﻿WEBVTT

00:00:00.980 --> 00:00:12.930
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:31.360 --> 00:01:34.360
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و... 
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:01:31.930 --> 00:01:32.780
‫ایناهاش.

00:01:34.910 --> 00:01:37.610
‫تو از گیره‌ی مو استفاده نمی‌کنی؟

00:01:38.010 --> 00:01:39.990
‫پس، ازش استفاده کن.

00:01:40.410 --> 00:01:43.470
‫بهش قول دادم، چاره‌ای نیست.

00:01:46.130 --> 00:01:47.960
‫اینجا رو ببینین، لومن-سان.

00:01:48.350 --> 00:01:52.800
‫خیلی گربه‌ی باهوشیه، اصلاً سر، دم یا دل و روده‌ی ماهی رو نمی‌خوره.

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
‫قسمــــت

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
‫قسمــــت

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
۴۰

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
۴۰

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
کــیــنـــه‌تـــوز

00:01:48.370 --> 00:01:52.380 line:20%
کــیــنـــه‌تـــوز

00:01:53.150 --> 00:01:56.510
‫خودم به شخصه، اون مزه‌ی تلخش رو دوست دارم.

00:01:56.860 --> 00:01:59.800
‫بهم یاد داد که غذا رو حیف‌و‌میل نکنم،

00:01:59.800 --> 00:02:02.470
‫ولی کی فکرشو می‌کرد ته‌مونده‌ی
‫غذای گربه رو بخوره آخه...

00:02:03.470 --> 00:02:05.690
‫از یه‌چیز، ده‌تا نکته یاد بگیر.

00:02:05.690 --> 00:02:08.730
‫فکر می‌کنم، پدرم بهترین پزشک این سرزمینه.

00:02:09.020 --> 00:02:11.820
‫ولی بازم توی منطقه‌ی سرگرمی زندگی فقیرونه‌ای داره.

00:02:11.820 --> 00:02:14.730
‫چون هیچ طمعی توی وجود بابا نیست.

00:02:15.250 --> 00:02:18.270
‫خانم کوچیک، داری چی درست می‌کنی؟

00:02:18.270 --> 00:02:20.990
‫برای فیتیله‌گذاری گیوکویو-ساما، بومادران درست می‌کنم.

00:02:20.990 --> 00:02:25.710
‫مائومائو، قبل‌از اینکه از چیزی استفاده کنی از گوئن-سان اجازه بگیر.

00:02:25.710 --> 00:02:26.910
‫چــشــم.

00:02:29.070 --> 00:02:30.920
‫بابا، قراره کل روز رو فقط چیز بنویسی؟

00:02:31.240 --> 00:02:34.590
‫آره. مثل اینکه امروز کسی به خدمات من نیازی نداره.

00:02:35.070 --> 00:02:39.090
‫پدرم برای خدمت توی دفتر پزشکی منصوب شده،
‫نه اینکه مستقیماً زیر نظر کاخ یشم باشه.

00:02:39.690 --> 00:02:42.090
‫احتمالاً این کار زیر سر جینشی-ساما بوده.

00:02:42.560 --> 00:02:47.600
‫الان توی کاخ اندرونی حداقل یه نفر دیگه هم فرزند امپراتور رو بارداره.

00:02:48.250 --> 00:02:49.640
‫که لیفا-ساماست.

00:02:50.450 --> 00:02:52.880
‫امیدوارم فرزند بعدیشون به سلامت بزرگ بشه.

00:02:53.720 --> 00:02:56.690
‫ولی اول باید سالم و سلامت به دنیا بیارنش.

00:02:57.310 --> 00:03:00.500
‫اگه بابا بتونه مراقب هردوتاشون باشه، خیالم راحت می‌شه.

00:03:01.240 --> 00:03:05.830
‫راستی، قضیه‌ی اینکه کاخ بلور یه گروه ندیمه‌ی جدید گرفته رو شنیدین؟

00:03:06.130 --> 00:03:09.420
‫می‌دونین که؟ منظورم بعداز رفتن ندیمه‌ی ارشد قبلیه.

00:03:09.420 --> 00:03:10.430
‫آره...

00:03:10.430 --> 00:03:15.040
‫شنیدم بیشترشون سن‌وسال بالایی دارن،
‫برای همین حال‌و‌هوای اونجا خیلی آروم‌تر شده.

00:03:15.040 --> 00:03:18.800
‫داشتن چندتا ندیمه‌ی باتجربه چیز خیلی خوبیه.

00:03:19.190 --> 00:03:21.890
‫بیشتر نیروهای کار کاخ اندرونی جوون‌ان.

00:03:21.890 --> 00:03:24.180
‫کم پیش میاد خانم‌های مسن ببینی.

00:03:24.780 --> 00:03:26.880
‫کاخ اندرونی مکانی برای تولد و بزرگ‌کردن...

00:03:26.880 --> 00:03:28.010
‫فرزند‌های امپراتورـه.

00:03:28.470 --> 00:03:30.600
‫ولی الان، سازوکارش اون‌طوری که باید انجام نمی‌شه.

00:03:31.130 --> 00:03:35.670
‫با توجه به تعداد فعلی بچه‌های امپراتور، این موضوع باید بهبود پیدا کنه.

00:03:35.670 --> 00:03:39.490
‫مطمئنم که پدرم تا الان متوجه این مشکل شده، ولی...

00:03:39.490 --> 00:03:41.980
‫هـمـم. فکر کنم تموم شد.

00:03:41.980 --> 00:03:43.200
‫بابا، این چیه؟

00:03:43.710 --> 00:03:47.930
‫چیزهایی که درحال‌حاضر توی کاخ اندرونی
‫باعث نگرانیم می‌شن رو نوشتم.

00:03:47.930 --> 00:03:48.950
‫ببینم، ببینم.

00:03:49.710 --> 00:03:51.910
‫لومن-سان، عجب دست‌خط زیبایی دارین.

00:03:52.600 --> 00:03:53.620
‫همینو فهمیدی فقط؟

00:03:53.970 --> 00:03:56.620
‫ولی نوشتارش یه‌جورایی بچه‌گونه‌ست.

00:03:56.620 --> 00:03:59.020
‫بهتر نیست یه‌مقدار رسمی‌تر بنویسین؟

00:03:59.020 --> 00:04:00.540
‫اشکالی نداره.

00:04:00.540 --> 00:04:04.760
‫هنوز افراد زیادی اینجا هستن که فقط
‫می‌تونن حروف و جملات ساده رو بخونن.

00:04:05.430 --> 00:04:09.220
‫که این‌طور. می‌خواد که ندیمه‌ها و کارگرها هم بتونن بخوننش.

00:04:09.610 --> 00:04:12.460
‫نظرت چیه؟ چیزی رو از قلم انداختم؟

00:04:12.460 --> 00:04:14.020
‫فکر می‌کنم بیشترش رو گفتین، ولی...

00:04:14.760 --> 00:04:19.480
‫گوئن-سان، خانواده‌تون کاغذ این اندازه‌ای هم می‌فروشن؟

00:04:19.980 --> 00:04:24.410
‫تیکه‌هایی مثل این رو می‌فرستن برای بازیافت
‫تا بتونن باهاش کاغذ جدید بیشتری بسازن.

00:04:25.010 --> 00:04:29.060
‫اگه این‌طوره، پس امکانش هست که با قیمت پایین‌تر تهیه‌ش کرد؟

00:04:29.060 --> 00:04:30.910
‫هوم، فکر می‌کنم بشه.

00:04:31.540 --> 00:04:34.840
‫مائومائو، اخیراً این اطراف یه مکتب ساختن، درسته؟

00:04:34.840 --> 00:04:35.420
‫اوهوم.

00:04:35.740 --> 00:04:38.890
‫پس، می‌شه بری و ازشون بپرسی که آیا می‌تونن...

00:04:38.890 --> 00:04:40.900
‫از این به عنوان تمرین برای نوشتن استفاده کنن؟

00:04:40.900 --> 00:04:45.720
‫آها. می‌خوای از دانش‌آموزها برای
‫تولید انبوه این اعلامیه استفاده کنی.

00:04:45.720 --> 00:04:47.480
‫امروز می‌رم می‌پرسم.

00:04:47.480 --> 00:04:49.430
‫هوم، دستت درد نکنه.

00:04:49.860 --> 00:04:54.440
‫مغزش مثل یه تاجر کار می‌کنه، نه می‌ذاره
‫نیروی انسانی هدر بره، نه کالایی که داره.

00:04:55.250 --> 00:04:59.490
‫فقط نمی‌فهمم چرا همچین ذکاوتی رو برای
‫بهبود وضعیت زندگی خودش به‌کار نمی‌گیره؟

00:05:00.900 --> 00:05:03.610
‫خب، بومادران منم آماده شد، پس رفع زحمت می‌کنم.

00:05:04.350 --> 00:05:08.010
‫راستی، یه‌مقدار الکل هم برای ضدعفونی‌کردن کاخ یشم می‌برم.

00:05:08.010 --> 00:05:08.870
‫راحت باش.

00:05:10.410 --> 00:05:13.830
‫و اینکه، یه‌چیزی هم برای رفع خستگی...

00:05:14.690 --> 00:05:18.540
‫گیوکویو-ساما گفت این روزها خیلی زود خسته می‌شه.

00:05:21.200 --> 00:05:22.860
‫بس کن، پاره‌ش می‌کنی ها.

00:05:22.860 --> 00:05:25.420
‫چی شده، مائومائو؟ چه سروصدایی راه انداختی.

00:05:25.990 --> 00:05:27.430
‫شاید این‌ها رو می‌خواد.

00:05:29.390 --> 00:05:30.920
‫از این خبرها نیست.

00:05:32.440 --> 00:05:35.260
‫خب، بعدش چیکار کنیم...

00:05:35.700 --> 00:05:37.900
‫اول برم کار مکتب رو انجام بدم؟

00:05:38.620 --> 00:05:42.780
‫احتمالاً رفتن سراغ جینشی-ساما خیلی وقت می‌گیره.

00:05:45.420 --> 00:05:50.200
‫اینم با خودم آوردم، ولی آخرین‌باری که ازش استفاده کردم...

00:05:50.530 --> 00:05:55.020
‫عــــا! این همون گیره‌ی مویی نیست که
‫توی ضیافت باغ از جینشی-ساما گرفتی؟

00:05:55.020 --> 00:05:56.710
‫چی شد یهویی تصمیم گرفتی ازش استفاده کنی؟!

00:05:57.970 --> 00:05:59.320
‫باشه واسه بعداً.

00:06:01.490 --> 00:06:02.720
‫این که...

00:06:03.510 --> 00:06:05.210
‫دست‌خط لومن‌ـه.

00:06:05.210 --> 00:06:06.730
‫چه خوب تشخیصش دادین.

00:06:07.230 --> 00:06:11.220
‫اون قدیم‌ها، همیشه می‌گفتیم اگه از دست‌خطش رو تقلید کنیم...

00:06:11.220 --> 00:06:15.100
‫راحت‌تر می‌تونیم آزمون خدمات دولتی رو قبول بشیم، برای همین تمرین می‌کردیم.

00:06:15.610 --> 00:06:18.090
‫اون استعدادش رو داشت که یه مقام رسمی دولتی بشه،

00:06:18.090 --> 00:06:24.190
‫ولی به‌جاش، چون دلش به‌حال بچه‌های بیمار بی‌سرپناه می‌سوخت، پزشک شد.

00:06:24.440 --> 00:06:27.880
‫راستش، الان برگشتن به کاخ اندرونی.

00:06:27.880 --> 00:06:30.460
‫اوه، خبرش رو نشنیده بودم.

00:06:31.470 --> 00:06:34.080
‫امروز شائولان نیومده؟

00:06:34.490 --> 00:06:39.490
‫این روزها سرش حسابی شلوغه،
‫چون دوره‌ی خدمتش داره تموم می‌شه،

00:06:39.490 --> 00:06:41.040
‫و قضیه‌ اون خواجه‌ی جوون هم هست.

00:06:41.420 --> 00:06:43.540
‫یه خواجه‌ی جوون، هــا...

00:06:44.100 --> 00:06:49.840
‫می‌دونم که این اطراف اتفاق هیجان‌انگیزی نمی‌افته،
‫ولی یعنی این‌قدر چیز خاصیه این قضیه؟

00:06:49.840 --> 00:06:51.050
‫منظورتون چیه؟

00:06:51.530 --> 00:06:55.440
‫خب، می‌گن توی نواحی جنوبی، حضور خواجه‌های جوون...

00:06:55.440 --> 00:06:58.670
‫باعث شده که بانوان درباری روی کارشون تمرکز نداشته باشن.

00:06:58.670 --> 00:07:01.310
‫برای همین، چندتا از این خواجه‌ها رو فرستادن سمت شمال.

00:07:01.650 --> 00:07:06.280
‫شنیدم که بانوان درباری توی درمانگاه از کمک مردها استقبال کردن.

00:07:06.280 --> 00:07:07.860
درمانگاه، ها؟

00:07:08.990 --> 00:07:12.640
‫گمونم شنلو-ساما یه کوه کار برای این خواجه‌های جوون داشته باشه.

00:07:13.240 --> 00:07:15.230
‫خب، امروز چه کمکی از دستم برمیاد؟

00:07:15.230 --> 00:07:16.160
‫اوه، راستی.

00:07:16.670 --> 00:07:19.130
‫پدرخوانده‌م می‌خواست از متنی که نوشته...

00:07:19.130 --> 00:07:22.370
‫به‌عنوان نمونه برای تمرین نوشتن دانش‌آموزها استفاده کنین.

00:07:22.720 --> 00:07:24.610
‫خودش کاغذش رو هم تهیه می‌کنه.

00:07:24.610 --> 00:07:29.760
‫هــاهــا. می‌خواد ازش نسخه‌های زیادی بزنه،
‫تا اون‌ها رو همه‌جا بچسبونه.

00:07:29.760 --> 00:07:30.380
‫بله.

00:07:30.920 --> 00:07:34.620
‫اون قدیم‌ها هم چیزهایی مشابه همین می‌نوشت.

00:07:34.620 --> 00:07:39.930
‫اون‌موقع‌ها همه‌ی کارها رو خودش انجام می‌داد،
‫برای همین مجبور می‌شدم کمکش کنم.

00:07:40.600 --> 00:07:44.440
‫خودمون دوتا، می‌نوشتیم و می‌نوشتیم،
‫که بچسبونیم‌شون به درودیوار کاخ اندرونی...

00:07:45.180 --> 00:07:50.600
‫فکر کنم وقتی پا به سن گذاشت، یاد گرفت
‫که چطوری زیرکانه بقیه‌ی افراد رو به‌کار بگیره.

00:07:51.890 --> 00:07:55.650
‫پس یعنی، قبلاً هم اعلامیه می‌چسبوندین؟

00:07:55.650 --> 00:07:59.240
‫آره، مربوط به زمانیه که لومن به‌عنوان پزشک اینجا مشغول بود،

00:07:59.240 --> 00:08:01.210
‫می‌شه گفت بیشتر از ۲۰ سال پیش.

00:08:02.060 --> 00:08:04.960
‫هرجای کاخ اندرونی رو می‌رفتی، یه‌دونه‌ش بود.

00:08:05.720 --> 00:08:08.540
‫«از پودرهای سفید‌کننده‌ی حاوی سرب استفاده نکنید،

00:08:08.540 --> 00:08:13.630
‫از عطرهای تند استفاده نکنید، بدون اجازه
‫گیاهان کاخ اندرونی را نچینید...»

00:08:13.630 --> 00:08:17.430
‫هوم، مضمونش تقریباً همونه که بود.

00:08:18.380 --> 00:08:22.110
‫با این یکی بوده...؟ چرا یه حس بدی دارم؟

00:08:23.160 --> 00:08:25.020
‫بعداً کاغذها رو میارم!

00:08:26.050 --> 00:08:26.770
‫هـوم.

00:08:28.480 --> 00:08:31.530
‫بابا حتماً از سر دل‌سوزی اون اعلامیه‌ها رو زده بوده.

00:08:32.280 --> 00:08:37.540
‫علاوه‌بر اون، به کسایی هم که نیت بدی دارن،
‫کمک می‌کنه با مواد مضر آشنا بشن.

00:08:38.170 --> 00:08:42.190
‫اکثریت نیروی کار کاخ اندرونی هر دوسال یه‌بار عوض می‌شن.

00:08:42.190 --> 00:08:45.460
‫وقتی امپراتور فقید فوت شد، همنشین‌ها هم عوض شدن.

00:08:45.900 --> 00:08:49.950
‫پس کی ممکنه از اعلامیه‌های اون زمان خبر داشته باشه؟ که اون...

00:08:50.700 --> 00:08:51.710
‫عذر می‌خوام.

00:08:52.770 --> 00:08:53.620
‫عه‌وا.

00:08:54.870 --> 00:08:56.640
‫همون دختره از کاخ یشمی.

00:08:56.970 --> 00:08:58.300
‫شنلو-ساما.

00:08:58.840 --> 00:09:00.460
‫حالت خوب نیست؟

00:09:00.460 --> 00:09:01.520
‫عـــا، نه...

00:09:01.950 --> 00:09:05.450
‫سر بحث رو باز کنم؟ ولی چطوری...

00:09:05.450 --> 00:09:06.140
‫اوه!

00:09:07.590 --> 00:09:11.610
‫می‌گم، این الکل‌ـه. تقطیر شده و خیلی هم قویه،

00:09:11.890 --> 00:09:13.490
‫برای ضدعفونی‌کردن جواب می‌ده.

00:09:13.490 --> 00:09:15.900
‫اشکالی نداره که بدیش به ما؟

00:09:15.900 --> 00:09:18.680
‫نه، خیلی ازش درست کردم.

00:09:18.680 --> 00:09:21.710
‫خیلی ممنون. اجازه بده یکم چای درست کنم.

00:09:25.930 --> 00:09:30.600
‫راستی، کارکنان این درمانگاه خیلی ماهر به‌نظر میان.

00:09:30.600 --> 00:09:31.840
‫منظورت چیه؟

00:09:32.220 --> 00:09:35.390
‫مدت خدمت کارکنان کاخ اندرونی حدود دو ساله،

00:09:35.390 --> 00:09:37.760
‫ولی به‌نظر میاد نیروهای اینجا حضور طولانی‌تری دارن.

00:09:38.300 --> 00:09:40.470
‫ماها صرفاً پیریم.

00:09:41.130 --> 00:09:43.500
‫با فرض اینکه توی ده یا بیست‌سالگی وارد کاخ شده باشن...

00:09:43.500 --> 00:09:48.400
‫باید دلیلی وجود داشته باشه که بیشتر از
‫بیست‌سال توی کاخ اندرونی موندن.

00:09:49.990 --> 00:09:52.420
‫ما هم زمانی جوون بودیم.

00:09:52.900 --> 00:09:55.600
‫من از ده‌سالگی وارد کاخ اندرونی شدم.

00:09:56.310 --> 00:10:00.370
‫بقیه‌ی بانوان درباری هم توی همون سن مشغول شدن.

00:10:01.330 --> 00:10:06.010
‫توی کاخ اندرونی فعلی،
‫دیگه دخترای کم‌سن‌وسال رو استخدام نمی‌کنن.

00:10:06.010 --> 00:10:08.370
‫ولی، توی دوره‌ی امپراتور فقید...

00:10:08.850 --> 00:10:14.370
‫امپراتور کم‌سن‌ترین دختران رو انتخاب می‌کردن، 
‫و یکی بعد از دیگری بکارتشون رو می‌گرفتن.

00:10:14.370 --> 00:10:19.090
‫دخترها عمرشون رو توی کاخ می‌گذروندن،
‫و حق ترک کردن قصر رو نداشتن.

00:10:19.460 --> 00:10:21.380
‫وقتی که امپراتور روی کسی دست بذاره،

00:10:21.380 --> 00:10:24.310
‫حتی اگه صرفاً یه بانوی درباری باشه،
‫دیگه نمی‌تونه از کاخ اندرونی بره.

00:10:25.080 --> 00:10:28.510
‫اون بیرون دیگه کسی نیست که چشم‌به‌راه برگشتن ما باشه.

00:10:28.510 --> 00:10:32.310
‫نه الان و نه تا صد سال دیگه.

00:10:33.000 --> 00:10:33.700
‫آه...

00:10:34.410 --> 00:10:35.570
‫که این‌طور.

00:10:36.710 --> 00:10:39.290
‫کاخ اندرونی. امپراتور.

00:10:39.290 --> 00:10:43.050
‫و همنشین‌هایی که مورد توجه امپراتور قرار می‌گیرن.

00:10:43.590 --> 00:10:46.280
‫اینجا جاییه که تمام کینه‌توزی‌ها علیه‌شون سرچشمه‌ گرفتن.

00:10:48.050 --> 00:10:52.750
‫قبلاً، شنلو نگران ندیمه‌ای بود که توی کاخ بلور مریض شده بود،

00:10:52.750 --> 00:10:54.400
‫و ازم خواست که جویای احوالش بشم.

00:10:54.920 --> 00:10:58.370
‫اون‌موقع، با خودم فکر کردم که صرفاً
‫یه بانوی درباری دلسوز و حواس‌جمعه.

00:10:58.370 --> 00:10:59.340
‫ولی...

00:10:59.840 --> 00:11:05.000
‫احتمالاً کسی که به شین، ندیمه‌ی ارشد کاخ بلور،
‫یاد داد که چطوری داروی سقط جنین درست کنه،

00:11:05.000 --> 00:11:06.350
‫خود شنلو بوده.

00:11:07.130 --> 00:11:11.980
‫نکنه از طریق اون ندیمه‌ی مریض، غیرمستقیم پیغامش رو رسونده باشه...

00:11:14.550 --> 00:11:17.230
‫سرفه‌هام بند نمیان.

00:11:17.230 --> 00:11:18.570
‫بذار ببینم.

00:11:19.020 --> 00:11:21.950
‫می‌گم، واگیردار که نیست؟

00:11:21.950 --> 00:11:23.780
چیزی نگرانت می‌کنه؟

00:11:24.080 --> 00:11:26.740
‫نمی‌خوام خدایی‌ناکرده لیفا-ساما مریض بشن.

00:11:27.390 --> 00:11:31.550
‫احتمالش هست که باردار باشن.

00:11:31.550 --> 00:11:32.420
‫عــه.

00:11:32.780 --> 00:11:35.680
‫اینو به ندیمه‌ی ارشدشون، شین-ساما بده.

00:11:35.680 --> 00:11:37.090
‫چیه؟

00:11:37.410 --> 00:11:39.620
‫چیزایی که برای زنان باردار مضره.

00:11:39.620 --> 00:11:42.590
‫بعضی‌هاشون ممکنه در صورت ترکیب، باعث سقط جنین بشه.

00:11:43.510 --> 00:11:46.160
‫این اطلاعات حتماً به درد لیفا-ساما می‌خوره.

00:11:47.370 --> 00:11:50.760
‫به اشتراک گذاشتن اطلاعات برای جلوگیری از حادثه‌ای...

00:11:50.760 --> 00:11:53.460
‫می‌تونه اطلاعاتی در مورد چیزهایی که سم دارن، 
‫در اختیار افرادی بذاره که نیت شری دارن.

00:11:54.710 --> 00:11:59.030
‫اگه همون‌موقع کاروانی هم بیاد که اون چیزها رو مهیاء کنه،

00:12:00.010 --> 00:12:01.940
‫معلومه که می‌رن سراغش.

00:12:03.160 --> 00:12:05.090
‫چرا فروختنش؟

00:12:05.090 --> 00:12:10.660
‫شاید بانوهای درباری درمانگاه به بازرگان‌ها گفتن که چه عطری می‌خوان.

00:12:11.220 --> 00:12:14.910
‫نمی‌دونم توی اتفاقاتی که تا الان رخ داده نقشی داشته یا نه.

00:12:14.910 --> 00:12:17.280
‫حتی اگه به یه سوء قصد به جان تمام و کمال تبدیل نشده باشه هم،

00:12:17.280 --> 00:12:21.480
‫حتماً بیزاری توی کاخ اندرونی، رفته رفته به کینه تبدیل شده.

00:12:24.550 --> 00:12:26.600
‫به حرف بیارمش...؟

00:12:27.340 --> 00:12:28.780
‫چیزی شده؟

00:12:29.280 --> 00:12:31.080
‫چیزی نیست.

00:12:31.080 --> 00:12:33.520
‫که این‌طور. پس مشکلی نیست.

00:12:34.350 --> 00:12:36.440
‫نه، نباید کاری بکنم.

00:12:36.440 --> 00:12:38.360
‫مدرک یا شاهدی هم که ندارم.

00:12:38.360 --> 00:12:40.570
‫نمی‌خوام تهمت ناروا بزنم.

00:12:40.570 --> 00:12:45.080
‫این‌جا تنها جاییه که یه کارگر بیمار می‌تونه یه درمان قابل ‌اعتماد دریافت کنه.

00:12:45.080 --> 00:12:46.360
‫نمی‌خوام اینجا هم از بین بره.

00:12:46.890 --> 00:12:50.270
‫تنها کاری که از من بر میاد اینه که بذر کینه رو...

00:12:50.270 --> 00:12:53.220
‫قبل از اینکه دامن‌گیر شخص دیگه‌ای بشه، از بین ببرم.

00:12:53.220 --> 00:12:53.790
‫ببخشید...

00:12:54.850 --> 00:12:57.210
‫ببخشید، وقتتونو گرفتم.

00:12:59.470 --> 00:13:02.600
‫اگه کتابی نظرتو جلب کرده می‌تونی با خودت ببریش.

00:13:02.600 --> 00:13:04.320
‫فقط حتماً برش گردون.

00:13:05.160 --> 00:13:06.890
‫چقدر زیادن.

00:13:07.470 --> 00:13:11.060
‫گاهی‌اوقات آدما به این قفسه کتاب اضافه می‌کنن.

00:13:11.450 --> 00:13:13.560
‫همون برگردوندنشون کفایت می‌کنه.

00:13:14.230 --> 00:13:16.890
‫این کتاب خیلی خوبی در مورد حشراته.

00:13:16.890 --> 00:13:20.070
‫آره، اینم یکی از هموناست که بی‌خبر از من اضافه شده.

00:13:20.610 --> 00:13:22.820
‫گمونم حدود یه ماه پیش بود.

00:13:26.380 --> 00:13:27.280
‫این...

00:13:27.900 --> 00:13:31.540
‫یک ماه پیش، می‌شه زمانی که برای سفراء ویژه ضیافت برگزار شد.

00:13:32.040 --> 00:13:33.300
‫راستی...

00:13:33.300 --> 00:13:35.490
‫این‌جا واقعاً خیلی خوبه.

00:13:35.490 --> 00:13:38.290
‫یه عالمه حشره این‌جا هست که تا الان فقط توی کتابا دیدمشون.

00:13:38.700 --> 00:13:42.050
‫این کتاب... شیسویی آوردتش؟

00:13:42.430 --> 00:13:46.550
‫ولی یه دختر ندیمه... از کجا همچین کتاب گرونی آورده؟

00:13:48.040 --> 00:13:53.090
‫وقتی هم که شیسویی داشت نقاشی حشرات 
‫رو می‌کشید، از یه دفتر ساخته شده از کاغذ استفاده کرد.

00:13:53.090 --> 00:13:57.560
‫بعدم خوندن و نوشتن بلده. چرا باید یه ندیمه باشه؟

00:13:59.430 --> 00:14:02.680
‫شنلو، در مورد این یکی باید حواست جمع باشه.

00:14:03.020 --> 00:14:07.680
‫صدایی که برای برخلاف معمول برای یه مرد بلنده و برای یه زن آروم.

00:14:08.340 --> 00:14:10.530
‫کوتاه‌تر از یه مرد عادی،

00:14:11.230 --> 00:14:13.290
‫اما بلندتر از یه زن عادی.

00:14:13.830 --> 00:14:19.790
‫یه شخص زیبا، که توجه بانوان دربار رو به خودش جلب می‌کنه...

00:14:21.790 --> 00:14:23.120
‫سوئیری...

00:14:25.580 --> 00:14:29.970
‫شنلو، اون از صحبت یکم‌پیشتون فهمید چیکار کردی.

00:14:31.960 --> 00:14:33.970
‫مثل همیشه سرت خوب کار می‌کنه.

00:14:34.400 --> 00:14:37.010
‫به لطف تو بود که دفعه‌ی قبلی نتونستم یه جنازه بشم.

00:14:37.010 --> 00:14:41.900
‫جیغ بزنم؟ یا ظرف الکل رو پرت کنم و فرار کنم؟

00:14:41.900 --> 00:14:45.280
‫بهتره فکری به سرت نزنه. تکون بخوری زدمت.

00:14:45.640 --> 00:14:49.150
‫اگه این‌جا منو بکشی، فوراً پیدات می‌کنن.

00:14:49.570 --> 00:14:51.960
‫اگه به من باشه می‌خوام در آرامش تمومش کنم.

00:14:54.250 --> 00:14:56.620
‫عوارض جانبی داروی احیاءـه؟

00:14:57.750 --> 00:14:59.960
‫بعد از سوء قصد توی مراسم،

00:14:59.960 --> 00:15:04.400
‫تو وانمود کردی سم خوردی و مردی.

00:15:05.500 --> 00:15:10.350
‫حتماً اینکه برای مدتی توی شرایطی 
‫نزدیک به مرگ بودی، بهت آسیب زده.

00:15:11.020 --> 00:15:14.720
‫خب که چی؟ می‌خوای بفهمی هدفم چیه؟

00:15:15.130 --> 00:15:16.510
‫خیال کردی گوش می‌دم؟

00:15:16.820 --> 00:15:17.720
‫گوش میدی!

00:15:20.480 --> 00:15:21.700
‫شیسویی!

00:15:21.700 --> 00:15:24.520
‫می‌دونستم. کتاب یکم پیش برای شیسویی بود.

00:15:25.080 --> 00:15:26.900
‫ببخشید، مائومائو...

00:15:27.260 --> 00:15:29.530
‫برات مهمه این دختره زنده بمونه یا بمیره؟

00:15:30.400 --> 00:15:31.920
‫چی می‌خوای؟

00:15:31.920 --> 00:15:34.370
‫می‌خوام باهام به بیرون از کاخ اندرونی بیای.

00:15:34.370 --> 00:15:37.540
‫از کاخ اندرونی برم؟ همچین چیزی...

00:15:37.540 --> 00:15:42.210
‫ممکنه. و تو هم حتماً دنبال من میای.

00:15:44.650 --> 00:15:49.170
‫دوست نداری بدونی اون داروی احیاء چطوری ساخته می‌شه؟

00:15:52.580 --> 00:15:55.140
‫چه خبره...

00:15:56.060 --> 00:15:58.700
‫واقعاً نمی‌شه با سوئیری رو دست‌ِ کم گرفت.

00:16:02.910 --> 00:16:06.780
‫در قصر دو جانور وجود دارد، یکی در شرق و یکی در غرب.

00:16:06.780 --> 00:16:10.320
‫در مقر نظامی واقع در شرق، یک جانور.

00:16:10.840 --> 00:16:14.030
‫و در بخش غربی که به اداری شناخته می‌شود، یکی دیگر.

00:16:14.600 --> 00:16:16.590
‫به عبارتی، فرمانده‌ی کل...

00:16:16.590 --> 00:16:20.440
‫لاکان، یک مقام عالی‌رتبه روباه بخش شرقی.

00:16:20.440 --> 00:16:22.740
‫و وزنه‌ی سنگین سیاسی از دوران حکومت امپراتور فقید،

00:16:22.740 --> 00:16:27.040
‫حاکم شیهوکو-شو، شیشو... تانوکی بخش غربی هستن.

00:16:22.740 --> 00:16:27.040
تانوکی؛ یک نوع راکون ژاپنی

00:16:27.500 --> 00:16:28.800
‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

00:16:29.180 --> 00:16:32.490
‫خب، موضوع اینه که برادر کوچکتر امپراتوری...

00:16:32.490 --> 00:16:34.780
‫بعد از یک ماه به شورای دربار ملحق شدن.

00:16:34.780 --> 00:16:37.470
‫گفتم بعدش یه چایی با هم صرف کنیم.

00:16:37.960 --> 00:16:42.380
‫گفتم شاید فرصت مناسبی باشه تا بالأخره شیشو-دونو رو هم دعوت کنم.

00:16:42.380 --> 00:16:44.980
‫ها، منم؟

00:16:45.630 --> 00:16:49.150
‫متأسفانه هیچ داستان سرگرم‌کننده‌ای در خور صرف چای برای تعریف کردن ندارم.

00:16:51.470 --> 00:16:53.860
‫گفتن تشریف میارن.

00:16:53.860 --> 00:16:57.390
‫در اون‌صورت، نظرتون چیه به حیاط مرکزی بریم؟

00:16:59.610 --> 00:17:02.830
‫مشخصه که پاییز دیگه از راه رسیده.

00:17:03.470 --> 00:17:08.080
‫ظروف نقره آوردم... نیازی به پیش‌مرگ ندارین.

00:17:15.950 --> 00:17:17.720
‫فرمودن خوشمزه‌ست.

00:17:19.470 --> 00:17:22.990
‫لاکان-دونو، چیزی هست که می‌خواین در موردش صحبت کنین.

00:17:23.670 --> 00:17:25.920
‫سوء قصد پیشین توی شیهوکو-شو...

00:17:25.920 --> 00:17:28.740
‫به جان برادر کوچکتر امپراتوری رو که خاطرتون هست؟

00:17:28.740 --> 00:17:33.150
‫تحقیقاتمون به چیزهای خیلی جالبی رسید.

00:17:35.010 --> 00:17:37.410
‫این... شماتیک فیفاست‌؟!

00:17:37.980 --> 00:17:42.120
‫خبر دارین این چیه، شیشو-دونو؟

00:17:43.400 --> 00:17:45.460
‫این چیه؟

00:17:45.880 --> 00:17:50.170
‫این سلاحیه که آدم‌کش‌ها در اختیار داشتن. درست عرض می‌کنم؟

00:17:52.730 --> 00:17:54.960
‫عذر می‌خوام. ادامه بدین.

00:17:54.960 --> 00:17:58.700
‫ما گرفتیمش و شماتیکش رو کشیدیم.

00:17:58.700 --> 00:18:01.090
‫گویا آخرین مدل توسعه‌یافته توی غربه.

00:18:01.090 --> 00:18:06.230
‫این‌جا بالای چکشک، به‌جای فتیله یه‌طور سنگ چخماق بود.

00:18:06.540 --> 00:18:10.400
‫تعداد دفعاتی که گلوله توش در نمیره، کمتره و طراحیش ساده‌تر از انتظاره.

00:18:10.400 --> 00:18:13.520
‫واقعاً که تحسین برانگیزه.

00:18:13.520 --> 00:18:19.650
‫بله. اگه بشه در تعداد انبوه تولیدش کرد، 
‫می‌تونه شکل و شمایل میدان جنگ رو تغییر می‌ده.

00:18:19.650 --> 00:18:22.870
‫چینش‌های فشرده‌تر رو ممکن می‌‌کنه، و سفر رو هم آسون‌تر.

00:18:23.180 --> 00:18:25.770
‫اینکه همچین چیزی دست یه مشت مزدور بوده...

00:18:25.770 --> 00:18:28.860
‫که به دنبال کشتن برادر کوچکتر امپراتوری بودن...

00:18:28.860 --> 00:18:33.130
‫یعنی چطوری همچین چیزی به دستشون رسیـــــده؟

00:18:36.750 --> 00:18:38.860
‫چی بگــــم؟

00:18:41.180 --> 00:18:44.680
‫اینو شما باید بفهمین، درسته؟

00:18:44.680 --> 00:18:49.760
‫بله صحیح، ای بابا ولی خوردیم به بن‌بست.

00:18:49.760 --> 00:18:52.970
‫بازجوی مسئول یه‌مقدار زیادی غیرت به‌خرج داده،

00:18:52.970 --> 00:18:55.320
‫مظنون دیگه اصلاً نمی‌تونه حرف بزنه.

00:18:56.360 --> 00:19:00.080
‫به کسی که به جان برادر کوچکتر امپراتوری سوءِ قصد کرده، نباید رحمی کرد،

00:19:00.080 --> 00:19:03.620
‫ولی بازم، خراب کردن روند بازجویی ضرر بزرگیه.

00:19:03.620 --> 00:19:09.750
‫برای همـــــین، گفتم شاید شما چیزی به گوش مبارکتون خورده باشه، شیشو-دونو.

00:19:10.260 --> 00:19:13.500
‫اگه خبر داشتم که تا الان گزارشش رو داده بودم.

00:19:14.270 --> 00:19:16.500
‫جدی می‌فرمایین؟ پس حیف شد.

00:19:17.230 --> 00:19:19.980
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

00:19:20.930 --> 00:19:24.850
‫این نقشه‌ی بازی «گو»یی هست که دیروز با همسرم بازی کردم!

00:19:25.500 --> 00:19:27.560
‫همـ ـ همسرتون؟

00:19:27.840 --> 00:19:31.970
‫راستی، شنیدم که سروسامان گرفتین، لاکان-دونو.

00:19:31.970 --> 00:19:33.020
‫بلـــــه!

00:19:33.420 --> 00:19:37.480
‫شنیدم هفت شبانه روز جشن و پایکوبی به راه انداختین.

00:19:37.480 --> 00:19:40.770
‫تا این حد خبردار شدین!

00:19:40.770 --> 00:19:43.970
‫خب، همسرم هوش بسیار بالایی داره.

00:19:43.970 --> 00:19:46.810
‫این حرکاتو ببینین، درست مثل خنجر صیقل‌داده شده‌ست.

00:19:46.810 --> 00:19:50.000
‫وقتی حرکاتش رو رو می‌کرد، لرز بود که به جانم مینداخت.

00:19:50.000 --> 00:19:54.670
‫ببینین، مثل این حرکت... یه‌طوری ردش کردم اما بازم ادامه داد.

00:19:55.380 --> 00:19:58.090
‫تا کی قراره ادامه بده؟

00:19:55.630 --> 00:19:58.570
‫بله... باید بگم بی‌نظیره...

00:19:58.570 --> 00:20:02.680
‫با اجازه‌تون، من کار دارم باید رفع زحمت کنم.

00:20:02.680 --> 00:20:04.460
‫ممنون بابت نوشیدنی.

00:20:04.460 --> 00:20:06.180
‫ای بابا... حیف شد.

00:20:06.770 --> 00:20:08.860
‫پس بعداً براتون یه نسخه از نقشه‌ی بازی رو...

00:20:08.860 --> 00:20:11.880
‫به همراه کتابی در مورد جزئیاتش ارسال می‌کنم.

00:20:11.880 --> 00:20:13.810
‫نه، زحمت نکشین...

00:20:14.170 --> 00:20:19.610
‫اختیار دارین تعارف لازم نیست. 
‫راستی، نظرتون در مورد آب انگور چیه؟

00:20:20.140 --> 00:20:24.610
‫وقتی توی لیوان شیشه‌ای سرو می‌شه، 
‫رنگ قرمزش رو به رخ می‌کشه.

00:20:26.740 --> 00:20:29.990
‫واقعاً که زیباست.

00:20:30.650 --> 00:20:32.000
‫نه؟

00:20:32.550 --> 00:20:34.830
‫من و شما خوب با هم کنار میایم.

00:20:34.830 --> 00:20:37.690
‫دوست دارم بازم در مورد همسرم بهتون بگم.

00:20:37.690 --> 00:20:40.000
‫تا دفعه‌ی دیگه... با اجازه‌تون.

00:20:43.870 --> 00:20:47.680
‫این آبمیوه... رنگ منحصر به فردی داره، درسته؟

00:20:48.490 --> 00:20:52.390
‫توی دنیا... انگورهایی هستن که سبز رنگن.

00:20:53.050 --> 00:20:55.830
‫هرطور نگاهش کنی، قرمز نیست، سبزه.

00:20:55.830 --> 00:21:00.650
‫چرا شیشو-دونو وقتی گفت «قرمز» واکنشی نشون نداد؟

00:21:01.770 --> 00:21:03.950
‫درست همونطوره که عموی بزرگم گفتن.

00:21:08.880 --> 00:21:11.510
‫می‌شه موهام رو مرتب کنم؟

00:21:11.510 --> 00:21:15.960
‫بفرمایین. من حواسم هست تا کسی داخل نشه.

00:21:16.370 --> 00:21:18.670
‫بالأخره می‌تونم این نقاب رو در بیارم.

00:21:25.570 --> 00:21:28.620
‫این کفشای پاشنه بلند هم واقعاً خسته‌م می‌کنن.

00:21:29.100 --> 00:21:31.310
‫عذر می‌خوام که مجبورین این‌کارو بکنین.

00:21:31.690 --> 00:21:33.840
‫مشکلی نیست. اینکه نقش ولیعهد رو بازی کنی...

00:21:33.840 --> 00:21:37.020
‫چیزی نیست که همیشه عایدت بشه. به منم خوش می‌گذره.

00:21:37.850 --> 00:21:41.440
‫هرطور که نگاهشون کنی... فرقی با یک دیوان‌سالار خوش‌قیافه ندارن.

00:21:41.440 --> 00:21:45.530
‫کی فکرشو می‌کنه ایشون همون همنشین سابق، آدوئو-ساما هستن؟

00:21:45.840 --> 00:21:49.320
‫روباهه انقدر عجیب و غریب بود که تانوکی به‌نظر عادی میومد.

00:21:49.320 --> 00:21:51.990
‫افراد زیادی نیستن که در حد رزم‌آرامون باشن.

00:21:52.570 --> 00:21:54.450
‫ولی گویا همسرشون رو خیلی نازپرورده می‌کنن.

00:21:54.800 --> 00:21:56.960
‫شنیدم برای دخترشون هم همین‌طورن.

00:21:56.960 --> 00:21:59.710
‫کی فکرشو می‌کرد اون دختر رزم‌آرا باشه؟

00:22:00.220 --> 00:22:05.510
‫همون دختریه که جینشی-دونوی خواجه بابتش حسابی مشغولن؟

00:22:07.350 --> 00:22:11.010
‫کی فکرش رو می‌کرد گم بشه...

00:22:15.000 --> 00:22:25.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c>::.

00:22:25.024 --> 00:22:37.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:45.020 --> 00:23:59.950
‫قسمت بعدی

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
‫قسمـت

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
‫قسمـت

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
41

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
41

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
دهکده‌ی روبـاه

00:23:56.330 --> 00:23:59.950 line:20%
دهکده‌ی روبـاه

00:23:56.450 --> 00:23:59.220
‫قسمت بعدی: «دهکده‌ی روباه.»