﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 57</i>

00:01:50.400 --> 00:01:54.800
قبل از اینکه چشماش رو ببنده بالاخره بهش قول
... دادم تو رو به عنوان پسر خودم در نظر میگیرم

00:01:54.800 --> 00:02:00.800
و تو رو با نهایت از خودگذشتگی بزرگ
میکنم تا بتونی یه شخص با استعداد بشی

00:02:03.780 --> 00:02:09.010
ملکه مادر ... دارید راستش رو بهم میگید ؟

00:02:10.600 --> 00:02:12.400
امپراتور

00:02:12.400 --> 00:02:16.450
مردم میگن بهتره به دنیا بیاری تا اینکه مهربون باشی

00:02:17.000 --> 00:02:20.600
... هرچند من مادر تنی تو نیستم

00:02:20.600 --> 00:02:25.400
اما سال ها با نهایت فداکاری بزرگت کردم

00:02:25.400 --> 00:02:28.000
لطفا با دقت فکر کن

00:02:28.000 --> 00:02:33.800
در تمام این سالها ، هیچوقت ازت غفلت کردم ؟

00:02:33.800 --> 00:02:38.700
... من باهات مثل یه مروارید در دستم رفتار کردم

00:02:38.700 --> 00:02:43.800
فقط برای اینکه امروز ازم بازجویی کنی ؟

00:02:56.000 --> 00:02:58.000
ملکه ی مادر ... حق با شماست

00:02:58.000 --> 00:03:02.000
من بی ادب بودم ... لطفا من رو ببخشید

00:03:02.000 --> 00:03:09.000
امپراتور ... بانو وِن شو یه نامه به جا گذاشته

00:03:09.000 --> 00:03:12.200
چرا اون در دهه های گذشته افشا نشده ؟

00:03:12.200 --> 00:03:15.200
اون باید جعلی باشه

00:03:15.200 --> 00:03:19.200
انگیزه اش باید این باشه که ما رو از هم دلسرد کنه

00:03:19.200 --> 00:03:22.800
طرف مقابل میدونه تو نسبت به من فرزند خلفی هستی

00:03:22.800 --> 00:03:25.800
خوندن این نامه قطعا باعث تحریک خشمت میشه

00:03:25.800 --> 00:03:31.300
ملکه ی مادر ... من در این مورد تحقیق میکنم

00:03:31.300 --> 00:03:34.500
اینکه امروز پریشون اتون کردم اشتباه بود

00:03:34.500 --> 00:03:38.600
یه روز دیگه میام تا ازتون طلب بخشش کنم

00:03:39.720 --> 00:03:41.870
از حضورتون مرخص میشم

00:03:43.500 --> 00:03:46.700
امپراتور ... امپراتور

00:03:48.200 --> 00:03:49.700
ملکه ی مادر

00:03:52.200 --> 00:03:56.100
تموم شد ... همه چی تموم شد

00:03:58.400 --> 00:04:00.200
ملکه ی مادر ... لطفا من رو ببخشید

00:04:00.200 --> 00:04:03.600
نمیخواستم فالگوش وایستم

00:04:03.600 --> 00:04:08.100
اما چیزی که الان گفتین واقعا راست بود ؟

00:04:09.200 --> 00:04:14.400
.. امپراتور فقط به خاطر اینکه مادرش شخص دیگه ایه

00:04:14.400 --> 00:04:17.600
قطعا هیچ دشمنی نسبت به شما نگه نمیداره

00:04:19.000 --> 00:04:21.400
... فقط بر اساس اون نامه

00:04:21.400 --> 00:04:24.200
چهره ی امپراتور اینقدر زشت نمیشد

00:04:24.200 --> 00:04:31.300
نگرانم که محتوای اون نامه به این سادگی ها نباشه

00:04:43.020 --> 00:04:45.010
درود عرض میکنم امپراتور

00:04:50.600 --> 00:04:53.600
امپراتور ... شما امروز چتون شده ؟

00:04:53.600 --> 00:04:56.000
ژن آر ... فعلا برو

00:04:56.000 --> 00:04:57.600
بله

00:05:11.000 --> 00:05:13.600
امپراتور ... زن و شوهر با هم یکی هستن

00:05:13.600 --> 00:05:16.800
اگه مشکلی دارین لطفا بهم بگید

00:05:16.800 --> 00:05:19.200
من تو نگرانی هاتون شریک میشم

00:05:28.140 --> 00:05:30.050
... در مورد این موضوع

00:05:31.350 --> 00:05:37.030
... نمیدونم به کی بگم

00:05:39.240 --> 00:05:42.080
و چطوری بگم

00:05:43.400 --> 00:05:45.400
... امپراتور ... صرف نظر از چیزی که میخواید بگید

00:05:45.400 --> 00:05:49.400
من اینجا هستم تا ازتون محافظت کنم

00:05:54.800 --> 00:05:57.900
این به پیش زمینه ی خانوادگی شخصیم مربوط میشه

00:06:00.200 --> 00:06:05.600
حالا من به شدت ناراحتم

00:06:07.900 --> 00:06:10.800
و نمیدونم حرف کی رو باور کنم

00:06:16.700 --> 00:06:19.260
ملکه ی مادر واقعا این رو گفت ؟

00:06:25.730 --> 00:06:30.800
ملکه ... چیزی برای گفتن بهم داری ؟

00:06:33.200 --> 00:06:36.000
در قلب شما ، ملکه ی مادر براتون یه مادر دوست داشتنیه

00:06:36.000 --> 00:06:40.200
نمیخوام شک و تردیدهای
بدخواهانه ای در مورد ایشون داشته باشم

00:06:42.550 --> 00:06:45.840
اما من واقعا میخوام حقیقت رو بشنوم

00:06:47.800 --> 00:06:50.200
امپراتور ... درباره اش فکر کنین

00:06:50.200 --> 00:06:52.600
.. هرچند بانو نیوهورو هالا از یه خانواده ی مشهوره

00:06:52.600 --> 00:06:56.100
ملکه ی مادر هنوزم از یه خط خونی مستقیم نیست
( خط خونی مرتبط با خاندان سطنتی منظورشه )

00:06:56.940 --> 00:06:59.580
پدرش فقط یه مقام نظامی درجه ی چهارمه

00:06:59.580 --> 00:07:02.870
قبیله اشون اونقدرهام متمایز و قدرتمند نیست

00:07:07.800 --> 00:07:12.000
ملکه ... چی میخوای بگی ؟

00:07:12.000 --> 00:07:16.000
وقتی ملکه ی مادر به عمارت شاهزاده
یونگ ملحق شد ، فقط یه صیغه بود

00:07:16.000 --> 00:07:19.000
... بالاتر از ایشون همسر اصلی و همسر دوم قرار داشتن

00:07:19.000 --> 00:07:22.400
مخصوصا ملکه ژیائو جینگ که بعد از ایشون اومد

00:07:22.400 --> 00:07:24.500
... در سال چهل و سوم سلطنت کانگ ژی

00:07:24.500 --> 00:07:27.800
ملکه پسرش رو از دست داد و فرزندی برای ولیعهد شدن نداشت

00:07:27.800 --> 00:07:31.500
اگه امپراتور فقید واقعا میخواست یه
... مادر نجیب زاده برای شما پیدا کنه

00:07:31.500 --> 00:07:34.400
چرا باید بانو نیوهورو هالا رو انتخاب میکرد ؟

00:07:40.100 --> 00:07:45.400
ملکه ی مادر گفت که لیدی چیان من رو به ایشون سپرد

00:07:45.400 --> 00:07:51.100
امپراتور

00:07:51.100 --> 00:07:55.400
همسر اصلی ، همسر دوم و سایر همسرها
به شدت به سرنوشت اون حسادت میکردن

00:07:55.400 --> 00:07:59.400
اگه صیغه چیان واقعا ضعیف بود
... و نمیتونست بچه ای بزرگ کنه

00:07:59.400 --> 00:08:02.800
این باعث جنگ و دعواهای زیادی نمیشد ؟

00:08:02.800 --> 00:08:07.000
ملکه ی مادر روی دست همه بلند شد
و خیز برداشت تا مادر امپراتور بشه

00:08:07.000 --> 00:08:10.000
برای سالها هیچکس در این مورد تحقیق و بررسی نکرد

00:08:10.000 --> 00:08:12.900
به نظر من این غیرقابل تصوره

00:08:14.400 --> 00:08:20.200
شاید هیچ رقابت و به امانت سپردنی در
... عمارت شاهزاده یونگ وجود نداشت

00:08:20.200 --> 00:08:24.700
و اون داستان قدیمی جایگزین کردن
یه راکون به جای ولیعهد رو اجرا کرد

00:08:33.600 --> 00:08:38.800
ممکنه حرفای بانو ون شو راست باشن ؟

00:08:39.800 --> 00:08:45.200
اینکه بانو نیوهورو هالا مادر رو کشت و بچه رو گرفت

00:08:45.200 --> 00:08:48.100
حقیقت واقعا همینه ؟

00:08:52.800 --> 00:08:55.300
صیغه ی سلطنتی شو هنوزم داره اذیتت میکنه ؟

00:08:56.200 --> 00:09:00.400
بانو الان مورد علاقه نیست اما همیشه همراه ملکه ی مادره

00:09:00.400 --> 00:09:02.920
کی جرات داره برای ایشون قلدری کنه ؟

00:09:03.400 --> 00:09:07.400
الان قصر شوکانگ هم در امن و امان نیست

00:09:07.400 --> 00:09:10.700
برو به همسر لینگ توصیه کن
زیادی به ملکه ی مادر نزدیک نمونه

00:09:10.700 --> 00:09:12.600
وگرنه اونم به دردسر میفته

00:09:12.600 --> 00:09:14.600
چرا ؟

00:09:16.200 --> 00:09:20.180
یعنی محرمانه ست و نمیتونی بهم بگی ؟

00:09:20.800 --> 00:09:23.300
پس یه جوری رفتار کن انگار ازت نپرسیدم

00:09:23.300 --> 00:09:25.200
مسئله این نیست

00:09:26.500 --> 00:09:31.000
این مربوط به پس زمینه ی شخصی امپراتوره
اگه در موردش بفهمی به خطر میفتی

00:09:31.000 --> 00:09:34.800
اما همسر لینگ به ملکه ی مادر
متصل شده ... اون بالاخره میفهمه

00:09:34.800 --> 00:09:38.900
من همه چی رو بهت میگم تا
ایشون بتونه زودتر برنامه ریزی کنه

00:09:44.100 --> 00:09:48.400
امپراتور مشکوکه که ملکه ی مادر
مغز متفکر پشت مرگ بانو چیان باشه

00:09:48.400 --> 00:09:50.800
... بنابراین هایلان چا ازم خواست بهت بگم

00:09:50.800 --> 00:09:55.200
به قصر شوکانگ نری وگرنه پای تو هم گیر میفته

00:09:56.200 --> 00:09:58.900
بانوی من ... نگهبان سلطنتی سولون درست میگه

00:09:58.900 --> 00:10:02.700
میتونم حس کنم که جهت باد در شهر ممنوعه عوض شده

00:10:02.700 --> 00:10:04.800
ما باید فورا مسیر بادبان امون رو عوض کنیم

00:10:22.600 --> 00:10:26.900
امپراتور ... من از کسایی که در عمارت
شاهزاده خدمت میکردن بازجویی کردم

00:10:26.900 --> 00:10:31.700
یکی اشون تونست صیغه چیان رو به یاد
بیاره ... اون واقعا از جیاژینگ اومده بود

00:10:31.700 --> 00:10:33.690
اون در نه سالگی به عمارت شاهزاده فروخته شده بود

00:10:33.690 --> 00:10:36.800
وقتی اون دختر شونزده سالش بود
شاهزاده به یه بیماری عفونی مبتلا شد

00:10:36.800 --> 00:10:39.600
اون با دقت از ایشون مراقبت کرد و اقبال دریافت کرد

00:10:44.300 --> 00:10:45.700
... اون

00:10:48.340 --> 00:10:50.490
... هنوز خانواده ای داره

00:10:55.140 --> 00:10:56.640
هایلان چا ؟

00:10:57.500 --> 00:11:00.700
چیان ژنگ یوان برادر بزرگترشه

00:11:02.000 --> 00:11:03.600
چیان ژنگ یوان ؟

00:11:03.600 --> 00:11:04.800
بله

00:11:04.800 --> 00:11:09.400
این در شجره نامه ای که معاون وزیر
تشریفات به امپراتور داده نشون داده شده

00:11:09.400 --> 00:11:14.900
خانواده ی چیان فقیر بودن ... از ترس اینکه دخترشون
از گرسنگی بمیره اونو تحت سرپرستی اقوام قرار دادن

00:11:14.900 --> 00:11:17.800
کی میدونست اون سال یه خشکسالی
بزرگ پیش میاد ؟ اون فروخته شد

00:11:17.800 --> 00:11:19.800
بانو چیان مایل ها گشت تا دخترش رو پیدا کنه

00:11:19.800 --> 00:11:24.400
اون سال های زیادی رو صرف کرد تا
بالاخره در عمارت شاهزاده یونگ پیداش کرد

00:11:24.400 --> 00:11:29.000
اما اون موقع ، اون یه صیغه شده بود و نمیشد پسش گرفت

00:11:29.000 --> 00:11:31.980
چیان ژنگ یوان بعدا امتحان سلطنتی رو گذروند

00:11:31.980 --> 00:11:34.700
اونطوری تونست خانواده ی چیان رو ارتقا بده

00:11:38.800 --> 00:11:40.400
لی یو

00:11:57.580 --> 00:11:59.890
نقاشی آفتاب بهاری

00:12:03.180 --> 00:12:05.770
نقاشی آفتاب بهاری

00:12:09.150 --> 00:12:14.220
چیان ژنگ یوان در این نقاشی سعی داره بهم یادآوری کنه

00:12:16.000 --> 00:12:19.630
که من باید برای اون جبران کنم ؟

00:12:19.630 --> 00:12:22.230
نه برای بانو نیو هولا ؟

00:12:23.000 --> 00:12:28.940
فرمان سلطنتی رو برای احضار چیان چنگ یوان تحویل بده

00:12:28.940 --> 00:12:31.950
من باید این مسئله رو روشن کنم

00:12:47.850 --> 00:12:50.990
ملکه ی مادر ... ببینید ساعت چنده

00:12:50.990 --> 00:12:53.700
شما باید یه راه حل پیدا کنین

00:12:56.900 --> 00:13:00.380
... اگه امپراتور با معاون وزیر چیان ملاقات کنه

00:13:00.380 --> 00:13:04.920
سال ها کار سخت شما به باد میره

00:13:13.070 --> 00:13:15.660
ملکه ی مادر ؟ شا چتون شده ؟

00:13:15.660 --> 00:13:17.560
افراد

00:13:23.820 --> 00:13:26.930
چیان چنگ یوان کجاست ؟ چرا هنوز نیومده اینجا ؟

00:13:26.930 --> 00:13:29.790
امپراتور ... من قبلا یه نفر رو فرستادم بهش اطلاع بده

00:13:29.790 --> 00:13:31.970
لطفا یه کم دیگه صبر کنین

00:13:34.960 --> 00:13:36.820
امپراتور

00:13:36.820 --> 00:13:41.020
امپراتور ... نگهبان سلطنتی فیما اینجاست
تا گزارش بده که معاون وزیر چیان بی دقت بود

00:13:41.020 --> 00:13:45.100
اون از اسب افتاد ، جمجمعه اش شکست و فوت کرد

00:13:52.880 --> 00:13:54.760
ملکه ی مادر

00:13:56.110 --> 00:14:00.760
پزشک سلطنتی گفت این حمله به خاطر ناخوشی و اضطراب بوده

00:14:00.760 --> 00:14:05.050
اون میخواد شما آروم بمونین و تجدیدقوا کنین

00:14:05.050 --> 00:14:07.940
من خوبم

00:14:07.940 --> 00:14:11.340
فقط انگار یه سنگِ سنگین داره به قلبم فشار میاره

00:14:11.340 --> 00:14:14.290
و نمیتونم نفس بکشم

00:14:14.290 --> 00:14:16.700
امپراتور هنوز برنگشته ؟

00:14:16.700 --> 00:14:17.920
برگشته

00:14:17.920 --> 00:14:19.910
ایشون در دربار سلطنتی مشغوله

00:14:19.910 --> 00:14:23.810
زمانی که وقتشون آزاد بشه حتما برای دیدنتون میان

00:14:25.270 --> 00:14:30.150
... در گذشته وقتی سرفه میکردم

00:14:30.150 --> 00:14:34.170
اون فورا کارهاش رو میذاشت کنار و با عجله میومد اینجا

00:14:34.170 --> 00:14:37.070
... حالا که واقعا مریضم

00:14:37.070 --> 00:14:40.100
دیگه اهمیت نمیده

00:14:40.100 --> 00:14:42.610
ملکه ی مادر ... اشتباه میکنین

00:14:42.610 --> 00:14:45.440
وزرای نظامی در گلخونه ی غربی در حال همایش هستن

00:14:45.440 --> 00:14:47.540
امپراتور واقعا نتونست اونجا رو ترک کنه

00:14:47.540 --> 00:14:50.780
اما وقتی فهمید مریض هستین خیلی نگران شد

00:14:50.780 --> 00:14:53.960
بنابراین ازم خواست فورا بیام اینجا به شما خدمت کنم

00:14:55.220 --> 00:14:57.110
بذارید من این کار رو بکنم

00:15:03.110 --> 00:15:06.120
ملکه ی مادر ، داروی خوب تلخه و برای بیماری مناسبه

00:15:06.120 --> 00:15:10.790
شما باید این دارو رو مصرف کنید تا خوب بشید

00:15:14.090 --> 00:15:16.040
ملکه

00:15:16.860 --> 00:15:22.910
تو اون نامه رو به امپراتور تحویل دادی ؟

00:15:22.910 --> 00:15:26.620
ملکه ی مادر ... شاهزاده خی بود که اون نامه رو تحویل داد

00:15:26.620 --> 00:15:32.020
صیغه ی سلطنتی اعظم یو کسی بود که نامه رو
مخفی کرده بود ... من اونقدرام شجاع نیستم

00:15:35.610 --> 00:15:38.260
حالا بالاخره فهمیدم

00:15:38.260 --> 00:15:40.630
چی رو فهمیدین ؟

00:15:40.630 --> 00:15:43.480
.. تو این همه مدت صبورانه منتظر موندی

00:15:43.480 --> 00:15:48.720
تا یه فرصت برای گرفتن انتقام پدرت به دست بیاری

00:15:49.450 --> 00:15:55.940
بانو نارا ... من واقعا دست کم گرفته بودمت

00:15:55.940 --> 00:15:59.580
ملکه ی مادر ... اضطراب برای افراد بیمار بدترین چیزه

00:15:59.580 --> 00:16:03.290
نذارید تخیلاتتون از کنترل خارج بشه ... دارو رو مصرف کنین

00:16:07.840 --> 00:16:10.890
پزشک سلطنتی گفت انرژی میانی شما هماهنگ نیست

00:16:10.890 --> 00:16:15.750
من فکر میکنم شما ناراحت و
آشفته این ... برای همین مریض شدین

00:16:15.750 --> 00:16:19.440
به بیمارستان سلطنتی دستور میدم یه معاینه ی مجدد بکنن

00:16:19.440 --> 00:16:21.990
اونا نباید وضعیت بیماری شما رو به تاخیر بندازن

00:16:21.990 --> 00:16:24.070
برو گم شو

00:16:29.560 --> 00:16:32.550
تقریبا یه چیزی رو فراموش کردم

00:16:32.550 --> 00:16:36.510
برادرزاده اتون به خاطر شرکت در فساد غذای
کمک به فاجعه تحت پیگرد قانونی قرار گرفت

00:16:36.510 --> 00:16:40.520
اون به خاطر بالا بودن میزان فساد الان در بازداشته

00:16:40.520 --> 00:16:42.670
میترسم محکوم بشه

00:16:42.670 --> 00:16:46.330
همسر برادرتون با عجله اومد به قصر
و الان بیرون دروازه ی شِن وو زانو زده

00:16:46.330 --> 00:16:49.700
امپراتور گفت ملکه ی مادر درست رو از غلط تشخیص میده

00:16:49.700 --> 00:16:54.030
میدونه خویشاوندی که مرتکب جرم شده اولویت اوله

00:16:54.030 --> 00:16:56.210
تا عدالت رو بالاتر از خانواده ی سلطنتی قرار بدیم

00:16:56.210 --> 00:16:59.190
... اینکه به عنوان عمه اش در ادب کردنش غفلت نکنین

00:16:59.190 --> 00:17:02.020
در حال حاضر بهتون یه تخفیف مجازات بزرگ میده

00:17:02.020 --> 00:17:06.830
حتی اگه مادرش تا آخر دنیا زانو بزنه بازم سرش رو میزنن

00:17:10.270 --> 00:17:15.010
.. فکر میکنی وقتی اصرار داشتم پدرت رو بکشم

00:17:15.010 --> 00:17:18.360
برای محافظت از برادرزاده ام بود ؟

00:17:20.020 --> 00:17:22.190
اینطور نبود ؟

00:17:22.190 --> 00:17:29.010
فکر میکنی کسایی که به غذای
امدادی چشم طمع داشتن فقط اون بوده ؟

00:17:29.950 --> 00:17:33.260
کشتن برای امپراتور راحته

00:17:33.260 --> 00:17:38.380
اما واقعا میتونه تمام خویشاوندان
سلطنتی رو که درگیر این جرم بودن بکشه ؟

00:17:38.380 --> 00:17:40.640
نمیتونه

00:17:40.640 --> 00:17:47.070
تو هم نمیتونی ... کسی که ازش محافظت کردم دیگران نبودن

00:17:47.070 --> 00:17:50.220
کسی که ازش محافظت کردم امپراتور بود

00:17:50.220 --> 00:17:53.930
چیزی که ازش محافظت کردم کشور چینگ بزرگ بود

00:17:53.930 --> 00:17:56.600
... کسی که واقعا ناراضیه

00:17:56.600 --> 00:18:00.160
تویی

00:18:01.780 --> 00:18:03.660
ملکه ی مادر شما خیلی سخت کار کردین

00:18:03.660 --> 00:18:08.100
از امروز به بعد دیگه لازم نیست اینقدر تلاش کنین

00:18:13.270 --> 00:18:14.890
تو جرات میکنی ؟

00:18:14.890 --> 00:18:16.460
چرا نباید جرات کنم ؟

00:18:16.460 --> 00:18:19.910
یه کاری میکنم امپراتور باهاتون غریبه بشه ، ازتون
متنفر بشه و دیگه نخواد هیچوقت شما رو ببینه

00:18:19.910 --> 00:18:22.180
نمیتونی این کار رو بکنی

00:18:22.180 --> 00:18:24.480
من بودم که اون رو تا بزرگسالیش بزرگ کردم

00:18:24.480 --> 00:18:27.470
من بودم که اساس و بنیاد رو بهش یاد دادم

00:18:27.470 --> 00:18:30.360
من بودم که بهش یاد دادم انسان باشه

00:18:30.360 --> 00:18:34.420
هیچکس نمیتونه رابطه ی مادر و پسری ما رو خراب کنه

00:18:34.420 --> 00:18:36.080
تو هم نمیتونی این کار رو بکنی

00:18:36.080 --> 00:18:41.110
شخصیت امپراتور اینه که وقتی کسی رو
دوست داره میخواد اون تا ابد زنده بمونه اما
وقتی از کسی متنفره میخواد اون شخص بمیره

00:18:41.110 --> 00:18:43.570
... اون الان فکر میکنه شما مادرش رو کشتین

00:18:43.570 --> 00:18:47.050
و سال ها با استفاده از چهره ی یه مادر مهربون گولش زدین

00:18:47.050 --> 00:18:49.470
اون شما رو میبخشه ؟

00:18:49.470 --> 00:18:55.400
امپراتور هیچوقت حرفت رو باور نمیکنه

00:18:55.400 --> 00:18:57.820
... امپراتور اولش باور نمیکرد

00:18:57.820 --> 00:19:00.460
اما لرد چیان چنگ یوان از اسبش افتاد و فوت کرد

00:19:00.460 --> 00:19:03.810
به نظر شما به کی مشکوک میشه ؟

00:19:06.850 --> 00:19:12.030
زن مسموم ... کار تو بود

00:19:12.030 --> 00:19:14.060
ملکه ی مادر ... نگران نباشین

00:19:14.060 --> 00:19:16.480
... امپراتور شما رو نمیکشه

00:19:16.480 --> 00:19:18.500
اما هیچوقتم شما رو نمیبخشه

00:19:18.500 --> 00:19:21.700
از امروز به بعد میتونین به ملکه ی مادر
... نجیب زاده و والامقام بودن ادامه بدین

00:19:21.700 --> 00:19:24.740
درست مثل بودا در معبد یینگ هوا

00:19:24.740 --> 00:19:27.660
شما فقط در ظاهر یه زن نجیب زاده خواهید بود

00:19:28.450 --> 00:19:30.940
از ادامه ی زندگی اتون لذت ببرید

00:19:30.940 --> 00:19:35.950
برای روزهایی که در پیش هستن باید
وقت اتون رو صرف توبه کردن کنید

00:19:43.850 --> 00:19:46.490
ملکه ی مادر

00:19:46.490 --> 00:19:50.040
ملکه ی مادر

00:19:50.040 --> 00:19:54.030
همسر لینگ ... بزرگترین پشتیبانت سقوط کرد

00:19:54.030 --> 00:19:56.990
در آینده چیکار میکنی ؟

00:19:59.480 --> 00:20:01.820
ملکه ی مادر ... بهشون کمک کن به تخت اشون برگردن

00:20:01.820 --> 00:20:04.270
فورا پزشک سلطنتی رو خبر کن -
بله -

00:20:24.430 --> 00:20:26.520
امپراتور الان از ملکه ی مادر متنفره

00:20:26.520 --> 00:20:29.420
از همه چی گذشته اونا سال ها به عنوان
مادر و پسر محبت عمیقی به هم داشتن

00:20:29.420 --> 00:20:32.160
... در آینده اگه دلشون برای گذشته تنگ بشه

00:20:32.160 --> 00:20:34.750
برای خودتون یه دشمن نتراشیدین ؟

00:20:34.750 --> 00:20:37.790
یوان چون وانگ ... نظر تو چیه ؟

00:20:38.320 --> 00:20:46.800
والاحضرت ... من شنیدم بازرس پزشکی
ژانگ یه پسر داشت که در جوونی فوت کرد

00:20:46.800 --> 00:20:51.840
اما یه نوه براش به جا گذاشت که به شدت ستایش برانگیزه

00:20:51.840 --> 00:20:55.950
تمام خانواده خیلی دوستش دارن

00:21:10.420 --> 00:21:13.820
بازرس پزشکی ژانگ .. حال ملکه ی مادر چطوره ؟

00:21:18.800 --> 00:21:22.620
ملکه ی مادر دچار فلج صورت شدن و دندون هاشون به هم قفل شده

00:21:22.620 --> 00:21:25.080
دست راست اشون پیچ خورده

00:21:25.080 --> 00:21:28.410
اینطور که میبینم خطوط نصف النهار درونی اشون مسدود شده

00:21:28.410 --> 00:21:30.640
منظورت از این حرف چیه ؟

00:21:30.640 --> 00:21:32.130
این یه سکته ی مغزی خفیفه

00:21:32.130 --> 00:21:34.290
جدیه ؟

00:21:34.290 --> 00:21:38.630
قبلا معاون وزیر چی از وزارت تشریفات نصف
بدنش فلج شده بود و حتی نمیتونست سوپ بخوره

00:21:38.630 --> 00:21:42.070
در مقایسه با اون بیماری ملکه ی مادر خیلی خفیفه

00:21:42.070 --> 00:21:44.560
اما باید یه سوپ تجویز کنم تا گردش خون رو تحریک
... کنه و باعث شل شدن عضلات و مفاصل بشه

00:21:44.560 --> 00:21:48.910
کبد و نفخ رو آروم کنه تا کانال ها تمیز بشن
این ممکنه بیماری ایشون رو درمان کنه

00:21:53.080 --> 00:21:57.470
همسر لینگ ... ملکه ی مادر چی میخوان بگن ؟

00:21:57.470 --> 00:22:00.270
با این بیماری ما باید از بالا رفتن دما در کبدشون جلوگیری کنیم

00:22:00.270 --> 00:22:04.350
یادتون باشه کاری نکنین دوباره عصبانی بشن

00:22:05.070 --> 00:22:08.150
چیزی که گفتین یادم میمونه بازرس پزشکی ژانگ

00:22:08.150 --> 00:22:10.660
لطفا الان برید و دارو رو تجویز کنین

00:22:10.660 --> 00:22:12.280
بله

00:22:14.060 --> 00:22:16.400
بازرس پزشکی از این طرف لطفا -
باشه -

00:22:19.980 --> 00:22:22.040
ملکه ی مادر بهش اعتماد ندارین ؟

00:22:24.270 --> 00:22:28.380
سرپرست لیو ... پزشک سلطنتی یی رو دعوت کن اینجا

00:22:29.390 --> 00:22:34.450
پزشک سلطنتی یی ؟ بازرس پزشکی ژانگ
خیلی ساله طبیبه و آدم درستکاری هم هست

00:22:34.450 --> 00:22:36.930
چرا به بازرس پزشکی ژانگ اعتماد ندارین ؟

00:22:38.280 --> 00:22:41.790
همینطوری ... همین الان برو

00:22:46.300 --> 00:22:47.570
صبر کن

00:22:56.840 --> 00:23:04.410
[ دروازه ی شو آن ]

00:23:36.460 --> 00:23:39.800
حال ملکه ی مادر خوب نیست
ما به این همه خدمتکار نیاز نداریم

00:23:39.800 --> 00:23:43.050
تو بمون ... بقیه اتون برید

00:23:50.230 --> 00:23:52.110
تو باهام بیا

00:23:54.260 --> 00:23:56.760
<i>ریشه ی شیرین بیان ، دم آنجلیکا ، گل صد تومانی و غیره</i>

00:23:57.460 --> 00:24:00.280
دو گرم ریشه ی شیرین بیان

00:24:00.880 --> 00:24:02.620
مشکلی هست ؟

00:24:03.600 --> 00:24:05.320
مشکلی نیست

00:24:05.320 --> 00:24:11.000
اما این نسخه فقط اشتباه نداره
وگرنه هدفش خدمت کردن نیست

00:24:11.000 --> 00:24:16.420
اگه ملکه ی مادر این نسخه رو دنبال
کنن فکر نمیکنم هیچوقت حاشون خوب بشه

00:24:16.420 --> 00:24:20.120
فقط اشتباه نداره ، اما هدفش خدمت کردن نیست ؟

00:24:21.070 --> 00:24:25.500
معنیش اینه که به بازرس پزشکی ژانگ واقعا نمیشه اعتماد کرد

00:24:25.500 --> 00:24:27.770
... مدت هاست دارن یه حرفی در پایتخت میزنن

00:24:27.770 --> 00:24:32.110
که اسناد و نسخه های آکادمی پزشکی سلطنتی
فقط از بیرون برق میزنن و جالب به نظر میان

00:24:32.110 --> 00:24:35.680
ملکه ی مادر مقام والا و شریفی داره
کی جرات داره از یه داروی قوی استفاده کنه ؟

00:24:35.680 --> 00:24:37.990
... اونا فقط میتونن به آرومی تثبیتش کنن ... به علاوه

00:24:37.990 --> 00:24:40.420
... اگه کسی این نسخه رو بررسی کنه

00:24:40.420 --> 00:24:43.040
ببین ... همه ی داروهای داخلش داروهای خوبی هستن

00:24:43.040 --> 00:24:45.850
هیچکس نمیتونه ازش ایراد بگیره

00:24:45.850 --> 00:24:49.410
دکتر یی ... من اوضاع رو برات سخت نمیکنم

00:24:49.410 --> 00:24:52.260
اگه قرار باشه تو تجویز کنی چطوری انجامش میدی ؟

00:24:52.260 --> 00:24:56.650
والاحضرت فراموش کردی ؟ من الان تحت تعلیقم

00:24:56.650 --> 00:25:00.520
دیگه یه پزشک سلطنتی نیستم

00:25:01.620 --> 00:25:02.890
من تو رو به دردسر انداختم

00:25:02.890 --> 00:25:06.890
بیخیال بابا ... از خدامه امپراتور فورا
با لگد از قصر پرتم کنه بیرون

00:25:06.890 --> 00:25:10.550
اینطوری میتونم به دنیای عادی
برگردم و بیماری ها رو درمان کنم

00:25:10.550 --> 00:25:15.310
علائم ملکه ی مادر حاکی از رکود جریان
... انرژی در نصف النهارهای کبد ایشونه

00:25:15.310 --> 00:25:20.090
با کبود یین در قلب اشون و انسداد
جریان خون ... بنابراین نمیتونن حرف بزنن

00:25:20.090 --> 00:25:23.650
این نشون میده تجمع و لخته شدن خلط
وجود داره ... من دو تا دارو تجویز میکنم

00:25:23.650 --> 00:25:25.830
یکی میتونه کبد رو آروم کنه و به خون ایشون قوت بده

00:25:25.830 --> 00:25:31.420
اون یکی میتونه سکته ی مغزی و خلط رو از بین
ببره ... اینطوری ملکه ی مادر میتونن حرف بزنن

00:25:32.820 --> 00:25:36.390
راستی سلامتی ملکه ی مادر خیلی ضعیفه

00:25:36.390 --> 00:25:39.490
این دارو باید همراه پوره مصرف بشه

00:25:39.490 --> 00:25:42.450
باشه دکتر یی ... ممنونم

00:25:43.300 --> 00:25:44.830
پس من میرم دارو رو تجویز کنم

00:25:44.830 --> 00:25:46.760
دکتر یی ... ممنونم

00:25:46.760 --> 00:25:48.470
خواهش میکنم

00:25:56.620 --> 00:26:01.370
همسر لینگ ... بر اساس موقعیت فعلی امون
قصر شوکانگ دیگه نمیتونه از شما حمایت کنه

00:26:01.370 --> 00:26:03.880
تا هنوز وقت داری برو

00:26:03.880 --> 00:26:08.030
... اینطوری تحت تاثیر قرار نمیگیری ... امپراتور

00:26:08.030 --> 00:26:12.350
به هرحال امپراتور نمیخواد من رو ببینه

00:26:12.350 --> 00:26:14.320
از چی باید بترسم ؟

00:26:15.120 --> 00:26:22.240
به علاوه ملکه ی مادر یه بار در مقابل تحقیر
... دیگران ازم محافظت کرد ... اگه الان برم

00:26:22.240 --> 00:26:24.120
چه جور آدمی میشم ؟

00:26:25.060 --> 00:26:28.390
... سرپرست لیو ... از اونجایی که وارد این قایق شدم

00:26:28.390 --> 00:26:31.070
قصد ندارم ازش پیاده بشم

00:26:31.070 --> 00:26:36.380
تا وقتی ملکه ی مادر محفوظ باشه ، ممکنه این قایق غرق نشه

00:26:44.560 --> 00:26:47.280
ملکه ی مادر ... ملکه این رو از قبل برنامه ریزی کرده بود

00:26:47.280 --> 00:26:50.080
اون با همچین رفتار وحشیانه ای اومد پیش شما
... برای اینکه در مقابل حمله اش مقابله به مثل کنیم

00:26:50.080 --> 00:26:52.450
میتونین بهم بگید در گذشته چه اتفاقی افتاده ؟

00:27:25.410 --> 00:27:29.610
والاحضرت ... بانوی نجیب زاده چینگ مدت هاست منتظر شما هستن

00:27:42.490 --> 00:27:44.730
بانوی نجیب زاده چینگ ... چرا اومدی اینجا ؟

00:27:45.400 --> 00:27:48.140
درود عرض میکنم همسر لینگ

00:27:48.140 --> 00:27:50.930
بشین -
والاحضرت همسر لینگ -

00:27:50.930 --> 00:27:53.370
شنیدم ملکه ی مادر به شدت بیماره

00:27:53.370 --> 00:27:57.250
با خودم یه سری دارو که وقتی پدربزرگم
سکته ی مغزی کرده بود مصرف میکرد آوردم

00:27:57.250 --> 00:28:00.160
این برای آروم کردن ذهن شخص خیلی موثره

00:28:02.450 --> 00:28:07.150
این یه کهربا پیچیده شده در قرص اژدهاست
این میتونه ضربه ی مغزی رو از بین ببره و
خلط رو برطرف کنه و ذهن و روح رو آروم کنه

00:28:07.720 --> 00:28:09.860
لطفا از طرف من این رو بدید به ملکه ی مادر

00:28:09.860 --> 00:28:13.210
نمیتونم خیلی بمونم ... الان دیگه مرخص میشم

00:28:19.980 --> 00:28:21.640
صبر کن

00:28:23.490 --> 00:28:26.130
چرا باید این کار رو بکنی ؟

00:28:27.130 --> 00:28:31.680
همسر لینگ ... پدر من تابع و فرمانبردار لرد نالانه

00:28:31.680 --> 00:28:34.740
من چاره ای ندارم جز اینکه از صیغه ی سلطنتی شو پیروی کنم

00:28:34.740 --> 00:28:39.190
اما میدونم چطوری درست رو از غلط تشخیص بدم

00:28:39.190 --> 00:28:41.290
مهم نیست اشتباهی که ملکه ی مادر کرده چقدر بزرگه

00:28:41.290 --> 00:28:45.720
ایشون هنوزم از امپراتور مراقبت کرده و ایشون رو
... بزرگ کرده . وقتی در آینده امپراتور اینو درک کنه

00:28:45.720 --> 00:28:48.380
حتما پشیمون میشه

00:28:48.380 --> 00:28:52.920
من الان این نسخه رو به ملکه ی مادر تقدیم
میکنم تا فقط کارمای خوبی ایجاد کنم

00:28:52.920 --> 00:28:54.910
... اینطوری در آینده

00:28:56.060 --> 00:28:58.710
برای نجات خودم یه راه دیگه باز میذارم

00:29:00.620 --> 00:29:03.230
... از اونجایی که میخوای کارمای خوبی ایجاد کنی

00:29:04.460 --> 00:29:07.380
چرا خودت شخصا این رو تحویل نمیدی ؟

00:29:07.380 --> 00:29:11.800
اضافه کردن یه گل به پارچه ی زربفت آسونه
اما تحویل دادن ذغال سنگ در برف خیلی سخته

00:29:11.800 --> 00:29:14.890
اما تحویل ذغال سنگ باید به موقع انجام بشه

00:29:14.890 --> 00:29:18.720
ملکه ی مادر همین الانشم یه شخص
دلسوز کنارش داره که شما هستین

00:29:18.720 --> 00:29:22.330
فقط یه قدم دیر برداشتم و اختلافش الان چندین مایله

00:29:22.330 --> 00:29:26.040
حالا که اوضاع اینطوریه چرا نسخه رو به شما ندم ؟

00:29:26.040 --> 00:29:30.890
تا وقتی شما بتونین مهربونی من رو
به خاطر داشته باشین من راضی ام

00:29:31.590 --> 00:29:33.300
بانوی نجیب زاده چینگ

00:29:34.170 --> 00:29:37.150
... هیچوقت فکر نمیکردم حتی اگه معمولا ساکتی

00:29:38.020 --> 00:29:40.780
از همه باهوش تری

00:29:42.200 --> 00:29:46.350
این باهوش بودن نیست ... ترسو بودنه

00:29:47.040 --> 00:29:50.880
... یکی مثل من وقتی بهش ظلم میشه

00:29:50.880 --> 00:29:53.840
فقط میتونم دندونم رو از دست بدم یا خونم رو فرو بدم

00:29:53.840 --> 00:29:58.070
وقتی میبینم یه نفر داره آزار و اذیت
میشه حتی جرات ندارم یه کلمه حرف بزنم

00:29:59.010 --> 00:30:01.720
اینطور نیست که نمیخوام از شما تقلید کنم

00:30:01.720 --> 00:30:04.190
فقط به خاطر اینه که پدر و مادر و خواهر و برادر دارم

00:30:04.190 --> 00:30:07.090
کل قبیله ی من 132 نفره

00:30:07.090 --> 00:30:11.440
به خاطر زندگی اونا من فقط میتونم همراه جریان حرکت کنم

00:30:12.180 --> 00:30:16.880
اما معنیش این نیست بی عاطفه ام یا درستکار نیستم

00:30:16.880 --> 00:30:23.950
تنها کاری که میتونم انجام بدم اینه که
به اندازه ای که در توانمه کمک کنم

00:30:34.680 --> 00:30:39.300
والاحضرت .. ملکه دست از سر ملکه ی مادر برنمیداره

00:30:40.020 --> 00:30:44.350
بیشتر از اون دست از سر شما برنمیداره ... لطفا مراقب باشین

00:30:47.560 --> 00:30:50.180
چی میشه اگه بهت فرصت به دست آوردن مقام داده بشه ؟

00:30:53.270 --> 00:30:56.870
... از نظر زیبایی ، نقشه کشیدن و حقه زدن

00:30:56.870 --> 00:30:59.060
من از دیگران پایین ترم

00:30:59.060 --> 00:31:02.170
چه حقی دارم برای جلب توجه امپراتور رقابت کنم ؟

00:31:02.170 --> 00:31:04.360
در صورتی که من کمکت کنم حق داری

00:31:10.370 --> 00:31:14.210
بانوی نجیب زاده چینگ اگه
... میخوای از خانواده ات محافظت کنی

00:31:14.210 --> 00:31:16.400
باید قدرت داشته باشی

00:31:17.370 --> 00:31:19.480
... به جای تکیه کردن به افراد قوی

00:31:20.290 --> 00:31:22.890
چرا خودت یه فرد قوی نمیشی ؟

00:31:32.230 --> 00:31:35.220
همسر لینگ گفتن که قبلا با دکتر یی این نسخه رو بررسی کردن

00:31:35.220 --> 00:31:38.110
اون اجازه داد که میشه اینو به ملکه ی مادر داد

00:31:38.110 --> 00:31:40.660
از توجهات همسر لینگ ممنونم

00:31:58.230 --> 00:32:00.990
امپراتور ... یه پیام از قصر شوکانگ اومده

00:32:00.990 --> 00:32:03.060
... گفته که ملکه ی مادر بیهوش هستن

00:32:03.060 --> 00:32:06.770
و تشنج اشون ادامه داره ... ایشون حتی
دیگه نمیتونن آب شیرین شده مصرف کنن

00:32:06.770 --> 00:32:08.870
... شما باید

00:32:20.300 --> 00:32:22.410
درود عرض میکنم امپراتور

00:32:25.360 --> 00:32:27.180
ملکه ی مادر کجاست ؟

00:32:30.950 --> 00:32:33.270
درود عرض میکنم امپراتور

00:32:43.300 --> 00:32:45.810
چند تا حرف دارم که میخوام از ملکه ی مادر بپرسم

00:32:45.810 --> 00:32:48.750
ملکه ی مادر میدونن که چرا شما اینجا هستین

00:32:48.750 --> 00:32:52.210
وقتی شما این کتاب رو باز کنین همه چی رو میفهمین

00:32:52.210 --> 00:32:53.580
<i>[ یادداشت درباره ی مشاهدات نزدیک ]</i>

00:32:53.580 --> 00:32:57.550
این فقط داستان های عامیانه ست
منظور ملکه ی مادر از این کار چیه ؟

00:33:01.000 --> 00:33:06.260
این یه مجموعه داستانِ که بوسیله جی یوان در طول اولین
آزمون استانیش در سال 12 سلطنت شما گردآوری شده

00:33:06.260 --> 00:33:09.000
در مورد یه همسر کشاورز زیبا در شهر خوایی صحبت میکنه

00:33:09.000 --> 00:33:11.870
شوهرش به سرزمین دیگه ای فرار کرد و
والدینش رو تحت سرپرستی اون باقی گذاشت

00:33:11.870 --> 00:33:15.120
اون محکم دروازه های خونه اش رو بست ، شب و روز
بافندگی کرد فقط برای اینکه والدین شوهرش رو تامین کنه

00:33:15.120 --> 00:33:19.180
اما فقط تونست اونقدری به دست بیاره که به سختی
کافی بود و مجبور شد از همسایه هاش کمک بخواد

00:33:19.180 --> 00:33:24.050
همه میخواستن کمک کنن اما منبعی نداشتن
اون فقط تونست بلند گریه کنه و بعدش جلوی
در وایسته تا به مهمون ها خوشامد بگه
( تن فروشی کنه )

00:33:26.230 --> 00:33:28.790
چی داری میگی ؟

00:33:28.790 --> 00:33:31.440
این چه ربطی به سوالی که دارم میپرسم داره ؟

00:33:31.440 --> 00:33:33.760
بانو گائو بدنش رو فروخت فقط برای
اینکه بتونه والدین شوهرش رو تامین کنه

00:33:33.760 --> 00:33:39.480
و از پولی که به دست آورد برای خریدن یه خدمتکار زیبا
... استفاده کرد ... وقتی شوهرش برگشت ، به شوهرش گفت

00:33:39.490 --> 00:33:42.370
تو به سلامت برگشتی و من والدینت رو "
... صحیح و سالم بهت برمیگردونم

00:33:42.370 --> 00:33:45.710
" و اون دوشیزه ی زیبا همسر دومیه که برات گرفتم

00:33:45.710 --> 00:33:48.860
بعد از گفتن این حرف چاقو رو برداشت و خودش رو کشت

00:33:53.150 --> 00:33:58.410
بعد از مرگش ، مقام عالی کشور اون رو بی عفت نامید و اجازه
داد در مقبره ی اجدادی اشون دفن بشه اما نه همراه شوهرش

00:33:58.410 --> 00:34:00.890
فقط والدین شوهرش براش گریه کردن

00:34:00.890 --> 00:34:03.800
اونا گفتن " پسر ما ناخلف بود و والدینش رو ول کرد

00:34:03.800 --> 00:34:07.530
اشتباه یه زن ضعیف در از دست دادن
" عفتش برای تامین والدین شوهرش چیه ؟

00:34:07.530 --> 00:34:12.870
عموم مردم شروع کردن به بحث سر اینکه
کدوم مهمتره ... عفت یا روابط خویشاوندی ؟

00:34:28.390 --> 00:34:30.780
ملکه ی مادر دیگه چی گفت ؟

00:34:33.420 --> 00:34:37.170
... امپراتور ... اون سال در خشکسالی بزرگ شان ژی

00:34:37.170 --> 00:34:39.550
بانو چیان امپراتور یونگ ژنگ رو
در تور خصوصی همراهی میکرد

00:34:39.550 --> 00:34:41.950
به خاطر جنگ سر تاج و تخت اونا بارها با خطر مواجه شدن

00:34:41.950 --> 00:34:44.840
امپراتور یونگ ژنگ بعد از جدا شدن
از نگهبان هاش بوسیله ی تیر زخمی شد

00:34:44.840 --> 00:34:47.370
برای فرار از دست مهاجم ایشون به اعماق کوهستان رفت

00:34:47.370 --> 00:34:51.720
اما این تنها بدبختی نبود ... ایشون با راهزن های
مخفی شده در کوهستان تای هانگ مواجه شد

00:34:51.720 --> 00:34:56.050
بانو چیان امپراتور یونگ ژنگ رو در یه خونه ی
روستایی نگه داشت و لباس هاش رو عوض کرد

00:34:56.050 --> 00:34:59.210
تا خودش رو طعمه کنه و راهزن هایی که دنبال اشون بودن دور کنه

00:35:00.620 --> 00:35:02.480
چی گفتی ؟

00:35:02.480 --> 00:35:06.490
یه نفر گفته بانو چیان بوسیله ی راهزن ها دستگیر شد

00:35:06.490 --> 00:35:09.970
و یه نفر دیگه گفته اون خودش رو از کوه پرت کرد پایین

00:35:09.970 --> 00:35:14.740
اما اینکه بانو چیان واقعا بوسیله ی راهزن ها دستگیر
... شد یا برای محافظت از عفتش خودش رو کشت

00:35:14.740 --> 00:35:16.640
همه اش برای محافظت از امپراتور یونگ ژنگ بود

00:35:16.640 --> 00:35:19.350
وفادار و فدایی ... خیلی قابل تحسینه

00:35:19.350 --> 00:35:22.770
اما اگه این حرفا پخش میشد بانو درست مثل بانو گائو میشد

00:35:22.770 --> 00:35:26.070
واضحه که عدالت رو رعایت کرده اما از تحقیر دنیا رنج میکشید

00:35:26.070 --> 00:35:29.430
امپراتور احتمالا مورد اظهارنظرهای پوچ قرار میگرفتن

00:35:29.430 --> 00:35:32.680
برای همین ملکه ی مادر این همه مدت این راز رو نگه داشتن

00:35:32.680 --> 00:35:36.630
اگه باور نمیکنین ، امپراتور
یونگ ژنگ یه خدمتکار نزدیک داشتن

00:35:36.630 --> 00:35:39.240
اولین کسی که اون موقع امپراتور یونگ ژنگ رو پیدا کرد

00:35:39.240 --> 00:35:42.890
حالا اون بازنشسته شده و به زادگاهش جیائو ژو برگشته

00:35:42.890 --> 00:35:44.780
ملکه ی مادر از قبل دستور دادن به طور مخفیانه دعوتش کنن اینجا

00:35:44.780 --> 00:35:48.150
اون باید حداکثر تا فردا برسه

00:35:53.290 --> 00:35:56.140
... اگه حرفای ملکه ی مادر راست باشه

00:35:56.980 --> 00:36:02.000
شخصا میرم قصر شوکانگ و برای طلب بخشش زانو میزنم

00:36:23.100 --> 00:36:26.670
بانوی نجیب زاده چینگ ... تو خیلی سخت کار کردی

00:36:26.670 --> 00:36:29.320
قلبم داشت خیلی تند میزد

00:36:29.320 --> 00:36:33.950
همسر لینگ ... چرا شخصا به امپراتور نگفتین ؟

00:36:34.710 --> 00:36:37.920
امپراتور دوست نداره من رو ببینه

00:36:37.920 --> 00:36:40.310
نمیخوام ملکه ی مادر رو گرفتار کنم

00:36:40.310 --> 00:36:45.710
اما حرفایی که الان زدیم ، واقعا
میتونن امپراتور رو تکون بدن ؟

00:36:54.300 --> 00:36:56.390
خیلی خسته شدی ؟

00:36:56.390 --> 00:36:59.470
شما کی هستین ؟ چیکار میخواین بکنین ؟

00:36:59.470 --> 00:37:01.780
کی گفت میتونین بیاید داخل ؟

00:37:01.780 --> 00:37:04.050
چیکار دارین میکنین ؟ نمیتونین حرکتش بدین

00:37:04.700 --> 00:37:07.140
حرکتش ندین

00:37:07.140 --> 00:37:08.900
همه اتون برگردین

00:37:08.900 --> 00:37:10.270
شماها کی هستین ؟ بذاریدش پایین

00:37:10.270 --> 00:37:13.100
کی گفت میتونین اون رو تکون بدین ؟
همین الان برش گردونین سرجاش

00:37:13.100 --> 00:37:14.800
کی شما رو فرستاده ببریدشون ؟

00:37:14.800 --> 00:37:16.180
کی گفت میتونین به این دست بزنین ؟

00:37:16.180 --> 00:37:17.880
شماها دقیقا کی هستین ؟

00:37:17.880 --> 00:37:19.030
برش گردونین

00:37:19.030 --> 00:37:21.110
ولش کن -
چیکار دارین میکنین ؟ -

00:37:21.110 --> 00:37:24.430
گفتم بس کنین ... بس کنین

00:37:24.430 --> 00:37:28.700
درود عرض میکنم امپراتور

00:37:28.700 --> 00:37:30.230
لی یو

00:37:31.520 --> 00:37:36.060
امپراتور ... زانوهای لرد وانگ یه بار به خاطر
محافظت از امپراتور فقید بوسیله ی سلاح گرم زخمی شد

00:37:36.060 --> 00:37:40.440
حالا که پیر شدن عود کرده و تشدید شده

00:37:40.440 --> 00:37:42.130
کمکش کن بشینه

00:37:48.800 --> 00:37:53.730
معلم وانگ ... شما یه بار شخصا اسب سواری
و تیراندازی با کمان رو به من یاد دادین

00:37:53.730 --> 00:37:56.260
شما معلم من هستین

00:37:56.260 --> 00:38:00.770
چیزی که الان ازتون میپرسم باید صادقانه بهش جواب بدین

00:38:01.530 --> 00:38:03.920
اون موقع وقتی امپراتور فقید به یه
... بازدید خصوصی از شان ژی رفت

00:38:03.920 --> 00:38:07.670
بانو چیان همراهی اشون میکرد ... شما خبر داشتین ؟

00:38:07.670 --> 00:38:10.000
امپراتور ... این واقعا اتفاق افتاد

00:38:10.000 --> 00:38:12.190
... پس وقتی اونا رو اسکورت میکردین

00:38:12.190 --> 00:38:16.020
امپراتور فقید با بانو چیان برگشت ؟

00:38:19.410 --> 00:38:21.660
... خوب

00:38:21.660 --> 00:38:23.760
صادقانه جواب بدین

00:38:25.440 --> 00:38:27.160
بله

00:38:29.650 --> 00:38:32.370
امپراتور لطفا عصبانی نشید

00:38:32.370 --> 00:38:34.970
ملکه ی مادر بهم دروغ گفت

00:38:51.500 --> 00:38:55.180
امپراتور ... امپراتور

00:38:58.350 --> 00:39:04.160
معلم وانگ ... شما دهه ها به امپراتور فقید خدمت کردین

00:39:05.760 --> 00:39:11.730
وقتی بچه بودم من رو پشت اتون سوار میکردین

00:39:11.730 --> 00:39:15.210
من بدجنس بودم و بوسیله ی امپراتور فقید تنبیه شدم

00:39:15.950 --> 00:39:19.920
شما به خاطر من سرزنش میشدین و مورد مجازات قرار میگرفتین

00:39:19.920 --> 00:39:23.340
... میشه شما به حساب رابطه ی معلم و شاگردی امون

00:39:24.660 --> 00:39:27.570
نذاریدبی خبر و پا در هوا زندگی کنم ؟

00:39:29.390 --> 00:39:35.350
ازتون میپرسم ... بانو چیان واقعا چطوری فوت کرد ؟

00:39:36.990 --> 00:39:42.790
... واقعا در کوهستان تای هانگ فوت کرد

00:39:45.260 --> 00:39:48.990
یا واقعا بوسیله ی ملکه ی مادر کشته شد ؟

00:39:51.800 --> 00:39:56.450
امپراتور ... اون موقع بانو چیان
... به خاطر نجات امپراتور فقید

00:39:56.450 --> 00:40:01.750
عفت اشون صدمه دید و کاملا باعث تحقیر امپراتور فقید شد

00:40:01.750 --> 00:40:04.770
ایشون به خواست خودشون فوت کردن
( یعنی خودکشی کرد )

00:40:16.000 --> 00:40:17.910
درود عرض میکنم امپراتور -
درود عرض میکنم امپراتور -

00:40:17.910 --> 00:40:19.680
ملکه ی مادر کجاست ؟ -
... ملکه ی مادر -

00:40:19.680 --> 00:40:22.920
ملکه ی مادر برای تجدید قوا از قصر رفتن
و همسر لینگ رو با خودشون بردن

00:40:49.100 --> 00:40:51.000
بانوی نجیب زاده چینگ

00:40:51.000 --> 00:40:52.650
امپراتور

00:40:55.140 --> 00:40:59.830
به دستور ملکه ی مادر من اینجا منتظر بودم تا
یه سری حرفای ضروری رو به شما منتقل کنم

00:40:59.830 --> 00:41:02.600
امپراتور لطفا اطرافتون رو خلوت کنین

00:41:14.200 --> 00:41:15.630
ملکه ی مادر چی گفت ؟

00:41:15.630 --> 00:41:17.880
... ملکه ی مادر ازم خواست به امپراتور بگم

00:41:17.880 --> 00:41:21.620
که در طول 13 امین سال سلطنت امپراتور فقید
ایشون فقط در روز تولد سلطنتی اشون استراحت کردن

00:41:21.620 --> 00:41:24.620
ایشون هیچوقت به شکار پاییزه ی مولان
نرفتن و هیچوقت درگیر عیش و نوش نشدن

00:41:24.620 --> 00:41:27.860
امپراتور فقید با سختگیری شدید حکومت کردن
همه اش به خاطر اینکه یه امپراتور خوب باشن

00:41:27.860 --> 00:41:31.190
امپراتور فقید یه بار گفتن نقشه کشیدن علیه
پدرشون و فشار روی مادرشون تقصیر ایشونه

00:41:31.190 --> 00:41:33.990
و همینطور شهرت بد قتل عام برادرهای
بزرگتر و سلاخی برادرهای کوچیکترشون

00:41:33.990 --> 00:41:36.840
این مثل حمل کردن یه کوه باعظمت
و راه رفتن بر خلاف مسیر وزش باده

00:41:36.840 --> 00:41:39.490
.. ایشون به عنوان یه امپراتور میدونست

00:41:39.490 --> 00:41:43.950
شایستگی و درستی خیلی مهمه ... اینطور نیست که
ایشون به خاطر از دست دادن بانو چیان ناراحت نبود

00:41:43.950 --> 00:41:46.790
فقط نمیخواست امپراتور از شرمساری و خجالت رنج بکشه

00:41:46.790 --> 00:41:51.030
اون روز ملکه ی مادر دستور داشت شراب مسموم برای بانو ببره

00:41:51.030 --> 00:41:55.750
بانو یه کلمه هم حرف نزد و فقط سه بار به
ملکه ی مادر تعظیم کرد و آه مرگ کشید

00:41:55.750 --> 00:41:59.760
ملکه ی مادر گفتن از اونجایی که سه تعظیم از بانو دریافت
... کردن و این مثل بار سه هزار وزنه رو شونه ی ایشونه

00:41:59.760 --> 00:42:04.620
پس باید برای یه عمر مثل یه مادر واقعی از امپراتور محافظت کنن

00:42:06.690 --> 00:42:10.950
ملکه ی مادر کجاست ؟ من باید ایشون رو ببینم

00:42:10.950 --> 00:42:13.700
ملکه ی مادر گفتن شهر ممنوعه ساکت نیست

00:42:13.700 --> 00:42:16.260
ایشون میخوان یه محل ساکت برای مراقبت از سلامتی اشون پیدا کنن

00:42:16.260 --> 00:42:21.210
همسر لینگ به خاطر شما خوب مراقب ملکه ی
مادر هستن ... امپراتور لطفا نگران نباشید

00:42:27.910 --> 00:42:29.540
امپراتور

00:43:07.950 --> 00:43:11.790
مادر سلطنتی ... من بچه ی خلفی نیستم

00:43:11.790 --> 00:43:14.320
من برای مهربونی مادرانه ی شما باعث شرم و خجالتم

00:43:14.320 --> 00:43:19.050
من بزرگواری شما رو به خاطر بزرگ
کردنم فراموش کردم و مستحق مرگم

00:43:19.050 --> 00:43:21.390
مادر سلطنتی لطفا من رو ببخشید

00:43:24.860 --> 00:43:27.500
صمیمانه از مادر سلطنتی میخوام به قصر برگردن

00:43:28.270 --> 00:43:32.430
امپراتور ... ملکه ی مادر اظهار میکنن برای پرستاری
از بیماری اشون دارن به باغ یوان مینگ میرن

00:43:32.430 --> 00:43:34.860
وقتی بیماری اشون کاملا خوب شد برمیگردن

00:43:34.860 --> 00:43:37.160
امپراتور لطفا دیگه برگردین

00:43:38.430 --> 00:43:40.420
مادر سلطنتی

00:43:40.420 --> 00:43:45.270
مادر ... همه اش تقصیر منه ... شما رو عصبانی کردم

00:43:45.270 --> 00:43:47.860
اشتباهم رو میدونم

00:43:47.860 --> 00:43:51.680
لطفا به خاطر این همه مدت رابطه ی
... مادر و پسری امون دلتون بسوزه

00:43:51.680 --> 00:43:56.130
پرده رو کنار بزنین و بذارین شما رو ببینم

00:43:56.130 --> 00:43:58.960
امپراتور ... لطفا برگردین

00:44:03.800 --> 00:44:13.800
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:13.824 --> 00:44:33.824
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.