﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:30.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:41.800 --> 00:01:48.900
<i>داستان قصر ين شی
قسمت 58</i>

00:02:01.120 --> 00:02:02.910
ملکه ی مادر

00:02:07.180 --> 00:02:09.850
چی میخوای بگی ؟

00:02:09.850 --> 00:02:12.210
ملکه ی مادر ... شما کِی خوب شدین ؟

00:02:14.560 --> 00:02:20.800
تو باید ازم بپرسی من کِی مریض شدم ؟

00:02:21.950 --> 00:02:25.220
... همسر لینگ ... اگه ملکه ی مادر مریض نبودن

00:02:25.220 --> 00:02:28.790
ملکه احتیاطش رو کنار میذاشت ؟

00:02:28.790 --> 00:02:32.120
چطوری باید دلسوزی امپراتور رو به دست میاوردن ؟

00:02:32.120 --> 00:02:35.720
و همینطور چطور میتونست غافلگیرانه دشمن رو شکست بده ؟

00:02:37.300 --> 00:02:40.450
شما چطوری تونستین از چشم پزشک سلطنتی فرار کنین ؟

00:02:43.720 --> 00:02:47.300
ملکه فکر میکنه باهوشه

00:02:48.160 --> 00:02:50.540
... اون به بازرس پزشکی ژانگ رشوه داد

00:02:50.540 --> 00:02:54.080
... اما انتظار نداشت سرپرست لیوی من هم

00:02:54.080 --> 00:02:57.880
در استفاده از داروها متخصص باشه

00:02:57.880 --> 00:02:59.820
ملکه ی مادر شما بیش از حد از من تعریف میکنین

00:02:59.820 --> 00:03:03.890
حقه ی طب سوزنی میتونه برای
مدت کوتاهی فریب اشون بده اما نه تا ابد

00:03:03.890 --> 00:03:08.780
بنابراین ملکه ی مادر باید شهر ممنوعه رو ترک میکردن

00:03:08.780 --> 00:03:11.740
... ملکه ی مادر حقیقت رو برملا کرد

00:03:11.740 --> 00:03:14.440
و یه دفعه شهر ممنوعه رو ترک کرد

00:03:15.280 --> 00:03:19.410
عذاب وجدان امپراتور باید در اوج خودش باشه

00:03:20.310 --> 00:03:23.170
ملکه ی مادر شما واقعا زرنگ و بااستعداد هستین

00:03:23.170 --> 00:03:27.610
همسر لینگ ... تو به حرفای سرپرست لیو تکیه کردی

00:03:27.610 --> 00:03:32.210
و یه داستان کوچولو برای امپراتور تعریف کردی

00:03:32.210 --> 00:03:36.610
با توجه به این موضوع ، فکرای بزرگ مثل همدیگه فکر میکنن

00:03:36.610 --> 00:03:40.780
اما داستانت ناقصه

00:03:40.780 --> 00:03:44.670
بذار من برات کاملش کنم

00:03:45.730 --> 00:03:50.520
... همسر لینگ .. شما میدونین چرا ملکه ی مادر

00:03:51.200 --> 00:03:53.810
خواست با شما بیاد ؟

00:03:55.200 --> 00:04:00.050
تو مغز سریعی داری

00:04:00.050 --> 00:04:04.580
اما روش هات هنوزم زیادی نرم و ملایمن

00:04:04.580 --> 00:04:10.440
تو باعث شدی بانوی نجیب زاده چینگ دهانش رو باز کنه

00:04:10.440 --> 00:04:13.710
کمک کردن به اون کمک کردن به خودتم هست

00:04:13.710 --> 00:04:17.630
تو حتم داشتی امپراتور حدس میزنه این کار تو بوده

00:04:17.630 --> 00:04:20.750
و میخواستی از این فرصت برای
... بازگشت استفاده کنی ... اما تو

00:04:20.750 --> 00:04:23.750
بیش از حد اعتماد به نفس داری

00:04:23.750 --> 00:04:27.010
تو امپراتور رو رنجوندی

00:04:27.010 --> 00:04:32.110
اگه همیشه جلوی چشم ایشون باشی ، بیشتر از شما زده میشه

00:04:32.110 --> 00:04:39.750
بنابراین الان باید یه کاری کنی بهت
... فکر کنه و دلش برات تنگ بشه

00:04:39.750 --> 00:04:43.140
اما حالا دیگه نمیتونه هر روز بیاد سراغت و تو رو ببینه

00:04:43.140 --> 00:04:46.980
همسر لینگ ... شما الان باید از ملکه ی مادر تشکر کنین

00:04:46.980 --> 00:04:48.810
ایشون داره به شما کمک میکنه

00:04:48.810 --> 00:04:51.850
ممنونم ملکه ی مادر

00:04:52.700 --> 00:04:59.130
تو دوست داشتنی ترین آدم در شهر ممنوعه ای

00:04:59.740 --> 00:05:04.810
منم میخواستم یه همراه برای خودم در باغ یوآن مینگ پیدا کنم

00:05:05.370 --> 00:05:09.460
ملکه ی مادر ... ممکنه جسور باشم ؟

00:05:09.460 --> 00:05:11.740
یه سوال دیگه دارم

00:05:12.380 --> 00:05:18.900
میخوای بپرسی بانو چیان چطوری فوت کرد ؟

00:05:27.080 --> 00:05:29.600
خودت چی فکر میکنی ؟
( این ملکه ی مادر شیطون رو هم درس میده )

00:05:41.710 --> 00:05:44.080
امپراتور واقعا رفت دنبالشون ؟

00:05:44.080 --> 00:05:45.730
بله

00:05:48.140 --> 00:05:52.810
ملکه ی مادر واقعا یه روباه پیر حیله گره

00:05:55.450 --> 00:05:59.710
شما فکر میکنین امپراتور این موضوع رو پیگیری میکنه ؟

00:06:01.450 --> 00:06:04.440
نامه رو بانو ون فو نگه داشته بود

00:06:04.440 --> 00:06:08.170
صیغه ی سلطنتی اعظم مخفیش کرده
بود و شاهزاده خی پیداش کرد

00:06:08.170 --> 00:06:12.740
از اول تا آخرش چه ربطی به من داره ؟

00:06:15.170 --> 00:06:19.710
چه حیف که اون شخص از قصر ین شی همراه ملکه ی مادر رفت

00:06:19.710 --> 00:06:27.050
بانوی من ... شما نمیتونین قبل از اینکه این
مشکل بزرگ بشه اون رو از ریشه از بین ببرید

00:06:27.940 --> 00:06:29.870
... چرا حس میکنم که

00:06:29.870 --> 00:06:33.360
تو بیشتر از من از همسر لینگ متنفری ؟

00:06:34.290 --> 00:06:40.920
در جواب والاحضرت باید بگم اون فقط
یه خدمتکار قصره که بهم خیانت کرد

00:06:40.930 --> 00:06:44.600
طبیعتا ارزشش رو نداره بهش فکر کنم

00:06:44.600 --> 00:06:47.650
وقتی امپراتور فهمید ملکه ی مادر داره برای
... درمان بیماریش به باغ یوان مینگ میره

00:06:47.650 --> 00:06:50.020
فورا تعداد زیادی ملازم رو فرستاد تا دنبال ایشون برن

00:06:50.020 --> 00:06:53.480
ایشون به وضوح نگران ملکه ی مادره

00:06:53.480 --> 00:06:58.150
اگه در طول این دوره دست به اقدام بزنیم
فقط خودمون رو به دردسر نمیندازیم ؟

00:06:59.200 --> 00:07:02.610
ناگفته نمونه که من مثل کوه ثابت و محکم هستم

00:07:02.610 --> 00:07:07.450
همسر لینگ همراه ملکه ی مادر رفت
تا محبت ایشون رو به دست بیاره

00:07:07.450 --> 00:07:10.370
اما فرصت رقابت رو از دست داد

00:07:10.370 --> 00:07:13.260
... وقتی برگرده

00:07:13.260 --> 00:07:17.830
قلمرو پادشاهی در شهر ممنوعه عوض شده
( به همین خیال باش تا صبح دولتت بدمه )

00:07:37.870 --> 00:07:41.460
امپراتور ... این یه نامه از طرف ملکه ی مادره

00:07:56.070 --> 00:07:57.350
برام بخونش

00:07:57.350 --> 00:07:59.070
اطاعت میکنم

00:08:02.060 --> 00:08:04.970
در باغ یوان مینگ همه چی خوبه

00:08:09.110 --> 00:08:14.090
امپراتور ... اوضاع در باغ یوان مینگ خوبه

00:08:14.090 --> 00:08:18.210
نگران من نباشین ... یه روز قبل یه کتاب به دستم رسید

00:08:18.210 --> 00:08:22.840
رفقای اختیاری ... شور و حالش خوبه و یه کمی تاریخیه

00:08:22.840 --> 00:08:25.860
کی این کتاب رو به ملکه ی مادر هدیه کرده ؟

00:08:26.420 --> 00:08:30.710
امپراتور ... این کتاب بوسیله ی یه
خواجه در اواخر دوره ی مینگ نوشته شده

00:08:30.710 --> 00:08:33.000
بعضی جاهاش سانسور شده

00:08:33.000 --> 00:08:36.080
اونی که به دست ملکه ی مادر رسیده
باید نسخه ی اصلاح شده اش باشه

00:08:36.080 --> 00:08:38.650
فکر نمیکنم قضیه جدی باشه

00:08:40.910 --> 00:08:44.570
به خوندن ادامه بده -
غذا خوردن بر اساس نظم و ترتیبه -

00:08:44.570 --> 00:08:49.280
... اشاره شده که -
تازه ترین شاه ماهی باید در جولای خورده بشه -

00:08:49.280 --> 00:08:53.410
ملکه ی مادر به دفتر امور داخلی دستور داد ادای
احترام کنه و یه جشنواره ی اوسمانتوس برگزار کرد

00:08:53.410 --> 00:08:58.520
یه اتفاق جالب این بود که خدمتکارهای قصر
فانوس های آبی در رودخونه رها کردن

00:09:02.530 --> 00:09:05.710
اون حتی از اولین جمله از لحن ملکه ی مادر پیروی میکنه

00:09:05.710 --> 00:09:08.350
هیچ کدوم از دو جمله اصلی نیستن
( یعنی منظور اصلی رو بیان نمیکنن )

00:09:09.940 --> 00:09:11.250
به خوندن اداه بده

00:09:11.250 --> 00:09:12.910
همین بود

00:09:14.420 --> 00:09:18.370
فقط همین چند تا جمله ؟ -
فقط همین چند تا جمله -

00:09:20.520 --> 00:09:24.060
در آینده لازم نیست تحویلش بدی
وقتی میبینمش ناراحت میشم

00:09:44.800 --> 00:09:47.480
... امپراتور ... ژو ژونگ چی گفته

00:09:47.480 --> 00:09:49.680
.. اگه در اواسط جشنواره ی پاییزی انگورها رو بچینیم

00:09:49.680 --> 00:09:52.360
بذاریم اشون تو آب و درشون رو محکم ببندیم
... این کار باعث میشه تا ماه اول سال بعد سالم بمونن

00:09:52.360 --> 00:09:55.020
اما در کمتر از ده روز همه اشون پوسیدن

00:09:55.020 --> 00:09:58.820
یه کتاب پر از اطلاعات غلط از نداشتن کتاب بدتره

00:09:58.820 --> 00:10:01.520
... ملکه ی مادر عمدا یه کیک ماه رو نگه داشتن

00:10:01.520 --> 00:10:04.980
و دستور دادن به شهر ممنوعه تحویل
داده بشه و با امپراتور قسمت بشه

00:10:04.980 --> 00:10:07.320
تا یه مقدار عشق خانوادگی رو باهاتون تقسیم کنن

00:10:08.740 --> 00:10:12.730
نامه کجاست ؟ -
... امپراتور مگه شما نگفتین -

00:10:16.650 --> 00:10:18.000
براتون میخونمش

00:10:18.000 --> 00:10:19.790
خودم میخونمش

00:10:24.570 --> 00:10:28.650
سریع ... بیاید اینجا -
ملکه ی مادر ... طعم این بد نیست -

00:10:28.650 --> 00:10:32.050
عجله کنین ... بذاریدشون اینجا

00:10:32.050 --> 00:10:35.400
عجله کنین ... سریع باشین

00:10:38.170 --> 00:10:40.910
مینگ یو ... بارها بهت گفتم

00:10:40.910 --> 00:10:45.540
وقتی داری " بادمجون چینی " میکنی
باید سکه ها رو لایه لایه قرار بدی

00:10:45.540 --> 00:10:49.320
به کار خودت نگاه کن ... شبیه
پای مرغه ... تو واقعا کمکی نمیکنی

00:10:49.320 --> 00:10:54.240
سرپرست لیو ، من سال هاست میون وعده
درست میکنم ... همه از کارم تعریف میکنن

00:10:54.240 --> 00:10:58.190
امپراتور ... هر سال در طول جشنواره ی روز نهمِ
ماه نهم ، افراد قصر باید از یه بلندی بالا برن

00:10:58.190 --> 00:11:01.110
ملکه ی مادر هنوز سلامتی اشون رو به دست نیاوردن

00:11:01.110 --> 00:11:04.740
ایشون خدمتکارای قصر و خواجه ها رو
راهنمایی میکنن که سبزیجات بکارن

00:11:04.740 --> 00:11:06.830
این خیلی جالبه

00:11:06.830 --> 00:11:10.550
حیف که مینگ یو مرتب تلاش میکنه و همه اش شکست میخوره

00:11:10.550 --> 00:11:12.690
اون اغلب به پای خودش صدمه میزنه

00:11:26.090 --> 00:11:28.450
خدمتکارای گلدوزی مشغول درست کردن لباس های زمستونه هستن

00:11:28.450 --> 00:11:31.650
در صورتی که شبانه روز تلاش کنن تاخیری پیش نمیاد

00:11:31.650 --> 00:11:33.400
نگران نباشین

00:11:36.420 --> 00:11:42.080
یادتون باشه زود به زود پارچه ها رو در انبار ذخیره کنین

00:11:42.080 --> 00:11:44.770
قبلا دستور دادم این کار رو انجام بدن

00:11:44.770 --> 00:11:48.830
اما یه چیزی هست که باید در موردش ازتون اجازه بگیرم

00:11:48.830 --> 00:11:52.300
... امروز همسر شو افرادی رو به دفتر انبار فرستاد

00:11:52.300 --> 00:11:55.570
و اصرار داشت دنابل پوست روباه سفید بگردن

00:11:55.570 --> 00:11:59.280
بعد از انتخاب بین صدها مورد ازشون ، ایشون بازم راضی نبودن

00:12:00.580 --> 00:12:03.770
... این انتخاب وسواسی عمدی نیست ؟ میترسم که

00:12:03.770 --> 00:12:08.090
ملکه ی مادر مدت زیادیه به باغ یوان
مینگ رفته و منتظر خبرای شادی آفرینه

00:12:08.090 --> 00:12:11.200
اما شاهزاده ی دهم به محض تولد فوت کرد

00:12:11.200 --> 00:12:16.270
هرچند امپراتور به صیغه شو ارتقا
مقام داد اما طبیعیه خوشحال نباشه

00:12:16.270 --> 00:12:18.700
فقط از حالا به بعد سعی کن تا حد امکان ازش دوری کنی

00:12:18.700 --> 00:12:19.680
بله

00:12:19.680 --> 00:12:23.670
مهمترین چیز در حال حاضر موضوع وضع حمل ملکه ست

00:12:23.670 --> 00:12:27.120
اداره ی امور داخلی سلطنتی باید تمام مقدمات مناسب رو آماده کنه

00:12:27.120 --> 00:12:30.740
بله ... فهمیدم ... نگران نباشین

00:13:20.890 --> 00:13:22.370
کی بهت اجازه ی ورود به اینجا رو داد ؟

00:13:22.370 --> 00:13:26.340
من ... بوسیله ی سرپیشکار لیو
فرستاده شدم تا در خدمت شما باشم

00:13:33.780 --> 00:13:38.410
در نگاه اول واقعا یه کم شبیهش هستی

00:13:44.780 --> 00:13:49.410
بلند شو ... بلند شو

00:13:51.190 --> 00:13:52.530
من رو بزن

00:13:52.530 --> 00:13:54.590
سر پیشکار یوآن

00:13:55.250 --> 00:13:58.170
من رو بزن -
نه -

00:13:58.170 --> 00:14:00.770
من رو بزن

00:14:00.770 --> 00:14:02.700
من تو رو زدم

00:14:02.700 --> 00:14:06.190
میخوام تو هم در عوضش من رو بزنی ... نمیفهمی ؟

00:14:06.190 --> 00:14:09.680
چرا مقابله به مثل نمیکنی ؟

00:14:09.680 --> 00:14:14.730
من دیگه عشقی ندارم ... نمیتونم حتی ازت متنفر باشم ؟

00:14:16.340 --> 00:14:20.460
سرپیشکار یوآن ... رحم داشته باشین

00:14:22.200 --> 00:14:26.940
درسته ... تو اون نیستی

00:14:28.180 --> 00:14:30.900
تو شبیه یه بلدرچینی

00:14:31.450 --> 00:14:35.150
چطور میتونی لیاقت داشته باشی تا با اون مقایسه بشی ؟

00:14:37.130 --> 00:14:38.810
برو

00:14:40.030 --> 00:14:45.410
به لیو هی بگو اگه دفعه ی بعد
... بازم جرات کنه باهوش بازی دربیاره

00:14:45.410 --> 00:14:47.560
زندگیش رو ازش میگیرم

00:14:48.730 --> 00:14:50.720
برو

00:14:57.720 --> 00:14:59.610
فهمیدم

00:14:59.610 --> 00:15:01.820
امپراتور همیشه فقط این سه کلمه رو مینویسه

00:15:01.820 --> 00:15:04.210
این کار برای ملامت کردن تو نیست ؟

00:15:05.960 --> 00:15:08.520
<i>[ فهمیدم ]</i>

00:15:08.520 --> 00:15:13.990
ما هر ماه برای ایشون نامه مینویسیم
و همین الانشم 35 تا براشون نوشتیم

00:15:13.990 --> 00:15:16.150
... فقط بعد از نامه ی 18 ام بود

00:15:16.150 --> 00:15:18.180
که امپراتور شروع کرد به جواب نوشتن

00:15:18.180 --> 00:15:22.860
این یکی 30 امین نامه ست

00:15:22.860 --> 00:15:26.630
... ملکه ی مادر گفت تو باید به شهر ممنوعه برگردی

00:15:26.630 --> 00:15:29.230
اما تو مرتب از انجام این کار طفره میری

00:15:29.230 --> 00:15:33.480
یینگ لو ... به چی داری فکر میکنی ؟

00:15:43.030 --> 00:15:46.300
یینگ لو ... دیگه نمیخوای نامه بنویسی ؟

00:15:48.970 --> 00:15:52.780
درسته ... این ماه نمیفرستم

00:15:52.780 --> 00:15:55.280
دی شنگ ... اون چیه ؟

00:15:55.280 --> 00:15:58.830
این یکی ؟ نامه ی ماهانه ی باغ یوان مینگ

00:16:00.850 --> 00:16:04.910
سرپیشکار لی ... ملکه ی مادر چه فکری میکنه ؟

00:16:04.910 --> 00:16:07.070
ایشون مدت زیادیه در باغ یوآن مینگ زندگی میکنه

00:16:07.070 --> 00:16:09.150
... امپراتور امسال بارها اونجا رفته

00:16:09.150 --> 00:16:12.770
اما ملکه ی مادر هر بار که ایشون
رسیده از دیدن ایشون خودداری کرده

00:16:12.770 --> 00:16:14.930
اگه ایشون نمیخواد امپراتور رو ببینه مشکلی نیست

00:16:14.930 --> 00:16:18.910
اما چرا نامه های ماهانه اشون هیچوقت متوقف نشده ؟

00:16:18.910 --> 00:16:22.520
چطور ممکنه عصبانیت ملکه ی مادر به این سرعت از بین بره ؟

00:16:22.520 --> 00:16:26.240
درواقع این نامه ها بوسیله ی همسر لینگ نوشته شده

00:16:26.240 --> 00:16:28.800
تا بذاره امپراتور از وضعیت ملکه ی مادر خبر داشته باشه

00:16:28.800 --> 00:16:31.610
اینطوری حتی اگه امپراتور از دست والاحضرت عصبانی باشه

00:16:31.610 --> 00:16:34.170
هنوزم مجبوره حسن نیت ایشون رو قبول کنه

00:16:36.030 --> 00:16:38.200
از ایشون یاد بگیر

00:16:38.200 --> 00:16:39.770
آروم برو سرپیشکار لی

00:16:52.780 --> 00:16:57.310
بعد از سه سال بالاخره تموم شد

00:16:58.290 --> 00:17:02.710
لی یو ... فورا این نقاشی رو بفرست جیاژینگ

00:17:02.710 --> 00:17:04.460
و به فرزندان خانواده ی چیان تقدیمش کن

00:17:04.460 --> 00:17:07.020
بله ... فورا بهش رسیدگی میکنم

00:17:07.020 --> 00:17:11.470
امپراتور ... این نامه ی ملکه ی مادره

00:17:15.610 --> 00:17:20.430
<i>[ خوبه ]</i>

00:17:25.740 --> 00:17:27.890
... امپراتور

00:17:32.010 --> 00:17:36.330
لی یو ... برو بپرس چه خبره

00:17:36.330 --> 00:17:39.210
بله ... همین الان میرم

00:17:49.300 --> 00:17:51.400
درود عرض میکنم والاحضرت

00:17:53.250 --> 00:17:57.300
... ملکه ... ملکه ی مادر افرادی رو فرستاده

00:17:57.300 --> 00:18:00.000
تا وسایل مورد نیاز برای استحمام شاهزاده ی 13 ام
در سومین روز تولدش رو تحویل بدن

00:18:00.770 --> 00:18:03.310
وقتی یونگ جی به دنیا اومد ملکه ی مادر به قصر برنگشت

00:18:03.310 --> 00:18:06.800
در مراسم استحمام روز سومش هم ملکه ی مادر شرکت نمیکنه

00:18:07.360 --> 00:18:12.130
به نظر میاد تصمیم گرفته برای مدت طولانی در باغ یوان مینگ بمونه

00:18:12.730 --> 00:18:14.970
خوبه که برنگشته

00:18:14.970 --> 00:18:17.970
وقتی برگرده شروع میکنه به سخت کردن اوضاع برای شما

00:18:17.970 --> 00:18:22.360
در این سه سالی که اون در شهر ممنوعه نبوده
شما پشت سر هم دو تا شاهزاده به دنیا آوردین

00:18:22.380 --> 00:18:25.180
بالاخره تونستین یه مدت در آرامش زندگی کنین

00:18:26.310 --> 00:18:29.110
ژن آر ... چرند نگو

00:18:29.110 --> 00:18:30.440
بله

00:18:30.440 --> 00:18:35.310
در مدتی که ملکه ی مادر داره برای مدت زیادی
در باغ یوان مینگ میمونه افراد اداره ی امور
داخلی سلطنتی باید بیشتر در کاره اشون دقیق باشن

00:18:35.310 --> 00:18:38.240
نذارید کسی بگه دارین تنبلی میکنین

00:18:38.820 --> 00:18:40.610
بله

00:18:45.070 --> 00:18:48.140
امپراتور ... من سوال کردم

00:18:48.140 --> 00:18:50.950
ملکه ی مادر چند روز پیش ناگهانی سرما خوردن

00:18:50.950 --> 00:18:54.940
ایشون برای 3 روز در رختخواب بودن ... خوشبختانه
... پزشکای سلطنتی به موقع درمان اشون کردن

00:18:54.940 --> 00:18:58.100
و خوب از ایشون مراقبت کردن
ایشون الان کاملا خوب شدن

00:18:58.800 --> 00:19:00.390
ملکه ی مادر مریض بود ؟

00:19:00.390 --> 00:19:05.420
نه ... همسر لینگ هم به خاطر اینکه
در ملازمت ایشون بودن مریض شدن

00:19:09.970 --> 00:19:13.080
امپراتور نگران نشید ... وقتی
... در مورد جزئیات سوال میکردم

00:19:13.080 --> 00:19:15.990
شنیدم وضعیت همسر لینگ الان خیلی بهتر شده

00:19:15.990 --> 00:19:18.080
دیروز ایشون تونست تختش رو ترک کنه

00:19:18.080 --> 00:19:21.210
در مورد نامه ... خدمتکارش به جای ایشون اون رو نوشته

00:19:24.900 --> 00:19:28.500
امپراتور .. مضطرب نباشین

00:19:44.200 --> 00:19:47.540
امپراتور ... ارتش ما در خط مقدم به
... پیروزی بزرگی رسیده ... رهبر قبیله هولان

00:19:47.540 --> 00:19:52.150
با 300 مرد از کوهستان بالان حمله کرد و آخرش اسیر ارتش ما شد

00:19:52.150 --> 00:19:55.210
ارتش تا چند روز دیگه برمیگرده

00:19:55.740 --> 00:19:57.380
عالیه

00:19:59.240 --> 00:20:00.780
فورا دستورات رو صادر کنین

00:20:00.780 --> 00:20:05.140
تا همه برای بازگشت پیروزمندانه ی ارتش امون
آماده بشن ... من باید شخصا ازشون استقبال کنم

00:20:15.470 --> 00:20:20.930
یینگ لو ... من از یه سال پیش بهت
اصرار دارم به شهر ممنوعه برگردی

00:20:20.930 --> 00:20:24.400
اما تو مرتب رد میکنی

00:20:24.400 --> 00:20:26.940
چرا ؟

00:20:26.940 --> 00:20:29.770
میخوام بیشتر همراه شما باشم

00:20:31.180 --> 00:20:36.070
تو ... تو هنوزم جلوی من حقه بازی میکنی ؟

00:20:37.250 --> 00:20:39.230
... من فکر میکنم تو

00:20:39.230 --> 00:20:42.370
از این روزهای آرامش خیلی خوشحالی

00:20:42.370 --> 00:20:44.600
... درست مثل پرنده ای که از قفس بیرون اومده

00:20:44.600 --> 00:20:47.560
تو هم دیگه نمیخوای به قفس برگردی

00:20:47.560 --> 00:20:51.590
ملکه ی مادر ... چی دارین میگین ؟

00:20:52.690 --> 00:20:55.810
بگو ... الان تازه ماه پنجمه

00:20:55.810 --> 00:21:00.050
اما تو شروع به آماده سازی مسابقه ی قایق اژدها کردی

00:21:00.050 --> 00:21:02.810
واقعا برنامه ای برای برگشتن به شهر ممنوعه داری ؟

00:21:04.450 --> 00:21:07.370
من اینجا رو دوست دارم

00:21:07.370 --> 00:21:10.170
... روزای ستایش گل ها در بهار

00:21:10.170 --> 00:21:12.210
... چیدن نیلوفرای آبی در تابستون

00:21:12.210 --> 00:21:15.710
استقبال از باد موقع پاییز و ستایش
برف موقع زمستون رو دوست دارم

00:21:15.710 --> 00:21:20.730
از این گذشته دوست دارم همراه ملکه ی مادر
بخور روشن کنم و گه گاه برم بیرون گردش کنم

00:21:20.730 --> 00:21:23.910
ملکه ی مادر .. اگه امپراتور هیچوقت من رو به یاد نیارن

00:21:23.910 --> 00:21:28.210
برای همیشه اینجا میمونم و جایی نمیرم

00:21:28.210 --> 00:21:31.880
... یینگ لو ... زندگی هر کس

00:21:31.880 --> 00:21:36.280
مثل حرکت خلاف جریان مسیر آبه ... اگه
رو به جلو پیش نری باید عقب نشینی کنی

00:21:36.280 --> 00:21:39.240
الان ... تو من رو داری که مراقبتم

00:21:39.240 --> 00:21:41.790
... اما اگه یه روز

00:21:41.790 --> 00:21:46.270
با خودت تنها موندی چیکار میکنی ؟

00:21:46.270 --> 00:21:47.410
... ملکه ی مادر

00:21:47.410 --> 00:21:53.090
تو همسر سلطنتی امپراتور هستی
دیر یا زود باید به شهر ممنوعه برگردی

00:21:53.090 --> 00:21:55.620
... با روز به روز به تعویق انداختنش

00:21:56.550 --> 00:21:59.070
نمیترسی امپراتور فراموشت کنه ؟

00:21:59.070 --> 00:22:04.490
اون موقع دیگه فرصت بازگشت دوباره نخواهی داشت

00:22:04.490 --> 00:22:10.140
درباره اش فکر کن ... از وقتی که امپراتور
برات نامه ارسال کرده چند وقت گذشته ؟

00:22:10.140 --> 00:22:12.940
مینگ یو ... تو بگو

00:22:12.940 --> 00:22:18.410
سه ماه پیش همسر لینگ یه نفر رو فرستاد تا
یه نامه با مضمون " خوبه " تحویل بده

00:22:18.410 --> 00:22:21.240
از اون زمان تا حالا جوابی دریافت نکردیم

00:22:22.830 --> 00:22:26.350
یینگ لو ... تو روزهای خوب رو با لذت سپری کردی

00:22:26.350 --> 00:22:29.190
کاملا خطراتی که در کمین توئه فراموش کردی

00:22:29.190 --> 00:22:31.350
خوب درباره اش فکر کن

00:22:31.350 --> 00:22:36.370
چرا امپراتور جواب نامه ات رو ننوشت

00:22:49.850 --> 00:22:51.630
<i>مادر</i>

00:22:55.160 --> 00:22:56.860
<i>مادر</i>

00:22:59.390 --> 00:23:01.210
فوخنگ

00:23:02.160 --> 00:23:04.690
فوخنگ -
مادر -

00:23:06.860 --> 00:23:08.750
پسرم

00:23:12.180 --> 00:23:13.910
تو بالاخره برگشتی

00:23:13.910 --> 00:23:15.530
من برگشتم

00:23:16.020 --> 00:23:18.990
تو بالاخره برگشتی

00:23:19.620 --> 00:23:21.830
مادر ... بشین

00:23:23.200 --> 00:23:24.610
پسرم

00:23:24.610 --> 00:23:29.440
من بچه ی خلفی نیستم ... حتی
وقتی بیمار بودی به سرعت برنگشتم

00:23:30.180 --> 00:23:31.620
لطفا من رو ببخش

00:23:31.620 --> 00:23:34.340
تو داشتی در میدون جنگ میجنگیدی

00:23:34.340 --> 00:23:37.330
مسیر پیام ها قطع شده بود

00:23:37.330 --> 00:23:39.580
چطور میتونم سرزنشت کنم ؟

00:23:39.580 --> 00:23:43.830
یه بار دیگه در جنگ هات موفق شدی

00:23:44.310 --> 00:23:48.860
... امپراتور دستور ساخت معبد اجدادی

00:23:48.860 --> 00:23:51.850
برای اجداد قبیله ی فوچا داده

00:23:51.850 --> 00:23:54.510
و حتی مخصوصا عنوان بعد از
مرگ برای تعریف از پدرت اعطا کرده

00:23:55.770 --> 00:23:58.130
... روحش در بهشت

00:23:58.130 --> 00:24:01.550
حتما بهت افتخار میکنه

00:24:03.340 --> 00:24:04.830
مادر

00:24:06.380 --> 00:24:10.670
... من باید زودتر با ارتش جائوهویی برمیگشتم

00:24:10.670 --> 00:24:15.500
اما مراسمای زیادی برای شرکت کردن
بود ... بنابراین تازه امروز تونستم برگردم

00:24:16.110 --> 00:24:18.660
میخوام برم تالار عزاداری و برای پدر عود روشن کنم

00:24:18.660 --> 00:24:22.330
بسیارخب

00:24:22.830 --> 00:24:25.620
منم باهات میام

00:24:26.340 --> 00:24:31.170
وقتی ادای احترام کردیم و عود
... سوزوندیم ، میخوام در اصلی رو باز کنم

00:24:31.170 --> 00:24:34.980
و یه جشن شاد و پرجنب و جوش برگزار کنم

00:24:34.980 --> 00:24:38.200
... میخوام همه در پایتخت ببینن

00:24:38.610 --> 00:24:42.760
... که ما نه تنها ملکه ی خوش قلب ژیائو ژیان رو داریم

00:24:43.740 --> 00:24:46.180
... خانواده ی فوچای ما

00:24:47.150 --> 00:24:51.210
یه شاهین واقعی هم داره

00:24:55.130 --> 00:24:59.150
مادر ... آن آر و فوچیان کجا هستن ؟

00:25:03.420 --> 00:25:06.250
... به فوچیان گفتم آن آر رو ببره

00:25:06.250 --> 00:25:11.440
تا برای تناسخ مجدد خیتارا هارا یه لوح یادبود بگیره
( ساده لوحی مادر فوخنگم حال آدم رو بد میکنه ها )

00:25:27.890 --> 00:25:29.790
چیکار داری میکنی ؟

00:25:30.340 --> 00:25:32.370
گردوها خوشمزه ان

00:25:32.370 --> 00:25:34.010
این رو بخور

00:25:34.010 --> 00:25:35.480
میخوای بمیری ؟

00:25:35.480 --> 00:25:37.170
جرات میکنی از نامه ای که امپراتور شخصا نوشته
به عنوان سطل زباله ی پوست گردو استفاده کنی ؟

00:25:37.170 --> 00:25:39.230
سرزنشش نکن

00:25:39.230 --> 00:25:40.840
من این کار رو کردم

00:25:41.590 --> 00:25:44.930
ملکه ی مادر ازت خواسته
خود اندیشی کنی ... این کار رو کردی ؟

00:25:45.880 --> 00:25:49.100
من برای سه روز درها رو بستم
مگه این کار برای خوداندیشی نبود ؟

00:25:49.100 --> 00:25:51.160
اینطوری خوداندیشی کردی ؟

00:25:51.160 --> 00:25:53.650
ملکه ی مادر یه مشکل برام باقی گذاشت

00:25:53.650 --> 00:25:55.880
الان دارم سعی میکنم حلش کنم

00:25:55.880 --> 00:25:57.920
ساکت باش

00:25:57.920 --> 00:26:00.760
من فکر میکنم تو اصلا این مسئله رو جدی نمیگیری

00:26:01.300 --> 00:26:03.240
افراد قصر اینجا هستن

00:26:03.240 --> 00:26:05.260
یه نگاهی بنداز و ببین چیکار باید بکنی

00:26:11.720 --> 00:26:13.460
همسر لینگ

00:26:14.240 --> 00:26:17.390
از طرف امپراتور دستور داشتم یه هدیه به ملکه ی
مادر برای جشنواره ی قایق اژدها تحویل بدم

00:26:17.390 --> 00:26:21.160
جناب سولون ... ملکه ی مادر
الان در حال دعا به درگاه بوداست

00:26:21.160 --> 00:26:22.900
میترسم نتونه شخصا شما رو ببینه

00:26:22.900 --> 00:26:24.730
هدیه رو همینجا میذارم و میرم

00:26:24.730 --> 00:26:26.180
جرات ندارم مزاحم ملکه ی مادر بشم

00:26:26.180 --> 00:26:30.190
اما هنوز یه نفر دیگه هست که دوست داره شما رو ملاقات کنه

00:27:03.000 --> 00:27:06.120
مینگ یو ... چیکار داری میکنی ؟

00:27:06.120 --> 00:27:07.830
مخل آسایشم نشو

00:27:07.830 --> 00:27:10.390
داری بی ادب میشی ... باهام بیا

00:27:10.810 --> 00:27:13.430
پس میتونی تنهایی همین جا وایستی ... من دارم میرم

00:27:14.420 --> 00:27:17.260
میخواستم بشنوم چی دارن میگن

00:27:17.260 --> 00:27:19.820
تو چرا اینقدر عصبانی هستی ؟

00:27:19.820 --> 00:27:23.110
من هر زمان وقت آزاد دارم میام اینجا
به هر راهی برای دیدن تو فکر میکنم

00:27:23.110 --> 00:27:25.460
اما تو ؟ خیلی کم پیش میاد همدیگه رو ببینیم

00:27:25.460 --> 00:27:29.040
اما تو فقط نگران دیگرانی ... چرا نگران من نیستی ؟

00:27:29.590 --> 00:27:31.280
هایلان چا

00:27:32.960 --> 00:27:36.440
تو رو خدا نگاش کن ... اون واقعا یه دختر احمقه

00:27:36.440 --> 00:27:40.540
کنجکاوم نگران چیه  ... حتی
اونجا قایم شد تا یواشکی نگاه کنه

00:27:42.090 --> 00:27:45.260
به نظر خودت نگران چیه ؟

00:27:51.410 --> 00:27:52.990
فوخنگ

00:27:54.000 --> 00:27:55.690
آرچینگ مُرده

00:27:55.690 --> 00:27:57.330
میدونم

00:27:59.220 --> 00:28:01.930
... اگه به این خاطر اومدی اینجا

00:28:01.930 --> 00:28:05.280
بذار بهت بگم ... اون به خاطر گناهانش مُرد

00:28:06.750 --> 00:28:08.740
در این مورد احساس گناه نمیکنم

00:28:08.740 --> 00:28:10.980
ازت معذرت خواهی نمیکنم

00:28:11.460 --> 00:28:14.970
یینگ لو ... من به خاطر این موضوع نیومدم اینجا

00:28:16.280 --> 00:28:19.960
برگرد ... فورا برگرد شهر ممنوعه

00:28:19.960 --> 00:28:20.930
چرا ؟

00:28:20.930 --> 00:28:23.020
به خاطر یه نفر -
یه نفر ؟ -

00:28:23.020 --> 00:28:26.230
بله ... به خاطر یه زن

00:28:26.230 --> 00:28:28.050
... شاید با ظاهری که داره

00:28:28.050 --> 00:28:32.890
باعث بشه هر چی که تا حالا به سختی رشته کردی پنبه بشه

00:28:32.890 --> 00:28:34.600
به مصلحت خودت فکر کن

00:28:34.600 --> 00:28:37.840
برگرد ... فورا عزیمت کن

00:28:39.730 --> 00:28:41.300
فوخنگ

00:28:42.290 --> 00:28:44.520
درباره ی چی داری حرف میزنی ؟

00:28:44.520 --> 00:28:46.010
من نمیفهمم

00:28:46.010 --> 00:28:50.830
یینگ لو ... هنوز تابلوهای حکاکی شده ی افقی
که امپراتور به 6 قصر اعطا کرد خاطرت هست ؟

00:28:50.830 --> 00:28:53.520
ایشون حتی دستور داد استاد
... خطاطی 12 نسخه ازش تهیه کنه

00:28:53.520 --> 00:28:55.650
همه اشون داستانای معروف همسرای سطنتی با فضیلتِ اجدادی بودن

00:28:55.650 --> 00:28:57.690
به عنوان نقاشی های راهنمای قصر

00:28:59.650 --> 00:29:01.290
یادمه

00:29:02.180 --> 00:29:06.330
اما چه ربطی به موضوعی که داری ازش حرف میزنی داره ؟

00:29:06.330 --> 00:29:10.810
زیبایی ، وفاداری ، فروتنی ، درستکاری و شجاعت

00:29:10.810 --> 00:29:14.960
تمام این کلمات زیبا رو میشه برای توصیف اون استفاده کرد

00:29:14.960 --> 00:29:17.350
اصلا اغراق نمیکنم

00:29:17.900 --> 00:29:20.750
... با یه زن مثل اون در کنار امپراتور

00:29:20.750 --> 00:29:24.930
تو در آینده باید چیکار کنی وی یینگ لو ؟

00:29:27.340 --> 00:29:30.570
باور ندارم همچین زن کاملی در دنیا وجود داشته باشه

00:29:31.080 --> 00:29:33.360
واقعیت ثابت کرده اشتباه میکنی

00:29:35.000 --> 00:29:36.550
فوخنگ

00:29:37.690 --> 00:29:40.470
داری به امپراتور کمک میکنی تا من
رو ترغیب کنی به قصر برگردم ؟

00:29:40.470 --> 00:29:44.370
وی یینگ لو ... تو یه زن جاه طلبی

00:29:44.370 --> 00:29:46.610
... حتی اگه با یه هدفی وارد قصر شدی

00:29:46.610 --> 00:29:48.190
... از وقتی وارد قصر شدی

00:29:48.190 --> 00:29:52.010
لطف و محبت امپراتور رو به دست آوردی و انحصاریش کردی

00:29:52.010 --> 00:29:56.050
این ثابت میکنه که تو قطعا قلب امپراتور رو برنده شدی

00:29:56.050 --> 00:29:59.700
گذاشتی خیلی دلتنگت بشه

00:30:00.220 --> 00:30:04.250
اما از حالا به بعد تو دیگه اون منحصر به فردترین زن نیستی

00:30:04.970 --> 00:30:09.550
در این 3 ماه گذشته امپراتور حتی یه روزم تو رو یاد نکرده

00:30:11.450 --> 00:30:15.020
شاید روزایی که اینجا در باغ یوان مینگ
... بودی خیلی احساس راحتی کردی

00:30:15.020 --> 00:30:19.800
و حواس تند و تیزت بی حس شده
... یا شاید خیلی خودسر بودی

00:30:20.410 --> 00:30:22.930
... که فراموش کردی میگن

00:30:23.440 --> 00:30:27.370
اون بیرون همیشه یه آدم بهتر هست "
" اون بیرون یه آسمون بهتر هست

00:30:29.590 --> 00:30:31.720
... پس این آدم بهتر

00:30:32.190 --> 00:30:34.220
... این آسمون بهتر

00:30:34.770 --> 00:30:36.730
کیه ؟

00:30:38.030 --> 00:30:39.640
دختر فرماندار هوگانگ

00:30:39.640 --> 00:30:43.940
... امپراتور شخصا اسمش رو تغییر داد به

00:30:45.330 --> 00:30:46.960
چن بی

00:30:47.530 --> 00:30:52.190
تمام غبارها کاملا ناپدید شد ... نور
مهتاب هزاران مایل به زمین میتابه

00:30:52.760 --> 00:30:58.020
نور متزلزل پرتو طلایی رنگی داره ... سایه ی
آروم ماه مثل یشم هائیه که درون آب غرق شدن

00:30:58.020 --> 00:31:03.340
آواز ماهیگیرها بوسیله ی ما
خونده میشه ... این نوع شادی بی پایانه

00:31:03.340 --> 00:31:07.110
فکر کنم مناظر مقاله " برج یو
یانگ " رو باید اینطوری تصور کرد

00:31:08.060 --> 00:31:09.290
بیا بریم

00:31:09.290 --> 00:31:11.220
کجا بریم ؟

00:31:12.890 --> 00:31:15.080
بریم از ملکه ی مادر خداحافظی کنیم

00:31:15.830 --> 00:31:17.990
برمیگردیم ؟

00:31:20.560 --> 00:31:24.500
بله ... فورا آماده بشین

00:31:46.880 --> 00:31:51.940
[ دروازه ی قصر ین شی ]

00:32:05.980 --> 00:32:09.890
درود عرض میکنم همسر لینگ

00:32:18.290 --> 00:32:19.890
بلند شو

00:32:22.090 --> 00:32:24.750
ژیائو ژوان زی ... این بار کارت خوب بود

00:32:24.750 --> 00:32:26.360
بهت گفتم اول برگردی و ترتیب کارها رو بدی

00:32:26.360 --> 00:32:27.820
و تونستی در همچین مدت کوتاهی این کار رو انجام بدی

00:32:27.820 --> 00:32:30.050
برای این موضوع جرات نمیکنم تمام اعتبارش رو بگیرم

00:32:30.050 --> 00:32:33.170
وقتی برگشتم قصر ین شی همه چی از قبل ترتیب داده شده بود

00:32:33.170 --> 00:32:34.570
... پس این خدمتکارا

00:32:34.570 --> 00:32:37.430
همه اشون رو بخش امور داخلی سلطنتی فرستاده

00:32:38.590 --> 00:32:42.910
یینگ لو ... امپراتور هنوز دلتنگته

00:32:42.910 --> 00:32:47.410
تو هنوز برنگشته بودی اما همه چی از قبل آماده شده بود

00:32:48.190 --> 00:32:54.540
چطوره ؟ همسر لینگ از نوع تعمیرات
و تنظیمات قصر ین شی راضی هستن ؟

00:32:54.540 --> 00:32:58.720
درود عرض میکنم همسر لینگ

00:33:00.670 --> 00:33:04.370
خیلی وقته ندیدمت سرپیشکار یوآن

00:33:05.110 --> 00:33:10.200
همسر لینگ ... ملکه هنوز منتظر شما هستن

00:33:10.200 --> 00:33:14.580
همسر لینگ لطفا همین الان برید پیش ایشون

00:33:17.010 --> 00:33:21.210
میدونستم داری برمیگردی بنابراین فورا
افراد رو فرستادم قصرت رو درست کنن

00:33:21.210 --> 00:33:23.670
نمیدونستم دقیقا چی دوست داری

00:33:23.670 --> 00:33:28.760
اگه به چیز دیگه ای نیاز داشتی میتونی
هروقت خواستی به سرپیشکار یوآن اطلاع بدی

00:33:33.120 --> 00:33:36.690
چرا داری اینطوری نگاهم میکنی ؟

00:33:37.350 --> 00:33:40.440
... ملکه شما به عنوان بانوی شش قصر

00:33:41.690 --> 00:33:46.030
در هفدهمین سال سلطنت چیان لونگ
شاهزاده ی دوازدهم رو به دنیا آوردین

00:33:46.030 --> 00:33:48.640
امسال شما سیزدهمین شاهزاده رو به دنیا آوردین

00:33:48.640 --> 00:33:52.060
کل حرمسرا تحت کنترل شماست

00:33:52.520 --> 00:33:54.880
... چه طور زنیه که

00:33:54.880 --> 00:33:56.780
... فقط سه ماه از اومدنش به قصر گذشته

00:33:56.780 --> 00:33:59.690
و همین الانشم باعث ناراحتی شما شده ؟

00:34:01.170 --> 00:34:03.990
... وقتی صیغه ی سلطنتی شون رو ببینی

00:34:03.990 --> 00:34:06.770
... تو هم درست مثل من

00:34:07.210 --> 00:34:09.020
زنگ خطر در قلبت به صدا درمیاد

00:34:09.020 --> 00:34:12.860
نه ... زنگ وحشت به صدا در میاد

00:34:15.840 --> 00:34:18.480
همچین زیبارویی در پادشاهی هست ؟

00:34:20.520 --> 00:34:22.890
اون چطور با همسر نجیب زاده گائوی فقید قابل قیاسه ؟

00:34:22.890 --> 00:34:25.520
زیبایی فقط در ظاهر نیست

00:34:25.520 --> 00:34:28.950
امپراتور تعداد زیادی زیبارو دیده
... پس چطور ممکنه ایشون

00:34:28.950 --> 00:34:31.000
فقط با یه چهره ی زیبا افسون بشه ؟

00:34:34.600 --> 00:34:40.420
والاحضرت ملکه ... حتی اگه بانوی
... نجیب زاده چانگ همچین زیبایی داشته باشه

00:34:40.420 --> 00:34:42.820
... با توجهی که در حال حاضر امپراتور بهش داره

00:34:42.820 --> 00:34:45.500
بازم هیچ تهدیدی برای موقعیت شما نداره

00:34:45.500 --> 00:34:48.480
... نمیفهمم چه دلیلی

00:34:48.480 --> 00:34:53.500
میتونه باعث بشه خودتون رو پایین
بیارین تا به من لطف نشون بدین ؟

00:34:53.500 --> 00:34:58.430
همسر لینگ ... بانوی نجیب زاده چانگ حالا
به صیغه ی سلطنتی شون ارتقا مقام پیدا کرده

00:35:01.080 --> 00:35:04.520
اون پس زمینه ی خانوادگی ممتاز و برجسته ای داره

00:35:04.520 --> 00:35:07.860
جدش یکی از افرادیه که این امپراتوری رو بنا کرد

00:35:07.860 --> 00:35:12.150
نوه ی دختریش ملکه ژیائو ژائورن
همسر امپراتور شنگ ژو بود

00:35:12.870 --> 00:35:19.120
امپراتور شخصا اسمش رو چن بی
گذاشته و خیلی بهش علاقه داره

00:35:19.120 --> 00:35:22.070
خیلی بیشتر از قبلا که شما رو دوست داشت

00:35:22.070 --> 00:35:25.560
بنابراین باید با هم در مقابل اون مقاومت کنیم

00:35:32.900 --> 00:35:37.120
من قبلا لطف شما رو تجربه کردم

00:35:37.120 --> 00:35:40.950
بهتره این بار دنبال متحد کردن نیروهامون نباشیم

00:35:43.920 --> 00:35:48.720
وقتی وارد قصر شد مثل یه یشم سفید بدون عیب و نقص بود

00:35:51.550 --> 00:35:54.730
شنیدم وقتی جوون تر بود یه بار بین مردم عادی سرگردون شد

00:35:54.730 --> 00:35:59.270
اون بدون نگرانی در کوه ها و مزارع بزرگ شد

00:35:59.270 --> 00:36:01.320
... اون خیلی وقت نیست پیدا شده

00:36:01.320 --> 00:36:05.790
و مورد علاقه ترین زن شهر ممنوعه شده

00:36:05.790 --> 00:36:09.190
وی یینگ لو ... تو اصلا نگران نیستی ؟

00:36:09.750 --> 00:36:14.120
اگه ازش نمیترسیدی ، فورا برنمیگشتی به شهر ممنوعه

00:36:14.120 --> 00:36:19.090
اینجا در شهر ممنوعه هیچ دوستی و دشمنی
وجود نداره ... فقط منافع شخصی هست

00:36:19.090 --> 00:36:23.150
فقط اگه نیروهامون رو با هم متحد کنیم میتونیم
در مقابل صیغه ی سلطنتی شون مقاومت کنیم

00:36:24.420 --> 00:36:27.820
... وگرنه یه مدت کوتاه دیگه

00:36:27.820 --> 00:36:30.820
... با افسردگی شهر ممنوعه رو ترک میکنی

00:36:30.820 --> 00:36:34.000
و برمیگردی کنار ملکه ی مادر تا
بقیه ی عمرت رو اونطوری زندگی کنی

00:36:38.410 --> 00:36:40.450
خوب درباره اش فکر کن

00:36:40.450 --> 00:36:44.800
مطمئنم جواب رضایت بخشی بهم میدی

00:36:50.380 --> 00:36:55.580
ملکه ... به نظرتون همسر لینگ موافقت میکنه با ما کار کنه ؟

00:36:55.580 --> 00:36:58.490
گوش دادن حرفی از پیش نمیبره ... دیدن باور میاره

00:36:58.490 --> 00:37:00.950
... به محض اینکه خودش چن بی رو ببینه

00:37:00.950 --> 00:37:04.450
طبیعتا رام و سر به زیر برمیگرده تا بهم التماس کنه

00:37:18.700 --> 00:37:22.360
خیلی خوب ... بیا برای چرت نیم روزی برگردیم

00:37:27.600 --> 00:37:29.510
به چی دارین میخندین ؟

00:37:31.570 --> 00:37:34.120
اون رو دیدی ؟

00:37:38.490 --> 00:37:40.360
تو آدم باهوشی هستی

00:37:40.360 --> 00:37:43.860
... میدونستم وقتی اون رو ببینی

00:37:43.860 --> 00:37:45.950
حتما برمیگردی اینجا

00:37:45.950 --> 00:37:48.450
اون زن خیلی خوبه

00:37:48.450 --> 00:37:52.390
هر کس که باهاش روابط اجتماعی داشته
باشه دلش میخواد بهش نزدیک بشه

00:37:52.390 --> 00:37:56.900
این شامل امپراتور تا خواجه ها و خدمتکارهای قصر میشه

00:37:56.900 --> 00:38:02.280
شاید ... این جذابیت اشه

00:38:02.280 --> 00:38:08.000
همسر لینگ ... قبل از اینکه با هم
شروع به کار کنیم بذار بهت هشدار بدم

00:38:08.000 --> 00:38:11.790
که ازش دور بمونی و افسونش نشی

00:38:13.580 --> 00:38:15.420
نمیشم

00:38:16.120 --> 00:38:18.610
امیدوارم اینطور باشه

00:38:19.810 --> 00:38:23.940
به عنوان قدم اول ... قصد دارین چیکار کنین ملکه ؟

00:38:23.940 --> 00:38:27.670
معلومه ... ازت حمایت میکنم مقامت رو بالا ببری

00:38:27.670 --> 00:38:29.990
... میخواید دست من رو قرض بگیرین

00:38:29.990 --> 00:38:32.420
تا توجه سلطنتی که صیغه ی سلطنتی شون داره قسمت بشه ؟

00:38:32.420 --> 00:38:36.440
وی یینگ لو ... میتونی این کار رو انجام بدی ؟

00:38:37.650 --> 00:38:39.060
هر طور میل شماست

00:38:39.060 --> 00:38:43.400
باشه ... بیا آرزو کنیم همکاری امون موفقیت آمیز باشه

00:38:46.520 --> 00:38:51.370
یینگ لو ... واقعا میخوای با ملکه کار کنی ؟

00:38:51.900 --> 00:38:53.730
چرا که نه ؟

00:38:53.730 --> 00:38:57.210
اما من نمیفهمم ... تو اول ردش کردی

00:38:57.210 --> 00:39:01.540
اما بعد از دیدن صیغه ی سلطنتی شون فورا نظرت رو عوض کردی

00:39:01.540 --> 00:39:04.240
اون اینقدر خاصه ؟

00:39:04.240 --> 00:39:06.720
به این صورت نگاه کن

00:39:06.720 --> 00:39:09.210
چی شده ؟

00:39:11.350 --> 00:39:13.290
... این صورت

00:39:14.510 --> 00:39:16.590
اصلا قابل ستایش نیست

00:39:16.590 --> 00:39:20.630
انگار فقط با پلک زدن ، ایده های بد ازش میزنه بیرون

00:39:20.630 --> 00:39:23.800
چطور میتونی درباره ی خودت همچین حرفایی بزنی ؟

00:39:23.800 --> 00:39:26.340
دارم حقیقت رو میگم

00:39:28.290 --> 00:39:33.480
خواهر یه بار بهم گفت من صورت تند و تیزی دارم

00:39:33.480 --> 00:39:36.790
این چیز خوبیه اما چیز بدی هم هست

00:39:36.790 --> 00:39:39.950
خوبیش اینه که هیچکس جرات نمیکنه
همینطوری الکی برام گردن کلفتی کنه

00:39:39.950 --> 00:39:41.970
... بدیش اینه که

00:39:43.340 --> 00:39:46.110
همه فکر میکنن من بیش از حد نقشه کش و حقه بازم

00:39:46.110 --> 00:39:50.360
فرق صورت صیغه ی سلطنتی شون چیه ؟

00:39:50.360 --> 00:39:52.670
... صورتش

00:39:53.530 --> 00:39:55.380
چیزیه که بیشتر از هر چیزی میخوام

00:39:55.380 --> 00:40:00.730
کاملا سفید و بی عیب و نقص ... آروم و دوست داشتنی

00:40:00.730 --> 00:40:02.620
این باعث میشه مردم دلشون بخواد بهش عشق بورزن

00:40:02.620 --> 00:40:04.930
برای همین داری با ملکه کار میکنی ؟

00:40:04.930 --> 00:40:07.200
نه تنها ظاهرش

00:40:08.170 --> 00:40:10.600
به خاطر تحملشم هست

00:40:11.600 --> 00:40:15.610
مینگ یو ... بذار این رو ازت بپرسم

00:40:15.610 --> 00:40:19.260
چه جور زنی ترسناک ترین زن حرمسراست ؟

00:40:20.180 --> 00:40:24.140
کسی مثل ملکه ؟ مثل تو ؟

00:40:25.080 --> 00:40:27.190
دیگه نمیدونم

00:40:29.360 --> 00:40:33.440
زنی که تا حد زیادی عاری از ناخالصی و شرارته ترسناک ترینه

00:40:33.440 --> 00:40:37.160
چون میتونه به راحتی قلب یه مرد رو به دست بیاره

00:40:37.160 --> 00:40:40.390
مخصوصا یه مرد خیلی پیچیده مثل امپراتور رو

00:40:43.030 --> 00:40:47.700
چقدر خوب میشد اگه صورتی مثل مال اون داشتم

00:40:47.700 --> 00:40:51.770
درسته ... با همچون صورتی خیلی
راحت تر میشد امپراتور رو اغوا کرد

00:40:51.770 --> 00:40:53.530
اشتباهه

00:40:54.950 --> 00:41:00.610
با داشتن همچون صورتی انجام کارهای
شیطانی برام خیلی راحت تر میشد

00:41:00.610 --> 00:41:03.800
تو ... تو .. چرا انقدر انرژی هدر میدی ؟

00:41:03.800 --> 00:41:08.200
مگه اینکه امپراتور مخل آسایشت
نشه دقیقا چیزی نیست که میخوای ؟

00:41:11.380 --> 00:41:16.650
... یینگ لو ... ممکنه تازه فهمیده باشی

00:41:16.650 --> 00:41:21.100
که عاشق امپراتور شدی ؟

00:41:22.640 --> 00:41:24.020
محاله

00:41:24.020 --> 00:41:27.890
پس چرا فورا برگشتی و اینقدر عصبانی هستی ؟

00:41:28.890 --> 00:41:32.970
این به شان مقامم و حس رقابتی بودنم مربوطه

00:41:34.660 --> 00:41:38.560
اما امپراتور الان زنایی شبیه
صیغه ی سلطنتی شون رو دوست داره

00:41:38.560 --> 00:41:41.510
چرا ازش تقلید نمیکنی ؟

00:41:41.510 --> 00:41:45.640
وی یینگ لو ، وی یینگ لوئه
چرا باید از دیگران تقلید کنم ؟

00:41:45.640 --> 00:41:49.950
پس میتونی همینجا بشینی و به حال خودت تاسف بخوری

00:41:54.170 --> 00:41:57.880
امپراتور ... من ترتیب سرپرست راهنما رو دادم

00:41:57.880 --> 00:42:00.820
و میتونیم به زودی بفرستیمش به عمارت لی جینگ

00:42:00.820 --> 00:42:02.930
لازم نیست مجبورش کنی

00:42:02.930 --> 00:42:06.430
خودم قبلا فهمیدم صیغه ی سلطنتی
شون خیلی خوب و منحصر به فرده

00:42:07.700 --> 00:42:11.350
این از خوشبختیشه که امپراتور اینقدر دوستش داره

00:42:11.350 --> 00:42:13.440
اما اون هنوزم باید قوانین رو یاد بگیره

00:42:13.440 --> 00:42:16.660
چی میشه اگه در آینده مجبور بشه به ملکه ی مادر
خوشامد بگه یا در مراسم ها شرکت کنه ؟

00:42:16.660 --> 00:42:19.930
این مسئله میتونه باعث بشه احساس ناراحتی نکنه

00:42:22.200 --> 00:42:24.660
شما در فکر کردن به موضوعاتی مثل این خیلی دقیق هستی

00:42:25.450 --> 00:42:28.080
صیغه ی سلطنتی شون رو بفرست قصر ین شی

00:42:28.090 --> 00:42:30.930
بگو همسر لینگ خوب بهش آموزش
بده ... همینطوری ترتیبش رو بده

00:42:30.930 --> 00:42:32.570
بله

00:42:36.890 --> 00:42:40.580
اون هدیه ی جشنواره ی قایق اژدهاست
که همسر لینگ به یونگ جینگ کادو داده

00:42:40.580 --> 00:42:43.640
دیگران شمش های طلا و نقره ، دستبند یا قفل بهش دادن

00:42:43.640 --> 00:42:46.940
در حالی که همسر لینگ یه چیز به در بخورتر هدیه داد

00:42:52.980 --> 00:42:56.320
.. ژن آر .. به بازرس پزشکی ژانگ دستور بده

00:42:56.320 --> 00:42:58.420
تا سلامتی همسر لینگ رو معاینه کنه

00:42:58.420 --> 00:43:00.890
اون در باغ یوان مینگ داشت به ملکه ی مادر خدمت میکرد

00:43:00.890 --> 00:43:04.670
به هر بیماری بی توجه بوده ، نتونسته خوب
بخوابه و غذای خوشمزه ای مصرف نکرده

00:43:04.670 --> 00:43:07.120
اون باید تمام تلاشش رو برای مراقبت از سلامتی ایشون بکنه

00:43:07.120 --> 00:43:08.760
بله

00:43:30.080 --> 00:43:35.350
ملکه ... به نظرتون همسر لینگ میتونه موفق بشه ؟

00:43:36.430 --> 00:43:39.690
به توانایی های خودش بستگی داره

00:43:48.540 --> 00:43:51.030
<i>اون در باغ یوان مینگ داشت به ملکه ی مادر خدمت میکرد</i>

00:43:51.030 --> 00:43:55.600
<i>به هر بیماری بی توجه بوده ، نتونسته خوب
بخوابه و غذای خوشمزه ای مصرف نکرده</i>

00:44:11.700 --> 00:44:15.600
درود عرض میکنم امپراتور

00:44:20.800 --> 00:44:30.800
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

00:44:30.824 --> 00:44:50.824
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.