الکترونیکی تحت بازجویی هستم

00:41:52.157 --> 00:41:54.677
‫قصد داشتم توی واشنگتن درموردش...

00:41:54.837 --> 00:41:58.237
‫به تخمم هم نیست که چقدر
‫ویسکی و توستر

00:41:58.397 --> 00:42:02.477
‫توی اون انبار کوفتیت داشتی
‫من بهت اعتماد کردم و تو بهم دروغ گفتی!

00:42:04.037 --> 00:42:07.357
‫توی چشم‌هام نگاه کردی
‫و یه مُشت کسشعر درمورد

00:42:07.517 --> 00:42:10.037
‫حقیقت و پدرانگی گفتی

00:42:12.437 --> 00:42:14.237
‫تو کی هستی ویکتور؟

00:42:38.117 --> 00:42:40.997
‫شنیدم که همکارت بوده

00:42:46.957 --> 00:42:50.157
‫پس حقیقت داره، تو کُشتیـش

00:42:53.917 --> 00:42:58.437
‫- بله، سعی داشتم بهت بگم...
‫- که با یه گلوله مغز همکارت رو ترکوندی؟

00:42:58.597 --> 00:43:00.637
‫- اگه می‌گفتی، حتما یادم می‌موند
‫- باید درک کنی

00:43:00.797 --> 00:43:03.037
‫نه، تو باید درک کنی!

00:43:03.197 --> 00:43:07.557
‫که با مخفی کردن چنین چیزی، هم پناهندگیِ
‫خودت و هم حرفۀ من رو به خطر انداختی

00:43:07.717 --> 00:43:11.077
‫چرا؟ من بدتر از آدم‌هایی که
‫به اسم منفعت عموم

00:43:11.237 --> 00:43:13.877
‫باهاشون کار کردی نیستم و
‫خودتم این رو می‌دونی!

00:43:14.037 --> 00:43:16.957
‫تو نمی‌فهمی!

00:43:17.117 --> 00:43:20.317
‫مسئله قتل نیست،
‫مسئله اعتماده ویکتور!

00:43:20.477 --> 00:43:24.757
‫بهت اعتماد داشته باشیم، وارد می‌شی
‫این اعتماد نباشه، حذف می‌شی

00:43:24.917 --> 00:43:27.677
‫فکر می‌کردم باهوشتـر از این حرف‌هایی

00:43:31.237 --> 00:43:33.717
‫من تنها دوستی بودم که داشتی

00:44:04.957 --> 00:44:10.037
‫بهت که گفتم! بخاطر ما به اینجا اومدن
‫همینجا بمون

00:44:14.117 --> 00:44:19.677
‫- ایلانا گودانو؟ با ما بیاید
‫- ولـم کنید! مامان!

00:44:19.837 --> 00:44:26.077
‫- نه! مامان!
‫- نه، نه، نه! نه!

00:44:29.517 --> 00:44:34.517
‫نه، نه! نه!

00:46:02.757 --> 00:46:04.277
‫الو؟

00:46:06.517 --> 00:46:08.277
‫خودتی؟

00:46:08.437 --> 00:46:13.077
‫- حالت خوبه؟
‫- نه، نه خوب نیستم

00:46:14.437 --> 00:46:16.317
‫کارمن به خونه‌ام اومد

00:46:16.477 --> 00:46:19.197
‫و یه عکس از تو و شاکاروف
‫بهم نشون داد

00:46:19.357 --> 00:46:21.957
‫خدمتکارم درمورد یه
‫حمله بهم گفته،

00:46:22.117 --> 00:46:25.637
‫- حتما اتفاقی نبوده
‫- آرومتـر، چه حمله‌ای؟

00:46:25.797 --> 00:46:29.437
‫نمی‌دونم چه خبر شده
‫اما جریان بزرگی داره رخ می‌ده،

00:46:29.597 --> 00:46:32.637
‫و من قاطی این داستانـم
‫و نمی‌دونم باید به کی اعتماد کنم

00:46:32.797 --> 00:46:34.637
‫به من می‌تونی اعتماد کنی

00:46:34.797 --> 00:46:37.317
‫اون عکس ساختگیـه
‫کارمن دنبالِ منـه

00:46:37.477 --> 00:46:39.437
‫هیچکدوم از حرف‌هاش رو باور نکن

00:46:39.597 --> 00:46:43.517
‫الان نباید توی بُن جنجالی به پا بشه اینگرید

00:46:43.677 --> 00:46:45.237
‫درمورد حمله بهم بگو

00:46:45.397 --> 00:46:48.477
‫وقتی آزاد شدم می‌تونم بهت کمک کنم
‫می‌تونم به یه جای امن ببرمت

00:46:48.637 --> 00:46:53.797
‫- می‌تونم کمکت کنم مخفی بشی
‫- مثل تو مخفی بشم؟ نخیر ممنون

00:46:55.357 --> 00:47:00.797
‫- بگو ببینم چی می‌دونی اینگرید
‫- من فقط یه اسم می‌دونم

00:47:03.957 --> 00:47:09.517
‫عمر فهیم، اون و برادر سافیا
‫درصدد یه کاری هستن

00:47:10.797 --> 00:47:14.197
‫همین رو به دوست‌های آمریکاییت برسون
‫و دیگه هیچوقت بهم زنگ نزن

00:47:14.357 --> 00:47:16.797
‫نه اینگرید صبر کن، من اون اسم رو می‌شناسم

00:47:16.957 --> 00:47:20.157
‫حق با توئه
‫هیچکدوم از این‌ها اتفاقی نیست

00:47:21.557 --> 00:47:23.837
‫اطلاعات آلمان خبر داره که تو استازی هستی

00:47:25.917 --> 00:47:30.797
‫- چی؟
‫- باید فرار کنی، همین الان فرار کن!

00:47:37.721 --> 00:47:44.721
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.