﻿WEBVTT

00:00:01.030 --> 00:00:08.030
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:30.310 --> 00:01:33.310
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:33.470 --> 00:01:36.650
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

00:01:37.290 --> 00:01:41.270
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

00:01:49.400 --> 00:01:52.000
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

00:01:57.280 --> 00:02:00.130
‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم.

00:02:06.610 --> 00:02:07.850
‫داری می‌ری؟

00:02:08.430 --> 00:02:12.640
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده.

00:02:13.130 --> 00:02:13.990
‫آه...

00:02:15.180 --> 00:02:16.110
‫با اجازه.

00:02:23.920 --> 00:02:28.410
‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش بر اومدم.

00:02:37.240 --> 00:02:40.130
‫از امشب‌تون لذت ببرید.

00:03:04.210 --> 00:03:05.750
‫یه خواب از گذشته...

00:03:05.750 --> 00:03:08.160
‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.

00:03:13.040 --> 00:03:17.000
- ‫قســـمـــت - قســـمـــت - ۱8
- ۱8 - لــــاکـــان - لــــاکـــان

00:03:13.150 --> 00:03:15.460
‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.

00:03:15.460 --> 00:03:17.290
‫صبح به‌خیر.

00:03:18.860 --> 00:03:20.870
‫صبح به‌خیر، بابا.

00:03:23.090 --> 00:03:25.270
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

00:03:25.270 --> 00:03:26.650
‫هیچی.

00:03:26.650 --> 00:03:30.680
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

00:03:32.410 --> 00:03:33.480
‫چرا که نه.

00:03:38.740 --> 00:03:43.030
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

00:03:43.350 --> 00:03:44.980
‫مرخصی گرفتم.

00:03:47.910 --> 00:03:51.290
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

00:03:51.570 --> 00:03:54.660
‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست.

00:03:54.660 --> 00:03:56.750
‫وایسا بینم، پایرین!

00:03:56.750 --> 00:03:59.190
‫تا الان به‌اندازه‌ی کافی در این مورد بحث نکردیم؟

00:03:59.190 --> 00:04:01.590
‫عه‌وا؟ مائومائو!

00:04:07.170 --> 00:04:08.760
‫خوش اومدی!

00:04:08.760 --> 00:04:10.760
‫خفه‌م کردی، پایرین ‌نه-‌چان.

00:04:10.760 --> 00:04:14.040
‫این منم که دارم از دست نق‌زدن‌های بی‌وقفه‌ی ننه‌جون خفه می‌شم.

00:04:14.040 --> 00:04:17.730
‫کارم هنوز باهات تموم نشده ها! خب کدومو انتخاب می‌کنی؟

00:04:17.730 --> 00:04:18.970
‫عـــه؟

00:04:18.970 --> 00:04:22.810
‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی مثل اینکه پایرین نه-‌چان هم حسابی دستش بنده.

00:04:19.200 --> 00:04:20.850
‫ننه‌جون، چه‌قدر سمجی تو.

00:04:20.850 --> 00:04:23.640
‫تقصیر خودته که درست تصمیم نمی‌گیری. یالا تصمیم بگیر.

00:04:23.640 --> 00:04:27.910
‫تازه، خود جنابعالی با چرخیدنت این اطراف
‫باعث می‌شی با این پیشنهادها بیام سراغت!

00:04:27.910 --> 00:04:31.000
‫من که نخواستم! تو همیشه آدمو زور می‌کنی!

00:04:30.050 --> 00:04:32.530
- ‫پیش، پیش،‌ پیش.
- ‫منظورت چیه که زورت کردم؟!

00:04:34.050 --> 00:04:37.110
‫هـــا؟ مائومائو اینجا بود؟

00:04:37.110 --> 00:04:38.950
‫یه مدت کوتاهی اینجا بود.

00:04:38.950 --> 00:04:40.790
‫داره می‌ره ساختمون کناری؟

00:04:57.310 --> 00:04:58.310
‫صبح به‌خیر.

00:05:00.990 --> 00:05:04.230
‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،

00:05:04.650 --> 00:05:07.410
‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.

00:05:07.410 --> 00:05:10.740
‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.

00:05:11.730 --> 00:05:15.790
‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.

00:05:22.900 --> 00:05:28.090
‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت،
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.

00:05:29.100 --> 00:05:33.350
‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.

00:05:36.850 --> 00:05:39.700
‫اون مشتری دوباره برگشته.

00:05:41.650 --> 00:05:44.670
‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره.

00:05:45.220 --> 00:05:46.650
‫بگو می‌می بیاد.

00:05:48.350 --> 00:05:52.330
‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم در کرده‌ست.

00:05:52.330 --> 00:05:56.790
‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.

00:05:57.310 --> 00:06:00.500
‫این روسپی به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،

00:06:00.500 --> 00:06:03.080
- ‫m289.6 6.4 l 379.6 6.4 379.6 26.1 289.6 26.1 - ‫نوعی بیماری عفونی
در دستگاه تناسلی - ‫و اون‌قدری بدشانس بود که به سیفیلیس دچار شه.

00:06:07.110 --> 00:06:13.090
- ‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید، بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.
- ‫m194.8 9.1 l 379.6 9.1 379.6 30.9 194.8 30.9 - ‫دوره و مدت زمان ورود عامل بیماری‌زا به بدن شخص تا ظهور نشانه و علائم بیماری

00:06:13.650 --> 00:06:17.090
‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،

00:06:17.090 --> 00:06:23.940
‫ولی هیچ‌کس به یه خواجه که بی‌خبر از ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.

00:06:26.360 --> 00:06:28.850
‫اون باید به مشتری‌ها خدمت می‌کرد. راه دیگه‌ای برای امرار معاش نبود.

00:06:28.850 --> 00:06:30.790
‫این قانون روسپی‌ها بود.

00:06:31.570 --> 00:06:35.410
‫چندسال بعد، وقتی کبودی‌هاش دوباره ظاهر شدن،

00:06:35.410 --> 00:06:37.970
‫زخم‌هاش به‌سرعت شروع به پخش شدن، کردن.

00:06:42.160 --> 00:06:45.450
‫از اون‌موقع، این زن به‌دور از چشم مشتری‌ها،

00:06:45.450 --> 00:06:47.890
‫توی این ساختمون حبس شده.

00:06:48.920 --> 00:06:54.210
‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً روسپی‌هایی رو که
‫نمی‌تونن کار کنن به راحتی میندازن بیرون.

00:06:58.270 --> 00:07:02.500
‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.

00:07:21.270 --> 00:07:22.120
‫چی شده؟

00:07:22.120 --> 00:07:27.290
‫نه‌-سان بهم گفت اون منحرف با عینک تک‌چشمی اینجاست،

00:07:27.290 --> 00:07:29.540
‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون.

00:07:30.050 --> 00:07:32.160
‫که این‌طور، فهمیدم.

00:07:42.950 --> 00:07:46.140
‫تا وقتی جایی نرم، اون مرد نمیاد اینجا.

00:07:46.690 --> 00:07:50.900
‫یه مشتری دیرینه‌ی خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...

00:08:09.550 --> 00:08:12.740
‫زنیکه‌ی احمق.

00:08:23.960 --> 00:08:27.190
‫خسته نباشی. اون مشتری دیگه رفته.

00:08:27.190 --> 00:08:29.550
‫می‌می نه-‌چان، تو پیشش بودی؟

00:08:30.130 --> 00:08:31.860
‫کس دیگه‌ای هم می‌تونه؟

00:08:32.290 --> 00:08:35.900
‫خداروشکر، خوشحالم که نه-‌سان امروزم حالش خوبه.

00:08:37.090 --> 00:08:39.700
‫مائومائو، دوباره اون پیشنهاد رو برات آورد.

00:08:42.590 --> 00:08:44.910
‫نه-چان، خوب باهاش کنای میای.

00:08:45.270 --> 00:08:49.790
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه رو شل کنه مشکلی باهاش نداره.

00:08:50.210 --> 00:08:54.280
‫شاید واسه همینه که ننه کمر به روسپی کردن من بسته.

00:08:54.280 --> 00:08:58.370
‫اگه کار خودمو نداشتم، تا الان چوب حراجو بهم زده بود.

00:08:58.370 --> 00:09:01.480
‫از جایگاه من ببینی، به‌نظرم معامله‌ی خیلی خوبیه.

00:09:01.480 --> 00:09:06.470
‫می‌دونی چقدر برای یه روسپی کم پیش میاد هرچیزی که می‌خواد رو به دست بیاره؟

00:09:06.470 --> 00:09:10.560
‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت می‌ذاره وزن نقره حرف اولو بزنه.

00:09:11.760 --> 00:09:15.940
‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره.

00:09:19.070 --> 00:09:23.030
‫منم کم‌کم دارم پیر می‌شم، باید خوب بهش فکر کنم.

00:09:23.030 --> 00:09:28.040
‫هنوز حتی سی سالش هم نشده، به این زودی سن بازنشستگیش رسیده.

00:09:29.040 --> 00:09:30.390
‫چرا مستقل نمی‌شی؟

00:09:32.350 --> 00:09:34.420
‫یکم دیگه.

00:09:40.330 --> 00:09:43.890
‫فقط یکم دیگه... این کارو ادامه می‌دم.

00:09:45.500 --> 00:09:49.890
‫نمی‌دونم تو سر می‌می نه-چان چی می‌گذره.

00:09:50.560 --> 00:09:52.640
‫لونه‌ی خرگوشی نیست که بخوام دستمو توش بکنم.

00:09:53.130 --> 00:09:56.400
‫اگه این چیزیه که همه به‌عنوان عشق می‌شناسن،

00:10:05.490 --> 00:10:12.120
‫مطمئنم اون احساس رو... توی رَحِم زنی که منو به‌دنیا آورده جا گذاشتم.

00:10:14.390 --> 00:10:16.750
‫بذار پشتتو کیسه بکشم. خیلی وقته اینکارو نکردیم.

00:10:17.050 --> 00:10:18.840
‫ها؟ نمی‌خواد.

00:10:18.840 --> 00:10:20.300
‫یالا یالا.

00:10:22.700 --> 00:10:24.920
‫آره، خیلی وقت شده!

00:10:24.920 --> 00:10:26.220
‫بذار انجامش بده.

00:10:26.570 --> 00:10:29.720
‫قراره بازم برای یه مدت بری، مگه نه؟

00:10:29.720 --> 00:10:31.600
‫اِه؟

00:10:31.930 --> 00:10:35.610
‫این کارو مجانی می‌کنم، پس باید کمکم کنی
‫مشتری‌های دست‌ودلباز گیر بیارم، باشه؟

00:10:51.570 --> 00:10:56.170
‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.

00:10:57.050 --> 00:10:59.940
‫برای این نرفته بودم اونجا.

00:11:14.010 --> 00:11:15.770
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

00:11:16.570 --> 00:11:17.520
‫بله.

00:11:18.090 --> 00:11:21.950
‫این رو با سوئیرن تقسیم کن. سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه.

00:11:23.660 --> 00:11:27.490
‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم.

00:11:27.490 --> 00:11:28.340
‫آره.

00:11:28.340 --> 00:11:30.510
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم.

00:11:40.060 --> 00:11:41.510
‫ای داد بیداد.

00:11:44.440 --> 00:11:46.900
‫امشب شام گیاهی داریم،

00:11:46.900 --> 00:11:50.010
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

00:11:52.690 --> 00:11:56.640
‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه.

00:11:57.570 --> 00:11:59.650
‫بله، گیاهی!

00:11:59.650 --> 00:12:04.650
‫گندش بزنن، خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.

00:12:07.890 --> 00:12:09.370
‫درضمن.

00:12:10.650 --> 00:12:13.810
‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی.

00:12:14.890 --> 00:12:16.960
‫لعنتی. خیلی تیزه.

00:12:16.960 --> 00:12:18.740
‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی،

00:12:18.740 --> 00:12:23.510
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی استفاده از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

00:12:23.510 --> 00:12:28.010
‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم.

00:12:28.310 --> 00:12:31.250
‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای،

00:12:31.250 --> 00:12:33.970
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی.

00:12:34.280 --> 00:12:40.310
‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه.

00:12:40.710 --> 00:12:41.910
‫شاید.

00:12:42.460 --> 00:12:45.960
‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن...

00:12:45.960 --> 00:12:48.990
‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمییز نمی‌ده.

00:12:49.770 --> 00:12:54.820
‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه.

00:12:54.820 --> 00:12:58.460
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی.

00:12:59.550 --> 00:13:00.960
‫واقعاً؟

00:13:00.960 --> 00:13:03.110
‫بله، واقعاً.

00:13:03.110 --> 00:13:07.300
‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم.

00:13:08.270 --> 00:13:09.490
‫با اجازه!

00:13:09.490 --> 00:13:11.800
‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم!

00:13:12.090 --> 00:13:14.370
‫باشه، یه‌لحظه صبر کن.

00:13:20.430 --> 00:13:24.730
‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ اندرونی که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!

00:13:25.130 --> 00:13:28.570
‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.

00:13:29.900 --> 00:13:34.240
‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...

00:13:34.650 --> 00:13:37.610
‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟

00:13:37.610 --> 00:13:40.640
‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...

00:13:41.730 --> 00:13:44.500
‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!

00:13:44.500 --> 00:13:45.920
‫چیکار داری می‌کنی؟

00:13:49.490 --> 00:13:51.180
‫اون...

00:13:53.130 --> 00:13:55.310
‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن.

00:13:56.730 --> 00:13:57.840
‫سوئیری!

00:13:59.840 --> 00:14:01.100
‫اومدی!

00:14:01.840 --> 00:14:04.210
‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم.

00:14:04.210 --> 00:14:05.170
‫بله.

00:14:09.330 --> 00:14:10.630
‫پاسدارخانه؟

00:14:11.530 --> 00:14:15.950
- ‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا.
- ‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.

00:14:16.830 --> 00:14:20.790
‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.

00:14:24.490 --> 00:14:27.410
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.

00:14:27.750 --> 00:14:29.770
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

00:14:29.770 --> 00:14:31.150
‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم.

00:14:33.810 --> 00:14:37.010
‫یه بانوی دربار نباید این‌کارو بکنه...

00:14:38.010 --> 00:14:41.230
‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟!

00:14:47.390 --> 00:14:49.190
‫چه نوع دارویی‌ـه.

00:14:53.450 --> 00:14:54.450
‫لیس!

00:14:56.050 --> 00:14:57.960
‫آرد سیب‌زمینی؟

00:14:57.960 --> 00:15:00.450
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

00:15:00.450 --> 00:15:04.960
‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.

00:15:04.960 --> 00:15:09.460
‫علاوه بر کاری که هر چند هفته یه‌بار بهش محول می‌شه،

00:15:10.240 --> 00:15:12.970
‫روز قبلش هم مدت طولانی رو توی حموم می‌گذرونه،

00:15:12.970 --> 00:15:14.820
‫و قبل از راهی شدن عود می‌سوزونه...

00:15:15.340 --> 00:15:16.930
‫شام گیاهی هم هست.

00:15:17.450 --> 00:15:19.040
‫مثل یه مراسم تزکیه می‌مونه.

00:15:19.600 --> 00:15:22.260
‫خواجه‌ها اجازه دارن مراسم آئینی اجرا کنن؟

00:15:23.200 --> 00:15:26.310
‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.

00:15:26.310 --> 00:15:29.020
‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا خواجه‌ست؟

00:15:29.350 --> 00:15:36.280
‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی ملکه‌‌ی مادر پیشین خواجه شده؟

00:15:36.860 --> 00:15:38.560
‫مثل پدرم؟

00:15:39.950 --> 00:15:43.960
‫پدرخوانده‌ی دختره یه خواجه‌ست که سابقاً طبیب بوده.

00:15:43.960 --> 00:15:48.980
‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی...

00:15:49.440 --> 00:15:51.250
‫خواجه؟

00:15:51.250 --> 00:15:52.590
‫بله.

00:15:52.590 --> 00:15:57.250
‫ما تابه‌حال میون خواجه‌ها همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

00:16:03.270 --> 00:16:05.410
‫عذر می‌خوام.

00:16:07.970 --> 00:16:11.320
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

00:16:19.090 --> 00:16:23.320
‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین.

00:16:23.320 --> 00:16:27.420
‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم.

00:16:27.850 --> 00:16:33.010
‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم،

00:16:33.010 --> 00:16:36.220
‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی.

00:16:37.280 --> 00:16:39.140
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

00:16:39.460 --> 00:16:42.820
‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم.

00:16:42.820 --> 00:16:46.100
‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم.

00:16:47.310 --> 00:16:48.770
‫و اگه رد کنم؟

00:16:48.770 --> 00:16:52.650
خب دیگه اون‌موقع کاری از من بر نمیاد، میاد؟

00:16:52.650 --> 00:16:58.910
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با مقام عالیِ شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن.

00:16:59.340 --> 00:17:02.910
‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.

00:17:02.910 --> 00:17:07.870
‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه...

00:17:10.080 --> 00:17:14.550
‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.

00:17:16.330 --> 00:17:18.130
‫نمی‌خوام تأیید کنم،

00:17:19.170 --> 00:17:23.040
‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.

00:17:31.190 --> 00:17:35.990
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین گاهی اوقات بهش سر می زنم؟

00:17:36.850 --> 00:17:37.920
‫با اجازه.

00:17:47.130 --> 00:17:48.210
‫داروساز.

00:17:48.780 --> 00:17:49.660
‫بله.

00:17:50.380 --> 00:17:53.790
‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی ها ببینتت.

00:17:54.240 --> 00:17:55.630
‫کی هستن؟

00:17:56.240 --> 00:18:00.590
‫همون مرد عجیبیه که در موردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

00:18:07.120 --> 00:18:08.870
‫یه‌طوری ردش می‌کنم.

00:18:09.530 --> 00:18:13.970
‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم.

00:18:17.970 --> 00:18:20.450
‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم.

00:18:21.630 --> 00:18:24.790
‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم.

00:18:26.670 --> 00:18:29.200
‫آه... پس فهمیده.

00:18:45.650 --> 00:18:47.290
‫این بو...

00:18:47.290 --> 00:18:49.180
‫باغچه‌ی گیاهای دارویی.

00:18:49.180 --> 00:18:52.750
‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست!

00:18:53.820 --> 00:18:56.240
‫بازم تو؟

00:19:00.340 --> 00:19:03.610
‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.

00:19:04.080 --> 00:19:07.120
‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم.

00:19:07.120 --> 00:19:10.490
‫از اون دستای خاکیت معلومه که...

00:19:10.490 --> 00:19:12.370
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

00:19:16.570 --> 00:19:18.660
‫قصد ندارم تنبیه‌ت رو ندارم.

00:19:19.740 --> 00:19:22.100
‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه.

00:19:22.100 --> 00:19:24.950
‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن.

00:19:24.950 --> 00:19:27.180
‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا.

00:19:28.060 --> 00:19:30.610
‫شما مسئول اینجایین؟

00:19:30.610 --> 00:19:35.440
‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم.

00:19:36.010 --> 00:19:38.900
‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.

00:19:39.710 --> 00:19:42.650
‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...

00:19:43.020 --> 00:19:49.030
‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم،
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.

00:19:49.600 --> 00:19:51.550
‫چی می‌کارین؟

00:19:56.880 --> 00:19:59.040
‫یه دارو برای زنده کردن آدم.

00:19:59.910 --> 00:20:00.750
‫اون...؟

00:20:01.420 --> 00:20:04.010
‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....

00:20:04.700 --> 00:20:09.760
‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.

00:20:10.460 --> 00:20:11.760
‫شوخی کردم.

00:20:12.890 --> 00:20:14.310
‫شوخی...؟

00:20:14.310 --> 00:20:20.020
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

00:20:21.120 --> 00:20:22.350
‫نمی‌دونم.

00:20:27.900 --> 00:20:32.690
‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

00:20:42.350 --> 00:20:43.440
‫خب فعلاً.

00:20:55.060 --> 00:21:02.060
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:04.790 --> 00:21:11.790
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:22:35.310 --> 00:22:50.340
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

00:22:46.780 --> 00:22:50.070
- ‫قسمت بعدی: «شانس یا چیزی بیشتر».
- ‫قسمـــت - ‫‫قسمـــت - ۱9 - ۱9 - شانس یا چیزی بیشتر - شانس یا چیزی بیشتر