﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 49</i>

00:01:51.800 --> 00:01:57.200
من با پس زمینه ی خانوادگی پایین و دانش و استعداد کم متولد شدم

00:01:57.200 --> 00:02:02.300
هیچوقت آرزوهای نامعقول نداشتم ... فقط
آرزو داشتم مرتب با ارباب جوان باشم

00:02:03.200 --> 00:02:06.200
به افکار درونی اتون گوش بدم

00:02:06.200 --> 00:02:09.400
.. ببینم چطور وقتی ارباب جوان صداتون میکنم

00:02:09.400 --> 00:02:14.000
اون لبخند ملایم صورتتون رو در
بر میگیره ... این رضایت برام کافیه

00:02:17.600 --> 00:02:22.100
از خیلی وقت پیش میدونستم بانوی
جوان به این راحتی دست از سرم برنمیداره

00:02:23.200 --> 00:02:26.100
اما بازم خودم رو حفظ کردم و موندم

00:02:27.400 --> 00:02:30.300
امیدوارم به خاطر خودخواه بودنم من رو سرزنش نکنین

00:02:30.300 --> 00:02:35.300
برگ های خشک شده در کتاب ها ، تک تک اشون
شخصا بوسیله ی تو خشک و درست شدن

00:02:37.900 --> 00:02:40.900
نگران بودی شاید چشمام به خاطر کتاب
خوندن در طول شب آسیب ببینه

00:02:41.900 --> 00:02:44.900
بی سر و صدا روغن فانوس رو با روغن فندق عوض کردی

00:02:45.800 --> 00:02:48.700
و یه زنبق زرد گذاشتی تا دود رو به خودش جذب کنه

00:02:50.740 --> 00:02:53.300
... هر لباسی که دوختی

00:02:54.000 --> 00:02:56.630
قبل از پوشیدن بارها شسته شده بود

00:02:57.200 --> 00:03:01.500
تا برای پوشیدن نرم تر و راحت تر باشن

00:03:02.600 --> 00:03:08.400
در این کتابخونه هر گوشه ای تحت مراقبت تو بوده

00:03:08.400 --> 00:03:13.230
... چینگ لینگ ... هر کاری برای من کردی

00:03:13.230 --> 00:03:15.800
همه اشون از کارهای یه زن خونه دار پیشی گرفتن

00:03:16.500 --> 00:03:18.760
من همه اشون رو دیدم

00:03:19.510 --> 00:03:22.200
و همیشه در قلبم سپاسگزارم

00:03:22.200 --> 00:03:27.500
ارباب جوان ... من به اون خوبی که شما میگید نیستم

00:03:29.200 --> 00:03:33.700
من ... من واقعا خیلی از بانوی جوان متنفرم

00:03:38.600 --> 00:03:43.600
دنبال یه فرصت میگشتم تا بیام دیدن شما

00:03:45.400 --> 00:03:50.200
اما حالا که واقعا شما رو دیدم خیلی پشیمونم

00:03:52.400 --> 00:03:54.440
نباید میذاشتم من رو ببینید

00:03:54.440 --> 00:03:57.400
خودم رو در همچین موقعیت کثیفی قرار دادم

00:04:03.200 --> 00:04:04.600
چینگ لینگ

00:04:06.540 --> 00:04:08.740
من خیلی دیر اومدم

00:04:09.800 --> 00:04:16.100
ارباب جوان ... اگه زندگی بعدی
وجود داشته باشه ما میتونیم ... ؟

00:04:27.980 --> 00:04:29.570
متاسفم

00:04:34.000 --> 00:04:36.460
در واقع شما هنوز ارباب جوان هستین

00:04:37.290 --> 00:04:39.800
شما خیلی صادقانه صحبت میکنین

00:04:39.800 --> 00:04:44.400
حتی یه دروغ مصلحتی هم بهم نمیگین

00:04:46.800 --> 00:04:52.400
اما ارباب جوان ... از چسبیدن به اون زن دست بردارین

00:04:52.400 --> 00:04:57.460
از نگه داشت رویای گذشته دست بردارین ... غیرممکنه

00:04:58.200 --> 00:05:01.000
این غیرممکنه

00:05:02.800 --> 00:05:07.000
... ارباب جوان ... آرزوی من اینه که

00:05:07.000 --> 00:05:09.800
شما بتونین با شادی بیشتری زندگی کنین

00:05:40.100 --> 00:05:44.000
چینگ لینگ ... ممنونم

00:05:59.400 --> 00:06:02.400
فوخنگ ... تو برگشتی

00:06:02.400 --> 00:06:04.800
<i>برگه ی انکار</i>

00:06:07.200 --> 00:06:08.900
دیوونه شدی ؟

00:06:10.800 --> 00:06:12.700
میخوای من رو رد کنی ؟

00:06:15.800 --> 00:06:18.800
تو چینگ لینگ رو به فاحشه خونه ی غیرقانونی فروختی

00:06:19.600 --> 00:06:22.100
وادارش کردی طلا قورت بده تا خودکشی کنه

00:06:22.800 --> 00:06:25.400
و تظاهر میکنی هیچ اتفاقی نیفتاده ؟

00:06:25.400 --> 00:06:28.600
... به خاطر یه خدمتکار ... چینگ لینگ

00:06:29.000 --> 00:06:31.400
میخوای همسرت رو رد کنی ؟

00:06:31.400 --> 00:06:35.600
از هفت ماده برای رد صلاحیت
هرزگی ... حسادت ... زیاد حرف زدن

00:06:35.600 --> 00:06:37.830
تو از سه ماده پشت سر هم تخطی کردی

00:06:37.830 --> 00:06:39.500
من واقعا نمیتونم تحمل کنم

00:06:39.500 --> 00:06:43.200
فورا وسایلت رو جمع کن و از خونه ی فوچا برو

00:06:43.200 --> 00:06:44.600
این ازدواجیه که امپراتور اعطا کرده

00:06:44.600 --> 00:06:46.600
من این موضوع رو به امپراتور گزارش میکنم

00:06:46.600 --> 00:06:49.500
من به ازدواجِ عمارت فوچا دراومدم و از اینجا نمیرم

00:06:49.500 --> 00:06:51.760
تو میخوای من رو رد کنی ؟ حتما

00:06:52.480 --> 00:06:54.800
وقتی من مُرده باشم

00:06:55.800 --> 00:06:58.800
برای تو مُردن اینقدر راحته ؟

00:06:58.800 --> 00:07:01.400
زندگی یه زن خدمتکار هنوزم زندگی یه انسانه

00:07:01.400 --> 00:07:04.500
شب ها از خواب هات نمیترسی ؟

00:07:07.600 --> 00:07:09.000
به چی داری میخندی ؟

00:07:09.000 --> 00:07:11.400
من ... از رویاهای شبانه ام بترسم ؟

00:07:16.500 --> 00:07:19.300
... در شهر ممنوعه

00:07:19.300 --> 00:07:22.600
یه کلمه از بانو کافیه تا زندگی خدمتکار به پایان میرسه

00:07:23.300 --> 00:07:26.000
اونا نمیترسن پس چطور نوبت من شده ؟

00:07:26.000 --> 00:07:27.900
... درضمن

00:07:30.400 --> 00:07:33.100
چینگ لینگ سعی کرد ارباب زاده ی کوچیک رو بکشه

00:07:33.100 --> 00:07:36.200
... اگه به خاطر دفاع من ازش نبود

00:07:36.200 --> 00:07:38.200
مادر خیلی وقت پیش از شرش راحت شده بود

00:07:38.200 --> 00:07:41.600
من هیچوقت باور نکردم چینگ لینگ
آن آر رو داخل آب هل داده باشه

00:07:42.200 --> 00:07:47.500
اون از عمارت بیرون انداخته شد و
من اولش فکر میکردم این چیز خوبیه

00:07:47.500 --> 00:07:49.900
اما هیجوقت تصور نمیکردم تو به این دیوونگی باشی

00:07:49.900 --> 00:07:52.500
یه فاحشه ی مادرزاد

00:07:52.500 --> 00:07:55.800
رفتن به یه مسافرخونه ی روسپیگری برای اون عالیه

00:07:55.800 --> 00:07:58.900
اون خیلی زود مُرد و این براش خیلی سخاوتمندانه بود

00:07:58.900 --> 00:08:03.200
دیگه حرف نزن ... همین الان وسایلت رو جمع کن

00:08:08.000 --> 00:08:09.800
من نمیرم

00:08:11.000 --> 00:08:15.200
در حال حاضر تو تازه وارد دفتر امور نظامی و سیاسی شدی

00:08:15.200 --> 00:08:18.400
و خیلی سرسختی که همسرت رو رد کنی

00:08:18.400 --> 00:08:21.000
و اونم به خاطر یه دختر خدمتکار

00:08:21.000 --> 00:08:24.800
اگه این قضیه به بیرون درز کنه یه نقطه ضعف علیهت میشه

00:08:24.800 --> 00:08:27.200
میگن تو در اداره کردن خونه ی خودت بی کفایتی

00:08:27.900 --> 00:08:32.800
اونوقت میخوام ببینم مقامت در اداره ی
امور نظامی و سیاسی چقدر پایدار میمونه

00:08:32.800 --> 00:08:36.800
بهت دستور میدم فورا خونه ی فوچا رو ترک کنی

00:08:40.000 --> 00:08:44.000
... بارها بهت گفتم ... حتی اگه بمیرم

00:08:44.000 --> 00:08:47.000
من هنوزم همسرت هستم ... فوچا فوخنگ

00:08:47.000 --> 00:08:49.320
تو یه زنی

00:08:49.320 --> 00:08:54.200
من دست روی تو بلند نمیکنم ... از
... اونجایی که حاضر نیستی بری

00:08:54.200 --> 00:08:56.400
باید از دیگران بخوام بیرونت کنن

00:08:56.400 --> 00:08:58.000
بیاید داخل

00:08:59.600 --> 00:09:01.000
بانوی جوان ... ببخشید

00:09:01.000 --> 00:09:04.000
اون دیگه بانوی جوان نیست ... بندازیدش بیرون

00:09:04.000 --> 00:09:05.400
دیوونه شدی ؟

00:09:05.400 --> 00:09:08.600
ولم کنین ... ولم کنین ... فوچا فوخنگ

00:09:08.600 --> 00:09:12.200
من تو رو ترک نمیکنم ... ترکت نمیکنم -
آرچینگ -

00:09:12.200 --> 00:09:14.200
مادر -
آرچینگ ... آرچینگ -

00:09:14.200 --> 00:09:17.000
... نجاتم بدین ... فوخنگ

00:09:17.000 --> 00:09:20.000
فوخنگ میخواد به خاطر چینگ لینگ منو رد کنه

00:09:20.000 --> 00:09:24.860
مادر ... اون وانمود میکنه بخشنده ست
اما مخفیانه چینگ لینگ رو وادار کرد بمیره

00:09:24.860 --> 00:09:26.900
چینگ لینگ فقط یه خدمتکاره

00:09:26.900 --> 00:09:28.890
... اما به خاطر یه زن مثل اون

00:09:28.890 --> 00:09:30.600
میخوای همسر قانونیت رو نفی کنی ؟

00:09:30.600 --> 00:09:32.600
... زنی که کنار شماست

00:09:32.600 --> 00:09:37.600
از زور حسادت کور شد و برای دردسر
درست کردن شروع به پخش شایعات کرد

00:09:37.600 --> 00:09:41.200
اون لیاقت نداره عروس خونه ی فوچا باشه

00:09:41.200 --> 00:09:45.600
من به نگه داشتنش در اینجا ادامه
دادم و گذاشتم یه فاجعه اینجا بمونه

00:09:45.600 --> 00:09:49.800
به حرفاش گوش کنین ... به هر چی گفت گوش کنین

00:09:49.800 --> 00:09:55.000
فوخنگ ... تو تازه وارد دفتر امور سیاسی و نظامی
شدی و میخوای همسر قانونیت رو رد کنی ؟

00:09:55.000 --> 00:09:57.800
واقعا میخوای شغل رسمیت رو کنار بذاری ؟

00:09:57.800 --> 00:10:01.070
خونه ی من وضعش درست نیست
چطور میتونم یه صاحب منصب باشم ؟

00:10:01.070 --> 00:10:02.600
بندازیدش بیرون

00:10:02.600 --> 00:10:05.000
نه ... نه ... مادر

00:10:05.000 --> 00:10:06.400
آرچینگ -
نجاتم بدین مادر -

00:10:06.400 --> 00:10:08.800
بانوی بزرگ رو ببرید استراحت کنه

00:10:08.800 --> 00:10:12.700
فوخنگ ... چطور میتونی اینقدر بیرحم باشی ؟

00:10:12.700 --> 00:10:16.830
من نمیخوام برم

00:10:18.900 --> 00:10:20.900
ولم کنین

00:10:20.900 --> 00:10:24.110
فوخنگ ... اون به مراقبت من احتیاج داره

00:10:24.110 --> 00:10:27.400
نمیتونی من رو بیرون کنی ... نمیتونی

00:10:27.400 --> 00:10:30.700
تا یه مادر مثل تو برای آموزش دادن داشته باشه ؟

00:10:31.600 --> 00:10:35.400
این واقعا یه ضرر و اشکال بزرگ برای بزرگ شدن بچه ست

00:10:35.400 --> 00:10:37.100
ارباب زاده ی کوچیک رو ببرید

00:10:37.100 --> 00:10:39.800
نه ... هیچ کدوم اتون نمیتونه اون رو ببره

00:10:39.800 --> 00:10:42.400
اون پسر منه ... اون پسر منه

00:10:42.400 --> 00:10:44.810
برادر سوم ... خیلی داری افراط میکنی

00:10:44.810 --> 00:10:47.700
اینطوری با همسر قانونی خودت رفتار میکنی ؟

00:10:51.800 --> 00:10:54.000
تو برای اشک های تلخ این زن همدردی میکنی

00:10:54.000 --> 00:10:56.100
... اما خودت دیدی

00:10:56.100 --> 00:10:59.100
وقتی اون زندگی یه آدم بی گناه رو از بین برد ؟

00:10:59.100 --> 00:11:02.800
... این صورت از خود راضیه زشت رو

00:11:02.800 --> 00:11:04.800
تا حالا واقعا سعی کردی درک کنی ؟

00:11:04.800 --> 00:11:08.800
عشق به هم خون خودت درست همینطوریه

00:11:08.800 --> 00:11:11.600
خانواده ی چینگ لینگ چقدر قراره ناراحت باشن ؟

00:11:11.600 --> 00:11:13.600
تو سال های زیادی رو صرف خوندن کتاب های مقدس کردی

00:11:13.600 --> 00:11:17.200
فقط یاد گرفتی در تشخیص درست از غلط شکست بخوری ؟

00:11:17.200 --> 00:11:20.300
چینگ لینگ ... چینگ لینگ ... همه اش درباره ی چینگ لینگه

00:11:20.300 --> 00:11:23.400
دارم بهت میگم فوچا فوخنگ

00:11:23.400 --> 00:11:28.200
حتی اگه بمیرم مجبورین من رو با تخت روان ببرید بیرون

00:11:28.200 --> 00:11:31.600
حتی فکرشم نکن در این زندگی از دست من آزاد بشی

00:11:31.600 --> 00:11:33.800
پرتم کنی بیرون

00:11:41.800 --> 00:11:44.700
بانوی جوان ... بانوی جوان

00:11:44.700 --> 00:11:47.390
بانوی جوان ... بانوی جوان

00:11:52.490 --> 00:11:55.780
برادر سوم ... درستکار بودن در مقابل خانواده خیلی لذت بخشه

00:11:55.780 --> 00:12:00.280
اما واقعا میخوای همسر قانونیت رو
وادار کنی به خاطر یه خدمتکار بمیره ؟

00:12:00.280 --> 00:12:02.520
... اگه امروز واقعا در خونه ی فوچا بمیره

00:12:02.520 --> 00:12:05.660
... اینکه قبیله ی خیتارا انتقام میگیره یا نه جای خود داره

00:12:05.660 --> 00:12:08.690
تمام شهرت فوچا در این نسل نابود میشه

00:12:08.690 --> 00:12:12.280
آرچینگ ... آرچینگ ... نگران نباش

00:12:12.280 --> 00:12:16.390
من اجازه نمیدم فوخنگ تو رو رد کنه
( مادر فوخنگم کلا از مخ آزاده )

00:12:16.390 --> 00:12:17.930
مادر

00:12:18.550 --> 00:12:20.920
من نمیرم

00:12:20.920 --> 00:12:24.850
میدونم ... میدونم

00:12:25.460 --> 00:12:26.720
فوخنگ

00:12:26.720 --> 00:12:29.390
خیلی داری ناامیدم میکنی

00:12:30.670 --> 00:12:34.870
آرچینگ همسر قانونی توئه که با تخت
روان قرمز بزرگ آوردیش تو این خونه

00:12:36.070 --> 00:12:38.480
... حتی اگه 10 میلیون اشتباه داشته باشه

00:12:38.480 --> 00:12:40.500
تو باید ببخشیش
( دیگه واقعا داره با کفش پاتیناژ میره رو اعصابما )

00:12:40.500 --> 00:12:43.510
... برادر سوم ... چیزی که مادر گفت

00:12:43.510 --> 00:12:45.630
همه اش رو شنیدی ؟

00:12:54.490 --> 00:12:56.710
من نمیتونم ردش کنم

00:13:00.170 --> 00:13:01.750
واقعا ؟

00:13:02.580 --> 00:13:07.860
اما از امروز به بعد اون در معبد بودایی زندگی میکنه

00:13:07.860 --> 00:13:12.920
باید از خوردن گوشت خودداری کنه و تمام عمرش
به درگاه بودا دعا کنه تا برای گناهانش توبه کنه

00:13:21.610 --> 00:13:24.480
بانو ... بانو

00:13:24.480 --> 00:13:26.400
فوخنگ

00:13:59.230 --> 00:14:02.430
همسر لینگ ... چرا تازه اومدین ؟

00:14:04.820 --> 00:14:07.420
منظورم اینه که ... امپراتور خیلی وقته منتظر شما هستن

00:14:07.420 --> 00:14:10.760
ایشون بعد از همچین انتظار طولانی عصبانی میشن

00:14:11.660 --> 00:14:16.320
امروز در جلسه ی دربار اتفاقی افتاده ؟

00:14:18.000 --> 00:14:19.790
... خوب

00:14:27.510 --> 00:14:30.740
امپراتور ... همسر لینگ اینجا هستن

00:14:32.640 --> 00:14:34.660
اینجا چیکار میکنی ؟

00:14:35.320 --> 00:14:37.710
کی بهتون گفت به اینجا دعوتش کنین ؟

00:14:42.430 --> 00:14:43.770
الان باید زمان صرف غذا باشه ... درسته ؟

00:14:43.770 --> 00:14:46.060
اگه گرسنه ای برگرد قصر ین شی

00:14:49.930 --> 00:14:51.700
غذا رو بیارید

00:14:51.700 --> 00:14:53.360
بله

00:15:10.600 --> 00:15:12.210
چیکار داری میکنی ؟

00:15:12.210 --> 00:15:14.650
امپراتور من همیشه تنهایی غذا میخورم

00:15:14.650 --> 00:15:17.160
خیلی کسالت آوره

00:15:17.160 --> 00:15:19.360
پس شما رو همراهی میکنم ... باشه ؟

00:15:20.460 --> 00:15:22.620
متمرد

00:15:23.430 --> 00:15:26.060
امپراتور شما یه ساعت طول میکشه غذا بخورین

00:15:26.060 --> 00:15:30.320
من قراره فروتن باشم و برای خدمت سرپا وایستم

00:15:30.320 --> 00:15:31.810
خیلی خسته کننده ست

00:15:31.810 --> 00:15:34.780
اینکه برای خدمت سرپا وایستی
باعث افتخارت میشه ... این رو میدونی ؟

00:15:34.780 --> 00:15:38.210
حتی اگه ملکه موقع غذا همراهیم کنه
اونم سرپا وایمیسته و غذا میخوره

00:15:38.210 --> 00:15:41.540
پس امپراتور شما باید بذارین هر
کس دنبال افتخاره شما رو همراهی کنه

00:15:41.540 --> 00:15:44.660
... اگه شما اصرار دارین من همراهی اتون کنم

00:15:44.660 --> 00:15:47.150
پس من باید بشینم

00:15:51.490 --> 00:15:53.950
تو متمردترین آدمی

00:15:53.950 --> 00:15:59.230
بشین ... بشین ... اگه نذارم بشینی یه
راه دیگه برای عذاب دادنم پیدا میکنی

00:16:03.820 --> 00:16:08.530
امپراتور ... این غذا خوشمزه ست

00:16:09.460 --> 00:16:11.230
امتحانش کنین امپراتور

00:16:11.230 --> 00:16:14.470
همسر لینگ شما نباید این کار رو بکنین
هرگز نباید این کار رو بکنین

00:16:14.470 --> 00:16:18.950
موقع غذا شما نمیتونین اصرار کنین یه غذا مزه مزه بشه

00:16:18.950 --> 00:16:22.350
این قانونیه که از نیاکان امون به جا مونده

00:16:23.930 --> 00:16:26.530
پس خودم میخورمش

00:16:29.490 --> 00:16:33.100
موقع غذا حرف نزن و موقع خواب صحبت نکن

00:17:00.880 --> 00:17:03.530
اینقدر خوشمزه ست ؟

00:17:08.880 --> 00:17:12.860
همسر لینگ ... امپراتور یه سوال ازتون پرسیدن

00:17:14.180 --> 00:17:17.090
موقع غذا حرف نزنین و موقع خواب صحبت نکنین امپراتور

00:17:17.920 --> 00:17:20.940
اما همسر لینگ ... اگه امپراتور ازتون سوال کردن

00:17:20.940 --> 00:17:23.380
شما باید جواب بدین

00:17:23.380 --> 00:17:25.750
خوشمزه ست امپراتور

00:17:25.750 --> 00:17:28.720
غذای سلطنتی امپراتور در مقایسه
... با آشپزخونه ی کوچیک قصر من

00:17:28.720 --> 00:17:30.690
خیلی بهتره

00:17:32.590 --> 00:17:35.110
امپراتور ؟ -
فعلا ساکت باش -

00:17:35.110 --> 00:17:36.230
چرا ؟

00:17:36.230 --> 00:17:41.810
میدونم ... به محض اینکه دهانت
رو باز کنی سرآشپز رو ازم میخوای

00:17:44.760 --> 00:17:49.620
امپراتور ... من اونقدرم پررو نیستم

00:17:51.940 --> 00:17:53.620
ماه پیش ... درسته ؟

00:17:54.320 --> 00:17:56.120
جوهردانم رو گرفتی

00:17:56.120 --> 00:17:58.480
پریروز ساعت جیبیم بود

00:17:58.480 --> 00:18:02.560
دیروز دیدی جام یشم زیباست
بنابراین اون رو همراه خودت بردی

00:18:02.560 --> 00:18:06.530
در کل شهر ممنوعه پرروترین آدم تویی

00:18:08.560 --> 00:18:10.260
شهر ممنوعه ؟

00:18:10.260 --> 00:18:15.120
نه ... کل دنیا خدمتکار شما هستن

00:18:15.120 --> 00:18:17.960
چرا یه خدمتکار باید نیاز به کم رویی داشته باشه ؟

00:18:21.750 --> 00:18:24.220
نمیدونم دیگران این رو به چشمی میبینن

00:18:25.260 --> 00:18:27.700
... اما از روزی که تو وارد قصر شدی

00:18:30.280 --> 00:18:32.170
بله

00:18:32.170 --> 00:18:36.590
اما از روزی که تو وارد قصر شدی
همیشه داری میگی یه خدمتکاری

00:18:36.590 --> 00:18:40.680
اما هیچوقت یه بارم زانو زدن واقعیت رو ندیدم

00:18:41.330 --> 00:18:43.290
این واقعا برام ناراحت کننده ست

00:18:43.290 --> 00:18:46.120
امپراتور ... بالاخره یه روز بهش عادت میکنین

00:18:52.230 --> 00:18:54.900
همیشه دیگران به من عادت میکنن

00:18:54.900 --> 00:18:58.860
اما هیچکس از من نمیخواد بهش عادت کنم

00:18:58.860 --> 00:19:02.350
تو خیلی پر دل و جراتی

00:19:13.450 --> 00:19:18.070
امروز دقیقا چی امپراتور رو ناراحت نگه داشته ؟

00:19:18.070 --> 00:19:20.920
نمیدونی که حرمسرا نمیتونه در سیاست دخالت کنه ؟

00:19:22.660 --> 00:19:25.080
پس فکر کنین من ازتون نپرسیدم

00:19:26.120 --> 00:19:28.060
به اندازه ی کافی از این غذا خوردم

00:19:28.060 --> 00:19:29.120
میتونین ببریدش

00:19:29.120 --> 00:19:30.690
بله

00:19:35.780 --> 00:19:38.790
تو واقعا وجدان نداری

00:19:38.790 --> 00:19:41.250
به وضوح داری میبینی ناراحتم اما سعی نمیکنی بهم دلداری بدی ؟

00:19:41.250 --> 00:19:44.030
... اما امپراتور الان خودتون گفتین

00:19:44.030 --> 00:19:46.400
که حرمسرا نمیتونه در سیاست دخالت کنه

00:19:46.400 --> 00:19:50.650
چرا اگه این رو بگم اشتباهه
اما اگه این رو نگم بازم اشتباهه ؟

00:19:52.230 --> 00:19:54.490
درکش خیلی سخته

00:20:02.790 --> 00:20:05.860
دو تا رئیس اصلی قبیله ی هولان در حال شورشن

00:20:05.860 --> 00:20:08.760
آفان زافو کشته شده

00:20:08.760 --> 00:20:11.730
کل پیاده نظام هزار نفره ی سبز نابود شده

00:20:11.730 --> 00:20:14.930
ژنرال ژائو هویی از کشور دینگ بیان
در اردوگاه آب سیاه گیر افتاده

00:20:15.570 --> 00:20:18.730
... من پرسیدم کی جرات داره با عجله برای نجاتش بره

00:20:18.730 --> 00:20:22.830
کل وزرای دانشمند و نظامی دربار سلطنتی ساکت موندن

00:20:22.830 --> 00:20:25.130
فقط یه نفر

00:20:25.130 --> 00:20:26.860
لرد فوخنگ ؟

00:20:38.200 --> 00:20:41.270
تو خیلی بی پرده صحبت میکنی

00:20:41.270 --> 00:20:44.360
واقعا نمیخوای هیچ احتیاطی کنی ؟

00:20:47.330 --> 00:20:49.940
... از اونجایی که چیزی برای پنهان کردن ندارم

00:20:49.940 --> 00:20:51.800
چرا باید احتیاط کنم ؟

00:20:56.800 --> 00:21:00.820
فوخنگ در میدان جنگ شجاع و قهرمان صفته

00:21:01.390 --> 00:21:03.790
اما در مقابل خطرات بی باکه

00:21:03.790 --> 00:21:08.090
در جنگ جین چوآن من احکام زیادی پشت سر هم ارسال کردم

00:21:08.090 --> 00:21:11.130
اما نتونستم از میدون جنگ احضارش کنم

00:21:12.360 --> 00:21:14.010
... نگرانم

00:21:14.010 --> 00:21:16.150
یه ژنرال صدها بار در جنگ ها میمیره

00:21:19.100 --> 00:21:21.190
... برای لرد فوخنگ

00:21:22.510 --> 00:21:25.090
... مُردن در میدان جنگ

00:21:25.090 --> 00:21:27.600
خدمت به کشورشه

00:21:27.600 --> 00:21:30.470
شاید این موضوع اون رو به آرزوش میرسونه

00:21:32.400 --> 00:21:36.910
... تو داری این رو میگی اما نمیترسی روح ملکه ی فقید

00:21:36.910 --> 00:21:39.810
به خاطر اینکه اصرار داری فوخنگ رو
بفرستی زندگیش رو فدا کنه سرزنشت کنه ؟

00:21:43.420 --> 00:21:45.460
... من باور دارم

00:21:47.440 --> 00:21:51.230
... ملکه در این دنیا

00:21:51.230 --> 00:21:53.300
تنها کسیه که لرد فوخنگ رو بهتر از همه درک میکنه

00:21:55.560 --> 00:21:59.100
... محافظت امپراتور ... برای اون

00:22:00.360 --> 00:22:05.140
یه تحقیر و پابنده

00:22:07.270 --> 00:22:09.910
... چیزی که لرد فوخنگ میخواست

00:22:11.170 --> 00:22:15.050
همیشه این بود یه شاهین باشه که در افق اوج میگیره

00:22:16.530 --> 00:22:19.820
نه یه قوش که از خونه مراقبت و محافظت میکنه

00:22:29.510 --> 00:22:31.970
<i>قصر چینگ چینگ</i>

00:22:33.420 --> 00:22:37.940
ژنرال یارهاسان بعد از جنگ هولان شغلش رو از دست داد

00:22:37.940 --> 00:22:42.020
فرمانده شوندی نا و فرمانده ما دی شنگ همونجا سر بریده شدن

00:22:42.020 --> 00:22:45.760
... حتی ژنرال ژائو هویی که در جنگ شجاع و دلاوره

00:22:45.760 --> 00:22:47.860
در اردوگاه آب سیاه محاصره شده

00:22:47.860 --> 00:22:50.530
تو این بار باید خیلی محتاط باشی

00:22:50.530 --> 00:22:52.160
نگران نباش ... متوجه شدم

00:22:52.160 --> 00:22:54.140
چطور انتظار داری نگران نباشم ؟

00:22:54.140 --> 00:22:56.100
امپراتور به وضوح درخواستت رو رد کرد

00:22:56.100 --> 00:22:59.060
چرا در عرض یه شب نظرش رو عوض کرد ؟

00:23:36.730 --> 00:23:40.290
این همه زن در دنیا هست اما تو
فقط باید اون رو دوست داشته باشی

00:23:40.290 --> 00:23:42.880
نمیدونم خوش شانسی یا بد شانس

00:23:44.090 --> 00:23:47.690
کسی که بهش عشق میورزی زن محرم اسرارتم هست

00:23:47.690 --> 00:23:49.300
معلومه که این خوش اقبالی و خوش بختی کل عمرته

00:23:49.300 --> 00:23:51.050
محرم اسرار ؟

00:23:52.370 --> 00:23:55.060
... ممکن نیست همسر لینگ به امپراتور پیشنهاد کرده باشه

00:23:55.060 --> 00:23:59.570
ممکن نیست ... اون اونقدر جسوره
که در امور دولتی دخالت میکنه ؟

00:23:59.570 --> 00:24:02.200
ممکنه اشتباه حدس زده باشی ؟

00:24:02.200 --> 00:24:04.150
به چی داری لبخند میزنی ؟

00:24:06.100 --> 00:24:10.080
خیلی خوشحالم که امروز اومد تا یه بدرقه ی مخصوص ازم بکنه

00:24:10.080 --> 00:24:13.020
فوخنگ ... دیوونه شدی ؟

00:24:13.020 --> 00:24:16.830
اون نیومده بود تو رو ببینه ... تو
فقط به طور تصادفی بهش برخوردی

00:24:16.830 --> 00:24:19.070
اون هیچی بهت نگفت

00:24:20.670 --> 00:24:22.600
... بعضی حرفا

00:24:22.600 --> 00:24:24.760
نیاز نیست به همدیگه گفته بشن

00:24:24.760 --> 00:24:26.730
بلکه میتونین اون رو از ذهن هم بخونین

00:24:29.500 --> 00:24:30.990
بیا بریم

00:24:47.130 --> 00:24:49.660
معنی این کار چیه ؟

00:24:49.660 --> 00:24:51.770
همسر لینگ اینطور گفت

00:24:51.770 --> 00:24:55.120
شما در باغ یوآن مینگ دارین استعدادتون رو هدر میدین

00:24:55.120 --> 00:24:56.520
... اگه تمایل داشته باشین

00:24:56.520 --> 00:25:01.370
میتونین هر شغلی مد نظرتونه در دفتر امور داخلی انتخاب کنین

00:25:03.830 --> 00:25:05.830
فقط همین ؟

00:25:08.590 --> 00:25:11.180
شما برادر قسم خورده همسر لینگ هستین

00:25:11.180 --> 00:25:14.570
مهم نیست به شهر ممنوعه برگردین یا به یه منطقه ی خارجی برید

00:25:14.570 --> 00:25:16.830
تمام مسئله فقط یه کلمه ست

00:25:16.830 --> 00:25:19.300
من واقعا خیلی بهتون حسودیم میشه

00:25:19.300 --> 00:25:21.110
شما بهترین فهم و بصیرت رو دارین

00:25:21.110 --> 00:25:24.140
که با همسر لینگ سوگند رابطه ی خویشاوندی خوردین

00:25:24.140 --> 00:25:27.080
حالا به دامن لباس ایشون پیوند خوردین

00:25:27.080 --> 00:25:29.260
تا آسمون اوج میگیرین

00:25:31.450 --> 00:25:33.340
بیا اینجا

00:25:43.590 --> 00:25:46.250
واقعا فقط یه کلمه ؟

00:25:46.250 --> 00:25:48.220
فقط یه کلمه

00:25:51.260 --> 00:25:53.880
بیشتر فکر کن

00:25:54.820 --> 00:25:58.700
... همینطور یه جفت کفش ... همسر لینگ

00:25:59.210 --> 00:26:01.770
اونا رو درست کردن ... خودشون این رو گفتن

00:26:01.770 --> 00:26:03.640
ایشون میخواست وقتی هنوز در
باغ یوان مینگ بود اونا رو بهتون بده

00:26:03.640 --> 00:26:07.280
اما فرصتش رو پیدا نکرد ... این رو فراموش کرده بودم

00:26:08.390 --> 00:26:13.080
گوش کن ... تمام افکار محقرانه ات رو میدونم

00:26:13.080 --> 00:26:17.260
میترسیدی به محض اینکه برم
مقامت رو از دستت دربیارم ... درسته ؟

00:26:17.260 --> 00:26:21.060
دوباره جلوی من از این حقه های ناچیز نزن

00:26:21.790 --> 00:26:23.340
برو گم شو

00:26:24.780 --> 00:26:26.810
باشه ... باشه ... دیگه عصبانی نباشین

00:26:26.810 --> 00:26:29.790
الان میرم گم میشم

00:26:48.470 --> 00:26:52.760
چرا به امپراتور پیشنهاد کردی لرد فوخنگ رو بفرسته میدون جنگ ؟

00:26:54.020 --> 00:26:56.140
اون یه بار بهم کمک کرد

00:26:56.140 --> 00:26:58.950
پس منم بهش کمک کردم به آرزوش برسه

00:26:58.950 --> 00:27:01.520
فرض میکنم این پرت کردن یه هلو و پس گرفتن یه آلوئه
[ از هر دستی دادی از همون دست پس میگیری ]

00:27:08.090 --> 00:27:10.550
... در گذشته ... وقتی ملکه گل آرایی میکرد

00:27:10.550 --> 00:27:13.480
هر چی هم که میشد اونا باعث شادی و لذت چشم ها و قلب میشدن

00:27:14.550 --> 00:27:18.920
اما به گل آرایی من نگاه کن ... خیلی ناخوشاینده

00:27:18.920 --> 00:27:23.560
برای همین امپراتور بهت گفت عادی و متوسطی

00:27:25.270 --> 00:27:30.890
خطاطی ... نقاشی و نواختن زیتار ... برای
جبران کمبودشون میشه روشون کار کرد

00:27:30.890 --> 00:27:36.760
اما میدان دید و تحمل شخص به سال ها غوطه ور شدن نیاز داره

00:27:38.600 --> 00:27:41.500
ملکه در یه خانواده ی بزرگ متولد شده بود

00:27:41.500 --> 00:27:45.620
من در بازار بزرگ شدم بنابراین طبیعتا نمیتونم باهاش قابل قیاس باشم

00:27:46.980 --> 00:27:49.070
پس چرا هنوز تمرین میکنی ؟

00:27:49.540 --> 00:27:52.540
اگه یه روز کاری از پیش نبره پس یه سال تمرین میکنم

00:27:52.540 --> 00:27:55.400
اگه یه سال فایده نداشته باشه پس ده سال تمرین میکنم

00:27:55.920 --> 00:27:59.570
مهارت های ذاتی من کمبود داره اما با پشتکار رفعش میکنم

00:28:00.410 --> 00:28:03.770
نمیتونم در نقاشی یا زیتار زدن عالی باشم

00:28:03.770 --> 00:28:08.390
اما هر بار امپراتور ازم سوال میکنه نمیتونم فقط یه احمق باشم

00:28:11.860 --> 00:28:14.770
بانوی من مسئله حل شد

00:28:14.770 --> 00:28:18.040
درضمن امپراتور یه نفر رو فرستادن
تا یه دسته زین و برگ اسب تحویل بده

00:28:18.040 --> 00:28:22.060
ایشون گفتن فردا بهتون اسب سواری یاد میدن

00:28:22.060 --> 00:28:23.380
اسب سواری ؟

00:28:23.380 --> 00:28:27.290
بله ... در آینده امپراتور شما رو برای
شرکت در شکار پاییزی مولان میبرن

00:28:27.290 --> 00:28:30.640
بنابراین ما نیاز داریم والاحضرت اول اسب سواری یاد بگیرن

00:28:30.640 --> 00:28:34.650
کی گفت من دلم میخواد برم شکار ؟ بذارین ایشون استراحت کنن

00:28:35.210 --> 00:28:39.600
والاحضرت من جرات ندارم این جواب رو به امپراتور بدم

00:28:40.360 --> 00:28:43.680
والاحضرت ... امپراتور خودشون شخصا به شما اسب سواری یاد میدن

00:28:43.680 --> 00:28:48.280
این افتخاریه که هیچ کدوم دیگه از زنای حرمسرا نداشتن

00:28:48.280 --> 00:28:50.430
اسب سواری ؟

00:28:52.700 --> 00:28:54.940
اسب سواری ؟

00:28:59.880 --> 00:29:04.360
امپراتور درست میگن ... اسب سواری سرگرم کننده ست

00:29:04.910 --> 00:29:11.840
ژیائو ژوان زی ... برو و خبر اینکه اپراتور
فردا شخصا بهم آموزش میدن همه جا پخش کن

00:29:12.320 --> 00:29:18.790
این با ارزش ترین جینسینگه که همسر نجیب زاده
مخصوصا برای شاهزاده ی پنجم از انبار انتخاب کردن

00:29:24.190 --> 00:29:27.290
توجه والاحضرت خیلی بیشتر از حد سپاسگزاری منه

00:29:27.290 --> 00:29:29.760
اما شاهزاده ی پنجم به بیماری سرفه دچار شده

00:29:29.760 --> 00:29:32.080
پزشک سلطنتی داره با پیاز زنبق درمانش میکنه

00:29:32.080 --> 00:29:35.600
میترسم به یه ترمیم کننده ی حیاتی مثل این جینسینگ نیاز نداشته باشیم

00:29:35.600 --> 00:29:39.730
نیت خوب شما رو ناامید کردم

00:29:40.460 --> 00:29:43.860
معمولا برای درمان سفره نمیتونی از جینسینگ استفاده کنی

00:29:43.860 --> 00:29:46.960
اما من قبلا از پزشک های سلطنتی پرسیدم

00:29:46.960 --> 00:29:51.310
بیماری سرفه ی شاهزاده ی پنجم ناشی از نارسایی ریه اشه

00:29:51.310 --> 00:29:55.460
این جینسینگ برای برگردوندن انرژیشه

00:29:55.460 --> 00:29:58.090
انبار بزرگ هزاران جینسینگ داره

00:29:58.090 --> 00:30:02.950
من اونی که برای شاهزاده ی پنجم
مناسب ترینه انتخاب کردم ... خیالت راحت باشه

00:30:06.330 --> 00:30:10.150
از طرف شاهزاده ی پنجم از والاحضرت تشکر میکنم

00:30:10.150 --> 00:30:13.450
اینقدر باهام رسمی نباش ... بلند شو

00:30:15.790 --> 00:30:21.050
همسر یو ... شنیدی که امپراتور فردا
همسر لینگ رو برای اسب سواری میبره ؟

00:30:25.350 --> 00:30:27.520
بیاید در مورد این چیزا حرف نزنیم

00:30:30.000 --> 00:30:33.960
من خسته ام ... میخوام استراحت کنم

00:30:44.660 --> 00:30:47.210
ناامیدم نکن

00:31:04.220 --> 00:31:06.730
بعد از اینکه سوار اسب شدی قدم ها رو اشتباه برندار

00:31:06.730 --> 00:31:08.100
آرومتر ... آرومتر

00:31:08.100 --> 00:31:10.330
افسار رو محکم بگیر

00:31:10.330 --> 00:31:12.160
امپراتور

00:31:12.160 --> 00:31:14.900
اینقدر شق و رق نباش

00:31:14.900 --> 00:31:16.860
تو که عروسک چوبی نیستی

00:31:16.860 --> 00:31:19.720
آروم باش ... آروم باش

00:31:23.020 --> 00:31:24.980
لی یو ... شروع به دووندنش کن

00:31:24.980 --> 00:31:26.760
لی یو -
نگران نباشید والاحضرت -

00:31:26.760 --> 00:31:28.950
چرا داری میدوونیش ؟

00:31:28.950 --> 00:31:31.430
اشکالی نداره -
آرومتر -

00:31:32.130 --> 00:31:33.730
آرومتر

00:31:41.120 --> 00:31:44.300
حرکت اسب رو آرومتر کن ... بله ... ادامه بده

00:31:44.300 --> 00:31:47.660
این اسب خوب نیست ... آروم و مطیع نیست

00:31:47.660 --> 00:31:50.670
این فِرگ هانای منه ... باارزش ترین اسبم

00:31:50.670 --> 00:31:54.310
دیگران حتی نمیتونن بهش دست بزنن و تو خیلی نمک نشناسی

00:31:54.310 --> 00:31:56.850
چرا خودت رو به خاطر آروم روندنش سرزنش نمیکنی ؟

00:31:56.850 --> 00:31:58.220
برو

00:31:58.220 --> 00:32:00.480
امپراتور ... آرومتر

00:32:00.480 --> 00:32:02.030
برو

00:32:05.130 --> 00:32:06.730
چی شده ؟

00:32:06.730 --> 00:32:08.380
هیچی

00:32:09.010 --> 00:32:12.780
هیچوقت ندیدم امپراتور یه همسر رو اینقدر نازپرورده کنن

00:32:12.780 --> 00:32:15.890
در دنیا هیچ عشقی بدون علت وجود نداره

00:32:15.890 --> 00:32:18.070
... برای به دست آوردن پرستش امپراتور

00:32:18.070 --> 00:32:21.150
والاحضرت زحمت کشید و کلی فکر پاش گذاشت

00:32:22.540 --> 00:32:27.140
وقتی از همسر لینگ حرف میزنیم تو همچین نگاه تجلیل کننده ای داری

00:32:37.370 --> 00:32:38.880
بیا

00:33:15.090 --> 00:33:17.490
حالا میتونی تنهایی سوارش بشی ؟

00:33:18.020 --> 00:33:21.150
میتونم ... میتونم سوارش بشم

00:33:21.150 --> 00:33:22.530
این اسب خیلی بزرگه

00:33:22.530 --> 00:33:24.300
لی یو -
اینجام -

00:33:24.300 --> 00:33:28.630
برو ... اسب سر به زیری که گفتم
... برای همسر لینگ حاضر کنی

00:33:28.630 --> 00:33:30.890
برو بیارش -
بله -

00:33:33.510 --> 00:33:36.440
بعدا باید مراقب باشی

00:33:36.440 --> 00:33:38.430
من نمیتونم کاری بکنم

00:33:38.430 --> 00:33:40.310
نگران نباشید امپراتور

00:33:41.070 --> 00:33:42.600
بیا

00:33:57.770 --> 00:33:59.450
مراقب باش

00:34:10.480 --> 00:34:12.760
دستت رو آروم کن

00:34:13.830 --> 00:34:16.320
درسته ... درسته

00:34:16.320 --> 00:34:18.750
قربان ... گزارش جنگ

00:34:25.410 --> 00:34:27.010
پات رو به شکم اسب گیر بده

00:34:27.010 --> 00:34:29.940
امپراتور ... گزارش جنگ

00:34:32.410 --> 00:34:34.040
ادامه بده

00:34:35.550 --> 00:34:39.960
هودون با فریب ارتش ما رو به یه اردوگاه آب
گرفته کشوند و ارتش ما مجبور شد یه سنگر
حفر کنه تا طی 10 روز به سختی آب رو تخلیه کنه

00:34:39.960 --> 00:34:42.690
تا اینکه لرد فوخنگ نیروی کمکی رو به اردوگاه آب سیاه هدایت کرد

00:34:42.690 --> 00:34:47.440
همراه ژنرال ژائو هویی با حمله از هر دو جناح از جلو
و عقب با موفقیت دشمن پنج هزار نفری رو از بین بردن

00:34:47.440 --> 00:34:50.040
... اما اسب جنگی ژائو هویی

00:34:50.040 --> 00:34:55.160
در گل و لای به دام افتاد و ژنرال از
اسب افتاد و پاش یه کمی صدمه دید

00:34:55.160 --> 00:34:58.080
لرد فوخنگ ، هودون که در حال فرار بود تعقیب کرد

00:34:58.080 --> 00:35:02.540
اما تا الان خبری ازش نداریم

00:35:04.440 --> 00:35:06.960
... قبلا بهش گفتم

00:35:06.960 --> 00:35:12.220
هودون حیله گره و عادت داره دشمن رو گول بزنه و به دام بندازه

00:35:12.220 --> 00:35:15.810
نمیتونیم تو هیچ کاری زیاده روی کنیم

00:35:15.810 --> 00:35:19.940
خیالتون راحت باشه امپراتور ... لرد فوخنگ دید خوبی داره

00:35:22.670 --> 00:35:24.760
همسر لینگ

00:35:26.460 --> 00:35:29.850
یینگ لو -
امپراتور ... نه -

00:35:35.250 --> 00:35:36.760
امپراتور ... امپراتور

00:35:36.760 --> 00:35:38.660
والاحضرت -
همسر لینگ -

00:35:38.660 --> 00:35:40.770
یینگ لو ... یینگ لو

00:35:40.770 --> 00:35:42.620
پزشک سلطنتی ... پزشک سلطنتی

00:35:42.620 --> 00:35:45.550
عجله کنین ... پزشک سلطنتی رو احضار کنین

00:35:59.370 --> 00:36:02.770
امپراتور ... همسر لینگ یه
شکستگی در بازوی راست اشون دارن

00:36:02.770 --> 00:36:05.050
آسیب دیدگی جزئی نیست

00:36:05.050 --> 00:36:07.170
من داروی داغ رو آماده کردم

00:36:07.170 --> 00:36:12.260
و این رو به بازوشون بمالین تا فعلا دردشون رو کم کنه

00:36:12.260 --> 00:36:14.590
اول آسیب دیدگی بازوش رو درست نمیکنی ؟

00:36:14.590 --> 00:36:18.730
اگه درست همین الان آسیب دیدگی بازو رو
درست کنیم دردش برای والاحضرت غیر قابل تحمله

00:36:18.730 --> 00:36:23.420
باید وقتی دارو اثر کرد و درد رو کم کرد انجامش بدیم

00:36:24.020 --> 00:36:26.390
... و در ضمن این داروی داغ

00:36:26.390 --> 00:36:29.820
وقتی خنک شد باید فورا با یه جدید عوضش کنین

00:36:29.820 --> 00:36:31.540
نباید یه دقیقه هم از کنارش برید

00:36:31.540 --> 00:36:35.570
من بدون وقفه مراقبت میکنم
وقتی دارو خنک شد فورا عوضش میکنم

00:36:35.570 --> 00:36:38.170
بعدا من جراحت اشون رو درست میکنم

00:36:38.170 --> 00:36:41.190
میترسم اونقدر دردناک باشه که ایشون نتونه بخوابه

00:36:42.270 --> 00:36:44.030
شما باید مراقبش باشین

00:36:44.030 --> 00:36:46.850
نذارید به جراحتش دست بزنه

00:36:46.850 --> 00:36:48.740
بله

00:36:48.740 --> 00:36:52.020
امپراتور ... گزارش دوم جنگ اینجاست

00:36:57.700 --> 00:37:01.660
مینگ یو ... خوب مراقب بانوت باش

00:37:01.660 --> 00:37:03.570
از دستورتون اطاعت میکنم

00:37:04.640 --> 00:37:06.150
امپراتور

00:37:15.980 --> 00:37:20.480
امپراتور ... من یه کم پیش اسب رو بررسی کردم

00:37:20.480 --> 00:37:22.610
اول به موضوع جنگ برس

00:37:22.610 --> 00:37:28.620
بله ... امپراتور ... لرد فوخنگ
شجاعانه جلوی فرار رو گرفت

00:37:28.620 --> 00:37:32.350
فقط هودون تونست با حدود دوجین افراد باقیمونده اش فرار کنه

00:37:32.350 --> 00:37:34.290
... لرد فوخنگ و ژنرال ژائو هویی

00:37:34.290 --> 00:37:37.630
در حال حاضر دارن نیروها رو برای نبرد بعدی سازماندهی میکنن

00:37:39.030 --> 00:37:41.210
فهمیدم

00:37:41.210 --> 00:37:44.380
امپراتور

00:37:44.380 --> 00:37:46.540
من آخور اسب رو بررسی کردم

00:37:46.540 --> 00:37:49.300
فهمیدم کسی در غذاش دست بُرده

00:37:49.300 --> 00:37:52.340
که باعث شد یه اسب معمولا سر به زیر یه دفعه وحشی بشه

00:37:52.340 --> 00:37:55.530
همین باعث شد همسر لینگ یه دفعه سقوط کنن

00:37:55.530 --> 00:38:00.010
اگه به خاطر اقدام به نجات سریع شما نبود که از
.. ضربه خوردن به سر همسر لینگ جلوگیری کنین

00:38:00.010 --> 00:38:03.460
میترسم زندگی ایشون از دست میرفت

00:38:10.640 --> 00:38:13.370
... کل اسطبل سلطنتی

00:38:13.370 --> 00:38:17.980
... از سرپرست گرفته تا مدیر و کارمندها رو

00:38:17.980 --> 00:38:20.670
برای بازجویی بازداشت کنین

00:38:20.670 --> 00:38:22.090
بله

00:38:22.860 --> 00:38:25.760
.. امپراتور ... این خشکسالی در شرق ژی جیانگ

00:38:25.760 --> 00:38:29.140
همه ی وزرای عالی دفتر نظامی و سیاسی
در تالار غربی منتظرن تا درباره اش گفتگو کنن

00:38:29.140 --> 00:38:32.300
... اما همسر لینگ

00:38:42.300 --> 00:38:43.890
دستوراتم رو ارسال کنین

00:38:43.890 --> 00:38:48.110
بازرس پزشکی ژانگ و پزشک ارشد یی رو
احضار کنین تا به نوبت در قصر ین شی مراقب باشن

00:38:48.110 --> 00:38:50.580
اگر همسر لینگ بیدار شد فورا بهم گزارش بدید

00:38:50.580 --> 00:38:52.330
بله

00:38:52.330 --> 00:38:56.740
شاهزاده خی ... نظرت درباره ی
خشکسالی در شرق ژی جیانگ چیه ؟

00:38:58.380 --> 00:39:00.090
... در جواب امپراتور باید بگم

00:39:00.090 --> 00:39:03.550
الان با خرابی محصولات و نبودن چیزی که مردم بهش توسل کنن

00:39:03.550 --> 00:39:06.230
... میترسم هیچ کدوم از حوزه ها در مورد خراج حبوبات

00:39:06.230 --> 00:39:08.140
امسال قادر به تدارک دیدن نباشن

00:39:08.140 --> 00:39:12.570
در  عوض ما باید به تاخیرش بندازیم تا به
همه نشون بدیم دربار بهشون اهمیت میده

00:39:12.570 --> 00:39:16.170
درضمن من چند روز پیش وضعیت خشکسالی
در شرق ژی جیانگ رو بررسی کردم

00:39:16.170 --> 00:39:21.230
واقعا شدید و گسترده ست ... به 200 هزار
تیل به عنوان کمک رسانی امدادی نیاز داره

00:39:24.850 --> 00:39:29.580
به تعویق انداختن خراج و کمک مالی از اقدامات متداوله

00:39:30.490 --> 00:39:32.870
امداد فقط یه طرفه ست

00:39:33.430 --> 00:39:39.310
برای آروم کردن روحیه ی مردم قصد دارم روز نهم
به برکه ی اژدهای سیاه برم تا برای بارون دعا کنم

00:39:39.310 --> 00:39:44.320
و به وزیر دادگستری دستور میدم خیلی از زندانی ها رو
آزاد کنه و احکام چوب خوردن و احکام کمتر رو کاهش بده

00:39:44.320 --> 00:39:47.750
امپراتور .. فرماندار کل ژیلی ، فان گوآن یه گزارش ارسال کرده

00:39:47.750 --> 00:39:51.850
چهل و سه استان از جمله دونگ گوآنگ و
وو چینگ با فاجعه ی ملخ دست به گریبانن
( کل بلاهای عالم یه جا داره سرشون میاد انگار )

00:39:51.850 --> 00:39:53.620
امپراتور

00:39:58.260 --> 00:39:59.710
ادامه بده

00:39:59.710 --> 00:40:02.330
.. به علاوه شهر جینان از شان دونگ گزارش داده

00:40:02.330 --> 00:40:04.730
ملخ ها الان در ناحیه ی اونها حضور دارن

00:40:04.730 --> 00:40:10.150
ترس از اینه که فاجعه ی محلی امسال گسترده تر بشه و تقویت بشه

00:40:10.150 --> 00:40:15.220
امپراتور .. فرماندار یونان ، شو سی یه گزارش محرمانه ارسال کرده

00:40:15.220 --> 00:40:18.500
... یه نفر در حال کپی کردن و پخش تبلیغاته

00:40:18.500 --> 00:40:20.650
که سون جیاگان ، استاد ارشد آکادمی
سلطنتی هانلین داره از دولت انتقاد میکنه

00:40:20.650 --> 00:40:24.460
نثر با انحراف شدید یه تهمت بزرگ علیه امپراتوره

00:40:26.410 --> 00:40:30.960
سون جیاگان یه صاحب منصب فدائیه که حرفا رو در لفافه نمیزنه

00:40:30.960 --> 00:40:33.620
نباید به راحتی به شایعات اعتماد کرد

00:40:33.620 --> 00:40:36.780
به فرمانده ی پیاده نظام دستور بدین مخفیانه تحقیق کنه

00:40:36.780 --> 00:40:39.040
ما باید به انتهای مطلب برسیم

00:40:39.040 --> 00:40:42.030
... در مورد فاجعه ی محلی

00:40:51.350 --> 00:40:57.970
در مورد فاجعه ی محلی نگرانم این
فقط به ژیلی و شانگ دونگ محدود نباشه

00:40:57.970 --> 00:41:01.250
به هر فرماندار دستور بدین سختگیرانه نظارت کنه

00:41:01.250 --> 00:41:05.170
به محض دیدن نشونه ی فاجعه فورا گزارش کنه

00:41:05.170 --> 00:41:08.560
هر کسی پنهان کاری کنه و گزارش نده
... باعث میشه محل فاجعه گسترش پیدا کنه

00:41:08.560 --> 00:41:11.730
و با گسترش آفت به کشاورزها صدمه وارد میکنه

00:41:11.730 --> 00:41:14.020
در اینصورت همه اشون از مقام اشون عزل میشن

00:41:19.220 --> 00:41:20.790
امپراتور

00:41:23.690 --> 00:41:25.290
دیگه برو

00:41:34.400 --> 00:41:36.230
تقصیر منه

00:41:37.100 --> 00:41:41.010
نباید بهت یاد میدادم اسب سواری کنی

00:41:42.680 --> 00:41:44.650
... قبلا

00:41:47.530 --> 00:41:49.640
اما الان حالت خوبه

00:41:51.000 --> 00:41:53.680
من همراهت میمونم ... باشه ؟

00:41:53.680 --> 00:41:55.250
نه

00:41:56.460 --> 00:41:58.830
واقعا نیازی به همراهی من نداری ؟

00:42:09.490 --> 00:42:10.980
امپراتور

00:42:13.090 --> 00:42:14.840
درد میکنه ، درسته ؟

00:42:22.210 --> 00:42:24.480
یه نفر میخواست من رو بکشه

00:42:26.030 --> 00:42:28.390
فکرای بد نکن

00:42:28.390 --> 00:42:30.760
این فقط یه حادثه بود

00:42:32.690 --> 00:42:35.020
یه نفر میخواد من بمیرم

00:42:37.910 --> 00:42:42.340
یینگ لو ... همچین حرفای بدشگونی نزن

00:42:42.340 --> 00:42:44.040
امپراتور

00:42:45.320 --> 00:42:49.140
... اگه به خاطر این نبود که با عجله اومدین پیشم

00:42:49.140 --> 00:42:52.720
احتمالا گردنم شکسته بود

00:42:55.150 --> 00:42:59.490
تقصیر من بود ... همه اش تقصیر من بود

00:42:59.490 --> 00:43:02.150
باعث شدم رنج بکشی

00:43:02.150 --> 00:43:04.480
... اگه یه روزی

00:43:05.880 --> 00:43:08.350
... مقصر رو گرفتیم

00:43:09.820 --> 00:43:13.030
به خاطر من عدالت رو اجرا میکنین ؟

00:43:13.030 --> 00:43:17.030
اجرا میکنم ... قطعا این کار رو میکنم

00:43:46.040 --> 00:43:48.630
امپراتور ... امپراتور

00:43:48.630 --> 00:43:51.060
آسیب دیدگی شما خیلی شدیده

00:43:51.060 --> 00:43:53.480
چرا پزشک سلطنتی رو احضار نکردین ؟

00:43:56.120 --> 00:43:58.660
قصر ین شی دشمنای زیادی داره

00:43:58.660 --> 00:44:00.990
نمیخواستم دوباره توجهات رو جلب کنم

00:44:01.890 --> 00:44:03.700
بعدش اونقدر سرم شلوغ شد که فراموش کردم

00:44:03.700 --> 00:44:07.610
بسیارخب .. بیا کلمات رو هدر ندیم .. برام ساده اش کن

00:44:07.610 --> 00:44:11.280
امپراتور .. شما باید پزشک سلطنتی رو احضار کنین

00:44:11.280 --> 00:44:14.500
برو ... دارو بیار تا خونریزی رو متوقف کنیم

00:44:15.440 --> 00:44:17.140
بله

00:44:21.000 --> 00:44:31.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:31.024 --> 00:44:51.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.