﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 54</i>

00:01:53.910 --> 00:01:56.970
برادر ... تو درک نمیکنی

00:01:56.970 --> 00:02:00.290
قبلا درک نمیکردم اما حالا درک میکنم

00:02:01.380 --> 00:02:05.980
یینگ لو ... من بیشتر از همه تو رو تحسین میکنم

00:02:05.980 --> 00:02:09.020
ما آدمایی شبیه همدیگه هستیم

00:02:09.020 --> 00:02:15.790
هر دومون قلبمون از یخه ... هیچکس نمیتونه گرم امون کنه

00:02:36.660 --> 00:02:38.750
این لبخند احمقانه برای چیه ؟

00:02:38.750 --> 00:02:40.370
امپراتور

00:02:42.250 --> 00:02:44.430
این چیز احمقانه چیه ؟

00:02:44.430 --> 00:02:47.880
... امپراتور ... این

00:02:49.620 --> 00:02:52.110
به قیافه ی خودت نگاه کن

00:02:52.110 --> 00:02:55.160
میدونم باید یه هدیه از طرف کسی باشه که بهش علاقه داری

00:02:56.440 --> 00:03:01.040
اما گلدوزی اون دختر خیلی نخ نماست

00:03:02.320 --> 00:03:05.180
امپراتور ... شما درک نمیکنین

00:03:05.180 --> 00:03:07.490
این مسئله در مورد قلبه

00:03:07.490 --> 00:03:12.350
زن ها عاشق به هم بافتن کارهای کوچیک به همدیگه ان

00:03:12.920 --> 00:03:17.360
امروز برات یه کیسه ی نیلوفر گلدوزی میکنه ، فردا یه دستمال

00:03:17.360 --> 00:03:20.700
میدونی ... همچین اتلاف وقت هایی

00:03:20.700 --> 00:03:22.890
ازت میخوام دیگه بهش نگاه نکنی

00:03:22.890 --> 00:03:26.020
مهم نیست چطوری نگاه میکنی ، اونجا هیچ گلی دیده نمیشه

00:03:28.400 --> 00:03:30.210
چی میخوای بگی ؟

00:03:31.880 --> 00:03:34.580
... فقط فکر میکنم

00:03:34.580 --> 00:03:38.640
به نظر میاد این اواخر همسر لینگ از حس و
حال خارج شده و با شما بی اشتیاق رفتار میکنه

00:03:38.640 --> 00:03:42.910
برای همین شما خوشحال نیستین
و از قصد من رو مسخره میکنین

00:03:43.920 --> 00:03:47.160
یعنی من همچین آدم کوته فکری ام ؟

00:03:47.160 --> 00:03:51.350
اگه میخواد بی اشتیاق باشه اصلا برام مهم نیست

00:03:51.350 --> 00:03:56.540
بنابراین بذار ادامه بده و ببینیم من چه قدر دیگه بیخیال میمونم

00:03:57.950 --> 00:04:01.070
... امپراتور ... دوشیزه مینگ یو از قصر ین شی

00:04:01.070 --> 00:04:03.240
یه کلاه آورد

00:04:03.240 --> 00:04:07.030
گفت همسر لینگ شخصا این رو برای شما درست کردن

00:04:13.420 --> 00:04:15.510
قبلا بهت گفتم ... درسته ؟

00:04:15.510 --> 00:04:18.820
زن ها عاشق این هستن که خودشون رو مشغول کنن

00:04:29.760 --> 00:04:32.520
این ... ؟ -
... همسر لینگ گفتن -

00:04:32.520 --> 00:04:34.660
... این کلاه از این ماده درست شده

00:04:34.660 --> 00:04:39.970
که هم زمان سبک و گرم باشه تا
بتونین در زمستون بپوشیدش امپراتور

00:04:41.030 --> 00:04:45.860
امپراتور هوا هنوز گرمه بنابراین فعلا براتون میذارمش کنار

00:04:45.860 --> 00:04:48.970
وقتی زمستون شد میارمش بیرون

00:04:48.970 --> 00:04:50.400
نه

00:04:52.230 --> 00:04:54.550
شما هم همینطوری هستین

00:04:56.300 --> 00:04:58.110
چی داری میگی ؟

00:04:58.110 --> 00:05:04.240
... امپراتور ... داشتم میگفتم همسر لینگ در ظاهر سرده

00:05:04.240 --> 00:05:09.040
اما در قلبش با شما خوبه ... خزی که براش فرستاده
بودین همین الان دوباره براتون پس فرستاده شد

00:05:09.040 --> 00:05:12.120
معنیش اینه که ایشون تمام مدت داره به شما فکر میکنه

00:05:13.570 --> 00:05:15.940
اون خیلی بیکاره و وقتش رو برای درست
کردن همچین چیزای بی فایده ای میذاره

00:05:15.940 --> 00:05:18.470
وقتی میرم بیرون از همه طرف تحت حفاظتم

00:05:18.470 --> 00:05:22.020
چرا باید به این نیاز داشته باشم ؟ غیر ضروریه

00:05:31.810 --> 00:05:33.770
عالیه

00:05:37.800 --> 00:05:39.920
... هو -
نگرانش نباش -

00:05:40.650 --> 00:05:42.720
لیاقتش همینه

00:05:53.100 --> 00:05:54.800
هوپو

00:06:09.770 --> 00:06:12.140
کی گفت بیاریش اینجا ؟

00:06:13.300 --> 00:06:16.410
بانوی من اون کنار جاده غش کرد

00:06:16.410 --> 00:06:20.940
خدمتکارای اردوی کار بوسیله ی سرپرست اردوی کار اداره میشن

00:06:22.250 --> 00:06:25.100
از کی تا حالا قصر ین شی پناهگاه شده ؟

00:06:25.100 --> 00:06:26.880
ببریدش

00:06:29.530 --> 00:06:30.790
خواهر مینگ یو

00:06:30.790 --> 00:06:34.320
... ژن ژو ... اگه به خاطر تو نبود

00:06:34.320 --> 00:06:36.920
من نمیاوردمش اینجا

00:06:36.920 --> 00:06:39.940
.. هوپو ... از اونجایی که حالا بیدار شدی

00:06:39.940 --> 00:06:42.120
باید به جایی که بهش تعلق داری برگردی

00:06:42.120 --> 00:06:44.990
همسر لینگ ... من فرار کردم

00:06:44.990 --> 00:06:46.780
اگه برگردم میمیرم

00:06:46.780 --> 00:06:48.540
به خاطر گذشته بهتون التماس میکنم

00:06:48.540 --> 00:06:53.270
نه ... لطفا رحم داشته باشین و ازم بگذرین

00:06:53.270 --> 00:06:55.300
ببریدش

00:06:55.300 --> 00:06:59.420
همسر لینگ .. همسر لینگ ... من یه
راز میدونم که میتونه براتون مفید باشه

00:06:59.420 --> 00:07:03.100
لطفا یه فرصت بهم بدین که اشتباهم رو جبران کنم

00:07:03.820 --> 00:07:05.450
رازی که میتونه برام مفید باشه ؟

00:07:05.450 --> 00:07:09.520
... بله ... اگه جونم رو بهم ببخشید

00:07:09.520 --> 00:07:14.310
حاضرم همه چی رو بهتون بگم

00:07:15.470 --> 00:07:17.690
... روزی که ملکه ی فقید فوت کردن

00:07:17.690 --> 00:07:20.110
... ( بانویِ دوک ژونگ یونگ ( فوخنگ

00:07:20.110 --> 00:07:22.900
... نه ... آرچینگ

00:07:22.900 --> 00:07:25.400
با ملکه ی فقید ملاقات کرد

00:07:26.610 --> 00:07:28.500
آرچینگ ؟

00:07:28.500 --> 00:07:31.620
... بله ... اون روز

00:07:31.620 --> 00:07:33.650
من چای رو بردم داخل

00:07:33.650 --> 00:07:36.190
شنیدم دارن با هم بحث میکنن

00:07:37.030 --> 00:07:39.390
<i>عمارت تازه اخبار رو دریافت کرده</i>

00:07:39.390 --> 00:07:43.480
<i>... و مادر از گریه غش کرد ... من این رو دیدم</i>

00:07:43.480 --> 00:07:46.440
<i>و نتونستم تحملش کنم </i>

00:07:46.440 --> 00:07:50.530
<i>به مادر بگو حالم خیلی خوبه</i>

00:07:50.530 --> 00:07:52.140
<i>نگران نباشه </i>

00:07:52.990 --> 00:07:56.110
<i>وضع چشماش همین الانشم بده</i>

00:07:56.110 --> 00:07:58.790
<i>نذار دیگه گریه کنه</i>

00:08:12.190 --> 00:08:15.200
<i>آرچینگ ... چی شده ؟</i>

00:08:15.200 --> 00:08:18.400
<i>مشکلی برات پیش اومده ؟</i>

00:08:19.180 --> 00:08:24.460
<i>ملکه ... این موضوع خیلی وقته در قلبم مونده</i>

00:08:24.460 --> 00:08:27.190
<i>جرات نکردم به کسی بگم</i>

00:08:28.210 --> 00:08:30.720
<i>اول میخواستم پیش مادر توبه کنم</i>

00:08:30.720 --> 00:08:33.070
<i>... اما شاهزاده ی هفتم ... اون</i>

00:08:34.400 --> 00:08:37.380
<i>دیدم مادر چقدر ناراحته</i>

00:08:39.300 --> 00:08:42.570
<i>بنابراین جرات ندارم به دردش اضافه کنم</i>

00:08:45.080 --> 00:08:47.880
<i>دقیقا چه اتفاقی افتاده ؟ </i>

00:08:49.980 --> 00:08:56.140
<i>... اون شب ... شبی که یادبود شاهزاده ی دوم بود</i>

00:08:56.140 --> 00:08:58.860
<i>امپراتور در قصر چانگ چون موند</i>

00:08:59.760 --> 00:09:03.880
<i>من از دست فوخنگ عصبانی بودم و
اون حتی به حرف شما هم گوش نمیداد</i>

00:09:03.880 --> 00:09:08.570
<i>بنابراین فکر کردم این ازدواج بوسیله ی امپراتور اعطا شده</i>

00:09:08.570 --> 00:09:10.760
<i>... وقتی امپراتور صحبت کنه</i>

00:09:10.760 --> 00:09:14.120
<i>وقتی امپراتور صحبت کنه فوخنگ تحت کنترل درمیاد</i>

00:09:15.250 --> 00:09:16.780
<i>... بنابراین</i>

00:09:19.100 --> 00:09:22.270
<i>بنابراین بی سر و صدا رفتم داخل سالن کناری</i>

00:09:24.470 --> 00:09:26.660
<i>... کی تصور میکرد</i>

00:09:30.870 --> 00:09:36.280
<i>امپراتور مست بود و اصرار کرد باهام باشه</i>

00:09:36.280 --> 00:09:39.130
<i>نتونستم مخالفت کنم</i>

00:09:39.130 --> 00:09:40.750
<i>میترسیدم کسی بیاد داخل</i>

00:09:40.750 --> 00:09:43.930
<i>و شهرت فوچا نابود بشه</i>

00:09:45.580 --> 00:09:48.230
<i>... اما کی فکرش رو میکرد بعدا</i>

00:09:50.380 --> 00:09:53.030
<i>حامله بشم</i>

00:09:54.320 --> 00:09:56.340
<i>چی گفتی ؟</i>

00:09:57.400 --> 00:10:00.630
<i>من حامله ام</i>

00:10:11.590 --> 00:10:13.190
<i>برو گم شو</i>

00:10:16.770 --> 00:10:18.940
<i>شرم آور</i>

00:10:20.600 --> 00:10:25.640
<i>... والاحضرت ... به محض اینکه شما یه کلمه بگید</i>

00:10:25.640 --> 00:10:27.470
<i>من حاضرم همین الان برم و بمیرم</i>

00:10:27.470 --> 00:10:30.570
<i>تا اعتبار فوچا حفظ بشه</i>

00:10:33.020 --> 00:10:39.060
<i>اعتبار ؟ چه اعتباری برای عمارت فوچا باقی مونده ؟</i>

00:10:42.170 --> 00:10:44.100
<i>همه اش به خاطر توئه</i>

00:10:45.840 --> 00:10:49.460
<i>همه اش به لطف توئه</i>

00:10:49.460 --> 00:10:54.820
<i>دیگه نمیخوام هیچوقت ببینمت</i>

00:10:54.820 --> 00:10:58.880
<i>والاحضرت ... من مستحق مرگم</i>

00:10:58.880 --> 00:11:03.260
<i>اما این مشکل بوسیله ی امپراتور شروع شد</i>

00:11:04.890 --> 00:11:09.090
<i>یکی از شما ... دو تای شما</i>

00:11:11.920 --> 00:11:16.860
<i>هردوتون نزدیک ترین افراد به من هستین</i>

00:11:18.690 --> 00:11:21.490
<i>... چرا دست به دست هم دادین</i>

00:11:23.750 --> 00:11:27.600
<i>دست به دست هم دادین تا اینطوری باهام رفتار کنین ؟</i>

00:11:28.710 --> 00:11:31.040
<i>چرا ؟</i>

00:11:40.400 --> 00:11:42.930
<i>من حاضرم همین الان برم و به مادر گزارش بدم </i>

00:11:42.930 --> 00:11:45.650
<i>خودم رو در اختیار ایشون میذارم</i>

00:11:46.390 --> 00:11:48.110
<i>همونجا وایستا</i>

00:11:52.280 --> 00:11:55.250
<i>تو امروز اومدی اینجا</i>

00:11:56.220 --> 00:11:58.610
<i>... چیزی که به من گفتی</i>

00:12:00.670 --> 00:12:03.560
<i>... اجازه نداری بذاری مادر</i>

00:12:04.450 --> 00:12:07.150
<i>حتی نصفش رو بفهمه</i>

00:12:10.020 --> 00:12:11.580
<i>... تو</i>

00:12:13.040 --> 00:12:18.210
<i>هرگز اجازه نداری وارد قصر بشی</i>

00:12:19.750 --> 00:12:21.770
<i>هرگز</i>

00:12:37.830 --> 00:12:39.700
چیزی که گفتی واقعا راسته ؟

00:12:39.700 --> 00:12:43.190
میتونم به بهشت قسم بخورم هر کلمه اش راسته

00:12:43.190 --> 00:12:45.990
... یادته اون روز صبح

00:12:45.990 --> 00:12:50.350
دیدی که من سالن کناری رو تمیز کردم ، درسته ؟

00:12:52.820 --> 00:12:54.360
<i>هوپو</i>

00:12:54.940 --> 00:12:56.960
<i>چیکار داری میکنی ؟</i>

00:12:56.960 --> 00:12:58.990
<i>خواهر مینگ یو</i>

00:12:59.760 --> 00:13:04.530
<i>دیشب امپراتور مست بودن و همه جا بالا آوردن</i>

00:13:04.530 --> 00:13:07.360
بنابراین اون لباس زیر مال اون بود

00:13:08.300 --> 00:13:10.270
... اون حتی تونست

00:13:11.720 --> 00:13:15.690
وقتی تازه وارد قصر شده بودم آرچینگ خیلی مراقبم بود

00:13:15.690 --> 00:13:19.430
اون اولش بهم گفت میخواد درباره ی
یه موضوع مهم به امپراتور التماس کنه

00:13:19.430 --> 00:13:22.770
من دلرحم بودم و بهش اجازه دادم

00:13:22.770 --> 00:13:26.280
کی فکرش رو میکرد این اتفاق بیفته ؟ من خیلی ترسیده بودم

00:13:26.280 --> 00:13:29.130
جرات نداشتم به کسی بگم

00:13:29.130 --> 00:13:31.590
... همسر لینگ ... خواهش میکنم

00:13:31.590 --> 00:13:35.090
به خاطر جبران اشتباهم لطفا از زندگیم صرف نظر کنین

00:13:35.090 --> 00:13:36.910
افراد

00:13:40.350 --> 00:13:43.810
والاحضرت -
فعلا ببرش و زندانیش کن -

00:13:44.640 --> 00:13:49.700
بدون دستور من اجازه نده کسی رو ملاقات کنه

00:13:49.700 --> 00:13:53.940
والاحضرت ... شما قبول کردین از جونم
بگذرین ... باید سر حرفتون وایسید

00:13:53.940 --> 00:13:57.500
نمیخوام هیچوقت برگردم اردوی کار ... والاحضرت

00:13:57.500 --> 00:14:01.150
والاحضرت ... شما موافقت کردین از جونم بگذری

00:14:01.150 --> 00:14:03.520
والاحضرت

00:14:14.560 --> 00:14:17.680
... یینگ لو ... یکی مثل اون

00:14:17.680 --> 00:14:20.140
حقشه که قیمه قیمه بشه

00:14:25.280 --> 00:14:28.130
... علت واقعی فاجعه

00:14:29.150 --> 00:14:32.440
خیتارا آرچینگه

00:14:44.550 --> 00:14:48.330
به همسر لینگ درود عرض میکنم

00:14:50.750 --> 00:14:53.780
امروز امپراتور فرماندهان نظامی رو برای بحث و گفتگو احضار کردن

00:14:53.780 --> 00:14:56.810
نمیتونن بیان اینجا

00:14:56.810 --> 00:14:59.620
بنابراین من رو فرستادن تا چند تا چیز خوشمزه براتون بیارم

00:15:03.540 --> 00:15:06.480
اردک وحشی با کره

00:15:06.480 --> 00:15:09.280
چهار تا پیش غذای سبک

00:15:10.310 --> 00:15:14.620
لونه ی پرستو با مرغ خرد شده . برنج چسبناک

00:15:22.010 --> 00:15:26.430
والاحضرت ... شما دفعه ی پیش از
سرآشپز ژانگ اهل سو ژو تعریف کردین

00:15:26.430 --> 00:15:31.290
امپراتور اونم فرستادن اینجا ... گفتن
از این به بعد برای شما آشپزی کنه

00:15:37.580 --> 00:15:40.410
از لطف امپراتور ممنونم

00:15:46.240 --> 00:15:49.010
... از اونجایی که شخص و غذاها تحویل داده شدن

00:15:49.010 --> 00:15:51.280
میتونی بری

00:15:51.990 --> 00:15:53.980
بله

00:16:01.270 --> 00:16:03.120
یینگ لو

00:16:06.960 --> 00:16:08.360
<i>قصر ین شی</i>

00:16:11.900 --> 00:16:15.390
اون صدایی که الان اومد چی بود ؟

00:16:15.390 --> 00:16:17.850
من هیچ صدایی نشنیدم

00:16:22.930 --> 00:16:25.160
خداحافظ خواجه لی

00:16:28.750 --> 00:16:31.660
همگی مراقب باشین ... همه برید تالار کرم ابریشم

00:16:31.660 --> 00:16:35.160
تو یکی مراقب باش ... اون چنگک طلاست

00:16:35.160 --> 00:16:39.070
عجله کنین ... زمان مبارک رو به تاخیر نندازین ... بجنبین

00:16:42.930 --> 00:16:47.990
امپراتور ... مراسم کرم ابریشم آماده ست

00:16:47.990 --> 00:16:51.480
به ملکه بگو به زودی میرسم اونجا

00:16:51.480 --> 00:16:53.060
بله

00:16:57.150 --> 00:16:58.700
چی شده ؟

00:17:00.810 --> 00:17:03.780
دوشس ژونگ یونگ درخواست ملاقات رسمی داره

00:17:34.510 --> 00:17:37.160
... چون فوخنگ به یه دختر خدمتکار علاقه داشت

00:17:37.160 --> 00:17:39.730
باعث یه غوغا و آشوب بزرگ تو خونه شد

00:17:39.730 --> 00:17:42.380
.. و چون اون دختر خدمتکار پشت سر هم تهمت میزد

00:17:42.380 --> 00:17:45.300
فوخنگ حتی به تولد آن آر مشکوک شد

00:17:45.300 --> 00:17:48.770
من اونقدر عصبانی بودم که ترتیب ازدواجش رو دادم

00:17:48.770 --> 00:17:51.430
اما فوخنگ اومد و گفت میخواد من رو انکار کنه

00:17:51.430 --> 00:17:53.300
چطور میتونه من رو رد کنه ؟

00:17:53.300 --> 00:17:56.990
این ازدواج بوسیله ی امپراتور اعطا
شده ... چطور میتونه من رو رد کنه ؟

00:17:56.990 --> 00:17:59.150
... مادر تا آخر اجازه نداد

00:17:59.150 --> 00:18:02.470
و فوخنگ عصبانیتش رو سر من خالی کرد

00:18:02.470 --> 00:18:05.560
من رو در زیارتگاه بودایی حصر کرد

00:18:05.560 --> 00:18:08.170
مادر بیماره و در رختخوابه

00:18:08.170 --> 00:18:11.010
فوخنگ این  قضیه رو نادیده میگیره

00:18:11.670 --> 00:18:13.930
... در این مراسم کرم ابریشم

00:18:13.930 --> 00:18:16.550
... بالاخره یه فرصت پیدا کردم که بیام بیرون

00:18:16.550 --> 00:18:19.120
تا به امپراتور التماس کنم

00:18:25.180 --> 00:18:26.950
آرچینگ

00:18:29.510 --> 00:18:31.550
بهم بگو

00:18:33.360 --> 00:18:35.570
... پدر واقعی آن آر

00:18:40.830 --> 00:18:42.910
... هرچند من در گذشته

00:18:45.050 --> 00:18:48.050
... در گذشته ... با سوتفاهم

00:18:48.050 --> 00:18:50.900
اما گذشته فقط گذشته ست

00:18:50.900 --> 00:18:54.860
من صادقانه میخوام عروس خوبی برای فوچا باشم

00:18:54.860 --> 00:18:57.620
... فوخنگ در میدون جنگه و تمام مدت

00:18:57.620 --> 00:19:01.230
همیشه منم که زحمت کارهای خونه رو
میکشم و از پدر و مادر مراقبت میکنم

00:19:01.230 --> 00:19:03.950
هیچوقت اشتباهی مرتکب نشدم

00:19:03.950 --> 00:19:08.670
امپراتور ... میتونم قسم بخورم

00:19:08.670 --> 00:19:12.120
فوچا آن گان پسر فوخنگه

00:19:12.120 --> 00:19:14.910
اون قطعا از خون فوچاست

00:19:14.910 --> 00:19:19.470
اما مهم نیست چقدر توضیح بدم .. فوخنگ هیچوقت باور نمیکنه

00:19:19.470 --> 00:19:23.400
فوخنگ من و پسرم رو وادار کرد از هم
جدا بشیم ... یه درد سخت تر از مرگ

00:19:23.400 --> 00:19:26.760
امپراتور ... میدونم

00:19:26.760 --> 00:19:28.840
یه خدمتگزار نباید مسائل خانوادگیش رو گزارش کنه

00:19:28.840 --> 00:19:31.940
اما این ازدواج توسط امپراتور اعطا شد

00:19:31.940 --> 00:19:36.420
... آرزوی دیگه ای ندارم ... فقط میخوام پسرم

00:19:36.420 --> 00:19:40.700
ازم جدا نباشه ... آن آر رو ازم نگیرین

00:19:40.700 --> 00:19:44.350
کافیه ... دیگه هیچی نگو

00:19:47.000 --> 00:19:48.780
امپراتور

00:19:49.790 --> 00:19:52.310
عصبانی هستین ؟

00:19:53.010 --> 00:19:54.910
امپراتور

00:19:55.870 --> 00:19:59.210
... لطفا ... به خاطر محبت گذشته

00:19:59.210 --> 00:20:01.590
بهم کمک کنین

00:20:02.430 --> 00:20:04.250
امپراتور

00:20:06.860 --> 00:20:12.430
تو و من هیچوقت محبتی به هم نداشتیم

00:20:13.140 --> 00:20:17.050
اشتباهم رو میدونم ... اشتباهم رو میدونم

00:20:17.050 --> 00:20:20.890
بدون فکر حرف زدم ... اشتباهم رو میدونم

00:20:20.890 --> 00:20:25.710
... امپراتور لطفا دلتون به عنوان یه مادر برام بسوزه

00:20:25.710 --> 00:20:28.060
اجازه ندین از پسرم جدا باشم

00:20:28.060 --> 00:20:30.030
اجازه ندین آن آر ترکم کنه

00:20:30.030 --> 00:20:33.530
فعلا برو ... درباره اش فکر میکنم

00:20:36.740 --> 00:20:39.200
ممنونم امپراتور

00:20:55.790 --> 00:20:58.240
از این طرف دوشس ژونگ یونگ

00:20:58.240 --> 00:21:02.790
تو دوشس ژونگ یونگ رو به مراسم کرم ابریشم ببر

00:21:03.340 --> 00:21:05.740
راه رو نشونم بده -
بله -

00:21:11.060 --> 00:21:14.560
اون زن میتونه تغییر چهره بده ؟

00:21:23.440 --> 00:21:26.850
این راه مراسم کرم ابریشم نیست

00:21:27.530 --> 00:21:28.950
داری من رو کجا میبری ؟

00:21:28.950 --> 00:21:33.040
به دستور همسر لینگ ... لطفا همراهم بیاید

00:21:33.040 --> 00:21:37.940
امروز مراسم ادای احترام ملکه به کرم ابریشمه

00:21:37.940 --> 00:21:40.620
تقریبا وقتشه ... وقت ندارم برم دیدن اون

00:21:40.620 --> 00:21:43.950
دوشس ژونگ یونگ

00:21:44.480 --> 00:21:47.260
کجا تشریف میبرید ؟

00:21:49.040 --> 00:21:52.190
ولم کنین ... ولم کنین

00:22:17.610 --> 00:22:20.100
دیدار آشناهای قدیمی

00:22:20.100 --> 00:22:22.410
این یه اتفاق پربرکته

00:22:25.610 --> 00:22:28.310
... چرا صورت تو

00:22:28.310 --> 00:22:30.980
هیچ نشونه ای از خوشحالی نداره ؟

00:22:38.830 --> 00:22:40.610
همسر لینگ

00:22:41.410 --> 00:22:43.950
امروز مراسم کرم ابریشمه

00:22:44.520 --> 00:22:47.790
تو من رو در قصر چانگ چون گروگان گرفتی

00:22:47.790 --> 00:22:50.200
برای چی ؟

00:22:50.200 --> 00:22:52.170
تو بهم بگو

00:22:53.840 --> 00:22:57.260
تو الان همسر مورد علاقه ی امپراتوری

00:22:57.260 --> 00:22:59.760
آینده ات روشنه

00:23:00.380 --> 00:23:02.440
باید بهت یادآوری کنم

00:23:03.070 --> 00:23:05.950
موقعیتت رو فراموش نکن

00:23:07.230 --> 00:23:10.050
اگه تو سد راهم نشی ، منم سد راهت نمیشم

00:23:10.860 --> 00:23:14.060
... اگه بهم فشار بیاری

00:23:14.060 --> 00:23:16.700
منم مهربون نخواهم بود

00:23:23.900 --> 00:23:26.740
در بدترین حالت همه چی افشا میشه

00:23:27.520 --> 00:23:30.770
... میخوام ببینم اونوقت سرکار بانو همسر لینگ

00:23:30.770 --> 00:23:33.830
بازم میتونه تو ناز و نعمت باشه یا نه

00:23:33.830 --> 00:23:37.560
آرچینگ ... پشت سرت رو نگاه کن

00:23:37.560 --> 00:23:40.170
هنوزم بانوی قدیمیت رو به یاد میاری ؟

00:23:40.990 --> 00:23:42.710
مینگ یو

00:23:44.230 --> 00:23:47.590
... هرچند در حال خدمت به همسر لینگ هستی

00:23:47.590 --> 00:23:50.430
هنوزم نباید دوستی گذشته امون رو فراموش کنی

00:23:50.430 --> 00:23:52.630
دوستی ؟

00:23:52.630 --> 00:23:55.900
همه اش به خاطر این بود که به یه
... دوستی بی اساس خیلی احترام میذاشتم

00:23:55.900 --> 00:23:59.660
که ازم برای صدمه زدن به ملکه استفاده کردی

00:24:00.780 --> 00:24:03.240
از اینکه اونقدر احمق بودم از خودم متنفرم

00:24:03.240 --> 00:24:06.330
که نتونستم اون گرگ وحشی درون قلبت رو ببینم

00:24:07.260 --> 00:24:10.160
نمیدونم منظورت چیه

00:24:10.160 --> 00:24:12.890
مراسم داره شروع میشه

00:24:13.580 --> 00:24:15.990
من باید از اینجا برم

00:24:24.430 --> 00:24:28.650
وی یینگ لو ... تو یه دوشس درجه اول رو
گروگان نگه داشتی ... قصد داری چیکار کنی ؟

00:24:28.650 --> 00:24:32.770
چیه ؟ ترسیدی ؟

00:24:34.120 --> 00:24:35.790
از چی باید بترسم ؟

00:24:35.790 --> 00:24:39.310
میترسی ممکنه واقعه ی زشت خیانتت به بانوی خودت فاش بشه

00:24:40.180 --> 00:24:45.480
آرچینگ ... هر سه تای ما با هم در
قصر چانگ چون خدمت میکردیم

00:24:45.480 --> 00:24:49.860
ملکه چطوری باهامون رفتار میکرد ؟ فراموش کردی ؟

00:25:08.080 --> 00:25:09.940
فراموش نکردم

00:25:09.940 --> 00:25:12.050
پس چطور تونستی همچین کاری انجام بدی ؟

00:25:12.050 --> 00:25:14.150
تو اصلا آدمی ؟

00:25:15.440 --> 00:25:18.230
ملکه به خواست خودش پرید که بمیره

00:25:19.350 --> 00:25:21.310
این چه ربطی به من داره ؟

00:25:21.310 --> 00:25:26.050
... والاحضرت پسر عزیزش رو از دست داده بود

00:25:27.730 --> 00:25:30.200
و در اندوه عمیقی به سر میبرد

00:25:31.980 --> 00:25:45.000
تو هرگز نباید ضربه ی سنگین نهایی رو بهش میدادی

00:25:43.980 --> 00:25:46.040
من نمیفهمم

00:25:46.040 --> 00:25:50.150
تو در قصر چانگ چون بزرگ شدی
و امتیازات بزرگی از والاحضرت گرفتی

00:25:51.950 --> 00:25:55.030
و بانوی جوان عمارت فوچا شدی

00:25:55.030 --> 00:26:00.030
اگه والاحضرت حالش خوب بود
این برای عمارت فوچا خیلی بهتر بود

00:26:00.030 --> 00:26:01.980
... انجام این کار

00:26:02.740 --> 00:26:04.870
برای چی بود ؟

00:26:07.340 --> 00:26:09.600
برای چی این کار رو کردم ؟

00:26:10.180 --> 00:26:12.620
برای چی این کار رو کردم ؟

00:26:13.920 --> 00:26:19.710
یینگ لو ... همه چی به خاطر توئه

00:26:19.710 --> 00:26:23.020
چون تو به قصر چانگ چون اومدی

00:26:23.020 --> 00:26:26.380
من بیشتر از همه برای ملکه عزیز بودم

00:26:26.380 --> 00:26:29.070
... اما وقتی تو اومدی

00:26:29.070 --> 00:26:32.300
... و محرم اسرارش شدی

00:26:32.300 --> 00:26:36.580
اون من رو به عقب ذهن خودش هل داد

00:26:36.580 --> 00:26:38.010
... بنابراین

00:26:39.550 --> 00:26:43.550
... تو از قصد من رو تحریک کردی

00:26:44.470 --> 00:26:48.560
و مینگ یو رو وادار کردی علیه من بشه

00:26:50.260 --> 00:26:52.860
... تو در تاریکی مخفی شدی

00:26:52.860 --> 00:26:57.600
و سودش رو بردی

00:26:57.600 --> 00:26:59.860
... هرچند به یینگ لو حسادت میکردی

00:26:59.860 --> 00:27:02.190
اما همین الانشم با فوخنگ ازدواج کردی

00:27:02.190 --> 00:27:04.480
این از بخشندگی والاحضرت ملکه بود

00:27:04.480 --> 00:27:07.220
من بودم که به خاطرش جنگیدم

00:27:07.860 --> 00:27:11.320
... من بودم که به فوخنگ گفتم

00:27:11.320 --> 00:27:15.990
اگه اصرار کنه علیه فرمان سلطنتی تمرد
کنه باعث مرگ یینگ لو میشه

00:27:15.990 --> 00:27:19.990
من بودم که برای همه ی این چیزا جنگیدم

00:27:20.750 --> 00:27:22.850
ازش بپرس

00:27:22.850 --> 00:27:26.770
ازش بپرس یه کلمه به نفعم حرف زد یا نه

00:27:27.570 --> 00:27:31.110
اما تو به آرزوت رسیدی ... این کافی نیست ؟

00:27:31.110 --> 00:27:34.590
این کافی نیست ... هیچوقت کافی نیست

00:27:34.590 --> 00:27:38.060
وقتی باهاش ازدواج کردم  اما اون
فقط به چشم یه زیورآلات نگاهم کرد

00:27:38.910 --> 00:27:43.240
باهام سرد بود و فاصله اش رو باهام حفظ میکرد

00:27:43.240 --> 00:27:46.880
.. سالها رنج کشیدم

00:27:46.880 --> 00:27:49.880
و به این وضع افتادم

00:27:49.880 --> 00:27:51.990
باشه پس

00:27:53.810 --> 00:28:00.110
من میخوام ... تا آخر عمرش درد بکشه

00:28:00.110 --> 00:28:02.480
... جذب و فریب امپراتور

00:28:03.730 --> 00:28:05.130
تلافی کردنت بود ؟

00:28:05.130 --> 00:28:08.890
... تا وقتی امپراتور مطیع زیر دامن من شده باشه

00:28:08.890 --> 00:28:13.620
فوخنگ رو وادار میکنم این تحقیر
رو که هرگز پاک نمیشه تحمل کنه

00:28:14.530 --> 00:28:17.460
من موفق شدم

00:28:18.860 --> 00:28:22.220
تو اون موقع قیافه اش رو ندیدی

00:28:24.050 --> 00:28:29.260
این موضوع ... چه ربطی به ملکه داشت ؟

00:28:29.260 --> 00:28:32.510
کی بهش گفته بود بهم کمک نکنه ؟

00:28:33.360 --> 00:28:35.880
هر دوی شما من رو مجبور به انجام این کار کردین

00:28:35.880 --> 00:28:40.790
بنابراین فقط باید این خبر خوب رو به ملکه میدادم

00:28:40.790 --> 00:28:43.330
مخصوصا وقتی که تازه شاهزاده ی هفتم رو از دست داده بود

00:28:43.330 --> 00:28:45.390
که من از امپراتور حامله ام

00:28:45.390 --> 00:28:50.210
برای اون ... این باید بزرگترین آرامش خیال میبود

00:28:51.890 --> 00:28:53.700
روانی

00:28:53.700 --> 00:28:56.270
تو روانی هستی

00:28:56.270 --> 00:28:59.030
من روانی ام

00:29:00.270 --> 00:29:02.790
... وقتی برای 6 سال در شهر ممنوعه بودم

00:29:02.790 --> 00:29:06.760
هر روز مجبورم میکردن دیوونه بشم

00:29:06.760 --> 00:29:08.740
مینگ یو

00:29:09.690 --> 00:29:13.100
تو و من هر دومون از خانواده ی
خدمتکار با پرچم درجه سه هستیم

00:29:13.100 --> 00:29:16.010
اما سرنوشت امون فرق میکنه

00:29:17.740 --> 00:29:19.770
پدربزرگ من یه دبیر اعظم بود

00:29:19.770 --> 00:29:24.600
تو فقط یه نفری که از خانواده ای که همه چیزش رو از
دست داده اومدی ... چرا باید بفهمی من چه حسی دارم ؟

00:29:26.540 --> 00:29:29.710
ملکه باهام خوب رفتار کرد

00:29:30.570 --> 00:29:32.650
اما با همسر لینگ خیلی بهتر رفتار کرد

00:29:32.650 --> 00:29:35.910
تا وقتی تو وجود داری من متنفرم

00:29:35.910 --> 00:29:38.240
متنفرم

00:29:40.940 --> 00:29:45.650
برای همین میخواستم اوضاع رو برای ملکه غیر قابل تحمل کنم

00:29:45.650 --> 00:29:50.200
میخواستم ببینم درد میکشه ... میخواستم ببینم دیوونه میشه

00:29:50.200 --> 00:29:55.720
... عذاب کشیدن بانوی والا مقام بوسیله ی من

00:29:55.720 --> 00:29:58.420
باعث میشه به طرز غیر قابل باوری خوشحال باشم

00:30:05.670 --> 00:30:08.770
... امپراتور ... ملکه افرادی رو فرستاده که گزارش بدن

00:30:08.770 --> 00:30:12.890
همسر لینگ در مراسم کرم ابریشم شرکت نکرده

00:30:13.600 --> 00:30:16.030
کسی رو فرستادی در قصر ین شی بره دنبالش ؟

00:30:16.030 --> 00:30:19.670
این کار رو کردم اما هیچکس اونجا نگهبانی نمیداد

00:30:19.670 --> 00:30:22.420
حتی دوشیزه مینگ یو هم به چشم نمیخورد

00:30:25.720 --> 00:30:28.050
مراسم کرم ابریشم رویداد مهمیه

00:30:28.920 --> 00:30:31.020
اون حتی در محل نیست

00:30:32.000 --> 00:30:36.350
در قصر ین شی هم کسی نیست .. اونا کجا رفتن ؟

00:30:36.350 --> 00:30:40.100
یه چیز دیگه هم هست -
چی شده ؟ -

00:30:40.100 --> 00:30:43.980
همسر دوک ژونگ یونگ هم در محل نیست

00:30:46.610 --> 00:30:50.830
آرچینگ

00:30:50.830 --> 00:30:54.380
تو قبلا دوست داشتی لبخند بزنی و آدم گرمی
بودی ... انتظار نداشتم این کار رو بکنی

00:30:54.380 --> 00:30:58.260
من باید در قصر برده میبودم ... کجاش لبخند زدن داره ؟

00:30:59.870 --> 00:31:02.080
... چیزی که در زندگی ازش متنفرم

00:31:03.470 --> 00:31:05.900
لبخند زدنه

00:31:05.900 --> 00:31:08.910
... اما برای خوشحال کردن بانو

00:31:08.910 --> 00:31:12.920
من باید تا سرحد کبود شدن لبخند میزدم

00:31:12.920 --> 00:31:16.890
میترسم حتی اگه قلبم به خونریزی میفتاد بازم مجبور بودم لبخند بزنم

00:31:16.890 --> 00:31:19.990
از کارهای نفرت انگیزت به عنوان بهانه استفاده نکن

00:31:21.600 --> 00:31:26.400
همه چی در قصر سخته

00:31:28.350 --> 00:31:33.990
تک تک افراد در حال تقلا و دست و پا زدن هستن

00:31:33.990 --> 00:31:36.590
تو تنها کسی نیستی که سختی میکشید

00:31:37.440 --> 00:31:39.770
تو از تلخی رنج کشیدی

00:31:39.770 --> 00:31:42.860
اما تلخی خودت رو به درد ملکه اضافه کردی

00:31:45.480 --> 00:31:47.730
ایشون چیزی بهت بدهکار بود ؟

00:31:50.360 --> 00:31:52.020
... والاحضرت

00:31:54.220 --> 00:31:56.400
خیلی خوب باهات رفتار کرد

00:31:59.100 --> 00:32:01.190
... تو

00:32:03.890 --> 00:32:06.800
از پشت بهش خنجر زدی

00:32:06.800 --> 00:32:09.190
... در مقایسه با همسر نجیب زاده چون

00:32:10.890 --> 00:32:12.950
... تو خیلی بی رحم تر

00:32:14.990 --> 00:32:17.340
شیطان تر و مسمومتری

00:32:19.450 --> 00:32:22.160
... تو گذاشتی

00:32:22.160 --> 00:32:24.790
... والاحضرت

00:32:27.170 --> 00:32:29.380
ضربه ی نهایی رو بخوره

00:32:29.380 --> 00:32:31.470
خوب که چی ؟

00:32:32.940 --> 00:32:35.980
امروز من در پناه امپراتورم

00:32:37.210 --> 00:32:39.290
کی جرات داره بهم دست بزنه ؟

00:32:56.280 --> 00:33:00.390
انتخاب کن ... مجبورم نکن خودم دست به کار شم

00:33:00.390 --> 00:33:02.160
وی یینگ لو ... دیوونه شدی ؟

00:33:02.160 --> 00:33:06.750
من یه زن درباری و همسر یه دوک درجه اولم
و تو جرات میکنی وادارم کنی خودکشی کنم ؟

00:33:06.750 --> 00:33:08.580
انتخابت رو بکن

00:33:26.910 --> 00:33:29.930
به امپراتور درود عرض میکنم

00:33:53.890 --> 00:33:57.180
... وی یینگ لو ... تو حتی جرات کردی -
چرا نباید جرات میکردم ؟ -

00:33:58.550 --> 00:34:01.520
... خیتارا آرچینگ یه زن درباری

00:34:01.520 --> 00:34:03.340
و همسر یه دوک درجه اوله

00:34:03.340 --> 00:34:07.660
امپراتور ... من همسر دوک رو مسموم
کردم ... این هیچ ربطی به همسر لینگ نداره

00:34:07.660 --> 00:34:12.720
تو مال قصر ین شی هستی ... تو
یه نفر رو کشتی ... فرقش چیه ؟

00:34:14.490 --> 00:34:16.310
... آرچینگ

00:34:17.200 --> 00:34:19.850
... در روز مرگ ملکه ی فقید

00:34:21.330 --> 00:34:24.240
رابطه ی نامشروعش با امپراتور رو اعتراف کرد

00:34:24.240 --> 00:34:26.800
اون همه چی رو فاش کرد

00:34:28.480 --> 00:34:32.600
باعث شد ملکه تحت تاثیر خشم و اندوه قرار بگیره

00:34:32.600 --> 00:34:37.700
کاملا مایوس بشه

00:34:39.000 --> 00:34:41.690
بنابراین اون باید میمُرد

00:34:44.730 --> 00:34:48.770
وی یینگ لو .. اینطوری که فکر میکنی نیست

00:34:48.770 --> 00:34:51.640
پس بهم بگید امپراتور

00:34:51.640 --> 00:34:54.440
حقیقت چیه ؟ -
... این به خاطر -

00:34:54.440 --> 00:34:57.580
امپراتور ... ملکه اینجا هستن

00:35:02.500 --> 00:35:06.850
همسر لینگ ... تو چیکار کردی ؟

00:35:08.480 --> 00:35:13.130
... ملکه ... همسر دوک ژونگ یونگ

00:35:13.130 --> 00:35:15.180
اومده بود به ملکه ی فقید ادای احترام کنه

00:35:15.180 --> 00:35:18.610
... اون به شدت ناراحت بود

00:35:18.610 --> 00:35:22.350
و متاسفانه رفت تا به ملکه ی فقید ملحق بشه

00:35:24.810 --> 00:35:29.000
امپراتور ... دارین میگین همسر دوک خودش رو کشت ؟

00:35:30.140 --> 00:35:34.040
اما همسر لینگ اینجا چیکار میکنه ؟

00:35:34.040 --> 00:35:36.820
... وقتی با عجله اومدم اینجا

00:35:36.820 --> 00:35:39.200
همسر لینگ تازه رسیده بود

00:35:40.270 --> 00:35:44.090
همسر لینگ ... این حقیقت داره ؟

00:35:45.550 --> 00:35:50.230
ملکه ... به حرفی که زدم اعتماد نداری ؟

00:35:50.230 --> 00:35:53.020
معلومه که به امپراتور اعتماد دارم

00:35:53.020 --> 00:35:57.810
اما صدها دوشس و زن هایی با عناوین
مختلف هستن که امروز به قصر اومدن

00:35:57.810 --> 00:36:00.650
همه دیدن آرچینگ داشت لبخند میزد و وارد قصر شد

00:36:00.650 --> 00:36:05.660
میترسم مناسب نباشه که بگیم اون به بزرگداشت
ملکه فقید اومد و رفت تا همراه ایشون باشه

00:36:05.660 --> 00:36:09.790
چرا اجازه نمیدین من به این کار رسیدگی کنم ؟

00:36:11.220 --> 00:36:13.990
ملکه .. چطور میخوای به این موضوع رسیدگی کنی ؟

00:36:15.640 --> 00:36:17.280
ژن آر

00:36:17.280 --> 00:36:18.670
اینجا هستم

00:36:18.670 --> 00:36:23.710
شخصا بدن همسر دوک ژونگ یونگ رو پاک سازی کن

00:36:23.710 --> 00:36:25.670
هیچ نشونه ای باقی نذار

00:36:25.670 --> 00:36:28.730
به دیگران بگو اون به طور ناگهانی
بوسیله ی ملکه ی مادر احضار شد

00:36:28.730 --> 00:36:30.760
... بعد از گفتن چند کلمه

00:36:30.760 --> 00:36:34.900
با عجله مراسم رو ترک کرد

00:36:34.900 --> 00:36:39.170
بعد از اینکه همه رفتن با یه تخت روان
کوچیک برش گردونید به عمارت فوچا

00:36:39.170 --> 00:36:41.580
اون در راه برگشت دچار حمله ی عصبی شد

00:36:41.580 --> 00:36:45.060
جلوی خبر رو بگیرین ... بعد از
هفت روز آگهی درگذشت صادر کنین

00:36:45.060 --> 00:36:48.750
اما در این مورد ما هنوزم به همکاری
عمارت فوچا در تحقیق نیاز داریم

00:36:48.750 --> 00:36:53.420
حداقل لازمه یه نفر رو راضی کنم تا بانو فوچا رو ترغیب کنه

00:36:53.420 --> 00:36:55.620
... در مورد همسر لینگ

00:36:56.310 --> 00:36:58.340
... بگو که

00:36:59.810 --> 00:37:01.720
همسر لینگ بیماره

00:37:06.630 --> 00:37:10.380
امپراتور ... من بیمارم ؟

00:37:10.380 --> 00:37:11.620
تو بیماری

00:37:12.540 --> 00:37:14.630
مریضیت خیلی جدیه

00:37:15.570 --> 00:37:19.940
بنابراین ... الان برگرد به قصر ین شی

00:37:19.940 --> 00:37:23.880
پزشک سلطنتی رو احضار کنین تا خوب معاینه و درمانش کنه

00:37:23.880 --> 00:37:26.600
اطاعت میکنم

00:37:51.400 --> 00:37:54.270
همسر لینگ ... تو خیلی بی احتیاطی

00:37:54.270 --> 00:37:57.340
اون همسر دوک ژونگ یونگ بود

00:37:57.340 --> 00:38:02.020
بدون اینکه از امپراتور بپرسی بهش مرگ اعطا کردی

00:38:05.880 --> 00:38:10.590
خیتارا آرچینگ معشوق امپراتور بود

00:38:11.280 --> 00:38:13.480
امپراتور تحملش رو داشت اونو بکشه ؟

00:38:14.110 --> 00:38:18.690
از نظر قاطعیتت برای کشتن تحسینت میکنم

00:38:18.690 --> 00:38:23.440
... حیف که فقط به خاطر خیتارا آرچینگ

00:38:23.440 --> 00:38:27.290
لطف و بخشش امپراتور بهت
قطع شد ... ارزشش رو داشت ؟

00:38:28.650 --> 00:38:32.290
... من گفتم بانوی قبیله ی خیتارا

00:38:32.290 --> 00:38:35.020
معشوق امپراتور بود

00:38:36.090 --> 00:38:40.690
والاحضرت شما اصلا تعجب نکردین

00:38:40.690 --> 00:38:43.260
ممکنه که از قبل میدونستین ؟

00:38:45.340 --> 00:38:49.260
حتی اگه بدونی در قصر چی میگذره باید وانمود کنی که نمیدونی

00:38:49.260 --> 00:38:53.950
اینطوری میتونی زندگی طولانی تر و خنده ی آخر رو داشته باشی

00:38:58.230 --> 00:39:01.770
... همسر لینگ ... تو باید

00:39:01.770 --> 00:39:03.790
هشدار امروزم رو به خاطر بسپاری

00:39:03.790 --> 00:39:05.940
بنابراین ... شما بودین

00:39:05.940 --> 00:39:08.250
داری درباره ی چی حرف میزنی ؟

00:39:09.930 --> 00:39:17.770
شما بودین که هوپو رو فرستادین پیش من

00:39:22.520 --> 00:39:26.240
نمیفهمم چی داری میگی

00:39:26.910 --> 00:39:31.260
... چیزی که هوپو قبلا بهم گفت

00:39:31.260 --> 00:39:33.560
... معتقدم که

00:39:34.270 --> 00:39:38.220
شما قبل از من حقایق رو ازش شنیدین

00:39:39.300 --> 00:39:47.620
بنابراین شما عمدا آرچینگ رو
... فرستادین پیش من و مطمئن بودین

00:39:47.620 --> 00:39:50.090
که من آرچینگ رو میکشم

00:39:51.290 --> 00:39:53.290
... والاحضرت

00:39:54.880 --> 00:39:57.960
... در مورد قرض گرفتن چاقو برای کشتن کسی

00:39:59.730 --> 00:40:02.290
منم که شما رو تحسین میکنم

00:40:02.290 --> 00:40:03.630
من چاقوی کی رو قرض گرفتم ؟

00:40:03.630 --> 00:40:05.880
چاقوی من رو قرض گرفتین

00:40:08.100 --> 00:40:09.720
کی کشته شد ؟

00:40:09.720 --> 00:40:12.750
بانوی قبیله ی خیتارا کسی بود که کشته شد

00:40:13.780 --> 00:40:19.110
و همینطور لطف و محبتی که امپراتور به من داده بود

00:40:20.560 --> 00:40:23.410
امپراتور گفت تو مریضی ... من حرفش رو باور نکردم

00:40:23.410 --> 00:40:27.500
با چیزی که الان میبینم ... همسر لینگ ... تو واقعا مریضی

00:40:27.500 --> 00:40:30.190
برگرد و بیماریت رو درمان کن

00:40:43.050 --> 00:40:44.740
یینگ لو

00:40:46.000 --> 00:40:48.270
ما تو دام اون افتادیم ؟

00:40:49.490 --> 00:40:51.400
... مینگ یو

00:40:53.250 --> 00:40:56.100
... اگه شخصا آرچینگ رو میکشتی

00:40:57.450 --> 00:40:59.530
پشیمون میشدی ؟

00:41:01.740 --> 00:41:03.350
نه

00:41:04.100 --> 00:41:05.950
پشیمون نمیشدم

00:41:06.850 --> 00:41:09.320
حقش همین بود

00:41:10.790 --> 00:41:14.630
این جائیه که ملکه میدرخشه

00:41:16.580 --> 00:41:19.330
... اون هر قدم ما رو محاسبه کرد

00:41:20.600 --> 00:41:26.790
تا باعث بشه من با پای خودم برم
داخل تله اش و کاملا ازش خوشحالم باشم

00:41:31.180 --> 00:41:35.720
امپراتور ... از ساعت صرف غذا گذشته

00:42:04.150 --> 00:42:06.140
<i>امپراتور</i>

00:42:10.940 --> 00:42:12.190
<i>تو اینجا چیکار میکنی ؟</i>

00:42:12.190 --> 00:42:14.170
<i>... من</i>

00:42:15.640 --> 00:42:18.530
<i>... از وقتی قصر رو ترک کردم</i>

00:42:18.530 --> 00:42:24.440
<i>رفتار سرد و تحقیرآمیز فوخنگ رو تحمل کردم</i>

00:42:24.440 --> 00:42:27.660
<i>میخواستم ملکه رو پیدا کنم و از دستش به ایشون شکایت کنم</i>

00:42:27.660 --> 00:42:32.530
<i>اما ملکه الان باردارن ... جرات ندارم مزاحمشون بشم</i>

00:42:32.530 --> 00:42:35.530
<i>میخواستم دنبال امپراتور بگردم تا عدالت رو در حقم اجرا کنن</i>

00:42:36.790 --> 00:42:38.430
<i>... اما کی انتظار داشت که</i>

00:42:40.420 --> 00:42:43.720
<i>شما دیشب مست بودین امپراتور</i>

00:42:43.720 --> 00:42:46.420
<i>... میدونم که گناهکارم</i>

00:42:46.420 --> 00:42:49.380
<i>حاضرم برای گناهم بمیرم</i>

00:42:49.380 --> 00:42:51.820
<i>اما امپراتور بهتون التماس میکنم</i>

00:42:51.820 --> 00:42:57.020
<i>امپراتور بهتون التماس میکنم خانواده ام رو سرزنش نکنین</i>

00:42:57.020 --> 00:42:59.090
<i>... من حاضرم</i>

00:42:59.090 --> 00:43:03.660
<i>برده بشم تا بخشش امپراتور رو جبران کنم</i>

00:43:09.700 --> 00:43:14.090
<i>اگه در قصر چانگ چون بمیری به ملکه بی احترامی کردی</i>

00:43:14.920 --> 00:43:17.490
<i>... امپراتور -
برو بیرون -</i>

00:43:38.980 --> 00:43:41.650
من شنیدم بهترین وسایل به قصر ین شی داده شده

00:43:41.650 --> 00:43:43.830
امپراتور خیلی تبعیض قائل میشن

00:43:43.830 --> 00:43:47.260
فقط دارایی های مادی هستن ... ضرورتشون چیه ؟

00:43:47.260 --> 00:43:51.990
این نشون دهنده ی بخشندگی امپراتور
و باعث شان و مقام در حرمسراست

00:43:51.990 --> 00:43:55.340
... در گذشته خز خریداری شده از کیاختا

00:43:55.340 --> 00:43:59.100
و بهترین چیزا به قصر چنگ چین داده
میشد تا والاحضرت تقسیمشون کنه

00:43:59.120 --> 00:44:01.060
اما الان اینطوری نیست

00:44:01.930 --> 00:44:05.190
اما امروز همسر لینگ همسر دوک ژونگ یونگ رو کشت

00:44:05.190 --> 00:44:07.680
این برای امپراتور یه جرم بزرگ محسوب میشه

00:44:07.680 --> 00:44:11.140
بهم بگید ... فکر میکنین اون کاملا
لطف سلطنتی رو از دست میده ؟

00:44:16.000 --> 00:44:26.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:26.024 --> 00:44:46.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.