﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:04.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:04.120 --> 00:00:08.120
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:30.980 --> 00:01:34.070
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:52.000 --> 00:01:55.920
- ‫قسمـــــت - ‫قسمـــــت - 10 - 10 - عسل - عسل - Behnoosh
- ‫در مورد خدمتکاری که غرق شده شنیدم، خودکشی بوده.

00:01:56.380 --> 00:01:58.800
‫از خدمتکارهای کاخ لعل بوده.

00:01:59.440 --> 00:02:03.790
‫شنیدم کسی بوده که غذای لیشو-ساما توی ضیافت باغ رو مسموم کرده...

00:02:03.790 --> 00:02:07.900
‫یعنی به‌خاطر اینکه به همنشین آدوئو خدمت می‌کرده این‌کارو کرده؟

00:02:07.900 --> 00:02:09.650
‫منظورت، همنشین پاک آدوئوـه؟

00:02:09.650 --> 00:02:12.650
‫آره. شنیدم قراره جایگاهش رو به‌عنوان یکی از چهار همنشین از دست بده...

00:02:12.650 --> 00:02:15.690
‫تا یکی از صیغه‌های جوان‌تر جایگاهش رو بگیره.

00:02:16.930 --> 00:02:21.270
‫همنشین آدوئو سی‌وپنج سالشه و یک‌سال از امپراتور بزرگتره.

00:02:22.010 --> 00:02:26.500
‫اون‌موقع‌ها که هنوز شاهدخت بوده یه فرزند پسر ‫از امپراتور داشته، اما از دستش داده.

00:02:27.060 --> 00:02:31.690
‫خیلی بده، ولی کل نظام کاخ اندرونی روی پس‌انداختن بچه‌های زیاد ساخته شده.

00:02:33.650 --> 00:02:36.330
‫مادر یه فرزند پسر مرده.

00:02:37.430 --> 00:02:42.340
‫اگه لیفا-ساما هم نتونه یه بچه‌ی دیگه بیاره، همین بلا سرش میاد؟

00:02:42.650 --> 00:02:47.600
‫هیچ تضمینی هم نیست عشق امپراتور تا همیشه ‫شامل حال گیوکویو-ساما باشه.

00:02:48.290 --> 00:02:51.270
‫حتی زیباترین گل هم یه‌روزی پژمرده می‌شه.

00:02:51.840 --> 00:02:54.940
‫گل‌های کاخ اندرونی اگه میوه ندن هیچ ارزشی ندارن.

00:02:55.610 --> 00:02:57.260
‫دیگه باید برم.

00:02:57.260 --> 00:02:58.980
‫اوه، اینم بگیر.

00:02:59.440 --> 00:03:01.550
‫خوراکی‌های باقیمونده از مهمانی چای دیروزن.

00:03:01.550 --> 00:03:02.570
‫ممنون!

00:03:02.570 --> 00:03:07.340
‫انقدر خوراکی داشتن که باقی مونده؟
‫ مهمانی‌‌های چای هم دنیایی‌ان.

00:03:08.610 --> 00:03:09.910
‫چی بگم.

00:03:10.450 --> 00:03:13.920
‫مهمانی چای یه‌ شکل از کار برای همنشین‌هاست.

00:03:14.250 --> 00:03:16.000
‫مائومائو، کمکمون کن آماده کنیم.

00:03:16.470 --> 00:03:17.690
بازم؟

00:03:18.900 --> 00:03:21.260
‫برای این یکی دارین حسابی زحمت می‌کشین.

00:03:21.260 --> 00:03:23.420
‫معلومه. این‌دفعه یه همنشین عالی‌رتبه‌ست.

00:03:23.420 --> 00:03:25.640
‫همنشین فرزانه لیشو-ساما.

00:03:26.440 --> 00:03:30.140
‫این‌جا مظهر کامل سیاست‌های کاخ اندرونیـه.

00:03:30.680 --> 00:03:33.400
‫خوش آمدین، همنشین لیشو.

00:03:34.280 --> 00:03:36.360
‫ازتون ممنونم.

00:03:36.740 --> 00:03:39.110
‫کنکاش بی‌وقفه توی افکار همدیگه.

00:03:40.360 --> 00:03:45.120
‫اینم بخشی از ذات زن بودنه که نسبت به همجنس خودت محتاط باشی؟

00:03:45.120 --> 00:03:49.030
‫راستش، نسبت به وقتی که امپراتور این‌جان حواسشون جمع‌تره.

00:03:50.490 --> 00:03:54.430
‫طوری که گیوکویو-ساما از طریق گفتگو اطلاعات جمع‌آوری می‌کنه،

00:03:54.430 --> 00:03:57.170
‫نشون می‌ده چه همنشین ماهری هست.

00:03:57.680 --> 00:04:00.920
‫شنیدم اطلاعاتی رو که جمع آوری می‌کنه برای
‫خانواده‌ش توی زادگاهش می‌فرسته.

00:04:00.920 --> 00:04:06.840
‫به‌عنوان یه تاجر، مهمه که از اوضاع زمانه باخبر باشن.

00:04:14.320 --> 00:04:16.640
‫پیش‌مرگ ضیافت باغ.

00:04:16.640 --> 00:04:19.530
‫خدا رو شکر که زیاد تنبیه‌ش نکردن.

00:04:20.800 --> 00:04:23.240
‫حالا گازش که نمی‌گیرم.

00:04:24.070 --> 00:04:27.700
‫بقیه‌ی خدمتکارها هیچ توجهی به بانوشون ندارن.

00:04:28.280 --> 00:04:31.750
‫ولی، الان هم به‌نظر نمیاد مدام مورد آزار و اذیت قرارش بدن.

00:04:32.400 --> 00:04:36.380
‫اگه گزارشم به گائوشون-ساما اشتباه بوده باشه، که چه بهتر.

00:04:37.960 --> 00:04:40.340
از چیزای شیرین که بدتون نمیاد؟

00:04:40.780 --> 00:04:42.260
‫چیزای شیرین دوست دارم.

00:04:42.760 --> 00:04:43.760
‫عالیه.

00:04:45.240 --> 00:04:48.540
‫بیرون هوا سرده، برای همین خواستم ببینم دوست دارین یا نه.

00:04:49.060 --> 00:04:54.300
‫این پوست پرتقاله که توی عسل جوشونده شده. بدنتونو گرم می‌کنه.

00:04:56.560 --> 00:04:58.520
‫امیدوارم دوست‌ داشته باشین.

00:05:03.790 --> 00:05:06.240
‫عه؟ عسل هم نمی‌تونه بخوره؟

00:05:06.510 --> 00:05:08.300
‫دوباره می‌خواد برای غذا ناز کنه؟

00:05:08.300 --> 00:05:10.530
‫حتی غذایی که براش سرو می‌کنن رو هم نمی‌خوره.

00:05:10.820 --> 00:05:11.850
‫آره والا.

00:05:22.710 --> 00:05:23.930
‫گیوکویو-ساما.

00:05:25.660 --> 00:05:28.890
‫ای وای. آیلان متأسفم.

00:05:28.890 --> 00:05:31.870
‫فکر کنم این یکی رو باید یکم‌ بیشتر بجوشونی.

00:05:31.870 --> 00:05:33.720
‫بذارید براتون یه‌چیز دیگه بیارم.

00:05:33.720 --> 00:05:35.740
‫آب زنجبیل داغ چطوره؟

00:05:36.680 --> 00:05:39.000
‫بله، خوبه.

00:05:40.120 --> 00:05:44.570
‫متأسفانه، گویا در مورد زورگویی اشتباه نکردم.

00:05:48.740 --> 00:05:50.970
‫ما این‌جا رو تمیز می‌کنیم.

00:05:50.970 --> 00:05:53.100
‫مائومائو، تو می‌تونی استراحت کنی.

00:05:53.770 --> 00:05:56.380
‫منم می‌تونم تمیزکاری کنما...

00:05:56.380 --> 00:05:59.500
‫مهمانی چای همنشین گیوکویو و همنشین لیشو چطور بود؟

00:06:00.390 --> 00:06:05.100
‫واسه‌م سوال بود که چرا یهویی ترتیب مهمانی‌ چای واسه‌ی لیشو-ساما دادن ها...

00:06:06.010 --> 00:06:08.220
‫پس بگو ایده‌ی این یارو بوده.

00:06:09.250 --> 00:06:11.760
‫اوقات خوشی داشتن.

00:06:12.920 --> 00:06:15.050
‫حرفم باهات هنوز تموم نشده.

00:06:15.050 --> 00:06:16.850
‫می‌شه لطفاً ولم‌ کنید.

00:06:19.440 --> 00:06:21.870
‫شنیدی مسموم کردن غذای ضیافت باغ...

00:06:21.870 --> 00:06:26.100
‫کار خدمتکار کاخ لعل بوده که خودکشی کرده؟

00:06:26.520 --> 00:06:28.030
‫شایعه‌ها رو شنیدم.

00:06:29.520 --> 00:06:32.030
‫به‌نظرت واقعاً خودکشی کرده؟

00:06:33.780 --> 00:06:36.660
‫تشخیص اون کار من نیست.

00:06:37.020 --> 00:06:42.380
‫یه خدمتکار عام چرا باید
همنشین لیشو رو مسموم کنه؟

00:06:43.520 --> 00:06:44.840
‫نمی‌دونم.

00:06:51.280 --> 00:06:55.400
‫خب پس، می‌‌تونی از فردا برای کمک به کاخ لعل بری؟

00:06:56.600 --> 00:07:01.500
‫«می‌تونم»؟ انگار حالا چاره‌ای دارم.

00:07:03.590 --> 00:07:04.660
‫اطاعت می‌شه.

00:07:06.740 --> 00:07:09.980
‫از زبان تمثیل صحبت کنیم، کاخ‌ها به رنگ اربابشون رنگ‌آمیزی می‌شن.

00:07:10.790 --> 00:07:13.550
‫کاخ یشم همنشین گیوکویو حس دنجی داره.

00:07:13.550 --> 00:07:17.340
‫در حالی که کاخ بلورِ همنشین لیفا، حس ناب و اشرافی داره.

00:07:17.870 --> 00:07:20.860
‫و... کاخ لعل، خانه‌ی همنشین آدوئو،

00:07:20.860 --> 00:07:23.820
‫کاربردی و ساده، در عین حال شیک و باکلاس هست.

00:07:24.330 --> 00:07:26.840
‫عذر می‌خوام که یهویی احضارتون کردم.

00:07:26.840 --> 00:07:29.980
‫مشتاق همکاری باهاتون توی سه روز آینده هستم.

00:07:30.590 --> 00:07:33.720
‫جینشی-ساما بهم نگفت کار خاصی بکنم.

00:07:33.720 --> 00:07:35.440
‫فکر کنم فقط باید کار کنم.

00:07:35.440 --> 00:07:37.000
‫چهره‌های ناآشنا می‌بینم.

00:07:37.560 --> 00:07:39.920
‫فنگ‌مینگ، این دخترا کی باشن؟

00:07:39.920 --> 00:07:42.090
‫کمک‌های موقت برای روز تمیزکاری بزرگ.

00:07:43.350 --> 00:07:45.860
‫که این‌طور. ممنون بابت کمکتون.

00:07:46.560 --> 00:07:48.610
‫همنشین پاک، همنشین آدوئو.

00:07:51.550 --> 00:07:54.720
‫اما یه‌طور زیباییِ دلیرانه‌ی فارغ از جنسیت داره.

00:07:54.720 --> 00:07:57.120
‫واقعاً سی‌وپنج سالشه؟

00:07:57.120 --> 00:08:00.370
‫اگه طرز لباس پوشیدنش فرق داشت،
‫با یه خدمتگزار جوون مو نمی‌زد.

00:08:01.720 --> 00:08:06.570
‫احتمالاً لباس‌ اسب‌سواری بیشتر از پیراهن و دامنش بهش میاد.

00:08:15.730 --> 00:08:18.120
‫اوه، ببین با چه شیفتگی هم بهش خیره شدن.

00:08:25.810 --> 00:08:28.420
‫من رو یاد کسی میندازه؟

00:08:32.950 --> 00:08:34.950
‫ندیمه‌ی ارشد، فنگ‌مینگ-ساما.

00:08:35.510 --> 00:08:37.660
‫انتظار داشتم ندیمه‌ی ارشد همنشین پاک

00:08:37.660 --> 00:08:39.760
‫از خاندان بانفوذی باشه،

00:08:39.760 --> 00:08:41.450
‫ولی در کمال تعجب رفتار صمیمانه‌ای داره.

00:08:42.850 --> 00:08:45.710
‫می‌شه اول کتاب‌ها رو تو هوای آزاد بذارید؟

00:08:48.670 --> 00:08:51.760
‫می‌تونید اون‌هایی رو که سنگین بودن به خواجه‌ها بسپرید.

00:08:54.440 --> 00:08:57.320
‫الحق که بین همنشین‌های عالی‌رتبه از همه بزرگ‌تره.

00:08:57.320 --> 00:09:01.100
‫کاخش با اینکه نمای جمع‌وجوری داره،
‫ولی کلی اسباب و وسایل توش هست.

00:09:04.100 --> 00:09:08.610
‫خدمتکارهای کاخ لعل هم مثل کاخ یشم سخت‌کوشن.

00:09:08.610 --> 00:09:11.360
‫احمق‌هایی که مدام دهن‌شون کار می‌کنه
‫می‌تونستن یکی دوتا چیز یاد بگیرن.

00:09:23.010 --> 00:09:23.910
‫هوف.

00:09:27.670 --> 00:09:29.290
‫گمونم تمومه.

00:09:29.290 --> 00:09:31.670
‫عالیه. به همین زودی ترتیب‌شونو دادی؟

00:09:31.950 --> 00:09:37.120
‫و چقدر هم دقیق و منظم. می‌تونی توی اتاق پذیرایی هم یه دستی برسونی؟

00:09:37.120 --> 00:09:37.720
‫چشم.

00:09:38.370 --> 00:09:41.510
‫خوش‌برخورد و تیزبینه و با گشاده‌رویی از دیگران تعریف می‌کنه.

00:09:42.290 --> 00:09:46.040
‫گویا به‌عنوان ندیمه‌ی ارشد، ‫طرز برخورد با دیگران رو خیلی‌خوب بلده.

00:09:53.030 --> 00:09:56.780
‫چند وقتی بود انقدر خرحمالی نکرده بودم.

00:09:59.910 --> 00:10:02.460
‫خسته نباشی. ممنون که امروز کمک کردی.

00:10:02.460 --> 00:10:03.240
‫وظیفه بود.

00:10:03.240 --> 00:10:06.910
‫راستی. امشب رو اینجا می‌مونی، درسته؟

00:10:06.910 --> 00:10:08.120
‫دنبالم بیا.

00:10:16.560 --> 00:10:18.220
‫بوی شیرین؟

00:10:18.220 --> 00:10:21.820
‫لطفاً از این استفاده کن. امشب هوا حسابی سرد می‌شه.

00:10:22.360 --> 00:10:23.680
‫خیلی ممنونم.

00:10:24.450 --> 00:10:26.140
‫خوب استراحت کن.

00:10:36.760 --> 00:10:40.700
‫جینشی-ساما دقیقاً بهم نگفت چیکار کنم.

00:10:40.700 --> 00:10:41.770
‫ولی...

00:11:01.500 --> 00:11:05.260
‫مغز متفکر پشت قضیه مسمومیت‌ واقعاً اینجاست؟

00:11:05.600 --> 00:11:08.100
‫همه‌شون خیلی زحمت‌کشن.

00:11:08.710 --> 00:11:10.600
‫نه تنها ندیمه‌ها، بلکه...

00:11:10.600 --> 00:11:14.270
‫فنگ‌مینگ-ساما! خودمون می‌تونیم بهش رسیدگی کنیم!

00:11:14.270 --> 00:11:17.690
‫چیزی نیست، نگران نباش.
‫یه‌لحظه فقط چشمم بهش افتاد.

00:11:18.010 --> 00:11:20.430
‫نمونه‌ی بارزش فنگ‌مینگ-ساماست.

00:11:20.430 --> 00:11:24.910
‫الان که دیگه سنی ازش گذشته،
‫وگرنه همسر ایده‌آلی برای هر مردی می‌شد.

00:11:25.540 --> 00:11:27.910
‫یعنی تاحالا اصلاً به ازدواج فکر نکرده.

00:11:28.470 --> 00:11:32.420
‫یا تصمیم گرفته تا آخر عمرش در خدمت همنشین آدوئو باشه؟

00:11:33.250 --> 00:11:37.820
‫انگیزه‌ی مسموم کردن می‌تونه از وفاداری افراطی هم نشأت بگیره.

00:11:38.760 --> 00:11:41.710
‫حالا که زمان زیادی تا ورود یه همنشین جدید نمونده،

00:11:41.710 --> 00:11:45.470
‫جایگاه همنشین آدوئو بیشتر از بقیه‌ی همنشین‌های عالی‌رتبه در خطره.

00:11:46.050 --> 00:11:48.470
‫ولی اگه قبلش جای دیگه‌ای خالی شه،‌ چی؟

00:11:49.350 --> 00:11:52.330
‫امپراتور فقط به میوه‌های رسیده علاقه داره.

00:11:52.330 --> 00:11:54.900
‫از لیشو-ساما دیدن نمی‌کنه.

00:11:55.350 --> 00:11:58.830
‫باتوجه به اینکه فقط چهارده سالشه ایرادی نداره،

00:11:58.830 --> 00:12:01.990
‫اما اینکه داره در انجام وظیفه‌ش به‌عنوان همنشین
‫کوتاهی می‌کنه هم ادعای بیجایی نیست.

00:12:02.760 --> 00:12:05.490
‫اگه یه‌نفر بخواد کسی رو به‌خاطر همنشین آدوئو مسموم کنه،

00:12:05.960 --> 00:12:09.240
‫قابل درکه که بره سراغ لیشو-ساما.

00:12:09.730 --> 00:12:11.580
‫کسی می‌تونه اینجا کمکم کنه؟

00:12:13.740 --> 00:12:14.880
‫عسل؟

00:12:14.880 --> 00:12:18.210
‫خانواده فنگ‌مینگ-ساما توی کار پرورش عسل هستن.

00:12:18.960 --> 00:12:22.970
‫پس بگو چرا عسلِ به این گرونی ‫اینجا به وفور پیدا می‌شه.

00:12:23.680 --> 00:12:26.800
‫بوی شیرین دیشبی هم باید واسه همین بوده باشه.

00:12:32.200 --> 00:12:33.770
‫لیشو-ساما؟

00:12:33.770 --> 00:12:36.520
تنها به همراه پیش‌مرگش؟

00:12:36.520 --> 00:12:38.730
‫اینجا توی کاخ لعل چیکار می‌کنه؟

00:12:38.730 --> 00:12:40.530
‫حالا که فکرشو می‌کنم، توی مهمانی چای...

00:12:48.640 --> 00:12:51.540
‫توی کاخ لعل جریان از این قرار بود.

00:12:52.680 --> 00:12:53.410
‫که این‌طور.

00:12:54.950 --> 00:12:55.920
دیگه چی؟

00:12:56.400 --> 00:12:58.920
‫همین و بس. خبری از «دیگه چی» و «ولی» هم نیست.

00:12:59.490 --> 00:13:03.920
‫معلوم نیست از جونم چی می‌خواد. ‫من فقط یه داروسازم.

00:13:04.480 --> 00:13:07.180
‫اگه لنگ جاسوسه،‌ سراغ آدم اشتباهی اومده.

00:13:07.450 --> 00:13:10.650
‫راستی، تازگی‌ها چرا انقدر رفتارش خودمونی شده؟

00:13:15.410 --> 00:13:17.500
‫پس بذار جور دیگه‌ای سؤالم رو بپرسم.

00:13:17.500 --> 00:13:21.500
‫به‌نظرت اگه یکی‌شون می‌تونست به روش خاصی
‫با خارج از کاخ ارتباط برقرار کنه،

00:13:21.500 --> 00:13:22.570
‫اون کدومشون بود؟

00:13:23.120 --> 00:13:25.570
‫چرا لقمه رو می‌پیچونه.

00:13:26.710 --> 00:13:31.640
‫به عقیده‌ی من تنها گزینه‌ی ممکن
‫فنگ‌مینگ-ساما، ندیمه‌ی ارشده.

00:13:31.640 --> 00:13:32.450
‫بر چه اساس؟

00:13:33.280 --> 00:13:36.000
‫مچ دست چپش باندپیچی شده بود.

00:13:36.460 --> 00:13:42.000
‫اون کتیبه‌های رنگی توی لباس زنانه‌ای
‫با آستین‌های سوخته پیچیده شده بودن.

00:13:43.030 --> 00:13:45.930
‫چرا باید یه‌نفر آتش چندرنگ روشن کنه؟

00:13:45.930 --> 00:13:48.970
‫یه احتمالش اینه که یه کد بوده باشه.

00:13:49.590 --> 00:13:52.720
‫حقیقتش، به اون ندیمه‌ی ارشد خوش‌رفتار نمی‌خورد

00:13:52.720 --> 00:13:55.600
‫توی توطئه‌ای دست داشته باشه.

00:13:56.120 --> 00:13:58.600
‫ولی این صرفاً باور منه.

00:14:01.860 --> 00:14:03.610
‫خب، پر بیراه نمی‌گی.

00:14:04.010 --> 00:14:09.240
‫مطمئنم از قبل خبر داشت که
‫داره انقدر متظاهرانه عسل می‌خوره.

00:14:11.460 --> 00:14:14.700
‫یه بچه‌ی خوب باید جایزه بگیره.

00:14:15.950 --> 00:14:17.050
‫ر ــ راضی به زحمت نیستم.

00:14:17.050 --> 00:14:18.620
‫لازم نیست مراعات کنی.

00:14:22.500 --> 00:14:25.340
‫نه، ممنون! لطفاً به کس دیگه‌ای تعارف کنید!

00:14:25.680 --> 00:14:29.300
‫این یارو فکر کرده فقط چون خوش بر و روـه
‫می‌تونه هر کاری دلش خواست انجام بده.

00:14:29.300 --> 00:14:31.800
‫وای راستی،‌ اون که همیشه همین منحرفی بود که هست!

00:14:34.090 --> 00:14:35.100
‫گائوشون-ساما!

00:14:37.140 --> 00:14:38.980
‫بعداً غذای حاوی ملین میل می‌کنه!

00:14:39.340 --> 00:14:40.980
‫از شیرینی‌جات خوشت نمیاد؟

00:14:42.820 --> 00:14:44.520
‫ولی می‌تونی این رو بخوری، نه؟

00:14:44.830 --> 00:14:47.280
‫لعنتی، حرف تو گوشش نمی‌ره که...

00:14:47.280 --> 00:14:49.900
‫اگه مقامش انقدر بالا نبود،
‫یه لگد می‌ذاشتم صاف وسط پاهاش...

00:14:49.900 --> 00:14:52.030
‫وایسا، اونجا که چیزی نیست بخوام لگدش کنم.

00:14:52.030 --> 00:14:55.990
‫باید اینو به‌عنوان یه دستور قبول کنم؟
‫یا برای حفظ آبروم فرار کنم؟

00:15:01.860 --> 00:15:05.720
‫اگه شربت خربق زمستانی بود، با اکراه قبولش می‌کردم.

00:15:08.420 --> 00:15:10.940
‫چیزای شیرین دوست دارم.

00:15:10.940 --> 00:15:12.720
‫امیدوارم دوست داشته باشی.

00:15:32.610 --> 00:15:33.740
‫عسل؟

00:15:33.740 --> 00:15:37.370
‫خانواده‌ی فنگ‌مینگ-ساما توی کار پرورش عسل هستن.

00:15:37.370 --> 00:15:38.290
‫لیشو-ساما؟

00:15:39.430 --> 00:15:40.730
‫شربت...

00:15:44.070 --> 00:15:45.670
‫عسل.

00:15:47.760 --> 00:15:49.100
‫داروساز؟

00:15:49.100 --> 00:15:51.970
‫داری با ندیمه‌ی من چیکار می‌کنی؟

00:15:55.330 --> 00:15:57.180
‫همنشین گیوکویو! داشتم-

00:15:57.180 --> 00:15:59.590
‫با اجازه‌ی کی داری چنین کاری می‌کنی؟

00:16:04.480 --> 00:16:08.620
‫شائومائو، این صرفاً یه شوخی بود که از حدش خارج شد.

00:16:08.620 --> 00:16:11.160
‫امکانش هست جینشی-ساما رو ببخشید؟

00:16:11.630 --> 00:16:15.630
‫اگه این‌طوره، دفعه‌ی بعدی شما
‫وظیفه‌ی لیسیدن رو قبول کنید، گائوشون-ساما.

00:16:15.630 --> 00:16:20.040
‫لـ ـ لیسیدن؟ این یه‌کمی...

00:16:21.490 --> 00:16:22.790
‫خوبه درک می‌کنید.

00:16:23.750 --> 00:16:27.640
‫بگذریم، چندتا چیز هست که می‌خوام بررسی کنم.

00:16:31.060 --> 00:16:32.420
‫با اجازه‌تون.

00:16:32.700 --> 00:16:34.930
‫خوش اومدید، عــه؟

00:16:35.830 --> 00:16:37.770
‫جینشی-ساما همراه‌تون نیستن؟

00:16:37.770 --> 00:16:40.140
‫خیر. بابت ورود سرزده پوزش می‌خوام.

00:16:41.750 --> 00:16:45.100
‫خب، چی می‌خواستی، ندیمه‌ی کاخ یشم؟

00:16:45.510 --> 00:16:47.230
‫ازتون یه سؤال داشتم.

00:16:53.780 --> 00:16:55.960
‫تو رو از ضیافت باغ یادمه.

00:16:57.170 --> 00:16:58.530
‫سؤالت چیه؟

00:16:59.670 --> 00:17:01.660
‫شما عسل دوست ندارید؟

00:17:02.920 --> 00:17:04.620
‫از کجا فهمیدی؟!

00:17:04.620 --> 00:17:06.230
‫چهره‌تون داد می‌زنه.

00:17:08.120 --> 00:17:11.280
‫در گذشته عسل باعث به‌هم ریختن معده‌تون شده؟

00:17:11.280 --> 00:17:15.350
‫اینکه کسی بعد از مسمویت غذایی
‫با عسل مشکل پیدا کنه یه امر رایجه.

00:17:16.360 --> 00:17:19.240
‫مسئله این نیست. یادم نمیاد.

00:17:19.240 --> 00:17:20.890
‫مربوط به زمانیه که بچه بودم.

00:17:21.830 --> 00:17:24.680
‫شنیدم که می‌گفتن کشنده‌ست.

00:17:24.680 --> 00:17:28.690
- ‫قدغن - ‫از اون‌موقع،
پرستارهام بهم گفتن که دیگه نخورم.

00:17:28.970 --> 00:17:32.280
‫جنابعالی ادب نداری؟ که این‌طوری لیشو-ساما رو سین‌جیم می‌کنی.

00:17:35.150 --> 00:17:38.520
‫یه کلامم از ندیمه‌ای که حتی تلاش نکرد
‫توی مهمانی چای ازش محافظت کنه.

00:17:38.520 --> 00:17:39.820
‫این چه قیافه‌ایه؟

00:17:39.820 --> 00:17:42.590
‫نیازی نیست که به حرف‌هاش گوش کنید.

00:17:42.590 --> 00:17:47.290
‫درسته، اون داره با همنشین فرزانه
‫با بی‌ادبی صحبت می‌کنه. باید سریع اخراجش کنیم!

00:17:47.290 --> 00:17:53.300
‫پس اینطوری با دشمن ساختن از غریبه‌ها،
‫خودشون رو تنها دوستانش نشون می‌دن.

00:17:53.730 --> 00:17:56.940
‫ما همیشه مراقب‌تون هستیم لیشو-ساما.

00:17:54.400 --> 00:17:58.660
‫گول‌زدن یه دختر ساده عین آب خوردنه.

00:17:56.940 --> 00:17:58.540
‫پیش خودش فکر کرده کیه؟

00:17:59.600 --> 00:18:03.720
‫همنشین منزوی جز ندیمه‌هاش کسی رو نداره که بهش تکیه کنه.

00:18:03.720 --> 00:18:06.500
‫خبر نداره که دارن آزارش می‌دن...

00:18:07.410 --> 00:18:09.000
‫این یه دورِ باطله.

00:18:10.770 --> 00:18:13.370
‫بنده بنا به دستوراتی اینجا هستم.

00:18:13.370 --> 00:18:17.570
‫اگه هر نوع اعتراضی دارید،
‫لطفاً مستقیماً به عرض جینشی-ساما برسونید.

00:18:17.570 --> 00:18:19.520
‫جـ ـ جینشی-ساما؟!

00:18:19.520 --> 00:18:21.480
‫مستقیم؟!

00:18:21.480 --> 00:18:24.330
‫کمِ کمش، دیگه این‌قدرو بهم بدهکار هست.

00:18:24.600 --> 00:18:29.290
‫مشتاقم ببینم چه بهونه‌ای جور می‌کنن
‫که برن سروقت اون خواجه‌ی منحرف.

00:18:29.640 --> 00:18:31.700
‫و همین‌طور یه‌چیز دیگه.

00:18:33.650 --> 00:18:35.770
‫شما با ندیمه‌ی ارشد کاخ لعل؛

00:18:36.900 --> 00:18:39.510
‫فنگ‌مینگ-ساما، آشنایی دارید؟

00:18:54.400 --> 00:18:55.230
‫شائومائو؟

00:18:55.910 --> 00:18:58.240
‫گائوشون-ساما، راهی هست...

00:18:58.240 --> 00:19:00.610
بتونم ‫از اتفاقاتی که قبلاً توی کاخ اندرونی رخ دادن باخبر بشم؟

00:19:04.100 --> 00:19:05.870
‫می‌تونم کتابخونه‌ی دربار رو جستجو کنم.

00:19:08.080 --> 00:19:09.870
‫خیلی ممنون.

00:19:15.010 --> 00:19:17.880
‫این‌دفعه چی دستگیرش شده؟

00:19:18.320 --> 00:19:22.170
‫اون دختر باهوشیه، خصوصاً با درنظر گرفتن اینکه فقط هفده سالشه.

00:19:22.170 --> 00:19:24.140
‫دانش و خونسردیش...

00:19:24.570 --> 00:19:28.300
‫تواناییش در تفکر منطقی و برخورد با مسائل مختلف...

00:19:29.890 --> 00:19:34.020
‫یه سری رفتارهای خاص داره، اما بازم شگفت‌انگیزه.

00:19:36.900 --> 00:19:41.340
‫هفده‌سال پیش، زمانی که امپراتور فعلی هنوز یه شاهزاده بودن...

00:19:41.910 --> 00:19:45.840
‫ایشون از همنشین آدوئو صاحب یه پسر شدن،

00:19:45.840 --> 00:19:47.660
‫اون بچه الان مرده، ولی...

00:19:48.420 --> 00:19:49.550
‫ولی حدوداً همون زمانی به دنیا اومد که...

00:19:49.550 --> 00:19:51.470
‫پسر امپراتور و ملکه‌ی مادرِ قبلی متولد شدن،

00:19:51.470 --> 00:19:54.670
‫یا به عبارتی، برادر کوچک‌تر امپراتور فعلی.

00:19:55.280 --> 00:19:58.320
‫اون تنها فرزندی بود که امپراتور به‌عنوان شاهزاده داشتن،

00:19:58.320 --> 00:20:00.460
‫و بانو آدوئو هم تنها همنشین‌شون بودن.

00:20:01.400 --> 00:20:04.830
‫اینجا می‌گه که امپراتور فعلی و
‫همنشین آدوئو خواهر و برادر ناتنی‌ان،

00:20:04.830 --> 00:20:07.850
‫که این دلیل وابستگی‌شون به ایشون رو توضیح می‌ده...

00:20:08.360 --> 00:20:12.500
‫ولی تعجب‌برانگیزه که بفهمی مردی
‫با اون حجم شهوت، اون زمان فقط یه همنشین داشته.

00:20:13.840 --> 00:20:19.130
‫شانزده‌سال پیش، کودکی فوت شد. آن کودک توسط...

00:20:17.820 --> 00:20:20.490
‫دکتر لومن

00:20:23.920 --> 00:20:26.650
‫یه همچین حسی داشتم.

00:20:27.670 --> 00:20:33.820
‫بعضی از گیاهانی که توی کاخ اندرونی رشد کرده بودن،
‫همون‌هایی بودن که خودم پرورش می‌دادم.

00:20:34.250 --> 00:20:36.750
‫یه‌نفر باید اون‌ها رو پیوند زده باشه.

00:20:38.580 --> 00:20:42.330
‫مردی که مثل پیرزن‌ها پاهاش رو می‌کشه.

00:20:43.670 --> 00:20:48.010
‫دکتری که برای داشتن یه عطاری توی منطقه‌ی سرگرمی زیادی صلاحیت داره.

00:20:49.760 --> 00:20:54.190
‫یه خواجه‌ی سابق با استخونی که از زانوش خارج شده.

00:20:54.190 --> 00:20:56.940
- ‫‫...لومن، اخراج شد...
- ‫داشتی چیکار می‌کردی،

00:20:58.500 --> 00:20:59.580
‫بابا؟

00:21:01.600 --> 00:21:08.600
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:34.950 --> 00:22:49.970
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.510 --> 00:22:49.510
- ‫قسمت بعد: «کاهش
دو به یک.» - ‫قسمـــت

00:22:46.550 --> 00:22:46.550
‫قسمـــت

00:22:46.550 --> 00:22:49.970
- 11 - 11 - کاهش دو
به یک - کاهش دو به یک