﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:12.860 --> 00:00:14.450
‫عه؟

00:00:15.450 --> 00:00:18.830
‫حافظه‌ت برگشت؟

00:00:18.830 --> 00:00:21.040
‫بیچاره.

00:00:22.410 --> 00:00:25.790
‫اینطوری دیدنت، دلم رو می‌سوزونه، آبجی.

00:00:40.200 --> 00:00:42.870
«انقدر خودپسند نباش»

00:00:42.870 --> 00:00:46.710
‫یا شایدم، «انقدر مضطرب نباش»

00:00:46.710 --> 00:00:51.170
آینده‌ی این جهان درگیرِ کشمکش تضاد‌هاست

00:00:51.170 --> 00:00:54.920
در میان باد‌های مخالف است که همه‌چیز شکوفا می‌شوند

00:00:55.700 --> 00:01:00.350
اون چشم‌ها، اون صدا، به لرزه افتادن، دچار تردید شدن

00:01:00.350 --> 00:01:02.070
عیبی نداره؟

00:01:02.070 --> 00:01:05.120
روزهایی که در خاموشی از اعماق وجودشون فریاد سرمی‌دهند

00:01:05.120 --> 00:01:10.100
با این وجود، این احساسات انباشته‌شده، به ذهنم تراوش می‌کنند

00:01:10.100 --> 00:01:15.440
با دقت به این نشانه‌های امید گوش فرابده

00:01:17.490 --> 00:01:21.410
باید چیزی بیشتر از یه میل و خواسته باشه

00:01:21.410 --> 00:01:25.870
چیزی فراتر از یه عهد

00:01:25.870 --> 00:01:33.880
برام سواله که معنای حقیقیِ عشق و همینطور عاشق بودن چی می‌تونه باشه؟

00:01:33.880 --> 00:01:43.650
مطمئنم که اگه یه‌بارم، بتونم در قالب یه‌سری کلمه بیان‌شون کنم،

00:01:43.650 --> 00:01:53.870
ممکنه که همین براش کافی باشه و همه‌چیز به این صورت حل بشه

00:01:53.870 --> 00:01:56.450
سرگذشتِ من

00:02:05.350 --> 00:02:07.560
‫لطفاً کمک‌مون کنید، کُنت ارلوک!

00:02:07.560 --> 00:02:08.890
‫وانیتاس...

00:02:08.890 --> 00:02:11.940
‫وانیتاس داره می‌میره!

00:02:11.940 --> 00:02:13.520
‫هاااااا؟

00:02:13.520 --> 00:02:16.440
‫از وقتی به پاریس برگشتیم،
‫از جاش تکون نخورده.

00:02:16.440 --> 00:02:18.450
‫بیشتر از 10 روزه، همینطوره!

00:02:18.450 --> 00:02:20.570
‫وقتی ازش می‌پرسم، چت شده...

00:02:20.570 --> 00:02:22.870
‫یه دردی رو در سینه‌م حس می‌کنم.

00:02:22.870 --> 00:02:26.700
‫ همه‌ش همینو میگه و هیچی هم نمی‌خوره.

00:02:26.700 --> 00:02:31.000
‫حالا من باید چیکار کنم؟

00:02:31.000 --> 00:02:33.000
‫می‌تونی بذاری بمیره.

00:02:33.000 --> 00:02:34.710
‫انقدر تند نرو، مانت.

00:02:34.710 --> 00:02:38.380
‫بذار حداقل تا وقتی مور غذا می‌خوره، به حرفاش گوش بدیم.

00:02:38.380 --> 00:02:41.180
‫مادمازل املیا هم یه جایی اون بیرونه و...

00:02:41.180 --> 00:02:44.300
‫وانیتاس هم عمراً قبول کنه بره، دکتر.

00:02:44.300 --> 00:02:45.600
‫آخرین امید من شمایین.

00:02:45.600 --> 00:02:47.140
‫مگه بچه‌این؟!

00:02:47.140 --> 00:02:51.100
‫ترجیح میدم بمیرم تا یه غریبه بیاد بدنم رو معاینه کنه.

00:02:51.100 --> 00:02:52.350
‫وانیتاس.

00:02:52.350 --> 00:02:56.570
‫تازه، اینم یه مریضی معمولی نیست.

00:02:56.570 --> 00:03:01.910
‫تمام کتاب‌های پزشکیم رو خوندم ولی
‫این علائم رو هیچ‌جا ازش حرفی نزده بودن.

00:03:01.910 --> 00:03:05.280
‫پس برای همینم کنار تختش یه خروار کتاب بود.

00:03:05.280 --> 00:03:10.580
‫وایسا، می‌دونم چه خبره!
‫جان باید یه نفرین روی من گذاشته باشه.

00:03:10.580 --> 00:03:12.080
‫ساحره‌ی جهنمی؟

00:03:12.080 --> 00:03:13.830
‫نفرینت کرد؟

00:03:13.830 --> 00:03:19.300
‫این علائم تا قبل از اینکه جان خون منو توی
‫ژوودان خورد، ظاهر نشده بودن.

00:03:20.510 --> 00:03:22.720
‫صورتم یه دفعه داغ شد،

00:03:22.720 --> 00:03:26.930
‫سینه‌م یه احساس فشرده شدن داشت و
‫قلبم هم به تند تند زدن خودش ادامه میداد.

00:03:26.930 --> 00:03:27.390
‫عه...

00:03:27.390 --> 00:03:27.890
‫عه...

00:03:27.890 --> 00:03:29.600
‫تازه از همه بدتر،

00:03:29.600 --> 00:03:33.230
‫مهم نیست چیکار کنم،
‫تمام چیزی که می‌تونم بهش فکر کنم جانه،

00:03:33.230 --> 00:03:35.190
‫این دیگه چه وضعیه؟!

00:03:35.190 --> 00:03:38.480
‫چی داره به سرم میاد؟

00:03:38.480 --> 00:03:41.150
‫یه اتفاق عجیبی وقتی گازم زد، برام افتاد.

00:03:41.150 --> 00:03:44.240
‫راستش رو بخواین، چندین برابر حالت معمول حس بهتری داشت!

00:03:44.240 --> 00:03:45.490
‫عه!

00:03:45.490 --> 00:03:48.950
‫باید یه کاری باهام کرده باشه.

00:03:48.950 --> 00:03:53.080
‫شاید اون دندون‌های نیشش سمی بودن یا
‫یه نفرینی روم گذاشته!

00:03:54.460 --> 00:03:57.090
‫کُنت ارلوک؟

00:03:57.090 --> 00:03:58.840
‫گم شین، بیرون!

00:03:58.840 --> 00:04:03.180
‫نه، خواهشاً! بذارین بیایم تو!
‫حداقل یه توصیه‌ای چیزی بهمون بکنین.

00:04:03.180 --> 00:04:05.840
‫کُنـــــــــــــت ارلـــــــــوک!

00:04:05.840 --> 00:04:08.350
‫چاره‌ای جز شکستن این در برام نذاشتین!

00:04:08.350 --> 00:04:11.770
‫شنیدی چه تهدیدهایی داره از پشت در می‌کنه؟!

00:04:11.770 --> 00:04:15.060
‫این احمق‌بازی‌ها رو در نیار، وحشی!

00:04:15.060 --> 00:04:18.270
‫عه؟ وانیتاس!

00:04:57.900 --> 00:05:02.110
‫این دیگه چیه؟

00:05:02.110 --> 00:05:04.780
‫تا حالا همچین حسی نداشتم.

00:05:04.780 --> 00:05:07.700
‫حالا باید چیکار کنم؟

00:05:07.700 --> 00:05:09.490
‫عاشقتم!(به فرانسوی)

00:05:09.490 --> 00:05:12.290
‫وقتی نمی‌تونستیم هم‌دیگر رو ببینیم،
‫به چیزی جز تو نمی‌تونستم فکر کنم و

00:05:12.290 --> 00:05:14.960
‫یه درد وحشتناکی رو در قلبم حس می‌کردم.

00:05:14.960 --> 00:05:16.670
‫بعدش تازه فهمیدم که...

00:05:16.670 --> 00:05:22.170
‫این درد نشون‌دهنده‌ی عمق احساساتی بود
‫ که من نسبت به تو داشتم.

00:05:22.170 --> 00:05:26.340
‫وانیتاس، عشق دقیقاً چیه؟

00:05:29.010 --> 00:05:33.640
‫نه. نه. عمراً.

00:05:33.640 --> 00:05:35.770
‫چنین چیزی...

00:05:37.690 --> 00:05:40.060
‫چطور می‌تونه اتفاق بیفته!

00:05:41.320 --> 00:05:42.780
‫ببخشید.

00:05:44.230 --> 00:05:46.280
‫رولند؟!

00:05:47.240 --> 00:05:48.950
‫عه، وینسنت عزیز.

00:05:48.950 --> 00:05:52.120
‫فکرش هم نمی‌کردم، اینجا ببینمت!

00:05:53.540 --> 00:05:55.500
‫دوستت‌ـه؟

00:05:55.500 --> 00:05:57.540
‫بذار معرفیت کنم، وینسنت عزیز.

00:05:57.540 --> 00:06:00.500
‫این هم‌رزم من، اولیویر.

00:06:00.500 --> 00:06:02.040
‫اولیویر؟

00:06:02.040 --> 00:06:03.880
‫اولیویر ابسیدین، ها؟

00:06:02.040 --> 00:06:03.880
‫این سنگ ابسیدین یا شیشه‌ی آتشفشانی یه جور لقبه
‫که به این اولیویر که یکی از شوالیه‌هاست دادن.

00:06:03.880 --> 00:06:08.050
‫نکنه، این بیرون هم دردسر درست می‌کردی؟

00:06:08.050 --> 00:06:09.840
‫به‌نظر داره می‌ترسه.

00:06:09.840 --> 00:06:14.850
‫نه بابا، من و وینسنت فقط یه بار مسابقه‌ی نوشیدن گذاشته بودیم.

00:06:14.850 --> 00:06:20.020
‫دلم براش می‌سوزه. بحث نوشیدن که بشه
‫ شتر جلوی رولند کم میاره.

00:06:20.020 --> 00:06:22.480
‫به‌نظر میاد رولند برات دردسر درست کرده.

00:06:22.480 --> 00:06:25.150
‫بذار یه فنجون قهوه مهمونت کنم.

00:06:25.150 --> 00:06:28.740
‫مشکلی نیست، ولی انگاری عجله داشت.

00:06:28.740 --> 00:06:32.490
‫کنجکاوم بدونم توی روزهای تعطیلت چطور وقت می‌گذرونی.

00:06:32.490 --> 00:06:35.700
‫حتی شاید یه معشوقه هم داری.

00:06:35.700 --> 00:06:39.120
‫هه! خبری از عشق نیست، حداقل الآن که نه.

00:06:39.120 --> 00:06:40.540
‫الآن نه؟!

00:06:40.540 --> 00:06:42.960
‫باز دوباره ولت کردن؟

00:06:42.960 --> 00:06:45.380
‫اون روز، یه خانم خودش رو توی بغلت پرت کرد!

00:06:45.380 --> 00:06:48.670
‫اگه کسی باشه که میون خانم‌ها محبوب باشه، اون توئی.

00:06:48.670 --> 00:06:53.850
‫وینسنت، خانم‌ها همینطوری کشته‌مُرده‌ی اولیویر ان.

00:06:53.850 --> 00:06:55.890
‫خب، من حسابی خوش‌تیپم.

00:06:55.890 --> 00:06:58.020
‫خیلی هم متواضع‌ـه!

00:06:59.850 --> 00:07:04.110
‫می‌خوام که اگه باز در حال انجام یه دردسر جدیدی
‫زودتر باخبر بشم.

00:07:04.110 --> 00:07:06.400
‫یکم از درد آینده‌ کاسته میشه.

00:07:06.400 --> 00:07:09.150
‫که اینطور! باید برات سخت باشه، اولیویر.

00:07:09.150 --> 00:07:12.360
‫اصلاً می‌شنیدی چی می‌گفتم؟

00:07:15.490 --> 00:07:18.370
‫حالا که دارین پیشنهاد میدین،

00:07:18.370 --> 00:07:21.210
‫فکر کنم اون فنجون قهوه رو قبول کنم.

00:07:23.130 --> 00:07:28.710
‫و می‌تونین یه ماشین سبک پرنده رو در محل پهلوگیری کشتی‌های هوایی، هدایت کنین.

00:07:28.710 --> 00:07:32.430
‫پس من و اولیویر هم تا همین چند دقیقه
‫پیش، داشتیم بالای آسمون پاریس پرواز می‌کردیم.

00:07:32.430 --> 00:07:36.560
‫قبل شروع نمایشگاه بین‌المللی یه امتحانی بکنینش،
‫وگرنه اون موقع حسابی شلوغ میشه.

00:07:38.930 --> 00:07:45.860
‫یه ربعی گذشته، ولی وانیتاس یه کلمه‌ هم حرف نزده.

00:07:49.440 --> 00:07:54.030
‫قهوه‌ت... داره سرد میشه.

00:07:58.080 --> 00:07:59.620
‫شما...

00:07:59.620 --> 00:08:00.500
‫همم.

00:08:00.500 --> 00:08:04.080
‫چیزی که می‌خوام بگم...

00:08:05.790 --> 00:08:10.090
‫تجربه عشق‌و‌عاشقی زیادی دارین؟

00:08:10.090 --> 00:08:12.130
‫تجربه؟ خب...

00:08:12.130 --> 00:08:15.800
‫خودم رو نمی‌دونم، ولی اولیویر حسابی باتجربه‌س.

00:08:15.800 --> 00:08:17.300
‫انکارش نمی‌کنم.

00:08:17.300 --> 00:08:20.310
‫ا-این...

00:08:20.310 --> 00:08:23.690
‫اینی که میگم در مورد یکی از دوستامه.

00:08:23.690 --> 00:08:27.520
‫عه؟ آهــــا، همم! ادامه بده!

00:08:27.520 --> 00:08:34.780
‫جدیداً، هر کاری می‌کنه نمی‌تونه از فکر
‫یه زن خاصی بیرون بیاد، مهم نیست چقدر تلاش می‌کنه.

00:08:34.780 --> 00:08:40.910
‫میگه که دردی رو توی سینه‌ش احساس می‌کنه و
‫شبا هم نمی‌تونه بخوابه.

00:08:40.910 --> 00:08:42.540
‫جدی؟!

00:08:42.540 --> 00:08:45.170
‫و اون زنی که دوست داره... چه‌جور زنی‌ـه؟

00:08:45.170 --> 00:08:49.420
‫ا-اون خیلی زیباست با پوستی سفید و سینه‌های بزرگ.

00:08:49.420 --> 00:08:50.840
‫بدک نیست.

00:08:50.840 --> 00:08:55.380
‫چرا نمی‌تونه از فکرش بیرون بیاد؟
‫اتفاقی بین‌شون افتاده؟

00:08:55.380 --> 00:08:58.680
‫از جزئیات بی‌خبرم.

00:08:58.680 --> 00:09:02.390
‫اولش، واکنش‌هایی که نشون میداد براش جالب بودن.

00:09:02.390 --> 00:09:05.390
‫فکر می‌کرد که این تنها چیز جذابش‌ـه.

00:09:05.390 --> 00:09:09.400
‫اما اون خانم جنبه‌های مختلفی از شخصیتش
‫رو به اون نشون داد که هیچوقت انتظارش رو نداشت.

00:09:09.400 --> 00:09:12.190
‫این اتفاق واقعاً براش شوکه‌کننده بود.

00:09:12.190 --> 00:09:17.610
‫اون روز دیگه هم جوری خودش رو روش انداخت
‫انگار می‌خواست قلب و روحش رو مال خودش بکنه، بوسش کرد!

00:09:17.610 --> 00:09:19.330
‫بعدش...!

00:09:21.870 --> 00:09:26.460
‫هرگز چنین لبخندی بر لبانش ندیده بود.

00:09:26.460 --> 00:09:28.460
‫همین بود.

00:09:28.460 --> 00:09:34.130
‫همین بود... ولی همین کافی بود که
‫کلاً دیدش نسبت به اون خانم عوض بشه.

00:09:36.010 --> 00:09:38.640
‫اولیویر.

00:09:38.640 --> 00:09:43.520
‫شرمنده. این دسر انقدر ترش‌و‌شیرینه که پرید توی گلوم.

00:09:44.680 --> 00:09:46.940
‫انگاری که می‌درخشه.

00:09:46.940 --> 00:09:48.100
‫می‌فهمیش؟

00:09:48.100 --> 00:09:52.440
‫البته که می‌فهمم. وینسنت عزیز. در یه کلمه بگم...

00:09:52.440 --> 00:09:54.440
‫... اون عشقه!

00:09:55.440 --> 00:09:56.900
‫چی شده؟

00:09:56.900 --> 00:09:58.410
‫عشق؟

00:09:58.410 --> 00:10:02.490
‫پس واقعاً همینه؟ این...

00:10:02.490 --> 00:10:04.120
‫یه عشق واقعیه؟

00:10:04.120 --> 00:10:07.080
‫چه‌جوری از شر این علائم خلاص بشم؟

00:10:07.080 --> 00:10:10.000
‫به درد کشیدن عادت دارم، اما هیچ‌چیزی مثل این نیست.

00:10:10.000 --> 00:10:10.540
‫- وانی...

00:10:10.540 --> 00:10:13.590
‫- این عذاب‌‌کشیدن رو نمی‌تونم تحمل کنم.

00:10:13.590 --> 00:10:18.880
‫این احساس ناخوشایند، انگاری که دارم از درون دوباره نوشته میشم....

00:10:18.880 --> 00:10:20.590
‫قابل تحمل نیست.

00:10:20.590 --> 00:10:24.720
‫حتی دیگه وانمود نمی‌کنه که داره در مورد دوستش حرف می‌زنه.

00:10:24.720 --> 00:10:26.930
‫ا-اما، وینسنت عزیز،

00:10:26.930 --> 00:10:32.860
‫اون‌جوری که از حرفات برداشت میشد،
‫انگاری که اون خانم هم همین احساس رو داره.

00:10:35.480 --> 00:10:36.570
‫ها؟

00:10:36.570 --> 00:10:37.860
‫چی؟

00:10:37.860 --> 00:10:39.990
‫چنین چیزی ممکن نیست.

00:10:39.990 --> 00:10:41.120
‫عمراً.

00:10:41.120 --> 00:10:42.120
‫چرا؟

00:10:42.120 --> 00:10:43.580
‫میگی، چرا؟!

00:10:43.580 --> 00:10:47.540
‫به‌خاطر اینکه من بهش نزدیک شدم،
‫چون فکر می‌کردم هیچ‌وقت، عاشقم نمیشه.

00:10:47.540 --> 00:10:49.210
‫چرا؟

00:10:50.250 --> 00:10:52.880
‫چون حال بهم زنه!

00:10:54.090 --> 00:10:58.590
‫چرا یه نفر باید عاشق یکی مثل من بشه؟

00:11:01.590 --> 00:11:03.390
‫جا خوردم.

00:11:03.390 --> 00:11:08.390
‫پس از اون چیزی که فکر می‌کردم هم بیشتر از خودت بدت میاد.

00:11:08.390 --> 00:11:10.560
‫ها؟!

00:11:10.560 --> 00:11:13.730
‫اما همه‌چی حل میشه!
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:11:13.730 --> 00:11:19.530
‫اگه نمی‌تونی خودت رو دوست داشته باشی،
‫من اونقدر دوست خواهم داشت که برای هردومون کافی باشه!

00:11:19.530 --> 00:11:22.660
‫‫خدای عشق به‌ همه‌ی ما به یک‌اندازه عشق می‌ورزه!

00:11:22.660 --> 00:11:25.160
‫ساده بگم: نتونستی متوجه‌ش بشی!

00:11:25.160 --> 00:11:28.910
‫واسه عاشقِ یکی بودن لازم نیست بترسی.

00:11:28.910 --> 00:11:31.870
‫تویی که الان داری منو می‌ترسونی!

00:11:31.870 --> 00:11:35.790
ولش کن! من خرم که اومدم
!راجع‌به این موضوع با تو حرف زدم

00:11:35.790 --> 00:11:36.480
‫احمق. خنگ خدا!

00:11:36.480 --> 00:11:37.550
‫احمق. خنگ خدا!

00:11:37.550 --> 00:11:41.510
‫دیگه نیا نزدیک من، خنگول!

00:11:42.970 --> 00:11:44.350
‫نفهم!

00:11:44.350 --> 00:11:46.220
‫گیلبرت؟

00:11:46.220 --> 00:11:49.180
‫زود باش. بهتره بری دنبالش.

00:11:50.770 --> 00:11:53.690
‫درسته. بعداً می‌بینمت رولند.

00:11:54.980 --> 00:11:59.150
پس اون، همون عضو خاندان ماه آبی‌ـه
.که همه در موردش حرف می‌زنن

00:11:59.150 --> 00:12:01.490
‫عه، لو رفتیم؟

00:12:05.950 --> 00:12:11.620
‫عجیبه که تو، به یکی وابسته شی.

00:12:11.620 --> 00:12:14.630
‫مگه بهش وابسته شدم؟

00:12:14.630 --> 00:12:17.500
‫از نظر من که اینجوریه.

00:12:17.500 --> 00:12:23.180
آها. خب، وانیتاس همیشه جوریه که
.انگار خیلی سست و ضعیف هست

00:12:23.180 --> 00:12:28.930
،انگار که اگه یه آن چشمام رو از روش بردارم
.درهم می‌شکنه و خُرد و خاکشیر می‌شه

00:12:28.930 --> 00:12:31.270
‫نمی‌تونم به حال خودش ولش کنم.

00:12:38.320 --> 00:12:41.780
‫بابت اتفاقاتی که رخ داد واقعاً متأسفم.

00:12:41.780 --> 00:12:45.660
‫شما رو خیلی توی دردسر انداختم.

00:12:45.660 --> 00:12:47.870
‫داشتی به دستورات عمو جانم عمل می‌کردی.

00:12:47.870 --> 00:12:51.000
‫نیازی نیست نگرانش باشی.

00:12:51.000 --> 00:12:53.790
‫بیا قبل از اینکه چای‌مون سرد بشه، ازش لذت ببریم.

00:12:53.790 --> 00:12:59.380
و لطفاً هر چیزی که توی ژوودان اتفاق
.افتاد و می‌شه بیانش کرد رو بهم بگو

00:13:02.300 --> 00:13:05.970
‫آها. حتماً خیلی بد بوده، جان.

00:13:05.970 --> 00:13:09.640
‫نمی‌دونم حق گفتنش رو دارم یا نه،

00:13:09.640 --> 00:13:14.850
ولی خوشحالم که مجبور نشدی
.دوست ارزشمندت رو بکشی

00:13:14.850 --> 00:13:19.020
‫آخه نمی‌خوام تو رو ناراحت ببینم.

00:13:19.020 --> 00:13:20.940
‫ارباب لوکا.

00:13:26.200 --> 00:13:29.700
‫خب، کلوئی د پشیه الان کجاست؟

00:13:29.700 --> 00:13:31.080
‫نمی‌دونم.

00:13:31.080 --> 00:13:36.170
بقیه‌ش رو به وانیتاس سپردم و
.سریعاً از ژوودان برگشتم

00:13:36.170 --> 00:13:37.080
‫چرا؟

00:13:37.080 --> 00:13:39.670
می‌دونستم ممکنه وقتی که برمی‌گردم
،ازم راجع‌بهش بپرسن

00:13:39.670 --> 00:13:43.510
واسه همین تصمیم گرفتیم که بهتره
.من ندونم مکان تقریبی کلوئی کجاست

00:13:43.510 --> 00:13:45.760
‫آهــــا.

00:13:45.760 --> 00:13:48.970
‫ولی مطمئنم حالش خوبه.

00:13:48.970 --> 00:13:52.430
‫می‌دونم وانیتاس چه‌جور آدمیه.

00:13:52.430 --> 00:13:56.730
‫هیچ‌وقت با کلوئی بدرفتاری نمی‌کنه.

00:13:56.730 --> 00:14:02.400
ا-انگاری داری یـ-یکم بهش
اعتماد می‌کنی، مگه نـ-نه؟

00:14:02.400 --> 00:14:05.740
‫یه‌جورایی یکم غیرطبیعی‌ـه.

00:14:05.740 --> 00:14:10.410
آره، حالا که بهش اشاره کردین
.انگاری یکم عجیبه

00:14:10.410 --> 00:14:17.080
،از وقتی که از ژوودان برگشتم
.نمی‌تونم به وانیتاس فکر نکنم

00:14:17.080 --> 00:14:20.420
‫دیگه اون حس تنفر رو نسبت بهش ندارم.

00:14:20.420 --> 00:14:23.630
‫حقیقتاً، داره یکمی می‌درخشه.

00:14:23.630 --> 00:14:27.930
،عجیبه ولی وقتی بهش فکر می‌کنم
.ضربان قلبم خیلی میره بالا

00:14:27.930 --> 00:14:31.100
‫ولی... این درست نیست!

00:14:31.100 --> 00:14:33.260
‫آخه، انگاری...

00:14:33.260 --> 00:14:38.850
‫انگاری تو... عاشق وانیتاس شدی!

00:14:42.980 --> 00:14:45.860
‫عاشقش شدم؟

00:14:45.860 --> 00:14:48.150
‫عاشق وانیتاس؟

00:14:52.910 --> 00:14:53.910
‫اوه.

00:14:53.910 --> 00:14:55.580
‫اوه؟

00:15:10.930 --> 00:15:12.890
‫به هر کی که می‌پرستی، کمک‌مون کن دومینیک!

00:15:12.890 --> 00:15:15.930
‫جانِ جیگیلیِ من یه چیزیش شده!

00:15:15.930 --> 00:15:17.680
‫چی شده، جان؟!

00:15:17.680 --> 00:15:23.520
‫بله، مادمازل دومینیک. انگار...

00:15:23.520 --> 00:15:27.650
‫انگار واقعاً عاشق وانیتاس شدم.

00:15:30.320 --> 00:15:33.160
‫خب بیا آروم راجع‌بهش حرف بزنیم.

00:15:33.160 --> 00:15:34.780
‫چشم!

00:15:34.780 --> 00:15:38.250
‫جان، امروز چیز عجیبی خوردی؟

00:15:38.250 --> 00:15:40.160
‫یا نکنه سرت خورده به جایی؟

00:15:40.160 --> 00:15:43.040
نکنه یکی خونِت رو خورده و همون
!موقع مسمومت کرده؟

00:15:43.040 --> 00:15:44.790
‫چشم‌هات آسیب ندیده؟!

00:15:44.790 --> 00:15:45.630
‫چی؟

00:15:45.630 --> 00:15:49.840
وگرنه ‫چجوری باور کنیم عاشق همچین مردی شدی؟!

00:15:49.840 --> 00:15:50.970
‫درسته!

00:15:50.970 --> 00:15:53.260
‫اگه عاشق نوئه می‌شدی باز یه چیزی!

00:15:53.260 --> 00:15:53.840
‫چی چی؟

00:15:53.840 --> 00:15:56.350
‫قوی‌ـه، جذابه، مهربونه و قابل ستایشه!

00:15:56.350 --> 00:15:57.350
‫دومــــی!

00:15:57.350 --> 00:16:00.060
‫معلومه که همه عاشقش می‌شن!

00:16:00.060 --> 00:16:01.980
‫حتی نمی‌خوام عاشق نوئه شه!

00:16:01.980 --> 00:16:04.190
‫منم نوموخــــــوام!

00:16:04.190 --> 00:16:07.520
‫وانیتاس کلاً برعکس نوئه‌ست!

00:16:07.520 --> 00:16:09.780
‫باهات بدرفتاری کرد، یادته؟

00:16:09.780 --> 00:16:14.700
‫ولی، وانیتاس چندین بار نجاتم داده.

00:16:14.700 --> 00:16:16.950
‫آدم خوبیه.

00:16:16.950 --> 00:16:21.540
‫همیشه احساساتش آمپر می‌چسبونه، آره؟

00:16:21.540 --> 00:16:23.670
‫خیلی خوشحالم.

00:16:23.670 --> 00:16:24.710
‫ها؟

00:16:24.710 --> 00:16:30.420
آخه فکر می‌کردم عشق چیزیه
.که یه جلاد حق نداره تجربه‌ش کنه

00:16:30.420 --> 00:16:32.680
‫ضربان قلبت میره بالا.

00:16:32.680 --> 00:16:36.390
‫خیلی هیجانی‌ـه. نمی‌تونی یه جا بند شی.

00:16:37.930 --> 00:16:40.720
‫ولی یه چیزی، یکم نگرانم کرده.

00:16:40.720 --> 00:16:42.810
‫چی هست؟

00:16:42.810 --> 00:16:46.190
‫اگه احساساتم واسه وانیتاس هی بیشتر شه،

00:16:46.560 --> 00:16:50.400
‫و وقتی اینجوری‌ام ببینمش...

00:16:52.110 --> 00:16:54.030
‫... می‌ترسم ببرمش یه گوشه،

00:16:54.030 --> 00:16:57.450
‫و تا دیدمش، بپرم روش و ترتیب همو بدیم.

00:16:54.030 --> 00:16:57.450
‫کلمه‌ای که گفت در اصل به معنی ازدواج
‫و رابطه داشتنه. آره دخترم، ازدواج نصف دین‌ـه.

00:16:58.620 --> 00:17:00.450
‫چه مرگت شده؟!

00:17:00.450 --> 00:17:04.160
اگه بخوایم همون اولش همه‌ی
راهو بریم خیلی سریعه، نه؟

00:17:04.160 --> 00:17:08.000
!مسئله سریع یا آروم بودنش نیست
!حُجب و حیا‌ نداری مگه تو؟

00:17:08.000 --> 00:17:09.290
‫چی؟

00:17:09.290 --> 00:17:14.130
ولی مامانم انقدر هی پاپیچِ بابام
.شده که آخرش اونو مال خودش کرده

00:17:14.130 --> 00:17:16.010
مامانت، ‫اینا رو بهت یاد داده؟!

00:17:16.010 --> 00:17:19.140
‫حق ندارم توی تربیت والدینت دخالت کنم،

00:17:19.140 --> 00:17:24.230
ولی یه رابطه‌ی درست، اولش با
.رد و بدل کردن نامه شروع می‌شه

00:17:24.230 --> 00:17:26.270
‫درسته، ارباب لوکا؟

00:17:26.270 --> 00:17:27.940
‫آسمون چنقده اوجگل شوده.

00:17:27.940 --> 00:17:28.810
‫ارباب لوکا؟!

00:17:28.810 --> 00:17:32.320
‫ببین! انقدر شوکه شده که دیگه تو باغ نیست!

00:17:32.320 --> 00:17:34.370
‫ارباب لوکا، خودتون رو جمع و جور کنید!

00:17:32.820 --> 00:17:36.280
‫چه رنگین‌کمون اوشمزه‌ای.

00:17:36.280 --> 00:17:38.410
‫و نکنه یادت رفته، جان؟

00:17:38.410 --> 00:17:43.290
‫خود اون مرد برگشت گفت: «من هیچ جوره،
‫علاقه‌ای به کسی که عاشق منه، ندارم.»

00:17:43.290 --> 00:17:45.870
‫دوست داشتن یه آدم این مدلی، بی‌معنی‌ـه.

00:17:45.870 --> 00:17:47.460
‫جدی؟

00:17:47.460 --> 00:17:49.040
‫فکر کنم راست می‌گید.

00:17:49.040 --> 00:17:52.670
باید تمرین کنم تا بتونم با وانیتاس
.خیلی عادی رفتار کنم

00:17:52.670 --> 00:17:54.420
‫نه! کلاً اشتباه گرفتی!

00:17:54.420 --> 00:17:56.510
‫نگران نباشید، مادمازل دومینیک!

00:17:56.510 --> 00:17:59.850
انقدر هم احمق نیستم که بذارم
.وانیتاس بفهمه چه حسی دارم

00:17:59.850 --> 00:18:04.560
توی قرار قبلی‌مون، استعدادهای
!بازیگری‌م رو ارتقاء دادم

00:18:06.310 --> 00:18:10.150
‫قرار؟! منظورت از قرار چیه، جان؟!

00:18:10.150 --> 00:18:11.110
‫چی؟

00:18:11.110 --> 00:18:16.740
از اینکه جان می‌تونه انقدر
.مشتاق باشه، متحیر شدم

00:18:16.740 --> 00:18:19.820
هیچ‌وقت نمی‌دونستم می‌تونه
.اینجوری لبخند بزنه

00:18:19.820 --> 00:18:25.660
وقتی بار اول دیدمش، فکر کردم
.این زندگی، اعتمادبه‌نفسش رو ازش گرفته

00:18:25.660 --> 00:18:29.330
‫فکر کردم باید ازش محافظت کنم.

00:18:29.330 --> 00:18:31.790
‫ولی احتیاجی نیست.

00:18:31.790 --> 00:18:34.760
‫نمی‌دونم به‌خاطر وانیتاس‌ـه یا نه،

00:18:34.760 --> 00:18:37.800
‫ولی خیلی بیشتر از قبل، حرف می‌زنه.

00:18:37.800 --> 00:18:39.970
‫نمی‌تونم چشم‌هامو ازش بردارم.

00:18:42.930 --> 00:18:46.310
‫حالا می‌فهمم چرا توی ذهن نوئه‌ست.

00:18:46.310 --> 00:18:49.730
‫اصلاً عین من نیست.

00:18:51.560 --> 00:18:53.190
‫دومینیک؟

00:18:55.730 --> 00:18:59.240
‫نوئه.

00:18:59.240 --> 00:19:01.040
‫نوئـــــــــه!

00:19:03.990 --> 00:19:07.370
‫اگه انقدر زیاد اونجا بمونی، سرما می‌خوریا.

00:19:07.370 --> 00:19:08.870
‫خفه بابا.

00:19:08.870 --> 00:19:14.550
الان یادم اومدم وقتی کنت اُرلوک
.رو دیدیم، موسیو مانت بهم چی گفت

00:19:14.550 --> 00:19:16.090
‫نمی‌خوام بدونم.

00:19:16.090 --> 00:19:18.720
‫از وقتی از ژوودان برگشتیم،

00:19:18.720 --> 00:19:22.390
توی پاریس، یه عالمه حمله‌ی
.خون‌آشام‌ها گزارش شده

00:19:22.390 --> 00:19:25.680
‫ممکنه کار یه حامل نفرین باشه؟

00:19:25.680 --> 00:19:27.310
‫نمی‌دونم.

00:19:32.020 --> 00:19:33.610
‫وانیتاس.

00:19:33.610 --> 00:19:39.280
توی ژوودان، برای اولین بار، انسانی رو دیدم
.که از اعماق قلبش از خون‌آشام‌ها متنفر بود

00:19:39.280 --> 00:19:41.360
‫و واسه همین، ازش متنفرم.

00:19:41.360 --> 00:19:45.580
‫نمی‌تونستم بذارم ببره. از جنگیدن باهاش پشیمون نیستم.

00:19:45.580 --> 00:19:49.000
‫ولی به فکر واداشتم.

00:19:49.000 --> 00:19:54.500
چی باعث شد که تو یه مسیر
رو بری، و آستولفو یه مسیر دیگه؟

00:19:55.960 --> 00:19:59.630
قطعاً خون‌آشام ماه آبی
.نقش به‌سزایی داشته

00:19:59.630 --> 00:20:02.010
‫ولی قبل اون، حتی یه چیز کوچیک،

00:20:02.010 --> 00:20:06.220
،مثل بال زدن یه پروانه
.می‌تونست مسیرت رو عوض کنه

00:20:10.890 --> 00:20:16.360
و اینجوری، ممکن بود کسی که توی
.ژوودان باهاش مبارزه می‌کنم، تو باشی

00:20:16.360 --> 00:20:18.690
‫هدفت چیه؟

00:20:22.490 --> 00:20:27.120
«خوشحالم اون روز توی «لا بالین
،کسی که دیدمش یه شکارچی نبود

00:20:27.120 --> 00:20:30.950
‫بلکه یه پزشک بود که متخصص خون‌آشام‌هاست.

00:20:34.290 --> 00:20:39.670
‫معلومه که هنوز هم ازت خوشم نمیاد.

00:20:39.670 --> 00:20:41.590
‫ولی...

00:20:44.130 --> 00:20:48.430
‫خوشحالم که تو، به چنین آدمی که الآن هستی، تبدیل شدی.

00:20:48.430 --> 00:20:51.060
‫می‌دونم اینا رو خودسرانه گفتم،

00:20:51.060 --> 00:20:53.810
‫ولی می‌خواستم بدونی.

00:20:53.830 --> 00:20:57.830
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال و انيمه با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:21:06.530 --> 00:21:09.660
‫ببین ببین، می‌گن پارک شهره.

00:21:09.660 --> 00:21:14.000
‫انگار باحاله. امیدوارم یه روزی بتونم برم.

00:21:17.210 --> 00:21:21.050
‫عه. آبجی، باز همو دیدیم؟

00:21:29.050 --> 00:21:31.350
‫اینجوری نمی‌شه.

00:21:31.350 --> 00:21:36.270
‫بهت گفتم موسیو نوئه رو برام بیاری.

00:21:36.270 --> 00:21:39.980
‫چرا کاری که گفتمو نمی‌کنی؟

00:21:39.980 --> 00:21:43.610
‫اگه نیاریش،

00:21:43.610 --> 00:21:47.160
مجبور می‌شم از تو به‌عنوان
.طعمه استفاده بکنم

00:21:55.500 --> 00:21:59.420
‫منو ببخش، آبجی دومی.

00:22:01.110 --> 00:22:05.010
‫خاطره‌ی بیستم

00:22:02.590 --> 00:22:05.010
‫دل‌شکسته - بیماریِ لاعلاج

00:22:06.220 --> 00:22:10.980
‫قبل از دونستنش، متوجه شدم

00:22:10.980 --> 00:22:15.670
‫فکر می‌کردم اراده‌ی خودمه، ولی این اراده چیزی جز یه چیز پیش‌ساخته‌‌شده نبود

00:22:15.670 --> 00:22:20.430
‫مثل یه رژه که مقصد به خودش بی‌توجه‌‌ـه

00:22:20.430 --> 00:22:25.180
‫در امتداد جاده‌ای که توسط ناخودآگاهم هموار شده بود، قدم زدم

00:22:25.820 --> 00:22:29.860
‫با بینش من در یه افول کامل

00:22:29.860 --> 00:22:34.610
‫دروغ گفتن درست مثل بقیه، حس خوبی داشت

00:22:35.200 --> 00:22:38.770
‫استدلال‌های غلطی که به یک‌دیگر می‌رسند

00:22:38.770 --> 00:22:43.010
‫چه موقع بود که قلبم به این صورت تکه‌تکه شد؟

00:22:43.380 --> 00:22:45.870
‫با همین اشتباه‌های بی‌جامون، راهی به هم پیدا می‌کنیم

00:22:45.870 --> 00:22:52.640
‫پشت این مسیرِ عاری از اشتیاق و رغبت ولی سرراست چه چیزی وجود داره؟

00:22:52.640 --> 00:22:55.350
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:22:55.350 --> 00:23:04.640
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:02.320 --> 00:23:04.640
احساسات‌مون مشابه‌ان

00:23:04.640 --> 00:23:11.680
‫این پیوند دقیقاً کجا می‌خواد ما رو به هم برسونه، در حالی که مدت‌هاست که از بین رفته؟

00:23:11.680 --> 00:23:14.190
‫ارسال امواجی در این هوای آلوده

00:23:14.190 --> 00:23:23.780
‫برای اولین بار نفس می‌کشیم، بدون دانستن قوانین، دوباره و دوباره به انجام یک کار می‌پردازیم

00:23:27.530 --> 00:23:33.090
‫به روز رستگاری ایمان داشته باش

00:23:35.190 --> 00:23:40.030
‫خاطره‌ی بیست و یکم

00:23:36.620 --> 00:23:40.030
‫دیگری - زخم
