﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.490 --> 00:01:49.280
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 11</i>

00:01:52.400 --> 00:01:54.810
چرا داری ميدوی اين طرف و اون طرف ؟

00:01:54.810 --> 00:01:58.600
والاحضرت نگران نباشين ... ترتيب همه چی داده شده

00:01:59.770 --> 00:02:03.420
ديگه هيچوقت اون خدمتکار پست رو نميبينم ... درسته ؟

00:02:03.420 --> 00:02:08.060
بهتون تضمين ميدم که لازم نيست
دوباره از دست اون عذاب بکشين

00:02:10.050 --> 00:02:13.840
<i>چرا روز مهمونی چای رو برای تحويل دارو انتخاب کردی ؟</i>

00:02:13.840 --> 00:02:18.270
<i>پودر صدف حلزون رو مخصوصا با رنگ شستيم</i>

00:02:18.270 --> 00:02:22.620
<i>تا مانع لو رفتنش بشه ... مقدار رنگ مصرفی خيلی کم بود</i>

00:02:22.620 --> 00:02:28.300
<i>بايد چند ماه مصرفش کنين تا سم به اندازه ی کافی
انباشته بشه که علائمش خودش رو نشون بده </i>

00:02:28.300 --> 00:02:31.350
<i>... اما بانوی نجيب زاده يو فقط يه ماهه مصرفش ميکنه</i>

00:02:31.350 --> 00:02:34.340
<i>با اين حال درد شکم داره و با پزشک سلطنتی مشورت کرده</i>

00:02:34.340 --> 00:02:36.720
<i>اون همچين تکون های شديدی داره</i>

00:02:36.720 --> 00:02:40.180
<i>به نظر شما بيش از حد عامدانه نيست ؟</i>

00:02:40.180 --> 00:02:42.390
<i>... منظورت اينه که</i>

00:02:42.390 --> 00:02:46.150
<i>ملکه اين روزا ارتباط کاملا نزديکی با قصر يونگ خی داره</i>

00:02:46.150 --> 00:02:50.210
<i>اغلب اوقات هم وی يينگ لو پودر صدف رو تحويل ميده</i>

00:02:50.730 --> 00:02:52.630
<i>چی ميشه اگه واقعا لو رفته باشيم ؟</i>

00:02:52.630 --> 00:02:57.610
<i>به احتمال زياد اون دام پهن کرده تا اينطوری
بتونه ما رو در محل ارتکاب جرم بگيره</i>

00:02:57.610 --> 00:03:02.300
<i>اما بانوی نجيب زاده يو از ضربه ی روحی
شديد که حاملگيش رو ناپايدار کرده رنج ميبره</i>

00:03:02.300 --> 00:03:05.460
<i>ممکن هم هست واقعيت داشته باشه
( منظورش اينه ممکنه واقعا درد داشته باشه )</i>

00:03:05.460 --> 00:03:10.190
<i>در اين مورد مطمئنی ؟ سايه ی کمان
رو در فنجون با يه مار اشتباه نگيری</i>

00:03:10.190 --> 00:03:13.950
<i>خوب ... جرات ندارم مطمئن باشم</i>

00:03:13.950 --> 00:03:15.720
<i>... اما بهترين روش اينه که</i>

00:03:15.720 --> 00:03:19.240
<i>بريم به آکادمی پزشکی سلطنتی و درباره ی
گزارشات پزشکی بانوی نجيب زاده يو سوال کنيم</i>

00:03:19.240 --> 00:03:21.190
<i>حتما ميتونيم يه سرنخی به دست بياريم</i>

00:03:21.190 --> 00:03:23.510
<i>اگه گزارشات پزشکی با گفته های فانگ کائو هماهنگ نباشه</i>

00:03:23.510 --> 00:03:26.350
<i>در اين صورت گول خورديم</i>

00:03:27.220 --> 00:03:31.750
<i>... اگه نتيجه همونی باشه که حدس زدی</i>

00:03:31.750 --> 00:03:33.870
<i>قصد داری چطوری راست و ريستش کنی ؟</i>

00:03:33.870 --> 00:03:38.990
<i>شنيدم ملکه خيلی به وی يينگ لو اعتماد داره</i>

00:03:38.990 --> 00:03:44.840
<i>ايشون مخصوصا وظيفه ی نگهداری
از درخت های ليچی رو به اون سپرده</i>

00:03:44.840 --> 00:03:47.080
<i>والاحضرت مگه بدجوری از اون دختر متنفر نيستين ؟</i>

00:03:47.080 --> 00:03:49.510
<i>... يه راهی پيدا کردم</i>

00:03:49.510 --> 00:03:52.050
<i>که ميتونه تا ابد شر اون رو از سرمون کم کنه</i>

00:03:52.050 --> 00:03:55.390
<i>اين حتی ميتونه باعث بشه ملکه حسابی سنگ رو يخ بشه</i>

00:03:55.390 --> 00:03:58.220
<i>اعتبار قدرتمندش کاملا از بين ميره</i>

00:04:06.690 --> 00:04:10.280
حالا بايد چيکار کنم ؟

00:04:14.620 --> 00:04:16.930
چه اتفاقی افتاده ؟

00:04:16.930 --> 00:04:19.740
... قفل به زور باز شده ... درخت های ليچی

00:04:19.740 --> 00:04:23.600
با آبياری بوسيله ی آب خيلی داغ از بين رفتن

00:04:23.600 --> 00:04:27.110
يينگ لو ... ما بايد چيکار کنيم ؟

00:04:27.110 --> 00:04:29.810
يينگ لو ... کجا داری ميری ؟

00:04:31.430 --> 00:04:34.670
درود عرض ميکنيم امپراتور

00:04:35.820 --> 00:04:37.480
بلند بشيد

00:04:38.410 --> 00:04:40.220
همگی بنشينيد

00:04:47.140 --> 00:04:50.630
چرا دستات اينقدر سرده ؟

00:04:51.430 --> 00:04:54.220
هنوز کامل خوب نشدی ؟

00:04:54.220 --> 00:04:57.980
يا زيردست هات خيلی خسته ات کردن ؟

00:04:59.760 --> 00:05:03.180
امپراتور ... اين ربطی به ديگران نداره

00:05:03.180 --> 00:05:06.890
من هميشه دست ها و پاهای سردی داشتم

00:05:06.890 --> 00:05:09.800
.. پزشک سلطنتی برام دارو تجويز کرده ... همسر چون هم

00:05:09.800 --> 00:05:12.180
يه سوپ دارويی برای بالا بردن دمای دست ها و پاهام بهم داده

00:05:12.180 --> 00:05:15.450
با اين حال هيچ کدوم موثر نبودن

00:05:16.240 --> 00:05:21.500
پزشک های سلطنتی قصر واقعا مهارت های
پزشکی بالايی دارن اما خيلی محافظه کارن

00:05:21.500 --> 00:05:24.800
اونا بلد نيستن انعطاف پذير باشن ... موقع تجويز
دارو معمولا از ترس به خودشون ميلرزن

00:05:24.800 --> 00:05:27.100
چطور ميتونن بيماری ها رو درمان کنن ؟

00:05:29.760 --> 00:05:34.110
چند روز پيش از فوخنگ شنديم يه دکتر مشهور
به اسم استاد نان يانگ در جيانگ سو هست

00:05:34.110 --> 00:05:36.490
اون مهارت های پزشکی خدایی داره

00:05:36.490 --> 00:05:38.800
ميتونه مُرده ها رو درمان کنه و اسکلت ها رو احيا کنه

00:05:38.800 --> 00:05:42.040
من قبلا کسی رو فرستادم دنبالش و به سرعت منتقلش ميکنم پايتخت

00:05:42.040 --> 00:05:44.290
بعدش بهش اجازه ميدم مراقب سلامتی شما باشه

00:05:44.290 --> 00:05:46.640
از توجه اتون ممنونم امپراتور

00:05:51.470 --> 00:05:53.660
يينگ لو بيا زودتر اين رو به ملکه گزارش کنيم

00:05:53.660 --> 00:05:55.680
مگه نميبينی امپراتور هم اونجاست ؟

00:05:55.680 --> 00:05:58.730
امپراتور ؟ خوب مگه چی ميشه امپراتورم اونجا باشه ؟

00:05:59.430 --> 00:06:01.640
خراج فوجيان کاملا نابود شده

00:06:01.640 --> 00:06:03.910
اگه تو امپراتور باشی عصبانی نميشی ؟

00:06:03.910 --> 00:06:05.720
معلومه

00:06:05.720 --> 00:06:08.070
ايشون حتی ممکنه سر از تن ما جدا کنه

00:06:08.070 --> 00:06:11.430
يه نفر درخت های لیچی رو از بين برده
تا اينطوری برای ما پاپوش درست کنه

00:06:11.430 --> 00:06:13.260
حالا بايد چيکار کنيم ؟

00:06:14.200 --> 00:06:16.180
چيکار کنيم ؟

00:06:16.180 --> 00:06:19.630
معلومه ... اين شروع يه جنگه

00:06:19.630 --> 00:06:21.190
من نميفهمم

00:06:21.190 --> 00:06:24.960
حالا با دقت به حرفام گوش کن

00:06:25.620 --> 00:06:28.330
قابل استفاده ترين ميوه های ليچی رو انتخاب کن

00:06:28.330 --> 00:06:31.200
... بفرستش آشپزخونه ی سلطنتی و بهشون بگو

00:06:31.200 --> 00:06:33.960
که ملکه يه مهمونی ليچی داره ... فورا يه فکری بکنن -
همسر چون -

00:06:33.960 --> 00:06:36.340
... بعدش به ملکه اطلاع بده

00:06:36.340 --> 00:06:38.560
که ليچی های دو تا از درخت ها برای درست کردن غذا استفاده شدن

00:06:38.560 --> 00:06:40.560
ميوه های درخت باقی مونده رو برای برداشت مياريم به محل جشن

00:06:40.560 --> 00:06:42.580
... برداشت در محل جشن ؟ نه

00:06:42.580 --> 00:06:45.670
اگه در محل جشن چيده بشه که ما لو ميريم

00:06:45.670 --> 00:06:49.270
ملکه قبلا گفته که ايشون شخصا يه ليچی ميچينه
تا برای خوردن به امپراتور تقديم کنه

00:06:49.270 --> 00:06:51.580
معلومه که ايشون نميتونه به راحتی حرفش رو پس بگيره

00:06:51.580 --> 00:06:53.780
بايد يکی اشون به محل جشن آورده بشه

00:06:53.780 --> 00:06:57.520
البته ما از قبل بايد يه نقشه ای بکشيم

00:06:58.800 --> 00:07:00.840
... چه نقشه ای

00:07:09.250 --> 00:07:13.960
... همسر شیان روز تولد من

00:07:13.960 --> 00:07:16.210
شما يه جفت هديه از يشم بهم دادين

00:07:16.210 --> 00:07:20.240
بعد از چند بار نگاه کردن بهش نتونستم
هيچ چيز غيرعادی در اون پيدا کنم

00:07:20.240 --> 00:07:22.450
... بعدا اين آرچينگ بود که اشاره کرد

00:07:22.450 --> 00:07:27.820
که شما درواقع اون هدايا رو با دست خودتون درست کردين

00:07:27.820 --> 00:07:32.150
... بعدش از پزشک سلطنتی شنيدم که انگشت شما

00:07:32.150 --> 00:07:34.470
به خاطر اينکه شخصا درستش کردين زخمی شده

00:07:34.470 --> 00:07:37.510
واقعا به خاطرش احساس گناه ميکنم

00:07:37.510 --> 00:07:41.180
برای تولد والاحضرت ملکه من فقط تلاش کمی به کار بردم

00:07:41.180 --> 00:07:45.380
اميدوارم بتونيد زندگی سالم و آروم و بی دغدغه ای داشته باشين

00:07:45.380 --> 00:07:47.410
آرچينگ

00:07:48.590 --> 00:07:52.060
... امپراتور من قبلا گفته بودم

00:07:52.060 --> 00:07:55.790
از بين تمام هدايای تولدم اونی که بيشتر
... مورد علاقه ام باشه انتخاب ميکنم

00:07:55.790 --> 00:07:57.480
و بعد به کسی که اون رو بهم داده جايزه ميدم

00:07:57.480 --> 00:08:02.980
از اولش هديه ی شما منحصر به فردترين اشون بود

00:08:02.980 --> 00:08:06.760
اما شما امپراتور چينگ هستين و از قبل سلطنت رو دارين

00:08:06.760 --> 00:08:08.920
هيچ راهی ندارم به شما جايزه بدم

00:08:08.920 --> 00:08:13.090
بنابراين ميخوام اين جايزه رو به همسر شيان بدم

00:08:13.090 --> 00:08:15.290
شما چی فکر ميکنين ؟

00:08:27.260 --> 00:08:29.750
والاحضرت ملکه من لياقتش رو ندارم

00:08:29.750 --> 00:08:34.000
جايزه ی ملکه تقدير صاقانه اشون از شما رو نشون ميده

00:08:34.000 --> 00:08:35.910
نبايد اينو رد کنين

00:08:40.970 --> 00:08:43.400
از پاداش اتون ممنونم والاحضرت ملکه

00:08:43.400 --> 00:08:45.460
قبولش ميکنم

00:08:48.760 --> 00:08:50.580
زود باشيد بلند بشيد

00:08:58.640 --> 00:09:02.730
فقط داری سعی ميکنی دل مردم رو به دست
بياری ... دنبال شهرت و تعريف و تمجيدی

00:09:03.580 --> 00:09:06.140
چه متظاهر

00:09:24.220 --> 00:09:26.420
زود باش برو و برش گردون

00:09:35.690 --> 00:09:38.290
يينگ لو ... اين جواب ميده ؟

00:09:38.290 --> 00:09:40.180
معلومه که نه

00:09:40.180 --> 00:09:42.070
نه ؟

00:09:42.070 --> 00:09:45.840
همينجا نگهبانی بده ... يه قدم هم نبايد بری بيرون

00:09:45.840 --> 00:09:47.800
درضمن نبايد بذاری هيچکس نزديک بشه

00:09:47.800 --> 00:09:50.820
فقط وقتی زمان پيشکش کردن ليچی ها رسيد برو اونجا

00:09:50.820 --> 00:09:52.640
فهميدی ؟

00:09:52.640 --> 00:09:54.270
بله

00:09:55.240 --> 00:09:56.870
... اما

00:10:06.240 --> 00:10:10.490
بانوی نجيب زاده امروز مهمونی ليچيه که ملکه ترتيبش رو داده

00:10:10.490 --> 00:10:12.920
اگه همينطوری به قايم شدن ادامه بدين
... و قبول نکنين مردم رو ببينيد

00:10:12.920 --> 00:10:15.730
واقعا قلب والاحضرت ملکه رو ميشکنه

00:10:15.730 --> 00:10:17.870
... اينطوری بودنم

00:10:19.340 --> 00:10:21.320
بهتر از اينه که برم اونجا و شادی همه رو خراب کنم

00:10:21.320 --> 00:10:24.820
همه ی اعضای حرمسرا رفتن اونجا ... فقط شما نرفتين

00:10:24.820 --> 00:10:29.380
چی ميشه اگه ديگران متوجه بشن ؟ اونا دوباره ميگن
.... شما داريد از بارداری اتون استفاده ميکنين

00:10:29.380 --> 00:10:33.490
تا ديگران رو تحقير کنين -
قبلا گفتم نميرم ... اين رو نميفهمی ؟ -

00:10:35.160 --> 00:10:36.930
يينگ لو

00:10:42.300 --> 00:10:43.660
چيکار داری ميکنی ؟

00:10:43.660 --> 00:10:47.480
اينجا اومدم از بانوی نجيب زاده دعوت کنم در ضيافت ليچی حاضر بشن

00:10:49.640 --> 00:10:52.250
حتی تو هم ميخوای من رو در موقعيت سختی قرار بدی ؟

00:10:53.940 --> 00:10:57.150
خودت واضح ميدونی من از ديدن اون آدما ميترسم

00:10:58.100 --> 00:11:01.010
نميخوام برم ... نميخوام صيغه ی سلطنتی جيا رو ببينم

00:11:01.010 --> 00:11:03.560
از اون بيشتر نميخوام همسر نجيب زاده گائو رو ببينم

00:11:04.220 --> 00:11:05.900
تو فعلا برو

00:11:21.580 --> 00:11:22.740
چيکار داری ميکنی ؟

00:11:22.740 --> 00:11:24.480
مگه نميترسين ؟

00:11:24.480 --> 00:11:28.270
وقتی بميرين همه چی تموم ميشه ... هيچکس
دوباره سعی نميکنه بهتون صدمه بزنه

00:11:28.270 --> 00:11:29.480
... يينگ لو

00:11:29.480 --> 00:11:32.490
بانوی نجيب زاده يو ... همسر نجيب زاده
... گائو و صيغه ی سلطنتی جيا

00:11:32.490 --> 00:11:35.100
بارها تلاش کردن به شما صدمه بزنن

00:11:35.100 --> 00:11:37.630
فکر ميکنين اگه اينجا قايم بشيد مشکلی براتون پيش نمياد ؟

00:11:37.630 --> 00:11:40.630
هر چی بيشتر از مشکل بترسين اونها بيشتر اذيت اتون ميکنن

00:11:40.630 --> 00:11:42.950
به مرگ غم انگيز صيغه ی سلطنتی يی فکر کنين

00:11:42.950 --> 00:11:46.350
به اين فکر کنين که چطور تقريبا تا حد مرگ خفه شدين

00:11:46.350 --> 00:11:49.340
اين قصر يه لنگرگاه  امن نيست

00:11:49.340 --> 00:11:52.820
اينجا فقط يه مقبره ست که هر آن ميتونه مهر و موم بشه
( يعنی هر لحظه ميتونن بُکشنت و دفنت کنن )

00:11:53.500 --> 00:11:58.220
... اينجا صيغه سلطنتی يی رو به خاک سپرد ... نفر بعدی

00:11:58.220 --> 00:12:00.130
شما هستين

00:12:05.150 --> 00:12:07.270
درست ميگی

00:12:08.780 --> 00:12:10.490
من ميترسم

00:12:12.050 --> 00:12:14.300
خيلی ميترسم

00:12:16.410 --> 00:12:18.330
... هروقت اون آدما رو يادم مياد

00:12:18.330 --> 00:12:21.120
... کارهايی که کردن به خاطرم مياد

00:12:21.120 --> 00:12:24.250
از ترس به خودم ميلرزم

00:12:24.250 --> 00:12:28.010
اما يينگ لو ... من يه بار مبارزه کردم

00:12:28.010 --> 00:12:35.150
خودتم ديدی چه اتفاقی برای خواهر يی افتاد

00:12:38.160 --> 00:12:41.530
... بانوی نجيب زاده يو ... من وقتی 8 سالم بود

00:12:41.530 --> 00:12:44.100
يه سگِ بد گازم گرفت

00:12:44.100 --> 00:12:46.720
اونقدر دردناک بود که کل شب گريه ميکردم

00:12:47.680 --> 00:12:50.390
... روز بعد يه چوب بامبو برداشتم

00:12:50.390 --> 00:12:52.470
و افتادم دنبال اون سگ بد

00:12:52.470 --> 00:12:57.480
 تقريبا نصف پايتخت دنبالش کردم
... در مقابل اون سگ های بد

00:12:57.480 --> 00:13:01.100
شما بايد شجاع و قوی باشين

00:13:01.100 --> 00:13:05.210
... اينطوری ميتونين اونها رو بترسونين ... با همين استدلال

00:13:05.210 --> 00:13:07.570
افراد شرور برای ضعفا گردن کلفتی ميکنن اما از افراد قوی ميترسن

00:13:07.570 --> 00:13:11.560
هر چی بيشتر بترسين اونها بيشتر براتون گردن کلفتی ميکنن

00:13:13.180 --> 00:13:15.460
... به خاطر بچه اتون

00:13:16.550 --> 00:13:19.080
... به خاطر صيغه يی بدبخت

00:13:19.810 --> 00:13:22.090
... اسلحه اتون رو بردارين

00:13:22.800 --> 00:13:25.500
و با دشمن هاتون رو به رو بشين

00:13:27.200 --> 00:13:30.740
اسلحه ی من ؟

00:13:32.310 --> 00:13:34.630
من چه اسلحه ای دارم ؟

00:13:34.630 --> 00:13:36.670
... ضعف اتون

00:13:37.610 --> 00:13:39.540
... اشک هاتون

00:13:40.860 --> 00:13:42.770
... بچه ی سلطنتی اتون

00:13:44.750 --> 00:13:46.920
همه ی اينا اسلحه های شما هستن

00:13:48.280 --> 00:13:50.490
... اگه ميخواين مقابله به مثل کنيد

00:13:51.370 --> 00:13:54.320
امروز بهترين فرصت شماست

00:14:12.090 --> 00:14:15.160
... والاحضرت ملکه اينها آلوچه های سفيد برفی هستن

00:14:15.160 --> 00:14:17.450
که مخصوصا بوسيله ی آشپزخانه ی سلطنتی آماده شدن

00:14:18.290 --> 00:14:21.830
آشپزخانه ی سلطنتی واقعا برای اين کار زحمت کشيده

00:14:21.830 --> 00:14:24.530
ظاهرش به اندازه ی کافی قشنگ و لطيفِ

00:14:24.530 --> 00:14:27.190
والاحضرت ملکه ... ليچی به راحتی دمای بدن رو بالا ميبره

00:14:27.190 --> 00:14:29.190
... بنابراين در آب نمک خيس اشون کردن

00:14:29.190 --> 00:14:32.330
و حتی با توت وحشی ادغامشون کردن تا اثراتش رو خنثی کنن

00:14:36.020 --> 00:14:39.250
استفاده از ليچی در غذا يه کار عاديه

00:14:39.250 --> 00:14:42.750
از همه چی گذشته اونها هر سال ليچی خشک شده ميفرستن اينجا

00:14:42.750 --> 00:14:46.110
... اما اگه چيزای ديگه ای به ليچی اضافه کنی

00:14:48.680 --> 00:14:51.190
مزه اش فرق ميکنه

00:14:51.190 --> 00:14:53.260
... افرادی که واقعا ليچی رو ميشناسن

00:14:53.260 --> 00:14:56.590
فقط به ميوه ی تازه اش علاقه دارن

00:14:57.490 --> 00:15:03.610
ملکه مگه نگفتين امروز شخصا ميوه ها رو ميچينيد ؟

00:15:03.610 --> 00:15:07.110
چرا ما هنوز اين رو نديديم ؟

00:15:08.250 --> 00:15:10.080
يينگ لو کجاست ؟

00:15:11.320 --> 00:15:13.380
... اون

00:15:13.380 --> 00:15:17.660
اون الان کجاست ؟

00:15:20.140 --> 00:15:21.510
... والاحضرت

00:15:21.510 --> 00:15:22.800
... يينگ لو

00:15:22.800 --> 00:15:25.440
<i>بانوی نجيب زاده يو وارد ميشن</i>

00:15:32.520 --> 00:15:34.180
بانوی نجيب زاده يو

00:15:44.120 --> 00:15:47.980
من دير اومدم ... اعليحضرت امپراتور
و والاحضرت ملکه لطفا من رو ببخشيد

00:15:47.980 --> 00:15:50.930
بانوی نجيب زاده يو ... تو اومدی

00:15:50.930 --> 00:15:53.110
زودتر بلند شو

00:15:55.490 --> 00:15:57.670
والاحضرت ملکه يه ضيافت به پا کردن

00:15:57.670 --> 00:16:00.200
درستش اين بود که منم بيام

00:16:00.200 --> 00:16:04.420
با توجهات ملکه نبايد بيشتر از اين وقت تلف ميکردم

00:16:04.420 --> 00:16:08.320
بانوی نجيب زاده يو ... حالت چطوره ؟

00:16:08.320 --> 00:16:10.600
از نگرانی اتون ممنونم امپراتور

00:16:10.600 --> 00:16:13.210
حالم خيلی بهتر شده

00:16:13.210 --> 00:16:16.250
... خوبه ... شما بايد خوب مراقب سلامتيت باشی

00:16:16.250 --> 00:16:20.210
برای اينکه ملکه نگران نباشه و
به خاطر شما خودش رو خسته نکنه

00:16:20.210 --> 00:16:22.320
بله

00:16:22.320 --> 00:16:24.210
زودتر بشين

00:16:38.740 --> 00:16:43.440
والاحضرت ملکه ... دوشيزه يينگ لو کجاست ؟

00:16:43.440 --> 00:16:47.780
دهانم برای اون ليچی های تازه آب افتاده

00:16:47.780 --> 00:16:51.620
ملکه ... اون واقعا کجا رفته ؟

00:16:51.620 --> 00:16:54.880
امپراتور -
داشتم يه سری تدارکات آماده ميکردم -

00:16:54.880 --> 00:16:57.330
معذرت ميخوام که همه اتون رو منتظر گذاشتم

00:17:16.120 --> 00:17:20.080
والاحضرت ملکه لطفا شخصا ميوه ها رو بچينيد

00:17:46.300 --> 00:17:48.210
والاحضرت

00:17:48.210 --> 00:17:49.660
ژو چيو

00:17:50.660 --> 00:17:52.360
والاحضرت ملکه

00:17:56.640 --> 00:17:59.460
کمک ... گازم نگير

00:17:59.460 --> 00:18:00.550
سگه رو بگيرين

00:18:00.550 --> 00:18:03.430
افراد ... اون سگ رو بگيرين

00:18:04.810 --> 00:18:07.460
زودتر بريد دنبالش

00:18:08.070 --> 00:18:09.040
نزديک من نيا

00:18:09.040 --> 00:18:11.690
نترس

00:18:17.390 --> 00:18:19.460
حالا همه چی مرتبه ... اون سگ رو گرفتن

00:18:19.460 --> 00:18:21.150
حالا ديگه مشکلی نيست

00:18:21.150 --> 00:18:23.750
حالت خوبه بانوی نجيب زاده يو ؟

00:18:23.750 --> 00:18:27.120
همسر نجيب زاده گائو دفعه ی قبل در
باغ سلطنتی شما من رو ترسوندين

00:18:27.120 --> 00:18:29.000
امروز دوباره من رو ترسوندين

00:18:29.000 --> 00:18:32.010
عمدا سعی دارين من رو بکشين ؟

00:18:45.520 --> 00:18:47.850
اينجا چه خبره ؟

00:18:50.020 --> 00:18:52.740
بانوی نجيب زاده يو داره درباره ی چی حرف ميزنه ؟

00:18:58.460 --> 00:19:01.500
.. در جواب امپراتور بايد بگم يه ماه پيش در باغ سلطنتی

00:19:01.500 --> 00:19:04.730
ژو چيو يه دفعه حمله کرد و
بدجوری بانوی نجيب زاده يو رو ترسوند

00:19:04.730 --> 00:19:09.870
چون اون موقع هيچ کس صدمه نديد ملکه
سخاوت به خرج دادن و بازپرسی بيشتری نکردن

00:19:09.870 --> 00:19:13.450
فقط بانوی نجيب زاده يو از اون به بعد مجبور شدن
هر شب سوپ آرامبخش بخورن تا بتونن بخوابن

00:19:13.450 --> 00:19:17.190
امروز ايشون روحيه ی بهتری داشت اما
بدبختانه دوباره با اون سگ رو به رو شد

00:19:17.850 --> 00:19:20.140
همسر چون ... منظورت از اين حرفا چيه ؟

00:19:20.140 --> 00:19:23.520
داری ميگی من به اون هيولا دستور دادم به مردم صدمه بزنه ؟

00:19:24.330 --> 00:19:26.290
همه اين رو ديدن

00:19:26.290 --> 00:19:29.660
همسر نجيب زاده گائو چرا انکارش ميکنی ؟

00:19:29.660 --> 00:19:33.330
همسر چون کارت در اظهارنظرای بی اساس خيلی خوبه

00:19:33.330 --> 00:19:37.870
ديدی ژو چيو فقط به بانوی نجيب زاده يو حمله کنه ؟

00:19:37.870 --> 00:19:42.380
امپراتور ... نجاتم بدين

00:19:42.380 --> 00:19:44.870
واقعا ديگه نميتونم تحملش کنم

00:19:44.870 --> 00:19:47.660
... امپراتور اگه اين ادامه پيدا کنه

00:19:47.660 --> 00:19:50.770
ميترسم آخرش به يه جسد و دو تا زندگی از دست رفته ختم بشه
( يعنی من و بچه ام با هم بميريم )

00:19:50.770 --> 00:19:55.860
امپراتور ... نجاتم بدين ... امپراتور

00:19:57.590 --> 00:19:59.770
فعلا کمک کنيد بانوی نجيب زاده بلند بشه

00:19:59.770 --> 00:20:01.700
امپراتور

00:20:01.700 --> 00:20:05.730
التماس ميکنم عدالت رو در حقم اجرا کنين -
فعلا کنار بشينيد و استراحت کنين -

00:20:05.730 --> 00:20:08.620
من در اين مورد تصميم ميگيرم

00:20:10.320 --> 00:20:13.060
بانوی نجيب زاده يو ... لطفا بلند شو

00:20:13.060 --> 00:20:14.850
سلامتيت خيلی مهمه

00:20:17.310 --> 00:20:22.180
همسر نجيب زاده گائو تو در اينجا مزاحمت
برای بانوی نجيب زاده يو رو تکرار کردی

00:20:22.180 --> 00:20:26.000
.. من گذاشتم اين موضوع بگذره اما امروز در ضيافت ليچی من

00:20:26.000 --> 00:20:27.910
حيوون خونگيت رو ول کردی تا کارهای وحشيانه بکنه

00:20:27.910 --> 00:20:31.870
باعث شدی بانوی نجيب زاده يو دوباره
ضربه ی روحی بخوره ... هدفت چيه ؟

00:20:33.820 --> 00:20:37.940
همسر نجيب زاده گائو زودباش به سوال ملکه جواب بده

00:20:44.180 --> 00:20:47.730
امپراتور من واقعا نميدونم چه خبره

00:20:47.730 --> 00:20:50.720
ژو چيو خيلی حرف گوش کنه
هيچوقت مشکلی درست نکرده

00:20:50.720 --> 00:20:54.540
... مسئله ی باغ سلطنتی فقط يه سوتفاهم بود ... امروز -
سوتفاهم ؟ -

00:20:55.980 --> 00:21:00.670
درخت ليچی من به اين وضع نابود شده
و تو هنوز ميگی اين يه سوتفاهمه ؟

00:21:00.670 --> 00:21:02.690
... من بارها بهت هشدار دادم

00:21:02.690 --> 00:21:05.800
تا سگ بدت رو ول نکنی بره مردم رو گاز بگيره

00:21:05.800 --> 00:21:08.350
امروز اون سگ واقعا کسی رو گاز نگرفت

00:21:08.350 --> 00:21:14.690
اون الان به خراج فوجيان که امپرتور
بهم هديه داده بود علاقه نشون داد

00:21:14.690 --> 00:21:19.020
امپراتور اگه شما فقط یکی از درخت ها
... رو ميفرستادين قصر چو ژيو

00:21:19.020 --> 00:21:21.580
چطور ممکن بود امروز اين اتفاق بيفته ؟

00:21:21.580 --> 00:21:26.230
از همه چی گذشته دليلش اين بود که
... همسر نجيب زاده گائو عصبانی بودن

00:21:26.230 --> 00:21:29.750
و خشم اشون رو روی اين درخت ليچی بی گناه خالی کردن

00:21:29.750 --> 00:21:31.850
اين موضوع باعث رنج زيادی برای بانوی نجيب زاده يو شد

00:21:31.850 --> 00:21:34.730
ايشون مجبور شد دوباره ترس گذشته اش رو به ياد بياره

00:21:36.530 --> 00:21:40.980
... پس معنيش اينه همسر نجيب زاده گائو حس ميکنه

00:21:40.980 --> 00:21:43.670
من طرفداری ملکه رو کردم و به خاطرش عصبانی شده

00:21:43.670 --> 00:21:49.160
عمدا از اين سگ استفاده کردی تا به ملکه
حمله کنی و قدرتت رو به من نشون بدی ؟

00:21:49.160 --> 00:21:50.960
! امپراتور

00:21:57.350 --> 00:22:00.760
ژو چيو از اولش هيولا بود

00:22:00.760 --> 00:22:03.670
اون  امروز خوشحالی همه رو خراب کرد

00:22:04.420 --> 00:22:08.520
وقتی برگشتم پوستش رو ميکنم

00:22:08.520 --> 00:22:11.900
اون فقط يه سگِ

00:22:11.900 --> 00:22:14.840
چطور ميتونه درست و غلط رو از هم تشخيص بده ؟

00:22:14.840 --> 00:22:19.480
ميخوای همه ی تقصيرها رو بندازی گردن يه سگ ؟

00:22:23.130 --> 00:22:25.630
... يه ببر و يه کرگدن از قفس هاشون بيرون اومدن

00:22:25.630 --> 00:22:28.180
لاکِ لاک پشت و پيشکش های يشمی
... که حاوی اشون بودن نابود شدن

00:22:28.180 --> 00:22:30.260
کی بايد سرزنش بشه ؟

00:22:36.260 --> 00:22:40.110
امپراتور ببر و کرگردن از قفس هاشون بيرون اومدن

00:22:40.110 --> 00:22:43.080
لاکِ لاک پشت و زيورهای يشمی
که درونشون بود نابود شدن

00:22:43.080 --> 00:22:47.480
معلومه که اين اشتباه کسيه که مسئول مراقبت ازشون
... بوده ... وقتی ما داشتيم درخت ها رو منتقل ميکرديم

00:22:47.480 --> 00:22:50.520
ژو چيو داشت اين طرف و اون طرف ميدويد

00:22:50.520 --> 00:22:54.560
اما بر حسب اتفاق اون حيوون محبوب همسر نجيب زاده بود

00:22:54.560 --> 00:22:58.850
بنابراين خدمتکارها جرات نداشتن دنبالش کنن يا
بيرونش کنن ... بنابراين همچين اتفاقی پيش اومد

00:22:58.850 --> 00:23:01.780
تقصير من بود که درست مراقب درخت
نبودم ... حاضرم مجازات رو بپذيرم

00:23:01.780 --> 00:23:03.440
... وی يينگ لو

00:23:04.460 --> 00:23:06.290
... تو واقعا مرتکب اشتباه شدی ... تنبيهت ميکنم که

00:23:06.290 --> 00:23:08.640
تنبيهت ميکنم که نصف سال حقوق نگيری
( قشنگ امپراتور رو با خاک يکسان کرد )

00:23:08.640 --> 00:23:10.790
از لطف اتون ممنونم بانوی من

00:23:10.790 --> 00:23:14.420
قصد دارم گستاخ باشم و از طرف
بانوی نجيب زاده يو سوال کنم

00:23:15.800 --> 00:23:19.450
شخصی که مسئول مراقبت درخت ليچی بود
تنبيه شد ... کسی که نابودش کرد چی ؟

00:23:19.450 --> 00:23:23.830
توئه خدمتکار چطور جرات ميکنی ؟
در جايگاهی هستی که اينجا حرف بزنی ؟

00:23:25.930 --> 00:23:29.790
شخص نميتونه از خودش دفاع کنه ؟

00:23:29.790 --> 00:23:33.220
به علاوه اون از طرف بانوی نجيب زاده يو سوال کرد

00:23:33.220 --> 00:23:37.930
يعنی قربانی هم ديگه حق سوال کردن نداره ؟

00:23:39.430 --> 00:23:43.600
والاحضرت ملکه شما مهربون هستين
من رو به خاطر بی احتراميم ببخشيد

00:23:43.600 --> 00:23:46.700
بانوی نجيب زاده يو دارن يه بچه ی سلطنتي رو
حمل ميکنن ... موقعيت ايشون خيلی محترمه

00:23:46.700 --> 00:23:51.120
ليچی خراج سالانه ی فوجيان بود و
بوسيله ی امپراتور هديه داده شده بود

00:23:51.120 --> 00:23:53.440
والاحضرت ملکه خيلی بزرگوارن

00:23:53.440 --> 00:23:56.570
جايگاه ايشون محترمه و هيچ
فتنه انگيزی در موردش نبايد تحمل بشه

00:23:56.570 --> 00:24:00.070
... همه ی اين مسائل به ژو چيو ختم ميشه

00:24:00.070 --> 00:24:04.390
اما ژو چيو يه حيوونه ... اون رسوم يا قوانين رو درک نميکنه

00:24:04.390 --> 00:24:07.480
اگه قراره کسی رو سرزنش کنيم اون اربابشه

00:24:07.480 --> 00:24:10.010
ايشون نه تاديبش کرد و نه کنترل

00:24:10.010 --> 00:24:13.970
به شدت از امپراتور ميخوام که قضاوت کنن

00:24:19.060 --> 00:24:20.920
... همسر نجيب زاده گائو

00:24:22.950 --> 00:24:26.910
چی برای گفتن داری ؟

00:24:30.420 --> 00:24:32.240
... امپراتور

00:24:32.890 --> 00:24:35.000
همه اش تقصير من بود

00:24:35.610 --> 00:24:39.510
همسر نجيب زاده ميدونستن ژو چيو خيلی شيطونه

00:24:39.510 --> 00:24:44.030
و اينکه ممکنه ضيافت ملکه رو خراب کنه ... بنابراين
ايشون به من دستور دادن حواسم بهش باشه

00:24:44.030 --> 00:24:48.230
من بی دقت بودم ... يه لحظه غفلت تقريبا
باعث يه همچين اشتباه بزرگی شد

00:24:48.230 --> 00:24:51.430
اين اصلا ربطی به والاحضرت همسر نجيب زاده نداره

00:24:51.430 --> 00:24:54.450
همسر نجيب زاده گائو بانوی اصلی قصر چو ژيو هستن

00:24:54.450 --> 00:24:58.750
صيغه سلطنتی جيا اگه تو اشتباهی مرتکببشی اون ميتونه
با ادعای اينکه خوب ادبت نکرده از زير جرم فرار کنه ؟

00:24:58.750 --> 00:25:02.720
امپراتور همه اش تقصير منه ... اگه شما ميخوايد
کسی رو تنبيه کنين فقط من رو تنبيه کنيد

00:25:02.720 --> 00:25:04.830
امپراتور لطفا من رو ببخشيد

00:25:06.640 --> 00:25:11.230
اين درخت ليچی خراج سالانه ی فوجيانه

00:25:11.230 --> 00:25:13.880
اون بايد هزار مايل سفر ميکرد تا به پايتخت برسه

00:25:13.880 --> 00:25:16.750
... من شخصا به ملکه هديه اش کردم

00:25:17.410 --> 00:25:20.080
تا ايشون خوشحال بشه

00:25:20.080 --> 00:25:24.830
اما به خاطر اين غفلتِ تو تمام زحمات سخت من به باد رفت

00:25:24.830 --> 00:25:27.870
تو نبايد از من معذرت خواهی کنی

00:25:28.630 --> 00:25:31.850
بايد از ملکه معذرت خواهی کنی

00:25:33.460 --> 00:25:37.030
والاحضرت ملکه همه اش تقصير من بود

00:25:37.030 --> 00:25:39.570
من بی کفايتم و خوب مراقب اون سگ نبودم

00:25:39.570 --> 00:25:42.790
ملکه لطفا رحم داشته باشين . لطفا من رو ببخشيد

00:25:42.790 --> 00:25:47.150
ملکه لطفا رحم داشته باشين ... لطفا من رو ببخشيد

00:25:47.150 --> 00:25:50.960
چيزی که برای من خراب شد فقط يه ضيافته

00:25:50.960 --> 00:25:53.010
... اما بانوی نجيب زاده يو اين بار

00:25:53.010 --> 00:25:55.310
از يه ضربه ی بزرگ ديگه رنج کشيد

00:25:55.310 --> 00:25:57.170
... اگه اتفاق بدی براشون بيفته

00:25:57.170 --> 00:25:59.560
... اگه بچه ی سلطنتی ايشون صدمه ببينه

00:25:59.560 --> 00:26:02.370
چطور ميخوای جبرانش کنی ؟

00:26:02.370 --> 00:26:05.970
ميترسم مهم نباشه چند تا سر داشته
باشی ... نميتوني اين رو جبران کنی
( يعنی صد بار سرت قطع بشه باز کافی نيست )

00:26:05.970 --> 00:26:08.050
... صيغه ی سلطنتی جيا

00:26:09.020 --> 00:26:11.460
... منظور ملکه اينه که

00:26:11.460 --> 00:26:15.330
شما بايد از بانوی نجيب زاده يو معذرت خواهی کنين

00:26:17.620 --> 00:26:21.830
صيغه ی سلطنتی جيا ... ديگه منتظر چی هستين ؟

00:26:21.830 --> 00:26:24.410
... ممکنه از قضاوت امپراتور راضی نباشين

00:26:24.410 --> 00:26:28.710
يا توبه اتون صادقانه نيست ؟

00:26:29.390 --> 00:26:32.250
من ... جرات ندارم

00:26:42.370 --> 00:26:44.410
... بانوی نجيب زاده يو

00:26:45.990 --> 00:26:49.010
... به خاطر يه لحظه غفلت من

00:26:50.050 --> 00:26:53.250
همچين مشکل بزرگی اتفاق افتاد

00:26:53.250 --> 00:26:55.710
لطفا من رو ببخش

00:26:57.100 --> 00:26:59.060
... من

00:27:00.350 --> 00:27:02.720
ارزشش رو ندارم تعظيم شما رو قبول کنم

00:27:02.720 --> 00:27:07.250
معلومه که داری ... همه اش تقصير منه

00:27:07.250 --> 00:27:09.550
خواهر لطفا من رو ببخش

00:27:10.400 --> 00:27:13.290
اميدوارم توبه ات صادقانه باشه

00:27:13.290 --> 00:27:16.090
ديگه نذار اون سگ بد به ديگران صدمه بزنه

00:27:16.090 --> 00:27:19.740
نميذارم ... ديگه نميذارم

00:27:22.190 --> 00:27:24.530
در مورد همسر نجيب زاده گائو چی ؟

00:27:24.530 --> 00:27:26.870
... والاحضرت ملکه

00:27:27.550 --> 00:27:31.380
هرچند اين فقط يه اهمال از طرف صيغه سلطنتی جيا
... بود و اون خوب نتونست کارش رو انجام بده

00:27:31.380 --> 00:27:34.750
منم تقصير داشتم

00:27:34.750 --> 00:27:37.570
از حالا به بعد حتما ژو چيو رو محدود ميکنم

00:27:37.570 --> 00:27:40.210
نميذارم اون سگ اشتباه ديگه ای مرتکب بشه

00:27:40.210 --> 00:27:42.060
نيازی نيست

00:27:43.230 --> 00:27:45.580
نميخوام دوباره اون سگ رو ببينم

00:27:45.580 --> 00:27:49.280
بر اثر يه لحظه بی دقتی ... صيغه ی
سلطنتی جيا يه اشتباه بزرگ مرتکب شد

00:27:49.280 --> 00:27:52.790
اون به يه بانوی نجيب زاده تنزل مقام
پيدا ميکنه و برای 3 ماه تنبيه ميشه

00:27:53.600 --> 00:27:57.310
... امپراتور -
... بانوی ارشد قصر ژوچيو همسر نجيب زاده گائو -

00:27:57.310 --> 00:27:59.970
نتونسته از پس تاديب و تربيت افراد و سگش بربياد

00:27:59.970 --> 00:28:02.380
شما واقعا بی کفايت هستی

00:28:03.570 --> 00:28:08.290
مجازاتت ميکنم که برای 1 سال خرجی نداشته باشی
و برگرد به قصرت و درباره ی کارهات فکر کن

00:28:08.290 --> 00:28:10.200
امپراتور

00:28:10.870 --> 00:28:13.670
با احترام امپراتور رو مشايعت ميکنيم

00:28:17.500 --> 00:28:21.500
... والاحضرت

00:28:21.500 --> 00:28:24.910
خواهر چرا مجازات اينقدر شديد بود ؟

00:28:24.910 --> 00:28:28.380
... تو چی ميدونی ؟ از بين بردن خراج فوجيان

00:28:28.380 --> 00:28:30.360
... خراب کردن ضيافت ملکه

00:28:30.360 --> 00:28:34.220
به اضافه ی ضربه ی روحی به بانوی نجيب زاده يو
... که تقريبا به بچه ی سلطنتیش صدمه زد

00:28:34.220 --> 00:28:38.160
بعد از ارتکاب اين مجموعه جرايم کی ميتونه از مجازات فرار کنه ؟

00:28:40.040 --> 00:28:44.510
مهم نيست ژو چيو چقدر باهوشه ... هنوزم يه سگِ

00:28:44.510 --> 00:28:48.230
اگه صاحبش رو وادار نکنی تاوان بده کی رو مجبور کنی ؟

00:28:48.230 --> 00:28:53.140
مگه مسئله ی باغ سلطنتی قبلا نگذشته ؟

00:28:58.730 --> 00:29:03.270
موضوع اين نيست که نميخواد انتقام
بگيره ... فقط هنوز زمانش مناسب نيست

00:29:04.310 --> 00:29:09.020
امروز همه ی بدهی های جديد و قديمی يه جا پرداخت نشدن ؟

00:29:15.890 --> 00:29:19.350
ملکه اين جزئيات کاملِ تمام اتفاقاتيه که افتاد

00:29:19.350 --> 00:29:21.250
چی ؟

00:29:25.840 --> 00:29:27.940
<i>زودتر برش گردون</i>

00:29:29.870 --> 00:29:33.230
<i>ژو چيو ... ژو چيو</i>

00:29:33.860 --> 00:29:36.930
<i>ژو چيو ... ژو چيو</i>

00:29:37.500 --> 00:29:38.410
<i>دنبال چی ميگردی ؟</i>

00:29:38.410 --> 00:29:41.240
<i>ژو چيو رو که مال همسر نجيب زاده ست نديدی ؟</i>

00:29:41.240 --> 00:29:44.660
<i>به نظرم از اون طرف رفت -
ژو چيو -</i>

00:29:44.660 --> 00:29:49.260
من خودم تصميم گرفتم ... ملکه لطفا من رو ببخشيد

00:29:52.990 --> 00:29:55.550
... يينگ لو

00:29:55.550 --> 00:29:58.910
تو حتی جرات کردی به همچين چيزی فکر کنی

00:30:02.820 --> 00:30:08.060
همسر نجيب زاده گائو از ژو چيو استفاده کرد
تا بانوی نجيب زاده يو رو بترسونه

00:30:08.060 --> 00:30:11.740
... وادار کردنش که امروز بدهی قديميش رو بپردازه

00:30:11.740 --> 00:30:14.410
واقعا از پشت خنجر زدن بهش حساب نميشه

00:30:14.410 --> 00:30:17.710
اينکه اشتباهاتم رو قبول کنم و مجازات رو
بپذيرم برای من يه مسئله ی کوچيکه

00:30:17.710 --> 00:30:20.050
... اقدام همسر نجيب زاده گائو و صيغه ی سلطنتی جيا

00:30:20.050 --> 00:30:24.910
شما رو کاملا خجالت زده ميکرد
چطور ميتونستم بذارم موفق بشن ؟

00:30:26.090 --> 00:30:28.580
من نتونستم درست مراقب درخت ها باشم

00:30:28.580 --> 00:30:32.180
نابود شدن درخت های ليچی يه گناه بزرگ محسوب ميشه

00:30:32.180 --> 00:30:35.740
اما در مقايسه با همسر نجيب زاده گائو که از اون سگ بد
... برای صدمه زدن به بانوی نجيب زاده يو استفاده کرد

00:30:35.740 --> 00:30:39.260
و درخت ليچی رو از بين برد تا ضيافت شما رو خراب کنه

00:30:39.260 --> 00:30:41.760
جرم من خيلی کوچيکتر بود

00:30:43.510 --> 00:30:48.010
بانوی نجيب زاده يو مرتب داد ميزد و عدالت ميخواست

00:30:48.010 --> 00:30:51.650
امپراتور ديگه وقت نداشت به اشتباه تو اهميت بده

00:30:51.650 --> 00:30:55.590
به جاش توجه خودش رو به
بانوی نجيب زاده يو معطوف کرده بود

00:30:55.590 --> 00:30:59.370
... اما يينگ لو تو بهم گفتی

00:30:59.370 --> 00:31:01.520
که خيلی مطالعه نکردی

00:31:01.520 --> 00:31:05.700
چطور تونستی حرفای امپراتور رو ادامه بدی ؟

00:31:07.420 --> 00:31:09.160
... ببر و کرگدن از قفس هاشون بيرون اومدن

00:31:09.160 --> 00:31:11.960
لاکِ لاک پشت و پيشکش های يشمی که
حاوی اشون بودن نابود شدن ، کی مقصره ؟

00:31:11.960 --> 00:31:14.850
ملکه داريد درباره ی اين حرف ها صحبت ميکنيد ؟

00:31:14.850 --> 00:31:16.910
امپراتور اين رو خيلی سريع گفت

00:31:16.910 --> 00:31:19.710
من نتونستم بلافاصله عکس العمل نشون بدم

00:31:19.710 --> 00:31:23.320
امپراتور داشت سعی ميکرد مجرمين رو تعقيب قانونی کنه

00:31:23.320 --> 00:31:26.010
... " ملکه بين " قطعات ادبی کنفسيوس

00:31:26.010 --> 00:31:28.250
من فقط سه قطعه اش رو بلدم

00:31:28.250 --> 00:31:32.020
" لذت بردن از مطالعه و تمرين چيزی نيست که ياد گرفتين "

00:31:32.020 --> 00:31:36.700
وقتی با دو نفر راه ميرم حتما از "
" يکی اشون يه چيزی ياد ميگيرم

00:31:36.700 --> 00:31:39.500
.. و در آخر " ببر و کرگدن از قفس هاشون بيرون اومدن

00:31:39.500 --> 00:31:42.110
لاکِ لاک پشت و پيشکش های يشمي که
" حاوی اشون بودن نابود شدن ، کی مقصره ؟

00:31:42.110 --> 00:31:46.090
من اين سه جمله رو از همسايه متمدن با استعدادمون شنيده بودم

00:31:46.090 --> 00:31:49.270
من فقط نصف ديگه اش رو حدس زدم

00:31:50.050 --> 00:31:51.950
... يينگ لو

00:31:52.680 --> 00:31:55.200
تو خيلی تيزهوشی

00:31:55.200 --> 00:31:56.870
... فقط اينکه

00:31:57.600 --> 00:32:00.260
وقتی خونه اتون بودی خوب آموزش نديدی

00:32:00.260 --> 00:32:02.610
من از خانواده ی فقيری اومدم

00:32:02.610 --> 00:32:06.180
اينکه بتونيم غذای کامل و لباس گرم داشته باشيم
برای ما يه ثروت بزرگ به حساب مياد

00:32:06.180 --> 00:32:09.510
چطور ميتونستم یه آرزوی پر زرق و برق
مثل تحصيل کردن رو داشته باشم ؟

00:32:09.510 --> 00:32:13.670
... والاحضرت اکثر زن ها در اين امپراتوری

00:32:13.670 --> 00:32:15.650
همينطور هستن

00:32:19.250 --> 00:32:23.520
از فردا به بعد خودم بهت ياد ميدم

00:32:24.470 --> 00:32:26.260
والاحضرت ملکه

00:32:27.060 --> 00:32:30.500
... تو خيلی باهوشی ... من بهت ياد ميدم

00:32:30.500 --> 00:32:33.160
تا کتاب بخونی و آداب معاشرت درست رو بدونی

00:32:33.160 --> 00:32:38.590
ما نبايد استعداد و هوشی که از طرف
بهشت بهت داده شده هدر بديم

00:32:38.590 --> 00:32:42.020
از والاحضرت ملکه ممنونم

00:32:58.040 --> 00:33:00.000
والاحضرت همسر شيان

00:33:00.640 --> 00:33:04.920
اين تو بودی که به ملکه گفتی من
فورا پول نياز دارم ... درست ميگم ؟

00:33:05.950 --> 00:33:07.080
بله

00:33:07.080 --> 00:33:09.000
چرا اين کار رو کردی ؟

00:33:09.000 --> 00:33:13.330
من فقط به عنوان يه سری شايعات بی اساس بهش اشاره کردم

00:33:13.330 --> 00:33:18.010
کی ميدونست که والاحضرت اين رو جدی
ميگيره و امروز به شما هديه عطا ميکنه

00:33:21.070 --> 00:33:24.330
ميدونم که تو مايل نيستی با من تو يه گروه باشی

00:33:24.330 --> 00:33:27.710
اما امروز بذار يه سری حرفای صادقانه بهت بزنم

00:33:27.710 --> 00:33:31.860
ملکه هيچوقت قصد نداره نيروی تازه استخدام کنه
يا مردم رو با طناب کنار خودش ببنده و نگه داره

00:33:31.860 --> 00:33:34.240
درضمن هرگز از کسی درخواست نميکنه
مهربونيش رو بازپرداخت کنه

00:33:34.240 --> 00:33:37.950
اون فقط کمکت کرد چون شنيد که تو دردسر افتادی

00:33:37.950 --> 00:33:42.550
اون ميترسيد که تحت فشار روانی باشی
بنابراين دنبال يه جايزه به عنوان بهانه گشت

00:33:42.550 --> 00:33:45.150
اون حتی جلوی امپراتور انجامش داد تا قانونی ترش کنه

00:33:45.150 --> 00:33:48.380
اين پول حالا رسما مال توئه

00:33:48.380 --> 00:33:51.030
حالا هيچکس تعبير و تفسيرش نميکنه

00:33:52.530 --> 00:33:57.350
خواهر ... حالا که پول داری زودتر برادرت رو نجات بده

00:34:07.970 --> 00:34:11.360
بانوی من حالا مطمئن شدين ... درسته ؟

00:34:13.120 --> 00:34:14.430
چرا نه ؟

00:34:14.430 --> 00:34:17.610
يعنی هنوز به نيت ملکه شک دارين ؟

00:34:17.610 --> 00:34:20.550
من هيچوقت به ملکه شک نداشتم

00:34:20.550 --> 00:34:24.960
اگه اون واقعا ميخواست بهم مرحمت کنه ميتونست
به راحتی من رو به قصر چانگ چون احضار کنه

00:34:24.960 --> 00:34:27.760
امروز تحت اقدامات مناسب بهم پاداش داد

00:34:27.760 --> 00:34:30.540
چون نميخواست تحت فشار بار مسئوليت باشم

00:34:31.530 --> 00:34:33.650
... اما همسر چون

00:34:34.520 --> 00:34:36.620
همسر چون چه مشکلی داره ؟

00:34:36.620 --> 00:34:38.270
همسر چون خيلی زرنگه

00:34:38.270 --> 00:34:42.730
اون ميدونست پول رو قبول نميکنم پس قضيه رو به ملکه گفت

00:34:42.730 --> 00:34:47.860
با اين کارش ... با اين لطفش ... حتی
اگه نخوام بهش بدهکار باشم مجبورم

00:34:47.860 --> 00:34:50.640
بانوی من ، نميتونم حرفاتون رو درک کنم

00:34:50.640 --> 00:34:54.150
فقط ميدونم که ارباب جوان حالا ميتونه نجات پيدا کنه

00:34:54.150 --> 00:34:58.740
بسيار خب ... حالا که اينطوری شده
فقط ميتونم کم کم لطفش رو جبران کنم

00:34:58.740 --> 00:35:01.520
عجله کن و نقره ها رو از قصر ببر بيرون و تحويل بده

00:35:01.520 --> 00:35:03.150
بله

00:35:13.810 --> 00:35:15.540
خواجه لی

00:35:15.540 --> 00:35:17.760
... نگهبان سولون امپراتور يه فرمان صادر کردن

00:35:17.760 --> 00:35:21.340
تا اين سگ از بين بره

00:35:22.760 --> 00:35:24.630
همه ی ما ملازمين نزديک امپراتور هستيم

00:35:24.630 --> 00:35:27.390
اگه ما خون بريزيم و درگيری پيش بياد خوب نيست

00:35:27.390 --> 00:35:29.660
بهترين کار اينه که نگهبان ها انجامش بدن

00:35:29.660 --> 00:35:31.340
خواجه لی

00:35:37.650 --> 00:35:39.440
چه ترس از خون ريختنی ؟

00:35:39.440 --> 00:35:42.200
اون فقط نگرانه همسر نجيب زاده گائو بره سراغش

00:35:44.460 --> 00:35:46.830
شماها بريد يه جای ديگه گشت بزنين

00:35:57.910 --> 00:35:59.400
نگهبان سولون

00:35:59.400 --> 00:36:01.640
... تو همون

00:36:02.290 --> 00:36:04.470
آها ... همونی که دفعه ی پيش در قصر يونگ خی بود

00:36:04.470 --> 00:36:07.010
من يه خدمتکار قصر از قصر چانگ چون هستم

00:36:07.010 --> 00:36:09.590
ميدونم ... اسمت وی يينگ لوئه

00:36:09.590 --> 00:36:11.490
... وقتی اون دفعه اون خواجه ی تازه کار رو زدی

00:36:11.490 --> 00:36:13.710
کارت خيلی خشن بود ... هيچوقت فراموشش نميکنم

00:36:13.710 --> 00:36:18.160
برای حفاظت از خودم چاره ای نداشتم ... لطفا درک کنيد سرورم

00:36:18.160 --> 00:36:21.960
من امروز اينجام چون گلوله ی برفی
... به بانوی نجيب زاده يو صدمه زد

00:36:21.960 --> 00:36:25.760
و ضيافت ملکه رو خراب کرد و باعث شد من تنبيه بشم

00:36:25.760 --> 00:36:27.370
ميخوام اين سگ رو با خودم ببرم

00:36:27.370 --> 00:36:29.460
ببریش قصر چانگ چون ؟

00:36:29.460 --> 00:36:31.030
ميخوای باهاش چيکار کنی ؟

00:36:31.030 --> 00:36:35.650
عصبانيتم رو سرش خالی ميکنم ، بعدش ميکشمش

00:36:35.650 --> 00:36:39.620
شما فقط يه دوشيزه ای ... ميتونی از پس اين کار بربيای ؟

00:36:39.620 --> 00:36:41.830
شما خيلی بانمکيد سرورم

00:36:41.830 --> 00:36:45.650
اين سگ تقريبا باعث شد زندگيم رو از دست بدم

00:36:45.650 --> 00:36:50.660
هرچند به سختی پستم رو حفظ کردم اما
به شدت از طرف بانو سرزنش شدم

00:36:50.660 --> 00:36:52.590
دلم ميخواد پوستش رو بکنم

00:36:52.590 --> 00:36:55.100
باشه ... پس ميذارم خودت ترتيبش رو بدی

00:36:59.600 --> 00:37:01.160
صبر کن

00:37:02.400 --> 00:37:04.030
چيه ؟

00:37:04.030 --> 00:37:06.170
اگه امپراتور بعدا درباره اش سوال کنه چی ؟

00:37:06.170 --> 00:37:10.580
نگران نباشيد سرورم ... طبيعتا باعث نميشم يه جوری به
نظر بياد که از زير بار وظيفه اتون شونه خالی کردين

00:37:10.580 --> 00:37:13.240
باشه ... اين يه معامله ست

00:37:23.430 --> 00:37:25.890
تو خيلی جسوری ... جرات کردی از زير وظيفه ات در بری ؟

00:37:25.890 --> 00:37:29.360
خودش اين رو ازم خواست ... من که مجبورش نکردم

00:37:29.360 --> 00:37:30.920
تظاهر نکن

00:37:30.920 --> 00:37:33.350
... نگرانی همسر نجيب زاده گائو بعدا به خودش بياد

00:37:33.350 --> 00:37:35.640
و بپرسه سگ محبوبش چطوری مُرد

00:37:35.640 --> 00:37:39.990
اون نميتونه با امپراتور کاری بکنه اما با نگهبان ها ميتونه

00:37:39.990 --> 00:37:43.970
نفرت يه زن خيلی ترسناکه ... بهتره تحريکش نکنی

00:37:43.970 --> 00:37:45.740
برای همين کارت رو حواله کردی به وی يينگ لو ؟

00:37:45.740 --> 00:37:49.970
اون خدمتکار قصر چانگ چونه ... قصر
چانگ چون و قصر چو ژيو هميشه دشمن بودن

00:37:49.970 --> 00:37:52.760
اضافه شدن نفرت بيشتر بين دشمن ها ترسی نداره

00:37:52.760 --> 00:37:56.830
من فقط نگرانم از پس انجامش بر نياد چون به هرحال يه دختره

00:37:56.830 --> 00:37:59.330
احتمالا وی يينگ لو رو خيلی دست کم گرفتی

00:38:24.310 --> 00:38:26.530
امپراتور چی شده ؟

00:38:26.530 --> 00:38:28.210
اين درست نيست

00:38:28.210 --> 00:38:30.180
چی درست نيست ؟

00:38:32.410 --> 00:38:36.560
هنوز يادته درخت ليچی آخرش چطوری به نظر ميومد ؟

00:38:36.560 --> 00:38:39.040
نميفهمم منظور امپراتور چيه

00:38:39.040 --> 00:38:42.190
درخت ليچی به وسيله ی ژو چيو خراب شده بود ... مگه نه ؟

00:38:42.190 --> 00:38:44.810
قسمت پايينش ميتونست به وسيله ی اون خراب بشه

00:38:44.810 --> 00:38:47.170
اما قسمت های بالاترش چی ؟

00:38:47.170 --> 00:38:48.760
اون ؟

00:38:55.190 --> 00:38:59.880
فورا برو قصر چانگ چون و اون دختر رو
بيار ... قصد دارم جرمش رو تعقيب ميکنم

00:38:59.880 --> 00:39:01.420
بله

00:39:05.330 --> 00:39:06.800
صبر کن

00:39:07.430 --> 00:39:09.430
برگرد

00:39:11.560 --> 00:39:13.460
امپراتور

00:39:13.460 --> 00:39:15.360
لازم نيست دوباره بری

00:39:15.360 --> 00:39:17.470
... امپراتور شما

00:39:17.470 --> 00:39:22.590
اون دخترک بی باک ! اون بازی رد شدن از فاجعه راه انداخت

00:39:22.590 --> 00:39:26.250
حالا ديگه چه فايده ای داره ؟ وقتی
همه ی گرد و غبارها از بين رفته

00:39:26.250 --> 00:39:28.790
... امپراتور به خاطر همچين دليل کوچيکی

00:39:28.790 --> 00:39:32.090
نميتونيم بذاريم اون دختر قسر در بره ... ميرم
و فورا از قصر چانگ چون ميارمش اينجا

00:39:32.090 --> 00:39:35.240
چی رو بياری ؟

00:39:35.240 --> 00:39:38.400
من همين الانشم مجازات صيغه جيا و
همسر نجيب زاده گائو رو تموم کردم

00:39:38.400 --> 00:39:42.510
حالا در کمتر از 4 ساعت حکم خودم رو لغو کنم ؟

00:39:42.510 --> 00:39:47.970
امپراتور پس شما اون رو واسه پاپوش درست کردن برای
همسر نجيب زاده گائو و صيغه جيا سرزنش نميکنيد ؟

00:39:47.970 --> 00:39:50.900
.. با ديدن اينکه بانوی نجيب زاده يو چقدر نگران بود

00:39:50.900 --> 00:39:56.150
قصر چو ژیو بايد يه ربطی به موضوع
ليچی و بانوی نجيب زاده يو داشته باشه

00:39:57.840 --> 00:40:02.310
حالا ما مسئله رو حاصل کردار خودشون در نظر ميگيريم

00:40:03.200 --> 00:40:04.940
امپراتور

00:40:04.940 --> 00:40:07.640
شما ميخوايد همينطوری بذاريد بره ؟

00:40:08.800 --> 00:40:12.100
... اون دختر همه ی ذهنش رو به کار گرفت

00:40:12.100 --> 00:40:14.540
تا از ملکه حفاظت کنه

00:40:15.190 --> 00:40:20.190
اگه به خاطر هيچی هم که نباشه به
خاطر ملکه نميتونم خيلی سخت بگيرم

00:40:21.230 --> 00:40:25.750
فقط اينکه اون درواقع از دست من
برای گرفتن انتقامش استفاده کرد

00:40:26.520 --> 00:40:30.510
نفرت انگيزه ... خيلی نفرت انگيزه
( اين امپراتوره هم خود درگيری داره )

00:40:36.610 --> 00:40:39.700
سر پيشکار لی ... چی شده ؟

00:40:39.700 --> 00:40:41.050
دی شِنگ

00:40:41.050 --> 00:40:45.250
امپراتورمون معمولا چطوريه ؟

00:40:45.250 --> 00:40:46.320
در حکومت سخت کوش و عاشق مردمش ؟

00:40:46.320 --> 00:40:48.720
نه ... منظورم اين نيست

00:40:48.720 --> 00:40:51.120
پس ... آها

00:40:51.120 --> 00:40:52.590
ايشون در کشتن و مجازات کردن قاطعه

00:40:52.590 --> 00:40:56.450
آره ... ببين ... امپراتور کيه ؟

00:40:56.450 --> 00:40:59.110
امپراتوره چينگ بزرگ ... ارباب جهان

00:40:59.110 --> 00:41:01.450
اون ميتونه فقط بگه کا - کا و اگه از
کسی خوشش نياد کار اون شخص تمومه

00:41:01.450 --> 00:41:05.750
ايشون کِی از کسی صرف نظر کرده ؟
اين به دردسر انداختن خودته

00:41:05.750 --> 00:41:08.990
سر پيشکار ... شايد امپراتور يه استثناهايی قائل باشه

00:41:08.990 --> 00:41:12.710
چه استثناهايی ميتونه وجود داشته باشه ؟

00:41:12.710 --> 00:41:16.940
اوشان ... اون خيلی عزيز بود و کلی
برای بخشيده شدن خودش التماس کرد

00:41:16.940 --> 00:41:22.180
آخرش در يه چشم به هم زدن کشته شد

00:41:25.900 --> 00:41:27.790
به چی داری ميخندی ؟

00:41:27.790 --> 00:41:29.370
هيچی ... هيچی

00:41:29.370 --> 00:41:32.830
اين بستگی به اين داره که طرف زنه يا مرد -
زن -

00:41:32.830 --> 00:41:36.750
حالا اگه طرف زنه به اين بستگی داره که خوشگله يا زشت

00:41:36.750 --> 00:41:39.410
... اون خيلی نفرت انگيز به نظر مياد ... وقتی بهش فکر ميکنم

00:41:39.410 --> 00:41:42.270
آرومتر بابا

00:41:43.360 --> 00:41:46.320
تو ... منظورت چيه ؟

00:41:46.320 --> 00:41:50.220
راستش وقتی دقيق بهش فکر ميکنم اون خيلی خوش قيافه ست

00:41:50.220 --> 00:41:52.290
... منظورت اينه

00:41:52.290 --> 00:41:54.780
غيرممکنه ... کاملا غيرممکنه

00:41:54.780 --> 00:41:59.900
سر پيشکار لی ... دنيا خيلی بزرگه پس چی غيرممکنه ؟

00:41:59.900 --> 00:42:01.480
... تو

00:42:02.520 --> 00:42:05.600
فکر ميکنی نميتونم قصد امپراتور رو بفهمم ؟

00:42:05.600 --> 00:42:08.970
اگه من ميگم غيرممکنه پس غيرممکنه

00:42:08.970 --> 00:42:10.650
پس اين غيرممکنه

00:42:10.650 --> 00:42:14.140
من خودم رو گول زدم که امپراتور رو ميشناسم

00:42:17.560 --> 00:42:19.250
غيرممکنه

00:42:23.830 --> 00:42:24.760
کشتيش ؟

00:42:24.760 --> 00:42:27.380
اين ضيافت بانو رو خراب کرد

00:42:27.380 --> 00:42:30.240
تا ميخورد زدمش تا عصبانيتم از بين بره

00:42:30.240 --> 00:42:32.370
بعدش کشتمش

00:42:32.370 --> 00:42:33.410
گوشتش کو ؟

00:42:33.410 --> 00:42:36.480
اولش ميخواستم بفرستمش آشپزخونه ی سلطنتی

00:42:36.480 --> 00:42:40.220
.. اما قبل از اينکه سلسله ی چينگ در اينجا تاسيس بشه

00:42:40.220 --> 00:42:43.460
پرچم داران ما برای زندگی کردن
همراه سگ های شکاری ميرفتن شکار

00:42:43.460 --> 00:42:47.820
پس از زمان سلطنت تای ژو قانون
ممنوعيت مصرف گوشت سگ تصويب شد

00:42:47.820 --> 00:42:51.460
هرچند امپراتور دستور دادن گلوله ی برفی
کشته بشه بازم نميتونيم بخوريمش

00:42:51.460 --> 00:42:55.460
من خيلی عصبانی بودم پس تصميم
گرفتم همون موقع و همونجا دفنش کنم

00:42:55.460 --> 00:42:59.500
بعدش يادم اومد بايد يه مدرک براتون نگه دارم سرورم

00:42:59.500 --> 00:43:01.830
بنابراين پوستش رو براتون آوردم

00:43:03.750 --> 00:43:06.880
باشه ... پس تو اين رو نگه دار

00:43:06.880 --> 00:43:09.550
اگه خواجه لی درباره اش پرسيد خودم جوابش رو ميدم

00:43:09.550 --> 00:43:11.780
ممنونم جناب نگهبان

00:43:17.000 --> 00:43:27.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:43:27.024 --> 00:43:47.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.