﻿WEBVTT

00:00:03.280 --> 00:00:06.320
‫این بچه قرار نیست تا یه‌مدتی از جاش پاشه.

00:00:06.320 --> 00:00:07.610
‫خب...

00:00:07.610 --> 00:00:09.320
‫گمونم منم باید برم سروقت کار.

00:00:15.570 --> 00:00:17.710
‫چی شد، به‌خاطر من اومدی اینجا؟

00:00:18.230 --> 00:00:19.560
‫یا اینکه...

00:00:19.580 --> 00:00:26.580
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:54.010 --> 00:02:00.060
- ‫بین بد و بدتر، گزینه‌ی کم‌زیان‌تر را برگزین.
- ‫بین بد و بدتر، گزینه‌ی کم‌زیان‌تر را برگزین.

00:01:57.200 --> 00:02:00.390
‫واقعاً می‌خوای بهم کمک کنی؟

00:02:00.390 --> 00:02:01.160
‫اوهوم.

00:02:01.820 --> 00:02:03.200
‫واقعاً؟

00:02:03.610 --> 00:02:04.440
‫اوهوم.

00:02:10.850 --> 00:02:12.400
‫حالش خوبه.

00:02:16.940 --> 00:02:18.310
‫آلکیونه...

00:02:18.950 --> 00:02:20.440
‫فیلوملا-ساما...

00:02:23.970 --> 00:02:25.200
‫فیلوملا-ساما.

00:02:28.450 --> 00:02:30.020
‫چرا...

00:02:33.610 --> 00:02:38.050
‫چرا وقتی هیچی نمی‌دونید توی کارم دخالت می‌کنید؟!

00:02:38.050 --> 00:02:39.790
‫اون هم مثل فیلوملاست.

00:02:39.790 --> 00:02:42.700
‫احتمالاً به‌خاطر تأثیرات جادوی کتابه.

00:02:43.310 --> 00:02:48.610
‫نه. اون داره توسط چیزی که سعی داره خارج بشه به داخل کشیده می‌شه.

00:02:49.330 --> 00:02:51.610
‫چطوری؟ ما که حلقه رو شکستیم.

00:02:52.180 --> 00:02:54.010
‫حلقه صرفاً به‌عنوان یه چاشنی عمل می‌کنه.

00:02:54.010 --> 00:02:55.990
‫اون یه نیروی کمکی ساده‌ست. اون‌قدرها مهم نیست.

00:02:56.740 --> 00:03:01.490
‫جادو و جادوگری در نهایت به اراده‌ی زندگان بستگی دارن.

00:03:01.740 --> 00:03:04.320
‫این قضیه ربطی به شماها نداره!

00:03:04.320 --> 00:03:05.990
‫چرا خودتون رو درگیر می‌کنید؟

00:03:06.720 --> 00:03:14.990
‫به شماها چه ربطی داره که چه بلایی سر اون، من، یا این خونه بیاد؟!

00:03:15.920 --> 00:03:18.450
‫فیلوملا آدم خوبیه.

00:03:18.800 --> 00:03:22.370
‫وقتی توی کارش فضولی کردم ازم تشکر کرد.

00:03:23.070 --> 00:03:24.840
‫حتی بهم کمک کرد.

00:03:25.400 --> 00:03:28.220
‫آدم‌های زیادی مثل اون هستن.

00:03:28.220 --> 00:03:31.610
‫مخفی شدن، زجر می‌کشن، درحال مرگن...

00:03:32.370 --> 00:03:38.360
‫ولی وقتی جاییه که دستم بهش می‌رسه،
‫نمی‌خوام خودم رو بزنم به ندیدن.

00:03:38.920 --> 00:03:43.610
‫کاری که سعی داری بکنی از نظر خودت منطقیه.

00:03:44.170 --> 00:03:46.320
‫ولی برای من نیست.

00:03:47.030 --> 00:03:50.330
‫و اگه فیلوملا قراره به‌خاطر تو قربانی بشه...

00:03:51.990 --> 00:03:53.160
‫من جلوت رو می‌گیرم!

00:03:53.390 --> 00:03:58.230
‫تو حتی چیزی نداری که بخوای بابتش بهایی بپردازی!

00:03:58.840 --> 00:04:00.060
‫برگرد عقب!

00:04:04.690 --> 00:04:06.810
‫اون همه کسِ من بود...

00:04:06.810 --> 00:04:12.560
‫اون تنها عزیز دوست‌داشتنی، ترسناک و دوردونه‌ام بود...

00:04:12.960 --> 00:04:14.700
‫که ازم گرفتنش!

00:04:15.180 --> 00:04:16.910
‫گرفتنش!

00:04:20.770 --> 00:04:24.600
‫چیزی که ازم گرفتن باید بهم برگرده!

00:04:35.350 --> 00:04:36.240
‫گرگینه!

00:04:36.580 --> 00:04:38.960
‫عقلت برگشت سرجاش؟!

00:04:39.380 --> 00:04:40.700
‫ساحره‌ی پتیاره!

00:04:40.700 --> 00:04:43.310
‫خدای من از قُل و زنجیرت آزادم کرد!

00:04:44.060 --> 00:04:47.170
‫تو کسی هستی که با محاکمه‌ی رعد و یخ روبه‌رو می‌شه!

00:04:49.290 --> 00:04:51.650
‫بچه‌هات اینجا نیستن.

00:04:51.650 --> 00:04:55.150
‫تنها بچه‌ای که قراره اینجا باشه بچه‌ی منه.

00:04:55.150 --> 00:04:59.940
‫بچه‌های تو هیچ‌جای این دنیا نیستن.

00:04:59.940 --> 00:05:01.330
‫دروغگو!

00:05:01.330 --> 00:05:04.660
‫کی حرف‌هایی که یه ساحره می‌زنه رو باور می‌کنه؟!

00:05:04.660 --> 00:05:06.690
‫مخفی‌شون کردی...

00:05:07.220 --> 00:05:08.970
‫تو بچه‌هام رو مخفی کردی!

00:05:16.140 --> 00:05:17.880
‫ای بانوی ترحم‌انگیز...

00:05:18.310 --> 00:05:19.800
‫من رو ببخش.

00:05:20.320 --> 00:05:27.690
‫به تو هم نمی‌تونم اجازه‌ی شکستنش رو بدم.

00:05:47.300 --> 00:05:52.420
‫آلکیونه، ازت می‌خوام که سپر محافظ فیلوملا باشی.

00:05:53.930 --> 00:05:58.700
‫وقتی از روی بدخواهی نابود شدی، همون می‌شه عامل محرکت.

00:05:59.750 --> 00:06:03.050
‫پس لطفاً؛ برای محافظت‌کردن ازش تمام تلاشت رو بکن.

00:06:06.130 --> 00:06:10.420
‫پس اون همون چیز دیگه‌ایه که به هسته‌ش چسبیده بود.

00:06:11.410 --> 00:06:12.350
‫تو!

00:06:12.820 --> 00:06:16.640
‫«بیا مطمئن شیم که دیگه هیچ‌وقت شماها رو نمی‌بینم.»

00:06:16.640 --> 00:06:21.560
‫یا حداقل این چیزی بود که می‌خواست، ولی روزگارو باش.

00:06:22.540 --> 00:06:25.700
‫وظیفه‌ت رو به خوبی انجام دادی، آلکیونه.

00:06:26.380 --> 00:06:27.890
‫قطعاً بهت سخت گذشته.

00:06:29.630 --> 00:06:30.680
‫نه...

00:06:31.210 --> 00:06:33.880
‫نه، ارباب.

00:06:33.880 --> 00:06:37.510
‫این وظیفه‌ی من بود.

00:06:37.510 --> 00:06:40.790
‫پس وقتشه که منم به وظیفه‌م عمل کنم.

00:06:47.070 --> 00:06:48.630
‫آلکیونه...

00:06:49.440 --> 00:06:51.570
‫فیلوملا-ساما...

00:06:52.240 --> 00:06:55.710
‫دیگه باید تنهاتون بذارم.

00:06:56.540 --> 00:06:58.220
‫چرا تو آخه...

00:06:59.090 --> 00:07:02.230
‫تو که قبلاً اینطوری نبودی.

00:07:02.900 --> 00:07:06.260
‫ولی، چرا الان...

00:07:06.820 --> 00:07:13.280
‫الان یادم اومد... که خلق شدن من به‌خاطر شما بود.

00:07:14.100 --> 00:07:17.910
‫قرار بود که شما دلیل وجودیت من باشید.

00:07:18.710 --> 00:07:21.510
‫و بازم، نتونستم ازتون محافظت کنم.

00:07:25.810 --> 00:07:30.460
‫به‌خاطر ناتوان بودنم معذرت می‌خوام.

00:07:31.080 --> 00:07:32.390
‫نه!

00:07:32.950 --> 00:07:33.790
‫نـــه-

00:07:33.260 --> 00:07:38.210
‫لطفاً برای جبرانش خاطرات من رو بپذیرید.

00:07:39.760 --> 00:07:44.050
‫ایریس-ساما ازم خواستن که روزهامون رو ضبط کنم.

00:07:45.030 --> 00:07:49.470
‫هرچند که من فرق بین چیزی که ضبط شده و یه خاطره رو نمی‌دونم،

00:07:49.850 --> 00:07:54.490
‫ولی امیدوارم که این به کار شما بیاد.

00:07:54.840 --> 00:07:55.940
‫آلـکـیـونـه-

00:08:18.730 --> 00:08:25.300
‫حالا دیگه بدون من هم، مشکلی براتون پیش نمیاد.

00:08:39.040 --> 00:08:41.120
‫ولی با اینکه این‌ها خاطرات تو هستن...

00:08:41.840 --> 00:08:44.210
‫خودت داخلشون نیستی...

00:08:58.040 --> 00:09:00.050
‫پدر؟

00:09:00.360 --> 00:09:02.640
‫خودتی، آدام؟

00:09:03.030 --> 00:09:05.110
‫پدر فیلوملا؟

00:09:05.110 --> 00:09:06.700
‫فکر کردم که مردید.

00:09:07.540 --> 00:09:10.450
‫من خودمم، و آدام هم نیستم.

00:09:11.460 --> 00:09:14.110
‫آدام واقعاً امید داشت که تو این کار رو نکنی؛

00:09:14.660 --> 00:09:20.740
‫تا تو کسی نباشی که محافظ نوه‌ت؛ آلکیونه رو از بین می‌بری.

00:09:21.520 --> 00:09:24.320
‫ولی همه‌چی همون‌طور شد که اون پیش‌بینی کرده بود.

00:09:24.590 --> 00:09:27.190
‫اگه تو اون نیستی پس بهت نیازی ندارم!

00:09:30.820 --> 00:09:34.630
‫من تصویری از خاطرات و شمایل آدام هستم؛ یه نفرین.

00:09:34.990 --> 00:09:37.550
‫من سایه‌ی آغشته به خاطرات کسی‌ام که مرده.

00:09:37.550 --> 00:09:39.150
‫می‌تونی بگی من یه‌جور برنامه‌م.

00:09:39.900 --> 00:09:41.890
‫اون‌ها نمی‌تونن من رو لمس کنن.

00:09:42.460 --> 00:09:45.140
‫ولی من می‌تونم لمست کنم.

00:09:46.500 --> 00:09:49.480
‫تو رو؛ لیزبث سارجنت.

00:09:54.350 --> 00:09:56.120
‫این... دیگه چیه؟

00:09:56.460 --> 00:09:58.820
‫آخرین عمل کینه‌توزانه‌ی آدام.

00:09:59.220 --> 00:10:04.920
‫آدام نفرینی رو داخل آلکیونه به‌جا گذاشت
‫که می‌تونست هرکسی که فیلوملا رو تهدید کرد...

00:10:04.920 --> 00:10:07.400
‫یا آلکیونه رو نابود کرد مورد انتقام قرار بده.

00:10:08.140 --> 00:10:09.040
‫برای همین...

00:10:10.830 --> 00:10:13.330
‫وظیفه‌ی من اینه که تو رو نابود کنم.

00:10:15.940 --> 00:10:17.170
- ‫وایسا.
- ‫لوسی!

00:10:18.520 --> 00:10:21.480
‫هنوز کلی چیز هست که می‌خوام از زبونش بشنوم.

00:10:21.960 --> 00:10:24.800
‫مگه این کار نیازت برای انتقام گرفتن رو هم برطرف نمی‌کنه؟

00:10:25.380 --> 00:10:28.300
‫اگه می‌خواستم بمیره که خودم می‌کشتمش.

00:10:28.640 --> 00:10:31.740
‫اما هنوز حتی فرصت شنیدن توضیحاتش رو هم نداشتم.

00:10:31.740 --> 00:10:36.570
‫دست رو دست نمی‌ذارم که با مردنش بتونه قسر در بره.

00:10:37.940 --> 00:10:39.420
‫حق نداری ازم بگیریش.

00:10:41.610 --> 00:10:44.370
‫برای دوره‌زمونه‌ی خودت دختر روراستی هستی.

00:10:44.850 --> 00:10:47.500
‫فیلوملا، دوست‌های خوبی پیدا کردی.

00:10:47.500 --> 00:10:48.740
‫د ـ دوست؟!

00:10:49.790 --> 00:10:51.670
‫پدر...

00:10:51.670 --> 00:10:53.120
‫ولی منم قرار نیست بدمش دست تو.

00:10:53.590 --> 00:10:56.650
‫نفرت تو هیچ دخلی به آدام نداره.

00:10:57.190 --> 00:10:59.640
‫من از نفرت آدام ساخته شدم.

00:10:59.640 --> 00:11:01.880
‫تو هم حقی نداری که بخوای بگیریش.

00:11:10.100 --> 00:11:11.980
‫اون فریاد...

00:11:16.160 --> 00:11:17.570
‫بهش دست نزن!

00:11:17.570 --> 00:11:19.830
‫اون چیزی بیشتر از قدرت جادوییت رو ازت می‌گیره.

00:11:27.930 --> 00:11:28.520
- ‫پسش- - ‫پسش بده!

00:11:29.800 --> 00:11:33.010
‫اون زنیکه طعمه‌ی منه!

00:11:42.410 --> 00:11:50.620
‫طبیعت والدین عشق ورزیدن و محبت کردنه،
‫و همین‌طور زجر دادن بچه‌هاشون.

00:11:51.710 --> 00:11:55.140
‫پس آیا وظیفه‌ی یه فرزند هم پاییدن کشیدن والدینشه؟

00:11:59.320 --> 00:12:04.480
‫فاحشه‌ی زمین‌های بایر. مادری قهرمان و شرور.

00:12:04.480 --> 00:12:06.230
‫نمایشی باشکوه از شجاعتی بی‌پروا.

00:12:07.120 --> 00:12:09.950
‫سپاس‌گزارم، خدای زوزه‌کشان در گرگ‌ومیش.

00:12:13.890 --> 00:12:16.930
‫الهه... موریگان.

00:12:23.330 --> 00:12:25.050
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:12:25.430 --> 00:12:28.970
‫جنگ که هنوز تموم نشده، نه؟

00:12:28.970 --> 00:12:34.760
‫جایی‌‌که روح مادر و فرزند در آتش کینه‌های گذشته غوطه‌ور شده،

00:12:34.760 --> 00:12:38.550
‫بایستی متعلق به من و تحت فرمانروایی من باشه.

00:12:42.040 --> 00:12:44.390
‫می‌بینم بالأخره از لونه‌ت بیرون زدی.

00:12:44.390 --> 00:12:46.160
‫چه گستاخ.

00:12:46.630 --> 00:12:52.540
‫تو، خدای بیگانه‌ای که میون زمان و مکان
‫سرگردونی، به زمین‌های من تعدی کردی...

00:12:53.160 --> 00:12:55.420
‫اینجا قلمروی من،

00:12:55.420 --> 00:12:57.160
‫ساحل منه.

00:12:57.160 --> 00:13:00.350
‫سرنوشت شومت رو برات پیشگویی می‌کنم.

00:13:01.010 --> 00:13:03.070
‫تصمیم گرفته پیداش بشه.

00:13:03.070 --> 00:13:04.710
‫الیاس، اون دیگه چیه؟

00:13:04.710 --> 00:13:08.470
‫می‌شه گفت یه خداست.

00:13:08.470 --> 00:13:09.740
- ‫این؟
- ‫خدا؟

00:13:11.470 --> 00:13:13.740
‫البته هنوز به کمال نرسیده.

00:13:13.740 --> 00:13:17.550
‫برخلاف موریگان، اسمی برای اون انتخاب نشده.

00:13:17.550 --> 00:13:20.950
‫حتماً از بلع اون زن پدید اومده.

00:13:21.410 --> 00:13:22.990
‫عجب احمقی.

00:13:31.300 --> 00:13:33.920
‫تو، نفرینی که تنها محض خاطر یه‌نفر وجود داره...

00:13:34.280 --> 00:13:38.430
‫حواست باشه، هنوز به وظیفه‌ات عمل نکردی.

00:13:39.220 --> 00:13:41.010
‫بله، درسته.

00:13:41.010 --> 00:13:42.120
‫حق با شماست.

00:13:42.430 --> 00:13:44.840
‫پس پنجه‌ی من شو.

00:13:45.790 --> 00:13:49.960
‫تبدیل شو به نیزه‌ی نفرین‌شده‌ای که اون جونور رو سلاخی می‌کنه.

00:13:55.940 --> 00:13:57.440
‫پدر-

00:13:58.670 --> 00:14:02.750
‫نباید من رو به این عنوان خطاب کنی.

00:14:06.490 --> 00:14:10.550
‫چه برکتی بالاتر از داشتن دو فرصت برای
‫چرخوندن نیزه توی فقط یه جنگ...

00:14:11.070 --> 00:14:13.240
‫عجب روز مبارکی!

00:14:14.100 --> 00:14:16.220
‫دوشیزه‌ی من...

00:14:17.750 --> 00:14:23.910
‫اگرچه بهم اسمی داده شده، اما الان چیزی جز یه سایه‌ی ازیادرفته نیستم.

00:14:23.910 --> 00:14:27.920
‫من خودم نمی‌تونم پایان‌شون رو رقم بزنم.

00:14:38.650 --> 00:14:43.870
‫به‌خاطر وجود انشعابات زیاد، احضار سربازانم کار عاقلانه‌ای نیست.

00:14:46.070 --> 00:14:48.610
‫قابل‌مقایسه با اون پسره نیست، مگه نه؟

00:14:53.000 --> 00:14:54.120
‫هی!

00:14:54.120 --> 00:14:55.780
‫کمک می‌خواید، مگه نه؟

00:14:57.960 --> 00:15:01.060
‫چیسه، واسه چی داری می‌خندی؟

00:15:02.950 --> 00:15:05.980
‫حتماً تحت‌تأثیر الهه‌ست.

00:15:05.980 --> 00:15:09.550
‫یه سگ شکاری لازم داشتم که شکار رو دنبال کنه.

00:15:11.490 --> 00:15:15.190
‫سگ باهوش، هرچقدر دلت می‌خواد بپر و پارس کن.

00:15:15.190 --> 00:15:16.550
‫فقط همین؟

00:15:16.550 --> 00:15:19.780
‫حواسشو پرت کن و کمی وقت بخر.

00:15:40.190 --> 00:15:43.150
‫می‌خواد خودش حسابش رو برسه؟

00:15:43.150 --> 00:15:44.280
- ‫نمی‌دونم.
- ‫ولی...

00:15:45.350 --> 00:15:48.460
‫به‌نظر نمی‌خواد به غائله خاتمه بده.

00:15:48.460 --> 00:15:50.230
‫اونم بعد اون‌همه شاخ‌وشونه کشیدن؟

00:15:50.540 --> 00:15:52.470
‫داره قدرت جادویی جذب می‌کنه.

00:15:53.590 --> 00:15:56.220
‫حتی برای یه الهه هم ممکنه خطرناک باشه.

00:16:00.250 --> 00:16:01.450
‫متوجه‌مون شد!

00:16:03.990 --> 00:16:05.140
‫آیزاک!

00:16:05.510 --> 00:16:06.580
‫فیلوملا!

00:16:14.910 --> 00:16:16.420
‫فیلوملا، حالت خوبه؟

00:16:18.960 --> 00:16:20.030
‫لوسی!

00:16:24.220 --> 00:16:25.670
‫بیاید داخل من!

00:16:28.500 --> 00:16:30.120
‫هی، ولم کن!

00:16:30.120 --> 00:16:30.770
‫نه.

00:16:30.770 --> 00:16:33.320
‫اگه لمست کنه، این بلا سرت میاد.

00:16:33.320 --> 00:16:34.300
‫همین‌جا بمون.

00:16:35.180 --> 00:16:37.020
‫خیال کردی داری اوضاع رو راست‌وریس می‌کنی؟

00:16:38.920 --> 00:16:41.440
‫تو فقط یه بچه‌ای.

00:16:41.440 --> 00:16:43.180
‫بچه‌ها باید به زندگی ادامه بدن.

00:16:43.830 --> 00:16:46.190
‫به‌نظر تمرکز کافی برای جواب دادن به سؤالات داری.

00:16:46.190 --> 00:16:47.040
- ‫حرف نزن!
- ‫زبونتو گاز می‌گیری!

00:16:49.640 --> 00:16:51.910
‫چرا به خونه‌م حمله کردی؟

00:16:52.410 --> 00:16:53.410
‫نمی‌دونم.

00:16:53.980 --> 00:16:57.240
‫اما مطمئناً ارتباطی با اون کتاب داره.

00:16:57.240 --> 00:17:00.710
‫اون زن قبل از اینکه بهش دستور قتل داده شه،

00:17:00.710 --> 00:17:04.160
‫کتاب رو دست مردی سپرد که بوی عنکبوت‌ها رو می‌داد.

00:17:04.990 --> 00:17:08.430
‫یعنی اون مشتری ما بود؟!

00:17:08.430 --> 00:17:09.550
‫دوباره نه!

00:17:10.450 --> 00:17:12.080
‫سفت بهم بچسبید!

00:17:16.680 --> 00:17:19.260
‫این‌طور که پیداست، حالا حالاها باید شاهد این آشفتگی باشیم.

00:17:19.260 --> 00:17:21.510
‫الهه داره چیکار می‌کنه، خوش می‌گذرونه؟

00:17:22.970 --> 00:17:27.620
‫اگرچه بهم اسمی داده شده، اما الان چیزی جز یه سایه‌ی ازیادرفته نیستم.

00:17:27.620 --> 00:17:31.410
‫من خودم نمی‌تونم پایان‌شون رو رقم بزنم.

00:17:31.780 --> 00:17:36.740
‫شاید ما باید به غائله خاتمه بدیم.

00:17:36.740 --> 00:17:39.120
‫ما؟

00:17:39.350 --> 00:17:40.870
‫که این‌طور.

00:17:40.870 --> 00:17:46.180
‫چون‌که یه انسان اون خدا رو احضار کرد،
‫کسی هم که تبعیدش می‌کنه باید یه انسان باشه.

00:17:46.740 --> 00:17:48.440
‫ولی آخه چطوری؟

00:17:48.910 --> 00:17:51.790
‫به‌وسیله‌ی کتاب جادویی احضار شد.

00:17:51.790 --> 00:17:54.060
‫پس احتمالاً باید از کتاب جادویی استفاده کنیم.

00:17:54.060 --> 00:17:55.740
‫باید همین‌طور باشه.

00:17:55.740 --> 00:17:58.540
‫خب، کتاب الان کجاست؟

00:17:59.280 --> 00:18:00.210
‫داخل اون.

00:18:01.060 --> 00:18:03.760
‫همراه مادربزرگم بلعیده شده.

00:18:04.470 --> 00:18:10.180
‫چیسه، من رو که لمس کرد هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:18:10.930 --> 00:18:15.730
‫حتماً هنوزم من رو به‌عنوان کاربر کتاب می‌شناسه.

00:18:16.350 --> 00:18:21.800
‫پس شاید من بتونم کتاب رو برگردونم.

00:18:21.800 --> 00:18:22.570
‫این-

00:18:23.790 --> 00:18:26.100
‫اصلاً و ابداً!

00:18:26.490 --> 00:18:28.770
‫لو ـ لوسی. آیزاک.

00:18:28.770 --> 00:18:29.970
‫داشتید به حرف‌هامون گوش می‌دادید؟

00:18:30.880 --> 00:18:33.430
‫الان داره حواسشو پرت می‌کنه.

00:18:34.710 --> 00:18:37.140
‫دست‌وپاهای شل‌وولت رو نگاه.

00:18:37.140 --> 00:18:39.780
‫شاید قدرت جادوییت رو جذب نکنه، اما در بهترین حالت،

00:18:39.780 --> 00:18:41.540
‫لت‌وپارت می‌کنه یا بدنت رو می‌شکافه.

00:18:41.960 --> 00:18:43.240
‫عقلتو از دست دادی.

00:18:43.820 --> 00:18:44.770
‫ولی...

00:18:45.000 --> 00:18:48.280
‫ما فقط باید اون کتاب جادویی رو پس بگیریم، درسته؟

00:18:48.750 --> 00:18:53.080
‫ببین، تو اینجا تنها کسی هستی که می‌تونه از پس اون کتاب بربیاد.

00:18:54.530 --> 00:18:59.790
‫اولویت اصلی‌مون اینه که اون کتاب رو
‫بدون از دست دادن تو پس بگیریم.

00:19:01.120 --> 00:19:02.730
‫منم با حرفش موافقم.

00:19:03.510 --> 00:19:06.530
‫فیلوملا، چیز دیگه‌ای هم لازم داری؟

00:19:07.130 --> 00:19:10.030
‫برای مهار کردنش به قدرت جادویی نیاز دارم.

00:19:10.760 --> 00:19:12.620
‫پس، از من استفاده کن.

00:19:13.280 --> 00:19:14.500
‫چی؟

00:19:16.430 --> 00:19:18.340
‫چیسه، تو...

00:19:19.050 --> 00:19:22.360
‫این بهترین راهکاره.

00:19:22.360 --> 00:19:24.220
‫تصمیمش با خودمه.

00:19:24.220 --> 00:19:27.380
‫پس، می‌تونی از مال منم استفاده کنی.

00:19:29.610 --> 00:19:32.810
‫فقط درصورتی که بدون اجازه خودم بهش دست نبری.

00:19:32.810 --> 00:19:35.190
‫ولی چطوری گیرش بیاریم؟

00:19:35.590 --> 00:19:39.120
‫گمونم بتونیم حواسشو پرت کنیم.

00:19:39.120 --> 00:19:41.650
‫البته نه با استفاده از پاهامون.

00:19:41.650 --> 00:19:43.270
‫وگرنه طولی نمی‌شه که مومیایی شیم.

00:19:46.410 --> 00:19:47.530
‫چی؟

00:19:48.520 --> 00:19:50.340
‫الهه، این تمومی نداره!

00:19:50.340 --> 00:19:53.410
‫دیگه دارم از رقصیدن خسته می‌شم.

00:19:53.900 --> 00:19:56.620
‫خیال می‌کردم بچه ‌آدم‌ها بالأخره وارد عمل می‌شن...

00:19:56.620 --> 00:19:58.060
‫ولی دیگه وقت نداریم.

00:20:03.450 --> 00:20:07.880
‫چیسه، می‌بینم دیگه اصلاً باهام رودربایستی نداری.

00:20:08.860 --> 00:20:11.410
‫یه ضرب‌المثل ژاپنی هست که می‌گه،

00:20:11.410 --> 00:20:14.270
‫«شرایط سخت مستلزم اقدامات ناگزیره.»

00:20:14.270 --> 00:20:15.700
‫از دست تو.

00:20:17.890 --> 00:20:19.260
‫از این‌ور!

00:20:22.010 --> 00:20:25.190
‫فیلوملا، می‌دونی اون کتاب کجاست؟

00:20:30.620 --> 00:20:33.320
‫داخل اون مردمک چشم بزرگه!

00:20:36.550 --> 00:20:39.180
‫پادشاه مشرق‌ که بر تندبادها حکم می‌راند...

00:20:39.180 --> 00:20:43.410
‫با دست تکان دادن، صدای حاکمان ستمگر را در نطفه خفه کن.

00:20:43.650 --> 00:20:47.440
‫با درخشش تاجت، چشمان معصیت‌آمیز را کور کن.

00:20:48.580 --> 00:20:53.920
‫و با نفس گرمت، فرزند دست‌پرورده‌ات را آن‌سوی مه روانه کن.

00:21:01.010 --> 00:21:02.200
‫اینجا!

00:21:02.200 --> 00:21:05.990
‫موریگان، به این نقطه با نیزه‌ات ضربه بزن!

00:21:06.740 --> 00:21:12.200
‫دلم نمیاد خواهش ملتمسانه‌ی یه بچه‌ی معصوم رو رد کنم.

00:21:12.670 --> 00:21:16.080
‫توئی که از میان لاشه‌های دورانداخته‌ی زمان عبور می‌کنی...

00:21:16.590 --> 00:21:19.680
‫وقتشه طعم نفرین رو بچشی!

00:22:05.720 --> 00:22:06.920
‫قدرت جادویی...

00:22:06.940 --> 00:22:13.940
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.