﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 43</i>

00:01:50.870 --> 00:01:53.610
از حالا به بعد این حرف یادت باشه

00:01:53.610 --> 00:01:55.910
اون بانوی نجیب زاده وِی هست

00:01:56.700 --> 00:01:58.540
دیگه اشتباه صداش نکن

00:01:58.540 --> 00:02:00.000
بله

00:02:06.710 --> 00:02:08.340
لی یو

00:02:09.320 --> 00:02:10.380
اینجا هستم

00:02:10.380 --> 00:02:13.660
فردا ... به قصر برمیگردیم

00:02:15.340 --> 00:02:18.540
لرد سولون ... امپراتور عصبانی شد ؟

00:02:20.110 --> 00:02:24.010
اینکه امپراتور عصبانی نشده چیز
خوبیه ... پس چرا شما اخم کردین ؟

00:02:25.250 --> 00:02:28.620
نگرانم -
نگران چی ؟ -

00:02:29.450 --> 00:02:33.660
نگران اینکه وقتی فوخنگ این چیزا رو بفهمه چیکار میکنه

00:02:35.870 --> 00:02:39.930
والاحضرت چرا موافقت کردین اجازه
بدین وی یینگ لو وارد قصر بشه ؟

00:02:40.720 --> 00:02:43.540
این خیلی جالب نیست ؟

00:02:43.540 --> 00:02:46.830
اون زن خیلی از سرنوشتش ناراضیه و همچنان متمرد مونده

00:02:46.830 --> 00:02:49.880
میترسم در آینده دردسر درست کنه

00:02:49.880 --> 00:02:52.000
همسر نجیب زاده چون مدت
خیلی زیادیه از خود متشکر مونده

00:02:52.000 --> 00:02:55.840
وقتشه براش رقیب بتراشیم ... درست میگم ؟

00:02:56.940 --> 00:02:59.960
... والاحضرت ... شما قصد دارین بذارین وی یینگ لو

00:02:59.960 --> 00:03:02.160
همسر نجیب زاده چون رو سرکوب کنه ؟

00:03:03.160 --> 00:03:05.720
من هیچوقت نگفتم به کسی کمک میکنم

00:03:05.720 --> 00:03:08.510
اینکه اون بتونه لطف امپراتور رو به دست بیاره و
... همسر نجیب زاده چون رو تحت الشعاع قرار بده

00:03:08.510 --> 00:03:11.330
به توانایی های خودش بستگی داره

00:03:11.330 --> 00:03:14.830
... اما نگران نیستین که اون

00:03:14.830 --> 00:03:19.100
از اون موقع تا به حال دست های من تمیز مونده

00:03:19.100 --> 00:03:23.810
کسی که باید بترسه همسر نجیب زاده چونه

00:03:24.340 --> 00:03:29.900
والاحضرت شما عاقل هستین ... فکر
میکنین وی یینگ لو کجا باید اقامت کنه ؟

00:03:29.900 --> 00:03:33.060
به نظر من چرا اون رو در
قصر ژونگ سویی مستقر نکنیم ؟

00:03:33.060 --> 00:03:35.960
اونوقت اونجا خیلی پر جنب و جوش میشه

00:03:35.960 --> 00:03:39.190
اگه این کار رو بکنم خیلی تو چشم میزنه
( یعنی همه میفهمن قصدم چیه )

00:03:39.190 --> 00:03:43.440
به جاش ترتیبی بده تا در قصر ین شی بمونه

00:03:56.180 --> 00:03:57.860
چرا ملکه ی مادر اونطوری بود ؟

00:03:57.860 --> 00:04:00.580
چطور تونست اجازه بده یه خدمتکار قصر سابق
مستقیما یه بانوی نجیب زاده بشه ؟

00:04:00.580 --> 00:04:04.270
یو هو ... به ملکه ی مادر بی احترامی نکن

00:04:04.950 --> 00:04:06.680
بله

00:04:08.760 --> 00:04:12.930
در طول ضیافت تولد اون نشونه های
مبارکِ ارسال شده از طرف بهشت خلق کرد

00:04:12.930 --> 00:04:17.480
وقتی خبرش به بیرون درز کنه همه
خوش قلبی ملکه ی مادر رو که بهشت
رو تحت تاثیر قرار داده ستایش میکنن

00:04:17.480 --> 00:04:21.280
برای همین معلومه که ملکه ی مادر به خاطرش خیلی خوشحال بود

00:04:21.280 --> 00:04:26.380
به علاوه اون یه ملازم قدیمیِ ملکه ی سابقه

00:04:26.380 --> 00:04:29.660
... این برای ملکه ی مادر طبیعیه

00:04:29.660 --> 00:04:32.370
که سعی کنه کمکش کنه

00:04:35.450 --> 00:04:40.440
والاحضرت ... اون فقط یه خدمتکار قصر
با یه پس زمینه ی خانوادگی درجه پایینه

00:04:40.440 --> 00:04:42.800
نیاز نیست بهش اهمیت بدین

00:04:42.800 --> 00:04:45.590
... حتی اگه موقع ورود به قصر یه بانوی نجیب زاده باشه

00:04:45.590 --> 00:04:48.960
مطمئنا نمیتونه از شما جلو بزنه

00:04:52.430 --> 00:04:55.870
... همسر یو ... یادمه

00:04:55.870 --> 00:04:58.930
شما دو تا چه رابطه ی خوبی با هم داشتین

00:04:59.790 --> 00:05:03.530
اون فقط یه خدمتکار قصر بدبخته
اما مرتب به من درس یاد میداد

00:05:03.530 --> 00:05:05.810
مدت ها بوسیله ی اون اذیت میدم

00:05:05.810 --> 00:05:08.460
... اگر به خاطر مراعات کردن شان ملکه ی سابق نبود

00:05:08.460 --> 00:05:12.220
چرا باید بهش توجه میکردم ؟

00:05:14.400 --> 00:05:17.450
خواهر داری این حرفا رو صادقانه میزنی ؟

00:05:17.450 --> 00:05:20.060
معلومه که دارم صادقانه میزنم

00:05:20.060 --> 00:05:25.490
یه خدمتکار قصر هیچوقت نمیتونه انگ
پایین رتبه بودن رو از خودش پاک کنه

00:05:28.010 --> 00:05:32.960
... خواهر اگه میخوای عصبانیتت رو خالی کنی

00:05:32.960 --> 00:05:35.860
یه ایده ای دارم

00:05:48.390 --> 00:05:50.450
<i>[ دروازه ی ژونگ سویی ]</i>

00:05:52.230 --> 00:05:53.960
بریم

00:06:04.360 --> 00:06:07.850
وی یینگ لو قبلا زیاد به قصر یونگ خی میرفت

00:06:07.850 --> 00:06:11.040
اون حتی شاهزاده ی پنجم رو از دست
همسر نجیب زاده گائو نجات داد

00:06:11.040 --> 00:06:16.070
نمیترسید حرفای همسر یو از سر دو رویی باشه ؟

00:06:16.070 --> 00:06:18.970
من حرفش رو باور نمیکنم

00:06:18.970 --> 00:06:21.990
من فقط قلب انسان رو باور دارم

00:06:21.990 --> 00:06:24.060
من دیر فهمم
( یعنی متوجه منظورتون نمیشم )

00:06:25.620 --> 00:06:31.760
از همون اول وی یینگ لو ناظر
گذشته ی پست و ضعیف همسر یو بوده

00:06:31.760 --> 00:06:35.970
اگه تو جای همسر یو باشی از همچین آدمی خوشت میاد ؟

00:06:38.080 --> 00:06:40.430
... وقتی کسی به موفقیت میرسه

00:06:40.430 --> 00:06:43.570
ملاقات با دوستان زمان فقیر بودنش براش خیلی سخته

00:06:43.570 --> 00:06:45.980
این قاعده ایه که روش حساب میکنم

00:06:45.980 --> 00:06:48.360
... الان تو شکوه بی حد و حصر داری

00:06:48.360 --> 00:06:51.240
اما اون تو رو در زمان غم و اندوه دیده

00:06:51.240 --> 00:06:54.000
اون میتونه به راحتی باعث درد قلبت بشه

00:06:54.000 --> 00:06:56.130
این خیلی آزاردهنده ست

00:06:56.130 --> 00:06:57.850
نظر تو چیه ؟

00:06:58.790 --> 00:07:02.780
بانوی نجیب زاده وی ... اینجا قصر ین شیه

00:07:02.780 --> 00:07:06.290
از حالا به بعد شما قراره اینجا بمونین

00:07:11.640 --> 00:07:14.200
<i>[ دروازه ی ین شی ]</i>

00:07:14.200 --> 00:07:16.150
بانوی نجیب زاده بفرمایید

00:07:17.170 --> 00:07:20.590
ممنونم سرپیشکار وو

00:07:20.590 --> 00:07:22.820
بانوی نجیب زاده وی ... شما خیلی مودب هستین

00:07:25.900 --> 00:07:28.040
شما نباید این کار رو بکنید

00:07:28.720 --> 00:07:33.490
این رسمه ... لازم نیست ردش کنین

00:07:41.090 --> 00:07:44.200
از حالا به بعد اگه دستوری داشتین فقط به من بگین

00:07:44.200 --> 00:07:46.990
حتما تمام تلاشم رو میکنم تا بهتون کمک کنم

00:07:48.580 --> 00:07:50.100
ممنونم

00:07:50.100 --> 00:07:52.030
دیگه مرخص میشم

00:08:13.610 --> 00:08:17.060
درود عرض میکنیم بانوی نجیب زاده

00:08:26.740 --> 00:08:28.410
راحت باشین

00:08:32.620 --> 00:08:34.770
یینگ لو -
هوپو -

00:08:34.770 --> 00:08:36.420
کی بهت گفت بانوی نجیب زاده رو اینطوری صدا کنی ؟

00:08:36.420 --> 00:08:38.910
مگه نمیتونی سلسله مراتب ارشدیت رو تشخیص بدی ؟

00:08:39.610 --> 00:08:44.580
اما قبلا همه ی ما با همدیگه به والاحضرت ملکه خدمت میکردیم

00:08:44.580 --> 00:08:48.290
بانوی نجیب زاده ... شما همه چی رو فراموش کردین ؟

00:08:48.290 --> 00:08:51.610
مینگ یو ... من خسته ام

00:08:51.610 --> 00:08:53.670
بیا فعلا بریم داخل و استراحت کنیم

00:09:12.270 --> 00:09:15.940
به غیر از هوپو و ژن ژو همه میتونن برن

00:09:22.480 --> 00:09:24.450
هوپو ... تو چرا اینجایی ؟

00:09:24.450 --> 00:09:28.880
خواهر مینگ یو ... وقتی ملکه ی سابق فوت
کرد همه ی ما در سراسر قصر پخش شدیم

00:09:28.880 --> 00:09:32.780
چند روز پیش بخش امور داخلی سلطنتی یه دفعه بهمون
دستور داد به عنوان خدمتکار قصر بیایم به قصر ین شی

00:09:32.780 --> 00:09:34.720
خواهر مینگ یو ... بالاخره میتونیم دوباره با هم باشیم

00:09:34.720 --> 00:09:38.470
درسته ... درسته خواهر مینگ یو ... این چیز خوبیه

00:09:38.470 --> 00:09:40.560
چرا تو اصلا خوشحال نیستی ؟

00:09:40.560 --> 00:09:42.440
اینجا قصر ین شیه

00:09:42.440 --> 00:09:44.750
بانوی نجیب زاده وی حالا بانوی ماست

00:09:44.750 --> 00:09:47.580
تو علنا بهش توهین کردی و مستقیما اسمش رو صدا زدی

00:09:47.580 --> 00:09:51.050
ایشون همین الانشم بخشندگی به خرج داد که به شدت تنبیهت نکرد

00:09:51.050 --> 00:09:53.930
تو هنوز بلد نیستی راه و روشت رو درست کنی

00:09:53.930 --> 00:09:58.000
بانوی نجیب زاده وی تازه وارد قصر شده ... معلومه
که باید یه شهرت خوب برای خودش دست و پا کنه

00:09:58.000 --> 00:10:02.030
در حال حاضر اگه علنی یه همکار سابقش
... در قصر چانگ چون رو مجازات کنه

00:10:02.030 --> 00:10:04.170
این فقط باعث میشه مردم به خاطر اینکه
گذشته اش رو فراموش کرده ازش انتقاد کنن

00:10:04.170 --> 00:10:06.570
هوپو ... پات رو از حد و مرزت فراتر نذار

00:10:06.570 --> 00:10:10.060
... خواهر مینگ یو ... از نظر تجربه

00:10:10.060 --> 00:10:12.820
.. تو بیشتر از وی یینگ لو اینجا کار کردی ... از نظر زیبایی

00:10:12.820 --> 00:10:17.620
به طور طبیعی زیبا هستی ... حیف نیست
به عنوان خدمتکار کنار اون بمونی ؟

00:10:17.620 --> 00:10:20.910
اگه اون میتونه یه بانوی نجیب زاده بشی چرا تو نتونی ؟

00:10:20.910 --> 00:10:23.800
... هوپو ... اینکه اخلاق بانو وِی چیه

00:10:23.800 --> 00:10:25.680
مطمئنم که تو خودت بهتر از من میدونی

00:10:25.680 --> 00:10:28.210
بهت اخطار میکنم که مشکلی درست نکنی

00:10:28.210 --> 00:10:30.600
وگرنه هیچکس نمیتونه نجاتت بده

00:10:30.600 --> 00:10:33.260
خواهر مینگ یو ... چیزی که دارم میگم حقیقته

00:10:33.260 --> 00:10:36.630
... امپراتور اون رو فرستاد قصر ین شی

00:10:36.630 --> 00:10:39.960
دورافتاده ترین قصر از بین تمام قصرها
امپراتور تا 10 ساله دیگه هم نمیاد اینجا

00:10:39.960 --> 00:10:42.450
چرا باید از آدمی مثل اون بترسم ؟

00:10:50.360 --> 00:10:54.790
هوپو ... چیکار داری میکنی ؟

00:10:54.790 --> 00:10:57.800
من از یه بانوی نجیب زاده که مقدر
نیست مورد توجه قرار بگیره نمیترسم

00:10:57.800 --> 00:10:59.590
پس تو چرا باید بترسی ؟

00:11:03.470 --> 00:11:09.300
الان همه دارن درباره ی نشونه های
مبارک در طول ضیافت تولد حرف میزنن

00:11:10.020 --> 00:11:15.290
ملکه ی مادر خیلی خوشحال بود
برای همین با این همه هدیه بهم جایزه داد

00:11:19.100 --> 00:11:22.670
همه اشون وسایل قیمتی کمیابن

00:11:22.670 --> 00:11:23.720
بیا و نگاه کن

00:11:23.720 --> 00:11:25.360
نگاه نمیکنم

00:11:26.120 --> 00:11:30.290
هوپو کاملا شروره

00:11:30.290 --> 00:11:35.330
چرا وقتی هنوز در قصر چانگ چون
بودیم متوجه نشده بودم اینطوریه ؟

00:11:35.330 --> 00:11:39.990
یه نفر دقیقا برای عصبانی کردن تو اون رو فرستاده اینجا

00:11:39.990 --> 00:11:44.300
اگه واقعا تحت تاثیرش قرار بگیری
اونوقت تو نقشه اش گرفتار میشی

00:11:44.300 --> 00:11:48.740
هوپو تو رو در ملاعام تحقیر کرد اما تونستی تحملش کنی ؟

00:11:48.740 --> 00:11:50.830
درباره اش فکر کن

00:11:50.830 --> 00:11:56.780
هوپو یه خدمتکار قصر چانگ چون
بوده ... یه زمانی مقامش با من برابر بود

00:11:56.780 --> 00:12:00.380
حالا من یه بانوی نجیب زاده شدم

00:12:01.330 --> 00:12:04.890
و اون به اینجا منتقل شده تا به من خدمت کنه
اون این موضوع رو از ته قلب قبول میکنه ؟

00:12:04.890 --> 00:12:09.190
اون قبلا دیده چطور تعظیم میکردم و اصل واقعیم چی بوده

00:12:09.190 --> 00:12:12.150
الان از اینکه این رو اعلام کنه و اینطوری
من رو شرمنده کنه خیلی خوشحال نمیشه ؟

00:12:12.150 --> 00:12:14.960
... اما تو خودت میدونی -
اما نمیتونم مجازاتش کنم -

00:12:14.960 --> 00:12:16.560
چرا ؟

00:12:19.620 --> 00:12:24.470
اون یه خدمتکار قصر در کنار بانوی سابق من بوده

00:12:24.470 --> 00:12:30.840
اگه مجازاتش کنم میگن نمک نشناسم

00:12:31.610 --> 00:12:35.560
نفرت انگیزه ... کسی که این نقشه رو کشیده خیلی بدخواهه

00:12:35.560 --> 00:12:41.900
بنابراین هر چی بیشتر بدونی که عمداً داره این کار
رو میکنه بیشتر باید جلوی عصبانیتت رو بگیری

00:12:45.130 --> 00:12:48.420
قصر ین شی دور افتاده ترین قصره

00:12:48.420 --> 00:12:51.130
دیدن امپراتور در اینجا خیلی سخته

00:12:51.130 --> 00:12:54.980
حالا هوپو به اینجا اعزام شده و هر روز داره
به راه هایی واسه مخالفت باهات فکر میکنه

00:12:54.980 --> 00:12:57.550
حالا باید چیکار کنیم ؟

00:12:58.580 --> 00:13:00.180
عجله ای نیست

00:13:01.210 --> 00:13:07.520
یینگ لو ... از وقتی برگشتیم مرتب حس
میکنم به کس دیگه ای تبدیل شدی

00:13:07.520 --> 00:13:10.820
در گذشته اگه با موضوعی مثل این مواجه میشدی
میپریدی بیرون و باهاش رو در رو میشدی

00:13:10.820 --> 00:13:12.830
این خیلی خوشگله

00:13:12.830 --> 00:13:15.850
مینگ یو ... بگیرش

00:13:16.390 --> 00:13:18.360
یینگ لو

00:13:20.070 --> 00:13:21.800
مینگ یو

00:13:23.260 --> 00:13:28.700
قبلا من والاحضرت ملکه رو داشتم که ازم محافظت میکرد

00:13:29.360 --> 00:13:31.730
میتونستم نترس باشم

00:13:32.530 --> 00:13:35.740
حالا والاحضرت رفته

00:13:35.740 --> 00:13:39.630
فقط میتونم هشیار و محتاط باشم

00:13:42.070 --> 00:13:46.210
میترسم روزهای آینده یه سفر دریاییِ روون و آروم نباشه

00:14:12.410 --> 00:14:15.870
خواهر هوپو دیشب خواب دیدم منم یه بانوی نجیب زاده شدم

00:14:15.870 --> 00:14:19.150
بیخیال ... مرتب داری رویا به هم میبافی

00:14:20.690 --> 00:14:22.410
بهتره فقط برگردی سر کارت

00:14:22.410 --> 00:14:26.050
هوپو برو دفتر امور داخلی سلطنتی و خرجی ماهانه امون رو بگیر

00:14:26.050 --> 00:14:29.690
خواهر ... مینگ یو من جراتش رو ندارم

00:14:29.690 --> 00:14:30.630
چرا ؟

00:14:30.630 --> 00:14:32.700
بانوی ما مدت هاست وارد قصر شده

00:14:32.700 --> 00:14:35.080
اما امپراتور هیچوقت نیومده دیدنش

00:14:35.080 --> 00:14:36.940
شایعات زیادی داره در قصر پخش میشه

00:14:36.940 --> 00:14:40.520
اونا میگن امپراتور به دیده ی تحقیر به بانوی ما نگاه میکنه

00:14:40.520 --> 00:14:43.920
ایشون فقط به مراعات ملکه ی
مادر اجباراً کنار خودش نگهش داشته

00:14:43.920 --> 00:14:46.860
افراد بخش امور داخلی سلطنتی همه چی رو فقط بر
اساس اینکه چطوری بهت نگاه میکنن سرو میکنن

00:14:46.860 --> 00:14:50.550
بهت پیشنهاد میکنم بهتره نری اونجا و خودت رو شرمنده نکنی

00:14:50.550 --> 00:14:52.430
مینگ یو ... چیکار داری میکنی ؟

00:14:52.430 --> 00:14:56.060
من بهت احترام میذاشتم چون یه زمانی به ملکه ی
سابق خدمت میکردی اما زمونه عوض شده

00:14:56.060 --> 00:14:57.890
فکر میکنی هنوزم مثل سابقه ؟

00:14:57.890 --> 00:15:00.180
من میرم اونجا ... من میرم اونجا

00:15:00.180 --> 00:15:02.840
خواهر مینگ یو ... عصبانی نشو

00:15:02.840 --> 00:15:06.570
هوپو ... تو بهتره کمتر حرف بزنی

00:15:06.570 --> 00:15:09.720
... اگه رفتی و دستت انداختن

00:15:09.720 --> 00:15:12.020
من رو سرزنش نکن که بهت نگفتم

00:15:23.810 --> 00:15:24.790
چی شده ؟

00:15:24.790 --> 00:15:28.640
تحمل ... تحمل ... دیگه نمیتونم تحمل کنم

00:15:29.790 --> 00:15:31.490
دیگه نمیتونی تحمل کنی ؟

00:15:31.490 --> 00:15:37.050
البته ... قصر ین شی رو ببین ... اینجا دور
افتاده ترین قصر بین تمام قصرهای حرمسراست

00:15:37.050 --> 00:15:39.390
امپراتور هیچوقت به اینجا قدم نذاشته

00:15:39.390 --> 00:15:42.400
وقتی تازه رسیده بودیم علف های
هرز همه جا در حال رشد بودن

00:15:42.400 --> 00:15:45.990
اتاق های شرقی در معرض باد و بارونه
غذایی که هر روز میفرستن سرده

00:15:45.990 --> 00:15:49.510
فقط برای گرفتن خرجی ماهانه ما هنوزم
باید پشت سر هم بهشون فشار بیاریم

00:15:49.510 --> 00:15:51.530
روزها از قبل سخت بودن

00:15:51.530 --> 00:15:56.090
حالا حتی خدمتکارهای اینجا جرات میکنن هر طور
دلشون میخواد درباره ی بانوشون حرف بزنن

00:15:56.090 --> 00:15:57.840
این چه جور دنیائیه ؟

00:15:57.840 --> 00:16:01.650
اگه به تحمل کردن ادامه بدم به زودی تبدیل به لاک پشت میشم

00:16:03.280 --> 00:16:05.150
به چی داری میخندی ؟

00:16:09.520 --> 00:16:14.910
مینگ یو ... بالاخره دوباره روحیه ی تند و تیزت رو دیدم -
منظورت چیه ؟ -

00:16:14.910 --> 00:16:19.800
همسر نجیب زاده چون بدجوری تو رو ترسونده
بود ... فقط با اومدن اسمشم از ترس میلرزیدی

00:16:19.800 --> 00:16:22.390
اینطوری دیدنت غیر قابل تحمل بود

00:16:22.390 --> 00:16:25.760
امروز بیشتر شبیه آدمیزاد به نظر میرسی

00:16:25.760 --> 00:16:27.750
یینگ لو

00:16:28.380 --> 00:16:30.750
من بیشتر از 2 سال در باغ یوآن مینگ بودم

00:16:30.750 --> 00:16:33.890
اولین چیزی که یاد گرفتم صبوری کردنه

00:16:33.890 --> 00:16:39.980
اما صبوری کردن موقت برای یه آینده ی لذت بخشه

00:16:39.980 --> 00:16:42.240
بیا بریم -
کجا بریم ؟ -

00:16:43.530 --> 00:16:45.930
... بدون الطاف ملکه ی مادر

00:16:45.930 --> 00:16:48.370
مدت ها قبل از گرسنگی میمردم

00:16:48.370 --> 00:16:50.550
نباید سریعتر برم از ایشون تشکر کنم ؟

00:17:05.030 --> 00:17:09.790
<i>خواهر کوچیک ... قبلا تو رو جایی ندیدم ؟</i>

00:17:12.330 --> 00:17:14.560
<i>دوباره داری از خودت حرف درمیاری</i>

00:17:14.560 --> 00:17:19.120
<i>کِی اون رو دیدی ؟</i>

00:17:21.410 --> 00:17:27.820
هرچند هیچوقت همدیگه رو ندیده
... بودیم ، با همچین قیافه ی مهربونی

00:17:27.820 --> 00:17:31.910
میشه اون رو یه دوست قدیمی در قلبم در نظر گرفت

00:17:31.910 --> 00:17:35.920
... امروز ... چرا نتونیم یه جوری رفتار کنیم

00:17:35.920 --> 00:17:39.620
<i>انگار بعد از مدت ها دوباره به هم رسیدیم ؟</i>

00:17:41.390 --> 00:17:44.560
به نظر من اون چطوری میتونه یه جوونک موذی باشه ؟

00:17:44.560 --> 00:17:48.580
اون بیشتر شبیه یه مرد جوونِ زن باره ست

00:17:48.580 --> 00:17:50.300
... امروز -
... چه داستانی داری تعریف میکنی -

00:17:50.300 --> 00:17:52.860
که باعث شده ملکه ی مادر اینقدر خوشحال بشه ؟

00:17:57.010 --> 00:18:00.330
درود عرض میکنم امپراتور

00:18:03.850 --> 00:18:05.870
این چه جور داستان خیابونی بود ؟

00:18:05.870 --> 00:18:08.170
جرات کردی به ملکه ی مادر نشونش بدی ؟

00:18:08.170 --> 00:18:11.420
ببین چطوری لباس پوشیدی

00:18:11.420 --> 00:18:13.540
سرزنشش نکن

00:18:13.540 --> 00:18:16.260
... من بودم که احضارش کردم تا برای تفریح بیاد اینجا

00:18:16.260 --> 00:18:21.070
و باهام گپ بزنه ... حرف زدن خشک و خالی
کسل کننده ست برای همین اون لباس مبدلم پوشید

00:18:21.650 --> 00:18:26.230
درضمن براش سخت بود تلاش کنه من رو بخندونه

00:18:26.230 --> 00:18:30.380
اما این داستان واقعا جالبه

00:18:30.380 --> 00:18:34.260
چطوره امپراتورم بیاد و بهش گوش کنه ؟

00:18:34.260 --> 00:18:37.270
چه منزجرکننده ... زودتر برو

00:18:37.270 --> 00:18:39.050
به روی چشم

00:18:41.030 --> 00:18:43.050
از حضورتون مرخص میشم

00:18:46.380 --> 00:18:51.240
امپراتور ما فقط داشتیم شوخی میکردیم

00:18:51.240 --> 00:18:53.110
عصبانی نباش

00:18:53.110 --> 00:18:55.160
عصبانی نیستم

00:18:56.620 --> 00:18:59.290
من سال ها در قصر بودم

00:18:59.290 --> 00:19:03.530
تعداد زیادی همسر سلطنتی خوب و با فضیلت دیدم

00:19:03.530 --> 00:19:06.810
... اما کسی که مثل اون زبر و زرنگ و عجیب باشه

00:19:06.810 --> 00:19:12.140
... و هر روز بتونه صدها راه برای خوشحال کردنم پیدا کنه

00:19:12.140 --> 00:19:14.990
واقعا خیلی کم یابه

00:19:18.580 --> 00:19:20.500
امپراتور

00:19:22.540 --> 00:19:24.260
ملکه ی مادر

00:19:26.560 --> 00:19:29.220
اون دختر به راحتی از نقطه ضعف دیگران سواستفاده میکنه

00:19:29.220 --> 00:19:31.580
بهتره لوسش نکنین

00:19:31.580 --> 00:19:35.000
اینطوری مغرور نمیشه

00:19:47.050 --> 00:19:48.690
بله

00:19:49.860 --> 00:19:51.420
صبر کن

00:19:58.750 --> 00:20:00.930
<i>[ بانوی نجیب زاده وِی از قصر ین شی ]</i>

00:20:00.930 --> 00:20:03.420
<i>[ صیغه ی سلطنتی جیا از قصر چو ژیو ]</i>

00:20:05.860 --> 00:20:07.320
<i>[ همسر یو از قصر یونگ خی ]</i>

00:20:07.320 --> 00:20:09.100
<i>[ همسر نجیب زاده چون از قصر ژونگ سویی ]</i>

00:20:17.500 --> 00:20:22.360
<i>[ قصر شو کانگ ]</i>

00:20:27.170 --> 00:20:30.860
<i>[ قصر شو کانگ ]</i>

00:20:37.540 --> 00:20:40.110
درود عرض میکنم امپراتور

00:20:55.630 --> 00:21:00.750
یینگ لو ... تو هر روز میای اینجا
اما امپراتور همچنان نادیده ات میگیره

00:21:00.750 --> 00:21:02.750
چیکار باید بکنیم ؟

00:21:03.670 --> 00:21:05.930
چند وقته داریم میایم اینجا ؟

00:21:05.930 --> 00:21:09.320
این ... بیشتر از یه ماه شده

00:21:09.320 --> 00:21:14.260
ما همیشه به ایشون برمیخوریم
اما امپراتور اصلا باهات حرف نزده

00:21:14.260 --> 00:21:16.730
بیشتر از یه ماه ؟

00:21:17.420 --> 00:21:19.200
پس بیا فردا نیایم

00:21:19.200 --> 00:21:20.980
چرا ؟

00:21:22.160 --> 00:21:25.310
من در معرض باد قرار گرفتم و یه مقدار مریضم

00:21:25.310 --> 00:21:28.960
صدام گرفته و دیگه نمیتونم داستان تعریف کنم

00:21:28.960 --> 00:21:31.690
فعلا از ملکه ی مادر درخواست مرخصی میکنم

00:21:31.690 --> 00:21:34.410
سعی داری چیکار کنی ؟

00:21:44.040 --> 00:21:46.510
امپراتور ... لطفا بفرمایید چای

00:21:47.200 --> 00:21:48.950
تونستی از دور و بر سوال کنی ؟

00:21:49.690 --> 00:21:52.720
امپراتور ... چی باید میپرسیدم ؟

00:21:54.720 --> 00:21:59.120
این کار رو کردم ... اونا گفتن بانوی نجیب زاده وی بیماره

00:22:00.640 --> 00:22:02.440
بیماره ؟

00:22:07.380 --> 00:22:09.490
کی گفت که دارم درباره ی اون سوال میکنم ؟

00:22:09.490 --> 00:22:11.100
... خوب

00:22:11.100 --> 00:22:14.640
خیلی حرف زدم ... خیلی حرف زدم

00:22:24.660 --> 00:22:26.840
میخوام برم بیرون و اطراف قدم میزنم

00:22:48.380 --> 00:22:49.550
این خیلی داغه

00:22:49.550 --> 00:22:52.710
بانوی نجیب زاده وی شما خیلی ظریف هستین

00:22:52.710 --> 00:22:55.740
اگه داغه میتونستید یه کم فوتش کنین

00:22:55.740 --> 00:22:59.270
هوپو ... کی بهت اجازه داده اینطوری باهام حرف بزنی ؟

00:22:59.270 --> 00:23:03.070
بانوی نجیب زاده وی ... یه آدم
نباید فراموش کنه از کجا اومده

00:23:03.070 --> 00:23:05.630
... قبلا وقتی در قصر چانگ چون بودیم

00:23:05.630 --> 00:23:07.510
ما به همدیگه در انجام کارها کمک میکردیم

00:23:07.510 --> 00:23:10.210
... حالا که یه همسر سلطنتی شدین

00:23:10.210 --> 00:23:12.770
اینو فراموش نکنین

00:23:13.900 --> 00:23:17.450
مهم نیست من چی بگم ... شما یه ایرادی پیدا میکنین

00:23:17.990 --> 00:23:19.700
خدمت کردن به شما خیلی سخته

00:23:19.700 --> 00:23:24.030
اون قبلا بود اما حالا من یه بانوی نجیب زاده ام

00:23:24.030 --> 00:23:27.310
طرز رفتار فعلیت توهین به مقام مافوقته

00:23:27.310 --> 00:23:30.150
تو ... نمیترسی این موضوع رو به والاحضرت ملکه بگم ؟

00:23:30.150 --> 00:23:33.120
بله ... شما یه بانوی عالی مقام و نجیب زاده هستین

00:23:33.120 --> 00:23:37.470
من یه خدمتکار دون پایه ام ... معلومه
که باید از دستور شما پیروی کنم

00:23:38.250 --> 00:23:41.180
از اونجایی که نمیخوای این رو بخوری پس نخور

00:23:41.180 --> 00:23:43.510
الان میریزمش دور

00:23:45.090 --> 00:23:49.440
امپراتور

00:23:50.800 --> 00:23:52.460
درود عرض میکنم امپراتور

00:23:52.460 --> 00:23:56.390
ببریدش بیرون ... 80 بار بهش چوب
بزنین و به اردوی کار منتقلش کنین

00:23:56.390 --> 00:23:59.260
امپراتور ... امپراتور ... اشتباهم رو قبول دارم

00:23:59.260 --> 00:24:02.090
من رو ببخشید ... امپراتور

00:24:02.090 --> 00:24:04.220
بانوی نجیب زاده یو هم قبلا یه خدمتکار قصر بود

00:24:04.940 --> 00:24:09.460
اما بعد از اینکه بانوی نجیب زاده ی من شد
هیچ خدمتکاری اجازه نداره تحقیرش کنه

00:24:09.460 --> 00:24:12.520
بیرون کتکش بزنین و بذارید همه ببینن

00:24:12.520 --> 00:24:13.930
افراد ... ببریدش بیرون

00:24:13.930 --> 00:24:16.920
واقعا اشتباهاتم رو قبول دارم
امپراتور رحم داشته باشین

00:24:16.920 --> 00:24:19.440
بانوی نجیب زاده وی ... بانوی نجیب
زاده وی ... التماس میکنم نجاتم بدین

00:24:19.440 --> 00:24:22.460
بانوی نجیب زاده وی ... بانوی نجیب
زاده وی ... التماس میکنم نجاتم بدین

00:24:22.460 --> 00:24:25.350
بانوی نجیب زاده ... امپراتور رحم
داشته باشین ... بانوی نجیب زاده وی

00:24:25.350 --> 00:24:27.830
<i>نجاتم بدین</i>

00:24:34.500 --> 00:24:37.150
کِی اینقدر ضعیف شدی ؟

00:24:37.150 --> 00:24:39.510
جرات کردی اجازه بدی یه خدمتکار از بالا بهت نگاه کنه ؟
( یعنی یه طوری رفتار کنه انگار از تو بالاتره )

00:24:39.510 --> 00:24:44.030
امپراتور ... اون خدمتکار ملکه ی فقیده

00:24:44.030 --> 00:24:46.200
اون یه زمانی همکارم بود

00:24:46.200 --> 00:24:48.520
... تو یه وقتی خدمتکار بودی

00:24:48.520 --> 00:24:51.420
اما حالا بانوی نجیب زاده ی منی

00:24:51.420 --> 00:24:53.730
این موضوع باید یادت بمونه

00:24:54.800 --> 00:24:57.130
من رو خجالت زده نکن

00:24:57.130 --> 00:24:58.740
بله

00:25:09.550 --> 00:25:12.450
بانوی نجیب زاده وی ... تبریک میگم

00:25:27.510 --> 00:25:31.030
خواهر مینگ یو ... از طرف هوپو
برو از بانو تقاضای تخفیف مجازات کن

00:25:31.030 --> 00:25:34.160
اون همین الانم اشتباهش رو میدونه ... واقعا میدونه

00:25:34.160 --> 00:25:36.430
این بار کسی که اون بهش توهین کرد امپراتوره

00:25:36.430 --> 00:25:40.350
اگه امپراتور میخواد از اون استفاده
کنه تا قدرت خودش رو به نمایش بذاره
بانو هم نمیتونه کاری درباره اش بکنه

00:25:48.920 --> 00:25:51.680
<i>بعدا به هوپو بگو بیاد بهم خدمت کنه -
به هوپو بگم بیاد بهت خدمت کنه ؟ -</i>

00:25:51.680 --> 00:25:54.700
<i>درسته ... بذار از نزدیک ازم پرستاری کنه</i>

00:25:54.700 --> 00:25:57.830
<i>اما اون همچنان کارها رو شل میگیره
میتونه خوب ازت پرستاری کنه ؟</i>

00:25:57.830 --> 00:25:59.990
<i>دقیقا میخوام کارها رو شل بگیره</i>

00:25:59.990 --> 00:26:02.050
<i>هر چی بیشتر سستی کنه بهتره</i>

00:26:08.840 --> 00:26:10.590
همه اتون شخصا این رو دیدین ؟

00:26:10.590 --> 00:26:12.640
این عاقبت هر کسیه که جرات کنه در خدمت به بانو سستی کنه

00:26:12.640 --> 00:26:16.520
از حالا به بعد هر کس جرات کنه مقام
ارشدش رو برنجونه دنبال مرگ خودشه

00:26:16.520 --> 00:26:18.670
ما جرات نداریم ... ما جرات نداریم

00:26:18.670 --> 00:26:22.040
ما جرات نداریم ... ما جرات نداریم

00:26:38.310 --> 00:26:40.770
سرماخوردگیت خوب شد ؟

00:26:42.200 --> 00:26:45.520
درود عرض میکنم امپراتور

00:26:46.330 --> 00:26:48.330
چرا تویی ؟

00:26:48.330 --> 00:26:50.510
اومده بودم به ملکه ی مادر سلام کنم

00:26:50.510 --> 00:26:54.450
ملکه ی مادر رفتن لباسشون رو
عوض کنن ... من اینجا منتظر بودم

00:26:57.750 --> 00:27:00.090
امپراتور من رو با کی اشتباه گرفتن ؟

00:27:01.020 --> 00:27:02.840
هیچکس

00:27:03.980 --> 00:27:08.780
امپراتور شنیدم ملکه ی مادر این اواخر عاشق یه کتاب شدن

00:27:08.780 --> 00:27:11.320
ایشون هر روز از بانوی نجیب زاده وی
میخواد بیاد اینجا تا اون رو براشون تعریف کنه

00:27:11.320 --> 00:27:13.710
اما بانوی نجیب زاده وی مریضه

00:27:13.710 --> 00:27:16.720
پس فکر کردم ملکه ی مادر باید دلش بخواد داستان گوش کنه

00:27:16.720 --> 00:27:19.110
بنابراین پیشقدم شدم تا کتاب رو حفظ کنم

00:27:19.110 --> 00:27:21.680
هرچند فقط چند تا داستان عاشقانه بین یه محقق و یه زن زیبا بود

00:27:21.680 --> 00:27:25.100
اما در واقع سبک متفاوتی داره

00:27:38.930 --> 00:27:42.190
من هنوز باید یه کاری انجام بدم ... دیگه دارم میرم

00:27:42.190 --> 00:27:44.790
امپراتور ... امپراتور ... شما
دیگه نمیخواید بهش گوش کنین ؟

00:27:44.790 --> 00:27:47.750
من زمان زیادی واسه حفظ کردنش گذاشتم ... امپراتور

00:27:50.480 --> 00:27:52.690
ملکه ی مادر شما به چی دارین میخندین ؟

00:27:52.690 --> 00:27:56.710
به این میخندم که بالاخره یه دختر فوق العاده ماهر وجود داره

00:27:56.710 --> 00:27:59.990
که به قصر ما وارد شده

00:27:59.990 --> 00:28:05.330
بدون یه حرف یا حرکت تونست روح امپراتور رو به قلاب بندازه

00:28:05.330 --> 00:28:08.460
شما دارید درباره ی صیغه ی سلطنتی شو حرف میزنین ؟

00:28:08.460 --> 00:28:11.040
صیغه ی سلطنتی شو ؟

00:28:12.330 --> 00:28:15.180
صیغه ی سلطنتی شو حرفامون کجا متوقف شد ؟

00:28:15.180 --> 00:28:17.200
به داستان ادامه بده

00:28:17.200 --> 00:28:19.330
بانوی نجیب زاده وی هنوز مریضه ؟

00:28:19.330 --> 00:28:20.860
بله

00:28:22.730 --> 00:28:25.330
به یی تیان شی بگو درمانش کنه

00:28:25.330 --> 00:28:26.760
بله

00:28:26.760 --> 00:28:29.530
... امپراتور حتی اگه شما این رو نگید

00:28:29.530 --> 00:28:33.710
آکادمی پزشکی سلطنتی حتما تمام تلاشش رو
برای درمان بانوی نجیب زاده وی میکنه

00:28:36.200 --> 00:28:38.560
فراموشش کن ... لازم نیست بریم

00:28:38.560 --> 00:28:39.960
برمیگردیم قصر یانگ ژین

00:28:39.960 --> 00:28:42.510
امپراتور رو به قصر یانگ ژین برگردونین

00:28:42.510 --> 00:28:46.260
نه ... بریم قصر ین شی

00:28:46.260 --> 00:28:48.700
میریم قصر ین شی

00:28:57.740 --> 00:29:00.240
این عطر یاسمنه ؟

00:29:00.240 --> 00:29:02.050
اینطور به نظر میاد

00:29:06.890 --> 00:29:08.430
امپراتور

00:29:11.070 --> 00:29:12.210
بانوی نجیب زاده وی کجاست ؟

00:29:12.210 --> 00:29:16.020
بانوی نجیب زاده دارو مصرف کردن و الان طبقه ی بالا خوابیدن

00:29:18.280 --> 00:29:20.090
چرا داخل اتاقش نخوابید ؟

00:29:20.090 --> 00:29:25.010
در جواب امپراتور باید بگم بانوی نجیب زاده به
افراد دستور داد یه مقدار یاسمن به باغ منتقل کنن

00:29:25.010 --> 00:29:27.500
وقتی باد ملایم میوزه عطر پخش میشه

00:29:27.500 --> 00:29:31.550
بانوی نجیب زاده از گرما میترسن برای همین
بعد از تحسین گل ها طبقه ی بالا به خواب رفتن

00:29:31.550 --> 00:29:35.300
ایشون گفتن این نه تنها خنک تره ، گه گاه
عطر هم همراه باد جریان پیدا میکنه

00:29:35.300 --> 00:29:37.630
خیلی خودسرانه رفتار میکنه

00:30:26.120 --> 00:30:28.070
جای تعجب نیست که از قرار گرفتن در معرض باد سرد مریض میشی

00:30:28.070 --> 00:30:30.450
کی بهت اجازه داد اینجا بخوابی ؟

00:30:34.440 --> 00:30:36.750
امپراتور ؟

00:30:36.750 --> 00:30:39.000
دیدن من اینقدر تعجب آوره ؟

00:30:44.400 --> 00:30:46.300
... من

00:30:49.070 --> 00:30:51.920
امپراتور ... این مطابق قوانین نیست

00:30:56.060 --> 00:31:00.330
هر کاری من انجام میدم خودش قانونه

00:31:14.340 --> 00:31:18.050
همه اتون از اینجا برید ... از اینجا برید

00:31:19.910 --> 00:31:24.120
دوشیزه مینگ یو ... چرا اینقدر کندی ؟

00:31:26.510 --> 00:31:31.010
بیا بریم ... دیگه نگاه نکن

00:32:02.780 --> 00:32:04.480
مینگ یو ؟

00:32:07.110 --> 00:32:08.660
مینگ یو

00:32:09.560 --> 00:32:12.430
شما برید یه جای دیگه گشت
بزنین ... بیا ... اون رو بده من

00:32:19.620 --> 00:32:22.620
چرا تنهایی اینجایی ؟

00:32:23.370 --> 00:32:25.750
چی شده ؟

00:32:25.750 --> 00:32:28.230
فکر میکنم یه کار اشتباه کردم

00:32:28.840 --> 00:32:31.010
تو این دنیا کیه که مرتکب اشتباه نشه ؟

00:32:31.010 --> 00:32:34.260
نه ... تو درک نمیکنی

00:32:34.260 --> 00:32:38.060
اگه درک نمیکنم میتونی برام توضیحش بدی

00:32:39.700 --> 00:32:42.050
... اگه هیچی نمیگفتم

00:32:42.050 --> 00:32:45.850
یینگ لو بعد از اینکه به 25 سالگی
رسید با موفقیت از قصر میرفت بیرون

00:32:45.850 --> 00:32:50.540
آدمی مثل اون میتونه هر جا بره خوشبخت بشه

00:32:50.540 --> 00:32:53.590
اما من الان شخصا خوشبختیش رو نابود کردم

00:32:54.090 --> 00:32:57.400
باعث شدم تا ابد در شهر ممنوعه زندانی بشه

00:32:58.240 --> 00:33:00.460
این تقصیر منه

00:33:02.630 --> 00:33:06.350
مینگ یو ... تو از قصد نمیخواستی اینطوری بشه

00:33:06.350 --> 00:33:10.230
نه ... من عمدا این کار رو کردم

00:33:12.980 --> 00:33:16.150
همسر نجیب زاده چون مرتب من رو اذیت میکرد

00:33:16.150 --> 00:33:20.950
نمیتونستم این رو قبول کنم و دنبال عدالت بودم

00:33:20.950 --> 00:33:23.980
برای همین یینگ لو رو هم با خودم پایین کشیدم

00:33:23.980 --> 00:33:28.510
من خیلی پَستم ... من آدم خیلی شروری هستم

00:33:38.090 --> 00:33:40.160
تو اصلا همچین آدمی نیستی

00:33:40.160 --> 00:33:42.840
از سرزنش کردن خودت دست بردار

00:33:42.840 --> 00:33:45.480
نمیدونم همسر نجیب زاده چون باهات چیکار کرد

00:33:45.480 --> 00:33:47.410
که مجبور شدی در تنگنا قرار بگیری

00:33:47.410 --> 00:33:51.830
... اما از این به بعد اگه به کمکم نیاز داشتی

00:33:51.830 --> 00:33:53.870
حتما تمام تلاشم رو میکنم

00:33:54.630 --> 00:33:56.270
واقعا ؟

00:33:58.650 --> 00:34:02.160
من ... بهتره تو رو به دردسر نندازم

00:34:02.160 --> 00:34:03.630
من مردی هستم که سر حرفش وایمیسته

00:34:03.630 --> 00:34:06.980
اگه مشکلی داشتی ... فقط بیا سراغ من

00:34:08.000 --> 00:34:10.710
هایلان چا ... ممنونم

00:34:10.710 --> 00:34:12.600
تو واقعا آدم خوبی هستی

00:34:12.600 --> 00:34:16.770
در این زندگی خیلی ازت سپاسگزارم

00:34:23.650 --> 00:34:27.350
تبریک میگم بانوی نجیب زاده وِی

00:34:27.350 --> 00:34:29.360
بانوی نجیب زاده ... امپراتور تازه رفتن

00:34:29.360 --> 00:34:31.970
والاحضرت ملکه ، هدیه های زیادی به شما اهدا کردن

00:34:31.970 --> 00:34:34.150
همسر نجیب زاده چون هم یه تعداد هدیه فرستادن

00:34:34.150 --> 00:34:38.210
بانوی نجیب زاده شما بالاخره موفق شدین

00:34:38.210 --> 00:34:40.210
همه اتون دیگه برید

00:34:53.220 --> 00:34:56.240
یینگ لو ... تو خوشحالی ؟

00:34:58.110 --> 00:35:01.290
من یه قدم به هدفم نزدیک شدم

00:35:01.290 --> 00:35:03.840
البته که خوشحالم

00:35:03.840 --> 00:35:07.300
نه تنها تو داری به سختی تلاش
میکنی منم به سختی تلاش خواهم کرد

00:35:08.450 --> 00:35:12.950
مینگ یو ... چیکار میخوای بکنی ؟

00:35:14.050 --> 00:35:17.530
من به آرومی رشد میکنم تا دستیار مورد اعتمادت بشم

00:35:17.530 --> 00:35:21.740
در صورتیکه کمکی به تو بکنه
من حاضرم هر کاری انجام بدم

00:35:22.980 --> 00:35:26.210
تو فوق العاده ای ... تو گفتی
محبت امپراتور رو به دست میاری

00:35:26.210 --> 00:35:28.300
حالا این کار رو کردی

00:35:30.350 --> 00:35:32.510
حرف اشتباهی زدم ؟ -
... تو فکر میکنی -

00:35:32.510 --> 00:35:35.690
این موفقیت به معنی به دست آوردن محبت امپراتوره ؟

00:35:36.330 --> 00:35:40.010
... اما -
امپراتور الان فقط به عنوان یه -
عروسک جدید باهام رفتار میکنه

00:35:40.010 --> 00:35:42.830
در عرض چند روز فراموشم میکنه

00:35:42.830 --> 00:35:45.690
مگه اینکه وارد قلبش بشم

00:35:46.220 --> 00:35:50.940
من هنوز خیلی با سرنگون کردن
همسر نجیب زاده چون فاصله دارم

00:35:55.740 --> 00:35:59.910
والاحضرت ملکه ... وی یینگ لو 3 روز پشت
سر هم به امپراتور در تخت خدمت کرده

00:35:59.910 --> 00:36:02.710
چشماش الان رفته بالای سرش
( یعنی خیلی از خود راضی شده )

00:36:02.710 --> 00:36:05.330
ببینید ... الان ساعت چنده ؟

00:36:05.330 --> 00:36:07.320
هنوز نیومده اینجا به شما سلام کنه

00:36:07.320 --> 00:36:11.770
شاید بانوی نجیب زاده وِی به دلایلی مجبور شده تاخیر کنه

00:36:11.770 --> 00:36:15.860
چه تاخیری ؟ واضحه که از مورد توجه قرار گرفتن مغرور شده

00:36:15.860 --> 00:36:17.720
از همه چی گذشته اون یه وقتی خدمتکار قصر بود

00:36:17.720 --> 00:36:20.500
اون خیلی گستاخ و متمرده

00:36:21.050 --> 00:36:25.030
... به نظر من شما باید یه سرپرست بفرستید اونجا

00:36:25.030 --> 00:36:26.830
و خوب براش سخنرانی کنین

00:36:26.830 --> 00:36:31.800
صیغه ی سلطنتی شو ، اینکه امپراتور به
کی علاقه داشته باشه انتخاب خودشه

00:36:31.800 --> 00:36:34.330
... غیر از اطاعت از ایشون

00:36:34.330 --> 00:36:36.770
هیچ کدوم امون نباید حرف بیشتری بزنیم

00:36:36.770 --> 00:36:39.520
... اگه امروز تو کسی باشی که مورد محبت امپراتوره

00:36:39.520 --> 00:36:42.540
... بعدش من کسی رو بفرستم که برات سخنرانی کنه

00:36:42.540 --> 00:36:44.790
اونوقت به چی تبدیل میشم ؟

00:36:44.790 --> 00:36:48.240
ملکه شما هم نباید اینطوری بگید

00:36:48.240 --> 00:36:53.000
بین چهار فضیلت زنان : اخلاق ، گفتار
ظاهر و هنر ، اخلاق اول از همه ست

00:36:53.000 --> 00:36:56.390
... در مورد یه بانوی بی شرم و متمرد مثل اون

00:36:56.390 --> 00:37:01.500
اگه اجازه بدیم مرتب کنار امپراتور باشه
دیر یا زود دردسر درست میکنه

00:37:01.500 --> 00:37:05.440
والاحضرت ملکه شما نباید در رسیدگی
به امور قصر ملایمت به خرج بدین

00:37:05.440 --> 00:37:09.830
والاحضرت بخشنده هستن ... ایشون خودشون رو در
حد یه بانوی نجیب زاده ی کوچیک پایین نمیارن

00:37:09.830 --> 00:37:15.100
اما اگه اون پاش رو از حدش فراتر بذاره و مشکل
درست کنه این دیگه یه مسئله ی جزئی نیست

00:37:15.100 --> 00:37:18.250
والاحضرت بهتره در اسرع وقت در مقابلش گارد بگیرین

00:37:18.250 --> 00:37:20.130
والاحضرت ملکه

00:37:28.250 --> 00:37:32.530
والاحضرت ملکه من جمع آوری شبنم صبحگاهی رو تموم کردم

00:37:42.650 --> 00:37:44.580
... وقتی ملکه هنوز بیدار نشده بودن

00:37:44.580 --> 00:37:46.760
بانوی نجیب زاده وی رسیده بودن اینجا

00:37:46.760 --> 00:37:50.890
ایشون دید والاحضرت هنوز شستشو نکردن
... پس به باغ رفت و یه مقدار شبنم جمع کرد

00:37:50.890 --> 00:37:53.170
تا در چای والاحضرت استفاده بشه

00:37:54.170 --> 00:37:59.530
بانوی نجیب زاده وی در خدمت کردن به
والاحضرت ملکه واقعا خیلی سخت کوشه

00:37:59.530 --> 00:38:03.380
این بخشی از وظیفمه

00:38:04.430 --> 00:38:07.090
کافیه ... از اونجایی که
... امروز همه اتون بهم سلام کردین

00:38:07.090 --> 00:38:09.440
همگی دیگه میتونین برید

00:38:14.210 --> 00:38:16.600
از حضورتون مرخص میشم

00:38:27.530 --> 00:38:32.000
والاحضرت ببینید اونا الان چی
گفتن ... خیلی منزجر کننده ست

00:38:32.000 --> 00:38:34.580
امپراتور فقط چند بار رفته دیدن اون

00:38:34.580 --> 00:38:38.900
تک تک اشون شبیه مرغ چشم سیاهن
دارن روی زشت خودشون رو نشون میدن

00:38:38.900 --> 00:38:42.830
اما امپراتور واقعا هیچوقت نذاشته یه همسر
سلطنتی پشت سر هم در تخت بهش خدمت کنه

00:38:42.830 --> 00:38:44.970
جای تعجب نیست که همه مضطربن

00:38:44.970 --> 00:38:49.480
به نظر میاد وی یینگ لو واقعا
رقیبیه که باید باهاش مقابله به مثل کرد

00:38:49.480 --> 00:38:52.920
مهم نیست یه گل چقدر زیباست
آخرش با تماشا کردنش حالت بد میشه

00:38:52.920 --> 00:38:56.300
امپراتور زن های زیادی دیده

00:38:56.300 --> 00:39:00.160
... مهم نیست وی یینگ لو چقدر تواناست
چند وقت میتونه خودش رو کنار امپراتور نگه داره ؟

00:39:00.660 --> 00:39:02.940
... فقط زنای کوته بینی مثل اونا

00:39:02.940 --> 00:39:06.830
خودشون رو به تب و تاب میندازن

00:39:06.830 --> 00:39:08.550
... به هرحال مهم نیست اونا چطوری با هم میجنگن

00:39:08.550 --> 00:39:11.620
والاحضرت شما دیگه روی صندلی ماهیگیری
نشستین ... فقط بذارین اونا با هم بجنگن
( یعنی دیگه ملکه ای و تموم شده رفته )

00:39:11.620 --> 00:39:13.970
هر چی حریصانه تر بهتر

00:39:27.840 --> 00:39:31.040
به صیغه ی سلطنتی جیا درود عرض میکنم

00:39:35.650 --> 00:39:38.140
... فکر میکردم در زیبایی شهره ی عالم باشی

00:39:38.140 --> 00:39:40.270
اما خیلی معمولی به نظر میرسی

00:39:40.840 --> 00:39:42.500
بریم

00:39:49.910 --> 00:39:51.850
اون خواهر کوچیکترِ صیغه ی سلطنتی جیای سابقه ؟

00:39:51.850 --> 00:39:55.380
بله ... به محض ورود به قصر فورا
عنوان بانوی نجیب زاده رو دریافت کرد

00:39:55.380 --> 00:39:58.500
در عرض کمتر از 2 سال بانوی ارشد قصر خودش شد

00:39:58.500 --> 00:40:02.440
الان به جز همسر نجیب زاده چون ، اون و
صیغه ی سلطنتی شو همسرای مورد علاقه هستن

00:40:02.440 --> 00:40:06.820
این صیغه ی سلطنتی جیای جوون تر به خاطر
این موضوع خیلی مغرور و از خود راضیه

00:40:06.820 --> 00:40:09.320
... اما در زمان ضیافت تولد

00:40:09.320 --> 00:40:12.540
مریض شد و در قصر جا موند

00:40:13.800 --> 00:40:17.400
اون واقعا ظریف و زیباست ... در
... مقایسه با صیغه ی سلطنتی جیای سابق

00:40:17.400 --> 00:40:19.710
اون واقعا بهتره

00:40:19.710 --> 00:40:22.740
زن های زیادی در حرمسرای سلطنتی
هستن اما اون تونسته ایستادگی کنه

00:40:22.740 --> 00:40:24.890
معنیش اینه که از بعضی جهات فوق العاده ست

00:40:24.890 --> 00:40:28.430
اون الان کجا زندگی میکنه ؟ -
قصر چو ژیو -

00:40:28.930 --> 00:40:32.820
به نظر میاد اون با من به عنوان دشمنش رفتار میکنه

00:40:32.820 --> 00:40:34.880
امپراتور بهت اجازه داده 3 روز پشت
سر هم در تخت بهش خدمت کنی

00:40:34.880 --> 00:40:38.980
این باعث میشه دشمن همه به
حساب بیای ... باید مراقب باشی

00:40:41.310 --> 00:40:42.830
لان آر

00:40:44.500 --> 00:40:46.380
... برو و به سر پیشکار لی بگو

00:40:46.380 --> 00:40:49.150
من مریضم و بیماریم خیلی شدیده

00:40:49.150 --> 00:40:52.390
اگه زودتر امپراتور رو نبینم میمیرم

00:40:52.390 --> 00:40:56.390
بانوی من فکر نمیکنم این ایده ی خوبی باشه -
کجاش اشتباهه ؟ -

00:40:56.390 --> 00:40:59.240
مگه اون فاحشه امپراتور رو اینطوری گول نزد ؟

00:40:59.240 --> 00:41:02.310
چرا من نمیتونم کارهایی که اون کرده انجام بدم

00:41:02.310 --> 00:41:05.210
... بانوی من -
برو ... برو ... زودتر برو -

00:41:05.210 --> 00:41:06.900
بله

00:41:10.510 --> 00:41:13.680
آدمای بی مصرف

00:41:20.430 --> 00:41:23.280
صبر کنین -
همه اتون صبر کنین -

00:41:24.690 --> 00:41:26.570
اینجا چه خبره ؟

00:41:27.560 --> 00:41:29.820
تو ... بیا اینجا

00:41:32.170 --> 00:41:33.980
چه خبره ؟

00:41:33.980 --> 00:41:37.530
در جواب امپراتور باید بگم بانوی
نجیب زاده وی گفتن هوا خیلی گرمه

00:41:37.530 --> 00:41:43.190
ایشون به افراد دستور داد در مسیر حرکت
شما اینطوری حصیر نی قرار بدن

00:41:43.190 --> 00:41:46.540
حصیرهای نی که همه اشون قدیمی هستن و
حصیرهای نی بی مصرف دفتر امور داخلی سلطنتی

00:41:46.540 --> 00:41:50.360
اونا فقط نیاز به کمی تعمیر داشتن ... پول زیادی خرج نشد

00:41:50.360 --> 00:41:53.300
سرپرست ها همگی برای خنک شدن و استراحت زیر اون میمونن

00:41:53.300 --> 00:41:55.390
همه در قصر از ایشون سپاسگزارن

00:41:55.390 --> 00:41:57.910
باشه ... دیگه برو

00:41:59.090 --> 00:42:01.330
به حرکت ادامه بدین

00:42:06.850 --> 00:42:09.060
برو قصر ین شی

00:42:09.060 --> 00:42:12.760
بله ... به سمت قصر ین شی حرکت کنین

00:42:12.760 --> 00:42:15.670
لان آر ... به اینجا بیشتر پودر بزن

00:42:15.670 --> 00:42:17.790
اگه صورتم خیلی قرمز باشه خیلی زشت به نظر میرسم

00:42:17.790 --> 00:42:19.230
بله

00:42:20.780 --> 00:42:22.120
اینجا

00:42:24.040 --> 00:42:26.570
زیر چشمام خط ابرو بکش ... یه آبی تیره اش رو

00:42:26.570 --> 00:42:28.910
باشه -
باشه

00:42:28.910 --> 00:42:30.490
خیلی خوبه ... عجله کن

00:42:35.120 --> 00:42:37.820
بانوی من ... امپراتور داشتن به قصر چو ژیو میرسیدن

00:42:37.820 --> 00:42:40.980
اما در یه لحظه مسیرشون رو به
سمت قصر ین شی عوض کردن

00:42:42.120 --> 00:42:43.120
چی ؟

00:42:43.120 --> 00:42:46.590
امپراتور با عجله به قصر ین شی رفتن

00:42:46.590 --> 00:42:49.970
ماده روباه ... توئه ماده روباه

00:42:49.970 --> 00:42:53.350
جرات کردی امپراتور رو ازم بدزدی ؟

00:42:54.900 --> 00:42:56.700
وی یینگ لو

00:42:57.370 --> 00:42:59.900
بانوی من -
خیلی عصبانی ام ... بهم دست نزن -

00:43:04.950 --> 00:43:07.480
به امپراتور درود عرض میکنم

00:43:07.480 --> 00:43:09.190
وی یینگ لو کجاست ؟

00:43:09.190 --> 00:43:12.550
اون من رو با حقه کشوند اینجا اما
بلد نیست بیاد بیرون و بهم خوشامد بگه ؟

00:43:12.550 --> 00:43:16.810
امپراتور ... بانوی نجیب زاده داخل قصر نیست -
چی ؟ -

00:43:16.810 --> 00:43:20.870
بانوی نجیب زاده گفتن امروز هوا خیلی گرمه
برای همین برای پیاده روی رفتن بیرون

00:43:27.640 --> 00:43:30.210
کجا رفته ؟

00:43:34.000 --> 00:43:44.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:43:44.024 --> 00:44:04.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.