﻿WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:14.400
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:30.720 --> 00:01:33.730
- ‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و... .‫ساختگی‌ است. ‫همچنین
هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد - ‫می‌گم، قضیه‌ی آتیش‌سوزی اون‌روز رو شنیدی؟

00:01:33.930 --> 00:01:36.720
‫لی‌هاکوی پدرسوخته خوب جمع‌و‌جورش کرد.

00:01:36.720 --> 00:01:39.320
‫هیچ‌وقت انتظارشو نداشتم اون حلش کنه.

00:01:39.590 --> 00:01:44.780
‫راستش، شایعاتی شنیدم که
‫یه دختر خدمتکار توی حل پرونده بهش کمک کرده.

00:01:45.110 --> 00:01:46.230
خدمتکار؟

00:01:46.230 --> 00:01:48.770
‫می‌گن اون خدمتکار شخصی جینشی-ساماست.

00:01:48.770 --> 00:01:50.780
‫عـــه، جدی؟

00:01:50.780 --> 00:01:52.600
‫مگه جینشی-ساما...

00:01:52.600 --> 00:01:55.620
‫اون‌روز یه روسپی از خانه‌ی یشم نخریده بود؟

00:01:55.620 --> 00:01:59.590
‫شنیدم یه بانوی زیبا و فرهیخته با چشم‌های بی‌روحه.

00:01:59.590 --> 00:02:02.550
‫آره، اون‌هایی که دیدنش
‫یه بند داشتن در موردش حرف می‌زدن.

00:02:03.560 --> 00:02:05.140
‫اوه، لاکان-ساما شمایید؟

00:02:08.090 --> 00:02:12.510
‫اون قضیه... می‌شه بیشتر در موردش بگی؟

00:02:13.470 --> 00:02:17.480
- ‫قسمت - قسمت - ۱۵ -
۱۵ - ماهی خام - ماهی خام

00:02:21.420 --> 00:02:24.040
‫شائومائو، یه لحظه وقت داری؟

00:02:24.040 --> 00:02:26.450
‫گائوشون-ساما. چیزی شده؟

00:02:28.070 --> 00:02:30.530
‫یه چیزی هست که می‌خواستم نگاهی بهش بندازی.

00:02:31.790 --> 00:02:34.080
‫شرح وقایع حوادث قدیمی.

00:02:34.570 --> 00:02:36.440
‫ده‌سال پیش، توی خونه‌ی یه تاجر،

00:02:36.440 --> 00:02:40.080
‫یه حادثه‌ی مسومیت غذایی رخ داده
‫که غذاش شامل یه ظرف ماهی پُفی خام بوده.

00:02:40.450 --> 00:02:42.480
‫سم ماهی پُفی...

00:02:42.480 --> 00:02:45.190
‫عاشق اون گِزگِز و سوزشی‌ام که میاره.

00:02:45.190 --> 00:02:47.050
‫آه، دلم خواست!

00:02:47.520 --> 00:02:51.250
‫می‌تونم بعداً یه‌وقتی ببرمتون یه‌جایی که سرو می‌کنن.

00:02:54.140 --> 00:02:55.720
‫خب، داستان مربوط به چیه؟

00:02:55.720 --> 00:03:01.480
‫مدتی پیش، من رسماً توی این پرونده دخیل بودم.

00:03:02.810 --> 00:03:08.910
‫یکی از همکارهام ازم مشاوره خواست،
‫چون اخیراً یه حادثه‌ی مشابه رخ داده بوده.

00:03:09.490 --> 00:03:11.090
‫حادثه‌ی مشابه؟

00:03:11.090 --> 00:03:16.540
‫یه دیوان‌سالار ماهی پُفی خامی رو که با چاشنی
‫سرکه ترکیب شده بود، خورد و به کما رفت.

00:03:16.540 --> 00:03:18.530
‫کما؟

00:03:19.630 --> 00:03:22.370
‫خیلی عذر می‌خوام، گائوشون-ساما.

00:03:22.370 --> 00:03:25.550
‫مشکلی نداره که من در این مورد مطلع بشم؟

00:03:25.850 --> 00:03:30.720
‫اونش مشکلی نداره. تو کسی هستی که جایگاه خودش رو می‌دونه.

00:03:31.550 --> 00:03:33.430
‫به عبارتی؛ صدات در نمیاد.

00:03:34.030 --> 00:03:39.520
‫تازه، توی این داستان سم هم دخیله.
‫مطمئنی که دلت نمی‌خواد ادامه بدم؟

00:03:41.160 --> 00:03:43.600
‫ادامه بدید، خواهش می‌کنم.

00:03:47.280 --> 00:03:50.900
ماهی پُفی

00:03:48.240 --> 00:03:53.500
‫توی این مورد، اون‌ها گوشت و پوست
‫ماهی پُفی رو به‌صورت آپ‌پز سرو کردن.

00:03:53.910 --> 00:03:57.310
‫ایشون ازش خوردن و به کما رفتن.

00:03:57.310 --> 00:04:02.620
‫گوشت؟ بیشتر سمش توی روده‌هاشه.

00:04:02.620 --> 00:04:04.670
‫آره، پوست و گوشت.

00:04:05.800 --> 00:04:08.690
‫گوشتش نباید سم زیادی داخلش داشته باشه...

00:04:09.170 --> 00:04:14.680
‫شاید به نوع ماهی پُفی و جایی که ازش اومده ربط داشته باشه.

00:04:15.290 --> 00:04:17.650
‫چیزی نبود که خارج از عرف به‌نظر برسه؟

00:04:18.120 --> 00:04:22.040
‫موضوع اینه؛ توی هردو مورد، هم این‌یکی و هم قبلی،

00:04:22.040 --> 00:04:26.400
‫آشپز مدعی بود که توی غذا از ماهی پُفی استفاده نکردن.

00:04:26.890 --> 00:04:29.270
‫جالب به‌نظر می‌رسه.

00:04:29.270 --> 00:04:31.570
‫این تنها وجه اشتراک‌شون نیست.

00:04:31.980 --> 00:04:33.540
‫هردو نفری که مریض شدن...

00:04:33.960 --> 00:04:36.660
‫دیوان‌سالار مربوط به این مورد ‫و تاجر مربوط به مورد پیشین...

00:04:36.660 --> 00:04:40.000
‫افراد خوش‌خوراک و عاشق خوردن غذاهای کمیاب بودن.

00:04:40.860 --> 00:04:46.300
‫هردوی اون‌ها اغلب ماهی خام می‌خوردن
‫و ماهی پُفی یکی از غذاهای مورد علاقه‌شون بود.

00:04:47.310 --> 00:04:53.650
‫بعد از این حادثه، تمام اعضای بدن
‫و پوست ماهی‌ها توی سطل زباله پیدا شدن،

00:04:53.650 --> 00:04:56.400
‫بنابراین مشخص شد که هرگز از روده‌هاش استفاده نشده.

00:04:57.600 --> 00:05:03.860
‫توی هردو پرونده، آشپزها با گفتن اینکه؛
‫ماهی پُفی شب قبل هم سرو شده ادعای بی‌گناهی داشتن،

00:05:03.860 --> 00:05:08.890
‫و همین‌طور توی روز حادثه، اون‌ها از ماهی متفاوتی استفاده کردن.

00:05:08.890 --> 00:05:12.240
‫هرچند، هیچ شاهدی برای اثبات حرف‌شون وجود نداشت.

00:05:13.160 --> 00:05:15.240
‫دیوان‌سالار تمام غذایی که سرو شد رو خورد،

00:05:15.240 --> 00:05:18.330
‫نیم ساعت بعدش مسموم شد و از حال رفت.

00:05:18.680 --> 00:05:21.330
‫اون رو درحال تشنج پیدا کردن.

00:05:22.320 --> 00:05:25.360
‫خیلی دقیق‌تر از اون چیزی که انتظار داشتم تحقیق کرده.

00:05:25.360 --> 00:05:30.380
‫خیلی از دیوان‌سالارای دیگه زحمتی به
‫خودشون نمی‌دن و صرفاً یکی رو مظنون می‌کنن.

00:05:31.260 --> 00:05:32.980
‫نظرت چیه؟

00:05:32.980 --> 00:05:36.000
‫علائمش مثل سم ماهی پُفی به‌نظر می‌رسن،

00:05:36.000 --> 00:05:38.390
‫ولی بدون جزئیات بیشتر نمی‌تونم نظر قطعی بدم.

00:05:39.790 --> 00:05:44.100
‫گائوشون-ساما، می‌شه سعی کنید اطلاعات بیشتری به‌دست بیارید؟

00:05:44.480 --> 00:05:47.170
‫متوجه شدم. بهش رسیدگی می‌کنم.

00:05:52.720 --> 00:05:57.750
‫توی این‌موقع سال، بیرون موندن
‫آشغال‌های غذا به‌مدت چندروز چیز عجیبی نیست.

00:05:58.470 --> 00:06:04.280
‫اینکه اذعان کردن از ماهی متفاوتی استفاده کردن
‫با مدارک ته‌مونده‌های غذایی جور در میاد...

00:06:04.280 --> 00:06:05.870
‫داشتید در مورد چی حرف می‌زدید؟

00:06:07.210 --> 00:06:09.880
‫همچین نگاهی هرکسی رو نابود می‌کنه، حتی من.

00:06:13.680 --> 00:06:17.280
‫مثل اینکه داشتی با اشتیاق به داستان گائوشون گوش می‌کردی.

00:06:17.280 --> 00:06:21.520
‫طبیعتاً مردم به داستان‌هایی که جالب توجهن بادقت گوش می‌کنن.

00:06:21.520 --> 00:06:24.630
‫هوی، وایسا ببینم. تو که همیشه‌ی خدا می‌پری وسط حرف‌های من-

00:06:24.630 --> 00:06:28.650
‫خب، مثل اینکه داره دیر می‌شه. با اجازه‌تون من رفع زحمت کنم.

00:06:28.650 --> 00:06:31.000
‫هوی، حرفم هنوز تموم نشده ها-

00:06:31.000 --> 00:06:32.980
‫عه‌وا عه‌وا، تکون نخورید.

00:06:33.740 --> 00:06:36.490
‫بیخیال، تکون نخورید دیگه.

00:06:42.410 --> 00:06:45.580
‫شائومائو، در مورد صحبتی که دیروز داشتیم...

00:06:47.080 --> 00:06:49.360
‫این‌ها یادداشت‌های آشپزن.

00:06:49.360 --> 00:06:55.110
‫به گفته‌ی خدمتکار، هرچیزی که برای ارباب‌شون سرو شده رو ثبت کرده.

00:06:55.110 --> 00:06:56.380
‫خیلی ممنونم.

00:07:00.250 --> 00:07:04.740
‫«ماهی رو آب‌پز کنید. سبزیجات خردشده رو اضافه کنید.
‫بهش چاشنی سرکه بزنید.»

00:07:04.740 --> 00:07:08.760
‫دستور طبخش که عادی به‌نظر می‌رسه.

00:07:08.760 --> 00:07:12.160
‫انواع مختلفی از مخلوط سرکه وجود داره،

00:07:12.160 --> 00:07:14.610
‫اما این لیست فاقد هرگونه جزئیاته.

00:07:14.610 --> 00:07:19.700
‫باید به این دلیل باشه که انواع ماهی
‫و سبزیجات موجود، بسته به هر فصل متفاوته.

00:07:20.220 --> 00:07:24.720
‫این بهمون کمک نمی‌کنه بفهمیم عوامل اصلی،
‫که واقعاً توی پخت این غذا استفاده شدن چی بودن.

00:07:25.870 --> 00:07:27.460
‫متوجه نمی‌شی؟

00:07:28.290 --> 00:07:30.770
‫می‌خواد خودشو قاطی کنه.

00:07:32.250 --> 00:07:34.670
‫خب، چی رو متوجه نمی‌شی؟

00:07:37.560 --> 00:07:39.420
‫غذا به‌زودی آماده می‌شه.

00:07:39.930 --> 00:07:41.130
‫می‌دونم.

00:07:41.560 --> 00:07:43.970
‫چه‌قدر بچه‌بازی در میاره.

00:07:44.960 --> 00:07:46.880
‫حادثه کی رخ داده؟

00:07:46.880 --> 00:07:48.780
‫حدود یک هفته پیش.

00:07:49.360 --> 00:07:55.560
‫که یعنی فصل سبزیجات زمستانی، پس احتمالاً تربچه و هویج بودن؟

00:07:55.560 --> 00:07:59.110
‫راستش، شنیدم که از جلبک دریایی استفاده کردن.

00:07:59.710 --> 00:08:01.110
‫جلبک دریایی؟

00:08:01.540 --> 00:08:02.780
‫جلبک دریایی.

00:08:03.370 --> 00:08:08.130
‫اگه از غذاهای خاص خوشش میومده،
‫حدسم اینه که رفته سراغ یه جلبک دریایی عجیب‌غریب.

00:08:09.580 --> 00:08:15.040
‫اگه امکانش هست، می‌تونم یه نگاهی
‫به این آشپزخونه‌ی مورد بحث بندازم؟

00:08:29.240 --> 00:08:32.940
‫من به دستور گائوشون-ساما اینجا هستم.

00:08:32.940 --> 00:08:36.210
‫من باسِن‌ام. در موردت شنیدم.

00:08:36.210 --> 00:08:37.640
‫مائومائو هستم.

00:08:37.640 --> 00:08:41.780
‫الان می‌ریم به‌سمت عمارت، ولی یادت باشه، تو زیردست منی.

00:08:42.150 --> 00:08:45.130
‫حواست باشه، سرازخود کاری انجام نمی‌دی.

00:08:45.130 --> 00:08:46.460
‫متوجه شدم.

00:08:50.570 --> 00:08:54.320
‫وقتی رسیدیم، خدمتکارِ اونجا آشپزخونه رو بهمون نشون می‌ده.

00:08:54.740 --> 00:08:55.420
‫چشم.

00:08:55.930 --> 00:08:59.040
‫ماشالا به گائوشون-ساما، کارها سریع پیش می‌رن.

00:08:59.460 --> 00:09:00.670
‫اون به‌ کنار...

00:09:01.310 --> 00:09:03.330
‫قبلاً هیچ‌وقت این افسرو ندیده بودم.

00:09:03.330 --> 00:09:05.840
‫ولی، چهره‌ش آشنا به‌نظر می‌رسه.

00:09:07.550 --> 00:09:10.100
‫به‌نظر نمی‌رسه تصور خوبی در مورد من داشته باشه.

00:09:10.100 --> 00:09:11.410
‫فاقد اهمیت.

00:09:17.070 --> 00:09:18.770
‫اینجا آشپزخونه‌ست.

00:09:22.480 --> 00:09:25.650
‫از زمان حادثه‌ی مسمومیت دیگه ازش استفاده نشده.

00:09:30.010 --> 00:09:31.160
‫همم؟ هوی!

00:09:34.250 --> 00:09:36.000
‫کی گذاشت بیاید داخل؟! برید بیرون!

00:09:36.000 --> 00:09:39.250
‫داری چیکار می‌کنی؟!
‫تو این آدم‌ها رو آوردی اینجا؟!

00:09:40.500 --> 00:09:44.880
‫من از بانوی منزل اجازه گرفتم، و تازه این کار رسمیه.

00:09:45.520 --> 00:09:47.220
‫داری راست می‌گی؟

00:09:47.220 --> 00:09:51.390
‫می شه ادامه بدیم؟ یا اینکه به دلیلی باعث آزارتون می‌شه؟

00:09:52.310 --> 00:09:53.540
‫هرکاری دوست داری بکن.

00:09:56.480 --> 00:09:57.350
‫ایشون کی بودن؟

00:09:57.840 --> 00:10:00.440
‫برادر کوچیک‌تر ارباب هستن.

00:10:00.720 --> 00:10:05.450
‫بعد از اینکه ارباب به کما رفتن و بانو هم از فرط خستگی مریض شدن،

00:10:05.700 --> 00:10:09.040
‫برادر کوچیک‌شون امور عمارت رو به‌دست گرفتن.

00:10:09.630 --> 00:10:11.790
‫پس که این‌طور.

00:10:12.570 --> 00:10:13.710
- ‫باسِن-ساما.
- ‫آره.

00:10:16.830 --> 00:10:20.340
‫آشپز تمام وسایل آشپزی رو شسته.

00:10:22.000 --> 00:10:23.580
‫جدای اون...

00:10:34.270 --> 00:10:35.400
‫این چیه؟

00:10:35.400 --> 00:10:37.810
‫اوه، ارباب عاشق اون‌یکی بود.

00:10:38.280 --> 00:10:40.980
‫چون دوستش داشتن، بیشتر مواقع ازش میل می‌کردن.

00:10:40.980 --> 00:10:43.170
‫فکر نمی‌کنم که سمی باشه...

00:10:44.480 --> 00:10:46.660
‫مثل اینکه دروغی توی کارش نیست.

00:10:46.660 --> 00:10:48.450
‫پس تموم شد.

00:10:48.960 --> 00:10:50.820
‫اگه کارتون اینجا تموم شده، زود تشریف ببرید.

00:10:51.720 --> 00:10:52.960
‫درسته.

00:10:57.120 --> 00:10:59.290
‫ببخشید که مزاحم‌تون شدیم.

00:11:02.800 --> 00:11:05.080
‫چرا به همین راحتی پا پس کشیدی؟

00:11:05.080 --> 00:11:07.340
‫من که بهش نمی‌گم پا پس کشیدن.

00:11:10.800 --> 00:11:12.100
‫اینو با خودت آوردی؟

00:11:12.830 --> 00:11:15.160
‫این... عجیبه.

00:11:15.160 --> 00:11:18.800
‫هنوز فصل این جلبک دریایی نرسیده.

00:11:18.800 --> 00:11:24.130
‫ولی حتی اگه از سال گذشته نمک‌سود شده
‫و نگهش داشتن، بازم این‌قدر دووم نمیاره.

00:11:24.570 --> 00:11:25.820
‫که این‌طور.

00:11:26.240 --> 00:11:29.730
‫فکر نمی‌کنم توی منطقه‌ی ما جمع‌آوری شده باشه.

00:11:30.290 --> 00:11:34.450
‫مثلاً... شاید از جنوب وارد شده باشه.

00:11:35.320 --> 00:11:38.700
‫اگه می‌تونستیم بفهمم از کجا اومده، خوب می‌شد.

00:11:42.960 --> 00:11:44.930
‫فکر کنم متوجه منظورم هست.

00:11:44.930 --> 00:11:48.770
‫پس، منم کاری که باید رو انجام می‌دم.

00:11:56.890 --> 00:11:58.430
‫این چیه؟

00:11:58.860 --> 00:12:01.330
‫جلبک دریایی که از عمارت آوردم.

00:12:01.330 --> 00:12:05.070
‫دو تیکه‌ش کردم و گذاشتمشون توی آب.

00:12:06.060 --> 00:12:08.740
‫چرا جینشی-ساما اینجاست؟

00:12:08.740 --> 00:12:13.360
‫طبق تحقیقات، جلبک دریایی از جنوب وارد شده بود.

00:12:13.760 --> 00:12:20.210
‫طبق صحبت‌های خدمتکار، ارباب هیچوقت اون جلبک رو توی زمستون نخورده.

00:12:20.800 --> 00:12:25.160
‫آشپز هم گفت این هموم جلبکیه که عموماً استفاده می‌کنن،

00:12:25.160 --> 00:12:26.710
‫و نمی‌تونه سمی باشه.

00:12:26.960 --> 00:12:31.340
‫صرفاً چون همون جلبکه نمی‌شه گفت سمی نیست.

00:12:31.800 --> 00:12:37.470
‫شاید این جلبک زیاد توی جنوب مصرف نمی‌شه.

00:12:38.190 --> 00:12:41.910
‫شاید یه تاجر فهمیده که موردِ علاقه‌ی این دیوان‌سالاره،

00:12:41.910 --> 00:12:43.970
‫و به دنبال کسب منفعت ازش،

00:12:43.970 --> 00:12:48.730
‫خودشو به زحمت انداخته و از یکی از
‫بومی‌ها خواسته تا نمونه‌ی نمک‌سودش رو درست کنه.

00:12:49.110 --> 00:12:51.360
‫این کجاش مشکل داره؟

00:12:51.760 --> 00:12:56.120
‫گاهی‌اوقات، سم‌ها می‌تونن سمی نباشن.

00:12:56.680 --> 00:13:00.420
‫برای مثال، مارماهی در اصل سمیه،

00:13:00.420 --> 00:13:04.370
‫اما با خالی‌کردن خون‌ـش یا پختنش، قابل خوردن می‌شن.

00:13:04.370 --> 00:13:10.090
‫در مورد این جلبک هم، فکر می‌کنم اول باید توی آب ولرم خیس بخوره.

00:13:10.090 --> 00:13:16.210
‫چیزی که اینجا دارم؛ یه دسته‌ی خیس خورده توی آب ولرم و یه‌دسته‌ی خیس نخورده‌ست.

00:13:18.300 --> 00:13:19.480
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:13:19.480 --> 00:13:21.080
‫مشکلی نیست.

00:13:21.080 --> 00:13:21.680
‫احتمالاً.

00:13:21.680 --> 00:13:23.510
‫منظورت از «احتمالاً» چیه؟

00:13:23.510 --> 00:13:27.440
‫نگران نباشید. یه ماده‌ی تهوع‌آور دارــــــ

00:13:27.760 --> 00:13:29.640
‫اینطور با اعتماد بنفس نگو!

00:13:29.640 --> 00:13:30.480
- ‫گائوشون!
- ‫بله.

00:13:31.360 --> 00:13:31.990
‫هی‌ـــ

00:13:32.610 --> 00:13:34.030
‫بالا بیــــار.

00:13:38.430 --> 00:13:43.330
‫می‌خواستم ببینم می‌شه یه شبه سم‌زدایی کرد یا نه...

00:13:44.010 --> 00:13:46.250
‫خب، برگردیم سر اصل موضوع.

00:13:46.570 --> 00:13:54.760
‫خب، مسئله اینه که: کی پیشنهاد داد تا اون تاجر این جلبک‌های نمک‌سود رو بیاره؟

00:13:55.100 --> 00:13:57.670
‫اگه کسی که خوردتش خودش واردش کرده باشه،

00:13:57.670 --> 00:13:59.220
‫می‌شه گفت خودکرده را تدبیر نیست.

00:14:00.280 --> 00:14:03.040
‫اما، اگه کار خودش نباشه...

00:14:04.490 --> 00:14:07.440
‫آوردنش از منطقه‌ای که نمی‌خورنش...

00:14:07.440 --> 00:14:09.940
‫مشخصاً به جون خریدن خطر بزرگیه.

00:14:11.790 --> 00:14:12.780
‫ملتفت شدم.

00:14:13.600 --> 00:14:18.340
‫آدمایی که اینجان باهوشن. نیازی به توضیح بیشتر نیست.

00:14:19.360 --> 00:14:22.290
‫فکر کنم فعلاً قضیه حل شد.

00:14:26.870 --> 00:14:27.820
‫هی!

00:14:30.250 --> 00:14:33.840
‫مجرم برادر کوچکتر اون مقام رسمی بود.

00:14:34.540 --> 00:14:36.870
‫وقتی متوجه شدیم از کجا جلبک‌ها رو خریده،

00:14:36.870 --> 00:14:39.140
‫اعتراف کرد که خودش خریدتشون.

00:14:41.960 --> 00:14:45.620
‫انگیزه‌ش بابت این بود که به‌عنوان برادر کوچکتر باهاش درست رفتار نمی‌شد.

00:14:45.620 --> 00:14:48.870
‫می‌خواست برادرش رو از میون برداره.

00:14:48.870 --> 00:14:50.150
‫یه داستان معمولی.

00:14:50.150 --> 00:14:55.700
‫ولی چطور کسی که برای همچین دلیل بی‌خودی نقشه‌ی مرگ کسی رو می‌کشه...

00:14:55.700 --> 00:14:58.490
‫در مورد سم جلبک دریایی فهمیده؟

00:14:59.770 --> 00:15:03.950
‫گویا اتفاقی از کسی که توی میخونه کنارش نشسته بوده، شنیده.

00:15:04.570 --> 00:15:07.120
‫«اتفاقی»؟ عجب...

00:15:11.720 --> 00:15:16.350
‫آخرش هم نتونستم جلبک دریایی سمی رو امتحان کنم...

00:15:16.840 --> 00:15:19.720
‫راستی، از این باید برای چی استفاده کنم؟

00:15:19.720 --> 00:15:24.100
‫اون قارچ... رنگ برگای خشکی که از حشره رشد کرده!

00:15:24.100 --> 00:15:27.810
‫ازش مشروب دارویی درست کنم؟ قرص درست کنم؟

00:15:32.110 --> 00:15:34.030
‫خیلی خوش اومدین!

00:15:34.030 --> 00:15:37.570
‫خیلی خوش اومدین!

00:15:45.520 --> 00:15:47.120
‫چه خبره؟

00:15:47.680 --> 00:15:49.230
‫من بی‌تقصیرم.

00:15:53.360 --> 00:15:55.620
‫به‌نظر خسته میاین.

00:15:55.620 --> 00:15:58.050
‫یه عالمه کار تلنبار شده دارم،

00:15:58.050 --> 00:16:00.340
‫ولی یه‌نفر هست که اصلاً باهاش کنار نمیایم.

00:16:00.340 --> 00:16:02.140
‫آبمون با هم توی یه جوب نمی‌ره.

00:16:02.520 --> 00:16:05.790
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم شما با کسی مشکل داشته باشین، جینشی-ساما.

00:16:07.360 --> 00:16:10.230
‫این مرد یه مقام رسمی بسیار زیرک توی ارتشه.

00:16:11.350 --> 00:16:15.700
‫اصل و نسب خوبی داره، ولی با وجود اینکه چهل رو رد کرده، هنوز مجرده.

00:16:15.700 --> 00:16:19.560
‫برادرزاده‌ش رو به فرزندخوندگی گرفت ‫و سرپرستی خانواده رو بهش سپرده.

00:16:19.560 --> 00:16:20.860
‫یه عجیب‌غریب معروف.

00:16:21.600 --> 00:16:26.700
‫بیش از چهل‌سالشه، یه مقام رسمی عالی‌رتبه‌ی نظامی... که عجیبه؟

00:16:27.030 --> 00:16:32.050
‫تنها علایقش؛گو، شوگی و شایعاته.

00:16:32.830 --> 00:16:35.400
‫شکایت می‌کنه، دخالت می‌کنه...

00:16:35.400 --> 00:16:38.450
‫و تصمیماتی که باید گرفته بشن رو به ‌تعویق میندازه.

00:16:39.280 --> 00:16:42.090
‫حس می‌کنم به دلیلی به من گیر داده.

00:16:42.420 --> 00:16:45.730
‫چند روزه که پشت سر هم خراب شده توی دفتر من.

00:16:48.130 --> 00:16:50.100
‫خب، فراموش می‌کنیــــم!

00:16:50.100 --> 00:16:52.440
‫زیاد فکر کردن بهش فایده‌ای نداره.

00:16:55.340 --> 00:16:58.530
‫هرچند، هرچقدر هم سعی می‌کنم فراموش کنم،

00:16:58.530 --> 00:17:01.280
‫مثل همیشه حدسام ردخور ندارن.

00:17:01.280 --> 00:17:04.160
‫این موضوع دیگه حل شده.

00:17:04.480 --> 00:17:06.740
‫تماشای گل در زمستان سخته.

00:17:06.740 --> 00:17:09.370
‫فکر می‌کردم این یکی بهتر باشه.

00:17:10.750 --> 00:17:14.740
‫این مرد لاکان‌ـه. یه رزم‌آراست.

00:17:14.740 --> 00:17:16.880
‫مثل اینکه دلیلی که مدام به دیدنم میاد...

00:17:17.570 --> 00:17:21.500
‫به‌خاطر اینه که من مائومائو، که به خانه‌ی یشم مرتبطه رو خدمتکار خودم کردم.

00:17:22.520 --> 00:17:27.180
‫راستی، من یه آشنا توی خانه‌ی یشم دارم.

00:17:27.710 --> 00:17:32.430
‫غیرمنتظره بود. فکر می‌کردم علاقه‌ای به مسائل عاشقانه نداره.

00:17:33.320 --> 00:17:34.690
‫چطور روسپی‌ای بودن؟

00:17:37.580 --> 00:17:38.980
‫بی‌حواس پرسیدم.

00:17:39.560 --> 00:17:41.890
‫روسپی خیلی خوبی بود.

00:17:41.890 --> 00:17:47.650
‫توی گو و شوگی مهارت داشت. می‌تونستم شکستش بدم، اما نه با یک دور بازی.

00:17:48.550 --> 00:17:52.680
‫استاد رزم‌آرای ما رو شکست می‌داد؟ حتماً کارش خوب بوده.

00:17:52.680 --> 00:17:55.400
‫در نظر داشتم بخرمش،

00:17:55.400 --> 00:17:59.750
‫چون حس می‌کردم هیچوقت دیگه با ‫زنی به جذابیت اون ملاقات نمی‌کنم.

00:18:00.280 --> 00:18:03.260
‫اما گاهی اوقات، اوضاع بر وفق مراد پیش نمی‌ره.

00:18:04.440 --> 00:18:09.760
‫دو مرد با سلیقه‌ی عجیب، بی‌وقفه تلاش کردن از همدیگه پیشی بگیرن.

00:18:10.330 --> 00:18:11.760
‫اوه؟

00:18:12.400 --> 00:18:14.580
‫می‌گن، گاهی اوقات خریدن یه روسپی...

00:18:14.580 --> 00:18:17.380
‫می‌تونه به اندازه‌ی یک کاخ کوچیک هزینه‌بر باشه.

00:18:17.770 --> 00:18:20.320
‫روسپی عجیبی بود.

00:18:20.840 --> 00:18:24.780
‫ولی با این داستان می‌خواد به کجا برسه؟

00:18:24.780 --> 00:18:27.760
‫مهارت‌هاش رو می‌فروخت، اما خودش رو هرگز.

00:18:27.760 --> 00:18:31.120
‫در واقع، هیچوقت با میهمان‌ها مثل مشتری رفتار نمی‌کرد.

00:18:31.770 --> 00:18:36.290
‫حتی زمانی که چای سرو می‌کرد، نگاه مغرورانه‌ای به صورت داشت،

00:18:36.290 --> 00:18:38.670
‫انگار که داشت به یه دهقان دون‌پایه، لطف می‌کرد.

00:18:39.500 --> 00:18:43.550
‫اما آدم‌هایی با سلیقه‌ی عجیبِ زیادی بودن که یک دل نه صد دل عاشقش بودن.

00:18:44.400 --> 00:18:47.470
‫طبیعتاً منم جزءشون بودم.

00:18:47.960 --> 00:18:52.530
‫جوری که یخ می‌کردم... غیرقابل مقاومت بود.

00:18:55.790 --> 00:19:00.190
‫یادم اومد یه روز چقدر دلم می‌خواست، به‌زور باهاش باشم.

00:19:03.480 --> 00:19:06.440
‫در نهایت، نتونستم ازش دست بکشم.

00:19:06.440 --> 00:19:09.610
‫برای همین چاره‌ای جز اینکه یه حقه‌ی کثیف رو به‌کار بگیرم، نداشتم.

00:19:10.430 --> 00:19:11.620
‫منظور؟

00:19:11.620 --> 00:19:16.980
‫اگه چیزی خیلی گران باشه، صرفاً باید ارزشش رو پایین بیارید.

00:19:16.980 --> 00:19:19.490
‫کاری کردم دیگه اونقدر نفیس نباشه.

00:19:21.560 --> 00:19:24.340
‫می‌خواین بدونین چطور این کارو کردم؟

00:19:25.260 --> 00:19:27.780
‫چرا یهویی موش‌وگربه بازی می‌کنین؟

00:19:33.930 --> 00:19:37.980
‫خب، قبل از اینکه برم سراغ اون، یه درخواستی دارم.

00:19:38.570 --> 00:19:40.840
‫چی هست؟

00:19:40.840 --> 00:19:45.940
‫شنیدم دخترک خدمتکاری که اخیراً استخدام کردین بسیار بسیار جالبه.

00:19:46.430 --> 00:19:49.580
‫می‌گن استعداد عجیبی توی حل معماها داره.

00:19:52.720 --> 00:19:58.360
‫من با یه فلزکار که تأمین‌کننده‌ی قصره آشنا بودم.

00:19:58.360 --> 00:20:01.400
‫ناغافل چند روز پیش فوت کرد،

00:20:01.400 --> 00:20:04.090
‫و نتونست وارث درستی برای خودش انتخاب کنه.

00:20:04.910 --> 00:20:08.720
‫سه فرزند داشت، که شاگردانش هم بودن.

00:20:08.720 --> 00:20:14.240
‫متأسفانه، قبل از اینکه فنون سری کارش رو به فرزندانش یاد بده، فوت کرده.

00:20:14.240 --> 00:20:19.670
‫یه وصیت‌نامه‌ی رمزآلود به‌جا گذاشته که احتمالاً یه سرنخه.

00:20:19.670 --> 00:20:22.350
‫مدتیه که فکرم رو مشغول کرده.

00:20:23.820 --> 00:20:25.900
‫می‌خواین به چی برسین؟

00:20:25.900 --> 00:20:29.280
‫نه. به هیچ‌چیز واقعاً.

00:20:29.850 --> 00:20:34.490
‫فقط می‌خوام بدونم آیا راهی هست که بشه از اون فن سری سر درآورد؟

00:20:35.560 --> 00:20:37.240
‫شاید، مثلاً...

00:20:37.610 --> 00:20:43.210
‫از خدمتکار زیرک شما بخوایم نگاهی بهش بندازه.

00:20:48.000 --> 00:20:52.160
‫خب... گمونم تونستم از کل ماجرا سر در بیارم.

00:20:59.900 --> 00:21:01.640
‫چقدر بارون میاد.

00:21:01.660 --> 00:21:15.660
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:35.150 --> 00:22:50.170
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.620 --> 00:22:48.580
‫قسمت بعدی: «سرنخ.»

00:22:46.750 --> 00:22:50.170
- ‫قسمـــت - ‫‫قسمـــت - ۱۶ -
۱۶ - ســـرنـــخ - ســـرنـــخ