﻿WEBVTT

00:01:34.100 --> 00:01:35.110
‫مگه می‌شه!

00:01:36.000 --> 00:01:37.020
‫پاداش؟!

00:01:42.000 --> 00:01:43.200
‫متوجه شدم.

00:01:45.400 --> 00:01:46.360
‫فویو-ساما!

00:01:46.360 --> 00:01:47.600
‫لطفاً صبر کنید!

00:01:47.620 --> 00:02:07.620
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:24.270 --> 00:02:25.720
‫وای، سرده!

00:02:25.720 --> 00:02:28.100
‫الان مدتی می‌شه توی پایتخت مستقریم،

00:02:28.100 --> 00:02:30.850
‫ولی عادت کردن به سرمای صبحگاهی همچنان سخته.

00:02:30.850 --> 00:02:33.330
‫دلم برای ماسه و آفتاب زادگاهم تنگ می‌شه.

00:02:33.330 --> 00:02:36.340
‫هرچند، اون‌جا توی پایتخت غربی هم صبح‌ها و شب‌ها سرد بودن.

00:02:36.340 --> 00:02:38.120
‫آه،‌ پایتخت غربی...

00:02:38.120 --> 00:02:40.260
‫انگار حرف خیلی پیشه.

00:02:40.260 --> 00:02:44.320
‫اما‌ انگار همین دیروز بود که
‫گیوکویو-ساما وارد کاخ شدن.

00:02:44.730 --> 00:02:48.520
‫راستی، از پدرم خبرهای خوبی شنیدم.

00:02:48.520 --> 00:02:52.600
‫مثل اینکه،‌ تجارت بین پایتخت‌های غربی و مرکزی رونق گرفته.

00:02:53.040 --> 00:02:55.560
‫واقعاً‌ که امپراتور عاشق گیوکویو-ساما هستن.

00:02:55.860 --> 00:02:59.040
‫اون‌جا خانه پدری همنشین محبوب امپراتوره.

00:02:59.040 --> 00:03:01.100
‫افسران مرکزی مطمئناً نمی‌تونن نسبت بهش بی‌اعتنا باشن.

00:03:01.680 --> 00:03:05.150
‫نظافت آشپزخونه؟ پس ما هم‌ـــ

00:03:05.150 --> 00:03:08.920
‫نه،‌ باید تقسیم شیم وگرنه هیچ‌وقت کار رو تموم نمی‌کنیم.

00:03:08.920 --> 00:03:10.910
‫به‌هرحال نمی‌تونیم روی خدمتکارهای دیگه حساب کنیم.

00:03:10.910 --> 00:03:13.800
‫بله،‌ یادمه قبلاً دوران بارداری‌شون چقدر سخت بود،

00:03:13.800 --> 00:03:16.960
‫مثلاً اون‌موقع که یه سوزن سمی توی لباس‌شون بود.

00:03:16.960 --> 00:03:20.410
‫یه بخشش احتمالاً واسه اینه که ‫شاهدخت یه سرزمین غریب‌ان.

00:03:20.410 --> 00:03:24.170
‫مشکلی نیست. الان یه ندیمه‌ی دیگه هم داریم، درسته؟

00:03:26.990 --> 00:03:29.640
‫مائومائو،‌ داری چی درست می‌کنی؟

00:03:29.640 --> 00:03:31.090
‫داروی سرماخوردگی‌ـه.

00:03:31.090 --> 00:03:33.020
‫این‌چیزام از دستت برمیاد؟

00:03:33.850 --> 00:03:35.980
‫ندیمه‌ی جدید خیلی بااستعداده.

00:03:40.900 --> 00:03:43.430
‫هی، مطمئنی به چیزی احتیاج نداری؟

00:03:43.430 --> 00:03:44.880
‫خوردوخوراکت به‌اندازه‌ست؟

00:03:44.880 --> 00:03:46.290
‫زیر سایه‌تون بله...

00:03:46.290 --> 00:03:48.800
‫لطفاً مشکلاتت رو تنهایی به‌دوش نکش!

00:03:48.800 --> 00:03:49.910
‫بـــاش...

00:03:51.330 --> 00:03:56.550
‫راستی از این شایعه‌ای که همه در موردش حرف می زنین، خبر داری؟

00:03:56.550 --> 00:03:57.470
‫نه.

00:03:58.170 --> 00:04:00.380
‫می‌گن یه روح کاخ اندرونی رو تسخیر کرده.

00:04:01.690 --> 00:04:03.090
‫روح؟

00:04:03.090 --> 00:04:05.920
‫خبر دارم! زن سفیدپوش روح‌مانند، مگه نه؟

00:04:06.380 --> 00:04:07.610
‫معروفه، پس؟

00:04:08.060 --> 00:04:11.640
‫خدمتکارها، خواجه‌ها و صیغه‌ها همه دارن ‫راجع‌بهش حرف می‌زنن!

00:04:12.240 --> 00:04:14.600
‫گمونم از چند هفته پیش شروع شد.

00:04:14.600 --> 00:04:18.940
‫می‌گن یه زن سفیدپوش روح‌مانند
‫توی فضای باز زیر نور ماه می‌رقصه!

00:04:20.200 --> 00:04:23.320
‫و هرشب روی دیوارهای کاخ شرقی پیداش می‌شه!

00:04:26.460 --> 00:04:27.820
‫هـــه...

00:04:29.040 --> 00:04:31.990
‫کاخ اندرونی کاملاً توسط دیوارهای کاخ احاطه شده.

00:04:32.400 --> 00:04:37.710
‫تنها راه ورود از طریق چهار دروازه‌ی شمالی،‌ جنوبی، شرقی و غربی‌ـه.

00:04:39.710 --> 00:04:44.740
‫دروازه‌ها همیشه نگهبان دارن،
‫و دیوارها رو یه خندق احاطه کرده.

00:04:44.740 --> 00:04:46.710
‫ورود و خروج یواشکی عملاً غیرممکنه.

00:04:47.640 --> 00:04:51.800
‫گفته می‌شه اجساد غرق‌شده توی خندق...

00:04:55.890 --> 00:04:59.770
‫مال صیغه‌هایی‌ـه که سعی داشتن فرار کنن.

00:04:59.770 --> 00:05:03.150
‫یا به عبارتی، صرفاً یه داستان ارواح تکراری دیگه‌ست.

00:05:03.460 --> 00:05:06.100
‫اگه راست‌راستکی دیدمش چه خاکی به سرم بریزم؟

00:05:06.100 --> 00:05:08.090
‫فقط یه شایعه‌ست.

00:05:11.420 --> 00:05:14.240
‫جسارتاً... می‌شه یه نگاه به این دارو بندازین؟

00:05:14.760 --> 00:05:18.250
‫اوه، خانم کوچولو. یه‌لحظه صبر کن.

00:05:18.250 --> 00:05:21.870
‫فکرشو که می‌کنم تا همین چندوقت پیش
‫خیلی پیشم احتیاط به خرج می‌داد.

00:05:22.750 --> 00:05:28.670
‫از وقتی فهمید می‌تونم دارو درست کنم،
‫بهم اجازه داد تا اینجا کارمو بکنم.

00:05:28.670 --> 00:05:31.380
‫موادی رو هم که نیاز دارم در اختیارم می‌ذاره.

00:05:31.380 --> 00:05:33.300
‫حتی واسه‌م چای دم می‌کنه.

00:05:34.030 --> 00:05:36.890
‫بد نیست انقدر بی‌خیال باشه؟

00:05:37.950 --> 00:05:39.270
‫ببخشید منتظرت گذاشتم.

00:05:41.230 --> 00:05:42.480
‫وای...

00:05:42.870 --> 00:05:45.480
‫شور رو به شیرین ترجیح می‌دی، مگه نه؟

00:05:45.480 --> 00:05:47.440
‫می‌شه کمی هم به من بدین؟

00:05:48.120 --> 00:05:49.120
‫الساعه!

00:05:53.660 --> 00:05:55.650
‫بابت کارت خسته نباشی.

00:05:55.650 --> 00:05:57.330
‫وظیفه‌ست تشکر.

00:05:58.400 --> 00:06:00.450
‫این یارو کاری مفیدتر از این نداره؟

00:06:01.120 --> 00:06:03.810
‫نباید الان به‌عنوان یه خواجه
‫تو بخش خدمات داخلی باشه؟

00:06:03.810 --> 00:06:07.930
‫به‌جاش انگاری که وظیفه‌ی نظارت داشته باشه
‫دور کل کاخ اندرونی پرسه می‌زنه...

00:06:09.800 --> 00:06:13.800
‫با این حساب، رتبه‌‌ی این یارو باید از
‫سرپرست زنان خدمتگزار بالاتر باشه.

00:06:14.490 --> 00:06:18.260
‫شاید قیم امپراتور باشه ولی...

00:06:18.260 --> 00:06:20.310
‫ولی واسه اون زیادی جوونه.

00:06:20.960 --> 00:06:25.810
‫آه. باید محبوبِ‌ شخص امپراتور باشه.

00:06:26.620 --> 00:06:29.570
‫الان داری به یه چیز نامتعارف فکر می‌کنی؟

00:06:29.570 --> 00:06:31.900
‫هه! خیالات برتون داشته جناب.

00:06:32.540 --> 00:06:36.750
‫سنسه،‌ بی‌زحمت این رو برام می‌رسونی؟

00:06:41.870 --> 00:06:44.370
‫خب، این‌دفعه قضیه چیه؟

00:06:46.030 --> 00:06:47.880
‫درمورد تسخیر روح شنیدی؟

00:06:48.270 --> 00:06:49.800
‫درحد چندتا شایعه، بله.

00:06:49.800 --> 00:06:52.170
خب... خواب‌گردی چی؟

00:06:54.520 --> 00:06:55.680
‫خواب‌گردی...

00:06:56.730 --> 00:06:58.350
‫مثل اینکه، توجهت رو جلب کردم.

00:07:02.760 --> 00:07:04.180
‫چطور می‌شه درمانش کرد؟

00:07:04.920 --> 00:07:08.690
‫اطلاعی ندارم. هیچ دارویی نیست که بتونه خواب‌گردی رو درمان کنه.

00:07:08.690 --> 00:07:11.190
‫درمانی به جز دارو هم وجود داره؟

00:07:11.190 --> 00:07:13.610
‫تخصص من توی داروهاست.

00:07:15.790 --> 00:07:17.070
‫خیلی بد شد.

00:07:20.760 --> 00:07:22.580
‫واقـعـاً بد شد.

00:07:24.080 --> 00:07:27.520
‫عــه! چه‌قدر این یارو سمجه!

00:07:30.350 --> 00:07:31.900
‫تلاشمو می‌کنم.

00:07:44.960 --> 00:07:47.980
‫این یارو اصلاً شبیه خواجه‌ها نیست.

00:07:49.660 --> 00:07:50.860
‫مائومائو-ساما.

00:07:51.280 --> 00:07:56.190
‫لطفاً تشریفات رو بذارید کنار. گائوشون-ساما مقام شما خیلی از من بالاتره.

00:07:56.990 --> 00:07:59.180
‫پس اگه این‌طوره، شیائومائو چطوره؟

00:07:56.990 --> 00:07:59.180
مائوی کوچک

00:07:59.610 --> 00:08:02.700
‫پسوند «شیائو»؟ یهویی چه خودمونی شد.

00:08:02.700 --> 00:08:08.500
می‌شه لطفاً دیگه طوری به جینشی-ساما چشم‌غره
نرین که انگار دارین به یه حشره نگاه می‌کنین؟

00:08:08.500 --> 00:08:10.330
‫ای وای، در جریانه.

00:08:10.720 --> 00:08:12.670
‫مدتی پیش که برگشتن،

00:08:12.670 --> 00:08:17.670
‫داشتن با خوشحالی تعریف می‌کردن؛‫ طوری
‫بهشون خیره شده بودید انگار یه کرم سمی هستن.

00:08:19.320 --> 00:08:21.210
‫حواسمو بیشتر جمع می‌کنم.

00:08:24.320 --> 00:08:28.980
‫اگه کسی بدون آمادگی ایشون رو اون‌طوری می‌دید، امکان داشت از حال بره.

00:08:30.300 --> 00:08:32.310
‫گمونم هرکسی نظر خودشو داره...

00:08:40.240 --> 00:08:41.390
‫اونجاست.

00:08:51.260 --> 00:08:53.210
‫گل رز پنبه‌ای مهتابی...

00:08:54.040 --> 00:08:56.000
‫برداشت خوبی بود.

00:08:57.450 --> 00:08:59.760
‫ایشون همنشین فویوـه.

00:09:00.780 --> 00:09:02.120
‫یه همنشین میان‌رتبه هستن،

00:09:02.120 --> 00:09:05.390
‫و قراره به‌عنوان پاداش به یه افسر نظامی اعطا بشن.

00:09:14.710 --> 00:09:17.010
‫فکر می‌کنم، دوسالی شده باشه،

00:09:17.010 --> 00:09:19.260
‫ایشون شاهدخت کم‌رویی‌ هستن.

00:09:19.800 --> 00:09:23.270
رقاص ماهری بودن، ‫اما توی اولین اجراشون سکندری خوردن.

00:09:23.270 --> 00:09:28.790
‫امپراتور حتی لمسشون هم نکردن و ایشون هم از اون موقع خودشون رو حبس کردن.

00:09:30.330 --> 00:09:33.370
‫به گمونم بعضی چیزها قابل اجتناب نیستن، اما...

00:09:34.240 --> 00:09:35.550
‫فویو-ساما!

00:09:34.240 --> 00:09:36.480
‫اعطا شدن؟ دلم به حالشون می‌سوزه.

00:09:38.680 --> 00:09:42.000
‫از شوک اینکه مثل یه پاداش باهاش رفتار می‌شه، شروع به خواب‌گردی کرده؟

00:09:42.000 --> 00:09:45.470
‫می‌گن بیماری نتیجه‌ی یه ذهن نامتعادله...

00:09:46.730 --> 00:09:49.970
‫نه، اطلاعات بیشتری لازم دارم.

00:09:49.970 --> 00:09:51.890
‫شاید یه نگاه دیگه بهش بندازم.

00:09:52.430 --> 00:09:54.530
‫اتاق همنشین فویو کجاست؟

00:09:55.400 --> 00:09:57.490
‫ساختمون ایشون توی ضلع شمالیه.

00:09:57.950 --> 00:10:01.360
‫ممنونم. همین‌طور برای خوراکی‌ها.

00:10:02.060 --> 00:10:03.450
‫به‌ این زودی می‌رین؟

00:10:05.280 --> 00:10:07.970
‫امیدوارم حالشون بهتر باشه.

00:10:08.430 --> 00:10:11.110
‫شنیدم که شاهدخت یکی ازکشورهای تبعه‌ی کوچکن.

00:10:11.110 --> 00:10:13.120
‫مطمئنم که دلشون نمی‌خواد برگردن.

00:10:14.410 --> 00:10:15.580
‫برگرده؟

00:10:16.040 --> 00:10:17.870
‫اوه، آره. اون...

00:10:19.110 --> 00:10:21.730
‫دلم به حال همنشین فویو می‌سوزه.

00:10:22.090 --> 00:10:24.900
‫آره، می‌خوان تقدیمش کنن به یه افسر نظامی؟

00:10:24.900 --> 00:10:26.600
‫فکرش به‌ تنهایی تن آدم رو به لرز میندازه.

00:10:36.130 --> 00:10:41.240
‫نسبت به جوری که روی دیوار می‌رقصه خیلی متفاوت به‌نظر می‌رسه.

00:10:41.240 --> 00:10:45.360
‫بله، منم باری اولی که دیدمشون شوکه شدم.

00:10:45.920 --> 00:10:47.950
‫ایشون بیشتر اوقات ساده و متواضع هستن.

00:10:49.280 --> 00:10:51.950
‫واقعاً شبیه یه گل رز پنبه‌ای مهتابی‌ـه.

00:10:52.340 --> 00:10:53.840
گل؟

00:10:54.240 --> 00:10:55.080
‫بله.

00:10:55.740 --> 00:10:58.260
‫گل فویو، که همچنین به‌عنوان رز پنبه‌ای هم شناخته می‌شه،

00:10:58.260 --> 00:11:00.490
‫صبح‌ها به شکل یه گل سفید بزرگ می‌شکفه.

00:11:01.090 --> 00:11:06.460
‫هرچند، تا غروب، به رنگ صورتی تیره در میاد.

00:11:07.090 --> 00:11:11.570
‫به عبارتی، این گل ظاهرش رو در طول یک‌روز تغییر می‌ده؟

00:11:11.570 --> 00:11:12.270
‫بله.

00:11:18.900 --> 00:11:20.610
‫داستان شبح؟

00:11:20.610 --> 00:11:25.130
‫اوهوم، می‌خواستم بیشتر در موردش بدونم. ‫چیز دیگه‌ای می‌دونی؟

00:11:26.270 --> 00:11:31.780
‫خب، شنیدم اولین‌بار روی دیوار ضلع شمالی ظاهر شد.

00:11:31.780 --> 00:11:34.030
‫عــه؟ ضلع شمالی؟

00:11:33.190 --> 00:11:36.170
‫شائولان! رخت‌شور‌خونه!

00:11:35.560 --> 00:11:37.540
‫از شمال به‌سمت شرق حرکت کرده؟

00:11:36.680 --> 00:11:37.970
‫اومدم!

00:11:37.970 --> 00:11:39.000
‫باید برم.

00:11:37.970 --> 00:11:39.000
‫تازه...

00:11:39.460 --> 00:11:41.840
‫اوه، آره. اون...

00:11:42.430 --> 00:11:45.680
‫که این‌طور. پس همنشین فویو واقعاً...

00:11:50.680 --> 00:11:55.350
‫پدرم بهم می‌گفت براساس حدس و گمان صحبت نکن، ولی...

00:11:57.550 --> 00:12:01.320
‫اطلاعات زیادی در مورد خواب‌آلودگی یا خواب‌گردی وجود نداره.

00:12:01.320 --> 00:12:03.800
‫گفته می‌شه که دلیلش از استرس نشأت می‌گیره.

00:12:03.800 --> 00:12:07.780
‫بیمار طوری توی خواب حرکت می‌کنه، انگار که بیداره.

00:12:09.020 --> 00:12:13.740
‫مدتی پیش توی منطقه‌ی سرگرمی، ‫یه روسپی رو با همین بیماری دیدم.

00:12:15.520 --> 00:12:17.580
‫آدم سرزنده‌ای بود که توی شعرخوانی مهارت داشت.

00:12:18.600 --> 00:12:20.820
‫حتی پیشنهاد خرید هم دریافت کرد.

00:12:22.170 --> 00:12:25.130
‫هرچند، اون پیشنهاد به سرانجام نرسید.

00:12:26.030 --> 00:12:31.550
‫شب‌ها طوری توی منطقه‌ی سرگرمی خواب‌گردی
‫می‌کرد، انگاری که یه روح شیطانی تسخریش کرده باشه.

00:12:39.760 --> 00:12:42.440
‫عه. دخترا چی شده؟

00:12:43.310 --> 00:12:46.940
‫هیچی از شب گذشته یادش نمیومد.

00:12:47.560 --> 00:12:49.650
‫و بعدش چی شد؟

00:12:49.650 --> 00:12:55.160
‫هیچی. وقتی پیشنهاد خرید منتفی شد،
‫خواب‌گردی‌ها هم تموم شدن.

00:12:55.480 --> 00:12:59.620
‫پس یعنی... اون روسپی نمی‌خواست فروخته بشه؟

00:13:01.770 --> 00:13:02.920
‫امکانش هست.

00:13:03.770 --> 00:13:05.590
‫پیشنهاد از یه تاجر ثروتمند بود،

00:13:06.190 --> 00:13:09.500
‫ولی نه تنها زن و بچه داشت، بلکه نوه هم داشت.

00:13:10.500 --> 00:13:14.850
‫جدای اون، فقط یه سال از قرارداد اون روسپی مونده بود.

00:13:18.880 --> 00:13:21.350
‫شاید همنشین فویو هم همین بوده.

00:13:21.670 --> 00:13:25.690
‫هوممم. واقعاً این‌طوره؟

00:13:29.320 --> 00:13:30.450
‫هست.

00:13:31.520 --> 00:13:33.200
‫واقعاً؟

00:13:35.390 --> 00:13:37.200
‫لطفاً آروم باشید.

00:13:37.600 --> 00:13:39.200
‫من برمی‌گردم سر کارم.

00:13:47.600 --> 00:13:51.460
‫از اون‌روز به بعد، همنشین فویو از ترک کردن اتاقش منع شد.

00:13:52.220 --> 00:13:56.720
‫تا روز اعطا چندتا خواجه گذاشتن تا حواسشون بهش باشه.

00:14:00.730 --> 00:14:02.940
‫ولی امیدوارم جواب بده.

00:14:07.640 --> 00:14:11.630
‫اخیراً رفتار مائومائو عجیب نشده؟

00:14:12.120 --> 00:14:13.860
این‌طور فکر می‌کنین؟

00:14:21.840 --> 00:14:22.830
‫درست حدس زدم.

00:14:23.550 --> 00:14:25.200
‫واقعاً یه‌چیزی شده.

00:14:32.410 --> 00:14:36.180
‫امروز همنشین فویو می‌رن، درسته؟

00:14:37.290 --> 00:14:39.010
‫من این‌طور شنیدم.

00:14:56.270 --> 00:14:57.020
‫هی.

00:14:57.530 --> 00:15:03.540
‫می‌تونی راستش رو بهم بگی، می‌دونی.

00:15:04.320 --> 00:15:07.900
‫از اون‌جایی که خودم پرسیدم، عصبانی نمی‌شم.

00:15:11.310 --> 00:15:16.630
‫صرفاً حدس و گمانه، پس می‌شه بین خودمون باشه؟

00:15:16.630 --> 00:15:18.590
‫دهن من قرصِ قرصه.

00:15:21.660 --> 00:15:24.960
‫اون داستان روسپی‌ای که براتون تعریف کردم رو خاطرتونه؟

00:15:25.600 --> 00:15:27.360
‫همون خواب‌گرده؟

00:15:27.360 --> 00:15:28.400
‫بله.

00:15:28.740 --> 00:15:31.780
‫راستش یه روسپی دیگه هم بود...

00:15:31.780 --> 00:15:34.900
‫که پیشنهاد خریدش به دلیل مشابهی منتفی شد.

00:15:34.900 --> 00:15:39.910
‫بعد از اون یه پیشنهاد خرید دیگه مطرح شد،

00:15:39.910 --> 00:15:45.200
‫اما چون روسپی بیمار بود، نصف قیمت پیشنهاد دادن.

00:15:46.270 --> 00:15:49.300
‫هرچند، همه‌ش کلاهبرداری بود.

00:15:49.740 --> 00:15:50.960
‫کلاهبرداری؟

00:15:51.530 --> 00:15:55.880
‫اون دو مردی که پیشنهاد خرید رو دادن همدیگه رو می‌شناختن.

00:15:56.650 --> 00:16:01.780
‫زن تظاهر به بیماری کرد تا پیشنهاد اول رو ملغی کنه.

00:16:01.780 --> 00:16:06.730
‫بعد، خریدار واقعی با پیشنهاد نصف قیمت اولیه پا پیش گذاشت.

00:16:07.770 --> 00:16:11.760
‫مرد نقره‌ی کافی برای اینکه با همدیگه باشن رو نداشت،

00:16:11.760 --> 00:16:14.080
‫و زن هم هنوز از مهلت قراردادش باقی مونده بود.

00:16:15.240 --> 00:16:19.240
‫پس یعنی می‌گی همنشین فویو هم مثل همون روسپی‌ـه؟

00:16:19.640 --> 00:16:22.150
‫همنشین فویو و اون افسر نظامی...

00:16:22.150 --> 00:16:25.960
‫دوست‌های دوران بچگی‌ان که توی یه سرزمین بزرگ شدن.

00:16:25.960 --> 00:16:26.960
‫ها؟

00:16:26.960 --> 00:16:33.250
‫شنیدم که اون مرد چند روز پیش توی نبرد
‫با وحشی‌ها دلاوری‌های زیادی از خودش نشون داده.

00:17:03.700 --> 00:17:05.810
‫وقتی ازش پرسیدن برای پاداش چی می‌خواد،

00:17:05.810 --> 00:17:09.120
‫قویاً روی گرفتن همنشین فویو اصرار داشته.

00:17:12.320 --> 00:17:17.040
‫احتمالاً حتی از قبل از اینکه از زادگاهش بره این خیال رو توی ذهنش داشته.

00:17:17.660 --> 00:17:21.510
‫به عنوان یه افسر نظامی، هیچوقت نمی‌تونسته به یه شاهدخت پیشنهاد ازدواج بده.

00:17:22.560 --> 00:17:26.580
‫ولی بعدش، اون یهو به کاخ اندرونی کشیده شده...

00:17:27.370 --> 00:17:30.520
‫و شاهدخت هم به دوست دوران بچگیش احساس عاطفی داشتن.

00:17:31.290 --> 00:17:34.020
‫پس می‌شه گفت؛ برای همین توی رقصش اشتباه کردن.

00:17:34.290 --> 00:17:38.030
‫تا توجه عالیجناب رو به‌خودش جلب نکنن.

00:17:38.760 --> 00:17:43.250
‫و همون‌طور که قصدش رو داشتن، امپراتور
‫هیچوقت بهشون دست نزدن، پس هنوز باکرن.

00:17:46.780 --> 00:17:48.400
‫با این‌همه، احتمالش هست...

00:17:48.400 --> 00:17:50.690
‫حالا که قراره همنشین فویو پاداش داده بشن...

00:17:50.690 --> 00:17:53.280
‫توجه امپراتور بهشون جلب بشه.

00:17:53.790 --> 00:17:56.820
‫برای همین... تظاهر به خواب‌گردی می‌کنه...

00:17:57.500 --> 00:18:02.050
‫اصلاً از جانب امپراتور نمی‌تونم چیزی بگم، کاملاً امکانش هست.

00:18:02.400 --> 00:18:05.600
‫جنگ وحشی‌ها توی منطقه‌ی شرقی انجام گرفته.

00:18:05.600 --> 00:18:08.680
‫و رقص‌های شبونه‌ی همنشین فویو هم توی...

00:18:10.000 --> 00:18:11.180
دروازه‌ی شرقی؟

00:18:12.410 --> 00:18:15.170
‫احتمالاً داشتن برای اینکه اون افسر به سلامت برگردن دعا می‌کردن.

00:18:15.170 --> 00:18:17.520
‫ولی بازم، همه‌ی اینا حدس و گمانه.

00:18:50.880 --> 00:18:52.720
‫هی مائومائو.

00:18:52.720 --> 00:18:53.560
‫بله؟

00:18:54.200 --> 00:19:00.340
‫اگه بگم به همنشین فویو حسادت می‌کنم زن خیلی بدجنسی‌ام؟

00:19:08.760 --> 00:19:12.200
‫اون شب همنشین فویو... زیبا بود.

00:19:16.680 --> 00:19:21.870
‫اصلاً شبیه اون شاهدختی که در طول روز دیده بودم نبود.

00:19:26.600 --> 00:19:29.050
‫همچین حرفی نمی‌زنم.

00:19:29.070 --> 00:19:41.070
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:19:41.100 --> 00:19:53.100
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:19:55.770 --> 00:19:56.850
‫بریم؟

00:19:57.290 --> 00:19:58.160
‫چشم.

00:20:19.530 --> 00:20:22.850
‫اگه عشق یه زن رو زیبا می‌کنه،

00:20:25.420 --> 00:20:27.970
‫چه طور دارویی می‌شه ازش درست کرد؟

00:20:55.350 --> 00:20:59.170
‫یه درخواست از داروسازی که ازش زیاد می‌گن دارم.

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
3

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
‫قسمـــــــــت

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
3

00:01:35.400 --> 00:01:39.400 line:20%
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

00:22:35.070 --> 00:22:50.090
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
‫قسمــــــت

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
4

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
تهـــــدید

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
‫قسمــــــت

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
4

00:22:46.630 --> 00:22:50.090 line:20%
تهـــــدید